دفترچه

نسخه‌ی کامل: روانکاوی
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
صفحات: 1 2 3 4 5
Rationalism Ideology نوشته: راسل عزیز، من در اینجا قصد معرفی و تبیین روانکاوی را ندارم و دلیلی هم برای این کار نمی بینم.
اگر تا به حال پیرامون این جستار به گفتگو پرداخته ام، تنها برای نقد باور خودم در این باره بوده است.
E032
تا کنون که بحث کلی بوده پیرامون روانکاوی،باورها و پژوهش خودتان را درباره رفع خستگی هنوز نگفتید که امیدوارم درآینده با ما سهیم شوید دوست ارجمند
Ouroboros نوشته: به نظر شما ناخودآگاه چیزی‌ست اثبات‌شده؟ چگونه، کجا و توسط چه کسی اثبات شده؟ به راستی همان اهمیتی را دارد که فروید برای آن قائل بوده؟
آری ناخودآگاه برای من اثبات شده است. زیرا چنین مفهومی را در وجود خود به عنوان واقعیت درک می کنم. اگر مقصودتان اهمیتی است که فروید برای ناخودآگاه در تاثیرگذاری فراوان آن در وجود آدمی قایل بوده؛ آری من نیز بدان باورمند هستم.
به طور کلی ضمیرخودآگاه، تنها بخش کوچکی از وجود ما را دربرگرفته است.


Ouroboros نوشته: ساختمان آن چگونه است، همچون یک دریای طوفانی(فروید)، یک اسطوره(یونگ)یا یک زبان(لکان)؟ جایگاه آن کجاست، عرصه‌ی خیالی(فروید)، نمادین(یونگ) یا واقعی(لکان)؟ چرا؟
این ها پرسش هایی عمیق و گسترده می باشند و من در پژوهش خود هیچ گاه نگرش یکی از این روان شناسان بزرگ را کامل و شامل نمی دانم. بلکه باورمندم که هر یک به شکلی در درک ناخودآگاه می توانند به ما یاری رسانند.



Ouroboros نوشته: به باور من صحبت از محدودیت یا گوناگونی ادراک به راستی بی‌مورد است زیرا ما نمی‌توانیم این محدودیت‌ها یا گوناگونی‌ها را تعریف بکنیم، یا از هر طریقی بشناسیم
دست شما درد نکند! پس کارِ تمام فیلسوفان و فلسفه شان با این نگرش شما بیهوده و بی ارزش بوده است!
به باور من محدودیت های ادراکی به نسبت اعتباری که دارند، قابل تعریف و تمایز هستند و شناخت آنها هم از اعتبار و نوع آن ادراک برایمان صورت می گیرد. برای نمونه درک من نسبت به خودآگاهی ام، حقیقتی ثابت و دایمی می باشد ولی نسبت به روانکاوی این طور نیست و تنها اعتباری نسبی برای آن قایلم که ممکن است باورم در مورد آن دگرگون شود.



Ouroboros نوشته: یا در هر شرایطی از سیطره‌ی سلطه‌ی آن‌ها بیرون بجهیم. اگرهم محدودیتی وجود دارد مهم نیست، ما چیز دیگری نداریم.
آری به طور کلی اساسِ ادراکات ما جبری می باشد ولی وقتی نسبی بودن یک باور را درنظر بگیریم و بر آن اساس اعتباری برای آن باور درنظر بگیریم، محدودیت های ادراکی هم اهمیتشان روشن می گردد.


Ouroboros نوشته: مشکل دیگر من با روانکاوی، پراکندگی دیوانه‌وار آنست، بطوری‌که پیرامون همه چیز آن، میان مکاتب و شارحان گوناگون، اختلاف نظر هست.
چرا؟ این که مشکل روانکاوی به حساب نمی آید!


Ouroboros نوشته: لینک شما هرگز حاوی آن نوع از اثباتی که من طالب آن هستم نیست.
لینک آن تارنما برای من نقش روانکاوی را در بسیاری از اختلال ها و مشکلات روانی اثبات می کرد و از این رو برای شما هم آن را معرفی کردم که گفتید خودم هم آنرا نخوانده ام!
حال که شما آن را اثبات کننده نمی دانید، مشکل من نیست.
آیا کسی از دوستان به مکتب روانکاوی فروید باورمند هست؛ که توانایی پاسخ به نقد های اساسی و گسترده مرا نیز داشته باشد؟
Rationalist نوشته: آیا کسی از دوستان به مکتب روانکاوی فروید باورمند هست؛ که توانایی پاسخ به نقد های اساسی و گسترده مرا نیز داشته باشد؟
از مشابهات های روانکاوی با کالت های دانش نمایانه یا مذهبی اینه که نیاز هست شخص بهش "باور" داشته باشه نه اینکه مثل سایر دانش ها بی ارتباط با باورهای فرد باشه:)
undead_knight نوشته: از مشابهات های روانکاوی با کالت های دانش نمایانه یا مذهبی اینه که نیاز هست شخص بهش "باور" داشته باشه نه اینکه مثل سایر دانش ها بی ارتباط با باورهای فرد باشه:)
موضوع "قدرت باورها" و تاثیر درستی یا نادرستی آنها( در فربود)؛ پیرامون زندگی ما، موضوعی مهند و بحث برانگیز است!
ولی در مورد روانکاوی فروید؛ موضوع اینجاست که او دایم از آزمایش ها و مشاهدات دانشیک دم می زده؛ اما من تا آنجا که من در موردش مطالعه داشته ام؛ هیچ گاه به بیان و توصیف آنها نپرداخته!
بماند که اساس دیدگاه ها و استدلال هایش هم بنیانی منطقی و فلسفی ندارند.
نقل قول:اما من تا آنجا که من در موردش مطالعه داشته ام؛ هیچ گاه به بیان و توصیف آنها نپرداخته!
اینطورها هم نیست، او ده ها صفحه را به شرح چگونگی درمان هر بیمارش با ذکر جزئیات اختصاص داده و بسیار تلاش نموده تا مثلا تئوری "خواب تحقق آرزوهاست" را با نمونه های خود مورد تایید قرار دهد.
ضمنا باید توجه کنیم که در زمانی که او مثلا تعبیر خواب را در 1900 منتشر کرد، بر اساس فلسفه علم زمان خودش، فکر می کرد که چند مورد مثبت و یک استقرا، علمی بودن نظریاتش را تضمین می کند. هنوز 34 سال زمان لازم بود تا پوپر به ما معیار تمییز ابطال پذیری را معرفی کند.
Ouroboros نوشته: من خواستم نشان بدهم که وقتی تفکر دانشیک رها می‌شود، شما همینطور بروی اندیشه‌های نابخردانه معلق می‌خورید و ممکن است از هر ناکجا آبادی سردربیاورید.
مثلا سر در آوردن از "زن ستیزی عفونی"؟
Philo نوشته: مثلا سر در آوردن از "زن ستیزی عفونی"؟
the end justify the means ;)
وقتی هدف "مقدسی" در میون باشه نتیجه ها چندان متفاوت نیست، مهم نیست که قبل از ism چی هست:))
undead_knight نوشته: مهم نیست که قبل از ism چی هست:))

البته "Femin"، "چیز" حساب نمیشود !!
صفحات: 1 2 3 4 5