و از آسمان ندا آمد : " و ما از افکار تو آگاهیم نقی , برای باور معاد , شوشول عسگری را ببر و بر کوهی نِه و حودش را بر کوه دیگری , و به اراده ما شوشول به صاحبش پیوند خواهد خورد " و نقی چنین کرد سپس باز از آسمان ندا آمد " ها ها ها و تو چقدر داغون هستی , همانا بر سر کار رفتی , و این سزای کسیست که به ما شک کند و خداوند اُسگل کننده ترینِ اُسگل کنندگان است " نقل است که نقی تا مدتها به دوربین زل زده بود
از پفک نقکی امامنا پس از مرگ و ورود به جهان باقی با صحنه عجیبی رو برو شدند و دیدیند که در صحرایی بزرگ همگان مشغول جماع با یکدیگرند ! از نقرائیل پرسید , در اینجا چه خبر است , اینان را چه می شود ؟ نقرائیل پاسخ داد : در اینجا با هر که در زمان حیات جماع کرده باشی در این زمانِ ممات او با تو جماع میکند . از نقرائیل نقل است که امام سراسیمه به این سو و آن سو میدوید و فریاد می زد "ای واااااای , شمقدر و عفیر نَمُرده باشند "
حضرت گاهی راست میکردن که با جمعی از اصحاب به صورت ناشناس برن محله های فقیر نشین و زنگ در خونه ها رو بزنند و فرار کنند . یکبار یکی از اصحاب سوال کرد که عمام ! چرا اینکارو میکنید ؟ فرمودند دوس دارم
روزی انیشتین و امام نقی تو یه کشتی کنار هم نشسته بودن. انیشتین میگه :تو با این همه علم لدنی که دارى بیولوژی و اکولوژی و جیولوژی و پرتولوژی و سیاژولوژی بلدی؟ امام نقی:نه انیشتین یه نیشخند میزنه و میگه: نصف عمرت بر باد است و به مسیر ادامه میدن که یهو طوفان میگیره... امام نقی :داداش تو شنالوژی بلدی؟ انیشتین نه چطور؟ -خب کل عمرت بر باد است الان طوفانولوژی غرقولوژیت میکنه ،بعد نهنگولوژی تیکه تیکولوژیت میکنه تا دیگه گهولوژی نخوری.
نتیجه اخلاقی:همانا به فرزندان خود شنا و شتر سواری با مانع بیاموزید.
امام نقی در بازار مکه قدم میزد که سروصدایی بلند شد. حضرت جلو رفت و دید که حاجیان ایرانی به کسبه عرب فحش میدهند و بر هیکل آنان میرینند و آنها را سوسمارخور مینامند. امام پا پیش گذاشت که ناگهان زوار ایرانی با دیدن حضرت به پای وی افتاده و خود را سگ اهل بیت نامیده و پول خمس و زکات را تقدیم کرده و در آخر هم از بول و غائط مطهر حضرت برای تبرک با خود به سرزمینشان بردند.
اکبر عبدی پیش امام آمد و مقداری خمس داد. امام فرمود : اگه دخترت رو به من بدی , به اندازه وزنت بهت طلا میدم. اکبر گفت : من هم به اندازه شما و پدران محترمتان میرینم. امام فرمود : " مومن تمام عمر خود میرند. من به اندازه تمام هیکلت می بولم. خاک بر سرت با این حرف زدنت."
السلام علی النقی و علی اصحاب النقی و علی آلت النقی و علی دافهای نقی
با اینکه مدتی مدید از بازنشستگی این صحابه ناچیز میگذرد اما امروز معجزه یی را مشاهده نمودم که نقل آن واجب میباشد. همی بر مترو دخول نمودم از بهر تردد و در عوالم هپروب غوطه ور بودم که دیدم بر دیوار مترو حدیثی از نقی نوشته شده است. در حال قرائت بودم که متوجه گشتم به دور نام مبارک امام خطی با خودکار کشیده شده. پس در حالی که خشتکم آرام جر میخورد و چشمانم اشکبار شده بود در دلم گفتم: همانا که صحابه نمرده اند بلکه نزد نقی روزی خورده و دین نقویت را تبلیغ میکنند. باشد که علویان دیده و ایمان آورند. والسلام علی پیروان النقی. نقی رحمت.
روزی ابوقالی پیش امام آمد و ارز داد که مدتی است مردم اجداد شما را فراموش کرده اند چه کنیم؟ امام فرمود ماکتهایی ترسناک از اجدادم بسازید و سر راه مردم قرار دهید تا هم اجدادمان را به آنها یادآوری کنیم و هم با ترساندن آنها انتقام این فراموشی را از آنها بگیریم.
امام در مسجد سامرا در حال تدریس اصول جماع جانوری بودند که ناگهان چهار کافر تنومند وارد مسجد شده و چپ چپ به امام وصحابه نگاه کردند . امام و صحابه بیضتین تهی کرده و در حالت خفه قان به کفار خیره شدند که ناگهان ابولاشی برخیست و بانگ بر آورد : وااااای اگر نقی حکم جهادم دهد !!!!!!!!! نقل است آن کفار تا شب ابولاشی را سپوختند اما چون امام حکم جهاد به وی نمیداد ایشان از نشان دادن هرگونه واکنشی خودداری میکردند. . گنده گوزی در اسلام-امام نقی
شق عادت بر وزن شهادت! امام پس از شنیدن خبر شق عادت (بیماری تکرر نعوظ آلت) ابولاشی به میدان بزرگ شهر سامرا رفتند و طی سخنانی فرمودند : صف استوار آرزومندان جماع و شق عادت صفی بلند است. سپس امام خود به ابتدای صف طویل جماع و شق عادت مشرف شده و با هر زنی که در شهر رویت می شد جماع فرمودند طوری که افرادی که به امید جماعی ساعتها درگرمای طاقت فرسای سامرا در صف ایستاده بودند آرزو بر دل، یاس در چهره و اشک دردیدگانشان هویدا شد . امام نقی پیشگام سنگر جماع و شق عادت
امام دستاورد های غرب را با اندکی تغیر بومی میکرد و مورد استفاده قرار میداد . حضرت آیفون فایو را "سیب باقر" و آیفون سیکس را "سیب جعفر" مینامید و به شوخی میفرمود : "هرگاه سیب مهدی به بازار بیاید , قائم ما ظهور میکند."
روزی ابولاشی و امام نقی در حال مناظره مکاشفه و مباحثه بودند که ابولاشی ادعا کرد پیاز تنها میوه ای هست که اشک آدم رو در میاره نقل هست امام نقی بادمجون(اولین میوه مسلمون) رو تا ته کرد تو ماتحت ابولاشی... و این گونه بود که ابولاشی به اشتباه خودش پی برد و نقادتین خواند و مسلمان شد و سالها با امام نقی به خوبی و خوشی سر کردند.
امام نقی و اماله اسلام ناب محمدی به روش اماله بادمجان
برای گسترش اسلام، ارضای خدا و محشور شدن با من در روز قیامت به فرزندانتان فحاشی ، دروغگویی ، چاقو کشی، گروگان گیری، برده داری و تجاوز به زنان و کودکان را بیاموزید. امام نقی در دانشگاه آموزشی آمیزشی نخبگان مسلمان سامرا
از ابن عباس نقل است که حضرت بسال 65 هجری در موسم حج بر لبه بالکن صحن اصلی نشسته و به تماشهای لنگ و پاچه حاجیههای زیبای قبطی طواف کننده مشغول و آنها را در ذهن مبارکشان عروس مینمود. در همین حین عبور عفریتهای سیاه و چروک از قبیله خزرج فاز حضرت را به هم ریخت که باعث سقوط ذوالنعوذ مبارک بر سر طواف کنندگان طبقه پایین شده و چندین نفر را مجروح نمود.
سوره 95 قرآن: تین (انجیر)وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ ﴿1﴾ وَطُورِ سِینِینَ ﴿2﴾ وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ ﴿3﴾ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ ﴿4﴾ ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ ﴿5﴾سوگند به انجیر، زیتون، طور سینا و این شهر امن (مکه). براستى انسان را در نیكوترین اعتدال آفریدیم. سپس او را به پستترین پستى بازگردانیدیم.خداوند در این سوره به شهر امنی که مکه نام دارد سوگند میخورد. شهری که امن بودن آن در حج اخیر بر همگان ثابت شد! خداوند به انجیر، زیتون، طور سینا و این شهر امن سوگند میخورد که انسانها را بعد از آفریدن در بهترین اعتدال، او را به پستترین درجات تنزل میدهد!!. «عجب! و حیرت! از این همه دانش و کاردانی!»
دانشمندان در بررسى شجره طیبه اهل بیت ژن عجیبى به نام "جم پشمك" كه مخفف "جمعیت را متوقف و بر بار اشتران پرزنت كن" را كشف كرده اند كه كمر به كمر و از امامى به امام دیگر منتقل مى شده! این ژن در حالت عادى خاموش و جهت فعالیت به سه عامل حج، جمعیت انبوه و شتر نیاز دارد. دانشمندان معتقدند كه این ژن در منا و در آخرین حج امام نقى موسوم به "حجة البگا" در حالى كه حضرت سوار بر شمقدر (شتر با وفایشان) در میان جمعیتى انبوه به سوى رمى جمرات مى رفته فعال شده... و شد آنچه كه نباید مى شد! ژنتیق نقوى
امام از کوچه پیرزن یهودی رد نشد و فرمود : نمیخام سرم آشغال بریزه و از کوچه بغلی عبور کرد. اما از بد شانسی امام , روح الله حسینیان روی سر حضرت سیمان ریخت.
از فرمایشات تاریخی و جانسوز امام پس از آنکه فهمید غذای هیئت تمام شده. گفتنی است این جمله امام چنان آتشی بر دل ها زد که مردم برای لحظاتی وی را نگریستند و سپس دوباره به خوردن مشغول شدند.
از فرمایشات تاریخی و جانسوز امام پس از آنکه فهمید غذای هیئت تمام شده.
گفتنی است این جمله امام چنان آتشی بر دل ها زد که مردم برای لحظاتی وی را نگریستند و سپس دوباره به خوردن مشغول شدند.
از امام نقی پرسیدند: مسلمان واقعی کیه؟ فرمود: کسی که برای پس از مرگش برنامه داره اما وقتی ازش می پرسی برنامه دو ساعت دیگه ات چیه، میگه: حالا تا اون موقع، کی زنده کی مرده!
سوره مبارکه محرم ق.ی.م.ه* قسم به زوزه مداحان* قسم به ترافیک خیابانها برای خوردن چای مفتی(و فحش خارومادری که نثارشان میشود) * قسم به شبی 3 میلیون نرخ مداحی آقایان* قسم به زورگیران و اراذل محل * که جلوی دسته زنجیر میزنند و علم بلند میکنند* قسم به پراید هاچ بک خسته (با سیستم صوتی خفن) * که ساسی مانکن و تتلو را خاموش میکند(به حرمت محرم) تا سی دی نوحه گوش کند* و روی کاپوتش بنویسد یا حسین* و شب عاشورا داف بلند کند بلند کردنی!*قسم به آنان که سگ حسینند* و پاچه ملت را میگیرند* قسم به سید احمد خاتمی* که نمونه قبل از تکامل شمر است و از نشانه های قدرت ما*قسم به سعید حدادیان که دیدنش کفاره دارد* قسم به عرق خور محله* که دهانش را آب کشیده و تا آخر صفر لب به عرق نمیزند* قسم به مرسدس بنز اس-500 * که صاحبش در صف غذای نذری فحاشی میکند* البته غذا میبرد برای تبرکش ها * قسم به sound check نوازندگان قبل از حرکت دسته * قسم به بیخواب شدن ملت از صدای گله عزادارن در خیابان* چقدر قسم بخوریم از دست شما* یک داستانی بود و تمام شد رفت پی کارش* ول کنید جان مادرتان*... اوه ...پیف... منظورمان این ول کردن نبود بی ادبها* همانا آدم بشو نیستید شما* بروید و آنقدر با زنجیر و قمه به سر(و ماتحت) خود بزنید تا جانتان درآید* وای بر آنان که هرگز نمیفهمند صدق النقی العظیم
سوره مبارکه محرم
ق.ی.م.ه* قسم به زوزه مداحان* قسم به ترافیک خیابانها برای خوردن چای مفتی(و فحش خارومادری که نثارشان میشود) * قسم به شبی 3 میلیون نرخ مداحی آقایان* قسم به زورگیران و اراذل محل * که جلوی دسته زنجیر میزنند و علم بلند میکنند* قسم به پراید هاچ بک خسته (با سیستم صوتی خفن) * که ساسی مانکن و تتلو را خاموش میکند(به حرمت محرم) تا سی دی نوحه گوش کند* و روی کاپوتش بنویسد یا حسین* و شب عاشورا داف بلند کند بلند کردنی!*قسم به آنان که سگ حسینند* و پاچه ملت را میگیرند* قسم به سید احمد خاتمی* که نمونه قبل از تکامل شمر است و از نشانه های قدرت ما*قسم به سعید حدادیان که دیدنش کفاره دارد* قسم به عرق خور محله* که دهانش را آب کشیده و تا آخر صفر لب به عرق نمیزند* قسم به مرسدس بنز اس-500 * که صاحبش در صف غذای نذری فحاشی میکند* البته غذا میبرد برای تبرکش ها * قسم به sound check نوازندگان قبل از حرکت دسته * قسم به بیخواب شدن ملت از صدای گله عزادارن در خیابان* چقدر قسم بخوریم از دست شما* یک داستانی بود و تمام شد رفت پی کارش* ول کنید جان مادرتان*... اوه ...پیف... منظورمان این ول کردن نبود بی ادبها* همانا آدم بشو نیستید شما* بروید و آنقدر با زنجیر و قمه به سر(و ماتحت) خود بزنید تا جانتان درآید* وای بر آنان که هرگز نمیفهمند
صدق النقی العظیم
امام نقی همواره چارچوبی در مباحث اجتماعی داشتند ..ایشون معتقد بودند کبوتر با کبوتر چیپس با ماست ، جهنم جای مَست ها هست و بهشت جای پَست ها...( برگرفته از کتاب شبهای بی پایان محرم)
امام نقی در دهه اول محرم هرشب برای تناول "چلو خورشت قیمه" به هیئت می رفتند و تا ساعتی بعد از سیر شدن نیز به خوردن ادامه می دادند ، سپس بر بالای منبر می رفتند و خطاب جمعیت عزادار که از خبر تمام شدن غذا مطلع شده بودند و بر سروسینه می کوفتند می فرمودند : رمز سلامتی مومن این است که تا گرسنه نشود نخورد و بعد از خوردن نیم لقمه ای دست از خوردن غذا بکشد واگر هم غذا نبود سر بر سجده بگذارد و خدا را بابت نفسی که می کشد سپاسگزار باشد . سپس انگشت شست خود را حواله ایشان می نمودند و به سرعت به سوی منزل متواری می شدند تا برای هضم بهتر غذا خود را برای نوشیدن آب انگوری آماده کنند و به یاد مظلومیت جدشان، تا صبح به حرکات موزون می پرداختند . امام نقی و قیمه ، رمز ماندگاری نهضت حسینی - نوشته یکی ازاین آیت الله ها - صفحه 94
عسگرى كوچولو: بابا بابا راسته میگن على اصغر تیر خورد شوشولش نصف شد ؟ امام نقى: آره پسرم این دفعه هر كى ازت پرسید چرا شوشول ندارى بگو تو ناقورا تیر خوردم.