زن‌ستیزی عفونی [+18]

برگ ۲ از ۶

mosafer #۵۱
sonixax

عکس که شوخی بود !
ولی چرا کلیت دارد ، هر چند که شمار تصادفات رانندگی در مردان نسبت به زنان بیشتر است !! ولی زنان اصولن رانندگان ماهری نیستند .
این بار که تشریف بردید بیرون و یک جای پارک خالی اندازه 5 تا ماشین و یک راننده خانم که میخواهد پارک کند در آن فضا دیدید به تماشا بایستید :)

چند سال پیش بعد از اینکه پارک کردم ماشین رو، پسری حدودا 25 ساله نزدیک شد و از من خواهش کرد ماشینش رو پارک کنم دقیقا در مکانی که جای 3 ماشین خالی بود

viviyan #۵۲
Nâxodâ

به قول آرش, درود بر عصر پارینه سنگی! ((:

این روزها که کاندوم و hd و ld و نمیدانم سزارین و multivitamin و هزار و یک ابزار را همین مردان برای شما درست کرده‌اند, زادآوری[1] که دیگر هزینه‌ای ندارد!

تازه اینها چه پیوندی به دانش‌اندوزی و خردگرایی و نسبت نزار[2] ١:١٠٠٠٠ زنان به مردان در پیروی از ارزش‌ها دارد؟

بنازم به این اخلاقیات!

امیر تنها نیاز مردان به زنان رو علاقه شون به تولیدنسل و حفظ ژن میدونه. پیوند از این نظر...
متوجه نیستید مهربد، زنان عامل بقای نسل بشر هستند، اگر زنان از ارزش ها پیروی نمیکردند، نسل بشر در اثر تندروی های مردان منقرض شده بود تاکنون. در حالیکه دانش اندوزی و خردورزیِ مردان آیا قایده ای در بقای نسل بشر داشته؟ (اینها با فرض اینکه آنچه امیر میگوید درست است گفته میشود)

اخلاقیات؟ میخوای بگی مرد نیستی؟

😳

sonixax #۵۳
mosafer

چند سال پیش بعد از اینکه پارک کردم ماشین رو، پسری حدودا 25 ساله نزدیک شد و از من خواهش کرد ماشینش رو پارک کنم دقیقا در مکانی که جای 3 ماشین خالی بود

PDF۱۲.۵ مگابایت

توضیح بیشتری ندارم

!

mosafer #۵۴
Nâxodâ

به قول آرش, درود بر عصر پارینه سنگی! ((:

این روزها که کاندوم و hd و ld و نمیدانم سزارین و multivitamin و هزار و یک ابزار را همین مردان برای شما درست کرده‌اند, زادآوری[1] که دیگر هزینه‌ای ندارد!

شما تا حالا که نزایاندید (گمونم کلا اشتباهه این کلمه ولی حتما متوجه ی منظورم شدید) تا بدانید هزینه ی زاد آوری چه میتواند باشد
زائیدید؟

Mehrbod #۵۵
viviyan

امیر تنها نیاز مردان به زنان رو علاقه شون به تولیدنسل و حفظ ژن میدونه. پیوند از این نظر...
متوجه نیستید مهربد، زنان عامل بقای نسل بشر هستند، اگر زنان از ارزش ها پیروی نمیکردند، نسل بشر در اثر تندروی های مردان منقرض شده بود تاکنون. در حالیکه دانش اندوزی و خردورزیِ مردان آیا قایده ای در بقای نسل بشر داشته؟ (اینها با فرض اینکه آنچه امیر میگوید درست است گفته میشود)


١. پیروی زنان از کدام ارزشها!؟
٢. خردگرایی و دانش‌اندوزی مردان سودی در فرازیست[1] نداشته!؟

viviyan

اخلاقیات؟ میخوای بگی مرد نیستی؟ 😳

نبود اخلاقیاتِ در شما چه پیوندی به مردانگی من دارد؟

----
1. ^ farâ+zist::Farâzist || فرازیست: بقاء; بجا ماندگی; Ϣiki-En survival

Mehrbod #۵۶
mosafer

شما تا حالا که نزایاندید (گمونم کلا اشتباهه این کلمه ولی حتما متوجه ی منظورم شدید) تا بدانید هزینه ی زاد آوری چه میتواند باشد
زائیدید؟

سرانجام بجز زایمان و نالیدن اینکه زادآوری[1] سخته چیز دیگری هم آیا شما زنان در چنته دارید یا نه؟

چه کار سودمندی در همین اینترنت شما زنان انجامیده‌اید؟ ما اینجا گفتیم یک «آرش بیخدا» داریم و نمیدانم
یک انجمن «گفتگو» داشته‌ایم و یک جنبش خردگرایی راه انداخته‌ایم و هزار و یک کار ریز و درشت دیگر کرده‌ایم, شما چه کرده‌اید؟

اگر نداده‌اید خوب بروید انجام دهید این اندازه به مردسالاری پوشالین

نپردازید, اگر هم داده‌اید خوب روشنگری کنید تا دهان ما بسته شود.

----
1. ^ zâd+âvardan::Zâdâvardan || زاداوردن: بچه دار شدن; زادمان آوردن to bear offspring

Newton #۵۸

به نام خنثی
فعلا که با پیشرفت علم بازی به نفع زنها داره تمام میشه
همانطور که بروبکس بی خدا ونیمه خدا دار میدونن
با استفاده از علم کلونینک میتوان دو تا تخمک رو با هم لقا(باروری) داد ودر رحم کاشت
ما مردهای بدبخت هم که رحم نداریم
پس نسلمان منقرض میشه😢
البته حاجی اقا مهربد بیشتر دانشیکن میتونه توضیح بده😘

sonixax #۵۹
mosafer

آیا مشت نمونه ی خروار است؟

خروار چه ؟ نمونه مشت هست یا خیر ؟

mosafer #۶۰
Nâxodâ

سرانجام بجز زایمان و نالیدن اینکه زادآوری[1] سخته چیز دیگری هم آیا شما زنان در چنته دارید یا نه؟

چه کار سودمندی در همین اینترنت شما زنان انجامیده‌اید؟ ما اینجا گفتیم یک «آرش بیخدا» داریم و نمیدانم
یک انجمن «گفتگو» داشته‌ایم و یک جنبش خردگرایی راه انداخته‌ایم و هزار و یک کار ریز و درشت دیگر کرده‌ایم, شما چه کرده‌اید؟

اگر نداده‌اید خوب بروید انجام دهید این اندازه به مردسالاری خیالی نپردازید, اگر هم داده‌اید خوب نشان دهید تا دهان ما بسته شود.

خوابتون گرفت جناب مهربد؟
+
شما وقتی از نظرتون زادآوری کار مهمی نیست پس از نظر ما هم کارهای شما در اینترنت کار مهمی نیست
مینازید که در فضای مجازی چه کردید؟
ما در دنیای واقعی میزائیم شما در دنیای واقعی کاری را برابر با خلق یک انسان بیاورید

viviyan #۶۱
Nâxodâ


١. پیروی زنان از کدام ارزشها!؟
٢. خردگرایی و دانش‌اندوزی مردان سودی در فرازیست[1] نداشته!؟

نبود اخلاقیاتِ در شما چه پیوندی به مردانگی من دارد؟

----

1. به گمانم منظور امیر از ارزشها، ارزشهای امنیت طلبانه، صلح طلبانه، اخلاقیات حاکم بر جوامع و ... باشه.
2. به همون نسبت هم ضرر داشته.

اخلاقیات و کلا این سوسول بازیا مال خانمهاست آخه. 😏

وبلاگ نسوان مطلقه در مقابل آرش بیخدا.

زنان حداقل میزایند، شما جز حرفهای صدمن یه غاز چه در چنته دارید؟ معیار مفید بودن را چه کسی تعیین میکند؟

anonymous #۶۲
Nâxodâ

برای من کمابیش همه‌یِ دخترها بجز سکس کارکرد دیگری نداشته‌اند, پس آری.

سخن شما که میگویید چرا این اندازه مردان در زنان بدنبال سکس هستند در همینجا پاسخ میگیرد: چون برای مردان کارکرد دیگری ندارند.

خیر. فقط برای مردان هوسباز اینگونه است. مردانی که به هر دلیل قادر به برقرار کردن یک رابطهٔ عمیق و همیشگی‌ با یک نفر نیستند و زندگیشان را دنبال خوشیهای زودگذر سپری میکنند.

mosafer #۶۳
sonixax

خروار چه ؟ نمونه مشت هست یا خیر ؟

اگر هست پس مردها هم چنینند شما عکس گذاشتید من عینا دیدم
و چه بحث بی سرانجامی هست

viviyan #۶۴
sonixax

این هم از آن حرفها بود !
زنان نه از روی کیفیت هوش و سلامت جسمانی و سلامت ژن ! بلکه از روی قد و ثروت و قدرت انتخاب میکنند !
به جز قد هم مابقی به ژن ربطی ندارد !
مردان هم اغلب از روی زیبایی و اندام سکسی انتخاب میکنند .
فرگشت انسان اندکی با بز و قورباغه و میمون فرق دارد گرامی !

ثروت و قدرت نمودهای هوشند. به نظر من تفاوتی ندارد عزیز.

sonixax #۶۵
mosafer

اگر هست پس مردها هم چنینند شما عکس گذاشتید من عینا دیدم
و چه بحث بی سرانجامی هست

عینن دیدن شما سند نیست !
همان طور هم که مهربد هم گفته بود در شماره یک از فهرستش زنان فاقد فرنود هستند ! همین طوری احساسی یک چیزی را بیان میکنند و بعد هم با لجاجت میخواهند حرف خود پیش ببرند !

Mehrbod #۶۶
viviyan

زنان حداقل میزایند، شما جز حرفهای صدمن یه غاز چه در چنته دارید؟ معیار مفید بودن را چه کسی تعیین میکند؟

mosafer

خوابتون گرفت جناب مهربد؟
+
شما وقتی از نظرتون زادآوری کار مهمی نیست پس از نظر ما هم کارهای شما در اینترنت کار مهمی نیست
مینازید که در فضای مجازی چه کردید؟
ما در دنیای واقعی میزائیم شما در دنیای واقعی کاری را برابر با خلق یک انسان بیاورید

روشنه که از دید من زادآوری[1] مهم نیست, مگر من از شما بچه خواستم که تواناییِ زادآوری اتان را به رخ من میکشید!؟

این روزها هم که شمار زادگان[2] سر به آسمان میکشد (مرز ٧ میلیارد را هم گذرانده‌ایم), پس نگران
نباشید, تا سد سال آینده اگر هیچکس هم بچه‌دار نشود هیچ مشکلی پیدا نمیکنیم, بساکه بشریت سود هم میکند.

هر آینه, زنان در جایگاه نیمی از جمعیت بشریت به جز اینکه نشسته‌اند و میخوانند «من زنم, من زادآورم» کاری دیگری هم کرده‌اند و میکنند آیا؟

از دید من و بر پایه‌یِ نپاهش‌هایِ[3] شخصی ام و با نگرش به آمار خیر, بسیار کم میبینیم یک زن به ارزش‌هایِ جهانیِ زیر پایبند باشد:

گسترش خردگرایی
گسترش دانش
آموختن و آموزاندن
فلسفه
...

اینها ارزش‌هایِ مردانه که نیستند, اینها ارزش‌هایِ جهانی هستند, با پیرویِ آنها سودِ کار به همه‌یِ ما (من, شما, او) برمیگردد.

ارزش‌هایِ مردانه اینها هستند:

رقابت‌جویی
هم‌آوردی
تنکامگی[4]
...

----
1. ^ zâd+âvardan::Zâdâvardan || زاداوردن: بچه دار شدن; زادمان آوردن to bear offspring
2. ^ zâdeg+ân::Zâdegân || زادگان: جمعیت Ϣiki-En population
3. ^ Nepâheš || نپاهش: مشاهده; دریافت; نگرش Ϣiki-En, ⚕Heydari☉ observation
4. ^ tan+kâm+eg+i{pasvand}::Tankâmegi || تنکامگی: بی بند و باری جنسی Ϣiki-En promiscuity

sonixax #۶۷
viviyan

ثروت و قدرت نمودهای هوشند. به نظر من تفاوتی ندارد عزیز.

پس به طور مثال یعنی اگر من در لاتاری 10 میلیون دلار شانسی ببرم موجود باهوشی هستم ؟

یا این آدم که پس از برنده شدن در لاتاری عشق خود را پیدا کرد ؟

Breaking News - $ 181 million dollar lottery winner finds Love of His Life two days after hitting it big! - Cheezburger

معنی هوش را هم فهمیدیم ! سپاس از توضیحتان !!!!!

mosafer #۶۸
Nâxodâ

روشنه که از دید من زادآوری[1] مهم نیست, مگر من از شما بچه خواستم که تواناییِ زادآوری اتان را به رخ من میکشید!؟

این روزها هم که شمار زادگان[2] سر به آسمان میکشد (مرز ٧ میلیارد را هم گذرانده‌ایم), پس نگران
نباشید, تا سد سال آینده اگر هیچکس هم بچه‌دار نشود هیچ مشکلی پیدا نمیکنیم, بساکه بشریت سود هم میکند.

هر آینه, زنان در جایگاه نیمی از جمعیت بشریت به جز اینکه نشسته‌اند و میخوانند «من زنم, من زادآورم» کاری دیگری هم کرده‌اند و میکنند آیا؟

از دید من و بر پایه‌یِ نپاهش‌هایِ[3] شخصی ام و با نگرش به آمار خیر, بسیار کم میبینیم یک زن به ارزش‌هایِ جهانیِ زیر پایبند باشد:
گسترش خردگرایی
گسترش دانش
آموختن و آموزاندن
فلسفه
...

اینها ارزش‌هایِ مردانه که نیستند, اینها ارزش‌هایِ جهانی هستند, با پیرویِ آنها سودِ کار به همه‌یِ ما (من, شما, او) برمیگردد.

ارزش‌هایِ مردانه اینها هستند:
رقابت‌جویی
هم‌آوردی
تنکامگی[4]
...

----
[

خودتان بحثش را پیش کشیدید اگر نه که کسی بخاطر شما نمیزآید
اگر اختیاری بود شخصا این توانایی را نمیپذیرفتم

+
به تعداد انسانهای روی زمین اندیشه و طرز فکر وجود دارد که از نظر خود فرد دقیق و حساب شدست
گاهی ارزشمند هست و باعث میشود بقیه را هم تحت تاثیر قرار دهد گاه باعث تمسخر و خنده ی بقیه میشود
ولی اینجا بحث پیرامونش بیفایدست چون یا باید بخندی یا میخندانی
و در این جستار هر کس به نوع افکار دیگری میخندد و کسی تغییر نخواهد کرد
پس بحث بیفایدست
شب خوش گرامی...

Newton #۶۹

تا باشد کیس و کیس کشی

رهبر بانوان اهنی به باکتری و میکروب تبدیل شد
مارگارت تاچر بانوی اهنی دیروز رفت به دیار تباهی
--------------------------------
ولی با یک نکته مهربد موافقم جمعیت کره زمین رو به انفجاره واقعا
ویک موضوع دیگه
اگر واردات زن ازاد بشه خیلی به نفع ماست زن هندی زیاده داخلی ها هم که دنبال خاطرات از دست رفته شیرین وفرهاد هستند👻

Mehrbod #۷۰
mosafer

خودتان بحثش را پیش کشیدید اگر نه که کسی بخاطر شما نمیزآید
اگر اختیاری بود شخصا این توانایی را نمیپذیرفتم
+
به تعداد انسانهای روی زمین اندیشه و طرز فکر وجود دارد که از نظر خود فرد دقیق و حساب شدست
گاهی ارزشمند هست و باعث میشود بقیه را هم تحت تاثیر قرار دهد گاه باعث تمسخر و خنده ی بقیه میشود
ولی اینجا بحث پیرامونش بیفایدست چون یا باید بخندی یا میخندانی
و در این جستار هر کس به نوع افکار دیگری میخندد و کسی تغییر نخواهد کرد
پس بحث بیفایدست
شب خوش گرامی...

ما اینجا به کسی نخندیدم, گفتیم وضعیت زنان در سده‌یِ ٢١ ام و با پیشرفت دانش و فندآوری[1] انگل‌سان شده است.

در گذشته‌هایِ دور روشنه که اینگونه نبوده, در جاییکه هزار آدم داشته‌ایم, «زادآوری[2]» یک فرایند مهادین و بسیار بسیار مهم بوده, ولی در
جاییکه ٧ میلیارد زاده داریم به کار چندانی نمیاید, اگر تا ٥٠ سال آینده از هر ١٠ زن تنها یک تن آنهم تنها یک بچه بیاورد هم به هیچ دشواری‌ای برنمیخوریم.

یک زن امروزین در همه‌یِ زندگیش اش نیز شاید بمیانگین تنها یکبار بچه‌دار شود که آنهم ١ سال بیشتر بدرازا نمیکشد (و بیشترین امکانات پزشکی
و درمانی هم در اختیار او ست) و فراموش هم نشود بچه‌یِ خودش میباشد; در بزرگ کردن کودکان هم که زن و مرد این روزها کمابیش یک اندازه زمان میگذارند.

پس اکنون زن باید برای این ١ سال از زندگی اش و آوردن یک بچه دیگر هیچ کار سودمندی انجام ندهد؟

اگر میگویید نه, خوب ندهید (روشنه که کسی شما را وادار نکرده). نگر شخصی من تنها اینه که چنین رفتاری شایسته‌یِ ارجـنهادن نیست و بس.

----
1. ^ fand+âvar+i{pasvand}::Fandâvari || فنداوری: تکنولوژی Ϣiki-En technology
2. ^ zâd+âvardan::Zâdâvardan || زاداوردن: بچه دار شدن; زادمان آوردن to bear offspring

Ouroboros #۷۱
Angela

حداقل همین فمینیسم نشون میده که اینطور نیست و زنها اون چیزی رو که شما امنیت و آسایش می دونید رها کردند و خودشون رو در معرض آسیب قرار دادند. دولتها هم از ابتدا چندان روی خوش به فمینیسم نشون ندادند!

فمینیسم تلاش زن برای استخدام دولت به عنوان شوهر نهایی‌ست. گذشته از آن فقط نیم درصد کل زنان حاضر هستند بخاطر اجرایی شدن آن خطر بکنند(بزرگترین تجمع زنان فمینیست در تاریخ ایران به گمان تظاهرات پارک لاله بود که صد نفری جمع شدند). درکل اگر شما اطمینان داشته باشید که امنیت شخصی شما در این سیستم به بهترین طرز ممکن تضمین می‌شود، فارغ از اینکه از چه روشی این اتفاق می‌افتد حاضر نیستید بخاطر تغییر آن خطر بکنید. گواه: سرتاسر تاریخ بشر.

Angela

اگه اشتباه نکنم جایی گفته بودید مردان همجنس گرا همون دیدی رو که شما به زنان دارید, به مردان دارند؛ درسته؟!

در نگاه ابزاری بله، در ارتباط اجتماعی خیر. بدیهی‌ست که منهم از سلام کردن به همکار زنم قصد و هدف جنسی ندارم.

Angela

بیشتر مربوط هست به نسبت دانشمندان و فرهیختگان به کل افراد جامعه!

نه بیشتر مربوط هست به اینکه زنان انگلهایی هستند که وسایل آرامش، آسایش، امنیت و رفاه آنها را کس دیگری باید تامین بکند، و عقب می‌نشینند و از میان برنده‌ها یکی را انتخاب می‌کنند. توانسته‌اند با اجازه‌دادن/فروختن کُس خود هرچه لازم داشته‌اند را بدست بیاورند. اینها را من به قصد توهین نمی‌گویم.

Ouroboros #۷۲
Nâxodâ

اگر از من بپرسید راهکار چیست, شاید در گام نخست بگویم که‌ ما مردان باید اندکی این بیزاری امان از رفتارهای انگل‌سانی زنان را بیشتر بنمایانیم.

راستش من گمان می‌کنم که تنها راهکار باقی‌مانده اینست که آنها را رها بکنیم. لحظه‌ای بیاندیشید که به راستی چگونه زنی می‌تواند قابل تحمل باشد؟

زن باهوش در آن معنا که ما جستجو می‌کنیم وجود خارجی ندارد، زنان از هوش خود برای توجیه طلبکاری زیست‌شناختی خود، هایپرگمی خود و زندگی انگلی خود بهره می‌برند، نه اصلاح آنها. نگاه انتقادی به خود خویشتن در زنان فاقد هر کارکرد یا موضوعیتی‌ست، پس وجود هم ندارد. ما مردان دائم در تلاش برای بهتر کردن خودمان هستیم چراکه جامعه بر مبنی این تلاش بنا شده و شکل گرفته، یعنی به سود جامعه است تا شما در مقام یک مرد همواره از آنچه هستید و دارید و می‌کنید ناراضی باشید تا در بهتر کردن آن بکوشید، و در مقام یک زن از همه‌ی آنها(در مورد خودتان فقط)راضی باشید. مرد در زندگی چنان مشغول دوندگی بی‌امان برای سبقت گرفتن از باقی مردان است که حتی لحظه‌ای نمی‌اندیشد چرا اینچنین می‌دوم، برای رسیدن به کجا؟ و بخاطر همینست که ما در ترس مداوم زندگی می‌کنیم، ترس پذیرفته نشدن توسط زنان، ترس دست رد به سینه‌مان خوردن، ترس کچل شدن، ترس از دست دادن کارمان، ترس از بلند نشدن کیرمان، ترس از این، نگرانی از آن.. سرتاسر تمامی جوامع بشری بر پایه‌ی احساس بدبختی مداوم مرد، و احساس خوشبختی زنان بنا شده‌اند.

گذشته از این هایپرگمی در زنان شاید قوی‌ترین رانه و مهمترین ویژگی آنها باشد، و یکی از عوارض مهم آن اینست که همه‌ی زنها، در همه‌ حالت، از همه‌ی مردها احمق‌تر خواهند بود. در این معنی که امکان ندارد که یک زن با مردی خنگ‌تر از خودش وصلت بکند، و فارغ از اینکه شما به عنوان یک مرد احمق باشید، باز باید بروید دنبال زنی از خودتان احمق‌تر، باهوش‌ترها شما را هرگز جذاب نخواهند یافت. پس «زن باهوش» را فراموش بکنید، یا از آن بی‌بهره هستند، یا از آن برای توجیه خرفتی خود استفاده می‌کنند.

نوع دیگری از زن ِ خیالی که مردان را وادار به ادامه دادن این بازی بی‌سرانجام می‌کند زن ِ submissive است. این دخترانی که علاقه دارند تا به وقت سکس تحت فرمان یک مرد باشند، که شمارشان اصلا هم کم نیست(چند دختر از شما خواسته‌اند که موهایشان را بکشید، یا در کونشان بزنید، یا موقع سکس تحقیرشان بکنید و ...؟). این مطیع بودن فریبی بیش نیست، معنای آنهم مشخص است: چنانکه پیشتر هم گفته‌ام زن فقط به دو نوع مرد علاقه دارد، محافظ و مراقب. دختری که در ارتباط با شما submissive است، شما را در مقام اولی نگاه می‌کند، محافظی که از او در برابر مردان دیگر دفاع خواهد کرد. پس این مطیع بودن و اشتیاق به تحمل مقدار بسیار کنترل‌شده‌ای از درد در آخر چیزی نیست بجز تحریکی که زن از طریق آزمایش آمادگی شما برای آسیب رساندن جسمانی به دیگران، به خاطر او بدست می‌آورد. یعنی شما سگ نگهبانی هستید که صاحب او گازهای کوچولو و بامزه‌ی گاهی به گاهی را بی‌مشکل می‌یابد، مشروط بر اینکه گاز گرفتن را یاد بگیرد، یا از بلد بودن آنها اطمینان کسب بکند و

...

فریب دیگری که این روزها باب شده، این PUA و به قولی خانم‌بازی‌ست، که نشان دهنده‌ی فلاکت و بدبختی ِ بی‌پایان مردان است. چرا؟ چون اولا هنوز همه چیز در آن راجع به اینست که «زن چه می‌خواهد» و اینکه چگونه آنچه می‌خواهد را به او بدهیم(PUA به شما می‌گوید که آنچه زن می‌گوید می‌خواهم را واقعا نمی‌خواهد اینکه اینجا آمده را می‌خواهد و اینطور می‌توانی آنچه می‌خواهد را به او بدهی و ... که حقیقت دارد، ولی هنوز تحت همان منطق مرد دهنده و زن گیرنده در جریان است). و ثانیا هنوز چیزی فراتر از گرفتن کُس، به قیمت لگدمال کردن همجنسان خودتان نیست. یک مرد باید همواره اینرا بداند، که دختری هرگز او را انتخاب نخواهد کرد، مگر به طریقی او را از تمام مردان دیگر(حاضر در جمع، یا در زندگی او یا هرچه)بهتر نبیند و با وسواس همه چیز او را با دیگر مردانی که می‌شناخته/می‌شناسد مقایسه نکند.

اینست که من گمان می‌کنم تنها گزینه‌ی به راستی باقی مانده، اینست که مدتی از زنان جدا بشوید، از تلاش مداوم برای جلب نظر مساعد آنها دست بردارید، و سپس نیاز به سکس را در خودتان کنترل بکنید. خواستن سکس ایرادی ندارد، منهم سکس می‌خواهم و از آن لذت می‌برم، اما نیاز به آن، مشابه نیازی که یک هروئینی به هروئین دارد به چیزی بجز بدبختی کامل شما نخواهد انجامید. باید بتوانید در همان لحظه که زن شروع به تلاش برای باج گرفتن و کنترل شما از طریق سکس کرد بارتان را بردارید و از پنجره بیرون بپرید، و مردی که محتاج سکس است، معتاد به آن است و به قولی به آن «نیاز» دارد هرگز نخواهد توانست این حلقه‌ی بی‌پایان و به قدمت تاریخ کهن ِ Manipulation را بشکند.

پیرامون این موضوع در آینده بیشتر خواهم نوشت.

Ouroboros #۷۳
viviyan

به فرض که حرفهای امیر هم درست باشه این قانون طبیعته، زنان و مردان به یک اندازه تمایل دارند برای بقای نسل و ژنهاشون، اینکه زنان به خاطر داشتن رحم توانسته اند مردان باهوش و دانشمند و کاری رو استثمار کنند، از برتریشون حکایت میکند. در طبیعت همیشه قوی برنده است و حاکم و ضعیف بازنده و محکوم. ناراضی هستید به تخمدانمان که نه؛ به تخم چپ اسب نادرشاه، (تخمدان ما باارزش تر از این حرفهاست)، اگر میتوانید قوانین طبیعت رو تغییر دهید. خوشحال باشید که مثل جفت نر عنکبوت بیوه سیاه خورده نمیشید

درست می‌گویید، اما یکی از همین روزها، یکی از همین مردان کهتر سرانجام رحم مصنوعی را اختراع می‌کند، و آنوقت شما می‌مانید و Affirmative action. تا آن زمان هم ما خواهیم کوشید عده‌ی هرچه بیشتری از مردان را از زیر سلطه‌ی آلات تناسلی زنان بیرون بکشیم و به آنها نشان بدهیم بازنده‌ی نهایی ارتباط عاطفی، جنسی و حتی دوستی با زنان خواهند بود.

viviyan

مسئولیت بقای ژنهای زن و مرد و همینطور صرف انرژی برای نگهداری و بزرگ کردن نسل جدید برعهده زن هست، بنابراین زن باید تمام تلاششو بکنه تا بهترین انتخاب ممکن رو برای به اشتراک گذاشتن ژنهاش انحام بده و در این راه باید تدابیری بیندیشد تا مرد که فقط خودش هست و آلتش، نگذارد برود برای ژن پراکنی های دیگر در جاهای دیگر. مثل اینکه آقایون درک نمیکنن این علاقه شون به بقای ژن چه هزینه هایی برای زن داره.

ما درک می‌کنیم، مسئله اینست که باقی مردان درک نمی‌کنند. آنها تصور می‌کنند که زنان موجوداتی مقدس و مهربان و ازخودگذشته و فداکار هستند که به راستی عاشق مردان می‌شوند، در واقع عشق مادرشان را نمودی از عشق زنانه می‌شمارند و هرگز نمی‌دانند که عشق زن به سرمایه‌ی ژنتیکی خود هیچگاه شباهتی به همانی که به «مرد» دارد نخواهد داشت. نمی‌دانند که هرگز، و تکرار می‌کنم، هرگز برای زنان چیزی فراتر از استفاده‌ای که به او می‌رسانند نخواهند بود. نمی‌دانند تنها ارزشی که می‌توانند برای آنها داشته باشند نقش بادیگارد یا کارت اعتباری‌ست. اگر اینها را می‌دانستند، به راستی گمان می‌کنید با شوق و رو انداختن و پول قرض کردن و ذوق و آرزومندی به مسلخگاه می‌رفتند؟ اشتیاق به تداوم نسل با عقده‌ی ننه‌یابی در مردان باعث شده زیر بار این بردگی خفت‌بار برای زنان بروند، و آش آنقدر شور شده، که دیگر ادامه‌ی کار به روند سابق ممکن نیست و هر روز مردان بیشتری از خواب بیدار می‌شوند.

تلاش من در اینجا بیش از هرچیز آنست که به مردان بفهمانم آن بیرون عشق خطاپوشی که به رغم همه چیز با شما بماند، زیرا بار سنگین مشکلات را با شما بگیرد، هر بار زمین خوردید در بلند شدن کمکتان بکند، دو نفری به جنگ عالم بروید و از شما فقط همان چیزی را بخواهد که شما از او می‌خواهید(i.e : یک رابطه‌ی عاطفی، جنسی و دوستانه‌ی متقابل)وجود خارجی ندارد، هرگز نداشته و هرگز نخواهد داشت. به محض آنکه شغل‌تان را از دست بدهید، از هفته‌ای شصت ساعت کار کردن برای دادن خرج خانم کمی افسرده یا خسته یا دلزده بشوید، مردی با حساب بانکی و یا کیر بزرگتری پیدا بشود یا لحظه‌ای نسبت به این رابطه‌ی انگل/میزبانی مطلع شده، آنرا به نقد بکشید و .... او شما را رها خواهد کرد.

همانطورکه شما دختران توهم شاهزاده‌ای با اسب سفید دارید و مردان به آن می‌خندند(زیرا می‌دانند که چقدر از واقعیت عینی مردان فاصله دارد)، مردان هم توهمات خودشان را دارند، و به دنبال یافتن سیندرلایی خیالی سر از زندان مهریه در می‌آورند، یا از اندوه خیانت یکی از این زنان جنده افسرده می‌شوند و خودکشی می‌کنند(مردان طلاق داده شده بالاترین آمار خودکشی در میان مردان را دارند، و مردان هم بالاترین آمار مرگ بر اثر خودکشی را دارند، در تمام کشورهای جهان)... اینها مرا به خروش واداشته، ناراحتی شما چیست؟

Ouroboros #۷۴

« یک انسان که خدمتی بزرگ به بشریت کرده را نام ببرید »

چند نفر از شما بلافاصله یک مرد را بخاطر آورد؟
صادق باشید، حداقل با خودتان. 😞

Fiona

امیر گرامی؛ دوست نداشتم در این زمینه وارد شم؛ چون نه فمنیسم را می ستایم و نه مردسالاری را...
با این حال این پاره از پست شما نگرم را جلب کرد که اندک نمونه نقضی که به یاد دارم را در اینجا بیاورم؛ با این که شما فرمودید: "هیچ مقداری از «مثال نقض‌» نخواهد توانست خدشه‌ای به این بازشناسی ساده وارد آورد."

منهم مخالف هر دو هستم، در مردسالاری میزان مشخصی از کنترل به مردان داده می‌شد تا هایپرگمی زنان و بی‌بند و باری مردان از آن طریق مهار بشود. امروز که این کنترل بر هایپرگمی زنان برداشته شده و میلیون‌میلیون شوهران خود را برای مردان بهتر طلاق می‌دهند برای ما مردان دریچه‌ای باز شده تا به چیستی راستین زنان نگاهی صادقانه و به دور از حماقه‌های مردانه داشته باشیم.

شوربختانه کُل درک زنان از جهان مبتنی‌ست بر نگاه صفر و صدی. اینست که وقتی هیچکس نگفته «مطلقا همه»، آنها به هر حال آویزان ِ مثال نقض می‌شوند. تا می‌گویید زنان توانایی اختراع کردن ندارند چهار استثنای تاریخ را به ما نشان می‌دهند، وقتی می‌گوییم زنان رانندگی بلد نیستند فلان راننده‌ی فرمول یک را مثال می‌زنند و هنگامی که می‌گوییم به هنگام خطر زنان موجوداتی بزدل، وابسته و خودخواه هستند که توقع دارند مرد بخاطر دفاع از آن بپرد جلوی گلوله چهارتا عکس از زنان سرباز در حال تمرین در فلان کمپ در کشوری جهان اولی برای ما پست می‌کنند.

همه‌ی اینها مایه‌ی گیسخند و بیزاری‌ست.

ما درباره‌ی اکثریت مطلق زنان و روال کار چنانکه هست صحبت می‌کنیم نه تک‌تک زنان روی کره‌ی زمین. استثنا هست، و برخلاف مهربد من گمان می‌کنم بسیار هم زیاد باشند، دختری که من اکنون با او هستم زنی‌ست که دارد زندگی منرا اداره می‌کند، در مشکلات کمکم می‌کند و پای من مانده. و شماری بسیار از زنان هستند به راستی باهوش، حقیقتا مستقل و تماما خودآگاه. اما «بدبختی» اینست که حتی آن زنان هم از سوی دیگری بی‌ارزش هستند، همین دختری که در زندگی منست برای مثال تا وقتی اینها را تحمل می‌کند و می‌ماند و می‌سازد که یقین داشته باشد در بلند مدت این سرمایه‌گذاری‌ها همه به سود اوست، اگر فاکتور سود را حذف بکنید او هم خواهد رفت. و یا آن زن به راستی مستقل ِ حقیقتا باهوش ِ یکسره خودآگاه، که مشتاق به انگلی از مرد(از هیچ طریق، نه نفقه و المونی و حمایت بچه، نه خرجی و ماهانه و ...)نیست، یعنی می‌داند که چنین روابطی وجود دارد و به آنها علاقه‌ای ندارد، دیگر علاقه‌ای به مردان هم نخواهد داشت(من از این زنها دیده‌ام)و در افسردگی و بدبختی به سر می‌برد.

پس در این مورد مشکل اصلی نه فمینیسم است، نه مردسالاری‌ست، نه خنگ بودن زنهاست و نه ... بل هایپرگمی‌ست. و چاره‌ی ما مردان آنست که یا زنان را رها بکنیم تا با آلفاپرستی رقت‌انگیز خود نابود بشوند و پی زندگی مجردی خودمان برویم(همانطورکه در اکثر جوامع پیشرفته‌ی امروزی نیمی از مردان چنان می‌کنند)، یا با همه‌ی ابزارهای آموزشی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی که داریم به نبرد با هایپرگمی در زنان بپردازیم. تا مثلا زن باهوش بتواند عاشق چیزی در مرد خنگ بشود، زن مستقل بتواند از همنشینی با مرد وابسته لذت ببرد و ... وانگهی بعید می‌دانم که شدنی باشد، و این کاروان به سوی پرتگاه می‌رود، بر ما مردان است که پیش از سقوط از آن بیرون بپریم یا همچون سگان خوش‌رقصی که تاکنون بوده‌ایم همچنان پیش پای صاحبان مونث خود بنشینیم و همراه با ایشان، قهقهه‌زنان به سوی قهقرا بشتابیم.

Fiona

راستی دوگانگی ای در سخنتان بود که امیدوارم دستاویزی نبوده باشد برای کارایی بیشتر گفتارتان!! با این که بیشتر اوقات روش نوشتارتان را می پسندم...

دوگانگی در حرفهای من نیست تغییر در شرایط جهان است: تا پنجاه سال پیش خرج زن و بچه‌ی او را می‌دادید و کُس و تربیت(مالکیت)بچه در اختیار شما بود چون راه دیگری نداشت، از پنجاه سال پیش خرج او و بچه‌ی او را می‌دهید بدون آنکه دسترسی به کُس او داشته باشید، یا توانایی جهت تاثیر گذاشتن بر تربیت بچه‌تان.

Ouroboros #۷۶

ادب چیزی بجز افسار زنانه بر صراحت لهجه‌ی مردان نیست. از دیرباز این زنان بوده‌اند که سطح ادب را مشخص کرده‌اند، این یک زن است که تصمیم می‌گیرد چه چیز می‌تواند و چه چیز نمی‌تواند در حضور او بیان بشود. مردان در حضور خود نه فقط از اتخاذ ادبیاتی صریح، مبتذل و بی‌ملاحظه ابایی ندارند، عامدا آنرا به عنوان ابزاری برای تثبیت پیوندهای درون‌گروهی مورد استفاده قرار می‌دهند. زنان اما از آنجاکه این استفاده از زبان صریح را نمادی برای «خودمانی» شدن می‌یابند و هیچ علاقه‌ای به خودمانی شدن بجز با یک نفر ندارند، کاربرد لغات رکیک توسط کسی که او قصد صمیمیت جنسی با او را ندارد نشانه‌ی اینست که «او دارد بیش از حد خودمانی می‌شود».، پس آنرا کنترل می‌کنند و با محروم کردن مردان «بی‌ادب» از «امتیاز» هم‌نشینی با خودشان یکی از بهترین ویژگی‌های منحصرا مردانه را به زنجیر می‌کشند.

اگر شما در حضور زنان اسم ادوات جنسی را ببرید یا الفاظ رکیک بکار بگیرید یا حتی فقط صریح باشید و ملاحظه‌ی «عواطف» همیشه آویزان آنها را نکنید مایه‌ی بوجود آمدن احساس «ناراحتی» در ایشان می‌شود. احساس ناراحتی که برای پیشگیری از آن دستگاه عریض و طویلی Sexual harassment در غرب براه انداخته‌اند تا رفتار، گفتار و حرکات «بی‌ادبانه‌ی» مردان را کنترل بکنند. در فرانسه سوت زدن برای یک زن دو سال زندان دارد و جوک جنسی تعریف کردن در حضور زنان می‌تواند باعث اخراج شدن شما از محل کار بشود.

اینست که اگر می‌خواهید از بند بازی قدیمی که در آن زن تمام قواعد را مشخص می‌کند خلاص بشوید، بخشی از نبرد زیر پا گذاشتن حق زن برای مشخص کردن حدود امکان استفاده‌ی شما از زبان است، و در این راه تائید زنان باید که به پشم کیرتان هم نباشد.

Theodor Herzl #۷۷
Ouroboros

اگر شما در حضور زنان اسم ادوات جنسی را ببرید یا الفاظ رکیک بکار بگیرید یا حتی فقط صریح باشید و ملاحظه‌ی «عواطف» همیشه آویزان آنها را نکنید مایه‌ی بوجود آمدن احساس «ناراحتی» در ایشان می‌شود. احساس ناراحتی که برای پیشگیری از آن دستگاه عریض و طویلی Sexual harassment در غرب براه انداخته‌اند تا رفتار، گفتار و حرکات «بی‌ادبانه‌ی» مردان را کنترل بکنند. در فرانسه سوت زدن برای یک زن دو سال زندان دارد و جوک جنسی تعریف کردن در حضور زنان می‌تواند باعث اخراج شدن شما از محل کار بشود.

انقدر فهم این قضیه مشکل است که توجه جنسی‌ ناخواسته کار بدی است؟😚

Ouroboros #۷۸
Theodor Herzl

انقدر فهم این قضیه مشکل است که توجه جنسی‌ ناخواسته کار بدی است؟😚

چقدر فهم این مشکل است که صراحت لهجه‌ی مرد ربطی به توجه جنسی به زنان ندارد و اگر او جلوی شما اسم ادوات جنسی را می‌آورد الزاما درحال خودمانی شدن جنسی با شما نیست؟

Fiona #۷۹
Ouroboros

برای مثال تا وقتی اینها را تحمل می‌کند و می‌ماند و می‌سازد که یقین داشته باشد در بلند مدت این سرمایه‌گذاری‌ها همه به سود اوست، اگر فاکتور سود را حذف بکنید او هم خواهد رفت.

گمان می کنم سودگرایی در سرشت هر آدمی باشد؛ تنها نهاد و ریخت آن ناهمگون است!
آیا شما مردان بی هیچ بهره و سودی در کنار زنان هستید؟؟؟!

Ouroboros #۸۰
Fiona

گمان می کنم سودگرایی در سرشت هر آدمی باشد؛ تنها نهاد و ریخت آن ناهمگون است!
آیا شما مردان بی هیچ بهره و سودی در کنار زنان هستید؟؟؟!

زن به مرد هیچ سودی نمی‌رساند. مرد از زن سکس می‌خواهد، زن در برابر آن تعهد، امکانات، اختیارات و ... را دریافت می‌کند، پس نمی‌توان «سکس» را سود تلقی کرد، چون علاوه بر آنکه زن هم از آن لذت(حداقل)برابری می‌برد، برای دادن آن به مرد هزار و یک امتیاز نابجا هم دریافت می‌کند. این سود نیست بلکه یک «تبادل» است، که مرد در آن سوی ِ بدتر معامله را دریافت می‌کند، پس به نوعی چه بسی زیان هم باشد! اما حتی اگرهم بپذیریم دسترسی مرد به دستگاه تولید مثل زنان یک «سود» است، آن میلیونها مردی که دارند در ازدواج‌های بدون سکس زندگی می‌کنند و این بدیهی‌ترین و ابتدایی‌ترین خواسته‌ی ساده‌ی مردانه را سالهاست فراموش کرده‌اند گواهی‌ هستند بر اینکه مرد حاضر است جهت پایبندی به آن تصویر خیالی که از زن برایش ترسیم شده حتی از این «سود» هم بگذرد و در فقدان آن همچنان با زن باقی بماند.

Anarchy #۸۱

امیر گرامی من تقریبا با بیشتر حرف های شما موافقم ، اما متوجه نمیشم دقیقا نقش زنان در رسیدن به این جایگاهی که امروز دارن چی هست و تصویر ایده آل شما از روابط بین زن و مرد چگونه هست؟؟ یه مقدار از این زاویه هم به موضوع بپردازید تا شاید سو تفاهمی که برای بانوان انجمن پیش اومده برطرف بشه👌

Ouroboros #۸۲

آنارشی جان در عکس‌العمل واحد زنان این انجمن، و بیرون از این انجمن در برابر حرفهای من درسی هست که من آرزو می‌کنم ای کاش مردان می‌آموختند. اینکه به خودشان می‌گیرند. بحث را کاملا شخصی می‌بینند، و وقتی من می‌گویم «زنها یا انگل هستند یا فاحشه» اینرا توهین مستقیمی نسبت به خودشان می‌دانند. مردان اما چنین نیستند، بی‌شمار «مرد فمینیست» می‌بینید که می‌نشینند در این سمینارها و سایتها ... و نه فقط درباره‌ی مردان خبیث، مردان متجاوز، مردان سلطه‌جو و ... به اباطیل ضدمرد فمینیستها گوش می‌دهند، بلکه خودشان هم به آنها مهر تائید می‌زنند و در تحقیر و سرکوب مردان همراه می‌شوند. دلیل اینست که مرد ذاتا مشتاق به جلب نظر مساعد زن است، و در این راه با دیگر مردان رقابت می‌کند، پس کهتر بودن و پائین‌تر بودن و چه می‌دانم، «نفهم» و «متجاوز» بودن «مردان دیگر»(مردان سنتی، مردان خارجی ...)به نوعی منیت در بحران مرد را مورد نوازش قرار می‌دهد و او را در موقعیت برتری نسبت به آن مردان خبیث زن‌ستیز قرار می‌دهد، اینست که با کوبیده شدن و درهم شکستن همه چیز جنسیت خود با مشتی زن ابله همراه می‌شود و هیچ مشکلی ندارد وقتی فمینیستها می‌گویند «به پسرانتان تجاوز نکردن را بیاموزید» گویی مردان ذاتا متجاوز هستند.

ای کاش در اینباره کمی همچون زنان بودیم، و به درستی، موضوع را شخصی می‌دیدیم. آن «مردان بدوی» دیر یا زود تو را هم شامل می‌شوند، زیرا چنانکه دیده‌ایم فمینیسم هربار با رسیدن به اهداف خود، هدف تازه‌ای را علم کرده، گویا هرچه بیشتر با «نابرابری» جنگیده و بر آن غلبه کرده، مقدار آن در جامعه بیشتر شده، این تغییر هدف مداوم و کشف هر روزه‌ی وجوه جدیدی از مردسالاری بخاطر آنست که همه‌ی اینها مبتنی و برآمده از طلبکاری ذاتی زن از مرد است، نه وجود پدیده‌ای عینی.

روابط میان زن و مرد باید مبتنی بر آگاهی مداوم و هوشیاری کامل مرد نسبت به Manipulation زن باشد. باید «برگ برنده»ی زنان را از آنها بگیریم، و تنها راه آن پیدا کردن آلترناتیو برای ارضای میل جنسی‌ست در جای دیگر، یا دستکم کنترل آن با هدف تسلط بر رابطه‌. شما باید بتوانید با نمایان شدن اولین نشانه‌ها برای باج‌گیری رابطه را قطع بکنید، هرگز بیشتر از آنچه گیرتان می‌آید(=سکس)به زن ندهید، بی‌دلیل به او اعتماد نکنید و پیشداوریهای مثبت درباره‌ی «زنان» را یکجا دور بیاندازید.

«جواز کُس» را باید از زنها گرفت، این جواز که هرچه دلشان خواست بکنند بی‌هیچ، یا با اندکی عواقب. اگر زنان می‌توانند به اندازه‌ی مردان توانایی و رشد و پیشرفت داشته باشند(که می‌توانند)، می‌توانند همانقدر هم خبیث و رذل و سادیست باشند، کافی‌ست از پنجاه میلیون بچه‌ی سقط شده‌ی غربی بپرسید. ما می‌بینیم که این جواز به زنان اجازه می‌دهد با آن از زیر سیلی زدن به صورت مرد غریبه گرفته تا پرداخت نکردن یک ریال از هزینه‌های زندگی خود تا کمک نکردن در دادن خرج خانه تا نرفتن در جنگ و دفاع از حق رأی خود (و تا دیگر مزایایی که دارند فقط بخاطر زن بودن) بگریزند. در غرب هم نه فقط اوضاع بهتر نشده، بلکه هزار برابر بدتر است، اینجا زنان حتی از زیر بار کشتن نوزادان خود فرار می‌کنند، بخاطر جرم مشابه کمتر زندان می‌روند، بچه‌بازی و تجاوز آنها به پسربچه‌ها سوژه برای خنده و شوخی‌ست و گاهی حتی به زندانی شدن آنها نمی‌انجامد، می‌توانند هرچه خواستند یک مرد را کتک بزنند و آن مرد را در دادگاه کسی محل گربه هم نمی‌گذارند، و خلاصه می‌توانند هر غلطی که دلشان خواست بکنند، و بخاطر آن هرگز جوابگو نباشند.

اتفاق دیگری که باید بیافتد آنست که مرد باید زن را «وادار» به این کارها بکند، هیچ زنی داوطلبانه این مزایا را رها نمی‌کند، بالعکس با چنگ و دندان از آنها دفاع می‌کنند و‌ بنظرشان تمام آنچه دارند «حق مسلم ماست»، بعلاوه‌ی هزار و یک چز دیگر. اما منظور از «وادار» کردن چیست؟ اینکه مثل فمینیستها دولت را به استخدام خود دربیاوریم و از قوه‌ی قهریه‌ برای کنترل زنان استفاده بکنیم؟ هرگز. بلکه باید با درون‌نگری همه‌ی آنچه مایه‌ی سوء استفاده‌ی زنان بطور انفرادی از ما می‌شود را شناسایی کرده، بی‌رودربایستی نابود بکنیم. کاری خواهد بود بسیار دشوار، و بسیار موثر، که پس از آن شما قطعا انسانی که اکنون هستید نخواهید ماند. بیاموزید که زنان به راستی از شما چه می‌خواهند، چه روشهایی برای اخذ آنچه می‌خواهند دارند و پس از آنکه آنچه می‌خواهند را دریافت کردند چه می‌کنند، و این دانش بجای «نفرت از زنان» به شما این توانایی را می‌دهد که به کل این معادله از زاویه‌ی جدیدی بنگرید.

از زمان جنسیتی شدن تولید مثل، همه چیز راجع به زنان و اینکه چه می‌خواهند و چطور می‌توان آنچه می‌خواهند را به آنان داد و ... بوده. زمان آن فرا رسیده که اندکی به خودمان بپردازیم، و اینکه ما چه می‌خواهیم، چه نیاز داریم و چطور می‌توانیم آنها را از زن بگیریم.

Fiona #۸۳
Ouroboros

زن به مرد هیچ سودی نمی‌رساند.

گاهی به نگرم شما بسیار سیاه نمایی می کنید...ولی اگر این یگانه راستی است همان آلفاپرستی را که خود پیشنهاد دادید، تنها راه پیروزی ست؛ باشد که خرسند باشید!!

Mehrbod #۸۴
Anarchy

امیر گرامی من تقریبا با بیشتر حرف های شما موافقم ، اما متوجه نمیشم دقیقا نقش زنان در رسیدن به این جایگاهی که امروز دارن چی هست و تصویر ایده آل شما از روابط بین زن و مرد چگونه هست؟؟ یه مقدار از این زاویه هم به موضوع بپردازید تا شاید سو تفاهمی که برای بانوان انجمن پیش اومده برطرف بشه👌

بیایید اینجوری بنگریم, شما چه چشمداشت‌هایی از یک دوست نرینه در زندگی ات داری, چه چشمداشت‌هایی از یک دوست مادینه؟ (اگر میتوانی بنویس).

آیا ایندو یکسنج[1] هستند؟

چیزیکه من ایده‌آل میبینم چشمداشتِ یکسان (یا دست‌کم همسان) است, اگرنه یک دختر تنها دگرسانی‌ای[2] که با یک پسر دارد چیست؟ جنسیت.

پس چرا جور دیگری با یک دختر در برابر یک پسر در دوستی‌هایمان رفتار میکنیم؟

Fiona

گاهی به نگرم شما بسیار سیاه نمایی می کنید...ولی اگر این یگانه راستی است همان آلفاپرستی را که خود پیشنهاد دادید، تنها راه پیروزی شماست؛ باشد که خرسند باشید!!

در تایید سخن امیر, زن به من هم هیچ سودی نمیرساند (سکس هم که خوشی/سود دوسویه دارد).

در اینجا باید از فرهشت[3]

دوست داشتنی undead سود ببریم که دگرسانی میان ژن و کَس میباشد, برای «ژن من» اینکه
یک دختر مرا بپذیرد اهمیتی نزدیک به مرگ و زندگی دارد, برای خودِ «من» ولی کارکردی ندارد, چه سودی از یک زن به من میرسد؟

نکته‌یِ درخور سخنِ امیر میتواند این باشد که ما مردان نیاموخته‌ایم/نتوانسته‌ایم از زنان در برابر سودی که میدهیم سودی هم بخواهیم,
این به یک نایکسنجی[4] در سود و زیان دوستی با زنان برای مردان رسیده و با پیشرفت همبود‌ها[5] و نوگرایی (modernization) روز‌به‌روز هم به سود زنان نایکسنجیده‌تر میشود.

----
1. ^ yek+sanj::Yeksanj || یکسنج: تقارن Ϣiki-En symmetrical
2. ^ digar+sân+i{pasvand}::Digarsâni <— Degarsâni || دیگرسانی: تفاوت difference
3. ^ Farhašt || فرهشت: تم; زمینه; موضوع; مضمون Dehxodâ theme
4. ^ nâ+yek+sanj::Nâyeksanj || نایکسنج: نامتقارن Ϣiki-En asymmetric
5. ^ ham+bud::Hambud || همبود: اجتماع Ϣiki-En society

Ouroboros #۸۵
Nâxodâ

در تایید سخن امیر, زن به من هم هیچ سودی نمیرساند (سکس هم که خوشی/سود دوسویه دارد).

در اینجا باید از فرهشت[3] دوست داشتنی undead سود ببریم که دگرسانی میان ژن و کَس میباشد, برای «ژن من» اینکه
یک دختر مرا بپذیرد اهمیتی نزدیک به مرگ و زندگی دارد, برای خودِ «من» ولی کارکردی ندارد, چه سودی از یک زن به من میرسد؟

نکته‌یِ درخور سخنِ امیر میتواند این باشد که ما مردان نیاموخته‌ایم/نتوانسته‌ایم از زنان در برابر سودی که میدهد سودی هم بخواهیم,
این به یک نایکسنجی[4] در سود و زیان دوستی با زنان برای مردان رسیده و با پیشرفت همبود‌ها[5] و نوگرایی (modernization) روز‌به‌روز هم به سود زنان نایکسنجیده‌تر میشود.

اینرا من گاهی از مردان می‌شنوم که «سود می‌بریم بچه‌دار می‌شویم و ژنهای خود را انتقال می‌دهیم». استدلال حقیقتا خنده‌آوری‌ست، چراکه برای آن نیازی ندارید پدر بشوید و زیر بار تحمل وجود زنان بروید، کافی‌ست بروید به بانکهای اسپرم سری بزنید!‌ انتقال دادن خزانه‌ی ژنی برای فرد هیچ موضوعیتی ندارد. بچه‌ی شما فقط پنجاه درصد ژنهای شما را خواهد داشت، و بچه‌ی او ۲۵٪، و همینطور کمتر و کمتر و کمتر خواهد شد. اما حتی اگرهم سود باشد باز دو طرفه است.

Fiona

گاهی به نگرم شما بسیار سیاه نمایی می کنید...ولی اگر این یگانه راستی است همان آلفاپرستی را که خود پیشنهاد دادید، تنها راه پیروزی ست؛ باشد که خرسند باشید!!

من یک ادعا کردم و کوشیدم با یک استدلال آنرا اثبات بکنم. اگر گمان می‌کنید اشتباه می‌کنم با نقد استدلال من، و ارائه‌ی یک استدلال متفابل این خطا را هویدا بکنید، اگر وقت و انرژی کافی برای تحریر نقد خود را ندارید این را بگویید و وقتی توانستید برگردید آنرا بنویسید، اگر به زمان بیشتری برای فکر کردن درباره‌ی موضوع و پاسخ دادن به آن احتیاج دارید چنان بکنید، اگر فکر می‌کنید بحث با من بی‌فایده است فقط بخاطر تنویر افکار و احترام به مخاطبان جستار پاسخ سخن را بدهید و سخنگو را در نظر نیاورید، و اگر، اگر، اگر... اما «سیاه‌نمایی می‌کنید» و «خرسند باشید» و دو تا علامت تعجب و رویکرد «باشه هرچی تو بگی» و این رفتارهای زننده مایه‌ی دلسردی هرچه بیشتر هستند.

undead_knight #۸۶
Ouroboros

تنها تفاوت آنست که از دوران شکارچی-گردآورندگی انسان یک جنس تصمیم گرفت در خانه روی ماتحت خود بنشیند، و از مهبل خود برای فاحشگی منابع و امکانات بهره بگیرد، حال آنکه جنس دیگر با دست برهنه به شکار درندگان می‌رفت. هجمه‌ای شوم از تنبلی، خودخواهی، فریب و سوء استفاده که در خطایی استراتژیک، آنرا هزار سالی زود لو دادید.

خب باید من رو ببخشی که به پست ها با ترتیب خوبی پاسخ نمیدم پس چند قسمت مثل این رو بررسی میکنم و بعد برمیگردم به اون پست تا نشون بدم منظورم واقعا چی بوده.
فقط هم قسمت های کوچیک رو انتخاب کردم تا هم به نتیجه رسیدن راحت باشه و هم گفتگو چند شاخه نشه:)
بزار ببینم منظورت رو درست فهمیدم یا نه:انتخاب این نقش از روی آگاهی بوده نه نتیجه یک فرایند ناآگاهانه فرگشتیک و اینکه زنان خودشون این نقش رو پذیرفتند؟

برای اثباتش به نظرم چند تا چیز لازمه،یکی مشخص کردن زمانی که وضع به این شکل نبوده،دیگه مشخص کردن زمان گذار و مهمتر مشخص کردن اینکه دلیل عمدش تصمیم زنان بوده و اینکه زنان چطور به این کشف رسیدند؟!:)

Theodor Herzl #۸۷
Ouroboros

چقدر فهم این مشکل است که صراحت لهجه‌ی مرد ربطی به توجه جنسی به زنان ندارد و اگر او جلوی شما اسم ادوات جنسی را می‌آورد الزاما درحال خودمانی شدن جنسی با شما نیست؟

در کشور محل زندگی‌ شما من اطلاع ندارم ، ولی‌ در کانادا همچین چیزی که می‌گوئید نیست ، اگر در صحبت شما مثلا بگویید penis این آزار حساب نمی‌شه

Ouroboros #۸۸

چطور می‌گویید «این خبرها نیست»؟‌

the Canadian Labor Code defines it explicitly as “any conduct, comment, gesture or contact of a sexual nature that (a) is likely to cause offence or humiliation to any employee; and (b) that might, on reasonable grounds, be perceived by that employee as placing a condition of a sexual nature on employment or on a opportunity for training or promotion.”

The U.S. and Canadian definitions of sexual harassment are found in national laws and are closely tied to the type of remedy available to a victim of this form of violence.

Despite the lack of a universal definition of sexual harassment, there is general consensus about what constitutes prohibited conduct. For an action to be considered sexual harassment it must meet these criteria:

(1) [the action] is related to sex or sexual conduct;

(2) [the conduct] is unwelcome, not returned, not mutual; and

(3) [the conduct] affects the terms or conditions of employment, in some cases including the work environment itself.

یا از اینهم جالبتر:

In Canada, for example, laws that address sexual harassment do not require the victim to confront the alleged harasser in order to establish that the behavior was unwelcome. Additionally, it is not necessary for the victim of sexual harassment to expressly object to the conduct if a reasonable person would understand the behavior to be offensive and sexual in content. In establishing a sexual harassment claim, the fact that the victim made pervious complaints about the same conduct is evidence that the conduct was, in fact, unwelcome.

Sexual Harassment - What is Sexual Harassment?

یعنی حتی لازم نیست اثبات بکنند که شما به راستی حرف نامربوطی زده‌اید، کافی‌ست بگویند حرفی که زده شده باعث بوجود آمدن «احساس» ناراحتی در طرف شده.

Nevermore #۸۹
Ouroboros

زن به مرد هیچ سودی نمی‌رساند. مرد از زن سکس می‌خواهد، زن در برابر آن تعهد، امکانات، اختیارات و ... را دریافت می‌کند، پس نمی‌توان «سکس» را سود تلقی کرد، چون علاوه بر آنکه زن هم از آن لذت(حداقل)برابری می‌برد، برای دادن آن به مرد هزار و یک امتیاز نابجا هم دریافت می‌کند. این سود نیست بلکه یک «تبادل» است، که مرد در آن سوی ِ بدتر معامله را دریافت می‌کند، پس به نوعی چه بسی زیان هم باشد! اما حتی اگرهم بپذیریم دسترسی مرد به دستگاه تولید مثل زنان یک «سود» است، آن میلیونها مردی که دارند در ازدواج‌های بدون سکس زندگی می‌کنند و این بدیهی‌ترین و ابتدایی‌ترین خواسته‌ی ساده‌ی مردانه را سالهاست فراموش کرده‌اند گواهی‌ هستند بر اینکه مرد حاضر است جهت پایبندی به آن تصویر خیالی که از زن برایش ترسیم شده حتی از این «سود» هم بگذرد و در فقدان آن همچنان با زن باقی بماند.

جالب اینجاست آنهایی که این به قول شما "بدیهی ترین و ابتدایی ترین خواسته ی ساده مردانه" را طلب میکنند در صورتی که زنان ناراضی باشند اما به دلیل کولی هایی که از مردان می گیرند دم بر نیاورند،متجاوز محسوب می شوند.

یک سوال بنیادین که برای من پیش آمده اینست که چگونه فمینیستها به خود اجازه می دهند مردان متاهل را صرفا به این دلیل که زنان شان نمی خواهند سکس داشته باشند،به تجاوز متهم کنند؟

مگر نه اینکه زنان در پیوند ازدواج هزار و یک هزینه ی مادی و غیر مادی بر مردان تحمیل می کنند و این جزو وظایف بی چون و چرای مردان است و سرباز زدن از این وظایف گناهی نا بخشودنی است؟
چگونه است که مردان باید مثل سگ جان بکنند و تمام بار زندگی بر دوش ایشان باشد و زمانی که کار به "تنها" سودی(؟) که مردان از ازدواج می برند می رسد این کار می شود تجاوز؟

چنان از تجاوز سخن می گویند ، توگویی سکس یک سویه است و زنان این میان هیچ خوشی ای نمی برند.
از سوی دیگر این زنانی که یکسره به آنها "تجاوز" می شود چرا هیچ گاه در مقابل این عمل نمی ایستند و تقاضای طلاق نمی کنند؟نکند از ترس از دست دادن مزیت هایی است که از ازدواج با مرد به دست می آورند.
چگونه است که ما روسپیگری را تجاوز نمی دانیم(که براستی هم نیست) اما زمانی که پای سکس با شوهر بدبخت زبان بسته ای که خود را به در دیوار می کوبد تا خرج زندگی را تامین کند به میان می آید،این عمل تجاوز محسوب می شود؟

این چه تجاوزی است که زن ده ها و شاید صدها پوئن در قبال آن دریافت می کند؟چرا این نغمه ها و نوحه ها برای آن جوشکار،کارگر عمله،رفته گر ویا کارگر معدن ( که بی شک خیلی هاشان اگر بتوانند شغل بهتری بیابند یک روز هم ادامه نمی دهند)خوانده نمی شود؟
اگر بخواهم حرفم را درست بیان کنم باید بگویم که:

-آن کارگر در قبال وظیفه ای که انجام می دهد پول دریافت می کند اما ناراضی است چرا که نسبت کاری که می کند با پولی که دریافت می کند قابل مقایسه نیست.

-از سویی زنان هم در قبال سودی(پولی) که دریافت می کنند وظیفه ای! را انجام می دهند که به گمانشان نسبت کاری که می کنند با سودی که دریافت می کنند برابر نیست

.
چگونه است که باید یکسره برای مورد دوم داد و فغان راه بیاندازیم اما مورد اول چشمش کور باید انجام دهد؟

همه ی این صحبت ها در حالیست که با فرض دردناک بودن سکس( آن هم با مردی که اکثرا خودشان برگزیده اند)برای زنان و خوشی آور بودن برای مردان پیش برویم.

به دید من این زنان پس از اینکه با نظر خودشان ازدواج می کنند،پس از مدتی از مرد بینوا دلزده می شوند اما نه شهامت و نه جسارت تنها زندگی کردن و کشیدن بار زندگی به تنهایی را دارند و از سویی سکس با شوهر هم برایشان مانند گذشته خوشی آور نیست.* از اینرو این حق را به خودشان می دهند که سکس را تجاوز بخوانند.
به دید من بیشینه ی موارد تجاوز نیست مگر در حالتی که شوهر با زور زن را به ادامه ی زندگی وادار کند.

*نگاه کنید به واپسین پیک من در جستار سکس شناسی که پژوهشی است درباب اینکه زنان هراندازه که رابطه به دراز می کشد بیش از مردان از رایطه دلزده می شوند.

Theodor Herzl #۹۰
nevermore

یک سوال بنیادین که برای من پیش آمده اینست که چگونه فمینیستها به خود اجازه می دهند مردان متاهل را صرفا به این دلیل که زنان شان نمی خواهند سکس داشته باشند،به تجاوز متهم کنند؟

زن تنش رو به مرد نفروخته ، سکس بر اساس consent هست و زن و مرد وظیفه ندارند که با زن یا شهر خود سکس بکنند. دیگر واقعا این بدیهی‌ جات را فکر نمیکردم یک روز در دفترچه باید توضیح بدهیم!

Nevermore #۹۱
Theodor Herzl

زن تنش رو به مرد نفروخته ، سکس بر اساس consent هست و زن و مرد وظیفه ندارند که با زن یا شهر خود سکس بکنند. دیگر واقعا این بدیهی‌ جات را فکر نمیکردم یک روز در دفترچه باید توضیح بدهیم!

گرامی، گمان نمی کردم بدون اینکه پیک من را کامل بخوانید این اندازه پر شتاب پاسخ دهید.

Nevermore

جالب اینجاست آنهایی که این به قول شما "بدیهی ترین و ابتدایی ترین خواسته ی ساده مردانه" را طلب میکنند در صورتی که زنان ناراضی باشند اما به دلیل کولی هایی که از مردان می گیرند دم بر نیاورند،متجاوز محسوب می شوند.

من هم این اصول پیش پا افتاده را به خوبی می دانم اما زمانی که زن ابراز نارضایتی نمی کند چگونه می توانیم این عمل را تجاوز بنامیم؟

undead_knight #۹۲
nevermore

جالب اینجاست آنهایی که این به قول شما "بدیهی ترین و ابتدایی ترین خواسته ی ساده مردانه" را طلب میکنند در صورتی که زنان ناراضی باشند اما به دلیل کولی هایی که از مردان می گیرند دم بر نیاورند،متجاوز محسوب می شوند.

یک سوال بنیادین که برای من پیش آمده اینست که چگونه فمینیستها به خود اجازه می دهند مردان متاهل را صرفا به این دلیل که زنان شان نمی خواهند سکس داشته باشند،به تجاوز متهم کنند؟

مگر نه اینکه زنان در پیوند ازدواج هزار و یک هزینه ی مادی و غیر مادی بر مردان تحمیل می کنند و این جزو وظایف بی چون و چرای مردان است و سرباز زدن از این وظایف گناهی نا بخشودنی است؟
چگونه است که مردان باید مثل سگ جان بکنند و تمام بار زندگی بر دوش ایشان باشد و زمانی که کار به "تنها" سودی(؟) که مردان از ازدواج می برند می رسد این کار می شود تجاوز؟

چنان از تجاوز سخن می گویند ، توگویی سکس یک سویه است و زنان این میان هیچ خوشی ای نمی برند.
از سوی دیگر این زنانی که یکسره به آنها "تجاوز" می شود چرا هیچ گاه در مقابل این عمل نمی ایستند و تقاضای طلاق نمی کنند؟نکند از ترس از دست دادن مزیت هایی است که از ازدواج با مرد به دست می آورند.
چگونه است که ما روسپیگری را تجاوز نمی دانیم(که براستی هم نیست) اما زمانی که پای سکس با شوهر بدبخت زبان بسته ای که خود را به در دیوار می کوبد تا خرج زندگی را تامین کند به میان می آید،این عمل تجاوز محسوب می شود؟

این چه تجاوزی است که زن ده ها و شاید صدها پوئن در قبال آن دریافت می کند؟چرا این نغمه ها و نوحه ها برای آن جوشکار،کارگر عمله،رفته گر ویا کارگر معدن ( که بی شک خیلی هاشان اگر بتوانند شغل بهتری بیابند یک روز هم ادامه نمی دهند)خوانده نمی شود؟
اگر بخواهم حرفم را درست بیان کنم باید بگویم که:

-آن کارگر در قبال وظیفه ای که انجام می دهد پول دریافت می کند اما ناراضی است چرا که نسبت کاری که می کند با پولی که دریافت می کند قابل مقایسه نیست.

-از سویی زنان هم در قبال سودی(پولی) که دریافت می کنند وظیفه ای! را انجام می دهند که به گمانشان نسبت کاری که می کنند با سودی که دریافت می کنند برابر نیست

.
چگونه است که باید یکسره برای مورد دوم داد و فغان راه بیاندازیم اما مورد اول چشمش کور باید انجام دهد؟

همه ی این صحبت ها در حالیست که با فرض دردناک بودن سکس( آن هم با مردی که اکثرا خودشان برگزیده اند)برای زنان و خوشی آور بودن برای مردان پیش برویم.

به دید من این زنان پس از اینکه با نظر خودشان ازدواج می کنند،پس از مدتی از مرد بینوا دلزده می شوند اما نه شهامت و نه جسارت تنها زندگی کردن و کشیدن بار زندگی به تنهایی را دارند و از سویی سکس با شوهر هم برایشان مانند گذشته خوشی آور نیست.* از اینرو این حق را به خودشان می دهند که سکس را تجاوز بخوانند.
به دید من بیشینه ی موارد تجاوز نیست مگر در حالتی که شوهر با زور زن را به ادامه ی زندگی وادار کند.

*نگاه کنید به واپسین پیک من در جستار سکس شناسی که پژوهشی است درباب اینکه زنان هراندازه که رابطه به دراز می کشد بیش از مردان از رایطه دلزده می شوند.

یک فاحشه توافق کرده که در مقابل پول بدنش رو بفروشه ولی اگر فکر کنیم ازدواج فاحشگی رسمی! هم هست باز هم نمیشه در مدل اول به یک فاحشه به صرف پول دادن تجاوز کرد!در نهایت اینکه اون فاحشه کلاه برداری کرده نه اینکه طرف مقابل هم یک جرم بدتر رو در مقابلش مرتکب بشه:)

خب پس کل رابطه ازدواج رو سرویس دادن زنان به مردان تعریف میکنی،بسیار جالب:))
البته من با واحدی به نام ازدواج به خاطر ویژ

گی های قانونی و احتماعیش کلا مخالفم ولی تجاوز مسئله جدایی هست.

undead_knight #۹۳
nevermore

گرامی، گمان نمی کردم بدون اینکه پیک من را کامل بخوانید این اندازه پر شتاب پاسخ دهید.

من هم این اصول پیش پا افتاده را به خوبی می دانم اما زمانی که زن ابراز نارضایتی نمی کند چگونه می توانیم این عمل را تجاوز بنامیم؟

پاسخ رو خودتون دادید:

Nevermore

زنان شان نمی خواهند سکس داشته باشند،به تجاوز متهم کنند؟

اگر این نخواستن مشخص باشه تجاوز نیست!؟اگر مشخص نیست شما با قدرت تله پاتی متوجه شدید؟!:))

Nevermore #۹۴
undead_knight

یک فاحشه توافق کرده که در مقابل پول بدنش رو بفروشه ولی اگر فکر کنیم ازدواج فاحشگی رسمی! هم هست باز هم نمیشه در مدل اول به یک فاحشه به صرف پول دادن تجاوز کرد!در نهایت اینکه اون فاحشه کلاه برداری کرده نه اینکه طرف مقابل هم یک جرم بدتر رو در مقابلش مرتکب بشه:)

خب پس کل رابطه ازدواج رو سرویس دادن زنان به مردان تعریف میکنی،بسیار جالب:))
البته من با واحدی به نام ازدواج به خاطر ویژکی های قانونی و احتماعیش کلا مخالفم ولی تجاوز مسئله جدایی هست.

1-بحث سر توافق است و عدم ابراز نارضایتی.یک بار دیگر بخوانید جانم.
2-گویی شما علاقه عجیبی دارید که حرف در دهان طرف گفتگویتان بگذارید،من کجا گفتم ازدواج صرفا

سرویس دادن زنان به مردان است؟
اساسا مگر سکس یک رابطه یک سویه است و تنها مردان خوشی می برند که آن را "سرویس" خوانیم.

سوم اینکه رویه من در گفتگو کاملا مشخص است و هیچ گاه در این فروم در جایگاه مدعی نبوده ام و هدفم بیشتر نگر خواهی بوده تا اینکه بخواهم به هر ابزاری متوسل بشوم تا طرف گفتگویم را زمین بزنم.در صورت اینکه شما به من ثابت کنید چگونه این حالتی که من برشمردم "تجاوز" محسوب می شود بسیار هم قدر دانتان خواهم بود که مرا از این گمراهی نجات دادید،اما نه با سفسته ی نخ نما شده ی پهلوان پنبه

Nevermore #۹۵
undead_knight

پاسخ رو خودتون دادید:

اگر این نخواستن مشخص باشه تجاوز نیست!؟اگر مشخص نیست شما با قدرت تله پاتی متوجه شدید؟!:))

خیر نکته اینجاست که این نخواستن مشخص نیست،چرا که این نخواستن را هیچ گاه مطرح نمی کنند و به جهت تمام پوئن هایی که در رابطه با مردان به دست می آورند سکوت می کنند و حاضر نیستند وضعیت مفت خوری را رها کنند،اما پس از 20 یا 30 سال زندگی تازه یادشان می افتد که عمری است به آنها تجاوز شده.

undead_knight #۹۶
nevermore

1-بحث سر توافق است و عدم ابراز نارضایتی.یک بار دیگر بخوانید جانم.
2-گویی شما علاقه عجیبی دارید که حرف در دهان طرف گفتگویتان بگذارید،من کجا گفتم ازدواج صرفاسرویس دادن زنان به مردان است؟
اساسا مگر سکس یک رابطه یک سویه است و تنها مردان خوشی می برند که آن را "سرویس" خوانیم.

سوم اینکه رویه من در گفتگو کاملا مشخص است و هیچ گاه در این فروم در جایگاه مدعی نبوده ام و هدفم بیشتر نگر خواهی بوده تا اینکه بخواهم به هر ابزاری متوسل بشوم تا طرف گفتگویم را زمین بزنم.در صورت اینکه شما به من ثابت کنید چگونه این حالتی که من برشمردم "تجاوز" محسوب می شود بسیار هم قدر دانتان خواهم بود که مرا از این گمراهی نجات دادید،اما نه با سفسته ی نخ نما شده ی پهلوان پنبه

Nevermore

زنان شان نمی خواهند سکس داشته باشند

این حرف شما هست یا نیست؟!وقتی راهی برای فهمیدن این هست که شخص نیمخواد سکس داشته باشه،سکس تجاوز محسوب میشه.

Nevermore

چگونه است که ما روسپیگری را تجاوز نمی دانیم(که براستی هم نیست) اما زمانی که پای سکس با شوهر بدبخت زبان بسته ای که خود را به در دیوار می کوبد تا خرج زندگی را تامین کند به میان می آید،این عمل تجاوز محسوب می شود؟

بعد با روسپیگری مقایسه کردید که باز هم اشتباه رو نشون دادم،روسپی که سکس نکنه در نهایت کلاه برداره ولی اگر برخلاف خواسته روسپی باهاش سکس بشه،باز هم تجاوزه.

خب وقتی شما سکس زن و مرد در ازدواج رو با فاحشگی مقایسه میکنید،نمیشه رابطه رو به سرویس جنسی زنان تقلیل داد!؟:)

undead_knight #۹۷
nevermore

خیر نکته اینجاست که این نخواستن مشخص نیست،چرا که این نخواستن را هیچ گاه مطرح نمی کنند و به جهت تمام پوئن هایی که در رابطه با مردان به دست می آورند سکوت می کنند و حاضر نیستند وضعیت مفت خوری را رها کنند،اما پس از 20 یا 30 سال زندگی تازه یادشان می افتد که عمری است به آنها تجاوز شده.

عزیز دل من مگر چیزی که در قانون هست اینه!؟قانون روی مسئله رضایت تاکید میکنه و تغییراتی که قوانین داشته این هست که بر خلاف گذشته که هیچگونه سکسی در ازدواج تجاوز محسوب نیمشده الان تجاوز در ازدواج هم قابل پیگیریه.
شما نخواستن رو همراه با تجاوز مطرح کردی که اساسا تائید تجاوز هست!

یعنی اینکه شوهر گرامی مثلا زن رو کتک بزنه،لباس هاش رو پاره کنه و... با این قوانین تجاوزه ولی در گذشته چنین چیزی رو تجاوز محسوب نمیکردند!:)

Theodor Herzl #۹۸
nevermore

خیر نکته اینجاست که این نخواستن مشخص نیست،چرا که این نخواستن را هیچ گاه مطرح نمی کنند و به جهت تمام پوئن هایی که در رابطه با مردان به دست می آورند سکوت می کنند و حاضر نیستند وضعیت مفت خوری را رها کنند،اما پس از 20 یا 30 سال زندگی تازه یادشان می افتد که عمری است به آنها تجاوز شده.

شما واقعا موجود حقیری هستید که اینگونه در مورد زن‌ها صحبت می‌کنید، من دیگر در پاسخ به شما چیزی نخواهم نوشت!👎

Mehrbod #۹۹
undead_knight

عزیز دل من مگر چیزی که در قانون هست اینه!؟قانون روی مسئله رضایت تاکید میکنه و تغییراتی که قوانین داشته این هست که بر خلاف گذشته که هیچگونه سکسی در ازدواج تجاوز محسوب نیمشده الان تجاوز در ازدواج هم قابل پیگیریه.
شما نخواستن رو همراه با تجاوز مطرح کردی که اساسا تائید تجاوز هست!

یعنی اینکه شوهر گرامی مثلا زن رو کتک بزنه،لباس هاش رو پاره کنه و... با این قوانین تجاوزه ولی در گذشته چنین چیزی رو تجاوز محسوب نمیکردند!:)

نکته را نمیگیرد ها؟

nevermore

مگر نه اینکه زنان در پیوند ازدواج هزار و یک هزینه ی مادی و غیر مادی بر مردان تحمیل می کنند و این جزو وظایف بی چون و چرای مردان است و سرباز زدن از این وظایف گناهی نا بخشودنی است؟
چگونه است که مردان باید مثل سگ جان بکنند و تمام بار زندگی بر دوش ایشان باشد و زمانی که کار به "تنها" سودی(؟) که مردان از ازدواج می برند می رسد این کار می شود تجاوز؟

اگر شما از خرجی دادن به زن در غرب خودداری کنید میافتید زندان (هنوز هتا در خود قانون و بگوییم alimony‌ سوگیری[1] سنگینی برای زنان میشود), ولی اگر زن از سکس دادن به شما خودداری کند و پافشاری کنید, باز هم شما میافتید زندان.

روشنه که هیچکس اینجا نمیگوید سکس زوری (تجاوز) در case دوم خوبه, نکته در اینه که در هر دو سو مرد بازنده است. نخست پول درآوردن و پرداخت همه‌یِ هزینه‌ها بر
دوش مرد است (فرهنگی + قانونی), سپس در برابر این هزینه‌ها که باید سکس بگیرد هم باز همیشه نخواهد گرفت (ولی همیشه پول را باید بدهد) و اگر بیش از اندازه پافشرد —> زندان.

نکته در شیوه‌یِ نگرشه, نه اینکه "تجاوز" خوبه و زن باید هرگاه مرد خواست همخوابگی کند.

----
1. ^ su+gereftan::Sugereftan || سوگرفتن: تعصب داشتن; پیورزیدن; تمایل بسوی ویژه‌ای داشتن to be biased

Ouroboros #۱۰۰
nevermore

جالب اینجاست...

برنهاده‌ی بنیادین حرفی که می‌زنید درست است اما برخی نتیجه‌گیری‌هایتان برخطا هستند. این درست است که فمینیستها ادعا می‌کنند اگر کاری برخلاف میل زن، یا حتی با توافق او اما خارج از محدوده‌ی مورد پذیرش ایدئولوژی واپس‌مانده‌ی آنها انجام می‌شود شر مطلق است و باید آنرا ممنوع کرد(مثل بازی در پورنوگرافی)، و اینکه بدیهی‌ست وقتی قراردادی تنظیم می‌شود که هر دو طرف در آن وظایف مشخصی دارند صحبت از تجاوز و اینها بی‌مورد است. در مدل سنتی تجاوز شوهر به زن ممکن نیست چراکه شما دارید بهای دسترسی به دستگاه تولید مثل زن را با تمام مسئولیتهایی که برعهده‌ی او نیست و بر دوش شما هست پرداخت می‌کنید، و چگونه می‌شود مال خود را دزدید؟ مرد نفقه می‌دهد، شیربها می‌دهد، مهریه می‌دهد، جهاد می‌رود و زن هم تمکین می‌کند. در مدل امروزی اما، که بهای دستگاه تولید مثل زن همان است که او بگوید، و مسئولیتهای برعهده‌ی شما دیگر انتخابی برعهده‌ی خودتان نیستند بلکه توسط دولتی قلدر به زور سرنیزه به شما تحمیل می‌شوند(و شما صاحب هیچ چیز نیستید، نه بدن زن، نه بدن خودتان، نه ثمره‌ی کار زن، نه ثمره‌ی کار خودتان، نه بچه‌هایتان، نه دارایی‌هایتان و نه هیچ چیز مهم دیگر)بدیهی‌ست که در مرحله‌ی اول میل و اراده‌ی زن(ولو در تضاد با همان ِ مرد باشد، در تک‌تک موارد، بدون استثنا، همان زن اصل و محور است)، و پس از آن «منافع اتحاد خواهران مقدس» است همه چیز را مشخص می‌کند، اینکه چه چیزی برای زنان مفید است و چه چیزی برای زنان مفید نیست. از جمله حق انتخاب فاحشه‌گری به عنوان یک حرفه و بازی کردن در فیلمهای پورن، که هرچند بهره‌ی زنان از امکان انتخابشان است و «حق ایشان بر بدن خود»، از آنجاکه به پائین آمدن نرخ، پدید آوردن آلترناتیو برای ارضای جنسی مردان و تضعیف موقعیت زن در این جنگ میان جنس‌ها(که چیزی بجز این نیست، یک جنگ)منجر می‌شود، ممنوع است و دستاویز مردسالاری و مایه‌ی زن‌ستیزی و ...

اشتباه شما اما اینجاست که ریاکاری فمینیستها را یکسره دروغ انگاشته‌اید، مشکل فمینیسم تحریف حقیقت و ناقص ارائه کردن آنست نه بازتولید دروغین آن. مثلا مردسالاری وجود داشته و مفهومی‌ست که فمینستها از آنتروپولوژی دزدیده‌اند، اما در آن شاخه هرگز به معنای «مرد»سالاری نبوده و نیست، صرفا واژه‌ایست برای توصیف شرایطی که در آن مرد در مقابل سرویسهای خود به زن دسترسی دائم به دستگاه تولید مثل او را انتخاب می‌کند و جامعه از طریق نرمهای فرهنگی رانه‌های زیست‌شناختی مرد و زن را کنترل می‌کنند. اینجا هم با اتفاق مشابهی روبرو هستیم، یعنی هرچند داشتن سکس با زن برخلاف میل او «تجاوز» است و در این شکی نیست، اما آیا نداشتن سکس با مرد برخلاف میل او هیچ نامی ندارد؟اینکه همسرتان حاضر نیست به شما سکس بدهد، و شما قانونا حق ندارید آنرا جای دیگری طلب بکنید «موضوع» نیست؟ تکلیف این میلیونها مرد مفلوک و افسرده و بدبخت چیست؟ و از اینهم مهمتر، نخواستن مرد چقدر به رسمیت شناخته می‌شود؟ چون اجازه بدهید به شما بگویم دوست عزیز، مردان دیگر نمی‌خواهند. می‌توانم اینجا برایتان ده لینک ردیف بکنم از مطالعات و برسی‌ها توسط زنان، راجع به اینکه چرا دیگر مردان حشری نیستند و سکس نمی‌خواهند، چرا میانگین سن استفاده از وایگرا در فرانسه رسیده به ۲۹ سال، چرا زنان متاهل امروز بیشتر از مردان سکس می‌خواهند و جواب نه می‌شنوند و ... دلیل آنهم البته بسیار جالب است و در آینده به آن خواهم پرداخت. اما مسئله اینست که چرا «نه»ی مردان جای سوال و بحث و ریشخند دارد، اما «نه»ی زن اتمام حجت است؟