هر گاه امام نقی (قل*)با اشتیاق صحابه و سیره نویسان برای شنیدن حدیثی اُرجینال از حضرتش مواجه می شدند؛ یک پنجم حدیث را فی المجلس روایت می فرمودند و بقیه اش را آدامس بادکنکی می دادند.
منابع: Lashi Abu and Peshkel gerdali Abu. Why Imam Naqi has no documented original Hadith. Journal of Islamic Urology. 1069; 64(1): p 1-20
Shavandeh Donim, Naghaki Pofak. The correlation between Khoms and Hadith in Naghaviat. 5th congress of Naghology. 2013
ابولاشی نزد نقی (ص) آمد و پرسید: این توافق برد-برد هسته ای که میگن یعنی چه؟ حضرت بدون مراجعه به علم لدنی و تنها از گذر تجربه حکومت داری در سامرا فرمودند: یعنی بلاد کفر هر چی میخواد بیاد بِبَره، ما هم هرچی تهش موند رو جارو بکنیم. ان شاء الله مردم هم با دستیابی به تکنولوژی فتوسنتز، به زندگی تخمی و با عزت خودشون ادامه خواهند داد.
آخوند کراواتی گویند امام نقی روزی وارد بتخانه شد و تبر را بلند کرد و چنان به فرق بت بزرگ کوبید که کمر خودش رگ به رگ شد. پس از ۲ هفته استراحت مطلق ایشان به غار رفته و پکیج «تفاوتهای سنگ تو پر و تو خالی» را دانلَدُن فرمودند ---------------- حلیة النقویون - نواقص پکیج علم لدنی
هرگاه امام نقی پس از جماع سنگین با کنیزان ایرانی شان جهت رفع خستگی چند دقیقه ای بیرون میکشیدند تا برای دور بعد آماده شوند، کنیزان دوان دوان به خیابان رفته و شادی میکردند. منبع: مذاکرات 9+6
امام نقى معتقد بود كه "قرآن ناطق" است. ولى مردم سامرا ایشان را فقط در حد "صبح جمعه با شما" قبول داشتند و تنها براى تفریح و مسخره بازى به آن معصوم رجوع میكردند.
در مسیر بازگشت نقى اكرم از سفر حج، چنان بلایى بر سر امام معصوممان آمد كه حضرت با خود گفتند دیگر غائط بخورم در سرزمین وحى آفتابى شوم. از اینرو این سفر را "حجة الوداع" مى نامند.
نوجوانی از امام نقی پرسید، یبن رسولولا، قصد زیارت مکه را دارم، آیا سوغاتی چیزی میخواهی برایت بیاورم. آمام نقی نوجوان را به اندرونی هدایت کرده و فرمودند: چراغی که به بیت الجماع من حلال است به خانه کعبه حرام است. آورده اند آن نوجوان گشاد گشاد به خانه باز گشته و دیگر هوس زیارت نکردندی.
زنی معروف به قهرمانی «کونگ فو توآ» و «کیوکوشین کاراته» بود که هر روز بر سر امام نخاله میریخت. روزی امام دیدند که زن دیگر نیست که نخاله بریزد. جویای حال او شدند و متوجه شدند بیمار است. گویند امام شبانه به منزل آن زن رفته و از وی عیادت فرمودند. ۲ هفته بعد مردم سامرا پیکر بیجان زن را یافتند در حالی که به تایید پزشکی قانونی ۱۲×۲ بار مورد جماع به عنف از دبر و فرج واقع شده بود و روی تمام بدنش جای کبودی ،کوفتگی ، خراش و بریدگی عمیق مشهود بود
در مسیر بازگشت حضرت نقی اکرم از سفر حج، بر امام معصوممان آن رفت که حضرت دیگر غائط بخورند در سرزمین وحی آفتابی نشوند. از این روست که این سفر حضرت را «حجة الوداع» می نامند.
پس از واقعه عبادی- جنسی در فرودگاه سرزمین وحی !! هرگاه امام قصد مشرف شدن به مکه مکرمه را می نمودند اعلام می کردند که به سفر تایلند می روند حضرتش در پاسخ به اصحاب فضول می فرمودند ترجیح می دهم من را فاعل حوری های تایلندی بدانند تا مفعول غلمانهای سعودی!!! ( مفاتیح المقعد صفحه 69-تالیف آیت الله فشارکی)
در عجبم از حکومتی که به خاطر قصد تجاوز به دو نوجوانش در عربستان رگ گردن سیخ میکند در حالی که خود به صدها dپیر و جوان در زندانهایش تجاوز میکند. امام نقی و سیاست های کوکاکولایی، فصل یک بام و دو هوا، بخش کهریزک
ای شیعیان کونهای دو نوجوانتان را در مسیر الله قربانی کنید همان گونه که. پولهایتان را برای چاق کردن عربها هدیه می کردید در مقابل ژتونهای بهشت را به شما ارزانی داشتیم که الله قهارترین کون کن هاست
ابا سنده بر امام وارد شد و گفت یبن رسول بد بخت شدیم به دو نوجوان پارسی در زادگاه اسلام تجاوز شده است بی گمان زین پس پارسیان رفتن به حج را تحریم خواهند کرد و پول زیادی از کفمان می رود امام با خونسردی آن دو گوهر گرانبها را خاراند و جابجا نمود و فرمود :باکی نیست ما 1400سال است به مغزشان که مهمترین عضو بدن است تجاوز کرده ایم مقعد که چیزی نیست!!! ( بحارالادرار-تالیف علامه شیک و مجلسی)
امام نقی دربالای منبر: من در عجبم که چرا بعضی از حاکمان اسلامی در ایران برعلیه تجاوز به دو نوجوان در حج عمره صحبتهائی کرده اند، اینان بدانند که: اولأ جدم علی ابن ابیطاب خود جزو لواط کاران صدر اسلام بود ومشوغش هم رسول الئه بود. دومأ این جوانان موجب رضای پاسداران خانه ی خدا شدند و این خود صوابی بزرگ است برای آنان. سومأ خود امت مسلمان مگر اسمشان را غلام نمی گزارند، اگر معنایش را نمیدانند بروند دنبالش پیدا کنند. صلوات بر محمد وآل لواط کاران !
روزی ابولاشی بر امام نقی وارد شد و پرسید : «اماما حال که توافق شده چطوری میخواهند اقتصاد را رشد دهند؟» امام دست تفقدی به عفیر کشیده فرمودند : «نیاز نیست رشدش بدهند، وقت جفت گیری خودش رشد میکند» -------------------------- حلیة النقویون - اقتصاد مال خَرَه - ص 01101001 همان 69 سابق
شبهای قدر بود و سوسن برای چند روزی معتکف مسجد شده بود. امام نقی(دذ) فرصت را غنیمت شمرده و شبانه با اتومبیل شخصی و لباس مبدل به محله های فاسد شهر رفت که چشمش به روسپی زیبایی افتاد. نزدیکتر که رفت دید بی بی دو عالم در حال تن فروشی می باشد. وقتی دلیل را جویا شد آن فاحشه کبری با لحن حق به جانبی فرمود من بی بی دو عالم هستم. شبها بی بی این عالم و روزها بی بی آن عالم. حالا خیلی وقتمو نگیر پکیج کامل دویست چوب آب میخوره. اگه مشتری هستی سوار بشم. امام و رسیدن به معراج در شبهای قدر
شیعیان عزیز . از آنجایی که عده ای سودجو قصد انداختن امام دهم شما با مارک نا معتبر و بی کیفیت هادی را دارند لزا خواهشمندیم امام نقی اصل را با هلوگرام سازمان تبلیغات نقوی از فروشنده درخواست کنید. . روابط عمومی شرکت ابولاشی و شرکا
شعار برای درب سفارت عربستان میکنم میکنم آنکه برادرم کرد آل سعود رو باید کشت .... چه با کفل چه با پشت وای اگر خامنه ای حکم لواطم دهد... شعار دیگه ای هم هست که مظلومیت ما را به گوش جهان برساند؟
ای مالک! «هیچ چیز مثل خون ریزی موجب از بین رفتن نعمت و زوال حکومت نمیشود.» از این رو بهتر است که تو هم مثل حکومت ابو چلاق چوبه های دار را برقرار کنی تا خونی ریخته نشود.
نحج الملاقه، نامه های امام نقی به مالک
(خبرگزاری هرانا – در سه روز گذشته دستکم ۴۳ نفر در ایران اعدام شده اند)
روزی ابولاشی از امام نقی پرسید: و مکرو مکرالله والله خیرالماکرین یعنی چه؟ امام کمی فکر کرد و گفت: اونا برا خدا ماکارونی درست کردن ولی خدا خودش بهترین ماکارونی رو درست میکنه.
از امام نقی خواستند یک خاطره شیرین تعریف کند. وی گفت : «نوجوون بود، فرودگاه جده بود، بازرسی کردیم» و از وی خواستند خاطره ای بد تعریف کند و گفت :« نوجوان بودیم، فرودگاه جده بود، بازرسی میکردند» --------------------------- حلیة النقویون - خاطرات خوب و بد ائمه - ص 69
از آنجا که پدر امام نقی حضرت تقی (جواد امامان و امام جوادان) هیچ کارشان به ائمه نمیخورد (از جمله لنگ خیس به قنبل این و آن زدن ، صوت بلبلی ، تک چرخ با شتر و ...) از دست خلفای عباسی جان سالم به در بردند. امام نقی نیز این روند را به صورت علمی بررسی کردند و «تقیه» را به پیروانشان یاد دادند. -------------- حلیة النقویون - مبانی تقیه -
نقل است هرگاه امام نقى مملكت را دچار بحرانى سیاسى اقتصادى مى كرد و صداى اعتراضات از همه جا بلند شده و عرصه (تنبان) را بر حضرت تنگ مى كرد، امام عاجزانه به عنوان تیر آخر پشگل شمقدر شتر افسانه اى خویش را آتش مى زد. شمقدر هم از بیابان سر رسیده و راه چاره اى به امام ارائه مى كرد. سپس پشگلى تازه به حضرت داده و چهارنعل زنان در میان خاك و خل ناپدید مى شد. مشهور است كه در آن دوران ضرب المثلى در سامرا شایع بود كه مملكت پشگل شمقدرى اداره مى شود. تاریخ دمرى، اصول كشورگشادى See Translation
روزی ابولاشی مثل همیشه پریشون و سراسیمه خدمت امام نقی رسید و پرسید: یا امام آیا غیبت حرام است؟ امام فرمود: غیبت حرام نیست؛ اگر حرام بود امام زمان اینقدر غیبت نمیکرد. ابولاشی با همون حالش سراسیمه از خدمت امام گریخت.
نقل است كه زنی یهودی از اهالى سامرا هر روز سطلى خاكستر بر روى سر نقى(ع) خالى مى كرد تا اینكه روزى این كار را متوقف كرد. حضرت علت را جویا شد، گفتند آن ملعون مریض است. پس ایشان جهت عیادت و نشان دادن بزرگوارى به منزل وى رفت و چون او را دید پرسید: دیگر خدمت نمى رسى اى بنده خدا، حالت چگونه است؟ زن كه عرق شرم بر پیشانى اش جمع شده بود، جواب داد: به خدا كه با این كار من را بنده خود كردى، چند روزى است كه به مرضى سخت دچارم و حتى توان بلند شدن از بستر را ندارم. حضرت پرسید: كسى را هم دارى كه از تو مراقبت كند؟ زن جواب داد: خیر، تنهایم و بى كس! حضرت كه وى را تنها و بى رمق در بستر یافته بود ابتدا درب خانه را از داخل قفل نمود و سپس جهت محكم كارى جماع سختى با آن ملعون ترتیب داد به حدى كه وى تا آخر عمر شبیه لك لك راه مى رفت و درس عبرتى شد براى سایر معاندان.
هر موقع الله توانست از (ک * و* ن) زائران خانه خود حفاظت کند ما هم از خون زائرین خود حفاظت می کنیم !!! (واکنش امام به کشته شدن چند تن از زائرینش در سامرا)
هر موقع الله توانست از (ک * و* ن) زائران خانه خود حفاظت کند ما هم از خون زائرین خود حفاظت می کنیم !!! (واکنش امام به کشته شدن چند تن از زائرینش در سامرا)
ابوسائل : اماما چرا روزها ستاره ای در آسمان نمیبینیم؟ امام نقی : قبلنا که برق ارزون بود روزها هم ستاره معلوم بود اما الان قبض برق بارگاه الهی زیاد میاد خدا چراغای زینتی رو خاموش میکنه فقط خورشید رو روشن میکنه ---------------------- حلیة النقویون - علم بی انتهای ائمه - ص 8800
روزی ابو مرض در امام وارد شد و گفت : کله ام به بیضه ات یا امام در بلاد عراق تکفیری ها زنده زنده مردمان را میسوزانند دست و پا میبرند و بسیار جنایت میکنند . امام آهی کشیدند و فرمودند : به خدا که این گناهان به هیچگونه بخشایشی ندارد حال حتی اگر این اعمال بر کافران جاری باشد . ناگهان اباشک در میان اصحاب بلند شد و پرسید : اماما مگر مختار ثقفی همین افعال را برای انتقام جدتان حسین انجام نداد؟ امام اندکی فکر کردن . امام خیلی فکر کردند سپس به دلیل نداشتن جوابی منتقی ابا شک را به 72 تکه تقسیم و قتل وی را به گردن گروهای تکفیری انداختند . . امام و واکنش به سوالات خیلی سخت .
شب هنگام بود و امام نقی خسته و کوفته پس از نعوظی خفن و کشنده در بستر غنوده بود ابولاشی و تعدادی از صحابه در خیمه بغلی از زیر پتو صدای گربه زائو در می آوردند و میخندیدند٬ امام نقی که داشت چرتش پاره میشد فریاد زد: ابالاش کاری نکن که بفرسمت مکّه حاجی برگردی و دیگر از کسی صدایی شنیده نشد و ابولاشی تا خود صبح از ترس حاجی شدن بر خود می بولید.
روزی ابو زاپاتا در امام نقی(ماتادور) وارد شد و گفت : بزغاله ام به جماعت یا امام در بلاد لاتین مردی به نام چگوارا وجود داشت که در چهار کشور دنیا جنگید و جانش را برای مردمان فدا کرد. امام بغزی کردند و فرمودند : به خدا که از مریدان جدم علی آبطالبی جز این منش چیزی دیگر انتظار نمیرود. بهشت برین جایگاه او باد. ابو زاپاتا با چشمانی گرد گفت : توهم زدی یا امام ؟ این بنده خدا خداناباور بود. امام سریعا ترمز دستی خود را کشیدند و پس از چرخش 180 درجه بانگی بر آوردند : ای ملعون بخدا که اگر کسی اسلام نیاورد و به ولایت علی ایمان نداشته باشد تا ابدیت در جهنم سوزانده خواهد شد . نقل است ابو زاپاتا از ترس دو نیم شدن با سرعت نور به داعش پناهنده شد. . امام و چرخش دیپلماتیک .
روزی ابو بارسا در امام نقی (4.4.2 ) وارد شد و گفت : آفسایدم به ماتحتت یا امام چه حکمتی است که پارسیان در بازیهای مقابل تیمهای عربی از علی عرب طلب مدد میکنند : امام خمیازه ای کشیدند و فرمودند : کلا اینا خیلی با حالند چند روز پیشم چند تاشون برای شفا سرطان به حرم من آمده بودند بدون اینکه از موضوع اسهال من آگاه باشند . ابو بارسا انگشت بر دهان کفشهایش را برگردنش آویزان نموده و از مقعد حضرتش خارج شد . . عجایب پارس.ص666 . نوشته ابن قمبل روپایی
پس از اینکه حزب ال الاغ قزوین خواستار حذف اپیلاسیون از آرایشگاه های زنانه آن بلاد شدند امام خواستار انتقال این فن آوری به حوالی مقعد حجاج ایرانی شدند (امام و پیشنهادهای کاربردی - صفحه 69- نوشته ابن لواط )