گویا شما چگونه بودِ غالبِ کمونیستها ( که کیفیتِ آن کاملا مرتبط با نگرشِ ایدئولوژیکِ خودشان است) را چیزی جدا از خودِ کمونیسم میدانید و باور نمیکنید اینها از جایی در درونِ همان کمونیسم نشات گرفته باشند، پس اصلا مهم نیست که تمامِ کمونیستهای جهان هم ضدناسیونالیسم باشند. گویی بیماریِ فمنیستها به شما نیز سرایت کرده!
خیر, بیماریای که شما فمینیسم میدانید را نیز از روز یکم من با همان پرداختن به فمینیسم (که ایدئولوژیای پراکنده است) نکوهیدم, نه رفتار فمینیستها!
این لغزش نخست شما که مرا بنادرستی در اردوی "ستیز با فمینیستها" گرفته بودید.
بیش از ما را نخندانید دیگر.
مبارزه با بردهداری یک ارزش است. آنچه از بردهداری در تاریخ دیدیم یک روش بود. به تقارن، مبارزه با سرمایهداری و بهرهکشی، برای من یک اصل است، کمونیسم اما یک راهکار است. حالا باز بیایید برای ما داستانِ کلثوم ننه بسرایید که اگر من با کمونیسم مخالفم، حتما طرفدارِ سرمایهداری و بهرهکشی هستم. جهانِ دو قطبیِتان برای من حقیقتا سرگرمکننده است.
خوب اگر اندکی بهتر میخواندید,
من هم نگفتم کمونیسم خوب است,
گفتم "ستیز با بهرهکشی" (= همارزش و سنجیدنی با ستیز با بردهداری) خوب است.
کسیکه ولی میگوید بهرهکشی خوب است (که شما نگفتهاید), خود به خود در دستهیِ بهرهکشان میرود! (:
نکته سوم, پرداختن به کمونیسم بود. کمونیسم آموزهای است (بر پادِ فمینیسم) نوشتارمند و سنجیده و آژگاهیک, پس گرچه شما در نکوهش فمینیسم (نه فمینیستها) کمی دشواری خواهید داشت, ولی
در کمونیسم هرگز چنین دشواریای نخواهید داشت و اگر میبینیم بجای پرداختن به خود کمونیسم, به رفتار کمونیستها پرداختهاند بمانند همیشه, تنها با کژفرنود و فریب روبرو هستیم و هیچ ارزش فرنودین ندارد = 0.
چرا ندارد؟ زیرا بسادگی:
١. هیچکس نمیتواند بدرستی تاریخ را داوری کند: در هر زمانهای بسته به بیشمار سامه و پراسنج, یک رفتاری میتواند درستترین به چشم بیاید: دادههایی که من و شما نداریم و هرگز نخواهیم داشت.
٢. نمیتوان ستیز و کارشکنیهایِ سرمایهداران (که سود ایشان در سرکوب و بدنامیِ کمونیسم باشد) را نادیده گرفت: همانجور که فمینیستها میکوشند چهرهیِ نادرستی از فربود به شما بدهند, همانگونه هم
سرمایهداران با هزاران بار بنمایهها و توان بیشتر اینکار را میکنند. به دیگر سخن, شما نمیتوانید به سخن و برداشت و تفسیر سرمایهداران آنچنان بهایی بدهید, زیرا تاریخ را کسانیکه پیروز میشوند مینویسند و تاکنون هم نبرد را سرمایهداران بردهاند.
٣. ...
پس از روی اینها, این سخن که "نمود کمونیسم را دیدیم, خوب نبود, پس بد است" میتواند تا یک
اندازهیِ اندکی درست باشد (یافتیگوار), ولی به هیچ روی نه میتواند فرنود بسنده و نه فرجامیابی فرنودین به شمار رود.
نکته چهارم, بکوشید این را در همان فمینیسم هم ببینید, فمینیسم یک شماری ایدهیِ پراکنده و سنجشپذیر دارد (به زنان ستم بیشتری رفته,
مردان زورگو هستند, مردان تجاوزگر هستند و ..) و شما تنها و تنها میتوانید اینها را در نگاه درست بنکوهید, اینکه فمینیستها چه آدمهایی هستند یک چیز دومینی است و ارزش ندارد.
من خود ام را آریایی نمیدانم, ولی خوشنودم که شما از گردانندگی کنارهگیری کردهاید, چون اگر دست شما بود اکنون هموند[1] امان @homayoun را هم مانند دیگران کوشیده بودید از روی نپسندیدن "نژادگرایی" اش اخراج کنید.
این هم از همان تکاندیشیهایِ لیبرالیستیک شماست که باور به برتری نژاد را یکسان با کنشِ نژادپرستانه میگیرید و از دیگر دستآوردهایِ لیبرالیسم میباشد: جاروب کردن چیزهایِ ناخواستنی به زیر فرش.
من بسیار خوشحالم این فرصت پیشآمد تا این روش درستی در قبال تو پیش بگیرم و این خاله زنک بازی سخیف و خنجر زدنهایت از پشت را بجز آنچه حقیقتا هست نبینم و از خود در قبال آنها حفاظت کنم. جهت اطلاع عرض میکنم که من همچنان مدیر هستم، اختااف من با وضع انجمن هم حل شد و شیوهیِ مناسبتری برای مدیریت در نظر گرفته شد.اینکه میبینی با دوست نژادپرست شما همایون هم برخورد نمیشود به بعلت ناتوانی من، که بخاطر اصرار من به تغییر روش بوده، اینها در تالار مدیران موجود است و بقیه مدیران از جمله کسری که با او بحث نسبتا مفصلی هم داشتم پیرامون همین موضوع قابل تایید.همین یک مورد خاص نشان از میزان شرافت شما که در حال آموزش خویشکاری به بقیه هستی میدهد که با اخلاق بینظیر تا تقی به توقی میخورد به لجنمال کردن و دروغپراکنی دربارهیِ بقیه روی میآوری و بعلت اینکه گمان میکنی تافتهیِ جدابافته هستی آنرا از نظر اخلاقی کاملا موجه میدانی.تکلیف من با شما با این دروغ وقیحانهیِ آخری:
من بسیار خوشحالم این فرصت پیشآمد تا این روش درستی در قبال تو پیش بگیرم و این خاله زنک بازی سخیف و خنجر زدنهایت از پشت را بجز آنچه حقیقتا هست نبینم و از خود در قبال آنها حفاظت کنم.
جهت اطلاع عرض میکنم که من همچنان مدیر هستم، اختااف من با وضع انجمن هم حل شد و شیوهیِ مناسبتری برای مدیریت در نظر گرفته شد.اینکه میبینی با دوست نژادپرست شما همایون هم برخورد نمیشود به بعلت ناتوانی من، که بخاطر اصرار من به تغییر روش بوده، اینها در تالار مدیران موجود است و بقیه مدیران از جمله کسری که با او بحث نسبتا مفصلی هم داشتم پیرامون همین موضوع قابل تایید.همین یک مورد خاص نشان از میزان شرافت شما که در حال آموزش خویشکاری به بقیه هستی میدهد که با اخلاق بینظیر تا تقی به توقی میخورد به لجنمال کردن و دروغپراکنی دربارهیِ بقیه روی میآوری و بعلت اینکه گمان میکنی تافتهیِ جدابافته هستی آنرا از نظر اخلاقی کاملا موجه میدانی.تکلیف من با شما با این دروغ وقیحانهیِ آخری:
یکسره شد 👍
خب پس خوشنودم که زورتان هنوز نمیرسد چون کسی را نمیپسندید, اخراج کنید!
در همان محفل نهان و eliteپرور و خودستای اتان سرگرم باشید, هر چه باشد تافتهیِ جدابافته و elite
هستید دیگر, فرهنگ و زبان و میهن و رویهمرفته پندارههایِ خویشکاری و این چیزها برای شما بی ارزشاند!
خب پس خوشنودم که زورتان هنوز نمیرسد چون کسی را نمیپسندید, اخراج کنید!
در همان محفل نهان و eliteپرور و خودستای اتان سرگرم باشید, هر چه باشد تافتهیِ جدابافته و elite هستید دیگر, فرهنگ و زبان و میهن و رویهمرفته پندارههایِ[1] خویشکاری[2] و این چیزها برای شما بی ارزشاند!
نشان دادم که قدرتش را داشتهام و و در خلاف آن جهتی که بدروغ گفتی عمل کردم، ولی خب شرافت که نباشد و میزان وقاحت به اندازهیِ کافی برسد حتی "هوش کردن" جمله بالا هم ناممکن میشود
نشان دادم که قدرتش را داشتهام و و در خلاف آن جهتی که بدروغ گفتی عمل کردم، ولی خب شرافت که نباشد و میزان وقاحت به اندازهیِ کافی برسد حتی "هوش کردن" جمله بالا هم ناممکن میشود 😏
من که نمیتوانم ببینم از سر ناچاری کردهاید یا نه, با شناختی که ولی از شما دارم دروغ
هم میگویید و در گذشته هم گفته بودید «نگویید من کنارهگرفتهام, تا هموندان (آلیس و ..) پررو
نشوند» (من هم در پیمانداری نگفتم, خودتان دیرتر در جایی نوشتید که کنارهگرفتهاید و از همینرو اکنون بازمیگویم).
به نگر شخصی من هم از سر ناچاری و همراهی با دیگران اخراج نکردهاید, اگر نه لیبرالیسم را چه به این کارها؟ (:
پررو بودن هم به خودی خود بد نیست, بویژه زمانیکه در ستیز با elitism و بهرهکشی باشد و از همینرو, روی پُررویی بیشترِ من هم میتوانید حساب باز کنید!
دو سه مشکل اینجا پدید میآید. نخست روش ما برای تعیین ارزش کار است، دیگری روش ما برای تعیین ارزش کالاست، و مورد دیگر هم چگونگی دلیل ما برای اعتماد به دولت اما نه به کارگر است. از کجا پیدا که دولت همهی سود را به جیب نزند و باقی مردم را از محصول یا سود آن محروم نکند؟ خاصه آنکه ابزار لازم برای آنرا نیز برخلاف آن کارگر در اختیار دارد. دربارهی تعیین ارزش کار و کالا هم چیزهایی همچون «هزینهی زندگی» و «هزینهی تولید» مفاهیمی هستند که در بطن خود کنش اقتصادی معنا پیدا میکنند و از پیش قابل تشخیص نیستند.
از سوی دیگر، کارگر چیره دست با گرفتن مزد بیشتر، نه به این انگیزه که در بنز کار میکند، بسا به این انگیزه که کار بهتری انجام میدهد, بازهم کارگری با مزد بیشتر است و "سرمایه دار" نخواهد شد...
مسئله سرمایهدار شدن یا نشدن نیست که جامعهی طبقاتی را پدید میآورد، مسئله تقسیم نابرابر منابع = ثروت است و بخشی از انگیزهی ما برای مخالفت با آن نیز همین ناعادلانه بودن انباشت انحصاری ثروت است. معیار بهتر و بدتر را هم مصرفکننده مشخص میکند که باز میشود نابرابری.
پاراگراف پایانی شما هم زمانی پسندیده و شدنی است که بازهم این گروه های خودگردان[9] و انجمن های کارگری و رایزنی ..
من گمان نمیکنم ما دلیلی عینی برای این ادعا داشته باشیم. ما حتی پیش از «انقلاب» هم میتوانیم مدلهای بسیار موفق کارخانهجات و کارگاههای خودفرما را که در کارگران صاحب ابزار تولید و شریک در سود هستند داشته باشیم که حتی قادر به رقابت درون سیستم سرمایهداری بودهاند و به موفقیت هم رسیدهاند. این به خودی خود نیاز به هیچگونه مقدمات یا گذار از مرحلهای به مرحلهی دیگر را ندارد و ما میتوانیم از هم اکنون به سمت آن حرکت بکنیم. لطفا با ذکر دقیق جزئیات بفرمایید چه عناصری از موفقیت مدلی که من پیشنهاد میکنم جلوگیری میکنند، و علاوه بر آن بگویید که دولت چگونه از درافتادن به آن دشواریها جلوگیری میکند.
یا بدیگر[1] سخن، سفسته ی مرد پوشالین میباشد، ما هم جایی نگفتیم که کارگران چین از کارگران شرکت بوئینگ بهتر زندگی میکنند. ما گفتیم که بهتر از پیش و بهتر از هندوستان که نمونه ای برابر سنجش[2] است، زندگی میکنند! این سفسته ی شماست که نوک کوه سرمایه داری را با ناتوان ترین های کمونیسم جوان میسنجید[3] و بیش از ان، سفسته ی همراهی با بدان است که برای نمونه تبهکاری های خمر سرخ را با پیامد های جنگ سرد یکی میکنید که تلاشی در زیر فرش جارو کردن همه فشار های امپریالیستی، ویران کردن ویتنام، فروبند[4] کوبا، کودتای شیلی وپول دادن به کنترا های نیکاراگوئه و .. از راه برانگیختن سهش[5] های نازکدلان با ترفند "در یک کاسه ریختن" این چند چیز است.
تکلیفتان را با تاریخ نمود عینی ایدئولوژی که آنرا تبلیغ میکنید مشخص بکنید و بگویید چه راهکاری برای جلوگیری از تکرار فاجعه دارید.
شما هنوز این اندازه اگاهی[1] ندارید که در کموینسم، داشتن ابزار فراورش[2] ناروا است ( داشتن سرمایه) نه داشتن پول و چیزهای خود ویژه! شما هنوز دگرسانی[3] میان فرایافت[4] های "پول" و "سرمایه" را در نیافته اید!
خیر ما داشتیم پیرامون دلیل وجودی دولت و اینکه چگونه از اعمال سلطه ارتجاع به ابزار تولید و دزدی و .. جلوگیری میکند صحبت میکردیم، و من گمان کردم مقصود شما از دزدی همان مالکیت خصوصی بر ابزار تولید است. اگرنه برای «به دولت نیاز داریم مبادا جیبمان را بزنند» پاسخهای دیگری دارم.
من که نمیتوانم ببینم از سر ناچاری کردهاید یا نه, با شناختی که ولی از شما دارم دروغ هم میگویید و در گذشته هم گفته بودید «نگویید من کنارهگرفتهام, تا هموندان[1] (آلیس و ..) پررو نشوند» (من هم در پیمانداری[2] نگفتم, خودتان دیرتر در جایی نوشتید که کنارهگرفتهاید و از همینرو اکنون بازمیگویم).
به نگر شخصی من هم از سر ناچاری و همراهی با دیگران اخراج نکردهاید, اگر نه لیبرالیسم را چه به این کارها؟ (:
پررو بودن هم به خودی خود بد نیست, بویژه زمانیکه در ستیز با elitism و بهرهکشی باشد و از همینرو, روی پُررویی بیشترِ من هم میتوانید حساب باز کنید!
😆 من شاهد زنده ارائه دادم و البته توان مشاهدهیِ آن گفتگو که گفتم ممکن ولی در برابر این داریم مهربد با شناختی که از منداری میدانی که دروغ گفتهام 😆
و البته چرا که نه، پیش کشیدن یک دروغ دیگر برای پنهان کردن گند قبلی "زیر فرش" !! در مورد اعلام نکردن کناره گیری موقتم، من گفتم که نمیخواهم از عذم دخالت من و سپس استعفای موقت من اینگونه برداشت شود که اینها ارتباطی به هم دارند. که البته نداشتند چرا که علت استعفای من در آن مورد رفتار خودسرانه و نااخلاقی تو بود نه آلیس یا هر کس دیگر،البته برای کمک به حافظه یادآوری میکنم که در آن مورد داد تمام مدیران از خودسریهایِ بیاخلاقانهیِ تو درآمرد و با ترک تافتهیِ جدابافتهیِ بی اخلاق ما همراه شد! من چقدر دوست دارم این وضع جدید را، از آنجا که من یک دروغگوی بیشرافت مثل تو نیستم مجبوری دروغ بگویی و یک سخن واقعی پیدا نمیکنی که در این افاشگریت مرا به آن متهم کنی.
در مورد وقاحت هم نگران نباش، این گلگیها برای قبل از اینها بود.اکنون از تراوش دروغهایِ وقیحانه و بیشرمیهای تو استقبال هم میشود 😏
دوستان چه خبر شده؟ جمع دوستانهی اینجا را از هم پراکنده میبینم.. بالاخره اختلافات قدیمی کار خودشان را کردند و میانهی شما دو نفر شکرآب شد؟
امیر جان برای جمع اینجا اتفاقی نیافتاده و سرجایش است، هر چه گذشته بر مهربد بوده.اکنون هم میبینیم که در بحث پیرامون رابطهیِ ناسیونالیسم و کمونیسم همینطور انگ دروغ است که به من میبندد، در سری آخر که ایشان حکم ارتداد من و آنارشی ،کوروش بیخدا و کسری و البته میلاد را صادر کرد و الان همهیِ ما آدم بده هستیم.خودت را هم میبینم که شدهای بهره کش !! البته من از اتفاقات پیش آمده ناراحت نیستم که خوشحال هم هستم چرا که چیزی در میان نبود.اگر مثلا دادهیِ شخصی من دست این داشتم بد بود!
١. اینکه شما از گردانندگی استعفا بدهید, ولی نگویید دادهاید, میشود دروغِ من؟
نه جدا مثل اینکه یکچیزی زدهای، اینکه بدروغ بگویی من پشت سر همایون دسیسه کردهام و البته تمام متن لجنمال هایت دروغ است.و البته این تلاش مذبوجانه هم که بخواهی عدم اعلام استعفای منرا دروغ جا بزنی مضحک است.نکند چون من اینجا اطلاعات شخصی خودم را هم قرار نمیدهم این هم دروغ حساب میشود !!
Mehrbod
٢. اینکه شما در تیم[1] گردانندگی خودتان را تافتهیِ جدابافته بدانید, میشود تافتهیِ جدابافتگی من؟
امیر جان برای جمع اینجا اتفاقی نیافتاده و سرجایش است، هر چه گذشته بر مهربد بوده.اکنون هم میبینیم که در بحث پیرامون رابطهیِ ناسیونالیسم و کمونیسم همینطور انگ دروغ است که به من میبندد، در سری آخر که ایشان حکم ارتداد من و آنارشی ،کوروش بیخدا و کسری و البته میلاد را صادر کرد و الان همهیِ ما آدم بده هستیم.خودت را هم میبینم که شدهای بهره کش !!
در راستای سخنگاه:
اگر دربارهیِ سخنگاه سخن میگویید, من چنانکه گفتم, اینجا میبایستی بدست ٤ کس گردانندگی مهادین میشد:
سخن من در اینکه کسی مانند "داریوش بیخدا" نباید تراز دسترسیِ هماندازهای با من میداشت هم بسنده فرنودین است.
در راستای بهرهکشی:
در گفتمان بهرهکشی نیز من هیچ دشمنیای با کسی ندارم, هر چه باشد ما داریم تنها
میگفتمانیم و بس و در جهان بیرون خود من هم گاهْ
بهرهکش! هستم (از سر ناچاری).
هر آینه اگر شما و کوروش و ... میاندیشید با حاشیه کشاندن و نمیدانم پرداختن به سخنگو و تیکهانداختنهایِ دیگر اینچنینی از کمونیستها میتوانید
چهرهیِ بدی بپنگارید, خوب من هم اینجا هستم تا همین کار را با شما نموده و از چهرهیِ راستین خودتان پردهبرداشته و داوری را به خوانندگان وانهم!
البته من از اتفاقات پیش آمده ناراحت نیستم که خوشحال هم هستم چرا که چیزی در میان نبود.اگر مثلا دادهیِ شخصی من دست این داشتم بد بود!
شما در جایگاه گرداننده خویشکار (همان چیزیکه بیزارید) هستید که رفتارتان آشکار و روشن (transparent) باشد,
از همینرو به هموندان این انجمن وابسته است بدانند شما که فرنام گردانندگی به دوش میکشید براستی توان گردانندگی دارید یا نه. بازگویی این "
دادهیِ شخصی" نیست. درست است زشت هست, ولی خوب من پیهیِ زشتی آن را به تن مالیده و از رفتار دوگانهیِ لیبرالیستیک شما (یک چیزی بگوییم و در
نهان یک کار دگر کنیم) پردهبرداشتم! (:
دربارهیِ داده شخصی هم پیشامدانه و ناخواسته اینجا دربارهیِ بسیاری کاربران داده دارم و به کسانیکه باید, همواره سربزنگاه آگاهی هم داده ام که چگونه از آنها پاسداری کنند; اگر فراموشیدهاید, جستار شگردهای ناشناس ماندن و دور زدن فیلترینگ - برگ 26 را نیز من آغازیدهام.
پس این هم یک انگِ دیگر از شماست که من اگر دسترسی به دادههایِ خودینه داشته باشم از روی کینهجویی؟ به میان میاوردم.
سپس بهرهکشهانِ هوشمندتری میبینیم که بهمان شیوهیِ ژیژک دوست داشتنی میگویند:
"ما بخوبی میدانیم بهرهکشی بد است, ولی ..."
We know very well but ...
😞
بیانصافی هم حدی دارد رفیق قدیمی. من بهرهکشم چون مخالف راه حل مارکسیستی برای پس از انقلاب هستم یا برخی انتقادات به مبانی اقتصاد سوسیالیستی را قابل تآمل میدانم؟!
امیر جان برای جمع اینجا اتفاقی نیافتاده و سرجایش است، هر چه گذشته بر مهربد بوده.اکنون هم میبینیم که در بحث پیرامون رابطهیِ ناسیونالیسم و کمونیسم همینطور انگ دروغ است که به من میبندد، در سری آخر که ایشان حکم ارتداد من و آنارشی ،کوروش بیخدا و کسری و البته میلاد را صادر کرد و الان همهیِ ما آدم بده هستیم.خودت را هم میبینم که شدهای بهره کش !! البته من از اتفاقات پیش آمده ناراحت نیستم که خوشحال هم هستم چرا که چیزی در میان نبود.اگر مثلا دادهیِ شخصی من دست این داشتم بد بود!
برای من این وضعیت خیلی عجیب و ناامیدکننده است. امیدوارم ایشان دربارهی ما تجدید نظر بکنند. 😞 تنها دلیل من برای بازگشت به اینجا حضور دوباره در جمع صمیمی رفقا بود و مهربد هم عنصری جداییناپذیر از آنست. آدم به راستی دلسرد میشود.
اگر دربارهیِ سخنگاه سخن میگویید, من چنانکه گفتم, اینجا میبایستی بدست ٤ کس گردانندگی مهادین[1] میشد:
@sonixax @Anarchy شما من
پس حکم ارتداد؟ کسی را من نداده بودم.
نه جان من، میامدی مدعی میشدی فقط خودت گردانندگی کنی، تعارف نکن !! حکم ارتداد یعنی همهیِ ما را دروغگو و فاشیست و... نامیدی و گناهکار و مقصر دانستن و حتی حمله به آنارشی
در گفتمان بهرهکشی نیز من هیچ دشمنیای با کسی ندارم, هر چه باشد ما داریم تنها میگفتمانیم[4] و بس و در جهان بیرون خود من هم بهرهکش! هستم (از سر ناچاری).
هر آینه اگر شما و کوروش و ... میاندیشید[5] با حاشیه کشاندن و نمیدانم پرداختن به سخنگو و تیکهانداختنهایِ دیگر اینچنینی از کمونیستها میتوانید چهرهیِ بدی بپنگارید[6], خوب من هم اینجا هستم تا همین کار را با شما نموده و از چهرهیِ راستین خودتان پردهبرداشته و داوری را به خوانندگان وانهم! (:
اینکه تو در اوهامت چه فکر میکنی و اینکه فکر میکنی ایراد من به چرندیات و تکه انداختن به آن توطئهای سازمان یافته است اهمیتی ندارد، همانطور که گفتم از این به بعد من کلاهم را بالا گرفتهام و من این رفتار روانپریشانهیِ تو را برای حفاظت از خودم به نحوه اشیسته پاسخ میدهم تا ببینی نشان دادن چهرهیِ بد یعنی چه، هر چه که باشد هدف والای کمونیستی هر کاری را مجاز میکند ، فقط باید خودتان از روی شکمبه تشخصی دهید که بر حق هستید.من از این پس هیچگونه خویشکاری نسبت به تو در نظر نمیگیرم و با تمام توان از خود دفاع میکنم.پس نگران آن نباش !!
شما در جایگاه گرداننده خویشکار[7] (همان چیزیکه بیزارید) هستید که رفتارتان آشکار[8] و روشن (transparent) باشد, از همینرو به هموندان[9] این انجمن وابسته است بدانند شما که فرنام[10] گردانندگی به دوش میکشید براستی توان گردانندگی دارید یا نه. بازگویی این " دادهیِ شخصی" نیست. درست است زشت هست, ولی خوب من پیهیِ زشتی آن را به تن مالیده و از رفتار دوگانهیِ لیبرالیستیک شما (یک چیزی بگوییم و یک کار دیگری بکنیم) پردهبرداشتم! (:
جااان؟!!! 😆 این جکم اخلاقی را هم از شکمبهیِ مبارک فربودین ساختید، کجای قوانین یا اخلاق مرا موظف میکند که اگر تصمیم به استعفاگرفتم،نباید از مدریست کناره گیری کنم ولی اعلام آنرا عقب بیاندازم. این ها میشود وظیفه یمن در شفافیت?!!
پس این هم یک انگِ دیگر از شماست که من اگر دسترسی به دادههایِ خودینه[11] داشته باشم از روی کینهجویی[12]؟ به میان میاوردم.
اینکه در گذشته چنین نکردهای دلیل نمیشود که اکنون نکنی، میدانیم که الان دادن حکم تیرباران ما (لیبرالها) را هم صادر کردهای و با هر آنچه در توانداری سعی در لنجمال ردن و ترور شخصیت ما، مشخص است که اکنون اگر دادهیِ شخصی از ما داشتی چه میکردی.
😞
بیانصافی هم حدی دارد رفیق قدیمی. من بهرهکشم چون مخالف راه حل مارکسیستی برای پس از انقلاب هستم یا برخی انتقادات به مبانی اقتصاد سوسیالیستی را قابل تآمل میدانم؟!
نه امیر جان, شما که از روز یکم گفتهاید با بهرهکشی همراه نیستید و تنها با راهکار
کمونیسم ناسازگاری دارید (برای همین سخنت ات دربارهیِ ابزار فرآورش شگفتانگیز زد).
من به همان اندازه که از مزدک گرامی دارم میاموزم, دوست دارم دربارهیِ آنارشیسم و راهکار آن در
زدایش بهرهکشی نیز بدانم و میدانیم شما بیشتر از هر کس دیگری در این زمینه آگاه هستید.
دیگرانی هم که بهرهکشی را خوب میدانند هم بروشنی همآورد اندیشیک هستند (و نه دشمن!) و بی آنها هم هیچ گفتگویی پیش نمیرود.
برای من این وضعیت خیلی عجیب و ناامیدکننده است. امیدوارم ایشان دربارهی ما تجدید نظر بکنند. 😞
تنها دلیل من برای بازگشت به اینجا حضور دوباره در جمع صمیمی رفقا بود و مهربد هم عنصری جداییناپذیر از آنست. آدم به راستی دلسرد میشود.
من از چیزی بیشتر از این محفلهایِ eliteگرایی بیزار نیستم.
آدمی باهوش و فرهیخته هستید؟ بسیار خوب, ولی فرنود اینکه بخواهید از روی باهوشی و فرهیختگی دیگران را زیر پا له کنید نیست.
ستیز مهادین من هم اینجا — در پاتوق شبنشینی — با نگرشِ راسلی است که هر جا که میتواند ارزشهایی که من و بسیاری به آنها پایبندیم (همچون فرهنگ ایرانی) را میکوبد و ارزشهایِ
خودش (برآمده از لیبرالیسم political correct) را میخواهد فروکند (آواتار بهمان کَس لخت است, اخراج. این یکی ترول میکند, بیارزش است, بیاندازید بیرون. آن یکی بویِ نژادپرستی میدهد, اخراج).
روشن است من و هر ایراندوستی دربرابر اینها خاموش نخواهیم نشست و تنها ایشان نیستند که میتوانند گیر بدهید,
ما هم میتوانیم به لیبرالیسم و این political corretness بازیها (کسی گفت نژاد آرایی خوب است, باید او را اخراج کرد و ...) گیر بدهیم! (:
برای من این وضعیت خیلی عجیب و ناامیدکننده است. امیدوارم ایشان دربارهی ما تجدید نظر بکنند. تنها دلیل من برای بازگشت به اینجا حضور دوباره در جمع صمیمی رفقا بود و مهربد هم عنصری جداییناپذیر از آنست. آدم به راستی دلسرد میشود.
مطمئنم مهربد در وضع فعلی از نابودی کامل اینجا بسیار خرسند خواهد شد.من که گمان نکنم که او تجدید نظر کند و اگر هم تجدید نظر کند من هرگز با این سابقه به او اعتماد نخواهم داشت.دلسزدی بنظر میرسد بخش جدایی ناپذیر از داستان خردگرایی در جامعهیِ ایران باشد.من هم برای گپ و گفت با باقی دوستان قدیمی اینجا هستم وگرنه همرزم که پیدا نمیشود که هیچ، باید مراقب بود خودیها(؟) بعدا کمر به قتل ما نبندند.
نه جان من، میامدی مدعی میشدی فقط خودت گردانندگی کنی، تعارف نکن !!
حکم ارتداد یعنی همهیِ ما را دروغگو و فاشیست و... نامیدی و گناهکار و مقصر دانستن و حتی حمله به آنارشی !!
روشن است که یک ابرسازواره مانند گروه گردانندگی میتواند فاشیستیک برفتارد و چندین بار تاکنون
گروه گردانندگی دفترچه رفتارهای فاشیستیک از خود نمایانیده و من (در جایگاه گرداننده) با آنها ستیزیدهام.
اینکه تو در اوهامت چه فکر میکنی و اینکه فکر میکنی ایراد من به چرندیات و تکه انداختن به آن توطئهای سازمان یافته است اهمیتی ندارد، همانطور که گفتم از این به بعد من کلاهم را بالا گرفتهام و من این رفتار روانپریشانهیِ تو را برای حفاظت از خودم به نحوه اشیسته پاسخ میدهم تا ببینی نشان دادن چهرهیِ بد یعنی چه، هر چه که باشد هدف والای کمونیستی هر کاری را مجاز میکند ، فقط باید خودتان از روی شکمبه تشخصی دهید که بر حق هستید.من از این پس هیچگونه خویشکاری نسبت به تو در نظر نمیگیرم و با تمام توان از خود دفاع میکنم.پس نگران آن نباش !!
جااان؟!!! 😆
این جکم اخلاقی را هم از شکمبهیِ مبارک فربودین ساختید، کجای قوانین یا اخلاق مرا موظف میکند که اگر تصمیم به استعفاگرفتم،نباید از مدریست کناره گیری کنم ولی اعلام آنرا عقب بیاندازم.
این ها میشود وظیفه یمن در شفافیت?!!
"عقب انداختنی" که هرگز نیامد؟ مگر در یک اشارهیِ کوچک از سوی شما:
اساسا اینجا آنقدر تصمیم پیرامون گردانندگی ندارد که کسی بخواهد بخاطر اختلاف نظر اینجا را بکل ترک کند، چنانچخ من هم با خودت به اختلاف برخوردم از دخالت در تصمیمگیری دربارهیِ کاربران استعفا دادم نه کل فعالیتم.
پس من تا زمانیکه شما این را نگفته بودید هم از رفتار و سخن دوگانه تان پردهبرداری نکردم.
انگِ پیرامون "دادهیِ شخصی" هم دستآویز بامزهای است, بویژه شنیدن اش از کسیکه خود بروشنی رفتار و سخن دوگانه دارد! (:
مطمئنم مهربد در وضع فعلی از نابودی کامل اینجا بسیار خرسند خواهد شد.من که گمان نکنم که او تجدید نظر کند و اگر هم تجدید نظر کند من هرگز با این سابقه به او اعتماد نخواهم داشت.دلسزدی بنظر میرسد بخش جدایی ناپذیر از داستان خردگرایی در جامعهیِ ایران باشد.من هم برای گپ و گفت با باقی دوستان قدیمی اینجا هستم وگرنه همرزم که پیدا نمیشود که هیچ، باید مراقب بود خودیها(؟) بعدا کمر به قتل ما نبندند.
👍
گفتم دیگر, شما تافتهیِ جدابافته بوده و تنها برای گپ زدن و اینها اینجا هستید. فرهود و فربود و خویشکاری و فرهنگدوستی و اینها بماند برای دیگران! (:
من از چیزی بیشتر از این محفلهایِ eliteگرایی بیزار[4] نیستم.
آدمی باهوش و فرهیخته هستید؟ بسیار خوب, ولی فرنود[5] اینکه بخواهید از روی باهوشی و فرهیختگی دیگران را زیر پا له کنید نیست.
ستیز مهادین[6] من هم اینجا — در پاتوق شبنشینی — با نگرشِ راسلی است که هر جا که میتواند ارزشهایی که من و بسیاری به آنها پایبندیم (همچون فرهنگ ایرانی) را میکوبد و ارزشهایِ خودش (برآمده از لیبرالیسم political correct) را میخواهد فروکند (آواتار بهمان کَس لخت[7] است, اخراج. این یکی ترول[8] میکند, بیارزش است, بیاندازید بیرون. آن یکی بویِ نژادپرستی میدهد, اخراج).
به تخمم که با هر چه مشکلداری یا نداری.اینجا یکسری نژادپرستی آزاد باشد یا نباشد ، سیستم آن آنارشیستی باشد یا محفلی محدود باشد یا نباشد یا هر چه هیچکدام غیر اخلاقی نیست چرا که وشیهیِ اخلاقی یک انجمن آنطور نیست که در ذهن مالخویایی توست.آنچه غیر اخلاقی و رذیلانه است این است که تا نظر جمعی مدیران مخالف تو شد شروع به هوچیگری و لجنمال کردن ما کنی و تازه احساس محق بودن هم بکنی. اینکه چه چرندیاتی بعنوان توجیه برای این رذالتها داری کوچکترین اهمیتی برای من ندارد. 👍
روشن است که یک ابرسازواره[1] مانند گروه گردانندگی میتواند فاشیستیک برفتارد[2] و چندین بار تاکنون گروه گردانندگی دفترچه رفتارهای فاشیستیک از خود نمایانیده و من (در جایگاه گرداننده) با آنها ستیزیدهام.
آری دنکیشوت آفرین به تو، سند فرنودینش هم این است که خودت گفتهای.چون خودت گفتهای و قضاوت هم حتما بر عهدهیِ خودت است پس حتما حق با توست. مردشور تو را ببرد با تمام حیوانات حق به جانب فایدهگرای مانند تو، که تا احساس حق بجانبی میکنند هر گهی دلشان بخواهد میخورند و تازه طلبکار هم میشوند.
مهربد گرامی خود من از جمله کسانی بودم که خواستار اخراج نژادپرستان و محدود کردن امکان ترولبازی شدم. دلیل آن التیسیم و «ما از شما بهتریم» یا حتی درستنمایی سیاسی نبود، اجازه بدهید توضیح بدهم و یکضرب اینرا تلاشی برای توجیه اقدامات غیرقابل توجیه تلقی نکنید: دلیل آن بود که انجمن ما برای مدتی توسط ترولها و نژادپرستان مورد حملهی محتوایی قرار گرفته بود. اینها در هر جستاری با نام استالین پیک طولانی و بیمعنایی را مینوشتند و اعصاب کسانی که در آن جستارها مشغول به فعالیت جدی بودند را خراب میکردند. خودت هم خاطرت هست که آن زمان موضع مخالفی نگرفتی. کاربری که نامش را آوردی ماهها به مسخرهبازیهای خود ادامه داد و تنها درپی برهم زدن محیط انجمن بود. در این، هیچکس تردیدی نداشت. اما دلیل ما برای اخراج او حتی این هم نبود، این بود که ترولبازی، که نژادپرستی یکی از نمودهای اصلی آن در مدیای فارسیست و پسربچههای تازه بالغ برای احساس متفاوتنمایی خود را طرفدار هیتلر و ... جا میزنند چون بنظرشان کول و ... است، مانع فعالیت جدی میشود و آنزمان این انجمن کاربران بسیار کمتر، و نیازمند حفظ کاربرانی بود که ساعتها به روی تحریر مطالب خود زمان میگذاشتند.
اینجا هنوز هم انجمن کوچک و کمکاربریست که ترولها میتوانند در عرض چند ساعت آنرا به کلی مخدوش و بیارزش بکنند، و برای حفظ سطح نسبتا خود و مرتبط باقی ماندن با حال و هوایی که در آن طی چند روز دهها برگ پیرامون کمونیسم و سوسیالیسم و آنارشیم و کاپیتالیسم و ... بحث جدی و پر از نکات آموزنده میشود، در برابر هجمهی کاربرانی که ترول یا حتی اسپم میکنند از خود مراقبت بکند. این یک تصمیم عمومی بود و باز خاطرم هست که شما هیچ مخالفتی با آن نداشتید. امروز هم ندارید و اگر اینجا بازار مکارهای از شکلکهای بزرگ و پستهای نیمخطی و آواتارهای نیممتری و طرفداران هیتلر بود هرگز گذرتان به آن نمیافتد، نه آنکه پس از خداحافظی و ماهها غیبت دوباره به آن برگردید و برای تغییر آن به نحوی که بهترین میدانید مبارزه بکنید.
راسل بزرگوار شما هم این سخنان شگفت دربارهی دادهی شخصی و اینها را نگویید گرامی، این حرفها چه معنی دارد؟ 😱 مهربد به نظر کمی کمحوصله میرسد.. همهی این بحثها اصلا از چه زمانی شروع شد؟
پ.ن: عجب اختلافات ریشهدار و خصمانه است!
😳 دوستان مراعات حرمت انجمن را بکنید، از شما بعید است. اگر دو نفر از پر سابقهترین کاربران انجمن این چنین با یکدیگر سخن بگویند و این چنین از حل اختلافات میان خودشان به عنوان دو مدیر ناتوان باشند به راستی چه انتظاری از کاربران تازهکار هست برای بهبود این محیط؟ عجیب بساطی شده..
راسل بزرگوار شما هم این سخنان شگفت دربارهی دادهی شخصی و اینها را نگویید گرامی، این حرفها چه معنی دارد؟ مهربد به نظر کمی کمحوصله میرسد.. همهی این بحثها اصلا از چه زمانی شروع شد؟
امیر جان این داستان مخالفت مهربد چند مرحله داشته.سری آخر آم همزمان شد با بحث دربارهیِ نحوهیِ برخوردبا حذف پستها.اینها در تالار مدیران هست همه مشروح هست و بحث طولانی و بنظر من بیحاصلی است. اصلا بحث پیرامون انجمن نیست برای من، همانطور که گفته شد مدتی طولانی در تصمیمگیریها دخالت نمیکردم و نمیکنم.اکنون هم روشی پیشنهاد دادم که طی آن یک نفر مسئول برخورد با کاربران باشد و آنارشی با رای مدیران مسئول است.اینجا هم اگر هستم برای گپ و گفت با دوستان است و اساسا این سخنان پیرامون یک انجمن کوچک برایم مضحک است. آنچه که هست بین من و مهربد سراسر شخصیست و برمیگردد به دو منش کاملا متفاوت.من عادت به از پشت جنجر زدن و لجنمال کردن و جتی افشای ایرادات اخلاقی دیگرانی که دوست خود میدانم ندارم.مهربد ولی همانطور که گفت ابایی از هیچ چیز ندارد اگر و تنها اگر دست سرنوشت ما را بکند لیبرال و دشمن و درستنمای سیاسی و... ، این مشکل من است با هر آنکه مانند مهربد عمل میکند.اشتباه از روز اول بوده که زودتر این تفکیک صورت نگرفته بود نه اینکه الان چیزی به خطا رفته. اینها نه به کمونیسم ربطی دارد نه به ملیگرایی و... و با همه کس میشود گفتگو کرد و متلک انداخت و ریشخند کرد و هیچ کدام از این رفتارها را هم شاهد نبود چنانچه با بسیاری دیگر از دوستان اینجا هم از جمله میلاد بحثهای اینچنینی داشتهایم و حتی دلخور شدیم از هم ولی تمام شد و رفت دو روز بعدش.
آری دنکیشوت آفرین به تو، سند فرنودینش هم این است که خودت گفتهای.چون خودت گفتهای و قضاوت هم حتما بر عهدهیِ خودت است پس حتما حق با توست.
مردشور تو را ببرد با تمام حیوانات حق به جانب فایدهگرای مانند تو، که تا احساس حق بجانبی میکنند هر گهی دلشان بخواهد میخورند و تازه طلبکار هم میشوند.
درست است, پایبندی من به تنها به فرهود است و برای کسی از روی دوستی تا یک اندازهیِ مرزمندی بیشتر ارزش نمیپذیرم (سوگیری نمیکنم), بویژه در اینترنت.
دربارهیِ رفتار هم من همواره پله پله و نرم میکوشم بیاغازم, در همین گردانندگی هم نخست نرم سخن را گفتم, ولی چون گوش شنوا نبود
و اگر کسی را شخص شما دوست نداشته باشد دیگر هیچ مهم نیست پیکهایِ زدوده اش بازگرانیده شده یا بیخود اخراج شده, ناچار از رفتار سفت و سختتر شدم!
پس میتوانید بخوبی در اینکه نمیتوانید روی آشناپرستی من حساب باز کنید, حساب باز کنید.
مهربد گرامی خود من از جمله کسانی بودم که خواستار اخراج نژادپرستان و محدود کردن امکان ترولبازی شدم. دلیل آن التیسیم و «ما از شما بهتریم» یا حتی درستنمایی سیاسی نبود، اجازه بدهید توضیح بدهم و یکضرب اینرا تلاشی برای توجیه اقدامات غیرقابل توجیه تلقی نکنید: دلیل آن بود که انجمن ما برای مدتی توسط ترولها و نژادپرستان مورد حملهی محتوایی قرار گرفته بود. اینها در هر جستاری با نام استالین پیک طولانی و بیمعنایی را مینوشتند و اعصاب کسانی که در آن جستارها مشغول به فعالیت جدی بودند را خراب میکردند. خودت هم خاطرت هست که آن زمان موضع مخالفی نگرفتی. کاربری که نامش را آوردی ماهها به مسخرهبازیهای خود ادامه داد و تنها درپی برهم زدن محیط انجمن بود. در این، هیچکس تردیدی نداشت. اما دلیل ما برای اخراج او حتی این هم نبود، این بود که ترولبازی، که نژادپرستی یکی از نمودهای اصلی آن در مدیای فارسیست و پسربچههای تازه بالغ برای احساس متفاوتنمایی خود را طرفدار هیتلر و ... جا میزنند چون بنظرشان کول و ... است، مانع فعالیت جدی میشود و آنزمان این انجمن کاربران بسیار کمتر، و نیازمند حفظ کاربرانی بود که ساعتها به روی تحریر مطالب خود زمان میگذاشتند.
اینجا هنوز هم انجمن کوچک و کمکاربریست که ترولها میتوانند در عرض چند ساعت آنرا به کلی مخدوش و بیارزش بکنند، و برای حفظ سطح نسبتا خود و مرتبط باقی ماندن با حال و هوایی که در آن طی چند روز دهها برگ پیرامون کمونیسم و سوسیالیسم و آنارشیم و کاپیتالیسم و ... بحث جدی و پر از نکات آموزنده میشود، در برابر هجمهی کاربرانی که ترول یا حتی اسپم میکنند از خود مراقبت بکند. این یک تصمیم عمومی بود و باز خاطرم هست که شما هیچ مخالفتی با آن نداشتید. امروز هم ندارید و اگر اینجا بازار مکارهای از شکلکهای بزرگ و پستهای نیمخطی و آواتارهای نیممتری و طرفداران هیتلر بود هرگز گذرتان به آن نمیافتد، نه آنکه پس از خداحافظی و ماهها غیبت دوباره به آن برگردید و برای تغییر آن به نحوی که بهترین میدانید مبارزه بکنید.
راسل بزرگوار شما هم این سخنان شگفت دربارهی دادهی شخصی و اینها را نگویید گرامی، این حرفها چه معنی دارد؟
مهربد به نظر کمی کمحوصله میرسد.. همهی این بحثها اصلا از چه زمانی شروع شد؟
درسته, من با اخراج کسانیکه میکوشند نژادپرستی را بگسترانند هم کوچکترین دشواری ندارم, ولی با اینکه کسی
از جایگاه گردانندگی کاربران را هر آنجور که دوست دارد خطاب نموده و رفتار کند داشتم و دارم = سرآغاز ناسازگاری میان من و @Russell و دیگران.
نکتهیِ دیگر به این بازمیگردد که بانو @مَریَمـ چندی پیش سر داستانی از انجمن کنارهگرفتند و واپسین پیکهای خود را که زمان زدایش داشت زدودند, در پاسخ دوست امان @sonixax همهیِ پستهای زدوده شده از سوی آلیس که تاریخ اشان به ١ سال پیش بازمیگشت را ناگهان برگرداندند.
تا اینجا هر دو لغزش کردهاند, ولی یکبار دیگر رفتار فاشیستیک از سوی گروه گردانندگی میبینیم. چون بانو @مَریَمـ بد رفتار کردهاند (و اگر گفتگوهای وی را دنبال کنید,
درست پیش از رفتن خود مرا هم کوبیده بود) پس دیگر هیچ اشکالی ندارد همهیِ پیکهایِ وی بازگردانیده شدهاند و حقوق کاربر در زدایش پستهایش ناگهان نادیده گرفته میشود.
در اینجا من کوشیدم نخست براه نرم این را بپذیرانم که باید پستهای پیشتر زدوده شدهیِ آلیس دوباره زدایش شوند, ولی میبینیم یک گروه گردانندگی ٧ تنه؟ و بیشتر از پس انجام سادهترین کارها هم برنمیاید و
این اندازه با من سر چنان چیز ساده و پیش پاافتادهای ستیزیدند و بهانههای گوناگون آوردند که من به واپسین رویکرد (زشت ولی بایسته) روی آورده و سخن را به بیرون از تالار گردانندگی کشاندم (و سرانجام پستهای ایشان زدوده شد).
در اینجا ما دربارهیِ چیز آنچنان باارزشی که سخن نمیگفتیم و پیروزی بزرگی هم بروشنی بدست نیامد, ولی خوب کارِ درستی بود که باید انجام میشد.
این هم بود "خنجر دوم من از پشت", که خوب من همواره از این خنجرها زده ام و باز هم خواهم زد.
آری، اینجا ما بهره کشان آشناپرست در حال خوردن بیت المال بودیم که دستمان رو شد و نشد و رسوا شدیم !!
نمیشود که تنها شما به ارزشهایِ ما (میهندوستی, فرهنگپروری, ...) گیر بدهید, ولی ما دربرابر خاموش بمانیم! (:
ارزشهای لیبرالیستیک شما (دوریجویی از خشونت به هر بها, political correctness, ستیز با هر آنچه بویِ نژادپرستی بدهد, eliteپروری, ...) هم جای نکوهش و تیکه انداختن کم ندارند!
نمیشود که تنها شما به ارزشهایِ ما (میهندوستی, فرهنگپروری, ...) گیر بدهید, ولی ما دربرابر خاموش بمانیم! (:
ارزشهای لیبرالیستیک شما (دوریجویی از خشونت به هر بها, political correctness, ستیز با هر آنچه بویِ نژادپرستی بدهد, eliteپروری, ...) هم جای نکوهش و تیکه انداختن کم ندارند!
هم در فهم موضع ما چپول هستی هم در فهم آداب بحث و اخلاق !! من چون به توحش عزیزان که با قضاوت تخمی خودشان که با عبارت "تشخیص سود جمعی" توجیه میشود مخالفم، شدهام چه؟ Political correctness ها 😆 خشونت گریز !! الیت پرستی اگر معنایش این است که معتقدیم چند نفر به خواست خود یک محفل داشته باشند و گپ بزنند و عمو استالین برای خوبی همه به آن یورش نبرد، آری من الیت پرستم 😆
باعث خوشحالی ست که ستیز من با نژادپرستی باعث ناراحتی رفقا شده، البته ستیز با خود رفقای فایدهگرا از نژادپرستان و اسلامیستها در اولویت بالاتریست و تصور دنیای گهی که در اثر کسترش این الیت کوچک درست میشود در نظرم انقدر نفرت انگیز است که قطعا ارزش مبارزه را دارد، البته اگر رفقا موفق شوند کار کوچک تبدیل کردن خنجر زدن از پشت از یک رذیلت به فضیلت را در اذهان عمومی محقق کنند !! وگرنه در کنار نژادپرستان میشوند یک گروه کوچک نسبتا بیخطر و اولویت اصلی میرود باز به اسلام عزیز
تجربه نشان داده که دولت نمیتواند حافظ منافع خوبی برای مردم باشد. پس باید به مالکیت خصوصی بها داده شود. باز هم تجربه نشان داده که هرکجا که بیشتر به مالکیت خصوصی بها داده شده عملا سرانه ی درآمدی و کیفیت زندگی بالاتر رفته
من نمیدانم شما چگونه به همچین نگرشی رسیدید, ولی:
داشتن و ساختن یک دولت درستکار, در هر نگاهی آسانتر از داشتن و ساختن سدها هزار شرکت و کارخانه و فرآورنده و ... درستکار است!
اگر به تجربه هم بخواهد باشد, خوب در بیشمار کشور سرمایهداری هم دولت بد بوده و هست, چرا اینها را در تجربهتان به شمار نمیاورید!؟
هم در فهم موضع ما چپول هستی هم در فهم آداب بحث و اخلاق !!
من چون به توحش عزیزان که با قضاوت تخمی خودشان که با عبارت "تشخیص سود جمعی" توجیه میشود مخالفم، شدهام چه؟
Political correctness ها 😆
خشونت گریز !!
الیت پرستی اگر معنایش این است که معتقدیم چند نفر به خواست خود یک محفل داشته باشند و گپ بزنند و عمو استالین برای خوبی همه به آن یورش نبرد، آری من الیت پرستم 😆
این بخشهایش را دوست نداشتید؟ خوب اینها هم از همان لیبرالیسم بودند دیگر!!
باعث خوشحالی ست که ستیز من با نژادپرستی باعث ناراحتی رفقا شده، البته ستیز با خود رفقای فایدهگرا از نژادپرستان و اسلامیستها در اولویت بالاتریست و تصور دنیای گهی که در اثر کسترش این الیت کوچک درست میشود در نظرم انقدر نفرت انگیز است که قطعا ارزش مبارزه را دارد، البته اگر رفقا موفق شوند کار کوچک تبدیل کردن خنجر زدن از پشت از یک رذیلت به فضیلت را در اذهان عمومی محقق کنند !! وگرنه در کنار نژادپرستان میشوند یک گروه کوچک نسبتا بیخطر و اولویت اصلی میرود باز به اسلام عزیز !!
آری, بسیاری نمونهوار به «جولیان آسانژ» هم بد مینگرند و او را دشنهزنِ آمریکا میدانند. شما هم از اینکه
دست تان در دروغگویی و فریب در این یک سخنگاه کوچک رو شده اکنون آزرده اید و باید هم مرا دشنهزن بدانید.
ستیز با نژادپرستی هم همان خفه کردن سدای نژادپرستان با فشردن یک دکمه نیست. اگر میخواستید براستی
بستیزید هم بجای خفه کردن ایشان , میکوشیدید براه فرنودین و گفتمان با آنها درون گفتگو بشوید. ولی خب این
چیزها بگمان چشمداشت بالایی از یک لیبرال هستند, چه که رویکرد لیبرالیسم به این کوتاه میشود:
هر چه خوب نیست زیر فرش جارو شود.
پس دون کیشوت راستین هم شما هستید که "دکمهیِ اخراج فشردن" را جنگ و ستیز میبینید! خسته نباشید
آری, بسیاری نمونهوار به «جولیان آسانژ» هم بد مینگرند و او را دشنهزنِ آمریکا میدانند. شما هم از اینکه دست تان در دروغگویی و فریب در این یک سخنگاه کوچک رو شده اکنون آزرده اید و باید هم مرا دشنهزن بدانید.
ستیز با نژادپرستی هم همان خفه کردن سدای نژادپرستان با فشردن یک دکمه نیست. اگر میخواستید براستی بستیزید هم بجای خفه کردن ایشان , میکوشیدید براه فرنودین[1] و گفتمان با آنها درون گفتگو بشوید. ولی خب این چیزها بگمان چشمداشت بالایی از یک لیبرال هستند, چه که رویکرد لیبرالیسم به این کوتاه میشود:
هر چه خوب نیست زیر فرش جارو شود.
پس دون کیشوت راستین هم شما هستید که "دکمهیِ اخراج فشردن" را جنگ و ستیز میبینید! خسته نباشید (:
اختیار دارید، نژادپرستان دوست و برادر هستند برای رفقا، چرا ستیز؟!! تو هم نگران نحوهیِ ستیز ما نباش، آسیابهایِ بادی را بچسب که تسخیر کردهای.
الان اینها من شدم چون اسم خمرهایِ سرخ و استالین آمد ، اینها هم که همان کمونیسم نیستند که 😆
اختیار دارید، نژادپرستان دوست و برادر هستند برای رفقا، چرا ستیز؟!!
تو هم نگران نحوهیِ ستیز ما نباش، آسیابهایِ بادی را بچسب که تسخیر کردهای. 😏
درسته, یادم رفته بود, شما تافتهیِ جدابافته هستید و اینجا میباشید که تنها با دوستان فرهیخته و elite تان گپ
بزنید, اگر نه روشنگری و نمیدانم ستیز با نژادپرستی و این کارها را چه به شما؟ اخراج شان کنید (= زیر فرش) برود!
درسته, یادم رفته بود, شما تافتهیِ جدابافته هستید و اینجا میباشید که تنها با دوستان فرهیخته و elite تان گپ بزنید, اگر نه روشنگری و نمیدانم ستیز با نژادپرستی و این کارها را چه به شما؟ اخراج شان کنید (= زیر فرش) برود! (:
😆 اینکه کسی جمع دوستانش را انتخاب کند میشود زیر فرش کردن؟!! خود این "زیر فرش کردن، زیر فرش کردن" کودکانهیِ تو البته از آن مضحکتر است !!
بخواهیم با آنها گفتگو کنیم میرویم انجمن خوذشان یا هم میهن (پیش دیلک و اینها 😆 ) و...
من حقیقتا امیدوارم دوستان ا گفتگوها و جدلهای اینجا آنقدر جدی نگیرند که بخواهند از هم دلخور شده یا کینه به دل بگیرند. همهی ما در فضای بیرونی آنقدر چالشهای ذهنی، روانی و فیزیکیِ طاقتفرسا داریم که برای هفت پشتمان کافی و وافی باشد. پس گمان نمیکنم بیش از این نیاز به جایی برای برپاییِ یک جنگِ روانیِ تمام عیار باشد. من خودم اگر گاهی در بحثی از ریشخند و تکهپرانی استفاده میکنم، همهشان در راستای جذابیت بخشیدن و چالشیتر کردنِ بحث است وگرنه اگر بخواهد تبدیل به یک جنگ روانی فرسایشی و دشنامدهی و یقهکشی شود قیدِ همهچیز را خواهم زد و مینشینم به کسی که آن طرف نشسته و این گفتگوها را اینقدر جدی گرفته که حاضر شده به من بد و بیراه بگوید، میخندم.
در ثانی، دوستان قدری مدارا، گذشت و نادیده گرفتن هم خوب است. برای هر حرفی و سخنی و حرکتی که اینقدر مته به کونِ خشخاش نمیگذارند. هر دوی دوستان، مهربد و راسلِ گرامی از ارادتِ من به خودشان خبر دارند و میدانند که هر دو را دوست میدارم، اما شوربختانه هر دوی اینها قدری گرفتار جدلهای دخترانه شدهاند همینطور هم دارند بطورِ فرسایشی آن را ادامه میدهند. کمی دلسرد کننده است این چیزها. اما امیدوارم که پس از اینکه پایان یافت، دیگر دوباره نخواهند جایی با هم تسفیه حساب کنند.
😆
اینکه کسی جمع دوستانش را انتخاب کند میشود زیر فرش کردن؟!! خود این "زیر فرش کردن، زیر فرش کردن" کودکانهیِ تو البته از آن مضحکتر است !!
بخواهیم با آنها گفتگو کنیم میرویم انجمن خوذشان یا هم میهن (پیش دیلک و اینها 😆 ) و...
آفرین, پس میبینیم شما سخنگاه دفترچه را محفل دوستان تان گرفتهاید و کسانیکه خوشتان
نمیاید (نژادپرست, میهنپرست, ..) را میخواهید راهیِ سخنگاههایِ دیگر نموده و نام این را هم گذاشتهاید: "ستیز"
اینکه دیگر با فشردن یک دکمهیِ اخراج, بجای روشنگری و متقاعد کردن یکی را
راهیِ یک سخنگاه دیگر نمائیم چگونه "ستیزی" است را هم باید بیگمان از لیبرالها بیاموزیم!
😁
برای خنده, بکوشید با مسلمین همینگونه ستیز کنید. هر مسلمانی که آمد را اخراج کنید تا برود
در سخنگاههایِ دیگر مسلمانان باشد و به خودتان در راستای ستیز (جهاد) بزرگی که انجام دادهاید تبریک بگویید!! ((:
آفرین, پس میبینیم شما سخنگاه دفترچه را محفل دوستان تان گرفتهاید و کسانیکه خوشتان نمیاید (نژادپرست, میهنپرست, ..) را میخواهید راهیِ سخنگاههایِ دیگر نموده و نام این را هم گذاشتهاید: "ستیز"
اینکه دیگر با فشردن یک دکمهیِ اخراج, بجای روشنگری و متقاعد کردن یکی را راهیِ یک سخنگاه دیگر نمائیم چگونه "ستیزی" است را هم باید بیگمان از لیبرالها بیاموزیم!
برای خنده, بکوشید با مسلمین همینگونه ستیز کنید. هر مسلمانی که آمد را اخراج کنید تا برود در سخنگاههایِ دیگر مسلمانان باشد و به خودتان در راستای ستیز (جهاد) بزرگی که انجام دادهاید تبریک بگویید!! ((:
😆 آری حقیقتا با تدبر هوشمندانهیِ تو در روش قبلی اینجا سیلی از جمعیت مسلمان را داشتهایم، !! معلوم است که هر چه که ما اینجا موفقیت داشتهایم (اگر اصلا موفیتی بوده) اتفاقا در گفتگو در سخنگاه خودشان بوده. این تجاهل تو هم در فرق جمع دوستانهیِ ما و میدان نبرد و ادعای پیروزی و تبریک و اینها برای خندهیِ ما تا مدتها کافیست، نیاز به سوژهیِ دیگری نداریم 😆
من حقیقتا امیدوارم دوستان ا گفتگوها و جدلهای اینجا آنقدر جدی نگیرند که بخواهند از هم دلخور شده یا کینه به دل بگیرند. همهی ما در فضای بیرونی آنقدر چالشهای ذهنی، روانی و فیزیکیِ طاقتفرسا داریم که برای هفت پشتمان کافی و وافی باشد. پس گمان نمیکنم بیش از این نیاز به جایی برای برپاییِ یک جنگِ روانیِ تمام عیار باشد. من خودم اگر گاهی در بحثی از ریشخند و تکهپرانی استفاده میکنم، همهشان در راستای جذابیت بخشیدن و چالشیتر کردنِ بحث است وگرنه اگر بخواهد تبدیل به یک جنگ روانی فرسایشی و دشنامدهی و یقهکشی شود قیدِ همهچیز را خواهم زد و مینشینم به کسی که آن طرف نشسته و این گفتگوها را اینقدر جدی گرفته که حاضر شده به من بد و بیراه بگوید، میخندم.
من هم شما را دوست دارم داریوش جان و هم اینکه میاندیشم کمی تند به شما پاسخ دادم (هنگامیکه روی سخن من اصلا شما نبودید) و از همینرو پوزش میخواهم.
در ثانی، دوستان قدری مدارا، گذشت و نادیده گرفتن هم خوب است. برای هر حرفی و سخنی و حرکتی که اینقدر مته به کونِ خشخاش نمیگذارند. هر دوی دوستان، مهربد و راسلِ گرامی از ارادتِ من به خودشان خبر دارند و میدانند که هر دو را دوست میدارم، اما شوربختانه هر دوی اینها قدری گرفتار جدلهای دخترانه شدهاند همینطور هم دارند بطورِ فرسایشی آن را ادامه میدهند. کمی دلسرد کننده است این چیزها. اما امیدوارم که پس از اینکه پایان یافت، دیگر دوباره نخواهند جایی با هم تسفیه حساب کنند.
نه من ایشان را "گذشتنی" نمیبینم, بویژه اینکه بسیاری از دیگر دوستان و هموندان اینجا توان
رویارویی با سخنان تلخ و تیکهآمیز و زنندهیِ وی را ندارند, ولی من دارم و از انجام اش خوشی هم میبرم.
دربارهیِ دخترانه بودن رفتار من یکی که درست میگویید, ولی خوب رفتار دخترانه هم گاهی پسندیده است (;
من حقیقتا امیدوارم دوستان ا گفتگوها و جدلهای اینجا آنقدر جدی نگیرند که بخواهند از هم دلخور شده یا کینه به دل بگیرند. همهی ما در فضای بیرونی آنقدر چالشهای ذهنی، روانی و فیزیکیِ طاقتفرسا داریم که برای هفت پشتمان کافی و وافی باشد. پس گمان نمیکنم بیش از این نیاز به جایی برای برپاییِ یک جنگِ روانیِ تمام عیار باشد. من خودم اگر گاهی در بحثی از ریشخند و تکهپرانی استفاده میکنم، همهشان در راستای جذابیت بخشیدن و چالشیتر کردنِ بحث است وگرنه اگر بخواهد تبدیل به یک جنگ روانی فرسایشی و دشنامدهی و یقهکشی شود قیدِ همهچیز را خواهم زد و مینشینم به کسی که آن طرف نشسته و این گفتگوها را اینقدر جدی گرفته که حاضر شده به من بد و بیراه بگوید، میخندم.
در ثانی، دوستان قدری مدارا، گذشت و نادیده گرفتن هم خوب است. برای هر حرفی و سخنی و حرکتی که اینقدر مته به کونِ خشخاش نمیگذارند. هر دوی دوستان، مهربد و راسلِ گرامی از ارادتِ من به خودشان خبر دارند و میدانند که هر دو را دوست میدارم، اما شوربختانه هر دوی اینها قدری گرفتار جدلهای دخترانه شدهاند همینطور هم دارند بطورِ فرسایشی آن را ادامه میدهند. کمی دلسرد کننده است این چیزها. اما امیدوارم که پس از اینکه پایان یافت، دیگر دوباره نخواهند جایی با هم تسفیه حساب کنند.
داریوش جان، بحث اینجا کاملا شخصی ست ، مهربد توان خوبی در پراندن چرت و پرت از این در و آن در دارد، البته دیلکی از او خیلی حرفهای تر است و من هم اصلا حریف ضعیفی نیستم !! البته دوستانی مثل خودت و امیر که این مدت اینجا کمتر بودهاند خب میتوان فهمید چرا از این نظر مینگرند ولی بالاتر را بخوانی خودش بروشنی گفته که هدفش چه بوده و داستان چیست. اینجا هم علت بحث همه چیز هست، جز بالا گرفتن بحث و اختلاف عقیده.تنها بخش نظری و غیرشخصی شاید همستگی این رفتارها با (دستهای؟) ایرانیان کمونیست باشد.این داستان حقیقتا ارزش یک مطالعهیِ روانشناسانه را دارد.دوستان کاپیتالیست قبلا از این حرفها میزدند و من جدی نمیگرفتم
داریوش جان، بحث اینجا کاملا شخصی ست ، مهربد توان خوبی در پراندن چرت و پرت از این در و آن در دارد، البته دیلکی از او خیلی حرفهای تر است و من هم اصلا حریف ضعیفی نیستم !!
البته دوستانی مثل خودت و امیر که این مدت اینجا کمتر بودهاند خب میتوان فهمید چرا از این نظر مینگرند ولی بالاتر را بخوانی خودش بروشنی گفته که هدفش چه بوده و داستان چیست.
اینجا هم علت بحث همه چیز هست، جز بالا گرفتن بحث و اختلاف عقیده.تنها بخش نظری و غیرشخصی شاید همستگی این رفتارها با (دستهای؟) ایرانیان کمونیست باشد.این داستان حقیقتا ارزش یک مطالعهیِ روانشناسانه را دارد.دوستان کاپیتالیست قبلا از این حرفها میزدند و من جدی نمیگرفتم !!
اینها که پنهانکاری ندارد, آماج من از گیر دادن به شما:
گیر به گیردادنهایِ شما به کاربران و دوستان و بدخوییهایِ بیجایتان
نکوهش رفتارهای ناپسند گردانندگی تان (اخراج کردن هر کس نمیپسندید, پشتیبانی نکردن سخن درست ِ من در زمان پیکهایِ @مَریَمـ, ...)
نکوهش ایرانیستیزی و فرهنگستیزی اتان و پرستش لیبرالیسم و غرب
محفلسازی بجای روشنگری (اینجا هستید که گپ بزنید, نه اینکه کاری بسزا و درخور برای ایران {کدام ایران؟} یا مردم {همان کودنان؟} بیانجامید)
سوگیری باورنکردنی و بداخلاقی با هموندان تازه آمده
...
اینجا هم که پاتوق شبنشینی است و پرداختن به کاربر هیچ گناه نیست! :)
In other words, have a taste of your own medicine! 😁
نه من ایشان را "گذشتنی" نمیبینم, بویژه اینکه بسیاری از دیگر دوستان و هموندان[2] اینجا توان رویارویی با سخنان تلخ و تیکهآمیز و زنندهیِ وی را ندارند, ولی من دارم و از انجام اش خوشی هم میبرم.
تو که خودت از آن رفقا بدتری، مشکل ناتوانی آنها هم همین است که من هم خوشی میبرم. البته اینها که مینویسی که در کنایه و سخنان تلخ نیست، که خودت میدانی خوت از دیگران ناتوانتر هستی ، تاکتیک چرند نویسی کیلویی است که البته من در آن هم بد نیستم ولی همانطور که گفتم خیلیها از جمله دیلکی در این هنر از تو تواناترند
این چنین نیست. در اسلام هم همه چیز بصورت مکتوب و در لوح محفوظ نیومده و بخشی از تعالیم اسلام سرمنشایی مانند سنت و عملکرد بزرگانش به خصوص پیغنر داره. بر این اساس، ضدآزادی بودن و ضد مردم بودن و ترور و وحشت و سرکوب مخالف به هر بهانه، به خصوص به بهانه ای والا مثل ضدمردم و ضد میهن بودنشون، که مدام و بارها از سوی دولت های کمونیست تکرار شده هم از جمله آموزه ها و روش های سرراست کمونیست قلمداد خواهد شد تا اطلاع ثانوی به حول قوه قلمی. اسپاگتی از استالین قبول کناد!
اینها که پنهانکاری ندارد, آماج من از گیر دادن به شما:
گیر به گیردادنهایِ شما به کاربران و دوستان و بدخوییهایِ بیجایتان نکوهش رفتارهای ناپسند گردانندگی تان (اخراج کردن هر کس نمیپسندید, پشتیبانی نکردن سخن درست ِ من در زمان پیکهایِ @آلیس, ...) نکوهش ایرانیستیزی و فرهنگستیزی تان و پرستش لیبرالیسم محفلسازی بجای روشنگری (اینجا هستید که گپ بزنید, نه اینکه کاری بسزا و درخور برای ایران {کدام ایران؟} یا مردم {همان کودنان؟} بیانجامید) سوگیری باورنکردنی و بداخلاقی با هموندان تازه وارد
...
اینجا هم که پاتوق شبنشینی است و پرداختن به کاربر هیچ گناه نیست! (:
نکند گمان میکنی تا کنون ما چیز دیگری فکر میکردیم؟ 😏 کسی که بتواند داروی مرا بمن بچشاند زاده نشده !! اینها که دیلکی بازیست اسمش و من خودم را حلق آویز میکردم اگر روش من این بود. این اهداف ابلهانهیِ تو لذت مرا دوچندان میکند !!
تو که خودت از آن رفقا بدتری، مشکل ناتوانی آنها هم همین است که من هم خوشی میبرم.
البته اینها که مینویسی که در کنایه و سخنان تلخ نیست، که خودت میدانی خوت از دیگران ناتوانتر هستی ، تاکتیک چرند نویسی کیلویی است که البته من در آن هم بد نیستم ولی همانطور که گفتم خیلیها از جمله دیلکی در این هنر از تو تواناترند !!
نه من که بیخود و از روی کل کل به شما گیر ندادهام, رفتار شما ناپسند و نکوهش هایتان نابجاست و من هم از روئی,
چون دیگران از پس اتان برنیامدهاند دارم بهتان لغزشهایِ اندیشیک و رفتاریک تان را نشان میدهم, هر چه باشد اینها هم آموزنده است.
برای نمونه در همین "ستیز با نژادپرستی" گویا تازه پس از چند سال و اندی
گرفتهاید که ستیز فشردن یک دکمهیِ اخراج نیست, ستیز راستین گفتگو و روشنگری است.
نه من که بیخود و از روی کل کل به شما گیر ندادهام, رفتار شما ناپسند و نکوهش هایتان نابجاست و من هم از روئی, چون دیگران از پس اتان برنیامدهاند دارم بهتان لغزشهایِ اندیشیک و رفتاریک تان را نشان میدهم, هر چه باشد اینها هم آموزنده است.
برای نمونه در همین "ستیز با نژادپرستی" گویا تازه پس از چند سال و اندی گرفتهاید که ستیز فشردن یک دکمهیِ اخراج نیست, ستیز راستین گفتگو و روشنگری است.
این آموزگاری رفقا یعنی مرا کشته. نتیجهیِ آموزهیِ شما بوده یا نبوده اتفاقا تقریبا تمام آنچه من امروز دراینباره میاندیشم نتیجهای 180 درجهیِ توست.
همانطور که بالاتر گفتم نژادپرستان از همیشه نزد من منفورترند و البته در جمع ما باشند من با اردنگی به استقبال آنها خواهند رفت.آنچه تغییر کرده این است که من نظرم دربارهیِ نحوهیِ کارکرد اینجا دگرگون شده که این البته بخشیاش ناشی از امتحان روشهایِ احمقانه در جوار دوستان بوده.
همانطور که بالاتر گفتم نژادپرستان از همیشه نزد من منفورترند و البته در جمع ما باشند من با اردنگی به استقبال آنها خواهند رفت.آنچه تغییر کرده این است که من نظرم دربارهیِ نحوهیِ کارکرد اینجا دگرگون شده که این البته بخشیاش ناشی از امتحان روشهایِ احمقانه در جوار دوستان بوده.
آفرین, ولی سخن من را باز خوانندهیِ آگاه میگیرد که ستیز راستین چیست و چرا کار
شما را
عقدهگشایی بیهودهیِ لیبرالیستیک از نژادپرستان بیشتر نمیتوان به شمار آورد.
برای نمونه هم گفتیم, اگر همین رویکرد را دربرابر دینداران در پیش بگیریم (هر دینداری
آمد او را اخراج کنیم) پس بروشنی هیچ ستیزی نکردهایم و هتا به دینداری یاری هم رسانیدهایم!
نه درست نگرفتید, بخش آموزندگی برای خوانندگان بود, اینکه یاد بگیرند جای دیگر چگونه با کسانی مانند شما رویارویی کنند!
این چرندیات دیگر چیست؟ این روش چرند نویسی فلهای (دیلکی بازی !!) خیلی وقت است شناخته شده است و نیاز به آموزش ندارد.این ترول بازیها مثل لگد زدن به صفحهیِ شترنگ میماند و ادعای شترنگ بازی.میخواهی چند نفر دیگر را بجز دیلکی بهت معرفی کنم که در استفاده و آموزش آن سخت میکوشند؟!!
تو هم هر وقت تواسنتی این "کسانی مثل من"را حقیقتا با این دیلکی بازیها شکست دهی، من زحمت آموزش آنرا برایت بعهده خواهم گرفت 😏