این که دیگر نشد همبود کار-رها, شُد همبود بهرهکشان!
من رفته ام کار کرده ام زحمت کشیده ام و یک پولی جور کرده ام و با آن زمین خریده ام و درش خانه ساخته ام ! یک شخصی از راه رسیده و میگه تو حق نداری این رو داشته باشی و اگر داشته باشی بهره کشی !!!!!! و میخواد از من بگیرتش .
اون شخص مشخصن نه تنها بهره کش راستین بلکه دزد هم هست .
تامین مسکن در قبال پولی مشخص و عادلانه به هیچ روی بهره کشی نیست . کسی نمیخواهد خانه اجاره کند برود بخرد ! نمیخواهد بخرد و اجاره کند برود در کمپهای دولتی زندگی کند ! آنجا هم نمیخواهد برود ، برود زیر پل بخوابد
من رفته ام کار کرده ام زحمت کشیده ام و یک پولی جور کرده ام و با آن زمین خریده ام و درش خانه ساخته ام !
یک شخصی از راه رسیده و میگه تو حق نداری این رو داشته باشی و اگر داشته باشی بهره کشی !!!!!! و میخواد از من بگیرتش .
اون شخص مشخصن نه تنها بهره کش راستین بلکه دزد هم هست .
تامین مسکن در قبال پولی مشخص و عادلانه به هیچ روی بهره کشی نیست . کسی نمیخواهد خانه اجاره کند برود بخرد ! نمیخواهد بخرد و اجاره کند برود در کمپهای دولتی زندگی کند ! آنجا هم نمیخواهد برود ، برود زیر پل بخوابد .
میلاد جان واژهیِ سختی نیستها: بهره+کش = کسیکه از دیگران بهره میکشد.
اگر شما تنها یک تکه زمین داشته باشی و در آن برای خودت خودت زندگی کنی, خوب بروشنی از کسی بهرهکشی نکردهای و کسی هم نمیتواند به شما بگوید
بهرهکش.
ولی اگر همان تکه زمین را بردارید بدهید یکی دیگر و بگویید برای اینکه در این چاردیواری زندگی کنی باید هر ماه این اندازه به من پول بدهی —> بهرهکشی.
اینکه من کار کرده ام بیل به دست آورده ام و اکنون میخواهم تا پایان زندگی با کرایه دادن این بیل زندگی ام را بگذرانم هم دگرسانیای در بهرهکش
بودن شما نمیدهد, تنها میگوید شما پیش از بهرهکشی بهرهده بودهاید, سپس توانستهاید با گردآوردن سرمایه به جایگاه بهرهکشی راه اتان را بگشایید.
دیگران بروند کار کنند برای خودشان زمین بخرند !!!! و خانه بسازند . پول به کسی که خانه ساخته و هزینه های نگهداری اش را میدهد ندهند ! هیچ بنی بشری حق ندارد مال دیگران را بالا بکشد ! نتیجتن بهره کشی که تازه بهره کشی هم نیست بلکه یک قرارداده که در قبال تامین مسکن من ازت اجاره میگیرم ! نمیخوای برو توی خیابون بخواب . هزار بار بهتر از دزدی و مال مردم خوریست .
چندان بد هم نبود, شاید میلاد میاندیشد بهرهکشی یعنی کسی را به یوغ ببندند و از وی بیگاری بکشند (:
این به گمانم میشود بردگی!
ولی اگر نیک بنگریم امروز هم بردگی نوین داریم و این یوغ تنها از جلوی چشم رفته; هر کس مانند برده ٥ روز هفته روزی ٨
ساعت باید کار کند تا بتواند هزینههایِ جورواجور (یوغ) بیمه و برق و کرایه خانه و دیگرِ بایستهیِ زندگی را بپردازد, اگرنه که باید برود بمیرد.
ولی اگر همان تکه زمین را بردارید بدهید یکی دیگر و بگویید برای اینکه در این چاردیواری زندگی کنی باید هر ماه این اندازه به من پول بدهی —> بهرهکشی.
و اگر همان شخص به خاطر اینکه مسکن ندارد برود در خیابان از سرما یخ بزند بمیرد چه ؟!
من در قبال دریافت مبلغ مشخصی پول جان و مال تو را حفاظت میکنم (برایت مسکن تهیه میکنم) . اینجا هیچ بهره کشی نشده ، هیچ بهره ای هم داده نشده
. حتا اگر قرار باشد برای این شخص دولت مسکن تامین کند ! هزینه های آن خانه را دولت باید از مالیاتی که میگیرد بدهد - یعنی بقیه کار کنند که یک عده که نمیخواهند کار کنند خانه داشته باشند و این خودش بهره کشی هستش از تمام جامعه برای قشری مشخص .
مسکن مفتی هم نداریم ! داریم ؟!
تکلیف آنها که نمیتوانند کار کنند به دلایلی مانند سلامت جسمانی جداست و جامعه در مقابلشون مسئوله .
اینکه من کار کرده ام بیل به دست آورده ام و اکنون میخواهم تا پایان زندگی با کرایه دادن این بیل زندگی ام را بگذرانم هم دگرسانیای در بهرهکش بودن شما نمیدهد, تنها میگوید شما پیش از بهرهکشی بهرهده بودهاید, سپس توانستهاید با گردآوردن سرمایه به جایگاه بهرهکشی راه اتان را بگشایید.
اینها همه حرف هست که در عمل شد شوروی !!!!! بزرگترین دیکتاتوری تاریخ بشریت حتا بزرگتر از نازی ها . که تنها در یک جنایتش 10 میلیون اوکراینی را به کشتن داد . (تقریبن برابر هلوکاست)
همان طور که میدانید 100% کارها را نمیتوان ماشینی کرد - بسیاری از کارها هستند که هوش طبیعی نیاز دارند و هوش مصنوعی از پسشان بر نمی آید . پس اگر حتا تمام کارها هم ماشینی شوند باز از افرادی که کار ذهنی میکنند طبق استدلال شما بهره کشی میشود
!!!!
اگر ابزار تولید در دست دولت باشد که میشود سرمایه داری دولتی = جنایت و کثافت کاری . اگر هیچ کس صاحبش نباشد که خر تو خر میشود ! و نهایتن همه چیز به گند کشیده میشود .
اگر همه مالکشان باشند کی به کی مزد میده ؟! (کار مفتی هم که نداریم)
به هر حال باید یک سیستمی باشد که مزد افراد رو تامین کنه . پس در حقیقت اون نهاد داره نیروی کار افراد رو میخره پس طبق استدلال شما اون نهاد میشه بهره کش . اگر مزدی در کار نباشد که میشود بردگی و صد رحمت به بهره کشی . اگر قرار باشد همه بی مزد کار کنند و دور هم خوب و خوش سلامت باشند پس تکلیف آنهایی که بیشتر کار میکنند یا کارشان سنگین تر است چه میشود ؟! اگر قرار باشد کسی حق مالکیت چیزی را نداشته باشد که یکی از مهم ترین مفاهیم حقوق بشر که همانا حق مالکیت خصوصی باشد نقض میشود . اگر برگردیم به همان سیستم کار مزدی شما باید برای کارفرمایی که مزد شما را میدهد کار کنید ! آن کارفرما یا دولت است (نظام کمونیستی) یا یک شخص و شرکت خصوصیست (سرمایه داری) یا کلهم اجمعینِ جامعه است . به جز سیستم سرمایه داری ، دولت و جامعه برای تامین هزینه ها و دادن حقوق باید مالیات بگیرد که اتفاقن در این سیستمها مالیت خیلی هم سنگین است . پس باز هم بهره کشی شده .
اگر مالیاتی در کار نباشد !!!! به اندازه ای که حق راستین فرد است به وی مزد داده نخواهد شد تازه اگر هم داده بشه این مزد از کجا میاد ؟ هوا ؟! مریخ ؟! عالم غیب ؟!
مساله خیلی ساده و روشنه این مدل سیستم ها نهایتن از هم میپاشند و به خودی خود از بین میروند . کما اینکه نه تنها در طول تاریخ بلکه در عرض تاریخ هم ما سیستم اینچنینی که بتواند دوام بیاورد و دیکتاتوری و کثافت نباشد نداشته ایم و نداریم و احتمال خیلی خیلی زیاد نخواهیم داشت .
پ.ن : مزد میتونه هر چیزی باشه ، خوراک ، پوشاک ، پول ، مسکن و ....
همان طور که میدانید 100% کارها را نمیتوان ماشینی کرد - بسیاری از کارها هستند که هوش طبیعی نیاز دارند و هوش مصنوعی از پسشان بر نمی آید . پس اگر حتا تمام کارها هم ماشینی شوند باز از افرادی که کار ذهنی میکنند طبق استدلال شما بهره کشی میشود !!!!
اگر همه مالکشان باشند کی به کی مزد میده ؟! (کار مفتی هم که نداریم)
سخن من هم همین بود دیگر, در همبود کار-رها کسی نیاز به مالکیت ندارد, زیرا ماشین در نیابت (proxy) از آدمی همهیِ کارهای سخت را میکند و کسی نیاز به کار در راستای برآوردن
نیازهای روزانه, همچون خوراک, نوشاک, پوشاک و سرپناه ندارد.
من رفته ام کار کرده ام زحمت کشیده ام و یک پولی جور کرده ام و با آن زمین خریده ام و درش خانه ساخته ام ! یک شخصی از راه رسیده و میگه تو حق نداری این رو داشته باشی و اگر داشته باشی بهره کشی !!!!!! و میخواد از من بگیرتش .
اون شخص مشخصن نه تنها بهره کش راستین بلکه دزد هم هست .
تامین مسکن در قبال پولی مشخص و عادلانه به هیچ روی بهره کشی نیست . کسی نمیخواهد خانه اجاره کند برود بخرد ! نمیخواهد بخرد و اجاره کند برود در کمپهای دولتی زندگی کند ! آنجا هم نمیخواهد برود ، برود زیر پل بخوابد .
"بهره کش" اونجا یکجور فحشه؟؟! بهره کشی به بردگی برای این و اون 100 شرف داره👍
سخن من هم همین بود دیگر, در همبود کار-رها کسی نیاز به مالکیت ندارد, زیرا ماشین در نیابت (proxy) از آدمی همهیِ کارهای سخت را میکند و کسی نیاز به کار در راستای برآوردن نیازهای روزانه, همچون خوراک, نوشاک, پوشاک و سرپناه ندارد.
ماشین نیاز به نگهداری دارد ، ماشینی که یک ماشین دیگر را نگهداری میکند خود نیاز به نگهداری دارد ، در عین حال ماشین توانایی پیشرفت رو نداره (دست کم فعلن) یعنی بعد از مدتی زندگی خیلی یکنواخت و خسته کننده میشه و همه دچار بیماریهای روانی میشند
ماشین نیاز به نگهداری دارد ، ماشینی که یک ماشین دیگر را نگهداری میکند خود نیاز به نگهداری دارد ، در عین حال ماشین توانایی پیشرفت رو نداره (دست کم فعلن) یعنی بعد از مدتی زندگی خیلی یکنواخت و خسته کننده میشه و همه دچار بیماریهای روانی میشند !
"بهره کش" اونجا یکجور فحشه؟؟! بهره کشی به بردگی برای این و اون 100 شرف داره
دقیقن ! در همبودهای کمونیستی شما در حقیقت برده ی سیستم هستید ، فقط چون بردگی برای یک سیستمه اسمش میشه کار برای جامعه و ... ولی در حقیقت شخصی که کار میکنه با برده فرقی نداره . شخصن ترجیح میدهم نیروی کارم را بفروشم و پولش را بگیرم تا اینکه مفت و مجانی کار کنم یا بیشتر آنچه را کار کردم برای پیشبرد سیستم کمونیستی/سوسیالی مالیات بدهم که بک عده مفت خور بشینند در خانه و از مالیات من استفاده کنند .
بزرگترین دغدغه طرفداران سوسیالیسم و کمونیسم اینه که چرا اون (ثروتمند) داره من ندارم !!! وگرنه هدفشون این نیست که کاری کنیم که ندار ، دارا بشه . بلکه میگه کاری کنیم که همه ندار بشند !!!!
به طور مثال طرف طرفدار پر و پا قرص کمونیسم هستش و راس فلان حزبه ! ولی خودش 50 تا مغازه داره و کارگر استخدام کرده و به همون کارگرها کفِ کفِ حقوق (ساعتی 7.5 یورو) رو هم به زور میده !!! اگر ریسک پذیریش بالا باشه کارگر سیاه استخدام میکنه که همون کف حقوق رو هم نده (ساعتی 3 تا 5 یورو).
در تاریخ هم من هر چی گشتم نظام کمونیستی ایستا و موفق که به دیکتاتوری و کثافت کاری کشیده نشده باشد ندیدم . البته میتونم ادعا کنم نظام سوسیالیستی هم ندیدم . چون سوسیالیستها یا کارشون کشید به آلمان نازی یا آلمان امروزی که تنها چیزی که توش نمیبینید سوسیالیزمه !
نمیدونم شاید یک سیستم آنارشیستی موفق بشه یک کاری بکنه ! به هر حال این یکی هنوز امتحان نشده .
اگر روزی روزگاری ، کمونیسم به جهان تسلط پیدا کنه (که عمرن) من میرم یه جزیره دور افتاده که هیچ بنی بشری توش نیست و کسی هم کاری به کارش نداره پیدا میکنم برای خودم تنهایی زندگی میکنم :))) مثل Cast away ، سگش به بردگی برای یک سیستم به احتمال 99% دیکتاتوری شرف دارد .
من که فرض رو بر 100% اش گذاشتم !!! هر طوری فکر میکنم چیز جالبی از توش بیرون نمیاد . یه چیزی میشه توی مایه های بهشت که حالم ازش به هم میخوره 👎 من جهنم رو بیشتر میپسندم
پس تعریفت نادرسته. اینی که گفتی میشود انگل. بهرهکش همان بخش "مفت نشستن" را دارد, کسیکه مفت نشسته و کرایه خانه میگیرد یا بیل کرایه میدهد = بهرهکش.
من (فرضی) بیل را زحمت کشیده ام کار کرده ام خریده ام ! برای اینکه بهره کشی هم نشود نمیدهم تو (فرضی) بیل بزنی !!! مشکل اینجاست که تو (فرضی) می آیی و بیل من (فرضی) را به زور میگیری که میشود دزدی و مال مردم خوری
.
بیل بی صاحب هم سرش دعوا میشه که کی باهاش بیل بزنه و ماحصل چیزی که ازش تولید میشه رو کی برداره یا چه طوری تقسیم شه .
یعنی بخوایم با همین زبان بیلی برویم جلو میبینیم که یک جامعه به راستی مزخرفیست جامعه ای که بیل درش صاحب ندارد !!!
من که فرض رو بر 100% اش گذاشتم !!! هر طوری فکر میکنم چیز جالبی از توش بیرون نمیاد . یه چیزی میشه توی مایه های بهشت که حالم ازش به هم میخوره 👎 من جهنم رو بیشتر میپسندم 😊
خب میلاد جان همهیِ جهان برای شما که ساخته نشده! اینکه تو از کار کردن و کار کشیدن و بهرهکشیدن خوشی میبری, پس باید جهان همینجور بماند هم سخن ناجوری میزند.
من (فرضی) بیل را زحمت کشیده ام کار کرده ام خریده ام ! برای اینکه بهره کشی هم نشود نمیدهم تو (فرضی) بیل بزنی !!!
مشکل اینجاست که تو (فرضی) می آیی و بیل من (فرضی) را به زور میگیری که میشود دزدی و مال مردم خوری .
من اینجا از بیخ دربارهیِ کمونیسم سخنی نگفتم, دربارهیِ همبود کاررها نوشتم. هر آینه, اینکه کسی بیل شما که با کرایه دادن آن
بهرهمیکشید را بگیرد دزدی نیست, پیشگیری از بهرهکشی است, ولی اگر همان بیل را زمانیکه تنها برای خود کار برده میشود را بگیرد, آنگاه میشود دزدی.
تا آنجاییکه من دیدم تو هیچ ایدهای از اینکه بهرهکشی یعنی چه نداری و میاندیشی یک چیزیه در همان مایههایِ بیگاری یا به یوغ بستن, هنگامیکه ما اینجا پندارههایِ
گوناگونی داریم:
انگلها: کسانیکه بی هیچ کاری یا سرمایهای از دسترنج دیگران میخورند (همان پنر در آلمان که همیشه اشاره میکنی)
بهرهکشها: کسانیکه مفت مینشینند و بی انجام هیچ کاری از دسترنج دیگران با کرایه دادن سرمایهیِ خود میخورند (کارخانهدار, صاحبخانگی, ...)
دزدها: کسانیکه با دستبرد زدن به دسترنج دیگران زندگی خود را میگذرانند (هم از بهرهکشها میدزدند {بیشتر زمانها}, هم انگلها, هم هر کس دیگر), ...
بردهداران: کسانیکه با بستن دیگران به همان یوغ بردگی! از دسترنج اشان میخورند.
...
به طور مثال طرف طرفدار پر و پا قرص کمونیسم هستش و راس فلان حزبه ! ولی خودش 50 تا مغازه داره و کارگر استخدام کرده و به همون کارگرها کفِ کفِ حقوق (ساعتی 7.5 یورو) رو هم به زور میده !!! اگر ریسک پذیریش بالا باشه کارگر سیاه استخدام میکنه که همون کف حقوق رو هم نده (ساعتی 3 تا 5 یورو).
بین بازاری های ایران هم این قبیل افراد زیاد پیدا میشوند. با کوهی از ثروت, خروار خروار کسشعر از ساده زیستی پیغمبر و کمک به یتیمان علی و دستگیری از مستمندان حسین نقل میکنند ولی تا اشک کارگر بدبخت رو در نیارند یک ریالی مفت بهش نمیدند.
شاید بشه گفت ماتریالیست ترین افراد به معنای عام روی این سیاره "بازاری ها" هستند.
خب میلاد جان همهیِ جهان برای شما که ساخته نشده! اینکه تو از کار کردن و کار کشیدن و بهرهکشیدن خوشی میبری, پس باید جهان همینجور بماند هم سخن ناجوری میزند.
من نظر خودم رو گفتم ! کسی دوست داره زندگی ابدی داشته باشه یا بشینه توی خونه و کار نکنه به خودش مربوطه ! شکل طنز جامعه ای که همه کارهاش ماشینی باشه رو میتونید در پویانمایی Wall-E ببینید . من دوست ندارم بشینم بگم لیمو یک ربات بیاد بذارتش توی دستم !!! (مومنین در بهشت درخواست میکنند و هر چه میخواهند فوری جلویشان نمایان میشود) . به نظر من جامعه بدون کار و همه کارهای ماشینی و ... شکلی مدرن و تر و تمیز تز از حرفهایی هستش که محمد در وصف بهشت 1400 سال پیش به پیروانش میزد . شما رو نمیدنم ، ولی من یک وقتهایی که بیکار میشوم میخواهم سرم را بکوبم به دیوار . زندگی هم که همش خوشی و تفریح و ورزش و مطالعه و مسافرت نیست که . جهان قطعن همین جور نمیماند ! 25 سال پیش نه من ، نه شما ، نه باقی دوستانی که سنشان قد میدهد حتا نمیتوانستیم تصورش را بکنیم که اینترنت یا موبایل چیست اصلن
من اینجا از بیخ دربارهیِ کمونیسم سخنی نگفتم, دربارهیِ همبود کاررها نوشتم. هر آینه, اینکه کسی بیل شما که با کرایه دادن آن بهرهمیکشید را بگیرد دزدی نیست, پیشگیری از بهرهکشی است, ولی اگر همان بیل را زمانیکه تنها برای خود کار برده میشود را بگیرد, آنگاه میشود دزدی.
گرفتن بیلی که من خریده و برای خودم نگاه داشته ام و به کسی هم نمیدهم در هر شکلش بی برو برگرد دزدیست
انگلها: کسانیکه بی هیچ کاری یا سرمایهای از دسترنج دیگران میخورند (همان پنر در آلمان که همیشه اشاره میکنی) بهرهکشها: کسانیکه مفت مینشینند و بی انجام هیچ کاری از دسترنج دیگران با کرایه دادن سرمایهیِ خود میخورند (کارخانهدار, صاحبخانگی, ...) دزدها: کسانیکه با دستبرد زدن به دسترنج دیگران زندگی خود را میگذرانند (هم از بهرهکشها میدزدند {بیشتر زمانها}, هم انگلها, هم هر کس دیگر), ... بردهداران: کسانیکه با بستن دیگران به همان یوغ بردگی! از دسترنج اشان میخورند.
به جز آنی که پررنگ کرده ام مابقی + آنهایی که در پی گرفتن مال و اموال دیگران به بهانه های چون پیشگیری از بهره کشی هستند از دم دزد هستند . منتها یکی به شکل انگلی دزدی میکند ! یکی از دیوار خانه مردم بالا میرود ، یکی هم برده داری میکند مثل نظام های کمونیستی که در حقیقت نظام های برده داری جمعی هستند . بنگرید به کره شمالی ! تمام مردم برده و جزو دارایی های سیستم هستند و نه انسان آزاد ، برای همین سیستم هر طوری که بخواهد با آنها رفتار میکند و اگر کسی قصد خروج از سیستم را داشته باشد بهش اجازه داده نمیشود و باید فرار کند که در صورت گیر افتادن حتمن خواهد مرد ! چرا ؟! چون برده است
بین بازاری های ایران هم این قبیل افراد زیاد پیدا میشوند. با کوهی از ثروت, خروار خروار کسشعر از ساده زیستی پیغمبر و کمک به یتیمان علی و دستگیری از مستمندان حسین نقل میکنند ولی تا اشک کارگر بدبخت رو در نیارند یک ریالی مفت بهش نمیدند.
شاید بشه گفت ماتریالیست ترین افراد به معنای عام روی این سیاره "بازاری ها" هستند.
ولی هتا کمونیسم هم از سادهزیستی نمیگوید! یا نمیگوید باید پول را از دست کسی گرفت میان دیگران پخش کرد:
پول ≠ سرمایه
اینها چیزهایی هستند که بنادرستی جاانداختهاند.
دیگر اینکه این بازاریهایی که گفتی بدرستی سرمایهدارهای بهرهکش هستند و در ایران میشوند حاجی بازاری, در آمریکا میشوند bill gates, ولی در
کُنش یکی هستند.
هر دو هم دوست دارند خودشان را آدمهایی نیک ببینند و ببینانند. در ایران شله زرد میدهند, در آمریکا هم به "بنیادهایِ خیریه" کمک میکنند.
سرشت کنش یکیه, چهرهیِ بیرونی آن ولی هر جا یکجور میشود.
من نظر خودم رو گفتم ! کسی دوست داره زندگی ابدی داشته باشه یا بشینه توی خونه و کار نکنه به خودش مربوطه !
شکل طنز جامعه ای که همه کارهاش ماشینی باشه رو میتونید در پویانمایی Wall-E ببینید .
من دوست ندارم بشینم بگم لیمو یک ربات بیاد بذارتش توی دستم !!! (مومنین در بهشت درخواست میکنند و هر چه میخواهند فوری جلویشان نمایان میشود) .
به نظر من جامعه بدون کار و همه کارهای ماشینی و ... شکلی مدرن و تر و تمیز تز از حرفهایی هستش که محمد در وصف بهشت 1400 سال پیش به پیروانش میزد .
شما رو نمیدنم ، ولی من یک وقتهایی که بیکار میشوم میخواهم سرم را بکوبم به دیوار . زندگی هم که همش خوشی و تفریح و ورزش و مطالعه و مسافرت نیست که .
جهان قطعن همین جور نمیماند ! 25 سال پیش نه من ، نه شما ، نه باقی دوستانی که سنشان قد میدهد حتا نمیتوانستیم تصورش را بکنیم که اینترنت یا موبایل چیست اصلن !
شما دارای بیماریِ anxiety هستی که از شیوهیِ ناجور زندگی در همبودهایِ امروزین ریشه میگیرد. برای همین نمیتوانی از
یک دم آسودگی و بیکاری به چم راستین آن خوشی ببری و پیوسته باید یکجوری مغز ات را سرگرم کنی: آهنگ, فیلم, etc.
این یک بیماریه (که روز به روز فراگیرتر میشود) و نباید آنرا یک چیز سرشتین در آدمی دید.
گرفتن بیلی که من خریده و برای خودم نگاه داشته ام و به کسی هم نمیدهم در هر شکلش بی برو برگرد دزدیست .
مالکیت مرزمندی دارد. در گذشته هم میشد آدمهایِ دیگر را مالک بود (بردهداری) و بردهداران هم زمانی مانند تو میگفتند کسی حق ندارد به مال ما دستدرازی کند!
همین سخن را دربارهیِ مالکیت ابزار فرآورش امروز داریم.
به جز آنی که پررنگ کرده ام مابقی + آنهایی که در پی گرفتن مال و اموال دیگران به بهانه های چون پیشگیری از بهره کشی هستند از دم دزد هستند .
منتها یکی به شکل انگلی دزدی میکند ! یکی از دیوار خانه مردم بالا میرود ، یکی هم برده داری میکند مثل نظام های کمونیستی که در حقیقت نظام های برده داری جمعی هستند .
بنگرید به کره شمالی ! تمام مردم برده و جزو دارایی های سیستم هستند و نه انسان آزاد ، برای همین سیستم هر طوری که بخواهد با آنها رفتار میکند و اگر کسی قصد خروج از سیستم را داشته باشد بهش اجازه داده نمیشود و باید فرار کند که در صورت گیر افتادن حتمن خواهد مرد ! چرا ؟! چون برده است .
نه, تنها دزدیای که اینجا رخداد دزدی معنی واژگان بود!
مالکیت مرزمندی دارد. در گذشته هم میشد آدمهایِ دیگر را مالک بود (بردهداری) و بردهداران هم زمانی مانند تو میگفتند کسی حق ندارد به مال ما دستدرازی کند! همین سخن را دربارهیِ مالکیت ابزار فرآورش[3] امروز داریم.
شما دارای بیماریِ anxiety هستی که از شیوهیِ ناجور زندگی در همبودهایِ[1] امروزین ریشه میگیرد. برای همین نمیتوانی از یک دم آسودگی و بیکاری به چم[2] راستین آن خوشی ببری و پیوسته باید یکجوری مغز ات را سرگرم کنی: آهنگ, فیلم, etc.
این یک بیماریه (که روز به روز فراگیرتر میشود) و نباید آنرا یک چیز سرشتین در آدمی دید.
سرشت آدمی خوردن و خوابیدن و لم دادن و استراحت کردن نبوده و نیست . مگر اینکه به داستان آدم و حوا اعتقاد داشته باشیم
Bill Gates و جابز و امثال اینها نبودند ما الان خوابیده بودیم و استراحت میکردیم به جای بحث در مورد اینها در فاروم :دی
مردیم از خستگی - شب همگی خوش .
چنانکه میگویند, ادیسون برق را درست نمیکرد, یکی دیگر درست میکرد.
اینها, بویژه steve jobs که یکی از کثیفترین و پستترین آدمهای روی زمین بود هم تنها برای سود شخصی اینها را درست کردهاند. باز یکی
مانند bill gates کمی وژدان داشته و یک یاریای هم به خیریهها رسانیده, ولی steve jobs همان روز یکم که برگشت به Apple گفت خیریهیِ هزینهیِ افزوده است, از بودجه بردارید! (((:
هر چند من رویکرد steve jobs را بس بیشتر میپسندم, زیرا در بلند-زمان به لایههایِ زیرین و بهرهدهِ
جامعه زودتر و آسانتر میدریاباند که چه جایگاه و ارزشی دارند و بیخود مانند gates آنها را نیمه-زنده نگه نمیدارد.
سرشت آدمی خوردن و خوابیدن و لم دادن و استراحت کردن نبوده و نیست .
به نظر من سرشت آدم "جز" خوردن و خوابیدن و توالت رفتن و سکس چیز دیگری نیست.
به کسی که بیشتر از این ها انجام بده مثلا از نگاه کردن یا بودن در طبیعت یا حفظ و نگه داریش لذت ببره. علم آموزی کنه یا به همنوعانش چیز مفیدی رو یاد بده یا با کمکی حالا یا بصورت کمک مالی یا بصورت کشف یا اختراع علمی قدمی رو در راه بهتر شدن زندگی آدم ها برداره میشه گفت "انسان".
وگرنه وظیفه ی یک آدم چیزی بیشتر از کارهایی که بالا گفته شد نیست. میبینید که بیشتر مردم دنیا هم چه عالی وظیفه شون رو به نحو احسن انجام میدهند!
سرشت آدمی خوردن و خوابیدن و لم دادن و استراحت کردن نبوده و نیست .
مگر اینکه به داستان آدم و حوا اعتقاد داشته باشیم .
نه تنها بوده, که همین امروز هم هست. بسنده میکند نگاهی به همبودهایِ نخستینی یا نمونهوار بومیهایِ هاوایی یا سرخپوستهایِ آمریکایی بیاندازیم.
اینکه امروز همه در تکاپو هستند از دستآوردهایِ همبود فندین (Technological Society) است که میخواد تا جای شدنی فرایند پیشرفت را بشتاباند, نه اینکه
در سرشت آدم ٨ ساعت کار روزانه آمده باشد!
به نظر من سرشت آدم "جز" خوردن و خوابیدن و توالت رفتن و سکس چیز دیگری نیست.
به کسی که بیشتر از این ها انجام بده مثلا از نگاه کردن یا بودن در طبیعت یا حفظ و نگه داریش لذت ببره. علم آموزی کنه یا به همنوعانش چیز مفیدی رو یاد بده یا با کمکی حالا یا بصورت کمک مالی یا بصورت کشف یا اختراع علمی قدمی رو در راه بهتر شدن زندگی آدم ها برداره میشه گفت "انسان".
وگرنه وظیفه ی یک آدم چیزی بیشتر از کارهایی که بالا گفته شد نیست. میبینید که بیشتر مردم دنیا هم چه عالی وظیفه شون رو به نحو احسن انجام میدهند!
درسته, در کنارش ما حس کنجکاوی و .. را هم داریم, ولی اینها خودآماج نیستند. به دیگر سخن, کار کردن به خودی خود خوب نیست, تا زمانی خوب است که برای آدم خوشیآور باشد.
سخن من هم در راستای «همبود کاررها» یا "Work-free society" این بود که این دسته کارهای بیهوده و رنجآور را از دوش هومنی برداریم, بگذاریم
برود در هنر یا کارهای مغزی, بدلخواه و آنگونه که میپسندد و دوست دارد تکاپو کند, بی نگرانی از کرایه خانه و خوراک و گرسنگی و نداری و مرگ و بیماری و ...
ولی تا اینجا دریافتیم که:
١. نامیرایی چیز بدیه, چون آدم پس از ١٠٠٠ سال زندگی خسته میشود, پس نیازی به دستیابی بهش نیست! 😆
٢. همبود کاررها چیز بدیه, چون آدم پس از ١ سال بی نیازی از کار خسته میشود, پس نیازی به دستیابی بهش نیست!
فرجامیابی:
هر چیز خوبی که بسختی بدست میاید را میتوانید با گفتن اینکه "پس از بدست آمدن خسته کننده میشود" از سر باز کنید و دیگر به آن نیاندیشید.
بویژه steve jobs که یکی از کثیفترین و پستترین آدمهای روی زمین بود هم تنها برای سود شخصی اینها را درست کردهاند.
چرا کسی که برای سود شخصی اش کار مفیدی انجام میدهد که من هم با پرداخت مبلغ کمی در منفعتش شریک میشوم آدم کثیف و پستی ست؟
اصلا چرا کسی که در جهت برآورده ساختن سود شخصی اش اقدام کند کثیف و پست است؟ ذات آدم به همین شکل است و همه ی آدم ها بر مبنای منافع شخصیشون اقدام میکنند. اگر کسی هوش بالایی داشت و میتوانست از همان ابزاری که در دست مردم عادی است بازدهی بسیار بیشتری کسب کند کثیف و پست است؟
چرا کسی که برای سود شخصی اش کار مفیدی انجام میدهد که من هم با پرداخت مبلغ کمی در منفعتش شریک میشوم آدم کثیف و پستی ست؟
اصلا چرا کسی که در جهت برآورده ساختن سود شخصی اش اقدام کند کثیف و پست است؟ ذات آدم به همین شکل است و همه ی آدم ها بر مبنای منافع شخصیشون اقدام میکنند. اگر کسی هوش بالایی داشت و میتوانست از همان ابزاری که در دست مردم عادی است بازدهی بسیار بیشتری کسب کند کثیف و پست است؟
سود شخصی شاید واژهیِ خوبی اینجا نباشد, درسته که همهیِ کارهای ما در راستای سود شخصی هستند, ولی هر کدام بازهیِ زمانیکی هم دارند.
کارخانهداری که با آلودگی زیستبوم کارخانهداری میکند هم در پی سود شخصی اش است.
کارخانهدار دیگری که با پذیرش سود کمتر از آلودگی زیستبوم به هزینه خودش پیشگیری میکند هم باز در پی سود شخصی اش است.
دگرسانی اینجا این است که یکی "بیش از اندازه شخصی" است, یکی با نگرش به دیگران و آیندگان همراه است.
درسته, در کنارش ما حس کنجکاوی و .. را هم داریم, ولی اینها خودآماج[1] نیستند. به دیگر سخن, کار کردن به خودی خود خوب نیست, تا زمانی خوب است که برای آدم خوشیآور باشد.
سخن من هم در راستای «همبود[2] کاررها» یا "Work-free society" این بود که این دسته کارهای بیهوده[3] و رنجآور را از دوش هومنی[4] برداریم, بگذاریم برود در هنر یا کارهای مغزی, بدلخواه و آنگونه که میپسندد و دوست دارد تکاپو کند, بی نگرانی از کرایه خانه و خوراک و گرسنگی و نداری و مرگ و بیماری و ...
ولی تا اینجا دریافتیم که:
١. نامیرایی[5] چیز بدیه, چون آدم پس از ١٠٠٠ سال زندگی خسته میشود, پس نیازی به دستیابی بهش نیست! ٢. همبود کاررها چیز بدیه, چون آدم پس از ١ سال بی نیازی از کار خسته میشود, پس نیازی به دستیابی بهش نیست!
فرجامیابی:
هر چیز خوبی که بسختی بدست میاید را میتوانید با گفتن اینکه "پس از بدست آمدن خسته کننده میشود" از سر باز کنید و دیگر به آن نیاندیشید.
به نظر من نامیرایی چیزیه که به امتحان کردنش می ارزه!👍
حرف میلاد مثل کسی میمونه که در خیابان یک لامبورگینی میبینه و میگه "زیاد هم چیز مالی نیست. پراید خودم بهتره!!"
بهرحال واقعیت اینه که نامیرایی چیزیه که -در کمترین حالت- همه به امتحان کردنش وسوسه میشن.
سود شخصی شاید واژهیِ خوبی اینجا نباشد, درسته که همهیِ کارهای ما در راستای سود شخصی هستند, ولی هر کدام بازهیِ[1] زمانیکی[2] هم دارند. کارخانهداری که با آلودگی زیستبوم[3] کارخانهداری میکند هم در پی سود شخصی اش است. کارخانهدار دیگری که با پذیرش سود کمتر از آلودگی زیستبوم به هزینه خودش پیشگیری میکند هم باز در پی سود شخصی اش است.
دگرسانی[4] اینجا این است که یکی "بیش از اندازه شخصی" است, یکی با نگرش به دیگران و آیندگان همراه است.
منفعت آن کارخانه دار منع اخلاقی دارد.
اما همه ی منفعت طلبان که با آلوده کردن محیط زیست یا فرضا حتی له کردن افراد به منفعت نمیرسند!
اینها, بویژه steve jobs که یکی از کثیفترین و پستترین آدمهای روی زمین بود هم تنها برای سود شخصی اینها را درست کردهاند. باز یکی مانند bill gates کمی وژدان داشته و یک یاریای هم به خیریهها رسانیده, ولی steve jobs همان روز یکم که برگشت به Apple گفت خیریهیِ هزینهیِ افزوده است, از بودجه بردارید! (((:
هر چند من رویکرد steve jobs را بس بیشتر میپسندم, زیرا در بلند-زمان[1] به لایههایِ زیرین و بهرهدهِ جامعه زودتر و آسانتر میدریاباند که چه جایگاه و ارزشی دارند و بیخود مانند gates آنها را نیمه-زنده نگه نمیدارد.
من این ابراز تنفر تا به این حد عُریان را با کمال پوزش مینویسم به پای حسادت
به نظر من سرشت آدم "جز" خوردن و خوابیدن و توالت رفتن و سکس چیز دیگری نیست.
سرشت آدمی همان فرگشت آدمیست و فرگشت آدمی در تضاد 100% است با خوردن و خوابین و ریدن بی حد و حساب . حتا اگر شما سگ داشته باشید باید ببرید روزی 2 کیلومتر بدوانیدش وگرنه میمیرد
دزدی که دزدی است, ولی دزدی هم بهرهکشی, هم انگلوارگی, هم مفتخوری و ... نیست, مگر برای کسیکه میخواهد با دزدیِ معنی واژگان بهرهکشی خودش را پنهان کند! (:
البته بهره کشی صد شرف دارد به دزدی و مال مردم خوری !!! (کاری که کمونیستها و سوسیالیستها در پی به سرانجام رساندنش هستند)
گفتیم که, بردهداران هم میگفتند بردهها دارایی ما هستند, نباید از ما بگیرید! (:
ما هم گفتیم انسان ابزار نیست !
این طرز فکرِ خطرناک شما آخرش میشود شوروی و بدبختی هایی که بر سر مردمش نازل شد . چون هر چیزی را میشود ابزار تولید نامید
و افراد را از حق مالکیتش محروم گردانید یا بهتره بگم ازشون دزدید و یک جامعه ی مزخرف مثل شوروی ایجاد کرد
.
یزدان را شکر که شما قدرت سیاسی ندارید وگرنه احتمالن یک استالین دیگر از شما بوجود می آمد که حیف مهربد وارسته است که سر انجامش آن شود . این مهربد وارسته بسیار خوب و مفید و شریف است
نه تنها بوده, که همین امروز هم هست. بسنده میکند نگاهی به همبودهایِ نخستینی یا نمونهوار بومیهایِ هاوایی یا سرخپوستهایِ آمریکایی بیاندازیم. اینکه امروز همه در تکاپو هستند از دستآوردهایِ همبود فندین (Technological Society) است که میخواد تا جای شدنی فرایند پیشرفت را بشتاباند, نه اینکه در سرشت آدم ٨ ساعت کار روزانه آمده باشد! ((:
بله بله ! انسان اصلن برای به دست آوردن خوراک تلاش نمیکرده ! همین طوری توی باغ عدن بهشون میرسیده
اما همه ی منفعت طلبان که با آلوده کردن محیط زیست یا فرضا حتی له کردن افراد به منفعت نمیرسند!
نکته سخنان مهربد همینجاست ! شما اگر مالی داشته باشید مادامی که آن را دارید بهره کش هستید ، بدهید به ما که برای به دست آوردنش هم هیچ تلاشی نکردیم تا آدم خوبی باشید !!! این حرفیه که کمونیستها هم میزنند .
من خانه دارم ، آن را اجاره میدهم پس من بهره کش هستم !!!!!
تو خانه نداری ، کار هم نمیکنی ، انگل وار میچسبی به پولی که از طرف دولت بهت داده میشه و از زحمات جامعه هم مفت مفت میخوری ولی بهره کشی نمیکنی !!!!!!! خیلی هم آدم خوبی هستی چون هیچی از خودت نداری و وابسته به ما یا حتا مایملک ما هستی . (نمونه ی کره شمالی)
به عبارت ساده تر :
اگر رابطه شخص به شخص باشد میشود بهره کشی !!! ولی اگر شخص به جامعه باشد نمیشود بهره کشی !!!
من منزلم را به تو اجاره میدهم پس بهره کشم ! عوضی ام باید توی سرم بزنند و اموالم را ازم بگیرند . تازه اگر به تو ندهم و برای خودم استفاده کنم باز هم باید بزنید توی سرم و مالم را ازم بگیرید چون منزل من = یک انسان (برده) تو از مالیات من و میلیونها نفر دیگه استفاده میکنی برای آسودگی خودت ولی بهره کش نیستی ! فقط انگلی .
یزدان را هزار مرتبه شکر میگویم که آمریکا مثل شیر پرچم سرمایه داری را بالا نگاه داشته و امیدوارم هر چه زودتر مشکلات اقتصادی اش حل و فصل شود
سرشت آدمی همان فرگشت آدمیست و فرگشت آدمی در تضاد 100% است با خوردن و خوابین و ریدن بی حد و حساب . حتا اگر شما سگ داشته باشید باید ببرید روزی 2 کیلومتر بدوانیدش وگرنه میمیرد !!!
من هم سگ دارم هم گربه. بیشتر وقت ها هم در حیاط یا بازی میکنند یا *ون هم میگذارند. بعضی شب ها هم که با ماشین بیرون میرم گهگاهی این ها رو سوار ماشین میکنم شیشه رو میدم پایین هم یک بادی به کله شون بخوره هم یک دوری بزنند. بغیر از تعداد انگشت شمار سگم رو به پارک نزدیک خونه بردم.
تا الان هم نمرده. خوردن و خوابیدن رو به جفتک زدن ترجیح میده.
این جواب تجربی حرف شما بود.
سوال منطقی که من از شما دارم اینه که روزی 2 کیلومتر! دویدن یک سگ چطور به فرگشت این حیوان برمیگرده؟
نکته سخنان مهربد همینجاست ! شما اگر مالی داشته باشید مادامی که آن را دارید بهره کش هستید ، بدهید به ما که برای به دست آوردنش هم هیچ تلاشی نکردیم تا آدم خوبی باشید !!! این حرفیه که کمونیستها هم میزنند .
من خانه دارم ، آن را اجاره میدهم پس من بهره کش هستم !!!!!
تو خانه نداری ، کار هم نمیکنی ، انگل وار میچسبی به پولی که از طرف دولت بهت داده میشه و از زحمات جامعه هم مفت مفت میخوری ولی بهره کشی نمیکنی !!!!!!! خیلی هم آدم خوبی هستی چون هیچی از خودت نداری و وابسته به ما یا حتا مایملک ما هستی . (نمونه ی کره شمالی)
به عبارت ساده تر :
اگر رابطه شخص به شخص باشد میشود بهره کشی !!! ولی اگر شخص به جامعه باشد نمیشود بهره کشی !!!
من منزلم را به تو اجاره میدهم پس بهره کشم ! عوضی ام باید توی سرم بزنند و اموالم را ازم بگیرند . تازه اگر به تو ندهم و برای خودم استفاده کنم باز هم باید بزنید توی سرم و مالم را ازم بگیرید چون منزل من = یک انسان (برده) تو از مالیات من و میلیونها نفر دیگه استفاده میکنی برای آسودگی خودت ولی بهره کش نیستی ! فقط انگلی .
یزدان را هزار مرتبه شکر میگویم که آمریکا مثل شیر پرچم سرمایه داری را بالا نگاه داشته و امیدوارم هر چه زودتر مشکلات اقتصادی اش حل و فصل شود
بیشتر سرمایه دارن با استفاده از نیروی فکر و متفاوت فکر کردن با عوام و ریسک و خطر کردن, سرمایه دار شدند.
تجار و بازرگانان و سرمایه داران معمولا جذاب ترین انسان ها هستند. عکس مفهومی که سعی میشه در تلوزیون و فیلم ها و سریال ها به مردم خورانده بشه. دوستی با یک سرمایه دار موفق , دوستی شیرینیه. همه از مصاحبت با این افراد لذت میبرند. کسی که در دنیای واقعی موفق هست خصوصیات زیادی داره. مثل شخصیت چند بعدی. هوش و تیزبینی بالا. روابط عمومی بالا. شجاعت. رک گویی. ذهن ریاضی قوی. نداشتن غرور. نداشتن حرص و طمع. مدیریت بحران. منطقی فکر کردن.اهداف بزرگ. سالم زندگی کردن.
متاسفانه در رسانه ها برای مثال همین ایران خودمون افراد سرمایه دار رو انسان هایی چاق و شکم گنده, تک بعدی و کلاه بردار و سیاست پیشه ای نشون میده که با زیر و رو کشیدن برای مردم و پدرسوخته بازی و نردبان کردن بقیه ی آدم ها پول در میارند.
کسی که فکر و کار رو , به خوابیدن و چرت زدن و تنبلی ترجیح میده حق داره که منافع بیشتری نسبت به بقیه داشته باشه و راحت تر زندگی کنه. اگر کسی در زندگیش احساس کمبود مالی میکنه هیچ عیب و ایرادی نداره. اگر خواهان تغییره میتونه از مغزش استفاده کنه و پشتکار داشته باشه تا اون هم به اهداف مالی مدنظرش برسه. این راه برای همه بازه و در انحصار فرد و گروهی نیست.
اینکه عده ای از مردم بی هیچ دلیل منطقی از افراد پولدار ارث پدرشون رو طلبکار باشند نشان از ضعف ادراک و ضعف شخصیت و ذهن کوچکشون هست.
بیشتر سرمایه دارن با استفاده از نیروی فکر و متفاوت فکر کردن با عوام و ریسک و خطر کردن, سرمایه دار شدند.
تجار و بازرگانان و سرمایه داران معمولا جذاب ترین انسان ها هستند. عکس مفهومی که سعی میشه در تلوزیون و فیلم ها و سریال ها به مردم خورانده بشه. دوستی با یک سرمایه دار موفق , دوستی شیرینیه. همه از مصاحبت با این افراد لذت میبرند. کسی که در دنیای واقعی موفق هست خصوصیات زیادی داره. مثل شخصیت چند بعدی. هوش و تیزبینی بالا. روابط عمومی بالا. شجاعت. رک گویی. ذهن ریاضی قوی. نداشتن غرور. نداشتن حرص و طمع. مدیریت بحران. منطقی فکر کردن.اهداف بزرگ. سالم زندگی کردن.
متاسفانه در رسانه ها برای مثال همین ایران خودمون افراد سرمایه دار رو انسان هایی چاق و شکم گنده, تک بعدی و کلاه بردار و سیاست پیشه ای نشون میده که با زیر و رو کشیدن برای مردم و پدرسوخته بازی و نردبان کردن بقیه ی آدم ها پول در میارند.
کسی که فکر و کار رو , به خوابیدن و چرت زدن و تنبلی ترجیح میده حق داره که منافع بیشتری نسبت به بقیه داشته باشه و راحت تر زندگی کنه. اگر کسی در زندگیش احساس کمبود مالی میکنه هیچ عیب و ایرادی نداره. اگر خواهان تغییره میتونه از مغزش استفاده کنه و پشتکار داشته باشه تا اون هم به اهداف مالی مدنظرش برسه. این راه برای همه بازه و در انحصار فرد و گروهی نیست.
اینکه عده ای از مردم بی هیچ دلیل منطقی از افراد پولدار ارث پدرشون رو طلبکار باشند نشان از ضعف ادراک و ضعف شخصیت و ذهن کوچکشون هست.
بیشتر سرمایه دارن با استفاده از نیروی فکر و متفاوت فکر کردن با عوام و ریسک و خطر کردن, سرمایه دار شدند.
تجار و بازرگانان و سرمایه داران معمولا جذاب ترین انسان ها هستند. عکس مفهومی که سعی میشه در تلوزیون و فیلم ها و سریال ها به مردم خورانده بشه. دوستی با یک سرمایه دار موفق , دوستی شیرینیه. همه از مصاحبت با این افراد لذت میبرند. کسی که در دنیای واقعی موفق هست خصوصیات زیادی داره. مثل شخصیت چند بعدی. هوش و تیزبینی بالا. روابط عمومی بالا. شجاعت. رک گویی. ذهن ریاضی قوی. نداشتن غرور. نداشتن حرص و طمع. مدیریت بحران. منطقی فکر کردن.اهداف بزرگ. سالم زندگی کردن.
متاسفانه در رسانه ها برای مثال همین ایران خودمون افراد سرمایه دار رو انسان هایی چاق و شکم گنده, تک بعدی و کلاه بردار و سیاست پیشه ای نشون میده که با زیر و رو کشیدن برای مردم و پدرسوخته بازی و نردبان کردن بقیه ی آدم ها پول در میارند.
کسی که فکر و کار رو , به خوابیدن و چرت زدن و تنبلی ترجیح میده حق داره که منافع بیشتری نسبت به بقیه داشته باشه و راحت تر زندگی کنه. اگر کسی در زندگیش احساس کمبود مالی میکنه هیچ عیب و ایرادی نداره. اگر خواهان تغییره میتونه از مغزش استفاده کنه و پشتکار داشته باشه تا اون هم به اهداف مالی مدنظرش برسه. این راه برای همه بازه و در انحصار فرد و گروهی نیست.
اینکه عده ای از مردم بی هیچ دلیل منطقی از افراد پولدار ارث پدرشون رو طلبکار باشند نشان از ضعف ادراک و ضعف شخصیت و ذهن کوچکشون هست.
نه. در همین بحران بانکی جهانی دیدیم که ریسک و زیان را از باژ (مالیات) مردم پرداختند و سود را خودشان به جیب میزنند. این یک افسانه است که گویا سرمایه داران ریسک میکنند و برای همین شایسته ی پول و درآمد بیشتر هستند، بساکه سرمایه داران در میان خود در هماوردی هستند و همدیگر را ناکار میکنند و فرومیخورند. برای نمونه برگر کینگ میخواهد مکدانلدز را بخورد و یا شما پیتزا فروشی که باز میکنید، ارزان تر میفروشید که مشتری ان یکی را بدزدید و رنج آنهم بدوش کارگر بدبختی است که باید ارزانتر برای شما کار کند .و کارگران آن یکی که یا باید ارزانتر خود را بفروشند یا بیکار و "تنبل" شوند! روشن است که کارگری که شباروز کار میکند، نمیتواند چنان شوخ و سرزنده باشد که یک مفت خور که در بهمان هتل به هزینه ی کارگرانش ( که به دید شما تنبل و بخور و بخواب هستند !) لم داده و خوشی و سرگرمی دارد!
نه. در همین بحران بانکی جهانی دیدیم که ریسک و زیان را از باژ (مالیات) مردم پرداختند و سود را خودشان به جیب میزنند. این یک افسانه است که گویا سرمایه داران ریسک میکنند و برای همین شایسته ی پول و درآمد بیشتر هستند، بساکه سرمایه داران در میان خود در هماوردی هستند و همدیگر را ناکار میکنند و فرومیخورند. برای نمونه برگر کینگ میخواهد مکدانلدز را بخورد و یا شما پیتزا فروشی که باز میکنید، ارزان تر میفروشید که مشتری ان یکی را بدزدید و رنج آنهم بدوش کارگر بدبختی است که باید ارزانتر برای شما کار کند .و کارگران آن یکی که یا باید ارزانتر خود را بفروشند یا بیکار و "تنبل" شوند! روشن است که کارگری که شباروز کار میکند، نمیتواند چنان شوخ و سرزنده باشد که یک مفت خور که در بهمان هتل به هزینه ی کارگرانش ( که به دید شما تنبل و بخور و بخواب هستند !) لم داده و خوشی و سرگرمی دارد!
خیر 1. در بحران اقتصادی بزرگترین ضررکنندگان شرکت ها و سرمایه داران هستند نه مردم عادی. نهایت ضرری که مردم عادی میکنند بیکار شدنشان هست که باز هم بخاطر نچرخیدن شرکت متبوعشان این اتفاق می افتد. با یک بحران اقتصادی اینچنینی بسیاری از سرمایه داران ورشکست میشوند و به چشم برهم زدنی تمام هست و نیست و زحمات یک عمرشان برباد میرود. از معدود قِصِر در رفتگان بحران مالی اخیر بانک ها و صندوق های سرمایه گذاری طلا بودند. آنهم دلیلش ترس مردم از ریسک اقتصادی و خواباندن پولشان در بانک ها یا خرید و نگه داری شمش طلا بود که همین کار بخودی خود به پاییت آمدن ارزش پولی و گران شدن طلا و شعله ور شدن بحران اخیر دامن زد و گره ی بحران را کورتر کرد.
2. 2-1 نمیدانم در مورد کدام کشور صحبت میکنید که ادعا میکنید زیان بحران جهانی را مردم عادی از مالیاتشان داده اند.
براتون مثالی میزنم:
بانک مرکزی آمریکا برای مبارزه با بحران اقتصادی آمریکا, طرح انبساط پولی آمریکا موسوم به QE3 رو راه انداخت که بنا به این طرح بانک مرکزی موظفه که هر ماه 84 میلیارد دلار اسکناس چاپ کنه و به اقتصاد تزریق کنه.
میبینید که هزینه ای از مالیات برای حل بحران اقتصادی در آمریکا پرداخت نشده و سیستم اقتصادی مستقیما خودش داره هزینه اش رو پرداخت میکنه و اصلا عایدی مالیاتی ارتباطی به حل مشکلات اقتصادی نداره و همه جا بانک مرکزی هست که باید مشکلات اقتصادی کشور رو با وضع استراتژی های خودش حل و فصل کنه.
2-2 سیستم مالیاتی در همه جای دنیا جزو دقیق ترین و باحساب و کتاب ترین سیستم هاست چون دولت هیچوقت دوست نداره که سرش کلاه بره. هر فردی میتونه کوچکترین فاکتور مالیاتی اش رو هم ردیابی کنه که از کدام حساب به کدام حساب ریخته شده. مالیاتی که از مردم گرفته میشه خیلی زیاده ولی زیاد تر از اون هزینه ای هست که دولت ها برای مواجهه با بحران های اقتصادی باید بپردازند. فرض کنید که مثلا دولت آمریکا مالیات اخذ شده یکسال اخیر مردم رو برای مبارزه با بحران اقتصادی هزینه کنه. پس 1. در سال آینده مردم بدلیل نبودن بودجه ی خدماتی, اُفت شدید خدمات اجتماعی رو بصورت کاملا ملموس شاهد خواهند بود 2. به دلیل دقیق بودن سیستم مالیلتی میشه خیلی راحت, هزینه شدن پول مالیات مردم در محلی دیگر را ردیابی کرد و دولت و حکومت رو به جرم دزدی محاکمه کرد.
خیر 1. در بحران اقتصادی بزرگترین ضررکنندگان شرکت ها و سرمایه داران هستند نه مردم عادی. نهایت ضرری که مردم عادی میکنند بیکار شدنشان هست که باز هم بخاطر نچرخیدن شرکت متبوعشان این اتفاق می افتد. با یک بحران اقتصادی اینچنینی بسیاری از سرمایه داران ورشکست میشوند و به چشم برهم زدنی تمام هست و نیست و زحمات یک عمرشان برباد میرود. از معدود قِصِر در رفتگان بحران مالی اخیر بانک ها و صندوق های سرمایه گذاری طلا بودند. آنهم دلیلش ترس مردم از ریسک اقتصادی و خواباندن پولشان در بانک ها یا خرید و نگه داری شمش طلا بود که همین کار بخودی خود به پاییت آمدن ارزش پولی و گران شدن طلا و شعله ور شدن بحران اخیر دامن زد و گره ی بحران را کورتر کرد.
2. 2-1 نمیدانم در مورد کدام کشور صحبت میکنید که ادعا میکنید زیان بحران جهانی را مردم عادی از مالیاتشان داده اند.
براتون مثالی میزنم:
بانک مرکزی آمریکا برای مبارزه با بحران اقتصادی آمریکا, طرح انبساط پولی آمریکا موسوم به QE3 رو راه انداخت که بنا به این طرح بانک مرکزی موظفه که هر ماه 84 میلیارد دلار اسکناس چاپ کنه و به اقتصاد تزریق کنه.
میبینید که هزینه ای از مالیات برای حل بحران اقتصادی در آمریکا پرداخت نشده و سیستم اقتصادی مستقیما خودش داره هزینه اش رو پرداخت میکنه و اصلا عایدی مالیاتی ارتباطی به حل مشکلات اقتصادی نداره و همه جا بانک مرکزی هست که باید مشکلات اقتصادی کشور رو با وضع استراتژی های خودش حل و فصل کنه.
2-2 سیستم مالیاتی در همه جای دنیا جزو دقیق ترین و باحساب و کتاب ترین سیستم هاست چون دولت هیچوقت دوست نداره که سرش کلاه بره. هر فردی میتونه کوچکترین فاکتور مالیاتی اش رو هم ردیابی کنه که از کدام حساب به کدام حساب ریخته شده. مالیاتی که از مردم گرفته میشه خیلی زیاده ولی زیاد تر از اون هزینه ای هست که دولت ها برای مواجهه با بحران های اقتصادی باید بپردازند. فرض کنید که مثلا دولت آمریکا مالیات اخذ شده یکسال اخیر مردم رو برای مبارزه با بحران اقتصادی هزینه کنه. پس 1. در سال آینده مردم بدلیل نبودن بودجه ی خدماتی, اُفت شدید خدمات اجتماعی رو بصورت کاملا ملموس شاهد خواهند بود 2. به دلیل دقیق بودن سیستم مالیلتی میشه خیلی راحت, هزینه شدن پول مالیات مردم در محلی دیگر را ردیابی کرد و دولت و حکومت رو به جرم دزدی محاکمه کرد.
به همه اینها اضافه کنید که مالیات بر خرید را میشود پس گرفت ! + این همه هزینه ساخت و ساز شهر و خدمات اجتماعی و ... خرجش از کجا می آید ؟! از همین مالیات بر درآمد .
نمیتواند چنان شوخ و سرزنده باشد که یک مفت خور که در بهمان هتل به هزینه ی کارگرانش ( که به دید شما تنبل و بخور و بخواب هستند !) لم داده و خوشی و سرگرمی دارد!
مزدک گرامی شخص سرمایه دار که شکم مادرش سرمایه دار بیرون نیامده ! او هم روزی مثل خَر کار میکرده تا سرمایه ای جمع کرده و اکنون دارد آسایش دوران سختیش را تجربه میکند
!
چندی پیش شبکه من و تو یک زوج رو نشون میداد که یک جزیره خصوصی را هتل کرده بودند و اجاره اقامت درش شبی 30 هزار دلار بود ! طرف وقتی که تصمیم میگیره جزیره رو بخریه به زور پول بنزین ماشینش رو میداده ! خلاصه داستان اینکه هم میاره ، به سختی کار میکنه مبلغی معادل 60 هزار یوروی امروز جمع میکنه و یک جزیره بایر رو میخره و به مدت 20 سال شروع میکنه خودش با دست خودش بخش بخش اونجا رو میسازه . خوب الان که اجاره میده شبی 30 هزار دلار نوش جونش . دلیلی نداره من این آدم رو یک مفت خور بهره کش ببینم اتفاقن خیلی هم آدم سخت کوشی هستش که امروزه به اینجا رسیده و حاضر نیست جزیره اش رو به مبلغ 200 میلیون بفروشه .
نمونه دیگر دوست خود من ، یک نفر آدم است کارگر هم ندارد - 8 سال است که دارد خودش با دست خودش خانه اش را میسازد ، صبح ساعت 10 میرود سر کار (فرش فروشی) تا ساعت 6 تک و تنها کار میکند (قطعن میدانید که کار فرش فروشی چه قدر سخت است) بعد از آن میرود خانه یک ساعتی استراحت میکند و از ساعت 8 تا هر وقتی که بتونه روی خانه اش کار میکنه . فراریش رو هم سوار میشه ، سرمایه دار هم هست . پس فردا هم بخواد خانه اش رو به کسی اجاره بده از کسی بهره کشی نکرده ! ماحصل زحماتش رو داره پس میگیره . چند نفر از همین کارگران زحمت کش که هیچی از خودشون ندارند حاضرند این طوری کار کنند ؟! طرف ده ثانیه از وقت استراحتش کم میشه داد و قالش میره هوا و بعدش هم که میره خونه میگیره میخوابه تا فرداش !!!!! معلومه چنین آدمی چیزی هم نباید داشته باشه . یک فرقی باید بیم سخت کوشان واقعی و کسانی که ادای سخت کوشی رو در میارند و به روش فمینیستی فقط جیغ داد میکنند که ما کار میکنیم و زحمت میکشیم باشد دیگر ؟!
مزدک گرامی شخص سرمایه دار که شکم مادرش سرمایه دار بیرون نیامده ! او هم روزی مثل خَر کار میکرده تا سرمایه ای جمع کرده و اکنون دارد آسایش دوران سختیش را تجربه میکند !
هیچکس نمیتواند با مانند خر کارکردن، و بی بهره کشی از دیگران ، میلیونها گردآورد و "سرمایه دار" بشود.
سرمایه تنها ز راه بهرهکشی از دیگران پدید میاید.
در سامانه ی سرمایه داری که هنوز شکافی در بازار باشد، کسانی میتوانند برای پر کردن این شکاف با هم همپیشی نمایند ولی نه با کار و کوشش، بساکه کارآمدی انان در بهره کشی ،
روشن میکند که کدام برنده هستند. برای نمونه همین زبانزد آمریکایی که میگوید: "از بشقاب شور تا میلیونر". همه ی بشقاب شور هایی که نخواسته و یا نتوانسته "زرنگ" باشند و دیگران را بزیر چرخ بهره کشی بیندازند، همچنان بشقاب شور مانده اند. از این گذشته، بیشتر دارایی سرمایه دارن هم برمانده از نیاکان آنهاست، مانند راکفلر ها و روتشیلد ها و خودشان برای ان هیچ رنجی جز زاده شدن ازشکم مادرشان نکشیده اند!
روشن میکند که کدام برنده هستند. برای نمونه همین زبانزد[3] آمریکایی که میگوید: "از بشقاب شور تا میلیونر". همه ی بشقاب شور هایی که نخواسته و یا نتوانسته "زرنگ" باشند و دیگران را بزیر چرخ بهره کشی بیندازند، همچنان بشقاب شور مانده اند. از این گذشته، بیشتر دارایی سرمایه دارن هم برمانده از نیاکان آنهاست، مانند راکفلر ها و روتشیلد ها و خودشان برای ان هیچ رنجی جز زاده شدن ازشکم مادرشان نکشیده اند!
تمام بشقاب شورها اگر قرار بود به قدری هوشمند و سخت کوش باشند
که از بشقاب شوری به میلیونری برسند امروزه دیگر بشقاب شوری در دنیا باقی نمیماند گرامی .
همچنین شمار کسانی که مادرزاد در خانواده ای ثروتمند به دنیا می آیند بسیار کم است و اینها نمونه آماری خوبی نیستند هرچند که همانها هم پدران و مادرانشان با سخت کوشی به ثروتی رسیده اند و اکنون فرزندانشان از زحمت والدینشان بهره مند میشوند
.
اتفاقن کسانی که خودساخته هستند انگل وار به جان جامعه نیوفتاده اند و از مالیات سایرین روزی نمیگذرانند و به عکس کمک به اشتغال سایرین هم میکنند افرادی ستودنی هستند نه بهره کش و مفت خور و ...
مفت خور از نظر من کسیست که در سلامت کامل در خانه سوسیالی مینشیند و از پول مالیات که آنهایی که کار میکنند میگیرد و زندگی میگذراند .
در بحران اقتصادی بزرگترین ضررکنندگان شرکت ها و سرمایه داران هستند نه مردم عادی.
آنها که این پولهارا از شکم مادرشان با خود نیاورده اند، از بهره کشی بدست آورده اند و چون سامانه ی بهر کشی و سرمایه داری دارای ستیز درونی است و همه ی مزدی که سرمایه داران به کارگران میدهند، هرگز برابر بهای همه کالایی که این کارگران می فراورند (تولید میکنند) نیست، پس گاهی یکجا باید این دمل چرکین بترکد و گروهی از سرمایه داران نتوانند بهای کالاها و یا سود سهام خود را دریافت نمایند و بدست سرمایه داران دیگر خورده شوند! بازنده ی مهادین اینها نیستند چون پول خود را که نباخته اند، پول دزدیده شده از مردم را باخته اند. بازنده ی مهادین باز همان کارگران بدبخت و مردم هماوار (معمولی) هستند که همان نان شب هم گاه گیرشان نمیآید، بویژه در کشورهای سرمایه داری سختگیر که هتّا بیمه ی بیکاری درست و درمانی هم ندارند! ولی این سرمایه داران و بویژه بانکها، زیان هایشان را از دولت و باژ های مردم بیچاره پس میگیرند ( سود به جیب من، زیان از جیب شما)
پس یعنی منی که روزی 14 ساعت کار کردم و پس انداز کردم سرمایه برای خودم
شما هنوز دگرسانی میان پول و سرمایه را نمیدانید. شما میتوانید برای خود پولی گردبیاورید ولی این پول دارای مرز است و شما نمیتوانید بیش از یک اندازه ای در سراسر زندگی با کار بی بهره کشانه، پول بدست بیاورید. زمانی که شما این پولتان را بکار انداخته و برای نمونه رستورانی بزنید که در آن نخستین کارگر خود را بکار بگمارید، میشوید سرمایه دار و بهره کش. اگر سهام هم بخرید باز همان است، چون سهام هم از کار کارگران ان کارخانه و نهاد، بالا میرود و برای شما سود سالانه میدهند.
تمام بشقاب شورها اگر قرار بود به قدری هوشمند و سخت کوش باشند
گفتم که این کار و کوشش آنها بستگی ندارد، به این بستگی دارد که کار بهره کشی شان بگیرد یا نگیرد. در این سامانه ی ددمنشانه، هرکه نخواست و یا نتوانست دیگران را لگدمال کند، خود لگدمال میشود و برای اینکه یک بشقاب شور میلیبنر بشود باید هزاران بشقاب شور که به همان اندازه هم مانند خر بشقاب میشستند ( و نه اینکه تنبل بوده و چرت میزده اند!) ، مزد کمتری بگیرند.
شما هنوز دگرسانی میان پول و سرمایه را نمیدانید. شما میتوانید برای خود پولی گردبیاورید ولی این پول دارای مرز است و شما نمیتوانید بیش از یک اندازه ای در سراسر زندگی با کار بی بهره کشانه، پول بدست بیاورید. زمانی که شما این پولتان را بکار انداخته و برای نمونه رستورانی بزنید که در آن نخستین کارگر خود را بکار بگمارید، میشوید سرمایه دار و بهره کش. اگر سهام هم بخرید باز همان است، چون سهام هم از کار کارگران ان کارخانه و نهاد، بالا میرود و برای شما سود سالانه میدهند.
دقیقن مشکل همینجاست ! من تلاش کرده ام و پولی را به عنوان سرمایه جمع کرده ام ! کاری که آن کارگر نکرده و نخواهد کرد . فرق من با اون کارگر در رستوران فرضی که شما ازش نام بردید هم همینه .
گفتم که این کار و کوشش آنها بستگی ندارد، به این بستگی دارد که کار بهره کشی شان بگیرد یا نگیرد. در این سامانه ی ددمنشانه، هرکه نخواست و یا نتوانست دیگران را لگدمال کند، خود لگدمال میشود و برای اینکه یک بشقاب شور میلیبنر بشود باید هزاران بشقاب شور که به همان اندازه هم مانند خر بشقاب میشستند ( و نه اینکه تنبل بوده و چرت میزده اند!) ، مزد کمتری بگیرند.
جمع آوری سرمایه نخستین به کار و کوشش فرد بستگی دارد . باید یک فرقی بین کسی که ده سال شبانه روزی و بدون استراحت کار کرده با کسی که یللی تللی کرده باشد ! اگر نباشد عدالتی وجود ندارد
دقیقن مشکل همینجاست ! من تلاش کرده ام و پولی را به عنوان سرمایه جمع کرده ام ! کاری که آن کارگر نکرده و نخواهد کرد . فرق من با اون کارگر در رستوران فرضی که شما ازش نام بردید هم همینه .
برای همینه که :
برابری ≠ عدالت
و من به عدالت باور دارم و نه برابری .
جمع آوری سرمایه نخستین به کار و کوشش فرد بستگی دارد . باید یک فرقی بین کسی که ده سال شبانه روزی و بدون استراحت کار کرده با کسی که یللی تللی کرده باشد ! اگر نباشد عدالتی وجود ندارد .
بیگمان آن کارگر هم مانند شما شباروز بشقاب شوری کرده و من کمتر کارگری دیدم که به او پروانه ی یللی تللی داده باشند! پس ان کارگر دیگر هم گاه توانسته پولی گردآورد ولی در همپیشی با دیگران، این پولش را به شمایی که کارتان بهتر گرفته میبازد.
(اگر هم به آمار بنگرید میبینید که بسیار شرکت نوپا و .. ورشکسته میشوند تا یکی پا بگیرد.)
تازه اگر کارگری بتواند چنان درآمدی داشته باشد که جز هزینه ی خانواده و زندگی، پس اندازی هم بنماید. پس همچنان که گفتیم، آنگاه که شما یک کارگر بگیرید، آغاز به بهره کشی نموده و پولتان، نام سرمایه بخود میگیرد. مهند این است که هوش کنید که در این سامانه ی ددمنشانه، یا باید بهره کش باشید و دیگران را لگد کوب کنید و یا خودتان لگدکوب دیگران شده و دستاورد کارتان را دیگران بخورند.
بیگمان آن کارگر هم مانند شما شباروز بشقاب شوری کرده و من کمتر کارگری دیدم که به او پروانه[1] ی یللی تللی داده باشند! پس ان کارگر دیگر هم گاه توانسته پولی گردآورد ولی در همپیشی[2] با دیگران، این پولش را به شمایی که کارتان بهتر گرفته میبازد.
کارگری که پولی جمع کرده باشد میتواند از آن با استفاده درست بهره برداری کند .
(اگر هم به آمار بنگرید میبینید که بسیار شرکت نوپا و .. ورشکسته میشوند تا یکی پا بگیرد.)
اکثر این شرکتهای نوپا آنچنانکه خودتان هم میدانید نو آوری نداشته اند ، بلکه دنباله روی راه دیگران بوده اند . طبیعتن منِ تازه کارِ بدون تجربه و بدون ایده ی دنباله رو در صورتی که نوآوری نداشته باشم در رقابت با به طور مثال شمایی که سالهاست در همان کاری که من قصد ورود بهش را دارم شانسی ندارم . ولی زمانی که نوآوری وجود داشته باشید میبینیم که بزرگترین غول فنآوری دنیا از درون یک پارکینگ کار خود را آغاز میکند . از طرف دیگر منِ تازه کار یک راه نا موفق دیگر هم دارم ، ارزان فروشی - که ارزان فروشی اغلب به بُنجل فروشی مینجامد و فقط بدنامیش برای آدم میماند . به طور مثال اجناسی چینی با اینکه اکنون آن کیفیت در پیتی سابق را ندارند ولی کماکان بدنامی جنس بُنجل چینی یقه تجارتشان را گرفته .
تازه اگر کارگری بتواند چنان درآمدی داشته باشد که جز هزینه ی خانواده و زندگی، پس اندازی هم بنماید. پس همچنان که گفتیم، آنگاه که شما یک کارگر بگیرید، آغاز به بهره کشی نموده و پولتان، نام سرمایه بخود[3] میگیرد. مهند[4] این است که هوش کنید که در این سامانه[5] ی ددمنشانه، یا باید بهره کش باشید و دیگران را لگد کوب کنید و یا خودتان لگدکوب دیگران شده و دستاورد کارتان را دیگران بخورند.
به نظر من یک اشتباهی که همواره بزرگانی چون شما میکنند این است که گمان میکنید شخص سرمایه دار یک پولی دارد با آن یک زمین / مغازه / کارخانه / شرکت میخرد . بعد یک عده را استخدام میکند و مینشیند از دسترنج آنها میخورد !!!
این دید اشتباه هستش . شخص سرمایه دار در کنار کارگرانی که در گردآوری سرمایه نُخستین نقشی نداشته اند کار میکند . از آنجایی که هم سرمایه اولیه و ابزار کار را فراهم کرده و هم خودش دارد کار میکند پس باید حقوق و مزایای بیشتری داشته باشد
.
مثالی که کسرا در باره نانوایی زد ، مشخصن کارگرانی که از سود سسیستم به شکل برابر بهره مند میشوند در تامین سرمایه اولیه هم نقش داشته اند . اینطور نیست که یک کسی به صرف اینکه کارگر است بیاید و از سیستم و نظامی که توسط کوشش و پول دیگران بوجود آمده و بدون آنها آن سیستم اصلن وجود نمیداشت به یک اندازه بهره مند شود .
مهربد 100 کیلو برنج دارد و میخواهد آن را بفروشد . من حاضرم برنج مهربد را کیلویی 10 دلار بخرم ، راسل حاضر است همان برنج را کیلویی 15 دلار بخرد . پس مهربد میرود آن را به راسل میفروشد ! حال اگر مهربد میخواهد آن را کیلویی 20 دلار بفروشد و خریداری برایش وجود ندارد معنیش این است که ارزش برنج مهربد کیلویی 20 دلار نیست . پس روی دستش باد میکند
.
شما به جای برنج ، نیروی کار را جایگزین کنید . و طبیعتن نیروی کار یک مهندس که رفته سالها تحصیل کرده و پدرش درآمده با نیروی کار کسی که در آشپزخانه ظرف میشوید و زمانی که فرد مهندس داشته تحصیل میکرده دنبال یللی تللی بوده برابر نیست . برای همین مهندس مزد بیشتری میگیرد . و این یعنی عدالت .
مزدک گرامی توجه داشته باشید که من جوامعی مثل ایران رو مثال نمیزنم که اگر بخواهی درس بخوانی هم نمیتوانی ! جامعه مد نظر من جامعه ای مثل آلمان است که تحصیل رایگان و اجباری برای همگان است و تا دلتان بخواهد برای ادامه تحصیل کمک های دولتی و پول فراوان و شرایط ایده آل وجود دارد .
به نظر من یک اشتباهی که همواره بزرگانی چون شما میکنند این است که گمان میکنید شخص سرمایه دار یک پولی دارد با آن یک زمین / مغازه / کارخانه / شرکت میخرد . بعد یک عده را استخدام میکند و مینشیند از دسترنج آنها میخورد !!! این دید اشتباه هستش . شخص سرمایه دار در کنار کارگرانی که در گردآوری سرمایه نُخستین نقشی نداشته اند کار میکند . از آنجایی که هم سرمایه اولیه و ابزار کار را فراهم کرده و هم خودش دارد کار میکند پس باید حقوق و مزایای بیشتری داشته باشد .
نه دوست گرامی، سالهاست که سازوکار سرمایه داری و روش بهره کشی روشن شده ، بسنده است که کاپیتال مارکس را بخوانید تا با فرایافت های مهادینی مانند "ارزش افزوده" و ... آشنا شوید. اگر کسی زمین های پهناور کشاوری بخرد ولی کسی نباشد که درو کند و دانه بپاشد و .. بازهم پولدار خواهد شد؟ نه، او تنها با ان بخشی که خودش میتواند از پسش برآید، درآمد مرزمندی خواهد داشت! پس بیل یا زمین یا کارخانه یا چاه نفت به خودی خود ارزشی ندارد و تنها با کار کارگر ارزش پیدا میکند. خود بیل و یا کارخانه را هم کارگر ساخته و چکیده ی رنج و کار وی است.
مهربد 100 کیلو برنج دارد و میخواهد آن را بفروشد . من حاضرم برنج مهربد را کیلویی 10 دلار بخرم ، راسل حاضر است همان برنج را کیلویی 15 دلار بخرد . پس مهربد میرود آن را به راسل میفروشد ! حال اگر مهربد میخواهد آن را کیلویی 20 دلار بفروشد و خریداری برایش وجود ندارد معنیش این است که ارزش برنج مهربد کیلویی 20 دلار نیست . پس روی دستش باد میکند .
👌
پس میبیند که دستاورد سرمایه داری و "بازار آزاد" این میشود که سد کیلو برنج میگندد و به دریا ریخته میشود ، تنها برای اینکه "سود" در این سامانه ی ددمنشانه، برتر از " هومنی" است.
بسنده است که کاپیتال مارکس را بخوانید تا با فرایافت های مهادینی مانند "ارزش افزوده" و ... آشنا شوید. اگر کسی زمین های پهناور کشاوری بخرد ولی کسی نباشد که درو کند و دانه بپاشد و .. بازهم پولدار خواهد شد؟ نه، او تنها با ان بخشی که خودش میتواند از پسش برآید، درآمد مرزمندی خواهد داشت! پس بیل یا زمین یا کارخانه یا چاه نفت به خودی خود ارزشی ندارد و تنها با کار کارگر ارزش پیدا میکند. خود بیل و یا کارخانه را هم کارگر ساخته و چکیده ی رنج و کار وی است
خوب برهمین مبنا هم کار کارگر بدون زمین و مواد اولیه کارخانه بی هوده است. مسئله ارزش این مبادله است که ناهمگون و نابرابر تعیین شده.یعنی در برابر ارزش بالای کار کارگر مزدی اندک به او تعلق میگیرد. اما بر کدام معیار میتوان سرمایه دار را به کم پرداخت کردن سرزنش کرد؟ مگر نه اینکه این مسئله توافقی و بر پایه ی فشار دو طرف است؟چانه زنی های سرمایه دار برای پرداخت کمتر و چانه زنی کارگر برای دریافت بیشتر.
خوب برهمین مبنا هم کار کارگر بدون زمین و مواد اولیه کارخانه بی هوده است. مسئله ارزش این مبادله است که ناهمگون و نابرابر تعیین شده.یعنی در برابر ارزش بالای کار کارگر مزدی اندک به او تعلق میگیرد. اما بر کدام معیار میتوان سرمایه دار را به کم پرداخت کردن سرزنش کرد؟ مگر نه اینکه این مسئله توافقی و بر پایه ی فشار دو طرف است؟چانه زنی های سرمایه دار برای پرداخت کمتر و چانه زنی کارگر برای دریافت بیشتر.
کارگر بی داشتن کار و درآمد ناچار از مرگ و گرسنگی است و برای همین توان چانه زدن ندارد. سرمایه دار تنها با داشتن زمین و کارخانه و .. به خود این پروانه را میدهد که کسانی را که از روی ناچاری خود را ارزان تر میفروشند ، بکار گمارند. این یک نبرد نا برابر است که کارگر در ان شانسی ندارد جز شورش و واژگشت. زمین و کارخانه و ابزار فراورش برای همین باید همگانی باشند، چه از راه دولت و چه از راه همکارخانه ها ( تعاونی ها) و یا رایزنگاه ها (شورا ها) . پس همچنان که دارایی بر آدم ها در جایگاه ابزار فراورش ( بردگان، رعیت) ناروا دانسته شده، بایستی داشتن خودینه ی دیگر ابزار فراورش نیز ناروا دانسته شود و اینگونه هم خواهد شد. به زبان دیگر همه ی زمین های کشاورزی از آنِ همه ی آدمیان خواهد بود
کارگر بی داشتن کار و درآمد ناچار از مرگ و گرسنگی است و برای همین توان چانه زدن ندارد. سرمایه دار تنها با داشتن زمین و کارخانه و .. به خود این پروانه[1] را میدهد که کسانی را که از روی ناچاری خود را ارزان تر میفروشند ، بکار گمارند[2]. این یک نبرد نا برابر است که کارگر در ان شانسی ندارد جز شورش و واژگشت[3]. زمین و کارخانه و ابزار فراورش[4] برای همین باید همگانی باشند، چه از راه دولت و چه از راه همکارخانه ها ( تعاونی ها) و یا رایزنگاه ها (شورا ها) . پس همچنان که دارایی بر آدم ها در جایگاه ابزار فراورش ( بردگان، رعیت) ناروا دانسته شده، بایستی داشتن خودینه[5] ی دیگر ابزار فراورش نیز ناروا دانسته شود و اینگونه هم خواهد شد. به زبان دیگر همه ی زمین های کشاورزی از آنِ همه ی آدمیان خواهد بود
خوب منظور منهم این بود که در پی این چانه زنی هاست که تعادلی نسبی بین نیروی کارگری و سرمایه داری برقرار خواهد شد.
چنانکه کارگران ماهر با تخصصشان قدرت چانه زنی بالاتری دارند چرا که تعدادی اندک و محدود تر هستند. ضمن اینکه در تمامی صنایع و حتی در کشاورزی نیروی کارگری رو به تخصصی شدن میگذارد و هر حوزه بنابر تخصصش فشار بیشتری بر روی سرمایه دار میگذارد. از این رو نمیتوان بر سرمایه دار خرده گرفت که به نیروی ساده و غیر ماهر پرداخت اندکی داشته باشد و این وظیفه ی کارگران است که با به دست گیری تخصص و مهارت حوزه ی تسلط و اراده ی سرمایه دار را محدود کنند...