تصویری از اینباکس ایمیل امام نقی(ع)

تصویری از اینباکس ایمیل امام نقی(ع)

روزی ابن ملجم به مسجد آمد و خواست ضربتی بر سر نقی با شمشیر بزند . نقی با توجه به استفاده به موقع ازعلم لدنیش جا خالی داد و جان سالم به در برد .ابن ملجم ازخود پرسید چطور علی ابن طالبی سیستم لدنیش کار نمیکرد ولی این ملعون کار میکند ؟ آنگاه نقی که در حال نماز بود لبخندی زد و از جبریل به خاطر آخرین مدل فناوری لدنی تشکر کرد .😆😆
نقی و عصر ارتباطات
***********************
شمقدره😆، همسر شمقدر، بعد از کلی دوندگی شمقدر را که معتاد شده بود را به دادگاه برد و تقاضای طلاق کرد. امام نقی که قاضی کّل سامرا بود حکم طلاق را صادر کرد اما حضانت دو توله این زوج شتری را که ۵ و ۷ ساله بودند را بدون توجه به گریه و زاری شمقدره و طبق قانون راسو لولا (بالای دو سال) به پدر سپرد. از انجاکه این دو توله و پدرشان در یک طویله با خود امام زندگی میکردند، هر صبح با عسگر ی کوچولو مشغول یه قول دو قول میشدند...در یکی از همین روزها اما یکی از این دو بچه شتر که از ندیدن مادر هم کلی عصبانی بودند با سمش زد و یکی از اعضا ی حساس عسگری کوچولو را له کرد!
ای وای که شد آنچه نباید میشد...😆
منبع: میلیونها دلیل برای عقیم ماندن شماره ۱۱، دلیل شماره ۱۰۰۱
************************
امام در شب ناقورا نماز خواند و همچنان که در محراب بود ،فرمود ،عسگری بابا ،چراغ ها رو خاموش کن هر کسی میخواهد برود ،فردا همگی کشته خواهیم شد ،عسگری خاموش کن دیگه ،عسگری ؟؟امام برگشت دید مسجد خالی عسگری هم نیست ،در همان زمان خشتک بر دهان با پرچم سفید به سوی عباسیان روان شد ((اندر بی معرفتی اهل سامرا و عسگری بابا ))😆
البته در روايتي ديگر نقل است كه امام ، عسگرك را دستور دادند كه يواشكي درب مسجد را قفل كند تا كسي نتواند فرار كند. 😆
*************************
خاک تو سرتون با این تقویمتون مثه پریوده که هر ماه یا یه روز پیش میره یا یه روز پس -یکم از این عجما یاد بگیرین تا n سال دیگه هم میدونن تحویل سالشون چه موقع است🤣😆
امام و سرکوفت زدن به هم ولایتی ها -جلد زرده
*************************
روزی بهاری امام نقی(ع) در حالیکه به دقت مشغول جستجو در یک کاسه بزرگ آجیل با دو دست مبارک خویش بود ،خطاب به صحابه فرمود :
وقتی خداوند اجزای آجیل را خلق می فرمود بادام هندی اولین آجیلی بود که به طور خودجوش به یگانگی الله شهادت داد و ایمان آورد.😆
سپس به ترتیب پسته و فندق و بادام و تخمه جابانی و تخمه کدو با کمک پیامبران و با وعده بهشت و ترس از دوزخ به یگانگی الله شهادت دادند.😆
اما بادام زمینی هرگز نتوانست و نخواست ایمان بیاورد و خداوند لعنتش بکرد و به همین دلیل جذابیت و طعم و رنگ و بوی خود را از دست بداد و در میان بقیه آجیل بیمزه و نخواستنی شد و از آن روز به بعد همیشه در کاسه تک و تنها و دست نخورده باقی می ماند و اینست سزای کفار !😆
سپس حضرت سه بار فرمود خدا لعنت کند کسی را که در آجیل نخود و کشمش بریزد.😆
**********************************
ر خبر است روزی فیثاغورث به نزد امام نقی(ع) رفت و گفت: لگاریتم رادیکال با ریشه ی 5 عدد 289.42 تقسیم بر 46 به توان 3 چه می شود؟ حضرت فرمودند: چی؟!😆
به نقل از کتاب دیفرانسیل پیشرفته فی اسلام نوشته دکتر محمد اندرسون استاد دانشگاه الهاروارد😆
***********************************
بسم نقی الرحمن الرحیم
آزمون دریافت گواهینامه ی وضوی پیرمردی😆😆 ....طراح سوال :حسنین
زمان پاسخگویی بدون فس فس کردن 1ساعت
سوال:مراحل انجام وضوی صحیح به ترتیب کدام گزینه است؟
1.نیت-صورت- دست راست- دست چپ -پای راست -پای چپ
2.صورت -دست راست- دست چپ- باسن راست- باسن چپ-نیت
3.صورت - گوش راست- گوش چپ-ذوالنعوذ- نیت
4.پای چپ -دست راست-پای راست-دست چپ -صورت - نیت
(راهنمایی: گزینه ی 2 و 3 و 4 غلط می باشد)
********************************
روزی امام در مجلس مهمانی در دربار شرکت کردند ... از شروع مراسم امام آنقدر از خود و خاندان رسولولو و ائمه طهارت و بویژه خود تمجید کردند که موجب حالت تهوع حضار شد
امام به تمجید از معجزه تکلم پیامبر با سوسمارها پرداختند ....
معتصم از نقی پرسید: آیا تو نیز قادر به تکلم با سوسمارها هستی؟؟
امام گفت: ورژن اپلیکیشن تکلم من حتی از پیامبر هم بیشتر است...
معتصم خواست که نقی را در جمع ضایع کند ... پس بعد از شام دستور داد او را در قفس سوسمارها اندازند و گفت با آنها صحبت کن تا تو را نخورند !!!!
امام در حالی از ترس به خود بولیده بود پس از فحاشی بسیار به جدشان و ائمه طهارت و خاندان معتصم به داخل قفس انداخته شد...
امام که نتوانست با سوسمارها ارتباط دوستانه ای برقرار کند مجبور به کشف عورت شد و جان سالم به در برد... امام بعدها به هر جا که رفت به جد خود فحش ناموسی داد...😆😆😆
دین، از آدم تا خاتم یکی است، فقط پالونش عوض شده...😆
(امام نقی، کنفرانس سالانه ی نقد مسیحیت و یهودیت، صیغه ی تف سر بالا)😆
******************************
روزی حسنین برای امتحان رانندگی رفته بودند که در آنجا پیر مردی را دیدند که اشتباه رانندگی میکرد.
از او خواستند تا در مورد رانندگی آنها قضاوت کند.
و ماشین را بارها و بارها به در و دیوار زدند تا اینکه پلیس آمد و آنها را دستگیر کرد.😆😆
*******************************
میگن این عکس حسنین هست وقتی داشتن نقشه واسه پیرمرد های مسجد می کشیدن که چجوری سر وضو مچشونو بگیرن....😆

از همین العان معلومه، حسن(سمت راست) زرنگه نقد(حوری های این دنیا) رو ول نکرد به نسیه(حوری های بهشت) بچسبه و صلح کرد. اما حسین.....که همچی بارز است دیگر، نگویم😆

قرائتی در مسجد دانشگاه شریف گفت:
اگر به فلش کامپیوتر خوب دقت کنیم، خواهیم دید که فلش پس از وصل شدن به دستگاه تمامی اطلاعات خود را وارد کامپیوتر میکند. پس انتقال از یک فلز به فلز دیگر به راحتی توسط بشر صورت میگیرد. پس با خواست خدا ویژگیهای امامت از امام حسن عسگری به فرزندش امام زمان منتقل شده است!!!😆
گویند بیل گیتس پس از شنیدن این تئوری نعرهزنان و با پای برهنه به قم مشرف شد!!😆

روزی حسنین بعد از ماجرای یاد دادن وضو ، وارد مسجد شدند و دیدند که رسولولا مشغول نماز خواندن است. پس طبق عادت معمول از کول حضرت بالا رفتند. در این میان پای حسین در باسن رسولولا گیر کرد. به طوری که حضرت زهرا مجبور شد پای حسین را بیرون بکشد تا پیامبر بتوانند نماز را ادامه دهند...😆😆
***************************
« إِنَّ الرَّجُلَ لَيَكُونَ قَدْ بَقِىَ مِنْ أَجَلِهِ ثَلاثُونَ سَنَةً فَيَكُونُ وُصُولاً لِقَرابَتِهِ وُصُولاً لِرَحِمِهِ، فَيَجْعَلُهَا اللّهُ ثَلاثَةً وَ ثَلاثينَ سَنَةً، وَ إِنَّهُ لَيَكُونَ قَدْ بَقِىَ مِنْ أَجَلِهِ ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ سَنَةً فَيَكُونُ عاقًّا لِقَرابَتِهِ قاطِعًا لِرَحِمِهِ، فَيَجْعَلُهَا اللّهُ ثَلاثَ سِنينَ ».
چه بسا شخصى كه مدّت عمرش مثلاً سى سال مقدّر شده باشد به خاطر صله رحم و پيوند با خويشاوندانش، خداوند عمرش را به 33 سال برساند. و چه بسا كسى كه مدّت عمرش 33 سال مقدّر شده باشد، به خاطر آزردن خويشاوندان و قطع رحمش، خداوند عمرش را به سه سال برساند😆
امام نقی (حدیث واقعی است جوک نیست)
آخه اگه عمرش ۳ سال بشه کی رسیده خویشاوندانش رو آزار بده؟😆😆🤣
****************************
روزی حسنین وارد باشگاه بدنسازی شدند و دیدند که پیرمردی به اشتباه وزنه می زند. به او طریقه صحیح وزنه زدن را [جوری که ناراحت نشود] آموختند. نقل است که آن پیرمرد چندین سال بعد قهرمان مسابقات بادی بیلدینگ شد و مدال طلای خود را نیز به اسلام و حسنین تقدیم نمود.😆😆😆
تلاش های موثر حسنین در احیا و گسترش دین اسلام
***************************
امام نقی شبها با لباس مبدل به سراغ گداهای سامرا که در حالا گدای بودند رفته و در یک چشم به هم زدن جیب و کاسه ای گدای یشان را خالی میکرد و پس از کم کردن سهم امام آنها را به طور مساوی بین سوسن و عسگری و دیگر کنیزان تقسیم میکرد ..😆
(امام نقی و مبارزه با تکدی گری )😆
***************************
مستراح فرنگی امام نقی (علیکم الصلوات) در موزهٔ پاریس این هفته برای آخرین بار به تماشا گذاشته میشود. به نقل از خبرگزاری بیبیسی این مستراح مقدّس که هفتهٔ پیش به حراج رفت، توسط رئیس جمهور پیشین ایران، ابوالحسن بنیصدر به مبلغ ۲۹۰۰۰۰ یورو خریداری شد و روز دوشنبهٔ آینده به منزل ایشون در حومهٔ پاریس انتقال خواهد یافت.



***************************
روزی حسن به حسین گفت نکند پیرمرد آلزایمر داشته باشد و یادش برود وضوی صحیح چگونه است!!! لذا حسنین برای اتمام امر به معروف به در خانه پیرمرد رفتند و زنگ زدند همین که پیرمرد تصویر حسنین را در آیفون تصویری دید گوشی را برداشت و فریاد زد: گاییدین منو از بس یادآوری کردید والا من بچه باز نیستم الان به نقی زنگ میزنم خودش خدمتتون برسه😆😆
نقی و سفر در زمان
***************************
ای تو روحت بی شرف این بود انی اعلم مالا تعلمونت ((من چیزی میدانم که شما نمیدانید-خداوند در پاسخ فرشتگان به جهت خلق ادم)) اخه نفهم اینم حرف بود زدی بهشت رو گند و کثافت برداشت حالمون به هم خورد یه مشت شپشوی بو گندو اخه اینا چیه اوردی تو بهشت🤣😆😆
نقی خطاب به خداوند پس از مواجهه با سیل حضور علویان در بهشت
***************************
امامزاده ای در وسط پاساژ الغدیر قم😆
اين ضريح مرقد علي ابن ابراهيم در طبقه پايين بازارچه اي در ميدان آستانه قم در نزديكي حرم حضرت معصومه(س) است. 😆


رییس جمهور محترم سامرا و اطراف به قدری از اصطلاحات عام خوب استفاده می کرد که امت وقتی گوش می دادند فکر می کردند به آنها دارد گل می دهد. از جمله : بریز آب را آنجایی که می سوزد ...😆😆
رفته رفته بعد از گذشت چند سال رییس جمهور سامرا و اطراف به این فرمول بزرگ رسید که فحش ها همه خوب و عالی و در حقیقت زیبا هستند : مثلا وقتی رییس جمهور می گفت فلان ک ... کش عجب هیکلی دارد منظور از ک .. کش همان زیبایی هیکل طرف است و حرف خوبی است😆😆
***************************
لوازم لازم برای پیامبر شدن .زن پولدار - خوشتیپی - صدای خوب - پرویی - مواد مخدر به مقدار لازم ،،،😆
(سخرانی امام نقی پس از درگیری با جدش سر حلال کردن آب انگور )😆
***************************
در سالهای اوج حسنین شورای ریش سفیدان مدینه ، اول هر ماه طی جلسه ای رسمی اسامی پیرمردان قربانی را با قرعه کشی تعیین میکرد. نقل است به هر قربانی دستور العمل مراحل کار شامل جاگیری مناسب ،وضوی غلط ،کظم غیظ و توجه به حسنین و در آخر دعای خیر و باقی قضایا داده می شد.😆
بدایه الحماقه ، فصل پنج ، حسنین و مکر مکر کنندگان😆
***************************
روزی مسلمانی بسیار فقیر و بی سواد با سفر به سامرا، خدمت امام رسید و کمی از شرح احوال 21 فرزند بینوای خود برای حضرت توصیف نمود که برخی از آنها بر اثر طاعون و جذام و برخی بر اثر گرسنگی جان باخته اند.
حضرت که بغض گلوی مبارکشان را گرفته بود، فرمود هیچ میدانی که در ولایت شما، مأموران معتصم قرآن آتش زده اند؟
چند روز بعد در حمله ی خانواده ی مرد تهیدست به نیروهای معتصم، وی و باقی اعضای با ایمان خانواده هم کشته شدند.😆
(نبوغ امام نقی در به کار گیری مفاهیم آسمانی برای ریشه کنی فقر)🤣😆
امام عاشق کارگران ساختمانی بودند و همیشه میفرمودند:این ماله کشان هستند که دین جدم رسولولا را زنده نگه داشته اند نه محرم و صفر!😆😆🤣
***************************
پس از سالها مناقشه در مجلس سامرا، بالاخره طرح سوال از امام نقی به تصویب رسید و قرار شد امام به سوالات زیر پاسخ دهند:
1-چرا عدالت را در میان همسران دائمی و موقت خود اجرا نکردند؟
2- چرا هیچ یک از یهودیان سامرا با رفتار یا سخن امام نقی، مسلمان نشدند؟
3-چرا وقتی که برادرشان به بیت المال آمد و کمک خواست، سیخ داغ به او فرو نکردند؟
4-چرا در مقابل معتصم قیام نکرده و خود و اهل بیتشان را به فاک فنا ندادند؟
5-چرا در هنگام جنگ با معتصم دچار اسهال خونی نشدند؟
6-چرا علوم مختلف را نشکافتند؟
7- چرا کظم غیض بلد نیستند؟
8-چرا ولیعهد معتصم نشدند تا مال و منالی به هم بزنند؟
امام که نتوانست به این سوالات جواب بدهد، ناچار از سمت امامت استعفا داد و به مجمع تشخیص مصلحت نظام اثاث کشی کرد.😆
به امام خبر دادند .که در یکی ازکوچه پس کوچه های کره ای مریخ یک برگ غران نقی یه ذره از بغلش سوخته ،امام با خوشحالی فریاد زد جان ن ن ءبامبول😆،عسگری بابا برو هرچی داریم بده دلار عباسی بخر و امت گوسفند سامرا هم بگو بیان مسجد میخوام حکم جهاد بدم😆 ،،،،
((جهاد + امت = بزیزنس ،،نوشته ای مهندس نقی ))😆
مثل عیدی لای قرعان مثل سکه ایست که در میان غائط افتاده،🤣😆 آنرا تمیز کن و در جیبت گذار.
امام نقی و افکار ماکیاولیستی
**********************
سوسن مشغول پر کندن چند مرغ بود. گربه ای آمد و یکی از مرغ ها را قاپید
و فرار کرد. زن فریاد زد: نقی، گربه مرغ را برد.
نقی از توی یکی از اتاق ها با صدای بلند گفت: قرآن را بیاور!
گربه تا این را شنید مرغ را انداخت و فرار کرد.
گربه های دیگر دورش جمع شدند و با افسوس پرسیدند:تو که این همه راه مرغ
را آوردی چرا آنرا انداختی؟
گربه گفت: مگر نشنیدید گفت قرآن را بیاور؟
گربه ها گفتند قرآن کتاب آسمانی آنهاست به ما گربه ها چه ربطی دارد؟
گربه گفت اشتباه شما همین جاست نقی می خواست آیه ای پیدا کند و بگوید از
این به بعد گوشت گربه حلال است و نسلمان را از روی زمین بردارد.😆😆😆
************************
عفیر ، شمقدر،سوسن،عسکری کوچولو،قنبر، صحابه دوگانه سوز و صحابه فضایی نقی با شاتل فضایی قلمبیا(کلمبیا) از پایگاه فضایی سامرا عازم جو زمین شدند، که متاسفانه در بازگشت قسمتی از پروتوتایپ سرامیکی سفینه ، جداشده و سفینه پودر شد و شش نفر در دم جان دادند و فقط عسکری کوچولو زنده ماند اما شوشول او به فنا رفت.😆
از امام نقی پرسیدند چه عاملی باعث نجات جان عسکری شد؟
امام در پاسخ گفت همانطور که جدم فرمود "روزه سپر آتش است" همانا عسکری روزه گرفته بود،لاکن چون روزه او کله گنجشکی بود جانش نجات یافت اما شوشولش به فنا رفت.😆
"گریه شدید حضار"
**************************
امام نقی (ع) : شان خدا بسیار بالاتر از آن است که وجود داشته باشد.😆
امام و اثبات قاطعانه وجود خدا😆
**************************
هر بهار سفره هفت شین در خانه امام نقی حاوی شینهای ذیل بود:
۱. شهد
۲. شیر (از عفیر گرفته شده باشد)
۳. شمقدر😆
۴.جام خالی شراب (امام همه شرابها را سر کشیده است)😆
۵. بیضههای چپ و راست یک گوساله نر معروف به شوشول (در سالی که قحطی آمده بود از خود عسگری کوچولو استفاده شد...)😆
۶. شمشیر (اگر زولنقار باشد بهتر است)😆
۷.شهید (احتیاط آن است که از یکی از شهیدان جوان سپاه نقی استفاده شود).😆
استفاده بهینه از دین!
+ امام نقی : وای بر مسلمانی که قرآن را بخواند و بفهمد😆🤣
- یکی از صحابه : یا نقی چرا چنین میگویی؟ ما که قرآن را میخوانیم و میفهمیم
+ اگر میفهمیدید دیگر مسلمان نبودید🤣🤣😆
----------------------------------------
حلیة النقویون - جملات نامفهوم امام - ج 7 ص 67 ح 92
ابن ماله الکش نقل میکند که روزی در کنار امام نشسته بودم که چنگیز ال مغول ی بر امام وارد شد.
ابن مغول خونخوار چنین گفت:ای امام، میخواهم اسلام بیاورم. شنیدهام که هر آنکس که با نام اسلام و دین به این مردم پارس حمله کرده باشد، این مردم مقدسش میدارند و برایش سینه میزنند!🤣😆
امام پس از پرسش و پاسخ و مطمن شدن از عملکرد چنگیز در مورد تجاوز و سوزاندن کتب 🤣😆أشهد را جاری کردند و چنگیز همانجا به اسلام مشرف شد.
نقل است که از آن روز به بعد پارسیان شروع به نوشتن کتب تاریخ جدید کردند تا دلایل بسیار قانع کننده حمله چنگیز به کشورشان را خاطر نشان همگان کنند.😆
از نوشتار دانشگاه نقران سامرا، بخش مطالعات تاریخی...
*******************************
روزی یک نصرانی بر امام وارد شد و نعره برآورد که یا نقی! مگر نه این است که مسیحیت دین مهر و محبت است و اسلام دین خشونت؟ جز این است که عیسی مردگان را زنده میکرد و محمد زندگان را مرده؟ 🤣به راستی این دیگر چه دینی است؟
حضرت که اوضاع را به شدت خیت یافته بود گیلاس شرابی به وی داد و با متانت فرمود:
به خدا سوگند که جدّم رسولولا هرگز اسلام واقعی را به درستی درک نکرد.😆
سپس نصرانی را به دونیم نمود, گیلاسش را تا ته نوشید و آروغی جانانه زد.
امام و اوج سفسطه😆
*******************************
روزی حسنین [که زودتر در خانه وضو گرفته بودند] وارد حیاط مسجد شدند و دیدند که پیرمردی به اشتباه وضو می گیرد. ناباورانه به او بیلاخی نشان دادند و درون مسجد شدند و به نماز ایستادند.😆
رودست خوردن پیرمرد بینوا از حسنین این بار استثنائا!
سیستم دموکراسی دینی در سامرا به این صورت بود که شمقدر و عفیر به عنوان اعضای مجلس خبرگان امامت روز اول هر ماه تشکیل جلسه می دادند و امام نقی را به عنوان امام به مردم معرفی می کردند روز دوم ماه هم امام نقی تشکیل جلسه می داد و شمقدر و عفیر را به عنوان مجلس خبرگان امامت تعیین می کرد.
سپس سوسن و عسکری کوچولو به عنوان منتخبان مردم سامرا در مجلس شورای امامت روز دهم هر ماه تشکیل جلسه داده و امام نقی را به عنوان امام در حلق مردم سامرا فرو می کردند امام هم روز یازدهم بعد از جلسه خود سوسن و عسکری کوچولو را به عنوان نمایندگان ملت در مجلس شورای امامت تعیین می کرد.
قنبر هم روز بیستم هر ماه به عنوان رئیس دولت امامت به تنهایی تشکیل جلسه می داد و امام نقی را به عنوان امام در ماتحت مردم سامرا فرو می کرد امام هم روز بیست و یکم بعد از جلسه خود قنبر را به عنوان رئیس دولت انتخاب می کرد.
ذوالنعوظ امام هم به تنهایی نقش قوه قضائیه را بازی می کرد و حکم جماع در ملاء عام را در مورد مخالفان اجرا می کرد. این چرخه شگفت انگیز دموکراسی دینی هر ماه در سامرا تکرار می شد و هر شهروند سامرا وظیفه داشت قبل از هر جلسه یک برگه رای که روی آن نقی نوشته شده بود از جیب چپ به جیب راست و بعد از جلسه آنرا از جیب راست به جیب چپ منتقل کند.
پیام بازرگانی : دوستان نقوی عزیز لطفا این پیج رو لایک کنید. با تشکر😆
*********************************
روزی یکی از صحابه تنگدست، امام نقی (ع) را در دادگستری سامرا دید و علت حضور وی را جویا شد. حضرت فرمود: "از زمان جدم علی همه ما معصومین پیگیر بازپسگیری باغ فدک که متعلق به جدم فاطمه و از آن ما اهل بیت است بوده ایم و تا هنگامی که آن را پس نگیریم از پا نخواهیم نشست"
صحابه عرض کرد: "یابن رسول الله، آیا مال دنیا ارزش این همه تقلا را دارد؟"
- "ای صحابه! بحث مال دنیا نیست. بحث حق است. مومن حق خود را میستاند گرچه جانش را در این راه از دست بدهد"
- "ای پسر پیغمبر! از پدرم شنیدم که پیغمبر خدا فرمود فقر برادر کفر است. یا نقی الائمه اگر باغ را پس ستاندی، آیا بخشی از آن را به من میدهی تا در آن زراعت کرده و جو بکارم و آن را درو کرده و به بازار برده و بفروشم و با ثمن آن زندگی را سپری نمایم؟"
- "در ازای آن چه میدهی؟"
- "از مال دنیا جز قرص نانی نیم خورده ندارم"
پس حضرت قرص نان را از صحابه مسکین گرفت و خورد😆 و سپس فرمود: "همانا ملائک هم اکنون فرود آمده و بشارت دادند که خداوند در ازای این تکه نان هم اکنون قصری در بهشت از برای تو در کنار قصر رسول خدا برپا فرمود. پس برو که تکه باغی در بیابان در برابر قصر بهشتی متاعی بی ارزش است."😆😆
اگرداستان تکلم سوسمار با رسولولا خنده آور نبود هر آینه به ناموس زهرا به آن سوسمار ایمان می آوردم😆🤣
نقی و کنف نمودن جدشان راسولولا -جلد زرده
*****************************
در زمان حسنین، پیرمردی پارسی که بقصد تجارت گذارش به مدینه افتاده بود، لب حوض مسجد مشغول سیراب نمودن اسبش و زدودن غبار راه از چکمه هایش بود.
حسنین به خیال باطل معمول خود که وی در حال وضو گرفتن بشیوۀ اشتباه است موی دماغش شده و خواستند که به زور بوی وضو یاد بدهند.
از آنجایی که هنوز هنر بچه بازی بهمراه اسلام وارد سرزمین پارس آن روزگار نشده بود🤣😆، پیرمرد هردوی آنان را بر روی زانوان خویش نهاد و چند بار با کف دست محکم بکفلشان زد و برایشان هفت مرتبه سبیل آتشی کشید.
از آنروز حسنین هیچگاه بسراغ پیرمردان بلاد پارس نرفتند.😆
صحیفۀ حسنین؛ در باب سیاست نمودن حسنین بتوسط پیرمردی پارسی
****************************
امام نقی با اتکا به وحی الهی و علم لدنی خودشان، هر روز ۱۰۰ مشکل جدید برای مردم سامرا درست میکردند. مثل مدلینگ زندگی در قحطی شعب ابی طالب، شبیه سازی صحرای کربلا با قطع آب مشترکان سامرایی، قطع داد و ستاد با تجّار شام و روم،ایجاد شرایط جنگی وقتی هیچ لزومی به آن وجود نداشت،...
سپس با استفاده از بیتالمال، دادن امتیازات فراوان به اجانب و کمک عباسیان و علویان هر روز یکی از آن ۱۰۰ مشکل را حل و فصل مینمودند.
اصحاب خاص امام نقی (که تعدادشان از انگشتان دست تجاوز نمیکردند، ولی به همه تجاوز میکردند!) از اینکه امام با "بصیرت" خودشان، نقویان را در "شرایط حساس کنونی" رهبری کرده و هر روز یکی از مشکلات جامعه را حل و فصل میکنند بسیار خرسند بوده و به ایشان افتخار میکردند.😆😆😆
Agnostic...
تلخيص از كتاب ارزشمند "داستانهايي تلخ و شيرين از ائمه اطهار (ع)"، نوشتهي مهندس كوروش آرياپرست اصل ايرانيپسند، قم: انتشارات مهدي بيا، مهدي بيا، صفحه 48
🤣 😆 😆
🌹
مثل دین اسلام مثل غائط عفیر در جنگل است. تا زمانی که در آن وارد نشدی مشکلی برایت ایجاد نمیکند اما همینکه وارد شدی کل وجودت را به گند میکشد🤣😆
---------------------------
امام در حال پاک کردن غائط عفیر از گیوه هایشان
حلیة النقویون - مثال و التمثیل - ج 12 ص 12 ح 112
*************************
از ابن ملجم مرادی نقل است که :
سرورم نقی بر خلاف علویان ملعون ارادت بسیار به کوروش بزرگ داشت و همیشه از سخنان ایشان یاد
می کرد و میگفت که این مردم نادان بر گور اجداد ما که به پشیزی نمی ارزند گنبد طلا گذاشته اند و آثار
پدران خود را اینگونه ویران میکنند.🤣
و از یکی از خطبه های گرم امام که خطاب به علویان از سخنان گهربار کورورش بزرگ یاد می کند :
ای کسانی که در بستر راحت غنوده اید، آیا می اندیشید که راحتی امروز شما مستلزم بردگی فردا می باشد و فردا کسانی آزاد خواهند زیست که از راحتی امروز صرف نظر کنند؟
آزادی و استقلال موهبتی است که به رایگان به تو نمیدهند و بهای آن دو چیز است: اول اینکه بتوانی راحتی امروز خود را فدا کنی و دوم اینکه از مرگ بیم نداشته باشی.
بر خیزید و مقابل اهورا مزدا و مقابل اجداد خودتان عهد کنید که از امروز، راحت طلبی و ترس از مرگ را کنار بگذارید و خود را آماده نمایید که برای تحصیل آزادی و استقلال به پیشواز مرگ بروید زیرا تا مرگ را استقبال ننمایید به حریت و استقلال نخواهید رسید و محال است قومی بدون دست از جان شستن خود را از ظلم و بردگی نجات بدهد.
(نقی و کینه نقوی ازعلویان ملعون)
*********************************
روزى امام نقى (ع) در منزل مشغول نوشيدن آب انگور بودند كه ناگهان ابن شمبليله ضجه زنان بر امام وارد شد و گريه كنان گفت: يابن رسولولا من در عذاب وجدانى سخت هستم.
امام فرمودند: باز چه گهى زدى؟
ابن شمبليله با گريه گفت: من به چهار زن يهودى تجاوز كرده ، آنان را كشتم و سوزاندم.
امام (ع) وحشت زده پرسيدند: خلخال كه از پايشان درنياوردى؟😆🤣
ابن شمبليله گفت: خير يابن رسولولا خلخالهايشان سر جايش بود
امام (ع) نفس راحتى كشيدند و دستى بر پشت زده و به او آب انگور تعارف كرده و فرمودند: بى خيال بابا دمت گرم ، آورين، آورين😆
نقى و پيروى دقيق از سيره على بن آب طالبى🤣😆
*****************************
شبی «حسین ابن سماع»* مهمان حضرت بود. پس از صرف آب انگور او را بولی عارض شد و به بیتالخلا رفت. وقتی بیرون آمد با تعجب پرسید: سبحانالنقی! چرا آفتابه شکسته بود؟ آن درختچه در وسط مستراح از بهر چیست؟!
امام فرمودند: همانا کوزهگر از کوزهشکسته آب میخورد. آن هم شجرهی طیبهی عَـسلام است🤣😆؛ به مناسبت روز درختکاری و به یاد جدم کاشتهام.
* ایشان پسرعموی «حسن ابن شماع» است. او را در غزوهی کازرون-ممسنی ریق شهادت خوراندند.
************************
امام نقی (ث) بسیار دلرحم و رئوف بودند. ایشان وقتی مگسی مزاحم در خانه می دیدند در خانه را باز می کردند تا این موجود الاف از بیت او خارج شود, و از کشتن مگس ها خودداری می کردند.😆 اما نسبت به کفاری که با او اختلاف نظر داشتند درنگ نمی کردند و خشمی الله گونه داشتند. تا آنجا که صحابه الدنگ را به دو نیم, و 700 ملعون را در حادثه بنی قریقه* ذبح شرعی کردند.😆🤣
امام نقی و سعه صدر
---------------------------------
* هیچ ارتباطی با حادثه بنی قریظه که توسط جدش رسولولا افتاد ندارد.
حضرت چنگیز علیه السلام در غار بود که جبرئیل گفت: بخوان!
و هنوز نخوانده بود که الله فرمان داد به دیار ملحدان و مجوسان نجس پارس حمله کن و آنقدر بکششان تا اسلام آورند.
آغاز به کار فرقه چنگیزیه گرامی باد.😆
این لینک از آن ماله کشان گمراه ضد چنگیزی است که تلاش می کنند اصل پیامبری چنگیز را در حد یک فرض و داستان نگهدارند:
روزی یکی از صحابه از نقی پرسید : ای پسر پسر پسر پسر پسر پسر پسر پسر رسول خدا، شما چرا تا کم می آوری اصحاب را به دو نیم میکنی؟
نقی گفت همانا جدم گفت: مرگ هدیه ایست برای مومن😆
و سپس به آن صحابه هدیه ای شایسته(ذوالنقار) عطا نمود.😆
نقی و هدایای ویژه نوروزی😆
****************************
امام نقی در نامه ای به فدراسیون بین المللی شطرنج، خواستار اضافه کردن مهره جدیدی به صفحه شطرنج به نام شمقدر شد! نقش و نوع حرکت این مهره (که یک شتر است)، در صفحه شطرنج(بنا به پشنهاد نقی) تنها جماع با مهره هایی است که در خانه های اطرافش قرار دارند...!😆😆😆
سیره النقی، نوشته ابن قنبل، فصل اکرام شمقدر
**************************
هدهد سخنگو به امام نقى خبر داد كه معتصم با لشكرى عظيم قصد تصرف سامرا را كرده! حضرت براى جلوگيرى از حمله دستور داد كه خندقى بزرگ به دور سامرا حفر كنند. اما نه تنها معتصم حمله نكرد بلكه هيچ كدام از اهالى سامرا تا ده سال پس از ان نتوانستند از خندق عبور كنند و بيشترشان بر اثر قحطى و گرسنگى هلاك شدند.😆😆😆
(نقى و تاكتيكهاى نظامى سوخت شده)
***************************
-به الله سوگند مومنی داخل بهشت نمی شود مگر آنکه با فاطمه زهرا در حالی که لای در بهشت گیر کرده 70 سال جماع کند.
-یا نقی! این چه حرفی است!؟ قباحت دارد... با فاطمه زهرا!!!
-پس چی فکر کردید!؟ فکر کردید قراره فاطمه بمونه تو خونه برا علی کباب سوسمار درست کنه تا علی از جماع روزانه با مومنات و حوری ها برگرده؟
کتاب آنچه سلمان می دانست، ابوذر نمی دانست
فصل دوم، پرسش و پاسخ در باب زندگی پس از مرگ ائمه - به قلم عسگری وقتی کوچک بود
امام نقی اولین کسی بود که به یاری گدایان سامرا شتافت و آنها را اورگانیز کرد و با دادن محل مشخص برای هر کدام و تعیین ساعت کاری خدمت بزرگی به گدایان سامرا کرد وبه همین دلیل گدایان سامرا هم با دل جان سهم امام را پرداخت میکردند و گهگاهی هم یه پول چای به عسگری کوچولو که آن هم با دل جان بود ..((۱/۳ در این دنیا بده ۲/۳ دائم ببر ))
پدر گدایان سامرا نقی ،،،😆😆
*****************************
امام نقی (ع) همواره به حفظ سنت ها اصرار می ورزیند و در آخرین حضورشون در ایالات متحده در حضوری حماسی روی شمقدر(س) از موبایل استفاده فرمودند تا کور شود هر آن که نمی تواند آپ تو دیت بودن امام را بپذیرد.😆
آیا ایمان نمی آورید؟

***********************
شمقدر : نقی سفره هفت سین جدت علی چه جوری بوده ؟
امام نقی : خب اوایل چون علی آب طالبی خیلی عاشق نمک بود تو سفره هفت تا سنگ نمک هفت کیلویی میچید
بعد که ممد اونو به علی سگ کش تبدیل کرد علی تو سفره هفت تا سگ می گذاشت که با شمشیر لاشه هر کدوم رو هفت تیکه کرده بود
بعدها که ممد اونو به علی گیوتین تبدیل کرد سفره هفت سین علی گیوتین یک سفره هفت طبقه بود که تو هر طبقه هفت سر بریده آدم دیده می شد.😆🤣🤣
*****************************
در خبر است که امام نقی (ع) از پی خواندن این حدیث کلن تا مدت ها حدیث دانی شان پاره شده بود و به دپرشن ماژور مبتلا شده بودند و تمام ذخیره ی آب انگور سامرا را در شبی نوشیدند:😆
حدیث واقعی:
پيغمبر اكرم (ص) فرمود:
بادنجان زياد مصرف كنيد، كه اول درختى است كه بخدا ايمان آورده است.😆😆😆😆😆😆
(مكارم الأخلاق،شيخ حسن (فرزند شيخ طبرسى)،مترجم: سيد ابراهيم مير باقرى، ناشر: فراهانى، تهران، چ دوم:1365 ش. جلد1، برگ: 349)

نقل است که روزی اعرابی بر امام وارد شد و عرض کرد یابن رسولولا! من سوالی دارم.
امام فرمود: اسئلونی قبل عن تفقدونی (یعنی بپرسید از من قبل از اینکه برای تخلی به مستراح بروم.)
اعرابی عرض کرد: الله چه تعداد پیغمبر تا کنون صادر کرده؟
حضرت فرمود: یک صد و بیست و چهار هزار عدد!
اعرابی هنگ کرد و چون شمارش بیشتر از ده هنوز اختراع نشده بود عرض کرد: یابن زهرا! یک صد و بیست و چهار هزار چقدر است و چند تا صفر دارد؟
امام که جا خورده بود کمی اندیشید و بناگاه ذوالنقار را از ذوالغلاف بیرون کشیده و اعرابی مفلوک را به صد و بیست و چهار هزار قسمت نامساوی تقسیم کرد.😆😆😆
امام و آموزش عملی ریاضیات به صحابه!😆
***************************
نقل است امام نقی در ایام عید دست حسنین را میگرفتند و به بهانه عید دیدنی به خانه سالمندان میبردند. حسنین هم با قرار قبلی سالمندان را برای آموزش وضو به دستشویی میبردند. بعد از خداحافظی هم امام شیرینی های دزدی شده را با حسنین تقسیم میکردند.😆
امام نقی در حال رفتن به مسجد بود. ناگهان چند غاز جلوی او را گرفتند و مانع حرکتش شدند. امام مقداری صبر کرد تا غازها بروند ولی آنها مانع راه رفتن نقی شدند. امام هم با خود گفت: ظاهرا قسمت نیست امروز من به مسجد بروم ولی خداوند متعال روزی برایم فرستاده. پس غازها را برداشت و به خانه برد، آنها روی نارقیکیو کباب کرد و با آب انگور خورد.😆
بعدا معلوم شد غازهای بیچاره از شر صاحب ظالمشان به امام پناه آورده بودند و میخواستند که امام ضامنشان شود😆، ولی متاسفانه چون معجزه تکلم به زبان فصیح عربی را نداشتند،😆🤣😆🤣 نتوانستند به امام منظورشان را برساند.
امام و کج فهمی ها
*******************************
اُنظر الی المرغان الهواء @ کیف یسیر فی السماء @ بلا بنزین و بدون صدا @ فلعن الله علی رایت الاخوان @ فی الامور الله دخولان @ یقیمان الطیاره فی الهواء @ العدوان الی الله @ انّا نحن نسقط الطیاره من السماء @ لعلکم تتذکرون بی شعورها @
به مرغان هوا بنگرید @ که چگونه در هوا پرواز می کنند [نشانه اعجاز الله] @ بدون بنزین و آلودگی صوتی @ پس لعنت الله بر برادران رایت @ که در کار الله دخالت کردند @ طیاره هوا کردند @ و به دشمنی با الله بر خواستند @ ما هم هراز گاهی باعث سقوط طیاره ها می شویم @ تا عبرت بگیرید [ و تنها به احکام نورانی بول و غائط و طهارت بسنده کنید که تکلیف شده است و در امور الهی دخالت نورزید]
سوره مبارکه طیارة😆
**************************
اره ای از سخنرانی امام نقی در آستانه نوروز:
هر روز که مومن در آن جشن و شادی نکند و عنق باشد، مشکی بپوشد پشمالو باشد و بوی عرق و گلاب گُهی بدهد، آن روز عید است.😆
کنز الادرار/ باب شادی مومنین
**************************
هرکس که به امامش کمتر از 20 دینار عیدی بدهد و بمیرد به مرگ جاهلی مرده است.😆
سلسله احادیث امام نقی در 6 سالگی و در آستانه نوروز😆
**************************
امام نقی نقل میکند: اگر بیگانگان روش عوامفریبی ما مسلمانان را یاد میگرفتند چه ها که نمیکردند مثلا اگر ادیسون مسلمان بود لامپ مهتابی هایی که برای روشنایی صورت معصومین زمان بکار میرفت را به کجا فرو میکردند؟😆😆
امام و خاطرات کودکی
همانطور که می دانید الله تبارک و تعالی دارای خصایل متعددی است و هر کدام از این خصایل را در حد اعلا داراست. یکی از این خصایل ستودنی وی همانا بسیار نارسیست تشریف داشتن ایشان است😆 🤣به صورتی که ایشان علاقه خاصی دارند که حیوانات و انسانها و اجسام و سنگ و در و دیوار و غیره در مقابل ایشان زانو زده و به یگانگی ایشان شهادت دهند.😆
در همین راستا از حضرت شمقدر با دو واسطه نقل است که در روز ازل تمامی آجیل ها مقابل الله به صف ایستادند تا بر اساس وظیفه شرعی و ملی به یگانگی او شهادت دهند.😆
گفته شده که آنروز عده ای از آجیل ها رستگار شدند و عده ای دیگر منافق.
حضرت شمقدر در این باره می فرماید : پسته ها و فندق های در بسته تنقلاتی هستند که شهادتین نگفتند و به این مصیبت دچار شدند.😆
یک چنین خدای چت و عقده ای ای داریم ما😆
من دیگه واقعاً نمی فهمم چرا شما ایمان نمی آورید😆
اندر احوالات شهادتین اجسام بی جان، بخش تنقلات، صفحه 20
****************************
امام نقی (عق) به هفت سین علاقه چندانی نداشتند و می فرمودند که هفت سین تهاجم فرهنگی از بلاد پارس می باشد و به جای هفت سین از سفره *هفت خین* استفاده می کردند که با فرهنگ اسلام سازگار تر است که شامل:
1.خون 2. خدعه 3 خدو 4.خشتک 5.خمس 6.خلط 7.خلا😆🤣
منبع: سوره ابداعات آیه آخر
****************************
"در آخرت کاسه آجیل لب به سخن می گشاید.از وی می پرسند در تو چه بود؟
خواهد گفت بادام هندی و پسته خندان فراوان. پس صاحبش را حوری مشتی عطا خواهیم کرد.😆
از دیگری می پرسند.می گوید مرا جز تخمه جابانی هیچ نصیب نبود.پس صاحبش در قعر جهنم جای خواهد گرفت و سِوِن آپ داغ در حلق وی خواهیم ریخت. و ما بسیار خفن و دهن سرویس کن هستیم."😆
دستکاری های امام نقی در آیات قرعان پیش از عزیمت به خانه اقوام😆
********************
پاره ای از سخنرانی امام نقی در آستانه نوروز:
هر روز که مومن در آن جشن و شادی نکند و عنق باشد، مشکی بپوشد پشمالو باشد و بوی عرق و گلاب گُهی بدهد، آن روز عید است.😆🤣
کنز الادرار/ باب شادی مومنین
*************************
مردم ما بیشتر ازینکه گشنه باشن
چشمشون گشنه اس
حال ندارم توضیح بدم بیشتر ازین!!
جلسه خصوصی امام نقی(رپته) با شمقدر و عفیر در مورد عیدی سال نو مردم سامرا😆
روایاتولکسار بخش جلسات خصوصی امام
ابو ابن الشجاع (پدر پسر شجاع) نقل میکند که زمانیکه هاجر همسر حضرت ابراهیم (عق) به دنبال آب بین کوه های صفا و مروه بود, به قدرت لایزال الهی زیر پای اسماعیل (غق) چشمه ای آب جوشید. حضرت ابراهیم که از ساختن کعبه خسته شده بود آمد لب چشمه تا آبی به دست و صورتش بزند که ناگهان احساس کرد دونفر پشت سرش هستند. تا سرش رو برگردوند دید حسنین ( ع ع ) با لبخند دارند بهش نگاه میکنند و .....😆😆
برگرفته از کتاب اساطیر الاولین - جلد آخرین ص 69
**********************
حضرت شمقدر(ص) هر روز در بازار سامرا گدايي ميکرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست ميانداختند. دو سکه به او نشان ميدادند که يکي شان طلا بود و يکي از نقره. اما حضرت شمقدر هميشه سکه نقره را انتخاب ميکرد. اين داستان در تمام سامرا پخش شد. هر روز گروهي ميآمدند و دو سکه به او نشان مي دادند و حضرت شمقدر هميشه سکه نقره را انتخاب ميکرد تا اينکه روزی عفیر دوست صمیمی شمقدر از روی خیرخواهی به حضرت شمقدر گفت: هی شَمی، هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت ميآيد و هم ديگر دستت نمياندازند. حضرت پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست عفیر جان٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نميدهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آنهايم. نمیدونی عفی جان تا حالا با اين کلک چقدر پول گير آوردم.😆
از کتاب "فکر نکن خیلی باهوشی"
تالیف حضرت شمقدر(ص
*******************************
امام نقی در پیام نوروزی خود با نام گزاری سال جدید به نام حمایت از تولید داخلی از همه مردم سامرا درخواست نمودند که از همین الان مشغول شده که ان شاالله تا پایان سال جمعیت هفتادوپنج میلیونی سامرا به صدوپنجاه میلیون نفر افزایش یابد.😆🤣
(امام نقی و حمایت از تولید ملی)😆
*******************************
امام نقی هنوز تصمیم نگرفته اند امسال را چی نامگذاری کنند ،عسگری و سوسن و کنیزان دیگر در حال بررسی اند چه در سامرا هنوز به فاک نرفته و یا اجحافی در نوبت به فاک رفتن نشود در اولین فرصت از همین شبکه خبر رسانی خواهد شد ،((سامرا نیوز ))😆
*******************************
امام نقی (دایم النعوظ) هر عید به سامرا تی وی می آمد و به خود جرات می داد اسمی فرجواژه بر آن سال بگذارد! ساعتی نمی گذشت که هزاران جک و شعر در باب تمسخر آن بین مردم سامرا قیمیل و قلوتوث می شد و کاریزمای تخمی حضرتش را غایط مال می کرد...😆😆
نقش تکنولوژی در قی کردن ولایت ائمه.


روزی عباس با وضعیتی رقت انگیز و هزار مصیبت تبر به دندان گرفت و بت ها را شکست و تبر بر دوش بت بزرگ گذاشت. فردای آنروز بزرگان شهر به بتخانه رفتند و از این صحنه شوکه گردیدند. عباس که گوشه ای ایستاده بود لبخندی بی معنا زد و گفت " ظاهرا بت بزرگ همه ی بتها را شکسته" و همزمان با چشم و ابرو به خودش اشاره می کرد. بزرگان جواب دادند البته که خودش شکسته! پس لابد توی چلاق کج شکستی!با فاقد النعوظت بی دست؟؟
روایت است که از آن پس ارج و قرب بت بزرگ به شدت افزایش یافت😆 و عباس آلت شده و سر افکنده به خود فحش میداد.😆
خاطرات امام نقی از حماقتهای عباس چلاق😆
***************************
امام نقی همیشه از کوته فکری و حماقت کلیمیان و نصرانیان در تعجب بودند که چرا کشته شدن و تجاوز به خودشان توسط امام را "حق مسلم" امام نقی نمیدانند؟!😆
امام نقی این خون ریزیها را کاملا "صلح جویانه"😆 و برای تامین چند واحد خون برای بیمارستان سامرا میدانستند.
***************************
مشکل عید دیدنی اینه که رفت و برگشته...اگر حذفی بود خیلی بیشتر حال میداد!😆
امام و مسائل مربوط به دادن عیدی
***************************
شمقدر سبزه هفت سین امام را خورد.امام عصبانی شد و میخواست شمقدر را بزند .شمقدر آیه " و الكاظمين الغيظ والعافين عن الناس" را خواند .امام پیشانی شمقدر را بوسید و از او در گذشت .😆
منقول است شمقدر برای کظم غیظ بهتر حضرت یک تف آب دار در صورت مبارکشان انداختند به طوری که لامپ تصویر آن حضرت سوخت😆
****************************
حضرت به دلیل اعتراض گروههای مدافع حقوق گیاهان، 😆رسم خوردن سبزیپلوی شب سال نو را مردود اعلام کرده و سوسمارپلو 😆را جایگزین آن نمودند.
در یکی از آخرین روزهای امامت امام نقی(ع)، امام به بالای منبر رفتند و فرمودند که ای مسلمین من به آخرین روزهای زندگی خویش نزدیک می شوم، اگر حقی از کسی ضایع کردم آماده ام که قصاص شوم. ناگهان تمامی صحابه شمشیر خویش را درآوردند.😆 امام فرمودند البته طبق آخرین جواب آزمایشم حالم اونجوریا هم که میگن بد نیست.😆
والا با این نوناشون
***********************
خداوند امتم را از سه چیز نگاه دارد اول ملا دوم ملا و سوم هم ملا چرا که هیچ ملایی به شهری در نیامد مگر آن شهر سر به تباهی نهاد...
(کلام النقی صحفه 125)😆🤣
***********************
امام در نطق نوروزی خود در حرم خودشان فرمودند: این سرکرده ی علویان در سال گذشته که مزین به نام "جهاد اقتصادی" بود، چنان بر اقتصاد کلان کشور پارسیان غائط کرد که در تاریخ بی مثال بود، اکنون با نامگذاری "تولید داخلی، حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی" میخواهد کل اقتصاد خرد آن بلاد را نیز به بول بگیرد.😆
. اگر سال "صلح جهانی" اعلام میکرد، شکی نبود که تمامی دنیا به آن کشور حمله ور میشدند.😆
در پایان امام فرمودند: کپی رایت "کید دشمن" مربوط به شخص بنده بوده و این هندی کم از روی سخنرانی های ما کپی برداری نموده است.
اصحاب چنان به فکر فرو رفتند که تا چند ماه هیچ تمام خیاطین سامرا و حومه در حال دوختن خشتک های اصحاب بودند.😆
************************
نوروز بهانهای قرار داده شده که مردم به یاد امام نقی بیفتند و ما این سال را سال رفع مظلومیت از امام نقی نام نهاده و به تلافی ظلمی که شیعیان در حق ما روا داشته اند علویون و عباسیون را به مبارزه میطلبیم!😆🤣
~بخشی از پیام نوروزی امام نقی~
وابستگی اسلام به بول و غائط برای ادامه زندگی همچون نیاز انسان است به آب و هوا برای نوشیدن و تنفس ...🤣😆😆
فردقیچ نیقچه aka امام نقی
*************************
روزی قنبر از امام درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد. امام پذيرفت. او را وارد اتاقي نمود كه جمعي از مردم در اطراف يك ديگ بزرگ غذا نشسته بودند . همه گرسنه،نااميد و در عذاب بودند. هركدام قاشقي داشت كه به ديگ ميرسيد ولي دسته قاشقها بلند تر از بازوي آنها بود،بطوريكه نميتوانستند قاشق را به دهانشان برسانند! عذاب انها وحشتناك بود.
آنگاه امام فرمود: اكنون بهشت را به تو نشان ميدهم. او به اتاق ديگري كه درست مانند اولي بود وارد شد. ديگ غذا ، جمعي از مردم و همان قاشقهاي دسته بلند . ولي در آنجا همه شاد و سير بودند.
قنبر گفت : نمي فهمم ؟ چرا مردم در اينجا شادند در حالي كه در اتاق ديگر بدبخت هستند با آنكه همه چيزشان يكسان است؟ امام تبسمي كرد و گفت: خيلي ساده است ، در اينجا آنها ياد گرفته اند كه يكديگر را تغذيه كنند . هر كسي با قاشقش غذا در دهان ديگري ميگذارد، چون ايمان دارد كسي هست در دهانش غذايي بگذارد. پس ببین که بهشت و جهنم را خود ما می سازیم و نه هیچکس دیگری...
سپس هر دو سوار بر عفیر به سامرا برگشتند تا امام خود را برای ارائه ی خطبه ای مخوف همراه با مقدار متنابهی آتش و مذاب در مورد جهنم و نقش دادن سهم امام در فرار از آن آماده سازد.
امام و رفتارهای ضد و نقیضِ آگاهانه!😆
****************************
روزی امام نقی (ع) در خواب بدید که حسنین با لبخندی شیطانی برای آموختن وضو به سمت ایشان می آیند. عرق ریزان از خواب پرید و پایش شکست.😆 فردای آن روز در مسجد سامرا فرمودند که:
قربان قدتان ماجرای حسنین را کژ ندهید.😆
****************************
نقل است حسنین در روزهای نوروز به بهانه صله رحم! به خانه پیرمردان رفته و به آنها یاد میدادند که چگونه آجیل بخورند!😆
البته سر راهشان به خانه امام نقی (adj) هم میرفتند، امام هم که آن دو جانور را خوب میشناخت، مقداری پسته در بسته پوچ جلوی آن ها میگذاشت. 😆حسنین هم سعی میکردند با دندان در پسته ها را باز کنند. گفته میشود حسنین بعد از مدت زمانی با دندانی شکسته به خانه مراجعت میکردند.😆
****************************
روزی یکی از صحابه فرزند خود پیش امام آورد تا حضرت قدری وی را نصیحت کند. حضرت خطاب به صحابه فرمود: "چه شده، ای ابالعب"؟
- "این پسر امان از من و مادرش بریده یا نقی. هر غذایی که مادرش تهیه میکند او ایراد میگیرد و کفران نعمت میکند ولو لذیذترین غذاها باشد"
حضرت در حالی که به دوردست، جایی که حسنین در حال آموزش وضو به بنده خدایی بودند، می نگریست خطاب به ابن ابالعب فرمود:
- "ای پسر! آیا من از تو نسبت به خودت اولی تر هستم؟"
- "بلی یابن رسول الله!"
- "پس بدان که امامت روزی در خانه یکی از اهالی سرزمین پارس میهمان بود و وی سفره ای پهن کرد و در آن قدری سبزه و ماهی به اندازه بند انگشت، آن هم زنده و مقداری سیر و سرکه و سمنو و سمبل قرار داد و جهت تهیه مایحتاج از خانه خارج شد. پس امام تو سر سفره بنشست و از آن غذاهای عجیب تناول نمود تا راهی مستشفی گردید لیکن هرگز از آن غذای پارسی ایرادی نگرفت. پس تو نیز چنان باش."😆😆🤣
کنز الاعمال فی الموال
**************************
امام نقی در حال شمارش پولهای قبر پدربزرگشان بود که ناگهان یکی مهندسین تحصیل کرده بلاد پارس با در دست داشتن طرح ساخت یک کارخانه در سامرا به خدمت امام رسید و عرضه داشت: امسال سال تولید ملی برای پارسیان نامیده شده ،اگر ۱ میلیون دینار وام بدهی کارخانهای میسازم که تمام مردان به کار مشغول شوند و دیگر فقیری در شهر نمیماند.
امام گفت این جماعت نباشند من هم دیگر امام نیستم این را بدان ( فقر ستون دین است)..............😆😆🤣
به خدا سوگند تا وقتي كه صلهي ارحام، ياد قيامت، دعاي مقلب القلوب و ساير خزعبلات اسلامي را در آيين نوروز نچپانم لحظهاي آرام نخواهم گرفت.😆😆
امام و جنگ نرم با گبر و ترسا
*************************
ساده زيستي امام به حدي بود كه در سفرهي هفت سين خود به جز سنگ نمك چيزي نميگذاشتند. ايشان اين سفره را "سفره هفت سنگ" ميناميدند.😆
فرازي از كتاب "بر نقي در شعب نقيطالب چه گذشت"
*************************
نقل است که حسنین سر پیرمردان ساده لوح را با اموزش وضو گرم مینمودند و حضرت ابل فضل از پشت جیب انها را خالی میکرد.😆
*************************
آیا می دانستید امام نقی پایه گذار نظام اقتصادی نقمایه داری می باشد!
از ابن شاشول نقل است امام نقی به تاسی از جد بزرگ وارش امام جلق زن سابق و به قصد پاکی اصحاب پول اهالی سامرا را می گرفت و همواره می فرمود:
هیچ عمل نیکی نزد خداوند بهتر وثوابش زیادتر از دادن پول به امام نیست.یک درهم که به امام برسد بهتر از دو ملییون درهمی است که در راه خیر دیگر صرف شود. من در حالیکه ثروتم ازتمام اهلی سامرا بیشتر است باز هم از شما پول میگیرم زیرا هدفم اینست که شما پاکیزه شوید.
نقل است بعدها این شیوه اقتصادی در تمام کشورها با نام اقتصاد نقمایه داری - اسلامی باب شد.😆🤣
امام و هوش اقتصادی نوشته ابن اراجیف
جوک فوق بر اساس احادیث واقعی زیر نوشته شده:
http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/osool_kaafi/osool_kaafi_jeld_2_095.html
کتاب اصول کافی صفحه 489
- عـَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ دِرْهَمٌ يُوصَلُ بِهِ الْإِمَامُ أَفْضَلُ مِنْ أَلْفَيْ أَلْفِ دِرْهَمٍ فِيمَا سِوَاهُ مِنْ وُجُوهِ الْبِرِّ
اصول كافى جلد 2 صفحه 489 روايت 6
ترجمه روايت شريفه :
امام صادق عليه السلام فرمود: يك درهم كه به امام برسد. بهتر است از دو ميليون درهمى كه در راه خير ديگر صرف شود.
- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِنِّى لاَخُذُ مِنْ أَحَدِكُمُ الدِّرْهَمَ وَ إِنِّى لَمِنْ أَكْثَرِ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَالًا مَا أُرِيدُ بِذَلِكَ إِلَّا أَنْ تُطَهَّرُوا
اصول كافى جلد 2 صفحه 489 روايت 7
ترجمه روايت شريفه :
ابـن بـكـيـر گـويـد: شـنـيـدم امـام صـادق عـليـه السـلام مـى فـرمـود، مـن از يك نفر از مشا پـول درهـم مـى گـيـرم ، در صـورتـى كـه از هـمـه اهـل مـديـنـه متمول ترم ، فقط مقصودم اين است كه شما پاكيزه شويد.
- عـِدَّةٌ مـِنْ أَصـْحـَابـِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عِيسَى بْنِ سُلَيْمَانَ النَّحَّاسِ عَنِ الْمـُفـَضَّلِ بـْنِ عـُمـَرَ عـَنِ الْخـَيـْبـَرِيِّ وَ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ قَالَا سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يـَقـُولُ مَا مِنْ شَيْءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ إِخْرَاجِ الدَّرَاهِمِ إِلَى الْإِمَامِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَيَجْعَلُ لَهُ الدِّرْهَمَ فـِى الْجـَنَّةِ مِثْلَ جَبَلِ أُحُدٍ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ فِى كِتَابِهِ مَنْ ذَا الَّذِى يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً قَالَ هُوَ وَ اللَّهِ فِى صِلَةِ الْإِمَامِ خَاصَّةً
اصول كافى جلد 2 صفحه 488 روايت 2
ترجمه روايت شريفه :
امـام صـادق عـليه السلام مى فرمود: كارى نزد خدا محبوب تر از رسانيدن در اهم به امام نـيـسـت . هـمـانـا خـدا درهـم امـام را در بهشت مانند كوه احد قرار مى دهد (يعنى ثواب آن را از اعـمـال خـيـر ديـگـر بـزرگـتـر و بـيـشـتـر مـى دهـد، و ايـن تـشـبـيـه معقول به محسوس است و يا مقصود اين است كه دادن يك درهم به امام مانند دادن در اهمى به انـدازه كـوه احـد است به ديگران ) خداى تعالى در كتابش مى فرمايد (((كيست كه به خدا وامـى نـيكو دهد تا خدا وام او را بسيار چند برابر سازدـ 244 سوره 2))) امام فرمود: به خداى اين وام خصوص صله امام است .
***************************
*************************
حسنین : سلام پدر جان، شما داری اشتباه وضو میگیری! اینگونه نمازت هرگز به درگاه خداوند مقبول نمی افتد.
پیرمرد: این طرز وضو گرفتن را که من از آن بابابزرگ پفیوز شما یاد گرفتم که! الان هم من ۱۰۰۰ سالمه،حالا کی میخواهد این شونصد سال "نماز قضا" برای من بخواند؟ اصلا ریدم تو این دین بابا. سر کارگذاشتن مادر قحبه ها مردم رو .... 😆😆
**************************
ابن ابوالحمار نقل می کرد که نقی (ع) ظهر ناقور سوار بر ذوالنقاح آب می آوردند که لشکر عمر بن زقاد دست راست حضرت را قطع کردند، حضرت آب را به دست چپ گرفتند و اما عباسیان آن را هم قطع کردند. حضرت خواستند مشک آب را به دهان بگیرند اما یاد علم لدنی خود افتادند😆 و فریاد برآوردند: «الاغ اون که من نبودم، ابیلفرض بود.»😆 و ابن ابوالحمار را با ذوالنقار به دو نیم مساوی تقسیم فرمودند.😆
امام و بی اعصابی هایش از دست صحابه ی بی حواس
******************************
هم اهل تسنن هم شیعیان هم بهائیان در روایاتشان از امام با نیکی یاد کرده اند، بطوری که جمیع اندیشمندان عالم و همچنین تمام دانشمندان و دانشجویان مقطع دکترا به اجماع گفته اند:
امام هیچگاه سر کسی را نبرید، مگر آنکه دلیل موجهی برای آن داشته باشد،😆
هرگز به زنی تجاوز نکرد، مگر اینکه آن زن را در جنگ بدست آورده باشد یا از بازار برده فروشان خریده باشد،😆
هرگز مالی از کسی ندزدید، مگر حق امام و خمس و فدیه و جزیه هایی که دریافت میکرد، 😆
هرگز پیتزا و بیف استروگانف نخورد، خوراک او گوشت شتر و ملخ و مار کله سوسمار بود😆 و گاهی همچون جدش سنگ به دل خود میبست،
در وصف عدالت امام گفته اند روزی دو پسر نزد امام رفتند و گفتند که پدر ما مرده است و ما میخواهیم ارثیه او را که پنج کنیز است بین خود تقسیم کنیم، ولی پنج تقسیم پذیر بر دو نیست، امام یکی از کنیزان را برای خود بعنوان حق قضاوت برداشت 😆و به هر پسر دو کنیز داد.😆
امام نقی معتقد بود ازدواج های متعدد پیامبر با دختران قبایل مختلف دلیل سیاسی داشته و باعث میشده حضرت با قبایل دیگر دوستی برقرار کند .خود امام نقی از این اصل استفاده میکرد و دردیدار با سفرای خارجی هنگام دریافت استوار نامه،در آنها فرو میکرد .😆
امام و دیپلماسی تهاجمی
استوار نامه بدون دختر ۹ ساله پذرففته نمی شود،/حتا شما /((تابلوی نصب شده مقابل کاخ امامت سامرا ))😆
*****************************
شمقدر پس از سال ها تحقیق در آزمایشگاه ،جرم دقیق الکترون رو محاسبه کرده بود و بابت این مساله اولین جایزه نوبل علمی را در تاریخ سامرا دریافت کرد 😆.این مسله مورد استقبال امام قرار نگرفت😆 .
همزمان عفیر در مسابقات قرآئت قرآن بخش تجوید نایب قهرمان شد😆و امام او را بسیار تشویق کرد .😆
از امام علت را پرسیدند .فرمود :نوبل برای من مهم نیست .اصولن چیزی که برای آمریکایی ها مهم باشه ، برای من مهم نیست .😆
امام نقی و اولویت بندی ها
******************************
هيچكس از جاش تكون نخوره! اگه يه قدم جلوتر بياين ميگوزم!!!😆
پيرمرد خطاب به حسنين پس از غافلگير شدن در صحن مسجد.😆
لابد قدرت حدث اون پیرمرد میتونسته وضوی حسنین رو هم باطل کنه. شاید خود امام یا یکی از صحابه بوده!😆
****************************
روایت است که ضریب هوش امام نقی در بدو تولد باعث تعجب همۀ اهل سامرا شده بود لاکن پس از ختنه آی کیوی آن حضرت به زیر بیست تنزل یافت و از آن پس تنها با اتکا به علم لدنی به حیات ادامه دادند.😆😆
************************
از دوست خوبمون شهيد راه نق "نقی مدار" عزيز كه از من خواست تا از طرف او، سال نو را به همه بچه ها تبريك بگم و اين حديث قدسي را هم روي وال بذارم.
"روزی حسنین برای گرفتن عیدی از امام نقی به منزل وی مشرف شدند.از قضا گدای مسکین نیز که خود را با وجود مقاومت حضرت,سیاه و کبود به آنجا رسانده بود,و مشغول خوردن قین های سفره هفت قین حضرت بود😆.امام هاج و واج خیره به دوربین بودند که ناگهان برق خاصی در چشمانشان پدیدار شد.به حسنین فرمود:
-کودکانم ایا میدانید گدای مسکین روش صحیح وضو را نمی داند؟اگر بتوانید آموزشش دهید ثواب بسیار میبرید.😆
گدای مسکین ناگهان مکث کرد!آرام بلند شد و همانطور که عقب عقب میرفت عرض کرد:
تف بر تو و جدت,بدبختم کردی یا نقی!سپس با به فرار گذاشت و حسنین هم بدنبالش غافل از دست رفتن عیدیشان!😆
**************************
اندی ابن تیمونز از یک علوی پرسید :
آیا معجزه ای به چشم دیده ای ؟
علوی عرضه داشت : بلی یک بار به بانک رفتم و درب بانک به اذن خدا باز شد .😆
اندی ابن تیمونز همانجا هشت بار آرت فیشیال کشید و به بیابان گریخت
**************************
نقی کوچولو 6 ساله در حالیکه دست در دست یک داف هات برزیلی دارد به منزل برمیگردد.😆
سمانه: ذلیل مرده این خانم کیه با خودت آوردی؟
نقی: مامان این عیدیمه. با صحابه رفته بودیم خونه ابو لاشی برای عید دیدنی، این کنیز رو بهم عیدی داد.😆
- ایشالا رو تخت مرده شور خونه ببینمت. مگه نگفتم از کسی عیدیهای اینجوری قبول نکن؟ ایشالا تو و ابولاشی رو با هم کفن کنم. کره خر برامون آبرو نذاشتی تو سامرا.
(سمانه آرام اشک میریزد) آقا جواد خوب خدا بیامرزی واسه خودت گذاشتی. من که حلالت نمیکنم (با گوشه آستین اشکهایش را پاک میکند)😆
***************************
اولین خطبه امام نقی بعد از مصرف حشیش: همانا که قران، دومین معجزه بزرگ جدم رسول لولا است، به نظرم بزرگترین معجزه رسول لولا این است که پیروانش، روزی چهل و پنج دقیقه را صرف شستن مخرج خود و وضو می کنند😆، اما حاضر نیستند یکبار ده دقیقه وقت بگذارند و به این فکر کنند که فضانوردی رسول لولا با خر در آسمان، غیر ممکن و مسخره است...!😆🤣
سیره النقی، نوشته این قنبلبخش مستی و راستی
روزی پروفسور برلون بر امام نقی (نق) وارد شد. امام به توالت رفتند و مشغول خلق غائط شدند. پروفسور برلون گوش ایستاد که ببیند حضرت امام موقع ریدن چه می گوید.😆 امام در آن لحظات فرازهایی از دعای ابوحمزه ثملی را قرائت می فرمودند پس از این مسئله پروفسور برلون گفت شهادتین را به من بیاموزید زیرا از این لحظه می خواهم روی به اسلام بیاورم و پیرو این مکتب روحانی باشم.😆
وقتی دلیل این کار را جویا شدند پروفسور برلون گفت: تنها زمانی که امام شاکله وجودی خود را بدون اینکه بتواند برای دیگران نقش بازی کند نشان می دهد همان لحظه ریدن است و دیدم تمام وجود غائط امام محو خدا بود و حتی غائط ایشان به شکل مسجد بود.😆 در آن لحظه بیاد اسقف کلیسای کانتربری افتادم که هنگام ریدن ترانه های کوچه بازاری جوانان روزگار را زمزمه می کرد.
در آن لحظه بود که فهمیدم حقیقت، نزد کدام مکتب است
منبع:
مرحوم آیت الله العظمی سید محمدهادی میلانی(ره) دچار بیماری معده شدند و پروفسور برلون را از اروپا برای جراحی ایشان آوردند و پس از یک عمل سه ساعته و زمانی که ایشان در حال به هوش آمدن بودند، به مترجم دستور داد تمام کلماتی که ایشان در حین به هوش آمدن میگویند را برایش ترجمه کند، مرحوم میلانی در آن لحظات فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را قرائت میکردند و پس از این مساله پروفسور برلون، گفت؛ کلمه شهادتین را به من بیاموزید؛ زیرا از این لحظه میخواهم روی به اسلام بیاورم و پیرو مکتب این روحانی باشم.
وقتی دلیل این کار را جویا شدند، پروفسور برلون گفت؛ تنها زمانی که انسان شاکله وجودی خود را بدون این که بتواند برای دیگران نقش بازی کند، نشان میدهد، در حالت به هوش آمدن است و بنده دیدم که این آقا، تمام وجودش محو خدا بود، در آن لحظه به یاد اسقف کلیسای کانتربری افتادم که چندی پیش در همین حالت و پس از عمل در کنارش ایستاده بودم و دیدم که او ترانههای کوچه بازاری جوانان آن روزگار را زمزمه میکند، در آن لحظه بود که فهمیدم حقیقت، نزد کدام مکتب است و بعد از آن هم وصیت کرد که وی را در شهری که مرحوم میلانی را در آن دفن کرده اند به خاک بسپارند که هم این که قبر این پروفسور مسلمان شده در خواجه ربیع، محل مراجعه مردم و افرادی است که حقیقت اسلام را باور کردهاند.
ایا میدانستید که امام عبیلفلض تنها امامی بودند که مقامشان اعشاری بود. ایشان امام 3.5 ام بودند. متاسفانه چون مردم اون دوره 3.5 رو نمیفهمیدن این بود که آن حضرت مقام امامتشون در فرآیند گرد کردن از دست رفت. اما با هوشمندی امام نقی و شناساندن اعداد حقیقی توسط ایشان به مردم سامرا، مقام امامت دوربین الائمه(از نوع هندی کمش) کشف و به ایشان بازگردانده شد😆😆
امام نقی و نظریه عبیلی اعداد
****************************
یک علوی به امام نقی گفت: روزی که سر امام حسین را به نیزه بردند خواهر معصوم امام حسین فقط گفت " من جز زیبایی چیزی ندیدم".
امام نقی پاسخ داد: خواهر آن معصوم غلط کرد با هفت جدّ و آباد تو!😆😆
~مجموعه پاسخهای دشمن شکن و کوبنده امام نقی~
امام همچنین اضافه فرمودند: آن زمانی که جدم حسین در معیت سایر مسلمانان به سرزمین پارس حمله کرد و مردان را کشتند و زنان و کودکانشان را به اسارت گرفتند نیز خواهر معصومش جز زیبایی چیز دیگری نمیدید.
***************************
از نقی (شَق) سوال شد: ای نواده شنگول رسول! چگونه است که بین اینهمه جک و جانور، اسلام غائط پرندگان را نجس نمیداند؟
امام که تریپ بی خیالی برداشته بودند فرمودند: زیرا پرندگان همراه با غذای خود، سنگ که از ادوات طهارت است میخورند. پس غائطشان پیش از خروج از بدن پاک شده!😆😆
امام و برخورد علمی با گیر دادنهای صحابه در بازدید از باغ وحش ارم سامرا😆
***************************
نقل است اولین باری که به امام گفته شد زمین گرد است، امام تا چندین روز موفق به خواندن نماز نشدند زیرا در پیدا کردن جهت قبله گوزپیچ شده بودند.😆
پ.ن:از همان منبع نقل شده که امام پس از مدت ها گوزپیچی، شمشیر خود را برداشته،به منزل کسی که این را گفته بود رفتند و او را دو نیم کردند. سپس با ده-بیست-سی-چهل کردن جهتی را برای قبله برگزیده و نماز خواندن را از سر گرفتند.😆
***************************
امام نقی:
ای مسلمین، معجزه جدم رسول لولا، شق القمر بود، اما معجزه من شق الذنعود است..!😆
سیره النقی، نوشته ابن قنبل،فصل معجزه: چرا امام نقی را وایاگرا الائمه می خوانند؟!😆
بوق سگ نزده بود که شمقدر دوان دوان خود را به بیت رساند و گفت: اماما! عباسیان بر گردن اهل سامرا قلاده طلا می آویزند، چه کنیم؟!
حضرتش فرمود: در بلادی که هر کس نَخ آزادیش را به دینُ، مسلک و مذهب و قوم و قبیله بَند کرده ،بگزار عباسی هم به قلاده طلا خوش باشد!!!😆😆😆
بَفیرَتُل کفیرَه/جلد69
******************************
بعد از شهادت امام نقی(ع) بر سر امامت و جانشینی حضرت بین عسکری کوچولو و جعفر کذاب(برادر عسکری کوچولو) اختلاف پیش آمد.
عسکری کوچولو فرمود بیا مباهله کنیم!
پس مقبول افتاد و هر دو به صحرا رفتند، حضرت عسکری کوچولو به همراه شمقدر و حضرت جعفر کذاب به همراه عفیر به میعادگاه آمدند و قسم خوردند عذاب الهی هم اکنون بر آنکس که امام نیست فرود آید!
ناگهان صاعقه ای از آسمان فرود آمد بر عسکری کوچولو و با اندک خطا بر شوشول حضرت اصابت نمود خاندان امامتش گم شد و بدین ترتیب: مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین ;)😆😆😆
*****************************
"خدایا برای داده و نداده ات شکر..."😆
امام نقی چنان بزرگوار بودند که بین دوشیزگان و بیوه های سامرا تفاوت و تبعیض قائل نمی شدند.😆
************************
نقل است امامنا پس از دیدن فیلم قلاده طلا دچار تب و لرز شدید شد و برای بهبود آن طبیبان سامرا (که در رکاب علویون شمشیر می زدند) به وی پیشنهاد دیدن خصوصی و گشت ارشاد را دادند، روایت شده است امام بعد از دیدن این دو فیلم نه تنها بهتر نشدند بلکه دچار اسهال خونی و امراض مرموز شدند و سر به بیابان نهادند و تا به امروز هیچگونه اثری از ایشان دیده نشده است.😆
رکب الوسایل من جمیع الخلایق ، باب رکب خوردن امام از علویون ، صفحش یادم نیست
***************************
آیا می دانستید عفیر بعد از این که امام پایش دو بار در یک چاله افتاد برای مدتی دچار تزلزل ایمان شده بود؟😆
***************************
حسنین پس تحمل چندین روز شکنجه بلاخره اعتراف کردند که با ملای مسجد سر کوچه همدست بودند.😆
آن دو اعتراف کردند که از ملای محل پول می گرفتند که هر پیرمردی را در حال وضو گرفتن دیدند، از وضوی او ایراد بگیرند و وضوی یک جور دیگری به او آموزش دهند.با این کار پیرمرد که نمی توانست نمازهایی که با وضوی اشتباه خوانده شده بود را خود قضا کند،پول نماز را به ملا خُشکه میداد و به این صورت ملا توانسته بود نصف اموال سامرا را بالا بکشد.😆
این باند، زمانی لو رفتند که حسنین می خواستند برای چهل و سومین بار به شاکی پرونده آموزش وضو بدهند😆
***************************
امام نقی درسالهای ابتدایی خلافتشان، درپیام نوروزی ابتدا سالها را به نام اجدادشان نامگذاری می کردند اما به تدریج با کیش میشی شدن وضعیت اقتصادی جامعه و ترس از برباد رفتن تاج وتخت خلافتشان سالها را به ترتیب با عناوین زیر نامگذاری می کردند :
1. اصلاح الگوی مصرف
2. همت مضاعف وکار مضاعف
3. جهاد اقتصادی
4. تولید ملى و حمایت از کار و سرمایه ایرانى
امام نقی وعوامفریبی خلق سامرا ، جلد دوم ، صفحه شو نمی گم تا برید خودتون مطالعه کنید😆
****************************
روزی شخصی کافر بر پیامبر اسلام وارد گشت و گفت: ای پیامبر شنیده ام که کتابی آورده ای که به تنهایی برای راهنمایی بشر کفایت میکند. آمده ام که اگر حقانیت آن بر من اثبات شد، ایمان بیاورم. قرآن را به نزد کافر آوردند. آنرا گشود، آیه 25 سوره انعام آمد: بعضی از آنها به سخن تو گوش می دهند ولی ما بر دلهايشان پرده ها، افکنده ايم تا آن را درنيابند و گوشهايشان را سنگين کرده ايم و هر معجزه ای را که بنگرند بدان ايمان نمی آورند و چون نزد تو آيند ، با تو به مجادله پردازند کافران می گويند که اينها چيزی جز اساطير پيشينيان نيست.
پیامبر فرمود یه بار دیگه یه بار دیگه، دوباره گشود، آیه 24 سوره نحل آمد: چون به آنها گفته شود : پروردگارتان چه چيز نازل کرده است ? گويند : افسانه های گذشتگان.
امام نقی که شاهد ماجرا بود، برای جلوگیری از گند کاری بیشتر پیش آمد و آیه 123 سوره توبه را خواند: ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است! کافر را لای در گذاشتند و
همگان بر درایت امامنا احسنت گفتند و به عسگری کلی عیدی هدیه دادند.😆😆
برگرفته از 100 سال فرج کشی، سید خزی😆
**************************
توجه: این جوک نیست حدیث است:
جغد پرنده ای بود که تو جاهای خوش آب و هوا زندگی می کرد هر کجا آباد بود جغد اونجا خونه داشت.پس چی شد که یه هو سر از خرابه ها درآورد؟
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
جغد همواره در آبادی ها ودر کنار مردم می زیست
ولی بعد از روز عاشورا و شهادت مظلومانه امام حسین(علیه السلام)
دیگر خرابه نشین شد وبه کو هها و صحراها پناه برد.
روزها روزه میگیرد و محزون است وشبها تا صبح ناله سر میدهد.
http://m-imamhussain.blogfa.com/post-43.aspx
*********************************
روزی صحابه ای از حضرت (ع) پرسید: "عرش خداوند در کدام طبقه آسمان است؟" حضرت فرمود:"طبقه ششم." صحابه عرض کرد:"پس چه کسی در آسمان هفتم ساکن است یا نقی؟" حضرت فرمود:"همانا آن طبقه سقف کاذب است که لوله ها و تاسیسات عرش باری تعالی در آن قرار دارد"😆😆😆
علامه طباطبایی در کتاب گرانقدر تفسیر "الترازو" این حدیث را چنین تفسیر مینمایند: "در این حدیث منظور از سقف کاذب، ابرنواخترها 😆و منظور از لوله، نانولوله های کربی😆 و منظور از تاسیسات، سیاهچاله های در حال بلعیدن کوتوله های سفید است.😆 همچنین استفاده از لغت "کاذب" که در باب فاعل است و عدم استفاده از باب تفعیل به روشنی بیانگر عقیده امام در کروی بودن زمین است" 😆
********************************
شبى نقى وارد ضريح امام رضا شد و تمام اسكناسها را برداشت و فرار كرد! صبح روز بعد ماموران رضوى امام را دستگير كرده و به دادگاه بردند. انجا قاضى به حضرت گفت خجالت نميكشى كه نذورات مردم را دستبرد ميزنى؟😆
حضرت فرمود: بخدا قسم خود امام رضا از قبر بيرون امد و پولها را برداشت و دوباره به قبرش برگشت! قاضى پوزخندى زد و گفت: اخه يك مرده چطورى ميتواند اينكار را بكند! امام كه منتظر شنيدن اين حرف بود بلافاصله فرمود:چطور يك جنازه پوسيده هزار و دويست سال است كه انواع بيماريها از شاشبند و سوزاك گرفته تا سرطان را شفا ميدهد و همه ساله بودجه عظيمى از بيت المال را ميبلعد اما نميتواند از قبرش خارج شود و اسكناسهاى زائران بى خردش را بردارد؟
نقل است كه حضار پس از شنيدن سخنان نقى همگى شاشبند شدند و جهت شفا خود را به ضريح امام رضا دخيل بستند!😆
****************************
امام نقی همواره آرزو داشت تا در زمان سفر کند و به زمان جدش برگردد تا در روز عاشورا در کنار ایشان بجنگد.😆
روزی ایشان سوار ماشین زمان شد ولی در اثر اشتباه ، به دوره لوط رفت و برای زنده ماندن تا آخر عمر تقیه کرد .😆
****************************
روزی امام بسیار مهربان شده بود و اصحاب را چنین ارشاد می فرمود که با هم دوست باشید. با زنانتان با احترام رفتار کنید. تنها یک زن بگیرید. حتی با کافران دوست باشید. ما همه انسان و برابریم. 😆
تا اینجا عده ای از اصحاب به امام شک کرده بودند که امام ادامه داد: شما حتی باید با حیوانات هم مهربان باشید... که ناگهان شخصی از میان جماعت تاب نیاورد و بلند فریاد برآورد: تابلوِ فتوشاپِ. 😆
به ناگه ولوله ای در مچد درگرفت و هر کس چیزی میگفت.
اصحابِ پریشان احوال امام را نزد عفیر بردند😆 تا از اُریجینال بودن او اطمینان حاصل کنند. عفیر که متخصص امور کامپیوتری بود😆 روی امام رایت کلیک کرد و پِراپِرتیز گرفت و دید اکستنژن امام PSD است. پس اصحاب خشمگین امام فتوشاپی را خط خطی کردند و با فرمت JPG و کیفیت Low مجدداً save کردند تا عبرتی باشد برای ماله کشان!😆
از کتاب : تفسیرهای فتوشاپی، ماله کشی دیجیتال🤣🤣
******************************
امام نقی(ماج*) هرگاه در نماز شک میکرد که آیا حدث اکبر از او صادر شده است یا حدث اصغر، بنا را بر عطسه 😆میگذاشت و پس از پایان نماز با انجام یک سجدهی سهو با الله کنار میآمد.😆
* موزمار اهل جنت
******************************
امام نقی از تکنولوژی عابر بانک خبر داشتند ،اما به علت نبودن وسایل لازم به جای دستگاه خوپرداز ،بر سر هر کوچه یکی از بچه های خود را گذاشته و مردم آنها را (نقی پرداز )می نامیدند ،(اولین بانک خصوصی سامرا ،بانک نقی ))😆
******************************
- صحابه: یا نقی! از یک طرف جدت رسولولا سجده اش را برای دلخوشی حسن که پشتش سوار بود آنقدر کش داد که دل و روده نمازگزاران به دهانشان آمد، از طرف دیگر آن یکی جدت جعفر صادق توصیه کرده که نماز جماعت باید بر اساس حال ضعیف ترین مأمومین باشد، بالاخره حرف این را قبول کنیم یا آنرا؟
- امام نقی: عسگری، بابا، برو اون ذوالنقار رو از سر طاقچه بیار، بدو باباجون.😆
(امام و پاسخهای دندان شکن به شبهات)
امام نقی (ع) بعد از کلاس خارج فقه خویش، اصحاب نزدیک را نگاه داشته و به آنان درسی مهم میدادند. حضرت میفرمود: هر گاه "عدو شود سبب خیر" لازم است، در جلوی مردم عوام آنرا تا میتوانید فحش باران کنید اما در تنهایی خویش برای او درود و رحمت بفرستید. 😆
اصحاب که همیشه انگشت به ماتحت میماندند از امام توضیح بیشتر میخواستند و حضرت با مثالی اینگونه مساله را تشریح میکردند:
ببینید، عمر ملعون، خلیفهٔ دوم که دشمن ما بودند با هزار بدبختی و قبولی مشقّت و از دست دادن یاران، سرزمین پارس را فتح کرد، اما در نهایت، این ما بودیم که مفت و مجانی صاحب کرمات شدیم و خراج بیت المال نصیب ما شد. حال ما نیز وظیفه داریم، برای ادامه رونق امورات خویش، همچنان عمر و خلفای اهل سنت را فحشهای خاردار بدهیم، اما در حقیقت باید برای آنها رحمت بفرستیم...🤣🤣😆
امام نقی (ع) و سیاست حفظ توامان منافع دنیوی و اخروی
**********************************
کسانی که همین امروز ایمان بیاورند در دوران کهولت از دیدار لب حوض با حسنین معاف خواهند بود😆
------------------------------
تخفیفات نوروزی نقوی
**********************************
امام به دليل غيرت خاصي كه روي اهل بيت مباركشان داشتند؛ هر وقت مي خواستد با صداي بلند انها را فرا بخوانند، سوسن را به نام عفير مي خواندند، 😆شمقدر را عسگري😆، عفير را قنبر😆 و عسگري را تقي 😆و سوگلي را سوسن،😆 قنبر را نقي😆 و ... خلاصه امام هر وقت كسي را صدا مي زدند تمام اهل بيت با هم به دليل غائط پيچه مزمن خدمت امام مي رسيدند تا از بدفهمي احتمالي جلوگيري كنند.
داستان راست/بخش ٦٦/ صفحه ٩٩
روزی امام آماده ی پیش نمازی بودند که خبر آوردند علی آب طالبی زیر در خیبر به قا رفته😆 و کمک می خواهد. امام از مسجد خارج شدند و علی را از زیر در بیرون کشیدند و به مسجد بازگشتند،
اما خورشید غروب کرده بود. پس خدا خورشید را برگرداند.😆 آمدند نماز بخوانند که خبر آوردند پیرمردان سامرا مشغول قروپ با حسنین هستند و آن دو طفل بزودی به مادر لای درشان می پیوندند. پس حضرت دوان دوان رفتند و حسنین را نجات دادند.
خورشید باز غروب کرد و الله دوباره ظاهرش کرد.😆
حضرت نماز را آغاز کردند اما ناگهان وسط نماز ذوالنعوظشان بر صراط مستقیم شد که تغییر قبله دهند، پس تا به جماعت گوسپند فهماندند که بچرخند، خورشید غروب کرد. الله که تصور میکرد امام آلتش کرده اند صاعقه ای بر نقی فروفرستاد که خوشبختانه به شوشول عسگری که برای سجود امام و پریدن بر پشت حضرت دورخیز کرده بود، برخورد کرد و نسل ائمه منقرض شد😆
***************************
امام نقی (نعوظ بالله) برای ترساندن مردم سامرا از گناه، جدولی برای مجازات های اخروی گناهان درست کرده بود و بر سردر مسجد چسبانیده بود. نقی روی منبر چنان از عذاب های اخروی صحبت می کرد که صحابه از وحشت بر خود بول می کردند...😆😆
هارور در اسلام، اثر نقی

****************************
چه فایده داره؟ ... مومن باشید این دنیا و لذت هایش را از دست دادید، کافر هم باشید آن دنیا و لذت هایش را .... اصلا هدف از آفرینش حالگیری شما بوده، خبر ندارید😆🤣
امام و واقع گرایی
****************************
جوک نیست حدیث است:
خروس الهی
1395- امام باقر عليه السّلام فرمود: خداوند تبارك و تعالى را فرشتهاى است كه بشكل خروس سفيد است، سر او زير عرش و پاهايش در منتهاى زمين هفتم است، يك بال او در مشرق و بال ديگرش در مغرب است، تا آن خروس آواز برندارد هيچ خروسى نميخواند، و چون او آواز برداشت بالهاى خود را برهم ميزند و سپس اين ذكر را ميخواند:
سبحان اللَّه، سبحان اللَّه، سبحان اللَّه العظيم الّذى ليس كمثله شىء.
يعنى منزّه است خداوند، منزّه است خداوند، منزّه است خداوند بزرگ كه هيچ چيزى شبيه و همانند او نيست.
آن حضرت فرمود: پس خداوند تبارك و تعالى او را پاسخ ميدهد و ميفرمايد: كسى كه گفته تو را بفهمد هرگز بدروغ مرا قسم نخورد
.1396- و روايت كردهاند: اين آيه كه ميفرمايد: وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ يعنى (و مرغانى كه در هوا صف زدهاند و پرواز مىكنند خداوند نماز و تسبيح هر كدام از آنان را ميداند) در باره همين فرشته نازل شده است.😆😆😆
من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج2،برگهای175و176.

روزی صحابه جدید امام نقی به اسم ابول چاچول از امامنا نقی پرسید یا نقی در عجبم از خلقت این اسب آبی و لاک پشت چه حکمتی در آن نهفته است؟ امامنا نقی منتظر چنین سوالی بود با مهربانی جواب داد: پس از حادثه عاشورا و شهادت جدم و یارانش، اسب باوفای امام حسین (ذوالنقاح) طاقت نیاورد و آنقدر تشنه بود که به آب پناه برد و از ترس سپاه یزید تا آخر عمر در آب ماند!!! 😆
و لاک پشت اول سنجاب بود ولی در ظهر ناقورا از ترس اینکه کشته نشود رفت پشت قلوه سنگی پنهان شد و از آن روز به بعد گرفتار نفرین جدم حسین الاشرار و تبدیل به لاک پشت شد.😆
میکس خودم و یک ادیسه نقوی2011 به پیشنهاد صحابه سوال کننده و دو نیم شونده و همکاری خیلی از دوستان.
******************************
- اي قنبر! متاسفانه الان شرايط زمان و مكان طوري است كه نميتوانم بردهداري را ممنوع كنم. در عوض ميتوانم تو را به فرزندخواندگي بپذيرم و وادارات كنم زن زيبايت را طلاق بدهي و من با او ازدواج كنم،😆 تا بدينوسيله با اين سنتهاي خرافي اعراب جاهليت مبارزهاي در حد وسعمان كرده باشيم.😆
فقه پوياي نقوي و شرايط زمان و مكان
******************************
دگراندیشی نزد نقی (ع) رسیده و پرسید:
از کجا بدانیم محمد فرستاده خدا است؟
نقی: چون در قرآن نوشته شده.
-: از کجا بدانیم قرآن کلام خدا است؟
+: چون محمد که فرستاده خدا است، این را گفته.😆
نقل است که این پرسش و پاسخ ها چندین سال میان نقی و آن مرد ادامه داشت و نهایتا جسد آن مرد را در حالی که به وی تجاوز شده بود و سوزانده شده بود، در بیابان های اطراف سامرا پیدا کردند.😆
امام نقی و مدارا با دگراندیشان (البته تا یه جایی)
**********************************
من، عسگری و زمان حکم ته دیگ امامان را داریم و به همین خاطر نزد مردم محبوب تر از سایر ائمه هستیم. – امام نقی(ع)😆
احادیث شکم پُر – جلد هفتاد و سوم
**********************************
دیروز یک روز قبل امروز (۱) نقی را دیدی و سلام نکردی (۲) چرا .چی فکر کردی (۳ ) فکر کردی که نقی نفهمید ( ۴ ) کرگدن ،فهمید ولی به روی خودش نیاورد (۵) برو ،برو خجالت بکشس (۶) و این آخرین دفعت باشه(۷) نقی از پشت بغل چپ و راست خبر دارد ،،((صدق النقی العظیم ))
قران النقی سوره کرگدن ، 😆
**********************************
روزی امام در جمع اصحاب بود که بادی از ایشان رها شد. اصحاب پرسیدند آیا گوزیدی ای پسر رسول خدا؟ امام فرمود خیر آروغ زدم.😆 اصحاب پرسیدند آیا دروغ میگویی ای پسر رسول خدا؟ امام فرمود خیر تقیه میکنم.😆
نقی، مردی که نمی گوزد😆
**********************************
مردی از امام نقی پرسید :شما که با حکومت موروثی عباسیان مخالفید ، چرا امامت خودتان موروثی است ؟
حضرت فرمود :ما اگر به حکومت برسیم ،امام جنبه سمبولیک خواهد داشت و در کارها دخالت نخواهد کرد.😆
امام و تسلط به قوانین مشروطه😆
**********************************
جوک نیست حدیث است:
۱. «کسی که با وضو بخوابد، گویا شب تا صبح بیدار (و به عبادت مشغول بوده) است.» (وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۲۶۶)😆
۲. «کسی که با وضو بخوابد، بسترش تا صبح مسجد و خوابش نماز او است و اگر کسی بدون وضو بخوابد، تا صبح مانند مرداری است که بسترش قبرش است.» (مستدرک الوسائل، ج ۱ ، ص ۴۲)😆
**********************************
اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید
آخرین تلاشهای امام نقی در برابر فک و فامیل گشنه سوسن بانو که برای شام منزل امام چتر انداخته بودند😆😆
**********************************
نظر دانشمندان مختلف در مورد انتصاب امام اٌبُول فِرز به عنوان امام 3.5 شیعیان😆:
-پرفسور لطفی زاده مبدع منطق فازی: قبل از اختراع منطق فازی، شیعیان معتقد بودند یا شخصی امام هست یا نیست (0 یا 1) که این اعتقاد نقش اَبُول فِرز را در فقه شیعه کمرنگ کرده بود. کمپین حضرتش با تخصیص تابع عضویت ذوالنعوظی شکل با مقدار 0.5، کمک بزرگی به ورد فازی اَبُول فِرز به جمع ائمه کرد.😆
-ریمان ریاضی دان نامی: انتصاب اَبُول فِرز بیانگر فقه پویای شیعه است که شمارش امامان را از اعداد صحیح به اعداد اعشاری گویا گسترش داد.😆
-هربرت شیلد مولف بزرگ زبان سی: بارها گفته بودم متغیر فلوت بهترین متغیر برای نمایش ائمه است. هرکه به این نصیحت من گوش نکرد، با باگ های متعددی روبرو خواهد شد.😆
دکتر حسن عباسی: 3.5 یعنی عدد مقدس 7 تقسیم بر عدد شیطانی 2! فراماسونری در قلب کمپین امام نقی رسوخ کرده است....
امام خمینی: هی نگویید 3.5 نمی شود ! اعداد صحیح مال خر است....😆
***************************************
حضرت ابیرفرض امام 3.5 شیعیان.😆
کمپین انتصاب حضرت ابیرفرض العباس به امامت.😆
دستان پر قدرت حضرت ابیرفرض به همراه نقویون باد.😆


امام نقی(ع) هیچ گاه حرف مفت نمیزدند و همیشه حرفهای ایشان قیمتی بودند، به نحوی که پس از ارائه هر حدیثی، سریعاً پول حدیث را از مردم دریافت می نمودند.😆
استراتژی های امام در سال تولید ملی😆
*****************************
حسنین مستراحهای مسجد را بوسیلهی دوربین مداربسته کنترل نموده و در را روی هر کس که با پای چپ دخول نکرده بود جوش میدادند.😆😆
*****************************
امام نقي خطاب به زنان سامرا: همانطور که مردان مسلمان به جد من علي اقتدا ميکنند و قمه مينند تا بهشت را بر خود واجب کنند، شما هم ميتوانيد بر جده من اقتدا کنيد و خود را لاي در بگذاريد تا به بهشت برويد.😆
امام و عدم تبعيض جنسيتي
*****************************


امام نقی در بازار سامرا زره خود را در دست فردی دید. به گمان اینکه آن فرد یهودی یا نصرانی است خواست با او به نزد قاضی رود تا از سناریوی نخ نمای fairplay استفاده کرده و آن فرد را مسلمان کند. 😆در میانه راه متوجه شد که آن فرد قبلاً مسلمان شده.😆
امام بسیار ناراحت شد و فرمود چاقال خجالت نمیکشی وقت امام رو الکی میگیری؟ سپس به آن فرد تجاوز مبسوطی کرد و با آن مرد به منزلش رفته ابتدا خلخال در پای زنش نموده، سپس خلخال از پای او کشید و با همسر وی جماع کلبی نمود.😆
***************************
حدیثی از نیقارد ناوقکینز عزیز شهیدی که با معجزات امام نقی زنده شد ولی در حال حاضر در عالم هایده به سر میبرد!
شیخ قهوه کلینی این چنین روایت می کند که روزی امام نقی برای سرکار گذاشتن حسنین، ابی الفرز از همه جا بی خبر را برای وضو گرفتن روانه صحن مسجد کردند. حسنین چندین دقیقه بدون این که کوچکترین پلکی بزنند نحوه وضو گرفتن افتضاح ابی الفرز را نگاه کردند. نقل است که ابتدا برای دقایقی دو فواره زرد رنگ به تعداد فواره های حوض مسجد اضافه شد. سپس حسنین با حالتی جن دیده فرم بازنشستگی زودتر از موعد خود را تقدیم حضرت کردند.😆
******************************
جوک نیست حدیث است:😆😆
از حضرت امام موسی کاظم (ع) در حدیث معتبر منقول است که دوازده صنف حیوانند که از جانب خداوند مسخ شده اند. پس فیل، پادشاهی بود که زنا و لواط میکرد . و خرس عرب بادیه نشینی بود که دیّوثی میکرد. و خرگوش زنی بود که هم به شوهر خود خیانت میکرد و هم غسل حیض و جنابت نمیکرد. و شب پره خرمای مردم را میدزدید.
و میمون و خوک جماعتی بودند از بنی اسرائیل که در روز شنبه ماهی شکار میکردند. و سوسمار و چلپا سه گروهی دیگر بودند از بنی اسرائیل که در زمان حضرت موسی (ع) به مائده آسمانی ایمان نیاوردند و مسخ شدند، پس گروهی از ایشان به دریا رفتند و گروه دیگر به صحرا. و عقرب مرد سخن چینی بود. و زنبور قصابی بود که از ترازو دزدی میکرد. و کرگدن مردی بود که مردم با او عمل قبیح میکردند.
حلیۀ المتقین- باب سیزدهم- فصل هشتم
*********************************
امام نقی (ع) فرمودند: "اگر دین ندارید حداقل آزاده باشید".
صحابه ای پرسید منظور از آزادگی چیست؟
حضرت پاسخ فرمودند: منظور این است که: در مورد الله، اسلام، رسول، قرآن، امامان، علما و کلا مسلمین خفه خون بگیرد و حرف نزنید... 😆
هر کاری که یک مسلمان می گوید، همان را بدون چون و چرا انجام دهید(حتی اگر ریقو باشد)... 😆
خودتان را داوطلبانه تسلیم کنید تا کنیز و غلام تان کنیم... جزیه را سر وقت و حتی زودتر بپردازید... ماتحت خود را خودتان پاره کنید تا ما جگرمان حال بیاید وگرنه ما خود دست به کار میشویم... هرگز از حقوق اجتماعی و حق تساوی با مسلمین سوال نپرسید و از این جور چیزها دیگه...😆
امام در ادامه فرمودند: و الله قسم اگر غیر مسلمانان آزاده باشند، هیچ مشکلی نخواهد بود و خواهند دید، اسلام دین رحمانیت و مهربانی است و آزارش به موری هم نمیرسد... لعنت خدا بر آنانی که نمی اندیشند...😆
سخنان امام نقی (ع) در خصوص، اسلام: دموکراسی، مدنیّت و رحمانیت😆
هر گاه کفار از نقی تقاضای معجزه می کردند آن بزرگوار به درون گهواره رفته و با مردم سخن می گفت.😆
نقی و کودک درون😆
***************************
امام نقی روزی رو به اصحاب کرده و فرمود: اگر کفار به واسطه انیشتین اصل نسبیت دارند، ما هم به واسطه دین مبین اسلام اصل " عدم قطعیت اسلامی" داریم. یکی از اصحاب پرسید: فرمول آن چیست، یا سیدی؟ امام فرمود: "انشاالله".😆🤣
امام نقی و تبیین پیوندهای محکم علم با دین اسلام😆
***************************
چند تن از کفار بیگانه بر امام نقی وارد گشتند و از ایشان خواستار دلیلی بر حقانیت وی شدند. امام هم چند جلد از صحیفیه نقویه نقی آزاده را برایشان بلوتوث کرد. کفار هنوز چند صفحه از این صحیفیه را نخوانده بودند که از شدت خنده بر خود بول کردند و نعره زنان اسلام آوردند.😆
گفته میشود این کفار تازه مسلمان شده هر شب تعدادی از احادیث و روایات صحیفیه را میخواندند و شاد میشدند.😆
***************************
روزی تعدادی دانشمند فضول که علم روز قلب هایشان را مُهر کرده بود بر امام داخل گشتند و گفتند: ای نقی! ای چه دین بی در و پیکریست که شما دارید. هنوز یک قانون وضع نکرده، 100 تا استثنا بهش اضافه میکنید. بالاخره ما به کدام اسلام شما گیر بدهیم که پیروانتان قبول کنند همان نقلامِ حقیقیست؟
امام با متانت خاصی فرمود: بر خلاف اون چیزی که برخی از افراد کوردل و بی بصیرت فکر میکنند، اسلام نقوی اصلاٌ بی قاعده و قانون نیست بلکه قانونی اساسی دارد که خودِ من آنرا نوشته ام و در عین سادگی، بسیار دقیق است و همگان موظف به رعایت آن هستند و هیچ کس حتی امامان معصوم از آن مستثنی نیستند.
دانشمندان کمی شرمنده شدند و گفتند: یا نقی! پس قانون هم دارید.. این چه قانونیست که حتی معصومین هم از آن مستثنی نیستند؟؟؟
امام کلب آستان (از صحابه خواص خود) را صدا زد و فرمود: قناری ی ی ، بپر اون قانون اساسی رو بیار
کلب قانون را که بر روی یک فلش مِمُوری کپی شده بود آورد و به لپ تاپ زد و بر روی آن دابل کلیک کرد. متنی آمد با این مضمون:
1- حق همیشه با من است.😆
2- در صورت بروز هر گونه مُشکل، به بند 1 مراجعه شود.😆
قانون غیراساسی سامرا، بند ولایت مطلقه نقی
******************************
در یکی از پارتیهای معتصم عباسی جوانی در مجلس حضور داشت که حرمت امام نقی را رعایت نمی کرد و می گفت و می خندید. 😆
حضرت به او رو کرد و فرمود : ای جوان دهان را از خنده پر می کنی و از یاد خدا غفلت می ورزی با اینکه سه روز دیگر در جرگه اهل قبوری.😆
جوان به امام گفت بیا اینو بخور بابا.😆
سه روز بعد آن جوان در لاتاری گرین کارت برنده شد. امام که ضایع شده بود به شمقدر و عفیر گفت این یارو سه روز دیگه میمیره. 😆
سه روز بعد آن جوان در قرعه کشی بانک صادرات سامرا برنده یک شتر سرخ موی شد. خلاصه امام تا آخر عمر مبارکشان هر سه روز یک بار این پیش بینی را تکرار میکرد.😆
ابولاشی نقل میکند که آن جوان در مراسم ختم و شب هفت آن امام همام شرکت کرد در حالیکه تمام موفقیتهای عالم را کسب کرده بود و صدای خنده هایش تمام مچد را پر کرده بود.😆
آيا ميدانستيد كه در اثر تمسخرهاي مكرر ، امام نقي مجبور شدند بارها وسط نماز قبله را از بيت المقدس به سمت كعبه، اهرام مصر، معبد دلفي، زيگوراتهاي بينالنهرين، معابد آزتكها و... تغيير جهت بدهند؟ آيا ميدانستيد اين نماز به نماز جعفر دوّار معروف است؟😆😆
******************************
ابونقرفه از امام پرسید: آنچه در زمین و اسمان است، چگونه خداوند را حمد و ثنا میکنند؟
امام نقی(ع) : تصویر باکتری استرپتوکوکوس را به وی نشان داد و فرمود: چه حجتی محکمتر که خداوند این موجود را شکل تسبیح آفرید تا ریز جانداران نیز حساب ذکر خود را داشته باشند؟😆😆
ابونقره نعره ای بلند بداد و همان دم وفات نمود
من لاینفعل- فصل دوم- عوامل بیماریزا-ص 556

*********************************
آیا می دانستید به دلیل سو استفاده امام نقی از علم لدنی، ورود ایشان به تمام کازینوهای لاس وغاس ممنوع شده بود؟😆😆
*********************************
امام در حال پوکر بازی با اهل بیت بود که قالیله نامی از دیار فرنگ وارد شد و از امام سوال کرد: ای پسر رسول خدا. شما و اجدادتان مگر علم لدنی ندارید؟
امام در حالی که سعی میکرد برگهای دست شمقدر را دید بزند فرمود: بله که داریم. با آن اسم ضایعت. حالا که چی؟
قالیله پرسید: پس چرا در احادیثتان اشاره ای به گرد بودن زمین نکرده اید و همواره آنرا مسطح تا بینهایت دانسته اید؟
امام که برگهای شمقدر را دیده بود و از فول هاوس خود مطمئن بود فرمود: مگر نه اینکه هر چیز گردی قل میخورد؟ زمین را قل بده اگر راست میگویی!
قالیله مشغول خشتک دریدن و نعره زدن بود که امام آل-این کرد.
ولی عفیر با یک رویال فلاش کل ژتونها را بالاکشید و بیلاخی حواله امام کرد! امام هم از حرص تا نزدیکیای واتیکان دنبال قالیله دوید....😆😆
مجالس الفضاحت فی النهایه الظرافت – علامه جقینی
******************************

روزی یک یهودی سامرایی بر امام وارد شد.یهودی سلام کرد و از حال امام را پرسید.امام چراغی را که پول برق آنرا از جیب خود می داد روشن کرد و فرمود :خوبم.😆
یهودی پرسید:اوضاع حکومت چه طور است؟ امام چراغ را خاموش کرده چراغی که پول برق آن از بیت المال پرداخت میشد را روشن کرد و فرمود:مقداری پول از خزانه گم شده.😆
یهودی گفت: دیشب دیدم عسگری کوچولو با تعدادی سکه بازی می کند، نکند همان پول های گم شده از خزانه است؟ امام چراغ دوم را خاموش کرده چراغ اول را روشن کردند و فرمودند: خیر، آنها عیدی های خودش هستند.
یهودی گفت: از سرباز خزانه بازجویی کرده ای؟ امام چراغ اول را خاموش کردند و چراغ دوم را روشن کردند و فرمودند: خیر.
یهودی گفت:.....
امام چراغها را یک دور دیگر عوض کرد و گفت:.........
.........
.........
.........
خلاصه در این گفتگو امام به قدری چراغ ها را خاموش و روشن کردند که هر دو لامپشان سوخت!😆 در این هنگام به یهودی ، نگاهی خشم آلود انداخته و به ضرب کتک تمام پولهایش را از او کِش رفتند و با آن پول دو لامپ 100 واتی جدید خریدند و دوباره مشغول به کار خود شدند.😆
عدالت نقی
**************************
حضرت امام نقی به ریاضیات علاقه خاصی داشتند و بیش از همه به جبر بول علاقه داشتند و در کلاس درس جبر بول به تدریس فواید بول شتر و الاغ و بز و سوسمار می پرداختند.😆😆😆
**************************
مردم پاي منبر امام نقي تجمع كرده بودند. امام درحاليكه دختري نه ساله را روي زانويشان نشانده بودند فرمودند از امروز جماع با دختر زير 17سال ممنوع است.
صداي پچ پچي در اصحاب پيچيد.
امام نقي ادامه دادند: برده داري را نيز ممنوع مي كنم.
اصحاب شروع كردند به عر عر.
امام غريدند كه خفه شويد وگرنه همه تان را دو نيم مي كنم.
از ميان جمع صحابه پيري به سمت امام رفت و كيسه اي زر در شال امام گذاشت و در گوشش نجوا كرد. امام نقي از چايشان برخواستند و درحاليكه ماچي شتري به دختربچه مي زدند فرمودند اينها كه گفتم همه متشابهات بود اما محكماتش همانست كه جدم لولوسولا فرمودند و درجا به جماع با دختربچه مشغول شدند. هل هله شادي اصحاب به هوا خواست.😆
اشاره است به آيه7 از سوره عمران كه در كامنتها توضيح مي دهم:
در اين آيه خداوند قران را به دو بخش تقسيم كرده است قسمتي كه محكمات است و قسمتي كه متشابهات است. و گفته كساني كه در دلشان انحراف است از آياتي كه متشابهات هستند استفاده مي كنند و قصد فته گري دارند. در اينجا اين اشكالات مطرح مي شود نخست اينكه اين كتابي است كه هيچ شكي درآن نيست "لاريب فيه" پس چگونه آياتي در آن است كه عده اي مي توانند با استفاده از آن فتنه گري كنند. دوم اينكه اين آيه مي گويد تاويل اين آيات را تنها خدا و راسخون در علم كه مي گويند به همه آن ايمان آورديم مي دانند. خوب سوال اينجاست كه براي شناختن اين افراد و مراجعه به آن ها چه نشانه هايي موجود است. اين علماي دين كدامند و امروزه كه 1400سال از زمان نزول قرآن گذشته است آيا مسلمانان تلاش كرده اند كه اين تاويل هاي صحيح را كه توسط راسخون در علم نوشته شده جمع آوري كنند و به صورت پيوست به قرآن بچسبانند تا كسي دچار انحراف نشود. همچنين آيا ليستي از اين آيات محكم و متشابه وجود دارد. آيا يك مسلمان علاقمند نبايد بترسد كه آيه اي را كه بدان استناد كرده متشابه باشد؟ سوم اينكه چرا محمد و يا جانشينان او چه به اعتقاد سني و چه شيعه هيچگاه سعي در بوجود آوردن ليستي از آيات محكم و متشابه و توضيح متشابهات نكرده اند. چهارم اينكه چرا قرآن بايد چنين خطر بالقوه اي را ناديده بگيرد و چرا محمد خودش آيات متشابه را به صورتي تغيير نداده كه تبديل به محكم گردند؟😆
تا زشتی نباشد، زیبایی معنی نمیدهد... پیرو این اصل مهم، الله به درستی دستور داده که مردان، همسران خود را تنبیه کنند تا محبتهای آنان به چشم بیاید...😆😆😆
باز هم ماله کشی در تفسیر قرآن، این بار از امام نقی (ع)
******************************
از نقی (قدس سره الشدید) نقل است که تقیشون از کاظمشون شنیده که صادقشون در خلوت ملکوتی خود زیر پتو نخودی میخندید و میگفت: این قرعانو هرچی بخونی، چیزی که دستگیرت نمیشه هیچ، هربار هم فان تر میشه!! [مثل همین القارعه مالقارعه! شاهدش هم آراز اردبیلی!]😆😆😆
منبع:
امام هشتم (ع) از امام کاظم (ع) نقل می کند که فرمود : مردی از امام صادق (ع) پرسید چگونه است که قرآن هر چه خوانده و منتشر می شود جز بر تازگی و طراوتش افزوده نمی شود ؟ امام صادق (ع) فرمود : زیرا خداوند آنرا برای زمان و مردم خاصی قرار نداده است ، بنابراین در هر عصری، نو و پیش هر ملتی تا روز قیامت تازه و شاداب است.
جامع الاخبار و الآثار کتب القران جلد 1 صفحه 169
******************************
به سبب تحریمهای عباسیان، روزگار اقتصادی مردم سامرا بسیار بد شده بود.
امام نقی هم برای تامین نیازهای مالی حرمسرای خود به ناچار به کلاهبرداری روی آورده بود، بدین سان که قورباغه را رنگ فرموده جای بلبل به مسلمین ابله قالب میفرمود. 😆
روزی یکی از اصحاب از امام پرسید: آیا از محمد و آل محمد کسی کلاهبردارتر خواهد آمد؟😆
امام فرمود: بخدا قسم از جدم رسولولا شنیدم که در آینده شخصی به نام دکتر علی شریعتی😆 در سرزمین پارس ظهور خواهد کرد که غایطی به نام اسلام 😆را آنچنان با حقه بازی به شکل کباب برگ با کوبیده اضافی 😆به خورد ملت خواهد داد که تا سالها کسی متوجه آن نشده و حتا بعضی آنچنان جو گیر شوند که به به و چه چه هم خواهند گفت!!🤣🤣🤣😆
امام نقی و پیش بینی آینده
**************************
از امام نقی نظریات بسیاری در زمینۀ علومی همچون فیزیک کوانتوم، فیزیک مکانیک، شیمی آلی، شیمی معدنی، ریاضیات گسسته، کامپیوتر، بیولوژی مولکولی، میکروبیولوژی و صدها علوم دیگر به جا مانده ولی تنها به دلیل عدم آشنایی امام با دانش تاکسونومی (طبقه بندی) این نظریات در کتب جوک و لطیفه به ثبت رسیده اند.😆😆😆
نقی، مردی برای تمام علوم
***************************
نقل است اگر امام نقی (اختنده)! از کسی خوشش نمی آمد، بر دل و گوش آن شخص مُهری قرار میداد و بر روی چشمانش پرده ای میکشید، سپس بالای منبر میرفت و روضه میخواند و این دسته از افراد هم نه چیزی میشنیدند و نه چیزی میدیدند.😆
وقتی از این افراد در روز قیامت سووال میکردند که امام نقی در روضه چه میگفت، به دلیل نشنیدن روضه نمیتوانستند جواب سووالات مربوطه را بدهند و به جهنم هدایت شده و سرب داغ در حلقشان میریختند.😆
امام و عدالت الهی
*****************************
مردی سامرایی سَقَط شد.وی از دار دنیا 5 شتر و 3 فرزند داشت و ارث کرده بود که سه ششم اموال به فرزند بزرگتر، دوششم به فرزند وسطی و یک ششم به فرزند کوچکتر برسد. ورثه که نمی خواستند شتر ها را قطعه قطعه کنند قضاوت را پیش امام بردند.
امام ابتدا لبخندی تحقیر آمیز به 3 فرزند زدند و سپس فرمودند :همانا راه حل این مشکل را خداوند به من وحی کرده.
شتر من را بیاورید.
شتر امام را آوردند .
امام شتر خود را نیز به آن 5 شتر اضافه کرد.سپس 3/6 آنها را که 3 شتر میشد به اولی، 2/6 را به دومی و 1/6 را به سومی داد ولی با کمال تعجب مشاهده کرد که دیگر شتری باقی نمانده!😆🤣
نقل است که امام بعد از این واقعه تا روزها به علی آب طالبی و راوی آن داستان مسخره فحش میداد.😆😆🤣
امام و اعجاز عددی
*******************************
از امام پرسیدند: مگر شما نمی گویید در اسلام احترام به اندیشه مخالف وجود دارد، پس چرا پیامبر هنگام ورود به مکه دستور کشتار تعدادی دگراندیش را دادند و فرمودند :آنها را بکشید حتی اگر در کنار دیوار کعبه یافتید؟
امام سری به تاسف تکان داده و فرمودند: وای به حال شما که هنوز فرق اسلام را با مسلمان نمی فهمید و کارهای زشت مسلمانان را به حساب اسلام می گذارید.😆😆😆
*******************************
روزی یکی از جوانان فشن سامرا نزد امام آمد و عرض کرد:ای نقی آخر این چه دینی خشنی است که هرکاری کردم ،گفتن گناه کردی میری به جهنم!!!!
نماز نخوندم گفتن میری به جهنم!
روزه نگرفتم گفتن می ری به جهنم!
با نامحرم حرف زدم گفتن میری به جهنم!
با جنس مخالف دوست شدم گفتن میری به جهنم!
مشروب خوردم گفتن میری به جهنم!
فیلم بدون سانسور نگاه کردم گفتن میری به جهنم!
گفتم آزادی حق مسلم ماست گفتن میری به جهنم!
گفتم پدر و مادرم رو بیشتر از خدا دوست دارم گفتن میری به جهنم!
خلاصه هر کاری کردم گفتن میری به جهنم........
امام نقی با همان متانت همیشگی پرسیدند: آیا تو همه این کارها را انجام داده ای؟
جوان گفت: بله یا نقی
سپس امام با ذوالنقار و تنها با یک ضرب آن جوان گستاخ را به دو نیم کرد و فرمودند:حالا برو به جهنم.😆
*************************
روزی یک زن با دو کودک به خدمت امام نقی رسیدند. زن به امام گفت: اماما! یکی از این دو کودک فرزند من است ولی من نمیدانم چگونه وی را پیدا کنم؟
امام هم به یکی از کودکان گفت دست راست و دیگری دست چپ آن زن را بکشند تا زن بتواند فرزند واقعی اش را تشخیص دهد😆. بعد از چند دقیقه کشیدن، آن زن از وسط شکافت!😆
امام هم آب انگوری که در دست داشت را یک نفس تا انتها نوشید و فرمود: به خدا قسم که هیچکدام از شما فرزند واقعی این زن نبودید و وی شما را اغفال میکرد! بروید دنبال مادر واقعی تان بگردید.😆
از کتاب چگونه مادرمان را پیدا کنیم - نوشته سردار دکتر نقی نقیعتی
********************************