همبود کاررَها - The work-free society

برگ ۸ از ۹

مزدك بامداد #۳۵۱
kourosh_bikhoda

شاهنشاه آریامهر ضد کمونیست هم همین کار رو کرده.

نادرست است، رضا شاه بزرگ، و نه آریامهر، اینکار را کرده و
روش او هم با کمونیست ها دگرسانی چندانی نداشت،
چرا که از سرمایه دولتی برای آبادنی کشور سود برد،
بجای اینکه بریز و بپاش بهره کشان را فراهم نماید.

اینرا هم برای این کرد که خودش برخاسته از همان
لایه و رده ی بهره ده و پایین بود و و به پند فرزانگان
ایران دوست هم گوش میداد .پس مهند همان کردار
وی است که

ما همین پیشرفت را هم از روش
کمونیستی او داریم.

روشن است که

اگر کمونیستی
100% بودیم، اکنون پیشرفته تر هم میبودیم

!

پارسیگر

kourosh_bikhoda #۳۵۲
Mehrbod

کسیکه یک رستوران دارد و ١٠ کارگر برای وی
کار میکنند بهره‌کش است, ولی زمانیکه اجاره‌یِ همان رستوران را سر ماه به مالک میدهد, بهره‌ده

من فکر نمیکنم هیچ بهره کش بهره ندهی در سیستم اقتصادی وجود داشته باشه. هر کسی که به قول شما بهره کش باشه، در مرتبه ای از سیستم اقتصادی قرار گرفته که خودش هم به جایی باج و مالیات و عوارض و حق ثبت و حق بهره برداری و آبونمان و بیمه و غیره میپردازه. در نهایت همونطور که آرش گفت فقط دولت باقی میمونه که بهره ده نیست.

Mehrbod

سرمایه‌دار: کسیکه (مفتخوریکه)

از قضا مفت خور کسیست که مایله با قرار دادن مایه کمتر نسبت به سایرین، مایه هم اندازه برداشت کنه (نسبت به سایرین). این مهم تنها در یک سیستم کمونیستی قانونی و عرفی میشه. در جاهای دیگه به نام فساد و کاراپشن ازش نام برده میشه.

در مقایسه، در یک سیستم سرمایه داری هرکسی که بهره بیشتری به دولت و اجتماع برسونه باقی خواهد ماند.

سیستم کمونیستی یک نظام تنبل پرور و گداپرور است که برای اون کارآفرین و شعبان بی مخ یک ارزش دارند

و از نظر ایده و مایه طبقه بندی و ارزشی بین انسانها قائل نیست. بنا بر این، مفت خور تنها در سایه اقتصاد کمونیسم (ره) قابل پرورش است.

مزدك بامداد #۳۵۳
kourosh_bikhoda

سیستم کمونیستی یک نظام تنبل پرور و گداپرور است که برای اون کارآفرین و شعبان بی مخ یک ارزش دارند

بیجاست!
کارآفرینی چیست؟ جز اینکه همان داو پیشین شماست که گویا سرمایه دار نان کارگر را میدهد؟
کارآفرینی در سرمایه داری همان سرمایه گذاری است برای بهره کشی و همین کار را دولت
کمونیستی انجام میدهد ولی با برنامه ریزی و گردانندگی بهتر و آژگاهی تر و بالاتر از همه،
در راستای سود و بهزیستی کارگر و نه تنبلی و لوکس و روسپی بازی آن یاروی "کارآفرین" شما!
تاریخ هم نشان میدهد که کمونیستها بیسوادی و گدایی و تنبلی و مفتخوری را از بیخ کنده اند

پارسیگر

kourosh_bikhoda #۳۵۴
مزدك بامداد

نادرست است، رضا شاه بزرگ، و نه آریامهر، اینکار را کرده و
روش او هم با کمونیست ها دگرسانی[1] چندانی نداشت،
چرا که از سرمایه دولتی برای آبادنی کشور سود برد،
بجای اینکه بریز و بپاش بهره کشان را فراهم نماید.

البته محمدرضا هم همین کارها رو کرد. پیشرفت هایی که ایران در 37 سال قدرت وی بدست آورد اگرچه با کمک حضرت امریکا بود ولی به مراتب بزرگتر از زمان رضاشاه بود. وانگهی مهم نیست کدام پیشرفت بیشتری داشتند، مهم اینه:

مزدك بامداد

ما همین پیشرفت را هم از روش
کمونیستی او داریم

خب این هم از تراوشات ذهنی کمونیستی آن جناب است.

رضا شاه هیچجا اظهار تمایل یا علاقه به کمونیسم نداشته و نکرده

و به وارون حتی در دوری از روسیه کمونیستی تلاش بسیار هم کرد و باعث دلخوری وارثان کمونیست تاج و تخت تزار هم شد.

میدونم که فرمایش شما ناظر به رفتار این ابرمرد هست که اگر هم چنین تمایلی نداشته، ولی رفتارش در جهت اهداف کمونیستی بوده ولی خب اینطور نیست چرا که میدونیم ایشون ایران رو صنعتی کرد و پایه های ایران صنعتی رو بنا کرد و حتا قانون ثبت شرکت ها و موسسات خصوصی رو هم در زمان خودش ویرایش و اجرا کرد. الگو و الهام ایشون هم البته کمال آتاتورک بود که ایشون هم مانند خیلی از انسان های آزاده و البته اقتصاد دان، ضد کمونیسم بود. مگر اینکه هرکه شما خوشتون بیاد برچسب کمونیست بهش بچسبونید با آب دهان!

مزدك بامداد

اگر کمونیستی
100% بودیم، اکنون پیشرفته تر هم میبودیم

نه قربان شما سپاس از مهرتون. همین الانشم داریم ته مانده های ترکمال کمونیستی رو در ایران هضم میکنیم. بیشتر از این مایه دردسر نشوید.

مزدك بامداد #۳۵۵
kourosh_bikhoda

رضا شاه هیچجا اظهار تمایل یا علاقه به کمونیسم نداشته و نکرد

گویا هوش نکردید که گفتیم که گرایش خود او مهند نیست، کار او مهند است که همانند روش آژگاهی و برنامه ریزی کمونیستی بوده!

kourosh_bikhoda #۳۵۶
مزدك بامداد

گویا هوش نکردید که گفتیم که گرایش خود او مهند نیست، کار او مهند است که همانند روش آژگاهی و برنامه ریزی کمونیستی بوده!

گویا بقیه نوشتار من رو هوش نکردید!

kourosh_bikhoda

میدونم که فرمایش شما ناظر به رفتار این ابرمرد هست که اگر هم چنین تمایلی نداشته، ولی رفتارش در جهت اهداف کمونیستی بوده ولی خب اینطور نیست چرا که میدونیم ایشون ایران رو صنعتی کرد و پایه های ایران صنعتی رو بنا کرد و حتا قانون ثبت شرکت ها و موسسات خصوصی رو هم در زمان خودش ویرایش و اجرا کرد. الگو و الهام ایشون هم البته کمال آتاتورک بود که ایشون هم مانند خیلی از انسان های آزاده و البته اقتصاد دان، ضد کمونیسم بود. مگر اینکه هرکه شما خوشتون بیاد برچسب کمونیست بهش بچسبونید با آب دهان!

مزدك بامداد #۳۵۷
kourosh_bikhoda

گویا بقیه نوشتار من رو هوش نکردید!

گفتم که هوش نکردید که مهند رفتار و کردار او ست نه
اینکه از چه کسی الهام گفته و یا خودش بر چه باوری بوده!
همین که با سرمایه گذاری دولتی و برنامه ریزی آژگاهی
بهسازی و نوسازی در راستای بهزیستی نموده، یک روش
کمونیستی است!

پارسیگر

sonixax #۳۵۸
Mehrbod

آسوریان به ٦٠٠٠≈ سال پیش میرسند, ٦٠٠٠ هزار سال دربرابر فرگشت[1] یک پلک[2] بر هم زدن هم نیست.

فراموش نکنیم برده‌داری تا همین چند سد سال پیش همچُنان رِواگ داشت!

و اکنون که رواج ندارد دم زدن از آن نارواست !
امروز هم کمونیسم به رحمت خدا رفته :))

مزدك بامداد

گناه من نیست که شما آگاهی ندارید!
"پارینه سنگی" همان پارسی "عصر حجر" است
ولی آسوریان چند هزار سال پیش بوده اند!!

به یزدان که آسوریان به اندازه اینها تکنولوژی وعلم نداشته اند :دی

و همانا شما بازگشتید به دوران پارینه سنگی یا به قول خودتان عصر حجر برای دفاع از کمونیسم .

مزدك بامداد

اینهم بیجاست.
شکست ویتنام نشان داد که ما میتوانیم سرمایه داران را با همه ی
فند و ساختاوری[1] شان بزنیم و شکست دهیم.

تنها پیروزیتان در برابر سرمایه داری آن هم به قیمت نابودی ویتنام مبارک باشد 🌹

مزدك بامداد

با پولی هم که یک
هواپیمای آمریکایی ساخته میشود، ما میتوانیم یک اسکادران
میگ بسازیم !

و تمام آن یک اسکادران میگ را یک F14 از رده خارج ایالات متحده به تنهایی حریف است :)) دیگر سیستم های پیشرفته امروزی را بیخیال :دی

مزدك بامداد

سرباز آمریکایی هم برای پول میرود جنگ و
برای همین از چریک های دست تهی که بزور یک کلاشنیکف
هم دستشان میاید، ولی برپاد ستم میجنگند، شکست میخورند!

چه قدر هم که شکست خوردند

!

sonixax #۳۵۹
مزدك بامداد

و هرکه باور کرد، رستگار شد!

آنها که خواب آمریکا را میبینند ، خدا بیدارشان کند !!!

عَمام خمینی

sonixax #۳۶۰
kourosh_bikhoda

البته من منکر پیشرفت های شوروی نیستم

کوروش جان در مقام مقایسه شوروی کجا در برابر آمریکا و انگلیس و آلمان غربی و ... پیشرفت کرده بود ؟

شوروی در برابر کشورهای درپیتی مثل افغانستان و عراق و گینه بیسائو و ... پیشرفته بود . جلوی آمریکا بیشتر شبیه ده کوره بود تا کشور هنوز هم همین طوریه .

جناب مزدک میفرمایند که با هزینه ی ساخت یک هواپیمای آمریکایی شوروی/روسیه یک اسکادران میگ و سوخو و خپلف میسازد ! (همانی که من پیشتر هم گفتم ،جناب مزدک کمیت را مقدم بر کیفیت میدانند)

در صورتی که همان اسکادرانهای سوخو و میگ و خپلف روی هم از پس یک F22 بر نمی آیند ، یک F22 در حالی میتواند 6 میگ و سوخو و باقی آت و آشغالهای روسی را در آن واحد نابود کند که آنها حتا از وجودش باخبر هم نمیشوند :))

آن دو تایی هم که با خبر میشوند (از روی نابودی رفقایشان) تا بفهمند دژمن کجاست ریق رحمت رو سر کشیده اند . 4 تا 6 تای باقیمانده از اسکادران هم تا بخواهند بفهمند چه شده F22 در ناو جنگی USS George H.W. Bush فرود آمده خلبانش دارد میرود که بشاشد

:)))

حالا فکر کنید همین سیستم های فوق درپیتی روسیه بخواهند با یک گروه متشکل از اسکادران های F-22 و F-35 و F-117 خدابیامرز طرف شوند :)) فکر میکنم در یک روز اندازه کل جنگ جهانی دوم تلفات خلبان بدهند روسها :)))

kourosh_bikhoda #۳۶۱
sonixax

و تمام آن یک اسکادران میگ را یک F14 از رده خارج ایالات متحده به تنهایی حریف است :)) دیگر سیستم های پیشرفته امروزی را بیخیال :دی

دولت امریکا 80 فروند از پیشرفته ترین هواپیماهای خودش رو به نام F14 Tomcat به ایران فروخت که یکیش با فرا رسیدن انقلاب جا موند! این اف 14 ها در دنیا بیشترین نبردی رو که تجربه کردند همین جنگ ایران و عراق بوده. بنابر این خیلی مورد توجه کارشناسان نظامی امریکایی قرار گرفته که حتی یک کتاب هم در مورد نبردهاش چاپ کردند.

در این کتاب شرح نبردهای این جنگنده ها از زبان خلبانان و فرماندهان و خلاصه کسانی که در کار بودند نوشته شده. آماری که از نبرد با همین میگ های (قابلمه های) روسی منتشر شده اینه که اف 14 ها در طول 8 سال جنگ به تنهایی 160 فروند از این مظاهر شوروی کمونیستی رو داغان کردند! 160 فروند هواپیما آمار خیلی خیلی وحشتناکیه. کل اسکادران اف 14 ایران 79 فروند بوده که حدود 50 تاش عملیاتی بودند. زمانی که اسکادرانی از میگ ها به مرزهای ایران نزدیک میشد فورن از پایگاه ششم بوشهر کافی بود یک فروند اف 14 با پشتیبانی یک اف 4 پرواز کنه، همین کافی بود که میگ های کمونیستی سر خر رو کج کنند به سمت کربلا!

در زمان شاه هم چندباری گویا میگ 25 که توانایی پرواز مافوق صوت (تقریبن 3 ماخ) و ارتفاع بسیار بالا (تقریبن 30 کیلومتر سقف پروازی) رو داره به خاک ایران وارد میشده گویا برای جاسوسی یا عکسبرداری یا نمیدونم شایدم تحلیل قوای پدافندی ایران. با اینکه اف 14 به سطح پرواز و سرعت این هواپیما نمیرسید ولی به محض بلند شدن اف 14 های پایگاه یکم مهرآباد اونها هم سر خر رو به سمت مسکو کج میکردند. در جنگ عراق هم تعدادی از همین میگ های 25 عراقی توسط اف 14 های ایرانی به درک واصل شدند و چندتایی که باقی موندند به دست صدام دفن شدند تا نکنه به چنگ امریکا بیاد.

این بود شرح مختصری از نبردهای شجاعانه قابلمه های روسی و دستاورد کمونیسم (ره).

مزدك بامداد #۳۶۲
sonixax

و اکنون که رواج ندارد دم زدن از آن نارواست !
امروز هم کمونیسم به رحمت خدا رفته :))

به یزدان که آسوریان به اندازه اینها تکنولوژی وعلم نداشته اند :دی

و همانا شما بازگشتید به دوران پارینه سنگی یا به قول خودتان عصر حجر برای دفاع از کمونیسم .

تنها پیروزیتان در برابر سرمایه داری آن هم به قیمت نابودی ویتنام مبارک باشد 🌹

و تمام آن یک اسکادران میگ را یک F14 از رده خارج ایالات متحده به تنهایی حریف است :)) دیگر سیستم های پیشرفته امروزی را بیخیال :دی

چه قدر هم که شکست خوردند !

با کارتون و لوده بازی که نمیشود به جایی رسید.

یک فروند هواپیمای آمریکایی هم نمیتواند از پس
یک اسکادران میگ برآید، مگر در فانتزی شما،

چرا که شمار موشک هایش چنان نیست که بتواند
یک گردان هوایی ( اسکادران) را که ١۴ فروند
میباشد، هتا در بهترین سامه ها که میگ ها دست
روی دست نهاده باشند، بزند. ویتنام هم از دست
فرانسویان و آمریکایی ها ویران شد و سپس
بدست ما آباد گردید و ریشخند های شما هم
چیزی از قهرمانی های ویتکنگ که میهن خود را از
دست بزرگترین اَبَرکشور جهان که گویا یک فانتومش
از پس یک اسکادران میگ بر میآمد؛! رهانیدند، نمیکاهد!



پارسیگر

مزدك بامداد #۳۶۳
sonixax

کوروش جان در مقام مقایسه شوروی کجا در برابر آمریکا و انگلیس و آلمان غربی و ... پیشرفت کرده بود ؟

😜😜

شکاف در میان اردوی بهره کشان ؟

مزدك بامداد #۳۶۴
kourosh_bikhoda

این بود شرح مختصری از نبردهای شجاعانه قابلمه های روسی و دستاورد کمونیسم (ره).

اینهم بیخود است و اگر تاریخ بخوانید میبیند که
١- خلبانان عراقی کارکشته نبودند و هنوز کار با این جنگ افزار پیشرفته را یاد نگرفته بودند،
چه با میگ های روسی و چه با میراژ های فرانسوی ، بگونه ای که گاه ناچار خلبانان دیگر
کشور ها و یا خود روس، این هواپیماهارا میراندند!

٢- از هواپیماهای ایرانی هم از سوی همین میگ ها زده شدند که آمار نیاوردید که
با یک شمارگری ساده بتوان دید که یک هوپیمای آمریکایی در میانگین چند هواپیمای
روسی را سرنگون نموده است*!

*
منبع:http://www.farsnews.net

نبرد هوایی

نبرد هوایی ایران و عراق بیش از مسائل تاكتیكی ، فنّی و تعداد هواپیما
عمدتاً تحت الشعاع وجود مشكلاتی در سیستم فرماندهی و سیاست گذاری ، كمبود قطعات و
نیز مشكلات پرسنلی بود . هر دو كشور سعی در حفظ هواپیماهای خود داشتند و تا حد ممكن
تلاش می كردند تا از بروز نبرد هوایی اجتناب ورزند . عراق به دلیل مشكلات ایران در
تأمین قطعات و نگهداری از هواپیماهای خود ، برتری هوایی زیادی نسبت به این كشور
پیدا كرد .
تنها در مرحله اول جنگ ، نبرد جنگنده ها اتفاق افتاد . در این مرحله
نیروی هوایی ایران موفق تر از نیروی رقیب ظاهر گشت ، اما این برتری نه به علت
توانمندی نیروهای ایرانی ، بلكه بیش از هر عاملی به دلیل بی كفایتی و عملكرد ضعیف
حس گر ها ، سیستم های الكترونیكی و موشك جنگنده های عراقی بود . با نگاهی به گذشته
در می یابیم كه بدون تردید عراق در مورد توانایی ایران قضاوت درستی نداشته است . از
طرف دیگر ، برنامه ریزان عراقی در مورد میزان آموزش نبرد هوایی ، قابلیت عملیاتی
هواپیماها ، آمادگی عملیاتی بهترین اسكادران های عراق ، تجهیزات شناسایی و توانمندی
سیستم های فرماندهی و كنترل خود دچار خود بزرگ بینی شده بودند .
در مرحله اول
جنگ ، ایران برای كسب پیروزی در بیشتر نبردهای هوایی سوخت و استقامت لازم برای
انهدام اهداف موردنظر با شلیك اولین موشك Aim-9 یا عقب نشینی جنگنده های عراقی تا
پشت مرزهای خود را داشت . همچنین به نظر می رسد كه ایران در آموزش نیروهای خود
برتری محسوسی دارد ، هرچند یكی از شاهدان نبرد هوایی چنین گزارش داده است كه : "هر
دو می توانند هواپیمای خود را به پرواز در آورند اما هیچ یك نمی تواند به سوی هدف
مقابل خود شلیك نماید یا حتی آن را هدف بگیرد . " ایران پس از مدتی این برتری را از
دست داد . نیروی هوایی این كشور همچنان با معضل پاكسازی های متعدد افسران خود دست
به گریبان بود و از سال 1979 كمترین دوره های آموزشی را برای پرسنل خود ترتیب داده
بود .
به اعتقاد ناظران خارجی ، بیشتر نبردهای هوایی دو كشور نتیجه قطعی در بر
نداشت . برخوردهایی كه باید ظرف كمتر از دو دقیقه طول می كشید ، مدت 5 دقیقه زمان
به خود اختصاص می داد . در بیشتر نبردهای هوایی ، تعقیب كننده موفق یا می توانست با
شلیك اولین موشك به هدف موردنظر پیروز میدان گردد یا اینكه نمی توانست از دست شلیك
و فرار دشمن خود بگریزد . این مسئله می تواند بیانگر این حقیقت باشد كه در نبرد
هوایی ، طرفین بیشتر تمایل داشتند كه به صورت مارپیچی در ارتفاع رو به پایین پرواز
كنند كه هیچ یك آموزش های لازم برای اینگونه پروازها را از قبل ندیده بود ، از طرفی
همچنین ممكن است نشان دهنده این واقعیت باشد كه تعداد كثیری از موشك های مادون قرمز
در ماموریت های تعقیب و گریز در ارتفاع متوسط به بالا نسبتاً ناكارآمد هستند .

با این حال عراق در دوران جنگ ، برنامه های آموزشی خود را رفته رفته بهبود
بخشید و بطور روزافزون از موشكها و هواپیماهای جدید فرانسوی به خوبی بهره گرفت .
هرچند كه قابلیت انهدام اهداف ایرانی در هر نبرد همچنان در سطح پایینی باقی مانده
بود اما پس از سال 1982 این نیروی هوایی عراق بود كه در بیشتر نبردهای هوایی میان
دو كشور برتری داشت . باز هم معلوم نیست كه مقارن با كاهش آمادگی عملیاتی نیروهای
ایران ، عراق خود را تا چه حد بهسازی نمود .
پس از سال 1983، ایران بیشتر
نبردهای هوایی خود را با شكست پشت سر گذاشت ، مگر در مواردی كه با تشخیص مسیر حملات
جنگنده های عراقی از تاكتیك های كمین برنامه ریزی شده ای بهره می گرفت . در این
زمان ایران نه تنها از لحاظ فنی نسبت به عراق برتری خود را از دست داد ، بلكه تحت
شرایط غیرعادی پس از سال 1983پرواز جنگنده های این كشور به 30 تا 60 سورتی پرواز در
روز كاهش یافت . ایران همچنین در روزهای 17 و 18 ژانویه 1985یكی از جنگنده های F-4
یا F-5 خود را از دست داد ، آن هم در شرایطی كه هواپیمای موردنظر مشكلات جدی در
سامانه موشكی و راداری خود داشت . این مسئله نشان می دهد كه ایران جنگنده های خود
را با حداقل سیستم های الكترونیكی عملیاتی وادار می كرد تا در نبرد هوایی با جنگنده
های دشمن به پرواز در آیند . گزارشات حاكی از آنست كه ایران از سال 1984 به بعد با
مشكلات عدیده ای در میزان اطمینان و مقاومت هواپیماهای خود جهت مقابله با موشك ها و
مهمات هوشمند آمریكایی دست به گریبان بود .
بر خلاف ایران ، عراق از سال 1983
به بعد قادر بود تا تعداد سورتی پرواز بسیاری را در طول روز انجام دهد كه این تعداد
از حداكثر 65 سورتی در روز در اوایل جنگ به 150 سورتی پرواز در روز در سال 1984 و
بیش از 250 سورتی در سال 88-1986 افزایش یافت كه بر اساس ادعای مقامات عراقی این
رقم در زمان اوج عملیاتها به 600 سورتی پرواز در روز می رسید . پس از اوایل دهه
1980 عراق دلایل قانع كننده ای در دست نداشت تا این قابلیت پرواز را به سیستم های
پدافند هوایی خود تخصیص دهد ، اما ثابت كرد كه می تواند تعداد قابل توجهی از سورتی
پروازهای پدافند هوایی را با هواپیمای كاملاً مسلح و عملیاتی انجام دهد . نكته جالب
توجه اینكه در اواخر سال 1988 عراق ادعا كرد در جریان جنگ با ایران ، خلبانان نیروی
هوایی این كشور كلاً 400000 سورتی پرواز مختلف داشتند .
این شیوه رزم ، مهر
تاییدی است بر تجربیات بدست آمده از منازعات اعراب و اسرائیل مبنی بر اینكه تامین و
پشتیبانی و آموزش تجهیزات موردنیاز نیروی هوایی از جانب كشورهای غربی در مقایسه با
نیروی هوایی كشورهای جهانی سومی كه به سلاح های روسی و چینی مجهز می باشند ، می
تواند سبب كارآمدی آنها گردد . روند جنگ ایران و عراق تردیدهای موجود در خصوص
توانمندی جنگنده های صادراتی روسی در جنگ های پیشین را تقویت می كند و تردیدهایی
نیز در مورد قابلیت نبرد هوایی موشك های هوا به هوا ، توپ و سیستم های الكترونیكی
هواپیماهای ساخت شوروی مطرح می كند .
ضمناً ، عراق به منظور حل مشكلات ناشی از
خدمات پشتیبانی و آموزشی اتحاد جماهیر شوروی كه در ادامه به آنها اشاره می شود ، با
كشورهایی همچون مصر ، سوریه و اردن متحد گردید :
*اتحاد جماهیر شوروی برنامه
های آموزشی ضعیفی در زمینه نبرد هوایی ارائه می كرد و برای عملیات های هوایی نیز
برنامه های آموزشی چندانی به مورد اجرا نمی گذاشت . هیچ آموزش واقعی و شبیه ساز
پیشرفته ای كه در غرب متداول بوده و در اختیار كشورهایی نظیر عربستان سعودی قرار می
گرفت ، برای اسكادران تهاجمی عراق وجود خارجی نداشت . پس عراق بناچار می بایست در
این رابطه دست یاری به سوی فرانسه و هند دراز می كرد .
*اتحاد جماهیر شوروی
اطلاعات عملیاتی دقیقی در مورد جنگنده ها و موشكها ارائه نمی كرد كه این امر نیز به
نوبه خود سبب می گردید تا نیروهای عراقی نتوانند پیشینه لازم برای تفسیر اطلاعات را
در اختیار داشته باشند .
*اتحاد جماهیر شوروی در راستای انتقال آموزش و دكترین
كلاسیك GCI و افزایش حجم انتقال سیستم های پدافند هوایی مختلف تلاش اندكی از خود
نشان می داد .
*اتحاد جماهیر شوروی در انتقال كافی آموزش ، جنگ الكترونیك ،
ضداقدامات و نبرد هوایی در ارتفاع پست ناكام ماند . آموزش ها ندرتاً بر رویارویی
جنگنده ها در ارتفاع كمتر از 5000 فوت تمركز می كرد .
در موارد فوق ، عراق به
منظور بهره مندی از مفهوم "همه جا " به قدر كفایت از سوی فرانسه ، هند ، مصر و اردن
كمك دریافت كرد كه بواسطه آن می توانست تعداد انبوهی از تجهیزات روسی را با كیفیت
غربی در هم آمیزد . زود است كه بگوئیم عراق چگونه با بهره گیری از این مفهوم به
موفقیت دست پیدا كرد اما جالب اینجاست كه لیبی و سوریه درصدد بدست آوردن موشك های
هوا به هوای غربی و كسب مساعدت از جانب كشورهای غربی در راستای ارتقای سیستم های
الكترونیكی و جنگ الكترونیك هواپیماهای خود بودند .
نكته جالب دیگر اینكه تجربه
عراق با تاثیر شكست اعراب در نبرد با اسرائیل و درسهای آموخته از نبرد فالكلند
همراه شده بود تا بسیاری از كشورهای جهان سوم را وادار نماید كه از خرید هواپیماها
و موشكهایی كه آمریكا و كشورهای اروپای غربی هیچگاه در خط مقدم از آنها استفاده نمی
كنند ، منصرف شوند . با توجه به بهره گیری از سیستم های الكترونیكی و تسلیحات بسیار
پیشرفته نبرد هوایی نصب شده بر روی چنین جنگنده هایی ، این اقدام می تواند تصمیمی
عاقلانه باشد . معهذا ، با بررسی جنگ ایران و عراق می توان نتیجه گیری كرد كه چنین
فن آوری باید با آموزش و دكترین نظامی مناسبی همراه گردد تا موثر واقع شود .

Mehrbod #۳۶۵
kourosh_bikhoda

من فکر نمیکنم هیچ بهره کش بهره ندهی در سیستم اقتصادی وجود داشته باشه. هر کسی که به قول شما بهره کش باشه، در مرتبه ای از سیستم اقتصادی قرار گرفته که خودش هم به جایی باج و مالیات و عوارض و حق ثبت و حق بهره برداری و آبونمان و بیمه و غیره میپردازه. در نهایت همونطور که آرش گفت فقط دولت باقی میمونه که بهره ده نیست.

آفرین, ولی واپسین بخش سخن مرا جا انداختید:

سرمایه‌دار کسی است که همواره بهره‌یِ بیشتر از آنکه میدهد, میکشد.

پس اگر بتوانید سامانه را در ذهن اتان دیدآورید, میتوانید ببینید که یک شمار کسانی همواره آنجا هستند که تنها و تنها بهره‌میدهند (زیرین‌ترین رده‌یِ همبود), روی آنها کسانی
هستند که از اینها بهره‌میکشند, سپس بخش کمی از آنرا به جیب زده, بخش بسیار اندکی را بازگردانیده و بخش بس هنگفتی از آنرا به بالایی‌ها میدهند و همینجور میرویم تا میرسیم به بهره‌کشهای بسیار
کامیاب (کمتر از ١٠% چپیره) که اینها از همه‌یِ مردم دارند یکراست و نایکراست بهره‌میکشند و مفت میخورند و انگل‌وار میزیوند و بیشتر از ٩٠% همه‌یِ مردم هم رویهم درآمد دارند!

پس سنجه این نیست کسی بهره‌کشد و نابهره‌دهد تا کار نادرستی کرده باشد, سنجه این است که بیشتر از آنکه بهره‌میدهد, بهره‌کشد.

چیزیکه ما در سرمایه‌داری دا‌ریم نیز بدرستی همان قانون جنگل است و شما یا باید دیگران را با بهره‌کشی دّرید و خورید, یا اینکه در بهره‌دهی درّیده و خورده شوید.

kourosh_bikhoda

...در مقایسه، در یک سیستم سرمایه داری هرکسی که بهره بیشتری به دولت و اجتماع برسونه باقی خواهد ماند. ...

😃

پارسیگر

Ouroboros #۳۶۶
undead_knight

نه پس مگر من مدعی شدم "سرمایه داران" لزوما پولشون رو صرف کارهای خیریه میکنند!؟
من میگم اینکه با پولشون کشوری رو ویترین سرمایه داری کردند اشکالی نداره ولی انگار تا زمانی که پول خودشون رو همینطوری به کسی نبخشند این عمل شیطانی به نظر میاد:))

به باور من در یک جامعه‌ی سالم صدقه و خیریه وجود ندارد، زیرا نه هیچکس چنان ندار است که محتاج دریافت آن باشد، نه هیچکس چنان دارا که قادر به پرداخت آن باشد. صدقه دهی چیزی بجز مناسکی ریاکارانه برای تطهیر و التیام احساس گناه شخص بیش از اندازه دارا نیست.

kourosh_bikhoda #۳۶۷
مزدك بامداد

شکاف در میان اردوی بهره کشان ؟

این به قول شما بهره کشان، بله قربان گو و پشت سر رو و گوش به فرمان نیستند😷 مانند تیپ کمونیست و اگر هم شکافی باشه، به سود ماست که به قول آخوندها تضارب آراء داریم و مثل بعضیا پشت هم همدیگرو تایید نمیکنیم.

مزدك بامداد #۳۶۸
kourosh_bikhoda

این به قول شما بهره کشان، بله قربان گو و پشت سر رو و گوش به فرمان نیستند😷 مانند تیپ کمونیست و اگر هم شکافی باشه، به سود ماست که به قول آخوندها تضارب آراء داریم و مثل بعضیا پشت هم همدیگرو تایید نمیکنیم.

ما هم ستیز درونی داریم

ولی میکوشیم که آنهارا در روی دشمن و آشکار نگوییم!

دگرسانی میان ما و شما هم این است که چون بزرگی سرمایه گرانسگ نیست،
ناچار نیستیم که سخن کسی را که سرمایه بزرگ ولی اندیشه ی نادرست دارد
را بپدیریم و این همان "بله قربان گویی" راستین است که در سامانه ی شماست!

پارسیگر

kourosh_bikhoda #۳۶۹
مزدك بامداد

اینهم بیخود است و اگر تاریخ بخوانید میبیند که
١- خلبانان عراقی کارکشته نبودند و هنوز کار با این جنگ افزار پیشرفته را یاد نگرفته بودند،
چه با میگ های روسی و چه با میراژ های فرانسوی ، بگونه ای که گاه ناچار خلبانان دیگر
کشور ها و یا خود روس، این هواپیماهارا میراندند!

به قول خودتون بیخود است!
شما متاسفانه در زمینه مسائل نظامی و دستکم مسائل نظامی ایران اطلاعاتی ندارید حالا یا نیازی نمیدید یا علاقه نداشتید نمیدونم ولی کسی که نیاز به مطالعه داره شمایید.

این حرفها که زدید محمل هستند. نیروی هوایی عراق 50 سال قبل از جنگ با ایران تاسیس شده. در طی این سالها نخستین معلمان و پشتیبان این نیرو مستشاران نظامی روسیه بودند. سخت افزار تشکیل دهنده اون هم که

همگی روسی بودند و برای مثال در زمان انقلاب ایران این کشور فکر میکنم حدود 300 جنگنده و بمب افکن روسی داشت و آمار داشته هاش پر بود از میگ و هلیکوپتر میل! حتا گویا در خاطرات علم خوندم یا جای دیگه درست به خاطر ندارم که شاه خودش رو با این کشور مقایسه میکرد و میگفت عراق اگر 300 هواپیما داره من باید بیشتر داشته باشم. استراتژی عمده عراق هم برای ضربه به ایران از طریق حمله هوایی و سپس بمباران شهرهای بزرگ بود که نشاندهنده این بوده که عراقی ها روی نیروی هواییشون حساب ویژه ای باز کرده بودند. شوروی ها در تکریت (اگر اشتباه نکنم) نخستین آموزشگاه هوانوردی و خلبانی عراق رو تاسیس کرده بودند. پس از شروع جنگ با ایران هم معلمان فرانسوی که به عراق رفته بودند نظرشون این بود که خلبانان عراقی به اندازه کافی روحیه تهاجمی و درک درستی از نبرد هوایی ندارند و این به دلیل تحت تعلیم بودن توسط روس هاست، درست خلاف سخن شما.

گذشته از این نیروی هوایی ایران و کلن ارتش ایران که تا اون زمان در جنگی شرکت نکرده بود ولی عراقی ها دستکم در سه جنگ شرکت داشتند از جمله نبرد 1948 و جنگ شش روزه اعراب و اسراییل که در این آخری خوب هم عمل کرده بودند و به پیروزی های تاکتیکی پشتیبانی پشت جبهه اردن هم دست یافته بودند و حتا مدعی هستند که چند جنگنده اسراییلی رو سرنگون کردند. حتا در اوائل جنگ در خاک اسراییل هم فرود آمدن فکر میکنم، ولی خب دست آخر شکست خوردند. پس میبینید که بی دانش و بی آموزش و بالاتر از اون، بی تجربه هم نبودند و در واقع سپر بلای بلوک شرق بودند و لذا شوروی برای اونها خوب مایه میگذاشت تا مبادا در مقابل نیروهای هوادار بلوک غرب افتضاح به بار بیارند!

مزدك بامداد

٢- از هواپیماهای ایرانی هم از سوی همین میگ ها زده شدند که آمار نیاوردید که
با یک شمارگری ساده بتوان دید که یک هوپیمای آمریکایی در میانگین چند هواپیمای
روسی را سرنگون نموده است*!

چیز مهمی نیست خیلی. اگر مشتاقید لینک های زیر رو مطالعه و مقایسه کنید: 😬
پیروزی‌های ایران در نبردهای هوایی با عراق - WiKi
پیروزی های عراق در نبردهای هوایی با ایران - WiKi
اون لینکی هم که آوردید به سود سخنان من هست. چرا؟

نیروی هوایی عراق با پیشرفته های روسی به موفقیتی در برابر نیروی هوایی ایران با پیشرفته های امریکایی نرسید تا زمانیکه فرانسه میراژ اف 1 رو به عراق تحویل داد. در واقع معلمان فرانسوی به همین دلیل به عراق سفر کرده و مستقر بودند. تا پیش از اون هیچ یک از تامکت های ایرانی در نبردها آسیب ندیده بودند و حتا در یک نبرد نزدیک هوایی در همون سال های اول یا دوم جنگ یک تامکت تونسته بود درجا با یک موشک 3 میگ عراقی رو راهی زابله دانی کنه. لذا فقط تکنولوژی فرانسوی از پس مدرن ترین هواپیمای جنگنده جهان برآمد که البته تا جایی که خاطرم هست گویا اونهم به دلیل خطای خلبان در تشخیص اون جنگنده بوده. ماهنامه ای هست به نام صنعت هوایی که درش این اطلاعات رو گاهی چاپ میکنند و گاهی هم سوتی میدند و اگر تیز بین باشید نکته هاش رو میگیرید مانند اینکه در حال حاضر چند فروند از کدوم جنگنده موجوده و یا به جای فلان موشک چه چیزی رو جایگزین کردند. به هر حال فکر میکنم در اون ماهنامه در جاییش خوندم که خلبان تامکت ایرانی در زمان برخواستن برای نبرد با جنگنده عراقی به خیال اینکه با میگ روسی روبرو خواهد شد قضیه رو دست کم گرفته و بیش از اندازه خطر کرده بی خبر از اینکه اون جنگنده میراژ اف 1 فرانسوی هست. ملاحظه میکنید که پیشرفت صنایع روسی تا چه حد بوده؟😄 در همون کتابی که قبلن معرفی کردم نکاتی در رابطه با اینکه خلبانان ایرانی میگ های روسی عراق رو تا چه دست کم می گرفتند هست و اون و به غرور ایرانی ها در برابر عراقی ها تعبیر کرده. این درست خلاف فتوای شماست مبنی بر اینکه جنگنده های روسی پیشرفته و درجه یک هستند، تازه از نظر کارشناسان مسلم این عرصه!

گذشته از این، قوای نظامی ایران زمانی رو به تحلیل رفت که ذخیره تسلیحات کم شد. مثلن همین تامکت موشک استراتژیک هوا به هوایی رو شلیک میکنه به نام فینیکس که البته یکی از شاهکارهای صنایع هوایی دنیا هست. عملکردش هم به این صورت هست که پس از شلیک از سکو جدا میشه و 5-6 متر پایین تر از هواپیما روشن شده و شروع به حرکت میکنه. امریکای عزیز پس از انقلاب و به خصوص در دوران جنگ که اینها رو به ایران نمیفروخت. اطلاع دارم که گویا در بازار سیاه هم ایرانیان به دنبالش بودند که چندین برابر قیمت هم بخرند و موفق نشدند. در نهایت به روشی تونستند یکی از موشک های زمین به هوا (!) رو به تامکت بخورانند و مشکلاتی هم در ریل اون داشتند چون موشک زمین به هوا در همون ابتدای حرکتش شروع به سوختن میکنه و به حرکت در میاد و مانند فینیکس عمل نمیکنه. از جمله مشکلات دیگه نیروی هوای ایران خصوصن در رابطه با تامکت نگهداری پر هزینه اون و نایاب بودن قطعاتش بود. مخصوصن تامکت ایرانی که نوع F14 A بود در بخش رادار مشکلاتی داشت که در نسخه های بعدی F14 B برطرف شد که البته به ایران نرسید. میبینید که همونطور که لینک مورد نظر شما گفته، نیروی هوایی عراق همواره به روز و غنی بوده ولی نیروی هوایی ایران به مرور قدیمی و مستهلک شده.

از همه اینها که بگذریم، در همین ماهنامه صنایع هوایی بارها خاطرات خلبانان دلیر ایرانی رو از تجربه هاشون با آفتابه های روسی نوشته. یک بار یکی گفته بود زمانی که کاکپیت میگ 25 رو دیدم، احساس کردم به تکنولوژی چند سال قبل تر (در مقایسه با اف های ایرانی) نگاه میکنم. مشکلات ارگونومیکی هم که یکی ار عمده مشکلات طراحی این ابوقراضه های بوده. زمانی که شوروی این محصولات رو به کشورهای گدا گشنه تحویل میداد، حداقل_ آموزش ها رو در رابطه با نگهداریشون ارائه میداد، علتش این نبود که نگران لو رفتن از تکنولوژی به کار رفته هستند، بلکه این بود که نگهداری عمده ای از دست اونها بر نمیومده. مثلن اگر بخشی از پره های توربین دچار ایراد شکستگی میشدند، کل موتور باید به شوروی برای تعمیر میرفت! مشکل توربین هم گویا در انواع میگ و سوخو بسیار وجود داشته و این جنگنده ها استهلاک بالایی از نظر موتور جت داشتند. اصولن در مهندسی روسی، نگهداری زیاد در نظر گرفته نمیشه. همین الانشم از راننده های شرکت واحد بپرسید اونهایی که این اتوبوس دو کابین های روسی رو تجربه کردند براتون یک دنیا درد دل دارند. چندتاییش هم در انتهای حکیمیه تهران زمین گیر هستند و شرکت واحد حتی رغبت نمیکنه اونها رو روانه گورستان کنه!

اینه که کلن زیاد دلتون رو به شوروی یا نمیدونم روسیه خوش نکنید و راحت باشید. ظریفی میگفت من مطمئنم این کمونیست ها الان دارند از کامپیوتر و موبایل و عینک و خانه و کاشانه امریکایی یا اروپای غربی استفاده میکنند 😄

جهت درک بیشتر حس نبرد در خلبانان ایرانی میتونید مجموعه خاطراتشون رو در سایت نیروی هوایی ایران مطالعه کنید. این یکیش
پایگاه اطلاع رسانی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران/تامكت در كمین فاكس بت

kourosh_bikhoda #۳۷۰
مزدك بامداد

ولی میکوشیم که آنهارا در روی دشمن و آشکار[1] نگوییم!

خب این از جمله ارزش های مزخرفی ست که شما بهش اعتقاد دارید و به همین دلیلم هست که مرتب چوب تعطیلی دولت امریکا رو به سر هم کیشانتون میزنید ناآگاه از اینکه چنین چیزی نشانه راستی و یک رنگی و مهمتر از همه باز بودن فضاست. به وارون فضای کمونیستی که بسته و آلودست و اگر مخالفت کنید در تریبون های امام جمعه های کمونیسم خط و نشان و آرزوی مرگ و نابودیتون رو میکنند

😄

مزدك بامداد #۳۷۱
kourosh_bikhoda

به قول خودتون بیخود است!
شما متاسفانه در زمینه مسائل نظامی و دستکم مسائل نظامی ایران اطلاعاتی ندارید حالا یا نیازی نمیدید یا علاقه نداشتید نمیدونم ولی کسی که نیاز به مطالعه داره شمایید.
این حرفها که زدید محمل هستند. نیروی هوایی عراق 50 سال قبل از جنگ با ایران تاسیس شده. در طی این سالها نخستین معلمان و پشتیبان این نیرو مستشاران نظامی روسیه بودند. سخت افزار تشکیل دهنده اون هم که

به وارونه، این سخنان ما نشان داد که یک هواپیمای جنگی آمریکایی نمیتوانسته همتراز یک اسکادران میگ باشد، همچنان که داویده بودید!

وگرنه ما نگفتیم که هواپیماهای میگ برتر هستند. ما تنها نادرستی فزاده گویی های شمارا آشکار کردیم و بس!!

محمل = مهمل
پارسیگر

sonixax #۳۷۲
مزدك بامداد

با کارتون و لوده بازی که نمیشود به جایی رسید.

شوخی به شرطی که منجر به توهین نشود همیشه خوب است .

مزدك بامداد

یک فروند هواپیمای آمریکایی هم نمیتواند از پس
یک اسکادران میگ برآید، مگر در فانتزی شما،

برآمده ! نیازی به فانتزی و خیال پردازی نیست . یک پیک بالاتر از پیک خودتان را مطالعه کنید .

مزدك بامداد

چرا که شمار موشک هایش چنان نیست که بتواند
یک گردان هوایی ( اسکادران) را که ١۴ فروند
میباشد، هتا در بهترین سامه[1] ها که میگ ها دست
روی دست نهاده باشند، بزند. ویتنام هم از دست
فرانسویان و آمریکایی ها ویران شد و سپس
بدست ما آباد گردید و ریشخند[2] های شما هم
چیزی از قهرمانی[3] های ویتکنگ که میهن خود را از
دست بزرگترین اَبَرکشور[4] جهان که گویا یک فانتومش
از پس یک اسکادران میگ بر میآمد؛! رهانیدند، نمیکاهد!

نوشته من را یک دور دیگر بخوانید :

sonixax

در صورتی که همان اسکادرانهای سوخو و میگ و خپلف روی هم از پس یک F22 بر نمی آیند ، یک F22 در حالی میتواند 6 میگ و سوخو و باقی آت و آشغالهای روسی را در آن واحد نابود کند که آنها حتا از وجودش باخبر هم نمیشوند :))

آن دو تایی هم که با خبر میشوند (از روی نابودی رفقایشان) تا بفهمند دژمن کجاست ریق رحمت رو سر کشیده اند . 4 تا 6 تای باقیمانده از اسکادران هم تا بخواهند بفهمند چه شده F22 در ناو جنگی USS George H.W. Bush فرود آمده خلبانش دارد میرود که بشاشد :)))

در مورد ویتنام هم بهتر است تصاویر سخن بگویند

:

مهر ورزیده ما را از این همه آبادانی بی نصیب بگذارید .

مزدك بامداد

شکاف در میان اردوی بهره کشان ؟

اگر این شکاف است پس منشعب شدن چپ و راستی چپی ها و هی شاخه تازه باز شدن درشان چیست ؟

نمونه :

حزب کمونیستی کارگری ایران -> منشعب شد به حزب کمونیستی کارگری ایران - حکمتیست -> همینها اخیرن منشعب شده اند به حزب کمونیستی کارگری ایران - حکمتیست 1 و 2 :)))

یک جوکی هست که میگه : "اگر یک حزب دونفره چپی داشته باشیم حتمن به دو حزب تک نفره با اهداف و روش جداگانه منشعب خواهند شد :)))" ، البته بیشتر به واقعیت شبیه هست تا جوک !

اگر در اردوی سرمایه داری اختلاف نظر هست و این اختلاف نظر از دید شما شکاف است ، اردوی چپ و کمونیسم که تکه پاره است رسمن 😚

Reactor #۳۷۳
Mehrbod

راه‌هایِ گوناگون دارد, آسانترین و آزموده‌ترینِ آن باژ[1] گرفتن از سرمایه‌دار بهره‌کش و هزینه کردن و بازگردانی
آن برای توده‌یِ بهره‌ده است, چیزیکه در اروپا تا یک اندازه‌یِ مرزمندی داریم و هر چه بهزیستی[2] آنجا میبینیم, از همین میاید.

راهِ دیگر و آنچه من در این جُستار کوشیدیم بپردازم — ولی زیر خرواری از نوشته‌ها فرورفت — سپردن کار به ماشینها/روباتها بود, بگونه‌ای که همبودی[3] داشته باشیم که هر هومنِ[4] زنده
سزامندی[5] (= entitled) داشتن خوراک, نوشاک, پوشاک, درمان و سرپناه رایگان را بی نیاز از هرگونه کار و بیگاری داشته باشد. در چنین همبودی بیگمان همچنان کار و پیشه‌هایی[6] خواهیم داشت, کسانیکه میکوشند و کار میکنند هم فرنودانه[7] درآمد و تراز[8] زندگی
بالاتری دارند, ولی دیگر بهره‌کشی (دستکم به گستردگی امروز) نخواهیم داشت, زیرا بهره‌کشی تنها زمانی رخ‌میدهد که بهره‌ده اگر کار
نکند گرسنه میماند, ولی هنگامیکه کارگر گرسنه نبود و به کار برای برآوردن[9] نیازهای روزانه‌یِ خویش نمی‌نیازید[10] و تنها برای پیشرفت, بهکرد,
گسترش و افزایش دانش و خرد و رسیدن به چیزی والاتر و بالاتر از نان و آب بود که میکوشید, آنگاه میتوانیم خودمان را براستی خردگرا دانسته باشیم.

بروشنی, نیازی نیست از همین فردا ١٠٠% کارها به ماشین سپرده شوند, ولی میبایستی تا جاییکه میتوان کارها را به
ماشین سپرد (٧٠% بهتر از ٦٩% است, ٨٠% بسیار بهتر از ٧٠% است و ...) و مالکیت این ابزار فرآورش[11] خودکاریزه نیز بی چون و چرا بایستی همگانی باشد.

چنین چیزی از دید فندین میدانیم همین امروز شدنی است, یعنی اگر آن ١٠% مفتخور
سرمایه‌دارِ بالای هرم کمی از آز[12] و انگلواری خودشان بزنند و بسوی زیرساختارهای هر چه بیشتر فندین و
خودکاریزه روی بیاوریم, بیگمان میتوان ٧ میلیارد آدم زنده را تا اندازه‌یِ خوبی — نه آنجور که در اروپا باشد, ولی همچنان
خوبی — پشتیبانی نمود و بجای همبودی سرمایه‌دار و بهره‌کش و هومنستیز[13], همبودی خردپذیر و هومن‌دوست و دانش‌پرور داشت.

کارهای یَدی که در راه پیمایش پیشرفت تکنولوژی به روبات ها و کامپیوترها سپرده میشوند. الان هم بسیاری از تعدیل نیروی شرکت ها به همین دلیل است.
اما دید شما یک دید آرمانگرایانه است. ما تا رباتیک کردن دست کم اکثر کارهای سخت و یَدی هنوز راه در پیش داریم.

سیستم جایگزین پیشنهادی شما در زمان حال چیست؟

Reactor #۳۷۴
مزدك بامداد

اینرا هم که گفتیم که آمریکا بارها از شوروی پولدار تر بود، چون
جهان را چاپیده بود

جناب مزدک چنان سخن میگویید انگار که در مطالعه ی تاریخ تازه واردید!
شوروی کم فقط و فقط و فقط ایران را چاپید؟
انگلیس آنقدر ایران را چاپید که شوروی همچون مغول توبره کرد؟

17 شهر قفقاز را که از خاک ایران جدا کرد؟

جنبش های جدایی طلبی زمان مرحوم رضاخان را کدام کشور, پشتیبانی نظامی و سیاسی و مالی میکرد؟
این همه زخم خوردن ایران از شوروی و روس! چاپیدن نیست؟
بقیه کشورها را چه اندازه چاپید و جیب خودش را پر کرد بماند!👎

kourosh_bikhoda #۳۷۵
مزدك بامداد

به وارونه، این سخنان ما نشان داد که یک هواپیمای جنگی آمریکایی نمیتوانسته همتراز یک اسکادران میگ باشد، همچنان که داویده[1] بودید!

من چیو داویده بودم؟ من داویده بودم که یک جنگنده امریکایی از پس یک اسکادران میگ بر نمیاد؟!
اصلن میدانید اسکادران چیست؟

Ouroboros #۳۷۶
sonixax

در مورد ویتنام هم بهتر است تصاویر سخن بگویند :

ایشان به وقت پرداختن به ضعف ذاتی سیستم سوسیالیستی برای پیشرفت تکنولوژیک از «بهای تکنولوژی» سخن می‌گویند اما پای صحبت درباره‌ی پیروزی ویتنام به آمریکا، یا توسعه‌ی اقتصادی شوروی استالینی که به میان می‌رسد اندازه‌گیری بهایی که برای آن «پیروزی‌ها» و «پیشرفت‌ها» پرداخت شد گویا چندان به صرفه نیست.

😚

مزدك بامداد #۳۷۷
Reactor

17 شهر قفقاز را که از خاک ایران جدا کرد؟

😜😜😜😜

سرکار بیسواد!

شهرهای ایران در زمان قاجار و پس از باختن پی در پی قاجار در یورش
به بدبختانی چون گرجستان و ارمنستان برای برده گیری و کنیز گیری و ... ،
در برابر ارتش مدرن تر روسیه تزاری از ایران جدا شدند. پس شما چند
بار ایرنگ کردید، روسیه تزاری بود و شوروی نبود، جنگهای آغازیده از سوی
قاجار های ناشایست بود که باختند، نه اینکه روس آمده باشد بگیرد.!

😄😄

مزدك بامداد #۳۷۸
Ouroboros

ایشان به وقت پرداختن به ضعف ذاتی سیستم سوسیالیستی برای پیشرفت تکنولوژیک از «بهای تکنولوژی» سخن می‌گویند اما پای صحبت درباره‌ی پیروزی ویتنام به آمریکا، یا توسعه‌ی اقتصادی شوروی استالینی که به میان می‌رسد اندازه‌گیری بهایی که برای آن «پیروزی‌ها» و «پیشرفت‌ها» پرداخت شد گویا چندان به صرفه نیست.

اینهم بیجاست. کارهایی بر کارهای دیگر برگزیدگی و بایستگی بیشتر دارند.
زبانزد پارسی هم میگوید: اول وجود، بعدا ً سجود.
برای انیکه شما هم هتا هوش کنید، باید نخست یک کشوری نیروی پدافندی
و ساختاوری و چیزهای زیست-بایسته ی دیگر را داشته باشد که از سایه ی
جنگ و بیم دشمنان (سرمایه دارش) در زینهار باشد و سپس به فراوردن لادا و
قاقا بپردازد. کسانی که نمی توانند جایگاه ایندو را از هم بازشناسند، یا
نمی خواهند، ناچار به داوری نادرستی که فرمودید، دچار میگردند!

پارسیگر

مزدك بامداد #۳۷۹
sonixax

در مورد ویتنام هم بهتر است تصاویر سخن بگویند :

اینهم بیجاست. باید به آمار نگاه کرد! که در لینک زیر میتوانید نگاه کنید.
Vietnam - Wikipedia, the free encyclopedia *
فراموش نکنید که دوستان سرمایه دار آمریکایی هار شما، ویتنام را با
خاک یکسان کردند و هرچه اکنون ساخته شد، از کار سخت و قهرمانانه ی
ویتنامی هاست.

*
According to a 2008 forecast by PricewaterhouseCoopers, Vietnam may be the fastest-growing of the world's emerging economies by 2025, with a potential growth rate of almost 10% per annum in real dollar terms.[104] In 2012, HSBC predicted that Vietnam's total GDP would surpass those of Norway, Singapore and Portugal by 2050.[105]

پارسیگر

Ouroboros #۳۸۰
مزدك بامداد

هوش کنید

مزدک ارجمند، مشکل ما فهمیدن یا نفهمیدن مواضع مضحک شما نیست، پذیرفتن یا نپذیرفتن این توجیهات برای نسل‌کشی‌ها و قتل‌عام‌های میلیونی کمونیستها در قرن بیستم است. هوش کنید که ما نمی‌پذیریم هیچ میزانی از برابری یا توسعه‌ی اقتصادی یا ستیز با امپریالیسم، ارزش کشتار میلیونها انسان را داشته باشد و روده‌درازیهای شما در جهت توجیه این جنایات را با حیرت و بیزاری می‌نگریم.

Mehrbod #۳۸۱
Ouroboros

مزدک ارجمند، مشکل ما فهمیدن یا نفهمیدن مواضع مضحک شما نیست، پذیرفتن یا نپذیرفتن این توجیهات برای نسل‌کشی‌ها و قتل‌عام‌های میلیونی کمونیستها در قرن بیستم است. هوش کنید که ما نمی‌پذیریم هیچ میزانی از برابری یا توسعه‌ی اقتصادی یا ستیز با امپریالیسم، ارزش کشتار میلیونها انسان را داشته باشد و روده‌درازیهای شما در جهت توجیه این جنایات را با حیرت و بیزاری می‌نگریم.

خیر, اینها سخنان مردم‌فریبانه‌یِ بهره‌کشان هستند که هر اندیشه‌ای که به مرگ و کشتار رسید, پس خودبه‌خود بد هم میشود.

همانجور که اگر کسی به خانه‌یِ شما آمده و خواست به شما و همسرتان تجاوز نموده و سر به نیست تان کند, کشتن وی
نه تنها اخلاقی است, که اگر نکشید نادان‌اید, بهمین سان اگر یک مشت elite بهره‌کش نمیخواستند دربرابر کارِ درست (دست کشیدن
از بهره‌کشی و مفتخوری) راه بیایند و به ستیز و جنگ برخاستند, پدافند از خودتان و ستیز و جنگ و نبرد با ایشان نیز شایسته و بایسته میشود.

پارسیگر

sonixax #۳۸۲
مزدك بامداد

اینهم بیجاست. باید به آمار نگاه کرد! که در لینک زیر میتوانید نگاه کنید.
Vietnam - Wikipedia, the free encyclopedia *
فراموش نکنید که دوستان سرمایه دار آمریکایی هار شما، ویتنام را با
خاک یکسان کردند و هرچه اکنون ساخته شد، از کار سخت و قهرمانانه[1] ی
ویتنامی هاست.

یک عکس واقعی به از صد آمار ساختگی !
اینکه آمریکا ویتنام را با خاک یکسان کرد ربطی به ناتوانی کمونیسم در برابر کاپیتالیسم ندارد .

شما فرمودید که کمونیستها در جنگ ویتنام آمریکا را بردند (تنها برد تاریخیشان که میشود آن را با نبرد ماراتون مقایسه کرد :دی) ما هم عرض کردیم که این پیروزی به قیمت نابودی کامل ویتنام به دست آمده .
بعد شما فرمودید که نه خیر بعدش کمونیستها آنجا را آباد کردند ! ما هم یک مقداری از آبادیهایش را به رخ کشیدیم .
همین و بس

.

kourosh_bikhoda #۳۸۳

چین که اِنده سرمایه داری شده.
بلوک شرق که واپاشید و همه به سمت سرمایه داری و خصوصی سازی غش کردند.
روسیه که مایه دارهای جهان رو جمع کرده و صادر میکنه به کشور آرزوها (امریکای جهانخوار).
چندتا کشور چسکی شیلی و کره شمالی و کوبا میمونند تا کمونیسم رو به صورت جهانیان بزنند.

بالاخره مشخص نشد این همبود "از کار در روها" (همان کمونیست ها) آیا در جایی موفق هم بوده یا نه؟

Ouroboros #۳۸۴
Mehrbod

خیر, اینها سخنان مردم‌فریبانه‌یِ بهره‌کشان هستند که هر اندیشه‌ای[1] که به مرگ و کشتار رسید, پس خودبه‌خود بد هم میشود.

همانجور که اگر کسی به خانه‌یِ شما آمده و خواست[2] به شما و همسرتان تجاوز نموده و سر به نیست تان کند, کشتن وی
نه تنها اخلاقی است, که اگر نکشید نادان‌اید, بهمین سان اگر یک مشت elite بهره‌کش نمیخواستند دربرابر کارِ درست (دست کشیدن
از بهره‌کشی و مفتخوری) راه بیایند و به ستیز و جنگ برخاستند, پدافند[3] از خودتان و ستیز و جنگ و نبرد با ایشان نیز شایسته[4] و بایسته[5] میشود.

لطفا نسل‌کشی خمرهای سرخ در کامبوج و نسل‌کشی هولدومور را در این پارادایم برای ما تشریح بکنید.

Mehrbod #۳۸۵
Reactor

کارهای یَدی که در راه پیمایش پیشرفت تکنولوژی به روبات ها و کامپیوترها سپرده میشوند. الان هم بسیاری از تعدیل نیروی شرکت ها به همین دلیل است.
اما دید شما یک دید آرمانگرایانه است. ما تا رباتیک کردن دست کم اکثر کارهای سخت و یَدی هنوز راه در پیش داریم.

روشن است کارهای یدی یا همان دستی تنها زمانی به ماشین دارند سپرده میشوند که کار برای سرمایه‌دار سودآوری بیشتری داشته باشد (
پُرگاه ولی میبینیم سپردن کار به نیروی ارزان چین سودآورتر است, تا خودکار نمودن آن) و همچنین بریخت پراکنده انجام میپذیرد: یک چرخ آنجا باید
بارها بار از نو ساخته شود, هنگامیکه در سامانه‌ای آژگاهیک میتوان یکبار با خودکارسازیِ یک ابزار آنرا بی patent و این بازیهایِ بسیار زمانبر, یکراست همگانی نمود.

نکته‌یِ دوم, در این فرایند‌هایِ خودکارسازی (اتوماسیون) از سودِ سرمایه‌داران نه تنها هیچ به کارگر آنجا نمیرسد, که وی از کار نیز بیکار شده و گرسنه هم میماند!

Reactor

سیستم جایگزین پیشنهادی شما در زمان حال چیست؟


١- رهاندن همه‌یِ مردم از کار و بیگاری: هیچکس نیاز به کار در راستای برآوردن نیازهای پایه‌ای خود نداشته باشد = دسترسی رایگان به خوراک, پوشاک, نوشاک, سرپناه و بیمه‌یِ درمانی برای تک تکِ مردم.

٢. گرفتن باژ هر چه بیشتر از سرمایه‌داران و بهره‌کشان و هزینه‌ نمودن آن در پی‌ریزیِ زیرساختارهای هر چه بیشتر فندین و خودکارساخته (automated) + بازگردانیدن بهره‌یِ این زیرساختارها/ابزارهای فرآورش به تک تکِ مردم (همگانی بودن آنها)

چنانکه گفتیم, هیچ نیازی نیست از آغاز ١٠٠% کارها به ماشین‌ها سپرده شوند, ولی ٧٠% بهتر از ٦٩% است و ٨٠% بسیار بهتر از ٧٠% است و همینجور رو به بالا.

پارسیگر

sonixax #۳۸۶
kourosh_bikhoda

بالاخره مشخص نشد این همبود "از کار در روها" (همان کمونیست ها) آیا در جایی موفق هم بوده یا نه؟

یک انیمیشنی هست به نام Wall-E ، قبلن هم توی همین تاپیک گفتم . دوستان وقت کردند حتمن ببینند . قشنگه .

Reactor #۳۸۷
مزدك بامداد

😜😜😜😜 سرکار بیسواد! شهرهای ایران در زمان قاجار و پس از باختن پی در پی قاجار در یورش به بدبختانی چون گرجستان و ارمنستان برای برده گیری و کنیز گیری و ... ، در برابر ارتش مدرن تر روسیه تزاری از ایران جدا شدند. پس شما چند بار ایرنگ کردید، روسیه تزاری بود و شوروی نبود، جنگهای آغازیده از سوی قاجار های ناشایست بود که باختند، نه اینکه روس آمده باشد بگیرد.! 😄😄 •

بسیار خوشحالم از اینکه شما را شاد و مسرور میبینم. امیدوارم همیشه خوشحال باشید. ظاهرا من را متهم به ناآگاهی تاریخی کرده اید. جمله ی من کوتاه و کامل بود. آیه ی قرآن نبود و نیاز به تفسیر نداشت. یعنی باید دقیقا به "روسیه تزاری" اشاره میکردم و اطلاعات حاشیه ای میدادم که درست میشد؟ روسیه ی تزاری یا شوروی! بورکینافاسو که نگفتم. حسن کچل یا کچل حسن. حالا روسیه یا شوروی یا روسیه تزاری یا هر اسمی که شما بروی آن منطقه میگذارید, فرشته شد و تاریخ درست و درمان شد و

...

Mehrbod #۳۸۸
kourosh_bikhoda

بالاخره مشخص نشد این همبود "از کار در روها" (همان کمونیست ها) آیا در جایی موفق هم بوده یا نه؟

ما داریم درباره‌یِ کاربرد «فندآوریهایِ نوین» در چیزیکه براستی ارزشمند است سخن میگوییم و آن رهانیدن آدم از کار در برآوردن نیازهای روزانه اش میباشد.

پس روشنه از روی 'نوینی', در تاریخ بدنبال چنین چیزی نمیتوان گشت, ولی ابزارهاییکه تا به امروز بدست هومنی ساخته شده‌اند نیز کارکرد شان جز این نبوده; اگر زمانی با
دست زمین را شخم میزده‌اند, دیرتر گاوآهن را ساخته‌اند و امروز نیز در دنباله combine را ساخته‌اند و در همه‌یِ اینها از رنج و بار رنجبَر کاسته شده و به قول شما, از کار در رفته است!

کُندی این روند سودمند و هومن‌دوستانه, بویژه امروز که ما به همه‌یِ فند‌هایِ نیازین برای خودکارسازی هر چه بیشتر همگیِ زیرساختارها
دستیافته‌ایم نیز باز بیشترین ریشه را از سرمایه‌داری میگیرد, زیرا همچنانکه در پیک پیشین گفتم, با بودن سرمایه‌داران فرایند خودکارسازی بهتر از این نیست:

١- تنها زمانی سرمایه‌داران به این روی میاورند که برایشان فرایند خودکارسازی ارزانتر از outsource نمودن کار و بهره‌کشی از مردم بدبختی چون چین و هند و ... باشد.
٢- پس از خودکارسازی یک فرایند, هیچ سودی به رنجبَر نمیرسد و هتا بیکار شده و یا باید از نو برود یک چیزی بیاموزد, یا اینکه از گرسنگی جان دهد!

این دو رویکرد بروشنی هومن‌ستیزانه هستند. یکی بهره‌برداری از بدبختی و نداری مردم
دیگر کشورهای جهان سوم است, دیگری نیز بروشنی زیرپا له نمودن بسیاری از مردم میباشد.

برای نمونه شرکتی را بیانگارید که با ساخت و برنامه‌ریزیِ یک نرم‌افزار/سخت‌افزار (OCR), بخشی از کارِ
راهیابی نامه‌‌هایِ پستی که هنوز از روی لغزشهای بالای نرم‌افزار دستی انجام میشوند را خودکار میسازد.

پس از داشتن این نرم‌افزار/سخت‌افزار, ما آنجا توانسته‌ایم همزمان شمار بسیاری کارگر را نیز از کار
بیکار کنیم. نکته‌یِ گیرا هم این باشد که اگر شما همچون نرم‌افزاری را نسازید, یک دیگر با کار برای سرمایه‌دار میسازد!

خوب این بروشنی سامانه‌ای هومن‌ستیز است. به کسیکه نقش مهراز نرم‌افزار دارد سرمایه‌دار پول میدهد بخشی از کار وی را خودکارسازد, پس از خودکارسازیِ
آن کارگرانی که تاکنون از این راه گذران زندگی میکرده‌اند (گاه ٣٠ سال و بیشتر) نون باید بیکار شده و در بازار آزاد (بخوان: جنگل) دنبال یک کار و پیشه‌یِ
دیگر بگردند — که اگر سالتان کمی بالا باشد میتوانید دور آنرا یک خط کلفت بکشید — و همه‌یِ زیان را اینجا کارگر رنجبَر داشته و همه‌یِ سود را سرمایه‌دار بهره‌کش (که کار در روُی راستین باشد).

اکنون اگر ما بتوانیم همبود کاررها را آنجا داشته باشیم, چنین کارگری که از کار بیکار شده و در زندگی هیچ گناهی نکرده و
"آدم کار در رویی نبوده" (بساکه یکی مانند من آنجا با خودکارسازی کار اش او را بیکار کرده), آیا سرنوشت این آدم و هموند هومنی
نباید برای ما چون دیگر سودآوری ندارد باارزش باشد؟ و آیا میتوانیم او را بی وژداندرد از سر باز کرده و با نگرانی‌ها و بدبختی هایش تنها بگذاریم؟

اگرنه, پس اینجا ما داریم میبینیم که روند فندآوری بجای آنکه باری را از دوش توده‌یِ مردم (٩٠% و بیشتر) بردارد, به ابزاری دگریسته که برای همان ١٠% و
کمترِ سرمایه‌داران بهره‌کش سودآوری میکند و تنها از این رهگذر, یک پسمانده‌ای هم از پیشرفتهای و خوبی‌هایِ آن بریخت نایکراست به خود رنجبَران بازگردانده میشود.

در سوی دیگر, در خود فرایند «کار» نیز هیچ چیز والا و بالایی نیست و اگر تا به امروز آنرا ستوده‌اند و "برو کار کن مگو چیست کار"ها برایمان سروده‌اند,
از اینرو بوده که اگر نمیکرده‌‌ایم ناگزیر از مرگ و نیستی بوده‌ایم و پذیرش کار و خودفریبی در زیباسازی آنرا از سر ناچاری کرده‌ایم, نه درستیِ سخن.
امروز ولی با پیشرفت فندآوری برای نخستین بار در سرتاسر تاریخ هومنی ما این دستیافت و دگرگزین را داریم که این فرایند دشوار و ناخواستنی به نام "کار",
بویژه‌یِ گونه‌یِ سخت آن را یکبار و برای همیشه از سر باز نموده و زمان باارزش و توانمایه‌یِ شگرف خود امان را روی گشایش پرسمانها و دشوارهای ارزشمندتری (همچون: ستیز با بیماری‌ها و پتیاره‌ها, رسیدن
به نامیرایی مادی, ساخت کهکشان‌نورد‌هایِ بهتر و بهینه‌تر, بهکرد هوش و توان مغز آدمی, گسترش خرد و دانش هر چه بیشتر, ...) ببریم و همچنین با گرفتن پول از
آن ١٠% مفتخور بهره‌کش, گرفتاریهایی که از روز یکم دامنگیر هومنی بوده‌اند همچون گرسنگی, نداری, مرگ و میر از سرما و گرما و نبود سرپناه و دیگری‌ها را نیز به یاری هزینه‌یِ درست آن بزدائیم.

همه‌یِ اینها شدنی است, زمانیکه بیشینه‌یِ مردم دریابند:

١- کار تنها و تنها زمانی خوب است که به بهزیوی و بهزیستی هومنی بیانجامد.
٢- بهره‌کشی همواره بد است, چرا که مایه‌یِ پدیدآمدن مفتخوری و کُندی در رسیدن به این آماج میشود.
٣- فندآوری و نوآوری باید در راستای برداشتن باری از دوش مردم به کار روند, نه بیکار ساختن و بودن فشاری بیشتر بر آنها.
٤- آز و آزمندی بد است: همه‌یِ دستآورد‌هایِ نژاد هومنی باید از مردم, برای مردم باشد. نه از مردم, برای یک مشت elite و بهره‌کش آزمند.
٥- ...

پارسیگر

Ouroboros #۳۸۹

نظرات من درباره‌ی موضوع:

۱. همبود کاررها هرگز کمونیستی نیست و نمی‌تواند باشد، معیار اصلی جامعه‌ی کمونیستی در تقسیم برابر کار و نتایج آن نهفته است. جامعه‌ای که قادر به حذف نیاز به کار بوده، مطلقا فاشیستی خواهد بود. یک دولت مرکزی بسیار قدرتمند که شهروندان خود را در موقعیتی نباتی نگاه می‌دارد تا کنترل خود بر جامعه را هرچه بیش از پیش تثبیت بکند زیرا هیچکس قادر یا حتی مایل به جلوگیری از آن نیست. تصور بکنید دولتی به شما پیشنهاد بدهد تا همه‌ی نیازهای خود را مجانا، و به هر اندازه که خواستید(نه مثل ایده‌آل ادعایی سوسیالیسم: هر اندازه که «نیاز» داشتید)می‌توانید ارضا بکنید.

۲.

من گمان می‌کنم بدترین نوع متصور جامعه‌ی بشری، همین مُدلی‌ست که در آن انسانها از کار کردن بی‌نیاز شده‌ باشند. چنان جهانی قطعا یک دیستوپیای تمام عیار از آدمهایی چاق، خرفت، خنگ، بی‌سواد، بی‌انگیزه و از هر جهت ناتوان است که لوله‌های متعددی به بدنشان وصل شده، و ماشینهای مختلفی در خانه تمام کارهایشان را انجام می‌دهند و ایشان زندگی هدونیستی مالوفی را دنبال می‌کنند. زندگی که همه چیز به محض آرزو کردن بلادرنگ ارضا می‌شود و شخص و جمع هر دو ارتباط خود با هر نوعی از مفهوم را از دست می‌دهند.

لحظه‌ای به نهنگهای خشکی‌زی که در کنارتان قدم می‌زنند، آدمهای بالای صد کیلو، کسانی که هفته‌به‌هفته از خانه بیرون نمی‌روند و امثالهم بنگرید و ببینید که فقط غذای بیش از حد نیاز چه بلایی بر سر جامعه‌ی بشری آورده، و تصور بکنید سکس، خواب، تفریح، مستی، نشئگی و سرگرمی بدون محدودیت، چه در بعد زمانی، چه در بعد اقتصادی، چه در بعد فردی در اختیار انسانها قرار بگیرد.

۳. یکسری مشاغل هستند که من پیش‌بینی می‌کنم هرگز به رباتها تعلق نگیرد:

  • پلیس: اگر بنا باشد ربات‌ها به برنامه‌ی پیشفرضی جهت آسیب نرساندن به انسانها مجهز باشند که آنها را از کتک زدن، شکنجه کردن، تحقیر کردن، ترساندن، تهدید کردن و ... انسانها باز می‌دارد، پلیس انسانی برای این کار همواره لازم خواهد بود!
  • پزشکی: وقتی عزیزی بیمار می‌شود و یا می‌میرد نیاز به ارتباط انسانی بالاتر می‌رود.
  • هنرمندی: بسیار بعید است که بتوان رباتی را ساخت که قادر به بازی کردن تمام عواطف، یا پیاده کردن آنها بدون احساسس کردنشان باشد. و ساخت رباتی که احساس می‌کند به نوعی عملی‌ست بی‌دلیل و اشتباه، ماشینی که حوصله‌اش سر می‌رود یا عصبانی می‌شود چیز چندان خواستنی به نظر نمی‌رسد.

۴. مشاغلی که بطور قطع به رباتها تعلق خواهند گرفت:

  • سکس: Sexbot، عروسکهای واقعی، پورن سه بُعدی، حسگرهای پیشرفته در سرتاسر بدن برای بازتولید لذت جنسی و ... مردان درپی افزایش مداوم نرخ دسترسی به سکس طی دویست سال اخیر هرچه بیشتر از بازار جنسی/جنسیتی خود را بیرون خواهند کشید و هرچه بیشتر از ساخت ابزارهایی برای ارضاء جنسی مستقل از زنان استقبال خواهند کرد. همین حالا، پورن خشک و خالی با همه‌ی محدودیتهای باورنکردنی که دارد برای بسیاری مردان که قادر یا مایل به مشارکت در زن‌پرستی سازمان‌یافته‌ی فرهنگی/اقتصادی/قانونی نیستند روش تخلیه‌ی معتبر و امکان‌پذیری‌ست.
  • وکالت: توانایی خلق ارتباط منطقی بین اجزای به ظاهر بی‌ارتباط یک واقعه(=استدلال)برای موجودی مطلقا منطقی و دارای هوشی پیشرفته بسیار آسان‌تر خواهد بود. وکیل آهنین شما هرگز قانونی را فراموش نمی‌کند، هیچگاه بدلیل خطای انسانی آسیب نخواهید دید و همواره به بهترین وکیل دنیا، با ارزان‌ترین هزینه‌ی ممکن دسترسی دارید.
  • آشپزی: امکان طراحی نرم‌افزاری که قادر به توصیف مزه‌ها برای ربات و درصد بندی نتیجه‌ی ترکیب این مزه‌ها و آشپزی مبتنی بر ریاضی را داشته باشد، و پیرو آن همان تنبلی دیوانه‌وار انسان و اشتیاق به خوردن هرچه هست، با حداکثر سرعت ممکن باعث حذف آشپزی سنتی و برآمدن آشپزی رباتیک می‌شود.

👽

مزدك بامداد #۳۹۰
Reactor

بسیار خوشحالم از اینکه شما را شاد و مسرور میبینم. امیدوارم همیشه خوشحال باشید. ظاهرا من را متهم به ناآگاهی تاریخی کرده اید. جمله ی من کوتاه و کامل بود. آیه ی قرآن نبود و نیاز به تفسیر نداشت. یعنی باید دقیقا به "روسیه تزاری" اشاره میکردم و اطلاعات حاشیه ای میدادم که درست میشد؟ روسیه ی تزاری یا شوروی! بورکینافاسو که نگفتم. حسن کچل یا کچل حسن. حالا روسیه یا شوروی یا روسیه تزاری یا هر اسمی که شما بروی آن منطقه میگذارید, فرشته شد و تاریخ درست و درمان شد و ...

شما نمیتوانید با گفتن "روس" ، ناروایی های تزار ها و فئودالها و مفتخوران روس را
( تازه اگر براستی در باره ی ما در زمان قاجار ناروایی کرده باشند که نکرده اند)،
به شمارگاه* و گردن کمونیستهای فرمانروایی رایزنی (شوروی) بیندازید که ! به وارونه،
این لنین بود که با آمدنش، کشور ایران را که میرفت مستعمره ی روس و انگلیس شده
و از میان به دو نیم شود، از این سرنوشت ننگین رهایی بخشید و بند تزار هارا از گردن
ما برداشت! این است که میگویم نخست کمی آگاهی تاریخی گر بیاورید که سخن
بیجا نگفته باشید و داوری بیجا نداوریده.

*
شمارگاه = حساب/ حساب بانکی Konto/account

پارسیگر

مزدك بامداد #۳۹۱
Ouroboros

مزدک ارجمند، مشکل ما فهمیدن یا نفهمیدن مواضع مضحک شما نیست، پذیرفتن یا نپذیرفتن این توجیهات برای نسل‌کشی‌ها و قتل‌عام‌های میلیونی کمونیستها در قرن بیستم است. هوش کنید که ما نمی‌پذیریم هیچ میزانی از برابری یا توسعه‌ی اقتصادی یا ستیز با امپریالیسم، ارزش کشتار میلیونها انسان را داشته باشد و روده‌درازیهای شما در جهت توجیه این جنایات را با حیرت و بیزاری می‌نگریم.

بیجاست، ما برای شما فرنود و گواه و برگه میاوریم و شما برای ما از کژفرنود "نوحه" سود میجویید؟
روشن است که در هر واژگشت و در هر رهگذری که نو بجای کهنه مینشنید و در هر زایمان، خونها
ریخته میشود و کشتگان پشتگان میشوند. نیروهای کهن که به این آسانی مفت خوری خود را رها
نمیکنند و هیچ آزادی و بهره مندی نیز بی ستیز و نبرد بدست نیامده و نخواهد آمد. برای هر یه
"ساعت مرخصی" که شما میروید، خونهای کارگرانی که در این راه جنگیده اند ریخته شده و میشود
و روشن است که در این زمانه ی گذر که نیروهای واژگشت هنوز نیروی جوان (ار دید تاریخی) و
بی آروین هستند، آسیب هایی هم بیش از انچه براستی نیاز بود پدید بیاید و "بیگناهانی" نیز
در این میان کشته شوند، بویژه زمانی که سرمایه داران همواره سایه جنگ و مرگ را بر سر
ما کمونست ها نگه میدارند، خود پدید آورنده ی یک بدبینی و دشواری روانی است که کار
مهربانی و آمرزش را سخت میکند. انجایی که هر که را بخشوده اید برگشته به شما خنجر میزند،
سخت است که دیگر بتوان به آسانی کسانی را بخشود. از این گذشته، این هم بایستی روشن
باشد که در روند واژگشت، که تنها همان خود روز واژگشت هم نیست و سالها نیز به درازا
میکشد، ویرانی هایی پدید میاید که باید انها را ساخت و اگر اکنون، این سازندگی باز در سایه ی
شمشیر هایی باشد که از بالای سر شما آویزان هستند، شما میکوشید که به هر بهایی،
نخست, سپری برای پدافند این شمشیر ها بسازید و سپس ، آسوده دل به خوشی و زندگی
آسان بپردازید. بزبان دیگر، این خود سرمایه داراها, فئودال ها و ستمگران بوده اند که در سده ها
و هزاره ها ستمگری و کشتار، شورشیانی پدید اورده اند که خشم فروخورده ی تاریخ را
در دل انباشته اند و خود همین ستمگران بهره کش هستند که با سرسختی و پایداری و
کارشکنی خود در برابر دادخواهان، آنهارا از هر گونه آمرزش و بخشایش باز میدارند
و ناچار از کشتار ها و گاه، کشتارهای ناروا و نابجا مینمایند.
ما میخواهیم مهربان باشیم ولی از اسمان نیامدیم:
اگر پرنیان است، خود رشته ای
وگر بار خار است، خود کـِشته ای
فردوسی پاکزاد

پارسیگر

مزدك بامداد #۳۹۲
sonixax

یک عکس واقعی به از صد آمار ساختگی !
اینکه آمریکا ویتنام را با خاک یکسان کرد ربطی به ناتوانی کمونیسم در برابر کاپیتالیسم ندارد .

شما فرمودید که کمونیستها در جنگ ویتنام آمریکا را بردند (تنها برد تاریخیشان که میشود آن را با نبرد ماراتون مقایسه کرد :دی) ما هم عرض کردیم که این پیروزی به قیمت نابودی کامل ویتنام به دست آمده .
بعد شما فرمودید که نه خیر بعدش کمونیستها آنجا را آباد کردند ! ما هم یک مقداری از آبادیهایش را به رخ کشیدیم .
همین و بس .

😄

بیجاست، آمار ما از بنمایه ی باورپذیر بوده و در ویکیپدیا و جاهای دیگر هم هست.
من هم میگویم شما روشن نیست این فرتور هارا از کجا آورده اید.
داستان:
روزی آموزگاری به روستایی رفت ولی آخوند از اینکه مردم آگاه شوند ناخشنود بود
و روزی به کلاس این اموزگار رفته و گفت مردم، این چیز درستی به شما یاد نمیدهد،
اگر راست میگویی، بنویس مار. و آموزگار نوشت "مار" سپس آخوند ماری را
روی تخته سیاه کشید و گفت: مردم مار این است که این نوشته یا این است
که من کشیدم ؟ مردم کودن هم آموزگار را بیرون کردند چون باور داشتند که

:
"

sonixax

یک عکس واقعی به از صد آمار ساختگی"

!!

پارسیگر

مزدك بامداد #۳۹۳
kourosh_bikhoda

چین که اِنده سرمایه داری شده.
بلوک شرق که واپاشید و همه به سمت سرمایه داری و خصوصی سازی غش کردند.
روسیه که مایه دارهای جهان رو جمع کرده و صادر میکنه به کشور آرزوها (امریکای جهانخوار).
چندتا کشور چسکی شیلی و کره شمالی و کوبا میمونند تا کمونیسم رو به صورت جهانیان بزنند.

بالاخره مشخص نشد این همبود "از کار در روها" (همان کمونیست ها) آیا در جایی موفق هم بوده یا نه؟

بیجاست، شما نخست یاد بگیرید که "سرمایه داری" به چه میگویند.
بکار گیری فند سرمایه داری/سرمایه گذاری و بهره کشی هومن از
هومن دو چیز جدا هستند.
---
این کشور ها هم به انگیزه ی ناکارآمدی کمونیسم که از هم نپاشیدند،
در پی جنگ سرد و همپیشی جنگ افزاری مانند جنگ ستارگان و ناچاری
از ساختن هزاران موشک برای پدافند از آمریکای جهانخوار و یاری به ملت های
قهرمان مانند نیکاراگوئه و کوبا و .. ورشکسته شدند. اگر این فشار سترگ
و سنگین باورنکردنی بیرونی نبود و این ها "غش" میکردند، سخن شما درست میبود!
---
کشور چوسکی شیلی هم کمونیستی نیست، سرکار ناآگاه! ! 😄
آنجارا هم دوستان امریکایی شما کودتا کردند و دولت دمکراتیک قانونی سوسیالیستی اش
را نابود ساختند که بتوانند پنجاه سال دیگر هم کانی های مس شیلی را بچاپند!

پارسیگر

Mehrbod #۳۹۴
Ouroboros

۱. همبود کاررها هرگز کمونیستی نیست و نمی‌تواند باشد، معیار اصلی جامعه‌ی کمونیستی در تقسیم برابر کار و نتایج آن نهفته است. جامعه‌ای که قادر به حذف نیاز به کار بوده، مطلقا فاشیستی خواهد بود. یک دولت مرکزی بسیار قدرتمند که شهروندان خود را در موقعیتی نباتی نگاه می‌دارد تا کنترل خود بر جامعه را هرچه بیش از پیش تثبیت بکند زیرا هیچکس قادر یا حتی مایل به جلوگیری از آن نیست. تصور بکنید دولتی به شما پیشنهاد بدهد تا همه‌ی نیازهای خود را مجانا، و به هر اندازه که خواستید(نه مثل ایده‌آل ادعایی سوسیالیسم: هر اندازه که «نیاز» داشتید)می‌توانید ارضا بکنید.

نه نگرفتید, نیاز به کار در هیچ همبودی از میان نرفته و نمیرود, بساکه گفتیم کارهای سخت (چیزهاییکه مایه‌یِ فرآورش نان و آب و دیگر
نیازهای پایه‌ای باشند) به ماشین سپرده میشوند و هر کاری دیگری آنجاست تا اگر شما خواهان زندگی بهتری بودید, به آنها بپردازید.

پس ما تنها دامنه‌یِ کارهای برای انجام را کاسته‌ایم + بهره‌کشی را بیخ برکنده‌ایم.

پارسیگر

Mehrbod #۳۹۵
Ouroboros

. من گمان می‌کنم بدترین نوع متصور جامعه‌ی بشری، همین مُدلی‌ست که در آن انسانها از کار کردن بی‌نیاز شده‌ باشند. چنان جهانی قطعا یک دیستوپیای تمام عیار از آدمهایی چاق، خرفت، خنگ، بی‌سواد، بی‌انگیزه و از هر جهت ناتوان است که لوله‌های متعددی به بدنشان وصل شده، و ماشینهای مختلفی در خانه تمام کارهایشان را انجام می‌دهند و ایشان زندگی هدونیستی مالوفی را دنبال می‌کنند. زندگی که همه چیز به محض آرزو کردن بلادرنگ ارضا می‌شود و شخص و جمع هر دو ارتباط خود با هر نوعی از مفهوم را از دست می‌دهند.

لحظه‌ای به نهنگهای خشکی‌زی که در کنارتان قدم می‌زنند، آدمهای بالای صد کیلو، کسانی که هفته‌به‌هفته از خانه بیرون نمی‌روند و امثالهم بنگرید و ببینید که فقط غذای بیش از حد نیاز چه بلایی بر سر جامعه‌ی بشری آورده، و تصور بکنید سکس، خواب، تفریح، مستی، نشئگی و سرگرمی بدون محدودیت، چه در بعد زمانی، چه در بعد اقتصادی، چه در بعد فردی در اختیار انسانها قرار بگیرد.

اینهم سخنی بی سر و ته بود.
مگر کشورهای سوسیالیستی اروپایی هماکنون جز این هستند؟ شما در اروپا هم میتوانید هیچ کار نکنید و از دولت هزینه‌هایِ گذران زندگی را (گرچه با اخم و تخم) بگیرید
, ولی میبینیم نه تنها کار برچیده نشده که بیشتر از همان آمریکایی‌ها هم مردم کار میکنند و بامزه‌تر از همه, در اروپا شما بسختی و شاید با برخ یک به ده/صدهزار آدم چاق ببینید!

((:

ولی خب این سخنان چه ارزشی دارد, بگذارید میلیونها تن از
گرسنگی و در رنج و درد بمیرند تا زندگی امیر "هدفمند" بماند!

پارسیگر

undead_knight #۳۹۶
Mehrbod

خیر, اینها سخنان مردم‌فریبانه‌یِ بهره‌کشان هستند که هر اندیشه‌ای که به مرگ و کشتار رسید, پس خودبه‌خود بد هم میشود.

همانجور که اگر کسی به خانه‌یِ شما آمده و خواست به شما و همسرتان تجاوز نموده و سر به نیست تان کند, کشتن وی
نه تنها اخلاقی است, که اگر نکشید نادان‌اید, بهمین سان اگر یک مشت elite بهره‌کش نمیخواستند دربرابر کارِ درست (دست کشیدن
از بهره‌کشی و مفتخوری) راه بیایند و به ستیز و جنگ برخاستند, پدافند از خودتان و ستیز و جنگ و نبرد با ایشان نیز شایسته و بایسته میشود.

پارسیگر

از معجزات کمونیسم این هست که مهربود انسان دوست و مخالف اعدام ما، تلفات و کشتارهای دولت های کمونیستی رو(که در بسیاری از موارد "زندانی" هستند نه عده ای مهاجم مسلح) با دفاع در مواردی که خودمون در معرض تهدید مستقیم و صریح هستیم رو مقایسه میکنه:)

مزدك بامداد #۳۹۷
undead_knight

از معجزات کمونیسم این هست که مهربود انسان دوست و مخالف اعدام ما، تلفات و کشتارهای دولت های کمونیستی رو(که در بسیاری از موارد "زندانی" هستند نه عده ای مهاجم مسلح) با دفاع در مواردی که خودمون در معرض تهدید مستقیم و صریح هستیم رو مقایسه میکنه:)

بیجاست، این مرگ و میرهای کمونیستی! نیستند. کمونیست ها که از آسمان نیامدند،
همین ستم های بهره کشان انهارا پدید اورد و اکنون که نو میخواهد کهنه را از میان ببرد،
آنرا کشتار های کمونیستها مینامند! لابد در روم باستان هم کشتار هایی که در پی
شورش اسپارتاکوس روی داد، کشتار ها و تبهکاری های این بردگان پدرسوخته بوده
است و گرنه رومی ها که همه خوشگل و ناز بودند!

sonixax #۳۹۸
مزدك بامداد

بیجاست، آمار ما از بنمایه[1] ی باورپذیر[2] بوده و در ویکیپدیا و جاهای دیگر هم هست.
من هم میگویم شما روشن نیست این فرتور[3] هارا از کجا آورده اید.
داستان:
روزی آموزگاری به روستایی رفت ولی آخوند از اینکه مردم آگاه شوند ناخشنود بود
و روزی به کلاس این اموزگار رفته و گفت مردم، این چیز درستی به شما یاد نمیدهد،
اگر راست میگویی، بنویس مار. و آموزگار نوشت "مار" سپس آخوند ماری را
روی تخته سیاه کشید و گفت: مردم مار این است که این نوشته یا این است
که من کشیدم ؟ مردم کودن هم آموزگار را بیرون کردند چون باور داشتند که :

شما بروید در وسط بیابان هم چهار تا چوب سرهم کنید رویش یک پارچه بکشید زیر سایه اش لم بدهید اسمش میشود ساختن و آبادانی و ....
مهم یا به قول خودتان مهند این است که این سازندگی چه میزان و چگونه باشد .
نتیجه اینکه ما آن آمار را قلابی میدانیم و وقتی که ویتنام را مقایسه میکنیم با ژاپن خنده مان میگیرد به این همه آبادانی دوستان کمونیست و ازشان میخواهیم که ما را از این آبادانی بی نصیب بگذارند

.

مزدك بامداد #۳۹۹
sonixax

شما بروید در وسط بیابان هم چهار تا چوب سرهم کنید رویش یک پارچه بکشید زیر سایه اش لم بدهید اسمش میشود ساختن و آبادانی و ....
مهم یا به قول خودتان مهند این است که این سازندگی چه میزان و چگونه باشد .
نتیجه اینکه ما آن آمار را قلابی میدانیم و وقتی که ویتنام را مقایسه میکنیم با ژاپن خنده مان میگیرد به این همه آبادانی دوستان کمونیست و ازشان میخواهیم که ما را از این آبادانی بی نصیب بگذارند .

😄

ما هم برای خرسند سازی شما که انیجا نیستیم، شما میتوانید به گاو پرنده هم همچنان باور
داشته باشید. ما تنها برای خوانندگان گرایندی که سخن ما و شمارا میسنجند اینجا هستیم
و برای همین بنمایه و گواه و آمار باور پذیر آورده، میکوشیم فرنودین و کوشا سخن بگوییم.
شما هم باید یاد بیگیرید که انیجا مانند کلوزئوم است که دو گلادیاتور باهم در انجا می جنگند
تنها برای "تماشاگران" ( انیجا

برابر "خوانندگان") ! و گرنه من با شما چه پیوند وسخنی دارم ؟

کوشا= serious
پارسیگر

sonixax #۴۰۰
مزدك بامداد

ما هم برای خرسند سازی شما که انیجا نیستیم، شما میتوانید به گاو پرنده هم همچنان باور
داشته باشید. ما تنها برای خوانندگان گرایندی[1] که سخن ما و شمارا میسنجند[2] اینجا هستیم
و برای همین بنمایه[3] و گواه و آمار باور پذیر آورده، میکوشیم فرنودین[4] و کوشا سخن بگوییم.
شما هم باید یاد بیگیرید که انیجا مانند کلوزئوم است که دو گلادیاتور باهم در انجا می جنگند
تنها برای تماشاگران( اینها برابر خوانندگان) ! و گرنه من با شما چه پیوند وسخنی دارم ؟

منظور من هم از ما من نبود !
منظور از ما جمعیتی بود که کمونیسم در پی زورکی رستگار کردنش است

.
همچنین اگر اینجا را کلوزئوم فرض نمیکردم که با شما بحث نمیکردم مزدک گرامی ! به خاطر احترام و علاقه ای که به نوشتار شما دارم چپ و راست زیر همه شان پسند (نه سپاس) میزدم .