عزیز من ساملی از اولش کمپانی نبوده ! اول از همه یک استارتآپ بوده و بعدش سر مسایل حقوقی و ... کمپانی میشود . یعنی عملن کمپانی وجود نداشته تا قبل از آن . وگرنه چه طور میشود کمپانی که دسامبر 2011 تاسیس شده چند ماه بعدش و در سال 2012 به یکباره 30 میلیون دلار فروخته بشود ؟ همه داستان بر سر برنامه ای که این نابغه جوان نوشته بوده .
نیک از سال 2008 و سن 12 سالگی برای آیفون برنامه مینوشته (نابغه بوده)
:
Nick has been creating iPhone apps since 2008 which included Facemood and SongStumblr prior to Summly. He also enjoys art, typography, chair design, cricket, philosophy and seeing his friends.
بعد که یاهو علاقمند به خریدش میشود اینها می آیند کمکش میکنند که آن را بفروشد :
Bart helps companies scale globally. Previously he was the COO at Badoo, an MD at GSI Commerce International, a GM at Amazon.com (helping lead the international expansion from 1998-2001), and was an MD at EMI Music Europe.
Eugene has over 20 years experience of deploying scalable, real-time, mission critical systems for Badoo, Walmart, JP Morgan Chase, Rakuten, Credit Suisse, Oracle, IBM, Sun Microsystems, and several others.
Inderjeet is a well-known expert in automatic summarization and NLP who is about to publish his seventh book and 92nd paper. His jobs have included being a Visiting Fellow at the Computer Laboratory at Cambridge University, a Research Scholar in Computer Science at Brandeis University, and a Senior Principal Scientist at The MITRE Corporation.
Christer is on the third decade of an Odyssey of natural language processing and machine learning, making port at top-notch research institutes, universities, and start-ups (including stints as a VP of Fixed Income Research at Lehman Brothers and working at Xerox Research Center Europe). He holds a PhD in computer science and an M.Sc. in engineering physics and has published "too many articles" and developed more software than any situation ever called for.
John is a lawyer, turned management consultant, turned internet executive. He has deep experience with media organisations from roles at The Boston Consulting Group and most recently at Facebook.
Phil has worked for the last 15yrs in the mobile space, focussing on the monetization of value added services and social networking. Previous positions include Head of Development at iTouch, Handmade Mobile (Flirtomatic) and FlashSales Ltd.
Currently the Founder & CEO, Kuato Studios (an AI driven, interactive game company studio scheduled to launch in late 2012), was the former CEO/Founder (INQ Mobile), and a former Board Member of Spotify and Siri, among others.
یعنی ما داریم میبینیم که نبوغ یک نوجوان که از 12 سالگی برنامه نویسی میکرده چه طور باعث میشود چند تن از بزرگان دنیای تجارت و تکنولوژی به کمکش بیایند و یک شبه میلیونر شود ! دمش هم گرم است هوار تا 👏
انگار[1] سرانجام و کم کم دارید پنداره[2] را میگیرید, که در سرمایهداری یا شما سرمایهدار میشوید و میفرازیوید[3], یا زیر پا له میشوید و کسی نامی از شما نمیبرد!
نکتهای که ما داریم مینماریم[4] نیز بدرستی همین است, که این سامانه[5] از بیخ هومنستیز است و باید آنرا همچون سامانهیِ بردهداری برچیده و به چیزی هومنیتر[6], مانند کمونیسم ولی نبایست کمونیسم, روی آورد.
من احساسی از زیر پا له شدن نمیکنم ! به عکس تصور زندگی در آلونکهایی که نظام گَندی کمونیستی میخواهد بهم بدهد و تمام ثروت جامعه را بدهد به حاکمیت تن و بدنم را میلرزاند ! همچنین کسی که مخالف برده داریست ! برده خرید و فروش نمیکند . من میگویم شما که میفرمایید :
کسانیکه میاندیشند با راه انداختن کار سرمایهداران بهرهکش دیگر خودشان بهرهکشی نمیکنند, همچون دانشمندان سلاحهای کشتارجمعی سازی هستند که میاندیشند خودشان بیگناه هستند و هیچکاره: ما تنها داشتیم پول میگرفتیم بمبها را میساختیم, کارهای نبودیم!!
پس هیچ مدله نباید در راه انداختن کار سرمایه دار بهشان یاری برسانید . این یاری رساندن از خرید برق و لپ تاپ و کامپیوتر و ماشین و خوراک و ... از سرمایه دارها هست تا کار کردن مستقیم برایشان (اگر شغلی دارید که برای یک سرمایه دار کار میکنید).
عزیز من ساملی از اولش کمپانی نبوده ! اول از همه یک استارتآپ بوده و بعدش سر مسایل حقوقی و ... کمپانی میشود .
یعنی عملن کمپانی وجود نداشته تا قبل از آن .
وگرنه چه طور میشود کمپانی که دسامبر 2011 تاسیس شده چند ماه بعدش و در سال 2012 به یکباره 30 میلیون دلار فروخته بشود ؟ همه داستان بر سر برنامه ای که این نابغه جوان نوشته بوده .
نیک از سال 2008 و سن 12 سالگی برای آیفون برنامه مینوشته (نابغه بوده) :
خب من هم پاسخ دادم ایشان توانسته از جایگاه بهرهدهی — با سرمایهگذاری یک سرمایهدار بهرهکش — به جایگاه بهرهکشی برسد, کجای این اکنون این همه شلوغ کردن دارد؟
شما انگار میخواهید با این نمونههایِ یک در چند میلیون (یکی کاری انجام داده که گران خریدهاند و دیرتر بهرهکش شده) وژدان خودتان را بیاسایید,
هر آینه هیچکس
نمیتواند بتنهایی این همه پول در بیاورد بیشتر یک یافتیک است, شاید کسی یا بهتر بگوییم, کسانی هم پیدا شدند که درمان ایدز را یافتند و پول هنگفتی هم به جیب
زدند, ولی این پول هنگفت را خب چجوری به جیب میزند؟ سرمایهداران بهرهکش patent میکنند, سپس با فروش دارو! دوباره بهرهمیکشند و چرخه از نو میهمارد.
پول که از درخت نمیافتد, یکی کار میکند (بهرهمیدهد) و جیب اش پیوسته سبکتر میشود, یکی کار میدهد (بهرهمیکشد) و جیب اش سنگینتر میشود, در
این میان چندتایی هم کارگر یخهذرین داریم که درآمدهایِ آنچنانی (از پولهای بهرهکشیده) دارند, ولی هرگز به پای سرمایهداران نمیرسند.
نیوتون, ادیسون, من, شما, بیل گیتس, هیچکدام سزاواری اینکه بیشتر از یک اندازهای پول (= قدرت) داشته باشیم را نداریم, تنها در سرمایهداری کثیف است که به کسیکه بیشتر از ٩٥% همهیِ مردم جهان رویهم درآمد دارد آفرین میگویند و نمیتوانند نابرابری ژرف و بی در و پیکری سامانه[1] را ببینند.
Granted, کسیکه بیشتر میکوشد بیشتر هم باید درآمد داشته باشد, ولی چه اندازه بیشتر؟ بیشتر از یک کشور؟ بیشتر از دو کشور؟ بیشتر از ١٠ کشور!!؟ بیشتر از نیمی از مردم جهان!!!؟
نوآوری[2] هم بروشنی چیز خوبیه, ولی ادیسون نوآوری نکند, یکی دیگر بجایش میکند. اندکی دانش به آمار و سازوکار درگاشت[3] برایتان چرایی اش را روشن میکند.
شخص A نوآوری نکند شخص B همان نوآوری را نمیکند یا اگر بکند مدتهای بسیار بعد از آن این کار را میکند و این یعنی کند شدن مسیر پیشرفت و اگر نوآوری A نباشد فرد C نمیتواند با الهام از نوآوری وی (جوزف سوان) سیستمی بهتر را نوآوری کند . سوای اینها که ادیسون چه کرده و چه حق بزرگی بر گردن بشریت دارد و این مساله که اگر ادیسون نمیکرد یکی دیگه مرکد بیشتر به جوک میماند تا واقعیت .
خیلی از نوآوری های بشری نیازمند سرمایه های کلان بوده و هست کما اینکه ما میبینیم بیشتر دانشمندان یا خود ثروتمند بوده اند یا تحت حمایت ثروتمندان بوده اند ، به عبارت ساده تر تقریبن هیچ اختراعی در دنیای مدرن بدون وجود سرمایه وجود خارجی نمیداشت .
ساده ترش میشود اینکه وقتی پول نباشد اختراعی هم نیست .
باز ساده تر ترش میشود در نظام کمونیستی که تمام ثروت جامعه در دستان دولت باشد نوآوری که چه عرض کنم کپی کاری از روی بزرگان منجر میشود به چرنوبیل
من احساسی از زیر پا له شدن نمیکنم ! به عکس تصور زندگی در آلونکهایی که نظام گَندی کمونیستی میخواهد بهم بدهد و تمام ثروت جامعه را بدهد به حاکمیت تن و بدنم را میلرزاند !
همچنین کسی که مخالف برده داریست ! برده خرید و فروش نمیکند .
من میگویم شما که میفرمایید :
پس هیچ مدله نباید در راه انداختن کار سرمایه دار بهشان یاری برسانید .
این یاری رساندن از خرید برق و لپ تاپ و کامپیوتر و ماشین و خوراک و ... از سرمایه دارها هست تا کار کردن مستقیم برایشان (اگر شغلی دارید که برای یک سرمایه دار کار میکنید).
نه این راهکار آدمهایِ باهوش به آدمهایِ کودن است که دستی دستی خودشان را از بازی بیرون بیاندازند, زیرا با نخریدن لپتاپ
و پس افتادن از دانشهایِ روز و رایانه و .. این تنها من هستم که از بازی بیرون میافتم و سرانجام کار از گرسنگی و بدبختی نابود میشوم,
سامانهیِ سرمایداری بجایش یک ستیزنده را بدست خودش نابود کرده و هیچ آسیبی هم از این راه ندیده است.
به سخن بهتر, در جاییکه نخورید خورده میشوید, نه تنها باید بخورید, که باید بهتر از دیگران هم بخورید.
از همینرو من در زندگی خودم با آگاهی هماگ میبهرهکشم, ولی همواره این را در یاد دارم که همزمان در بلند-زمان دارم به
خودم و دیگران و سرانجام هومنی آسیب میرسانم و در هر ریختی و به هر بختی, سامانه را نکوهیده و میکوشم
آنرا بازراستادهی کنم, بسوی چیزی مانند همبود کاررها, یا به سامانهای که ابزارفرآورش همگانی باشند (دست دولت, دست خود کارگران,
خب من هم پاسخ دادم ایشان توانسته از جایگاه بهرهدهی — با سرمایهگذاری یک سرمایهدار بهرهکش — به جایگاه بهرهکشی برسد, کجای این اکنون این همه شلوغ کردن دارد؟
ایشون تونسته با هوش بالایی که داشته به ثروتی زیاد برسد ! همین و بس . هوشی که بقیه نداشتند و برای همین است که شمار ثروتمندان از فقیران و مردم عامه کمتر است .
هر آینه هیچکس نمیتواند بتنهایی این همه پول در بیاورد بیشتر یک یافتیک[2] است, شاید کسی یا بهتر بگوییم, کسانی هم پیدا شدند که درمان ایدز را یافتند و پول هنگفتی هم به جیب زدند, ولی این پول هنگفت را خب چجوری به جیب میزند؟ سرمایهداران بهرهکش patent میکنند, سپس با فروش دارو! دوباره بهرهمیکشند و چرخه از نو میهمارد[3].
حق مسلم هر مخترعیست که اختراعش را patent کند و سپس آن را بفروشد . به طور مشخص کسی که درمان ایدز را پیدا کند سزاوار میلیاردر شدن هم هست . با فروش دارویش هم نه تنها از کسی بهره کشی نمیکند بلکه جان آنها را نجات هم میدهد .
پول که از درخت نمیافتد, یکی کار میکند (بهرهمیدهد) و جیب اش پیوسته سبکتر میشود, یکی کار میدهد (بهرهمیکشد) و جیب اش سنگینتر میشود, در این میان چندتایی هم کارگر یخهذرین داریم که درآمدهایِ آنچنانی (از پولهای بهرهکشیده) دارند, ولی هرگز به پای سرمایهداران نمیرسند.
تقریبن تمام سرمایه دارن خودشان روزی کارگر بوده اند ! منتها باهوش تر از بقیه بوده اند . تمام داستان همین است . شما هر (توجه بفرمایید که گفتم هر) سرمایه داری که ثروتش موروثی نباشد را که مثال بزنید بهره هوشی بالاتری از نرم جامعه دارد . (لازم دانستم این را هم اضافه کنم : و از هوشش استفاده کرده) همانهایی هم که ثروتشان موروثیست را اگر بنگریم میبینیم که والدینش یا اجدادش بهره هوشی بالاتری از نرم جامعه داشتند .
و همانگونه که میبینیم همین پسر بچه یا مارک زاکربرگ یا بیل گیتس یا زنده یاد جابز یا لری پیج یا سرگئی برین (این یکی کمونیست زاده هم بوده :دی) بهره هوشی بسیار بالاتری نسبت به باقی جامعه ای که درش زندگی میکنند دارند . برای همین ثروت بیشتری هم دارند که گوارای وجودشان باد .
نه این راهکار آدمهایِ باهوش به آدمهایِ کودن است که دستی دستی خودشان را از بازی بیرون بیاندازند, زیرا با نخریدن لپتاپ و پس افتادن از دانشهایِ روز و رایانه و .. این تنها من هستم که از بازی بیرون میافتم و سرانجام کار از گرسنگی و بدبختی نابود میشوم, سامانهیِ[1] سرمایداری بجایش یک ستیزنده را بدست خودش نابود کرده و هیچ آسیبی هم از این راه ندیده است.
و همین لپ تاپها و دانش های روز بدون سرمایه وجود خارجی نخواهند داشت . همچنین نه من خودم را تیز و بز میدانم و نه شما را کودن ! چنین جسارتی هرگز نکردم .
از همینرو من در زندگی خودم با آگاهی هماگ[2] میبهرهکشم, ولی همواره این را در یاد دارم که همزمان در بلند-زمان[3] دارم به خودم و دیگران و سرانجام هومنی[4] آسیب میرسانم و در هر ریختی و به هر بختی, سامانه را نکوهیده و میکوشم آنرا بازراستادهی کنم, بسوی چیزی مانند همبود[5] کاررها, یا به سامانهای که ابزارفرآورش همگانی باشند (دست دولت, دست خود کارگران, ...).
اگر مهربد وارسته فردا روزی یک نرم افزار بنویسد (فرض کنیم یک بازی) و آن را بفروشد و از فروش آن میلیاردر شود (مثل شرکت روویو) نه تنها به کسی آسیب نرسانده بلکه ثروتمند شدنش که حتمن منجر به اشتغال زایی برای سایرین خواهد شد سود هم رسانده . اگر این سیستم همسوی حفاظت از محیط زیست باشد که دیگر چه بهتر .
شما هنوز دگرسانی[1] میان پول و سرمایه را نمیدانید. شما میتوانید برای خود پولی گردبیاورید
ولی این پول دارای مرز است و شما نمیتوانید بیش از یک اندازه ای در سراسر زندگی با کار
بی بهره کشانه، پول بدست بیاورید. زمانی که شما این پولتان را بکار انداخته و برای نمونه
رستورانی بزنید که در آن نخستین کارگر خود را بکار بگمارید[2]، میشوید سرمایه دار و بهره کش.
اگر سهام هم بخرید باز همان است، چون سهام هم از کار کارگران ان کارخانه و نهاد،
بالا میرود و برای شما سود سالانه میدهند.
آ آ آ:))کمونیست ها از زمان مارکس هنوز در آنالیز جامعه سرمایه داری پیشرفت خاصی نکردند:))
بفرمائید ببینم یک خواننده یا بازیگر یا فوتبالیست چطور از دیگران "بهره کشی" میکنه برای پول درآوردن؟
@مزدك بامداد
دیدم مثل اینکه صحبت از بیل گیتس و مایکروسافت شده و اینکه چرا اینقدر ثروت باد آورده دارن و نظام سرمایه داری که این رو اجازه میده باعث تخریب دنیا میشه. خب این از یک طرف درسته، ولی از طرف دیگه نمیشه گفت نظام سرمایه داری اینه و از اول اینطور بوده. درواقع اینکه چرا این چنین ثروتهای عظیمی به این سرعت و راحتی جمع میشن، یک پدیدهء نسبتا جدیدی هست که به فناوری رایانه و شبکه و اینترنت مربوط میشه که باعث ایجاد (یا حداقل تشدید) چنین خاصیتی شده. من این مطلب رو اخیرا در یک کتابی خوندم. کتاب جالبی بود. با اینکه زیاد جدید هم نبود اما خیلی خوب تغییر چهرهء جهان و حتی نظام و فرمول اقتصاد نوینی رو که بر اثر فناوریهای نوین ارتباطی و اینترنت بوجود میان نشون داده بود و پیشبینی کرده بود. اساسا این یک اقتصاد جدید است که بقول طرف اون رو باید با سیستمهای بیولوژیکی مقایسه و نگاشت کرد. طرف بهش میگه اقتصاد شبکه ای. میگه شبکه اثر تشدیدکنندگی و تصاعدی داره و برخلاف نظامهای اقتصادی کلاسیک و قبلی، فراوانی درش منجر به افزایش ارزش میشه (در نظامهای قبلی این عدم فراوانی بود که باعث ارزشمند شدن میشد). میگه که هرچی اتصالات شبکه ای چیزی بیشتر باشه، بصورت تصاعدی اثر اون چیز تشدید میشه و ارزش بیشتری پیدا میکنه. بعدا اسم و مشخصات دقیق کتاب و امکان دانلودش رو براتون میذارم؛ الان دم دستم نیست.
آ آ آ:))کمونیست ها از زمان مارکس هنوز در آنالیز جامعه سرمایه داری پیشرفت خاصی نکردند:)) بفرمائید ببینم یک خواننده یا بازیگر یا فوتبالیست چطور از دیگران "بهره کشی" میکنه برای پول درآوردن؟ @مزدك بامداد
این نگر شماست ولی خود نگره پردازان سرمایه داری از یافته های مارکسیسم خود میجویند که مات شدن خود را به دیر بیندازند.! -- میلیونها تن میروند کار میکنند و خود را به سرمایه داران از ناچاری میفروشند و سپس پول خود را در ضریح میریزند یا بلیتهای گران بهای فوتبال میخرند. سرمایه داران این بازرگانی ( چرا که این بیشتر یک بازرگانی است تا بازی و ورزش) هم پس از دادن بخشی به "ستارگان" خود که در زیر پیمان نامه ی انها هستند، "سهمشیر" را به جیب میزنند. به یکسان که این "ستاره"، خواننده باشد یا در لاس وگاس چشم بندی کند و یا فوتبال بازی نماید. •
توصیه میکنم بخونید.
مطالب جالب و روشنگریه.
جالب اینکه طرف اینا رو در سال 1998 گفته و پیشبینی کرده.
البته نمیگم خیلی کار معجزه آسایی بوده، اما اینقدر بینش و دقت و کمال و اطمینان واقعا جالبه.
با اینکه کتابش مال 15 سال پیشه، ولی بازم خوندنش آدم رو روشن میکنه.
خلاصه اینکه میخوام بگم این بخاطر پیشرفت ها و تغییرات شگرفی که فناوری نوین رایانه و ارتباطات و اینترنت در جهان و اقتصادش ایجاد کردن هم بوده که الان میبینیم یکسری ثروتها و انحصارهای عظیمی با سرعت زیادی بوجود آمدن در دنیا و نظام سرمایه داری غرب.
درواقع سرمایه داری غافلگیر شده و عقب مونده. پیشبینی جهان امروز رو بقدر کافی نکرده بوده.
مواجهه با جهان امروز نیازمند تفکر و تحلیل و طراحی سیستمها و قوانین جدیدی است.
اما میدونید که این کار راحت و سریعی نیست. وضع قوانین جدید که گاهی به چندین سال زمان نیاز داره. تازه مراحل و پذیرش قبلش هم هست که شاید بیش از این زمان بخواد.
و البته این غافلگیر شدن و عقب ماندگی، فقط درد سرمایه داری نیست، بلکه درد خیلی چیزها و خیلی جاهای دنیاست.
سرمایه داری زمانی طراحی و پیاده سازی شد که این پدیده ها و روابط در جهان وجود نداشتن و کسی به فکرش هم نمیرسید.
چه نشسته اید و در خواب غفلتید که چرنوبیل رو هم جز خراب کاری CIA بوده:))
اینگونه لودگی که پرسمانی را نمیگشاید؛ ولی درست است! چرنوبیل هم اگر درست نگاه کنیم، در پی نبود پول برای بازسازی و بهسازی واکنشگران هسته ای بوده و نبود پول هم از جنگ سرد فرسایشی که جهان غول آسای سرمایه داری به دوش شوروی انداخت بوده است. وگرنه خود روسها بهترین دانشمندان هسته ای ( مانند همان زاخاروف و ..) را داشته و از دید دانشیک و فندی برجسته بوده و هستند!
ن شوخیه ایرانبانو؟ کسیکه آنجا پول دارد همهیِ قدرت را هم دارد, کسیکه دانش دارد و کارگر است اگر و تنها اگر, میتوانست از جایی آبباریکهای هم داشته باشد که در نبود کار نمیرد, آنگاه توان چانه زدن اندکی هم خواهد داشت که بیشتر زمانها و بیشتر مردم آنرا ندارند, هنگامیکه همهیِ سرمایهداران در همهیِ زمانها توان دارند.
بهترین و برترین کارگران هم یخهذرین هستند که اینها هم روز به روز کارشان دارد سختتر میشود و هم اینکه, در پایانِ روز سرمایهدار همیشه چند تا گزینه[1] و متخصص دم دست بیشتر دارد, کارگر است که چند تا سرمایهدار بیشتر
از قضا مدیران و متخصصان رده بالا بسیار هم کم هستند و هر سرمایه دار لزوما نمیتواند سرمایه ی خود را به بار بنشاند مگر با کمک و وجود این دست افراد.بنابراین این انقلاب مدیریتی یک هرم فشار هستند بر جهت دهی به سرمایه داران. هر مدیر و متخصص هم خود بعد از چندی به راحتی میتواند وارد سیستم شود اما معمولا این کار را نمیکنند و ترجیحا سعی میکنند از سرمایه ی سرمایه دار بهره کشی کنند ضمن اینکه شما در این تحلیل هایتان تنها افراد را بر مبنای دارایی و پول ارزش گذاری میکنید. در حالی که شان و منزلت اجتماعی چیزیست که بین این دو نیرو هم حائز اهمیت است.وضعیت پذیرفته شده یک فرد در جامعه که در درون قشر های اجتماعی در سطحی مخصوص قرار میگیرد به خودی خود خط کشی های نوینی است که فارغ از رابطه ی افراد با سیستم تولید و در آمد زایی جایگاه های ویژه ای به آنان میبخشد.
کسانیکه میاندیشند[3] میتوانند براه دانشاندوزی و تخصص ویژه و ... از سرمایهدار پیشی بگیرند, تنها خوشباورانه خودفریفتهاند.
کسانی هم که میپندارند با انقلاب کارگران(پرولتاریا) به سمت جهانی گل و بلبل پیش میرویم باید ثابت کنند که اصولا جهان در دست این پرولتاریا به سامان خواهد رسید!!؟
از قضا مدیران و متخصصان رده بالا بسیار هم کم هستند و هر سرمایه دار لزوما نمیتواند سرمایه ی خود را به بار بنشاند مگر با کمک و وجود این دست افراد.بنابراین این انقلاب مدیریتی یک هرم فشار هستند بر جهت دهی به سرمایه داران.
هر مدیر و متخصص هم خود بعد از چندی به راحتی میتواند وارد سیستم شود اما معمولا این کار را نمیکنند و ترجیحا سعی میکنند از سرمایه ی سرمایه دار بهره کشی کنند
ضمن اینکه شما در این تحلیل هایتان تنها افراد را بر مبنای دارایی و پول ارزش گذاری میکنید.
در حالی که شان و منزلت اجتماعی چیزیست که بین این دو نیرو هم حائز اهمیت است.وضعیت پذیرفته شده یک فرد در جامعه که در درون قشر های اجتماعی در سطحی مخصوص قرار میگیرد به خودی خود خط کشی های نوینی است که فارغ از رابطه ی افراد با سیستم تولید و در آمد زایی جایگاه های ویژه ای به آنان میبخشد.
١. همه مدیر و کارشناس نیستند, چنانکه گفتید, شمارشان بسیار کم است.
٢. همهیِ سرمایهداران توان چانهزنی دارند, ولی تنها برخی و اندکی از کارگران توان بازچانهزنی دربرابر دارند.
...
پس اینکه چندتایی آدم کارشناس و مدیر هم آن بیرون هستند که میتوانند در برابر برخی سرمایهداران یک اندازهای بایستند به هیچ
کار ما نمیاید, بیشتر به دلخوشی خوشباورانهای میماند که در برابر سرمایهدار بهرهکش یک توانی هم دارید و آن اندازه ناتوان نیستید.
درآمد بالا هم میدانیم تنها بخش ناچیزی از کارگران همیشه میتوانند داشته باشند, زیرا سامانهیِ سرمایهدار
درست بمانند این هرمهایِ بازاریابی میماند که شما باید دستکم دو تن را بفریبید (بهرهکشید) تا یک پولی در جیب اتان برود:
کارگران با درآمد بالا (یخهذرین) نیز آن میانها رو به پایین جای میگیرند, بیشینهیِ مردم و رنجبَران که زندگی بخور
و نمیری دارند آن پایینِ پایین هستند, سرمایهداران نیز همیشه در ترازی بالاتر از همهیِ رنجبران و کارگران, چه یخهآبی چه ذرین و .. جای دارند.
رویهمرفته اگر هنوز میاندیشید "علم بهتر از ثروت است", باید بدانید که شما را خوب شستشوی مغزی دادهاند (;
این مثالی است از آنچه برای کمونیسم گذشته. حالا کمونیسم به هر دلیلی در جاهایی پا گرفت و زمین هم خورد. دیگر چه حجتی باقی میمونه؟ شما که دیگه در کمونیسم از پاپ کاتولیک تر نیستید که بگید مثلن کمونیسم لنین و استالین واقعی نبود و اونکه شما می فرمایید واقعی هست.
بله. من که شخصن کوچکترین نگرانی از به قدرت رسیدن این تئوری دیگه ندارم. اینجا هم فقط با شما بحث تئوریک داریم و در عمل کارنامه دول کمونیسم انقدر سیاه هست که هیچ کسی به تئوری شما بهایی نده.
. همه مدیر و کارشناس نیستند, چنانکه گفتید, شمارشان بسیار کم است. ٢. همهیِ سرمایهداران توان چانهزنی دارند, ولی تنها برخی و اندکی از کارگران توان بازچانهزنی دربرابر دارند. ... پس اینکه چندتایی آدم کارشناس و مدیر هم آن بیرون هستند که میتوانند در برابر برخی سرمایهداران یک اندازهای بایستند به هیچ کار ما نمیاید, بیشتر به دلخوشی خوشباورانهای میماند که در برابر سرمایهدار بهرهکش یک توانی هم دارید و آن اندازه ناتوان نیستید.
درآمد بالا هم میدانیم تنها بخش ناچیزی از کارگران همیشه میتوانند داشته باشند, زیرا سامانهیِ[1] سرمایهدار درست بمانند این هرمهایِ بازاریابی میماند که شما باید دستکم دو تن را بفریبید (بهرهکشید) تا یک پولی در جیب اتان برود:
کارگران با درآمد بالا (یخهذرین) نیز آن میانها رو به پایین جای میگیرند, بیشینهیِ[2] مردم و رنجبَران که زندگی بخور و نمیری دارند آن پایینِ پایین هستند, سرمایهداران نیز همیشه در ترازی[3] بالاتر از همهیِ رنجبران و کارگران, چه یخهآبی چه ذرین و .. جای دارند.
نخست صحبت من بیشتر بر روی شدن بود.
اینکه زمانی کارگر میتواند بر سرمایه دار چیره شود که چیزی را در تسلط خود داشته باشد که سرمایه دار از به دست ۀوردنش به صرف سرمایه اش عاجز باشد.
این دقیقا نقطه ی مقابل آن نظری است که میپندارد کارگران با انقلاب و شورش و دست کشیدن از کار است که میتوانند به حقوق خود برسند بی آنکه به پیامد های آن توجهی شود.
پس دیدیم که رفته رفته کارگران میتوانند شرایط خود را بهبود بخشند.مثال هم زدیم و دیدیم که شرایط کار ی کارگر اعم از شیوه های کار-ساعات کاری و درجاتی که خود تعیین میکند میتواند مقاومتی بر خواست و ارده ی مطلق(وهمی) سرمایه دار باشد. یک مدیر و متخصص هم بازار یاب هرمی نیست بلکه با به دست گیری چرخه ی تولید و اعمال اثر کردن بر آن هم سرمایه سرمایه دار را عملا در دست میگیرد(محدودیت سرمایه دار) و هم چون خود از جنس کارگران است میتواند به نمایندگی کارگران در سیستم اعمال اثر کند.این دست مدیران خود مستقیم و غیر مستقیم سیستم سیاسی, اقتصادی و اجتماعی را نیز تحت تاثیر خود قرار میدهند.
در کل منظور من این بود که این نگاه جزمی که انسانها را بر مبنای دارایی شان دو دسته مقابل هم قرار میدهد گره از کار کارگران باز نخواهد کرد
شوروی تجزیه شد ! کره شمالی که حرفش رو هم نزن آلمان شرقی از بین رفت و تنها یاد و خاطره جنایاتشان باقی ماند کوبا ، ونزوئلا ، چین و ... هم که عروس تعریفی هستند ! البته تقصیر سرمایه دارهاست نه سیستم نا کارآمد
شوروی تجزیه شد ! کره شمالی که حرفش رو هم نزن آلمان شرقی از بین رفت و تنها یاد و خاطره جنایاتشان باقی ماند کوبا ، ونزوئلا ، چین و ... هم که عروس تعریفی هستند ! البته تقصیر سرمایه دارهاست نه سیستم نا کارآمد
امپراتوری روم نابود شد، شاه فرانسه را گردن زدند، روسیه تزاری نابود شد! هیتلر شکست خورد، شاه رفت، یونان و مکزیک و تایلند و سراپای آفریکا و آمریکای جنوبی و ... که قراضه هستند! ... ولی خوب گناه انقلابیون بود و گرنه سیستمشان بد نبوده
١. همه مدیر و کارشناس نیستند, چنانکه گفتید, شمارشان بسیار کم است. ٢. همهیِ سرمایهداران توان چانهزنی دارند, ولی تنها برخی و اندکی از کارگران توان بازچانهزنی دربرابر دارند. ...
پس اینکه چندتایی آدم کارشناس و مدیر هم آن بیرون هستند که میتوانند در برابر برخی سرمایهداران یک اندازهای بایستند به هیچ کار ما نمیاید, بیشتر به دلخوشی خوشباورانهای میماند که در برابر سرمایهدار بهرهکش یک توانی هم دارید و آن اندازه ناتوان نیستید.
درآمد بالا هم میدانیم تنها بخش ناچیزی از کارگران همیشه میتوانند داشته باشند, زیرا سامانهیِ سرمایهدار درست بمانند این هرمهایِ بازاریابی میماند که شما باید دستکم دو تن را بفریبید (بهرهکشید) تا یک پولی در جیب اتان برود:
کارگران با درآمد بالا (یخهذرین) نیز آن میانها رو به پایین جای میگیرند, بیشینهیِ مردم و رنجبَران که زندگی بخور و نمیری دارند آن پایینِ پایین هستند, سرمایهداران نیز همیشه در ترازی بالاتر از همهیِ رنجبران و کارگران, چه یخهآبی چه ذرین و .. جای دارند.
رویهمرفته اگر هنوز میاندیشید "علم بهتر از ثروت است", باید بدانید که شما را خوب شستشوی مغزی دادهاند (;
پارسیگر
یکی از دوستان پدر من 500 میلیارد پول داره... انچنان زیاد که نمیدونه باهاشون چیکار کنه... ولی زندگی زیاد خوبی نداره.... من که باور ندارم پول از دانش بالاتر باشد.... خواننده ها و بازیگران هالیوودی با آنهمه پول و آوازه زندگی نکبتبار و بی ارزشی دارند. یک دانشمند مزدائیکدان بودن یا فیزیکدان بودن بسی بهتر از پولدار بودن است.
درباره ی پولدار شدن سرمایه داران هم باید گفت از دانش چندتایی از آنان بوده.... مردم را مصرفگرا کرده و خود با فروش کالاهایشان پولدار شده اند. برای نمونه یک سرمایه دار روی خواننده ای مانند جاستین ایکس سرمایه میگزارد و سپس با چند اهنگ ساده و مزیک ویدئو پول هنگفتی به جیب میزند.... که این از نادانی هومنیست که موزیک راستین را نجوییده و در پی چرندیات رفته.....
هگل هم گفته هر تز خود یه انتی تز میافریند که ان انتی تز روزگاری ان تز را از میان برمیچیند پس سرمایه داری نیز رفتنی است. من خود بر این باورم که 2060 پایان برای تمدن هومنی است . شاید با گفتن این گزاره دیوانه به چشم آیم. ولی اینگونه است!
میلاد این حرف اشتباه محض است ؛ سیستم اقتصادی هیتلر یک سیستم کاپیتلیستی محض بود که تازه کلی از سرمایه داران آمریکایی مثل هنری فورد هم اونجا سرمایه گذاری میکردند ، هزاران هزار کمونیست و سوسیالیست هم در کمپهای مرگ کشته شدند ، فقط اسم حزب نشنال سوسیالیست بوده وگرنه هیچ ربطی به ایدئولوژی سوسیالیسم ندارد!
میلاد این حرف اشتباه محض است ؛ سیستم اقتصادی هیتلر یک سیستم کاپیتلیستی محض بود که تازه کلی از سرمایه داران آمریکایی مثل هنری فورد هم اونجا سرمایه گذاری میکردند ، هزاران هزار کمونیست و سوسیالیست هم در کمپهای مرگ کشته شدند ، فقط اسم حزب نشنال سوسیالیست بوده وگرنه هیچ ربطی به ایدئولوژی سوسیالیسم ندارد!
Nazism, or National Socialism in full (German: Nationalsozialismus), is the ideology and practice associated with the 20th-century German Nazi Party and state as well as other related far-right groups. Usually characterised as a form of fascism that incorporates biological racism and antisemitism, Nazism originally developed from the influences of pan-Germanism, the Völkisch German nationalist movement and the anti-communist Freikorps paramilitary culture in post-First World War Germany, which many Germans felt had been left humiliated by the Treaty of Versailles. Prior to the emergence of the Nazi Party, other right-wing figures had argued for a nationalist recasting of “socialism”, as a reactionary alternative to both internationalist Marxist socialism and capitalism.
Party, other right-wing figures had argued for a nationalist recasting of “socialism”, as a reactionary alternative to both internationalist Marxist socialism and capitalism.
خوب مگر من چه میگویم! شما در انتقاد از سسیالیسم میگویی که هیتلر هم سوسیالیست بود ، خود همین لینک نوشته هیتلر ایدئولوژی خود را به عنوان جایگزین سوسیالیسم مارکس آورد ، در واقع آنچه هیتلر سوسیالیسم مینامد هیچ ربطی در هیچ جا به مارکس و جنبش چپ از هر نوع آن ندارد!
دلیل اینکه هیتلر ایدئولوژی خودش رو به ضدّ مارکسیسم و کپیتالیسم میدونست این بود که میگفت بنیان گذار هر ۲ تا یهودیها هستند. اما در عمل که میبینیم یک سیستم کاپیتالیستی در آلمان حاکم بود ، بسیاری از سرمایه داران آمریکایی در آلمان سرمایه گذاری میکردند
این بُنمایههایی که میگذاری را خودت میخوانی میلاد؟ (:
بله میخوانیم و به شما هم پیشنهاد میکنیم بخوانید :
The Nazis argued that capitalism damages nations due to international finance, the economic dominance of big business, and Jewish influences.[139] Nazi propaganda posters in working class districts emphasised anti-capitalism, such as one that said: "The maintenance of a rotten industrial system has nothing to do with nationalism. I can love Germany and hate capitalism.
Adolf Hitler, both in public and in private, expressed disdain for capitalism, arguing that it holds nations ransom in the interests of a parasitic cosmopolitanrentier class.[147] He opposed free market capitalism's profit-seeking impulses and desired an economy in which community interests would be upheld.[126]
After World War I, Hitler returned to Munich.[74] Having no formal education or career prospects, he tried to remain in the army for as long as possible.[75] In July 1919 he was appointed Verbindungsmann (intelligence agent) of an Aufklärungskommando (reconnaissance commando) of the Reichswehr, assigned to influence other soldiers and to infiltrate the German Workers' Party (DAP). While monitoring the activities of the DAP, Hitler was attracted to the founder Anton Drexler's antisemitic, nationalist, anti-capitalist, and anti-Marxist ideas.[76] Drexler favoured a strong active government, a non-Jewish version of socialism, and solidarity among all members of society. Impressed with Hitler's oratory skills, Drexler invited him to join the DAP. Hitler accepted on 12 September 1919,[77] becoming the party's 55th member.[78]
من نمیفهمم چه اصراری هست هر گَندی که از سوسیالیسم و کمونیسم بلند شده را ببندید به سرمایه داری ! آدم باید منصف باشد جانم
خوب مگر من چه میگویم! شما در انتقاد از سسیالیسم میگویی که هیتلر هم سوسیالیست بود ، خود همین لینک نوشته هیتلر ایدئولوژی خود را به عنوان جایگزین سوسیالیسم مارکس آورد ، در واقع آنچه هیتلر سوسیالیسم مینامد هیچ ربطی در هیچ جا به مارکس و جنبش چپ از هر نوع آن ندارد!
دلیل اینکه هیتلر ایدئولوژی خودش رو به ضدّ مارکسیسم و کپیتالیسم میدونست این بود که میگفت بنیان گذار هر ۲ تا یهودیها هستند. اما در عمل که میبینیم یک سیستم کاپیتالیستی در آلمان حاکم بود ، بسیاری از سرمایه داران آمریکایی در آلمان سرمایه گذاری میکردند !
این که در آلمان هنری فورد و یک سری سرمایه دار دیگر سرمایه گذاری کرده بودند آلمانی که مدام بر ضد سرمایه داری تبلیغ میکرد را سرمایه داری نمیکند کسرا جان !
این خیلی کار بدیست که وقتی از چیزی خوشمان نمی آید ببندیمش به کسی که ازش خوشمان نمی آید ! در حالی که شخصی که ازش خوشمان نمی آید در حقیقت طرفدار چیزیست که ما ازش خوشمان می آید .
هیتلر بله از مارکسیستها خوشش نمی آمد ! ولی از سرمایه دارها هم خوشش نمی آمد چون میگفت یهودی ها هم سرمایه دار هستند . اصلن بهانه اصلی اش برای کشتار یهودیان همین بود که آنها تمام ثروت ما را در دست گرفته اند و مسبب تمام بدبختی های ما هستند .
Hitler took a pragmatic position between the conservative and radical factions of the Nazi Party, in that he accepted private property and allowed capitalist private enterprises to exist as long as they adhered to the goals of the Nazi state
Spengler's definition of socialism did not advocate a change to property relations.[62] He denounced Marxism for seeking to train the proletariat to "expropriate the expropriator", the capitalist, and then to let them live a life of leisure on this expropriation.[67] He claimed that "Marxism is the capitalism of the working class" and not true socialism.[67] True socialism, according to Spengler, would be in the form of corporatism, stating that "local corporate bodies organised according to the importance of each occupation to the people as a whole; higher representation in stages up to a supreme council of the state; mandates revocable at any time; no organised parties, no professional politicians, no periodic elections."[68]
Nazism rejected the Marxist concept of internationalist class struggle, but supported "class struggle between nations", and sought to resolve internal class struggle in the nation while it identified Germany as a proletarian nation fighting against plutocratic nations
چیزهایی که فقط به نفع خودت هست را نقل قول نکن میلاد👌
امپراتوری روم نابود شد، شاه فرانسه را گردن زدند، روسیه تزاری نابود شد! هیتلر شکست خورد، شاه رفت، یونان و مکزیک و تایلند و سراپای آفریکا و آمریکای جنوبی و ... که قراضه هستند! ... ولی خوب گناه انقلابیون بود و گرنه سیستمشان بد نبوده !
این هایی که نام بردید سیستم های امپریالیستی یا تمامیت خواه و متمرکز و مبتنی بر فرد بوده.
خیلی گذشته از زمانی که آمریکا به این نتیجه رسید که باید دُم امپریالیست را قیچی کند. قوانین ضد تراست در آمریکا که بسیار قوی هم عمل میکنند برای همین بوجود آمد. یکی از نمونه هایش تجزیه ی شرکت نفتی راکفلر یعنی استاندارد اویل بود. سیستم لیبرال سرمایه داری همانند هسته ی ویندوز عمل میکند و بخاطر مرکزیت آزادی و لیبرال بودنش, میتواند سیستم های جدید را همانند پلاگین بر روی خودش نصب کند. چون خاصیت داینامیک دارد و مثل کمونیسم خشن و مکانیکی و استاتیک وار نیست.
در سیستم های جدید سعی میشود که تا جای ممکن ابزار قدرت و ثروت, بصورت شفاف و همگانی و در دسترس باشد. تا استمرار سیستم حفظ شود. برای همین این همه شرکت های ریز و درشت آمریکایی هر دهه و با سرعت بیشتری نسبت به دهه ی قبل همچون قارچ سبز میشوند.
جهت درک سیستم های متمرکز و امپریالیستی مثالی برای شما میزنم. مثلا محمد رضا شاه یک نفر بود که با رفتنش از ایران, نظام شاهنشاهی از هم پاشید. این یک سیستم متمرکز است. اگر قبل از وقوع انقلاب 57 فکری بحال غیر متمرکز کردن حکومتش کرده بود این اتفاق نمی افتاد.
یک مثال دیگر میزنم. دیکتاتورها نتوانستند انقلاب های بهار عربی را مهار کنند. چون مردم رهبر واحدی نداشتند . رهبری بر دوش فرد خاصی نبود و نمیشد که با کشتن رهبر خاصی, مردم را ساکت کرد. به همین دلیل دیکتاتورهای خونخوار دست آخر کم آوردند و مردم پیروز شدند.
اما در ایران موسوی و کروبی, رهبری را به دست گرفتند و حکومت هم با دستگیریشان, تجمعات را متفرق کرد.
یک مثال دیگر القاعده است. القاعده بخاطر بهره بردن از رهبری غیرمتمرکز توانسته تا الان از دست آمریکایی ها مصون بماند. به همین خاطر حتی با کشته شدن بن لادن هم به حیات خودش ادامه میدهد.
عمر سیستم های امپریالیستی, منحنی بشکل عدد 8 فارسی دارند. یعنی از پایین شروع میشوند و به نقطه ی اوج میرسند و سپس رو به زوال میگذارند.(بشکل V برعکس) اما لیبرال سرمایه داری چیز دیگریست و با آن فرق های اساسی دارد. در این سیستم, آزادی حرف اول و آخر را میزند و هر گاه که احساس شود سیستم در حال تضعبف شدن است سریعا راه حل هایی درخواست میشود و سپس بهترین راه حل ها انتخاب شده و همچون پلاگین به هسته ی اصلی سیستم نصب میشوند. پس این سیستم تا وقتی که آزادی بیان و ابراز عقیده هست, میتواند خودش را آپگرید کند و پیشرفت کند و حتی بدهی 16 تریلیون دلاری و کمونیست و امام زمان و القاعده و... هم نمیتواند ناکارش کند و همچون منحنی بازار سهام, اُفت میکند, اما بهتر و قوی تر از قبل میشود.
ساعت صفر این سیستم فقط و فقط زمانی شروع بکار میکند که "آزادی" از بین برود.
دلیل اینکه هیتلر ایدئولوژی خودش رو به ضدّ مارکسیسم و کپیتالیسم میدونست این بود که میگفت بنیان گذار هر ۲ تا یهودیها هستند. اما در عمل که میبینیم یک سیستم کاپیتالیستی در آلمان حاکم بود ، بسیاری از سرمایه داران آمریکایی در آلمان سرمایه گذاری میکردند !
فقط که به حرف نباید بسنده کرد میلاد ، باید ببینی در عمل حکومت چکار میکند ، مثلا جمهوری اسلامی میگوید ضدّ امپریالیست و حکومت زحمت کشان است ، ولی آیا یک کپیتالیسم هار در ایران حاکم نیست! در آلمان که هنری فورد تانک میساخت ، همین اسکار شیندلر که یهودیها رو نجات داد کارخانه داشت ، همه ابزار تولید خصوصی بودند .. این حکومت را نمیشود ضدّ کاپیتالیسم دانست
چیزهایی که فقط به نفع خودت هست را نقل قول نکن میلاد
من حقیقت وجودی هیتلر رو که ضد سرمایه داری بوده رو نقل قول کردم . اینکه هیتلر در حقیقت سرمایه دار بوده و اسم خودش رو گذاشته بوده سوسیالیست و ... تنها و تنها ماست است برای مالیدن بر حقیقت سوسیالیست بودن هیتلر
.
خنده ام میگیرد وقتی میبینم که طرفداران سوسیالیسم یکی از سوسیالیستهای دو آتشه را برای بدنام کردن کاپیتالیسم سرمایه دار میکنند :))
فقط که به حرف نباید بسنده کرد میلاد ، باید ببینی در عمل حکومت چکار میکند ، مثلا جمهوری اسلامی میگوید ضدّ امپریالیست و حکومت زحمت کشان است ، ولی آیا یک کپیتالیسم هار در ایران حاکم نیست! در آلمان که هنری فورد تانک میساخت ، همین اسکار شیندلر که یهودیها رو نجات داد کارخانه داشت ، همه ابزار تولید خصوصی بودند .. این حکومت را نمیشود ضدّ کاپیتالیسم دانست
بله و اگر به بحث های مربوط به سرمایه داری و کمونیسم برگردید میبینید که جناب مزدک سرمایه تمام جامعه در دست دولت را خیلی هم خوب و درست میدانسته و اتفاقن جناب ریکتور یک بحثی هم با ایشون در این باره داشته . فکر کنم یک جایی هم جناب مزدک به خود من گفتند که در شرایطی که همه چیز بر بهره کشی استوار است ایرادی ندارد همسوی آن سیستم پیش برویم برای رسیدن به نتیجه . یک جایی هم مهربد گفت فقط یک آدم کودن از ابزار و علم سرمایه دارها استفاده نمیکنه و بی دانش و در پیتی میمونه !
پس میبینید که رفتار نازی ها هم درست همراستای همین تفکر بوده و اتفاقن تا خرخره سوسیالیستیست .
من حقیقت وجودی هیتلر رو که ضد سرمایه داری بوده رو نقل قول کردم . اینکه هیتلر در حقیقت سرمایه دار بوده و اسم خودش رو گذاشته بوده سوسیالیست و ... تنها و تنها ماست است برای مالیدن بر حقیقت سوسیالیست بودن هیتلر
در همین لینکت نوشته که هیتلر به ضدّ سوسیالیسم مارکس بود ، آنچه ما سوسیالیسم مینامیم سوسیالیسم مارکس است. هیتلر میتواند خود را هرچه بماند ، ولی میبینی که حتی خودش هم گفت او به ضدّ مارکس است ، حالا شما اصرار داری مارکسیسم را با کسی که مارکسیستها را قتلعام کرده و خود را ضدّ مارکس نامیده بکوبی
هیچ نمیاندیشیدم[1] کسی روزی بخواهد به من دربارهیِ رایانه چیزی بیاموزاند! (:
نخست اینکه من خودم در زندگی هرگز نیاز به کار کردن از سر بیپولی و نداری برای کسی نداشتهام و از همینرو نیز زمان برای آسایش و اندیشه و کتاب خواندن و آموختن آزاد (بی فشار بیرون) را هم داشتهام, اگر این بخت را نیاورده بودم امروز بجای اینکه با شما در راستای ستیز با بهرهکشی گفتگو کنم داشتم مغزشستشو رفته برای یکی دیگر بهرهدهی میکردم و احساس آزادی و پیشرفت هم آن میان میکردم.
پس روشن است کسی اینجا با پولداری و آسودگی دشمنی ندارد (اگر هنوز نگرفتهاید, من دارم میگویم بجای اینکه کسی کار کند بدهید به ماشین خودکار شود), با بهرهکشی ولی هر آدم بخردی باید دشمن باشد, گرچه خودش از خاستگاه[2] بهرهکشی آمده باشد.
همچنین, زمانیکه نمیگیرید اگر ادیسون لامپ را نمیساخت — که روشن میشود تاریخ را هم نخواندهاید, زیرا در همان زمان ادیسون دستکم ٣ تن دیگر به لامپ دستیافته[3] بودند و راستی, ادیسون چندین نوبرساخت را هم از دیگران دزدید — یکی دیگر میساخت نیز از همینجا ریشه میگیرد, بایستگیهایِ هر زمانهای خودبهخود زمینهیِ پیدایش چیزهای نوتر را فراهم میآورند, اینکه چه کسی نخستین بار به چه چیزی دستمییابد را برای انگیزانیدن[4] و شستشوی مغزی دادن شما و دیگر جوانان است که این اندازه بها میدهند و بزرگ اش میکنند (اگر بجای خوشی بردن از زندگی, زمان اتان را در بهمان آزمایشگاه کثیف دور بریزید و با نوآوری[5] برای خودتان و {ما} پول در بیاورید اله میشود بله میشود نامتان در تاریخ جاودانه میشود...), اگرنه از دیدگاه مزدائیک[6] و آمار, زمانیکه پیشبایستگیهایِ یک چیزی فراهمیدند, آمایش[7] و چسبانیدن آنها به یکدیگر را هم آماروار یکجایی خواهیم داشت و ارزشی بالاتر از این هم ندارد.
این سخنان خندهدار دربارهیِ نوآوری شگرف! و بزرگ!! iPhone و .. را هم بمهر بروید به کسی بگویید که شباروز زندگی اش با این چیزها نمیگذرد, من اینها را زمانیکه ١٠ ١٢ ساله بودم میخواندم (پانچ کارت و ترانزیستور و چه کسی نخستین بار موشواره[8] درست کرد و از کجا پندار[9] گرفت و ..) و به شما بی هیچ گمانی میگویم, در iPhone تنها نوآوریای که بوده یک خرده زیبایی رویهای آن بوده است, سیستم, سختافزار, نرمافزار, سیستم عامل, ... تک تک اینها را پیش از اینکه iPhone یا iPad بیایند در بازار بودهاند و امروز بهترشان هم هستند, تازه در آن میان یک نوآوری هم شده باشد خب که چه؟ باید کسی چون نوآوری کرد بیش از ٩٠% درآمد همهیِ مردم جهان رویهم به وی بهره داد!؟
هدف بنده به تمسخر گرفتن دانش رایانه ای شما نبود. بحث چیز دیگری ست. این که شما که هستید و چکار میکنید هم در این بحث مهم نیست.
در همین لینکت نوشته که هیتلر به ضدّ سوسیالیسم مارکس بود ، آنچه ما سوسیالیسم مینامیم سوسیالیسم مارکس است. هیتلر میتواند خود را هرچه بماند ، ولی میبینی که حتی خودش هم گفت او به ضدّ مارکس است ، حالا شما اصرار داری مارکسیسم را با کسی که مارکسیستها را قتلعام کرده و خود را ضدّ مارکس نامیده بکوبی
نه خیر ! مارکس مبتکر سوسیالیسم نبوده . مارکس مبتکر کمونیسم بوده . مارکسیسم با کمونیسم با سوسیالیسم تفاوت دارد اساسی !!!!!!! (هر چند که از نظر من سر انجام همگی یک پُخ هستند برای همین همه را از بیخ کمونیست مینامم) همچنین سوسیالیسم قبل از مارکس وجود داشته ! قبل از اینکه سوسیالیسم به آلمان بیاید در فرانسه و انگلیس وجود داشته ! شما با افرادی نظیر رابرت اون و جان اتوارت میل و سن سیمون آشنایی دارید ؟
مارکس تنها یک ویرایش جدید از سوسیالیسم به اسم کمونیسم رو تعریف کرد و باعث بدبختی بخش بزرگی از جهانیان شد ایدئولوژی هم که مطرح کرد خیلی دوام نیاورد
به نظر من کارفرما را مجبور کنیم تا درست به اندازه ی کاری که از کارگر میگیرد مزد پرداخت کند خیلی خیلی عادلانه تر است تا اینکه بخواهیم دارائی هایی که قطعن برای به دست آوردنشان سختی فراوان کشیده را ازش به زور بگیریم .
از چه رو با این قاطعیت اظهار نظر می کنید؟! شما از کجا می دونید که کارفرمای مورد نظر سرمایه اش نتیجه ی دسترنج خودش هست؟! شاید به او ارث رسیده باشه(که نتیجه ی زحمت دیگریست!) یا شاید هم از راه کلاه برداری یا اختلاس به دست آورده باشه.
از چه رو با این قاطعیت اظهار نظر می کنید؟! شما از کجا می دونید که کارفرمای مورد نظر سرمایه اش نتیجه ی دسترنج خودش هست؟! شاید به او ارث رسیده باشه(که نتیجه ی زحمت دیگریست!) یا شاید هم از راه کلاه برداری یا اختلاس به دست آورده باشه.
موقعی که به دنیا میامده از فرج مادرش با شمش طلا بیرون آمده
:)) یک دور بشینید تمام بحث رو بخونید بعد در خدمت هستیم .
از چه رو با این قاطعیت اظهار نظر می کنید؟! شما از کجا می دونید که کارفرمای مورد نظر سرمایه اش نتیجه ی دسترنج خودش هست؟! شاید به او ارث رسیده باشه(که نتیجه ی زحمت دیگریست!) یا شاید هم از راه کلاه برداری یا اختلاس به دست آورده باشه.
نه دیگر, این چه سخنیهیِ کافر جان؟
اگر کسی سرمایه داشت بی برو برگرد خودش به دست آورده,
مگر جور دیگری هم میشود آخر؟
مگر از بیخ کسی تاکنون با ارث بردن شده سرمایهدار شده باشد!؟ حاشا وکلا!!
نه خیر ! مارکس مبتکر سوسیالیسم نبوده . مارکس مبتکر کمونیسم بوده . مارکسیسم با کمونیسم با سوسیالیسم تفاوت دارد اساسی !!!!!!! (هر چند که از نظر من سر انجام همگی یک پُخ هستند برای همین همه را از بیخ کمونیست مینامم) همچنین سوسیالیسم قبل از مارکس وجود داشته ! قبل از اینکه سوسیالیسم به آلمان بیاید در فرانسه و انگلیس وجود داشته ! شما با افرادی نظیر رابرت اون و جان اتوارت میل و سن سیمون آشنایی دارید ؟
مارکس تنها یک ویرایش جدید از سوسیالیسم به اسم کمونیسم رو تعریف کرد و باعث بدبختی بخش بزرگی از جهانیان شد ایدئولوژی هم که مطرح کرد خیلی دوام نیاورد .
بله سوسیالیسم از زمان هخامنشیان هم وجود داشته ، ولی آن چیزی که ما میگوییم سوسیالیسم مارکسی است ، و آنچه شما با آن مخالفت میکنی سوسیالیسم و کمونیسم مارکسی است ، هیتلر مخالف مارکس بوده و سوسیالیسم مارکسی رو رد کرده ، پس اینکه از هیتلر برای کوبیدن اندیشه مارکس استفاده کنی اشتباه است.