یکی از سفسطه های رایج برخی سوسیالیست/کمونیست ها اینه که کمونیسم روسیه تزاری رو از یک کشور واپسمانده به یک کشور پیشرفته در حوزه هوافضا تبدیل کرد. جالبه که چطور یک کشور واپسمانده در طول مدت حکومت تزارها یکی از بزرگترین استعمارهای دنیا بوده و به خصوص ایران عزیز ازش ضربه های سختی خورده.
در Imperial Russian Air Service - WiKi میتونید بخونید که صنایع هوافضای سلطنتی روسیه تزاری از دهه های 1880 کم کم متولد شد و در سال 1904 نخستین انستیتوی آیرودینامیک دنیا در نزدیکی مسکو بوجود آمد. برخی از پیشرفت های روسیه تزاری رو در زیر لیست میکنم:
روس ها در سال های 1913 و 1914 نخستین هواپیماهای موتوری خودشون رو تولید کردند.
در اوایل جنگ جهانی اول، روسیه دومین نیروی هوایی بعد از فرانسه رو داشت.
نیروی دریایی سلطنتی روسیه نیز از قرن 17 فعال بوده. یکی از معروف ترین کشت های جنگی این نیرو در دهه 1880 ساخته شد.
....
تانک تزار یک ایده ی اولیه بود که به دلیل مشکلاتش به تولید نرسید. تزار یک تانک سنگین و غول پیگر سه چرخه بود.
شاید اسم کیریپانوزها رو شنیده باشید (به خصوص اگر در مهندسی مکانیک تحصیل کرده باشید). این پدر و پسر مخترع لوکوموتیو بخار در روسیه بودند و نخستین نمونه این رو در دهه 1830 ساختند. تا سال 1905 روسیه دارای 31600 مایل خط راه آهن بود.
بیجاست،
کشور روس در سنجش با دیگر کشور های مهند اروپا، ناتوان بوده
ولی روشن است که از پس ایران قاجاری بر می امده. شکست روس از ژاپن نشان داد که روس ها چه اندازه (در سنجش با همپایه های خود) واپس مانده میباشند. برای دریافت بهتر: ما میگوییم کشور جمهوری اسلامی واپس مانده است و هیچکس هم به ما خورده نمیگیرد که نه، جمهوری اسلامی که از افغانستان و بورکینا فاسو پیشرفته تر است ! موشک شهاب ساخته ! بوزینه فرستاده به کیهان ... در جایی میگویید که روس چند هزار مایل راه آهن داشت ولی نمیگویید که "در سنجش" با فراخی روس، این مایلاژ بالایی نبوده و برای نمونه در همان زمان، آلمان نزدیک ۶۰۰۰۰ کیلومتر راه آهن داشته*، با اینکه فراخی اش تنها برخ کوچکی از امپراتوری پهناور روسیه تزاری بوده است.
خب ادیسون رو هم پیشش میزاشتی در حقش جفا نشه:)) اصولا عدم علاقه بعضی چپ ها به هنرمندان،فوتبالیست ها و کلا افرادی که شهرتشون پولدارشون میکنه خیلی جالبه(البته بعضیاشون با نوابغ علمی پولدار! هم باز مشکل دارند).یعنی عملا هم استعداد اونها رو به رسمیت نمیشناسند و هم علاقه طرفدارانشون به اونها رو(که دلیل اصلی شهرت و سرمایشونه)رو تحقیر میکنند:))
کشور روس در سنجش[١] با دیگر کشور های مهند[٢] اروپا، ناتوان بوده
عجب. خب بعد از کمونیسم هم همچنان همینطور بوده تا الان. کشور روسیه همونطور که قبلن هم بارها گفتم "همیشه" در سنجش با کشورهای مهند ناتوان بوده 😬
پس بهتره این بحث رو اصلن وارد موضوع نکنیم که یه وقتی سفسطه نشه از سوی شما.
عجب. خب بعد از کمونیسم هم همچنان همینطور بوده تا الان. کشور روسیه همونطور که قبلن هم بارها گفتم "همیشه" در سنجش با کشورهای مهند ناتوان بوده 😬 پس بهتره این بحث رو اصلن وارد موضوع نکنیم که یه وقتی سفسطه نشه از سوی شما.
اینهم بیجاست. شوروی پس از واژگشت، دومین اَبَرکشور جهان بود و تنها از آمریکا، که میلیونها برده را چلانده بود و هرگز هم جنگی با کشور دیگر در خاکش انجام نشده بود و ... اندکی پس تر بود.
پیش از آن واژگشت و در زمان تزار، دورای واپسماندگی روسیه بارها بیشتر از کشور های مهند اروپا و آمریکا بود.
پس انیجا باز سفسته تان " یکسانی در نایش" بود: ملا نصرالدین میگفت که زور من به اندازه ی جوانی ام هست! گفتند چگونه؟ گفت در جوانی یک سنگ بزرگی جلوی خانه مان بود که نمی توانستم بلند ش کنم، امروز هم نمی توانم، پس زور من همان است که جوانی بوده
ماستمالی هم حدی دارد جانم !
شماها مدعی شده بودید که رابین هود از بهره کشان میگرفت میداد به بقیه کسی هم نابود نشد !!!!
واقعن چرندی سخن خودتون رو متوجه نیستید یا باز مثل قضیه نیوفتادن حتا یک بمب در آمریکا روی آورده اید به دروغگویی و فریبکاری ؟
این طور باشد ما هم میرویم از اژدها سخن میگوییم بعد هم با وقاحت تمام مدعی میشویم که سخن بر سر بودن یا نبود اژدها نیست بر سر این است که فلان و بهمان و پشمدان !!!!
بکوشید خواننده را کودن نگیرید, در همان آرتامان هم گفتیم رابینهودی (نه رابینهوده {the Robin Hood})
از پولدار بهرهکش میدزدد به بهرهدِهِ ناتوان میدهد, "دزد" به چم سرشتین آن نیست: Robin Hood - WiKi
دگرسانی میان استوره, آرتامان و تاریخ را فرابگیرید.
روشن است که زمانی که همه سرمایه در دست دولت باشد ما نظام کمونیستی داریم که همیشه به فساد و تجاوز و کشتار و سرکوب منجر شده و حتا یک نمونه ی درست هم نه در طول تاریخ و نه در عرضش وجود ندارد و شما و باقی مدافعین گندابی به نام کمونیسم در نشان دادن یک نظام آدم حسابی کمونیستی وا مانده اید .
...
پس ادعای اینکه سرمایه در آمریکا در دست دولت است چرند است !!!! خلاص .
نیازی نیست برای برنده شدن در بحث هر مهملی را بازگو کنید که بعدش سر ماست مالی کردنش این چنین به تته پته بیوفتید !!!!
نه تنها چیزیکه بروشنی چرند است, دانش شما از افمارش است! (:
ولی از هوده نگذریم, بامزهترین سخنتی که در این جُستار تاکنون شنیده بودیم از شما بود:
بیشتر سرمایه اگر در دست دولتمردان باشد, پس سامانه سرمایهداری نیست —> آمریکا هم سرمایهداری نیست!
روشنه که هر کسی که بیشتر از نخود فرنگی هوش داشته باشد میتواند در حدی که از گشنگی نمیرد سرمایه درست کند و سرمایه دار شود !!!! دلیل اینکه درکش برای شما ثقیله اینه که همه رو یا عمله میبینید یا کارفرما !!! و از کسانی که از فسیل تاریخ مصرف گذشته ای چون مارکس آویزان شده اند چنین بینشی عجیب و بعید نیست .
در اینجه سرمایه شما چیست ؟ احتمالن دانشی که دارید . پس مهر ورزیده بروید در صلیب سرخی جایی داوطلب شوید و آن را با دیگران سهیم شوید و آمازوش رایگانش را برای آنهایی که علاقمند هستند فراهم کنید !!!
منتها از نظر شما مرگ خوبه ولی برای همسایه :))
پاسخ این را بارها دادیم,
روشنه زمانیکه سامانه کمونیستی شد من هم سرمایه (و نه پول ام) را میدهم, چرا نباید بدهم, زمانیکه بهرهیِ آن به خود ام برمیگردد!؟
تا آن زمان ولی من سرمایهام را بدهم نه تنها چیزی نمیدگرد, بساکه باید از فردا بروم
پیش یک سرمایهدار بهرهکش شباروز بهرهدهم و زمان برای ستیز با سرمایهداری و سرخاراندن هم نداشته باشم!
هر چند ما که میدانیم چه اندازه بهرهکشان دوست دارند بیشینگان درگیر و گرفتار همین نان و
آب روز اشان بوده و به این چیزها و نمیدانم کمونیسم و بهرهیِ افزوده و بهرهکشی هیچ نیاندیشند!
بکوشید خواننده را کودن نگیرید, در همان آرتامان[١] هم گفتیم رابینهودی (نه رابینهوده {the Robin Hood}) از پولدار بهرهکش میدزدد به بهرهدِهِ ناتوان میدهد, "دزد" به چم[٢] سرشتین[٣] آن نیست: Robin Hood - WiKi
دگرسانی[٤] میان استوره, آرتامان و تاریخ را فرابگیرید.
شما یک ادعای مفتی کرده اید مبنی بر اینکه در آمریکا اکثریت مطلق سرمایه دست دولت است ! باید اثباتش هم بکنید . با این ننه من غریبم بازیها چیزی را ثابت نمیکنید . باید نشان دهید که : مایکروسافت ، گوگل ، کوکا کولا ، پپسی ، اینتل ، بوئینگ ، اپل ، GMC ، فورد ،AT&T و باقی نظامهای کلان اقتصادی آمریکا دولتی هستند
بکوشید در دریابید که منظور از هَر کس هم همه کس نبوده بلکه افرادی بوده که دست کم میزان هوششان به اندازه ی مناسب و سوراخ ماتحتشان انقدری تنگ هست که از گشنگی نمیرند !!! همچنین هَر کس که قدر نخود فرنگی هوش داشته باشد و کالیبر ماتحت مبارکش بالا نباشد در دنیای امروز از گشنگی نمیمیرد . شما میگویید میمیرد ؟! پس باز بار اثباتش به دوش شماست
تا آن زمان ولی من سرمایهام را بدهم نه تنها چیزی نمیدگرد[٨], بساکه باید از فردا بروم پیش یک سرمایهدار بهرهکش شباروز بهرهدهم و زمان برای ستیز با سرمایهداری و سرخاراندن هم نداشته باشم!
پیشتر هم گفته ایم شما که نمیخواهید به سرمایه دار کولی بدهید جمع کنید بروید در یک کشور کمونیستی زندگی کنید ! چرا نمیروید ؟ مزه ی نظام سرمایه داری به مزاج مبارک خوش آمده ؟!
هر چند ما که میدانیم چه اندازه بهرهکشان دوست دارند بیشینگان[٩] درگیر و گرفتار همین نان و آب روز اشان بوده و به این چیزها و نمیدانم کمونیسم و بهرهیِ افزوده و بهرهکشی هیچ نیاندیشند[١٠]!
اینهم بیجاست. شوروی پس از واژگشت[١]، دومین اَبَرکشور[٢] جهان بود و تنها از آمریکا، که میلیونها برده را چلانده بود و هرگز هم جنگی با کشور دیگر در خاکش انجام نشده بود و ... اندکی پس تر بود.
خیر شوروی در زمان ابرقدرتیش هم یک کشورِ به قول شما "در سنجش با کشورهای مهند، ناتوان" بوده. شوروی از نظر تکنولوژیکی و فناوری همیشه همین وضعیت رو داشته جانم. جنگ دوم جهانی فقط باعث شد در صنایع هوافضا و اتمی پیشرفته تر بشه اونهم به لطف جاسوسی و به خدمت گیری دانشمندان اروپایی و آلمانی.
پس انیجا باز سفسته تان " یکسانی در نایش[٥]" بود: ملا نصرالدین میگفت که زور من به اندازه ی جوانی ام هست! گفتند چگونه؟ گفت در جوانی یک سنگ بزرگی جلوی خانه مان بود که نمی توانستم بلند ش کنم، امروز هم نمی توانم، پس زور من همان است که جوانی بوده !
خیر شوروی در زمان ابرقدرتیش هم یک کشورِ به قول شما "در سنجش با کشورهای مهند، ناتوان" بوده. شوروی از نظر تکنولوژیکی و فناوری همیشه همین وضعیت رو داشته جانم. جنگ دوم جهانی فقط باعث شد در صنایع هوافضا و اتمی پیشرفته تر بشه اونهم به لطف جاسوسی و به خدمت گیری دانشمندان اروپایی و آلمانی.
بیجاست، پیشرفت فندی و دانشیک سرانجام در همان زمینه ی ارتشتاری به دید میرسد.
اگر پایه ی ساختاوریک نباشد، با دزدی آگاهی و جاسوی هم نمیتوان چیزی ساخت. برای آگاهی شما نیت باید گفت که پیش از اینکه جنگ جهانی دوم به پایان برسد، شوروی راکت های جنگی بنام "کاتیوشا" ساخته بود و فناوری و ساختاوری سنگین آن هم به تراز بالایی از پیشرفت رسیده. دستاورد ها آنها در زمینه های دیگر دانش، از زیستشناسی گرفته تا دانش هسته ای نیز هتّا پیش از اینکه جاسوسی بتواند به آنها یاری کند، برجسته بود. زمان که شوروی ماهواره پرتاب کرد هنوز هیچ کشور باخترزمینی چنین کاری نکرده بود که شوروی بخواهد از آنها چیزی را جاسوسی نماید و آگاهی ای از انها بدزدد. • پارسیگر
بکوشید در دریابید که منظور از هَر کس هم همه کس نبوده بلکه افرادی بوده که دست کم میزان هوششان به اندازه ی مناسب و سوراخ ماتحتشان انقدری تنگ هست که از گشنگی نمیرند !!!
همچنین هَر کس که قدر نخود فرنگی هوش داشته باشد و کالیبر ماتحت مبارکش بالا نباشد در دنیای امروز از گشنگی نمیمیرد . شما میگویید میمیرد ؟! پس باز بار اثباتش به دوش شماست .
اینها چه پیوندی به سخن ما که در همبودِ سرمایهداری, همه نمیتوانند سرمایهدار باشند, دارد؟
اگر خودتان هم میپذیرد که همه نمیتوانند سرمایهدار باشند, تنها هرکسی که باهوشتر, خوششانستر (= پاریس هیلتون) و ... باشد میتواند
سرمایهدار بوده و دیگران (= بیشینگان) باید برای همین اندک درسد ناچیز کار کنند و بهرهدهند (فرقون بکشند, آجر بالا بیاندازند, ...), که خوب دیگر سخنی نمیماند!
شما یک ادعای مفتی کرده اید مبنی بر اینکه در آمریکا اکثریت مطلق سرمایه دست دولت است ! باید اثباتش هم بکنید . با این ننه من غریبم بازیها چیزی را ثابت نمیکنید .
باید نشان دهید که : مایکروسافت ، گوگل ، کوکا کولا ، پپسی ، اینتل ، بوئینگ ، اپل ، GMC ، فورد ،AT&T و باقی نظامهای کلان اقتصادی آمریکا دولتی هستند .
شایان بازگویی است که این انباشتگی سرمایه در چند دههیِ گذشته روندی رو به افزایش هم داشته است.
سرانجام چنانکه پیشتر هم آوردیم, نزدیک ٥٠% نمایندگان دولت (کنگره) در همین ردهیِ ٥% ابرپولدار جای دارند:
در اینجا درسته که کسان پولداری هم آنجا هستند که در دولت نیستند, ولی خوب همین کسان را ما در
ایران هم داریم (شهرام جزایری, بیشمار حاجی بازاری بهرهکش, ...), نکته این است که اگر همهیِ سرمایه را در
دست یک اندک شماری بگیریم (٥% مردم), بیشتر از نیمی از نمایندگان دولت آمریکا در همین دستهیِ اندک شمار جای دارند.
در فرجام, یا ایران هم سرمایهداری است, یا آمریکا سرمایهداری نیست!
میشه بپرسم کجای اینها شما گفته اید رابین هود وار ؟!
ولی کسی نابود نشد بله ؟ :))
اینکه دیگر شما برداشتهاید سخن سادهیِ ما که اگر کسی همچون رابین هود از دزد بدزدد به مردم دزدخورده بدهد "دزد" نیست را به اینکه "شما
اعدا میکنید کسی به نام رابین براستی در انگلستان میزیسته؟ ثابت کنید!" دگرگون کردهاید هم برای خوانندهیِ آگاه روشن است چه سفستهای است!
اینها چه پیوندی به سخن ما که در همبودِ[١] سرمایهداری, همه نمیتوانند سرمایهدار باشند, دارد؟
و سخن پیشین شما چه پیوندی به سخن ما که در جامعه سرمایه داری هَر کسی که قدر نخود فرنگی شعور داشته باشد میتواند در حد و توان شعور و تلاشش سرمایه دست و پا کند دارد ؟!
اگر خودتان هم میپذیرد که همه نمیتوانند سرمایهدار باشند, تنها هرکسی که باهوشتر, خوششانستر (= پاریس هیلتون) و ... باشد میتواند سرمایهدار بوده و دیگران (= بیشینگان[٢]) باید برای همین اندک درسد ناچیز کار کنند و بهرهدهند (فرقون[٣] بکشند, آجر بالا بیاندازند, ...), که خوب دیگر سخنی نمیماند!
ما گفتیم هَر کسی که قدر نخود فرنگی شعور و هوش داشته باشد و به اندازه ی کافی تلاش کند میتواند سرمایه دار شود ! منتها از دید شما سرمایه دار یعنی بیل گیتس در صورتی که صاحب فلان سوپر مارکت یا کیوسک که شاید کل سرمایه اش از 10 هزار دلار فراتر نرود هم نوعی سرمایه دار است . به عبارت ساده تر صاحبین مشاغل همان سرمایه داران هستند و دوزاری شما نیوفتاد وفتی من گفتم در غرب میشود با اندکی تلاش و جمع آوری مقداری پول به راحتی سرمایه دار شد و ایجاد شغل کرد و برای کسی هم کار نکرد . طبیعی است که همه در دنیای سرمایه داری توانایی جمع آوری 10 هزار یورو پول را دارند و این میزان برای راه اندازی یک شغل کافیست . هر چه میزان تلاش و هوش بالاتر باشد میشود سرمایه بیشتری تهیه کرد . الان افتاد ؟!
دو اینکه در آمریکا میدانیم از روی آمار داده شده, نزدیک ٨٠% همهیِ سرمایهها در دست ...
و تمام این زیاده گویی ها چه ربطی داشت به اینکه بیشتر سرمایه در دست دولت است ؟! در ایران (کمونیستی اسلامی) شما اگر از بدنه حکومت نباشید و در جهت منفعت مستقیم حکومت کار نکنید اصلن نمیتوانید صاحب سرمایه های هنگفت باشید ! در آمریکا هم آیا چنین است !؟ پس به جای تحریف سخن ما و حرف دروغ به ما بستن قدری استدلال کنید جانم
اینکه دیگر شما برداشتهاید سخن سادهیِ ما که اگر کسی همچون رابین هود از دزد بدزدد به مردم دزدخورده بدهد "دزد" نیست را به اینکه "شما اعدا میکنید کسی به نام رابین براستی در انگلستان میزیسته؟ ثابت کنید!" دگرگون کردهاید هم برای خوانندهیِ آگاه روشن است چه سفستهای است!
شما به روشنی گفته اید که رابین هود از ثروتمند دزدید ! کسی هم بیچاره نشد !!!! یعنی دارید در مورد یک واقعه صحبت میکنید . کوت نوشته تان هم هست . پس یک کلام قبول کنید که اشتباه کرده اید و سوتی داده اید و انقدر دست و پا نزنید که آخرش میشود همان داستان بمب و آمریکا که از یک بمب رسید به اندازه یک بمب
و سخن پیشین شما چه پیوندی به سخن ما که در جامعه سرمایه داری هَر کسی که قدر نخود فرنگی شعور داشته باشد میتواند در حد و توان شعور و تلاشش سرمایه دست و پا کند دارد ؟!
هرکس ≠ همهکس
در جنگل هم هر جانوری که اندازهیِ نخود زور داشته باشد میتواند یک جانور کمزورتر از خودرا بخورد.
آرمان کمونیسم این است جهان را از این جنگلی هر کس بیشتر زور دارد یا بیشتر باهوش است و .. پس دیگران
را بتواند بهرهکشیده و بخورد برهاند,
اگرنه در گذشته هم برخی بیشتر (سپیدپوستان) بیشتر زور داشتند و سیاهپوستان
را به بردگی میگرفتند, ولی این هم در گذر چند هزار سال سخت و سیاه کم کم دریافتند شایستهیِ هومنی نیست و برچیده شد.
پس داشتن یا نداشتن زور, یا بختِ زورگویی داشتن و نداشتن اینجا موضوع گفتگوی ما
نبوده, بساکه همین جنگل هرکس برای خود بجای همهکس برای همگان (= همبازیگرایی {اشتراکگذاری}) بود.
ما گفتیم هَر کسی که قدر نخود فرنگی شعور و هوش داشته باشد و به اندازه ی کافی تلاش کند میتواند سرمایه دار شود !
منتها از دید شما سرمایه دار یعنی بیل گیتس در صورتی که صاحب فلان سوپر مارکت یا کیوسک که شاید کل سرمایه اش از 10 هزار دلار فراتر نرود هم نوعی سرمایه دار است .
به عبارت ساده تر صاحبین مشاغل همان سرمایه داران هستند و دوزاری شما نیوفتاد وفتی من گفتم در غرب میشود با اندکی تلاش و جمع آوری مقداری پول به راحتی سرمایه دار شد و ایجاد شغل کرد و برای کسی هم کار نکرد .
طبیعی است که همه در دنیای سرمایه داری توانایی جمع آوری 10 هزار یورو پول را دارند و این میزان برای راه اندازی یک شغل کافیست . هر چه میزان تلاش و هوش بالاتر باشد میشود سرمایه بیشتری تهیه کرد .
الان افتاد ؟!
این هم در دنبالهیِ سخن بالا میرود. نکته اینجاست شما نمیگیرید که تنها راهِ در دست
در جهان این نیست که زورمند/هوشمند/... از کمزور/کمهوش بدزدد.
کارکرد سرمایه از ریشه چیست؟ سرمایه چیزی جز یک تَوَند نهانی که
مایهیِ کارآفرینی میشود, نیست. این سرمایه هر کجا گذاشته شود, انرژی و کارمایه را به خود میکشد.
در سرمایهداری این سرمایه در دست 'مردم' است, ولی در فربود در دست کمینگانی از
مردم (٥ تا ٢٠%) بیشتر نیست که اینها از روی هوش (بیل گیتس) / زور (خامنهای) /
بخت (پاریس هیلتون) / ... آنرا بدست میاورند و پس از بدست آوردن, میتوانند دیگران
را بکارگمارده و از آنها بهرهکشند, نمونهوار روی ساختمانسازی سرمایهگذاشته و مردم را به کارگری و فرقونکشی و ... ببندند.
در هیچ چهرهای از سرمایهداری هم شدنی نیست که همه سرمایهدار باشند, زیرا سرمایه گفتیم کارآفرینی میکند, ولی
کار آفریده شده بی کارگر که به درد نمیخورد, پس یکی هم باید کار را بیانجامد که این همان بهرهده و کارگر خواهد بود.
در کمونیسم از آنجاییکه سرمایه در دست هیچکسی نیست (نه دولتمرد, نه مردم) بساکه در دست یک سامانهای به
نام دولت است, این دولت بنمایندگی از مردم (ب.ن. براه رایزنگاهها) سرمایهگذاشته و کارمیآفریند و بهرهیِ این کارها نیز باز به خود مردم بازمیگردد.
پیشنهاد در اینجا این بود که این کارآفرینیها هر چه بیشتر بر روی خودکارسازی کارخانه باشند, بدین شیوه هر چه کارها آسانتر
و ماشینیتر میشوند, کار کارگران (= مردم) کمتر میشود و بجایش زمان آسودگی بیشتری میابند. چنین چیزی را هم در سرمایهداری نداریم: در بهمان
کارخانه کارگران ٨ ساعت کار میکنند, اگر با خودکارسازی بخشی از کار نیاز به کار نیم شود, کارگران با دستمزد پیشین همچنان ٨ ساعت کار خواهند نمود.
و تمام این زیاده گویی ها چه ربطی داشت به اینکه بیشتر سرمایه در دست دولت است ؟!
در ایران (کمونیستی اسلامی) شما اگر از بدنه حکومت نباشید و در جهت منفعت مستقیم حکومت کار نکنید اصلن نمیتوانید صاحب سرمایه های هنگفت باشید ! در آمریکا هم آیا چنین است !؟
پس به جای تحریف سخن ما و حرف دروغ به ما بستن قدری استدلال کنید جانم .
در ایران پس این همه حاجی بازاریها و بسازبفروشها و کارخانهدارها و ... که میلیاردها سرمایه
دارند پس چه هستند؟ یا شاید برای شما میلیاردها پولی نیست و اینها را پول توجیبی میدانید!؟
😁
سخن من هم میپذیرم کمی گنگ بود, ولی یکبار دیگر بکوشید بهوشید
, ما یک کشور ١٠٠ تنه با درآمدهایِ زیر برای هر کس را داریم:
١- ١٠٠٠ میلیون
٢- ٧٠٠ میلیون
٣- ٥٠٠ میلیون
٤- ٥٠٠ میلیون
٥- ٥٠٠ میلیون
٦- ١٠ میلیون
٧- ١٠ میلیون
...
١٠٠- ١ میلیون
بیانگارید ٣ و ٤ و ٥ از دولتمردان هستند, ١ و ٢ بیرون از دولت و بازرگان هستند, پس درسته:
بزرگترین سرمایهدارها (بیل گیتس, ...) بازرگانهایِ آزاد هستند.
ولی همچنان درسته:
٥% مردم بیشتر از ٩٥% مردم سرمایه دارند.
و نیز:
دولتمردان بیشتر از همهیِ "مردم" سرمایهدارند.
که این واپسین گزاره لغزش من بود, زیرا بیل گیتس و ٢ تن بالای لیست را هم میشود "مردم" انگاشت,
ولی نگرش من از "مردم" اینجا همان «تودهیِ کارگر» و بیشینگان بود و باید درستتر, همان توده (masses) میگفتم.
دگرسانی در ایران و آمریکا تنها در این است که آمریکا کشور بسیار پهناورتر و چپاولگرتری است, از همینرو شمار این بهرهکشان
بسیار بسیار بیشتر است و بفراخور, شمار پولدارهای بیرون از دولت (outliers) هم بسیار بیشتر, ولی این در این فرهود که بیشتر
سرمایهها همچنان در دست کمینگان ٥%ای است که دست بر قضا؟ بسیاری اشان (و شاید نه بیشتر اشان) در دولت (سنا + کنگره) هم میباشند, نمیدهد.
شما به روشنی گفته اید که رابین هود از ثروتمند دزدید ! کسی هم بیچاره نشد !!!!
یعنی دارید در مورد یک واقعه صحبت میکنید . کوت نوشته تان هم هست . پس یک کلام قبول کنید که اشتباه کرده اید و سوتی داده اید و انقدر دست و پا نزنید که آخرش میشود همان داستان بمب و آمریکا که از یک بمب رسید به اندازه یک بمب :))
شما را باید بخشود, به این چیزهای خندهدار گیر ندهید به چه باید دهید ... 😏
گزارهیِ «رابین هود از دزدان دزدید و کسی هم بیچاره نشد, مگر همان دزدان» هم دارد همانی را میگوید که باید بگوید:
با دزدیدن از دزدان و بخشیدن به مردم دزدخورده, کسی بیچاره نمیشود مگر همان دزدان.
مگر آنکه شما بگویید, کسی بجز همان دزدان بیچاره میشود؟
اگرنه در گذشته هم برخی بیشتر (سپیدپوستان) بیشتر زور داشتند و سیاهپوستان را به بردگی میگرفتند, ولی این هم در گذر چند هزار سال سخت و سیاه کم کم دریافتند شایستهیِ[١] هومنی[٢] نیست و برچیده[٣] شد.
پس داشتن یا نداشتن زور, یا بختِ زورگویی داشتن و نداشتن اینجا موضوع گفتگوی ما نبوده, بساکه همین جنگل هرکس برای خود بجای همهکس برای همگان (= همبازیگرایی {اشتراکگذاری}) بود.
این هم در دنبالهیِ سخن بالا میرود. نکته اینجاست شما نمیگیرید که تنها راهِ در دست در جهان این نیست که زورمند/هوشمند/... از کمزور/کمهوش بدزدد.
نه خیر اصل داستان این است که شما هر کسی که از شما باهوشتر است را دزد میدانید ! که این نه تنها حس حسادت شما را نشان میدهد و این حس به طور روشن در این بحث دخیل شده بلکه رفته رفته به تنفر هم رسیده که منجر به دروغهایی شده که پیشتر نشانشان دادیم .
کارکرد سرمایه از ریشه چیست؟ سرمایه چیزی جز یک تَوَند[٤] نهانی که مایهیِ کارآفرینی میشود, نیست. این سرمایه هر کجا گذاشته شود, انرژی و کارمایه[٥] را به خود میکشد.
در سرمایهداری این سرمایه در دست 'مردم' است, ولی در فربود[٦] در دست کمینگانی[٧] از مردم (٥ تا ٢٠%) بیشتر نیست که اینها از روی هوش (بیل گیتس) / زور (خامنهای) / بخت (پاریس هیلتون) / ... آنرا بدست میاورند و پس از بدست آوردن, میتوانند دیگران را بکارگمارده و از آنها بهرهکشند, نمونهوار روی ساختمانسازی سرمایهگذاشته و مردم را به کارگری و فرقونکشی و ... ببندند.
فروش نیروی کار در قبال مزد بهره کشی نیست ! هر وقت این را یاد گرفتید تازه میشود گفت یک چیزی فهمیده اید
! کمونیست ترین کمونیست دنیا هم فروش نیروی کار در قبال مزد را بهره کشی نمیداند مگر آنی که در حال تقیه اسلامی باشد ! این وسط بحث برابری ارزش نیروی کار فروخته شده با مزد گرفته شده پیش می آید که در نظام سرمایه داری نیروی کار به مراتب ارزش و قیمت بیشتری نسبت به هر نظام کمونیستی که وجود داشته و دارد دارد.
در هیچ چهرهای از سرمایهداری هم شدنی نیست که همه سرمایهدار باشند, زیرا سرمایه گفتیم کارآفرینی میکند, ولی کار آفریده شده بی کارگر که به درد نمیخورد, پس یکی هم باید کار را بیانجامد که این همان بهرهده و کارگر خواهد بود.
و ما هم مثالهایی به شما نشان دادیم که سرمایه دار و کارگر هر دو یک نفر هستند ! پس این ادعای شما برای بار چندم کشک میشود میرود رد کارش ! البته این را هم میدانیم که شما هی میزنید اول نوار و باز هم این مهملات را تکرار خواهید کرد
در کمونیسم از آنجاییکه سرمایه در دست هیچکسی نیست (نه دولتمرد, نه مردم) بساکه در دست یک سامانهای[٨] به نام دولت است, این دولت بنمایندگی از مردم (ب.ن.[٩] براه رایزنگاهها[١٠]) سرمایهگذاشته و کارمیآفریند و بهرهیِ این کارها نیز باز به خود مردم بازمیگردد.
و نتیجه این میشود که در سامانه کمونیستی مزدم از گشنگی به همنوع خواری روی میاورند :)) قرار داشتن تمام سرمایه در دست دولت نتیجه میدهد تمرکز قدرت در دست دولت و تمرکز تمام قدرت + تمام سرمایه نتیجه میدهد فساد و دیکتاتوری و شوروی و کره شمالی و آلمان شرقی و ...
پیشنهاد[١١] در اینجا این بود که این کارآفرینیها هر چه بیشتر بر روی خودکارسازی کارخانه باشند, بدین شیوه هر چه کارها آسانتر و ماشینیتر میشوند, کار کارگران (= مردم) کمتر میشود و بجایش زمان آسودگی بیشتری میابند. چنین چیزی را هم در سرمایهداری نداریم: در بهمان کارخانه کارگران ٨ ساعت کار میکنند, اگر با خودکارسازی بخشی از کار نیاز به کار نیم شود, کارگران با دستمزد پیشین همچنان ٨ ساعت کار خواهند نمود.
در جُستاری دیگر پیشنهاد این بود ! نه اینجا . اینجا بحث در باره کمونیسم است - ایدئولوژی که ناکارآمد بودنش سالهای سال است که اثبات شده . خودکار سازی هم در شرایط فعلی تنها منجر به بیکاری ، فقر ، پایین آمدن قدرت خرید ، ورشکستگی و نهایتن از هم پاشیدن اقتصاد سیستم میشود . شما برای چیزی که در سر دارید باید یک مدل هم ارایه دهید که :
1 - این خودکار سازی منجر به فقر جامعه نشود . 2 - سیستم خودکار نیاز به نگهداری از طرف انسانها نداشته باشد . 3 - نظام اقتصادی از هم نپاشد و همچنان بالا بودن سطح کیفی محصولات + نو آوری و پیشرفت تکنولوژیک وجود داشته باشد و تضمین شود . (سیستمی که قرار باشد از امروز تا 50 سال آینده یک چیز تولید کند به درد جرز لای دیوار هم نمیخورد) 4 - هوشمندی این سیستم خودکار خودش نشود بلای جان بشریت . 5 - مخارج و هزینه های کارگران بیکار شده از کجا تامین میشود ؟ سود نظامهای هوشمند در صورتی که قدرت خرید نباشد از کجا می آید ؟ مواد اولیه چگونه تهیه میشوند ؟ و ....
اینکه بگوییم راه بیوفتیم برویم خودکار سازی کنیم فقط حرف و ادعای مفت است . شما باید عملی بودن همه اینها را نشان دهید . نه اینکه فقط شعار بدهید .جمهوری اسلامی 30 سال است که شعار میدهد و هیچ پُخی هم نشده .
در ایران پس این همه حاجی بازاریها و بسازبفروشها و کارخانهدارها و ... که میلیاردها سرمایه دارند پس چه هستند؟ یا شاید برای شما میلیاردها پولی نیست و اینها را پول توجیبی میدانید!؟ ...
به اینها میگویند خرده سرمایه دار جانم ! دست کم یک دور همان کتابهای کمونیستی که در دسترس هستند را بخوانید . پیشتر هم من گفته ام جمهوری اسلامی یک نظام کمونیستی اسلامیست و فرقش با یک نظام کمونیستی محض این است که به خرده سرمایه داران اجازه فعالیت میدهد . امثال بابک زنجانی هم چون در دور زدن تحریمها کمک حال حکومت هستند اجازه داشتن چنان ثروتی را دارند وگرنه نه خیر اجازه داده نمیشود چون ثروت زیاد قدرت میاورد و جمهوری اسلامی از قدرتمند شدن افراد میترسد . نهایتن در جمهوری اسلامی شما اگر صدها میلیارد پول هم داشته باشید مجوز PAP برای شما صادر نخواهد شد که بروید ISP یا Datacenter خودتان را داشته باشید و هر کسی که چنین مجوزی برایش صادر شده از هزار تا فیلتر عبور کرده و به شدت وابسته به حکومت است . در صورتی که در کشور آمریکا ، آلمان ، فرانسه ، سوئد و ... همین فردا هر کسی که پول داشته باشد میتواند برود یک Datacenter یا ISP یا شرکت مخابراتی یا هر تجارت دیگری که دوست دارد را راه بیندازد ، شما آزادید بروید سهام هر جایی که دوست دارید را بخرید و حکومت در روند خرید شما دخالت نمیکند مگر مسایل نظامی آن هم فقط در رابطه با سابقه دارها و مظنونین ، زیرساختهای کشور 100% دولتی نیستند و تمام مسایلی که در ایران غیر ممکن است در جهان سرمایه داری ممکن است - در ایران شما نمیتوانید شرکت مخابرات خصوصی داشته باشید و سپاهی و بچه خامنه ای و ... نباشید ، در ایران شما نمیتوانید بروید سهامدار شرکت نفت شوید ، در ایران شما نمیتوانید خطوط هواپی مهربد باز کنید و سپاهی و بچه خامنه ای و ... نباشید ، در ایران شرکت آب و فاضلاب خصوصی نداریم ! در ایران شرکت اتوبوس رانی (خطوط عمومی) خصوصی نداریم ، در ایران متروی خصوصی نداریم ، در ایران صنایع الکترونیکی نظیر صاایران به شکل خصوصی نداریم ،در ایران شرکت برق خصوصی نداریم ، در ایران شرکت گاز خصوصی نداریم ، در ایران اتوبان و جاده خصوصی نداریم ، ولی همه اینها را در همین آلمان خصوصی اش را داریم . فرقش را فهمیدید ؟! یا باز میخواهید داستان تعریف کنید ؟
رابین هود هم اموال بهرهکشان را میگرفت, ولی کسی نابود نشد.
فکر نمیکنم لازم باشد توضیح دهم که فرد مال باخته هم زیر مجموعه ی "کسی" در جمله شما قرار میگیرد :))
در ضمن شما که انقدر ادعای زبان شناسی و زبان دانیتان میشود باید بدانید که وقتی چنین جمله ای میگویید دارید به یک فعل انجام شده در گذشته توسط شخصی خاص (رابین هود) اشاره میکنید! یعنی واقعه ای که اتفاق افتاده (ادبیات فارسی کلاس اول راهنمایی) . وقتی واقعه ای در گذشته توسط شخصی صورت گرفته یعنی شخص وجود خارجی داشته ، یعنی شما میگویید رابین هود رفته فلان کار را کرده/نکرده فلان اتفاق هم افتاده/نیوفتاده ، یعنی شما در اینجا بد جوری سوتی داده اید جانم ! و در این بحث تا قبل از اینکه من اشاره کنم شخصیت رابین هود اصلن وجود خارجی نداشته و داستان است یحتمل شما فکر میکردید که رابین هود یک شخصیت تاریخی بوده که امروزه هم ازش یاد میشود! و نوشته شما چیزی غیر از این را نمیرساند . البته باز جای شکرش باقیست که از هری پاتر یا پرسی جکسون یاد نکردید :))
شوروی پس از واژگشت[١]، دومین اَبَرکشور[٢] جهان بود و تنها از آمریکا، که میلیونها برده را چلانده بود و هرگز هم جنگی با کشور دیگر در خاکش انجام نشده بود و ... اندکی پس تر بود.
این اَبَر کشور یعنی چه که شما دائم تکرارش میکنید؟
شوروی از ابتدا زور و قدرتش کمتر از قدرت های اروپایی بود. بعد از ظهور آمریکا که هر روز یک پله پایین تر رفت.
شوروی کمونیستی هم فقط یک گُنده ی بی خاصیت بود.
امروزه هم که از نظر اقتصادی در مقایسه با کشورهای سرمایه داری در آفساید است.
باز هم شوروی زمان تزار در کنار قدرت نظامی, یک قدرت اقتصادی هم داشت.
شوروی کمونیستی که به غیر از داشتن بمب اتم, در مقابل غرب عددی نبود.
امروزه هم شوروی فقط و فقط بخاطر داشتن بمب هسته ای است که از سازمان ملل و شورای امنیت شوتش نکرده اند بیرون.
وگرنه بزرگترین منبع قدرت اقتصادی روسیه که نفت و گاز باشد را ایران بیشترش را دارد.
=============
آمریکا هم میلیون ها برده را نچلانیده بود. سنت برده داری از زمان کریستوف کلمب شروع شد.
تا زمان حضور انگلیسی ها و قبل از استقلال آمریکا, سفید پوستان آمریکا هم حقی بیشتر از یک برده نداشتند.
پروسه ی آزادی خواهی در آمریکا, یک فرآیند بوده است.
اینها چه پیوندی به سخن ما که در همبودِ[١] سرمایهداری, همه نمیتوانند سرمایهدار باشند, دارد؟
شما که هنوز گیر این هستید که در سیستم سرمایه داری همه نمیتوانند سرمایه دار شوند؟
وقتی من برای شما یک صفحه توضیح مستدل و مستند نوشتم که میشود, داشتم بادمجان واکس میزدم؟
به گمانم من دارم با دیوار صحبت میکنم, بفرمایید که وقتم رو بیش از این هَدَر ندهم.
باز هم دوباره می آیید و همان حرف های قدیم را تند تند تکرار میکنید؟
شما هم اگر کمتر بخوابید و بجای افتخار کردن به تنبلی و خوابیدن شبانه روزی, هدف مالی داشته باشید و در راستای هدفتان بیشتر فکر و کار مفید کنید, شما هم پولدار میشوید.
وگرنه که بروید همان رباتتان را بسازید تا برایتان بهره کشی! و حمالی کند.
اگر هم فکر کرده اید که با این شعار های کمونیستی کسی ثروتش را دودستی تقدیم شما میکند یا میتوانید دار و دسته ای را دور خودتان جمع کنید که مال و ثروت مردم را بالا بکشید, که بدجوری تَوَهم زده اید.
کسی برای این حرف ها تَره خورد نمیکند.
کمونیست را آمریکا گورش را کند.
در ایران هم اصلا کسی کمونیست نمیداند چیست و اگر هم بداند خوشبختانه دید بسیار بدی به آن دارد.
در ایران هم دیگر مردم اقتصادی شده اند. از آن حماقت ایدئولوژیکی زمان انقلاب و جان و مال فدا کردن و خر حمالی برای هدف ایدئولوژیکی دارند بیرون می آیند.
سرعقل آمده اند و کسی تَره برای کمونیسم و کسشر های از مُد افتاده ی اینچنینی خورد نمیکند.
انتخابات 88 نشان داد که دیگر مردم حتی شعارهای پوپولیستی احمدی نژاد را که بمباران تبلیغاتی و رسانه های یک حکومت پشتش بود و ریشه در انقلاب 57 و اعتقادات دینی مردم داشت را هم قبول نکردند چه برسد به کمونیسم که همیشه در ایران منفور بوده و خواهد ماند.
دوستان را نمیدانم. اما فعالیت من این اواخر به قصد آگاه کردن شما و مزدک بود که گویا دوست دارید همچون کبک سرتان را زیر برف کنید.
شما هم بروید دنبال کار و زندگیتان. این قبری که سرش گریه میکنید جنازه توش نیست.
آن کس که بداند و بداند که بداند***********اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آن کس که بداند و نداند که بداند**********بیدار کنیدش که بسی خفته نماند
آن کس که نداند و بداند که نداند***********لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند و نداند که نداند***********در جهل مرکب ابدالدهر بماند
شما که هنوز گیر این هستید که در سیستم سرمایه داری همه نمیتوانند سرمایه دار شوند؟
وقتی من برای شما یک صفحه توضیح مستدل و مستند نوشتم که میشود, داشتم بادمجان واکس میزدم؟
به گمانم من دارم با دیوار صحبت میکنم, بفرمایید که وقتم رو بیش از این هَدَر ندهم.
باز هم دوباره می آیید و همان حرف های قدیم را تند تند تکرار میکنید؟
...
گناه من نیست شما سخن ساده را نمیگیرید و نیاز به تکرار پیش میاید,
برای بار چهارم:
همهکس ≠ هرکس
بکوشید دریابید, اگر ما یک کیکی داشته باشیم و بخواهیم آنرا میان ١٠ تن به بختآزمایی
نهیم, یکی از این ده تن سرانجام این کیک را خواهد خورد, ولی همه آنرا بیگمان نخواهند خورد.
به زبان دیگر, هرکسی میتواند از روی بخت این کیک را بگیرد, ولی همه نمیتوانند بگیرند.
کیک سرمایهداری:
٢٠ درسد مردم خوشبخت, ≈٨٥ درسد کیک را میگیرند.
...
٢٠ درسد مردم بدبخت, ١ هزارم کیک را میگیرند.
در سرمایهداری نیز هرکسی که یک شماری پراسنج و پیشنیاز را داشت, میتواند سرمایهدار شود و دیگران, این کسانیکه کمتر خوشبخت بودهاند که مانند پاریس
هیلتون در خانوادهیِ پولدار زاده شده باشند, یا کمتر باهوش بودهاند, یا زور کمتری داشتهاند و رویهمرفته بیشینگان مردم (٨٠ تا ٩٠%) را گرفته و به گاری و فرقون ببندد و بهرهبکشد.
سخن ما هم از آغاز جُستار بر این بوده که شما چون هوش (بیل گیتس) / زور (خامنهای) / بخت (پاریس
هیلتون) بیشتری در زندگی داشتهاید, به شما این سزامندی را نمیدهد که دیگران را به گاری ببندید.
پس با این هوچیگریها و شلوغبازیها بجایی نمیرسید 😏
فروش نیروی کار در قبال مزد بهره کشی نیست ! هر وقت این را یاد گرفتید تازه میشود گفت یک چیزی فهمیده اید !
فروش نیروی کار به چه کسی؟ طبیعت که نیروی کار شما را نمیخرد, پس میماند,
سرمایهداری که نیروی کار شما را میخرد.
سرمایهدار چگونه نیروی کار شما را میخرد؟
به شما پول میدهد.
این پول را سرمایهدار از کجا آورده؟
خودتان و دیگران کار میکنید, بخشی از بهرهیِ کار اتان را سرمایهدار به جیب زده و بخشی را بچهرهیِ دستمزد به شما برمیگرداند!
نمونهیِ ساده:
چرخهیِ بهرهکشی:
١- سرمایهگذار سرمایه اش را در کارخانه میگذارد.
٢- کارگران با کار خود در این کارخانه پیوسته بهرهیِ افزودهای میفرآورند.
٣- سرمایهگذار از همان بهرهیِ افزوده به کارگران دستمزد میدهد.
...
این کار کشیدن از دیگران و بهرهبردن از دسترنج آنها همان «بهرهکشی» است.
روشن هم نمودیم و پذیرفتید که همین امروز هم سرمایهدار دارد با گذاشتن سرمایه در یک ساختمانسازی,
مردم را به ابزار کار میبندد تا برای نمونه برای سودآوریِ وی فرقون بکشند و آجر بالا بیاندازند (هتّا در
آلمان), یا جای دیگر کارفرما با گذاشتن سرمایه, کارمندان را به میز میبندد تا برای وی کار
کنند و همهیِ اینها تنها چهرههایِ نرم و سختی از فرایندی یکسان به نام «بهرهکشی» میباشند.
اگرنه اینکه بهرهده دربرابر کار خود چیزی هم دریافت میکند پاسخی
نیست, چه که برده هم دربرابر کار خود خوراک و سرپناه دریافت مینموده.
و ما هم مثالهایی به شما نشان دادیم که سرمایه دار و کارگر هر دو یک نفر هستند ! پس این ادعای شما برای بار چندم کشک میشود میرود رد کارش ! البته این را هم میدانیم که شما هی میزنید اول نوار و باز هم این مهملات را تکرار خواهید کرد :))
اینکه کسی یکزمان بهرهده و بهرهکش باشد هم چیز ویژه یا فراهنجاری
نیست که نمونه آورده بودهاید و دگرسانیای در گفتههای ما نمیدهد.
در ایران هم اصلا کسی کمونیست نمیداند چیست و اگر هم بداند خوشبختانه دید بسیار بدی به آن دارد.
😜
در ایران دید بسیار خوبی به "حضرت علی" دارند. که چه بشود؟ علی خوب است و کمونیسم بد است؟ این "فرنود" های خنده دار تان، در کنار ناآُگاهی هامیانه تان ، برای ما مایه ی سرگرمی شده است!
در ایران دید بسیار خوبی به "حضرت علی" دارند. که چه بشود؟ علی خوب است و کمونیسم بد است؟ این "فرنود[١]" های خنده دار تان، در کنار ناآُگاهی هامیانه تان ، برای ما مایه ی سرگرمی شده است!
حالا یکی باید بیاد برای این آقا از اول توضیح بدهد که تایتانیک دختره بوده یا پسره. باشد من مایه ی سرگرمی شما. ولی عوض اش بروید قبل از اینکه جایی اظهار فضل اقتصادی کنید و آبروریزی کنید و سوژه شوید, قبلش چهار تا کتاب اقتصادی بخوانید تا آگاهی تان نسبت به چیزی که دائم اصرار دارید درباره اش بالای منبر بروید و سخنرانی کنید کمی زیاد شود.
بنده هم همینجا هستم هر وقت که دلتان گرفت بیایید به من بخندید.
فقط کمی درباره ی چیزی که ازش حرف میزنید سواد داشته باشید.
بیجاست، پیشرفت فندی و دانشیک[١] سرانجام در همان زمینه ی ارتشتاری[٢] به دید میرسد.
چیزی که شما ازش اطلاع ندارید اینه که پیشرفت شوروی در هوافضا به دلیل تمرکز دولتی و سیاست های دولت بود که میخواست جلوی غرب خودی نشون بده. و به همین دلیل هم منجر به پیشرفته و فناور بودن و صنعتی بودن کشور نشد.
صنایع نظامی و خصوصن هوافضا از صنایع دست بالایی هستند. فناوری از صنایع دست پایینی به راحتی به بالایی ها رسوخ میکنه ولی از بالایی ها به پایینی ها به سختی. به همین خاطره که مثلن آلیاژ تقریبن تمام شاتل ها یا بسیاری از هواپیماهای جنگی سری هست. ولی در عوض در اگر رولزرویس به یک آلیاژ سری در بدنه ی موتور جت یا خودرو برسه، دولت به راحتی با بستن یک قرارداد تولید میتونه از این فناوری بهره مند بشه.
به همین خاطر شوروی با بهره گیری از جاسوسی و اینها تونست بسیاری از دانش ها رو در زمینه اتمی و غیره به دست بیاره. لازمم نیست کشوری مثلن تا الان انسان به مریخ فرستاده باشه تا ایران بخواد اولین کشور فرستنده باشه یا دومین. کافیه ایران به روش هایی، فناوری تولید و پرتاب موشک و اینها رو بدست بیاره. دیگه روی مریخ نشستن لازم نیست قبلن انجام شده باشه. خودِ تئوریش چیزی بوده که دست اینها نبوده.
نوشته اصلی از سوی مزدك بامداد ملا نصرالدین میگفت که زور من به اندازه ی جوانی ام هست! گفتند چگونه؟ گفت در جوانی یک سنگ بزرگی جلوی خانه مان بود که نمی توانستم بلند ش کنم، امروز هم نمی توانم، پس زور من همان است که جوانی بوده !
فروش نیروی کار به چه کسی؟ طبیعت که نیروی کار شما را نمیخرد, پس میماند,
سرمایهداری که نیروی کار شما را میخرد.
سرمایهدار چگونه نیروی کار شما را میخرد؟
به شما پول میدهد.
این پول را سرمایهدار از کجا آورده؟
خودتان و دیگران کار میکنید, بخشی از بهرهیِ کار اتان را سرمایهدار به جیب زده و بخشی را بچهرهیِ دستمزد به شما برمیگرداند!
باز هم که رفتید سر خط ! سرمایه داری مثل بیل گیتس به تنهایی کاری کرده که میلیونها مهندس و کارگر و ... نتوانسته اند بکنند پس به درستی شایستگی ثروتی که دارد را دارد . هم چنین شما کاری بکنید به ارزش X تومان بفروشید به من ، من بروم یکی دیگه رو پیدا کنم 2x بهش بفروشم بهره کشی از شما نشده . این مساله ساده رو نمیدونم چرا شما نمیتونید درک کنید .
این کار کشیدن از دیگران و بهرهبردن از دسترنج آنها همان «بهرهکشی» است. روشن هم نمودیم و پذیرفتید که همین امروز هم سرمایهدار دارد با گذاشتن سرمایه در یک ساختمانسازی, مردم را به ابزار کار میبندد تا برای نمونه برای سودآوریِ وی فرقون[٢] بکشند و آجر بالا بیاندازند (هتّا در آلمان), یا جای دیگر کارفرما با گذاشتن سرمایه, کارمندان را به میز میبندد تا برای وی کار کنند و همهیِ اینها تنها چهرههایِ نرم و سختی از فرایندی یکسان به نام «بهرهکشی» میباشند.
اگرنه اینکه بهرهده دربرابر کار خود چیزی هم دریافت میکند پاسخی نیست, چه که برده هم دربرابر کار خود خوراک و سرپناه دریافت مینموده.
در نظامهای کمونیستی همواره میزان مزدی که پرداخت میشود از هر نظام سرمایه داری کمتر است ! پس طبق استدلال خودتان بهره کشی در نظام کمونیستی بیشتر است !!! این نظام که دیگر دفاع ندارد
در نظامهای کمونیستی همواره میزان مزدی که پرداخت میشود از هر نظام سرمایه داری کمتر است ! پس طبق استدلال خودتان بهره کشی در نظام کمونیستی بیشتر است !!! این نظام که دیگر دفاع ندارد !!!
بیجاست، هنوز درنیافتید که زمانی که دولت کارگری باشد، این پولهای گردآمده در راه بهزیستی کارگران و پدافند از آنان بکار بسته میشود. بهره کشی به این میگویند که کسی کار کند و کس دیگر از کار او چاق و بهروز شود. بزبان دیگر، خود کارگران بخشی از مزدهایشان را کنار میگذارند که با ان، راه و دبستان و کارخانه و ماهواره و ... برای زندگی بهتر خودشان بسازند!
چیزی که شما ازش اطلاع ندارید اینه که پیشرفت شوروی در هوافضا به دلیل تمرکز دولتی و سیاست های دولت بود که میخواست جلوی غرب خودی نشون بده. و به همین دلیل هم منجر به پیشرفته و فناور بودن و صنعتی بودن کشور نشد
به هر انگیزه بوده، این پیشرفت را کرد که نشانگر کارآمدی اش بود. همه ی جهانیان هم میدانند که شوروی یکی از از دو اَبَرکشور جهان بود و شما هم هرچه خودتان را به دیوار بکوبید، در این فربود چیزی نمیدگرد.
به هر انگیزه بوده، این پیشرفت را کرد که نشانگر کارآمدی[١] اش بود. همه ی جهانیان هم میدانند که شوروی یکی از از دو اَبَرکشور[٢] جهان بود و شما هم هرچه خودتان را به دیوار بکوبید، در این فربود[٣] چیزی نمیدگرد[٤].
اوه اوه. جهانیانو به زحمت نندازید مزدک خان. الان نصفشون خوابن اذیت میشن. من خودم اینجا قبول کرده بودم شوروی یکی از دو ابرقدرت بود. فکر کنم دعوا از اینجا شروع شد: گفتگو پیرامون کمونیسم و سوسیالیسم - برگ 120
شوروی همچنان هم به قول شما در فربود اگرچه ابرقدرت بوده ولی هرگز فناور و پیشرفته نبوده.
موشک ، بمب و آدم فضا فرستادن نشانه پیشرفت و ابر قدرتی نیست وقتی مردم از گرسنگی در حال مرگ هستند. یکی از فامیلهای نزدیک من از سازمان فداییان اکثریت بود که در دههٔ ۸۰ به شوروی رفته بود ، حتی دستمال توالت هم سهمیه بندی بود به اندازه کافی نداشتند توی خونههای سازمانی که روی بتن باید میخوابیدند توی مسکو! عین برده روزی ۱۲ ساعت کار میکشیدند ازشون برای همون زمان کاری یک کارگر توی آمریکا ۲۰ برابر حقوق میگرفت ، حالا کی اینجا بیشتر بهره کش است؟
این رو چندین بار گفتم سرمایه داری دولتی ۱۰۰۰ برابر از سرمایه داری خصوصی بدتر است ، در آمریکا حداقل شانس این را دارید که شما هم سرمایه دار بشید و حقوق کارگرها نیز ۱۰۰ برابر بهتر از کشورهای کمونیستی است ، ولی در یک سرمایه داری دولتی فقط کله گندههای حزب سود میبرند و بقیه برده هستند! البته هر ۲ سیستم ایدهآل من نیست ولی پشم آمریکا به شوروی ارزش دارد!
موشک ، بمب و آدم فضا فرستادن نشانه پیشرفت و ابر قدرتی نیست وقتی مردم از گرسنگی در حال مرگ هستند. یکی از فامیلهای نزدیک من از سازمان فداییان اکثریت بود که در دههٔ ۸۰ به شوروی رفته بود ، حتی دستمال توالت هم سهمیه بندی بود به اندازه کافی نداشتند توی خونههای سازمانی که روی بتن باید میخوابیدند توی مسکو! عین برده روزی ۱۲ ساعت کار میکشیدند ازشون برای همون زمان کاری یک کارگر توی آمریکا ۲۰ برابر حقوق میگرفت ، حالا کی اینجا بیشتر بهره کش است؟
این رو چندین بار گفتم سرمایه داری دولتی ۱۰۰۰ برابر از سرمایه داری خصوصی بدتر است ، در آمریکا حداقل شانس این را دارید که شما هم سرمایه دار بشید و حقوق کارگرها نیز ۱۰۰ برابر بهتر از کشورهای کمونیستی است ، ولی در یک سرمایه داری دولتی فقط کله گندههای حزب سود میبرند و بقیه برده هستند! البته هر ۲ سیستم ایدهآل من نیست ولی پشم آمریکا به شوروی ارزش دارد!
بیجاست،گرسنگی در زمان جنگ بوده و نه پس از آن. آمار نشان میدهد که درآمد سرانه و ایستار زندگی همواره رو به افزایش بوده (تا شوروی بوده)
آمریکا تنها یک کشور سرمایه داری متروپول است و شیره ی همه جهان را می مکد و میتواند به کارگرش بیشتر پول بدهد (مکزیک هم سرمایه داری است!)
ولی شوروی از کار خود مردمش زنده بود و تازه به مردم گرفتار کشورهای دیگر، مانند ویتنام، یاری میکرد. کسی هم که کمونیست هست باید از کار کردن رویگردان نباشد. نمیشود که از سازمان "فداییان" بود وگلایه ی مبله نبودن آپارتمان داشت!!
تازه ، چم بهره کشی را هم نمیدانید: بهره کشی برابر این است که یکی کار کند و یکی دیگر از دسترنج او بخورد. در کشور کمونستی، چون دولت نماینده ی کارگران بوده و از شورش کارگران پدید امده، میوه ی کار کارگران برای بهروزی خود آنان بکار بسته میشود.
اگر کشور در سامه ی جنگی ( برای نمونه با همپیشی جنگ افزاری با امپیالیسم گردن کلفت آمریکا) باشد، باید هم در گسارش دور اندیشی و مرزمندی باشد ، هتّا اگر کاغذ توالت باشد، چون جنگ با کسی که میخواهد شمارا به گاری ببندد، هزینه دارد و برای ادمهای تنبل و آسایش جو نیست.
ولی شوروی از کار خود مردمش زنده بود و تازه به مردم گرفتار کشورهای دیگر، مانند ویتنام، یاری میکرد. کسی هم که کمونیست هست باید از کار کردن رویگردان نباشد. نمیشود که از سازمان "فداییان" بود وگلایه ی مبله نبودن آپارتمان داشت!!
ببینید گدا بودن و در فقر زندگی کردن افتخار نیستش ، من دوست دارم کارگران در اکثریت ثروت ممکن زندگی کنند ، نه اینکه همگی شریک بدبختی مشترک باشند و درد به صورت مساوی تقسیم بشود!
تازه ، چم[١] بهره کشی را هم نمیدانید: بهره کشی برابر این است که یکی کار کند و یکی دیگر از دسترنج او بخورد. در کشور کمونستی، چون دولت نماینده ی کارگران بوده و از شورش کارگران پدید امده، میوه ی کار کارگران برای بهروزی[٢] خود آنان بکار بسته میشود.
دولت به خودی خود به لفظ آخوندی امّ الفساد است! دولت در بهترین حالت یک شر لازم و در بدترین حالت یک دیکتاتوری خون خوار است ، دولتی نمیتواند نماینده طبقه کارگر باشد ، کارگر باید خود صاحب کارخانه باشد نه سرمایه دار و دولت که هر ۲ یک پخ هستند!
اگر کشور در سامه[٣] ی جنگی ( برای نمونه با همپیشی[٤] جنگ افزاری با امپیالیسم گردن کلفت آمریکا) باشد، باید هم در گسارش[٥] دور اندیشی[٦] و مرزمندی باشد ، هتّا اگر کاغذ توالت باشد، چون جنگ با کسی که میخواهد شمارا به گاری ببندد، هزینه دارد و برای ادمهای تنبل و آسایش جو نیست.
نه اینکه در شوروی مردم به گاری بسته نشده بودند ،یک کمی در دنیای واقعی زندگی کنید مزدک گرامی ، من درک میکنم که حس نستالژیک دارید نسبت به شوروی مثل کسانی که حس نستالژیک دارند به زمان شاه ، ولی دنیای واقعی چیز دیگری است ،
شما یک مثل واقعی میتوانید بیاورید که شرایط زندگی مردم در شوروی بهتر از آمریکا بوده است؟ یا یک کارخانه که بهره کشی از کارگر در شوروی نمیکرده؟
همینطور هم نگویید که نمیشود عضو سازمان اکثریت بود و خواستار مبل بود! مثل مسلمانها نباشید که به مسلمان بودن یا در این مورد به سوسیالیست بودن بقیه شک کنید!
من هم گریه میکنم وقتی اوضاع آمریکا را میبینم ولی بیشتر گریه میکنم وقتی میبینم افرادی که در جبهه من و چپ هستند اینگونه در توهم زندگی میکنند و دلشان برای یک سیستم خونخوار مثل شوروی تنگ میشود ، سرمایه داری فاشیسم نوین است ولی منجلابی مثل شوروی جواب آن نیست! باید ما دشمنان سرمایه داری عیبهای خود را ببینیم و
متوجه بشویم که کجا اشتباه کردیم که شوروی شکست خورد و آمریکا زنده ماند!
دولت به خودی خود به لفظ آخوندی امّ الفساد است! دولت در بهترین حالت یک شر لازم و در بدترین حالت یک دیکتاتوری خون خوار است ، دولتی نمیتواند نماینده طبقه کارگر باشد ، کارگر باید خود صاحب کارخانه باشد نه سرمایه دار و دولت که هر ۲ یک پخ هستند!
این هتّا دیگر بوی استدلال هم نمیدهد, تنها شده دستآویزی که هر چه میشود زودی بشنویم "دولت بده, دولت بده".
...شما یک مثل واقعی میتوانید بیاورید که شرایط زندگی مردم در شوروی بهتر از آمریکا بوده است؟ یا یک کارخانه که بهره کشی از کارگر در شوروی نمیکرده؟
آمریکا تنها کشور سرمایهداری در جهان نیست.
کیفیت زندگی در آمریکا نیز پتانسیل گشوده شدهیِ سرمایهداری نیست, بساکه سامهیِ بایسته و نیازین برای فراهم بودگیِ آن, چپاولگری آمریکا از دیگر کشورهاست.
تا زمانیکه شما اینها را نادیده بگیرید و رخکردها را نیمچه نیمه بپذیرید بی اینکه چهرهیِ کلی
فرایند را دریافته باشید, درکُنش بجایی نمیرسید بجز تکرار همین ٣ استدلالِ بارها بار پوچ شدهیِ بالا.
این هتّا دیگر بوی استدلال هم نمیدهد, تنها شده دستآویزی[١] که هر چه میشود زودی بشنویم "دولت بده, دولت بده".
من میگویم دولت نمیتواند نمیانده طبقه کارگر باشد و وجود دولت خود مایه فساد است ، چه برسد به سرمایه داری دولتی که شما طرفدار آن هستید؟ چگونه سیستمی که هیچ انتخابات آزادی ندارد و با کشتار مخالفین به قدرت رسیده ادعای نمایندگی مردم را بکند؟
بحث من اینجا در مورد فلسفه وجود دولت نیست که خود یک بحث جدی " خانوادگی" بین جبهه چپ است ، بحث من این هست که هرچه ما انتقاد به سرمایه داری خصوصی میکنیم ، باید ۲۰ برابر آنرا به سرمایه داری دولتی مثل شوروی انجام بدهیم! سرمایه داری و کنترل کردن ابزار تولید به دست سرمایه دار خصوصی بد است ، به دست دولت نیز ۱۰۰ برابر بد تر است!
کیفیت زندگی در آمریکا نیز پتانسیل گشوده شدهیِ سرمایهداری نیست, بساکه سامهیِ[٢] بایسته[٣] و نیازین[٤] برای فراهم بودگیِ آن, چپاولگری آمریکا از دیگر کشورهاست.
خیر! اگر تولیدات کشورهای شرق آسیا نیز به داخل خود آمریکا منتقل بشود چیزی در کًل سیستم ایجاد نمیکند فقط تغییر کمی ایجاد میکند ، مثلا یک کارگر در چین ۱۶ دلار در روز میگیرد یک کارگر در آمریکا ۱۰۰ دلار در روز ، سود کًل ۴۰۰ دلار است ، پس آن تغییر انقلابی نیز ایجاد نمیشود که سرمایه داری بهم بریزد اگر همه کارخانههای آمریکا در چین به داخل خود آمریکا منتقل شود!
نه، هندوراس و السالوادور و گواتمالا و لیبی و پاکستان و بولیوی و ... هم سرمایه داری هستند و همه ی اینها سر پی سرمایه داری دچار بدبختی . خود همین داستان دارو های روانگردان، از همین بهره کشی ها و بالاتر دانستن سود از هومنی ، پدید امده است
همینطور هم نگویید که نمیشود عضو سازمان اکثریت بود و خواستار مبل بود! مثل مسلمانها نباشید که به مسلمان بودن یا در این مورد به سوسیالیست بودن بقیه شک کنید!
بیجاست، کسی که پای در راه نبرد با سرمایه داری مینهد و خود را "فدایی" هم مینامد، باید اماده ی هرگونه از جان گذشتگی باشد، چرا که بهره کش هرگز بخشایشی در سزای کمونیستها نکرده و نخواهد داشت و سرسخت ترین دشمنان سرمایه داران، همانا کمونیست ها میباشند. من خودم در جاهایی به ناچار به سر برده ام که آپارتمان بتونی ! در برابرش کاخ است. این یارو باید یک هفته دستکم در غار و کوهستان میخوابید و چیزی جز نان سخت تر از سنگ بدستش نمیرسید و از چاله های اب باراب آب میخورد تا میدانست که از یک آپارتمان بتونی که در دسترس ایشان ، که پناهنده ی شوروی بوده، نهاده اند، گله و زاری ننماید. بیشتر این فداییان( پس از ١۳۵۷) جوانان خانواده های خورده بروژوا بودند که پوشیدن کت جر خورده و گذاشتن سبیل کمونیستی برایشان گیرا بود و دختر ها هم میپسندیدند و طبیعطا ً به خورشت بادنجام مامان هم خو گرفته بودند. زمین که روزگار سخت پیش آمد، بجای اینکه سپاسگزار باشند در شوروی جانشان از مرگ و به دار آویختن گروهی مانند ١۳۶۷ ، رها شده است، از نبود مبلمان و کاغد توالت گله میکنند! نمیدانم چرا آفتابه شان را به همراه نبرده بودند! گویا اکنون، پناهنده شدن، برابر این شمرده میشود که برویم به ما خانه ی خوب و ماهیانه ی خوب و خوراک خوب و بهداشت و ،، بدهند، کار هم نکنیم
ن میگویم دولت نمیتواند نمیانده طبقه کارگر باشد و وجود دولت خود مایه فساد است
بیجاست، چه انگیزه ی سرشتین هست که دولتی نتواند کارگری باشد؟ هر دولتی که بهزیستی کارگران را برنامه ی خود نماید، کارگری است.
برای نمونه هتّا دولت کنونی آلمان ، که میخواهد کمترینه ی دستمزد برای کارگران را (هشت و نیم یورو) قانونی نماید، یک گام در راستای بهزیستی کارگران برداشته و درسد کارگری بودن آن بالا تر رفته است. در آمریکا، دولت در نوکری سرمایه داران است و هموند هایش هم بیشتر بانکدار و سرمایه دارند و چون تا کنون در تاریخ، بیشتر دولت ها، نماینده ی بهره کشان و سازماندهی ابزار سرکوب آنان بوده اند، چنین انگاری در مغز مردم پدید آمده است که دولت کارگزار زورگویی و سرکوب است. زمانی که مردم بتوانند از راه رایزنگاه ها و .. کارهای دولت را بررسی کنند و بیلان آنرا کنترل نمایند، کشوریان نیز نمیتوانند به راه تباهی و دزدی بروند. برای نمونه باید کشوریانی را چیزی میدزددند، دادگاهی و پادافره کرد ( مانند چین که هر از چند گاهی، کسانی را که دزدی کرده بودند و خود را کمونیست هم نامیده بودند، تیرباران میکرد و اکنون هم زندانی میکند) ...
خیر! اگر تولیدات کشورهای شرق آسیا نیز به داخل خود آمریکا منتقل بشود چیزی در کًل سیستم ایجاد نمیکند فقط تغییر کمی ایجاد میکند ، مثلا یک کارگر در چین ۱۶ دلار در روز میگیرد یک کارگر در آمریکا ۱۰۰ دلار در روز ، سود کًل ۴۰۰ دلار است ، پس آن تغییر انقلابی نیز ایجاد نمیشود که سرمایه داری بهم بریزد اگر همه کارخانههای آمریکا در چین به داخل خود آمریکا منتقل شود!
😜 بیجاست، همین است که میگوییم که سر از سازوکار سرمایه داری و "صدور سرمایه" که یک ابزار امپریالیستی است، در نمیآورید. این سرمایه ها درست از همین رو به چین سرازیر شده است که نیروی کار انجا ارزان است ! ارزان برای آمریکایی ها و دلارشان، چرا که با همان مزد "اندک" در سجنش جهانی، کارگر چینی در خود چین، دارای توان خرید چند برابر همان اندازه دلار در آمریکاست، چون همه ی کالاهای دیگر هم با همان مزد "ارزان" ( در سنجش با آمریکا) بدست می ایند. پس اگر همه ی این کارخانه ها به آمریکا بروند، باید چند ده میلیون چینی را هم به آمریکا برد، فراورده های کشاورزی چین را هم با کشتی به امریکا برد تا نان این چند ده میلیون را بدهند و در گزیدمان پسین، پرزیدنت آمریکا هم چینی خواهد شد و بالاتر از همه، ارزش دلار به همان تراز ارزش پول چین کاهش خواهد یافت ، چرا که برای اینکه مزد این چند ده میلیون کارگر چینی را با تراز مزد آمریکا بدهند، اسکناس را مانند ریگ چاپ خواهند کرد که جوری که ١۰۰ دلار برابر همان ١۶ دلاری که گفتید بشود!
بیجاست، کسی که پای در راه نبرد با سرمایه داری مینهد و خود را "فدایی" هم مینامد، باید اماده ی هرگونه از جان گذشتگی باشد، چرا که بهره کش هرگز بخشایشی[١] در سزای کمونیستها نکرده و نخواهد داشت و سرسخت ترین دشمنان سرمایه داران، همانا کمونیست ها میباشند. من خودم در جاهایی به ناچار به سر برده ام که آپارتمان بتونی ! در برابرش کاخ است. این یارو باید یک هفته دستکم در غار و کوهستان میخوابید و چیزی جز نان سخت تر از سنگ بدستش نمیرسید و از چاله های اب باراب آب میخورد تا میدانست که از یک آپارتمان بتونی که در دسترس ایشان ، که پناهنده ی شوروی بوده، نهاده اند، گله و زاری ننماید. بیشتر این فداییان( پس از ١۳۵۷) جوانان خانواده های خورده بروژوا بودند که پوشیدن کت جر خورده و گذاشتن سبیل کمونیستی برایشان گیرا بود و دختر ها هم میپسندیدند و طبیعطا ً به خورشت بادنجام مامان هم خو گرفته بودند. زمین که روزگار سخت پیش آمد، بجای اینکه سپاسگزار باشند در شوروی جانشان از مرگ و به دار آویختن گروهی مانند ١۳۶۷ ، رها شده است، از نبود مبلمان و کاغد توالت گله میکنند! نمیدانم چرا آفتابه شان را به همراه نبرده بودند! گویا اکنون، پناهنده شدن، برابر این شمرده میشود که برویم به ما خانه ی خوب و ماهیانه ی خوب و خوراک خوب و بهداشت و ،، بدهند، کار هم نکنیم !
پس هرکه بگوید بالای چشم دایی یوسف ابرو است برای کس کردن رفته کمونیست شده است و سوسیالیست واقعی نیست؟درجه سوسیالیست بودن یک نفر با تعداد بخیههای پارگی ماتحت در راه طبقه کارگر باید سنجیده بشود؟ همان زمان که این جوانان فدایی که به سراب شوروی فرار کرده بودند دوستان خود را میدیدند که به هلند ، فرانسه و انگلیس رفته بودند و آنها را با خود مقایسه میکردند ، تازه اوضاع کسانی که به مسکو رفته بودند ۱۰۰ برابر از کسانی که K.G.B به آزربایجان ، تاجیکستان و دیگر جمهوریها میفرستاد بهتر بود!
بیجاست، چه انگیزه ی سرشتین[١] هست که دولتی نتواند کارگری باشد؟ هر دولتی که بهزیستی[٢] کارگران را برنامه ی خود نماید، کارگری است.
وجود خود دولت بندی بر آزادیهای انسان است ، هر چیزی که دولت به شما بدهد را هر زمانی که خواست میتواند پس بگیرد ، دولت به شما بیمه رایگان میدهد ، پس فردا مرگ و زندگی شما دست دولت است! کارگر باید بدون واسطهٔ در کنترل زندگی خود باشد ؛ نه دولت و نه سرمایه دار
بیجاست، هنوز درنیافتید که زمانی که دولت کارگری باشد، این پولهای گردآمده در راه بهزیستی[١] کارگران و پدافند[٢] از آنان بکار بسته میشود.بهره کشی به این میگویند که کسی کار کند و کس دیگر از کار او چاق و بهروز شود. بزبان دیگر، خود کارگران بخشی از مزدهایشان را کنار میگذارند که با ان، راه و دبستان و کارخانه و ماهواره و ... برای زندگی بهتر خودشان بسازند!
زرشک ! تایتانیک دختره بود یا پسره ؟ ما داریم میگوییم در نظامهای کمونیستی کارگر به کار وادار میشود و سپس از پولی که از کارش به دست می آید برای سرکوب خودش استفاده میشود و حکومت روز به روز چاق تر و قوی تر میشود و جامعه روز به روز ضعیف تر و در پیتی تر (بر خلاف یک نظام سرمایه داری درست و حسابی که نمونه هایش همین امروز هم وجود دارند و در افسانه ها نباید دنبالشان گشت). تمام نمونه های کمونیستی تا کنون غیر از این نبوده اند (و باز بر خلاف یک نظام سرمایه داری درست و حسابی که نمونه هایش همین امروز هم وجود دارند و در افسانه ها نباید دنبالشان گشت).
نه، هندوراس و السالوادور و گواتمالا و لیبی و پاکستان و بولیوی و ... هم سرمایه داری هستند و همه ی اینها سر پی سرمایه داری دچار بدبختی . خود همین داستان دارو های روانگردان، از همین بهره کشی ها و بالاتر دانستن سود از هومنی[١] ، پدید امده است
باز دست کم یک نمونه (و بسیار بیش از یک نمونه) کشور سرمایه داری درست و حسابی و موفق داریم ! کمونیسم خدا بیامرز که یه دونه هم تحویل نداد :)) البته میدونم الان میخواید باز جُک ابر کشور بودن شوروی رو تکرار کنید و موجبات خنده ما را فراهم 👍
من میگویم دولت نمیتواند نمیانده طبقه کارگر باشد و وجود دولت خود مایه فساد است ، چه برسد به سرمایه داری دولتی که شما طرفدار آن هستید؟ چگونه سیستمی که هیچ انتخابات آزادی ندارد و با کشتار مخالفین به قدرت رسیده ادعای نمایندگی مردم را بکند؟
انتخابات آزاد در چه چیزی ندارد؟ در مردمسالارترینِ سامانه هم کسی نمیتواند و نباید بتواند به بچهبازی یا بردهداری رای دهد,
در سامانهیِ کمونیسی هم کسی نمیتواند به باهمادهایِ هوادارِ سرمایهداری رای بدهد, زیرا اگر این آزادی را بدهیم که
خب بهرهکشها براهِ آن آزادی مردم در فرقونکش نبودن و بهرهدهِ بهرهکشان نبودن را میگیرند؟
مرزبندی آزادی در این میکوتاهد:
هر کس آزاد است به آنچه میخواهد, تا زمانیکه خواسته و کنش وی آسیب یکراست یا نایکراست فیزیکیِ بزرگی بر دیگران دربرنداشته باشد.
از همینرو چیزی به نام "آزادی در بهرهکشی از مردم" خود در ستیز با آزادیِ راستین
میباشد, همانجورکه آزادی مردم در کشتن همدیگر, در ستیز با آزادی مردم در زیستن پیشمیرود.
بحث من اینجا در مورد فلسفه وجود دولت نیست که خود یک بحث جدی " خانوادگی" بین جبهه چپ است ، بحث من این هست که هرچه ما انتقاد به سرمایه داری خصوصی میکنیم ، باید ۲۰ برابر آنرا به سرمایه داری دولتی مثل شوروی انجام بدهیم! سرمایه داری و کنترل کردن ابزار تولید به دست سرمایه دار خصوصی بد است ، به دست دولت نیز ۱۰۰ برابر بد تر است!
خب این تنها نگرش شماست, از دیدگاه فرنودین روشنه باید کاستیها و درستیهایِ هر دو سامانه را با همدیگر دید و
سنجید, ولی اینکه بگوییم شوروی بد است, پس آمریکا خوبْ چیزی بیشتر از سفستهیِ "تو هم بدی" نیست, که شما بروشنی دارید میکنید.
خیر! اگر تولیدات کشورهای شرق آسیا نیز به داخل خود آمریکا منتقل بشود چیزی در کًل سیستم ایجاد نمیکند فقط تغییر کمی ایجاد میکند ، مثلا یک کارگر در چین ۱۶ دلار در روز میگیرد یک کارگر در آمریکا ۱۰۰ دلار در روز ، سود کًل ۴۰۰ دلار است ، پس آن تغییر انقلابی نیز ایجاد نمیشود که سرمایه داری بهم بریزد اگر همه کارخانههای آمریکا در چین به داخل خود آمریکا منتقل شود!
سازوکار بهرهکشی را نگرفتهاید و همچنان میاندیشید آمریکا نمونهیِ یک کشور کامیاب سرمایهداری است, جوریکه
اگر دیگر کشورها هم رویکرد را همین امروز در پیش بگیرند, میتوانند پتانسیل نهان و نه چندان بدِ سرمایهداری را بگشایند.
در نوشتهیِ بالا پایوراندهایم که سامانهیِ سرمایهداری, سامانهیِ برد و باخت است, که نیازی براستی برا پایور نمودن هم نمیرفت, چه که بیشترِ سرمایهداران خود آنرا مهر تایید میزنند.
یک سامانهیِ برد-باخت سامانهیِ Zero-sum game - WiKi هم نامیده میشود و جایی است که سود برخی, در گرویِ زیان برخی دیگر است.
در گذشته سرمایهداری مرزمند به درون کشورها بود, از همینرو دامنهیِ آسیبِ آن نیز به همان کشور مرزمند میشد, امروزه با دهکده شدن جهان و وابستگی و همبستگی بیشتر میان
کشورها, سرمایهداری و بهرهکشی هم جهانی شده و این سودی که در گذشته اندکشمار بهرهکشان آمریکا به زیان پُرشمار بهرهدهان درون آمریکا میبرند, امروز به زیان بهرهدهان
بیرون از آمریکا هم میبرند و همین تراز اندک از بهزیستی که برای تودهیِ آمریکا میبینید, به بهایِ تباهی و پایمال شدن بیشمار هومن زندهیِ دیگر بدست میاید و راهی برای پایستن آن هم نیست.
تا زمانیکه شما نگیرید سامانهیِ بُرد-باخت چیست, این لغزش که آمریکا یک نمونه از پتانسیلِ باز شدهیِ نه چندان بدِ سامانهیِ سرمایهداری هست را, خواهید نمود.
نه، هندوراس و السالوادور و گواتمالا و لیبی و پاکستان و بولیوی و ... هم
سرمایه داری هستند و همه ی اینها سر پی سرمایه داری دچار بدبختی
تلاش خوبی بود. ولی قبلن هم تذکر دادم که وجه مشترکشون سرمایه داری هست. پس چیزی که باعث فرقشون شده این وجه مشترک نیست. وجوه غیر مشترک هست. باز یه صفحه دیگه که بگذره همینو طوطی وار تکرار کنید. نه؟😮
کسی که پای در راه نبرد با سرمایه داری مینهد و خود را "فدایی" هم مینامد، باید
اماده ی هرگونه از جان گذشتگی باشد
عرض نکردم شبیه اسلامیون هستید شما.
انقلاب تخمی ترین چیزیه که هم شما هم اسلامیون بهش اعتقاد دارید. انقلاب هم یعنی ترکمال و کشته دادن. در حالیکه شاید مهمترین اصل در مبارزات سیاسی "بقاء فرد" باشه.
من یه تعریف بهتر دارم براتون: بهره کشی یعنی به مراتب مزد کمتر از اون چیزی که باید رو به فرد بپردازند.🤭
تلاش خوبی بود. ولی قبلن هم تذکر دادم که وجه مشترکشون سرمایه داری هست. پس چیزی که باعث فرقشون شده این وجه مشترک نیست. وجوه غیر مشترک هست. باز یه صفحه دیگه که بگذره همینو طوطی وار تکرار کنید. نه؟😮
عرض نکردم شبیه اسلامیون هستید شما. انقلاب تخمی ترین چیزیه که هم شما هم اسلامیون بهش اعتقاد دارید. انقلاب هم یعنی ترکمال و کشته دادن. در حالیکه شاید مهمترین اصل در مبارزات سیاسی "بقاء فرد" باشه.
این بدرد خودتان میخورد. زمانی که بخشی از مزد در یک سندوغ همگانی میرود تا از آن، کارهای همگانی انجام شود ( و نه اینکه پاریس هیلتون با آن بگردد)، نمیتوان این را بهره کشی نامید و دیگر فرنود های شما هم بر روی این انگاره ی ناروا ساخته شده. ---- کمونیست ها هم از هیچ که پدید نیامده اند، پدید آمدن هر چیزی در این جهان دارای یک انگیزه است، همچنان که آتش ، گرما و دود پدید میاورد، بهره کشی هم شورش و واژگشت در پی دارد. آیا هنوز هوش نکرده اید که همه ی گرفتاری های هومنی ، از همین آز و فزاده خواهی و برتر دانستن سود خودینه، بر بهروزی هومنی و همگانی پدید آمده است؟ بر این پایه هزار بار هم سرمایه داران و بهره کشان و مفت خوران، در سرکوب کارگران و کمونیست ها و .. کامیاب شوند، بازهم از آنجاییکه سامانه شان خودش پدید آورنده ی شورش و شورشگران است، سرانجامی جز نابودی بدست ما نخواهند داشت. این را هتّا کلیسا هم امروزه هوش کرده و پاپ نوین که اکنون فرمانده این دستگاه فریب کهنه کار است، میگوید که کلیسا باید بهسازی شده و از برج پیلدند* خود پایین آمده در اندیشه ی مردم ندار و رنجبر بوده و بکوشد که دادگری همبودین بیشتر در میان هومنی روان گردد! شما که گویا از واپسگرا ترین انجمن های سرمایه داری هم واپسگرا ترید، تا کنون یکبار هم نفرموده اید که این بیداد گری همبودین هستی دارد و باید از میان برداشته شود، به وارونه،
بارها گفته اید که سختی زندگانی کارگران برای این است که تنبل و کون گشاد و کودن هستند!
بارها گفته اید که سختی زندگانی کارگران برای این است که تنبل و کون گشاد و کودن هستند!
خیر من اینو نگفتم. شما یه ایرادی که دارید اینه که پیشفرض های خودتونو وحی منزل میدونید. ولی من گفتم که کسانیکه به دنبال کمونیسم هستند خواه ناخواه تنبلی و کون گشادی رو بسط میدند. یعنی شما. کاری ندارم انگیزتون به راستی چیه. چه اینکه واقعن هم نمیشه دریافت چی هست.
نکته دیگه اینکه لزومی نداره یک پدیده که در پاسخ به یک نیاز بوجود آمده، حتمن درخور و مناسب باشه. سوسیالیسم کارکردی نداره و منجر به بدبختی و فلاکت میشه. راه حل مناسبی نیست. اینو سوسیال دموکرات ها فهمیدند ولی شما اندر خم کوچه های استالین گرادید. شوربختانه (برای شما) دوران کمونیسم به سر رسیده و دنیا این پدیده رو دیگه جدی نمیدونه.
چون چپی ها هم میدونند لازمه پیشرفت و ارزش آفرینی آزادی هست.
برای همین در کنار آزاد دانستن حقوق افراد در مالکیت، به دنبال راهکارهایی مثل ایجاد سندیکاها، بنگاه های اقتصادیِ اشتراکی و در کل آموزش کارگران برای درآمد بیشتر هستند.
چون چپی ها هم میدونند لازمه پیشرفت و ارزش آفرینی آزادی هست
بیجاست. "آزادی" بستن یک هومن به گاری; که پاریس هیلتون خوشگذرانی نماید هیچ پیوندی با پیشرفت و ارزش آفرینی ! ندارد. شوروی هم بی اینگونه "آزادی" اَبَرکشور شد، آنهم از یک کشور واپسمانده ی سرفاژ تزاری . • پارسیگر
من نمیدونم مزدک گرامی چرا اینقدر روی این پافشاری میکنند که "دولت کارگری" لزوما به سود کارگران کار میکنه؟! نام گذاری هیچ ارتباطی با ماهیت واقعی یک چیز نداره،این از دید من بدیهیه. مسئله بعدی هم که بارها تکرار شده این هست که هرجا جامعه به افرادی به هر دلیلی قدرت یا ثروت بیشتری بده طبقات اجتماعی بوجود میاد،کارگزاران دولتی در همه دولت ها به خاطر قدرتی که نهاد دولت بهشون میده با سایرین تفاوت دارند و امتیازات خاصی دارند،در دولت های دموکراتیک کاپیتالیستی هم با وجود ضعیف بودن نسبی دولت(به خاطر متمرکز نبودن قوا و اینکه بخشی از قدرت هم در دست سرمایه داران غیر دولتیه) و وجود آزادی بیان زیاد و رسانه هایی که حداقل گه گاه بر دولت نظارت دارند و مردمی که به دولت رای میدند و روی اون داوری دارند و اینکه سعی میشه قدرت حداقل به شکل ظاهری جا به جا بشه...باز هم سواستفاده های سیاسی، امنیتی، اقتصادی زیادی رخ میده که نتیجه قدرتی هست که دولت به این افراد داده.
بنابراین نمیشه انتظار داشت یک حکومت به اصطلاح کارگری بسیار قوی(به خاطر تجمع نهادها و یکدست شدن نسبی حاکمیت) به سود کارگرها عمل بکنه،کارگزاران دولت که یک سری روبات یا فرشته نیستند!انسان هایی هستند که قدرت زیاد این دولت قطعا زمینه سواستفاده زیادی براشون به همراه میاره.