بگذارید یک مرور کلی بکنیم
سخن ما از اول هم این بود که کمونیسم نتوانست یک نمونه خوب هم تحویل دهد و برای همین ناکارآمد است! شما (طرف دفاع از کمونیسم) مدعی شدید که آمریکا کمونیستها را انگشت کرد پاره شدند!!!
ما گفتیم تنها یک کودن تا زمانی که توانش را ندارد علیه چیزی که از خودش قوی تر است اعلام جنگ و دشمنی میکند که یک دفعه ای رفتید توی اسپارتاکوس و رابین هود و ...
نهایتن این انگشت کردن شده دستاویزی برای ما که هم بحثمان را جلو ببریم هم اندکی خوشی کنیم 😄
بعد که دیدید گند کار درآمده و دیگر راه فراری نیست و تمام سخنان و ادعاهایتان پشم شده اند به چیزی که پیشتر خودتان مدعی اش شده بودید (جر خوردن کمونیسم با انگشت آمریکا) آویزان شدید و سپس مثال مغز و بدن و ویروس و پتک را آوردید👎
البته ما (من) در این میان یک نکته را هم یادآور شدم و گفتم که اگر سامانه ای برای تسلط برچیزی ساخته شده باشد و موفق به انجامش نشود باز هم ناکارآمد است!
و برایتان مثال زدم که اگر مغز برای دوام آوردن زیر ضربات پتک طراحی شده بود و با همان ضربه اول له میشد پس ناکارآمد بود.
نیازی به توضیح نمیدیدم که بازگو کنم کمونیسم برای براندازی نظام سرمایه داری و خارج کردن سرمایه از دست سرمایه دار و ساخت بهشت برین برای کارگران و زحمتکشان و رنجبران و رفقا و ... بوجود آمده که گویا اکنون باید این نکته را هم یادآوری کنم!
یعنی کمونیسم در برآورده کردن آنچه برایش ایجاد شده ناتوان بوده پس ناکارآمد است.
اگر هوش نکردید بگویید از همان مدل قیاسهای خودتان برایتان استفاده کنم 😄
اینکه کمونیستها شکست خوردند تنها میگوید که راهبرد یا توان
بسنده نداشتهاند و بس, چیزی دربارهیِ درستی یا نادرستی کنش آنها
و آرتائیک (ethics) نمیگوید و از آنجاییکه ما اینجا داریم دربارهیِ اخلاقیات و کار
درست گفتگو میکنیم, نه راهبردهایِ جنگی, پس سخن شما از بیخ بیپیوند است.
تازه آنچه گفتهاید خود اش یک پسانگری (retrospect) که به آن «سوگیری پسابینش» در روانشناسی میگویند: Hindsight bias - WiKi
به دیگر زبان این نادانی شماست که میاندیشید
دادههایی که شما پس از رویداد دارید را دیگران پیش از رویداد (شکست) هم داشتهاند و هتّا از این دیدگاه هم, سخن اتان بیارزش است.
نه عزیزم شما در وهم پوچاندن به سر میبرید! یک قیاس مع الفارق کردید!
آن را نشان دادیم - داغ فرمودید 😉
پس تکرار نشود.
ببخشایید؟!
من برایتان:
١- چند بنمایه از آکادمیا آوردم که همین سنجش موبهمو به کار رفته بود.
٢- آنرا ساده شده یکبار دیگر آوردم.
٣- برایتان یک پرسش ساده هم آوردم که با پاسخ به آن دریابید چرا «سنجش نابرابری (قیاس معالفارق)» آنجا نبوده.
آنگاه آنچه شما بفراخور کردهاید اینها بوده:
١- یک چیزی به نام "سفستهیِ وانهادن" از خودتان درآوردید.
٢- ریشخند کردید.
٣- پرسش را بیپاسخ گذاشتید.
پرسش نامبرده:
سرانجام سخن شما چیست؟ آیا میپذیرید هر سامانه هر چه کارآمد, میتواند سرانجام بشکند یا خیر؟
در برابر این داو:
اگر کمونیسم کارآمد بود, نمیشکست —> اگر یک سامانه کارآمد باشد, نمیشکند.
و باز هم میبینیم که شما حق رای اکثریت را به رسمیت نمیشناسید و مثل سید علی خامنه ای خودتان را در جایگاهی بالاتر از اکثریت مطلق یک جامعه میبینید! و فهمش هم گویا برایتان ثقیل است که وقتی جامعه ای با خواست شما همسو نیست یا باید آن را ترک کنید یا به خواست اکثریت احترام بگذارید و تا عوض شدن شرایط صبر کنید و یا تنها و تنها از طریق آگاهی رسانی و فعالیتهای مدنی سعی کنید جامعه را با خواست خود همسو کنید نه با قلدری و آدم کشی و خون ریزی و ... - در غیر این صورت خودکامه هستید.
کما اینکه کشتن و در بند کردن اکثریت به خاطر اقلیت غیر اخلاقیست حتا اگر آن اکثریت بخواهند این اقلیت را به گاری ببندند / بکشد / چوب نیم سوز توی ماتحتشان کند / تردشان کند / از حقوق اجتماعی محرومشان کند و ...
....
2x2=4
روشنه بیشینگان سزامندیِ مرزمندی دارند و این شما هستید که اینجا تک و
تنها دارید از سزامندی بیشینگان در اینکه "هر چه خواستند بکنند" میپدافندید.
برای خوانندگان نمونه برشمردیم: ٥١% مردم میخواهند ایشان را گرفته و به ناحق بکشند, اکنون چه, دربرابر رای بیشینگان سرفرود
آورده و همچون گوسپند خود را قربانی کنند (پیشنهاد شما 😉), یا ایستاده و از هستی و زیست خود اشان تا پای همان مرگ, بجنگند؟
پاسخ این پیشتر داده شده! شما هم مواظب باشید پس از این از این دست سوتی ها ندهید چون دیگر توان ویرایش و پاک کردنش نیست . هر چه هم میخواهید بگویید ایرادی ندارد 😉
تنها "پاسخی" که بیشتر دادید انگ بیشتر و دروغگویی بیشرمانهیِ فزونتر بود,
ولی چنانکه گفتم, چیزی به نام رو کم نداریم و نمیخواهید دست از یاوهگویی و پررویی بردارید.
اینکه کمونیستها شکست خوردند تنها میگوید که راهبرد[١] یا توان بسنده نداشتهاند و بس, چیزی دربارهیِ درستی یا نادرستی کنش آنها و آرتائیک[٢] (ethics) نمیگوید و از آنجاییکه ما اینجا داریم دربارهیِ اخلاقیات و کار درست گفتگو میکنیم, نه راهبردهایِ[١] جنگی, پس سخن شما از بیخ بیپیوند است.
شکست خوردن کمونیستها در برابر آمریکا و دنیای سرمایه داری که قطعن از روی ضعفشان در برابر آنها بوده و بحثی در این نیست. ولی ریده مالی که در کشورهای خود به راه انداختند، مردم را زندانی کردند و فراریان را میکشتند که از جهنم کمونیستی خارج نشوند و یکی از مخوف ترین دیکتاتوریهای تاریخ را به راه انداخته اند هیچ ربطی به اخلاق و کار درست ندارد! از آنجایی که کمونیسم خود به روشنی اعلام کرده برای براندازی سرمایه داری به دیکتاتوری روی میاورد پس به روشنی تمام این گند و گه های بالا آمده برآمده از خود ایدئولوژیست.
همچنین مارکس آن قدری دانش و سواد نداشته که بفهمد در سیستمی که رقابت وجود نداشته باشد پیشرفتی هم وجود نخواهد داشت و برای همین دنیای کمونیسم در این زمینه به شدت لنگ میزد و همواره از دنیای سرمایه داری عقب تر و حتا وابسته بوده و هست.
همچنان که امیر گرامی هم پیشتر در مورد نظام پاداش و تنبیه توضیح داده اند و خود این یکی از ایرادهای بنیادین کمونیسم است.
به دیگر زبان این نادانی شماست که میاندیشید[٤] دادههایی که شما پس از رویداد دارید را دیگران پیش از رویداد (شکست) هم داشتهاند و هتّا از این دیدگاه هم, سخن اتان بیارزش است.
ما هم داریم در مورد پس از رویداد سخن میگوییم نه پیش از آن.
کمونیسم آزموده شده و زمان کافی هم بهش داده شده و عملن ریده.
در ضمن نیازی نیست که ایران با آمریکا وارد جنگ شود تا بفهمد زورش به آمریکا نمیرسد :))
١- چند بنمایه[٦] از آکادمیا آوردم که همین سنجش[٧] موبهمو به کار رفته بود. ٢- آنرا ساده شده یکبار دیگر آوردم. ٣- برایتان یک پرسش ساده هم آوردم که با پاسخ به آن دریابید چرا «سنجش نابرابری (قیاس معالفارق)» آنجا نبوده.
آنگاه آنچه شما بفراخور کردهاید اینها بوده:
١- یک چیزی به نام "سفستهیِ وانهادن" از خودتان درآوردید. ٢- ریشخند[٨] کردید. ٣- پرسش را بیپاسخ گذاشتید.
پرسش نامبرده:
سرانجام سخن شما چیست؟ آیا میپذیرید هر سامانه[٩] هر چه کارآمد[١٠], میتواند سرانجام بشکند یا خیر؟
در برابر این داو[١١]:
اگر کمونیسم کارآمد بود, نمیشکست —> اگر یک سامانه کارآمد باشد, نمیشکند.
به راستی انقدر سخت است زحمت خواندن چیزی که پیشتر به شما معرفی کرده ایم ؟
اگر کمونیسم کارآمد بود, نمیشکست —> اگر یک سامانه کارآمد باشد, نمیشکند.
اسب قهوه ای گیاهخوار است -> هر موجود قهوه ای گیاهخوار است! خرس قهوه ایست پس خرس هم گیاهخوار است!!!
حالا در مورد شما برعکسش میشود این : مغز یک سامانه کارآمد است و با یک ضربه پتک له میشود -> هر سامانه کارآمدی له میشود! کمونیسم له شد! پس حتمن کارآمد است :))))
روشنه بیشینگان[١٢] سزامندیِ[١٣] مرزمندی دارند و این شما هستید که اینجا تک و تنها دارید از سزامندی بیشینگان در اینکه "هر چه خواستند بکنند" میپدافندید[١٤].
برای خوانندگان نمونه برشمردیم: ٥١% مردم میخواهند ایشان را گرفته و به ناحق بکشند, اکنون چه, دربرابر رای بیشینگان سرفرود آورده و همچون گوسپند خود را قربانی کنند (پیشنهاد[١٥] شما ), یا ایستاده و از هستی و زیست خود اشان تا پای همان مرگ, بجنگند؟
پاسخ این پرت و پلای شما پیشتر داده شده و با مغلطه تکرار نمیتوانید به چیزی برسید جانم.
تنها "پاسخی" که بیشتر دادید انگ بیشتر و دروغگویی بیشرمانهیِ فزونتر بود, ولی چنانکه گفتم, چیزی به نام رو کم نداریم و نمیخواهید دست از یاوهگویی و پررویی بردارید.
همچنان که گفتیم پس از این مواظب باشید چه میگویید چون دیگر دسترسی ویرایش همیشگی ندارید و نمیتوانید آنها را پاک کنید. از آنجایی که من پیشتر در مورد چنین سوء استفاده هایی در برابر اجازه ویرایش بی حد و مرز هشدار داده بودم و اکنون داریم نمونه اش را میبینیم آن هم از طرف کسی که بیشترین اصرار را برای باقی ماندن این دسترسی داشت عمرن دوباره چنین دسترسی هایی به کاربران داده شود تا با حاشاهایی این چنینی مجبور به دست و پنجه نرم کردن نباشیم .
همچنین مارکس آن قدری دانش و سواد نداشته که بفهمد در سیستمی که رقابت وجود نداشته باشد پیشرفتی هم وجود نخواهد داشت و برای همین دنیای کمونیسم در این زمینه به شدت لنگ میزد و همواره از دنیای سرمایه داری عقب تر و حتا وابسته بوده و هست.
بیجاست، همپیشی در بهره کشی و به گاری بستن، جدای همپیشی در هومنی و پیشرفت و دانش و فند است. همپیشی باید در زمینه های خوب باشد که خوب بشمار برود و گرنه همپیشی در دزدی چه سرافرازی دارد؟
کمونیسم آزموده شده و زمان کافی هم بهش داده شده و عملن ریده.
بیجاست، ۵۰ سال در بستر تاریخ یک دم بیش نیست.
همچنان که پیشتر گفته شد، اسپارتاکوس هم ٢۰۰۰ سال پیش شکست خورد ولی چون آرمنش هومنی بود، سرا نجام برده داری برچیده شد. همچنانکه فئودالیسم و خانخانی برچیده شد، همچنان که بیمه های پزشکی و بازنشستگی و بیکاری و .. پدید امدند، که همه آهسته آهسته و پس از فراز و نشیب های بسیار و پس از شکست ها و ناکامی ها و پیروزی ها و کامیابی ها پدید امدند. روند تاریخ که رجگون و آسفالته نیست، گاهی یک گام به پس باید نشست تا سپس دو گام به پیش رفت. پس اینجا هم مانند همیشه، یاوه سُرایی فرمودید
! ---
از سوی دیگر آزمون و همپیشی باید در سامه های برابر باشد. در همپیسی دوندگی همه روی یک رج استارت هستند نه اینکه یکی زخمی و سد متر پستر استارت بزند و آن یکی هم هی جلوی راهش میخ بریزد و سپس گروهی نادان بگویند که "آزمونش را پس داد"!!
بیجاست، همپیشی[١] در بهره کشی و به گاری بستن، جدای[٢] همپیشی در هومنی[٣] و پیشرفت و دانش و فند است. همپیشی باید در زمینه های خوب باشد که خوب بشمار برود و گرنه همپیشی در دزدی چه سرافرازی دارد؟
وقتی ترس از ورشکستگی وجود نداشته باشد و چه همگان محصولی را بخرند چه نخرند آن کارخانه/تولیدی به کار خود ادامه میدهد بدون نگرانی از تعطیلی و بیکاری و از دست رفتن سرمایه کیفیت محصولات تولیدی پایین آمده و دست آخر بیشتر از لادا تحویل ملت نمیدهند! شما میگویید اینطوری نیست ؟ بفرمایید رقابت را در جهانی 100% کمونیستی به ما نشان دهید!
همچنان که پیشتر گفته شد، اسپارتاکوس هم ٢۰۰۰ سال پیش شکست خورد ولی چون آرمنش هومنی[١] بود، سرا نجام برده داری برچیده[٢] شد. همچنانکه فئودالیسم و خانخانی برچیده شد، همچنان که بیمه های پزشکی و بازنشستگی و بیکاری و .. پدید امدند، که همه آهسته آهسته و پس از فراز و نشیب[٣] های بسیار و پس از شکست ها و ناکامی ها و پیروزی ها و کامیابی ها پدید امدند. روند تاریخ که رجگون[٤] و آسفالته نیست، گاهی یک گام به پس باید نشست تا سپس دو گام به پیش رفت. پس اینجا هم مانند همیشه، یاوه سُرایی فرمودید !
و همچنان که پیشتر هم گفته شده همه اینها چیزی از ناکارآمدی کمونیسم کم نمیکند!
تازه شما باید ثابت کنید برپایی دیکتاتوری و کشتار کسانی که نمیخواهند زیر پرچم کمونیسم سینه بزنند و برپایی حکومت تک حزبی (تک صدایی) به قول خودتان هومنیست!
از سوی دیگر آزمون و همپیشی[٥] باید در سامه[٦] های برابر باشد. در همپیسی دوندگی همه روی یک رج[٧] استارت هستند نه اینکه یکی زخمی و سد متر پستر استارت بزند و آن یکی هم هی جلوی راهش میخ بریزد و سپس گروهی نادان بگویند که "آزمونش را پس داد"!!
از انگشت رسیدیم به میخ در دوندگی :)))
جناب مزدک نادان همان انسان نحیفیست که با دست خالی به جنگ کردگدن میرود و انتظار پیروزی هم دارد
جناب مزدک نادان همان انسان نحیفیست که با دست خالی به جنگ کردگدن میرود و انتظار پیروزی هم دارد
بیجاست، تاکتیک جنگی این کار را نمیدانید. ما میدانیم که باید بهره کشی را از میان برد و در هر بزنگاهی میتوان بدان آسیب زد، هرچند به نابودی ما بینجامد، چرا که میدانیم که کسی دیگری در آینده، بازهم همان کار را خواهد کرد و ما با کار خود، راه او را آسانتر میکنیم. برای انیکه به نمونه شما بپردازیم: هر کسی که دلیر و کهرمان است یک نیزه به کرکدن میزند و خودش له میشود ولی کرگدن هی سست تر میشود و نیزه داران آینده او را از پای در خواهند آورد! اینگونه است که کسی به " بابک خرمدین" نمیگوید "نادان"، به او میگویند "کهرمان"! گرچه با امپراتوری اسلامی عباسیان که از خودش بارها و بارها گنده تر بودند، در افتاد .
-- پس میبینیم که نادان کسی است که چشم دارد که بهره کشی چندین هزار ساله، با پنجاه سال کمونیسم ، آنهم در یک کشور زخمی و واپسمانده از میان برود.
ازه شما باید ثابت کنید برپایی دیکتاتوری و کشتار کسانی که نمیخواهند زیر پرچم کمونیسم سینه بزنند و برپایی حکومت تک حزبی (تک صدایی) به قول خودتان هومنیست!
بیجاست، تاکتیک جنگی این کار را نمیدانید. ما میدانیم که باید بهره کشی را از میان برد و در هر بزنگاهی میتوان بدان آسیب زد، هرچند به نابودی ما بینجامد، چرا که میدانیم که کسی دیگری در آینده، بازهم همان کار را خواهد کرد و ما با کار خود، راه او را آسانتر میکنیم. برای انیکه به نمونه شما بپردازیم: هر کسی که دلیر و کهرمان است یک نیزه به کرکدن میزند و خودش له میشود ولی کرگدن هی سست تر میشود و نیزه داران آینده او را از پای در خواهند آورد! اینگونه است که کسی به " بابک خرمدین" نمیگوید "نادان"، به او میگویند "کهرمان"! گرچه با امپراتوری اسلامی عباسیان که از خودش بارها و بارها گنده تر بودند، در افتاد .
-- پس میبینیم که نادان کسی است که چشم دارد که بهره کشی چندین هزار ساله، با پنجاه سال کمونیسم ، آنهم در یک کشور زخمی و واپسمانده از میان برود.
انصافن از پرت و پلا خسته نمیشوید ؟! گویا به قول کوروش پیری بدجوری کار دستتون داده که نمیفهمید درگیر شدن با قوی تر از خود آن هم با دست خالی تنها کار افراد نادان است! یا اینکه زیادی در رویا سیر میکنید و میخواهید اسپارتاکوس وار به نظام برتر و بهتر سرمایه داری بتازید ؟
نظامی که بنا به اعتراف خودتان انگشت تنها یکی از اعضایش اَبَرکشور شوروی را پاره کرده
اینهم بیجاست. اسلام ١۴۰۰ سال است که هست و سده ها، سرزمین های بزرگی را فرمانروایی کرده است و هماوردی نیز نداشته و از درون پوسیده است ( مانند عباسیان )
اسلام هر چند سال هست که هست! جمهوری اسلامی 30 سال بیشتر عمر نداشته. با این حساب کمونیسم هم از سال 1848 هست که هست و در تمام این مدت پشت سر هم ریده. پس فکر کنم ما این حق را داشته باشیم که اینگونه برداشت کنیم که جناب مزدک باز (دوباره) دست به تحریف زدند و 165 سال را کردند 50 سال
اسلام هر چند سال هست که هست! جمهوری اسلامی 30 سال بیشتر عمر نداشته. با این حساب کمونیسم هم از سال 1848 هست که هست و در تمام این مدت پشت سر هم ریده. پس فکر کنم ما این حق را داشته باشیم که اینگونه برداشت کنیم که جناب مزدک باز (دوباره) دست به تحریف زدند و 165 سال را کردند 50 سال !!!
بیجاست، ایده ی کمونیسم کهن است ولی کمونیسم از سال ١۹١۸ در شوروی در کنش آغاز شده و ~١۹۹۰ هم از میان رفت که میشود ۷۰ سال و بلوک خاور از ١۹۴۵ بوده تا ١۹۹۰ که میشود همان ۴۵ سال. این بود که گفتیم ۵۰ سال میانگین پیاده شدنش، نه ایده و جهان بینی اش
! ---
از سوی دیگر، میبینیم که اسلام با همه ی گندو گوزی اش ١۴۰۰ است که پاینده بوده است، پس ایا میتوانیم از روی نگره (تئوری) شما بگوییم که "درست" و "خوب" هم بوده یا هست?
نظامی که بنا به اعتراف خودتان انگشت تنها یکی از اعضایش اَبَرکشور شوروی را پاره کرده
بیجاست. آمریکا برای سرنگونی کمونیسم میلیارد ها دلار هزینه کرده و هزاران تن از سربازان خودش برای نمونه در ویتنام ، کشته شده اند و آسیب های بنمایه ای و فرامنشیک فراوانی را به او زده ایم، بگونه ای که بیشینه ی جهانیان همگی از سرمایه داری آمریکا بیزار هستند.
هتّا در خود المان که شما زندگی میکنید، روشنویران و مردم، نگر خوشی درباره ی سیاست و سرمایه داری آمریکا ندارند
،
چه رسد به مردم چلانده ی شده ی جهان سوم!
خب اینها را به بهای جان فشانی خود مان بدست آورده ایم. همین که اوباما میگوید که آمریکا دیگر نباید از دیکتاتور ها ( مانند پینوشه و شاه و ..) پشتیبانی نماید، از همین کوبه ها و زخم هایی است که ما به سرمایه داری جهانی زده ایم و خواهیم زد!
بیجاست، ایده ی کمونیسم کهن است ولی کمونیسم از سال ١۹١۸ در شوروی در کنش آغاز شده و ~١۹۹۰ هم از میان رفت که میشود ۷۰ سال و بلوک خاور از ١۹۴۵ بوده تا ١۹۹۰ که میشود همان ۴۵ سال. این بود که گفتیم ۵۰ سال میانگین پیاده شدنش، نه ایده و جهان بینی اش !
اسلام هم به شکل جمهوری+اسلامی همش 30 سال است که آزموده شده پس تمام ادعای شما مبنی بر 1400 ساله بودنش بیجاست. تازه ما در همین اسلام دوران طلایی اسلام را داریم که با ربط یا بی ربط پیشرفت ریاضیات را در تاریخچه خود یدک میکشد که البته دستاویزی هم هست برای مسلمانان که بگوین اسلام فلان و اسلام بهمان. همچنین 70 سال برای یک نظام سیاسی/اقتصادی فرصت و زمان کافیست تا بتواند کارآمد بودن خود را نشان دهد. ایدئولوژی که نتواند طی 70 سال به هیچ کدام از شعارهایش رنگ و روی واقعیت ببخشد قطعن ناکارآمد است همچنان که 30 سال برای آزمودن ترکیب اسلام و جمهوری!!! زمان کافی بوده و ناکارآمد بودنش به همگان ثابت شده.
از سوی دیگر، میبینیم که اسلام با همه ی گندو گوزی اش ١۴۰۰ است که پاینده بوده است، پس ایا میتوانیم از روی نگره (تئوری) شما بگوییم که "درست" و "خوب" هم بوده یا هست?
نه نمیشود گفت خوب بوده ولی میشود گفت "کار کرده"
. در مورد سرمایه داری عزیز نه تنها کار کرده بلکه چیزهایی را پیشکش بشریت کرده که هیچ کمونیستی از صد فرسخی اش هم رد نشده.
تازه بعد از این همه سال که از قدم گذاشتن اولین انسان به کره ی زمین توسط سرمایه داران عزیز میگذرد گذشته چین کمونیستی که فهمیده کمونیسم کار نمیکند و آویزان سرمایه داری شده تا یک قدری خودش را بالا بکشد دیروز یک روبات فرستاده روی ماه!!!
جمهوری اسلامی هم این وسط برای خودش میمون هوا میکنه حال میکنه :))))
خب، این نگر شماست، میتوانید در آن جستار به سرمایه داری پسند بزنید! هرگاه فرنود تازه ای آوردید در باره ی ان گفت و ستیز میکنیم !
من تنها از شما خواستم بدون شعار دادن چگونگی وجود رقابت و سامانه پاداش و جزا (که دست کم تا کنون لازمه هر پیشرفتی در اقتصاد بوده) را در یک دنیای 100% کمونیستی برای ما توضیح دهید!
تازه بعد از این همه سال که از قدم گذاشتن اولین انسان به کره ی زمین توسط سرمایه داران عزیز میگذرد گذشته چین کمونیستی که فهمیده کمونیسم کار نمیکند و آویزان سرمایه داری شده تا یک قدری خودش را بالا بکشد دیروز یک روبات فرستاده روی ماه
بیجاست، اگر شوروی اسپوتنیک و کیهان نورد نخستین را به اسپاش نمیفرستاد، اینها به خود هیچ تکانی نمیدانند که این کار نمایشی را انجام دهند، چرا که دانشمندان دریافته اند که فرستادن آدم به ماه، بایسته نبوده و چیزی فراتر از انچه یک روبات میتوانست انجام دهد ( آوردن سنگ و ..) نمیتوانسته اند انجام دهند جز همان بازی نمایشی برای آماج سیاسی.
من تنها از شما خواستم بدون شعار دادن چگونگی وجود رقابت و سامانه پاداش و جزا (که دست کم تا کنون لازمه هر پیشرفتی در اقتصاد بوده) را در یک دنیای 100% کمونیستی برای ما توضیح دهید!
خب این نشان میدهد که آن نگرستیزی (مناظره) را درست نخوانده اید! خوانندگان را فرا میخوانم که بیگمان آن جستار را بخوانند
بیجاست. آمریکا برای سرنگونی کمونیسم میلیارد ها دلار هزینه کرده و هزاران تن از سربازان خودش برای نمونه در ویتنام ، کشته شده اند و آسیب های بنمایه[١] ای و فرامنشیک[٢] فراوانی را به او زده ایم، بگونه ای که بیشینه[٣] ی جهانیان همگی از سرمایه داری آمریکا بیزار[٤] هستند.
هتّا در خود المان که شما زندگی میکنید، روشنویران[٥] و مردم، نگر خوشی درباره ی سیاست و سرمایه داری آمریکا ندارند
خوب مردم آلمان در زمینه اقتصاد قدر گاو نمیفهمند! اقتصاد دان هایشان که سیستم را میگردانند به جایش خیلی هم حالیشان است و آویزون آمریکا هم هستند. اگر یک فرد معمولی در آلمان بخواهد میزان مالیاتی که روی یک فاکتور که 10 کالا در آن خریداری شده و همگی 19% مالیات داشته اند را برای شما حساب کند میزان مالیات یک یک آنها را حساب میکند سپس همه را با هم جمع میزند!!! یعنی فاجعه در بین مردم معمولی در آلمان تا به این حد است.
مشکل مردم جهان سوم نادانی و بلاهت خودشان است نه دسیسه انگلیس و آمریکا!
جامعه ی باهوش ابرقدرتها را برای پیشرفت خودش پله میکند نه اینکه جلوی آنها سینه سپر کند تا به خاطر تحریم و جنگ و کوفت و درد و زهر مار از همینی هم که هست بدبخت تر بشه!
خب اینها را به بهای جان فشانی خود مان بدست آورده ایم. همین که اوباما میگوید که آمریکا دیگر نباید از دیکتاتور ها ( مانند پینوشه و شاه و ..) پشتیبانی نماید، از همین کوبه ها و زخم هایی است که ما به سرمایه داری جهانی زده ایم و خواهیم زد!
شماها زدید ؟! شماهایی که از استالین دفاع میکنید ؟ 😂 دست بردارید و انقدر ما را نخندانید جناب مزدک
پس میبینید که گفته ی خودتان را پوچ کردید! برده داری روم باستان هم هم نمیشود گفت خوب بوده ولی هزار و دویست سال کار کرده! سرمایه داری هم نمیشود گفت خوب بوده ولی میشود گفت کار کرده! چنگیز خان هم همیجوری بود! ما به خوب بودن کارداریم!
بیجاست، اگر شوروی اسپوتنیک و کیهان نورد نخستین را به اسپاش نمیفرستاد، اینها به خود هیچ تکانی نمیدانند که این کار نمایشی را انجام دهند، چرا که دانشمندان دریافته اند که فرستادن آدم به ماه، بایسته نبوده و چیزی فراتر از انچه یک روبات میتوانست انجام دهد ( آوردن سنگ و ..) نمیتوانسته اند انجام دهند جز همان بازی نمایشی برای آماج سیاسی.
شما هنوز در کف اسپوتنیکِ بوقی هستید ؟ فرستادن آدم به ماه به راحتی برتری تکنولوژیکی آمریکا را از هر نظر نسبت به شوروی نشان داد. وویجر هم که به عنوان نخستین سازه ساخت بشر از منظومه شمسی خارج شد
پس میبینید که گفته ی خودتان را پوچ کردید! برده داری روم باستان هم هم نمیشود گفت خوب بوده ولی هزار و دویست سال کار کرده! سرمایه داری هم نمیشود گفت خوب بوده ولی میشود گفت کار کرده! چنگیز خان هم همیجوری بود! ما به خوب بودن کارداریم!
من جایی نگفتم سرمایه داری خوب نبوده! بلکه گفتم هم خوب بوده و هم کار کرده. من تنها در مورد اسلام گفتم کار کرده! پس مهر ورزیده مصادره به مطلوب نفرمایید.
مشکل مردم جهان سوم نادانی و بلاهت خودشان است نه دسیسه انگلیس و آمریکا!
😜
پس گرفتاری مردم شیلی ، کودنی خودشان بوده و ساظزمان سیا در کودتا هیچ کاری نکرده! گرفتاری مردم ایران در زمان مصدق هم فروبند نفتی انگلیس و کودتای آمریکایی نبوده، کودنی مردم ایران بوده...
این نگره های هوادارن سرمایه داران ، که خود همین سرمایه داری شان بزرگترین کارساز کودن نگاه داشتن مردم اند بسیار بیشرمانه است!
شماها زدید ؟! شماهایی که از استالین دفاع میکنید ؟ دست بردارید و انقدر ما را نخندانید جناب مزدک
پس چه؟ میدانید که ب.ن. کشتن چه گوارا برای سرمایه داری امریکا چه هزینه ی فرامنشیک برداشته؟ آمریکا که یک زمانی ، کشور گهواره ی ازادی و دمکراسی شمرده میشد، اکنون افسانه زدایی شده و از آبروی جورخ واشنگتن به ننگ جورج بوش رسیده!!
من جایی نگفتم سرمایه داری خوب نبوده! بلکه گفتم هم خوب بوده و هم کار کرده. من تنها در مورد اسلام گفتم کار کرده! پس مهر ورزیده مصادره به مطلوب نفرمایید.
بیجاست، من هم نگفتم شما گفتید، من تنها فرجام گیری کردم که به دیرا کشیدن، همواره برابر خوب بودن نیست و به وارونه، کوتاه پاییدن، همواره برابر بد بودن نیست که روشن شد!!
شما هنوز در کف اسپوتنیکِ بوقی هستید ؟ فرستادن آدم به ماه به راحتی برتری تکنولوژیکی آمریکا را از هر نظر نسبت به شوروی نشان داد. وویجر هم که به عنوان نخستین سازه ساخت بشر از منظومه شمسی خارج شد
گفیم که: اگر شوروی ماهواره نفرستاده بود، امریکاییها به دست و پا نمی افتاند که این کار نمایشی را همه ی کارشناسان در نمایشی بودنش گمانی ندارند انجام دهند. همیگونه بود پروژه ی شاتل ها که فرنودین نبود ولی برای آماج های سیاسی انجام شد و پس از یک رشته شکست و هزینه، کنار رفت!
پس گرفتاری مردم شیلی ، کودنی خودشان بوده و ساظزمان سیا در کودتا هیچ کاری نکرده! گرفتاری مردم ایران در زمان مصدق هم فروبند[١] نفتی انگلیس و کودتای آمریکایی نبوده، کودنی مردم ایران بوده...
پس چه؟ میدانید که ب.ن.[١] کشتن چه گوارا برای سرمایه داری امریکا چه هزینه ی فرامنشیک[٢] برداشته؟ آمریکا که یک زمانی ، کشور گهواره ی ازادی و دمکراسی شمرده میشد، اکنون افسانه زدایی[٣] شده و از آبروی جورخ واشنگتن به ننگ جورج بوش[٤] رسیده!!
و همه اینها کار کمونیستها بوده ؟ کمونیستهایی که با انگشت همان آمریکا پاره پاره شدند ؟ :)))) بلاخره نگفتید انگشت آمریکا پاره شان کرد یا نه ؟
بیجاست، من هم نگفتم شما گفتید، من تنها فرجام[١] گیری کردم که به دیرا[٢] کشیدن، همواره برابر خوب بودن نیست و به وارونه، کوتاه پاییدن، همواره برابر بد بودن نیست که روشن شد!!
گفیم که: اگر شوروی ماهواره نفرستاده بود، امریکاییها به دست و پا نمی افتاند که این کار نمایشی را همه ی کارشناسان در نمایشی بودنش گمانی ندارند انجام دهند. همیگونه بود پروژه ی شاتل ها که فرنودین[١] نبود ولی برای آماج[٢] های سیاسی انجام شد و پس از یک رشته شکست و هزینه، کنار رفت!
شاتلها تا سال 2010 بودند و از سال 91 به بعد شوروی وجود نداشته که آمریکا بخواهد سر کلکل با شوروی آن را تا سال 2010 کش دهد!
روسیه فعلی هم که اصلن عددی نیست و خودتان هم این را پیشتر گفته اید :
روسی هم سخت است ( بویژه گویش درست آن) و هم امروزه بدرد نمیخورد چون روس در جهان در واپس نشینی فرهنگی و دانشیک و سیاسی میباشد و تا ۶۰ سال دیگر این زبان مهندی و گسترش نخواهد یافت.
من نمیدونم مزدک گرامی چرا اینقدر روی این پافشاری میکنند که "دولت کارگری" لزوما به سود کارگران کار میکنه؟! نام گذاری هیچ ارتباطی با ماهیت واقعی یک چیز نداره،این از دید من بدیهیه. مسئله بعدی هم که بارها تکرار شده این هست که هرجا جامعه به افرادی به هر دلیلی قدرت یا ثروت بیشتری بده طبقات اجتماعی بوجود میاد،کارگزاران دولتی در همه دولت ها به خاطر قدرتی که نهاد دولت بهشون میده با سایرین تفاوت دارند و امتیازات خاصی دارند،در دولت های دموکراتیک کاپیتالیستی هم با وجود ضعیف بودن نسبی دولت(به خاطر متمرکز نبودن قوا و اینکه بخشی از قدرت هم در دست سرمایه داران غیر دولتیه) و وجود آزادی بیان زیاد و رسانه هایی که حداقل گه گاه بر دولت نظارت دارند و مردمی که به دولت رای میدند و روی اون داوری دارند و اینکه سعی میشه قدرت حداقل به شکل ظاهری جا به جا بشه...باز هم سواستفاده های سیاسی، امنیتی، اقتصادی زیادی رخ میده که نتیجه قدرتی هست که دولت به این افراد داده.
بنابراین نمیشه انتظار داشت یک حکومت به اصطلاح کارگری بسیار قوی(به خاطر تجمع نهادها و یکدست شدن نسبی حاکمیت) به سود کارگرها عمل بکنه،کارگزاران دولت که یک سری روبات یا فرشته نیستند!انسان هایی هستند که قدرت زیاد این دولت قطعا زمینه سواستفاده زیادی براشون به همراه میاره.
به نظر من یک دولت سوسیالیستی (دولتی که ابزار تولید را به نمایندگی از مردم در اختیار دارد) لزوما قدرمندتر از شهروندانش نیست. چون: همه درآمد دولت سوسیالیستی از کار کارگران است، پس اگر کارگران تصمیم بگیرند که کار نکنند، و به خصوص اگر چنین حقی (حق کار نکردن) در قانون اساسی فرضی آن کشور سوسیالیستی برای کارگران پیش بینی شده باشد، دولت خطاکار مجبور به انجام چند فقره نرمش قهرمانانه خواهد شد. این بسیار شبیه وابستگی دولت های سرمایه داریِ دموکراتیک به شهروندانش به خاطر مالیاتی است که از آن ها می گیرد.
در این صورت مثال زدن از دولت های توتالیتر کمونیستی کنونی و سابق دردی را دوا نمی کند، هیچ کدام آن دولت ها دموکراتیک نیستند/نبودند و سیستم های امنیتی پیچیده و مخوف در آن ها اجازه شورش به کارگران نمی داد، و حق مذکور هم برای آن ها به رسمیت شناخته نشده بود. با این وجود نمی توان انکار کرد که اگر روزی کارگران این چنین دولت هایی (حتی کره شمالی) تصمیم بگیرند کار نکنند دولت را مجبور به دادن امتیاز خواهند کرد.
من باور دارم که در سیستم های دیکتاتوری و بسته، در جاهایی که میل به پیشرفت باشه(به هر دلیلی،حتی استفاده تبلیغاتی محض) پیشرفت بسیار سریع تر از کشورهای آزاد و دموکراتیک میتونه رخ بده. چون تصمیم گیری ها سریع،بدون نیاز به به فیلترهای مختلف و به صورت متمرکز گرفته میشه که این وِیژگی در دولت های دموکراتیک نیست،چون دولت دموکراتیک عمدا تا حدی ناکارامده.
دلیل اینکه در کشورهای سرمایه داری پیشرفت تکنولوژیک کند تر از کشورهای سوسیالیستی رخ میدهد این است که در کشورهای سرمایه داری تولید برای سود انجام می شود و نه لزوما برای پیشرفت. در یک سیستم دموکراتیک هم، اگر سوسیالیستی باشد، امکان پیشرفت تکنولوژیک سریع وجود دارد. چون در این صورت تولید "در خدمت و راستای نیاز جامعه" خواهد بود نه در خدمت سود یک اقلیت سرمایه دار. در چنین کشوری به جای اینکه به قول مزدک یک اتومبیل طلایی بسازند، این پول ها را صرف بودجه ها آموزشی و پژوهشی و رفاهی و ... می کنند.
شاتلها تا سال 2010 بودند و از سال 91 به بعد شوروی وجود نداشته که آمریکا بخواهد سر کلکل با شوروی آن را تا سال 2010 کش دهد
NASA's Space Shuttle Program, officially called the Space Transportation System (STS), was the United States government's mannedlaunch vehicle program from 1981 to 2011, with the program officially beginning in 1972.
درست نمیخوانید. شتابزده پاسخ میدهید. من هم نگفتم 100% برای کل کل با شوروی بوده. گفتم این پروژه فرنودین نبوده ولی به انگیزه های نمایشی/سیاسی و برای اینکه یک رشته کمپانی نان بخورند انجام شد. به زبان دیگر، در سرمایه داری. پروژه های فندی دانشیک هم اگر باشد یا برای سود و جیب سرمایه داران است و یا برای کارهای نمایشی/سیاسی که انهم باز به جیب سرمایه داران پیوند دارد و نه برای پیشرفت هومنی و بهزیستی و
اگر مردم رو به دانش و اندیشه بیاورند به نگر شما کشور پیشرفت نمیکند؟
چه کسی میکوشد که اینها را نادان نگه دارد؟ چه کسی در این سی سال ١٢۰۰۰ امامزاده ساخته؟ چه کسی در زمان شاه، داشتن جزوه های سیاسی را با شکنجه و بتری کولا پاداش میداد؟
در نگاه کلان، بهره کشان میکوشند توده هارا در ناآگاهی سیاسی و دانشیک نگه دارند و برای همین شمار فرزاندگان و روشنویران همواره ناچیز بوده است.
اینجا سخنگاه است, دوست ندارید گفتمان کنید, بروید جای دیگر. نمیشود که اینجا
همرزم ما را دشنام بدهید و سپس گلایه هم بکنید که چرا نمیگذارید من اینجا آزاد ول بگردم و دشنام بدهم؟ (:
ای بابا. نمیدونم شما چرا انقدر دوست دارید خودنمایی کنید. شما لازم نیست به ما یاداوری کنید اینجا کجاست. کسیم که بهتره بره جای دیگه شما هستید. قبلن هم دوبار قهر کرده بودید رفته بودید زیر پتو ظاهرن. بار آخر یادمه برای مزدک هم وصیت کردید که صندلی داغشو ادامه بده چون شما دورادور مظلومانه خوانندش هستید 😭
برو بابا پی زندگیت من حوصله و وقت شما لومپن ها رو ندارم جانم 😃
این چیزی جز پروپاگاند ارزان برای مغزهای پوک نیست.
خود آمریکائیها هم تا چندین سال نمیدانستند که بمب اتمی
جز ویرانگری فیزیکی درشتگون macro destruction ، ویرانگری
یاخته ای و ریزگون هم در پی دارد و برای همین یکی از کشوریان
آن گفته بود که اگر میدانستیم که بمب اتمی چنین پیامد های
دیرنده و مرگباری دارد، هرگز این کار را نمیکردیم. گواه این
هم این است که در بیابان های خود آمریکا هم آزمایش های
اتمی کرده بودند و سپس کمپانی های هالیوودی در آن بیابانها
فیلم ساخته بودند که به بیمار شدن و مرگ برخی از هنرپیشه ها
انجامید. ( فیلم چنگیز خان با بازیگری جان وین و سوزان هیوارد)
آقا کی در مورد امریکایی ها صحبت کرد که شما عینهو علمای حوزه علمیه که یهو بیدلیل میتازند به عمر و ابوبکر میتازید بهش؟ صحبت سرشوروی آدمخوار هست. در همون مستند هم میگه که این آزمایش ها برای بررسی تاثیر روی بدن انسان انجام میشده و 250 تا 270 هزار نقر تحت مطالعه بودند در کشور هومنیستی و هومن گرای شوروی ملعون 😄
این کار را در جستار پایین کرده ایم:
مناظره میان مزدک بامداد و کورش بیخدا در باره ی سوسیالیسم و کاپیتالیسم
اوه اوه. شما اگه پاسخ بده بودید پاسخ اونهمه چالش هایی که مطرح کردم رو میدادید به جای فرار به جلو. مثلن چطور یک سیستم غیرمنصفانه (کاپیتالیسم) رو با یک سیستم غیرمنصفانه دیگه (سوسیالیسم) تعویض میکنید و این کار رو اخلاقی و انسانی میدونید؟ در اولی یکی بیشتر از حقش میبره و یکی کمتر از حقش (غیراخلاقی) و در دومی یکی کمتر از حقش میبره و یکی بیشتر از حقش (غیراخلاقی).
شما جانم بهتره به جای بیرون کشیدن مرده ها از خاک، دستکم تلاش کنید که چالش هاتون که مطرح شده پاسخ بدید. دست کم تلاششو که میتونید بکنید اگر هم تواناییشون ندارید
اوه اوه. شما اگه پاسخ بده بودید پاسخ اونهمه چالش هایی که مطرح کردم رو میدادید به جای فرار به جلو. مثلن چطور یک سیستم غیرمنصفانه (کاپیتالیسم) رو با یک سیستم غیرمنصفانه دیگه (سوسیالیسم) تعویض میکنید و این کار رو اخلاقی و انسانی میدونید؟ در اولی یکی بیشتر از حقش میبره و یکی کمتر از حقش (غیراخلاقی) و در دومی یکی کمتر از حقش میبره و یکی بیشتر از حقش (غیراخلاقی).
شما جانم بهتره به جای بیرون کشیدن مرده ها از خاک، دستکم تلاش کنید که چالش هاتون که مطرح شده پاسخ بدید. دست کم تلاششو که میتونید بکنید اگر هم تواناییشون نداری
شما در انجا همه برگ هایتان را رو کردید. دیگر این تئاتر برای چیست ؟
درست نمیخوانید. شتابزده پاسخ میدهید. من هم نگفتم 100% برای کل کل با شوروی بوده. گفتم این پروژه فرنودین نبوده ولی به انگیزه های نمایشی/سیاسی و برای اینکه یک رشته کمپانی نان بخورند انجام شد. به زبان دیگر، در سرمایه داری. پروژه های فندی دانشیک هم اگر باشد یا برای سود و جیب سرمایه داران است و یا برای کارهای نمایشی/سیاسی که انهم باز به جیب سرمایه داران پیوند دارد و نه برای پیشرفت هومنی و بهزیستی و ...
که البته دارد با Dream Chaser جایگزین میشود. همچنین در سرمایه داری پیشرفت در نتیجه رقابت و تلاش برای حفظ و افزایش سرمایه است و این با پر کردن جیب سرمایه دار فرق میکند. و دیرزمانیست که بشر به فکر ترک کره خاکی افتاده و میخواهد در سایر سیاره ها و ... هم پا بگذارد و شهر بسازد و زندگی کند و ... یعنی داستان نمایشی بودن از بیخ کشک است. و درست به وارون این در یک نظام کمونیستیست که اگر پیشرفتی هم باشد برای نمایش دادن و قمپز در کردن است که ما هم بلدیم! خود شما بارها و بارها و بارها در همین بحث تنها به این بسنده کرده اید که شوروی اول ماهواره هوا کرد پس کارش درست است! و ما هم بارها گفته ایم که مهم نیست چه کسی چه کاری را اول انجام داده مهم این است که چه کسی بهتر و درست تر انجام داده و به کمالش رسانده. یعنی خود شما از ماهواره هوا کردن شوروی برای نمایش استفاده کرده اید! که البته در عمل هم همین طور بوده . تا جایی که من میدانم شوروی و در کل کمونیسم در هیچ جنبه ای به جز جاهایی که میخواست به سرمایه داران نشان دهد ما هم بلدیم و باهاشون کل کل داشت هیچ پیشرفتی نداشته.
در نگاه کلان، بهره کشان میکوشند توده هارا در ناآگاهی سیاسی و دانشیک نگه دارند و برای همین شمار فرزاندگان و روشنویران همواره ناچیز بوده است.
در کره شمالی هم بهره کشان و سرمایه داران هستند که همه جور کسب دانش و اطلاع رسانی را سانسور میکنند و افراد را به خاطر داشتن فیلم اعدام میکنند ؟! آهان اونها کمونیست واقعی نیستند :))) نه خیر ، این دیکتاتورها هستند که از آگاهی مردم میترسند و سعی میکنند که مردم را عقب نگاه دارند و جامعه ای که خودش از این عقب ماندن خوشش بیاید در مقابلش ایستادگی نمیکند و برای برچیدنش چندان تلاشی نمیکند مثل ایران امروز که بحث تراشیدن موی زیر بغل و بازار کشیدن ترول و مسخره بازی داغ تر از بحثهای علمیست و رسانه هایی که محتوای علمی دارند به جز آنهایی که در مورد خوشگل تر بودن آیفون از گلکسی صحبت میکنند همگی تار عنکبوت بسته اند! تازه همین بهره کشانی که شما مدعی هستید راه کسب دانش و اطلاع رسانی را میبندند و همه روزی سعی میکنند مردم را احمق و نادان نگاه دارند تمام این سیستمِ اطلاع رسانی جهانی و مخابرات و ... را به راه انداخته اند نه کمونیستها که از ترس جریان آزاد اطلاعات یا اینترنت و ماهواره و تلفن و ... را به کل ممنوع میکنند یا شدید ترین سانسورها را رویش اعمال میکنند.
آنها که من گفتم دشواری های کار جمهوری اسلامی بود و ایها که شما گفتی فرهنگ مردم! که خوب در خود نیویورک آمریکا هم این چیزها هست...پارتی بازی و رشوه خواری و بدبختی همه اینها از کاپیتالیسم میآید. آمریکا! نادانی مردم هم از همین است. میخواهند که ندانند. ولی مردم کوبا را شما ببین... بسیار مردم دانا و باسوادی هستند. در جهان از بهترین ها هستند در کنار فنلاند و سوئد و کشورهای بافرهنگ اروپایی
اتفاقن همه اینهایی که گفتید از سیستمهای صدقه ای و کمونیستی می آید نه کاپیتالیسم که اگر طرف درست کار نکنه جریمه میشه! کارمند در شرایطی میتونی رشوه گیر و پارتی باز باشه که زورش از مشتری بیشتر باشه و خطری برای اخراج یا توبیخش وجود نداشته باشه و درآمدِ مشخص همیشه تضمین شده باشه. دانایی و باسوادی مردم یک کشور هم میشود از پیشرفت اقتصادی و علمی و دانشمندانی که تحویل داده اند و دستاوردهایشان در محافل علمی جهان دید. اگر اینها را ندارند پس باهوش نیستند. آی فلان کشور چوب توی ماتحتشان کرد و انگشتشان کرد و ... همگی بهانه هستند. همچنین پیشتر توضیح داده ایم آنهایی که شما مدعی هستید میخواهند که مردم ندانند تمام این سیستم اطلاع رسانی را بوجود آورده و توسعه داده اند و پشتیبانیش میکنند نه آنهایی که فقط حرف مفت میزنند و در عمل از بزرگترین سانسور کنندگان جریان آزاد اطلاعات هستند (چین ، کره شمالی ، ویتنام و حتا همین کوبا!)
The Cuban internet is among the most tightly controlled in the world. A special permit is required to use the Internet and all e-mails are intricately monitored.[7] Cuba has been listed as an "Internet Enemy" by Reporters Without Borders since the list was created in 2006.[35] The level of Internet filtering in Cuba is not categorized by the OpenNet Initiative due to lack of data.[36]
دلیل اینکه در کشورهای سرمایه داری پیشرفت تکنولوژیک کند تر از کشورهای سوسیالیستی رخ میدهد این است که در کشورهای سرمایه داری تولید برای سود انجام می شود و نه لزوما برای پیشرفت.
در یک سیستم دموکراتیک هم، اگر سوسیالیستی باشد، امکان پیشرفت تکنولوژیک سریع وجود دارد. چون در این صورت تولید "در خدمت و راستای نیاز جامعه" خواهد بود نه در خدمت سود یک اقلیت سرمایه دار.
در چنین کشوری به جای اینکه به قول مزدک یک اتومبیل طلایی بسازند، این پول ها را صرف بودجه ها آموزشی و پژوهشی و رفاهی و ... می کنند.
ببینید نیاز جامعه در خیلی از مواقع یک چیز "ذهنی" هست،شاید روی مواردی مثل خوراک، پوشاک مسکن و آموزش و کلا چیزهای ابتدایی بشه توافق داشت ولی موارد دیگه ای هم هستند که کلا بحث برانگیزند.
برای نمونه سرگرمی-ورزشی مثل فوتبال یا هنر-صنعتی مثل سینما خیلی بیشتر از همه اتومبیل های طلایی هزینه بر هست و بیشتر سود مالیشون هم به گروه نسبتا اندکی میرسه ولی آیا مخاطبان پرشمارشون وادار به هزینه کردن میشند؟!
از دید این گروه از مخاطبان پیشرفت سینما و فوتبال چیز کم اهمیتی محسوب نمیشه و حداقل رفتار مالیشون بازگو کننده این هست که حاضر نیستند به بهای توقف یا کاهش رشد اینها سرمایه هاشون رو جای دیگه ای هزینه کنند.
خب این وسط دو راه بیشتر باقی نمیمونه یا به احترامشون احترام گذاشته بشه یا پیشزفتی که به "صلاح"شون هست رو به زور اجرا کنیم.
به نظر من یک دولت سوسیالیستی (دولتی که ابزار تولید را به نمایندگی از مردم در اختیار دارد) لزوما قدرمندتر از شهروندانش نیست. چون: همه درآمد دولت سوسیالیستی از کار کارگران است، پس اگر کارگران تصمیم بگیرند که کار نکنند، و به خصوص اگر چنین حقی (حق کار نکردن) در قانون اساسی فرضی آن کشور سوسیالیستی برای کارگران پیش بینی شده باشد، دولت خطاکار مجبور به انجام چند فقره نرمش قهرمانانه خواهد شد.
این بسیار شبیه وابستگی دولت های سرمایه داریِ دموکراتیک به شهروندانش به خاطر مالیاتی است که از آن ها می گیرد.
در این صورت مثال زدن از دولت های توتالیتر کمونیستی کنونی و سابق دردی را دوا نمی کند، هیچ کدام آن دولت ها دموکراتیک نیستند/نبودند و سیستم های امنیتی پیچیده و مخوف در آن ها اجازه شورش به کارگران نمی داد، و حق مذکور هم برای آن ها به رسمیت شناخته نشده بود. با این وجود نمی توان انکار کرد که اگر روزی کارگران این چنین دولت هایی (حتی کره شمالی) تصمیم بگیرند کار نکنند دولت را مجبور به دادن امتیاز خواهند کرد.
چرا این رو فقط در مورد دوست سوسیالیستی مطرح کردید؟بزارید من بهترش بکنم:بیشتر درامدهای "صنایع تولیدی، کشاوری و مسکن" و بخش قابل توجهی از درآمد سایر صنایع وابسته به توده هاست.
هر زمانی که بخش قابل توجهی از توده ها تصمیم بگیرند کار نکنند،حتی اگر این کار(اعتصاب) غیر قانونی باشه در هر صورت تقریبا هر حکومتی(چه کاپیتالیستی و چه سوسیالیستی) به سادگی فرو میپاشه.
با همه اینها ما میبینیم که در کشورهایی که سیستم دیکتاتورگونه دارند فارق از مدل اقتصادی جامعه، یک انقلاب خشن به سختی صورت میگیره چه برسه به یک اعتصاب عمومی(اصولا انقلاب ها نیاز به شمار کمتری از جمعیت دارند تا چنین اعتصاب هایی)
یکی از مهمترین دلایل اصلیش هم ابزارهای قدرتی هست که در دست حاکمیته،حکومت با این ابزارهای قدرت میتونه تا حد زیادی جلوی همگرایی مردم رو بگیره.پلیس مخفی و دستگاه شکنجه و سرکوب و انواع روش های تطمیع و تهدید و استفاده از نیروی پروپاگاندا رسانه های جمعی(که در یک حکومت سوسیالیستی محض کاملا در مالکیت دولتند) همه و همه روش های شناخته شده دولت ها هستند.
کشورهای سرمایه داری تولید برای سود انجام می شود و نه لزوما برای پیشرفت.
ولی به نظرم در یک سامانه سرمایه داری، فرآوری(تولید) از روی نیاز مستقیم بازار انجام میشه. و به زبان دیگر ، از روی آن پیشرفتی که برای همبود Gesselschaft راهگشا و کارساز است، فرآوری پیش میرود. اگر یک پیشرفت بخواهد با نیاز بازار (نیاز مردم) همسو نباشد، یک سربار است که دیر یا زود از بُن و ریشه خشک میشود. ولی پیشرفتی که مردم از راه بازار به آن آری گفته باشند، درختی بارآور خواهد شد. پارسیگر
اگر یک پیشرفت بخواهد با نیاز بازار (نیاز مردم) همسو نباشد، یک سربار است که دیر یا زود از بُن و ریشه خشک میشود.
اینکه کیهان نوردان به کیهان میروند که نیاز بازار نیست، یک نیاز هومنی دوراندیشانه برای باز کردن راه گسترش و زینهار هومن است.
و همانگونه که دیدیم، سرمایه داری پیش از اینکه ناچار شود در برابر شوروی خودنمایی کند، پیرو بازار!، چندان در اندیشه ی کیهان نوردی نبود. دانش هسته ای را هم هتا برای جنگ پیشبرد و پیش از جنگ بودجه ای چندان بدان ویژگی نداده بودند چون سود و بازاری نداشت! از این گذشته, رایزنگاه های سامانه کمونیستی هم میتوانند فهرست نیاز ها و آرزو های مردم را گردآوری کرده و به رایزنگاه ها بالاتر داده و آنها با بررسی آرزوها و نیاز های بیشینگان و بنمایه های در دسترس ، دستور هایی به سامانه ی کارگزاری (اجرایی) بدهند.
چرا این رو فقط در مورد دوست سوسیالیستی مطرح کردید؟بزارید من بهترش بکنم:بیشتر درامدهای "صنایع تولیدی، کشاوری و مسکن" و بخش قابل توجهی از درآمد سایر صنایع وابسته به توده هاست. هر زمانی که بخش قابل توجهی از توده ها تصمیم بگیرند کار نکنند،حتی اگر این کار(اعتصاب) غیر قانونی باشه در هر صورت تقریبا هر حکومتی(چه کاپیتالیستی و چه سوسیالیستی) به سادگی فرو میپاشه.
با همه اینها ما میبینیم که در کشورهایی که سیستم دیکتاتورگونه دارند فارق از مدل اقتصادی جامعه، یک انقلاب خشن به سختی صورت میگیره چه برسه به یک اعتصاب عمومی(اصولا انقلاب ها نیاز به شمار کمتری از جمعیت دارند تا چنین اعتصاب هایی) یکی از مهمترین دلایل اصلیش هم ابزارهای قدرتی هست که در دست حاکمیته،حکومت با این ابزارهای قدرت میتونه تا حد زیادی جلوی همگرایی مردم رو بگیره.پلیس مخفی و دستگاه شکنجه و سرکوب و انواع روش های تطمیع و تهدید و استفاده از نیروی پروپاگاندا رسانه های جمعی(که در یک حکومت سوسیالیستی محض کاملا در مالکیت دولتند) همه و همه روش های شناخته شده دولت ها هستند.
این طور که می فهمم شما این بخش از حرف های من رو پاسخ دادید:
Philo: با این وجود نمی توان انکار کرد که اگر روزی کارگران این چنین دولت هایی (حتی کره شمالی) تصمیم بگیرند کار نکنند دولت را مجبور به دادن امتیاز خواهند کرد.
که البته با این جمله من موافق هم هستید، ولی توضیحی داده اید که با اینکه جمله من درسته، چرا مثلا در کره شمالی اعتصاب رخ نمیده و ...
اما به راهکار من توجهی نکردید، اگر در یک سیستم دموکراتیک سوسیالیستی کارگران بتوانند بدون دادنِ هزینه گزاف کار نکنند، و امکانش در قوانین آن کشور پیش بینی شده باشد، مشکل قدرت زیاد دولت در اثر در اختیار داشتن وسایل تولید هم حل می شود، چون
وسایل تولید بدون کار کارگران ارزشی ندارند.
همچنین در یک سیستم سوسیالیستی لزومی ندارد که رسانه های جمعی در اختیار دولت باشند.
ولی به نظرم در یک سامانه سرمایه داری، فرآوری(تولید) از روی نیاز مستقیم بازار انجام میشه. و به زبان دیگر ، از روی آن پیشرفتی که برای همبود Gesselschaft راهگشا و کارساز است، فرآوری پیش میرود. اگر یک پیشرفت بخواهد با نیاز بازار (نیاز مردم) همسو نباشد، یک سربار است که دیر یا زود از بُن و ریشه خشک میشود. ولی پیشرفتی که مردم از راه بازار به آن آری گفته باشند، درختی بارآور خواهد شد. پارسیگر
اینکه تولید در مقابل تقاضا انجام می شود که معلوم است، ولی هر تقاضایی در راستای پیشرفت تکنولوژیک نیست. شما به من بفرمایید تولید رولزرویس طلایی چقدر می تواند به پیشرفت تکنولوژی کمک کند، حتی اگر تقاضایی هم وجود داشته باشد که دارد؟
اما به راهکار من توجهی نکردید، اگر در یک سیستم دموکراتیک سوسیالیستی کارگران بتوانند بدون دادنِ هزینه گزاف کار نکنند، و امکانش در قوانین آن کشور پیش بینی شده باشد، مشکل قدرت زیاد دولت در اثر در اختیار داشتن وسایل تولید هم حل می شود، جز وسایل تولید بدون کار کارگران ارزشی ندارند.
پیش بینی شدن یک مساله در قوانین به تنهایی راه حل نیست! در قانون اساسی جمهوری اسلامی هم تشکیل اجتماعات و راهپیمایی به شکلی که مخل مبانی اسلام نباشد آزاد است (بند 27 قانون اساسی) ولی آیا حکومت این بند از قانون رو به چپش هم حساب میکنه ؟
تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
درست است، ما هم مجبور نیستیم در قوانین آن کشور مطلوب چیزی مثل "اصل ولایت فقیه" بگنجانیم. درست است که فقط بحث حقوقی کافی نیست، ولی این یک جنبه ی مهم از بحث ما درباره حکومت مطلوبمان که هست.
درست است، ما هم مجبور نیستیم در قوانین آن کشور مطلوب چیزی مثل "اصل ولایت فقیه" بگنجانیم. درست است که فقط بحث حقوقی کافی نیست، ولی این یک جنبه ی مهم از بحث ما درباره حکومت مطلوبمان که هست.
ولایت فقیه یک چیز چپانده شده به قانون اساسی کشور است بدون در نظر گرفتن نظر مردم. در یک حکومت از هر نوعی که میخواد باشه وقتی سازوکار عملی برای پایین کشیدن قدرت وجود نداشته باشه افرادی مثل هیتلر و استالین و خانواده ایل و ... هر طوری که دلشان بخواهد قانون را تغییر میدهند و بر جامعه اعمال قدرت میکنند.
حکومت مظلومان هم معنی نمیده. کس/کسانی که حکومت رو در دست بگیرند با فرض اینکه مظلوم هم باشند خواه نا خواه پس از تصاحب قدرت از جایگاه مظلوم به ظالم تغییر مکان خواهند داد.