دفترچه

نسخه‌ی کامل: «قُمار پاسکال» Pascal's Wager
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
موجودات هوشمند فرازمینی یه موضوعی هست که از نظر علمی کاملا ممکنه و حتی میشه محاسبات و حدسهایی هم در این زمینه داشت. ضمنا یوفوها هم بالاخره یه پدیده ای هست که جلوی چشممون رخ داده و سند و دلیل کافی داره. اختلاف و سوال بیشتر در مورد ماهیت اوناست تا اصل وجودشون.
اما بحث خدا و دین یه چیز دیگس و علم تاحالا به هیچ شواهد و امکان بررسی در این زمینه نرسیده. تازه با پیشرفت علم، امکان عدم وجود خدا و عدم حقانیت ادیان بیش از پیش ممکن و مطرح شده.
پرداختن به چیزی مثل موجودات فضایی برای من جذاب تر و کاربردی تر بنظر میاد و ذهنم رو باز و قوی میکنه و نسبت به جهان واقعی که درش زندگی میکنم بینش بیشتری پیدا میکنم. ولی با خدا و دین شما چکار دارم؟ یک چیزی بی سر و ته و پر از تناقض که صدها مدل هم داره و پر از یاوه گویی است و از نظر علمی و منطقی هم نمیشه بیش از این بررسیش کرد و کلا پرداختن بهش فایده نداره (از نظر عملی/تجربی هم شخصا بقدر کافی امتحانش کردم). من فقط در یک حد بنیادین و مشترکات ادیان و تجربیات و دریافتها و وجدان و الهام شخصی خودم به این مسئله پرداختم و میپردازم، و نه بیشتر، چون وقت و انرژی خودم رو محدود و ارزشمندتر از این میدونم که دنبال هر احتمال ضد و نقیض و خارج از دسترس علم و تجربه و خرد و منطق و وجدان که مطرح میشه برم.
درمورد اون اصول بنیادین و مشترکات هم دیگه میدونم چی هستن و ابهام و مشکل جدی در این زمینه ندارم. هرچند میشه گفت یک نوع رشد بینش و تکامل در عمل رو در این زمینه مدام در خودم مشاهده کردم و میکنم، که این البته بصورت طبیعی رخ میده، گویی که تقدیر و خواست خدای واقعی جهان چنین است.
اما با هرچیز غیرمنطقی و زورگو و سانسورگر و حقه باز و تحریف گر، که ادیان و مدعیان کلاسیک اونا هم جزوش هستن، طبیعتا باید مبارزه کرد، چون با هر اصول و تعالی که ما میشناسیم عملا در تقابل هستن و دنیا رو پر از پارازیت و زباله و تخریب میکنن. باید از گسترش خرافه و دروغ و فریب و شبه علم و شبه عقل جلوگیری کرد. به گمانم این وظیفه و عکس العمل طبیعی هر انسان دانشمند و خردمندیست.
kourosh_iran نوشته: شما رستگار خواهید شد؟
کیا دقیقا؟

این برهان حقانیت هیچ دینی را ثابت نمی کند بلکه برای بیان این مطلب است که پیمودن راه ناباوری

قطعا هیچ نفعی برای انسان ندارد

بعد از قبول اینکه بدون فرض وجود خدا نابودی قطعی در انتظار ماست

تازه نوبت به این می رسد که بررسی و تحقیق کنیم که برای رسیدن به خدا کدام راه و کدام دین کامل تر و بی نقص تر است.
kourosh_iran نوشته: موجودات هوشمند فرازمینی یه موضوعی هست که از نظر علمی کاملا ممکنه و حتی میشه محاسبات و حدسهایی هم در این زمینه داشت. ضمنا یوفوها هم بالاخره یه پدیده ای هست که جلوی چشممون رخ داده و سند و دلیل کافی داره. اختلاف و سوال بیشتر در مورد ماهیت اوناست تا اصل وجودشون.
اما بحث خدا و دین یه چیز دیگس و علم تاحالا به هیچ شواهد و امکان بررسی در این زمینه نرسیده. تازه با پیشرفت علم، امکان عدم وجود خدا و عدم حقانیت ادیان بیش از پیش ممکن و مطرح شده.
پرداختن به چیزی مثل موجودات فضایی برای من جذاب تر و کاربردی تر بنظر میاد و ذهنم رو باز و قوی میکنه و نسبت به جهان واقعی که درش زندگی میکنم بینش بیشتری پیدا میکنم. ولی با خدا و دین شما چکار دارم؟ یک چیزی بی سر و ته و پر از تناقض که صدها مدل هم داره و پر از یاوه گویی است و از نظر علمی و منطقی هم نمیشه بیش از این بررسیش کرد و کلا پرداختن بهش فایده نداره (از نظر عملی/تجربی هم شخصا بقدر کافی امتحانش کردم). من فقط در یک حد بنیادین و مشترکات ادیان و تجربیات و دریافتها و وجدان و الهام شخصی خودم به این مسئله پرداختم و میپردازم، و نه بیشتر، چون وقت و انرژی خودم رو محدود و ارزشمندتر از این میدونم که دنبال هر احتمال ضد و نقیض و خارج از دسترس علم و تجربه و خرد و منطق و وجدان که مطرح میشه برم.
درمورد اون اصول بنیادین و مشترکات هم دیگه میدونم چی هستن و ابهام و مشکل جدی در این زمینه ندارم. هرچند میشه گفت یک نوع رشد بینش و تکامل در عمل رو در این زمینه مدام در خودم مشاهده کردم و میکنم، که این البته بصورت طبیعی رخ میده، گویی که تقدیر و خواست خدای واقعی جهان چنین است.
اما با هرچیز غیرمنطقی و زورگو و سانسورگر و حقه باز و تحریف گر، که ادیان و مدعیان کلاسیک اونا هم جزوش هستن، طبیعتا باید مبارزه کرد، چون با هر اصول و تعالی که ما میشناسیم عملا در تقابل هستن و دنیا رو پر از پارازیت و زباله و تخریب میکنن. باید از گسترش خرافه و دروغ و فریب و شبه علم و شبه عقل جلوگیری کرد. به گمانم این وظیفه و عکس العمل طبیعی هر انسان دانشمند و خردمندیست.

پیمودن هر راهی به جز راهی که ادیان به انسان ارائه کرده اند حرکت در کوچه بن بست است هر چند در ظاهر در این را تناقض هایی نیز به نظر برسد
اما راههای دیگر هر چند به ظاهر گل و بلبل و و شسته و رفته باشند هیچ دلیلی بر درست بودن مسیر نیست.

والعصر، ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات، قسم به زمان زیانکاری سرنوشت محتوم هر انسانی است مگر کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند.

این ادعای قرآن با هیچ برهانی قابل رد کردن نیست.
کوشا نوشته: این برهان حقانیت هیچ دینی را ثابت نمی کند بلکه برای بیان این مطلب است که پیمودن راه ناباوری قطعا هیچ نفعی برای انسان ندارد
این برهان خودش از احتمالات صحبت میکنه! باور یعنی چی؟ یعنی همینطوری باور کنیم که حتما خدا هست؟ بر چه اساسی باید باور کنیم؟ کدام برهان؟ آیا این برهان میگه که اگر باور نکنی که حتما خدایی هست به جهنم میری؟ این برهان فقط داره میگه که احتمال وجود خدا رو در نظر بگیر و در این باب احتیاط کن. در این برهان شک داشتن و باور قلبی نداشتن جرم نیست و به جهنم منتهی نمیشه؛ اگر بشه، اون خدا دچار همون مشکل غیرمنطقی بودنه که پیشتر بهش پرداختم، و بنابراین آدم میره دنبال یک خدا با رفتاری منطقی تر.

نقل قول:تازه نوبت به این می رسد که بررسی و تحقیق کنیم که برای رسیدن به خدا کدام راه و کدام دین کامل تر و بی نقص تر است.
آهان! مشکل همین جاست!
الان من یعنی از بچگی تاحالا در محیط مسلمانان و تبلیغات و آموزش اسلام بزرگ شدم هنوز نمیدونم اسلام چیه و به چه دردی میخوره یا نمیخوره؟
نه دوست عزیز، من قبلا اسلام رو بقدر کافی آزمودم (قرآن رو هم یک بار با ترجمش خوندم، و باید بگم یکی از بی سر و ته ترین کتابهایی بود که تاحالا خونده بودم). البته بقیهء ادیان هم کم و بیش سر و ته همین کرباس هستن. بعضیاشون کمی بهترن. کلا تناقض و چرندگویی و مغلطه و تعطیل کردن عقل در تمام ادیان و مکاتبی که من میشناسم هست.
بخوام عمرم رو بذارم هم برم باز دنبال بیشتر و دقیقتر که بنظر من شخصا صرف نمیکنه، بخصوص که احتمال زیادی نمیدم و عقل و تجربهء من میگه که چیزهای خیلی بیشتر بدردبخوری محتمل نیست که از توی این همه زباله و چرندیات پیدا کنم که بتونه این همه عمر و هزینه رو جبران کنه. ادیان اگر چیز بیشتری داشتن تاحالا رو کرده بودن و در جهان فعلی حرفی برای گفتن داشتن که همه یا حداقل اکثریت رو قانع بکنه.
من به یک دین و خدای خاص خودم رسیدم که خیلی ساده تر و محدودتره و گفتم که اصول بنیادین معنویت و مشترکات میان ادیان رو کافی میدونم. دیگه بیشتر از این صرف نداره توی این آشفته بازار ادیان و خداهای مختلف، وقت و انرژی خودم رو تلف کنم!

کوشا نوشته: پیمودن هر راهی به جز راهی که ادیان به انسان ارائه کرده اند حرکت در کوچه بن بست است هر چند در ظاهر در این را تناقض هایی نیز به نظر برسد
اما راههای دیگر هر چند به ظاهر گل و بلبل و و شسته و رفته باشند هیچ دلیلی بر درست بودن مسیر نیست.

والعصر، ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات، قسم به زمان زیانکاری سرنوشت محتوم هر انسانی است مگر کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند.

این ادعای قرآن با هیچ برهانی قابل رد کردن نیست.
این گفتار که همه اش شد ادعا، بدون دلیل و استدلال و سندی که قابل قبول برای عقل و خرد و علم و وجدان بشری باشد.
دلت خیلی خوش است ها :e057:
برایم عجیب است که آدمهایی مثل تو چرا این همه مدت به ادیان و خدایشان با آن همه نقص و یاوه گویی باورمند میمانند. شاید هم مزدور و جیره خوری بیش نیستی که تنها این را وانمود میکنی! شاید هم بخاطر این است که در زندگی تجربه هایی مثل من نداشته ای و بهت چندان بد نگذشته است. بهرحال ابلهانه است که فکر کنی همه مثل تو جهان را تجربه و درک میکنند و نسبت به خدا و دین میتوانند تنها یک احساس و نگرش داشته باشند. یکسری چیزهایی هست که اجتناب ناپذیر است و عکس العمل و روابط طبیعی که پیش خواهد آمد، و شما میخواهید همهء اینها را تقصیر خود انسانها بیاندازید و بگویید بخاطر نفاق و لجبازی و بی انصافی خود آنهاست، بدون اینکه بتوانید ثابت کنید.
البته شما که اصولا عادت دارید هر یاوه ای را بدون اثبات منطقی، صرفا بخاطر اینکه خوشایندتان میباشد یا احساس خوبی بهتان میدهد و خوشبینانه است و این حرفها باور کنید!

کوشا نوشته: در اینجا است که باورمند می گوید از دو حالت خارج نیست یا خدا وجود دارد یا ندارد اگر دارد که ما درست عمل کرده و رستگار ابدی شده و شما زیانکار ابدی خواهید شد و اگر خدایی وجود نداشته باشد نتیجه کار و عمل هر دو ما یکسان است.
خیر اینطور نیست. اگر وجود نداشته باشه این شمایید که ضرر کردید. چرا که بسیاری اعمالی که مجاز و بی اشکال بودند رو شما غیرمجاز دانستید؛ بسیاری اعمال و کارهای اضافه و غیرلازم نظیر نماز و روزه هم داشتید که بی فایده بوده در حالیکه ناباور اینها رو نداشته. بنابر این، در حالتی که خدا و رستاخیزی وجود نداشته باشه زیانکار بی نهایت شما خواهید بود چرا که دوره اصطلاحن کوتاه مدت دنیوی برابر میشه با دوره بی نهایت در فازی که خدا وجود داشته باشه.
kourosh_iran نوشته:
این برهان خودش از احتمالات صحبت میکنه! باور یعنی چی؟ یعنی همینطوری باور کنیم که حتما خدا هست؟ بر چه اساسی باید باور کنیم؟ کدام برهان؟ آیا این برهان میگه که اگر باور نکنی که حتما خدایی هست به جهنم میری؟ این برهان فقط داره میگه که احتمال وجود خدا رو در نظر بگیر و در این باب احتیاط کن. در این برهان شک داشتن و باور قلبی نداشتن جرم نیست و به جهنم منتهی نمیشه؛ اگر بشه، اون خدا دچار همون مشکل غیرمنطقی بودنه که پیشتر بهش پرداختم، و بنابراین آدم میره دنبال یک خدا با رفتاری منطقی تر.

[SIZE=3]تمام برهانها در مرحله قبل اقامه شده و اکثریت قریب به اتفاق عقلا آن را پذیرفته اند این برهان برای عده ای معدود که اساس رفتار خود را بر لجاجت و عناد گذاشته اند اقامه می شود لحن عرفی این برهان این است:

دوست داری ایمان بیار دوست نداری صد سال سیاه ایمان نیار !
بعد از مرگ دو حالت بیشتر متصور نیست یا آنچه باورمند می گوید راست و جهان دیگری وجود دارد یا ندارد و ادامه ماجرا ...

در ضمن خدای منطقی که شما انتظار او را می کشید تا این ساعت خود را معرفی نکرده و برنامه خود را اعلان ننموده لذا ما تکلیفی در برابر او نداریم هر چند واقعا وجود داشته باشد.


نقل قول:آهان! مشکل همین جاست!
الان من یعنی از بچگی تاحالا در محیط مسلمانان و تبلیغات و آموزش اسلام بزرگ شدم هنوز نمیدونم اسلام چیه و به چه دردی میخوره یا نمیخوره؟
نه دوست عزیز، من قبلا اسلام رو بقدر کافی آزمودم (قرآن رو هم یک بار با ترجمش خوندم، و باید بگم یکی از بی سر و ته ترین کتابهایی بود که تاحالا خونده بودم). البته بقیهء ادیان هم کم و بیش سر و ته همین کرباس هستن. بعضیاشون کمی بهترن. کلا تناقض و چرندگویی و مغلطه و تعطیل کردن عقل در تمام ادیان و مکاتبی که من میشناسم هست.
بخوام عمرم رو بذارم هم برم باز دنبال بیشتر و دقیقتر که بنظر من شخصا صرف نمیکنه، بخصوص که احتمال زیادی نمیدم و عقل و تجربهء من میگه که چیزهای خیلی بیشتر بدردبخوری محتمل نیست که از توی این همه زباله و چرندیات پیدا کنم که بتونه این همه عمر و هزینه رو جبران کنه. ادیان اگر چیز بیشتری داشتن تاحالا رو کرده بودن و در جهان فعلی حرفی برای گفتن داشتن که همه یا حداقل اکثریت رو قانع بکنه.
من به یک دین و خدای خاص خودم رسیدم که خیلی ساده تر و محدودتره و گفتم که اصول بنیادین معنویت و مشترکات میان ادیان رو کافی میدونم. دیگه بیشتر از این صرف نداره توی این آشفته بازار ادیان و خداهای مختلف، وقت و انرژی خودم رو تلف کنم!
شما به هر خدایی رسیده باشی مهم نیست مهم این است که هیچ دلیل و برهانی بر آنچه به آن رسیده ای نداری و صرف یکسری توهمات ذهنی است که برای خود بافته اید و در نهایت اگر هم چنین خدایی وجود داشته باشد ما هیچ تکلیف و وظیفه ای در برابر او نداریم.
تنها خدایی که منشاء اثر است خدای ادیان است

نقل قول:این گفتار که همه اش شد ادعا، بدون دلیل و استدلال و سندی که قابل قبول برای عقل و خرد و علم و وجدان بشری باشد.

گفته شد که برهان در مرحله قبل اقامه شده و عقل و خرد و و علم و وجدان بشری نیز آن را پذیرفته است این برهان برای اقلیتی بسیار اندک است.
نقل قول:دلت خیلی خوش است ها :e057:
برایم عجیب است که آدمهایی مثل تو چرا این همه مدت به ادیان و خدایشان با آن همه نقص و یاوه گویی باورمند میمانند. شاید هم مزدور و جیره خوری بیش نیستی که تنها این را وانمود میکنی! شاید هم بخاطر این است که در زندگی تجربه هایی مثل من نداشته ای و بهت چندان بد نگذشته است. بهرحال ابلهانه است که فکر کنی همه مثل تو جهان را تجربه و درک میکنند و نسبت به خدا و دین میتوانند تنها یک احساس و نگرش داشته باشند. یکسری چیزهایی هست که اجتناب ناپذیر است و عکس العمل و روابط طبیعی که پیش خواهد آمد، و شما میخواهید همهء اینها را تقصیر خود انسانها بیاندازید و بگویید بخاطر نفاق و لجبازی و بی انصافی خود آنهاست، بدون اینکه بتوانید ثابت کنید.
البته شما که اصولا عادت دارید هر یاوه ای را بدون اثبات منطقی، صرفا بخاطر اینکه خوشایندتان میباشد یا احساس خوبی بهتان میدهد و خوشبینانه است و این حرفها باور کنید!

فعلا که وضعیت بر عکس است
راه ما هر چند در ظاهر اشکالاتی دارد اما مستند به برهان عقلی و نقلی است اما راهی که شما می روید توهمی بیش نیست و شما هیچ تاکید می کنم هیچ دلیلی بر درستی راهی که می روید ندارد

بارها در این تالار اعلام کرده ام دوباره روی آن تاکید می کنم هر کدام از ناباوران به ادیان آسمانی بتواند یک نقطه اتکا هر چند ضعیف بر درستی راهی که می رود اقامه کند من دست او را خواهم فشرد و با او همراه خواهم شد.

اما تاکنون حتی یک نفر نتوانسته دلیلی نیم بند بر این موضوع اقامه کند

اگر شما فکر می کنی چیزی در چنته داری بسم الله
[/SIZE]
آهان تازه حرفات داره دقیق و منطقی میشه!
یعنی زبونی که من میتونم درکش کنم.

نقل قول: در ضمن خدای منطقی که شما انتظار او را می کشید تا این ساعت خود را معرفی نکرده و برنامه خود را اعلان ننموده لذا ما تکلیفی در برابر او نداریم هر چند واقعا وجود داشته باشد.
خب تصور خود من اینه که خدای منطقی من درواقع میتونه منشاء همون خدای ادیان باشه، ولی اینکه چرا در ادیان و تعریفشون از خدا اینقدر مسائل غیرمنطقی هست بنده قبلا در این مورد چیزهایی گفتم و برای خودم نظریه هایی دارم که البته نمیشه قطعا ثابت کرد، ولی بنظر بنده ممکن هستند و با توجه به مشکلات و تناقضات منطقی خدای ادیان نمیشه اونا رو هم رد کرد یا کمتر اعتبار داد.
ببینید یه مسائلی ساده هست و البته خیلی ها گفتن. مثلا اینکه در ادیان سعی شده انسانها رو بترسونن و اینقدر تاکید و سختگیری داشته باشن که انسانها از حداکثر ظرفیت خودشون استفاده کنن و روشون بقدر کافی تاثیر داشته باشه، ولی درواقع خدا اونقدر خشن و بی رحم نیست. البته حتی در منابع معتبرتر و دینی هم اشارات و چنین مواردی داریم؛ مثلا من بارها شنیدم که میگن حق الله رو خدا میبخشه (که البته منطقا هم انتظاری غیر از این ازش نمیره و این رو بنده خودم قبلا پیشبینی کرده بودم)؛ حق الله یعنی چیزهایی مثل نماز و روزه و این حرفا.
و بنده حتی بیش از این هم داستانهایی شنیدم از بعضی منابع معنوی (که حتی حق الناس هم غیرقابل حل نیست و اگر خدا بخواد راه داره که بشه اون دنیا از شرش راحت شد).

نقل قول: تنها خدایی که منشاء اثر است خدای ادیان است
بنظر من خدای ادیان احتمالا تنها یک نگاشت و یک چیزی ساده شده و ظاهری و یک نماد از یک حقیقت بسیار منطقی تر و زیباتر و دوست داشتنی تر و پیچیده تر است.
پس خدای احتمالی من به دید من منشاء اثر است.
اما خدای احتمالی ادیان حتی اگر منشاء اثر هم باشد چندان کاربرد عملی برای افرادی مثل من ندارد، چون غیرمنطقی و بنابراین غیرقابل باور، پیشبینی و اعتماد است.

نقل قول:راهی که شما می روید توهمی بیش نیست و شما هیچ تاکید می کنم هیچ دلیلی بر درستی راهی که می روید ندارد
برای منکه توهم نیست، بلکه از بقیهء چیزها واقعی تر و معتبرتره، چون با عقل و وجدان و تجربیات شخصی و دریافتهای مستقیم بنده سازگارتر است.

kourosh_bikhoda نوشته: خیر اینطور نیست. اگر وجود نداشته باشه این شمایید که ضرر کردید. چرا که بسیاری اعمالی که مجاز و بی اشکال بودند رو شما غیرمجاز دانستید؛ بسیاری اعمال و کارهای اضافه و غیرلازم نظیر نماز و روزه هم داشتید که بی فایده بوده در حالیکه ناباور اینها رو نداشته. بنابر این، در حالتی که خدا و رستاخیزی وجود نداشته باشه زیانکار بی نهایت شما خواهید بود چرا که دوره اصطلاحن کوتاه مدت دنیوی برابر میشه با دوره بی نهایت در فازی که خدا وجود داشته باشه.

هر عددی هر چند بزرگ و بسیار بزرگ وقتی ضرب در صفر شود حاصلضرب چیزی جز صفر نیست و اگر خدا وجود نداشته باشد مرگ همان صفر است که زندگی کوتاه ما ضرب در آن شده است

لذت های مشروع و غیر مشروع دنیا قابل سیو شدن و بهره مند شدن از آن در آینده نیست چه برسد به اینکه حیاتی بعد از مرگ وجود نداشته باشد
یک لامپ سوخته هر چند در دوران سالم بودن در پرتو نور خود شاهد لذت بخش ترین صحنه ها بوده باشد بعد از سوختن هیچ اطلاعی از اصل وجود خود ندارد چه برسد به اینکه از گذشته خود بتواند یادی بکند.

علاوه بر اینکه لذت یک امر نسبی است و منحصر در آنچه شما به آن لذت می گویید و از نظر ما غیر مشروع است، نیست لذتی که عارف از نماز و راز و نیاز خود می برد، هر چند توهمی بیش نباشد به هیچ وجه قابل قیاس با لذت حاصل از تماس بدنی دو جسم متعفن و عرق کرده دو انسان نیست
مضافا که پیمودن راه ناباوری هیچ تضمینی برای رسیدن به لذت های آن نیست چه بسیار کسانی که برای رسیدن به لذت های نامشروع در همان ابتدای راه نیست و نابوده شده و از بین رفته اند.
میدونی یه زمانی مثلا پدرت بهت میگه اگر درس نخونی میزنم سیاه و کبودت میکنم، گوشت رو میبرم، اصلا سرت رو گوشه باغچه بیخ تا بیخ میبرم، از ارث محرومت میکنم!
ولی یه زمانی هست که شما اینقدر دیگه عقلت رشد کرده و/یا پدرت رو میشناسی که میفهمی که این حرفا اونطور که گفته میشه واقعا نیست و عملی نمیکنه.
من احتمالا خدا رو نمیشناسم، ولی دیگه اینو میفهمم که بخاطر درس نخوندن نباید بزنن منو سیاه و کبود کنن و گوشم یا سرم رو ببرن و این واضحا کار عادلانه و عاقلانه ای نیست و چرنده!
و البته فکر میکنم افرادی که به این بینش میرسن دیگه خدا هم باهاشون اونطور حرف نمیزنه، چون میدونه اونطور حرف زدن دیگه واسه سن و شعور اونا نیست و اون تاثیر مفید رو روشون نداره.
ادیان برای عموم مردم اومدن و مخاطب عمدهء اونا عوام و توده ها بودن اونم در زمان قدیم. چیزی گفتن که درحد ظرفیت و تاثیر روی اون مردم باشه.
بعدم یه مسئله که هست اینکه خیلی هم شک دارم که اصلا چه چیزهایی در ادیان واقعا اصالت و اعتبار دارن و تحریف نشده باشن (چه از نظر عین متن و چه از نظر تفسیری و قالب مکان و زمان و شرایط مربوطه). و همچنین ممکنه خیلی چیزهای اونا در گذر تاریخ حذف یا مفقود و فراموش شده باشه.
من حتی قبول ندارم که قرآن تحریف نشده. یعنی میگم بنظر من این مسئله ممکنه (نمیگم حتما رخ داده، ولی باور نمیکنم که بتونیم با اطمینان بگیم که اینطور نیست).
خلاصه از نظر من بیشتر مسائل در ادیان اونقدرها هم قابل اطمینان و اعتماد نیستن. مگر همون اصول بنیادین معنویت و مشترکات واضح میان ادیان.
شاید خیلی چیزها بوده که توسط پیامبران یا اولیا دیگر خدا در تکمیل ادیان ارائه شده یا برای افراد و گروههای خاص، ولی امروز ما از اونا چندان مطلع نیستیم یا بعضی موارد تقریبا به کلی مفقود و فراموش شدن.
kourosh_iran نوشته: خب تصور خود من اینه که خدای منطقی من درواقع میتونه منشاء همون خدای ادیان باشه، ولی اینکه چرا در ادیان و تعریفشون از خدا اینقدر مسائل غیرمنطقی هست بنده قبلا در این مورد چیزهایی گفتم و برای خودم نظریه هایی دارم که البته نمیشه قطعا ثابت کرد، ولی بنظر بنده ممکن هستند و با توجه به مشکلات و تناقضات منطقی خدای ادیان نمیشه اونا رو هم رد کرد یا کمتر اعتبار داد.
دو موضوع باید از یکدیگر تفکیک شود یکی اینکه اقتضای خدایی خدا چیست و خدا چه عکس العملی باید در برابر رفتار درست و نادرست انسان داشته باشد؟
موضوع دیگر نوع رفتار انسان در برابر خواسته های چنین خدایی است.

خدا طبق تعریف و طبق فرض جامع جمیع صفات کمال است و به بندگان خود ذره ای ظلم نمی کند بلکه این بندگان هستند که ظالم به خویش اند و در محیط دنیا بذری کشت می کنند که حاصل آن در آن دنیا آتش و رنج و درد و بدبختی است و این موضوع از طریق پیامبران به انسان اطلاع رسانی شده لذا اگر انسانی خلاف آن را عمل کند تنها کسی که سزاوار ملامت است خود اوست

پس از این جهت نقص و تناقضی در خدا وجود ندارد

آنچه مهم است موضوع دوم یعنی نوع عملکرد ماست؛ ما حتی اگر در ظاهر در وجود خدای ادیان اشکالاتی ببینیم دستمان به جایی نمی رسد و نمی توانیم کاری انجام دهیم
اما نسبت به عمل و رفتار خود اختیاری به ظاهر تام و کامل داریم و می توانیم بین شکور بودن و کفور بودن یکی را انتخاب کنیم؛ انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا (ما راه را نشان دادیم تو خواه پند گیر و خواه ملال)

خلاصه اینکه
خدا به اقتضای خدایی خود قطعا عمل خواهد کرد
این ماییم که اختیار داریم به اقتضای بندگی خود عمل کنیم یا نکنیم و در هر دو صورت
کِشته خود را درو خواهیم کرد و گزندی از خدا به ما نخواهد رسید.
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12