بطلیموس در قرن یکم میلادی: زمین مسطح است.
مسلمانان: در جای جای قرآن نیز به این نکته اشاره شده، مثلاً «خدا زمين را چون فرشی برايتان بگسترد¹»😆
دانشمندان در قرن پنجم میلادی: زمین مکعب است!
مسلمانان: در قرآن به ظرافت ذکر شده که "زمین دو شرق و دو غرب دارد²». آیا براستی این معجزه نیست؟😆
گالیله در قرن شانزدهم: زمین کروی است.
مسلمانان: سبحان الله! آیه شریفه «شب را بر روز و روز را بر شب ميپيچد³» نیز بر کروی بودن زمین دلالت دارد، که در نوع خود یک اعجاز علمی است!😆
اگر هزار مدال طلا در المپیک کسب کنید و در تمام رشته ها هم موفق باشید، چند نفر را می فرستیم که از دیوار سفارت مردم بالا روند و آبروی شما را ببرند. اینجوری نیست که غرور ملی و افتخار برای شما مردم عجم باشد؛ اسلام هم باید خود را این وسط نشان دهد تا دنیا به اسلام توجه کنند نه به مدالهای طلا ی شما!
امام نقی در دیدار با برندگان المپیک سامرا
***
"عزیزانم، همانا یادتان نرود که ما را در موفقیتتان سهیم بدانید، از ما تشکر کنید و مدال هایتان را به ما تقدیم کنید. باشد که مورد رحمت اسلامی قرار بگیرید، وگرنه مورد رافت اسلامی قرار می گیرید"
(وقتی امام نقی نخود هر آش می شود و خودش را بعد از هر موفقیت وسط می اندازد 😆)
***
امام نقی سه ظرف جداگانه ی آشغال بر بالای سر مباركشان حمل می فرمودند تا به هنگام عبور از زير پنجره ی پیرزن یهودی، آن بانوی مؤمنه آشغالهايش را به تفكيك در ظروف مربوطه بياندازد 🍿
ماجراهای اكونقی و ليدی يهودی سامرا 😆
***
علی در سجده بود كه ابن نلقم وارد شد و شمشيرش را بالا برد كه يك دفعه حس كرد كسي آستينش را مي كشد! سرش را برگرداند و حسنين را ديد كه با لبخند به او مي نگرند. ابن نلقم لحظه ای از كارش پشيمان شد و شمشيرش را پايين آورد. اما حسن در حالی كه انگشت اشاره اش را بالا گرفته بود، گفت: آقا، بذار ما ضربت بزنيم و تو قضاوت كن كه كدام بهتر می زنيم! 🍿
نقل متواتر از آقا امام نقی(ع) است كه حسين با هدف قرار دادن سر، در اين رقابت پيروز از ميدان خارج شد! 😆
در افسانه های کهن سامرا آمده است که در برهه های حساس زمانی و هرگاه که عدالت و آزادی به خطر می افتاد مردی نقابدار به نام "نوقو" با اسب سفیدش که "نوقنادو" نام داشت از راه می رسید و به دفاع از حق می پرداخت. او همواره حق مظلوم را از ظالم می گرف ت و به حساب خود واریز می کرد!!! نوقو همیشه بعد از دو نیم کردم ظالمان، بر نیمه ی چپشان با شمشیر حرف انقلیسی "N" را حک می کرد! و اگر حالش خوب بود جمله ی قصاری هم تحویل ناظران خشتک دریده می داد:
A nobleman is nothing but a man, who says one thing and thinks another
هنوز هویت اصلی وی فاش نشده است اما سامریون حدس هایی می زنند! این افسانه بارها در فیلم های سینمایی مورد استفاده قرار گرفته ولی به دلیل جهل فیلمسازان غربی حرف N با نود درجه گردش به حرف Z تغییر داده شده است!
استیو جابز (علیه الرحمه) نقل می کند که روزی امام نقی در حالی که نرم افزار جدیدی بر روی کامپیوتر خود نصب می کرد، روی به او کرد و فرمود:
به خدا قسم که «سافت ور لایسنس» همانند قرعان نقید است. هیچکس زحمت خواندن آن را به خود نمی دهد؛ تنها به آخر صفحه رفته و «آی اکسپت» را کلیک می کند!😆😆🤣🤣
******************************
برای خواندن قرعان علویان و کتابهای فقهی و نهج الملاقه و غیره , وضو لازم نیست بلکه یک جفت دستکش دو جداره لازم است و یک ماسک که همه دهان و بینی را بپوشاند , که بوی گند و کثافت نوشته های علویان و سلفی ها ؛ دست و بینی شما را آلوده به میکروب و کثافات و آشغال و ویروس و وبا نکند .🤣🤣😆😆
امام نقی کنفرانس حفظ آثار اسلامی در موزه
******************************
با توجه به اینکه قدم زدن امام نقی در کوچه پس کوچه های سامرا موجب ترغیب ساکنان به ریختن زباله بر سر آن حضرت می شد، معتصم به بلدیه سامرا دستور داد که یک گاری به حضرتش وصل کنند تا در طول روز نسبت به جمع آوری زباله ها به روش مدرن اقدام کنند. بدیهی است در تمام طول عمر حضرتش سامرا یکی از تمیز ترین شهرهای بلاد اسلام بود و از این رو به آن حضرت سپورالائمه نیز گفته می شود.😆😆😆
نقش ائمه در محیط زیست پاک 😆- انتشارات حوضچه علمیه سامرا
امام نقی (فرج الله شعره) فرمود: خداوند چهار چیز را در چهار چیز قرار داد. اگر پنج چیز بود، بنا به اصل لانه ی کبوتری حداقل دو چیز در یک چیز قرار می گرفت!
ریاضیات نُقسته 🍿
***
مشکل دنیا این است، که احمق ها کاملاً به خود یقین دارند، در حالیکه دانایان، سرشار از شک و تردیدند.
بيانات عفير مشكوك خطاب به شمقدر شكاك، هنگام تماشاي هيئت عزاداري لجن مالان "اهل يقين"
***
بسم النقی الرحمن الرحیم
گچپژ(1) آیا شما فکر کردید که در حماقت یکتایید؟ 🍿 (2) زرشک! 🍿 (3) همانا ما در هر قومی عده ای جلبک مغز احمق قرار دادیم و این رسم عدل الله است.(4) همانا دولت اسرائیل را که به حق نمایانگر تروریسم دولتی است، با قرار دادن کاغذ در دیوار، متعصبین نفهم خویش راسرگرم کرده 😆(5) آیا ندیدید که در قم بهبود کودک بیمارشان را از چاه می خواهند؟(6) آیا سنی های پاکستان را ندیدید که فرت فرت یکدیگر را می کشند به امید بهشت؟(7) بازهم بگم؟(8) پس بخوان سرنوشت قومی را که دین را از زندگی دور نمودند و رستگار شدند(9) (10) همانا در این سوره یک آیه هاید وجود دارد برای کسانی که تعقل می کنند. آیاتی چند از قرعان نقید! 😆
***
امام نقي (ع) در سري جديد برنامهي "بفرماييد روضه" در مورد رقيبشان اينطور قضاوت فرمودند:
استارترش كه اصلاً خوب نبود، دعاي توسلش كمنمك بود. مين كورسش افتضاح بود، اصلاً اينتركورس نداشت! صحراي كربلاش تكراري بود، دوس نداشتم. يه خورده نورهشو چشيدم ببينم تست خوبي داره، اصلاً خوشم نيومد. دسرش بد نبود، نوحه ي شيش و هشتو دوست دارم.
از ا بواسیر نقل است که على آب طالبى، که از دسیسه ابن ملجم با خبر بودند، دستور داد که بر روى عبایش آینه بقل نصب کنند. همینگونه شد و روز 19 رمضان با خیال راحت به مسجد رفت. در حین سجده ابن ملقم را در آینه دید که شمشیرش را بالا برده و آماده ضربه زدن است. تا خواست بجنبد و جاخالى بدهد ابن ملجم فرق او را شکافت. ابن ملجم بالاى سر آن حضرت رفته و در گوشش گفت: اجسام از آنچه در آینه میبینید به شما نزدیک ترند.😏 على آب طالبى هم به جز قاعدتا نباید اینطور میشد چیزى نتوانست بگوید.
پس از زلزله سهمگین سامرا، امام برای پیشگیری از وقوع بلایای طبیعی در آینده، اقدام به عقد تفاهم نامه با مراکر زیر نمودند:
۱- حوزه علمیه غم، به جهت ایجاد سپر دعایی و پیشگیری از زلزله ۲- نیروی انتظامی - برای ایجاد طرح های مبارزه با بد حجابی ۳- دفتر نشر آثار امام غمینی - به جهت ترویج فرهنگ دعا و توسل برای پیشگیری از بلایا ۴- مدیریت چاه جمکران - به جهت بازسازی چاه و حرم مربوطه برای شفاعت مهدی زمانی ۵- چاپخانه سپاه - برای چاپ کتب ادعیه در تیراژ بالا و آشنا سازی مردم با سبک های توسل به ائمه ۶- آستان قدس نقوی - برای تخصیص فضای بیشتر جهت مراسم دعا و توسل و توسعه حرم و صحن های مربوطه.
امام همچنین دستور به جمع آوری کلیه آلات گناه مانند زلزله سنج و زلزله نگار، لباسهای باز، سوتین، مانتوهای کوتاه و رنگ مو داده و اعدام مهندسین سازه و انحلال موسسه ژئوفیزیک را خواستار شدند.
بدستور امام و به جهت بی نیازی سامرا از منابع مالی و مادی، صندوق ۱۰۰ امام غمینی مسئول اخذ کمکهای مردمی جهت ارسال به سومالی و لبنان شد.
همچنین برای جلوگیری از ارتکاب به گناه حین زلزله، بدستور امام تمامی عمه ها در سطح سامرا جمع آوری و به مرکز جماع النقی منتقل گردیدند.
... ستاد پیشگیری از بحران سامرا 😆😆😆😆😆🤣
******************************************
افشای تصویر تفاهم نامه خلیفه عباسی با امام نقی برای کاهش زلزله توسط نقی لیکس!😆😆😆
ابو فاسق از غلامان خاص بانو سوسن نقل می کند که روزی امام نقی بعد از شهادتش به خواب کنیزش می رود و بانو سوسن از امام نقی میپرسد؟
نقی جان تو با این علم امامتت چطور نفهمیدی انگوری که خوردی سمی بود؟
امام می فرماید: به صداقت پسرم "جعفر کذاب" قسم که نام جلاله الله را بر روی حبه انگور دیدم و فهمیدم دعوتی است که از سوی خدا وحی شده است و باید لبیک گویم.
بانو سوسن میگوید: عوسگول! 😁 خوب خلیفه عباسی هم روی همین خریتت حساب می کرده که به همچین انگوری سم زده بود تا بخوری.
امام نقی چون ماجرا را شنید، بسیار به عفیریت 😆 خودش لعنت فرستاد و فرمود: آن انگور هم همانند آیات شیطانی بود که به جدم رسید و راسولولو را عوسگول کرد. 🍿
ابن فضول خدمت امام (شت) رسید و پرسید: یابن رسولولا، چرا دقیقا در ایام شهادت جدتان علی آب طالبی و لیالی قدر باید بلا بر مردم نازل شود و جانشان را بگیرد؟🤣 حضرت آروغ گاز خردلی زده و فرمودند: مادرت به عزایت بنشیند ملعون که از الطاف خفیه الهی غافلی! همانا مردن در این ایام مبارک از بزرگترین سعادتهاییست که نصیب مومن میگردد.😆
سپس به عنوان تنبیه دست و پای ابن فضول را بسته و ۶۹ بار دعای جوشن کبیر را با صدای بلند برایش خواندند.😆😆😆
کاش واقعا وجود داشتی، تا هم درد دلهای من و دوستانم را می شنیدی و هم اوضاع زمینی که مثلا آفریدی اینچنین نمی شد!.... کاش بودی و حرف هایم را می شنیدی تا اجداد من مجبور نبودند برای پناه بردن به سرپناهی از تلاطم روزگار تو را در پستوی وهمناک و ترس آلودشان بسازند!...
بارالها ...!
کاش می دانستم آنسوی این مناجات گوشی هست که می شنود، و دستی هست که بر می خیزد از برای یاریمان... آنگاه هر لحظه به تو ایمان می آوردم و ترا سجده می کردم. ولی افسوس که پشت اینهمه تمنا هیچ ِ بزرگیست، بوسعت مومنین!
خداوندا ...!
چون در این وانفسا هنوز از هزاره سالیان گذشته مرا و ما را چاره ای نیست جز باور بوجود تو، پیروانت را بفرما برای تداوم شبح پیکره ات بر تار و پود تکیده آدمیان، امروز فطریه و یومیه و خمس و ذکات و هزار کوفت و زهر ماری که به آب بینی بز هم نمی ارزد را از ما دریغ نفرمایند، شاید از این طریق بتوان ترا که هرگز نبوده ای برای ابد در دل مومنین راستین حفظ کرد! آمین....🤣🤣🤣🤣
بخشی از مناجات الامفتامین / ضعیفه مخدره/ امام و تفکر عمیق/ ص ۶۹۹ / پاراگراف ۶۹
*******************************************
متن زیر جوک نیست حقیقی است:
کتاب "اعلام الوری" ، شیخ طبرسی (ملقب به امین الاسلام) ، چاپ دارالکتب الاسلامیه ، تهران ، ص 150. کلام 31 -----------------------------------------------------------------
توجه به شکل زیر جای خالی را با کلمات مناسب پر کنید: چرا پیامبر فاطمه را زیاد ..... روزی عایشه به پیامبر گفت: یا رسول الله میبینم .... فاطمه را زیاد .... و..... را در ...... قرار میدهی. پیامبر اکرم فرمودند: بله هرگاه مشتاق .... میشوم فاطمه را میبوسم و .... در..... قرار میدهم . من از .... بوی .... استشمام میکنم زیرا که او زنی .... است.
خوب نظر شما چیست؟ به پیامبر كه میرسه بوی بهشت میشه، ولی تو فقه اسلام اومده فرزندان بالای هفت سالتون رو نبوسید! بوسه معصومانه پدر و مادر كجااااااااا این بوسه جانانه محمد كجااااا!!! قضاوت با شما
امام بر منبر در باب مقوله بیولوژی سخن می راند و می فرمودند که هیچ موجودی بی علت خلق نشده و تمامی موجودات را در نقشی مفید و موثر در طبیعت می باشد و کلا الله هیچ کار بیهوده ای را انجام نمی دهد. چون شب گشت و امام و مریدان خواستند بر بام بخسبند، پشه های بی دین و ایمان بر مریدان حمله برده و هر چه خون بود بمکیدند. به ناگاه ابولاشی رو به امام که در پشه بند در خواب ناز بود گفت: "یا نقی آخر این منظور از خلقت این پشه ها چه بود؟" امام که بدخواب گشته بود با چشمانی خمار رو به ابولاشی گفت: "به خدای کعبه سوگند که در آفرینش پشه هدفی جز آزمودن صبر و ایمان شما مومنین نبوده!" مریدان چون این کلام بشنیدند نعرها زدند و لباس از تن بکنندند و تن عریان را تا به صبح در معرض امتحان قرار بدادند و چون صبح بشد در حالی که خود را می خوارندند از اینکه از آزمون الهی سربلند بیرون آمده بودند خدا را شکر می کردند🍿😆😆😆
************************************
عید رهایی از بوی گند دهن روزه داران، عید رهایی از صدای انکر الصوات اذانهای دم صبح، عید پایان یک ماه یواشکی آب و غذا خوردن و عید رهایی از حماقتهای دینی را به همه روزه خواران عزیز مخصوصا نقویون گرامی، شادباش می گوییم.🤣😆🍿😆
نقل است امام و ابولاشی در حال فرار از مأموران خلیفه بودند که طبق معمول به غاری پناه بردند...
در هنگام ورود ابولاشی گفت: یبن رسولولا، چرا خداوند انقدر ماجرا رو پیچیده می کنه؟ برای گمراه کردن مأمورین چه نیازی به این عنکبوت ملعون هست؟ مگر خداوند نمیتونه کاری کنه که از اولش اصلا به فکر مأمورین نرسه این غار رو بگردن و یا از یک مسیر دیگه برن که این غار رو نبینن؟
امام فرمود: راست میگویی، همانا خداوند بر همه چیز قادر و تواناست... سپس نعلین مبارک را در آوردند و عنکبوت را کشتند...
نقل است پس از دستگیری و سپوخته شدن، امام مسموم قسم خوردند ابالاش را در اولین فرصت به دو قسمت نا مساوی تقسیم کنند.🍿😆😆😆
از سری گیرهای ابوقشنگ به داستان عنکبوت
*************************************
روزی امام بر منبر مشغول سخنرانی بود که دید اصحاب افسرده و غمگینند . یک نفر از میان جمعیت پرسید : یا نقی ! آیا در اسلام شادی وجود ندارد ؟ چرا همه اش روضه و گریه ؟ امام قدری فکر کرده , سپس گفت : از جدم جعفر صادق نقل است که از سعید بن مسیب شنیدم که محمد بن جریره میگفت :
حالا همگی بیاین وسط مسط
ببینم جسد مسد کنیزارو
بکنید قفل درارو
بیارش اون ام البنینو
جا نذاری رقیه رو
جا بذاری میام و میکنم گوشای فاطی پتیاره رو آهااااا !
نقل است که امام و اصحاب تا صبح برقصیدند و می بخوردند و شادی بکردند تا سرانجام بانو سوسن امام را با خاک انداز تا منزل مشایعت کرد . 🍿😆😆
از ابن مزبله شنیدم که می گفت: حضرت هرگز دروغ نمی گفتند. اما اگر می گفتند چنان بود که طاق کسرا ترک بر می داشت.🍿 نقل است که در اواخر عمر حضرت دیگر چیزی از بنای کاخ مذبور باقی نمانده بود.🍿 (هم اکنون نام مبارک حضرت در لیست سیاه میراث فرهنگی یونسکو جای دارد)😆😆
**************************************
امام نقی (ژلغ) همواره به فکر امّت بودند و دغدغه دیگری نداشتند پس برای کمک به مردم زلزله زده چکی به مبلغ 3هزار میلیارد دینار نوشتند و امضا کردند. امّا موریانه آن چک را خورد و فقط نام مبارک نقی از آن باقی ماند.🍿🍿
کمک های امام نقی به مردم قلسطین از دستبرد موریانه در امان است😆😆
صحیفة نقویة و نهج الملاقه دو کتاب امام نقی هستند که در شب نقر، زارپ یه دفعهای به حضرت نازل شدند.
امام میفرمایند من در میان شما دو گوهر پرتابل باقی میگذارم. مادامی که از یک PDF Reader استفاده کنید، میتوانید آنها را بخوانید. (گریهی شدید حضار)😆🤣🤣🤣
بنیاد حفظ و نشر آثار امام نقی (ع)
پ.ن. نهج الملاقه از روی خروجی XML این وبلاگ و با استفاده از یک اسکریپت به صورت خودکار تولید شده و با XePersian حروفچینی شده است. بنابراین اگر خطای نگارشی در آن مشاهده کردید لطفا تدکر دهید تا به صورت دستی اصلاح شود.
صحیفة نقویة و نهج الملاقه دو کتاب امام نقی هستند که در شب نقر، زارپ یه دفعهای به حضرت نازل شدند.
امام میفرمایند من در میان شما دو گوهر پرتابل باقی میگذارم. مادامی که از یک PDF Reader استفاده کنید، میتوانید آنها را بخوانید. (گریهی شدید حضار)😆🤣🤣🤣
بنیاد حفظ و نشر آثار امام نقی (ع)
پ.ن. نهج الملاقه از روی خروجی XML این وبلاگ و با استفاده از یک اسکریپت به صورت خودکار تولید شده و با XePersian حروفچینی شده است. بنابراین اگر خطای نگارشی در آن مشاهده کردید لطفا تدکر دهید تا به صورت دستی اصلاح شود.
«ابو کِلوین» بر حضرت وارد شد و پرسید یا نقی! تعریف مایع چه باشد؟ امام که ناخن های مبارک را با ذوالنقار سوهان می زد، فرمود: مایع آن است که در هر ظرفی بریزی به همان شکل در بیاید. درست مانند اهالی سامرا که هر سازی ما بزنیم با آن می رقصند.😆
امام ناخنش را فوت کرد و ادامه داد: مایعات در اثر حرارت به نقطه جوش رسیده و تبخیر می شوند لاکن نقطه جوش برخی بالا تر است و برخی پایین تر. مثل مردم تونس که با یک خودسوزی به جوش آمدند یا پارسیان که پس از سوختن چند نسل، هنوز جوش نیاورده اند.😆🤣🤣
امام و ترمودینامیک
********************************
آیاتی چند از قرعان نقید:
ای آنانی که ایمان آوردید(1) ایمان شما مانند چس فیل است (2) باید در محیطی مناسب قرار گیرد(3) تا پف کند(4) وگرنه [ آن ] ارزشی نخواهد داشت(5) ای پیامبر خدا! به مردم بگو 3 از 5 بزرگتر است(6) تو را مسخره می کنند که این چیست که می گویی(7) در یک دست 3 هندوانه و در دست دیگر 5 آلبالو قرار بده و بگو حال 3 کوچکتر است یا 5 ؟ (8) می بینی که باور نمی کنند چون احمقند [ بهتر است با همان هندوانه ها توی سر آنها بزنی ] (9) ای پیامبر خدا ! سفر مرد را مجرب می کند (10) هر سال دو بار به سفر برو ولی تنها بدون زنان (11) چون ما نمی خواهیم که کسی همراه تو باشد و از کارهای وحی باخبر شود (12) آن وقت تجربه هایت [ نیز ] نصف می شود (13) ای رسول ما ! با زنهایی که زیاد حرف می زنند همنشین مشو(14) آنها تو را از کار و زندگی و وحی می اندازند(15) ای پیامبر بزرگوار! هیچ کتابی را نخوان ! چون پیامبران در گذشته برای همین گمراه شدند که کتابهای دیگر را می خواندند(16) ای رسول ما ! همه از اتم هستند و به اتم باز می گردند(17) اتم را هم ما خلق کردیم (18) اگر از تو پرسیدند که خدا چه کسی خلق کرد (19) به آنها بگو که از این سوالها در گذشته می کردند و به گمراهی کشیده می شدند(20) ای پیامبر گران مایه و فرهیخته! در خانه خود تفکیک جنسیتی انجام بده!(21) قالیچه ای را که یک زن بافته با قالیچه ای را که یک مرد بافته در دو اتاق گوناگون قرار بده(22) گمراهی یعنی اینکه دو قالی را روی هم قرار داده باشی (23) و خودت هم روی آن [ ها ] بنشینی(24) ذکر نام ما باعث دل درد قبل از توفان بزرگ است (25) ای پیامبر خدا ! همه مردم به خاطر آنکه حضرت آدم و حوا گناه کردند ؛ گناهکار هستند (26) پس تو را موظف می کنیم که گناه های مردم را به آنها یادآوری کنی (27) هیچ انسانی معصوم نیست مگر رسول خدا و بندگان خاص (28) ما آنها را بر بعضی دیگر برتری دادیم(29) ای پیامبر ما ! اگر کسی را کشتی و معلوم شد حق با او بوده است (30) نگران نباش ! چون حتما گناهی در خواب از او سرزده بوده که او نمی دانسته است (31) چه بسیار مردم که در خواب به کتاب تو توهین می کنند (32) و خود بی خبرند (33) ای پیامبر ما ! زن مانند گوجه فرنگی است (34) زیاد آن را فشار دهی عادت ماهیانه می شود (35) پس با او به نرمی رفتار کن (36) گوجه های کال بهتر اند تا گوجه های قرمز (37) ای رسول ما ! همانگونه که یک پیچ را که داخل دیوار می شود , یک مهندس ساخته است (38) انسان را هم در حال رقص پاتیناژ دارای خالق است (39) مرد مانند پیچ گوشتی است (40) زن مانند پیچ (41) ای پیامبر خدا ! در نظر داریم ماه رمضان را به 90 روز تغییر دهیم (42) چون در این ماه میزان خسارت و جرم و جنایت کاهش داشته است (43) باید مومنان را سرگرم کرد که جنایت نکنند(44) ای رسول خدا ! زنت را به قطب شمال بفرست تا در آنجا زندگی کند(45) و از آنجا برای تو یخچال کادو بیاورد(46) سرعت عشق تو باید زیاد باشد تا بیشتر داخل عشق شوی (47) آنهایی را که احمق هستند با آنهایی که نادان هستند آشنا کن (48) همانگونه که تصویر به آن بزرگی وارد سوراخ دوربین می شود (49) خدا هم می تواند کوچک شده و داخل رگ گردن شود (50) پس دانا باشید (51) ما همه چیز را می دانیم(52) 🍿😆
یک فرد ایتالیایی به امام گفت : مسیح مرده زنده می کرد , عصای موسی تبدیل به مار می شد , اما شما و اسلامتان هیچ معجزه یی ندارید . دین که بدون معجزه نمی شود ! امام فرمود : آیا زبان اسپانیایی بلدی ؟ ایتالیایی گفت خیر . امام کتابی به زبان اسپانیایی به وی داده و گفت : روزی 3 بار صبح ظهر و شب , 20 صفحه از این کتاب را بخوان ! ایتالیایی گفت : مگر دیوانه ام کتابی را که نمی فهمم بخوانم ؟ امام فرمود : معجزه ی ما این است که 14 قرن تمام , مردم کتابی را با ذوق و شوق تمام می خوانند که نمی فهمند و بدون وضو هم به آن دست نمی زنند !🤣🤣😆😆🍿🍿 ایتالیایی نعره یی خفیف زده و کتاب اسپانیایی را قورت داد !
یکی همش دعا میکرده با اماما محشور بشه، میمیره پسرش خوابشو میبینه ازش میپرسه: جات خوبه؟ میگه نه بابا پدرم در اومده…
صبح باید پانسمان سر امام علی رو عوض کنم، به حسین آب بدم، پوشک علی اصغرو عوض کنم، رقیه رو از مهد بیارم، پروتز دست عباس رو وصل کنم، برای زین العابدین سوپ درست کنم، یه چیزی بگذارم زیر در بسته نشه فاطمه لاش بمونه، سر کلاس درس باقر بشینم، برگه های امتحانی صادق رو تصحیح کنم، کفتر های رضا رو دون بدم، انگور بشورم واسه امام نقی آبانگور بگیرم، برم زندان ملاقات امام عسکری، خبر مرگم شب هم خسته و کوفته دنبال مهدی بگردم… 🍿🍿😆😆
*************************************
امام نقی دریافته بود اگر تعداد کلمات قرآن را بر دو تقسیم کند، عددی که به دست میآید دقیقا نصف کلماتی است که در قرآن به کار رفته.🍿🍿 و همچنین کلمه الکترون و پروتون به یک اندازه ( صفر مرتبه) در قرآن تکرار شده.😆😆
به گزارش ناظران و به نقل از نقی نیوز، بر بدن کره الاغی کلمه قرعانی "طالب" رؤیت شد. این حادثه نیز تعجب همگان را برانگیخت و موجب شگفتی دانشمندان علوی شده است و تا به این لحظه علت به وجود آمدن این وضعیت را ن فهمیده اند. مادر این کره (عفیره خاتون) اعلام کرد که هر شب و بخصوص شب های جمعه کره اش دچار تب ۴۰ درجه ای می شود و پس از آن کلمه طالب بر رنگ رخساره و پیشانی و زیر شکم او آشکار می گردد.
این کره بسیجی نیز ضمن تأکید بر میثاق با آرمان های رسولولا جهت سرکوب انرژی های پرنشاط و خدادادی خود و دیگران اعلام کرده است منظور خاصی ندارد و کلاً طلبه هیچ چیز چز مشاور در امور بازداشتگاه کهریزک نیست و در این راستا فقط آرزو دارد هر چه خشم دارد بر سر دژمنان هوار کند. 🍿
این خانواده نام کره همیشه خیس و آب فشان شان را “آب طالبی” گذاشته اند. شمقدر فرمانده بسیج محل معتقد است که این آیات علائمی از سوی الله بوده است. همچنین عفیر (امام جماعت مسجد محل و پدر کره مزبور) نیز با متواری ساختن پزشکان گروه تحقیق و انکار پدیده دفموگرافیسم و این اصطلاحات غربی قلمبه سلمبه متذکر گردیدند آیا بازهم نشانه های ما را انکار می کنید؟ در اظهاری دیگر امام نقی (ع) نیز متذکر گشته اند برای نجات آن دسته که سواد خواندن آیات الهی را بر بدن این کره الاغ ندارند هر چه عاجل خط و زبان بین المللی به عربی تغییر یابد.
"بریده جرائد – ریشه های تدوام خلق و خوی ابن آب طالبی" 😆
هرگاه سوسن قصد خروج از خانه را داشت، امام با تشر بر سر او داد میزد:
اینجوری با چادر میری بیرون لابد از فردا من باید کلاهمو بذارم بالاتر؟ هاه؟
لااقل یه پالونی، خیمه ای 😆، کلاهک سربی ای 🍿 چیزی بکش سرت بی حیا! 🍿
اینقد رو آبروی سلاله پاک نبوت یورتمه نرو! 😆
امام نقی (ع) از زیر پنجره زن یهودی رد میشد که یهو یه چیز سفت سنگین قد گردو تالاقی خورد تو سرش، بیهوش شد!
وقتی به هوش اومد گفت: از اینا نداشتیم تا حالا! چی بود؟؟
زن یهودی جواب داد: "طرح فشرده سازی زباله های خشک"
امامت در هزار توی تکنولوژی 🍿
***
ابوگیرمستراحی و امام نقی (ع) برای رهایی از ماموران خلیفه ی خونخوار (ع)، به غاری متواری شدند.
در کمال تعجب، وقتی به غار رسیدند، به دریای خروشان جمعیت برخوردند 😲
از شخصی که لباس خنده داری پوشیده بود و یک دستش چلاق بود پرسیدند: هی پیری! اینجا چه خبره؟
آن مرد، لب و لوچه اش را لیسید و جواب داد: "دژمن! دژمن!" 🍿
کمی آن طرفتر از مردی میمون نما پرسیدند: قضیه چیه؟
میمون دستش را از دماغش در آورد و جواب داد: "بسم رب الشهدا و یفقهو قولی! 🍿 یک مشت خس و خاشــــاک!" 😆
آنها گیج و سر درگم، به یک جوان دیلاق با قیافه موش خرما رسیدند که دائم اینطرف آنطرف میدوید و دست و پایش در هم می پیچید. پس پرسیدند: دراز! لااقل تو بگو اینجا چه خبره؟
اما آن مرد که لهجه عجیبی داشت بدجوری در خودش فِـر خورد و نتوانست جواب بدهد.
...
امام و ابوگیر که فرار را بیفایده دیدند، به سامرا بازگشتند و بعد از مصالحه با خلیفه، آب انگور مبسوطی زدند.
نقی در سرزمین عجایب! 🍿
***
در گریز از ماموران خلیفه ستمگر عباسی، امام نقی و ابولاشی صدیق (ع) به غاری در اطراف سامرا رسیدند درحالیکه صف طویلی قریب به 2000 نفر 😆 در مقابل دهانه غار تشکیل شده بود.
بعد از 2روز و 3 شب انتظار 😆 که آن دو بزرگوار وارد غار شدند، ناگهان...
یک عنکبوت پشمالوی غول آسا جیغ کشان از سقف غار پایین افتاد،
اسکلتهای لرزان مردگان از دیوارهای غار بیرون پریدند،
ارواح سفید رنگ به پرواز در آمدند،
زمین زیر پایشان لرزیدن گرفت،
یک گله گوسفند آدم خوار از مقابل چشمان وحشت زده آنها عبور کرد.
از سقف غار خون می چکید،
صدای ناله و فریاد بلند شد.
آتش از کف غار زبانه کشید،
بوی خون و ترس و گوگرد در هم آمیخته بود، 🤣
ناگهان صدایی در گوششان فریاد زد: یو هو ها ها ها هـــــــــــــــــــــــا 😆
ابولاشی و نقی (ع) مثل فنر از جا در رفتند و همان شب، با گریه و التماس 🍿، خود را به ماموران خلیفه تسلیم نمودند.
نقی در لونا پارک 😆
***
سوره زنان به نام رسولی که با این وحی تازه خود ؛ پوز سوره نساء را زد
الف لام گوشت و دنبه (1) تو هیچ می دانی گوشت چیست؟ (2) گوشت؛ همان زن است 😆 (3) زنان با گوشت فرق چندانی ندارند اگر مذهبی باشی (4) گوشتهایی که همیشه باید درکنارتان باشد حتی در روی شتر (5) تا در آنها فرو کنید خشم آلت خویش را (6) همچون استخوانی درمقعد دشمن 😆 (7) زنان را گوشتی نیمه متفکر و نیمه رباتیک خلق کردیم تا اوامر شما را برآورند (8) 🍿
وقتی به آنها می گویی بیا خانوم ! تا فروکنم باید بیایند [ خانوم !!] (9) آنها باید بیایند مگر در دوران قاعدگی (10) گوشتهایی نیمه متفکر که کارهایشان نیز محدود است و ما آنها را می دانیم (11) در آشپزخانه و تخت آنها را مانند گوشتهایی گرم برای شما قرار دادیم تا صرف شود (12) در مذهب ما که عدل الهی است؛ ارث زن یک هزارم مرد است 😆 (13) شهادت دو میلیون زن برابر با یک مرد نادان است 🍿 (14) دیه زن برابر است با 33 کیلو گوشت گوسفند قرمز است 😆 (15)
و ما آنها را یاد دادیم که به خود عطر بزنند (16) زنان گوشتهایی انباری اند (17) باید در انبار آنها آب منی خود را بکارید 😆 (18) تا آنها نه ماه آن را حمل کنند (19) بعد بر روی آنان چادری کشیدیم تا گربه ها دست به آن نزنند 🍿 (20) حجاب , یخچال زنان و وسیله ای برای متانت و حفاظت آنهاست(21) ای رسول ما ! تو یک دل بی ترازو داشته باش و در آن زنها را وزن مکن (22) سنگینی و سبکی آنها نیکوست (23) بعضی گویند که زن ؛ پر وار [ مانند پر ] خوش است (24)
برخی گویند که زن ؛ پروار [ چاق ] خوش است (24) تو یک دل پاک بی ترازو داری (25) یار است چه یک گرم چه خروار خوش است(26) یا نقی گفتیم و یخ گوشت باز شد 🍿 (27) پس لای آن را با چاقو باز کنید (27) ای رسول خدا ! هفته ما هر روزش 2 ساعت است (28) پس ایراد نگیرید و شک نکنید (29) در مذهب نقوی اگر دقت کنی روزهای دوشنبه تعطیل است(30) 🍿
بعد از نوزدهم و بیست یکم، این بار بیست سوم رمضان بود. سوسن نیمه شب از خواب پرید. جای خالی نقی را دید. دلش مالش میرفت. چادرش را به کمر بست و رفت پشت در خانه زن یهودی چمباتمه زد!
اذان صبح بود که نقی از لای در به کوچه خزید.
تا نگاهش به نگاه سوسن گیر کرد، دو تا پا داشت، دوتای دیگه هم قرض کرد و در حالیکه فریاد میزد:" آخه به من میاد؟ من امامم معصومم! 🍿 سوسن جون یه کم فکر کن! به خودت فرصت بده..." 🍿 وارد مسجد شد. مسلمین از خواب پریده و شوکه، فقط نگاه کردن. 😲
سوسن توی محراب گیرش انداخت با لوله 14 زد فرق سرش!
نقی فقط فرصت کرد بگه: فزت و رب الکعبه 🍿
مصائب نقی – شب های قدر 😆
***
من با رشد جمعیت موشها و سوسکها مخالفم ولی موافقم که طاووس ها و بلبل ها و رشد بیشتری کنند 🍿
امام نقی در کنرانس رشد جمعیت شهر سامرا 😆
** عکس زیر درباره حجاب است که یکی از این آشغال کله های علوی چاپ کرده بود.. منتهی انگار یادش رفته بود که جریان نور از شیشه می گذرد که خود را نشان می دهد و این شیشه شفاف است 😆
بیل قیتس بر امام وارد شد و پرسید: یابن رسولولا... چرا بعد از هر دعا باید بگوییم الهی آمین؟ امام سر از لپ تاپ برداشته و فرمودند: مادرت به عزایت بنشیند که هنوز 2 واحد DOS مقدماتی هم نمیدانی... همانا الهی آمین گفتن بعد از هر دعا در حکم زدن Enter برای اجرای هر دستور است. 🍿: تازشم! سیستم الهی ما اگه درخواست اشتباهی بکنید error نمیده...!! 😆
اپراتوری مقدماتی اسلام- انتشارات مدرسه حیضیه قم 😆
***
خدا که از کفر و روزه خواری مردم سامرا به تنگ آمده بود تصمیم گرفت عذاب خود را بر آنها نازل نماید. به نقی دستور داد یک کشتی بسازد و از هر حیوانی یک جفت را بر آن سوار کند.
متاسفانه به دلیل گستردگی حوزه مسئولیت های امام ازجمله برقراری عدالت بین همسران متعدد، برگزاری هزاران رکعت نمازهای فرادا و جماعت در شبانه روز 😆، سرکشی مداوم به بیوه زنان و ایتام سامرا 😆، پاسخگویی به شبهات و سوالات دانشمندان و مبارزه سیاسی مداوم با خلفای ستمگر عباسی 😆، بعد از 40 سال تنها توانست یک قایق کاغذی بسازد. و خدا که نمیخواست حرفش دو تا شود، یک وان بهشتی و ماکت کاملی از سامرا و مردمش را برای منزل امام فرو فرستاد تا ایشان هر وقت به حمام میروند، تحقق وعده الهی را شبیه سازی نمایند.
علل خطاب شدن امام نقی به امام حمام 🤣
***
خانومم حالا شما بیا پایین با هم صحبت کنیم...اینجورییام که شما فکر میکنی نیست... چه لباس فاخری هم پوشیدین.....جسارتن شما مجردید یا متاهل؟....
پیامبر با عایشه در شش سالگی رابطه برقرار نکرد. عایشه اون موقع ۲۲ سالش بود و دانشجوی سال آخر معماری در دانشگاه آزاد مدینه. یه مدت با هم دیتینگ کردن و دیدن افکارشون نزدیکه. بعد حضرت ایشون رو تفخیذ کرد که امروزی ها بهش میگن "میک لاو" .🍿😆
امام نقی در کنفرانس "ماله کشی و نانو تکنولوژی😆🍿
*********************************************
آیا می دانید امام نقی (ع) اولین کسی بودند که فشار را تعریف کردند؟ آن حضرت در سفر به بلاد پارس به واسطه ی علم لدنی خود دریافتند که واحد فشار بر این قوم امامزاده بر مترمربع است و واحد آن را یک نقی نام نهادند.🍿😆 حضرت فشار آخرالزمان بر پارسیان را 2.3نقی اعلام فرمودند.🤣😆
امام خسته و کوفته از میدان جنگ به خرابه ای گریخته و پنهان شده بود. در آنجا مورچه ای دید که تلاش میکند دانه گندمی را از دیوار بالا ببرد و هر بار دانه از دهانش می افتاد. امام که دید که مورچه بعد از صد بار تلاش هنوز خسته نمیشود حوصله اش سر رفت و به مورچه گفت: عوض این همه زور زدن از من میخواستی که برایت دانه را بالا ببرم.
مورچه نگاهی خوارومادرکش به امام کرد و گفت: آویزون شدن و از زحمت بقیه خوردن در شان شماست. ما نون بازومونو میخوریم داداش...😆🤣 امام که از حاضر جوابی مورچه شاکی شده بود خواست بر روی وی بول کند و غرقش نماید که مورچه سر آلت حضرت را گاز گرفت و گریخت....🍿🍿
دیشب امامتو دیدم آیدا- فصل 69😆
******************************************
در یکی از جنگ ها، امام نقی حریف سرداری بسیار تنومند از لشگر کفر شد. آن دو ساعت ها شمشیر زدند تا آنکه امام به کلی از نفس افتاد. ناگهان امام به یاد خدعه جنگی جد بزرگوارش، علی، افتاد 😆و به آن سردار گفت: نگفته بودی که یار نیاورم؟
سردار گفت: که را به یاری آوردم؟
امام گفت: اینک پسرت آمد! سردار گفت: من فرزندی ندارم. امام ناامیدانه فرمود: ها؟ سردار گفت: زن هم ندارم! امام با شگفتی فرمود: وات د فاک؟! سردار لبخندی ملیحانه زد و گفت: گس وات، من گی هستم! سورپرایز! هیچ منبع موثق تاریخی ادامه این داستان را روایت نکرده و ما هم، بر خلاف آن شاعر بلخی، اهل جعل تاریخ نیستیم🍿🍿
امام همیشه خیار را نصیحت می کردند که از بلال یاد بگیرد و اقلا اذان بگوید! 😆 نقل است از شدت نافذبودن سخنان امام،بادمجان از گوشه ای از آشپزخانه این کلام را شنید و مسلمان شد.😆😆 نقی،امام صیفی جات😆
*****************************************
به خدا سوگند اسلام به هر سرزمینی که قدم گذاشت، جز شکوفایی، امنیت و رحمت نیاورد.😆😆
اما متاسفانه به علت حرکت مداوم پوسته زمین و جا به جایی قاره ها، امروزه آن سرزمین ها در دست کفار و مشرکین قرار گرفته است.🍿🍿
امام نقی (ع) و تشریح علل عقب ماندگی کشورهای اسلامی😆
از نشانه های مسمومیت فکری جدم اینست که شمشیر سمی به مغزش رسید اما مغزش به سم عادت داشت😆🤣 و دو روز دوام آورد تا اینکه بر اثر خوردن شیر زیاد اسهال گرفت و مرد.🍿🍿
**********************************
سالروز مرگ قاتل تاریخ است امروز روز خودزنی و گریه و زاریست امروز
او را، قتل و کشتار کار , و علی نام است روایت است غذایش خرما و کمی نان است
گویند محترم بود و آقا , و با کسی نداشت کاری با احترام میکشت و جز کشتن کافر نداشت راهی
غافل از آنکه اوخود کافر بود و دشمن خدا از متجاوز گر و غارت گر نبود راهش جدا
گویند مهربان بود و یتیمان بی پدر را, پدری میکرد پشت بیوه زن بود و زندگیشان به خوشی سپری میکرد
غافل از اینکه مردان هوشیار, سر میبرید وغارت زیور میکرد بچه ها را بازی می داد و با زنان مردم خستگی خود بدر میکرد
توپنداری که او شیر خدا بود و نبود تا ابد سرتر از او ؟!! مولا و جانشین پیامبر او بود و نیافرید خدا برتر از او ؟!
آری او جانشین پیامبر خون خوارتر و بیشرم و بیحیاتر از خود بود که اطاعت میکرد از سرور خود و می تاخت و میساخت از خون رود
افتخارش ضربه شمشیرش بود که صد سر به یک ضرب می زد با قامت کوتاه و افکار زارش, تمام عمر فقط به یک در می زد
شرور و یاور شیطان بود، و صاحب خانه و مالک آن در که خود تباه میشد و بی پروا,می تاخت این ور و آن ور
نکن گریه و مزن بر سر , به خاطر یک تیمار و یک جانی که اینهمه بدبختی و ظلم را او و دینش است باعث و بانی
روزی میرحسین موسوی وارد خیمه امام نقی شد و دید ایشان درمیان دو کنیز زیباروی خوابیده اند و مشغول ماچ مالی و خوشحالی می باشند و دو غلام تایلندی نیز لنگ های مبارکشان را ماساژ می دهند.😆
میرحسین سلامی کرد و نشست. امام تا او را دید فرمود: "ای میر چیزی بخواه تا ترا فراهم کنم." میرحسین گفت: "اماما از تو می خواهم که طبق دستور آیات رحمانی قرآن این بردگان را آزاد سازی." امام از زیر قالی یک قرآن درآورده و به سوی میرحسین گرفتند و فرمودند: "اون آیه ای که همچین حکمی داده رو من صد تومن می خرم" میرحسین گفت: "جانم به فدایت آزاد کردن بردگان از مکارم اخلاق است اما آیه اش را یادم نیست" امام لپ تاپشان را به سمت میر گرفتند و فرمودند: "این هم سایت پارس قرآن با قابلیت سرچ آنلاین" میر که از خجالت به رنگ سبز درآمده بود عرض کرد: "فعلا عینکم همراهم نیست بعدا برمی گردم" همینطور که میر از خیمه بیرون می رفت امام آهی از حسرت کشید و فرمود: "در عجبم از مردمان شجاع سرزمین پارس که زیبایی های فرهنگ خود را در زشتی های مسلک ما جستجو می کنند."😆🤣🤣🤣 امام نقی و حسرت ها
روزی قالیله به حضور امام آمد و گفت: من اثبات کرده ام که زمین گرد است. نظر اسلام در این مورد چیست؟
امام فرمود: تابحال به مسافرت رفتهای؟ قالیله گفت: بله.
امام پرسید: آیا تا حالا شده که ناگهان مسیرت سرپائینی بشود و لیز بخوری؟ یا مثلا مسیر مستقیم تمام بشود و قل بخوری رو به پایین؟ قالیله گفت نه. امام گفت: پس بر اساس گفتهی اسلام زمین مسطح است نه گرد.
قالیله سریعا شهادتین را جاری کرده و به مکاشفت در اقیانوس علوم اسلامی مشغول گشت اما متاسفانه چند سال بعد در این اقیانوس غرق شد!
امام نقی در بستر بیماری بود. اطبا و حکما از وی قطع امید کرده بودند. صدای گریه سوسن و ابولاشی فضا را پر کرده بود. شمقدر سر به بیابان نهاده و عفیر هم از بس عرعر کرده بود خروسک گرفته بود.
تا اینکه حکیمی پیش آمده و گفت: یابن رسولولا. تنها یک راهحل برایش موجود است. آنهم جماع با دخترکی زیبا و باکره است. امام با خشم، شلنگ سرم و لگن و تنقیه را به سوی طبیب انداخت و گفت: ملعون شرم کن. من امام شیعیانم. دراین لحظات آخر این چه کاری است؟ سوسن و ابولاشی دست به دامان حضرت شده و شیون کنان خواستار موافقت امام شدند. امام در نهایت گفت: باشه. ولی شرط داره. شرط اول اینه که کور باشه.
طبیب: چرا مولای من؟
امام: خوب ابله واسه اینکه منو نشناسه و آبروریزی نشه. شرط دوم اینه که کر و لال هم باشه.
سوسن: این دیگه واسه چیه؟
امام: خوب شاید از روصدای من یا شما بفهمه قضیه چیه. بعد میره به همه میگه. تازه باید بیسواد هم باشه.
- بابا به سوادش چیکار داری؟
- خوب شاید بالاخره یه جوری فهمید با کی جماع کرده. نتونه هیچ جوری به کسی بگه.
امام نقی با این اندیشه که دین باید از سیاست جدا باشد، مخالف بودند و می فرمودند: اگر چنین باشد پس دین کی فرصت پیدا می کند تا جامعه را به غائط بکشد؟😆🤣🍿
امام نقی و رد سکولاریسم -برهان خلف
********************************
در واکنش به خبر تاسف بار ممنوع التصویر شدن حضرت جیگر (ع)، حضرت عفیر (ع) از طویله بیت معظم امام نقی (ع) اعلام کرد تا لغو رسمی این دستور شنیع، به اعتصاب غذای نیمه خشک خود که شامل خودداری از خوردن یونجه تازه می باشد، ادامه خواهد داد و از تمامی خران سامرا دعوت کرد هرشب راس ساعت ده شب بر بام های طویله شان ندای «الله عرعر» سردهند.😆🍿
بیانیه رسمی طویله معظم له عفیر دامت برکاته - نهم ذی القعده ۱۴۳۳🍿
قال نقی: هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ طبیعی مرده است.
امام و تجدید نظر در احادیث احمقانه اجدادش😆🤣🍿
****************************************
امام نقی: «پیروان واقعی من کسانی هستند که برای تامین پول، قاچاق هرویین می کند، اما همزمان سر هفده نفر را به جرم رقص و موسیقی و عروسی مختلط می برد...!»🤣🤣🤣
روایت است امامنا نقی (ق) بر بالین پیرمردی بیمار فرود آمد. پیرمرد گفت: ای پسر رسولولا، در این لحظات آخر عمرم چیزی به من بیاموز تا به مرگ جاهلیت از دنیا نروم. امام پرسیدند: نمازهایت را خوانده ای؟ روزه و خمس و زکات و حق امام را مرتب پرداخت کرده ای؟😆
پیرمرد گفت: آری یابن رسولولا ! سپس حضرت سؤالاتی در مورد اصول و احکام اسلام از پیرمرد پرسیدند و آن پیر مؤمن به همه سؤالات جواب داد، همچنین بصورت خودجوش 😆چند جزء از قرعان نقید هم از حفظ تلاوت کرد.
حضرت که متوجه شدند پیر مرد نفسهای آخرش را می کشد فرمودند: به خدا سوگند که اگر تمام دانشمندان جمع شوند و تمام علوم هستی را در این لحظه به تو بیاموزند باز هم جاهل می میری، تنها این را بگویم که یک عمر سر کار بودی! 🤣😆سپس به سرعت متواری شدند🍿🍿
امام نقی (ع) به نماز ایستاده بودند که شیطان به میان باسن مبارکشان وارد شده و شروع به فوت کردن کرد تا آن بزرگوار را به شک و شبهه⃰ بیندازد.🍿🍿🍿🍿
امام سر را به سمت باسن برگردانده و به شیطان گفتند: ادامه بده که امروز ابوپنکۀ سقفی در جمع ما نیست و حسابی گرممان شده.🍿🍿🍿🍿
حدیث (جوک نیست):
⃰ جعفر صادق: همانا شیطان در نشیمنگاه شخص نمازگزار می نشیند و بادی رها می کند تا او را به شک بیاندازد
***********************************
بدلیل رقابت تنگاتنگ امام علی و امام نقی، بعد از آنکه طرفداران امام علی اعلام کردند که علی تنها کسی است که در کعبه به دنیا آمده است، آمام نقی نیز اعلام کرد که تنها کسی است که در کعبه قضای حاجت کرده است...!!😆🍿
نقل است که روزی جمعی از صحابه از امام نقی (ع) پرسیدند: یا نقی! چرا ما نمیگذاریم کافران زندگی خودشان را بکنند و باید آنها را بکشیم؟🤣
حضرت لختی به سفاهت اصحاب افسوس خورده و از ایشان پرسیدند: آیا تا کنون فکر کردهاید که دلیل عقبماندگی مسلمانان چیست؟🤓
صحابه کمی اندیشیده و پاسخ دادند: نخیر، نمیدانیم ای فرزند رسول خدا.
حضرت فرمودند: به خدا قسم که دلیل آن پیشرفت کافران است!😆🍿
پس صحابه خشتکها دریده و لبیکگویان به تیز کردن شمشیرها مشغول شدند…😆
سیره نقوی، در باب مظلومیت مسلمانان
************************
روزی ابو کروموزوم از امام پرسید: دلیل تعدد زوجات محمد چیست؟🤣
امام گفت: چون پسر نداشت هی تجدید فراش میکرد شاید همسران جدیدش «پسرزا» باشند… با هر زنی از هر قبیلهای جماع میکرد و به همسران دشمنانش تجاوز میکرد شاید که یکیشان پسرزا باشند.🤣😆🍿🍿🍿
سپس ابو کروموزوم پرسید: اماما، امروزه مشخص شده جنسیت فرزند از پدر است، و نه مادر! محمد با علم لدنی چطور این رو نمیدانست؟😆
امام لحظهای فکر کرد، و در آن لحظه بود که امام با شمشیرش ابوکروموزوم را تقسیم میوز کرد!!!😆
پ.ن. راوی که صحنه را تصویر کرد به عنوان اولین دانشمندی که توانست تقسیم میوز سلولی را مدل کند جایزه نوقل گرفت.😆
راه و رسم نقوی – جلد 4 – فصل 1 – علم لدنی خاندان نبوت و امامت😆
گمان نمی کردم احادیث و روایات امام نقی(عین)، در اینجا هم شکُفته باشند!🤣 اما بسیاری از این احادیث در کمپین رسمی آن حضرت در فیسبوک موجود می باشد. نقویان دفترچه خودشان راوی احادیث نیستند؟!
گمان نمی کردم احادیث و روایات امام نقی(عین)، در اینجا هم شکُفته باشند!🤣 اما بسیاری از این احادیث در کمپین رسمی آن حضرت در فیسبوک موجود می باشد. نقویان دفترچه خودشان راوی احادیث نیستند؟!
دو حدیث زیر جوک نیست و نشان دهنده نا آگاهی پیامبر و امام صادق است
امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) هر روز سیصد و شصت بار، به تعداد رگهای بدن، حمد خدا می کرد و می گفت «الحمدلله رب العالمین کثیراً علی کل حال» «در تمام حالات و به طور فراوان حمد و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان باد» (الکافی 2/503)
_____ امام صادق(ع) از قول رسول خدا(ص) فرمود: در بدن آدمی سیصد و شصت رگ وجود دارد، که یکصد و هشتاد رگ آن متحرک و یکصد و هشتاد رگ دیگر ساکن است، اگر رگ های متحرک ساکن شوند یا بالعکس رگ های ساکن متحرک گردند آدمی خوابش نمی برد. 😄😄😄
از این رو رسول خدا(ص) چون صبح می کرد سیصد و شصت مرتبه می گفت «الحمدلله رب العالمین کثیراً علی کل حال» «در تمام حالات و به طور فراوان حمد و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان باد» و چون شب فرا می رسید ذکر گذشته را نیز به همان شماره تکرار می فرمود. (الکافی 2/503) سنن النبی صفحه
روزی امام نقی به همراه جمعی از صحابه از دیار هندوستان می گذشتند که ناگهان به قبیله ای بر خوردند که مشغول پرستیدن آلت تناسلی مردانه بودند. امام جلو رفتند تا قبیله را قدری نصیحت کنند. اما یکی از روحانیون آن دین نزد امام آمد و گفت : ای نقی اگر بر آنچه می پرستیدم شک داری ، آلتی همانند آلتی که ما می پرستیم بیاورید و گواهان خود را فرا خواندید و بدانید که هر گز چنین نتوانید کرد.🍿 نقل است که امام نقی به آیین آلت پرستی روی آوردند🍿
اثبات معجزه بود دین آلت پرستی / ص 364
*********************************************
پس از کاهش قابل ملاحظه تعداد نماز گذاران در سالهای اخیر، شیطان دیگر مسلمانِ نمازخوانی نمییافت که در نشیمنگاهش بنشیند و "بادی رها کند" تا او را به شک بیاندازد.🍿 لذا پس از مشورت با امام نقی تصمیم گرفت تا شغلش را به روز و update کند. پس از آن تاریخ، شیطان به کارخانه های خودروسازی رفته و در تونلهای باد آنها میگوزید تا مهندسان را به شک بیاندازد!!🍿
(از مقاله: تاثیر اسلام در افزایش کارایی خودروها-تالیف "مرسد ابن ز")
شیرشناسی 157- و از امیر المؤمنین علیه السلام روایت شده كه آن حضرت فرمود: شیر و بول دختر، پیش از آنكه غذا خوار شود (یا غذایش بر شیر خوردنش غالب شود) از جامه شسته مىشود، زیرا شیرى كه دختر میخورد از مثانه مادر سرچشمه میگیرد ولى شیر پسر را قبل از اینكه غذا خوار شود از لباس نمیشویند همچنین بول او نیز شستن نمیخواهد زیرا شیرى را كه پسر میخورد از دوشها و بازوان مادر بیرون مىآید.🍿
من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج1،برگ 98
*********************************
جوک نیست حدیث است:
امام صادق علیه السّلام فرمود: اسرائیلیان (یهودیان) را چنین رسم بوده كه چون به یكى از آنان قطرهاى بول میرسید گوشتهاى خود را با قیچى مىبریدند، 🍿در صورتى كه خداوند عزّ و جلّ كار را بر شما امّت به توسّط احكامى كه وسعت آن باندازه فاصله زمین تا آسمان است، آسان ساخته، آب را برایتان پاك كننده قرار داده است.حال بنگرید (از نظر شكر کردن) چگونه اید؟ (و در چه شرایط آسان و بی رنجى بسر میبرید)🍿
من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج1 ،برگ25
امام نقی (ع) بعد از مدتی که کاسبی امامت را کساد می دیدند، به بیزینس اکتشاف معدن روی آوردند. تکنیک حضرت به با شمقدر، عفیر و ذوالنقاح به بیابان های اطراف سامراء می رفتند، و علوفه را می خوردند. با توجه به علم لدنی شان، اگر هر چهار تایشان می توانستند علف های مذکور را هضم کنند، حتمن معدنی با ارزش آن جا بود.🍿 نقل است که بعد از مدتی جهاز هاضمه ی ایشان، به سیستم چهار قسمتی ارتقاء پیدا کرد و این خصیصه تا امامزاده ها هم ارث رسید.🍿
امام نقی (ع) و ارتباط ارگانیک معدن و معده - تالیف منقود انقدی نجاد🍿
**********************************
امام نقی "قربونش برم" نقل می فرمایند که از پدرم شنیدم که از پدرش روایت می کرد که جدم رسولولو بعدازظهرها که هوا خنک بود با عایشه و علی و بقیه بروبچز دور هم یک آیه چرتی از خودشان درست می کردند آنگاه منتظر می مانند که ببینند مفسرین چه تعبیر عرفانی از تویش درمی آورند و بعد دور همی غش غش می خندیدند.🍿
خاندان نجاست و طهارت و شادی های حلال🍿
*****************************************
امام نقی، ابولاشی و ابو تفخیذ در جنگل آمازون گرفتار قبیله آدمخوار شدند. هنگامی که حضرت به همراه یارانش داخل دیگ میجوشید، رو به آدمخوارها کرد و فرمود: وای بر شما چه گونه گوشت انسان میخورید؟ یکی از آدمخوارها جلو آمد و گفت: ما گوشت انسان نمیخوریم؛ وقتی شما میمیرید، دیگر انسان نیستید و فرقی با گوشت های دیگر ندارید. مهم انسانیت است نه آدمیت. شما آدم هستید نه انسان و ...🍿 نقی رو به مرد کرد و گفت: اسمت چیست پسرم؟ مرد گفت: سید عبدالکریم سروش آکومبامبا🍿