آری ، فضای باز سیاسی در چارچوب اسلام هست. اگر اسلام چیز خوبی بود، مانند حقوق بشر، این فضای باز هم خوب بود، همه چیز در چارچوب حقوق بشر انجام میشد . ولی شوربختانه این فضای باز تنها در بهره کشی های پارینه سنگی است! •
آقا جان خب میخواهید بگویید دیکتاتوری پرولتاریا خوب است چون بهره کشی نمیکندخب بگویید.دیگر به واژهیِ آزادی و فضای باز و تکثرگرایی چکار دارید؟ اینکه بار معنایی آزادی در ذهن عامهیِ مردم مثبت است که دلیل نمیشود شوروی و ج.ا فضای باز سیاسی دارند. حالا که ولایت فقیه و شوروی فضای باز سیاسی دارند، بد نیست عزیزان یک نمونه از فضای بسته سیاسی را هم برای ما مثال بزنند بلکه ما یاد بگیریم؟!! این اسلامیستها هم از این کارها میکنند، مثلا در موضوع برابری زن و مرد،من دیدهام برای اینکه واژه برابری در ذهن مردم معنی مثبتی دارد مدعی شدهاند که برابری با تساوی فرق دارد (!!)، یا مثل دوستان میگوند که آزادی غربی آزادی نیست.آزادی در ولایت فقیه است
سخن را از بافتار بیرون آوردید, سخن این بود که "اینها" کاری را برای من و شما نکردهاند, هر چه کردهاند بهرهکشی بوده و برای سود شخصی و پُر کردن جیب خودشان:
اینها, بویژه Steve Jobs که یکی از کثیفترین و پستترین آدمهای روی زمین بود ...
«بیل گیتس» هم بروشنی برای همهیِ این پول که خودش کار نکرده, کارگران اش کار کردهاند و بهرهیِ افزوده را او به جیب زده و شده پولدارترین آدم جهان, ولی چون بسرشت
نیک بوده و فزونخواه هم نیست هم کارهای خیریهای فراوان کرده (که همان را دربارهیِ Steve Jobs گفتیم, روز یکم که برگشت Apple گفت هزینهیِ بیخود هستند), ولی در
سرانجام کار این نیکخواهیها در مایههایِ "صدقه" دادن هستند, هنگامیکه سامانه نباید از بیخ بهرهکشد که دیرتر بخواهد زیرِ نام "نیکخواهی" و نمیدانم "صدقه دادن" به مردم بازگرداند!
از همینرو نیز همانجا گفتم رویکرد Jobs را من بسیار بیشتر میپسندم, زیرا چنانکه اُسکار وایلد بزیبایی گفته بود:
Just as the worst slave-owners were those who were kind to their slaves, and so prevented the horror of the system being realised by those who suffered from it, and understood by those who contemplated it, so, in the present state of things in England, the people who do most harm are the people who try to do most good" while preserving the system....
درست همانجور که بدترینِ بردهداران آنانی بودند که با بردههایشان مهربان بودند, و از همینرو از دریافت دهشتناکیِ سامانه برای رنجبَران, و از دریافت سازوکار آن برای اندیشگران, پیشگرفتند, پس در ایستار کنونی چیزها در انگلستان نیز, مردمیکه بیشترین آسیب را میرسانند همانهایی هستند که میکوشند بیشترین نیکخواهی را داشته و همزمان به پایستگی سامانه میافزایند ...
سخن را از بافتار[1] بیرون آوردید, سخن این بود که "اینها" کاری را برای من و شما نکردهاند, هر چه کردهاند بهرهکشی بوده و برای سود شخصی و پُر کردن جیب خودشان:
اینها, بویژه Steve Jobs که یکی از کثیفترین و پستترین آدمهای روی زمین بود ...
خوب گویا اشتباه از من بوده ، به خاطر این اشتباه از شما همینجا عذرخواهی میکنم 🌹
؟
شاهنشاهی که چندبرابر فضای بازتری از ولایت فقیه و شوروی و کره شمالی داشته 😳
چه چیزی اینجا دریافتنی نیست!؟
ما میدانیم با نگرش به قانونهای اساسی آمریکا, مردم هتا اگر بیشترشان هم بخواهند, کشتار دیگران را نمیتوانند قانون کنند.
پس اینجا ما آزادی سیاسی در چارچوب نامبرده داریم.
در ایران هم ما جمهوری داریم, گرچه یکی آنجا بیشترین توان را داشته باشد (رهبر), ولی دیگرانی هم
هستند (رفسنجانی, ...) و پس برای اینکه همهیِ آنها (همگی از بیخ بهرهکش) بتوانند میان خودشان به یکزبانی برسند
نیاز به یک شماری چارچوب و قانون دارند, که در ایران بجای آمریکایِ کمابیش سکولار, این چارچوب از اسلام آمده: بهرهکشی در چارچوب اسلام
در دیکتاتوری — نمونه که میخواستید — ولی ما از بیخ باهمادی نداریم که بخواهیم فضای آزاد سیاسی داشته باشیم, این دیکتاتور است که میگوید چه بشود, چه نشود.
ما میدانیم با نگرش به قانونهای اساسی آمریکا, مردم هتا اگر بیشترشان هم بخواهند, کشتار دیگران را نمیتوانند قانون کنند.
پس اینجا ما آزادی سیاسی در چارچوب[1] نامبرده داریم.
در ایران هم ما جمهوری داریم, گرچه یکی آنجا بیشترین توان را داشته باشد (رهبر), ولی دیگرانی هم هستند (رفسنجانی, ...) و پس برای اینکه همهیِ آنها (همگی از بیخ بهرهکش) بتوانند میان خودشان به یکزبانی[2] برسند نیاز به یک شماری چارچوب و قانون دارند, که در ایران بجای آمریکایِ کمابیش سکولار, این چارچوب از اسلام آمده: بهرهکشی در چارچوب اسلام
در دیکتاتوری — نمونه که میخواستید — ولی ما از بیخ باهمادی[3] نداریم که بخواهیم فضای آزاد سیاسی داشته باشیم, این دیکتاتور است که میگوید چه بشود, چه نشود.
این بخش آن دریافتنی نیست که معنای آزادی را هم بر اساس سیستم کومونیستی باز تعریف میکنید، یعد مجبور میشوید ادعا کنید که علت اختلاف عقیدهیِ خامنهای و رسمنجانی وجود تکثرگرایی اسلامی در سیستم است، شاهدش هم این میشود که نامشان را گذاشتهاند جمهوری اسلامی !!
در آمریکا هم کسی برای ماله کشی ادعا نمیکند "آزادی آدمکشی داریم" ولی باید برای شما آزادی را معنی کنیم بلکه میگویند این آزادی اخلاقی نیست برای همین ممنوع است.
فضای باز سیاسی و تکثرگرایی را هم با 10 دور پیچاندن دیگر نمیشود جوری تعریف کرد که شوروی و ج.ا و کره شمالی بشوند نمونهیِ آن.بقول دوستان مرد باشید بگویید معتقدید فضای باز سیاسی نااخلاقی است، نه اینکه معنای دیکتاتوری و آزادی را برای بار معنایی آن و پیش زمینهیِ ذهنی مردم با عوض کنید!
در ضمن شما در میان حرف های من رفته اید حاشیه ای ترین قسمت را برداشته اید که به آن پاسخ بگویید؟ شما هم علاقه ای به روبرو شدن با اندیشه ی اصلی کمونیسم ندارید و نمی خواهید یک منتقد جدی باشید؟
اتفاقن این مورد به نظر من حاضیه ای نیست.
وجوه اشتراک زیادی بین اسلام و سوسیالیسم یا کمونیسم وجود داره که یکیش همینه.
فرض کنید یک آدم کمونیست بخواد به یک سرمایه دار گیر بده، اول شروع میکنه به اینکه برده کشی و بهره کشی داره میشه و در نهایت یک جایی از سخنش رو میاره به کاخ و اتومبیل و سیگار برگ طرف. یک کمونیست ناگزیر هست از این روش انتقاد کردن. بنابر این این وجه یقینن یکی از وجوه اشتراک اسلام و کمونیسم هست.
نه، اگر کسی از آموزه[1] ای کژ بهره ببرد، نمی توان به پای ان آموزه نوشت.
اتفاقن برعکس. مهم این نیست که اسلام دقیقن چی میگه. مهم اینه که در سایه اسلام میشه چه اعمال ناشایست و ضد انسانی و پلیدی انجام داد. به همین طریق مهم این نیست که سوسیالیسم یا کمونیسم دقیقن چی میگن. مهم اینه که با اهرم این تفکرات میشه چه اعمال دیکتاتور معابانه ای انجام داد.
وانگهی من فکر نمیکنم سوسیالیسم مطلوب هنوز شکل گرفته باشه در جهان. چرا؟ چون این هم باز یکی دیگر از اشتراکات اسلام و سوسیالیسم هست. هر دو دارای هوادارانی مثل شما هستند که فکر میکنند اونچه که خودشون فکر میکنند درسته. تعبیر و ویرایش خودشون رو از مکتب خودشون دارند و بقیه ویرایش ها رو کپی نادرست و نامعتبر میدونند. گویا تاریخ محکوم هست که تا همیشه فرصت رو برای این دو بلای جان بشریت مهیای درس پس دادن بکنه!
اتفاقن برعکس. مهم این نیست که اسلام دقیقن چی میگه. مهم اینه که در سایه اسلام میشه چه اعمال ناشایست و ضد انسانی و پلیدی انجام داد. به همین طریق مهم این نیست که سوسیالیسم یا کمونیسم دقیقن چی میگن. مهم اینه که با اهرم این تفکرات میشه چه اعمال دیکتاتور معابانه ای انجام داد.
وانگهی من فکر نمیکنم سوسیالیسم مطلوب هنوز شکل گرفته باشه در جهان. چرا؟ چون این هم باز یکی دیگر از اشتراکات اسلام و سوسیالیسم هست. هر دو دارای هوادارانی مثل شما هستند که فکر میکنند اونچه که خودشون فکر میکنند درسته. تعبیر و ویرایش خودشون رو از مکتب خودشون دارند و بقیه ویرایش ها رو کپی نادرست و نامعتبر میدونند. گویا تاریخ محکوم هست که تا همیشه فرصت رو برای این دو بلای جان بشریت مهیای درس پس دادن بکنه!
نادرست است، هیچکس که اسکناس ۷۰۰ تومانی جعل نمیکند! همه ی تبهکاران خود را به یک چیز خوب میبندند، یا به چیزی که در نگر مردم خوب است. این است که بیشتر تبهکاری ها در سایه ی یک چیز خوب و هتّا بنام خدا هم انجام میشود. پس به وارون سخن شما، این مهند است که بدانیم که این آموزه هایی که گروهی خودشان را بدان میبندند، براستی آنچه را که اینها انجام میدهند گفته است یا نه! اینجوری که برای هیچ گونه جهان بینی، هتّا همان بیخدایی، آبرویی نمی ماند، گرچه از خردمندانه ترین ایده ها هم باشد، چون میتوان همواره گروهی بیخدا را پیدا کرد که بدکار هستند، یا هوادار بهره کشی هستند و
آقا جان خب میخواهید بگویید دیکتاتوری پرولتاریا خوب است چون بهره کشی نمیکندخب بگویید.دیگر به واژهیِ آزادی و فضای باز و تکثرگرایی چکار دارید؟ اینکه بار معنایی آزادی در ذهن عامهیِ مردم مثبت است که دلیل نمیشود شوروی و ج.ا فضای باز سیاسی دارند. حالا که ولایت فقیه و شوروی فضای باز سیاسی دارند، بد نیست عزیزان یک نمونه از فضای بسته سیاسی را هم برای ما مثال بزنند بلکه ما یاد بگیریم؟!! این اسلامیستها هم از این کارها میکنند، مثلا در موضوع برابری زن و مرد،من دیدهام برای اینکه واژه برابری در ذهن مردم معنی مثبتی دارد مدعی شدهاند که برابری با تساوی فرق دارد (!!)، یا مثل دوستان میگوند که آزادی غربی آزادی نیست.آزادی در ولایت فقیه است !!
هتّا در جنگل هم یک چارچوب رفتاری زادی (ذاتی/غریزی) هست. اگر چارچوب خوب و پسندیده باشد، چندینه گرایی درون آن هم پسندیده است. از انجا که باور هتّا دو تن هم یکسان نیست، ناگزیر همواره خواهی نخواهی، ترازی از چندینگی هم همه جا هست. هتّا در همان کشور هایی " مردمسالار" مانند آلمان هم سازمان آگاهی آنجا، کمونیست هارا زیر نگرش و بازرسی نهاده و آنها هتّا نمیتوانند آموزگار دبستان هم بشوند. این چارچوب آنها برای چندینه گرایی است. در آمریکا هم میدانید که از زمان های کمونیسم ستیزی و مککارتیسم، چه بر سر کمونیست ها آوردند. خب، پس میبیند که ما باید یک چارچوب داشته باشیم، قانون داشته باشیم و همچنان که یا باهمادی که بیاید از برده داری یا از بچه بازی سخن براند، نارواست، همانگونه هم باهمادی که بخواهد از بهره کشی و سرمایه داری سخن بگوید و بهانه اش هم "آزادی " باشد، ناروا خواهد شد. ولی چندینگی باور ها در چارچوب هومنی و بهره کش ستیزانه، به روشنی رواست. این که چارچوب اسلامیستها تنگ تر یا دروغپردازانه است، گناه ما که نیست! شما ما را به زور به آنها میچسبانید که ما هم از پستی آنها بهرهمند(!) شویم ؟ هر جانور که گوش دراز دارد که خر نیست! •
در آمریکا هم کسی برای ماله کشی ادعا نمیکند "آزادی آدمکشی داریم" ولی باید برای شما آزادی را معنی کنیم بلکه میگویند این آزادی اخلاقی نیست برای همین ممنوع است.
👍
بهرهکشی هم در ستیز با اخلاقیات میرود, ولی هنوز بیشتر مردم این را ندریافتهاند, درست همانجور که یک زمانی بردهداری روا بود و کمتر کسی آنرا هومنستیزانه میدید.
من هم مخالف خصوصی بودن ابزار تولید هستم ، ولی با دولتی کردن آن هم مثل شوروی مخالفم ،
در شوروی سرمایه داری دولتی در جریان بود
و نه سوسیالیسم واقعی ، دفاع از حکومتی که میلیونها نفر در آن از گرسنگی و تشنگی مردند و مخوفترین حکومت پلیسی جهان رو ایجاد کرد جای شرم دارد ، چپ سنتی باید از این منجلاب مارکسیسم - لنینیسم خود را برهاند ، دولتی کردن همه چیز ۱۰۰ برابر از خصوصی سازی بدتر است. اصلا وجود دولت در بهترین حالت یک شر لازم است و مبنا باید بر این باشد که دولت تا اندازه ممکن کوچک بشود و از زندگی مردم بکشد بیرون
سه چهار تا سرمایه دار یافتید که بخشی از دارایی بادآوردشان را صدقه داده اند. ( بماند صدقه دادن درد سامانه[1] ای مردم را هم دوا نمیکند). به رهبران کمونیست هم بسیاری چیزها میچسبد ولی پول دوستی و پول پارو کردن نمیچسبد، از همان لنین و استالین گرفته تا مائو و فیدل کاسترو و چه گوارا و هتا همین پسر کیم ایل سونگ و .. هتا در چین هم هرکس از کارگزاران کمونیست را که بهوشند[2] پول گرفته ، پدرش را در می اورند. بودجه ی همه ی کشور کره ی شمالی هم به اندازه ی ناخن بیل گیتس نیست! از سوی دیگر چرا باید این رهبران ، توان خود را به کسی (= سرمایه داران) بدهند؟ آنها پاسخگوی کارگرانند نه مفت خوران .
با مفت خور کردن این و آن برای خودتان میبرید و میدوزید.
مگر رهبر به درک رفته ی کره ی شمالی نبود که فقط هزینه ی سالیانه ی خرید شامپاین ویژه اش از روستاهای فرانسه بالغ بر یک میلیون یورو بود؟
در چاپیدن این انگل ها که شکی نیست. ولی حتی اگر بر فرض شما هم نمیخوردند, باز هم با حماقت ها و سوء مدیریتشان مملکت را سرویس میکنند.
احمدی نژاد هم ساده زیست بود و نمیخورد. ولی 1200 میلیارد دلار پول مملکت را به چاه مستراح فرستاد.
خمینی هم ساده زیست بود و نمیخورد. اما با سیسخ زدن صدام و کش دادن جنگ, 1000 میلیارد دلار به کشور خسارت زد.
با مفت خور کردن این و آن برای خودتان میبرید و میدوزید.
مگر رهبر به درک رفته ی کره ی شمالی نبود که فقط هزینه ی سالیانه ی خرید شامپاین ویژه اش از روستاهای فرانسه بالغ بر یک میلیون یورو بود؟
در چاپیدن این انگل ها که شکی نیست. ولی حتی اگر بر فرض شما هم نمیخوردند, باز هم با حماقت ها و سوء مدیریتشان مملکت را سرویس میکنند.
احمدی نژاد هم ساده زیست بود و نمیخورد. ولی 1200 میلیارد دلار پول مملکت را به چاه مستراح فرستاد.
خمینی هم ساده زیست بود و نمیخورد. اما با سیسخ زدن صدام و کش دادن جنگ, 1000 میلیارد دلار به کشور خسارت زد.
خب، پس میبنیم که ستیز بر سر ساده زیستی و یا زیست در لوکس رهبران، پس از پاسخ ما ، از سوی خود شما کمرنگ شد و سخن بر سر این امد که آیا انها کشور خود را خوب رهبری کرده اند یا نه. ما هم که از آغاز گفتیم که: ستیز رده ای(طبقاتی) است. ستیز بر سر این است که یک رده ی بهره کش هست که از کار گارگر میخورد و زیست قانونی انگلی دارد و نه اینکه رهبرش ساده-زیست است یا نیست! گو اینکه رهبران کمونیست بیشتر ساده زیست هم بوده اند. از سوی دیگر همین که در کمونیسم، رده ی بهره کش و سرمایه دار و کارخانه دارد و فئودال و انیها نیستند، بهره کشی سامانیک ( سیستماتیک) هم نیست. تنها چیزی که می ماند این است که کسانی میتوانند در این سامانه, مانند هر سامانه ی دیگر باشند, که پولی را ناقانونی یواشکی بدزدند و بالا بکشند و ... که اینهم خویشکاری قانون و پلیس و .. است و ما هم نگفته ایم که در کمونیسم، آدمها از بیگناهان فرشته آسا و در گروه معصومین ! خواهند بود.
سرمایه داری ؟ دولتی؟ سرمایه داری دولتی که بد نیست، بدیگرسخن، سرمایه همگان در دست دولتی که نماینده ی همه کشور است،
میباشد.
سرمایه داری دولتی زمانی بد است که دولت بیدادگر باشد، هوادار بهره کشان و بهره کشی باشد
و جز ان، برای نمونه خود جمهوری اسلامی سرمایه داری دولتی هست دیگر! چون ۹۰% فراورش و درآمد کشور ما که از نفت است در دست دولت است! امارات هم همین است ولی پولها و دلارها را دادگرانه تر میان شهروندان خودش پخش میکند و اندکی همبودگرا تر است! ( قبیله های بربر و بیابانی و کوچگر و دامپرور و شکارگر و ... همواره همبود گرا تر بوده اند، چون بازمانده ای از روش "کمون نخستین" میباشند) پس مهند این است که دولت براستی مردمی و زیر کنترل و بازرسی نهاد های مردمی باشد و اینهم بسته به آگاهی و دلیری سیاسی و دادگری خود مردم است.
هتّا در جنگل هم یک چارچوب[1] رفتاری[2] زادی (ذاتی/غریزی) هست. اگر چارچوب خوب و پسندیده باشد، چندینه[3] گرایی درون آن هم پسندیده است. از انجا که باور هتّا دو تن هم یکسان نیست، ناگزیر همواره خواهی نخواهی، ترازی[4] از چندینگی هم همه جا هست. هتّا در همان کشور هایی " مردمسالار" مانند آلمان هم سازمان آگاهی آنجا، کمونیست هارا زیر نگرش و بازرسی[5] نهاده و آنها هتّا نمیتوانند آموزگار دبستان هم بشوند. این چارچوب آنها برای چندینه گرایی است. در آمریکا هم میدانید که از زمان های کمونیسم ستیزی و مککارتیسم، چه بر سر کمونیست ها آوردند. خب، پس میبیند که ما باید یک چارچوب داشته باشیم، قانون داشته باشیم و همچنان که یا باهمادی[6] که بیاید از برده داری یا از بچه بازی سخن براند[7]، نارواست، همانگونه هم باهمادی که بخواهد از بهره کشی و سرمایه داری سخن بگوید و بهانه اش هم "آزادی " باشد، ناروا خواهد شد. ولی چندینگی باور ها در چارچوب هومنی[8] و بهره کش ستیزانه، به روشنی رواست. این که چارچوب اسلامیستها تنگ تر یا دروغپردازانه است، گناه ما که نیست! شما ما را به زور به آنها میچسبانید که ما هم از پستی آنها بهرهمند(!) شویم ؟ هر جانور که گوش دراز دارد که خر نیست!
فردی که دزدی از مال افراد را به اسم مبارزه با سرمایه داری حق قانونی خودش میداند و اعمال رابین هودی را سرلوحه عمل خود میداند و
مصادره ی اموال این و آن را طبق قانون من درآوردی خودش صحیح میداند
و آرزو دارد که روزی کارگران قدرتمند شده و افرادی با برچسب سرمایه دار را همچون چنگیز خان بچاپند!!! و کشور را برهوت کره ی شمالی کنند!! نباید ناراحت شود که چرا نام کمونیست کنار اسلام قرار میگیرد.
حتی نباید ناراحت باشد که چرا شاه و خمینی در زندان همچون بلاهایی بر سر کمونیست ها آوردند.
با شمشیری که شما از رو بستید من واقعا اسپاگتی را شکر میکنم که کمونیست ها را آمریکا ترکاند!!
اگر آدم خوبه ی کمونیسم شمایید وای بحال بدها!! این رو جدی میگم واقعا باید از کمونیسم ترسید!
آمریکا را 100 هزار بار شکر که شرّ کمونیسم را از سر مردم کم کرد.👏
مصادره ی اموال این و آن را طبق قانون من درآوردی خودش صحیح میداند
گفتیم که این ها "اموال" نیستند که فروگرفته میشوند،ابزار فراورش و ابزار دزدی هستند که گرفته میشوند. در سامانه ی سرمایه داری، کارخانه و زمین و سرمایه، ی بانگی و سهام و ... ابزار های دزدی از کار دیگران هستند. پس با پیچاندن واژه ها نمیتوانید مارا دزد بنامید، به وارونه، سرمایه داران همچون برده داران و خاوندان دزد هستند و ما با دزدان راستین و دشمنان دیرین هومنی و ستمگران میجنگیم، چه از رنگ اسلامی و چه از رنگ نو مسیحی و یا "لیبرال" آنها.
مزدک گرامی ، شوروی که به جز فقر و بدبختی چیزی نداشت ! یک فضانورد زودتر هوا کردند که همان هم همان یک بار بود ! بعد از آن این آمریکا بود که بر تمام آسمان و فضا تسلط پیدا کرد .
آفرین👌، این برابر چی هست: با نداری کیهان نورد زودتر فرستادن = کارآمدی (efficiency) و بازده ( راندمان)👏 ! پس از ان آمریکا بهمان کرد = بنمایه های ملیارد دلاری بی پایان خود را بکار انداخت! + ( هنوز هم زیرساخت ها و ساختاوری روس در کیهان نوردی از آمریکا بهتر و روتینه تر است)
گفتیم که این ها "اموال" نیستند که فروگرفته[1] میشوند،ابزار فراورش[2] و ابزار دزدی هستند که گرفته میشوند. در سامانه[3] ی سرمایه داری، کارخانه و زمین و سرمایه، ی بانگی و سهام و ... ابزار های دزدی از کار دیگران هستند. پس با پیچاندن واژه ها نمیتوانید مارا دزد بنامید، به وارونه، سرمایه داران همچون برده داران و خاوندان[4] دزد هستند و ما با دزدان راستین و دشمنان دیرین هومنی[5] و ستمگران میجنگیم، چه از رنگ اسلامی و چه از رنگ نو مسیحی و یا "لیبرال" آنها.
چنگیز خان هم که آدم سلاخی میکرد و مال مردم رو میچاپید حتما آن ها را حق خودش به حساب می آورد که اقدام به این کار میکرد.
پیغمبر اسلام هم که راهزنی میکرد یک فلسفه ای برای دزدی خودش داشت و خودش را توجیه میکرد و مال راهزنی را حق خودش میدانست.
دزدی, دزدیست!
با بازی با کلمات نمیتوانید از زیر بار ذلت دزدی کمونیسم فرار کنید.
شما اسمش را میگذارید باز پس گیری حق!
مثالی میزنم:
من هم میتوانم الان بروم به زن همسایه تجاوز کنم و به شوهرش بگویم, من در سیستمی که به آن اعتقاد دارم همسر شما را حق خود پنداشته که بصورت دزدی در خانه ی شما زندگی میکند. الان هم آمده ام که حقم را ببرم!!
یعنی فقط زمانی بد است که هوادار سرمایه دار باشد؟ طبق تعریف شما یعنی, کره شمالی که اقتصادش دربست مال دولت است بد نیست و کشور خوبی است.
ملاک خوبی و بدی رو چجوری تعریف میکنید؟
هر چیزی که به کمونیسم حال بدهد خوب است و هرچیزی که به کمونیسم حال ندهد بد است؟
درست است، زمانی بد است که بد باشد! به دولتی بودن اش پیوندی ندارد! دولتی اش هم میتواند بد باشد، مانند جمهوری اسلامی یا کژی هایی داشته باشد، مانند کره ی شمالی و میتواند خوب باشد مانند کوبا یا امارات!
آفرین، این برابر چی هست: با نداری کیهان نورد زودتر فرستادن = کارآمدی (efficiency) و بازده ( راندمان) ! پس از ان آمریکا بهمان کرد = بنمایه های ملیارد دلاری بی پایان خود را بکار انداخت! + ( هنوز هم زیرساخت ها و ساختاوری روس در کیهان نوردی از آمریکا بهتر و روتینه تر است)
با چلاندن مردم بیچاره و گسترش فقر و بدبختی خواستند در رقابت فضایی از آمریکا پیشی بگیرند . که درست این پیشی گرفتن من را به یاد داستان خرگوش و لاکپشت و یا راننده مسابقه ای که اول مسایقه از همه جلوتر است ولی نهایتن بازنده میشود میندازد . مهم نتیجه کار است ، نتیجه چه بود ؟
تسلط مطلق آسمان و فضا و سامانه های فضانوردی و کیهان نوردی و ماهواره ای دنیا در دست آمریکاست . و از همه مهم تر این نتیجه با فروپاشی کشور و فقر مطلق اکثریت مردم و گشنگی و شورش و آدم کشی و تجزیه کشور و فاجعه اتمی!!! همراه نبوده .
هنوز که هنوزه آلمان دارد بخش بزرگی از مالیات کل کشور را به بازسازی آلمان شرقی اختصاص میدهد و بعد از همه ی این سالها هنوز آباد نشده و ویرانه است
چنگیز خان هم که آدم سلاخی میکرد و مال مردم رو میچاپید حتما آن ها را حق خودش به حساب می آورد که اقدام به این کار میکرد. پیغمبر اسلام هم که راهزنی میکرد یک فلسفه ای برای دزدی خودش داشت و خودش را توجیه میکرد و مال راهزنی را حق خودش میدانست. دزدی, دزدیست!
نادرست است، کژفرنود سنجش نابجا میباشد. دزدی همواره دزدی نیست و کشتن هم همواره کشتن نیست. کشتن یکی که میخواهد شمارا بکشد درست است و گرفتن ابزار دزدی هم از یکی که میخواهد از شما بدزد هم درست است. در همه ی قانون های همین امروز هم همین هست. تنها دگرسانی میان ما و شما این است که شما بهره کشی و خوردن از دسترنج دیگران را دزدی نمیدانید و آزادی می نامید و ما دزدی میدانیم.
با چلاندن مردم بیچاره و گسترش فقر و بدبختی خواستند در رقابت فضایی از آمریکا پیشی بگیرند . که درست این پیشی گرفتن من را به یاد داستان خرگوش و لاکپشت و یا راننده مسابقه ای که اول مسایقه از همه جلوتر است ولی نهایتن بازنده میشود میندازد . مهم نتیجه کار است ، نتیجه چه بود ؟
تسلط مطلق آسمان و فضا و سامانه های فضانوردی و کیهان نوردی و ماهواره ای دنیا در دست آمریکاست . و از همه مهم تر این نتیجه با فروپاشی کشور و فقر مطلق اکثریت مردم و گشنگی و شورش و آدم کشی و تجزیه کشور و فاجعه اتمی!!! همراه نبوده .
هنوز که هنوزه آلمان دارد بخش بزرگی از مالیات کل کشور را به بازسازی آلمان شرقی اختصاص میدهد و بعد از همه ی این سالها هنوز آباد نشده و ویرانه است .
دستاورد همین بود که پس از کمونیسم هم روسیه یک کشور مدرن و نیرومند است، چین و کوبا و ویتنام و اینها هم روزگار بهتری از گذشته دارند و هنوز هم پاییز هم به پایان نرسیده که جوجه هارا بشمارند! آلمان خاوری را هم خود همین ها در جنگ سرد و فشار سرایداشتی ویرانه کردند و پولش را اکنون از پاژ مردم که نام "همبستگی (سولیداریتی) " بدان داده اند، فراهم میکنند(= از پول شما هم !!) 😄 • پارسیگر
این فرتورهم یک چشم بندی است که برای فیس بوک و آدمهای ساده اندیش بدرد میخورد، اگر گفتید چرا؟ در هر دو جا، سرمایه های سرمایه داران ریخته شده ( بود) ، برجها که برای کارگران نبودند، آنها در لانه های زنبور مانند در هنگ کنگ میخوابیدند و سارمایه داران از منطقه ی آزاد بازرگانی (!) میلیارد ها به جیب میزدند. در هاوانا هم که قمار خانه و کازینو و روسپی خانه ی آمریکایی ها شده بود، این هارا برای آنها ساخته بودند و نه برای آن کارگر بدبخت کشاورزی نیشکر که دسترنجش را آمریکایی ها میبردند و میخوردند. آدمی باید بسیار ساده اندیش و رویه نگر ( سطحی نگر) باشد که بخواهد از این فرتور ها به "برتری" سرمایه داری ! پی ببرد. (یا اینکه نوکر رسانه ای سرمایه داری باشد)!
دستاورد همین بود که پس از کمونیسم هم روسیه یک کشور مدرن و نیرومند است،
با پس انداختن ده ها کشور و مردمان فقیر و گشنه ! بهره کشی راستین اتفاقن همینجا رخ داده . و البته همین روسیه نیرومند جرات شاخ به شاخ شدن با آمریکا را ندارد .
آلمان خاوری را هم خود همین ها در جنگ سرد و فشار سرایداشتی[1] ویرانه[2] کردند و پولش را اکنون از پاژ[3] مردم که نام "همبستگی (سولیداریتی) " بدان داده اند، فراهم میکنند(= از پول شما هم !!)
باز هم مشکلات فراوان سیستم ناکارآمد کمونیسم افتاد گردن سرمایه دارن
!
کمونیسم خواه نا خواه محکوم به فناست
چون پایه ای ترین حقوق هر فرد را از جمله حق مالکیت خصوصی را به رسمیت نمیشناسد
این فرتورهم یک چشم بندی است که برای فیس بوک و آدمهای ساده اندیش[1] بدرد میخورد، اگر گفتید چرا؟ در هر دو جا، سرمایه های سرمایه داران ریخته شده ( بود) ، برجها که برای کارگران نبودند، آنها در لانه های زنبور مانند در هنگ کنگ میخوابیدند و سارمایه داران از منطقه ی آزاد بازرگانی (!) میلیارد ها به جیب میزدند. در هاوانا هم که قمار خانه و کازینو و روسپی خانه ی آمریکایی ها شده بود، این هارا برای آنها ساخته بودند و نه برای آن کارگر بدبخت کشاورزی نیشکر که دسترنجش را آمریکایی ها میبردند و میخوردند. آدمی باید بسیار ساده اندیش و رویه نگر ( سطحی نگر) باشد که بخواهد از این فرتور[2] ها به "برتری" سرمایه داری ! پی ببرد. (یا اینکه نوکر رسانه[3] ای سرمایه داری باشد)!
و نهایتن کشور سوسیالیسم زده به فلاکت افتاده و کشوری که به سرمایه داری روی آورده آباد شده
ویرانه[2] کردند و پولش را اکنون از پاژ[3] مردم که نام "همبستگی (سولیداریتی) " بدان داده اند، فراهم میکنند(= از پول شما هم !!)
و بله سیستم کمونیستی آمد و ویران کرد و هر کس که میخواست از آن سیستم فرار کند را زد کشت ! به جایش امروز جامعه ی انسانی سرمایه داری دارد ویرانیهایی که آنها بوجود آورده اند را بازسازی میکند . اتفاقی که در همان عکس هم افتاده .
جناب مزدک, وقتی شما اینچنین برای ماسمالی کردن گناه "دزدی", دلیل و برهان می آورید, تعجبی ندارد که هم مسلکانتان در کره و کوبا و شوروی ... مثل آب خوردن آدم میکشند.
وقتی قرار بر توجیه و ماسمالی کردن و ماله کشی باشد, انجام هر گناه و عمل خطایی بسیار ساده و شدنی است.
درست است، زمانی بد است که بد باشد! به دولتی بودن اش پیوندی ندارد! دولتی اش هم میتواند بد باشد، مانند جمهوری اسلامی یا کژی هایی داشته باشد، مانند کره ی شمالی و میتواند خوب باشد مانند کوبا یا امارات!
کوبا کجایش خوب است؟ برای همین خوب بودنش است که هرساله تعداد زیادی مهاجر قاچاقی از کوبا با قایق فرار میکنند به سمت میامی؟ کوبا خوب است که نصف فاحشه های هتل های فلوریدا را دخترانش اشغال کرده اند؟
خب، پس میبنیم که ستیز بر سر ساده زیستی و یا زیست در لوکس رهبران، پس از پاسخ ما ، از سوی خود شما کمرنگ شد و سخن بر سر این امد که آیا انها کشور خود را خوب رهبری کرده اند یا نه. ما هم که از آغاز گفتیم که: ستیز رده[1] ای(طبقاتی) است. ستیز بر سر این است که یک رده ی بهره کش هست که از کار گارگر میخورد و زیست قانونی انگلی دارد و نه اینکه رهبرش ساده-زیست است یا نیست! گو اینکه رهبران کمونیست بیشتر ساده زیست هم بوده اند. از سوی دیگر همین که در کمونیسم، رده ی بهره کش و سرمایه دار و کارخانه دارد و فئودال و انیها نیستند، بهره کشی سامانیک ( سیستماتیک) هم نیست. تنها چیزی که می ماند این است که کسانی میتوانند در این سامانه[2], مانند هر سامانه ی دیگر باشند, که پولی را ناقانونی یواشکی بدزدند و بالا بکشند و ... که اینهم خویشکاری[3] قانون و پلیس و .. است و ما هم نگفته ایم که در کمونیسم، آدمها از بیگناهان فرشته آسا و در گروه معصومین ! خواهند بود.
این رو به چه صورت شما میخواهید به شکل یک سیستم عملی و جامع بصورت یک پکیج ارائه بدهید که قابل استفاده باشد و نتواند فرد یا رهبری در موضع قدرت از آن سوء استفاده های فراقانونی کند؟
دستاورد همین بود که پس از کمونیسم هم روسیه یک کشور مدرن و نیرومند است، چین و کوبا و ویتنام و اینها هم روزگار بهتری از گذشته دارند و هنوز هم پاییز هم به پایان نرسیده که جوجه هارا بشمارند! آلمان خاوری را هم خود همین ها در جنگ سرد و فشار سرایداشتی[1] ویرانه[2] کردند و پولش را اکنون از پاژ[3] مردم که نام "همبستگی (سولیداریتی) " بدان داده اند، فراهم میکنند(= از پول شما هم !!)
روسیه فقط به واسطه کلاهک های اتمی اش هست که کسی محلش میگذارد. بزرگترین صادرات روسیه شامل فروش گاز و تسلیحات جنگی (به کشورهای درگیر جنگ برای کشتن بیشتر همدیگر مخصوصا کشورهای آفریقایی) و فاحشه است.
فاحشه های روس در بسیاری از کشورها زبانزد هستند.
چین هم که هر چه دارد از اقتصاد کاپیتالیستی اش هست. یادتان نرود که چین عضو اقتصاد جهانیست!
ویتنام هم که به مدد سرمایه گذاری های آمریکا, تولید کننده شده و دست از دیوانه بازی برداشته.
کوبا هم که صادر کننده ی سیگار برگ و مونوپل روسپی های لاتین به آمریکاست.
یک جوکی هست که دقیقش رو یادم نیستف میگه:
اگر نظر 6 اقتصاد دان رو در مورد یک مشکل اقتصادی بپرسید، 7 دیدگاه متفاوت بهتون ارائه میدند، که دو تاش مال کسی هست که توی هاروارد درس خونده:))
@Theodor Herzl
دستاورد همین بود که پس از کمونیسم هم روسیه یک کشور مدرن و نیرومند است،
چین و کوبا و ویتنام و اینها هم روزگار بهتری از گذشته دارند و هنوز هم پاییز هم به
پایان نرسیده که جوجه هارا بشمارند! آلمان خاوری را هم خود همین ها در جنگ سرد
و فشار سرایداشتی ویرانه کردند و پولش را اکنون از پاژ مردم که نام "همبستگی
(سولیداریتی) " بدان داده اند، فراهم میکنند(= از پول شما هم !!) 😄
•
پارسیگر
بر فرض که همه اینها هم درست بود، به چه بهایی اینها بدست اومده!؟به بهای حکومت های دیکتاتور و کشتارگر!
به هر حال بریم سراغ واقعیات:
Great Leap Forward - WiKi از افتضاحات برنامه صنعتی-کشاورزی چین که بنا به تخمین ها باعث مردن بین 23 تا 46 میلیون نفر از قحطی شد!
برنامه اقتصادی که قرار بود تولید غلات رو افزایش بده و کشاورزی رو بهتر بکنه به خاطر مدیریت استثنایی کموینست ها نه تنها به هدفش نرسید بلکه این فاجعه رو هم پدید آورد.
البته روش های ماستمالیزاسیون رژیم کمونیستی هم در نوع خودش جالبه که چطور امارها رو مخدوش کردند و اینکه در اوج قحطی ظاهرا 22 میلیون تن غلات در انبارهای دولتی احتکار شده بوده:))
Great Purge - WiKi خب در ابن بخش ما به آزادی های سیاسی در دولت کمونیستی شوروی پی میبریم که حتی به رفقای خودشون هم رحم نکردند!(البته در این مواقع بعضی به سفسطه اسکات لندی واقعی روی میارند و میگند استالین خائن به انقلاب بود!)هرچند باید گفت امثال تروتسکی چندان پاک تر و دموکرات تر از استالین نبودند و معلوم نیست اگر اونها سرکار بودند وضعیت شوروی به کدوم سو میرفت.
گاه توطئه خبرچینی علیه افراد یا اخبار غلط همسایهها یا حتی غیبت غیر موجه از کار یا خطای جزیی آماری در شمارش اجناس یا گفتن یک جک ضد کمونیزم، حکم اعزام به گولاگ را داشت.
A view of poor performance of Soviet collective farms is provided by two historians, M. Heller and A. Nekich ("Utopia in Power, History of the Soviet Union from 1917 to Present," Simon & Schuster, Inc., 1986). The authors report that in 1979, 28% of the Soviet agricultural production was from small plots of private citizens, which represented less than 1% of the cultivated land. So according to them, collective farms operated very inefficiently.
انگار حکومت های کمونیستی در ترمالی بر روی کشاوری حرفه ای هستند، ایندفعه نوبته شوروی سابقه:))
در مورد پیشرفت های حکومت های کمونیستی هم تئوری های زیادی مطرح هست،یکیش این هست که بیشترشون در کشورهایی بودند که کاملا "صنعتی" نشده بودند وصنعتی شدن نقش مهمی در رشدشون داشت،مثل کشورهایی با سیستم کاپیتالیستی در قرون گذشته.
مسئله دیگه این هست که ما میدونیم بسیاری از آمارها در حکومت های کمونیستی "دستکاری" میشدند،برای نمونه همین الانشم دولت روسیه بسیاری از آمارهای زمان شوروی رو حاضر نیست در اختیار عموم قرار بده.
در ضمن در بیشتر مواردی که کشوری بین غرب و شرق تقسیم میشد؛ مثل کره یا آلمان، نمونه های کاپیتالیستی تقریبا ازهمه لحاظ از همتاهای کمونیستیشون عملکرد اقتصادی بهتری داشتند.
وضع اقتصاد و سیاسی در کشورهایی مثل آلمان شرقی به اندازه ای بد بود که برای جلوگیری از فرار مردم مجبور به دیوارکشی شدند! یادتون که نرفته!؟:))
در ضمن مدل اقتصادی چین فعلی کاملا سوسیالیستی نیست، شاید عنوان سرمایه داری جزیره ای براش بهتر باشه، یعنی جزیره های از قدرت و ثروت در درون دولت تشکیل شدند.نکته جالب هم اینجاست موقعی که به وضعیت بد کارگرا میرسیم همه چی تقصیر سرمایه داراست نه حاکمان چین کمونیست! :))
من نمیدونم این چه عادتیه که کمونیستها دارند که همه گند و کثافت های کمونیسم رو به پای تبلیغات منفی، توطئه و دسیسه چینی یا کمونیست های تقلبی! بندازند:)))
نادرست است، هیچکس که اسکناس ۷۰۰ تومانی جعل نمیکند!
همه ی تبهکاران خود را به یک چیز خوب میبندند، یا به چیزی که
در نگر مردم خوب است. این است که بیشتر تبهکاری ها در سایه ی
یک چیز خوب و هتّا بنام خدا هم انجام میشود. پس به وارون سخن شما،
این مهند[1] است که بدانیم که این آموزه[2] هایی که گروهی خودشان را
بدان میبندند، براستی آنچه را که اینها انجام میدهند گفته است یا نه!
اینجوری که برای هیچ گونه جهان بینی، هتّا همان بیخدایی، آبرویی
نمی ماند، گرچه از خردمندانه ترین ایده ها هم باشد، چون میتوان
همواره گروهی بیخدا را پیدا کرد که بدکار هستند، یا هوادار بهره کشی هستند و ...
بله به همین خاطر هم گفتم تاریخ محکوم به این هست که تا همیشه عرصه رو برای امتحان ورژن ها و دریافت های گوناگون از این تئوری مهیا کنه.
بیخدایی برای کسی تعیین تکلیف نمیکنه مزدک خان. بیخدایی یک موضع شخصی ست. گلوی مردم رو نمیگیره که ابزار تولید رو نباید در دست داشته باشند و در جیب من بریزند وگرنه آدم میکشم.
سرمایه داری ؟ دولتی؟ سرمایه داری دولتی که بد نیست، بدیگرسخن، سرمایه همگان در دست دولتی که نماینده ی همه کشور است
پس سرمایه داری میتواند نوع خوب داشته باشد؟
پس چرا آن را با برده داری مقایسه میکنید؟ یعنی مثلا اگر بردهها در اختیار دولت باشند پس برده داری خوب میشود؟
همانطور که گفتم وجود دولت یک شر لازم در بهترین حالت است ، و در بدترین حالت یک سیستم جنایت کار. دولتی که همه چیز به مردم بدهد میتواند هر زمان آن را پس بگیرد ، اگر ما واقعا میخواهیم بهر کشی را نابود کنیم باید به جنگ سرمایه داری هار و دولت با هم برویم ، این ۲ ، ۲ روی یک سکه هستند
بیخدایی برای کسی تعیین تکلیف نمیکنه مزدک خان. بیخدایی یک موضع شخصی ست. گلوی مردم رو نمیگیره که ابزار تولید رو نباید در دست داشته باشند و در جیب من بریزند وگرنه آدم میکشم
خب، این باز از همان "آموزه " های بیخدایی هست ولی زمانی که بیخدایانی پیدا شوند که بزنند و بکشند و ... آنگاه بر پایه ی گفته ی خودشما، مهند نیست که آموزه ی بیخدایی این بوده که کاری به کسی نداشته باشید!
پس میبینید که هر کاری هم بکنید، نگر شما نادرست است و باید هر جا به آموزه ها نگریست و نه به کردار هایی که بنام آنها انجام میشوند.
فزون بر این آری، ما گلوی "مردمی" را میگیریم که گلوی مارا گرفته باشند و از ما بهره بکشند!
روشن است که گونه ی خوب آن همان است که سرمایه در دست همگان باشد،
چه از راه دولت
یا همکارگاه ها (تعاونی ها ) و ... سخن بر سر این است که بهرهکشی هومن از هومن نارواست و گرنه اگر همه از یک دیگ بخورند که دیگر پرسمان گشوده شده! • پارسیگر
و نهایتن کشور سوسیالیسم زده به فلاکت افتاده و کشوری که به سرمایه داری روی آورده آباد شده
👎
همچه چیزی هم درست نیست، شوروی که پس از جنگ ویران شد هم آباد شد و تازه ابَرکشور هم شد،
یونان هم که سرمایه داری است، ورشکست شد و پولهارا دزدیدند و بردند! شما هم همواره نوک چکاد سرمایه داری را به میان می آورید، خب کشور های افریکایی هم سرمایه داری اند! از سوی دیگر مهند این است که این آبادی برای چه کسی است.
زمانی که من نتوانم در برج میلاد یک پرس چلو بخورم، بود و نبودش برای من سودی ندارد! بچه ی باهوش من نتواند در هاروارد آموخته شود، چه سودی برای من دارد؟
جناب مزدک, وقتی شما اینچنین برای ماسمالی کردن گناه "دزدی", دلیل و برهان می آورید, تعجبی ندارد که هم مسلکانتان در کره و کوبا و شوروی ... مثل آب خوردن آدم میکشند. وقتی قرار بر توجیه و ماسمالی کردن و ماله کشی باشد, انجام هر گناه و عمل خطایی بسیار ساده و شدنی است
کژفرنود شعار ( سفسته ی سخن مفت). شما باید نخست پایور کنید که من دارم ماست مالی میکنم و گرنه این سخن/شعار شما تنها نگر خودشماست و ارزش فرنودین ندارد!
کوبا کجایش خوب است؟ برای همین خوب بودنش است که هرساله تعداد زیادی مهاجر قاچاقی از کوبا با قایق فرار میکنند به سمت میامی؟ کوبا خوب است که نصف فاحشه های هتل های فلوریدا را دخترانش اشغال کرده اند؟
بسیاری از مفت خوران پیشین کوبا به آمریکا و بیشتر فلوریدا رفته بودند. کوبا سالها زیر فروبند و فشار بوده و هست. سالها هم هست که شوروی هم نیست که بهشان یاری برساند. پس همین دستاورد هایی هم که داشته، ستودنی است. روشن است که کوبا بارها از امریکا ندار تر است، و همانگونه که از مکزیک و ایران و دیگر جاها، ندار ها به آمریکا میکوچند، از کوبا هم کسانی به انجا میکوچند تا در "بهشت سرمایه داری" زندگی کنند، ولی میبینند که باید روسپی گری بنمایند!!
اینجاست که میگویند: یک تصویر میتواند گویاتر از هزاران ساعت بحث باشد
روزی آموزگاری به روستایی رفت و آخوند روستا از اینکه مردم باسواد شوند ناخرسند بود. روزی رفت به کلاس و گفت بنویس مار، آموزگار نوشت مار، آخوند سپس نگاره ی یک مار را کشید و گفت: مردم مار این است یا انکه این یارو نوشته؟ مردم گفتند خوب مار همان است که تو نوشتی! و آموزگار را از روستا بیرون کردند!
....وضع اقتصاد و سیاسی در کشورهایی مثل آلمان شرقی به اندازه ای بد بود که برای جلوگیری از فرار مردم مجبور به دیوارکشی شدند! یادتون که نرفته!؟:))....
بهتر است همواره همه ی پراسنج هارا بررسید و نه بخشی را که به سود ماست!. شوروی پس از جنگ ویران بود ولی هتّا یک بمب هم به آمریکا نخورده بود. آمریکا بیدرنگ پس از پایان جنگ و پیروزی که به بهای جان میلیونها روس و .. بدست امده بود جنگ سرد را آغازید و با ریختن پول به آلمان باختری ( برنامه ی مارشال) آنجا را ویترین سرمایه داری نمود . بیخود نیست که آنگاه کسانی از جای ندار به جای داراتر یورش بیاورند، ولی این هیچ پیوندی به کارآمدی سامانه ای و درستی جهان بینی و بدی بهره کشی هومن از هومن، ندارد! دیگر سخنان تان هم همینگونه نیمی از فرهود ها و گاه نیمی از دروغ هاست . • پارسیگر
باز هم مشکلات فراوان سیستم ناکارآمد کمونیسم افتاد گردن سرمایه دارن !
ما برگه تاریخی و فرنود آوردیم، شما که تا کنون جز گفتن نگر خود ، برگه ای رو نکرده اید.
نه از جنگ سرد فرسایشی جهان توانمند سرمایه داری که خشکاد های امریکا و اروپا و استرالیا و آفریکا و نیمی از آسیا را میچاپید، سخنی گفتید و نه از "طرح مارشال" آگاهی دارید و نه اینکه یادآور میشوید که این یک همپیشی برابرآغاز نبوده، شوروی هم در زمان جنگ جهانی نخست و زمان لنین با درگیر کردن با گارد سفید و نیروهای انتانت* (کشور های بلشویک ستیز) به ویرانی کشیده و هم در جنگ جهانی دوم داغون کرده بودند، ولی به آمریکا یک بمب هم نخورده بود، ولی با اینهمه شوروی با دو پای چلاقش شد یک اَبَرکشور! به این میگویند توان یا همان Leistung شما !
• همپیشی برابرآغاز= زمانی که مسابقه دهندگان در شروع مسابقه وضعیت یکسان داشته باشند.
چین چون تنه اش به تنه سرمایه داران خورد ! وگرنه اتفاقی نمیوفتاد .
شما هنوز هوش نکردید که فند سرمایه داری یک چیز است و ریخت سرمایه داری چیزی دیگر. سرمایه داری ای که خوب گردانده manage بشود کامیاب است ولی مهند این است که سرمایه داری "دولتی" یا همگانی باشد و نه بهره کشی هومن از هومن. وگرنه کسی به فند سرمایه داری نکوهشی ندارد!