همبود کاررَها - The work-free society

برگ ۵ از ۹

Russell #۲۰۱
مزدك بامداد

هتّا در جنگل هم یک چارچوب[1] رفتاری[2] زادی[3] (ذاتی/غریزی) هست.
اگر چارچوب خوب و پسندیده باشد، چندینه[4] گرایی درون آن هم
پسندیده است. از انجا که باور هتّا دو تن هم یکسان نیست،
ناگزیر همواره خواهی نخواهی، ترازی[5] از چندینگی[6] هم همه جا
هست. هتّا در همان کشور هایی " مردمسالار[7]" مانند آلمان هم
سازمان آگاهی آنجا، کمونیست هارا زیر نگرش و بازرسی[8] نهاده
و آنها هتّا نمیتوانند آموزگار دبستان هم بشوند. این چارچوب آنها
برای چندینه گرایی است. در آمریکا هم میدانید که از زمان های
کمونیسم ستیزی و مک‌کارتیسم، چه بر سر کمونیست ها آوردند.
خب، پس میبیند که ما باید یک چارچوب داشته باشیم، قانون داشته
باشیم و همچنان که یا باهمادی[9] که بیاید از برده داری یا از بچه بازی
سخن براند[10]، نارواست، همانگونه هم باهمادی که بخواهد از بهره کشی
و سرمایه داری سخن بگوید و بهانه اش هم "آزادی " باشد، ناروا خواهد
شد. ولی چندینگی باور ها در چارچوب هومنی[11] و بهره کش ستیزانه،
به روشنی رواست. این که چارچوب اسلامیستها تنگ تر یا دروغپردازانه
است، گناه ما که نیست! شما ما را به زور به آنها میچسبانید که ما هم
از پستی آنها بهره‌مند(!) شویم ؟ هر جانور که گوش دراز دارد که خر نیست!

این سخنان کوچکترین ربطی به آنچه گفتم ندارد و حمله به شخص پوشالین است.
جهت یادآوری،

شما گفتید اختلاف و شکاف در شوروی نشان میدهد که آنجا تکثرگرایی بوده !!
بعد ما پرسیدیم اگر اینجور شکافها نشانه‌یِ آزادی ست تمام سیستم‌هایِ دیکتاتوری دیگر تاریخ هم پر است از درگیری داخلی،

بنابه سخن شما پس چون خیلی اهل تکثرگرایی بوده‌اند این بلا سرشان آمده و این از تکثرگرایی و فضای باز سیاسی در ج.ا است که رسمنجانی و خامنه‌ای و احمدی نژاد با هم اختلاف دارند(چگونه این اینکونه ترجمه شده که ما با این مقایسه و اسلام را به خیک کمونیسم بسته‌ایم اسپاگتی داند) !!

اینجا ما متوجه شدیم که اسلام هم در چهارچوب خود تکثرگراست و خیلی هم خوب است و عیب آن تنها به بهره کشی برمیگردد و هیچ ربطی به تمامیت خواهی آن ندارد

!!
البته پیشتر دلیل این اختلافات جنگ گرگ‌ها (سرمایه داران البته، اسپاگتی نکرده اشتباه برداشت نشود !!) اعلام شده بود، ما وقتی که نوبت به شوروی و باقی سیستم‌هایِ کمونیستی رسید این اختلافات در سیستم تک حزبی نشانی شد از فضای باز سیاسی !!

Mehrbod

بهره‌کشی هم در ستیز با اخلاقیات میرود, ولی هنوز بیشتر مردم این را ندریافته‌اند, درست همانجور که یک زمانی برده‌داری روا بود و کمتر کسی آنرا هومن‌ستیزانه میدید.

پس تا موقعی که مردم سخنان شما را درنیافته‌اند آزادی را بازتعریف میکنید و تقیه میکنید !! 👏

مزدك بامداد #۲۰۲
Russell

شما گفتید اختلاف و شکاف در شوروی نشان میدهد که آنجا تکثرگرایی بوده !!
بعد ما پرسیدیم اگر اینجور شکافها نشانه‌یِ آزادی ست تمام سیستم‌هایِ دیکتاتوری دیگر تاریخ هم پر است از درگیری داخلی،

شما میتوانید چندینگی باور هارا "شکاف" بنامید
من هم میگویم ستیز اوباما با رپالیکن ها "شکاف"
ست و پیوندی با چندینگی گرایی ندارد!؟ پس سرانجام
همانگونه که گفتیم، خوبی و بدی بر میگردد به این
چارچوبی که می توان در درون ان آزادی سخن و باور
داشت. در "دیکتاتوری" ها چارچوب بد یا بسیار تنگ
است ولی سرانجام کسانی هستند که ستون دیکتاتور
را بدوش گرفته اند و نام و توان دیکتاتوری که روم باستان
چیز خوبی هم بود و برای رهایی و بوختن کشور در زمانه-
های سخت از سوی سنا به سرداران داده میشد،
از اینرو بد شده که از ان برای چاپیدن گروه بیشینه ی
مردم برای جیب گروه کمینه انگلی کژبهره برده میشود.
پس خود دیکتاتوری هم خوب و بد دارد و شما برای
نمونه نمیتوانید "رضا شاه بزرگ" را همپایه ی "عیدی امین"
به یک چوب "دیکتاتور" بـِـرانید.

Russell

ینجا ما متوجه شدیم که اسلام هم در چهارچوب خود تکثرگراست و خیلی هم خوب است و عیب آن تنها به بهره کشی برمیگردد و هیچ ربطی به تمامیت خواهی آن ندارد !!

درست است، بااین ایرنگ شما که تمامیت خواهی ان
هم از همان جهان بینی بهره کشانه برخاسته است.
ما هم که با اسلام دشمن هستیم، برای این نیست
که خدا پرستند یا دین دارند و .. برای این است که این
جهان بینی یک ابزار فاشیستی و چیرگی‌خواه* برای
بدترین گونه ی بهره‌کشی است، ( به قانون کاری که توکلی
در آغاز داده بود بنگرید). در زمان شاه هم اسلام دین
گندی بود ولی کسی به ان کاری نداشت چون ابزار
ایدئولوژیک بهره‌کشی و بهر‌کشان نبود، از شاهنامه
و فره ایزدی ! و "خدا شاه میهن" و اینها سود میجستند!!

*چیرگی‌خواه= سلطه جو
پارسیگر

Russell #۲۰۳
مزدك بامداد

شما میتوانید چندینگی باور هارا "شکاف" بنامید
من هم میگویم ستیز اوباما با رپالیکن ها "شکاف"
ست و پیوندی با چندینگی گرایی ندارد!؟ پس سرانجام
همانگونه که گفتیم، خوبی و بدی بر میگردد به این
چارچوبی که می توان در درون ان آزادی سخن و باور
داشت. در "دیکتاتوری" ها چارچوب بد یا بسیار تنگ
است ولی سرانجام کسانی هستند که ستون دیکتاتور
را بدوش گرفته اند و نام و توان دیکتاتوری که روم باستان
چیز خوبی هم بود و برای رهایی و بوختن کشور در زمانه-
های سخت از سوی سنا به سرداران داده میشد،
از اینرو بد شده که از ان برای چاپیدن گروه بیشینه ی
مردم برای جیب گروه کمینه انگلی کژبهره برده میشود.
پس خود دیکتاتوری هم خوب و بد دارد و شما برای
نمونه نمیتوانید "رضا شاه بزرگ" را همپایه ی "عیدی امین"
به یک چوب "دیکتاتور" بـِـرانید.

درست است، بااین ایرنگ شما که تمامیت خواهی ان
هم از همان جهان بینی بهره کشانه برخاسته است.
ما هم که با اسلام دشمن هستیم، برای این نیست
که خدا پرستند یا دین دارند و .. برای این است که این
جهان بینی یک ابزار فاشیستی و چیرگی‌خواه* برای
بدترین گونه ی بهره‌کشی است، ( به قانون کاری که توکلی
در آغاز داده بود بنگرید). در زمان شاه هم اسلام دین
گندی بود ولی کسی به ان کاری نداشت چون ابزار
ایدئولوژیک بهره‌کشی و بهر‌کشان نبود، از شاهنامه
و فره ایزدی ! و "خدا شاه میهن" و اینها سود میجستند!!

*چیرگی‌خواه= سلطه جو
پارسیگر

آری حب شما میتوانید ادعا کنید شکاف در آمریکا هیچ فرقی با شکاف با شوروی ندارد ولی خب ما هم چنین ادعایی را نمیتوانیم جدی بگیریم چون بیشتر به شوخی میماند.چنانچه خودتان گفتید آزادی بیان، حمله نکردن پلیس مخفی به جلسات زیر زمینی احزاب، زندانیان سیاسی و... نشان میدهد که این‌ها هر دو شکاف هستند یا چه !!

و باز هم باقی نوشته ربطی به سخن من ندارد و چه بسا در تایید آن است، اعتراض من و علت وارد شدن من هم در بحث این بود که این واژگان آزادی و ضدیت با تمامیتخواهی و فاشیسم و تمام این واژگان بیمعنی و "بد بد" را به ما واگذارید و آنها را برای اهداف خود بازتعریف نکنید.از دیکتاتوری خوب کمونیستی دفاع کنید ولی نگویید کمونیسم آزادی واقعی است، همان بهره کشی را مبنا بگیرید و از معنای آزادی در ذهن عوام برای پروپاگاندا استفاده نکنید.
و شما باز هم به بازتعریف واژه مشغولید و حالا قدرت را تبدیل کرده‌اید به بهره کشی.مشخص است که هر ایدئولوژی گندی تا اجرا نشده و قدرت ندارد کسی با آن کار ندارد، نیاز به چپاندن بهره کشی این وسط نیست، به همین دلیل هم هست که حاظر به پذیرش کوچکتزین اشتباهی در دولت‌های کمونیستی نیستید، چرا که آنرا به بهره کشی نمیشود بست، تنها قدرت است که میماند و بد بدی دولت را هم که منکر میشوید و پس همه‌یِ ایرادات میشود کار اسکتبار جهانی به سرکردگی آمریکا !!

حالا که سخن از اسلام شد، کمی هم توضیح دهید که در زمان محمد همانطور که مسلمین میگویند اسلام دین مساوات بوده و کاروان سرمایه داران قریش را میزده‌اند و رابین هود وار بین مسلمین تقسیم میکرده‌اند و همه در آن سهم داشته‌اند،اینها چه بدی داشته؟ کشتن مخالفان هم در راستای نفع همگانی و مقابله با استکبار بوده (فراموش نشود که تمامیتخواهی از واژگان بد بد است و مختص به ماست و نباید از ان استفاده کنید !!). بفرمایید اینرا تحلیل کنید ما و مسلمین را روشن کنید، چه بسا اصلا در این میان ما بیاموزیم که اسلام چه دین خوبی بوده و ما نمیدانستیم

!!

مزدك بامداد #۲۰۴
Russell

آری حب شما میتوانید ادعا کنید شکاف در آمریکا هیچ فرقی با شکاف با شوروی ندارد ولی خب ما هم چنین ادعایی را نمیتوانیم جدی بگیریم چون بیشتر به شوخی میماند.چنانچه خودتان گفتید آزادی بیان، حمله نکردن پلیس مخفی به جلسات زیر زمینی احزاب، زندانیان سیاسی و... نشان میدهد که این‌ها هر دو شکاف هستند یا چه !!

و باز هم باقی نوشته ربطی به سخن من ندارد و چه بسا در تایید آن است، اعتراض من و علت وارد شدن من هم در بحث این بود که این واژگان آزادی و ضدیت با تمامیتخواهی و فاشیسم و تمام این واژگان بیمعنی و "بد بد" را به ما واگذارید و آنها را برای اهداف خود بازتعریف نکنید.از دیکتاتوری خوب کمونیستی دفاع کنید ولی نگویید کمونیسم آزادی واقعی است، همان بهره کشی را مبنا بگیرید و از معنای آزادی در ذهن عوام برای پروپاگاندا استفاده نکنید.
و شما باز هم به بازتعریف واژه مشغولید و حالا قدرت را تبدیل کرده‌اید به بهره کشی.مشخص است که هر ایدئولوژی گندی تا اجرا نشده و قدرت ندارد کسی با آن کار ندارد، نیاز به چپاندن بهره کشی این وسط نیست، به همین دلیل هم هست که حاظر به پذیرش کوچکتزین اشتباهی در دولت‌های کمونیستی نیستید، چرا که آنرا به بهره کشی نمیشود بست، تنها قدرت است که میماند و بد بدی دولت را هم که منکر میشوید و پس همه‌یِ ایرادات میشود کار اسکتبار جهانی به سرکردگی آمریکا !!

حالا که سخن از اسلام شد، کمی هم توضیح دهید که در زمان محمد همانطور که مسلمین میگویند اسلام دین مساوات بوده و کاروان سرمایه داران قریش را میزده‌اند و رابین هود وار بین مسلمین تقسیم میکرده‌اند و همه در آن سهم داشته‌اند،اینها چه بدی داشته؟ کشتن مخالفان هم در راستای نفع همگانی و مقابله با استکبار بوده (فراموش نشود که تمامیتخواهی از واژگان بد بد است و مختص به ماست و نباید از ان استفاده کنید !!). بفرمایید اینرا تحلیل کنید ما و مسلمین را روشن کنید، چه بسا اصلا در این میان ما بیاموزیم که اسلام چه دین خوبی بوده و ما نمیدانستیم !!

زندانیان سیاسی و پلیس پنهان و اینها هم باز به تنگی و فراخی چارچوب بر میگردند.
روشن است که آمریکا (یا آلمان)، از انجاییکه داراترین کشور سرمایه داری است،
دست گشاده تری دارد و کمونیستها را مانند شیلی یا اندونزی سر به نیست نمیکند
و تنها زیر فشار کار و زندگی میگذارد. مانند چارلی چاپلین که از امریکای مک‌کارتیسم دررفت.
هرگاه بهره کشان ببینند که دادخواهان دارند دست بالا را میگیرند، ان روی فاشیستی
و کودتاگر و ... را نشان میدهند.
زندانی سیاسی هم به خودی خود آدم ستمدیده ای نیست. بستگی به این دارد که
برای چه ایده ای پیش رفته. اگر برای سرمایه داری، گروه و باهماد درست کند، در کشور
کمونیستی میرود به زندان و میشود "زندانی سیاسی"!!.
شما که نمیتوانید بگویید که برای هرکاری و هر آماجی بگذرایم باهماد درست شود،
باهماد بچه بازها، باهماد دزد ها، ...پس بپذیرید که یک چارچوبی هست!
گفت و ستیز ما هم بر سر این چارچوب است. شما و سرمایه داران میگویید بهره کشی
رواست و "مال حلال" من و کمونیست ها میگوییم دزدی است و ناروا!
آزادی هم پس در یک چارچوب رواست، همچنان که شما نمیتوانید بگویید که من
میخواهم به بهمان زن دست درازی کنم ولی نمیگدارند! ای وای آزادی ام از دست رفت!
آزادی شما در جایی به پایان میرسد که آزادی دیگری آغاز میشود و این
همان چارچوبی است که گفتیم.
آزادی برای این است که بهترین راه بهروزی را بیابیم، از خرد گروهی سود ببریم
در این راه و نه برای یافتن بهترین راه برای دزدی !
از سوی دیگر من هرگز نگفتم که کوچکترین لغزش و ایرنگی در کشورهای کمونیستی
نبوده، روشن است که بوده( کژفرنود پهلوان پنبه) ولی این بدان چم نیست که
من چیزهایی را که شما "اشتباه" مینامید را نیز چنین بدانم !
---
در باره ی اسلام هم کژفرنود سنجش نابجا را بکار بردید، چرا که در باره ی رابین هود:
خاوند ها کشاورزان را میچاپیدند و رابین هود از انها میگرفت میداد به همان کشاورزان.
ولی قریش هیچ کجا، محمد و یا قبیله های اوس و خزرج را نچاپیده بود که انها بخواهند
از او "پس" بگیرند. به وارونه، هتّا خود محمد از رده ی بازرگانان و از تیره ی قریش بود که
ورشکست شد، چرا که بازگانان قریش دو دسته بودند که یکی با روم و یکی با ایران نزدیکی
و داد و ستد داشت و با پیروزی های (گذرای) ایران (ساسانیان) بر روم، در بازه هایی از تاریخ
که همزمانه ی محمد بود، بازرگانان روم-دوست مانند ابوبکر و خدیجه/محمد و .. ورشکست
شدند و همواره ارزوی پیروزی روم را در سر داشتند (غلبة الروم). پس این هماوردی دو دسته
بهره کش بودند که یکی برای گردآوری نیرو دست بدامان شعار/دین شد و به دزدی و راهزنی
"راستین" پرداخت. پس بهتر است بجای کلان گویی، هر یک رهگذر را از روی تاریخ به باریکی
و ریز بینی نگاه کنیم و از روی همانندی های بیرونی و نمایی، زودداوری ننماییم!


پارسیگر

kourosh_bikhoda #۲۰۵
مزدك بامداد

خب، این باز از همان "آموزه[1] " های بیخدایی هست ولی زمانی که بیخدایانی پیدا شوند
که بزنند و بکشند و ... آنگاه بر پایه ی گفته ی خودشما، مهند[2] نیست که آموزه ی بیخدایی
این بوده که کاری به کسی نداشته باشید!

خیر دقت نکردید.

بیخدایی به دیگران کاری نداره.

ولی اومانیسم چرا. اومانیسم ممکنه برای جامعه خط و حد هم تعیین کنه. در اومانیسم نمیشه بگید من برای خودم اعتقاد دارم. پس حق دارم این تکه از زمینم رو توش خشخاش بکارم. یا از این دست حرف ها. کمونیسم شما باید با اومانیسم و مکاتبی که از نظر دسته بندی شمول مانند اون هستند مقایسه بشه. من و شما که بحثی درباره شمول کمونیسم نداریم؟ هر دو میدونیم که این مکتب یا تئوری یا دیدگاه یا هرچیزی که اسمشو بذارید برای جامعه حدودی رو تعریف میکنه. همینطور هم در زمینه دایره شمول بیخدایی. بنابر این سخن من اینه که این دو با هم مقایسه نمیشند و بیخدایی خرخره کسیو نمیگیره و اینها.

نتیجه میشه این که پس اگر کسی پیدا شد که به نام بیخدایی جامعه ای رو اسیر و گرفتار کرد، تمام آحاد بشر میدونند که داره شیادی میکنه. ولی اگر کسی پیدا شد که به نام کمونیسم جامعه ای رو به ویرانی کشید لزومن کسی پیدا نمیشه بگه این آدم داره شیادی میکنه. ممکنه کار درست رو داره میکنه. کما اینکه تمام دیکتاتورهای چپی تاریخ هم همین نظرو داشتند. پس میبینید که نیاز نیست بریم ببینیم کمونیسم دقیقن چی داره میگه. در سایه شناخت حداقلی از کمونیسم میشه عقل و خرد رو به باد داد و به جای به قول شما برده سرمایه دار شدن، برده حکومت شد و یه دستک رو در بالای حکومت پرستید (البته هرگز در حکومت های چپی دستکی بالای حکومت نبوده و پرستشی هم نبوده ها، اگرم بوده اشکال از کمونیسم که نیست. اشکال از اون دستکه)

مزدك بامداد

فزون بر این آری، ما گلوی "مردمی" را میگیریم که گلوی مارا گرفته باشند و از ما بهره بکشند!

ولی فرقش اینه که در اون حکومت بزرگ و قدرتمند و شایسته کاپیتالیستی، هرکسی مجاز و آزاد به این هست که کارش رو تا جایی پیش ببره که سرمایه دار بشه. حتی ابزار و روش هاش هم براش در دسترس هست!
در

عوض در حکومت به زباله دانی تاریخ پیوسته کمونیستی این چنین حقی برای کسی وجود نداره که انتخاب کنه چی باشه.

باید اونی که شما میگید باشه. یاد مجاهدین خلق افتادم.

Theodor Herzl #۲۰۶
مزدك بامداد

چه از راه دولت

مشکل چپ سنتی‌ این هست که فکر می‌کنید وجود دولت در ذات چیز خوبی‌ هست اگر دیکتاتوری کارگری باشد ، اما مساله این هست که آزادی انسان فقط با آزادی صورت می‌پذیرد نه با دیکتاتوری کارگری. و من فکر می‌کنم راه رسیدن به این آزادی بشر از راه دولت انقلاب کارگری و اینها نیست ، بلکه از راه تزریق ذره ذره سوسیالیسم است که در نهایت به ایجاد کارخانه‌های اشتراکی آن هم به صورت انتخاب آزاد و نه به زور دولت می‌‌انجامد. وقتی‌ یک جامه آنقدر درامد داشته باشد که بیمارستان خود را تاسیس کند ، دیگر نیازی به بیمه‌ دولتی نخواهد بود.

مزدك بامداد #۲۰۷
Theodor Herzl

مشکل چپ سنتی‌ این هست که فکر می‌کنید وجود دولت در ذات چیز خوبی‌ هست اگر دیکتاتوری کارگری باشد

نه، همچه چیزی نیست. در پایان راه که به سوسیالیسم میرسیم،
دولت دیگر در کار نیست و آنارشیست ها به آرزوی خود میرسند!

مزدك بامداد #۲۰۸
kourosh_bikhoda

... عوض در حکومت به زباله دانی تاریخ پیوسته کمونیستی این چنین حقی برای کسی وجود نداره که انتخاب کنه چی باشه

اگر به آشغالدانی پیوسته که نیازی به جوش و خروش نیست،
دیگر اینکه : نه، کسی این پروانه و این سزامندی را ندارد که یکی
دیگر را مانند خر به گاری ببندد، به هر بهانه و ریختی که هست!


پارسیگر

مزدك بامداد #۲۰۹
kourosh_bikhoda

بیخدایی به دیگران کاری نداره

خب، این باز از همان "آموزه " های بیخدایی هست ولی زمانی که بیخدایانی پیدا شوند
که بزنند و بکشند و ... آنگاه بر پایه ی گفته ی خودشما، مهند نیست که آموزه ی بیخدایی
این بوده که کاری به کسی نداشته باشید! پس میبینید که هر کاری هم بکنید، نگر شما
نادرست است و باید هر جا به آموزه ها نگریست و نه به کردار هایی که بنام آنها انجام میشوند.


پارسیگر

kourosh_bikhoda #۲۱۰
مزدك بامداد

اگر به آشغالدانی پیوسته که نیازی به جوش[1] و خروش نیست،

بله. من که شخصن کوچکترین نگرانی از به قدرت رسیدن این تئوری دیگه ندارم. اینجا هم فقط با شما بحث تئوریک داریم و در عمل کارنامه دول کمونیسم انقدر سیاه هست که هیچ کسی به تئوری شما بهایی نده.

مزدك بامداد

دیگر اینکه : نه، کسی این پروانه[2] و این سزامندی[3] را ندارد که یکی
دیگر را مانند خر به گاری ببندد، به هر بهانه و ریختی که هست!

و

هیچکس هم مجبور به حمالی کردن نیست. اگر میکنه انتخاب خودشه به احتمال زیاد.

یک جامعه نیاز به رفتگر و راننده نعش کش هم داره. اگر کسی این کارها رو نکنه سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. در صورتی که همه حقوق یکسان بگیرند، مرده شور کارش رو ول میکنه و میره سراغ بیکاری و خونه نشینی، جیره و مواجب هم که به لطف مصادره اموال سرمایه داران میرسه!

مزدك بامداد #۲۱۱
kourosh_bikhoda

هیچکس هم مجبور به حمالی کردن نیست. اگر میکنه انتخاب خودشه به احتمال زیاد.

😄
گمان کنم جهانی که شما در ان زندگی میکنید، همین جهان ما نباشد!

Philo #۲۱۲
sonixax

به عبارت ساده تر مایملک افراد به زور از ایشان دزدیده میشود .

😆

این هم قیاس مع الفارق است .
چه کسی این حق را به طرفداران کمونیسم داده که مایملک دیگران را با دزدی صاحب شوند و بعد این حق را داشته باشند که جلوی مقاومت مال باخته از ابزار سرکوب استفاده کنند ؟
نتیجه چنین تفکری باید هم استالین و کیم جونگ ایل و مائو و هو جیناته و فیدل کاسترو و ... باشد . اگر غیر از این میبود باعث تعجب بود .
درست برای همین است که این طرز فکر محض رضای اسپاگتی یک کشور و جکومت آدم حسابی هم تحویل نداده ! حتا یکی .
باز اگر یکی تحویل میداد میگفتیم خوب دست کم یک نمونه موفق هست !
همه شان یا به فقر و فلاکت بدبختی و آدم خواری رسیده اند ، یا به خوفناکترین دیکتاتوری های تاریخ یا زرتی همون اولش به زباله دانی تاریخ پیوستند .

همانطور که مزدک اشاره کرد ابزارهای تولید هم با بهره کشی به دست آمده اند، پس مایملک سرمایه دار نیستند.

تازه به فرض هم که یک سرمایه دار یک ابزار تولید را صرفا با پول حاصل از کار خود به دست آورده باشد، باز هم ابزار تولید را باید از چنگش خارج کرد،

چون ابزار تولید وسیله خطرناکی است و با آن می توان در ابعاد گسترده بهره کشی کرد.

اگر شما در حیاط خانه یک بمب شیمیایی داشته باشید و خودتان با زحمت خود آن را ساخته باشید و دولت آن را از شما بگیرد کسی نمی گوید که دولت آن را از شما دزدیده است و دیکتاتور است و

... .

خنده هم ندارد، گفتم که اگر شما در دموکرات ترین کشور دنیا هم بخواهید برای آزاد شدن قتل نفس کار تشکیلاتی انجام دهید، سرکوب می شوید و کسی نمی گوید آن حکومت دیکتاتوری است چون شما را سرکوب کرده. سرکوب کردن به تنهایی دیکتاتور بودن را نتیجه نمی دهد.

یک قیاس هم صرفا با گفتن اینکه "مع الفارق است" مع الفارق نمی شود، شما باید فارق را نشان دهید.
قیاس را برای فهم بهتر انجام دادم، وگرنه دلایل کافی برای لزوم خارج کردن ابزار تولید از چنگال بهره کشان آورده شد.

خروجی های موفق کمونیسم را هم نشان دادیم و نیز خروجی های ناموفق سرمایه داری را، با تکرار خروجی های به زعم خود ناموفقی که هنوز اثبات نکرده اید به کمونیسم مربوط است هم چیزی از استواری حرف های ما کاسته نمی شود.

Philo #۲۱۳
sonixax

با چلاندن مردم بیچاره و گسترش فقر و بدبختی خواستند در رقابت فضایی از آمریکا پیشی بگیرند . که درست این پیشی گرفتن من را به یاد داستان خرگوش و لاکپشت و یا راننده مسابقه ای که اول مسایقه از همه جلوتر است ولی نهایتن بازنده میشود میندازد . مهم نتیجه کار است ، نتیجه چه بود ؟

ایران هم دارد مردمش را می چلاند ولی هنوز یک پیچ نمی تواند بسازد، پس چلاندن عاملِ اصلیِ ابرقدرت شدن و فرستادن نخستین انسان به فضا و یگانه رقیب امریکا شدن نمی تواند باشد.

sonixax #۲۱۴
مزدك بامداد

همچه چیزی هم درست نیست، شوروی که پس از جنگ ویران شد هم آباد شد و تازه ابَرکشور هم شد،

من که در شوروی آبادی نمیبینم !
به عکس عق ماندگی ، کپی کاری از روی آمریکا و غرب ، خانه های تیمی و خیل عظیمی از پناهندگان و فراریان و یک سیستم دیکتاتوری وحشتناک میبینم !
البته لادا و گور پرنده (توپولوف) رو هم میبینم .

مزدك بامداد

یونان هم که سرمایه داری است، ورشکست شد و پولهارا دزدیدند و بردند! شما هم همواره نوک چکاد[1]
سرمایه داری را به میان می آورید، خب کشور های افریکایی هم سرمایه داری اند! از سوی دیگر مهند[2]
این است که این آبادی برای چه کسی است.

بله سرمایه داری ممکن است به یونان هم بینجامد ولی فقط و فقط ممکن است .
در مقابل کمونیسم حتمن (از گذشته تا کنون) به کره شمالی و آلمان شرقی و شوروی مینجامد .
ما برای دفاع از سرمایه داری نمونه های موفق بسیاری داریم ولی در مقابل در سیستم کمونیسم محض رضای اسپاگتی ، خدا ، الله ، یهوه ، پدر آسمانی ، اهورامزدا و ... یکی هم نداریم !!!!!
حال شما برای حمله به سرمایه داری از یونان و چند کشور ورشکسته دیگر که نظام اقتصادی درست و حسابی نداشته اند و سرمایه داری را مثل باقی کشورهای موفق درست پیاده نکرده اند مثال میاوریم .
ولی در مقابل حتا یک کشور هم نبوده که با کمونیسم یک کشور نمونه تحویل بدهد .
و این فرق اساسی سرمایه داری و کمونیسمه .
بله سرمایه داری خیر مطلق نیست ولی کمونیسم شر مطلق است (فعلن).
شاید اگر روزی مردم یک کشوری با قاطعیت و رای بالا (و نه با برپایی دیکتاتوری و سلاخی کردن مخالف) به کمونیسم رای دادند و یک کشور درست و حسابی ازش درآمد ما هم نظرمان برگشت . کما اینکه دیر زمانی به سوسیالیسم و کمونیسم علاقمند بودیم ولی هرچه بیشتر به داخلش وارد شدیم بوی گندش بیشتر آزارمان داد و سر و خَر را کج کرده مسیرمان را عوض کردیم .

مزدك بامداد

زمانی که من نتوانم در برج میلاد یک پرس چلو بخورم،
بود و نبودش برای من سودی ندارد! بچه ی باهوش من نتواند در هاروارد آموخته شود، چه سودی برای من دارد؟

خوب این که میشود همان انتقادی که ما به کمونیسم داریم که !

دیگی که برای من نجوشد سر سگ داخلش بجوشد

!

مزدك بامداد

ما برگه تاریخی و فرنود[1] آوردیم، شما که تا کنون جز گفتن نگر خود ، برگه ای رو نکرده اید.

مزدک گرامی من تنها گیر دادن و اتهام زنی به کمونیسم و ... دیده ام .
اصلن سیستمی که زورش به سرمایه داری که آن را بزرگترین دشمن خودش میداند نمیرسد به چه دردی میخورد ؟

مزدك بامداد

شما هنوز هوش نکردید که فند سرمایه داری یک چیز است و ریخت سرمایه داری چیزی دیگر.
سرمایه داری ای که خوب گردانده manage بشود کامیاب است ولی مهند[1] این است که سرمایه داری
"دولتی" یا همگانی باشد و نه بهره کشی هومن[2] از هومن. وگرنه کسی به فند سرمایه داری نکوهشی ندارد!

آیا در چین کمونیستی این اتفاق افتاده ؟! مطلقن خیر .

مزدك بامداد

پس اینهمه نگرانی و جوش[3] و خروش تان از چیست؟

راستش ما از واژه هایی چون Capitalists Dogs و بهره کش مفت خور و برده دار مدرن و .. استفاده نمیکنیم .
طبیعتن هم در برابر چیزی که هم خودش محکوم به فناست و هم در صورت سر کار آمدنش جامعه را به فنا میدهد مقاومت خواهیم کرد .
کمونیسم به اندازه کافی فرصت امتحان شدن داشته و حتا از یک امتحان هم سربلند بیرون نیامده که بگوییم خوب دست کم یک جایی جواب داده .

مزدك بامداد

دارندگی هم پایه ای ترین سزامندی[4] نیست و گرنه هنوز میتوانستیم برده هم "داشته" باشیم !!
زیست و فرازیست[5]، پایه ای ترین سزامندی است!

این نظر شماست !

ولی حق مالکیت شخصی اساسی ترین حق هر انسان است همان طور که حق آزادی

.
پس قیاس برده با اجسام قیاسی مع الفارق و نادرست است . چون برده انسان است و در کنار حق مالکیت شخصی از حق آزادی هم برخوردار است .

مزدك بامداد #۲۱۵
sonixax

دیگی که برای من نجوشد سر سگ داخلش بجوشد !

خب همین، شما برای سرمایه دار سینه چاک میکنید و ما برای کارگر.
روند تاریخ هم روشن است. برده داری برچیده شد! فئودالیسم برچیده شد

! ....

مزدك بامداد #۲۱۶
sonixax

ولی حق مالکیت شخصی اساسی ترین حق هر انسان است همان طور که حق آزادی .

گفتیم که سفسته است!
چرا که ابزار فراورش برابر پتو و تنبان نیست.
برده هم (دیگر) نمیتوانید "داشته" باشید

!

sonixax #۲۱۷
Philo

همانطور که مزدک اشاره کرد ابزارهای تولید هم با بهره کشی به دست آمده اند، پس مایملک سرمایه دار نیستند.

این ادعای شماست و حقیقت نیست !
من کار کنم و بهره بدهم به قول مهربد بیل بخرم ابزار تولید به دست آورده ام و بهره کشی هم نکرده ام .
پیشتر مثال هم زده ام به اندازه کافی .

Philo

تازه به فرض هم که یک سرمایه دار یک ابزار تولید را صرفا با پول حاصل از کار خود به دست آورده باشد، باز هم ابزار تولید را باید از چنگش خارج کرد،

و به این میگویند دزدی و مال مردم خوری و باید با کسی که چنین تفکر خطرناکی داره برخورد بشه که شده و میبینیم که تمام دزدان عالم یا در زندانها هستند ، یا تحت تعقیب یا مثل شوروی به فنا رفته یا مثل کره شمالی به همنوع خواری افتاده اند :))

Philo

چون ابزار تولید وسیله خطرناکی است و با آن می توان در ابعاد گسترده بهره کشی کرد.

خطرناک توجیح دزدی و دیکتاتوری به بهانه هایی مانند این است .

Philo

اگر شما در حیاط خانه یک بمب شیمیایی داشته باشید و خودتان با زحمت خود آن را ساخته باشید و دولت آن را از شما بگیرد کسی نمی گوید که دولت آن را از شما دزدیده است و دیکتاتور است و ... .

شما هر وقت تونستی با بمب شیمیایی یک کیلو مواد خوراکی یا یک کامپیوتر یا یک ماشین و ... تولید کنی خبرم کن .

Philo

خنده هم ندارد، گفتم که اگر شما در دموکرات ترین کشور دنیا هم بخواهید برای آزاد شدن قتل نفس کار تشکیلاتی انجام دهید، سرکوب می شوید و کسی نمی گوید آن حکومت دیکتاتوری است چون شما را سرکوب کرده. سرکوب کردن به تنهایی دیکتاتور بودن را نتیجه نمی دهد.

سفسطه پشت سفسطه ! دست کم میخواهید قیاس کنید درست قیاس کنید !!!!

Philo

یک قیاس هم صرفا با گفتن اینکه "مع الفارق است" مع الفارق نمی شود، شما باید فارق را نشان دهید.
قیاس را برای فهم بهتر انجام دادم، وگرنه دلایل کافی برای لزوم خارج کردن ابزار تولید از چنگال بهره کشان آورده شد.

هر کی زودتر گفت برنده هست نه ؟ :)))))
دست پیش میگیرید که پس نیوفتید ؟
خوبه خودتون هم میدونید قیاستون مع الفارق هست و نیازی به تذکر من نبود :)))

Philo

خروجی های موفق کمونیسم را هم نشان دادیم و نیز خروجی های ناموفق سرمایه داری را، با تکرار خروجی های به زعم خود ناموفقی که هنوز اثبات نکرده اید به کمونیسم مربوط است هم چیزی از استواری حرف های ما کاسته نمی شود.

کدام خروجی موفق کمونیسم دقیقن ؟ کره شمالی ؟ شوروی ؟ آلمان شرقی ؟
آهان نکنه کمون پاریس رو میگید که دو ماه هم دوام نیاورد بسکه کار درست بود ؟ :)))

Philo

ایران هم دارد مردمش را می چلاند ولی هنوز یک پیچ نمی تواند بسازد، پس چلاندن عاملِ اصلیِ ابرقدرت شدن و فرستادن نخستین انسان به فضا و یگانه رقیب امریکا شدن نمی تواند باشد.

چرا اشتباه میفرمایید ایران پیچ که هیچ ! به قول مزدک گرامی آفتابه هم میسازد .
شوروی هم آفتابه میساخت به جای فضاپیمای فوق مدرن پاچه ملت میکرد ، همون کاری که جمهوری اسلامی میکنه امروز .

البته بله یک مقداری پیشرفته تر بودند چون قشنگ تر کپی میکردند و فکر میکردند اگر اول آدم هوا کنند برنده هستند ولی آخرش دیدیم که از خط پایان حتا نتونستند عبور کنند

.

sonixax #۲۱۸
مزدك بامداد

خب همین، شما برای سرمایه دار سینه چاک میکنید و ما برای کارگر.
روند تاریخ هم روشن است. برده داری برچیده شد! فئودالیسم برچیده شد ! ....

و بزرگترین مشکل شما هم اینه که هر آن کسی که شغل دارد را کارگر میبینید !

مزدك بامداد

گفتیم که سفسته است!
چرا که ابزار فراورش برابر پتو و تنبان نیست.
برده هم (دیگر) نمیتوانید "داشته" باشید !

خوب ما هم گفتیم نیست که چرا که در سیستم کمونیستی همان پتو و تنبان و دیگ و قابلمه را هم ابزار تولید میپندارند . برای همین در یک خانه تیمی یک قابلمه میدادند به همه مبادا طرف برای خودش قابلمه داشته باشد کتلت بپزد بفروشد پول در بیاورد !
مهربد که میگوید خانه هم میتواند ابزار تولید و بهره کشی باشد !
پس پتو و تمبان اجاره ای هم میتواند باشد !

Philo #۲۱۹
sonixax

البته بله یک مقداری پیشرفته تر بودند چون قشنگ تر کپی میکردند و فکر میکردند اگر اول آدم هوا کنند برنده هستند ولی آخرش دیدیم که از خط پایان حتا نتونستند عبور کنند .

خوب این همه کشور می توانستند کپی کنند، چرا در بین اینها تنها شوروی توانست اولین آدم را به فضا بفرستد؟ چرا شوروی به جای اینکه ایران شود شد ابرقدرت؟ پس عامل دیگری در کار است.
هیچ کشوری هم با جا زدن آفتابه به جای فضاپیما ابرقدرت نمی شود، نهایتا می شود ایران.

sonixax #۲۲۰
Philo

خوب این همه کشور می توانستند کپی کنند، چرا در بین اینها تنها شوروی توانست اولین آدم را به فضا بفرستد؟ چرا شوروی به جای اینکه ایران شود شد ابرقدرت؟ پس عامل دیگری در کار است.
هیچ کشوری هم با جا زدن آفتابه به جای فضاپیما ابرقدرت نمی شود، نهایتا می شود ایران.

فکر کردید بقیه کشورها کپی نکردند ؟
منتها این وسط شوروی میخواست عقب نمونه داشت خودش رو پر پر میکرد !

آخر سر هم یوری رو هوا کرد ولی یوری و اسپوتنیک1 (بوق فضایی :دی) هم به کارش نیومد و قافله رو بد جوری باخت .

Reactor #۲۲۱
مزدك بامداد

کژفرنود[1] شعار ( سفسته ی سخن مفت).
شما باید نخست پایور[2] کنید که من دارم ماست مالی میکنم و گرنه
این سخن/شعار شما تنها نگر خودشماست و ارزش فرنودین[3] ندارد!

در پست های قبلیتون بارها شاهد سفسطه بودم.
بر روی چشم.
هرجا سفسطه و ماسمالی و ماله کشی دیدم حتما حضور شما اعلام میکنم.

Reactor #۲۲۲
مزدك بامداد

بسیاری از مفت خوران پیشین کوبا به آمریکا و بیشتر فلوریدا رفته بودند.
کوبا سالها زیر فروبند[1] و فشار بوده و هست. سالها هم هست که شوروی
هم نیست که بهشان یاری برساند. پس همین دستاورد هایی هم که داشته،
ستودنی است. روشن است که کوبا بارها از امریکا ندار تر است، و همانگونه
که از مکزیک و ایران و دیگر جاها، ندار ها به آمریکا میکوچند، از کوبا هم کسانی
به انجا میکوچند تا در "بهشت سرمایه داری" زندگی کنند، ولی میبینند که باید
روسپی گری بنمایند!!

خیر.
باز هم اشتباه میکنید.
میامی تا قبل از آمدن کوبایی ها فقط یک ساحل زیبا بود.
بزرگترین هتلداران و سرمایه داران میامی و فلوریدا همین کوبایی هایی هستند که یا با ارندگی از کشورشون طرد شدند یا از کوبا فرار کردند!
میامی رو کوبایی ها ساختند!👎

Reactor #۲۲۳
مزدك بامداد

روزی آموزگاری به روستایی رفت و آخوند روستا از اینکه مردم باسواد شوند ناخرسند بود.
روزی رفت به کلاس و گفت بنویس مار، آموزگار نوشت مار، آخوند سپس نگاره[1] ی یک مار را
کشید و گفت: مردم مار این است یا انکه این یارو نوشته؟ مردم گفتند خوب مار همان است
که تو نوشتی! و آموزگار را از روستا بیرون کردند!

یاد شعرهایی افتادم که در بحث با اسلامگراها در مقابل زدن حرف حساب میشنیدم.

مثلا به طرف میگفتم که این ها که معجزه ی قرآن نیست! برمیگشت برای من از حافظ و سعدی شعر میخواند!

undead_knight #۲۲۴
مزدك بامداد

بهتر است همواره همه ی پراسنج هارا بررسید و نه بخشی را که به سود ماست!.
شوروی پس از جنگ ویران بود ولی هتّا یک بمب هم به آمریکا نخورده بود. آمریکا
بیدرنگ پس از پایان جنگ و پیروزی که به بهای جان میلیونها روس و .. بدست امده
بود جنگ سرد را آغازید و با ریختن پول به آلمان باختری ( برنامه ی مارشال) آنجا را
ویترین سرمایه داری نمود . بیخود نیست که آنگاه کسانی از جای ندار به جای داراتر
یورش بیاورند، ولی این هیچ پیوندی به کارآمدی سامانه ای و درستی جهان بینی و
بدی بهره کشی هومن از هومن، ندارد!
دیگر سخنان تان هم همینگونه نیمی از فرهود ها و گاه نیمی از دروغ هاست .

پارسیگر

جل الخالق، اینکه آمریکا پول هاش رو خرج کشور دیگه ای هم بکنه از دید شما ایراد داره!

مشکل اصلی دیوار کشی و ناتوانی شوروی در اقناع مردمش بود و تازه باید دقت کرد که دیوار برلین در اواخر حیات شوروی خراب شد، یعنی تا اون موقع هنوز شوروی عرضه بهتر کردن وضع اقتصاد(و آزادی های اجتماعی-سیاسی)آلمان شرقی رو نداشته :)
در ضمن اون قسمت بحث من اقتصادی بود که برتری سرمایه داری رو نشون میداد نه بحث ایدولوژیک:))
به بهای جان میلیون ها روسی؟!ببخشید باقی کشورهایی که با نازی ها و متحدینشون جنگیدند کشته ندادند یا در جنگ تاثیری نداشتند؟!
اینها به کنار من نمیدونم قراره تاریخ تا به کجا تحریف بشه که مهمترین عامل شکست آلمان یعنی ورود آمریکای تازه نفس به جنگ رو باید نادیده بگیریم:)

مزدك بامداد #۲۲۵
Reactor

خیر.
باز هم اشتباه میکنید.
میامی تا قبل از آمدن کوبایی ها فقط یک ساحل زیبا بود.
بزرگترین هتلداران و سرمایه داران میامی و فلوریدا همین کوبایی هایی هستند که یا با ارندگی از کشورشون طرد شدند یا از کوبا فرار کردند!
میامی رو کوبایی ها ساختند!👎

؟؟ مگر من چیزی جز این گفتم؟
بیشتر همین کوبایی های مفت خور که پولهای
دسترنج کارگران نیشکر و روسپی های کازینو های
پیش از فیدل را برداشته و گریخته بودند اکنون همان
روسپی هارا هم در هتل هایشان میفروشند!

مزدك بامداد #۲۲۶
undead_knight

جل الخالق، اینکه آمریکا پول هاش رو خرج کشور دیگه ای هم بکنه از دید شما ایراد داره!

😜😃

ای وای! از این بزرگواری های بی چشمداشت سرمایه داران آمریکایی یک حالت روحانی بهم دست داد!

مزدك بامداد #۲۲۷
Reactor

یاد شعرهایی افتادم که در بحث با اسلامگراها در مقابل زدن حرف حساب میشنیدم.

مثلا به طرف میگفتم که این ها که معجزه ی قرآن نیست! برمیگشت برای من از حافظ و سعدی شعر میخواند!

آنکه باید هوش میکرد، کرده!

kourosh_bikhoda #۲۲۸
مزدك بامداد

چرا که ابزار فراورش برابر پتو و تنبان نیست.

چرا نیست؟ من خودم هرگز نفهمیدم چرا ابزار تولید پتو و تنبان نیست! فقط چون ممکنه عامل پولدار شدن باشه! البته در ایران الان نهایت سود یک تولیدی 8 تا 10 درصد هست. اکثر تولیدی ها دارن با صود 6،7 درصد کار میکنند. بنابر این عاملی برای پولدار شدن هم نیست این ابزار تولیدی که میفرمایید.

صاحب تولید فقط داره نون زن و بچه یک عده کارگر رو میده.

مزدك بامداد #۲۲۹
kourosh_bikhoda

صاحب تولید فقط داره نون زن و بچه یک عده کارگر رو میده

😜😄😄😄😄

گفتم که هنوز هوش نکرده اید که به وارونه، این کارگران دارند نان این کارخانه دار و خانواده اش را میدهند.
هرگاه این را هوش کردید به دیگر راز های جهان هم پی خواهید برد، شاید!!

kourosh_bikhoda #۲۳۰
مزدك بامداد

گفتم که هنوز هوش نکرده اید که به وارونه، این کارگران دارند نان این کارخانه دار و خانواده اش را میدهند.
هرگاه این را هوش کردید به دیگر راز های جهان هم پی خواهید برد، شاید!!

نه انگار پیری اثر خودش رو کرده! متوجه نشدید 6، 7 درصد سود یعنی چی. یعنی اینکه اگر تیراژ تولید بالا نباشه باید تعطیل کنید. اتفاقی که برای خیلی از کارگاه ها و تولیدی های کوچک و متوسط افتاده. الان به همین خاطره که تولید در ایران توجیح اقتصادی نداره و همه به دنبال دلالی هستند. چون در دلالی میشه تا چند صد درصد سود برد بدون سر و کله زدن با مشکلات تولید و کارگر و بیمه و مالیات و اداره استاندارد و خرید نقدی و فروش چکی و ایکس و ایگرگ. حالا هوش کردید؟ یا هوش نکردید؟

Mehrbod #۲۳۱
kourosh_bikhoda

نه انگار پیری اثر خودش رو کرده! متوجه نشدید 6، 7 درصد سود یعنی چی. یعنی اینکه اگر تیراژ تولید بالا نباشه باید تعطیل کنید. اتفاقی که برای خیلی از کارگاه ها و تولیدی های کوچک و متوسط افتاده. الان به همین خاطره که تولید در ایران توجیح اقتصادی نداره و همه به دنبال دلالی هستند. چون در دلالی میشه تا چند صد درصد سود برد بدون سر و کله زدن با مشکلات تولید و کارگر و بیمه و مالیات و اداره استاندارد و خرید نقدی و فروش چکی و ایکس و ایگرگ. حالا هوش کردید؟ یا هوش نکردید؟

نخست که میگویید هر کس حمالی میکند, به خواسته‌یِ خود اش است (دوست دارد حمالی کند و بهره‌دهد, به من و شما چه آقا؟) 😁
سپس که میگویید از بیخ سرمایه‌دار که پولی درنمیاورد, بیچاره تنها دارد چند تا کارگر و خانواده را هم نان میدهد! (((:

اکنون هم پرداختید به اینکه از بیخ سرمایه‌داری ورشکست شده و این روزها مردم سرگرم دلالی هستند, اگرنه کسی از کارخانه و شرکت و .. اینها پولی در نمیاورد که (Apple و اینها هم کشک هستند, باور نکنید)!!

((((:

روزبه #۲۳۲
kourosh_bikhoda

نه انگار پیری اثر خودش رو کرده! متوجه نشدید 6، 7 درصد سود یعنی چی. یعنی اینکه اگر تیراژ تولید بالا نباشه باید تعطیل کنید. اتفاقی که برای خیلی از کارگاه ها و تولیدی های کوچک و متوسط افتاده. الان به همین خاطره که تولید در ایران توجیح اقتصادی نداره و همه به دنبال دلالی هستند. چون در دلالی میشه تا چند صد درصد سود برد بدون سر و کله زدن با مشکلات تولید و کارگر و بیمه و مالیات و اداره استاندارد و خرید نقدی و فروش چکی و ایکس و ایگرگ. حالا هوش کردید؟ یا هوش نکردید؟

اینکه تولید سرمایه داری درایران سود دهی کمتری دارد چیزی ازماهیت روابط بهره کشی موجود کم نمیکند به هرحال سود حاصل از هرتولیدی دراثر کار مولد نیروی کار است ... بقای نظام سرمایه مبتنی بر بهره کشی است درغیر اینصورت این نظام نمیتواند دوام ویا توجیه ای داشته باشد...
اما مصائب تولید درایران ناشی از عدم رشد کافی سرمایه داری ملی وعدم توانائی دررقابت با سرمایه داری بین المللی است وهمچنین نوع سرمایه داری دولتی حاکم درایران وانحصارات موجود درآن را باید دید وبرسی نمود

kourosh_bikhoda #۲۳۳
Mehrbod

اکنون هم پرداختید به اینکه از بیخ سرمایه‌داری ورشکست شده و این روزها مردم سرگرم دلالی هستند, اگرنه کسی از کارخانه و شرکت و .. اینها پولی در نمیاورد که (Apple و اینها هم کشک هستند, باور نکنید)!! ((((:

شما هم انگار هوش نکردید که در مورد تولید در ایران دارم حرف میزنم. اگر فکر کردید تولید در همه حای دنیا یک نرخ بازده داره یک فکری به حال فکرتون بکنید!

kourosh_bikhoda #۲۳۴
روزبه

اینکه تولید سرمایه داری درایران سود دهی کمتری دارد چیزی ازماهیت روابط بهره کشی موجود کم نمیکند به هرحال سود حاصل از هرتولیدی دراثر کار مولد نیروی کار است ... بقای نظام سرمایه مبتنی بر بهره کشی است درغیر اینصورت این نظام نمیتواند دوام ویا توجیه ای داشته باشد...
اما مصائب تولید درایران ناشی از عدم رشد کافی سرمایه داری ملی وعدم توانائی دررقابت با سرمایه داری بین المللی است وهمچنین نوع سرمایه داری دولتی حاکم درایران وانحصارات موجود درآن را باید دید وبرسی نمود

متوجه میشید که منظور اینه که لزوم بهره کشی معنی نداره؟ کار تولید ممکنه سود داشته باشه ممکنه نداشته باشه. به هر حال ریسکی ست که از طرف سرمایه گذار انجام میگیره. این ریسک برای کارگر انقدر بالا نیست. کارگر مزد میگیره ولی سرمایه گذار سرمایه ش رو قرار میده وسط. بهره کشی و این کس شعرا معنی نداره وقتی یک قرارداد کاری با توافق طرفین در میون هست. گویا کمونیست های این فاروم بهتر از کارگر به فکر زندگیش هستند. کارگر مجانی کار نمیکنه، سرمایه گذار هم مفتی پول نمیده. به دلیل داشتن سرمایه زیاد تونسته عده ای کارگر رو استخدام کنه. این اسمش شده بهره کشی! حالا ممکنه طرف سرمایش در حدی باشه که یک مغازه باز کنه و بدون کارگر پول دربیاره ها. فرقی بین این دو سرمایه دار نیست، فقط از دید کمونیست ها اونی که کسی رو استخدام کرده و داره نونش رو میده و نرخ بیکاری رو کم هم کرده یک دیو شیطان صفت هست.

مزدك بامداد #۲۳۵
kourosh_bikhoda

نه انگار پیری اثر خودش رو کرده! متوجه نشدید 6، 7 درصد سود یعنی چی. یعنی اینکه اگر تیراژ تولید بالا نباشه باید تعطیل کنید. اتفاقی که برای خیلی از کارگاه ها و تولیدی های کوچک و متوسط افتاده. الان به همین خاطره که تولید در ایران توجیح اقتصادی نداره و همه به دنبال دلالی هستند. چون در دلالی میشه تا چند صد درصد سود برد بدون سر و کله زدن با مشکلات تولید و کارگر و بیمه و مالیات و اداره استاندارد و خرید نقدی و فروش چکی و ایکس و ایگرگ. حالا هوش کردید؟ یا هوش نکردید؟

بسیار مانده که شما ساز وکار سرمایه داری را هوش کنید!
دلال/بازرگان، کالا را سرانجام از بخش فراورش (تولیدی) میخرد دیگر!
یک چیزی هم رویش میکشد و میفروشد. به گفت شما اینجوری
او هم نان گروهی کارگر و زن و بچه شان را میدهد !!
--->

kourosh_bikhoda

صاحب تولید فقط داره نون زن و بچه یک عده کارگر رو میده

😜😄😄😄😄
پارسیگر

مزدك بامداد #۲۳۶
kourosh_bikhoda

این ریسک برای کارگر انقدر بالا نیست.

تنها شاید از گرسنگی بمیرد!

kourosh_bikhoda

اونی که کسی رو استخدام کرده و داره نونش رو میده

😄😄😄

در گذشته هم فئودال ها نان رعیت را میدادند و برده دار ها هم نان برده ها را ... هه هه

😜

kourosh_bikhoda #۲۳۷
مزدك بامداد

در گذشته هم فئودال ها نان رعیت را میدادند و برده دار ها هم نان برده ها را ... هه هه

خیلی سفسطه باز شدید مزدک خان. چی شده؟ از دنده چپ پاشدید؟
برده آزاد بود به برده نبودن؟ درست مثل کارگری که آزاده به کارگری نکردن.
نمیدونم فهمش چرا انقدر سخته که کسی کسی رو مجبور به کارگری نمیکنه. کارگر میتونه با سرمایه اندک کار دیگه ای بکنه. به فروش رو بیاره. به بازار رو بیاره. خیلی کارها هست. شما یک مقدار قدیمی هستید و درک درستی از زندگی روزمره شاید نداشته باشید. ولی امروزه تئوری پوسیده شما در عمل شکست خورده و نشون داده که شدنی نیست. خیلی چیزها ممکنه روی کاغذ و با مرکب و قلم در ذهن ایجاد بشن، ولی در عمل ضامن اجرایی ندارند. از جمله این خزعبلاتی که شما میفرمایید.

kourosh_bikhoda #۲۳۸

یک دلیل دیگه بر کس شعر بودن حرف های ضد سرمایه داری و کارگر دوستی اینه که همه این جور آدمها (دستکم اکثرشون) خودشون سرمایه دار و پول پرست هستند. من در فامیلم چند قلم از این انسان های دهه 40، 50 میلادی رو میشناسم که خودشون حسابی مال و ملک دارند و کمکی به قشر کارگر نمیکنند. مثلن همینجا آقای @Mehrbod در جایی اظهار کرد که همیشه تامین بوده و بی نیاز از کار اقتصادی و بنابر این فرصت برای مطالعه زیاد داشته. البته من نمیدونم که ایشون در زندگیشون چه میکنند ولی سوای ایشون، برای امتحان درستی و واقعی بودن و اجرایی بودن تئوری این انسان ها خوبه ازشون بخواهید که بخشی از مالشون رو به خیریه هدیه کنند و با بخور نمیر زندگی کنند. خیلی آزمون خوبیه جان خودم

😝

kourosh_bikhoda #۲۳۹

تازه جالبتر اینجاست که این ته مانده های کمونیسم از چیزی دفاع می کنند که تاریخ اونو به خوبی ثبت کرده و در عمل منجر به بدبخت ترین و ورشکسته ترین و عقب مانده ترین کشورهای جهان شده. نتیجه عمل به ایدئولوژی واپسمانده شون در چند کشوری که نکبت از سر و کولش بالا میره پیداست. اونوقت ده ها ساله که هر روز پیش بینی شکست و درماندگی و خرابی سرمایه داریو میکنند.

حالا کاری نداریم مردم سرمایه داری دارند حال می کنند و در امریکا دیسکوها حسابی فعالند و همه راضی از قوانین کار و بیمه و بازنشستگی و مالیت و غیره هستند و تخمشونم نیست و از همه مهتر سرمایه داری بزرگترین پیشرفت ها رو به بشر عرضه کرده و روز به روزم داره فربه تر میشه و امید به زندگی و شاخص بهداشت و چه و چه هم در مملکتشون داره هی بالا میره. عجب رویی دارند بی اسپاگتی

☺️

Mehrbod #۲۴۰
kourosh_bikhoda

خیلی سفسطه باز شدید مزدک خان. چی شده؟ از دنده چپ پاشدید؟
برده آزاد بود به برده نبودن؟ درست مثل کارگری که آزاده به کارگری نکردن.
نمیدونم فهمش چرا انقدر سخته که کسی کسی رو مجبور به کارگری نمیکنه. کارگر میتونه با سرمایه اندک کار دیگه ای بکنه. به فروش رو بیاره. به بازار رو بیاره. خیلی کارها هست. شما یک مقدار قدیمی هستید و درک درستی از زندگی روزمره شاید نداشته باشید. ولی امروزه تئوری پوسیده شما در عمل شکست خورده و نشون داده که شدنی نیست. خیلی چیزها ممکنه روی کاغذ و با مرکب و قلم در ذهن ایجاد بشن، ولی در عمل ضامن اجرایی ندارند. از جمله این خزعبلاتی که شما میفرمایید.

شما خوانندگان را گاهی بدجور کودن میانگارید:

برده‌داری بشیوه‌یِ کهن این بود که برده "آگاهانه" میدانست اگر کار نکند, از گرسنگی میمیرد.
برده‌داری بشیوه‌یِ نوین این است که بهره‌ده (= برده‌یِ امروزین) میاندیشد آزاد است و خودگردان,
ولی بسنده میکند نخواهد نیروی کارش را به ارزان‌ترین بها به کارفرما (بهره‌کش) بفروشد, تا باز از گرسنگی بمیرد.

در کُنش تنها دگرسانی اینجا بالارویِ کیفیت زندگی برده‌ها بوده, آنهم تنها مرزمند و برخی جاها همچون اروپا که آنها هم از سوسیالیسم بهره گرفته‌اند.

هر آینه دریافت اینها از سوی شما که میگویید "کسیکه حمالی میکند خودش خواسته, به شما کمونیست‌ها چه این اندازه دخالت میکنید؟" بیگمان فرنودین نیست! 😁

kourosh_bikhoda

من نمیفهمم شما کمونیست ها چه از جون مردم میخواهید؟ مردمی که خودشون از حقوق و مزایای کاری و استخدام شدن در شرکت های بزرگ راضی هستند و هیچ دلخوری از کار کردن برای شرکت های بزرگ ندارند. شما مثال روشنی از دایه عزیزتر از مادر هستید.

kourosh_bikhoda

هیچکس هم مجبور به حمالی کردن نیست. اگر میکنه انتخاب خودشه به احتمال زیاد.

پارسیگر

Mehrbod #۲۴۱
kourosh_bikhoda

یک دلیل دیگه بر کس شعر بودن حرف های ضد سرمایه داری و کارگر دوستی اینه که همه این جور آدمها (دستکم اکثرشون) خودشون سرمایه دار و پول پرست هستند. من در فامیلم چند قلم از این انسان های دهه 40، 50 میلادی رو میشناسم که خودشون حسابی مال و ملک دارند و کمکی به قشر کارگر نمیکنند. مثلن همینجا آقای @Mehrbod در جایی اظهار کرد که همیشه تامین بوده و بی نیاز از کار اقتصادی و بنابر این فرصت برای مطالعه زیاد داشته. البته من نمیدونم که ایشون در زندگیشون چه میکنند ولی سوای ایشون، برای امتحان درستی و واقعی بودن و اجرایی بودن تئوری این انسان ها خوبه ازشون بخواهید که بخشی از مالشون رو به خیریه هدیه کنند و با بخور نمیر زندگی کنند. خیلی آزمون خوبیه جان خودم 😝

درسته, من با اینکه امروز همه‌یِ هزینه‌هایِ زندگی ام را خودم میدهم, ولی در زندگی این بخت‌آوری را داشته‌ام که خانواده ام ندار و بیچاره نبوده‌اند, جوریکه امروز هم میدانم اگر زد و بیپول و بیکار شدم, نیازی
نیست خودم را به ارزانترین بها به نزدیکترین بهره‌کش (= کارفرما) بفروشم, میتوانم با آسودگی و با توان چانه‌زنی بسیار بالا, نیروی کارم را به بهای گرانتری بفروشم (= بهره‌ی‌یِ کمتری به بهره‌کش بدهم).

از بیخ همینکه من میتوانم اینجا با شما گفتمان کنم و شستشوی مغزی نرفته ام نیز برای همین است که خانواده‌ام از من چشمداشت کار کردن و برداشتن باری از دوش‌اشان را نداشته‌اند — بوارونه‌یِ خانواده‌هایِ میانه و میانه به پایین که فرزند
تا به یک سنی رسید باید مانند برده کار کند تا خانواده از هم نپاشد, پس در فرجام زمان برای آسایش و دانش‌اندوزی و اندیشیدن آزاد (بی فشار بیرون) را داشته‌ام, چیزیکه بیشینه‌یِ مردم (= توده) ندارند و از همینرو نیز, از
آنها هرگز چشمداشت و خویشکاری اینکه دریابند در چه شرایط ناگوار و بهره‌کشانه‌ای به سر میبرند نیست, از من که اینجا طبیعت به من بخت و توان دریافت آنرا داده, ولی هست.

در کنار آن اینکه بیاییم پول امان را هزینه‌یِ خیریه کنیم تا بهره‌نکشیده باشیم نیز گفتم, راهکار آدمهای باهوش به آدمهای کودن است:

Mehrbod

نه این راهکار آدم‌هایِ باهوش به آدم‌هایِ کودن است که دستی دستی خودشان را از بازی بیرون بیاندازند, زیرا با نخریدن لپتاپ
و پس افتادن از دانش‌هایِ روز و رایانه و .. این تنها من هستم که از بازی بیرون میافتم و سرانجام کار از گرسنگی و بدبختی نابود میشوم,
سامانه‌یِ سرمایداری بجایش یک ستیزنده را بدست خودش نابود کرده و هیچ آسیبی هم از این راه ندیده است.

به سخن بهتر, در جاییکه نخورید خورده میشوید, نه تنها باید بخورید, که باید بهتر از دیگران هم بخورید.

از همینرو من در زندگی خودم با آگاهی هماگ می‌بهره‌کشم, ولی همواره این را در یاد دارم که همزمان در بلند-زمان دارم به
خودم و دیگران و سرانجام هومنی آسیب می‌رسانم و در هر ریختی و به هر بختی, سامانه را نکوهیده و میکوشم
آنرا بازراستادهم, بسوی چیزی مانند همبود کاررها, یا به سامانه‌ای که ابزار فرآورش همگانی باشند (دست دولت, دست خود کارگران, ...).

پارسیگر

روزبه #۲۴۲
kourosh_bikhoda

متوجه میشید که منظور اینه که لزوم بهره کشی معنی نداره؟ کار تولید ممکنه سود داشته باشه ممکنه نداشته باشه. به هر حال ریسکی ست که از طرف سرمایه گذار انجام میگیره. این ریسک برای کارگر انقدر بالا نیست. کارگر مزد میگیره ولی سرمایه گذار سرمایه ش رو قرار میده وسط. بهره کشی و این کس شعرا معنی نداره وقتی یک قرارداد کاری با توافق طرفین در میون هست. گویا کمونیست های این فاروم بهتر از کارگر به فکر زندگیش هستند. کارگر مجانی کار نمیکنه، سرمایه گذار هم مفتی پول نمیده. به دلیل داشتن سرمایه زیاد تونسته عده ای کارگر رو استخدام کنه. این اسمش شده بهره کشی! حالا ممکنه طرف سرمایش در حدی باشه که یک مغازه باز کنه و بدون کارگر پول دربیاره ها. فرقی بین این دو سرمایه دار نیست، فقط از دید کمونیست ها اونی که کسی رو استخدام کرده و داره نونش رو میده و نرخ بیکاری رو کم هم کرده یک دیو شیطان صفت هست.

احتمالا شما با بسایری از مفاهیم آشنائی ندارید واینگونه به مسائل سطحی مینگرید برای اینکه بتوانید بطن نظام سرمایه را درست کنکاش کنید نیازاست به مفاهیم وکیفیت روابط آشنا شوید قضیه به این سادگی نیست

برای آشنائی با رابطه انسانها درنظام سرمایه داری مقدمتا نوشته زیر را مطالعه فرمائید تا بعدا بیشتر وبهتر گفتگو را پی بگیریم

استثمار در نظام سرمایه‌داری پنهان است یعنی نمود ظاهری و علنی ندارد. زیرا سرمایه‌دار با در اختیار داشتن مالکیت وسایل تولید، برای واداشتن فروشنده‌گان نیروی‌کار، به کار برای خود، استفاده می‌کند. مدت زمان کار روزانه فرد فروشنده نیروی‌کار، به دو بخش مساوی یا نامساوی تبدیل می‌گردد که یک بخش آن به کار لازم اختصاص دارد که کارگر در مقابل دستمزد دریافتی انجام می‌دهد و بخش باقی مانده کار روزانه، کار اضافی است که هیچ معادلی (پول یا کالا) از آن از طرف سرمایه‌دار، به او پرداخت نمی‌شود یعنی به صورت رایگان به دست می‌آورد. در نتیجه گرفتن کار اضافی دیگران بدون پرداخت مزد، استثمار پنهان است. و امری عادی تلقی می‌شود و خیلی‌ها به سختی می‌توانند این گونه استثمار را درک و یا به پذیرند.
به بیان دیگر سرمایه‌دار برای تمام روز (که ممکن است از نظر او روز کار بیش از 12 ساعت باشد) کارگر را به کار می‌گیرد و مبلغی که به عنوان دستمزد پرداخت می‌کند به حساب خودش برای 12 ساعت کار است، اما در حقیقت، معادل تقریبا" نصف مدت زمان کار روزانه (6 ساعت) است و پول 6 ساعت کار دیگر را به کارگر نمی‌دهد. به این ترتیب سرمایه‌دار مالک کار اضافی کارگر می‌گردد. استثمار از این لحاظ در نخستین وهله به قدرت اقتصادی سرمایه‌دار بستگی دارد، نه الزاما" و انحصارا" به زور و قدرت بازوان او. زیرا اجبار فیزیکی در کار نیست و کارگر برای گذران معاش روزانه، قانونا" آزاد است و موافقت او با کار برای سرمایه‌دار، ظاهرا" داوطلبانه است. بدین‌گونه استثمار در نظام سرمایه‌داری، پنهان، غیرعلنی و به صورت یک عرف و نرم اجتماعی به ظاهر عادلانه خود را نشان می‌دهد. از طرف سرمایه‌دار حتا منت هم بر کارگر گذاشته می‌شود که ما شما را مشغول کار کرده‌ایم. نمی‌فهمند و یا می‌فهمند و خود را به نادانی می‌زنند، که ابزار و وسایل تولید بدون کارگر، آهن‌پاره‌ای بیش نیست.

روزبه #۲۴۳
kourosh_bikhoda

شما هم انگار هوش نکردید که در مورد تولید در ایران دارم حرف میزنم. اگر فکر کردید تولید در همه حای دنیا یک نرخ بازده داره یک فکری به حال فکرتون بکنید!

حتی اگر بازده متفاوت ویا کم وزیاد هم داشته باشد از اصل رابطه یعنی استثمار از نیروی کار نمی کاهد واین رابطه برقرار است

مزدك بامداد #۲۴۴
kourosh_bikhoda

یک دلیل دیگه بر کس شعر بودن حرف های ضد سرمایه داری و کارگر دوستی اینه که همه این جور آدمها (دستکم اکثرشون) خودشون سرمایه دار و پول پرست هستند.

😄
یکی هم به من گفته بود که شما چرا از آزادی زنان از اسلام پدافند میکنید، مگر زن هستید!!
یکبار گفتم که ما در سامانه ی سرمایه داری هستیم و نمیتواینم چون با این سامانه دشمن هستیم،
برویم و بیدرنگ از کارگران بشویم !

مهند این است که برای کارگران باشید و نه بایسته از کارگران

!

پارسیگر

روزبه #۲۴۵
kourosh_bikhoda

خیلی سفسطه باز شدید مزدک خان. چی شده؟ از دنده چپ پاشدید؟
برده آزاد بود به برده نبودن؟ درست مثل کارگری که آزاده به کارگری نکردن.
نمیدونم فهمش چرا انقدر سخته که کسی کسی رو مجبور به کارگری نمیکنه. کارگر میتونه با سرمایه اندک کار دیگه ای بکنه. به فروش رو بیاره. به بازار رو بیاره. خیلی کارها هست. شما یک مقدار قدیمی هستید و درک درستی از زندگی روزمره شاید نداشته باشید. ولی امروزه تئوری پوسیده شما در عمل شکست خورده و نشون داده که شدنی نیست. خیلی چیزها ممکنه روی کاغذ و با مرکب و قلم در ذهن ایجاد بشن، ولی در عمل ضامن اجرایی ندارند. از جمله این خزعبلاتی که شما میفرمایید.

بازهم مجبور شدم باتوجه به مفهوم گفتگوی شما این مفاهیم را کپی پست کنم تا بعد آن بتوانیم بهتر گفتگو کرده ونتیجه بگیریم وتکرار مکررات نکنیم

استثمار عریان: در جامعه‌ برده‌داری دو طبقه اصلی یعنی برده و صاحبان برده‌ وجود داشت. برده مانند ابزار تولید خرید و فروش می‌شد و در واقع برده‌دار مالک او بود و در تمام ساعت شبانه روز در اختیار صاحب‌اش قرار داشت. تمام کار برده، کار اضافی و اجباری بود و فقط در قبال این برده‌گی، غذایی بخور و نمیر از طرف برده‌دار دریافت می‌کرد تا به تواند هم چنان به تولید کار اضافی ادامه دهد. در نظام برده‌داری، استثمار عریان و آشکار، یک عرف و نرم اجتماعی بود. بقایای این نظام تا قرن نوزده در امریکا هم ادامه داشت.
استثمار نیمه‌عریان: (انتخاب اسم "استثمار نیمه عریان" از طرف وبلاگ آموختن است.) در نظام فئودالی، دیگر خبری از برده و برده‌دار نیست بلکه به جای آن‌ها دو طبقه جدید یعنی فئودال و رعیت یا سرف جای آن را می‌گیرد. در این‌جا شیوه استثمار دچار تغییراتی می‌گردد به طوری که رعیت یا سرف قطعه یا قطعاتی از زمین فئودال به صورت اجاره در اختیار می‌گیرد و می‌تواند روی آن برای خودش کار کند. اما مجبور است که یک دوم یا یک سوم و حتا در مواردی دو سوم محصولات کشاورزی تولیدی خود را به فئودال به پردازد. علاوه بر این هر زمان که ارباب نیاز داشت، رعیت باید بیگاری که کاری اجباری و بدون مزد بود، انجام دهد. به عبارت دیگر مجموع کالاهای پرداختی رعیت به فئودال به اضافه بیگاری، مانند آن است که از 12 ساعت کار روزانه او، باید 6 ساعت از روز را بدون دریافت هیچ معادلی، برای فئودال کار اضافی انجام دهد و یا از شش روز در هفته 3 روز برای خود و 3 روز برای فئودال کار اضافی انجام دهد. استثمار در نظام فئودالی به صورت نیمه عریان(سه روز پنهان است، چون به ظاهر برای خودش کار می‌کند و سه روز بیگاری عریان) خود را نشان می‌دهد. استثمار پنهان: با آغاز انقلاب‌های بورژوایی در جهان، نظام فئودالی دچار اضمحلال شده و از بین می‌رود، طبقات جدیدی جای فئودال و رعیت را می‌گیرند. تاجران عصر فئودالی به سرمایه‌دار تبدیل شده و با خلع ید کردن از رعایا یا سرف‌ها آن‌ها را به کارگر، تبدیل کردند. یعنی به تدریج رعیت از مالکیت قطعه زمین کوچک و یا اجاره‌ای خود معاف می‌گردد و تبدیل به فردی می‌گردد که مالک هیچ کالایی نیست به غیر از کالای نیروی کار که در بازوان و مغز خود دارد. او به اصطلاح آزاد می‌گردد و خورجین‌اش را بر دوش می‌گیرد و روستا را به طرف شهرها ترک می‌کند. او ناچار است برای به دست آوردن امرار معاش خود و خانواده، روانه بازار کار شود.

مزدك بامداد #۲۴۶
kourosh_bikhoda

مردم سرمایه داری دارند حال می کنند و در امریکا دیسکوها حسابی فعالند و همه راضی از قوانین کار و بیمه و بازنشستگی و مالیت و غیره هستند

صف کوپن خوراک در دارا ترین کشور جهان

!

Almost 50 million Americans now on food stamps as nation plunges into widespread poverty | Hang The Bankers | He Who Controls the Money Supply, Controls the World

روزبه #۲۴۷
kourosh_bikhoda

یک دلیل دیگه بر کس شعر بودن حرف های ضد سرمایه داری و کارگر دوستی اینه که همه این جور آدمها (دستکم اکثرشون) خودشون سرمایه دار و پول پرست هستند. من در فامیلم چند قلم از این انسان های دهه 40، 50 میلادی رو میشناسم که خودشون حسابی مال و ملک دارند و کمکی به قشر کارگر نمیکنند. مثلن همینجا آقای @@Mehrbod در جایی اظهار کرد که همیشه تامین بوده و بی نیاز از کار اقتصادی و بنابر این فرصت برای مطالعه زیاد داشته. البته من نمیدونم که ایشون در زندگیشون چه میکنند ولی سوای ایشون، برای امتحان درستی و واقعی بودن و اجرایی بودن تئوری این انسان ها خوبه ازشون بخواهید که بخشی از مالشون رو به خیریه هدیه کنند و با بخور نمیر زندگی کنند. خیلی آزمون خوبیه جان خودم 😝

بازهم شما برای نقد این نظریه به خطا رفتید ...
دراینجا نگاه پوپولیستی به قضایا نیست ولزوما قرار نیست کسی درفلاکت مالی باشد ونظریات مارکس را درک کند زیرا نظریه وی شعار های توخالی نیست بلکه قوانین حاکم برجامعه را معین کرده است یک جامعه شناس برای شناخت عوارض جامعه به مانند جرم وجنایت وفقر وفساد ضرورت ندارد حتما دراین مسائل درگیر شده وسپس نظریه پردازی کند اندیشمندانی که به سوی این افکار مترقی جذب وقانع میشوند

بخاطر اینکه نظریات مارکس منطبق برشناخت علمی از جامعه است واز سفسطه وشعار پردازی فاصله دارد

...
طبقه کارگر درنظام نابرابر بخاطر درگیری با مسائل روزمره امکان دسترسی وتحیق مسائل علمی نیست بنابراین این طبقه اندیشمندانی را دارد که با آشنا کردن آنان به وضعیت اسفبار استثمارشان وآگاهی دادن آنان را یاری خواهند نمود

روزبه #۲۴۸
kourosh_bikhoda

تازه جالبتر اینجاست که این ته مانده های کمونیسم از چیزی دفاع می کنند که تاریخ اونو به خوبی ثبت کرده و در عمل منجر به بدبخت ترین و ورشکسته ترین و عقب مانده ترین کشورهای جهان شده. نتیجه عمل به ایدئولوژی واپسمانده شون در چند کشوری که نکبت از سر و کولش بالا میره پیداست. اونوقت ده ها ساله که هر روز پیش بینی شکست و درماندگی و خرابی سرمایه داریو میکنند.

حالا کاری نداریم مردم سرمایه داری دارند حال می کنند و در امریکا دیسکوها حسابی فعالند و همه راضی از قوانین کار و بیمه و بازنشستگی و مالیت و غیره هستند و تخمشونم نیست و از همه مهتر سرمایه داری بزرگترین پیشرفت ها رو به بشر عرضه کرده و روز به روزم داره فربه تر میشه و امید به زندگی و شاخص بهداشت و چه و چه هم در مملکتشون داره هی بالا میره. عجب رویی دارند بی اسپاگتی ☺️

شما از چه چیزی دفاع میکنید قرنها نظام طبقاتی که تاریخ گواه ستم انسان برانسانها ست اکنون

یک بچه مدرسه ای هم میتواند

آمار از جنایات نظامهائی که با انحصار کردن قدرت وثروت بشریت را به فنا برده اند بیان کند اگر چشم شما را تکنولوژی ورقص نور دیسکوهای امریکائی درخود غرق کرده وبطن واین نظام نابرابر که با واکنش همان دیار درجنبش وال استریت نمایان شد اما هنوز شما یا نخواستید ویا نمیتوانید درست آن را تبیین نمائید
اگر با دیدگاه شما بخواهیم به قضیه نگاه کنیم وملاک همانها باشد دراین تجربه

چین هم نام کمونیست را یدک میکشد ودر پیشرفت تکنولوژی وصنعت ورشد اقتصادی بربسیاری ازکشورهای سرمایه داری سبقت گرفته است

آنگاه میتوانیم خود را دلخوش کنیم وبعنوان نمونه جهت افراد سطحی نگر ونزدیک بین ارائه دهیم ...
اما کسانیکه مایلند واقعیتها را آنگونه که هست بشناسند باید درک کنند که

نظام سوسیالیستی درجهان هنوز یک قرن نیست درحال تجربه است ومیتواند این حرکت با شکست وموفقیت همراه باشد وباز میتوان علتهای عدم موفقیت آن را بررسی نمود

ولی نکته با اهمیت اینکه

اکنون اغلب کشورها به سوی اجرای قسمتهای از سیستم سوسیالیستی گرایش پیدا کرده اند واین حقیت را دریافته اند که این نظان بهترین وعادلانه ترین روابط انسانها میتواند باشد...

اما درتعجبم این عناد شما چرا نمیتواند فراتر از دیسکوها واغوای تکنولوژی بچرخد وبا واقعیتها منصفانه روبرو شود

روزبه #۲۴۹
Theodor Herzl

مشکل چپ سنتی‌ این هست که فکر می‌کنید وجود دولت در ذات چیز خوبی‌ هست اگر دیکتاتوری کارگری باشد ، اما مساله این هست که آزادی انسان فقط با آزادی صورت می‌پذیرد نه با دیکتاتوری کارگری. و من فکر می‌کنم راه رسیدن به این آزادی بشر از راه دولت انقلاب کارگری و اینها نیست ، بلکه از راه تزریق ذره ذره سوسیالیسم است که در نهایت به ایجاد کارخانه‌های اشتراکی آن هم به صورت انتخاب آزاد و نه به زور دولت می‌‌انجامد. وقتی‌ یک جامه آنقدر درامد داشته باشد که بیمارستان خود را تاسیس کند ، دیگر نیازی به بیمه‌ دولتی نخواهد بود.

برداشت عموم قشر روشنفکر زمانیکه با واژه دیکتاتوری مواجه میشوند قدری عجولانه توام با وازدگیست ...
دولت درتمامی نظامهای طبقاتی همیشه براساس منافع طبقه حاکم عمل نموده است مقوله دولت ابزاری است برای اعمال هژمونی یک طبقه به طبقه دیگر ودراین بحث راه وسط ویا آشتی جویانه ای نمیتواند باشد مگراینکه به شکل دمکراتیک میتوان اشاره نمود که باز این نظام وحتی نظام سوسیالیستی حالت گذار دارد وآنهم با رهبری ومدیریت کارگران انجام میشود تجربه سالها تسلط واعمال دیکتاتوری دراشکال مختلف نشان داد که نظامهای طبقاتی بدون استثنا نظامهای دیکتاتوری است ...
دراین چند دهه بورژوازی درمقابل واهمه از انقلابات کارگری وافشاگری نیروی های چپ ونیز کنترل اوضاع شیوه اعمال دیکتارتوی وسرکوب اعتراضات را متحول نمود واعتراضات وشورشها را به صندوقهای رای هدایت نمود وبا بسط نظام پارلمانی بهتر از پیش توانست کنترل اوضاع را بدست گرفته وبا نمایش مضحکه آمیز از دمکراسی به فریب وپوشش انحصارگری خود بپردازد ...باکمی دقت درروند اداره این نظامها واکنون به مدد تکنولوژی توانسته است همین نظام های به ظاهر دمکرات ، زندگی خصوصی افراد را نیز تحت سیطره خود قرا ردهد وتحت عناوین مبارزه با تروریست شدیدترین کنترلها را اعمال کند ونیز با گسترش رفاه نسبی وعمومی کنترل اوضاع را بدست بگیرد ...با کمی دقت میتوان استبداد حاکم برروابط واداره اوضاع را مشاهد نمود بنابراین هنگامیکه مارکس از دیکتاتوری عریان کارگری سخن به میان می آورد با آگاهی وشناخت واقعتهای جامعه سخن رانده است واکنون عده ای از این چپ گرایان به اصطلاح مدرن با عدم درک بطن ماجرا تلاش مینمایند راه میانبری برمسائل ایجاد کنند واما این تفکر انحرافی بیش نیست

kourosh_bikhoda #۲۵۰
روزبه

برای آشنائی با رابطه انسانها درنظام سرمایه داری مقدمتا نوشته زیر را مطالعه فرمائید تا بعدا بیشتر وبهتر گفتگو را پی بگیریم

اصلن من بحثم با شما نبود که خودتون رو دعوت به بحث با من! میکنید و این خزعبلات صدا و سیمای پشم و شیشه رو برام کپی پیست میکنید!