طنز و جوک امام نقی

برگ ۲ از ۳۷

Agnostic #۵۱

روزی جمعی از اصحاب یکی از صحابه خاص را دیدند که زیر آفتاب سوزان جلوی "بازار روز سامرا" به رقص و سما مشغول است پس علت را از مولایشان نقی جویا شدند! امام نیز که با علم لدنی شان به اثرات حذف یارانه ها اشراف کاملی داشتند (با ریتم شهر قصه) بانگ بر آوردند که:
سوسمار دونه ۳ دیناری،😆
ملخ دانه ای 6 دینار😆
رطب کیلویی ۵ دیناری،
شیر شتر ۴ دیناری،
نقوی مفصل و چومن،
وا میداره به رقاصی .....

************************************

يكبار هم امام هزار دينار از يك بدبختي قرض گرفت و پانصد دينار به او پس داد. يارو تا آمد اعتراض كند امام گفت: ببين بدبخت! آدم باش! در دين ما اين پونصد دينار با اون هزار دينار مساويه، ولي مشابه نيست.😆🤣

نقتضی نقطهری کتاب نظام حقوق زن در اسلام😆

***********************************

روزی از امام پرسیده شد:
اماما شما که با علم الهی سرشته شده اید از برای چه پروردگار عالم زالو و انگل را آفرید؟
امام پاسخ داد: از آن باب که ما و جدمان را آفرید و به همان دلیل این دو موجود را که از اجداد پیشن ما محسوب میشون و شیوه زندگی ما از آنان گرفته شده است.
روایاتو الکسار خطبه 335

**********************************

-اگر امام شوم حتی به کمونیست ها اجازه میدهم در انتخابات سامرا شرکت کنند-همه ازادند و حجاب اجباری نیست
-نقی پاشو امام شدی همین الان پدر جوادت مرد
-بکشید اینها را اینها که با اساس اسلام مخالفند-این قلم های مسموم را بشکنید -چند تا چوبه اعدام هم بر پا کنید تا نشانشان دهم که امامت شیعه یعنی چه😆

خاطرات و خطرات-قسمت جاذبه و دافعه-بازم همون جلد زرده

************************************

از نقی(ع) پرسیدند: آیا در اسلام خدعه و یا دروغ گفتن جایز است؟
حضرت با خوشحالی فرمود: جایز است و چه جور هم جایز است اصلا اساس این آئین اسلام بر خدعه، نیرنگ و دروغ استوار است! بطور مثال جد بزرگوارم رسولو لا به جد دیگرم علی امام اول علویان به کرات سفارش کرده و گفته است " ای علی در 3 جا دروغ نیکوست : میدان جنگ ، وعده به زنان و اصلاح بین مردم"!

امام نقی(ع) و اثبات مرام دروغگوئی در اسلام😆

************************************

در روز قيامت خدا فرمان داد كه نقي را به جهنم ببرند.😆 نقي شاكي شد و گفت: اي خار مادر..!! من كه هيچي گناه نكردم، اينقدر نماز خوندم، روزه گرفتم،‌ قتال كردم،‌ مگه قول نداده بودي ما رو ببري بهشت؟؟
خدا پاسخ داد: خُدعَه كردم🤣😆😆

Agnostic #۵۲

سفینه فضایی در سامرا به زمین نشست و دو موجود فضایی از آن بیرون آمدند.آنها خطاب به مردم سامرا گفتند :ما شنیده ایم که شما پیشرفت های چشمگیر کرده اید ،آمده ایم تا ارزش ها و دستاوردهای خود را با شما به اشتراک بگذاریم .

امام نقی ضمن تلاوت آیاتی از القارعه مالقارعه با لبخند فرمود:خوش آمدید،برادران مریخی .ما اهل بیت دشمنانمان حرام زاده و محبمانمان حلال زاده اند.😆
آن دو موجود با تعجب به هم نگاه کردند و پس از چک کردن نقشه فهمیدند اشتباه آمده اند ،پس به سوی نیویورک پرواز کردند . 😆

*******************************

کلینیک شفابخشی ائمه با کادر مجرب و دانش لدنی در اختیار شیعیان می باشد:
دکتر علی: متخصص پارگی پرده فتخ در لیفت اجسام سنگین
دکتر حسین: متخصص حلق و گلو
دکتر زین العابدین:متخصص بیماری های مزمن و صعب العلاج
دکتر باقر: شکافنده و جراح داخلی
دکتر کاظم: درمان پرخاشگری و بیماری های اعصاب و روان
دکتر رضا: مددکار دام و طیور
دکتر نقی: درمان نازایی و ابنه
دکتر عسگری: متخصص وازکتومی
دکتر زمان: به علت غیبت طولانی نظام پزشکی ایشان باطل گردید.
دکتر خمینی: شفابخش درد مثانه مسافرین جاده تهران
دکتر خامنه ای: ساندیس درمانی و رفع اعتیاد
😆😆😆
دكتر صادق مطب ندارند،‌ايشون فقط عضو هيئت علمي هستند و به تربيت 4000 شاگرد مشغولند.
جناب ابيل فرز (ابوالفضل) دكتر نيستند، كارشناس بيمه هستند.😆😆😆

**********************************

روزی شمقدر برای فروختن یکی از مرکب های درب و داغان امام با یک مشتری سر و کله می زد :
شمقدر : این الاغ ماله یه خانوم دکتر بوده که فقط باش می رفته مطب و می یومده ...😆
امام : واقعا شمقدر جان ؟! من ذکر خیر این خانوم دکتر رو از بچگی شنیده بودم . می شه موقع معامله یه امضا برام ازش بگیری ؟😆
بعد از گفتن این سخن حکیمانه از امام , شمقدر تا سه روز به هوش نیامد . 😆😆😆

***********************************

روزی عسگری کوچولو از راه مدرسه به نقی(نق) وارد شد و پرسید:"بابایی، بابایی، من چجوری به دنیا اومدم؟"
نقی(نق) فرمود: "والا منم نمی دونم، من همیشه در دُبر جماع می کردم"
عسگری کوچولو که از تصور دبر حالش به هم خورده بود به آشپزخانه رفت و کارد را برداشت و شد آن چه شد!😆

سیره جماع نقوی- جلد پشتی

************************************

Agnostic #۵۳

شخصی به خانه ی امام نقی با عجله دخول کرد و گفت:
یا نقی. چرا در خانه نشسته ای ؟؟ ۲۵ بهمن از راه رسید. مگر نمی خواهی علیه معتصم قیام کنی؟
امام به افق ها چشم دوختند و فرمودند: گیرم که من بیایم , عسگری رو هم بیارم , تو هم بیایی , اصغر آقا بقال محل هم بیاید ... گیرم ۱۰۰ میلیون نفر بیایند ... گیرم انقلابمان پیروز شود ... در آخر باز هم گوسفند قربانی میکنید و به برکت این پیروزیتان پولهایتان را نذر ائمه میکنید دعای فرج نوه ام را میخوانید و سفره عباس پهن میکنید و به عصر طلایی امام مقواییتان باز میگردید ....😆🤣

آن فرد که چیزی نفهمید خروج کرد سپس به پشت بام خانه خود دخول کرد و با شعار
الله اکبر به جنگ با معتصم پرداخت.

*****************************************

روزی ریچارد داوکینز و امام برای مناظره به یک برنامه میزگرد دعوت شدند،امام با شروع برنامه فرمود :همانا ما با شخصی که جنب باشد(غسل جنابت نکرده) نه صحبتی داریم و نه با اودریک میزگرد مینشینیم،این بگفت و به همراه اراذل و اوباش مسلمان قهقهه زنان از استودیو خارج شد!😆

نقی و حقه های کثیف😆

*****************************************

کشیش عاشق پیشه ای به نام «ولوم تاین» نزد حضرت رفت و گفت: شنیده ام در دین جد شما سزای عشق، شلاق و جهنم است. ولی خود به سان حیوان شهواترانی میکرده.😆

نقی علیه الرحمه طی یک گردش 360 درجه ای، کشیش را با ذوالنقار به هاشور تبدیل نمود.
پس از آن، حضرت در سخنرانی برای مردم سامرا، این روز را به یاد کشیش بسیجی ای 😆که نقی را عاشقانه دوست داشته،😆 روز عشاق نامید.😆

****************************************

قبله امام نقی جهت خاص ندارد. منحنی دارد. دور می زند . خلاصه قبله جالبی است😆

***************************************

آیا می‌دانید حاضرت کاشف سه عنصر از جدول تناوبی بود: Na(سدیم)، S(گوگرد) وAr(آرگون). اسامی اصلی‌ این سه عنصر به ترتیب Na:نقیم، S:سوسنیم و Ar:عسگریم بود.

نقیم فلزی و دهنده الکترون، سوسنیم گیرنده الکترون و عسگریم عنصری بی‌ اثر است.😆

همچنین امام از ترکیب نقیمNa و سوسنیمS، سولفید سدیمNaS(سوسنات نقیم) تولید کردند.

مفاتیح الکیمیاویه (نقدلیف)

Agnostic #۵۴

روزی صحابه ای به امام وارد شد و از ایشان پرسید: یا ابن رسول اله همانا خداوند چه دینی دارد آیا ایشان مسلمان است یا نعوذ باله مسیحی و یا روم به دیوار یهودی؟ امام که مشغول مطالعه کتابی از کریستفر هیچنز بود فریاد کشید خداوند اگر atheist نباشد قطعا بودایی است. 😆در این هنگام جنتی که کنار امام نشسته بود گفت: " فلک و بل پچ گبن لجز ب ب ب ب ب ؟!!!" بعد ها معلوم شد منظورش رد صلاحیت امام برای انتخابات دوره بعد نمایندگی اهل بیت بوده است.😆
مصایب امام با جنتی😆

روزی امام نقی در نهایت تعجب به یکباره فرمود:
این داستان "الله اکبر" گفتن های مردم دیار پارس درست مثل این می ماند که یهودی ها به روی پشت بام ها رفته و به نشانه اعتراض علیه نظامشان، فریاد بزنند "زنده باد هیتلر"!😆

امام نقی و تفکرات عمیق سیاسی😆

امام در حال بازی گٔل یا پوچ با شمقدر بودند😆 که یکی‌ از اصحاب بر امام وارد شد و گفت: یا نقی‌ شنیده‌ای از امروز تخلیه اردوگاه مجاهدین (اشرف)در عراق آغاز شده، امام نگاه عاقل اندر مجاهدی کردند😆 و فرمودند به شمقدر قسم که برای پارسیان جمهوری اسلامی از آخوند بد تر است و مجاهدین بد تر از هر دوی آن..............😆

امام نقى يكى از طرفداران و مدافعان سرسخت حقوق بشر بودند و هميشه ميفرمودند حقوق بشرى كه اين ازادى را به مسلمانان ندهد تا هر طور كه دوست داشته باشند با كفار برخورد نمايند، از فضولات شمقدر هم كمتر است! 😆و سپس آفتابه به گردن كميسر عالى حقوق بشر انداخته و در سامرا او را ميچرخاندند.(امام نقى و حقوق بشر چسلامى)😆

زندانبان های امام نقی با دیدن رفتار امام و شنیدن سخنان شیوای آن حضرت مومن میشدند .این امر باعث روحیه گفتن حضرت میشد .خلیفه که از این مساله آگاه شد ، زندانبان های حضرت را ازمؤمن ترین انسان های سامرا انتخاب میکرد و بدین ترتیب ایشان را از این تفریح سالم محروم کرد .😆

اگرعلم در ثریا هم باشد مردانی از پارس بدان دست خواهند یافت اما باز هم خرافاتشان را کنار نخواهند گذاشت😆🤣
نقی و تکمیل حدیث نبوی بزم همون جلد زرده

Agnostic #۵۵

اینطور نیست که جدم علی یکتنه 7000نفر از یهودیان بنی قریظه را بیدلیل گردن بزند اسنادی بدست آمده که نشان میدهد آنها قاچاقچیان مواد مخدروگردانندگان سایتهای پورنو بودند😆
نقی وماسمالیزیشن حقوق بشری😆🤣 بازم همون جلد زرده

امام نقی ناگهان فرمودند: یه چیزی! یادتان هست که علویون می گفتند علی یک جامه بیشتر نداشت و چنانچه فاطمه آن را می شست، ناچار بود در خانه بنشیند تا جامه خشک شود؟ صحابه پاسخ دادند: یا نقی یادمان هست. امام فرمودند: ای خنگها! علی یک لباس مبدل هم داشت که شبها می پوشید و می رفت به مستمندان کمک می کرد. به این عصاره ی جو سوگند که جامه بهانه است، جدم یا بیمار بوده و یا تا خرخره زیر قرض!😆

امام به هنگام نماز چنان از خود بی خود می شدند که گاهی ناچار بودند جانماز آب بکشند. 😆🤣

- آيا تا به حال شده كه بر كشتي سوار شوي و به دريا بروي؟
+ بله يا نقي!
- آيا شده كه وسط راه دريا طوفاني شود و كنترل كشتي از دستت در برود؟
+ بله يا نقي!
- در اين هنگام در اعماق قلبت به ياد كه مي‌افتي و از كه كمك مي‌خواهي؟
+ به ياد مركز كنترل مي‌افتم و از گروه امداد و نجات كمك مي‌خواهم
- و اگر آن را نيافتي؟
+ به ياد قايق نجات
- و اگر آن را نيافتي ؟
+ به ياد جليقه نجات
- و اگر آن را نيافتي؟
+ ... به ياد زن و بچه‌ام و خانواده‌ام و همه كساني كه دوستشون دارم
- ... به خدا سوگند كه تو هدايت پذير نيستي!😆

(نقي در دوران دعوت دريانوردان به نقلام)

صحابه ای پرسید:امام چگونه میشود بر مردم حکومت کرد؟
نقی فرمود:با جهل مردم!
صحابه از گفت:چگونه جهل ایجاد کنم؟
نقی گفت:با خرافه!
صحابه باز گفت:چگونه خرافه را ایجاد کنم؟
نقی گفت:با مقدسات!
صحابه باز گفت:چگونه مقدسات ایجاد کنم!
امام گفت:دسترسی به این صفحه امکان پذیر نمیباشد!
و صحابه را دو نیم کرد!

امام و جلوگیری از برملا نمودن راز اجدادشان!😆

بي‌بي دو عالم سوسن كبري زير چادر روسري رنگارنگ سرش مي‌كرد تا نشان بدهد كه اسلام با رنگ‌هاي شاد تضادي ندارد.

روسري‌اش را به صورت لبناني مي‌بست تا نشان بدهد كه حجاب با زيبايي و شيك‌پوشي در تضاد نيست.

ساقدست‌هايي با برند دي اند جي و شنل روي مچ دستش مي‌كرد تا نشان دهد كه بانوان محجبه نيز مي‌توانند لباس‌هاي ماركدار بپوشند.

موقع مهماني رفتن از سي‌دي‌هاي آموزش بستن شال و روسري ايده مي‌گرفت تا نشان بدهد كه فرهنگ عفاف و حجاب هيچ تناقضي با فرهنگ فشن و مد ندارد.
او حتي چادر دانشجويي به سر مي‌كرد و رويش كوله پشتي مي‌انداخت و كفش اسپرت به پا مي‌كرد تا نشان دهد كه دختر چادري هم مي‌تواند چابك و با نشاط باشد.

چنين بي‌بي دو عالم نشان‌دهنده‌اي داشتيم ما.😆

امام نقی (غ) هر سال یک بار وجود خدا را آزمایش می کرد. به این ترتیب که از سوسن می خواست آبگوشت درست کند. سپس نخودها، لوبیاها، سیب زمینی ها و گوشتها را حسابی مخلوط فرموده، در چهار قسمت سر چهار کوه پیرامون سامرا قرار می داد. آنگاه عرق ریزان به میدان شهر می آمد و نخود لوبیاها را به بانگ بلند فرا می خواند. چون خبری نمی شد، نفس راحتی کشیده و خسته اما خوشحال به خانه بر می گشت.😆

عبادت هفتاد جزء است و بالاترین و بزرگترین جزء آن محبت به ما نقویان است و بخشنده ترین مردم کسی است که در هر هنگام اموالش را طی خمس و زکات به ما می بخشد.😆
و هر کسی این دو خصلت را داشته باشد در آن دنیا تمامی زنان عباسی به زیباترین چهره کنیز او خواهند بود.😆

امام نقی و مخ زنی صحابه
منقول از کتاب جامعت الدریده صفحه 590

اگر فکر به شکم و فکر به پایین تنه و صرف و نحو ِ عربی و پول یا مفت نفت را از علویان ناگهانی بگیرند ؛ اسلام شکست جانانه می خورد و فرومیریزد.😆
امام نقی , شیوه شکست علویان

نقی را پرسیدند: جامع الاطراف بودن سخن ائمه به چه معناست؟
حضرت دستی بر معایب خود کشیده فرمودند: از هر طرف که به گفتارشان بنگری همین گُهیست که هست!😆🤣

Agnostic #۵۶

از امام نقی پرسیدند: حدث اصغر چیست؟ امام فرمود: همان باد معده است.
پرسیدند حدث اکبر چیست؟ امام فرمود:
بسم الله الرحمن الرحيم
وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ (1)
وَطُورِ سِينِينَ (2)
وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ(3)

روایت است امام نقی علاقۀ بسیاری به صرفه جویی در انرژی داشتند. ایشان از حدث اصغر برای خاموش کردن شمع بیت المال و از حدث اکبر در هنگام معراج برای غلبه بر نیروی جاذبه استفاده میکردند.
نقی و زندگی پرحادثه

😆

آخرین وصیت امام نقی
من از شب اول قبر میترسم منو شب دوم خاک کنین😆

شخصی نزد امام آمد و گفت «یا نقی هرچه دعا میکنم ، گریه میکنم ، زاری میکنم انگار الله با من قهر است و دعای مرا مستجاب نمیکند.»
امام پرسید : جنب نیستی؟
- خیر
+نماز اول وقت میخوانی؟
- بله
+ خمس و زکات پرداختی؟
- بله
+ قبلا شده بدون پرداخت خمس و زکات و صدقه دعا کرده باشی؟
- آری فقط یک بار اینگونه شد.
+ مشکلت از همین است. باید صبر کنی تا دفعه بعد که میروم معراج به الله بگویم تو را از لیست اسپم در بیاورد.😆

Agnostic #۵۷

روزی صحابه یی بر امام وارد شد و از ایشان پرسید چگونه است که در اسلام این همه احکام راجع به جماع وجود دارد؟ حضرت با نگاهی‌ امام اندر ویرجین به ایشان پاسخ دادند وصف الجماع نصف الجماع.😆

**********

روزی صحابه یی بر امام وارد شد و از ایشان پرسید چگونه است که در اسلام این همه احکام راجع به جماع وجود دارد؟🤣

امام فرمودند: زیرا مغز امامان در زیر ذوالنعوظ شان قرار دارد. سپس دشداشه بالا زده به شرح کورتکس مغزش پرداخت.😆😆

امام نقی: احادیث ما برای مومنان چون بلنک صورتی و تام و جری و ملوان زبل است در نزد کودکان.😆

Agnostic #۵۸

از امام نقی (غ) سوال شد: تشیع چیست؟ فرمودند: «تشیع مکتب آزادی فردی است». 😆
پرسیدند: چطور؟
فرمود: «اینطور که یک دوجین الگوی گوناگون در اختیار پیروان قرار می دهد تا در تصمیم گیری ها به دلخواه از هر یک که خواستند پیروی کنند:
یا همانند جدم علی به مردم حمله کنند و ناسزا گویند و دائم سرشان کلاه برود،
یا مثل جدم حسن با خفت صلح کنند و سرشان کلاه برود،
یا مانند جدم حسین سرشان کلاه برود و خود و خانواده شان را به کشتن دهند،
یا مثل جدم زین العابدین به گوشه ای خزیده، دعا و نفرین کنند،
یا مساله بگویند،
یا زندان بروند،
یا ولیعهد قاتل پدر خویش شوند،
یا فرار کنند و غیب شوند».
پرسیدند: «اماما! معیار این تصمیم گیری چیست؟» فرمودند: «ژنتیک»! پرسیدند: پس سود آن چیست؟ فرمود: «امید بهشت»!😆

روزی مردی به نقی گفت:یا ذو النعوذ الائمه! شما ششصد سال عمر میکنید!😆
نقی که کفیده بود گفت:مردک چه میگویی؟!من خودم امامم! علم لدنی دارم میدونم کی میمیرم تو چطور میگی میدونی من چقدر زنده میمونم؟!
ان مرد گفت:خیلی ساده من با فرمول های ریاضی به این نتیجه رسیدم!
در بلاد پارس هشت هزار امام زاده وجود دارد که از فرزندان شمایند!
اگر از دوازده امام اخر را غایب و یازدهمین را که فرزند شماست خواجه حساب کنیم ده تای دیگر میماند!
اگر هشت هزار را تقسیم بر ده کنیم میشود هشت صد تا!
یعنی شما هشتصد فرزند دارید!
هر فرزند نه ماه طول میکشد تا متولد شود!
هشتصد ضربدر نه میشود هفت هزار و دویست ماه که انهم تقسیم بر دوازده ماه میشود ششصد سال!
و برای اولین بار دیده شد که نقی به جای اصحاب به بیابان ها گریخت!😆

امام نقی پس از حدود سه ساعت که در زندان عباسیان بود بر اثر بحثهای اقناعی و استدلالی متوجه اشتباهات ایدئولوژیک خود شد و داوطلبانه درخواست اعترافات تلویزیونی نمود.
ایشان در این برنامه که از شبکه یک تلویزیون سامرا پخش شد کل گذشته خودشان و امامان قبلی و آل پتو را زیر سوال برده و خود را فریب خورده معرفی کردند. همچنین ظرف چند دقیقه کتاب "کژراهه" را تالیف کردند. وقتی بازجویان اعلام رضایت کردند ایشان به این مقدار نیزرضایت نداده و بطور خودجوش شوشول عسگری کوچولو را جلوی دوربینهای تلویزیونی بریدند و ختم خاندان امامت را اعلام کردند.😆

از آدم تا نوح 800 سال------نوح 950 سال پیامبری +50 سال سن هنگام مبعوث شدن
نوح تا ابراهیم 1100 سال-------ابراهیم تا موسی 600سال-----موسی تا عیسی 800 سال-------عیسی تا محمد 800 سال جمعا 5100
24.3=5100/124000
در هرسال 24 پیامبر در هر ماه دو پیامبر و هر دوهفته یک پیامبر فرستادی
اما خداییش روحیه ات خیلی قویه که هنوزم نفهمیدی انسانها بهت محل نمیزارن خسته نشدی؟😆
نقی -محاسبات ریاضی و جدل با الله مدینه همون جلد زرده

علویان فقط در زمان گرفتاری و بیماری و بدهکاری یاد عبلفضل و علی و ضامن آهو و بی بی دو عالم میافتند، اما یک نقوی مومن هم در زمان خوشی و هم گرفتاری به یاد امام نقی است.
مکارم الاخلاق [نقمان پارسی😆

گیرم یک چشم آبی را [شان ابن اولیور استون] علوی کردید. با هزاران جوانی که هر روز به نقویت می پیوندند چه خواهید کرد؟😆

امام نقی(ع) و مقابله با پروپاگاندای علویون

Agnostic #۵۹

یکی از شیعیان ماسک گوریل خدمت امام نقی آورد.امام روزها آن ماسک را به صورت میزد و دنبال بچه ها میکرد و آنها را میترساند.به آنها میگفت من چون نماز نمیخواندم به این شکل در آمده ام تا بچه ها نماز خوان شوند.
آمار نشان میداد که ۸۰ درصد بچه های سامرا نماز خوان شدند و۶۰ درصد دچار اختلالات حاد روانی شدند .😆

*********************

کمپین تبلیغاتی امام نقی در سامرا با شعار "یانقی میر نقی" به مخالفت با حکومت عباسیون برخاستند. نقویون خواهان بازگشت به دوران طلایی امام نقی بودند.
لازم به ذکر است عباسیون با اره صحابه را به دونیم می کردند در حالیکه امام نقی بواسطه اعتقاد به جامعه مدنی و حقوق بشر اسلامی صحابه را با شمشیر در کسری از ثانیه به دو نیم میکردند که زجر کمتری می کشیدند.😆

*********************

آقا و مولاي ما نقي هرگاه كه با كسي گنده‌تر از خودشان درگير مي‌شدند، خود را به موش مردگي زده جدشان رضا را ياد مي‌كردند و مي‌فرمودند: يا ضامن آهو!😆

اما هرگاه با ضعيف‌تر از خودشان در مي‌افتادند، آن يكي جدشان علي را ياد مي‌كردند و نعره مي‌زدند: يا ضامن چاقو!😆

*********************

امام نقی با عده ای از صحابه مشغول خواندن نماز ظهر بود که شمقدر چهارنعل وارد مسجد شد و گفت چه نشسته اید که سر کوچه دارن خلخال از پای زن یهودی میکشن.
آن بزرگوار نماز را شکست بدو بدو به سر کوچه رفت و از این صحنه با موبایل فیلم گرفت و برای همه صحابه و عفیر و شمقدر بلوتوث کرد.😆

*********************

همانا اگر عفیر می دانست آنچه را که شمقدر میداند، هر آینه علوی میشد.
اشاره به حدیثی از رسولولا" اگر ابوذر میدانست آنچه را که سلمان میداند کافر میگشت"😆

Agnostic #۶۰

آيا ماه را بپرستم كه شبهايي كه هوا صاف است ديده مي‌شود ولي شبهايي كه هوا ابري است ديده نمي‌شود؟
آيا خورشيد را بپرستم كه روزها ديده مي‌شود ولي شب ‌ها از نظر ناپديد مي‌شود؟
...
نه،‌ من خدا را مي‌پرستم كه كلا ديده نمي‌شود و مي‌توانم هر چيزي را به آن نسبت بدهم!

امام نقي و برطرف كردن تدريجي باگ‌هاي ايده‌ي "خدا"😆😆

********************

نوح در حرکتی عظیم از هر حیوان یکی را در داخل کشتی جمع کرد. موسی دریا را شکافت. عیسی مردگان زنده می کرد. تا اینکه در زمان جدم محمد خلق به یک کتاب شعر و حتی به تار عنکبوتی راضی شدند.😆😆🤣 آیندگان حتی حکومت یک ابله بر خود را نیز معجزه می نامند. نمی دانم چرا در گذر تاریخ گول زدن مردم آسانتر می گردد.😆😆🤣

امام نقی پس از مصرف بی رویه آب انگور اعلا

*******************

از امام نقی‌ پرسیدند: چرا بر علیه عباسیون قیام نکردید؟
امام نقی‌ پاسخ دادند : حتما خدا نخواسته بود!😆

امام نقی‌ و استفاده ی بهینه از خدا😆

******************

تعجب می کنم از شهر سامرا که نیمی از کتب دینی اش درباره احکام لواط است😆 ولی شهردارش می گوید که ما در شهرمان حتی یک همجنس باز هم نداریم😆

امام نقی (علیه الخداحافظ )

******************

خبرنگار:چرا در سامرا تبعیض جنسی وجود دارد ؟
نقی :قبول دارم کاستی هایی هست ولی من به شخصه سعی کرده ام کنیز های بیت المال را به طور مساوی بین مردان سامرا تقسیم کنم .😆😆

امام و برداشت غلط از کلمات

*****************

Agnostic #۶۱

آمده است روزی امام نقی سوار بر نفیر خویش در حال گذر از خیابان های سامرا بودند که ناگهان، نفیر با حالتی دیوانه وار شروع به جفتک پرانی شد و یکی از لگدهای وی به سر صورت زنی خورد که پسر بچه یک ساله اش را در بغل داشت. آن جفتک باعث شد تا مادر و فرزند هر دو فوت کنند.
در آن زمان امام نقی نفیر را به پرداخت دیه محکوم کرد. حکمی که امام نقی دادند به چنین شرح است:

مادر به جرم زن بودن نصف دیه مرد یعنی 50 شتر😆
فرزند از آنچه که مذکر بوده و در آینده خرج خانواده ای را باید می داده دیه اش همان 100 شتر خواهد بود.😆😆

امام نقی و برابری زن و مرد🤣

*********************

امام نقی‌ در باب بی‌ مثال بودن اسلام با افتخار می‌گفتند: اسلام تنها دینی است که در آن اگر از کتاب مقدس‌اش و از کلام امامان و پیشوایان اش نقل قول می آوری ، می گویند لطفا به ما توهین نکنید!😆😆🤣🤣

از کتاب "اسلام نقوی، تحقیر و انتقادپذیری" (فصل انتقادپذیری ممنوع الانتشار)

*********************

Agnostic #۶۲

همیشه اسلامگرایان ، فرهنگ غرب را متهم به استفاده ابزاری از زنان برای تبلیغات می کنند.
نمی دانم پس چرا خدای اسلام در کتابش برای تبلیغ بهشت همواره از زنان استفاده می کند ؟🤣😆😆😆
با اصطلاحاتی همچون حوریان گرد پستان ،حوریان جوان ، حوریان همیشه باکره، حوریان سیه چشم و...
( بر گرفته از پیج ما همه بد حجابیم)

Agnostic #۶۳

آورده اند که روزی فردی دانا از حضرتش پرسید : "چگونه است که جدت علی به هنگام نماز آنچنان از خود بی خود میشده که تیر از پایش میکشیدند اما در جایی دیگر انگشتر خود را در نماز به فقیر می بخشد؟"

امام بلافاصله پاسخ داد : "آن لحظه ای که تیر از پایش به در میکردند جد مظلومم غرق در این فکر بوده که عجب غلطی کردم انگشترم را بخشیدم."😆😆

صحیح لباسشوئی - جلد 3 - پلاک 14 - طبقه دوم - منزل علوی

Agnostic #۶۴

******************

روزی حضرت دید که مردی خلخال از پای زن میکشد .با خشم به سوی او رفت و از زن پرسید :آیا تو یهودی هستی ؟
زن گفت :نه ،من بهایی هستم .🤣حضرت گفت آخیش ،خیالم راحت شد و سپس به مرد گفت : مشغول باش .😆😆🤣

******************

جورج کلونی بر امام نقی وارد شد و پرسید صادقتون گفته که علم 28حرف داردکه قبل ازظهور میتی فقط دوحرف آن ظاهرشده وبقیه درزمان آن امام ظاهرمی شود. این 26 حرف باقیمانده از علم در چه موردیست با دو مثال توضیح دهید.

امام گفت سوال خوبی کردی. هنوز خیلی از مسائل هست که علم بشر براش پاسخی نداره.
مثلاً احکام مساحقه با ربات، جماع با لیدی بوی، غائط کردن در حالت بی وزنی، بول کردن در جهانهای موازی، استبراء در مریخ، وضو گرفتن با هیدروژن مایع.🤣🤣😆😆😆
در این هنگام زنگ بخور و بخواب امام نقی به صدا درآمد و آن بزرگوار چون کودکی معصوم به خوابی شیرین فرو رفت.

**************************
یک روز در اوایل جوانی امام هوس کباب سوسمار کرده وبه همراه جمعی از اصحاب به نخجیرگاهی در حومه سامره رفته بودند.
به برکت وجود شخص امام چند سالی بود بارندگی بسیاری شده بود ولی شوربختانه سبزی و لطافت هوا باعث کوچ سوسمارها به ولایات آفتاب پز و داغتر شده بود .
آذوقه غذایی ته کشیده بود, آجیل ملخ و عقربی😆 هم که سوسن در بقچه حضرت گذاشته بود به علت رطوبت هوا نم کشیده بود و دیگر زیر دندان نمیشکست وحضرت میلی به خوردنش نداشتند. آثار گرسنگی و استیصال در امام و اصحاب کم کم هویدا میشود.
در این هنگام آهو بچه ای در حال فرار از دست گله ای کفتار به طرف ایشان دویده و تقاضای پناهندگی سیاسی می کند.
امام که هنوز وحی زبان حیوانات را دریافت نکرده بودند متوجه منظور بچه آهو نمیشوند و حیوان را دستبند قپانی میزنند. فشار گرسنگی و عود کردن قوه باه امام, باعث میشه که امام بر خلاف میلشان شکار سوسمار را کنسل کرده و ابتدا با بچه آهو جماعی کثیر فرموده و بعد از دو نبم کردن آن مشغول طبخ آن می شوند که ناگهان به یاد داستان ضامن آهوی جد بزرگوارشان می افتند و دچار دیپرس شده و تا یک سال سه ماه وشش روز بعد از این واقعه علف خواری می کنند.😆
(دل رقیق نقی)

*******************

روزی امام نقی در جمع اصحاب نشسته بود که یکدفعه فی بداهه فرمود: "میزان،خریت ملت است"😆 و سپس بدون هیچ توضیحی به دوردست ها جایی که عفیر(خر امام) مشغول چریدن بود خیره شد و پک عمیقی به قلیان خود زد!

امام و یادآوری انتخابات 88 سامرا به کره خران😆

Agnostic #۶۵

روایت است که امام و شمقدر و عفیر در مسجد سامرا در حال تشریح عملی روش نوشیدن بول شتر برای درمان امراض بودند که شاعری وارد شد و گفت شعری سروده ام که بخوانم و از کرم شما بهره مند گردم.
امام ادامه تدریس را به شمقدر سپرد و فرمود: بخوان... شاعر هم اینچنین آغاز کرد: اسلام به ذات خود ندارد عیبی...هر عیب که هست از مسلمانی ماست.
امام که به سختی جلوی خنده اش را گرفته بود فرمود: آورین. حرف حق را زدی. والا بخدا ما هم یه عمره به این جماعت زبون نفهم همینو میگیم.

سپس دستور داد این شعر را در تعداد میلیونی تکثیر و در کل بلاد اسلام پخش کنند. 😆به شمقدر هم فرمودند: بخدا که ارزش این فرج شعر😆 از صدها ذوالنقار بیشتر است. سپس به عنوان پاداش 120 گالن از بول شفابخش شمقدر را به شاعر بخشیدند و به او فرمودند: حتما طبق دستور جدم مصرف کن. بازم خواستی شمقدرو میفرستم درب منزل. خوش اومدی عزیزم!😆

نهایه الاستمنا- باب ماله کشی دینی- صفحه 2به توان n

************************

از آنجا که هر انسانی‌ چهار روح دارد, من روح چهارم و مهمترین روحِ نیکو هستم و از امروز فاطمه اول بانوی اسلام و جهان را به شما که او را نمی‌‌شناسید نشان خواهم داد!

من عورتم و عورتم تمام وجود من است . فاطمه (س)😆

Mehrbod #۶۶
Agnostic

روایت است که امام و شمقدر و عفیر در مسجد سامرا در حال تشریح عملی روش نوشیدن بول شتر برای درمان امراض بودند که شاعری وارد شد و گفت شعری سروده ام که بخوانم و از کرم شما بهره مند گردم.
امام ادامه تدریس را به شمقدر سپرد و فرمود: بخوان... شاعر هم اینچنین آغاز کرد: اسلام به ذات خود ندارد عیبی...هر عیب که هست از مسلمانی ماست.
امام که به سختی جلوی خنده اش را گرفته بود فرمود: آورین. حرف حق را زدی. والا بخدا ما هم یه عمره به این جماعت زبون نفهم همینو میگیم.

🤣 🤣

Agnostic

من عورتم و عورتم تمام وجود من است . فاطمه (س)😆

😆 🌹

Agnostic #۶۷

روزی یکی از صحابه به امام نقی فرمود: ای که غایط شمقدرت طعام هر بسیجی،😆🤣 اخیرا به شهری سفر کردم که مردمانش کلاغ می‌پرستیدند. در عجب ماندم که اینان چگونه حیوانی چرکینه‌روی را بر ریاست بت‌کده‌ای گمارده، و از کلاغی بت ساخته و می‌پرستند!

امام پوزخندی زد و در حالی که دست در بینی مبارک میفرمود پاسخ داد: «این که چیزی نیست! ما مردمانی می‌شناسیم که مِیمونی چرکینه‌خوی را بر ریاست کشوری گمارده، و از الاغی بت ساخته و می‌پرستند!»🤣😆

امام نقی و خرشناسی مدرن، ص 1390

*************************

به غیر از فضله موش، شاشِ شتر،راه رفتن بین دو زن ،گذاشتنِ پنیر در میان ناف و..و..و..که رسولولا و دیگر اجدادم بدان اشاره داشتن بینندگانِ نقوی باید آگاه باشند که میزانِ کلسترول نقش اساسی‌ در سلامتی افرادِ سامرا دارد اینی که رسولولا و اجدادِ صاحبِ علم لدنی به این مورد و موارد دیگر اشاره نکردند نه این که به این موارد بی‌ توجه بودند بلکه فقط برای لوس نشدنِ مساله بهداشت بوده و لا غیر...

برنامه سلامت در خانواده _کانال یک سامرا -مهمان هفته:امام نقی‌ (ع‌)😆

**************************

اسلام مثل پیراهن پوشیده شده و عرق دار است. هرچه تلاش کنی آنرا اتو کنی که مرتب و قابل پوشیدن شود، بوی گند آن بیشتر در می آید.😆
----------------
امام نقی هنگام اتوی یکی از پیراهن های پوشیده شده
جابر ابن حمال - حلیة النقویون

Agnostic #۶۸

کلاس های تقویتی گروه آموزشی امامت تشکیل شد:
1-آموزش نبرد خیابانی با سگ و گربه های مدینه به فرمایش نبی(استاد علی آب طالبی)
2-آموزش زنبارگی وذلیل مرگی(حسنمون)
3-آموزش گنده لاتی (حسینمون)
4-آموزش موش مردگی(سجادمون)
5-آموزش حدیث و جادو و جنبل (مشترک صادق باقر)
6-آموزش فرو خوردن خشم(کاظم جون)
7-سرمایه داری مدرن و پست مدرن(رضا مشهدی)
8-چگونه جوات نباشیم(جواد الائمه)
9-جماع سکس گروپ و دیگر هیچ(شیخنا نقی)
10-چگونه بدون شوشول صاحب فرزند شویم(عسگرک)
11-آموزش قایم باشک (میتی)
شرکت در این کلاس ها رایگان میباشد-پیشنیاز:شهادتین😆

*********************************

امام نقی می فرماید : « اسلام واقعی دین خشونت نیست. دین مرحمت و عطوفت است.»
و در جای دیگر میفرمایند : «هر کس مسلمان نیست باید از او جزیه (پول زور) گرفت و اگر نداد گردن او را زد و به زنان خاندانش تجاوز کرد و کودکانشان را به غلامی و کنیزی برد»
-------------
حلیة النقویون - جلد ۱۰ - النقض و النقیض

*********************************

Agnostic #۶۹

تنی چند از صحابه به خدمت نقی (ع) شرفیاب شده و دو آیه بسیار معروف از قرعان را به ایشان نشان دادند. آیه های "لا اکراه فی الدین" و "لکم دینکم ولیَ دین" را. و سپس از او پرسیدند مگه جد شما رسولولا این حرف ها را نزده؟ بعد چرا اینور آنور راه می افتاد به تحمیل دینش به بقیه ولو با زور شمشیر و سرنیزه؟
امام نقی نگاهی تمسخر آمیز به آنها کرد و فرمود: حالا اون یه چیزی پروند، شماها چرا جدی می گیرید؟!😆
نقل است صحابه هزاران facepalm ردیف کردند و با ناامیدی راهی مسجد شدند و نماز اول وقت را از ترس جهنم به جای آوردند.

امام نقی و افشای حقایق تلخ

*************************

امام نقى يكى از دلايل حرام شدن شطرنج براى مسلمانان را استفاده از مغز براى پيشبرد اين بازى ميدانستند😆 و به جاى ان مار و پله را توصيه ميكردند.(امام نقى و تلاش همه جانبه براى گوساله باقى ماندن مسلمانان)😆

**************************

همه چیز با وعده آب و برق مجانی در قبرستان شروع شد،
ملتی که دنبال مفت خوری بودند به گه خوری افتادند!!!😆🤣

امام نقی و افشا گری در باب ان قلاب 79

**************************

پاپا تقي در زمان حيات خود دستور داده بود ممه‌ي مانكن‌هاي پلاستيكي فروشگاه‌هاي لباس را ببرند تا مردان سامرا تحريك نشوند. 😆امام نقي (اين هيز سول) پس از وفات آن حضرت سنت حسنه‌ي پدرشان را ادامه دادند و دستور فرمودند كه كليه‌ي برجستگي‌ها و فرورفتگي‌هاي موجود در سامرا مسطح شود. از فعاليت‌هاي اين پروژه مي‌توان به كندن كوهان‌ شمقدر، برداشتن سرعت‌گيرها، صاف كردن منحني چراغ جلوي پرايد، منهدم كردن ليوان‌هاي گرد، از جا در آوردن قلمبگي سر شيرهاي آب، پخ زدن ستون‌هاي مدور مساجد و ... اشاره كرد.😆

نقي و عفت عمومي😆

****************************

Agnostic #۷۰

روزی مردم گوسفندی را نزد امام آوردند و گفتند: ای خورنده روح ما و نماینده مردم (نماینده=کسی که می نماید) ببین این زبان بسته چه می گوید.
حضرت رو به گوسفند کرد و با تبسمی فرمود: اقرأ!
گوسفند: بععع بععععععع
امام اینچنین ترجمه کردند: بنام آفریننده زمین و زیرزمین، من به فرموده رهبرم و بخاطر نشان دادن استواری نظام، در انتخابات پیش رو رأی خواهم داد.

روایت است امام آن سال مراسم پشم چینی را دو ماه زود تر از موعد و از همان گوسفند آغاز کردند.

*********************************

شمقدر و عفیر برای نماز وارد مسجد شدند و متوجه شدند که امام نقی اشتباه وضو میگیرد. برای اینکه امام را متوجه اشتباه خود کنند به آن بزرگوار فرمودند ما وضو میگیریم شما بگو وضوی کدامیک درسته.😆
امام با چهره ای ناراحت به آن دو نگریست و فرمود اون موقع که عنکبوت و کفتر و ماهی کرکره بن صرصره و ابابیل و تعدادی حیوان دیگر رو وارد دین کردیم باید فکر امروز رو میکردیم که یک شتر و یک الاغ از وضویمان ایراد بگیرند. سپس به وضو گرفتن ادامه داد و بادی رها کرد و فرمود من معصومم،چیزی وضوم رو باطل نمیکنه با دوغ هم وضو بگیرم صحیح است.😆

*********************************

Agnostic #۷۱

امام نقی فقط عفییر و شمقدر را تایید صلاحیت میکرد .معمولن مردم به عفییر رای میدادند اما امام با تقلب حساب شده اسم شمقدر را از صندوق در میاورد .
و البته تمام مصوبات شمقدر را با حکم حکومتی ملغی میکرد .😆

امام و مردم سالاری دینی

****************************

روزی پیرمردی در حیاط مسجد وضو میگرفت .امام حسن و حسین که کودکانی خردسال بودند ،دیدند که او غلط وضو میگیرد .پیش او آمدند و گفتند ببینید ما کدام درست وضو میگیریم .
آن پیرمرد گوشی موبایل خود را بیرون آورد و گفت من همواره همراه پیامبر بودم و از وضو گرفتن آن حضرت با موبایلم فیلم گرفته ام .هر دو شما غلط وضو میگیرد .سپس فیلم را نشان آن دو داد .😆
پیرمرد که دید آن دو خیلی ناراحت شدند ،لپ آن دو حضرت را کشید و به هر کدام یک آبنبات داد .😆

****************************

صحابه ای از امام نقی پرسید: چگونه است که موقع انتخابات که می شود اینقدر دم از سامرا و فرهنگ و تاریخ و تمدن آن می زنید و حس وطن پرستانه تان گل می کند و هی سامرا سامرا می کنید، اما در سایر مواقع آن را بدون اسلام خاکی بی ارزش می دانید و تاریخ پیش از اسلام آن را پوچ و بیهوده، و می گویید که فقط تاریخ پس از اسلام آن مهم است؟
امام نقی نگاهی سنگین به او کرد و فرمود: برو بابا دلت خوشه! من برای حفظ قدرتم حتی حاضرم زیرآب رسولولا را هم بزنم، اینا که دیگه چیزی نیست!😆😆
صحابه با شنیدن این جمله خود را از ماتحت دار زد.

امام نقی و سیاست های اتخاذی شناور برای حفظ حکومت خود

***************************

روزی دو نفر از صحابه وارد خانه امام شدند و دیدند امام با شیطان درحال ورق بازی و نوشیدن شراب است. امام فرمودند "آها بیاید که خوب اومدید! بشینید یه حکمی بزنیم" اصحاب بسیار کانفیوز شده بودند و زبانشان بند آمده بود. شیطان همینطور که ورق ها را بر می زد گفت: "لوس نشید بینیم با! شرابش رو از خمره های بهشتی اوردم ورقش هم بعدا حلال می شه ایشالا."😆

اشاره است به سوره مائده آیه90 و سوره محمد آیه15 که در یکی شراب و خمر عملی شیطانی است و در دیگری خمر جزو لذت های بهشتی است. (با تشکر از آرش بیخدا که شماره آیه ها بدینوسیله اصلاح می گردد)

**************************

Agnostic #۷۲

سرنوشت کنیزان امام نقی پس از پایان تاریخ مصرف ،،،،،،،،

Agnostic #۷۳

شمقدر در حال نواختن گیتار و خواندن آهنگ این همه عاشق داری چطور حسودی نکنم است که امام نقی وارد میشود و پس گردنی محکمی به شمقدر میزند و گیتار را میشکند.
شمقدر: اِ چته وحشی؟این کارها چیه میکنی؟ باز با دکتر روا زاده رفته بودی کافی شاپ، واست مزخرف تفت داده؟😆
نقی: نفهم مگه بهت نگفتم تو خونه آلات لهو ولهب نیار، باز تو خونه غنا راه انداختی؟الان قفندر به هفت تا سوراخت دخول کرده. بدبخت خودت که بی غیرت و بی ناموس شدی میخوای من رو هم بی غیرت کنی؟ تو این خونه زن و بچه ما زندگی میکنه. 😆میگم چند وقته سوسن شل حجاب شده، منم شل غیرت شدم. نگو توی گوساله قفندر رو آوردی تو خونمون.
شمقدر: برو بابا،باز توهم زدی، تو که جنبه نداری اینقدر حدیث جد و آبادت رو نخون. ای غائط کردم تو این زندگی که من جوون هیچ دلخوشی ای ندارم.
شمقدر به اتاقش میرود و در را محکم میبندد. 😆

Agnostic #۷۴

به گزارش خبرگزاری ،سامرا نیوز و نق نق سی و اسشیو نقی نیوز ،،فریاد (نقی نقی نقی کون لق ما بقی ،،نقی اکبر ،و یا نقی میر نقی یا نقی شیخ نقی از پشت بامهای سامرا شنیده میشود ،لازم به ذکر است که عباسیان ملون با خشتک خیس در حال فرا از سامرا هستند ،،تا سامرا رسیدن یک یا نقی دیگر ،،،،،😆

نقی همچنین فرمود: من اگر امام شما بشوم دوران طلایی جدم رسولولو را دوباره زنده خواهم کرد و به هیچ شکلی از اجرای بدون تنازل قرعان نقید پای پس نخواهم کشید. و همینجا بود که اصحاب نقی را هو کردند و به نشانه اعتراض به سخنان ایشان، دسته جمعی به رقص چاچا پرداختند.😆

Agnostic #۷۵

روزی سید ابن خندان حضور امام نقی(ع) شرفیاب شد و پرسید:
یا نقی! دموکراسی دینی به چه معناست؟
حضرتش فرمود: یعنی هر گاه دین به خطر افتاد, دموکراسی را فدای دین کنیم.🤣😆😆

امام و رفع شبهات

****************************

بعد از انتصاب شمقدر و عفیر به عنوان نمایندگان مردم سامرا آندو با جفتک های بلند به یکدیگر حمله ور میشدند؛ قنبر چوبی برداشت تا آندو را آرام کند، امام قنبر را به کنار کشید و فرمود: دست نگه دار! از هیچ چیز به اندازه این نشاط انتخاباتی لذت نمیبرم!!!😆

****************************

همانا دل‌ بستن به آخوند برای پیروزی بّر آخوند ، مثل در دست داشتن سطل ماست کنار دریا و آرزوی دوغ شدن تمام دریا داشتن است ...............😆🤣

Agnostic #۷۶

رای دادنی نیست ،گرفتنی است.بروید و به هر طریق ممکن از مردم رای بگیرید تا بدانند که ما چقدر دموکرات هستیم😆😆

امام نقی خطاب به مفتیان و جیره خوران حضرتش😆

***************************

در حالي كه عفير در زندان سامرا در اثر اعتصاب غذاي طولاني رو به موت بود و شمقدر از فرط نااميدي وعده داده بود كه خود را آتش خواهد زد، امام بزرگوار ما با عنايت به اينكه شروط سه‌گانه‌شان در مورد انتخابات سامرا تمام و كمال تحقق يافته، سجل مبارك را برداشته و خرامان خرامان به سمت صندوق‌هاي راي روان شدند.😆

سامرا نيوز - بخش تاسف و تاسف (منظور رای دادن خاتمی هست)

***************************

از امام نقی (ع) سوال شد که ای امام چرا در زمان ظهور اسلام ایدز وجود نداشته؟
امام فرمود: چون در غیر این صورت انبیا علیهم السلام جملگی به فاک فنا رفته بودند. 😆😆😆🤣

***************************

امامنقی (نق):

ولکن میزان مشارکت در انتخابات سامراء باید چنان باشد که در حوزه ها جای نی ساندیس انداختن نیز نباشد.😆

رهنمود های امام نقی در باب مشارکت های حداکثری امت سامراء😆

***************************

روایت است امام نقی با شمقدر در زمان سیر میکرد و به دوران حضرت اسماعیل رفت.😆

گوسفندان اسماعیل چند روز بود از آب فرات نمی خوردند. امام نقی گفت چرا گوسفندان آب نمی نوشند.
در همین هنگام گوسفندان به عربی فصیح پاسخ دادند:
بع ، به ما خبر رسيده كه جد بزرگ تو حسين - كه سبط گرامى محمد صلى الله عليه و آله است - در اين زمين با لب تشنه كشته خواهد شد پس ما از اين آب نمى آشاميم به جهت حزن و اندوه براى تشنگى آن بزرگوار .😆

نقی از علم لدنی گوسفندان شگفت زده شد خشتک به سر کشید نعره زنان به بیابان شتافت.😆

روایت دوم: روزی امام نقی با شمقدر در زمان سیر میکرد و به دوران حضرت اسماعیل رفت.

گوسفندان اسماعیل چند روز بود از آب فرات نمی خوردند. امام نقی گفت چرا گوسفندان آب نمی نوشند.
در همین هنگام گوسفندان به عربی فصیح پاسخ دادند:
بع ، به ما خبر رسيده كه جد بزرگ تو حسين - كه سبط گرامى محمد صلى الله عليه و آله است - در اين زمين با لب تشنه كشته خواهد شد پس ما از اين آب نمى آشاميم به جهت حزن و اندوه براى تشنگى آن بزرگوار .

نقی برای جد بزرگش گریان شد دستور داد برای جد بزرگش پیشاپیش مراسم سینه زنی برگزار شده ، همه آن گوسفندان را سربرید برای قیمه پلوی مراسم.😆😆

Agnostic #۷۷

امام نقی بعد از اینکه از شرکت خاتمی در انتخابات با خبر شد، طی صدور بیانیه اعلام کرد که از این به بعد، خاتمی را عمو (!) صدا خواهد کرد، و در توضیح ، اضافه کرده است که با توجه به سید بودن محمد خاتمی، حتما نسبت او به امام رضا می رسد، چون امام هشتم (جد امام نقی) نیز ولیعهد خلیفه عباسی شد، با اینکه خلیفه مذکور پدرش را کشته بود...!🤣😆
سیره النقی، بخش ابن قنبل

Agnostic #۷۸

الله به ابراهیم گفت نترس و اگر در آتش انداختنت، این رمز را فریاد بزن تا آتش را برایت گلستان کنم.
ابراهیم هم با خیال راحت بیلاخی به نمرود نشان داد و نمرود هم دستور داد که ابراهیم را با منجنیقی به میان آتش بزرگی پرتاب کنند.
به محض رسیدن ابراهیم به آتش، ابراهیم رمزی را که الله به او گفته بود را فریاد کرد:
"کونی! بردا و سلاما" ولی خبری نشد.😆
ابراهیم که داشت می سوخت چند بار این را تکرار کرد و چون خبری نشد، فحش را عوض کرد: "جنده! بردا و سلاما" ! "مادر..." بردا و سلاما... و هرچه فحش داد خبری نشد،
لاجرم کپسول آتشنشانیی که با خود داش از زیر لباس خارج کرد 😆و توانست با آن راهی برای خود به بیرون آتش پیدا کند و بصورت نیم سوز به دست و پای نمرود افتاد و طلب عفو و بخشش کرد.
قرعان نقید- بخش "چطور از مهلکه خارج شویم".
سید خندان نیز با استفاده از همین روش عمری بزیست.😆

*********************************

-چرا به عقاید مردم توهین میکنید؟ هرکس حق داره عقاید خودشو داشته باشه .من مسلمانم و عقاید خودمو دارم همه باید به هم احترام بزارن
-نظرتون در مورد کفار چیه؟- نجس هستند و در قران اومده باید وقتی بشون میرسیم گردنشونو بزنیم
-غیرمسلمانان چه؟ -ازشون جزیه میگیریم به شرطی هم که حق تبلیغ نداشته باشن
-غیر شیعیان؟ -من مات و لم یعرف.......به مرگ جاهلی میمیرند
-شیعیان زیدیه و همچنین هفت امامی ها؟ کورند و در کوری میمیرند(حدیث امام رضا)
-دوازده امامی های بی ولایت فقیه؟ نماز بی ولایت بی نمازی است

امام نقی علیه السلام: ای تف تو گور خودت و پدرت و اونی که اینا رو تو مغزت کرده .ای گه بگیرن ا ون عقیدتو

********************************

اگر با حجابی تمدن است، گونیهای سیب زمینی متمدن ترند.😆🤣
(امام نقی در مناظره با مطهری😆 در کاخ معتصم عباسی)

********************************

پدر سگا! يا مثل بچه ادم مسلمان ميشيد يا بايد جزيه بديد، و يا خودتان را براى جنگ آماده كنيد! (امام نقى در اولين برخورد با موجودات فرازمينى)😆

*********************************

مثل علوياني كه مي گويند به قسمت هاي خوب قرآن دقت كنيد و به قسمت هايي را كه مربوط به 1400سال پيش است توجه نكنيد مانند كسي است كه سرش را درون سطل آشغال كرده و ناگهان با خوشحالي فرياد مي زند: "يك سيب سرخ تميز پيدا كردم!" امام نقي و روشنفكري ديني

********************************

آيا مي‌دانيد درست در همان لحظه‌اي كه امام نقي از فرج مبارك مادرشان بيرون جهيدند و پاي به عرصه وجود گذاشتند چه حوادث ديگري رخ داد:
يكي از ستون‌هاي كاخ معتصم فرو ريخت،‌ لامپ مستراح قصر متوكل سوخت، قورباغه‌هاي قلعه‌ي نرون در روم پشتك زدند، آتشفشان جزاير كارائيب فعال شد، موش صحرايي‌اي كه داشت در ديگ چنگيزخان قل قل مي‌كرد به قل قل كردنش ادامه داد، نيوتن دومين گازش را به سيبي كه در دست داشت زد، و.... و همه‌ي اين حوادث در يك لحظه توسط شبكه‌هاي اجتماعي و توييتر و يوتيوب ثبت و ضبط و در حافظه‌ي تاريخ ماندگار گشت.😆😆

(مديونيد اگه باز هم ايمان نياوريد)

********************************

مردی مشرک خدمت امام آمد ،امام خیلی با او بحث نکرد و حتی فرمود هر چی تو بگی. وقتی آن مرد رفت،یاران علت را پرسیدند .حضرت فرمود او اهل شهر فقیری است .به فرض مسلمان هم بشود خمس در خوری نخواهد داد .😆😆😆

امام و بازار یابی

Agnostic #۷۹

قصیده امامت:😆🤣😆🤣

اول به علي، قلدر خونريز تهي مغز
گردن زن و خيبر كَن و غارتگر و قتّال

دوم به حسن، آن شه زنباره‌ي مسموم
در صلح و صفا با خلفا، راحت و خوشحال

سوم پسر شير خدا، يوسف زهرا
آن تشنه‌ لب نوره كش عاشق انزال

وان اختر چهارم كه بود رمز نجاتش
در صلح به صد سجده و در جنگ به اسهال

پنجم لقبش باقر سوراخ كننده
اي كاش كه بودي لقبش باقر بقال

وانگه ششمين شاه كه با آن همه شاگرد
مغزش شده مشغول و زمانش شده اشغال

علمش همه غائط، سخنش غسل و جماعات
ذهنش همه وطي و دبر و ساير اعمال

هفتم كه نگو، كاظم زنداني مظلوم
توليدي "سيد" زده در قعر سيه‌چال

هشتم كه وليعهد و شهيد ره انگور
با گنبد زردش كه بود قبله‌ي آمال

وانگاه نهم، من چه بگويم كه جواد است
الگوي جوانان و نشان مُد هر سال

دشداشه‌ي نارنجي و شلوار بنفشش
عمامه‌ي سبز و فُكل و ريش حنامال

اما دهمين اختر ما جان به فدايش
وصفش نتوانم، نتوانم، بشوم لال ...

افسوس بر آن خاتمه‌ي آل امامت
آن يازدهم عسكري كوچك چاقال

افسوس بر آن چاه نشين مخفي مشكوك
وانكس كه بدو بسته اميد است به اغفال

Agnostic #۸۰

مامان چرا لباس نو تنم کردي ؟ ميخواي بفرستيم مهد کودک؟
-نه مامان جان بابات مرده خدا هم تورو امام کرده بايد بري حديث بگي

نقي و مصايب امامت در سن شش سالگي جلد زرده😆😆

*****************************

نقل است که امام گفت :مادر من فقط اتل متل بلدم ميترسم مسخرم کنند-مادر ايشان فرمودند نترس پسرم پدرت هم همينها رو بلد بود تازه بهش ميگن حديث کلي هم طرفدار داره😆😆

*****************************

یکی از مصایب امامش نقی (ع) این بود که حضرت مجبور بودند زیر تمام عکس های پیامبران و امامان پیش از خود در فیس بوک که سوار بر چارپا بودند، توضیح بفرمایند که آن معصوم گرانقدر اون بالایی ست.😆 اما به دلیل این که گاهی شقمدر پای لپ تاپ حضرت می نشستند،😆 تشکیک هایی در باب منشاء احادیث و عظمت اولیای الله رخ داده است.😆

امام و مصائب امامت - نقی مطنقی - ص

****************************

روزی ریچارد داوکینز با کتاب <بزرگ‌ترین نمایش روی زمین> بر امام وارد شد و پرسید: اماما ... شما چگونه با دانستن این همه دلیل علمی بازهم منکر تکامل میشوید ؟
امام لختی در او نگریست و بعد دُم خود را به ریچارد نشان داد.😆😆
نقل است ریچارد در حالی که بیضه نموده بود کتاب را خورد و اسلام آورد !😆

****************************

مَثَل کسانی که مسائل خود را از ملّایان میپرسند...مَثَل کسی است که همسر خود را برای معاینه ،به نزد کارگر ساختمانی می بَرد.😆

****************************

روزی عمروعاص بر امام وارد شد امام فرمودند برو ملعون باز هم میخواهی گولم بزنی
-از کجا فهمیدید که میخواهم گولتان بزنم
-ملعون ما علم لدنی داریم
-پس چرا باز هم گول میخورید؟
-ملعون علم لدنی داریم نه عقل لدنی😆😆😆😆
امام و مواجهه با خطرات گول خوردن-باب بچگی هاشون جلد زرده

****************************

Agnostic #۸۱

شمقدر:
- برهان عليت!
نقي:
ها؟!!!
شمقدر:
- اين كه چيزي نيست، اينو داشته باش: هدايت تكويني!
نقي:
خل شدي شمق؟! اين دري وري ها چيه كه ميگي! فكر كنم حالت خيلي بده، بيا كمي بول ائمه بدم بخوري شفا بگيري!
شمقدر:
- به جون نقي حالم خوبه، اينا راه هاي قبولوندن خدا و اسلام آوردن مردمه!
نقي:
- آها! منظورت همين ذوالنقار خودمونه! ببين مردم جديدا چه اسما روش گذاشتن! جل الخالق!!!😆😆😆

Agnostic #۸۲

نقي به کافري گفت :چرا ايمان نمي اوري؟
کافر:اخه من لواط کردم ولي خدا خرسم نکرد-زنا کردم خرگوش نشدم-بداخلاقي کردم خارپشت نشدم-دزدي کردم شب پره نشدم فهميدم که خداي تو هيچ کاري نميتونه بکنه
امام:وجدانن اين همه کاراي بد رو کردي و امام نشدي؟ 😆😆🤣حق داري😆

****************************

لویان و عباسیان از ترس گسترش کمپین امام می خواهند 32000 وبلاگ بزنند برای امامان علوی و عباسیشان اما نمیدانند دربرابر کمپین امام نقی به مانند بولی بیش نیستند

رجانيوز: وزير ارتباطات و فناوری اطلاعات در همايش ائمه ی جمعه كشور اعلام كرد تا پايان
سال جاری كليه ی امامزاده های كشور به اينترنت پر سرعت مجهز ميشوند. رضا تقی پور ضمن اعلام اين خبر افزود: «تاكنون بيش از هزار و دويست امامزاده به اينترنت پر سرعت يک مگابيت مجهز شده اند و انتظار داريم اين رقم تا شش ماه آينده به بيش از بيست هزار برسد.» ايشان با اشاره به ثبت رسمی سی و دو هزار امامزاده در كشور گفت: «صحبت هايی با مسئولين يكی از سرويس دهنده های وبلاگ فارسی داشته ايم، قرار بر اين شده كه براي هر امامزاده يک وبلاگ نيز ايجاد كنيم تا زائرين بتوانند آمار و اطلاعات خود را در آن ثبت كنند زيرا اين موضوع سبب صرفه جويی در وقت حاجت مندان خواهد شد. به عنوان مثال فردی كه داراي يک مشكل خاص است ميتواند با جستجو در وبلاگ ها دريابد كه براي حاجت گرفتن بايستی به كدام امامزاده مراجعه كند.»

********************************

خدمت امام آوردند بسیاری از مردم پس از جریان در گیریها با چماقداران قنبر با شما مخالف شده اند چه کنیم یا امام ؟
امام فرمود: عفیر را زندان بیافکنید ؛ شمقدر را علم کنید .
مردم از زمان مدیریت شمقدر خاطرۀ خوشی دارند .
چوب مسواکشان را نشان شمقدر داد تا سم اش را از نمدش دراز تر نکند سپس با اشاره ای سرد فرمودند :
فی الحال در انتخابات شرکت کند .

امام و ایجاد آلترناتیو موافق و مخالف در دورۀ حساس کنونی 😆

**************************************

در یکی از انتخابات های مجلس شیوخ عباسی در سامرا ، با وجود اینکه یاران امام ، انتخابات را تحریم کرده بودند ، ناگهان خبر رای دادن امام نقی مایه بهت همگان شد !😆

از سوسن همسر نقی نقل است که امام از ترس آنکه مبادا جیره و مواجبشان قطع شود دست به این کار زدند.😆
اما اصحاب مخلص امام ، همواره در توجیه این عمل بر می آمدند و می گفتند که در این کار حکمتی بوده و ما در آینده خواهیم فهمید....

از آن واقعه 1200 سال می گذرد...امام نقی و فرزند دلبندشان عسگری کوچولو و اصحاب نزدیک همگی هلاک شدند......
اما هنوز حکمت کار امام بر بازماندگان روشن نیست...😆🤣

********************************

امام با مشایعت عفیر و شمقدر وارد حوضه عنتخابات شد رایش رو مثل رقص چاقوی مراسم عقد با کلی عشوه و 7 دور چرخیدن تو صندوق انداخت،خبر نگارها با فک های افتاده پرسیدن:یا نقی مگر شما عنتخابات را تحریم نکرده بودید ،مگر نه اینکه عباسیان دشمن شما هستن؟نقی پوزخند چرچیلی زد:اولندش،ما دوست دوشمن همیشگی نداریم ،ما فقط استخاره میکینیم !دومن،توجه کنید که من توی آخرین ساعات رای گیری اومدم این خیلی پر معنیه!!!
خبرنگاران:چرا این استخاره های شما همیشه خوب میاد؟!
نقی:اتفاقا خیلی هم بد اومد،استخاره کردم اگه نروم رای بده چیی میشه که اومد القارعه والمارعه!!!
خبرنگار:حالا به کی رای دادین؟
نقی:دیگه بقیه سوالها رو از سخنگوم عفیر میتونید بپرسید،من فعلا باید برم دفتر گفتگوی تمدن های مرده قوم یاجوج را با قوم ماجوج آشتی بدم!😆😆

*******************************************

Agnostic #۸۳

روزی ابن عکسم در بازار سامرا میرفت که دید امام با سگ اصحاب کهف جماع میکند .خدمت امام عرض کرد :با سگ ؟سگ اصحاب کهف ؟آن هم میان مردم ؟
فکر نمیکنید با اینکار پیروان تان از شما دور شوند ؟
حضرت فرمود :ما هر کاری بکنیم پیروان حقیقی توجیهی برای آن پیدا میکنند .🤣😆😆😆

امام و اعتماد به ماله کشان 😆

**********************************

روزی جبرییل و امام و شمقدر در حال برگزاری نماز جماعت بودند ناگهان جبی گوزید
در همان حال به امام گفت اماما ایا نمازم باطل شد؟ امام فرمودند اینطور که تو گوزیدی نماز من رو هم باطل کردی-نقل است علت شهادت شمقدر خندیدن بسیار از گوز جبی بوده است😆
لطایف الالباب فی شهادت اصحاب جلد زرده

لبته روایت متضاد داریم که چون امام معصوم بودند نمازشان باطل نمیشد فقط سر شمقدر کلاه رفت😆

************************************

امام به تقلید از معجزه شق القمر پیامبر ،با اشاره دستان خود کره مریخ را به دو نیم کرد.
نقل است فردای آن روز تعداد زیادی موجود فضایی که در اثر این کار ،خانه هایشان خراب شده بود با سفینه به سامرا آمدند و آن حضرت را مفصل کتک زدند و آلت امام حسن عسکری (ع)را غنیمت بردند . 😆😆😆

************************************

روزی امام نقی ( گچ پژ) در کوچه، پس کوچه های سامرا قدم میزد و آب انگور گاز دار میزد. در راه دیواری دید که بر آن نوشته بود" از دامن زن، مرد به معراج میرود" امام با خود گفت: " از زیر دامن زن که به جاهای بهتری میرود."
سپس بر این شوخی خود خندید و قدری آب انگور زد. کمی جلوتر که رفت ناگهان ایستاد و با خود اندیشید" به راستی که در شریعت اسلام و مذهب شیعه و احادیث و روایات و توضیح المسائل و قرآن و... ، پر است از این عبارات که به حق، سوژه خنده و مناسب برای به مسخره گرفتن است."😆🤣
پس از آن بود که تصمیم گرفت تا "نقویت" را رسمیت ببخشد و به همین منظور کمپینی به راه انداخت که پایه های حماقت و خرافه پرستی و مرده پرستی را لرزاند.
امام و اولین جرقه های نقویت

***********************************

نقل است که امام نقی هر گاه میخواست با سوسن بانو جماع کند شمقدر را بر پشت بام میفرستاد تا گاهگیری دقیق خورشید را گزارش دهد ،.
قنبر را به اداره هواشناسی میفرستاد تا گزارشی کامل از آب و هوا بیاورد .
خودش هم با یک قبله نما آفتابی که از کوفه خریده بود جهت قبله را پیدا میکرد که نکند رو یا پشت به قبله جماه کند .
عفیر مادر مرده هم مسئول پیدا کردن ستاره سهیل و قطب جنوب و نحوه آمیزش پنگونها شده بود .
خلاصه این جماع کردن کبلایی نقی واسه خودش شده بود داستانی تو سامرا .

امام نقی و آرزوی یک جماع بی درد سر .
جهت اطلاعات بیشتر: http://www.eteghadat.com/forum/topic-t2939.html

Agnostic #۸۴

از امام نقی پرسیدند که چرا بیشتر احکام اسلام در زمینه پایین تنه و زیر شکم و این جور چیزهاست؟ امام در کمال خونسردی پاسخ گفت: چرا ندارد! چون اصولا اندیشه و زندگی عرب در زمینه زیر شکم و پایین تنه بوده.😆😆

امام نقی و ابهام زدایی از چگونگی و چرایی نزول دین اسلام🤣

************************

اگر سر بریدن فضیلت است، من کسانی‌ که مرغ زنده می‌‌فروشند را، با فضیلت‌ترینِ انسانها می‌‌دانم

نظر امام نق (ع) در خصوص نسبت دادن با فضیلت‌ترینِ انسان‌ها به محمد و علی‌😆🤣

************************

Agnostic #۸۵

عکسی تاریخی از حاشیه‌ی مراسم ایمان آوردن علماء بزرگ کفر در محضر عالم‌الائمه.
شتاء سنة ۱۳۴۵ قمری، شبستان دانشگاء nit 😆

*********************

Agnostic #۸۶

به تحقيق در عصر جاهليت زنان را زنده بگور ميکردند اسلام اين رسم حيواني را برداشت
و به جاي آن زنان را در گوني نمودوحبس خانگي فرمود🤣😆

خدمات اسلام به زنان -نقي سامرايي -جلد زرده تنها صفحه کتاب

*******************************

بانک مرکزی ناقورا تقدیم می کند:

******************************

به مناسبت 8 مارس روز جهانی زن:

Agnostic #۸۷

همانا اسلام، مشکلی با کار کردن زن ندارد. لاکن الگوی زن در اسلام، فاطمه زهرا (ج) است که زنان را از خروج از خانه نهی مینمود و صیغه شدن را شیرین ترین لذت خود میدانست.😆🤣

خدمات متقابل نقی و اسلام روشنفکری - استاد شهید مرتضی مُ طهارتی

***************************

در روایت است که حسنین که کلی با ماجرای آموزش وضو به پیرمرد حال کرده بودند در هر فرصتی دوباره به سراغ آن نگونبخت میرفتند و آنقدر به او وضو یاد دادند که طفلکی دق کرد و مرد.😆
بعد از آن در شهر میگشتند و پیرمردهای تنها را به بهانه لواط اغفال کرده و به خرابه برده در آنجا وضو یادش میدادند. 😆
سپس شبانه به خانه سالمندان حمله میکردند و هر بار یکی دو پیرمرد را ربوده و به مکانی نامعلوم میبردند.😆
یکبار هم خواستند وضو را به پیامبر اسلام یاد بدهند که پیامبر آنها را نفرین کرد و گفت: فلان فلان شده ها من خودم این قرتی بازیارو اختراع کردم. با منم آره؟ پس از آن پیامبر در حرکتی انتقام جویانه تیمم را اختراع کرد.😆

اصول کافی میکس با طعم فندق- حدیث جقلین

*********************************

روزی امام نقی مشغول شمردن سکه‌های بیت‌المال بودند که پیرمرد ژنده‌پوشی بر وی وارد شد و از او تقاضای پول نمود. امام که از قبل برای چنین مواقعی آموزش‌های لازم را دیده بودند😆😆 به سرعت ذغال گداخته‌ای را کف دست وی گذاشتند ولی آن پیرمرد بدون کوچک‌ترین عکس‌العملی همینطور در چشمان امام زل زده بود.😆
امام اینبار سیخ گداخته‌ای را از آتش بیرون آورده و تا انتها در ماتحت فرد سائل چپاندند.😆
پیرمرد مقداری اینور آنور شده و لبخند ملیحی تحویل امام داد.😆
امام قیر داغ بر سر او ریخت ولی پیرمرد کمی قلقلکش آمد.😆
امام رفت سرب مذاب بیاورد که پیرمرد گفت: ای احمق! من ابراهیم نبی هستم و بلند شد کل بیت‌المال را در کیسه‌اش ریخت و رفت!😆 پس از آن بود که امام سیستم بانکداری را ابداع نمود تا اینکه ابن خاور بر وی نازل شد... صاحاب شتر

Agnostic #۸۸

در سامرا روز زن وجود نداشت اما سامریان روزی را به مادر اختصاص داده و روز مادر را جشن میگرفتند . امام نقی‌ به احترام مادران اجدادشان بازار کنیز فروشان را را در این روز تعطیل اعلام میکردند...😆🤣

*************************

در راستای اشتباهات مکرری که توسط عده ای از مسلمانان نادان در انجام فریضه وضو شده، حسن و حسین (حسنین) اقدام به تولید نرم افزار وضو کرده اند. این نرم افزار قابلیت نصب بر روی سیستم های نقینتاش، وینقوز 7 و سایر سیستم های عامل را داراست. با استفاده از manual این نرم افزار طریقه صحیح وضو گرفتن به صورت تصویری آموزش داده میشود. به امید این که همه وضو گرفتن رو یاد بگیرن و حسنین بدبخت هی صبح تا شب عین اردک مجبور نباشن به خودشون آب بزنن تا آموزش وضو بدن😆

روابط عمومی دفتر خدمات چندرسانه ای حسنین😆

*************************

سخن نیک را از ما ائمه یاد بگیرید، هر چند ما خودمان هم این فرج شعر ها را قبول نداریم...😆
امام نقی و لو دادن سیرۀ ائمه

************************

بعلت اینکه بول و غائط امام و عسگری کوچولو بوی مشک و عنبر میداد و عاری از نجاست بود ؛ منزل امام مستراح نداشت .😆
لذا گوشه کنار منزل امام پر از تکه های غائط امام و عسگری کوچولو بود 😆که اصحاب هنگام خدمت رسیدن جهت پابوسی , آن تکه ها را جهت تبرک به خانه میبردند و طوطیای چشم میکردند.😆
سوسن هم جهت قضای حاجت به منازل همساده ها (همسایه ها ) میرفت .

از سری فکتهای بول و غائط امام 😆

******************************

امام نقی در حال طی الارض بود که حسنین را به همراه پیرمردی دید. پس به نزد آنها رفت و از آنها پرسید که چکار میکنند. حسنین در جواب گفتند که این پیرمرد اشتباه وضو میگرفت و ما روش درست وضو گرفتن یادش میدهیم و مشغول وضو گرفتن شدند.
نقی هم به آنها گفت که شما هم اشتباه وضو میگیرید، حسنین گفتند چرا؟
امام هم دفترچه راهنمای وضو را از جیبش درآورد و به آنها نشان داد.😆 حسنین که حسابی شرمنده شده بودند بعد از کتک مفصلی که نقی با مسواک بر آنها زد، به سوی خانه شان روانه شدند.😆😆

روایت پانصد و شصت و هشتم از داستانهای حسن به علاوه حسین

Agnostic #۸۹

حسنین در فینال جام وضو، با حریفی یهودی روبرو شدند و به دلیل این که حاضر نشدند با وی مسابقه دهند، به مقام دوم رسیدند!😆🤣

از کتاب روایت های مختلف حسن به علاوه حسین

******************************

یکی از دانشمندان یهودی هر چه سعی کرد کلمه ای به امام بیاموزد تا او را بنده خویش کند نتوانست و عاقبت خسته و ناامید به شهر خودش برگشت.
از اوپرسیدند چراموفق نشدی؟
گفت: بنده به مورچه غذا خوردن با قاشق و چنگال را آموخته ام و به گنجشک سه زبان زنده دنیا را آموخته ام ولی با کسی که آی کیو صفر دارد چه کنم؟😆😆

********************************

یک روز در گوشه ای از مسجد حسنین در حال بر زدن یک جوین و کشیدن آن بودند که یک پیرمرد بسیار لاغر و عضلانی وارد مسجد شد .
حسنین به هم نگاه کردند و زدند زیر خنده و گفتند چ حدیث توپی بشه این .
همراه خنده های شدید احداث (جمع حدث) ریز و درشت با فرکانسهای مختلف در هوا رها میکردند تا به پیر مرد رسیدند و به او گفتند ما میخایم وضو بگیریم و شما ببین کی اشتباه میگیره . پیرمرد نیز با تعجب به آنها نگاه کرد و گفت 角落里 萨尼在处理 ** .
و در یک چشم به هم زدن با چند حرکت آبچوگی و هلی کوپتری اندو را نقش بر زمین کرد . و رو به دوربین گفت بروسلی وارد میشود .

منبع : در جستجوی بروسلی - فصل سوم - ۲ جوان ریقو در مسجد😆😆

角落里 萨尼在处理 = (مادر ج...ها منو مسخره میکنید )

*********************************

امام هر روز موقع بازگشت از محل كارش، از کوچه‌یی میگذشت که زنی‌ یهودی در آنجا زندگی‌ میکرد. هر روز، زمان عبور امام از کوچه، زن تشتی پر از زباله را روي سر امام خالی‌ میکرد. امام با شکیبایی زباله‌ها را از روي سر و بدن خود تميز كرده و به راه ادامه میداد...

اما مدتي از زن یهودی خبری نشد و امام که دلش شور میزد، به خانه آن زن رفت. زن غريبه‌اي بيرون آمد و وقتي امام جوياي زن يهودي شد، گفت كه آن زن از اين خانه رفته است.

امام نقي تا اين را شنيد، دو دستي بر سر خود كوبيد و گفت: واي حالا من چيكار كنم؟ حالا كي رو سرم آشغال بريزه؟ چطوري كظم غيظ خودم رو به جهانيان اثبات كنم؟ چطوري به الگوي بشريت تبديل بشم؟ واي بدبخت شدم!😆

آن زن كه دلش به حال امام نقي سوخته بود، پيشنهاد داد كه به جاي زن يهودي، اين وظيفه خطير (!) را به عهده بگيرد 😆و اين گونه بود كه آن زن (كه به شهادت مورخان شيعه، مسيحي بود) به جاي زن يهودي، هر روز بر سر امام نقي زباله ميريخت... و اين داستان همچنان ادامه داشت...😆

***********************************

هنگام ظهر، نقی در راه بازگشت به خانه، سوت قطار را شنید. ناگهان دریافت که کمی جلوتر از پیچ، کوه ریزش کرده و مسیر قطار را بسته است. سرآسیمه شروع به دویدن به سوی تل سنگها کرد تا شايد بتواند راهي براي نجات مسافران قطار بيابد... در حال دويدن بود كه ناگهان با جلب توجه‌اش به خورشيد در بالاي سرش، وصيت پدرش به يادش آمد كه فرموده بود: "به نماز نگوييد كه كار دارم، به كار بگوييد وقت نماز است". در اينجا بود كه نقي به جويي كه در آن نزديكي بود رفت، وضو گرفت و به نماز ظهر ايستاد، مبادا كه نماز اول وقت را ترك كرده باشد... چند لحظه بعد بود كه صداي وحشتناك برخورد قطار با تل سنگها به گوش رسيد...😆

تلخيص از كتاب ارزشمند "داستان‌هايي تلخ و شيرين از ائمه اطهار (ع)"، نوشته‌ي مهندس كوروش آرياپرست اصل ايراني‌پسند، قم: انتشارات مهدي بيا، مهدي بيا، صفحه 48

Agnostic #۹۰

چند مدت بود که واژه ی مستطاب "نقیه" با ذهنم کشتی میگرفت. چون تو کتابخانه ها دسترسی به این کتابای حدیث نداشتم از دوستام خواستم برام چند تا حدیث درباره ی تقیه بفرستند. میخواستم چند تا طنز ناب در مورد نقیه (به زبان علویون: تقیه) بنویسم. اما امروز حدیث نابی به دستم رسید که ترجیح میدم اصل حدیث رو بدون دستکاری و طنز بنویسم:

قالَ الاِْمامُ الْهادى(عليه السلام)

لَوْ قُلْتُ إِنَّ تارِكَ التَّقِيَّةِ كَتارِكِ الصَّلوةِ لَكُنْتُ صادِقًا :
اگر بگويم كسى كه تقيّه را ترك كرده، چنان است که نماز را ترک کرده است، هر آينه راست گفته ام .😆

***********************************

از نقی (ع) پرسیدند قرآن چگونه ایجاد شد؟
حضرت فرمود: جدم رسولولا یک عدد تورات آورد گذاشت جلوش و به ترتیب این مراحل را انجام داد:
Ctrl+A
Ctrl+C
Ctrl+V
Ctrl+P

امام نقی و تسلط به IT😆😆

*****************************

هنوز تا اذان ظهر به قاعده نیم روز مانده بود که پیرمرد وارد مسجد شد. حسنین مشغول بازی بودند (انگار که مسجد ملک پدرشان باشد). پیرمرد لخ لخ کنان به گوشه ای از مسجد رفت. حسنین بلافاصله شستشان خبر دار شد که وضوی اشتباهی در حال شکل گرفتن است، پس به همان سو روان شدند. پیرمرد قوز کرده و پشتش را به سمت حسنین کرد. حسنین به سمت مقابل رفتند، پیرمرد پشتش را به همان سمت چرخاند. باز حسنین به سمت دیگر رفتند، پیزمرد هم به همان سمت چرخید. حسنین ول کن نبودند که ناگهان پیرمرد رو به آنها چرخید و فریاد زد: " توله سگا! الان که وقت نماز نیست! اومدم بشاشمو برم! ... "😆😆😆

*****************************

شیعه و سنی همدیگرو میکشن، اسم کشته هاشونو میذارن "شهید" خوب یهویی همتون همدیگرو باهم بکشید دسته جمعی برید بهشت حالو حول کنید، ماهم از شرتون خلاص بشیم روی این کره زمین.🤣😆
امام نقی در جواب یک علوی ابله

Agnostic #۹۱

وارد مسجد سامرا شدم، نگاهی‌ به اطراف انداختمو در گوشه‌ای هردو را دیدم که روی زمین نشسته بودندو با دودولهاي خود بازی‌ میکردند، تا نور چهره را دیدم به آنی‌ فهمیدم که خود تخم سگشان هستند. برقی در چشمم افتاد. آرام آرام از کنارشان رد شدم به سمت حوضِ گه گرفتهٔ وسط مسجد. توجه هر دو به من جلب شده بود. زیر چشمی نگاهی‌ به هر دو انداختمو شروع به وضو گرفتن کردم. با خودم گفتم این دفعه وضو را اول از پا شروع می‌کنم.😆

برگی از خاطرات کاظم ابن قاقي ملغب به "نور العین الاسلام( کسی‌ که برق چشمی اسلامی داشت)😆

*****************************

روزي حسنين كه كلاً هيچ كار ديگه اي نداشتند وارد همون مسجد معروف شدند و ديدند يك پيرمردي داره به طرز فجيعي اشتباه وضو ميگيره. تا رفتند نزديك كه بهش پيشنهاد بدن كدومشون بهتر وضو ميگيره يهو پيرمرده يه دست حسن و يه لنگ حسين رو گرفت و سوت زد: بچه ها، بدويين كه گرفتمشون! بعدش سي چهل تا پيرمرد چوب مسواك به دست از پشت ديوارها و ستون هاي مسجد ريختن بيرون و ...😆😆😆

*****************************

"به اعتقادات من توهين نكنيد!"
امام نقي بعد از دستگيري به جرم تجاوز به يك دختر 9ساله😆

*****************************

بی ناموس بی غیرت هفت رنگ (دو کلمه حرف حساب از امام نقی بعد از دیده شدن ممد خاتمی در سر صندوق رای )🤣😆

Agnostic #۹۲

حسنین در قفس شیشه ای مشت می زدند،سر خود را به دیواره های قفس می کوفتند، فریاد می کشیدند و خون می گریستند.
حسین از حال رفت،اما حسن بی توجه به او با چشمان گشاد شده به منظره روبرو خیره شده بود....لحظاتی بعد باز خشتک دران به ضجه و مویه پرداخت
.
.
.
.
.
.
.
نقی به او نیشخندی زد و اینبار وضو را از مسح ماتحت شروع کرد😆

روشهای شکنجه ائمه،جلد دوم، آزمایشات عملی از سطل اسلام تا عسگری😆

********************************

امام علي (در حالي كه مشغول تيز كردن ذوالفقار، آن يار ديرين خود است): فاطي جون! پس اين حسنين كجان؟ پيداشون نيست؟
فاطمه زهرا (در حالي كه بر روي تسبيح اختراعي خود، تست ديناميكي و كششي انجام مي‌دهد): از مدرسه كه اومدن رفتن مسجد به پيرمردها وضو ياد بدن.
امام علي: آخه مگه درس و مشق ندارن كه صبح تا شب ميرن به ملت وضو ياد بدن؟!
فاطمه زهرا: عيب نداره! بچه‌ان ديگه! دوست دارن از همين الان هدايتگري امت رو تمرين كنن! شما سخت نگير!
امام علي (در حالي كه شمشير را در طاقچه كنار قرآن ميگذارد): چي بگم والله فاطي جون!... راستي بيا تا حسنين از مسجد برميگردن، بذارمت لاي در و ديوار يك كم تمرين كني كه بعداً كمتر درد بكشي! بدو كه اين در و ديوار ميخوان از تو اسطوره بسازن!.....

(با تشكر از امام نقي، رفيق خوب و عزيزم كه فايل صوتي گفت‌وگوي اين دو بزرگوار رو از آرشيو مولتي‌مدياي امامت و نبوت در اختيارم گذاشت تا بخشي از اون رو به صورت متن نوشتاري به جامعه نقويون تقديم كنم!)😆

********************************

روزی حسنین که آمار تمام پیرمردهای منطقه رو داشتن در حال گلگشت در صحن مسجد بودند که ناگهان دیدند پیرمردی با چشم های کشیده و ظاهری عجیب درصدد وضو گرفتن میباشد... از آنجا که بطور دیفالت پیرمردها اشتباه وضو میگیرند، به سرعت برق و باد خود را به پبرمرد رساندند تا طرز صحیح وضو گرفتن را به او بیاموزند. همین که خاستند طرز صحیح وضو گرفتن را به پیرمرد اعمال کنند به ناگه پیرمرد دست در خشتک خود نمود و علامتی را بیرون کشید و آن را در هوا چرخاند و گفت: این علامت مامور مخصوص حاکم بزرگ است. میدونید چه کسی در مقابل شماست؟ مامور مخصوص حاکم بزرگ میتی ی ی ی کُمان ن ن .... سپس یک سوت دو انگشتی زد و داداش کایکو و تسکوکه و ضمبه از ستون های مسجد پایین پریدند و تا جا داشت حسنین را کتک زدند.😆😆

**********************************

-ها ها ها، بیا تا وضو یادت بدهیم
+نه، من نمیخواهم وضو یاد بگیرم
-ها ها ها، اگه وضو یاد نگیری میروی به جهنم
+برید گمشید حسنین، نه نه نه

کابوس های یک پیرمرد سامرایی

**********************************

ابو ابن الشجاع نقل میکند که از امام نقی پرسیده شد یابن راسولولا کدامیک از اجدادت از بقیه ثروتمندتر بود؟ حضرت فرمودند همانا جدم زینوالعابدین بیمار از همه شان ثروتمندتر بود. به خاطر بیماری اسهالی که داشت, کارخانه غایط فروشی اعمه اطهار را راه اندازی کرد که به خاطر وفور مواد اولیه و وفور شیعیان مخ لص , به سرعت به یکی از میلیاردرهای زمان خود تبدیل شد.😆😆
پرسش و پاسخ, جلد10, ص 69

**********************************

ابن حَشمِ الدین زبیر نقل کرده: روزی حسنین (حسن و حسین) در حیاط مسجد مشغول بازی بودند که دیدند پیرمردی داخل شده و نزدیک حوض رفت و قصد کرد وضو بگیرد، چشمان حسنین از خوشحالی برق زد...اما پیرمرد کاملاً صحیح وضو گرفت و حسنین مجالی نیافتند پس پیرمرد بیلاخی با حسنین نشان داد و داخل مسجد شد تا فریضه نماز را به جای آورند😆😆

**********************************

پس از آنکه به واسطه آزمایشهای پزشکی مشخص شد که نقی قبل از کندن درب خیبر دوپینگ کرده است، رسولولا دستور فرمودند برای جریمه، ایشان از شرکت در چند دوره جنگ و به طبع آن لذتهای ناشی از قتل و غارت و تجاوز به کفار محروم شوند.😆😆

نقی و توصیه های رسولولا به قتل و غارت جوانمردانه😆

**********************************

امام نقی به تقلید از حسنین شبها پشت پنجره خانه مردم سامرا میرفت تا ببیند چگونه با زنانشان جماع میکنند و اگر میدید کسی پوزیشن های مختلف را اشتباه میدهد در خانه هااش را میشکست و به زور زنش را از اون میگرفت و پوزیشن های مختلف جماع را انجام میداد و اورا از اشتباهش در میاورد!😆😆

نقی و وظیفه شناسی بیش از حد!😆

Agnostic #۹۳

حالا ما به همه گفتیم جدمون قیام کرده...شمام بگین قیام بوده...خوبیت نداره...واردین که...😆

امام نقی و توجیه حادثۀ کربلا😆

*******************************

روزی نقی با اصحاب مشغول اب انگور خوری بودند اصحاب از امام خواستند یک سلام خفن بیاد!
امام گیلاس رو اورد بالا و گفت:سلامتی اون پیرمردی که وضو بلد بود ولی واسه اینکه دل دو تا بچه نشکنه اشتباه وضو میگرفت!
سلامتی شمقدر که هم زنمون بود هم مرکبمون!!
سلامتی علی طالبی که هم جوونمرد بود هم ادم کش!
سلامتی جدم رسول که همیشه بدون تجهیزات از جو رد میشد و هیچیش هم نمیشد!
سلامتی عبلفزل که تو همه جنگا بود و هیشکی هم یادش نکرد!
سلامتی کاظم که بسکه خشمشو خورد باد فتق گرفت!
سلامتی اقام که همیشه دشداشه رو با شلوار کردی میپوشید!
سلامتی بچم که خیلی زود اجاقش کور شد!
سلامتی زنم که از صب تا شب پا برنامه اشپزی بود اخرش نون و نمک میداد خوردمون!
و سلامتی شما که هر زری میزنیم اخرش یه جوری توجیهش میکنید!😆😆😆

*****************************

شیخ احمق ابن بیخود در خاطرات خود می نویسد که روزی عده ای از کمونیستهای نابغه که نبوغشان زبان زد عام و خاص بود ؛ از امام پرسیدندی که چگونه می توان همه را یکسان کردندی و به همه یکسان حقوق دادندی و همه را با هم برابر کردندی.
امام نقی رو به آنها کرد و گفت: مگر شما عقل ریاضی ندارید؟ این که دیگر سوال کردن ندشت. باید شیوه رسولالا را پیش گرفت. ابتدا هر چه مال و منال است باید از مردم گرفت تا آنها را تبدیل به صفر کرد . وقتی همه تبدیل به صفر شدند و بیچاره گشتند و بدبخت شدند و مثل هم شدند ؛ آنگاه همه با هم در صفر با هم برابر می شوند. شیوه رسولالا این بوده و همچنین شیوه استالین نبی ...
همگان به فرمایشات نبوغ آسای امام نقی کف زدندی و نقبیر گفتندی 😆😆😆

******************************

همانا افراط در ركوع و سجود باعث كوچك شدن شكم و تقويت عضلات پهلو و باسن ميگردد و مطالعه كتاب سبب ضعف بينايى و ابتلا به الزايمر در پيرى ميشود! شلاق زدن زنان از ابتلا به پاركينسون جلوگيرى و مچ دست و عضلات پشت بازو و كتف را قوت ميبخشد و برعكس نوازش موهاى زن سبب موخوره و ريزش مو در انان ميشود! بر شما باد كلوخ كه تطهير با ان دواى بواسير است و از دخول به مستراح با پاى راست بپرهيزيد كه سبب يبوست و پوكى استخوان ميگردد! تسبيحات اربعه بخوانيد كه موجب از بين رفتن غبغب و تقويت استخوان فك و خوشبو كننده دهان است و بر حذر باشيد از رقص كه موجب ديسك كمر و ارتروز گردن ميشود

(طب النقى-پايان نامه دكتراى حضرت)😆😆

*********************************

Agnostic #۹۴

دعای زیارت امام نقی :
از نوادگانش در این دیار به خودش در آن دیار پناه مى برم .
قسم به ذوالنقارش که دور میکند همه را از جور جهانخواران و بدانديشى کفار و مى ستايمش که یگانه امام آپ تو دیتِ شیعیان است.
قسم به خروجی هایش که عطرآگین میکند سانتی متر مکعب سانتی متر مکعب فضای دود آلود این دیار را .
قسم به جام آب انگور بغل دستش که او را روحانی تر و قلب چون شیشه اش را نامرئی تر میکند.
وقسم به استوانه انسان سازش که نات اونلی حلال مشکلات پیروان و شادی بخش دل پیرزنکان این دیار است بات اولسو سَقَط میکند همهء بدانديشان و منافقان را , مى ستايمش که یگانه امام مظلوم شیعیان است و
مهربانترين مهربانها!😆😆

**************************

روزی خدمت امام رسیدم تا نظر او را در مورد احادیث و روایات تکراری (آموزش وضو، دو مادر و یک فرزند و...) جویا شوم. امام گفت: در ابتدا برای من هم جالب بود. اما کمی فکر کردم و به نتایج جالبی رسیدم و با انجام آزمایشاتی آن را به صورت یک نظریه ی علمی در آوردم.
" احادیث و روایات تمام نمیشود، بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشوند." " قانون بقای حدیث و روایت"😆🤣
از سری فکتهای نقوی

**************************

خبرنگار .امام نظر شما رو درباره ای ممد خاتمی میخواستم بدونم ،امام ،بله ،ممد! میشناسم .اون بخشیش عباسی و بخیشیش علوی و بخشیش هم نقوی ،نمیتونم بیشتر از توضیه بدم خودم هم گیج شدم ،خلاصه که ،این کار یک مادر و پدران فراوان بنده هم یکیشون ،البته مطمئن نیستم ،((خبرنگارخشتک به دست به سوی کمپ اصلاح طلبان نقی نقی نقی )) 😆😆

**************************

آیا می‌دانید امام جعفر سارق جدّ بزرگ امام نقی‌ در واقع مؤسسِ مذهبِ اثنی الحشری بودند؟🤣😆
از سری فکت‌های نقوی

**************************

قال نقی(ع):
الجماع سنتی
جماع شیوه امامان است😆🤣

**************************

روزی حسنین تنها خانه بودند.آقا گرگه اومد پشت در . هر کاری کرد اونها نیومدند بیرون .تا اینکه از نقطه ضعف آن دو استفاده کرد .گفت من پیره مردی هستم که بلد نیستم وضو بگیرم . آن دو در را باز کردند و ....😆

**************************

مدتها بود که حسنين هر روز در خانه از آموزش وضو به افراد مختلف در مسجد صحبت مي‌کردند، طوري که زينب و ام‌کلثوم داشتند از حسودي مي‌ترکيدند. پس تصميم گرفتند به مسجد روند و به پيرزنان وضو آموزش دهند،
از آنجا که سيستم علم لدني اين دو بر خلاف برادرانشان نسخه کامل نبود و نسخه 30 روزه بوده که در 30 روزگي بعد از تولدشان expire شده بود خودشان هم وضو را به درستي بلد نبودند.
روزي به جمع پيرزنان وضو گير وارد شدند و گفتند "کدام يک از ما درست‌تر وضو مي‌گيرد؟" چند تا پس‌گردني خوردند و پيرزنان در حالي که آنها را بين لنگه‌هاي در فشار مي‌دادند گفتند: "پس اون باباي جاکشتون چي بهتون ياد داده؟ فقط واسه بقيه امامه؟ نکنه به شما فقط فنون جماع ياد داده؟"😆😆😆

***************************

Agnostic #۹۵

امام در بیت المال نشسته بود. مردی بر او وارد شد و پرسید :آیا امکان دارد جرم با سرعتی بیش از سرعت نور حرکت کند ؟ حضرت فرمود :این سؤال شخصی تو است .پس فیوز را قطع کرد و تمام لامپ ها و کامپوتر ها خاموش شدند و سپس به اوجواب داد .آن مرد پرسید :چه گونه میتوان با اجنه جماع کرد ؟ امام فرمود :این مساله ،سؤال روز جامعه است و خیلی ها درگیر این مساله هستند .فیوز را روشن کرد و جواب داد .در اثر روشن و خاموش کردن متوالی تمام لامپ ها و کامپوتر ها سوختند و هزینه تعمیر آنها به حساب بیت المال نوشته شد .😆😆😆😆
هم چنین امام از تاریکی به وجود آمده استفاده کرد و تا میتوانست اختلاس کرد.😆😆😆

*************************

- حسنين:خوب پيرمرد حالا که ميخواي وضو ياد بگيري شرايط قبل از وضو رو داري؟
-پيرمرد:شرايطش چيه؟
-حسنين:بايد قبلش استبرا کرده باشي .حالا که نکردي بيا يادت بديم
-پيرمرد:اه استمرار بديد داره خوشم مياد اه اه اه اوف اوف ماي گاد
-حسنين:اوه شيت کثيفمون کردي برو غسل کن ميتوني با همون نماز بخوني
-پيرمرد: کلاس بعديتون چه موقع تشکيل ميشه؟
با تشکر از نقول مهربان براي ايده استبرا -کتاب احکام وضو جلد زرده😆😆

*************************

روزى حسنين در بالاى مسجد به كفتر پرانى مشغول بودند كه پيرمردى را در حال وضوى اشتباه مشاهده كردند، از انجا كه ايشان امام بودند و بول و ادرارشان پاك بود از همام بالا شروع به بول نمودن به سر و صورت پيرمرد كردند و بعد از شكايت ايشان فرمودند همانا ثواب غسل به جاى وضو بسيار بيشتر باشد و بعد از ان شروع به نوشيدن اب انگور كرده و از بالاى ديوار مسجد به بول كردن بر روى ساير وضوگذاران پرداختند
در انتها نيز با انجام غائط در دورن مسجد فضاى نمازگذاران را اميخته از عطر گلاب و انبر!! كردند.😆😆😆

************************

روزی اصحاب امام نقی (|) را دیدند به شدت در خاک خرغلط میزند. امام در پاسخ به اصحاب که پرسیده بودند اماما چکار دارید انجام میدهید؟ فرمودند: داریم تیمّم ارتماسی میکنیم!!!😆😆
اصحاب بی خشتک و عورتین سر به بیابان نهادند.
از کتاب روایات ابول بول / پاورقی صفحه 300

Agnostic #۹۶

جمهوری اسلامی نه از بین می رود و نه کم و زیاد می شود بلکه از یک اصلاح طلب به اصلاح طلب دیگر تبدیل می شود🤣😆😆
امام نقی

***************************

دو زن خدمت امام رسیدند و کودکی به همراه داشتند .
هر دو ادعا میکردند که مادر کودک هستند و امام را قاضی قرار دادند .
امام نیش خندی زدند و فرمودند : کودکی به این زیبایی , مادران به این زیبایی حیف است که پدر نداشته باشد و به سرعت آن دو زن را متعه کرده وصیغه را جاری ساختند .😆😆

امام و رند بازیهایشان 😆

***************************

چند روزی بود که سائلین زیادی در وقت نماز به خدمت امام نقی میرسیدند و امام هم تنها انگشتری که در انگشت داشت به آنها میبخشید. با این اوضاع امام مجبور شد در هر انگشتش چند انگشتر دست کند تا به تمام سائلان برسد. وقت نماز سائلان در مسجد صف میکشیدند و از امام انگشتر میگرفتند.
چند وقت بعد معلوم شد انگشترهایی که امام به فقرا میدادند بدل بوده، البته چون امام معصوم بود، به جای وی به طور رندم چند تن از مردم سامرا را محاکمه کردند😆😆

**************************

روزی اصحاب از امام نقی (|) پرسیدند: یا نقی چرا شما که این همه به دیگران ظلم روا میدارید، تجاوز میکنید غارت میکنید، امنیت را ربوده اید، پدر مردم را درآورده اید باز هم میگویید که جایتان در بهشت است: امام که داشتند بول مینمودند پس از اتمام بول مبارک دشداشه خود پایین انداختند و بادی رها کردند و فرمودند:
اِنَّما یُداقُّ اللهُ العِبادَ فی الحِسابِ یَومَ القِیامَةِ علی قَدرِ ما اَتاهُم مِن العُقُولِ فِی الدُّنیا؛
خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند.😆
پس وی را با ما کاری نیست، دیگه هم گه خوری نکنید.😆
همان مرجع

****************************

در پایان یکی از سالها، امامنقی طبق معمول هر سال عید، در کشتزار خودش 😆سوسن بانو، سبزۀ عید بعمل آورد ولی دریغا که که سوسن حیض بود و سبزۀ عیدشان تبدیل به قرمزۀ عید شد.
مورخان نقوی نقل می کنند که آن سال سراسر خشکسالی و قحطی آمد.😆

سیرۀ نقوی در باب تقویم نقوی

****************************

روزی یک جوان نمای معلوم الحال خود باخته که از وجود شیطان در آلات موسیقی آگاه بود، سه تاری به دست گرفت و در خانه ی حضرت را زد. تا در باز شد جوان سه تار را به داخل خانه ی حضرت پرتاب کرد و در رفت. حضرت سراسیمه بر خود بول کردند و با یک شیرجه ی اسلوموشن سه تار را به بیرون از خانه پرتاب کردند. ولی شیطان کار خود را کرده بود...
آن روز شیطان آنقدر توی حضرت نفوذ کرد که ایشان کاملا بی غیرت شدند. مثلا وقتی شنیدند که سوسن در حال برقراری رابطه ی نا مشروع با امام صادق(صاحب حدیث) است، عکس العملی نشان ندادند و راوی را نصف کردند.😆😆

(ستاد مبارزه با مفاسد موسیقیایی)

Mehrbod #۹۷
Agnostic

جمهوری اسلامی نه از بین می رود و نه کم و زیاد می شود بلکه از یک اصلاح طلب به اصلاح طلب دیگر تبدیل می شود🤣😆😆
امام نقی

🤣 😆 😆
هوش این امام نقی همچنان از چشمداشت ما فراتر می‌رود 🌹

Agnostic #۹۸
مهربد

🤣 😆 😆
هوش این امام نقی همچنان از چشمداشت ما فراتر می‌رود 🌹

البته درست ترش این بود که می گفت:
از یک اسهال طلب به اسهال طلب دیگر
چون اگر اینها واقعا اصلاح طلب بودند که خوب بود. اینها فقط سوپاپ اطمینان هستند حتی موسوی و کروبی.

Agnostic #۹۹

در کتب معتبر شیعه آمده که امام نقی‌(ع) علاقهٔ خاصی‌ به سنت پارسیان در بر پایی مراسم چهارشنبه سوری و پریدن از روی آتش داشت و از این رو هر سال به همراه کاروانی به دیار پارس سفر مینمود. نقل است هر بار که وی از روی بوته‌های شعله ور میپرید، به اذن خدا آتش بر او گلستان میشد و امام بسی‌ ضد حال میخورد.😆

نقی‌ و درد سر‌های امامت
😆

***************************

-یاابن رسولولا چه نشسته اید که در بلاد پارس آتشی برمی افروزند و از روی آن میپرند ومیگویند زردی من بر تو سرخی تو برمن !
+به والله در جهل و خرافاتند وعذابی سخت در انتظارشان است .😆
ولی آن را به خدا بسپار اکنون برخیز تا برویم چون جلسه ای با زعفر جنی دارم و پس از آن باید بروم وبه شیطان سنگ بیاندازم .😆🤣
نقی و مبارزه با خرافات😆 -همون جلد زرده

**************************

آیا میدانستید یکبار حضرت «وَلَا الضَّـــــــالِّــــــــــــــــــينَ» نماز را آنقدر کشیدند تا پاره شد؟😆🤣

**************************

امام نقی در یکی از مسافرت های خود به فرنگ ،زن زیبای فرنگی گرفت .روزی که از دست اوعصبانی شده بود مسواک را برداشت و به سوی او رفت .
زن :چی کار میکنی نقی ؟
نقی :میخواهم با این مسواک بزنمت .ولی نترس ،طوری باید بزنم تا کبود نشود .😆
زن که به علت خارجی بودن به حقوق خود آگاه بود ،مسواک را از امام نقی گرفت و در کون حضرت فرو برد .😆

امام بعد از این واقعه تاکید میکردند در ازدواج ها به شباهت های فرهنگی اهمیت بدهید.

*****************************

پیرمرد آمد پیش حسنین و گفت میخواهم وضو یاد بگیرم .حسنین گفتند :این مساله شخصی شماست و باید چراغ بیت المال را خاموش کنیم . حسنین که کودکانی خرد سال بودند آن روز درس بزرگی گرفتند که وقتی بایک غربیه تنها هستند ،چراغ را خاموش نکنند .😆😆

*****************************

از نقی پرسیدند: سبب چیست که دیه زن مسلمان نصف مرد است؟ نقی :چون در اسلام ما فقط به نیمه پایینی زن احتیاج داریم . 😆

*****************************

روزی داروین از امام نقی پرسید که آیا به تکامل اعتقاد دارید؟ گفتند په‌نه‌په از نسل علی‌ابن ابوطالب افراد روشنفکری چون ما پدید آمده آن‌وقت تو رفتی آفریقا دنبال رد‌پای تکامل می‌گردی. بیا ما همه چیز را در اسلام داریم حتی تکامل. 😆بدین‌سان داروین مسلمان گشت و دور همی شات تکیلا زدند.😆

امام و سیاست‌های جذب حداکثری

*****************************

Agnostic #۱۰۰

روزی استفان هاوکینگ نزد امام نقی رفت و پرسید: شما میگویید قرآن دارای حقایق علمی است .من بارها این کتاب را خواندم و هیچ چیز علمی ندیدم .امام گفت :اکنون قرآنی را که محمد به جدم علی داده بود و نزد ما اهل بیت امانت بود را به تو میدهم تا ببینی چه میزان علم در قرآن بوده .
سپس امام به کتاب خانه خود رفت و پس از نیم ساعت برگشت .کتاب را به استفان داد .استفان با چشمانی متحیر کتاب را خواند .اشک در چشمانش جمع شد . شهادتین گفت و رفت .ابن عکسم از حضرت پرسید : کتاب ، چه بود ؟
حضرت فرمود : دایره المعارف بریتانیکا بود که جلد اش را با نوقوشاپ ،در آن نیم ساعت عوض کردم و بر جلدش نوشتم "قرآن کریم" .😆😆

****************************

از نقی پرسیدند چرا محمد در 40 سالگی به نبوت برگزیده شد؟ امام فرمود: آخه 40 سال طول کشید تا محمد چت کردن و ارتباط آنلاین با عالم ملکوت رو یاد بگیره.😆

****************************

منت نقی را که ابا ابتر است و خاندانش استر است و ترک صاحتش موجب غفلت است و به شكر اندرش مزيد لذت
هر ذوالنعوذی كه فرو مي کند ممد حيات است و چون بر مي آيد مفرح ذات. پس در هر جماعی دو لذت موجود است و بر هر لذتی نقی حاضر است. اول لذتی که فرو می شوی و دوم لذتی که دو نیم می شوی
(گلستان النقی)😆😆

****************************

منفورترین اصحاب من آنهایی هستند که در شب چهار شنبه سوری برای پریدن از روی آتش از عبارتی چون " یا علی‌، یا ابول الفضل، یا حسین و ..." استفاده می‌‌کنند...

دلخونی‌های امام نقی‌ (ع) از پیرون متناقضش😆

****************************

ویل بن عبدالله دورانت از امام نقی پرسید چرا در اسلام آزادی بیان وجود ندارد؟ امام بادی عظیم از معده در داده و فرمودند: بیا! اینم آزادی بیان😆
پس ویل خشتک بر سر کشید و ماسک اکسیژن بر صورت زد و تا جا داشت دوید ولی افسوس که دیر شده بود. از این روی ویل بن عبدالله دورانت را اولین شیمیایی راه آزادی بیان می نامند😆

****************************

به خدا قسم همان قدر كه جماع با يك دختر 9 ساله شيرينتر از جماع با يك پيرزن 69 ساله است مراسم دلنشين قمه زني هم بسيار منطقي تر و لذت بخش تر از آتش پريدن است. 😆😆
امام و علوم قياس😆

****************************

این مردم پارس آدم بشو نیستند. در چهارشنبه سوری و نوروز جشن های باستانی خود را پاس می دارند,😆 در سالمرگ اجداد بیخود من به سر و کول خود می زنند و بر سر خود گل می مالند,😆 و در خانه هم عرق و آب انگور و ودکا می خورند و هزاران کار انجام می دهند.😆 این ها بین سنت و مدرنیته گیر افتادند و احتمال نجاتشان از دست علفیون کم است.

امام نقی و تاسف از وضع مردم پارس, پس از سفری کوتاه به آن دیار😆