08-02-2013, 11:55 PM
Russell نوشته: این همان انداختن بار ادعای کیلویی دوستان است بدوش بنده.
ادعا شده در وضع آن زمان ایران پایه ریزی سیستم دموکراتیک ممکن نبوده (در حد همانی که مشروطه میخواست نه یکشبه سوئیس شدن). ادعا شده سواد بخش بزرگی از مردم پیش شرط هر حرکتی برای دموکراسی بوده.
همه اینها ادعاهای گزافیست برای توجیه استبداد رضاشاه.
اگر از من میپرسید، سواد (تحصیل رسمی) اندکی باعث بالا رفتن فهم انسانها میشود و البته اگر در کنار مطبوعات و نشریات آزاد باشد و بالا رفتن مطالعه عمومی مردم شود نقش آن بسیار بیشتر میشود.ولی اینها به نتیجهای که شما بدنبال آن هستید تقریبا بی ربط است.
من دنبال نتیجه خاصی نیستم !
میخوام بدونم شما چه طوری فکر میکنید .
اینکه شما میفرمایید معنی اش برای من این است که سواد و دانش نقششان در رسیدن به دموکراسی و آزادی بسیار کمرنگ است این وسط مطبوعات آزاد و مطالعه شان که خود زیر شاخه علم و میزان سواد جامعه است میتواند این نقش را پررنگ تر کند !
این سخن شماست ، از اون طرف دوستان دیگر میفرمایند که ملتی که تحت ستم هستند و سواد درست و حسابی ندارند و این همه سال تحت استبداد بودند بهتر از این هم نمیتوانند ایجاد کنند (رجوع شود به بحث های انتخاباتی که داشتیم) - این وسط شما خود بفرمایید که ما باید سخن چه کسی را قبول کنیم ؟!
بلاخره سواد و دانش پیش زمینه های رسیدن به دموکراسی هستند یا نیستند ؟!
اگر نیستند این پیش زمینه ها چه چیزهایی هستند ؟! (با توجه به این نکته رضاشاه بیسواد گردن کلفت به خاطر بیسوادی به جز گردن کلفتی کار دیگری بلد نبوده - فکر میکنم در همین بحث مطرح شده این حرف !)
خدای ار به حکمت ببندد دری - به کرمک زند قفل محکم تری