از امام نقی پرسیدند: آیا خداوند تاکنون در تنهایی ها به یاری تان آمده؟ امام فرمود: آری. روزی در مستراح گیر افتاده بودم و آب قطع بود، ناگهان کسی یک آفتابه آب برایم آورد. آنجا بود که فهمیدم خدا هرگز بندگان صالحش را تنها نمی گذارد.🍿
امام نقی و دیدن خدا در همه چیز🍿
*************************************
امام نقی (ع) بعد از آن که کنفرانس بی تعهدها را در سامراء برگزار کردند در یک مصاحبه ی خبری فرمودند: مساله ی مهم تعهد به شمقدر و عفیر بود که الحمدوللاه همه داشتند.🍿🤣 باقی مسایل مثل حقوق بشر، زنان و رفاه اجتماعی مسایل فرعی اند.🍿🍿🤣
موسی عصای خود را برداشت و به همراه نذریات مردم با تور سینی حرکت کرد، در اواسط راه خسته شد و اطراق کرد. مشغول عبادت شد و از خدا خواست تا خود را بر وی بنمایاند. ناگهان درختی آتشین بر موسی ظاهر شد. درخت خود را خدا معرفی کرد و تمام نذریات را گرفت و موسی را هم لخت کرده، دک کرد.🍿 چند دقیقه بعد امام نقی از پشت درخت آتشین بیرون آمد و در حالیکه کیسه نذریات و غنیمتیهای موسی را بر دوش مبارک می انداخت، فرمود: چقدر احمق زیاد شده...🍿
روزی شخصی از امام درخواست که ذکری به او بیاموزد تا از هر بلایی مصون گردد. امام به او ذکر «لا الله الاالله» را سی بار بعد از نماز یاد دادند. دو روز بعد شتر شخص را ربودند.🍿 آن شخص نزد امام آمد و درخواست ذکر دیگری کرد. امام ذکر «یاولی عافیه» را بعد از نماز به او یاد دادند. چند روز بعد به منزل شخص دزد زد و اموال او را برد.🍿 باز آن شخص نزد امام آمد و درخواست ذکر دیگری نمود. امام به او ذکر مبارک «یا کریم یا عظیم» را یاد دادند. چند روز بعد به یکی نزدیکان آن شخص تجاوز شد.🍿 باز آن شخص نزد امام آمد و درخواست ذکر دیگری نمود. امام به او فرمودند در کل مردم از تو احمقتر ندیدم سپس ذکر «انالله و انا علبه راجعون» را یاد دادند.🍿
*********************************
نقل است که امام برای اثبات حقانیت خود سران مفت خورترین کشورهای دنیا را بدور خویش جمع نمود ولی در آن مجلس لفت و لیس دو تن بنامهای مُرسی بنعفیر🍿 و بان کیالمون فی المجلس چنان بر امام غائط کردند که امام به غلط کردن افتادند و با معتصم از راه آشتی درآمدند و با دست مبارکشان جام زهر را سرکشیدند.🍿
******************************
سرخپوستی به خدمت امام آمد و کتاب مقدسش را به امام داده و گفت: پیامبر شما گفته کسی نمیتواند کتابی مثل قرآن بیاورد. پس تو هم اگر میتوانی کتابی مثل این بیاور!🤣 امام کتاب را خوانده و چند جمله مثل جملات کتاب نوشت و به سرخپوست داد. سرخپوست گفت: نه، اینکه شبیه آن نیست. فرق دارد.🍿 امام سعی کرد شبیهتر بنویسد اما هربار سرخپوست میگفت: آره یکم شبیه اونه ولی بازم فرق داره. امام تا شب هر چه نوشت مثل متن کتاب نشد.🍿 سرخپوست گفت: دیدی گفتم نمیتونی کتابی مثل این بیاری!
نقل است امام در حالی که میگفت ای تو روحت محمد با اون معجزت به دین سرخپوست گروید!🍿 امام و حقایق دعا معارف التقی
روزی یکی از کفار به خدمت امام رسید و آیات قرعان نقید را به باد انتقاد گرفت و دربارهی اشتباهات آشكار آن سخن راند.
امام همانطور كه به بالش لم داده بودند و دستشان را به ریش مباركشان میكشیدند، نگاه عاقل اندر سفیهی به آن کافر انداختند و فرمود: تو هرجاش كه بد بوده را انتخاب كردهای و آمدهای به رخ ما میكشی. تو كه ادعای خوبی میكنی، برو به آنجاهاش كه خوبست عمل كن!
كافر گفت: اماما اگر من خودم قدرت تشخیص دارم كه كجاش خوبه كجاش بده و فقط اونجاش كه خوبه را عمل كنم خدا بیكار بود این كتاب رو فرستاد؟ 🤣
نقل است آخرین چیزی که آن کافر ملعون در زندگی مشاهده کرد، برق ذوالنقار شمشیر متبرک حضرتش بود.
امام و نگاهی به روشنفكری دینی🍿
****************************************
در ادامه مسابقات پارالمپیک، امروز در رشته «آبرسانی با مشکِ سوراخ»🍿، ابیلفرض از ناحیه دو دست مصدوم شد و نتوانست از خط پایان عبور کند. 😆
زینالعابدینِ بیمار نیز که شانس اول کسب مدال در رشته «جماعِ سرعت» بود، به علت استفاده از ماده ممنوعه «وایاگرا» از ادامه مسابقات محروم شد.🍿
همچنین دیروز عسگری کوچولو در حین مسابقات «شنای بدون شوشول» چند دختربچه را مورد تفاوت فرهنگی قرار داد و از دهکده بازیها اخراج شد.🍿
بدین ترتیب کاروانِ جانگوزانِ سامراء در رتبه آخر جای گرفته و دست از پا درازتر به خانه باز خواهد گشت.🍿
روزی امام خمینی(رَه) و دکتر علی شریعتی(اَه) خدمت امام نقی(بَه) رسیدند و عرض کردند: ای امام! ما مردم را خر می کنیم، شما قضاوت کن کداممان بهتر اینکار را می کنیم.🍿
امام فرمود: به وقت خشکسالی، خر و کفتار در آغوش هم می میرند.
امام نقی و حکایت نسل سوخته
***************************************
امام نقی مشغول مطالعه کتاب جدش جعفر صادق بودند که ناگهان به این حدیث رسیدند:
قال رسولولا: "از هر کدام از اعضای بدن که بیشتر کار کشیده باشید به شکل همان عضو وارد قیامت خواهید شد".😆
امام پس از خواندن این حدیث نگاهی به پائین تنه ی خود انداخته و به فکری عمیق فرو رفت...🍿
***************************************
حجه الاسلام قدس از شاگردان نزدیک آیت الله بهجت می گوید :
آقا آنقدر در همه جا حضور خدا را احساس می کردند ! که حتی در حمام هم شلوار را از پایشان در نمی آوردند ...!!! (از وبلاگ نقد قرآن)🍿
قیمت واحد پول کفّار به صورت لحظهای در حال افزایش بود. امام نقی (ره) برای آرام کردنِ اوضاع به منبر رفته و فرمودند: یا امّتی! به فکر آخرت خویش باشید که اقتصاد مال خَر است!🍿 ابوصرّاف از میان جمع بلند شده و نالید: یابن رسولولا، همین چند وقت پیش بود که فرمودید که هم دنیای ما را آباد خواهید کرد، و هم آخرت ما را. آخرت که خبر ندارم، اما مطمئناً دنیایمان را به غائط کشیدهاید. پس آنهمه وعده و وعید چه شد؟😆 امام به سرعت برق و باد بر ابوصرّاف نازل شده و او را سالادی خُرد کردند. سپس فرمودند: ملعون است، ملعون است، ملعون است کسی که حافظه تاریخیاش از فاصلۀ میان دو حیض بیشتر باشد.🍿
کافر حربی: "یا نقی، چرا حقوق زنان در اسلام نقض می شود؟! چرا مردان چهار زن دارند؟"
امام نقی:"اولا رسم داشتن چند زن، از قبل از اسلام وجود داشته است، دوما، قبل از اسلام، دختران را زنده به گور می کرده اند، اسلام آنرا نقض کرده است، لذا اسلام باعث ارج بخشیدن به زنان شده است"
کافر حربی: "یا نقی، اگر قبل از اسلام دختران را زنده به گور می کرده اند، تعداد زنان کم می شده است، به هر صد تا مرد، یک زن می رسیده است، چهار تا نمی رسیده که!؟"
ابالاش روایت می کند که شهرداری سامرا، تا چند ماه، تکه های بدن آن کافر حربی را جمع می کرد!
امام در مسجد مشغول تدریس «مغلطه و سفسطه پیشرفته» بودند که به فصل «کاربردهای توهین به اعتقادات» رسیدند، در این هنگام کافری از میان جمع برخاست و گفت: من به وجود خدا اعتقادی ندارم، حکم من بر مبنای اعتقادات و مقدسات شما چیست؟ امام ژست روشنفکری خود را جلوی دوربین حفظ کرده و فرمودند: ما امر به معروف می کنیم، اگر خواستی ایمان بیاور، نخواستی سر اعتقادات خود بمان، بخدا سوگند که اسلام بر مبنای دموکراسی استوار است، ما به تمام اندیشه ها و عقاید احترام میگذاریم... نقل است ساعتی پس از اتمام جلسه نعش دونیم شده آن ملعون را در حالی که حکم خدا بر او جاری شده بود در کوچه های اطراف سامرا یافتند... فردای آن روز نیز حضرت در کلاس درس حاضر شده و شروع به تدریس مبحث جدیدی تحت عنوان «اصول تقیه» نمودند.
خلیفه ملعون عباسی به جهت کرم ریختن، دستور داد تا شمقدر، شتر باوفای امام نقی را بدزدند و شبانه به طویله همایونی او ببرند. غافل از اینکه امیرالمومنین شمقدر، نزد امام نقی، فنون امامت و ولایت را به خوبی آموخته بود. - امام شمقدر به محض ورود به طویله، ادعا کرد که نماینده خدا در طویله است، به عنوان معجزه در خواب، به آسمان هفتم پرواز کرد و معراج مختصری کردند. - بعد از اثبات پیامبری، ابتدا به راهزنی پرداخت و انبار علوفه طویله را غارت کرد. - با تمامی شتر های ماده جماع کرد، - سپس دستور داد تا تمام شترها، یک پنجم از یونجه خود را به عنوان سهم امام و خمس، به او بدهند. - وی دستور داد تا شترهای طویله مجاور به عنوان برده محسوب شوند و آنها را مجبور می کرد به عنوان برده به صورت مجانی برایش کار کنند، در بسیاری از موارد آنها را نیز به دیگر شترها می فروخت! - امیرالمومنین شمقدر، شترهای ماده را کتک می زد و دستور داده بوده شتران نر، اجازه دارند شترهای ماده را کتک بزنند و به آیه سی و چهار سوره نسا استناد می فرمودند! - در یک مورد دستور داد تا یکی شترهای ماده ای که از خمس دریافتی شمقدر دزدی کرده بود را شلاق بزنند و بعد طبق دستور اسلام، دستش را قطع کنند
یک روز که نقی با اصحاب از جایی رد می شد، پوستری دید که نوشته بود: زن باید حجاب داشته باشد تا مرد به گناه نیفتد. امام پوزخندی زد و رو به اصحاب فرمود: مانند این است كه بگویند آفتاب نتابد تا بستنی مان آب نشود!
********************************
هرگاه خواستید با خدا سخن بگویید، نماز بخوانید و هرگاه خواستید خدا با شما سخن بگوید قرآن بخوانید؛ اما هرگاه خواستید با خدا دیالوگ برقرار کنید، ماریجوانا بکشید.
ابو لاشی نفس نفس زنان به امام دائم الجماعمان وارد شد و عرض كرد: وا اماما، وا اسلاما، وا رسولولا آ، جانت به فدایم، شیطان بزرگ با ساخت یك فیلم، به جد بزرگوارت توهین نموده. دستور چیست؟
امام با خونسردی جواب دادند: ابولاشی جان، به نظرت ساخت یك فیلم در آمریكا بیشتر توهین به جدم به حساب میآید یا كشتن و جنایت و تجاوز و شكنجه به نام او و به دست مدعیان جانشینی او؟
راوی می گوید پس از شنیدن این جمله، ابولاشی خشتك به دندان آسیاب سپرد و دربدری پیشه كرد و دیگر هیچگاه پیدایش نشد !!
نقل است در مجلس درس امام نقى (ع) ، كافرى ستاره شناس وارد شد و گفت: یا نقى! چگونه است كه مى گویید بحث ستاره هاى نوترونى و سیاه چاله ها در قرعان اشاره شده، حال آنكه من بیش از ١٠ بار است كه قرعان را مى خوانم اما هیچ شاهدى بر این ادعا نیافتم! حضرت قرعانى كه جلویشان بود را ورق زد و سپس دست روى جمله اى گذاشت و گفت: در عجبم چگونه مطلب به این واضحى را ندیدى، جلوتر بیا و این جمله را ببین. كافر جلوتر آمده و نگاه كرد اما گفت نمیبینم. حضرت فرمود قدرى جلوتر بیا و دقیق تر نگاه كن از آنجا كه معلوم نیست. كافر نزدیك تر شد اما باز گفت نمیبینم. حضرت فرمود قدرى دیگر هم جلو بیا، تا اینكه كافر روى كتاب خم شد و سر در قرعان فرو كرد كه حضرت پس گردنى محكمى به او زد به حدى كه با چانه به زمین خورد و اشك در چشمانش حدقه زد . سپس حضرت تبسم كرده و فرمود: جمله را دیدى ؟ كافر گفت: آرى اى فرزند رسول خدا و درجا شهادتین جارى كرد و از گمراهى نجات یافت.
امام نقی را روزگاری شد که دید امت بیشتر از آنکه به مسایل معنوی بپردازند، به امور دنیوی پرداخته و حتی خمس و زکات نیز نمی دهند! ناگاه فکری به ذهن حضرت رسید و به ابولاشی فرمود که حرم جدشان را منفجر کنند.
ابولاشی سخت در عجب ماند و گفت: یا نقی..من به فدای جد بزرگوار شما.. این دیگر چه بود که فرمودید!؟
و امام نقی فرمود: ساکت یا ملعون! همینگونه است که احساسات این ملت نفهم جریحه دار می شود و ما ارتزاق می کنیم وگرنه که یا باید بیل بدست بگیریم یا گاری به خود ببنیدم.😆
گویند ابولاشی امر نقی را اطاعت کرده و ملت چونان گوسفندان در خیابان براه افتادند به سرو سینه زدند و نقی را رهبر خود کرده و پولها و کنیزها برایش فرستادند.🍿
رازهای سر به مهر تداوم امامت
*************************************
در خبر است که نقی در مکتب فرمود که: آیا میدانستید الله تعالی در قرعان مجیک، قانون جاذبه زمین را یادآور شده. آنجا که میفرماید: و ما آسمانها را بر پایه هایی استوار کردیم که دیده نمیشود و این از معجزات قرعان است.
بناگاه ملعونی درآمد که: ای نقی! آخر در کجای ای آیه گفته شده که کرات جاذبه دارند!؟ در این ایه گفته شده که آسمان سقفی است بر زمین که ستون دارد ولی ستونش از جنسی نامرئی مانند شیشه ساخته شده.
نقی که سخت ضایع شده بود فرمود که در قرعان جواب تو آمده و تا فردا به تو میگویم و رفت و روز بعد بود که جنازه آن ملعون را همراه با کوزه های شراب در کنار خیابان پیدا کردند و حقانیت نقی بر همه ثابت گردید و دیگر کسی نتوانست بر نقی ایراد بگیرد.🍿
امام نقی: به خدا سوگند قصد و غَرَضی با سفیر آمریکا و سفارتخانه های غربی نداشتیم. فقط خواستیم با اینکار صدایمان را به گوش جهان برسانیم که آخر مگر مسلمانان چه گناهی کرده اند که این فیلم آنها را وحشی جلوه می دهد.🍿🍿🍿🍿🍿
***********************************
انیشتین مشغول تدریس بود که به مبحث «قانون کپلر» رسید.
ناگهان آژیر خطر «پنج تن آل ماله» به صدا درآمد، چراکه قبول این قانون به معنای نفی داستان شقالقمر بود و امامت امام نقی به خطر می افتاد. سریعاً معترض شدند که: ای انیشتینِ مسلمانخوار! فیزیک واقعی نه آن است که تو میگویی! قانون کپلر استثنائاتی دارد و ... استدلالهای منطقی «آل ماله» تاثیر شگرفی بر تفکرات ماتریالیستی انیشتین گذاشت، بطوریکه با ارسال نامهای به دفتر آیتالله بروجردی، ابراز ندامت کرده و اعلام نمود که شیعه شده، و مابقی عمرش را صرف فراگیری احکام طهارت و جماع نمود🍿🍿🍿🍿
مردی با سرعت زیاد بر امام نقی وارد شد و از سوی دیگر حضرت با سرعت کم خارج شد. ابو تفخیذ می گوید: به خدای کعبه سوگند با چشمان خود دیدم که تفاوت انرژی جنبشی آن مرد، درون حضرت به گرما تبدیل شد.🍿
امام و بقای انرژی در صدر اسلام
**********************************
ابوعلاف كه برای برطرف نمودن شبهات دینی بطور 7 / 24 در منزل امام نقی سكونت داشت نقل می كند كه روزی در نزد امام بودم كه دیدم غلامان برای ایشان ناهار زرشك پلو با مرغ آوردند! با تعجب از وی پرسیدم: یا امام مادرم به عزایت، شما كه مردم را به خوردن اشكنه و پیاز داغ دعوت می كنید چرا خود از آن تناول نمیكنید؟🤣
امام فرمودند: خموش ای نابكار! آیا چوپان یك گله نیز همراه با گوسفندان علف میچرد؟ 🍿
گفتم خیر یابن رسولولا و از پرسش خود نادم گشتم. حضرت نیز شادمان شد و غضروفهای باقیمانده از استخوانهای مرغ را به عنوان انعام به سویم پرتاب كردند
برای نخستین بار خود "ابوو" بر امام وارد شد و پرسید ماجرای این فیلم موهن چیست؟ آیا در آن به رسول دولّا فحش داده اند؟
امام با تاثری عمیق گفت: ای کاش فحش می دادند! ابوو سوال کرد آیا به پیامبر دروغ بسته اند ویا شخصیت او را تحریف کرده اند؟ امام فرمود: ای کاش همه دروغ های دنیا را بر او می بستند و تحریف می کردند! ابوو با بی طاقتی گفت یا ابن رسولولا، بگو چه جنایتی کرده اند این کفار که دل و روده ی شما را چنین خون کرده اند!!؟
امام با چشمانی اشکبار فرمودند: حرام زاده ها هر چه حقیقت درباره ی جدم بود رو کرده اند🤣🍿🥳
*********************************
مردی بر امام نقی وارد شد و گفت: این فیلم محمد چه ربطی به سفیر آمریکا درلیبی داشت که مسلمانان او را کشتند؟
امام نقی فرمود: راست می گویی. ما هم به این تند روی ها اعتراض داریم. سپس به نشانه اعتراض به افراط طلبی مسلمانان، مرد سوال کننده را زنده زنده آتش زد!😃
*********************************
کافر کتابی #۱: امام! شما اگر که به مقدسات دیگران توهین هم نکنید که میکنید، پیروان آن ادیان همواره در بلاد شما مورد ستم هستند. ایشان را نجس میدانید و ظروف ایشان را ۱۲۴۰۰۰ بار آب میکشید؛ تسخیر اموال ایشان را مباح تر میدانید و...
کافر کتابی #۲: امام! آیا اینکه شما "مسیح" را پسر خدا نمی دانید توهین مستقیم به بیش از ۲ بیلیون مردم دنیا نیست؟! آیا اینکه شما تورات و انجیل را تحریف شده میدانید توهین
نیست؟
کافر "مسلمان": امام! آیا اینکه شما روزی هزار بار به لایشه و پدرش و عمر و عثمان لعنت میفرستید توهین به عقاید حساب نمیشوند؟!
کافر حربی:
.
.
.
نقل است شمشیر امام هرگز فرصت به کافر حربی نداد. آن سه نفر اولی که این صحنه را دیدند خیی سریع به حقانیت امام پی بردند و به امام "گرویدند"🍿
سخنان بزرگان درباره امام نقی (عق) درباره امام نقی (عق) دانشمندان بزرگ و فلاسفه، سخنهای گهر باری گفته اند که ما به ذکر چند نفر از آنها بسنده می کنیم:
افلاطون: ایکاش می توانستم در فضایی نفس بکشم که امام نقی در آن نفس کشیده بود. آرزویم این است که پیش از سقراط، امام نقی معلم من می بود.
سروانتس : امام نقی باعث شد تا دگم های من شکسته شود و جهان را با زاویه ی دیگری ببینم.
نیوتن: در تمام دورانی که درباره جاذبه زمین تحقیق می کردم، به سخنان امام نقی گوش می دادم تا اینکه یک روز متوجه جاذبه زمین شدم.
انیشتن: رساله ای از امام نقی به دستم رسید آن زمان ۹ ساله بودم. مدرسه را رها کردم و رساله امام نقی را چندین بار خواندم و متوجه شدم که همه چیز حتی سرعت نور در جهان نسبی است.
چارلی چاپلین: در کودکی وقتی کار بامزه ای انجام می دادم، مردم می گفتند حتما امام نقی الگوی من است. تا اینکه یکبار امام نقی را از نزدیک دیدم و اصول سینما و ساختن فیلم های طنز آلود اجتماعی را به من یاد داد. 😃😃😃
***********************************
کافری بر امام نقی وارد شد و پرسید: «یا نقی، شما مسلمین می گویید معجزه پیامبر اسلام، کتاب او است، این کتاب قران، چه چیز استثنایی دارد؟!» امام نقی فرمودند: «قران یک کتاب است، اما مسلمانان بر اساس فرمان های این کتاب، دیگر کتاب ها را آتش می زنند، کتاب فروشی ها را غارت می کنند و نویسنده ها را می کشند، معجزه از این بالاتر؟😄
********************************
در خبر است که امامنا نقی تنها کسی بودند که برخلاف اجدادشان به عقاید دیگران احترام می گذاشتند. ایشان گرچه غیر مسلمانان را کافر، نجس و مهدور الدم می دانستند ولی هیچگاه کسی را به این جرم نکشتند بلکه سعی می کردند از برچسب های اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی و محاربه و حتی فروش مواد مخدر در حذف آنها استفاده کنند.😄 نقی امام رحمت - دکتر نقی شرینقی - جلد زرده
در یک روز بارانی، مردی از دیار پارس به خانه امام نقی آمد و گفت: ای بزرگوار، من زرتشتی ام و به گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک باور دارم؛ شما چی؟ امام نقی فرمود: ما هم همینطور ای ملعون!😃 سپس امام به ابولاشی دستور داد تا قالیچه کهنه زیر پای آن مرد زرتشتی را که حالا خیس، و در نتیجه نجس، شده بود از خانه بیرون بیندازد. بعد هم زرتشتی نگونبخت را دست بسته به بازار برده فروشان سامرا برد و فروخت و با پول آن یک قالیچه نفیس تبریزی خرید😄😃
************************************
امام نقی هیچوقت در سرمایه گذاری های اقتصادی ضرر نمی کرد.
روزی صحابه ای خدمت امام آمد و عرض کرد: یا نقی! شما روی چه چیزی سرمایه گذاری می کنید که هیچوقت در آشفتگی بازار ضرر نمی کنید؟ طلا یا ارز؟
امام گفت : روی کتاب دعا! چون اگر وضع بازار خوب باشد مردم دعا میکنند که خوب بماند, اگر بد باشد دعا می کنند که خوب بشود. 😄
صحابی گفت: من هم می توانم روی کتاب دعا سرمایه گذاری کنم؟ امام گفت: نه، دست زیاد میشه! و سپس وی را با طناب خفه کرد.😄
امام نقی : اگر بر مسلمین تکلیف کرده بودند که روزانه به جای هفده رکعت نماز، هفده دقیقه مطالعه کنند امروز هیچ مسلمانی در دنیا وجود نداشت.🤣🤣
اعترافات ، ژان ژاک نوقو
****************************************
نقل است روزی ابو گلابی بر امام وارد شد و پرسید یا نقی! آیا این اوج جهالت پیروان رسولولا نیست که در اعتراض به فیلمی که حتی آن را ندیده اند چنین بلوایی به پا کنند؟
حضرتش فرمود: خیر، اوج جهالت آن است که از مردمی که خدای ندیده را می پرستند و کتاب نخوانده را مقدس می شمارند، انتظار داشته باشی ابتدا فیلم زندگی جدّم را ببینند و سپس به آن اعتراض کنند!🤣🤣🍿
روزی ابولاشی شتابان به نزد امام نقی آمد و گفت: یابن رسولولا چه نشسته اید كه این كفار دسیسه ای دیگر چیده اند و قصد دارند فیلمی درباره ازدواج جدتان با عایشه شش ساله بسازند!
امام از این همه مظلومیت بغضش تركید و فرمودند: بی شرفا! این همه آدم گنده هست گیر دادن به این بچه شش ساله!😄
********************************
ده فرمان نقی
جهت رفاه حال صحابه ، نقی امیر المؤمنین ده فرمان را برای رستگاری مسلمانان حتی طبق اسناد تاریخی پیشتر از موسی، در سامره صادر کردند :
ده فرمان امام نقی المؤمنین :
۱- بدانید و آگاه باشید که خداوند شما را برای بندگی رسولولو و امامان و ائمه اطهار آفریده و پنج تن ال قبا آفریده است.
۲- نام خدا ، پیغمبر و امامان و من را هرگز بر زبان نیاورید مگر اینکه بخواهید کسی را فریب دهید ،چرا که سوگند وقتی قعران برای فریب دیگران از جانب خداوند در بین مسلمانان به ودیعه نهاده شده است.
۳- تا میتوانید در پی آزار دیگران باشید ،حتی اگر خودتان آزار دیدید.
۴-چشمتان همواره به جیب و دارایی و زن و دختر مومنین دیگر باشد و از هر فرصتی برای بهره برداری استفاده نماید.
۵-مال خودتان، مال خودتان و به مال دیگران به چشم غنیمت جنگی نگاه کنید و از هیچ دزدی ابا نداشته باشید چرا خدا یاور دزدان و راهزنان است.
۶- از قتل و کشتن پرهیز نکنید به نام خدا هر کسی را خواستید سر ببرّید، براستی که خداوند یاور قاتلان است.
۷- پس از هر دزدی سهم امام خود و خمس و زکات را بپردازید تا راه بهشت شما هموار گردد چرا که امامان و رسولو و پنج تن ال قبا هم رهزان هستند و هم شریک دزدان.
۸- شهادت دروغ از ارکان اسلام عزیز است ، تا میتوانید دروغ بگویید و فتنه به پا کنید که خداوند فتنه گران را دوست میدارد، و تقیه اسلامی منشأ برکات و خیرات در زندگی مسلمانان است.
۹-مستحب است که در خلافت اسلامی و خطبههای نماز جمعه به جز دروغ گفته نشود و راستی از معصیتهای کبیره است که عقوبت در این دنیا و آخرت به دنبال دارد.
۱۰- براستی که خداوند نماز جمعه و ایام حج و مراسم مذهبی را جهت حمایت خود از دزدان و رهزانان در اسلام آورده است تا پس از انجام فرایض مذهبی با جواز گرفتن رسمی از جانب خداوند به نام "حاجی" گزیده تر و راحتر و با وجدانی آسوده تر دزدی نمایند چرا که خداوند دزدان را بیشتر دوست میدارد زیرا به به نام او دزدی میکنند و خداوند شریک همه دزدان است 😄😄😄😄🌹👏
خلیفه دستور داد امام را در قفس شیرهای گرسنه بیاندازند. امام که خیالش راحت بود وارد قفس شد. شیری گرسنه به امام حمله کرد و تا خواست حضرت را بدرد.
امام گفت : هوووششش حیوون! گویا توجیه نشدی! شیر با تعجب گفت: درباره چی؟ امام گفت: مادرت به شکارت بنشیند. مگر نمیدانی گوشت تن فرزندان فاطمه بر درندگان حرام است؟
شیر که اهل مطالعه و منطق بود، ساعتی با حوصله با امام بحث کرد و او را قانع نمود که کلا حلال و حرام و این دری وری ها همیشه برای آدمش هم کاربرد ندارد چه برسد به مُشتی شیر گرسنه ولی به احترام امام به یک گاز از ماتحت حضرت اکتفا کرد.😄😄😄😄
امام نقی پس از تماشای 5 قسمت فیلم رزیدنت اویل,دارویی ساخت و به خودش تزریق کرد. اما به جای اوولوشن,موتاسیون نمود و به غائط تبدیل شد.🍿🍿🍿🍿 اصحاب نزدیک که شاهد ماجرا بودند به مردم گفتند نقی به غیبت کبری رفته و روزی بازخواهد گشت.🍿🍿🍿🍿🍿
مادر خلیفه عباسی، بسیار نیکوکار بود و به فقیرها کمک می کرد. نیمه شب زمستانی امام نقی، نقاب به چهره و با لباسی مبدل به نزد او رفت و گفت:
«ای مادر خلیفه، کار نیکویی است که اگر انجام بدهی، مستقیم به بهشت می روی، دو کودک هستند که پدر و مادر خود را از دست داده اند، از گرسنگی در حال مرگ هستند، اما بدتر از همه، اینکه اجاره خانه خود را نداده اند، و هر لحظه ممکن است صاحبخانه در این سرمای زمستان، آنها بی سر پناه کند و بیرون کند. ممکن است به آنها کمک کنید و حداقل اجاره خانه آنها را بدهید؟»
مادر خلیفه: «ای وای بر من، الهی بمیرم برای این کودکان بیچاره، چشم ، من اجاره خانه آنها را می دهم، اما ببخشید، شما خودتان کی هستید؟»
امام نقی: « صاحبخانه آن کودکان!!»
*****************************************
ابو دولایه نقل می کند پس از اسلامیزه شدن کامل فوتبال سامرا توسط امام نقی(ع)، کارتهای زرد و قرمز داور به تدریج جای خود را به حکم های قصاص و دیه از سوی قاضی داد!
ابو دولایه نقل می کند پس از اسلامیزه شدن کامل فوتبال سامرا توسط امام نقی(ع)، کارتهای زرد و قرمز داور به تدریج جای خود را به حکم های قصاص و دیه از سوی قاضی داد!
واقعا اگر فوتبال در زمان رسول الله توسط مسلمانان اختراع شده بود با این طرز فکری که دارند حتما بجای کارت زرد و قرمز قصاص و دیه میذاشتن! 🤭
امام نقی: آهای عفیر این خریدها چیست که فاکتور کرده ای؟ از تنخواه گردانت زده بالا. وایت برد برای چی خریدی؟ عفیر: قربونت برم درحال تجهیز کلاس درس توجیهی برای مبلغین مذهبی هستم تا به سرزمین پارس بفرستیم و به دین مبین اسلام مشرفشان کنیم. امام نقی: آخه احمق مگه تو نمی دونی من برای هدایت مردم چه شوق و عجله ای دارم؟ مبلغ به چه دردی می خوره؟ به سربازان بگو شمشیرهایشان را تیز و اسبهایشان را زین کنند که مردم پارس با آغوش بازتری ما را بپذیرند.🍿
امام نقی و شوق خدمت🤡
************************************
نقل است که امام همیشه خدارا بازی می داد. بگونه ای که ایشان هر کثافت کاری که دلشان می خواست انجام می دادند و خداوند هم برای حفظ معصومیت ایشان، سریعا آیه ای در مدح آن نازل می نمود.🤣🍿
عصمت عمه عطار - جلد زرده
*******************************************
امام نقی: شگفت دینی است، دین شریف اسلام! برای دعا، رویت را به آسمان می کنی و برای عبادت، ماتحتت را!🍿
امام نقی آنقدر به حقوق زنان و احترام به همسر، اعتقاد داشتند که رفتار آن حضرت، زبانزد همه بود.
ابولاشی صدیق روایت می کند که آن حضرت، به جهت احترام به علایق همسران خود، همیشه قبل از جماع و حجله، آنها را به شهربازی و والت دیسنی (شعبه سامرا) می بردند و قبل از جماع نیز به یک ساعت به عروسک بازی و دو ساعت نیز با آنها خاله بازی می کردند!🤣🍿
سیره النقی، نوشته ابن قنبل، فصل حقوق زنان، بخش عروس های شش ساله😈
**********************************
امام نقی از لایشه دختر شش ساله ابولاش، خواستگاری کرد.
لایشه گفت: من قصد ازدواج ندارم و می خواهم ادامه تحصیل بدهم.
امام نقی فرمود: اسلام دین مترقی است و تو می توانی در خانه من هم ادامه تحصیل بدهی.
سپس با هم ازدواج کردند و فردای عروسی، حضرت، لایشه را در مهد کودک "غنچه های سامرا" ثبت نام کرد تا به تحصیل ادامه دهد.🍿😄
غول چراغ جادو خدمت امام نقی رسید و عارض شد: "یابن رسولولا! ما جنّیان در خدمت اولاد فاطمه هستیم. لطفاً آرزویی کنید تا برآورده کنم". امام درخواست کردند همسرشان سوسن جوان شود. غول وردی خواند و فوتی کرد و ناگهان سوسن به دختری هجده ساله تبدیل شد. امّا امام برافروخته شدند و با ضربتی غول را به دو نیم تقسیم کردند. غول چراغ در حالی که نفسهای آخر را میکشید، پرسید: "اماما! بِأیِ ذَنبٍ قُتِلَت؟؟" 😲
امام فرمودند: "احمق! در این اِقلیم گرم و سوزان جزیرةالعرب، دختر جوان یعنی شش تا نُه ساله! اگر تو واقعن به جده سادات ارادت داشتی، میدانستی که او در هجده سالگی مُرد، در حالیکه پنج شکم زاییده بود." 🍿
پس از اینکه بازیگران و عوامل تهیه فیلم «بیگناهی مسلمانان» از ترس به غائطخوری افتادند¹ که: "این فیلم از ابتدا ربطی به اسلام و رسولولا نداشته و همه اشارات و توهینها پس از اتمام کار به فیلم اضافه شده"، امام نقی تبسمی زده و فرمودند: "خوشحالم که اینها بخوبی از ماهیت اسلام رحمانی باخبرند!" 😁
ناگهان حالت تشنج² به حضرت دست داده، کف از دهان مبارکشان بیرون زد و دستور دادند که تمامی عوامل فیلم را شبانه ترور کنند³. 🍿
_____________________________________________________________________ ¹ به نقل از بی بی سی: BBC فارسی - فرهنگ و هنر - جزییات فیلم توهین آمیز 'بیگناهی مسلمانان' ² اشاره به بیماری صرع و تشنج رسولولا. هنگامی که حضرت از حالت تشنج خارج میشده، برای اینکه ضایع نشوند، مشغول دریافت وحی بوده!! ³ اشاره به ترور شبانۀ «عصماء بنت مروان» که مادر پنج کودک بود و اشعار هجوآمیز علیه مسلمانان و رسولولا میسرود. او به دستور مستقیم رسولولا و به دست «عمیر بن عدی الخطمی» در خواب به قتل رسید
صحابه نظر امام نقی را در مورد فیلم «بیگناهی مسلمانان» جویا شدند. امام فرمودند: البته به تمامی پتانسیلهای رسولولا اشاره نشده بود، اما در مجموع «مستند» خوبی بود. 🍿
انیشتین مشغول تدریس بود که به مبحث «قانون کپلر» رسید. ناگهان آژیر خطر «پنج تن آل ماله» به صدا درآمد، چراکه قبول این قانون به معنای نفی داستان شقالقمر بود. سریعاً معترض شدند که: ای انیشتینِ مسلمانخوار! فیزیک واقعی نه آن است که تو میگویی! قانون کپلر استثنائاتی دارد و ... 😆 استدلالهای منطقی «آل ماله» تاثیر شگرفی بر تفکرات ماتریالیستی انیشتین گذاشت، بطوریکه با ارسال نامهای به دفتر آیتالله بروجردی، ابراز ندامت کرده و اعلام نمود که شیعه شده، و مابقی عمرش را صرف فراگیری احکام طهارت و جماع نمود. 🍿
شیطان همواره در حال رفت و آمد به نشیمنگاه مومنین بود، و مومنین هم بیشتر از سنگ و کُلوخ برای نظافت بهره میجستند، این شد که شیطان بیچاره کُزاز گرفت و مُرد! 😆
شیطان در چاک باسن امام نقی جابهجا شد و تا خواست با رها کردن بادی ایجاد شک کند، صدای غرّشی عظیم به گوش رسید. بلافاصله گرد و غباری غائطین بهپا خاست و بوی انگورِ کپکزده همهجا را فرا گرفت. طوفانِ ذرّاتِ غائط که فروکش کرد، شیطان همچنان درجایش خشکش زده بود 😲 ... شکّ و شبهه وجودش را فرا گرفته بود ... از اعمال بد خود شرمسار و پشیمان شد و در حالیکه بهشدت میگریست به دین مُبین نقویت پیوست. عرش الهی به لرزه درآمده و آیه شریفۀ «وَ النَقیُ خَیرُ الحادِثین» نازل شد. 🍿
شوهرش را نزد امام نقی (ع) آورده و عارض شد: "یابن رسودولّا! من همواره خواستۀ شوهرم را ولو در پشت شتر اجابت میکنم، اما او همچنان چشمانش به دنبال تفخیذ اطفال و دکتربازی با کودکان است. شما نصیحتش کنید تا دست از رفتارهای پدوفیلی بردارد."
امام لحظه ای تأمل کرده و فرمودند: "فردا بیایید تا نصیحت کنم." 🤫
صحابه علّت این تاخیر را جویا شدند. امام فرمودند: "امروز صبح در منزل لایشه* بودم، درست نبود نصیحت کنم"، سپس با نگاهی معصومانه ادامه دادند: "رطب خورده کِی منع رطب کند؟!"
مردی با سرعت زیاد بر امام نقی وارد شد و از سوی دیگر حضرت با سرعت کم خارج شد. ابوتفخیذ میگوید: به خدای کعبه سوگند با چشمان خود دیدم که تفاوت انرژی جنبشی آن مرد، درون حضرت به گرما تبدیل شد. امام و بقای انرژی در صدر اسلام 🍿
کافر کتابی #۱: امام! شما اگر که به مقدسات دیگران توهین هم نکنید که میکنید، پیروان آن ادیان همواره در بلاد شما مورد ستم هستند. ایشان را نجس میدانید و ظروف ایشان را ۱۲۴۰۰۰ بار آب میکشید؛ تسخیر اموال ایشان را مباح تر میدانید و...
کافر کتابی #۲: امام! آیا اینکه شما "مسیح" را پسر خدا نمی دانید توهین مستقیم به بیش از ۲ بیلیون مردم دنیا نیست؟! آیا اینکه شما تورات و انجیل را تحریف شده میدانید توهین نیست؟
کافر "مسلمان": امام! آیا اینکه شما روزی هزار بار به لایشه و پدرش و عمر و عثمان لعنت میفرستید توهین به عقاید حساب نمیشوند؟!
کافر حربی:
.
.
.
نقل است شمشیر امام هرگز فرصت به کافر حربی نداد. آن سه نفر اولی که این صحنه را دیدند خیی سریع به حقانیت امام پی بردند و به امام "گرویدند" !!
در خبر است که امامنا نقی تنها کسی بودند که برخلاف اجدادشان به عقاید دیگران احترام می گذاشتند. ایشان گرچه غیر مسلمانان را کافر، نجس و مهدور الدم می دانستند ولی هیچگاه کسی را به این جرم نکشتند بلکه سعی می کردند از برچسب های اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی و محاربه و حتی فروش مواد مخدر در حذف آنها استفاده کنند.
نقی امام رحمت - دکتر نقی شرینقی - جلد زرده
********************************************
برای نخستین بار خود "ابوو" بر امام وارد شد و پرسید ماجرای این فیلم موهن چیست؟ آیا در آن به رسول دولّا فحش داده اند؟
امام با تاثری عمیق گفت: ای کاش فحش می دادند! ابوو سوال کرد آیا به پیامبر دروغ بسته اند ویا شخصیت او را تحریف کرده اند؟ امام فرمود: ای کاش همه دروغ های دنیا را بر او می بستند و تحریف می کردند! ابوو با بی طاقتی گفت یا ابن رسولولا، بگو چه جنایتی کرده اند این کفار که دل و روده ی شما را چنین خون کرده اند!!؟
امام با چشمانی اشکبار فرمودند: حرام زاده ها هر چه حقیقت درباره ی جدم بود رو کرده اند
قال النقی (ع): فرزندم! امامت تنها شغلی است که هیچگاه دچار کسادی بازار نمی شود؛ زیرا در زمان خوشی و فراوانیِ اموالِ مردم، از خمس و زکات و سهم امام ارتزاق می کنی و در زمان بدبختی و بیچارگیشان، از نذورات و صدقات آنها!
من میون امامان معصوم (!) به 3 تا امام ارادت خاصی دارم. امام حسن، امام رضا و امام علی النقی. اوّلی چون خدا وکیلی هیچ کاری اگه نکرده، حال و حولش ردیف بوده. دوّمی چون مولای عرق خوراس (توضیح در پ.ن)، سوّمی هم چون طفلک بود و نبودش عملاً فرقی با هم نمیکنه. صرفاً به نظرم به خاطر هم قافیه بودن با امام قبلیش (محمّد تقی) امامش کردن که تو مهد کودک که میخوایم شعر دوازده امامو حفظ کنیم (توضیح در پ.ن 2) خوشگل باشه.
---------------
پ.ن : آقا تعارف که نداریم! انگور مسموم یعنی چی آخه؟! سم رو بایس تو یه چیز تلخ بریزی که طرف بخوره حالیش نشه دیگه! به فرض هم اگه سمّش بدون مزّه بوده، امام معصوم عالم به غیب رو صرفاً میتونی مستش کنی که ندای غیب رو بشنوه و باز به تخمش بگیره و سمّو بخوره! (تصوّر کن جبرییل اومده داره خودشو پاره میکنه که "بابا نخور لاکردارو!" اینم میگه "ریز میبینم! برو با بزرگترت بیا!")
پ.ن 2 : "... نهم محمّد تقی / دهم علی النقی / یازدهم عسگری از عیب و نقصان بری... الخ"
ابوعلاف له له زنان خدمت امام نقی رسید و گفت: ای مولایم! به لطف حكومت اسلامی شما، تمام جوانان مملكت معتاد و مافنگی شده اند؛ تا زمانی كه خمار باشند، در فكر نشئگی و زمان نشئگی هم دائما به فكر رسیدن به پول برای خرید افیون هستند! امام دستی به شجره طیبه كشیده و فرمودند: به خدا قسم كه حكومت اسلامی چنین جوانانی را می خواهد که رمقی برای فکر کردن به آزادی نداشته باشند و سپس به ابولاشی دستور دادند كه تمام نخلهای باغ فدك را قطع و به جایشان خشخاش بكارد.
چگونه به هر طریق ممكن بر مردم حكومت كنیم - نویسنده شمقدر ماکیاولیان
نقل است که امام (ع) بسیار خود ساخته بودند. ایشان قبل از هر منبر و ایراد خطبه حداقل دو ساعت خودش را می ساخت تا بتواند بدون وقفه چرندیات به ذهن مردم فرو کند.
رفیق بد زغال خوب و نقش افیون در رسالت و امامت- جلد زرده
امام پس انداز حلالی را که از محل صرفه جویی در مصرف شمع شخصی کنار گذاشته بود برداشت. قیمت دلار را در مثقال دات کام چک کرد و یا نقی گویان جهت خرید دلار و اطفاء تمایلش به سفته بازی، به سمت چهار راه استانبول سامرا به راه افتاد.
همه ی پس انداز خود را جلوی مرد صراف گذاشت و دلار طلب کرد. صراف یک سکه ی 25 سنتی جلوی امام انداخت. امام گفت مردک وقتی از خانه بیرون میامدم با این پول میشد 1000 دلار خرید !!!
صراف به شوخی گفت پس بهتر است خانه ای کنار مغازه ی من بخری تا دوباره اینگونه سنگ روی یخ نشوی !!
"نقل است امام مرد صراف و دفتر و دستک او را با مهربانی به خانه ی خود برد تا از این به بعد بازار ارز را کاملا در کنترل خود داشته باشد."
گویند در اواخر عمر پربرکت امام نقی (ع) بدلیل اوضاع بد اقتصادی ، زکات دریافتی کفاف دخل و خرج ایشان را نمی داد و آن حضرت مجبور بودند در وسط احادیث پیام های بازرگانی پخش کنند !
هر گاه کافری مسلمان خوار در محضر امام نقی به جنایات پیغمبر مسلمانان اشاره ای می کرد، امام نقی خودشان را چنان به صحرای کربلا می زدند و از جنایات کورش کبیر، آغا محمد خان قاجار، ناپئون بناپارت، کرامول، جورج بوش و ملکه انگلیس داد سخن می دادند که خشتک کافر مذکور از عمق اطلاعات تاریخی آن امام حمام به اتم های تشکیل دهنده اش تجزیه می شد!
روایت است وقتی امام نقی به رسالت رسید، کسی امامت او را قبول نکرد. لذا آن امام حَمام با مظلومیت، تاکسی دربست دیگری گرفته و به سیدخندان بازگشت… 🍿
عواقب پرسه زنی امام نقی در رسالت / فصل ۳
روزی ابولاشی از امام پرسید: یا نقی! اگر شخصی مست باشد و مست بمیرد و مست درمحشر حاضر شود حکمش چیست؟
امام فرمودند: به والله که آن مشروب حرف ندارد. از کجا گیر آورده؟ 👏
از کتاب امام و نکته بینیهای خاص 😆
خبرنگاری از امام پرسید آیا شما در حوادث یازده سپتامبر نقش داشتید؟
حضرت با لبخند ملیحی جواب داد: نمیدونم، آیا شما در حوادث یازده سپتامبر نقش داشتید؟
خبرنگار گفت: شما جواب منو ندادین!
امام با لبخند ملیحی گفت: شما هم جواب منو ندادین! 😊
خبرنگار پرسید: آیا شما سوال های خود منو به عنوان جواب به من برمیگردونین؟
امام نقی با لبخندی ملیح گفت: نمیدونم؛ آیا شما جواب های منو به صورت سوال درمیارین و به خودم برمیگردونین؟ 😊
در این لحظه مغز خبرنگار ترکید و متلاشی شد. امام نیز با لبخندی ملیح صحنه را ترک کردند.
یکی از اصحاب نزد امام نقی بیامد و بگفت: امامنا، معنا و مفهوم کلمه «لاشی» چیست؟ امام که بین آستانه در مسجد ایستاده بودند، فرمود: «لاشی اصلا فحش نیست! شما بین ۲ تا چیز که باشی، دقیقا لاشی.»
صحابه پرسید: یعنی شما هم که بین در ایستادهاید، لاشی میباشید؟!
امام بفرمود: «فاک یوو» و عنان از کف بدادند، شمشیر کشیده، صحابه را به دو قسمت نامساوی تقسیم بکردند! 😬
امام این موضوع را که میگفتند «اسلام، دین از کمر به پایین است» را اصلا قبول نداشتند و میگفتند: سینهها نیز نقش بسیار مهمی در ملاعبهی سکس دارند که دقیقا از کمر به بالا هستند. 🍿
امام و رمز گشایی از حکمتها 👌
برای شما متاسفم! برای همهتون! شما حکومت الهی و اجرای احکام اسلامی را به خاطر افزایش قیمت دلار، گرانیها، گرسنگی مردم، گسترش فقر، افزایش آمار خود کشی، انزوای بین الملی سامرا، جنگ و… نمیپسندید. وای بر شما! 😔
اینقدر کوتاه بین و مادی گرا شدهاید؟ 😞
پاسخ کوبنده امام نقی به انتقادات از کاستیهای حکومت ایشان 😆
ملعون است ملعون است کسی که در ضریح حرم مقدس ما به جز دلار بریزد! 😒
امام نقی پس از دیدن پِهِن شدن ریال
آیا میدانید که شمشیر مبارک امام به عنوان اولین کارت اعتباری در تاریخ ثبت شده است؟ زیرا امام همیشه پس از خرید به جای وجه نقد، ذوالنقار را به فروشنده نشان میدادند و فروشندگان نیز میپذیرفتند.