امام در حال ورق زدن قرآن اهدایی ابوپوتین بود که در صفحه آخرآن چشمش به جمله ایی به زبان روسی و به خط شخص ابوپوتین افتاد !! سپس با کنجکاوی معجزه ی ترجمه زبانهای خارجی را روشن نمود وبا تعجب دید که آن کافر مکار نوشته این کتاب مزخرف به درد عمه ات می خوره و جاش تو کشور ما نیست!امام که بشدت روی عمه ی مطهرشان حساس بودن!! از آن تاریخ به بعد، به تمامی گشتهای ارشاد سامرا دستور دادن که عمه ی مطهرشان وهمچنین تمام زنان مسلمان حق پوشیدن هیچ گونه پوتین و چکمه ایی را ندارندو این چنین بود که امام با چنین حرکت سیاسی سنجیده ایی سیاست نه شرغی نه غربی را پیاده نمودندو درس بزرگی به تمامی کفار دادند
(از قرآن مجید تا قرآن پوتین!! نوشته آنتوان نقوف)
طنز و جوک امام نقی
آوردهاند که روزی سواری شتابان به خدمت امام رسید و خبر کشیدن بخیه از صورت طفل خردسال را به سبب تنگدستی به عرض ایشان رسانید. اشک شادی بر چهره نورانی امام روان گشته و به سوار خلعت بخشیده و سپس فرمودند "الیوم اکملت لکم انقلابکم. امروز روزی است که انقلاب مستضعفان و پابرهنگان بر شما کامل گشت."
معمای امام قسمت سیزدهم
علم لدنی امام نقی چنان عمیق بود که ایشان ریاست دپارتمان آر اند دی اپل سامرا و استاد تمامی دانشگاه استنقورد را در رزومه داشتند. قرآن آپدیت شونده و شتر برقی از دستاورد های سترگ ایشان است.
iQuran© 6s رفرنس
ای امام من کنون دریافتم که توچه نگین گهرباری برای مردان فلک زده این دیار هستی. با یاری تو و دولتمردان و زنان اسلامیت ما مردان این سرزمین دوباره قدعلم کرده و ازستم زنان خود رهائی یافتیم.
کنون منزل در صلح و صفا است، چون با ابراز کوچکترین مخالفتی، با حداقل دوعدد صیغعه ای جواب گو هستیم.
از ابو استبرا مرویست در محضر امام بودم که پیرمردی بر او وارد شد و گفت یبن رسول اهل خانواده ام تمام پولهایم را خرج می کنند و هرکجای منزل پولهایم را مخفی می کنم آنها را پیدا می کنند!! چه کنم چاره ایی بیاندیش که پولهایم از دیدگانشان مخفی بماند امام فرمود در بیت تان قرآن داری گفت مگر می شود مسلمانی در سرایش قرآن نباشد امام فرمود پس پولهایت را در لای قرآن قرار ده تا از گزند آنها در امان باشند !! پیرمرد که رفت از امام پرسیدم یبن رسول چگونه قرآن پولهای این بینوا را حفاظت می کند امام بیضتین مبارک را جابجا نمود و گفت مسلمین لای قرآن را باز نمی کنند و این از معجزات قرآن است که پیروانش آن را نمی خوانند و مقدسش می پندارند!! پس همانا قرآن امن ترین مکان هاست!! ( یک کتاب نخوانده و هزار درد بی درمان- تالیف ابن پشکل)
از امام نقی پرسیده شد، که چرا زنان در اسلام دارای حقوق یکسان (نسبت به مردان) نیستند؟
امام در جواب: آیا شما تا کنون زنی را با جای مهر روی پیشانی دیده اید؟ هر که دینش بیش حقش بیشتر!
امام همواره از شرایط آزادی بیان در سامرا گلایه داشت و میفرمود: این آزادی کم است؛ حال آنکه اصلا نباید باشد.
امام نقی با راه اندازی کمپین نه به ترامپ از تمامی مسلمین درخواست کرد به ترامپ رای منفی دهند زیرا احساس میکرد ترامپ با این کار اول جلوی شهادت طلبی را میگرفت در ثانی جلوی مسافرت سالیانه امام به لاس وگاس را
امام نقی مردم را در میدان اصلی سامرا جمع کرد و سپس بر بالای سنگی رفت و فرمود: ای کسانی که ایمان آورده اید! زین پس مراسم خرافه چهارشنبه سوری در دیار عجمان کُمپِلِت حرام و ممنوع است، و هر کس از شعله آتش بپرد چون زنان ناقص العقل وچون هتاکان زنازاده است، روایت است که هنوز تُف حضرت بر سر و کله حضار، خشک نشده بود که کافری ، فندکی بر ماتحت حضرت گرفت و امام از شرار این لهیب به سوی قمر بنی هاشم شتافت!
از کلنل نقی علی خان
ابولاشی بر امام نقی وارد شد و پرسید: اماما، شنیده ای دادگاهی در شهر ساری شهروندی را به جرم دزدیدن ۸ عدد نارنج به یک سال زندان و ۲۵ ضربه شلاق محکوم کرده است؟
امام نقی فرمودند: اینجور احکام برای جلوگیری از گسترش تروریسم ضروری است، چون نارنج دزد میتواند در آینده نارنجک دزد شود
امام نقی نامه ای به جوانان بلاد کفر نوشت که آنچنان شورانگیز بود که مرده را زنده می کرد و زنده را، از شدت شور، می کشت. لذا امام رئوف، که نمی خواست مسوول مرگ کسی باشد، دستور داد تا نامه را تنها به زبان های مرده دنیا ترجمه کنند.
ابوتفخیذ با خوشحالی پیش امام نقی آمد و گفت : حسن خمینی کاندیدای خبرگان شده.
امام فرمود : خیلی خوشحال شدم . به خدا سوگند او آزادی را به مردم ایران ارمغان میاورد و سپس فرمود : (الکی)
مطایبات نقوی
امام و تولد 31 سالگی:
در شب تولد 31 سالگی امام، گروهی از اصحاب تصمیم گرفتند تا مخفیانه به خانه امام رفته و هنگامی که ایشان به خانه می آیند، سورپرایزشان کنند. امام در ساعات پایانی شب و در تاریکی وارد خانه شدند و اصحاب جملگی به جلوی ایشان پریده و ذکر "تولدت مبارک" را به زبان جاری ساختند، امام که بسیار جا خورده بودند، گمان کردند که مورد حمله عباسیان قرار گرفته اند و نعره زنان پا به فرار گذاشتند. متاسفانه تا 6 ماه بعد از این ماجرا هیچ کس کوچکترین اثری از امام نیافت تا اینکه در ماه هفتم، یکی از اصحاب امام را با چهره مبدل در بغداد پیدا کرد و با شرح ماجرا توانست امام را راضی به بازگشت به سامرا کند.
امام پس از بازگشت، علت غیبت 6 ماهه خود را، جا گذاشتن ساعت مچیشان در بغداد ذکر کردند.
(خاطرات من و نقی، صفحه 61)
از: از اصحاب
امام نقی (ع) تلویزیونی در "نوق انقلس" افتتاح کرد که در آن احادیثی سیاسی میگفت و مردم را به قیام علیه ظلم دعوت میکرد.
پس از دیداد با "تریتا نقوی " تهدید و تطمیع شد و از آن پس میفرمود :
تلویزیون ما "اینترتیمنت " هست و احادیثی بهداشتی یا سکسی میگفت.
مثلا میفرمود: " شلغم بسیار بخورید تا سوی چشمانتان بیشتر شود."
ابو سنده سراسیمه بر امام وارد شد و گفت یبن رسول آیا حسن خمینی تجربه کافی برای عضویت در مجلس خبرگان را دارد؟ امام فرمود چرا ندارد!! او طی این سالها از پس ماموریت خطیر محافظت از توالتهای مقعد مطهر برآمده است مجلس خبرگان که چیزی نیست!!
(از حراست از خلا تا حراست از خدا - صفحه وسط - نوشته ی زیبا صادق کلام !! )
9 Likes
ابولاشی بر امام وارد شد و گفت یبن رسول خبر دارید که کشور گامبیبا سیستم حکومتش را جمهوری اسلامی اعلام کرده است!! امام با تعجب فرمود گامبیا نام کشوری است؟؟ چه اسم بامسمایی ، همچون نوع حکومتشان مثبت هیجده است!!
(اصول نیمه کافی - صفحه69 - تالیف اسدی طوسی مایل به قهوه ایی)
به فرزندان خود بجای شنا، پرواز بیاموزید. مملکت را آب برده بود اما حالا رو هواست.
امام نقی (;) وقتی یارانه ماهانه را نگرفت و دلار 4تومن شد
هر چرخش یک ثانیه طول میکشد، سرعتت را 2حرکت در گرادیان ثانیه تنظیم کن.
امام نقی (دث) وقتی که با الهام چرخنده به حجله رفته بود
ابولاشی نقل می کند که ریچارد داوکینز خدمت امام نقی رسید و عرض کرد: شما چگونه خدایی را میپرستید که نه دیده میشود و نه مدعایی بر وجود آن هست؟ نقی که تازه کتابهای دینی نظام قدیم را دوره کرده بود فرمود: شما چگونه میتوانید به وجود نیروی برق معتقد باشید وقتی که دیده نمی شود؟ داوکینز یک سیم دو رشته را از جیبش درآورد دو سر آن را لخت کرد و در پریز برق فرو کرد و به امام گفت لطفاً این سیم را در دستتان بگیرید. امام مظلوم از همه جا بیخبر ناگهان مانند لامپ 200 وات روشن شد و دود از ریشهایش بلند شد. فریادی زد و سیمها را رها کرد. داوکینز گفت این انرژی برق بود که اثرش را دیدید. در کسری از ثانیه برق تیزی ذوالنقار پدیدار شد و داوکینز به دو نیمه مساوی تقسیم گشت. امام فرمود این دست خدا بود که از آستین من درآمد و شما اثرش را به صورت نصف شدن مشاهده کردید.
از لورنس سامرا
امام در پاسخ به کسانی که میگفتند قرآن کامل نیست و خیلی از مسایل روز در آن نیست با ذکر آیه شریفه ادعونی استجب لکم (پیام دوستی بفرستید تا accept کنم شما را) فرمود خداوند حتی فیسبوک را هم پیشبینی کرده بود اما علم ما ناقص است .
تفسیر نامیزان.
امام نقی بن تقی در پاسخ به این سوال که چرا ارزش زنان در اسلام نصف مردان است؛؟
پاسخ داد چون ما فقط به نیم تنه پایین زنها نگاه میکنیم.
کشف السرار وعده الانوار.
از ابو ژیگولو نقل است که امام نقی در عنفوان جوانی همواره در جلوی مدارس دخترانه سامرا در انتظار فرج می پلکیدند.
از امام پرسیدند : تعدادی زن نامزد خبرگان شده اند. نظرتان چیست ؟
امام فرمود : پیش من بیاورید تا دانش فقهی آنها را امتحان کنم .
امام و عقاید پیشرو
ﻣﺮﯾﺪﯼ ﻧﺰﺩ امام نقی ﺑﯿﺎﻣﺪ ﻭ ﺑﮕﻔﺖ : ﯾﺎ اماما ﻣﻌﻨﺎ ﻭ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻛﻠﻤﻪ *
ﻻﺷﯽ * ﭼﯿﺴﺖ ؟
امام نقی ﻛﻪ ﺑﯿﻦ ﺍﺳﺘﺎﻧﻪ ﺩﺭ خانه شمقندر ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻓﺮﻣﻮﺩ:
.
* ﻻﺷﯽ ﺍﺻﻼ ﻓﺤﺶ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺷﻤﺎ ﺑﯿﻦ 2 ﺗﺎ ﭼﯿﺰ ﻛﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻻﺷﯽ
...*
ﻣﺮﯾﺪ ﺑﺨﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﮔﻔﺖ : ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﻛﻪ ﺑﯿﻦ ﺩﺭ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻻﺷﯽ
ﻣﯿﺒﺎﺷﯿﺪ؟!
امام نقی ﺑﻔﺮﻣﻮﺩ : * ﻓﺎﻙ ﯾﻮﻭ * ﻭ ﻋﻨﺎﻥ ﺍﺯ ﻛﻒ ﺑﺪﺍﺩﻧﺪ، ﺷﻤﺸﯿﺮ ﻛﺸﯿﺪﻩ
ﻣﺮﯾﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭ ﻗﺴﻤﺖ ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﯼ
ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺑﻜﺮﺩﻧﺪ
از نقی مبارز
شهید امام زمان's photo.
پس از قدیس اعلام نمودن (مادر ترزا) از سوی پوپ مسیحیان،حضرت امام نقی (ژِ) در اقدامی انقلابی و ضربتی (خاله الکسیس) را به عنوان قدیس جدید مسلمین اعلام نمودند.t
در روز سوم ثبت نام مجلس خفتگان رهبری آیتا.. تناسلی نماینده ولی فقیه در شورت مبارک نقی جهت ثبت نام از جای برخاسته واعلام آمادگی خود را ابراز داشتند.
حدیث القنفذ( جوجه تیغی)
روزی امام نقی در مسجد سامرا بر منبر زیارت عاشورا حاضر شده بود و بر رشادتهای بیشمار امام حسین در صحنه عاشورا ، مدح و نوحه میخواند در جایی حضرت به به واقعه خوانی عاشورا میپرداخت ......از شرح حال ان روز و وصف حال امام حسین چنین یاد کردند که هزاران هزار تیر بر بدن جد خود اصابت کرده و با این حال امام حسین با دلیری همچنان میجنگید ..امام نقی فرمودند که جد بزرگوارشان امام حسین با برخورد هزارن تیر کمان همچون "جوجه تیغی " شده بودند ولی همواره داعشوار از دشمن پشته میساختند ..!! این بود که اهالی مسجد در حالی که با یک دست بر سر و سینه خود میزدند و با دست دیگر جلوی خنده اشان را گرفته بودند از مسجد خارج شده و به صحرای کربلا پناه آوردند ....
امام و جمعی از اصحاب و مراجع معاصرشان از آزادی بیان بلادکفر استفاده کردند و برای تبلیغ اسلام واقعی راهی آن بلاد شدند اما شوربختانه آن ملائین وقتی با آموزه های عمدتا خشونت بار (نظیر کشتن کفار،سنگسار و..)یا سکسی (نظیر تفخیذ،ازدواج با دختر نه ساله و..) آشنا شدندتمام برنامه ها و منابر امام و همراهانش را با علائم +16 یا+18 مزین کردند !! ابن ابا اسهال می گوید امام وقتی این موضوع را دیدبا ناراحتی فراوان مرتب به آن ملائین اعتراض می کرد که ای کفار مسلمان خوار!! تا به کی حق اسلام و مسلمین را می خوریدنمره ی تمام برنامه های من و همراهانم در مورد این دین حنیف 20 است چرا 16 و 18 می دهید لامذهبا!!!!
(امام و بی خبری مطلق از مفهوم اعداد در سینما و رسانه ها)
ای ابولاشی توالتها را در داخل ضریح ام و در جنب قبر مطهرم جانمایی کنید!!!!
(وصیت هوشمندانه امام جهت جذب هر چه بیشتر زوار و کم کردن روی دیگر امامان و امام زادگان !!!)
ابولاشی از امام نقی علت عدم تمایل ایشان را برای شرکت در انتخابات مجلس خفتگان جویا شد.
امام نقی فرمودند: چون زیاد خر خر میکنم، نمیخواهم خواب بقیه نمایندگان بهم بخورد.
فداکاری های یک امام. از دفتر خاطرات ابولاشی
هنگامی که برادران یوسف وی را گروگان گرفتند و در چاه انداختند، یوسف چه گفت:
ابولاشی: فزت برب الشمقدر؟
بلال پخته: فزت بنق الرب گوجه؟
راسمالو: فزت بالغرانیق؟
عمو آب طالبی [با گریه]: اقا اینا ادای من رو در میارن.
امام نقی: به همتون صفر میدم.
آن حضرت فرمودند: شلپ
امام نقی و آموختن اکابیر به بزرگان دینش.
از هومر النقی
- میخواهی بخندی ؟ دانش متافیزیکی بیابانی_ الله محمد را بخوان و بخند -
- اینهم از علم و علوم و دانش جهانی و کهکشان شناسی_ الله محمد بیابانی -
- الله بیابانی محمد تازی ( خالق و عالم و قادر و قدیر آسمانی و کهکشانی و جهانی ؟؟ ) نمی دانسته که زمین گرد - کروی - است و گمان کرده که خورشید در چشمه آب فرو میرود.
- در قرآن سوره النباء آیه ۶ - آنهم گرفته شده از تورات یهود آمده است:
( الله زمین را صاف و مسطح و تخت آفریده است )
آن الله آفریننده زمین و آسمان تازیان، توگویی دانا و آگاه و قادر و قدیر و قدرتمند و خالق و آفریننده جهان هستی و کرات و کهکشانها ،،، همچنان نابینا و نادان، در سوره کهف آیه۸۶ می گوید :
( خورشید در چشمه آب غروب میکند )
- در سوره حج آیه ۶۵ ( الله محمد آسمان را با دست خودش نگه میدارد که بر روی زمین نیفتد )
- کاروان رفت و مسلمان در خواب و هنوز و همچنان با نادانی و نااگاهی، آلوده خرافات پوچ وهوچ قرآن بیابانی در پیش - بابک پرسا -
خالد ابن ولید بهرمانی بر امام وارد شد و عرض کرد :
اماما ! بعد از شما رهبری شورایی باشد یا فردی ؟
امام فرمود : هنگامی که با کنیزانت جماع میکنی , آیا اجازه میدهی مرد دیگری هم همراه تو باشد ؟
خالد گفت : نه!
امام فرمود : پس گوساله , چطور رهبری میتواند شورایی باشد ؟
خالد نعره زد و به خانه بازگشت.
رابطه عاطفی بین امام و امت
امام نقی سالی یک بار برای عسگری کوچولو آتاری کرایه می کرد و آن هم در شب یلدا. علی ابن یخدین میگوید: روزی از امام پرسیدم سرّ این کار چیست؟
فرمودند: چون این شب درازتر از بقیه شبهاست کرایه کردن سود بیشتری دارد!
بدفهمی های نقی – دکتر تخمِ نبی
ابو ابن الشجاع (پدر پسر شجاع) نقل میکند شمقدر که از طرف امام مسئول نظارت بر انتخابات و تعیین صلاحیت خود و دیگر کاندیداها برای شرکت در انتخابات نظارت بر نحوه امامت امام شده بود، دچار چنان گوزپیچی گشته بود که فقط دلداریهای شبانه دوساعت سوسن اورا از افسردگی خارج می نمود. والنقی اعلم...
نقی و بازی با احساسات دیگران، ص 69
روز موعود فرا رسید. امام و 7.2 یار باوفایش* به صحرای نرقلا رهسپار شدند و قبل از یزید به کارزار رسید و از آنجا که با علم لدنی خود میدانستند که اگر همینجوری بجنگد به فناک میرود ، دستور داد قبل از رسیدن یزید ، دور تا دورشان را خندق حفر کنند. خندق حفر شد و یزید از راه رسید و صحنه را دید. امام از آنطرف خندق به یزید ریشخند میزد و او را دست می انداخت که "هاهاها دستت به من نمیرسد" ! یزید کمانش را در آورد و همه ی یاران امام را کُشت! امام که تصور نمیکردند تیروکمان به این زودی ها اختراع شده باشد ، رو به دوربین کردند و گفتند: "قاعدتا نباید...." که جمله شان ناتمام ماند و آن مظلوم متاسفانه در اثر برخورد تیر به ماتحت مبارکشان و در نتیجهی آن خونریزی مغزی ، جان به نقی آفرین تسلیم کردند.
( * آن 0.2 جلوی 7 مال عسگری کوچولو است که چون شوشول نداشت ، آدم کامل حساب نمیشد)
از در جستجوی نقو
امام نقی به علت مصرف بیش از حد مواد روان گردان در اواخر عمر گرانبهایشان به این نتیجه رسیده بودند که ادیان الهی همه از یک جا نشئت میگیرند و همگی از یک آخور تغذیه میکنند. از همین رو ایشان در شب کریسمس محاسن خود را با آرد سفید کرده، لباس قرمز میپوشیدند و با گونی هایی پر از اذرقه و هدایا سوار بر جعفر طیار شده و هو هو کنان برای کودکان و زنان نصارایی سامرا که مردانشان را در جنگ با ایشان از دست داده بودند از عرش هدیه پرتاب میکردند. به گفته شاهدان عینی، هر شب کریسمس تعداد زیادی از زن و بچه کافران در اثر اصابت این گونی ها به هلاکت میرسیدند.
امام نقی و تریپ های خاله خرسه ای
گویند امام نقی در سالهای آخر عمر آنقدر حضور خداوند در همه جا را حس میکرد که دیگر به مستراح نمی رفت و چند روز بعد به مقام رفیعِ انفجار نائل شدند.
مسمومیتِ آن بزرگوار از ناحیه مغ
از شیخ الشباب
من کشاورز نیستم ولی کشتزارهایم را دوست دارم.
امام نقی در تجلیل از مقام زن

کافری مسلمانخوار بر امام وارد شد و گفت چرا شما و پیروانتان رسول لولا را بهانه خلقت می دانید ؟ آیا این سخن بی معنی و خنده دار نیست ؟؟ اگر این سخن درست است بطور مثال چه ارتباطی بین خلقت جدتان و پلاتی پوس یا کانگورو است؟؟ امام با شنیدن واژه پلاتی پوس ذوالنقار بر کشید و آن ملعون را به سه نیمه ی نامساوی تبدیل نمود ابولاشی دلیل کشتن آن ملعون را پرسید امام فرمود مردک فحش جدید یاد گرفته!!! (بهانه خلقت یا بهانه خریت ؟؟ تالیف ابن بشاش شاشو)
امام عادت داشتند، بر طبق سنت اسلامى، همه كار را با جدیت و خشونت انجام دهند. ایشان با جدیت كودكان را تفخیذ مى نمودند، به بیوه زنان كمك جنسى مى كردند، طلاق زنان شوهردار را مى گرفتند و آنها را صیغه مى نمودند، حتى حیوانات اهلى و وحشى را مورد عنایت قرار مى دادند. اما یك بار كه شكم مباركشان با مالش به پشت جوجه تیغى كوبایى به قلقلك افتاده بود و حضرت خنده ملایمى سر داده بودند؛ گزمه هاى خلیفه عباسى ظرف ٢ دقیقه، امام را شناسایى كردند و در شش دقیقه دسته بیلى سمى به پشت حضرتش وارد نمودند كه ابتدا موجب دلشكستگى و سپس باعث شهادت این امام فرزانه شد.
١٤ قرن غم/ ابن قنبل رومى/ ٦٩
از صحابه سوال كننده و دونیم شونده
با اعلام کنگره آمریکا مبنی بر ورود با ویزا برای کسانی که به ایران سفر کرده اند امام نقی اول برای جدش رضا کفتر باز گریست چون امسال نمیتواند به لاس و گاس بره بعد برای خودش کلی شادی کرد که دیگه مجبور نیست بره مشهد
شیخی بر امام نقی وارد شد و گفت یا پسر رسول از راهی دور برای حل مشکلی عظیم نزدتان آمده ام .
در روایات خواندم که جدت فرموده؛ المحاسن زینت الرجل(همانا ریش زیبایی مرد است)
اما هر چه غور کردم مقیاسی برای سنجش میزان ریش نیافتم حال پیش شما برای حل آن آمده ام.
امام که تا آن زمان ساکت بود دستی بر ریش های خود کشید و فرمود ای شیخ ملاک سنجش ریش، عن است عن .
و ادامه داد یا ریش مثل ریش من عن دازه است یا مثل ریش تو عن بوه ویا مثل ریش حسن عن دک.
امام از ذوالنعوظ مبارکشان به عنوان معجزه یاد کرده و به کفار میگفتند:
اگر میتوانید بروید و مانند این را بیاورید.
عمام نقی:ترجیح میدهم در حال خوردن به خدا فکر کنم تا در حال فکر کردن خدا رو بکنم!نه نه لاشی جون این نبود یه دیقه وایسا اصلا بنویس از الت کهنه ات خجالت نکش از کنیزان کهنه ات خجالت بکش...! لاشی: ای بابا نقی جون تو که نمودی مارو با این حدیث گفتنت خوب من چی بنویسم که ایندگان بهمون نخندن؟ نقی: اه ریدم تو این جملات قصار من چه میدونم اصلا بنویس اگر خواب بد دیدید دوبار به راست و سه بار به چپ تف کرده ایت الکرسی بخوانید این جوری علم بشر تا ۱۰۰۰ سال دیگه هم بهش نمیرسه! لاشی: ایول همین خوبه... منبع مناسک الاستمنا جلد ۸۵ صفحه 69
ای کسانی که ایمان آورده اید، در آن روز که کوه ها در نظر شما به صورت پنبه های رشته شده در آیند، قدر ساقی محل را بیشتر بدانید.
امام نقی ( ٣ کاف )- تصویر قرعآن در احادیث والت دیزنی
از خدعه های امامنقی (ع) این بود که اجازه می داد کافر متفکر، تمامی ایده آل های خود را در رابطه با آیندهی جهان برابر، بدون کینه، عدالت اجتماعی و شان و منزلت انسان و حقوق زن و علم و پیشرفت بگوید!
آنگاه میفرمود: آره دیگه! اسلام واقعی هم همینو میگه! اما کیه که اجرا کنه؟!
و مکروا و مکرالنق ان النقی خیر الماکرین
شیطان نقیم
می گویند ابولاشی گفت: اون مال نزول قرآن بود که!
امام در جواب: اقراء!
ابولاشی تا دهان باز کرد که بگه: من خواندن بلد نیستیم.. امام ذوالنعوظ مبارکشان را تا سوره آخر در حلق آن ملعون فرو کرده و فرمودند: این نزول دفعی بود! از فردا راس ساعت ۸ اینجا باش تا نزول تدریجی ۲۳ ساله رو شروع کنیم!
درود
من به کمپین نقی دسترسی ندارم چون عضو فیسبوک نیستم. اگر کسی می تواند جوکهای نقی را اینجا کپی کند. مرسی