Alice نوشته: دوسی با اینا بحث نکن! :)
منم تا گفتم BDSM ازش دفاع کردن، یعنی خودشونم آررره دیگه! :)
البته ما هم آررره؛ روی تخت تکیه بدیم باید مارو بد بزنن هر از چند گاهی پامونو بدیم ببوسن! :)
------
انحراف جنسی نوعی انحرافه و اینکه بگیم قدیم انحراف بوده و الان نیس توفیری توی اصل ماجرا ایجاد نمی کنه. وقتی رفتار و یا حرکت جنسی انحراف باشه یعنی خارج از "نورم" رفتارهای جنسیه! (البته این تعریف خیلی کلیه ولی کار مارو فعلا راه میندازه)
بچه در صورتی می تونن از BDSM دفاع کنن که نمونه ی آماری نشون بدن و "ثابت" کنن که BDSM تو هر نوعش رفتار "غالب" رفتارهای جنسیه! البته این به این معنی نیست که من رفتارهای جنسی رو تقبیح و محکوم می کنم و این حرفا. مثلا من foot fetish و فتیش لباس زیر و ... فتیش "رایج" و عادی می دونم و به هیچ انحراف جنسی محسوب نمی شن. اما BDSM با "سادیسم" و "مازوخیسم" جنسی در ارتباطه و در صورتی میشه BDSM رو نورم رفتارهای جنسی تلقی کرد که سادیسم و مازوخیسم رو کاملا عادی و طبیعی بدونیم.
[ATTACH=CONFIG]3799[/ATTACH]
انجیل: مریم پای عیسا را با عطر و موی خود میشوید:
Mary Magdalene - WiKi
Luke 7:36-50 NCV - A Woman Washes Jesus’ Feet - One of - Bible Gateway
sonixax نوشته: خوب معلومه که آره!
BDSM که فقط به Femdom ختم نمیشه که!
بله ولی خب جالبه بدونید بیشتر مردا توی رابطه جنسی تمایل به تحقیر شدن دارن! :)
sonixax نوشته: رفتارهای سادیستی و مازوخیستی در تمامی انواع سکس دیده میشه!
پس با این حساب سکس کلن انحرافه!
زمانی که شمار یک رفتار جنسی خاص از یک حدی میگذره دیگه اون رفتار جنسی انحراف محسوب نمیشه مثل همجنسگرایی! وقتی شما از نرم حرف میزنید باید بدونید نرم رفتاری چیزیه که رفتار یک جامعه بزرگِ رفتارشناسی رو شامل میشه نه چیزی که یک عده فکر میکنند عادی هستش.
بد نیست بدونید که رفتارهای جنسی از نوع BDSM گستردگی بسیار بسیار بیشتری نسبت به انواع Bisexual و Homosexual دارند به خاطر اینکه رابطه Straight هستش.
اگر میخواید بزرگی این جامعه رو بدونید کافیه به سایت Alt.com سر بزنید.
باز هم در زمینه های جنسی و سکسی سوال داشتید در خدمتیم آبجی
همجنسگرایی انحراف نیس ولی بیماری محسوب میشه؛ هرچقدرم عده شون زیاد باشه نمی تونیم بگیم "بیماری" نیست. بیماری به مجموعه عواملی می گن که از زیست (زندگی) افراد جلوگیری کنه یا حتی نسل های بعدی رو تحت الشعاع قرار بده (بیماری های ژنتیکی). همجنسگراها هم نمی تونن "بقای" نسل داشته باشن و ژنشون بیماره!
البته من این رو میگم بازم به معنای نفی همجنسگرایی نیس، من خودم اندکی تمایلات هوموسکشوالیته دارم! :)
اما درباره bdsm هم شدت رفتار سادیستی و مازوخیستی خیلی مهمه، اگه از یه حدی بگذره قطعا انحراف محسوب میشه، خب اما در کل بعید می دونم bdsm رفتار "غالب" جنسی در تمامی انواع روابط باشه.
++
عکس های مهربد هم حالمو بهم زد!
Alice نوشته: بله ولی خب جالبه بدونید بیشتر مردا توی رابطه جنسی تمایل به تحقیر شدن دارن! :)
بُنمایه؟
Alice نوشته: همجنسگرایی انحراف نیس ولی بیماری محسوب میشه؛ هرچقدرم عده شون زیاد باشه نمی تونیم بگیم "بیماری" نیست. بیماری به مجموعه عواملی می گن که از زیست (زندگی) افراد جلوگیری کنه یا حتی نسل های بعدی رو تحت الشعاع قرار بده (بیماری های ژنتیکی). همجنسگراها هم نمی تونن "بقای" نسل داشته باشن و ژنشون بیماره!
بیماری ≠ کاستی ≠ ناهنجاری ≠ ...
Alice نوشته: بله ولی خب جالبه بدونید بیشتر مردا توی رابطه جنسی تمایل به تحقیر شدن دارن! :)
خوبه بیشتر مردها تمایل به تحقیر شدن دارند و وقتی BDSM را سرچ میکنی فقط زن Submissive میبینی! اگر زنها بیشتر تمایل داشتند چه میشد :))
Alice نوشته: همجنسگرایی انحراف نیس ولی بیماری محسوب میشه؛ هرچقدرم عده شون زیاد باشه نمی تونیم بگیم "بیماری" نیست.
اشتباه اول!
همجنسگرایی بیماری نیست و در بیش از 1500 گونه از موجودات زند دیده میشه :
Homosexual behavior in animals - WiKi
Alice نوشته: بیماری به مجموعه عواملی می گن که از زیست (زندگی) افراد جلوگیری کنه یا حتی نسل های بعدی رو تحت الشعاع قرار بده (بیماری های ژنتیکی). همجنسگراها هم نمی تونن "بقای" نسل داشته باشن و ژنشون بیماره!
اشتباه دوم!
چیزی به اسم ژن بیمار نداریم! اختلال ژنتیکی داریم که همجنسگرایی جزوشون نیست.
Alice نوشته: البته من این رو میگم بازم به معنای نفی همجنسگرایی نیس، من خودم اندکی تمایلات هوموسکشوالیته دارم! :)
نوش جان!
Alice نوشته: اما درباره bdsm هم شدت رفتار سادیستی و مازوخیستی خیلی مهمه، اگه از یه حدی بگذره قطعا انحراف محسوب میشه، خب اما در کل بعید می دونم bdsm رفتار "غالب" جنسی در تمامی انواع روابط باشه.
در تمام رفتار جنسی رگه هایی از BDSM دیده میشه. یک سیلی نرم و روان به کپل خانم خودش زیر شاخه رفتار BDSM و سادیستی قرار میگیره (Spanking) و لذت بردن ازش در دسته رفتار مازوخیستی! که تقریبن در تمام انواع و اقسام سکس دیده میشه.
شدت این رفتار از یک حدی که بگذره فقط بیشتر به چشم میاد ولی در ماهیت اصلی فرقی ایجاد نمیکنه برای همین از آخرین باری که فروید گفت این رفتار انحراف محسوب میشند خیلی وقته که گذشته و دیگه کسی نظریات فروید رو در این باره قبول نداره! همون موقع اش هم کسی قبول نداشت چرا که نظریه های فروید مبنای علمی نداشتند و فقط در زیمنه ضمیر نا خودآگاه حرفهاش باعث تحقیقات بیشتر و قبولشون شد که تازه باز همون نظریه ها مبنای علمی نداشتند چون از متد های غیر علمی فروید بهشون رسیده بود! متدهایی مثل هیپنوتیزم!!!!!
Alice نوشته: عکس های مهربد هم حالمو بهم زد!
کدوماش ؟
sonixax نوشته: خوبه بیشتر مردها تمایل به تحقیر شدن دارند و وقتی BDSM را سرچ میکنی فقط زن Submissive میبینی! اگر زنها بیشتر تمایل داشتند چه میشد :))
من هم برای همین بُنمایه خواستم. امیر یک چیزی در اینباره پرانده بود و بامزه است این اش
را میکنند پرچم و بنمایه, ولی هزار و یک چیز دیگر را با دهها بنمایه گفته بود آنها را مینامند دروغ و کژبرداشت.
دیگر submissive بودن زنان یک چیزیه آن اندازه فراگیر که با و بی بنمایه به گمانم پذیرفته باشد.
sonixax نوشته: یک سیلی نرم و روان به کپل خانم خودش زیر شاخه رفتار BDSM و سادیستی قرار میگیره (Spanking) و لذت بردن ازش در دسته رفتار مازوخیستی! که تقریبن در تمام انواع و اقسام سکس دیده میشه.
چرایی خوشیبردن از درد:
***
هیچ چیز دشواری در دریافت مازوخیسم نیست. دوستان به این بنگرند که هیچکس بدنبال "درد" نیست، زمانیکه ما میگوییم
درد در سکس به یک چیز دیگری دارید مینِماریم - که شورخبتانه واژه درخوری برای آن در واژهنامه نداریم - و در زیر به آن پرداختهایم.
دردی که مازوخیستها میجویند بر پایهی این نابرابریِ ساده کار میکند:
درد خود-فروآورده < خوشیِ پیآمدین
Consequential enjoyment > Self-inflicted pain
پس اگر یک دختر بگوییم spanking در سکس را دوست داشت برای این نیست که خود درد آن را میدوسد، نه برای اینه
که از سیستم پاداش/پادافره مغز اش دارد کژمیبهرد (exploits)، بدینسان که همه ما ابزارهایِ «دردکُش» سرخودی داریم
که یکی از مهندترین و توانمندترینهایِ آنها اندورفینها میباشند; اندورفین در واژهشناسی خود میشود: مورفینِ سرشتین.
زمانیکه تن از آسیب میدرد، مغز برای خاموشاندن سیگنالهای درد این دسته از دردکُشهای خوشیآور را آزاد میکند،
ولی اگر فرایند را درست بیانجامیم، اندازه درد درون شده (خودخواسته)، بگوییم چند کوبش به کپلها در سکس, به آزاد شدن
ایندورفینهای بیشتری میانجامد و کفهیِ یکچندی را به خوشی میسنگیند، که رویهمرفته میشود خوشی بی حساب و کتاب = هک کردن سیستم پاداش/پادافره
اکنون نگرهپردازیهایِ گوناگونی میتوان انجامید; برای نمونه میتوان گفت کسانی که بسیار به مازوخیسم و درد
کشیدنهایِ اینجوری میگرایند ژنتیکی هنگام دردش مغز اشان دردکُشهای خوشیآور را بهتر و فراوانتر آزاد میکند و ...
پارسیگر
Mehrbod نوشته: میلاد تو هم سادهای[١] ها, به اینها میگویند تنگبازی; میخواهند
بگویند ما آفتاب مهتاب ندیدهایم نمیدانیم bdsm چیه!
برای چی میاندیشی[٢] ناخنهایِ بلند ب.ن.[٣] زیبا هستند؟ چون این برداشت را به مرد
میدهند که این دختر از خانوادهیِ بینیاز[٤] و پولداریه و نیاز به کارکردن ندارد —>
آفتاب مهتاب ندیدگی, خنگ بودن, نازکردن, ناآگاهی[٥] از bdsm و ... = دلبَری
چرا باید در مورد سکس سادیسمی bdsm بدونم؟! چه گره ای از مشکلاتم وا میکنه؟!
چه چیز مهمی هست؟! چه علم بزرگی هست؟! اگر کسی bdsm ندونه بی سواده؟!
اگر کسی در مورد bdsm ندونه یعنی تنگه؟!!!
:e140:
ناخن بلند زیباست. وگرنه هر دختری ظرف می شوید و ناخن بلند دارد!
Alice نوشته: همجنسگرایی انحراف نیس ولی بیماری محسوب میشه؛ هرچقدرم عده شون زیاد باشه نمی تونیم بگیم "بیماری" نیست. بیماری به مجموعه عواملی می گن که از زیست (زندگی) افراد جلوگیری کنه یا حتی نسل های بعدی رو تحت الشعاع قرار بده (بیماری های ژنتیکی). همجنسگراها هم نمی تونن "بقای" نسل داشته باشن و ژنشون بیماره!
sonixax نوشته: اشتباه اول!
همجنسگرایی بیماری نیست و در بیش از 1500 گونه از موجودات زند دیده میشه
بیماری که فقط جسمی نیست. بیماری روحی - روانی هم داریم. اینکه بیای انسان رو با حیوان مقایسه کنی که
چون اردک ژاپنی همجنسگرا هست و سالم زندگی میکنه پس انسان همجنسگرا هم سالم زندگی میکنه! خیـــر
واقعا حرفت خنده دار بود. چون این رفتار در حیوانات هست پس بیماری نیست. خب ایدز هم در خون میمون های آفریقایی وجود داره
و اصلا هم به اونها آسیبی نمیزنه. پس با استدلال تو، به انسان هم آسیب نمیزنه و بیماری نیست!!
sonixax نوشته: چیزی به اسم ژن بیمار نداریم! اختلال ژنتیکی داریم که همجنسگرایی جزوشون نیست.
فرقش چیه؟!
یعنی شما بیماری ژن رو نشنیدی؟
بیماریهای ژنتیکی شامل بیماری هایی میباشد که در اثر نارسایی یا
جهش در
ژنها یا ماده ژنتیک انسان ایجاد میشود.
مثلا بیماری ادرار سیاه رو همه یک نوع بیماری ژنتیکی میدونن. نه اختلال ژنتیکی!
یا مثلا یک نوع کم خونی (کم خونی داسی شکل) یک نوع بیماری ژنتیکی هست که اختلال خونی محسوب میشه!
اکــی؟!
از قضا (!) همجنسگرایی یک بیماری ژنتیکی است. یا همان اختلال ژنتیکی! فرقی نمیکنه. جفتشون یک معنا رو دارند.
ذات طبیعت به تولید مثل می گرود. وقتی نتونی با رابطه جنسی مد نظرت تولید مثل کنی، خب یه جای کار میلنگه! یه اشتباهی وجود داره.. واسه این اشتباه باید راه حل داشت. برای راه حلش می بایست درمانی ارائه کرد..!
یه نفر نوشته: ناخن بلند زیباست. وگرنه هر دختری ظرف می شوید و ناخن بلند دارد!
کمهوش شدهای ها؟ ناخن بلند و دختری که براستی کار کند با هم ناسازگاراند. این تنها امروزه شدنیه که
ناخن ساختگی را میچسبانند, اگر نه ناخن طبیعی و کار سخت با هم جور در نمیایند. هتّا من که کار نرم برنامهنویسی دارم نمیتوانم ناخنهایم را بلند کنم.
یه نفر نوشته: چرا باید در مورد سکس سادیسمی bdsm بدونم؟! چه گره ای از مشکلاتم وا میکنه؟!
چه چیز مهمی هست؟! چه علم بزرگی هست؟! اگر کسی bdsm ندونه بی سواده؟!
اگر کسی در مورد bdsm ندونه یعنی تنگه؟!!!
:e140:
این هم بامزه بود:
Alice نوشته: دوسی با اینا بحث نکن! :)
منم تا گفتم BDSM ازش دفاع کردن، یعنی خودشونم آررره دیگه! :)
ما هم درست بهمین شیوه تا ته داستان شما را خواندیم!