زن‌ستیزی عفونی [+18]

برگ ۳ از ۶

Nevermore #۱۰۱

مثل اینکه من سخنم را بد بیان کرده ام که دوستان گمان میکنند من سکس برخلاف میل را "تجاوز" نمی دانم.

در واقع انگیزه ی من از بیان این موضوع بحثی بود که چندی پیش میان من و یکی از دوستان نزدیکم در گرفت.ایشان می گفتند زنان اطراف(فامیل و دوستان) بیشینه شان از خوابیدن با مردانشان ناراضی هستند یا بهتر بگویم،خوشی نمی برند و این مردها همگی متجاوز هستند.استدلال من هم این بود که نخست اینکه ایشان اگر از همخوابگی با مردهایشان ناراضی هستند اقدام به طلاق می کنند و اینگونه نیست که بگوییم حالا بیش از نیمی از زنان در ایران مورد تجاوز قرار می گیرند.

دوم اینکه اینان بواسطه ی پوئن های بیشماری که از مردان می گیرند راضی به ادامه ی این شرایط هستند و شاید از سکس با مردهایشان به جای سکس با جوانک های خوشتیپ کمتر خوشی ببرند اما در عوض تلافی این کاستی در دها مورد دیگر می شود.و اینکه اگر زنی شهامت جدایی و از دست دادن امتیازات زندگی مشترک با مرد را نداشت و در واقع راضی به زندگی در این شرایط بود نمی تواند ادعا کند که مرد بیچاره که از همه جا بی خبر است متجاوز است.

پ.ن:شوالیه جان امیدوارم پاسخ سوال های شما را هم در این پیک داده باشم.من حرفی از قانون نزدم و در واقع این ادعای دوست نزدیکم دست مایه انتقاد من از این شرایط شد که گمان می کنم در ایران بیشتر رایج باشد.

Mehrbod #۱۰۲
nevermore

مثل اینکه من سخنم را بد بیان کرده ام که دوستان گمان میکنند من سکس برخلاف میل را "تجاوز" نمی دانم.

همینکه این اندازه تند و فرز می‌گمانند کسی براستی دارد میگوید "تجاوز پذیرفتنیه" شگفت‌انگیزه! انگار راستی راستی زنها پیروز شده‌اند جا
بیاندازند که همه مردها "باطنا" تجاوزگر هستند, جوریکه تا یک خرده کسی گُــنـگ چیزی را گفت درجا و هراسان و ترسان میگویند «چــــــــی!؟ تجـاوز خوبه؟؟؟» ((:

sonixax #۱۰۳
undead_knight

این حرف شما هست یا نیست؟!وقتی راهی برای فهمیدن این هست که شخص نیمخواد سکس داشته باشه،سکس تجاوز محسوب میشه.

یا زن باید اعلام کنه که علاقه ای به سکس نداره ! یا اگر نکنه طرف که علم غیب نداره بفهمه !!!!!!! عجبا

اگر اعلام کرد و سکسی در کار بود آشکارا تجاوز است !
اگر اعلام نکرد و سکسی در کار بود تجاوز نیست .

دو دو تا چهار تا !

Ouroboros #۱۰۴
undead_knight

خب باید من رو ببخشی که به پست ها با ترتیب خوبی پاسخ نمیدم پس چند قسمت مثل این رو بررسی میکنم و بعد برمیگردم به اون پست تا نشون بدم منظورم واقعا چی بوده.
فقط هم قسمت های کوچیک رو انتخاب کردم تا هم به نتیجه رسیدن راحت باشه و هم گفتگو چند شاخه نشه:)
بزار ببینم منظورت رو درست فهمیدم یا نه:انتخاب این نقش از روی آگاهی بوده نه نتیجه یک فرایند ناآگاهانه فرگشتیک و اینکه زنان خودشون این نقش رو پذیرفتند؟

بله. 😉

پیش از طرح و گسترش این بحث یادآوری می‌کنم که مرغ اول بود یا تخم‌مرغ ماجرا را تغییر نمی‌دهد، زن انگلی‌ست غیرمولد و بی‌فایده که تنها کارکرد او برای جامعه تولید مثل بوده، و هرگز بار خود را چنانکه باید نکشیده و نمی‌کشد.

اینکه طبیعتا اینگونه است یا بر اثر اقتضائات متاخر اجتماعی چنین شده تغییری در این واقعیت تلخ ایجاد نخواهد کرد. اکنون با به یاد داشتن این نکته، می‌کوشم دلایل خود را بابت طرح این ادعا که زن از سر خودخواهی، تنبلی و در مرحله‌ی آخر آسودگی راه آسان‌تر را انتخاب کرده مطرح بکنم و نیز تلاش می‌کنم نشان بدهم چرا مردان زیر بار آن رفتند.

من گمان می‌کنم انتخاب خودفروشی برای دسترسی به منابع بی‌تردید در آغاز یک انتخاب آگاهانه از سوی زنان بوده که جلوتر شرطی شده و بدلیل موفقیت بالا و برخورداری از نقش «سنتی» طی اعصار با انسان‌ها باقی مانده. برای اثبات این ادعا و نشان دادن درستی آن من از دو مطالعه‌ی انجام گرفته بر روی رفتار میمونها در رابطه با موضوع بهره خواهم برد. در آزمایش نخست دانشمندان تصمیم گرفتند به گروهی از میمون‌های کاپوچین مفهوم پول را بیاموزند:

PDF۳.۱ مگابایت

برای این کار ابتدا هر کدام از آنها را داخل یک قفس گذاشتند با اهرمی در آن، که وقتی که میمون اهرم را فشار می‌داد همسایه‌ی او در قفس بقلی مقداری غذا دریافت می‌کرد. از روی نوع‌دوستی(یا دستکم همکاری)در شرایط عادی، ۴۰٪ مواقع میمونها اقدام به فشردن اهرم می‌کردند. در اینجا دانشمندان دو میمون جدید را به مجموعه اضافه کردند، یکی را که آموخته بود هرگز اهرم را فشار ندهد(خودخواهی کامل)و دیگری که بی‌مهابا و ‌بی‌دلیل همینطور مداوم اهرم را فشار می‌داد(نوع‌دوستی حساب‌نشده). میمون نوع‌دوست که دائم اهرم را فشار می‌داد و به تمام قفسهای همسایه غذا می‌رساند، در آغاز پنجاه درصد مواقع پاسخ لطف خود را دریافت می‌کرد، اما خیلی زود میمونهای دیگر دریافتند که میمون نوع‌دوست اهرم را به هرحال فشار خواهد داد، پاسخ به سی‌درصد سقوط کرد. یعنی بیست درصد تصمیم گرفتند لطف او را باز نگردانند. میمون خودخواه نیز پس از مدت کوتاهی به شدت مورد مجازات قرار گرفت.در این مرحله یک سکه‌ی کوچک فلزی با سوراخی وسط آنرا به میمونها دادند که بنا بود نقش پول را ایفا بکند. ماه‌ها طول کشید تا این میمونها یاد بگیرند که با دادن این سکه‌ها می‌توانند غذا دریافت بکنند. اما پس از آنکه یاد گرفتند، رفتار آنها بسیار جالب بود. برای مثال میوه‌های ارزان‌تر را به میوه‌های گرانتر ترجیح می‌دادند و به وقت قمار کردن همان اشتباهات محاسباتی انسانها را مرتکب می‌شدند و همه‌ی شرایط، مشابه همان ِ حاکم بر ابتدایی‌ترین روابط اقتصادی انسانها بود.

اما از همه‌ی اینها جالب‌تر، و مرتبط به بحث ما، رفتاری بود که در ماده‌ی میمون‌های مورد آزمایش دیده شد: در این میان مشاهده شد که برخی از اینها شروع کردند به تبادل سکس با غذا. در شرایط عادی میان بسیاری گونه‌ها سکس فقط به آلفاها تعلق دارد، و باقی نرها در نبردی خونین و خشن نابود می‌شوند، و ماده نه فقط وظیفه‌ی نگهداری از خودش را برعهده دارد، گاهی حتی بار مرد را هم به دوش می‌کشد(مثلا در شیرها). اما جایی در این بازی، نوع جدیدی از نر پدید می‌آید که هرچند توانایی رقابت با آلفاها را ندارد، اما ارتباط با او برای ماده سود دیگری بجز ژنهای مرغوب خواهد داشت که در بیشتر مواقع به ریسک برخورداری از ژنهای معمولی‌تر می‌ارزد: دسترسی آسان و مداوم به منابع در مقابل سکس. آلفا حاضر نیست برای سکس چیزی بپردازد، توصیف آن در لغتنامه مردی‌ست که تحت هیچ شرایطی حاضر به ماندن با زن نیست، نقش او کردن و رفتن است و تنها دلیل آنکه توسط مردان بتا به کلی منقرض نشده، همینست که نقش پلی‌بوی را بازی می‌کند و پس از سکسی مقطعی می‌رود پی کار خود. پس زنان تصمیمی آگاهانه گرفتند برای خودفروشی و تعویض سکس با مردان معمولی در مقابل منابع، و برای کاهش رقابت میان خود بر سر تساحب مردانی که Provider های بهتری بودند و اطمینان مردان از خودی بودن بچه(زیرا بار سنگینی بابت او بر دوش می‌کشید)نهاد خانواده پدید آمد. تعهد اخلاقی، قانونی و نمادین زن و مرد به یکدیگر باعث می‌شد که اولا مرد از اینکه آنچه پولش را پرداخته متعلق به او می‌ماند اطمینان داشته باشد، و ثانیا زن از اینکه مرد در مقابل پرداخت مبلغی کمتر به زنان جوانتر با آنها نمی‌رود یقین حاصل می‌کرد. جمعیت آلفاها هم در حد یک درصد جامعه کاهش یافت و دلیل اینکه کاملا منقرض نشدند، جذابیت مطلقا جنسی آنها بری زنان و خیانت آنها به شوهرانشان بود. چنانکه پیشتر هم گفته‌ام، انسانهای امروزی فرزند دو برابر مادر هستند، یعنی عده‌ی مادران شما از پدرانتان دو برابر بیشتر است.

اما آیا تک‌تک زنان در بدو بلوغ دست به چنین انتخابی زده‌اند و می‌زنند؟ آیا آنها آگاهانه انگل مردان می‌شوند؟ بسیاری بله، اما اکثریتی مطلق، البته که نه. اینکه چرا این مدل رفتاری تا این حد گسترده و بی‌استثنا تداوم پیدا کرد، جدا از موفقیت بی‌نظیر آن نسبت به مدلهای دیگر، یک توضیح دیگر هم می‌تواند داشته باشد: شرطی شدن از طریق دگمهای فرهنگی. این بخش از ماجرا را با ذکر برسی دیگری به شما نشان می‌دهم. اگر سرعت دارید این ویدیو را تماشا بکنید، دو دقیقه بیشتر نیست:

5 Monkeys - YouTube

در این مدل پنج میمون را داخل یک قفس قرار دادند، مقداری میوه در بالای قفس گذاشتند و یک پلکان برای دسترسی به این میوه‌ها تعبیه کردند. پس از مدتی کوتاه یکی از میمونها شروع به بالا رفتن از پلکان کرد، و به محض آنکه پای او به پله‌ها برخورد به روی چهار میمون دیگر آب سرد پاشیده شد. این رفتار چندین بار تکرار شد، یعنی هر بار که یکی از میمونها از پلکان بالا می‌رفت، به روی آنها که در پائین مانده بودند آب سرد پاشیده می‌شد. پس از مدتی، میمونها میان این دو رفتار ارتباط برقرار کردند(=شرطی شدن)و از آن پس هربار یکی از آنها کوشید برای بالا رفتن از پلکان اقدام بکند همگی به او حمله کردند و او را کتک زدند. در این مرحله دانشمندان یکی از میمونها را جایگزین کردند. میمون جدید، که از ماجرا اطلاعی نداشت، نخستین بار که شروع به بالا رفتن از پلکان کرد در کمال شگفتی مورد حمله‌ و ضرب و شتم دیگر میمونها قرار گرفت. پس از چند بار تکرار شدن این عمل، میمون جدید به کلی از صعود از پلکان منصرف شد و دست از این کار برداشت. در ادامه‌ی این روند دانشمندان یکی دیگر از میمونهای قدیمی را از قفس بیرون کشیدند و با میمون دیگری جایگزین کردند، و در اینجا جالبترین بخش از مطالعه اتفاق افتاد:

وقتی این میمون تازه‌وارد برای صعود از پلکان تلاش کرد، علاوه بر سه میمونی که از قدیم بودند و شرطی شدن آب سرد و بالا رفتن از پلکان برایشان اتفاق افتاده بود، میمون تازه‌وارد قبلی که خود هرگز دلیل این رفتار را نمی‌دانست هم به آنها پیوست و به عضو جدید حمله کرد. این عمل تا آنجا ادامه پیدا کرد که همه‌ی پنج میمون اولیه جایگزین شدند، و با آنکه میمونهای داخل قفس خود هرگز مورد شکنجه با آب سرد قرار نگرفته بودند، از بالا رفتن اعضای جدید از پلکان کذایی به روش دیگر اعضا جلوگیری کردند. این به نظر روشی می‌آید که سنتها از طریق آن تثبیت می‌شوند، برای پدید آمدن آنها در آغاز دلیل خوبی هست، اما با سپری شدن زمان کافی چیزی بجز رفتاری درون‌تهی که آنرا انجام می‌دهید چراکه همیشه‌ی خدا همینطور بوده نخواهند بود.

به گمان من این است همان روشی که از طریق آن تعویض سکس با منابع در میان زنان نهادینه شده. امروز اما شرایط به نحوی دگرگون شده که زن برای دسترسی به منابع نیازی به مرد ندارد، «کار» دیگر مثل سابق نیازمند نیروی فیزیکی نیست و تکنولوژی(که البته مردان آنرا بوجود آوردند)به مرحله‌ای از پیشرفت رسیده که زن می‌تواند به آسانی با فشار دادن چند دکمه مرد ….. را دور بزند. در اینباره قطعا بسیار بیشتر خواهم نوشت، اینکه چگونه استقلال اقتصادی زن از مرد به یمن تکنولوژی، ولو ناپایدار و موقتی و ظاهری(زیرا پیشرفت جامعه‌ی کنونی نیازمند در نظر گرفتن تز ملکه‌ی سرخ است و برای آنکه در جایی که هستیم باقی بمانیم باید بتوانیم دائما اقدام به نوآوری و بهبود زیرساختهای جامعه خود بورزیم، کاری که زنها توسط جنتس مخالف برای انجام آ» میلیونها سال برای آن با دقت و وسواس انتخاب نشده‌اند، بلکه جهت داشتن کون و پستان بزرگ انتخاب شده‌اند)، چگونه ما مردان را تحت تاثیر قرار داده و باید به آن بنگریم.

1. مطالعه‌ی اول:
Log In - The New York Times
2. درباره‌ی اینکه آیا مطالعه‌ی دوم یک نظریه است یا یک آزمایش واقعی اختلاف نظر وجود دارد، من فکر می‌کنم که فقط نظریه باشد، اما هنوز بسیار جالب و دقیق‌ترین توضیح موجود برای شکل‌گیری سنت است:
http://www.psychologytoday.com/blog/games-primates-play/201203/what-monkeys-can-teach-us-about-human-behavior-facts-fiction

sonixax #۱۰۵

خیلی از این فمنیستهای دوزاری و یک ریالی و حتا هزار تومانی !!! مدعی هستند که مردها اصولن موجودات خشنی هستند ! و زنها قربانی این خشونت هستند !!!!! و روی این موضوع بسیار مانور میدهند و تبلیغ میکنند

.

PDF۳.۱ مگابایت

این را ببینید خودتان نتیجه گیری کنید :

Queensnake.com - Sealed - Diamond, Big Spring Clean, Wax Factor - Tracy, Spicy Sharon, Pincushions

Ouroboros #۱۰۶
Ouroboros

بله.

به رغم همه‌ی آنچه در بالا آمد هنوز این احتمال قوی‌تر است که زنان فاحشه هستند چراکه شرایط زندگی انسان‌های مدرن آغازین نیازمند کار جسمانی سخت بوده و مردها بدلیل برخورداری از بدن عضلانی‌تری که بر اثر میلیونها سال رقابت خونین با دیگر مردان برای جلب نظر ماده‌ها بدست آورده بودند برای این کار توانایی بیشتری داشته‌اند. این تز برتری برجسته‌ای که دارد آنست که افزون بر خودفروشی، طلبکاری و هایپرگمی زنان، می‌تواند توضیح بدهد که چرا با غیردستی شدن کارها و حذف عنصر زور بازو از پروسه‌ی تولید آنها مردان را دور انداختند و دوباره به آلفاپرستی ِ مقابل مردسالاری بازگشتند. تثبیت سنتی فاحشه‌گری حقیقتا قادر نیست توضیح بدهد چرا زنان تا این اندازه از مردان بیزار هستند و به محض آنکه توانستند بدون نیاز به زور بازوی آنها(هرچند هنوز وابسته به نیروی ذهنی ایشان)زندگی بکنند آنها را طلاق دادند، دولت را برای اخاذی استخدام کردند و میلیونی بچه‌های آنها را سقط کردند تا بتوانند به آنچه می‌خواهند بپردازند. این ویدیوی خارق‌العاده نشان می‌دهد که چگونه اجداد ما شکار می‌کردند، که نوعی ماراتن دیوانه‌وار بوده: راست‌قامتی به استقامت انسانها کمک می‌کرده و بهتر می‌توانستند شکار خود را با خستگی از پا دربیاورند، اگر می‌توانید حتما این ویدیو را تماشا بکنید، یکی از جالبترین مستندهایی‌ست که تا بحال دیده‌ام:

https://www.youtube.com/watch?v=826HMLoiE_o

پدران ما اینچنین غذا فراهم می‌کرده‌اند، وبرای سکس در اختیار مادرانمان می‌گذاشتند.

Ouroboros #۱۰۸
sonixax

خیلی از این فمنیستهای دوزاری و یک ریالی و حتا هزار تومانی !!! مدعی هستند که مردها اصولن موجودات خشنی هستند ! و زنها قربانی این خشونت هستند !!!!! و روی این موضوع بسیار مانور میدهند و تبلیغ میکنند .

از جوکهای غم‌انگیز روزگار ماست میلاد جان:

PDF۳.۱ مگابایت

ویلیام اتکین که توسط دوست‌دخترش به این روز افتاد، درباره‌ی او می‌گوید که «هنوز هم او را دوست دارم».

جالب است بدانید که بیشتر قربانیان خشونت خانوادگی اول بچه‌ها هستند، و پس از آنهم زنان و مردان به یک اندازه مرتکب خشونت می‌شوند!
این تحقیقی‌ست که در آن بیش از ۲۲۰ مطالعه‌ی گوناگون مورد برسی دقیق گرفتند و نتیجه‌ی آن مشخص کرد که :
When it comes to domestic violence, 1/2 is initiated by both parties, 1/4 of the time by men , 1/4 by women

REFERENCES EXAMINING ASSAULTS BY WOMEN ON THEIR SPOUSES OR MALE PARTNERS: AN ANNOTATED BIBLIOGRAPHY

فمینیستها تعمدا نیمی از قربانیان خشونت خانوادگی را بطور سیستماتیک از مراکز مراقبت و کمک بیرون می‌اندازند(پی‌دی‌اف):
http://wordpress.clarku.edu/dhines/files/2012/01/Douglas-Hines-2011-helpseeking-experiences-of-male-victims.pdf

زنان لزبین بیشتر از زنان دگرجنسگرا بابت اذیت و آزار جنسی، خشونت خانگی و تجاوز جنسی از پارتنرهای خود به پلیس شکایت می‌کنند، و مردان گی کمتر از مردان استریت قربانی خشونت پارتنر خود می‌شوند:

For women:
Lesbian – 43.8%
Bisexual – 61.1%
Heterosexual – 35.0%

For men:
Gay – 26.0%
Bisexual – 37.3%
Heterosexual – 29.0%

منبع(پی‌دی‌اف)

sonixax #۱۰۹

خوب مگر کسی غیر از جامعه مردان به این فمنیستها قدرت داده ؟

mosafer #۱۱۰
Ouroboros

از جوکهای غم‌انگیز روزگار ماست میلاد جان:

PDF۳.۱ مگابایت

ویلیام اتکین که توسط دوست‌دخترش به این روز افتاد، درباره‌ی او می‌گوید که «هنوز هم او را دوست دارم».

جالب است بدانید که بیشتر قربانیان خشونت خانوادگی اول بچه‌ها هستند، و پس از آنهم زنان و مردان به یک اندازه مرتکب خشونت می‌شوند!
این تحقیقی‌ست که در آن بیش از ۲۲۰ مطالعه‌ی گوناگون مورد برسی دقیق گرفتند و نتیجه‌ی آن مشخص کرد که :
When it comes to domestic violence, 1/2 is initiated by both parties, 1/4 of the time by men , 1/4 by women

REFERENCES EXAMINING ASSAULTS BY WOMEN ON THEIR SPOUSES OR MALE PARTNERS: AN ANNOTATED BIBLIOGRAPHY

فمینیستها تعمدا نیمی از قربانیان خشونت خانوادگی را بطور سیستماتیک از مراکز مراقبت و کمک بیرون می‌اندازند(پی‌دی‌اف):
http://wordpress.clarku.edu/dhines/files/2012/01/Douglas-Hines-2011-helpseeking-experiences-of-male-victims.pdf

زنان لزبین بیشتر از زنان دگرجنسگرا بابت اذیت و آزار جنسی، خشونت خانگی و تجاوز جنسی از پارتنرهای خود به پلیس شکایت می‌کنند، و مردان گی کمتر از مردان استریت قربانی خشونت پارتنر خود می‌شوند:

منبع(پی‌دی‌اف)

این نمونه ها در مقابل زنان کتک خورده خیلی کم هست

عایشه دختر 18 ساله افغان که شوهرش،از اعضای طالبان، دماغ و گوش هایش را به علت ترک خانه برید. (خبر از: "جودی بیبر" از آفریقای جنوبی)

Ouroboros #۱۱۱
mosafer

این نمونه ها در مقابل زنان کتک خورده خیلی کم هست

با آمار و چکیده‌ی بیش از دویست مطالعه و تحقیق مستند نشان دادیم که نیست، شما (احتمالا چون زن هستید) فقط عکس را دیدید. مظلوم‌نمایی و بازی دائم نقش قربانی توسط زنان/فمینیستهاست که باعث می‌شود تصور بکنید زنان بیشتر از مردان قربانی خشونت خانگی هستند، تمام شواهد چیز دیگری را نشان می‌دهد. بله مردان قدرت بدنی بیشتری از زنان دارند(که فمینیستها اینرا انکار می‌کنند)، اما حجم به مراتب بیشتری از آن زور، زنجیر اخلاقی، مذهبی، فرهنگی، قانونی و اجتماعی برپاد آن پی ریزی شده و استفاده از زور توسط مرد در هنگام مشاجره با زن هم در جامعه‌ی سنتی و هم در جامعه‌ی مدرن تقبیح می‌شود. تقبیحی که برای همان رفتار خشونت‌آمیز از سوی زن نیست، و زنان هرگز بابت کتک زدن مردان مجازات نمی‌شوند(حتی گاهی تشویق و تحسین هم می‌شوند که چطور در برابر «مردان خراب» ایستاده‌اند)و هیچ محدودیت انحصاری برای زنان وجود ندارد. من خودم در ایران قربانی اتفاقی مشابه این بوده‌ام:‌ Happy slapping - Wikipedia, the free encyclopedia

خشونت خانگی مذموم است و مردان، خصوصا پسربچه‌ها به اندازه‌ی هرکس دیگری از آن رنج می‌برند. فقط فرق آنها اینست که هیچکس به رنج ایشان اهمیتی نمی‌دهد.

mosafer #۱۱۲
Ouroboros

با آمار و چکیده‌ی بیش از دویست مطالعه و تحقیق مستند نشان دادیم که نیست، شما (احتمالا چون زن هستید) فقط عکس را دیدید. مظلوم‌نمایی و بازی دائم نقش قربانی توسط زنان/فمینیستهاست که باعث می‌شود تصور بکنید زنان بیشتر از مردان قربانی خشونت خانگی هستند، تمام شواهد چیز دیگری را نشان می‌دهد. بله مردان قدرت بدنی بیشتری از زنان دارند(که فمینیستها اینرا انکار می‌کنند)، اما حجم به مراتب بیشتری از آن زور، زنجیر اخلاقی، مذهبی، فرهنگی، قانونی و اجتماعی برپاد آن پی ریزی شده و استفاده از زور توسط مرد در هنگام مشاجره با زن هم در جامعه‌ی سنتی و هم در جامعه‌ی مدرن تقبیح می‌شود. تقبیحی که برای همان رفتار خشونت‌آمیز از سوی زن نیست، و زنان هرگز بابت کتک زدن مردان مجازات نمی‌شوند(حتی گاهی تشویق و تحسین هم می‌شوند که چطور در برابر «مردان خراب» ایستاده‌اند)و هیچ محدودیت انحصاری برای زنان وجود ندارد. من خودم در ایران قربانی اتفاقی مشابه این بوده‌ام:‌ Happy slapping - Wikipedia, the free encyclopedia

خشونت خانگی مذموم است و مردان، خصوصا پسربچه‌ها به اندازه‌ی هرکس دیگری از آن رنج می‌برند. فقط فرق آنها اینست که هیچکس به رنج ایشان اهمیتی نمی‌دهد.

اغراق هست این
و برداشت من از صحبتهای شما:
مردها بخاطر مرد بودن احساس تحقیر میکنند که عنوان کنند از دست یک "زن"کتک خورده اند و همین سکوت باعث شده زنها مظلوم نمایان بشوند چون زنها در مقابل این سکوت نمیکنند
حتی گاهی خوشنود میشوند چون مدرکی برای مظلومیتشون جور میشه
همینطوره؟

Ouroboros #۱۱۳
mosafer

اغراق هست این
و برداشت من از صحبتهای شما:
مردها بخاطر مرد بودن احساس تحقیر میکنند که عنوان کنند از دست یک "زن"کتک خورده اند و همین سکوت باعث شده زنها مظلوم نمایان بشوند چون زنها در مقابل این سکوت نمیکنند
حتی گاهی خوشنود میشوند چون مدرکی برای مظلومیتشون جور میشه
همینطوره؟

هر نوع مخالفتی با هژمونی عقیدتی فمینیستی یا زن‌محوری بیولوژیکی که در مان جریان دارد، در آغاز به نگر بزرگنمایی می‌آید. برای مثال اگر من به شما بگویم آمار جدایی زوجهای لزبین بیشتر از مردان گی است شاید تعجب بکنید و شگفت‌زده بشوید چراکه تصویر و مدل سنتی این بوده که «مردان از تعهد می‌ترسند» و «مردان خائن هستند» و «طلاق همیشه تقصیر مرد است» و ... حالا شاید برای شما تعجب‌برانگیز نباشد چون مسلمان و سنتی هستید و شاید اینرا بگذارید پای همجنسگرایی آنها و اینکه چه می‌دانم، «بی بند و بار» هستند و اینها، اما اصل استدلال سر جای خود است: همه چیز در آغاز غلط به نظر می‌رسد.

مرد قربانی خشونت یک زن بجای حمایت توسط جامعه تحقیر می‌شود، اگر این مزیت زنی نیست پس چیست؟ از سوی دیگر، اگر به راستی زنان با مردان برابر هستند و به اندازه‌ی ما می‌توانند باهوش، دلیر و با همت باشند، پس به اندازه‌ی ما می‌توانند عوضی و دگرآزار و مریض هم باشند، و از این که یک زن می‌تواند با خیال آسوده به صورت یک مرد سیلی بزند، یا در خیابان هرچه دلش خواست به او دشنام بدهد، بی آنکه مرد قادر به دفاع از خود باشد باعث می‌شود آن زنان عوضی و دگرآزار و مریض از این شرایط سوء استفاده بکنند.

آمار، در کشورهایی که آمار می‌گیرند، نشان می‌دهد که خشونت خانگی را زن و مرد به یک اندازه شروع می‌کنند، و حتی در روابطی که هیچ مردی حضور ندارد(مثل روابط زنان لزبین)میزان آن «بیشتر» از روابطی‌ست که مرد در آنها حضور دارد.

mosafer #۱۱۴
Ouroboros

هر نوع مخالفتی با هژمونی عقیدتی فمینیستی یا زن‌محوری بیولوژیکی که در مان جریان دارد، در آغاز به نگر بزرگنمایی می‌آید. برای مثال اگر من به شما بگویم آمار جدایی زوجهای لزبین بیشتر از مردان گی است شاید تعجب بکنید و شگفت‌زده بشوید چراکه تصویر و مدل سنتی این بوده که «مردان از تعهد می‌ترسند» و «مردان خائن هستند» و «طلاق همیشه تقصیر مرد است» و ... حالا شاید برای شما تعجب‌برانگیز نباشد چون مسلمان و سنتی هستید و شاید اینرا بگذارید پای همجنسگرایی آنها و اینکه چه می‌دانم، «بی بند و بار» هستند و اینها، اما اصل استدلال سر جای خود است: همه چیز در آغاز غلط به نظر می‌رسد.

مرد قربانی خشونت یک زن بجای حمایت توسط جامعه تحقیر می‌شود، اگر این مزیت زنی نیست پس چیست؟ از سوی دیگر، اگر به راستی زنان با مردان برابر هستند و به اندازه‌ی ما می‌توانند باهوش، دلیر و با همت باشند، پس به اندازه‌ی ما می‌توانند عوضی و دگرآزار و مریض هم باشند، و از این مزیت زنانگی، که یک زن می‌تواند با خیال آسوده به صورت یک مرد سیلی بزند، یا در خیابان هرچه دلش خواست به او دشنام بدهد، بی آنکه مرد قادر به دفاع از خود باشد باعث می‌شود آن زنان عوضی و دگرآزار و مریض از این شرایط سوء استفاده بکنند.

آمار، در کشورهایی که آمار می‌گیرند، نشان می‌دهد که خشونت خانگی را زن و مرد به یک اندازه شروع می‌کنند، و حتی در روابطی که هیچ مردی حضور ندارد(مثل روابط زنان لزبین)میزان آن «بیشتر» از روابطی‌ست که مرد در آنها حضور دارد.

متاسفم واقعا، که باید بگم؛موافقم
ولی الان وقتشو ندارم توضیح بدم در موردش

undead_knight #۱۱۵
Ouroboros

آشکار است که شما نمی‌دانید مدل علمی چیست، و وظیفه‌ی منهم نیست که برایتان توضیح بدهم.

Argument from ignorance ؟! :)
خب مثل اینکه اختلاف سابق سر مفهوم "پوچش پذیری" به اینجا هم کشده میشه و خب من هم طبق رویه ای که دارم این رو هم باید توضیح بدم:)) (اصولا هم مشکل اصلی من با ادعاهای علمیت هست)
اتفاقا یکی از مهمترین ویژگی های مدل علمی اینه که آزمایش پذیر(پوچش پذیر)باشه یا پیش بینی های پوچش پذیر داشته باشه.

It doesn't need to be falsified you moron
تئوری علمی که نیست این، مُدل علمی‌ست. مدل علمی هم نه لازم است ابطال‌پذیر باشد، نه لازم است اثبات‌پذیر باشد، نه می‌تواند حتی درست یا غلط باشد، فقط کافی‌ست بتواند شرایط موجود را توضیح بدهد

و بزار اضافه بکنم که نه حتی لازم علمی باشد:))
مدل اتمی بور،مدل اتمسفری لورنز یا مدل مارپیچی دی ان ای همگی بدون استثنا پوچش پذیر هستند.
نکته این هست که وقتی یک مدل علمی از داده های علمی استفاده میکنه خواه ناخواه باید پوچش پذیر باشه چون اون داده ها از روش علمی بدست اومدند:)
مثلا هم قرار هست با متهم کردن من به نادانی و قرار از زیر بار اثبات؛علمی بودن یک مدل رو بپذیریم!؟لااقل یک نمونه مدل علمی معتبر نشون بده که پوچش پذیر نباشه:)

Ouroboros

> اینجا درباره‌ی روانشاسی فرگشتیک صحبت می‌کنیم نه بیولوژی. روانشناسی «علم» نیست، و توانایی ارائه‌ی اثبات علمی ندارد. ادامه‌ی این روند که شما طی آن خواستار توجیه رفتار انسانی با دقتی به اندازه‌ی همان ِ فیزیک می‌شوید چیزی بجز لات‌بازی برآمده از عدم آشنایی با علم نیست.

البته این ادعا که روانشناسی علم نیست رو قبلا پاسخ دادم ولی جدا از اون استفادت از روان شناسی فرگشتیک که قبلا بهش اینقدر تاختی هم جالبه:))

ادعا درباره‌ی ریشه داشتن «مردسالاری» و مزیت مردی» در تکامل فارغ از نادرستی آن تا مرز تخیلی بودن، می‌رود در شاخه‌ی روانشناسی-مردم‌شناسی فرگشتیکی قرار می‌گیرد که هنوز در مرحله‌ی نونهالی و پیشاعلمی هستند و خودشان جای پای محکمی پیدا نکرده‌اند، نه بخشهای به راستی دانشیک آن که پیشتر ذکر شده‌اند. در نتیجه همانطورکه گفتم شما تلاش کرده‌اید ادعاهای فمینیستی را با جعل کردن مفاهیمی در روانشناسی فرگشتیکی(که البته آنها را هم تحریف کرده‌اید، هیچ جای روانشناسی قرگشتیکی نمی‌گوید مردان بطور سیستماتیک اقدام به سرکوب زنها و زنانگی کرده‌اند)، که خود انباشته از ادعاها و فرضیه‌های درون‌تهی و غیرعلمی‌ست اثبات بکنید، یا به عبارت بازهم ساده‌تر، به ریسمان پاره‌ی بدرد نخوری چنگ زده‌اید.

حالا بماند که انتخاب اینکه کدوم بخشش علمی هست کجا علمی نیست هم باید به استاد بزرگ واگذار بشه:))

Ouroboros

من ادعا کرده‌ام که ۱. مردان تحت کنترل غرایز جنسی خود هستند، ۲. این غرایز جنسی همان میل به تولید مثل است، و ۳. این میل به تولید مثل را زنان برای سواری گرفتن = فاحشگی مورد استفاده قرار داده‌اند. سوال اینست که چرا وقتی آشکارا مرد بازنده‌ی تمام و کمال رابطه‌ی میان زن و مرد در قالب کنونی آنست باز هم با همه‌ی خفت و خاری به آن تن در می‌دهد، پاسخ من اینست که چون در حال پیروی کور کورانه از غریزه‌ی تولید مثل خود است، ایراد و جواب شما به این پاسخ اینست که در بالا آمده.
تنها توضیحی که می‌توان برای «این» پیدا کرد، اندیشیدن مردانی بسیار تنها با کیرشان است. «این» چیست؟ «این» این است که مرد آشکارا سود عینی و ضمنی خود را در ارتباط با زنان فراموش می‌کند و حاضر است برای آنها همه کاری بکند، از کشتن مردان دیگر تا به کشتن دادن خودش. من می‌گویم این تصمیمی حقیقتا منطقی نیست و از نیازهای فرگشتیکی انسان برای تداوم نسل، و سوء استفاده‌ی سیستماتیک و آگاهانه‌ی زنان در سرتاسر تاریخ از این نیاز برآمده، شما جواب می‌دهید که بله مرد این نیازهای بیولوژیک را دارد، پس به این دلیل و به آن دلیل بیولوژیک است که منطق و دوراندیشی و منفعت‌طلبی را از پنجره بیرون می‌اندازد!

Symptoms of Advanced Alzheimers :))

Ouroboros

چنان است که «مردان کافر به الهه‌ی مقدس» را در محیط مجازی، بی‌استثنا، دیر یا زود به نحوی مستقیم یا غیرمستقیم به محرومیت از دسترسی به کُس، یا به عبارت دیگری نابودی کامل ژنتیکی تهدید می‌کنند

Ouroboros

چون ۹۹.۹٪ مواقع شما از غریزه‌ی خود پیروی می‌کنید نه از آگاهی‌تان، به قول لاشخورهای فمینیست «با کیرتان فکر می‌کنید». بجای آنکه حقیقت عریان پیش چشمان خود را ببینید و بسنجید که زن هرگز رابطه‌ای با شما نخواهد داشت «بخاطر خودتان» و به محض قطع شدن نفعی که بابت آن به شما آویزان شده رهایتان خواهد کرد، خودفریبی و توجیه می‌کنید.

آماری که گذاشتم نشون داد که نرخ ازدواج داره سقوط میکنه،یعنی اینکه 99 درصد حتی در این مورد هم چرت محضه،اوکی!؟:))بماند اینکه حتی اثبات تک مورد هم ربطی به این ادعای گزاف نداره که آگاهی رو به هیچ حساب کرده.اینکه ادعات رو بعدا تغییر بدی ادعای اولیه رو عوض نمیکنه:)

ادعای تو زمینه تاریخی هم داره و بنابراین مدلت مشکل داره،من نشون دادم که نیازی به وجود این نیست که آگاهانه زنان این سیستم رو پیاده کرده باشند.

Ouroboros

این قصه‌ها را نمی‌دانم چه کسی برایتان تعریف کرده، اما استراتژی جنسی مطلقا وابسته به شرایط محیطی‌ست، «این خوب است» و «آن بد است» مال کتب آشپزی‌ست، در این بحث جایی ندارد. بی‌بند و باری جنسی برای شامپانزه‌ها به اندازه‌ی گرایش به تک‌همسری در انسانها خوب عمل کرده و آنها را به اینجا که هستند رسانده. برای انسان بله، بی‌بند و باری جنسی استراتژی بسیار بدی می‌بوده(چراکه ماده برای همه چیز خود مطلقا وابسته به نر بوده و نر ناتوان از اداره کردن بیش از یک زن تا همین چند هزار سال پیش)، این حقیقتا چه ربطی می‌تواند داشته باشد به اینکه چرا اکثریت قاطعی از مردان مدرن و به قول شما تحت تاثیر فرهنگ هنوز زیر بار ازدواج می‌روند؟ چون فارغ از اینکه چقدر فلش شما روبه پائین است، این حقیقت دارد که هنوز در همان ایالات متحده بیشینه‌ی مردان تن به ازدواج می‌دهند، با آنکه قوانین آشکارا بر پاد آنها تنظیم شده، و همانطورکه گفتم در سه سال اول ۹۰٪ احتمال جدایی وجود خواهد داشت.

غیب گویی میکنیا:))مشخص هست که وابسته به شرایط محیطیه.ولی من در مورد ESS حرف میزنم،promiscuity میتونه وجود داشته باشه ولی برای تولید مثل راهکار پایدار فرگشتیک نیست:)
خب دقت نکردی دیگه،با از دست رفتن امتیازاتی که مردان در ازدواج داشتند نرخ ازدواج هم داره کم میشه و حدود 20 تا 30 سال دیگه نزدیک صفر میشه!اگر تئوری تخیلی 99 درصد درست بود اصلا یک همچین روندی نباید وجود داشته باشه:)

Ouroboros

1. ترجیحی وجود ندارد، شما حق انتخاب چندانی ندارید و در پایان روز بنده‌ی رانه‌های بیولوژیک خود هستید. می‌بینید که حتی من با وجود باور بر انحطاط مطلق این روابط سرتاسر سلطه‌ورزی و سوء استفاده‌، هنوز زیر آواتارم نوشته عاشق.

blaming the nature!؟ :))
تو به ازدواج حمله کردی مگرنه در رابطه ای که محدودیت های ازدواج رو نداره قرار نیست کسی مسئول نیازها و خواسته های ما باشه:)

Ouroboros

2. بخاطر خودتان یعنی نه بخاطر چیزی که می‌توانید برای او فراهم بکنید = سوالات بی‌مورد و معنی برای خسته کردن مخاطب.

سکس=چیز.پول=چیز.عذا=چیز.سرپناه=چیز!؟خب اگر این خود "شخصیت" محسوب میشه آیا احساسات مرد یا ارضای احساس زن "چیز" محسوب میشه یا نه!؟خط کشی رو برای این تعاریف گسترده باید مشخص کرد و البته اثبات علمی هم سرجاش مورد نیازه مگر اینکه مدعی علمی بودنش نباشی.

Ouroboros

3. اینکه عشق احتمالا چیزی بجز تحریک غدد و ترشح هورمنها نیست و این تحریکها رندم نمی‌توانند باشند. ازدواج هم نگفتم برآمده از عشق است، نوعی شرط نوکری‌ست که زن، مرد را از طریق کنترل و شرطی کردن سکس به آن وادار می‌کند.

Ouroboros

زیرا تمایل بیولوژیک قبلی (Biological predisposition) دارند به اینکه زنی را پیدا بکنند و عاشق او بشوند و به خدمت او در بیایند.

و تو هم داری بحث رو میپیچونی:))
این فرضت دقیقا در مورد تمایل بیولوژیکی صحبت میکنه در مورد تک همسری و وفاداری!(خدمت!؟) هست،خب همچنان برای فرضت شواهدی ندادی:)

Ouroboros

4. هنوز داری تجاهل می‌کنی، چون گفته شد که این تهدید آن میل را هدف گرفته، و ما می‌توانیم با برسی قدمت و عمق این توهینهایی که در آن مرد اگر استفاده‌ای برای زن ندارد، یا ارضای جنسی او به نحوی به زن سود نمی‌رساند را با زیست شناسی انسان پیوند بدهیم.

Ouroboros

> اینجا درباره‌ی روانشاسی فرگشتیک صحبت می‌کنیم نه بیولوژی. روانشناسی «علم» نیست، و توانایی ارائه‌ی اثبات علمی ندارد. ادامه‌ی این روند که شما طی آن خواستار توجیه رفتار انسانی با دقتی به اندازه‌ی همان ِ فیزیک می‌شوید چیزی بجز لات‌بازی برآمده از عدم آشنایی با علم نیست.

من خواستار دقت هستم ولی بیشتر خواستار شواهد و پوچش پذیری هستم،یعین اون چیزهایی که ظاهرا علم شما بهش احتیاجی نداره:)
BTW maybe you are not very good at theoretical science ;)

Ouroboros #۱۱۶

۱۲ صفحه داستان‌سرایی درباره‌ی یک خط از نوشته‌ی من:

شوالیه جان من از این به بعد فقط به مطالبی در پستهای شما پاسخ می‌دهم که بنظرم به پیشبرد موضوع مورد بحث کمک می‌کند و درگیر جدلهای بی‌شماری که براه می‌اندازید نمی‌شوم.

undead_knight #۱۱۷
Ouroboros

13 صفحه درباره‌ی یک خط از نوشته‌ی من:

شوالیه جان من از این به بعد فقط به مطالبی در پستهای شما پاسخ می‌دهم که بنظرم به پیشبرد موضوع مورد بحث کمک می‌کند و درگیر جدلهای بی‌شماری که براه می‌اندازید نمی‌شوم.

no prob :)
خب اگر بحث ایدولوژیک بود که خیلی زودتر از اینها به بن بست میرسید ولی من به چیزهای علمی حساسیت زیادی دارم:)
برای منحرف نکردن بحث ها شاید در تاپیک های دیگه پیگیریش کنم.به زن ستیزی عفونیتون ادامه بدید;)

Ouroboros #۱۱۸
undead_knight

no prob :)
خب اگر بحث ایدولوژیک بود که خیلی زودتر از اینها به بن بست میرسید ولی من به چیزهای علمی حساسیت زیادی دارم:)
برای منحرف نکردن بحث ها شاید در تاپیک های دیگه پیگیریش کنم.به زن ستیزی عفونیتون ادامه بدید;)

مشکل روش شماست. سوال‌پیچ کردن بی‌مورد، سوال‌پیچ کردن جواب به سوالهای بی‌مورد، گرفتن ایراد فلسفی از بحث علمی، ایراد علمی از بحث فلسفی، بازی با کلمات ... مثل من که ایراد روشم حمله به مخاطب و لفاظی بیش از حد است. ولی مشکل آنست که روش شما برای بحث جلوی گفتگوی سالم را می‌گیرد، طرف را خسته می‌کند، او را از پاسخ دادن به مسائلی که مطرح کرده‌اید دلسرد می‌کند، این تصور را بوجود می‌آورد که بجای پیشبرد موضوع از طریق گفتگو درپی جدل برای تفریح هستید و ... بحثتان درباره‌ی اخلاقیات در آن تاپیک دیگر پنج صفحه است که دارد درجا می‌خورد.

با اینهمه اگر می‌خواهید، اینجا بمانید و بنویسید، وانگهی توقع پاسخ گرفتن از من نداشته باشید و اگر جوابی ندادم از آن ناراحت نشوید.

undead_knight #۱۱۹
Ouroboros

مشکل روش شماست. سوال‌پیچ کردن بی‌مورد، سوال‌پیچ کردن جواب به سوالهای بی‌مورد، گرفتن ایراد فلسفی از بحث علمی، ایراد علمی از بحث فلسفی، بازی با کلمات ... مثل من که ایراد روشم حمله به مخاطب و لفاظی بیش از حد است. ولی مشکل آنست که روش شما برای بحث جلوی گفتگوی سالم را می‌گیرد، طرف را خسته می‌کند، او را از پاسخ دادن به مسائلی که مطرح کرده‌اید دلسرد می‌کند، این تصور را بوجود می‌آورد که بجای پیشبرد موضوع از طریق گفتگو درپی جدل برای تفریح هستید و ... بحثتان درباره‌ی اخلاقیات در آن تاپیک دیگر پنج صفحه است که دارد درجا می‌خورد.

با اینهمه اگر می‌خواهید، اینجا بمانید و بنویسید، وانگهی توقع پاسخ گرفتن از من نداشته باشید و اگر جوابی ندادم از آن ناراحت نشوید.

البته اینکه هدف من تفریحه درسته ولی توی بعضی تاپیک ها اصولا به به نتیجه رسیدن مشکله،مگر اینکه اشتراکات دیدگاه و فلسفی زیاد باشه:)البته متود تو persuasive argument هست(یکی از بهترین نمونه هاش) که خب من بیش از اقناع مخاطب دنبال برانگیختن مخالفت هستم:))
در واقع من هم به جای بحث کردن دنبال روش کاراتری هستم.
دارم یک جدول درست میکنم که ادعاهای فمنیست ها،ادعاهای مخالفینشون و ایرادات و اشکالات و شواهد رو یکجا داشته باشه،بحث اضافی هم نداره:))

Ouroboros #۱۲۰
undead_knight

البته اینکه هدف من تفریحه درسته ولی توی بعضی تاپیک ها اصولا به به نتیجه رسیدن مشکله،مگر اینکه اشتراکات دیدگاه و فلسفی زیاد باشه:)البته متود تو persuasive argument هست(یکی از بهترین نمونه هاش) که خب من بیش از اقناع مخاطب دنبال برانگیختن مخالفت هستم:))
در واقع من هم به جای بحث کردن دنبال روش کاراتری هستم.
دارم یک جدول درست میکنم که ادعاهای فمنیست ها،ادعاهای مخالفینشون و ایرادات و اشکالات و شواهد رو یکجا داشته باشه،بحث اضافی هم نداره:))

هدف منهم تفریح است و آنچه این نوشته شده بیشتر جنبه‌ی کمیک داشته، حرفهای اصلی خود را در جستار «پدافند» زده‌ام و خواهم زد. اما تفریح کردن با اعصاب دیگران «تمام مدت» روش خوبی‌ نیست. 😔

sonixax #۱۲۱
mosafer

این نمونه ها در مقابل زنان کتک خورده خیلی کم هست

و چون کم است باید از کنارش گذشت ؟ که البته اگر پستها را میخواندید متوجه میشدید که امیر نشان داده که به هیچ عنوان هم کمتر نیست ! بلکه میزانش در سطح جهان برابر است برای زن و مرد و برای کودک تقریبن دو برابر است .

با همین استدلالِ شما در کشورهایی که به زنان حق و حقوق بیخودی و اضافه میدهند کار رسیده به همان تصویری که میبینید !!!!

Mehrbod #۱۲۲
Ouroboros

راستش من گمان می‌کنم که تنها راهکار باقی‌مانده اینست که آنها را رها بکنیم. لحظه‌ای بیاندیشید که به راستی چگونه زنی می‌تواند قابل تحمل باشد؟

زن باهوش در آن معنا که ما جستجو می‌کنیم وجود خارجی ندارد، زنان از هوش خود برای توجیه طلبکاری زیست‌شناختی خود، هایپرگمی خود و زندگی انگلی خود بهره می‌برند، نه اصلاح آنها. نگاه انتقادی به خود خویشتن در زنان فاقد هر کارکرد یا موضوعیتی‌ست، پس وجود هم ندارد. ما مردان دائم در تلاش برای بهتر کردن خودمان هستیم چراکه جامعه بر مبنی این تلاش بنا شده و شکل گرفته، یعنی به سود جامعه است تا شما در مقام یک مرد همواره از آنچه هستید و دارید و می‌کنید ناراضی باشید تا در بهتر کردن آن بکوشید، و در مقام یک زن از همه‌ی آنها(در مورد خودتان فقط)راضی باشید. مرد در زندگی چنان مشغول دوندگی بی‌امان برای سبقت گرفتن از باقی مردان است که حتی لحظه‌ای نمی‌اندیشد چرا اینچنین می‌دوم، برای رسیدن به کجا؟ و بخاطر همینست که ما در ترس مداوم زندگی می‌کنیم، ترس پذیرفته نشدن توسط زنان، ترس دست رد به سینه‌مان خوردن، ترس کچل شدن، ترس از دست دادن کارمان، ترس از بلند نشدن کیرمان، ترس از این، نگرانی از آن.. سرتاسر تمامی جوامع بشری بر پایه‌ی احساس بدبختی مداوم مرد، و احساس خوشبختی زنان بنا شده‌اند.

گذشته از این هایپرگمی در زنان شاید قوی‌ترین رانه و مهمترین ویژگی آنها باشد، و یکی از عوارض مهم آن اینست که همه‌ی زنها، در همه‌ حالت، از همه‌ی مردها احمق‌تر خواهند بود. در این معنی که امکان ندارد که یک زن با مردی خنگ‌تر از خودش وصلت بکند، و فارغ از اینکه شما به عنوان یک مرد احمق باشید، باز باید بروید دنبال زنی از خودتان احمق‌تر، باهوش‌ترها شما را هرگز جذاب نخواهند یافت. پس «زن باهوش» را فراموش بکنید، یا از آن بی‌بهره هستند، یا از آن برای توجیه خرفتی خود استفاده می‌کنند.

Ouroboros

نوع دیگری از زن ِ خیالی که مردان را وادار به ادامه دادن این بازی بی‌سرانجام می‌کند زن ِ submissive است. این دخترانی که علاقه دارند تا به وقت سکس تحت فرمان یک مرد باشند، که شمارشان اصلا هم کم نیست(چند دختر از شما خواسته‌اند که موهایشان را بکشید، یا در کونشان بزنید، یا موقع سکس تحقیرشان بکنید و ...؟). این مطیع بودن فریبی بیش نیست، معنای آنهم مشخص است: چنانکه پیشتر هم گفته‌ام زن فقط به دو نوع مرد علاقه دارد، محافظ و مراقب. دختری که در ارتباط با شما submissive است، شما را در مقام اولی نگاه می‌کند، محافظی که از او در برابر مردان دیگر دفاع خواهد کرد. پس این مطیع بودن و اشتیاق به تحمل مقدار بسیار کنترل‌شده‌ای از درد در آخر چیزی نیست بجز تحریکی که زن از طریق آزمایش آمادگی شما برای آسیب رساندن جسمانی به دیگران، به خاطر او بدست می‌آورد. یعنی شما سگ نگهبانی هستید که صاحب او گازهای کوچولو و بامزه‌ی گاهی به گاهی را بی‌مشکل می‌یابد، مشروط بر اینکه گاز گرفتن را یاد بگیرد، یا از بلد بودن آنها اطمینان کسب بکند و ...

دست مریزاد امیر جان, ٨٠ ٩٠% یادمانهایِ[1] خوشی‌آور مرا به روانه‌یِ زباله‌دان کردی که!! (:

اگر چیزیکه میگویی درست باشد, پس من در نقش یک protector بوده‌ام و ناگاه به آن.

Ouroboros

فریب دیگری که این روزها باب شده، این PUA و به قولی خانم‌بازی‌ست، که نشان دهنده‌ی فلاکت و بدبختی ِ بی‌پایان مردان است. چرا؟ چون اولا هنوز همه چیز در آن راجع به اینست که «زن چه می‌خواهد» و اینکه چگونه آنچه می‌خواهد را به او بدهیم(PUA به شما می‌گوید که آنچه زن می‌گوید می‌خواهم را واقعا نمی‌خواهد اینکه اینجا آمده را می‌خواهد و اینطور می‌توانی آنچه می‌خواهد را به او بدهی و ... که حقیقت دارد، ولی هنوز تحت همان منطق مرد دهنده و زن گیرنده در جریان است). و ثانیا هنوز چیزی فراتر از گرفتن کُس، به قیمت لگدمال کردن همجنسان خودتان نیست. یک مرد باید همواره اینرا بداند، که دختری هرگز او را انتخاب نخواهد کرد، مگر به طریقی او را از تمام مردان دیگر(حاضر در جمع، یا در زندگی او یا هرچه)بهتر نبیند و با وسواس همه چیز او را با دیگر مردانی که می‌شناخته/می‌شناسد مقایسه نکند.

اینست که من گمان می‌کنم تنها گزینه‌ی به راستی باقی مانده، اینست که مدتی از زنان جدا بشوید، از تلاش مداوم برای جلب نظر مساعد آنها دست بردارید، و سپس نیاز به سکس را در خودتان کنترل بکنید. خواستن سکس ایرادی ندارد، منهم سکس می‌خواهم و از آن لذت می‌برم، اما نیاز به آن، مشابه نیازی که یک هروئینی به هروئین دارد به چیزی بجز بدبختی کامل شما نخواهد انجامید. باید بتوانید در همان لحظه که زن شروع به تلاش برای باج گرفتن و کنترل شما از طریق سکس کرد بارتان را بردارید و از پنجره بیرون بپرید، و مردی که محتاج سکس است، معتاد به آن است و به قولی به آن «نیاز» دارد هرگز نخواهد توانست این حلقه‌ی بی‌پایان و به قدمت تاریخ کهن ِ Manipulation را بشکند.

پیرامون این موضوع در آینده بیشتر خواهم نوشت.

👍

نوشتن در اینباره بی اندازه خواستنی است, یکی از چیزهایی که خودِ من از دیرباز آموخته ام و به کار میبرم همین
بی‌خیالی (آدگرسانیِ[2]) ١٠٠% برای رسیدن به سکس است, زمانیکه شما بدنبال سکس نباشید در یک دختر
هیچ چیزی, بدرستی هیچ چیزِ بدردخوری نمیابید (و در برابرش و ironicوار, دخترها بیشتر هم بسوی شما میایند).

هرآنچه در زندگی به من خوشی میدهد دسترنج و فرآورده‌یِ[3] کارِ مردان بوده. بهترین کتابهایی که میخوانم بدست
مرد نوشته شده‌اند, بهترین فلسفه‌ها را مردان آورده‌اند, بهترین چامه‌ها[4] را مردان سروده‌اند, بهترین فندآوری‌ها[5] را مردان یافته‌اند.

در مزداهیک[6], این ابزار والای اندیشیک مینگرم, همه‌یِ مزداهیکدانان اش را مرد میابم.

در رایانه و ابزارِ کار روزانه‌ام مینگرم, زنان؟ heh, شوخی خوبی است: هزار و یک زنِ لیسانسه‌یِ رایانه داریم و دریغ از اندکی دانش راستین و پیشبردین[7] در ایشان.

در فلسفه مینگرم, این بی کم‌وکاست خوشی‌آورترین دستآورد هومنی[8], زن؟ I don't think so.

در زبان‌شناسی می‌کندوکاوم[9], سخن کوتاه, هر زبان‌شناسی در هر زبانی که میشناسم مرد است.

در گیتیگ[10] مینگرم, در کنار انبوهی از مردان, آری یک چندتایی هم زن ایستاده‌اند.

در فرنودسار[11] مینگرم, چیزیکه بیشتر از همه زنان به آن می‌نیازند و افسوس, هتا یک زن نمیبینم!

تنها جاییکه زنان تا اندازه‌‌یِ پذیرفتنی‌ای پیشرو بوده‌اند ادبسار[12] است و بس, که دو تا از نویسندگان
محبوب (favorite) من زن میباشند (+ چندتایی از خوشی‌آورترین کتاب‌هایی که خوانده ام نیز نویسنده‌ی زن داشته‌اند).

با اندکی خشم باید بگویم از کودکی بگونه‌ای همه اینها را ما Taken for Granted کرده‌ایم (یا برایمان کرده‌اند)
و انگار نه انگار که تک تکِ این دستاوردهای بزرگ را مردان با رنج و کوشش فراوانِ تنهایِ خودشان بدست آورده‌اند.

زنان اگر میخواهند هتا یک ارزن ارج مرا در جهانِ امروز, جهانیکه پابه‌پای من ویل[13] و زمان برای پیشرفت و پرداخت به این ارزشهای
والای جهانی دارند را داشته باشند, باید که دست از این مفت‌خوری‌ها و گسارندگی‌ها یشان برداشته و در رسیدن به آنها گام
بردارند; اگرنه که پیشنهاد[14] من هم به دیگر مردان همین است: گرایش جنسی خودتان را زیرِ کنترل گرفته و با سری افراشته
و سینه‌ای فرّاخ[15], دربرابر این جانداران فزونخواهِ و گسارنده بایستید و نگذارید که یک کُس کوچکِ بازی‌دهنده‌یِ زندگیِ شما باشد.

----
1. ^ yâd+mânidan::Yâdmânidan || یادمانیدن: خاطره یادآوردن Ϣiki-En to recollect
2. ^ â{pišvand}+degar+sân+i{pasvand}::Âdegarsâni || آدگرسانی: بی تفاوتی indifference
3. ^ far+âvardan::Farâvardan || فراوردن: حاصل کردن Ϣiki-En to produce
4. ^ Câme || چامه: شعر Dehxodâ, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ poem
5. ^ fand+âvar+i{pasvand}::Fandâvari || فنداوری: تکنولوژی Ϣiki-En technology
6. ^ mazdâh+ik::Mazdâhik || مزداهیک: ریاضیات D4f mathematics
7. ^ piš{pišvand}+bord+in{pasvand}::Pišbordin || پیشبردین: کاربردی, کاربستی, عملی pragmatic
8. ^ human+i{pasvand}::Humani || هومنی: بشریت mankind || هومنی: یک هومن a human
9. ^ kand+o+kâftan::Kandokâftan <— Kandokâvidan || کندوکافتن: کندوکاوی کردن; وررفتن Dehxodâ, Ϣiki-En to tinker
10. ^ git+ig::Gitig || گیتیگ: physics: مادی اینجهانی در برابر ماورالطبیعه Dehxodâ, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ physics
11. ^ Farnudsâr || فرنودسار: دانش منطق Ϣiki-En logics
12. ^ adab+sâr{pasvand}::Adabsâr || ادبسار: ادبیات Ϣiki-En literature
13. ^ Vil || ویل: رصت و وقت یافتن کاری به مراد خویش . (برهان ) (انجمن آرا). هنگام یافتن کاری به مراد. (لغت فرس ) Dehxodâ, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ opportunity
14. ^ piš{pišvand}+nehâdan::Pišnehâdan || پیشنهادن: پیشنهاد کردن Dehxodâ, Ϣiki-En to suggest
15. ^ Farâxidan || فراخیدن: گسترش یافتن Dehxodâ, Ϣiki-En to stretch out; to expand

mosafer #۱۲۳
mosafer

متاسفم واقعا، که باید بگم؛موافقم
ولی الان وقتشو ندارم توضیح بدم در موردش

حرفم رو پس میگیرم و به همون موافقم بسنده میکنم فعلا حال و حوصله ی جواب دادن ندارم شاید بعدتر ...

Nevermore #۱۲۴
Nâxodâ

👍

نوشتن در اینباره بی اندازه خواستنی است, یکی از چیزهایی که خودِ من از دیرباز آموخته ام و به کار میبرم همین
بی‌خیالی (آدگرسانیِ[2]) ١٠٠% برای رسیدن به سکس است, زمانیکه شما بدنبال سکس نباشید در یک دختر
هیچ چیزی, بدرستی هیچ چیزِ بدردخوری نمیابید (و در برابرش و ironicوار, دخترها بیشتر هم بسوی شما میایند).

مهربد جان،قانون مهادین خوشی بردن از رابطه هم همین است.هر اندازه مرد ها بنده ی آلت شان باشند،به همان میزان کمتر خوشی می برند و همواره بازنده اند.

شخصا قسمت بولد شده را تجربه کرده ام که چگونه زمانی که شما حاضر نیستید برای رسیدن به سکس دست به هر کاری بزنید ، سکس بیشتری گیرتان می آید.

undead_knight #۱۲۵

خب از اونجایی که فعلا انتقادات رو دارم به صورت دسته بندی انجام میدم گفتم به موضوع از زاویه شخصی هم یک نگاهی بکنم:)
جایی که من باهاش بیشترین موافقت رو دارم توصیه های امیر در مورد رفتار با زنان هست به این خاطر که نسبت به مردانی که اینطور نیستند یک دید تحقیر آمیز دارم، یعنی وارد یک بازی میشند و بعد نسبت به نتیجه این بازی غر میزنند و شاکی هستند!
من درک نمیکنم که این مردانی که قرار هست اینقدر باهوش،قوی و... باشند چطور حاضر نیستند به خودشون کمی سختی بدند و ارباب غریزشون بشند، من نسبت به موجودات ضعیف حس ترحم دارم ولی نمیتونم احترامی براشون قائل باشم.
اگر کسی از نتیجه بازی راضی نیست باید با قوانین دیگه ای بازی کنه یا اصلا بازی نکنه.

نکته:از اونجایی که از دید من تمامی دستاوردهای بشریت تا به حال توسط شمار کمی از انسان ها به دست اومده،من چندان خوشبین نیستم که اکثریت مردان هم بتونند این راه رو انتخاب کنند:)

Mehrbod #۱۲۶
undead_knight

خب از اونجایی که فعلا انتقادات رو دارم به صورت دسته بندی انجام میدم گفتم به موضوع از زاویه شخصی هم یک نگاهی بکنم:)
جایی که من باهاش بیشترین موافقت رو دارم توصیه های امیر در مورد رفتار با زنان هست به این خاطر که نسبت به مردانی که اینطور نیستند یک دید تحقیر آمیز دارم، یعنی وارد یک بازی میشند و بعد نسبت به نتیجه این بازی غر میزنند و شاکی هستند!
من درک نمیکنم که این مردانی که قرار هست اینقدر باهوش،قوی و... باشند چطور حاضر نیستند به خودشون کمی سختی بدند و ارباب غریزشون بشند، من نسبت به موجودات ضعیف حس ترحم دارم ولی نمیتونم احترامی براشون قائل باشم.
اگر کسی از نتیجه بازی راضی نیست باید با قوانین دیگه ای بازی کنه یا اصلا بازی نکنه.

اینکه بگوییم بازی همینه و میخواهید بخواهید, نمیخواهید بازی نکنید —> نااخلاقی

از دیدگاه پیشبردگرایی[1]

به یک چیز نگریستن پیوندی به اخلاقیات آن ندارد, یک رویکرد میتواند ١٠٠% پیشبردین[2] باشد و همینجور ١٠٠% نااخلاقی.

undead_knight

نکته:از اونجایی که از دید من تمامی دستاوردهای بشریت تا به حال توسط شمار کمی از انسان ها به دست اومده،من چندان خوشبین نیستم که اکثریت مردان هم بتونند این راه رو انتخاب کنند:)

it's definitely worth giving a shot, همانجور هم اسپاگتی را چه دیدید, شاید بخش بیشینه‌یِ[3]

زنان هم دست از انگل‌وارگی برداشته و همپایِ مردان شدند.

پ.ن.
بامزه است که در مادینگرایی[4] که میرسد شوالیه‌یِ نامرده‌یِ ما ناگهان شوالیه‌! میشود و به زنان
امتیاز ویژه میدهد تا سختشان نشود, ولی به مردان که میرسد یک دید "تحقیرآمیزی" پیدا میکند 😁

----
1. ^ piš{pišvand}+bord+gerâ+yi::Pišbordgerâyi || پیشبردگرایی: فلسفه‌یِ کاربستی Ϣiki-En pragmatism
2. ^ piš{pišvand}+bord+in{pasvand}::Pišbordin || پیشبردین: کاربردی, کاربستی, عملی pragmatic
3. ^ Bišine || بیشینه: أكثر major
4. ^ mâdin+gerâ+yi::Mâdingerâyi || مادینگرایی: فمینیسم feminism

undead_knight #۱۲۷
Mehrbod

اینکه بگوییم بازی همینه و میخواهید بخواهید, نمیخواهید بازی نکنید —> نااخلاقی

از دیدگاه پیشبردگرایی[1] به یک چیز نگریستن پیوندی به اخلاقیات آن ندارد, یک رویکرد میتواند ١٠٠% پیشبردین[2] باشد و همینجور ١٠٠% نااخلاقی.

بعضی بازی ها میتونند اخلاقی باشند;)البته چندان هم مهم نیست اخلاقی باشه یا نباشه،نگرانی از نااخلاقی انگاشته شدن نگرش شخصیم ندارم:))

Mehrbod

it's definitely worth giving a shot, همانجور هم اسپاگتی را چه دیدید, شاید بخش بیشینه‌یِ[3] زنان هم دست از انگل‌وارگی برداشته و همپایِ مردان شدند.

البته به سود خود مردان هست مگرنه جدای از نکات درستی که مطرح شده در بسیاری جاها انگار ما دوست داریم برای مشکلاتمون همیشه یک مقصر پیدا کنیم و چه
کسی بهتر از زنان:)

پ.ن.
بامزه است که در مادینگرایی[4] که میرسد شوالیه‌یِ نامرده‌یِ ما ناگهان شوالیه‌! میشود و به زنان
امتیاز ویژه میدهد تا سختشان نشود, ولی به مردان که میرسد یک دید "تحقیرآمیزی" پیدا میکند

پس برای چی شوالیه هستم:))
قبلا گفتم که فمنیست بودنم به این خاطر نیست که از مردان خوشم نمیاد و زنان رو دوست دارم(که البته حقیقته)،بلکه به این خاطر هست که فکر میکنم فمنیست ها نکات درست زیادی رو مطرح کردند.
که البته دیدگاه های شخصیم ربطی به اینکه من چه چیز رو اخلاقی یا پذیرفتنی و درست میدونم نداره:)

اعتراف:من تقریبا به هر کسی جز خودم دید تحقیر آمیز دارم،اینجا فرصت شد مردان مورد نوازش قرار بگیرند:))

shirin #۱۲۸

مهربد و امیر البته امیر رو مطمئن نیستم معتقدند چه اشکال داره آدم منافع خودش رو در نظر بگیره؟ چه اشکال داره نژاد پرست باشه؟ چه اشکال داره در باره روابط جنسی خودش انتظاراتی هر چند نامعقول از شریک جنسیش داشته باشه هر کی دوس داشته باشه قبول میکنه. تا وقتی منافع خودشون وسط باشه هیچ چیزی اشکال نداره بلکه حتی طبیعی و ژنتیکی هم هست ولی وقتی پای زنان میاد وسط که فرضا زنی بخواد از جنسیت خودش برای اعمال نفوذ استفاده کنه خیلی رفتار ناپسند و ناشایستی میشه و یه زن نباید اگه قدرتی داره برای پیشبرد منافعش استفاده کنه وگرنه زن کثیفی هست. ( من قضاوتی در مورد هیچکدوم ندارم فقط تناقض عقاید رو میخواستم بیان کنم) و البته من فقط چند پست کوتاه رو خوندم اینجا.

Mehrbod #۱۲۹
shirin

مهربد و امیر البته امیر رو مطمئن نیستم معتقدند چه اشکال داره آدم منافع خودش رو در نظر بگیره؟ چه اشکال داره نژاد پرست باشه؟ چه اشکال داره در باره روابط جنسی خودش انتظاراتی هر چند نامعقول از شریک جنسیش داشته باشه هر کی دوس داشته باشه قبول میکنه. تا وقتی منافع خودشون وسط باشه هیچ چیزی اشکال نداره بلکه حتی طبیعی و ژنتیکی هم هست ولی وقتی پای زنان میاد وسط که فرضا زنی بخواد از جنسیت خودش برای اعمال نفوذ استفاده کنه خیلی رفتار ناپسند و ناشایستی میشه و یه زن نباید اگه قدرتی داره برای پیشبرد منافعش استفاده کنه وگرنه زن کثیفی هست. ( من قضاوتی در مورد هیچکدوم ندارم فقط تناقض عقاید رو میخواستم بیان کنم) و البته من فقط چند پست کوتاه رو خوندم اینجا.

سودگرایی تا زمانی پذیرفتنی است که سود شما همان زیان دیگران نباشد, اگرنه سود یک مرد هم میتواند تجاوز به زن باشد, ولی
این را ما هرگز نمیپذیریم, بهمین ریخت اینکه یک زن در زندگی بجز سکس دادن (که فراموش نشود خودش هم خوشی
میبرد و آنچنان "دادن"‌ای نیست) هیچکاری نکند و بمانند همان انگل از همه‌یِ دستاورد‌هایِ مردان بهره‌بری کند را هم نمیپذیریم.

اینکه هر دو سوی یک معامله هم آدم‌هایِ بالغی هستند و معامله را پذیرفته‌اند و پس نباید عیبی گرفت هم سفسته است, اگر اینجوریه
از فردا بیاییم در تلویزیون هم درباره‌هایِ کالا‌ها تبلیغات دروغین کنیم, چراکه مردم خودشان شعور دارند و باید دروغ را از راست بازشناسد!!

در روابط کنونی میان زنامرد نیز کلاه گشادی بر سر مردان میرود, زیرا همه‌یِ کارهای سخت و دشوار را میکنند و
دربرابر آن یک "سکس" از زن میگیرند که آنهم تازه برای هر دو سوی معامله خوشی‌آوره! به سخن دیگر —> بهره‌کشی

چرا روی 'کنونی' تاکید میکنیم؟ زیرا در گذشته‌هایِ دور زنان هزینه‌‌یِ بس سنگینتری می‌پرداخته‌اند: بارداری و بچه‌داری

امروز ولی این هزینه‌ها به 0 رسیده‌اند (کاندوم, قرص پادبارداری, پیشرفته‌ترین خدمات پزشکی و درمانی برای زادآوری[1], آزادی و آسانیِ سقط جنین, پول گرفتن از دولت برای
بچه‌داری {در همه‌یِ کشورهای غرب}, etc, etc), ولی برای مردان نه تنها کمتر نشده‌اند که فزونی هم یافته‌اند و یک مرد امروزین باید همچون برده ٥ تا ٦ روز هفته را هر روز ٨ ساعت کار
کند و با مردان دیگر همواره گلاویز باشد و خودش را به زمین و زمان بزند تا به‌ یکجایی برسد و سرانجام کار نیز پرگاه[2] میبینم که یک زنِ بیکار و بی‌هنر وی را پسندیده و به او چسبیده و از دسترنج وی میخورد.

----
1. ^ zâd+âvardan::Zâdâvardan || زاداوردن: بچه دار شدن; زادمان آوردن to bear offspring
2. ^ por+gâh::Porgâh || پرگاه: اغلب Ϣiki-En often

shirin #۱۳۰

من موندم این زنان بیکار و بی هنر شما کجا هستن که ما نمیبینم؟ الان هم زنان علاوه بر بچه داری و خانه داری که وظیفه بی چون و چرای خودشون هست. شغل بیرون هم بهش اضافه شده.

البته همون شغل بیرون هم مردان محترم فقط مشاغل پیش پا افتاده و کم درامد رو به زنان میدن.مشاغل خوب حق انحصاری آقایان هست. برای اثبات این موضوع کافیه چند تا از آگهی های استخدام جمهوری اسلامی رو ورق بزنید. اون قشری که شما دایم ازشون اسم میبرید حداقل تو جامعه من کم هست.

shirin #۱۳۱

تبلیغات دروغ ربطی به معامله روشن و واضح نداره و مقایسه بی ربط هست. زن ممکنه میلی به رابطه به مرد نداشته باشه ولی به پول خیلی مایل باشه. در برابر پیشنهاد ازدواج یه مرد پولدار که به وسیله پولش انتظار داره پذیرفته بشه طبیعی هست که زن هم سودی ببره. مرد میدونه داره چجور معامله ای انجام میده زن هم فریبکاری نکرده. یه سود پایاپای هست.

Mehrbod #۱۳۲
undead_knight

بعضی بازی ها میتونند اخلاقی باشند;)البته چندان هم مهم نیست اخلاقی باشه یا نباشه،نگرانی از نااخلاقی انگاشته شدن نگرش شخصیم ندارم:))

ولی از نگرانی‌های ما هست که چه کاری اخلاقی میباشد و چه کاری نااخلاقی!

undead_knight

البته به سود خود مردان هست مگرنه جدای از نکات درستی که مطرح شده در بسیاری جاها انگار ما دوست داریم برای مشکلاتمون همیشه یک مقصر پیدا کنیم و چه
کسی بهتر از زنان:)

مردان روشنه که فرشته نیستند, ولی این هم روشنه که در برابر زنان بی هیچ گمانی میلیارد‌ها بار برای بشریت سودمندتر بوده‌اند.

undead_knight

پس برای چی شوالیه هستم:))
قبلا گفتم که فمنیست بودنم به این خاطر نیست که از مردان خوشم نمیاد و زنان رو دوست دارم(که البته حقیقته)،بلکه به این خاطر هست که فکر میکنم فمنیست ها نکات درست زیادی رو مطرح کردند.
که البته دیدگاه های شخصیم ربطی به اینکه من چه چیز رو اخلاقی یا پذیرفتنی و درست میدونم نداره:)

اعتراف:من تقریبا به هر کسی جز خودم دید تحقیر آمیز دارم،اینجا فرصت شد مردان مورد نوازش قرار بگیرند:))

در قران هم بگردیم نکته‌هایِ درستی بیان شده, ولی مایه‌یِ پذیرش آن نیست (:

shirin

تبلیغات دروغ ربطی به معامله روشن و واضح نداره و مقایسه بی ربط هست. زن ممکنه میلی به رابطه به مرد نداشته باشه ولی به پول خیلی مایل باشه. در برابر پیشنهاد ازدواج یه مرد پولدار که به وسیله پولش انتظار داره پذیرفته بشه طبیعی هست که زن هم سودی ببره. مرد میدونه داره چجور معامله ای انجام میده زن هم فریبکاری نکرده. یه سود پایاپای هست.

خوب پس نگران نباشید, کوشش من اینه که مردان را هوشیار بسازم که این تبلیغات "زنان وفادار
هستند", "زنان عاشق میشوند", "زنان مهربان هستند", همان تبلیغاتی دروغین بیش نیستند, فریب نخورید! (:

سکسی که زن با شما دارد (و از آن خوشی هم میبرد) از دیدگاه خودش و چنانکه از خود شما میبینم یک «دادن» به شمار میرود و دربرابرش از شما میخواهد سواری بگیرد —> فزون‌خواهی.

shirin

من موندم این زنان بیکار و بی هنر شما کجا هستن که ما نمیبینم؟ الان هم زنان علاوه بر بچه داری و خانه داری که وظیفه بی چون و چرای خودشون هست. شغل بیرون هم بهش اضافه شده.

سختی‌های بچه‌داری و خانه‌داری و اینها را هم به هر روی آنچنان همگن[1] نیستند, ولی در همان ایران هم تاجاییکه ما دیده‌ایم و میبینم زنان میخورند و میخوابند و به دستاویزِ[2] «من خانه‌داری میکنم»
از مرد بهره‌کشی میکنند.

در غرب که هتا از این هم بارها بار فراتر رفته, من خودم زنان ایرانی‌ای از نزدیک دیده‌ام که در خانه‌ای[3] زندگی میکنند که تک تک ابزار‌هایِ آن خودکار و ماشینی هستند
(رختشوی خودکار, ظرفشوی, خشککن, etc {که فراموش نکنیم همگی دستاور مردان هستند}) و بیکار هم میباشند و همسرشان کار میکند و از دولت هم پول
کودک دریافت میکنند و در پایانِ روز, به مردی که ٨ ساعت بیرون کار کرده هم می‌پرخاشند که همه‌یِ کارهای خانه را من نباید بکنم (آشغال‌ها را مرد باید بیرون ببرد.
ظرفها را مرد باید هر از گاهی در ظرفشوی بگذارد, گردگیری, جاروبرقی کشیدن و طی کشیدن و بسیاری دیگر نیز هر از گاهی با مرد است).
برای بچه مرد باید زمان بگذارد, مرد باید بیرون ببرد اش, مرد باید بازی کند و هزار و یک کار دیگر که یک «مرد خوب» باید انجام دهد تا پذیرفتنی باشد.

اینها شما را یادِ چه می‌اندازد؟ مرا یادِ انگل‌هایِ زیستی می‌اندازد.

shirin

البته همون شغل بیرون هم مردان محترم فقط مشاغل پیش پا افتاده و کم درامد رو به زنان میدن.مشاغل خوب حق انحصاری آقایان هست. برای اثبات این موضوع کافیه چند تا از آگهی های استخدام جمهوری اسلامی رو ورق بزنید. اون قشری که شما دایم ازشون اسم میبرید حداقل تو جامعه من کم هست.

سخن بی سند و آمار که کنتور ندارد, تازه ما اینجا نشان داده بودیم که در آمریکا در همه‌یِ پیشه‌هایِ خوب و آسان زنان ٥٠-٥٠ چند سده‌ای میشود سهیم[4] شده‌اند, ولی همه‌یِ کارهای
پست و دون‌پایه همچنان بر دوش مردان است: بر علیه زنانگی

واپسین بار که شما یک کارگر ساختمانیِ زن دیدید کی بود؟ هتا اینجا در غرب آزاد که به پندار پوچ خودش به
برابری رسیده هم نمیبیند! چرا باید کارهای ساختمانی و سخت بر دوش مردان باشد و این براستی چه جور "برابری‌ای" است؟

تازه این زنان به نگر شما نباید پول کمتری هم بگیرند؟ من در پیشه‌یِ خودم که برنامه‌ریزیِ رایانه‌ای باشد که مینگرم, تاکنون در سرتاسر زندگی ام
هتا یک دختر از نزدیک ندیده ام (و به شما میگویم که با بیش از دویست و خرده‌ای دختر برنامه‌ریز و لیسانسه‌یِ رایانه و ... سر و کار داشته‌ام) که
هتا در تراز یک برنامه‌ریزِ زینه[5] سوم پسر بتواند خوب کد بنویسد. شما هتا یک وبلاگ‌نویسِ رایانه‌ایِ زنِ ایرانی میشناسید؟ من نمیشناسم.

همه‌یِ پسرهایِ برنامه‌ریزی که من میشناسم ساعت‌ها و سالها از زندگی اشان را به آموختن سخت سپرانده‌اد و هرگز از کوشایی در آموختن بازنمی‌ایستند,
ولی همه‌یِ دخترانی که میشناسم نازپرورده و بی انگیزه هستند و هتا در جایگاه یک «دوست پسر خوب» بارها پیش آمده که کارهایِ دانشگاهیِ
وابسته‌ اشان را هم بخواهند روی دوش من بیاندازند (که من این چیزها در کتم نمیرود و یکبار دوست دختری که میخواست اینکار را بکند را آنچنان به
انجام پروژه‌اش واداشته و بمانند یک کارآموز پسر به او آموزش دادم و instruct اش کردم که پس از پایان پروژه اش درجا با من بهم زد {سودگراییِ ناب, نه
پیش از پایان پروژه اش که درستْ پس از پایان اش اینکار را کرد} و تا ٦ ماه آینده اش از زندگی ام بیرون رفت و دیرتر هم باز دوباره برگشت, به گمانم چون سودمند شده بودم دوباره).

درباره‌یِ بی‌هنری گفتید, براستی برای شما اینکه شمار زنان در هر دانشِ درخوری که مینگریم اینچنین چه در ایران چه در غرب آزاد زار میزند فرنود[6]

نیست؟

زنان ژنتیک‌دان دربرابر مردان؟
زنان مزداهیک‌دان دربرابر مردان؟
زنان برنامه‌ریز دربرابر مردان؟
زنان فیلسوف در برابر مردان؟
...

اگر این نمایانگر بی‌هنریِ فراگیر در زنان نیست, پس چیست؟

----
1. ^ ham+genidan::Hamgenidan || همگنیدن: همگن کردن to homogenize
2. ^ dast+âviz::Dastâviz || دستاویز: مستمسک; آنچه همراه آورند و وسیله‌یِ داو (ادعای) خود سازند. Ϣiki-En, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ pretext; excuse
3. ^ Xân || خان: چشمه; ریشه MacKenzie, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ source
4. ^ Sohidan || سهیدن: حس کردن MacKenzie to sense
5. ^ Zine || زینه: درجه Dehxodâ, Ϣiki-En degree
6. ^ far+nud::Farnud || فرنود: استدلال; منطق; دلیل Ϣiki-En reason

Ouroboros #۱۳۳
Nâxodâ

درباره‌یِ بی‌هنری گفتید, براستی برای شما اینکه شمار زنان در هر دانشِ درخوری که مینگریم اینچنین چه در ایران چه در غرب آزاد زار میزند فرنود[5] نیست؟

اینرا فمینیستها از طریق آویزان شدن از همان «جواز کُس» پاسخ می‌دهند که یکی از قوانین اصلی تمام جوامع بشری‌ست: «زن هرگز مسئول رفتار خود نیست». فمینیسم از این قانون به این شکل استفاده می‌کند «مردسالاری با دور نگاه داشتن عامدانه‌ی زنان از ادوات پیشرفت، کنترل آنها از بدو تولد و جلوگیری سیستماتیک از پیشرفت آنها اجازه نداده زنان نقش فعالی در جامعه بازی بکنند». ترجمه: «انگل بودن ازلی زنها و کشیدن بار تمام بشریت بر دوش مردان که یک تنه انسان را از دوران بارینه‌ی سنگی به عصر مدرن رسانده‌اند، تقصیر مردها و مردسالاری‌ست».

این «جواز کُس» چنان سترگ است که عملا هیچ کار خطایی نیست که زن از طریق آن قادر به رهایی از اتهام نباشد، حتی قتل و کُشتن بچه‌ی نوزاد خودش، اکنون در کتابچه‌ی روانشناسی شش رقم بیماری مختلف هست که زن بدلیل آن ممکن است نوزاد خود را به قتل برساند(Postpartum depression، Munchausen by proxy, puerperal psychosis و ....)، چندتا از این بیماری‌ها را مردان می‌گیرند؟ یا موارد بیشمار دیگری که دیده‌ایم، و در آن زنی مرد را به قتل رسانده، و همه قربانی را سرزنش یا تخطئه کرده‌اند(حتما کاری کرده بوده، لابد او را کتک می‌زده و ...)، آخرین مورد در اینها پروند این جنده‌خانم Jodi Ann Aria است که دوست‌پسر خود را با 29 ضربه چاقو به قتل رسانده، سپس ادعا می‌کند «دفاع از خود» بوده و گروهی از فمینیستها برای دفاع از او وبسایت براه انداخته‌اند.

فمینیستها وقتی این خوش‌بینی و جوازی که فقط بخاطر کُس‌ داشتن به زنان تعلق می‌گیرد به زیان استراتژی تمامیت‌خواه آنها جهت اشغال فضای عمومی جامعه از طریق سدشکنی دولت تمام می‌شود اسم آنرا می‌گذارند Benevolent sexism (شاهد دیگری برای ابطال‌ناپذیری اراجیف فمینستی، که در آن هر نمودی از مزیت زنی بجای ابطال تز آغازین مبنی بر تحت سلطه بودن همیشگی زنان، می‌شود زن‌ستیزی غیرمستقیم!) ، اما هنگامی که پای پرسشگری درباره‌ی علل آویزان بودن زن در همه‌ی اعصار تاریخ از ثمره‌ی دسترنج مرد به میان می‌رسد آنرا در گسترده‌ترین، وقیحانه‌ترین و عجیب‌ترین شکل ممکن بکار می‌گیرند و می‌گویند «تقصیر مردان بوده».

من هم‌اکنون یک پیشبینی پیامبرانه اینجا می‌کنم: طی یکی دو دهه‌ی آینده که عده‌ی هرچه بیشتری از زنان، فمینیسم و ورشکستگی‌های اجتماعی منتج از آن را رد می‌کنند و از آن فاصله می‌گیرند(روندی که از هم‌اکنون شروع شده، و هفته‌ای یک زن موفق ادعا می‌کند «من فمینیست نیستم»)هرچه بیشتر خواهند کوشید با توسل به «جواز کُس» از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی بکنند. همین حالا یکی از دفاعیه‌های محبوب زنان سنتی/پسافمینیستی اینست که «همه‌ی زنها اینطور نیستند» و «فمینست یک ایدئولوژی‌ست، زن یک جنسیت» و ... اگر اجازه بدهیم یک بار دیگر هم زنان از زیر بار مسئولیت بگریزند و گندهایی که در صد سال اخیر زده‌اند را بیاندازند به گردن «دولت» و چه می‌دانم، «مردان» و ... به تکرار مکرر این حلقه‌ی باطل یاری رسانده‌ایم.

Ouroboros #۱۳۴
Nâxodâ

اگر چیزیکه میگویی درست باشد, پس من در نقش یک protector بوده‌ام و ناگاه به آن.

بی‌تردید همینست، زنان بجز با Protector ها با هیچ مرد دیگری تحریک جنسی نمی‌شوند، اوج فانتزی جنسی آنها تور زدن یکی از این مردها بطور دائمی‌ست. برای مثال در کتاب عوام‌پسند «Twilight» که به 38 زبان مختلف ترجمه شده و ۹۰٪ مخاطبان آن دختران نوجوان پس از بلوغ هستند که هنوز مورد شستشوی مغزی سیستم آموزش عالی فمینیستی قرار نگرفته‌اند، با اشتیاق و شیدایی روایت دختری را می‌خوانند که یک مرد آلفای مطلق پیدا می‌کند که توانایی و اشتیاق وارد کردن هر سطحی از خشونت بخاطر او به دیگران را دارد، و برای رسیدن به او با مرد آلفای دیگری رقابت می‌کند و برنده‌ او را در اختیار می‌گیرد و ... اوج نهایی فانتزی جنسی زنانه.

همینست دلیل آنکه قاتلان سریالی در زندان نامه‌های عاشقانه از هزاران دختر جوان دریافت می‌کردند، و محل عشق بی‌مانندی از سوی زنان بودند. اینها از دو جنبه برای زنان جذاب بودند، اول آنکه کلا موجوداتی غرجنسی بودند، اینکه از زنان فقط سکس نمی‌خواستند و زنان هر مردی که نتوانند از طریق سکس بفریبند را همزمان مورد عشق/نفرت ِ توام با کنجکاوی کنترل‌ناشدنی قرار می‌دهند، و دیگر توانایی باورنکردنی این مردان در اعمال خشونت و وحشی‌گری افسارگسیخته است:

تد باندی قاتل بیش از سی زن در زندان گونی‌گونی نامه‌ی عاشقانه دریافت می‌کرد.

ریچارد رامیرز قاتل و متجاوز جنسی سریالی که در زندان با یکی از زنانی که برایش نامه‌های عاشقانه می‌فرستادند ازدواج کرد. دخترهای جوان بیرون از جلسه‌ی دادگاه محاکمه‌ی او صف می‌کشیدند تا شاید بتوانند فقط برای لحظه‌ای او را از نزدیک ببینند.

پس بله، در نهایت رفتار این دخترها (که در میان خواستنی‌ترین زنان هستند) کاری بجز تست میزان آمادگی شما برای اعمال خشونت نیست.

پ.ن: آیا جالب نیست که در این دوره/قاره‌ای که ما هستیم خشونت برپاد زنان در میان پست‌ترین اعمالی‌ست که یک مرد می‌تواند مرتکب بشود، اما اینهمه دختر مشتاق کتک خوردن و تحقیر شدن بدست یک مرد هستند؟!

mosafer #۱۳۵
mosafer

متاسفم واقعا، که باید بگم؛موافقم
ولی الان وقتشو ندارم توضیح بدم در موردش

Ouroboros

هر نوع مخالفتی با هژمونی عقیدتی فمینیستی یا زن‌محوری بیولوژیکی که در مان جریان دارد، در آغاز به نگر بزرگنمایی می‌آید. برای مثال اگر من به شما بگویم آمار جدایی زوجهای لزبین بیشتر از مردان گی است شاید تعجب بکنید و شگفت‌زده بشوید چراکه تصویر و مدل سنتی این بوده که «مردان از تعهد می‌ترسند» و «مردان خائن هستند» و «طلاق همیشه تقصیر مرد است» و ... حالا شاید برای شما تعجب‌برانگیز نباشد چون مسلمان و سنتی هستید و شاید اینرا بگذارید پای همجنسگرایی آنها و اینکه چه می‌دانم، «بی بند و بار» هستند و اینها، اما اصل استدلال سر جای خود است: همه چیز در آغاز غلط به نظر می‌رسد.

نه بخاطر مسلمان بودن وسنتی بودن ِ من (که غیر این هم هستند کسانی که هم نظر باشند با من)، کلا با همجنس گرایی مخالفم و حس بدی به من دست میده وقتی رابطه ای به این شکل صورت میگیره
چه بسا نزدیکترین دوستان من همجنس گرا باشند و این رو مخفی کنند
ولی شخصا کارشون رو درست نمیدونم و علت طلاقشون هم بخاطر بند قرمز شده ی شماست از دید ِ من
شما میگی دو مرد راحتتر میتونن با هم کنار بیان؟
شاید همینطور باشه چون اطلاعاتی ندارم نمیتونم جبهه بگیرم یا تایید کنم

Ouroboros

مرد قربانی خشونت یک زن بجای حمایت توسط جامعه تحقیر می‌شود، اگر این مزیت زنی نیست پس چیست؟ از سوی دیگر، اگر به راستی زنان با مردان برابر هستند و به اندازه‌ی ما می‌توانند باهوش، دلیر و با همت باشند، پس به اندازه‌ی ما می‌توانند عوضی و دگرآزار و مریض هم باشند، و از این که یک زن می‌تواند با خیال آسوده به صورت یک مرد سیلی بزند، یا در خیابان هرچه دلش خواست به او دشنام بدهد، بی آنکه مرد قادر به دفاع از خود باشد باعث می‌شود آن زنان عوضی و دگرآزار و مریض از این شرایط سوء استفاده بکنند.

آمار، در کشورهایی که آمار می‌گیرند، نشان می‌دهد که خشونت خانگی را زن و مرد به یک اندازه شروع می‌کنند، و حتی در روابطی که هیچ مردی حضور ندارد(مثل روابط زنان لزبین)میزان آن «بیشتر» از روابطی‌ست که مرد در آنها حضور دارد.

و با این قسمت صحبتتون کاملا موافقم
مخصوصا کتک خوردن پسر بچه ها
همیشه مظلومتر از دختران در این زمینه
من چون خودم هر دوش رو دارم بهتر میتونم درک کنم
البته ما اهل کتک کاری نیستیم ولی میبینم دخترم با چرب زبونی پدرش رو تسخیر میکنه و باعث میشه برادرشو گناهکار جلوه بده در دعوای بچه گانه ای که بین همه ی بچه ها هست
حتی با وجود اینکه چند سال از برادرش کوچکتره
من تحت تاثیر شیرین زبونیش قرار نمیگیرم در این مواقع
ولی همسرم نه !
و گاهی بحثمون میشه که چرا حق رو به دخترمون میدی
ببینید خود ِ مردها از همون کودکی حق رو دو دستی به زنها میدن
چون یکی از شگردهای زنانه ،زبون اونهاست
عادلانه رفتار کردن حتی بین فرزند خود ، سخت هست کما اینکه حق با دیگری باشه
البته در خانواده ی ما این از سمت همسرم بیشتر هست چون شدیدا به دختر علاقه داره و همیشه اصرار بر داشتن فرزند دوم رو بخاطر دختر بودن میکرد

undead_knight #۱۳۶

خب برام الان سوال پیش اومده که وضعیت مردان و زنان در جامعه مورد آرمانی چطور خواهد بود؟!
میخوام ببینم قدرت پیشبینی و مدل سازی این کامپیوتری که توی سرم هست چقدره:))

نکته:میخواستم از اینها برای راه اندازی یک سایت شبیه manboobz استفاده کنم ولی دیدم در بهترین حالت ترجمه مسخره کردن های این جور چیزا میشه،حیف نه مسخره کردن هام ارجینال میشه نه مطالبی که مسخره میکنم:))

undead_knight #۱۳۷

در مزداهیک[6], این ابزار والای اندیشیک مینگرم, همه‌یِ مزداهیکدانان اش را مرد میابم.

در رایانه و ابزارِ کار روزانه‌ام مینگرم, زنان؟ heh, شوخی خوبی است: هزار و یک زنِ لیسانسه‌یِ رایانه داریم و دریغ از اندکی دانش راستین و پیشبردین[7] در ایشان.

در فلسفه مینگرم, این بی کم‌وکاست خوشی‌آورترین دستآورد هومنی[8], زن؟ I don't think so.

در زبان‌شناسی می‌کندوکاوم[9], سخن کوتاه, هر زبان‌شناسی در هر زبانی که میشناسم مرد است.

در گیتیگ[10] مینگرم, در کنار انبوهی از مردان, آری یک چندتایی هم زن ایستاده‌اند.

در فرنودسار[11] مینگرم, چیزیکه بیشتر از همه زنان به آن می‌نیازند و افسوس, هتا یک زن نمیبینم!

تنها جاییکه زنان تا اندازه‌‌یِ پذیرفتنی‌ای پیشرو بوده‌اند ادبسار[12] است و بس, که دو تا از نویسندگان
محبوب (favorite) من زن میباشند (+ چندتایی از خوشی‌آورترین کتاب‌هایی که خوانده ام نیز نویسنده‌ی زن داشته‌اند).

با اندکی خشم باید بگویم از کودکی بگونه‌ای همه اینها را ما Taken for Granted کرده‌ایم (یا برایمان کرده‌اند)
و انگار نه انگار که تک تکِ این دستاوردهای بزرگ را مردان با رنج و کوشش فراوانِ تنهایِ خودشان بدست آورده‌اند.

زنان اگر میخواهند هتا یک ارزن ارج مرا در جهانِ امروز, جهانیکه پابه‌پای من ویل[13] و زمان برای پیشرفت و پرداخت به این ارزشهای
والای جهانی دارند را داشته باشند, باید که دست از این مفت‌خوری‌ها و گسارندگی‌ها یشان برداشته و در رسیدن به آنها گام
بردارند;

hello sexist friends i'm back :))
خب البته با این نگاه ما میتونیم کل قاره آفریقا رو به مفت خور وگسارنده دستاوردهای علمی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی سپیدپوست ها(و با درجه کمتر سایر نژاد ها) بدونیم. you know what,this is racism :))
مردان اروپا قبل از عصر روشنگری دقیقا چه وضعیتی داشتند!؟ :))
البته اگر در عصر حاضر به دنبال زنان دانشمند میگشتی مطمئن شمار قابل توجهی دانشمند معروف پیدا میکردی:))
The 50 Most Important Women in Science | DiscoverMagazine.com
البته من مدعی نمیشم توانایی های ذهنی زنان و مردان مشابه هست یا اینکه مردان نقش مهمی در دستاوردهای فعلی ما نداشتند ولی نگاه صرف به آمار اون هم در گذشته ها ساده انگاری بش از حده:)

Ouroboros #۱۳۸
undead_knight

خب البته با این نگاه ما میتونیم کل قاره آفریقا رو به مفت خور وگسارنده دستاوردهای علمی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی سپیدپوست ها(و با درجه کمتر سایر نژاد ها) بدونیم. you know what,this is racism :))

ترجمه کنید.

undead_knight

نکته:میخواستم از اینها برای راه اندازی یک سایت شبیه manboobz استفاده کنم ولی دیدم در بهترین حالت ترجمه مسخره کردن های این جور چیزا میشه،حیف نه مسخره کردن هام ارجینال میشه نه مطالبی که مسخره میکنم:))

چیزی بجز این دلقک‌بازی‌ها و ترور شخصیت و حمله‌های شصخی از فمینیستها ندیده‌ایم، مایه‌ی دلسردی‌ست که شما را هم آنطرفی می‌بینیم.

Mehrbod #۱۳۹
undead_knight

hello sexist friends i'm back :))
خب البته با این نگاه ما میتونیم کل قاره آفریقا رو به مفت خور وگسارنده دستاوردهای علمی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی سپیدپوست ها(و با درجه کمتر سایر نژاد ها) بدونیم. you know what,this is racism :))
مردان اروپا قبل از عصر روشنگری دقیقا چه وضعیتی داشتند!؟ :))
البته اگر در عصر حاضر به دنبال زنان دانشمند میگشتی مطمئن شمار قابل توجهی دانشمند معروف پیدا میکردی:))
The 50 Most Important Women in Science | DiscoverMagazine.com
البته من مدعی نمیشم توانایی های ذهنی زنان و مردان مشابه هست یا اینکه مردان نقش مهمی در دستاوردهای فعلی ما نداشتند ولی نگاه صرف به آمار اون هم در گذشته ها ساده انگاری بش از حده:)

اینها دستآویز[1] است, میدانیم که دستآورد‌هایِ یک مردمان (peoples) وابستگی بالایی به پرگیر[2] و فرهنگی که در آن میزیوند[3] دارد,
چنانکه در ایران باستان کشور ما از پیشروترین و پیشرفته‌ترین کشورهای جهان بوده, ولی امروز به قول مزدک در آفتابه سازی هم لنگ میزنیم.

آیا نژاد ما دگریسته؟ بیگمان نه, ولی فرهنگ ما دگریسته.

اروپا را هم که دیگر قرون وسطی اش برای همگان مانند روز روشنه و از سوزاندن جادوگران (که راستی میانشان مرد هم بوده) امروز به همسریِ قانونی همجنسگرایان رسیده.

نکته را میگیرید؟ ما همگنی[4] نداریم,

در تاریخ مینگریم, گاهی یک فرهنگ (مانند ایران) پیشرفته بوده, گاهی واپسمانده بوده.
ولی به دستآورد‌هایِ دانشیک/فلسفی زنان که مینگریم در سرتاسر تاریخ آیا همگن و بی‌تفاوت نیست؟

امروز بنسبت بیشتر شده یا تنها بیشتر شده‌اند؟

اگر تنها بیشتر شده‌اند که جای خسته نباشید دارد, امروز زادگان[5] بشر مرز ٧ میلیارد را هم سپرانده, شما چشمداشت
دیدن چندتایی زن دانشمند بیشتر را در برابر انبوهی, بیشمار انبوهی از مردانِ فرهیخته و دانشمند و فیلسوف هم یعنی نداشتید!؟

پس میبینید که از سخنان من به هیچ روی به نژادپرستی نمیرسیم و بسا اینکه من بر پادِ شما از چندی پیش بر این شده ام
که زن و مرد را یکسان و یک اندازه توانا به انجام کارها ببینم و اکنون نیز چشمداشت یکسانی به یک زن دربرابر یک مرد دارم و بس; مگر اینکه بگویید نباید داشته باشم؟ (:

اگر اینها به دید شما sexist میاید, خوب بندارستی بیاید (sexism از ناتوانی سرشتین زنها میگوید), از بیخ در این جستار گفته‌ایم
که برای ما مردان دیگر این ترفند‌هایِ «زنستیز خواندن»و «sexist» خواندن و «شما در زندگی کُس به اندازه نمیگیرد برای
همین زنستیز شده‌اید» اهمیتی ندارند و با این برچسب‌ها و انگزنی‌ها نمیتوانید حقیقت (فرهود[6]) را خفه کنید! so good luck with that (:

----
1. ^ dast+âviz::Dastâviz || دستاویز: مستمسک; آنچه همراه آورند و وسیله‌یِ داو (ادعای) خود سازند. Ϣiki-En, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ pretext; excuse
2. ^ par+gir::Pargir || پرگیر: پیرامون, محیط environment
3. ^ Zistan <— Zividan
4. ^ ham+genidan::Hamgenidan || همگنیدن: همگن کردن to homogenize
5. ^ zâd+eg+ân::Zâdegân || زادگان: جمعیت Ϣiki-En population
6. ^ far+hud::Farhud || فرهود: فرهوده; هوده=حق; حقیقت Ϣiki-En truth

Ouroboros #۱۴۰
Mehrbod

امروز بنسبت بیشتر شده یا تنها بیشتر شده‌اند؟

«چگونه» بیشتر شده‌اند هم محل پرسش است، که آیا اگر نبود کمک‌های بی‌شمار دولتی برای شرکت دادن آنها، بی‌عدالتی‌ها و نابرابری‌های حقوقی و اجتماعی که مردان با آنها روبرو هستند، بورسیه‌های اختصاصی، Affirmative Action، «معضل» جلوه دادن شرایطی که در آن «به اندازه‌ی کافی» زن در یک حرفه، شاخه یا گروه علمی وجود ندارد(مثل بازی وقیح و دل‌بهم‌زن فمینیستها پیرامون شمار زنان شاغل در Stem Fields)، «زن‌پسند» کردن محل کار، تحصیل و کنشگری اجتماعی و ... بازهم زنان همین «دستاوردهای» استثنایی، که چیزی بجز همین نیستند(استثنایی)را بدست می‌آوردند یا چه.

undead_knight #۱۴۱
Ouroboros

ترجمه کنید.
چیزی بجز این دلقک‌بازی‌ها و ترور شخصیت و حمله‌های شصخی از فمینیستها ندیده‌ایم، مایه‌ی دلسردی‌ست که شما را هم آنطرفی می‌بینیم.

خب این مغلطه یابی اگر همیشه فعال بود قطعا زحمت من کمتر میشد:))

اتفاقا من میگم c و b تقریبا یکسان هستند:)

خب قسمت های زن ستیز معمولا پاسخ بهتری دریافت نمیکنند ولی برای قسمت های دیگه میشه جواب منطقی پیدا کرد:)

undead_knight #۱۴۲
Mehrbod

اینها دستآویز[1] است, میدانیم که دستآورد‌هایِ یک مردمان (peoples) وابستگی بالایی به پرگیر[2] و فرهنگی که در آن میزیوند[3] دارد,
چنانکه در ایران باستان کشور ما از پیشروترین و پیشرفته‌ترین کشورهای جهان بوده, ولی امروز به قول مزدک در آفتابه سازی هم لنگ میزنیم.

آیا نژاد ما دگریسته؟ بیگمان نه, ولی فرهنگ ما دگریسته.

اروپا را هم که دیگر قرون وسطی اش برای همگان مانند روز روشنه و از سوزاندن جادوگران (که راستی میانشان مرد هم بوده) امروز به همسریِ قانونی همجنسگرایان رسیده.

نکته را میگیرید؟ ما همگنی[4] ندارید, در تاریخ مینگریم, گاهی یک فرهنگ (مانند ایران) پیشرفته بوده, گاهی واپسمانده بوده.
ولی به دستآورد‌هایِ دانشیک/فلسفی زنان که مینگریم در سرتاسر تاریخ آیا همگن و بی‌تفاوت نیست؟ امروز بنسبت بیشتر شده یا تنها بیشتر شده‌اند؟

اگر تنها بیشتر شده‌اند که جای خسته نباشید دارد, امروز زادگان[5] بشر مرز ٧ میلیارد را هم سپرانده, شما چشمداشت
دیدن چندتایی زن دانشمند بیشتر را در برابر انبوهی, بیشمار انبوهی از مردانِ فرهیخته و دانشمند و فیلسوف هم یعنی نداشتید!؟

پس میبینید که از سخنان من به هیچ روی به نژادپرستی نمیرسیم و بسا اینکه من بر پادِ شما از چندی پیش بر این شده ام
که زن و مرد را یکسان و یک اندازه توانا به انجام کارها ببینم و اکنون نیز چشمداشت یکسانی به یک زن دربرابر یک مرد دارم و بس; مگر اینکه بگویید نباید داشته باشم؟ (:

اگر اینها به دید شما sexist میاید, خوب بندارستی بیاید (sexism از ناتوانی سرشتین زنها میگوید), از بیخ در این جستار گفته‌ایم
که برای ما مردان دیگر این ترفند‌هایِ «زنستیز خواندن»و «sexist» خواندن و «شما در زندگی کُس به اندازه نمیگیرد برای
همین زنستیز شده‌اید» اهمیتی ندارند و با این برچسب‌ها و انگزنی‌ها نمیتوانید حقیقت (فرهود[6]) را خفه کنید! so good luck with that (:

----
1. ^ dast+âviz::Dastâviz || دستاویز: مستمسک; آنچه همراه آورند و وسیله‌یِ داو (ادعای) خود سازند. Ϣiki-En, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ pretext; excuse
2. ^ par+gir::Pargir || پرگیر: پیرامون, محیط environment
3. ^ Zistan <— Zividan
4. ^ ham+genidan::Hamgenidan || همگنیدن: همگن کردن to homogenize
5. ^ zâd+eg+ân::Zâdegân || زادگان: جمعیت Ϣiki-En population
6. ^ far+hud::Farhud || فرهود: فرهوده; هوده=حق; حقیقت Ϣiki-En truth

با نکته خوبی شروع کردی ولی در اخرش خراب کردی:))

دقیقا اینجا نقش فرهنگ مشخص میشه،اتفاقا در نسبت ها هم تغییر کرده من برات از دانشمندان مهم گذاشتم از نسبت میخوای اینها اینجاست:

a study has shown that whereas girls outperform boys in science in most countries, this is not the case for the UK (and the USA and Canada

اینها هم توطئه فمنیست هاست البته:)))

اتفاقا وقتی گذشته رو مبنای قضاوت قرار میدی باید گفت که آفریقایی هم نسبت به دستاوردهای انسانی حالت انگلی داشتند و اگر در حال حاضر و مخصوصا در آمریکا پیشرفت هاشون بیشتر شده مهم نیست،باید دید که در گذشته چندان دستاورد قابل توجهی برای بشریت نداشتند(اتفاقا ایران رو مثلا مثال نزدم که مثلا زمانی سرآمد بوده)

practices and actions reflecting the belief that humanity is divided into distinct biological groups called races and that members of a certain race share certain attributes which make that group as a whole less desirable, more desirable, inferior or superior

خب میبینی که از لحاظ تعریفی با نژاد پرست ها اختلاف نظر خاصی ندارید فقط به جای نژاد روی جنسیت تاکید میکنید:)
البته از سکسیت بودن ناراحت نباشید،به هر حال وقتی باهاش مشکلی ندارید میتونید بهش افتخار کنید!من هم برای لذت خودم میگم نه اینکه کسی رو شرمنده کنم:))

Mehrbod #۱۴۳
undead_knight

با نکته خوبی شروع کردی ولی در اخرش خراب کردی:))

دقیقا اینجا نقش فرهنگ مشخص میشه،اتفاقا در نسبت ها هم تغییر کرده من برات از دانشمندان مهم گذاشتم از نسبت میخوای اینها اینجاست:
اینها هم توطئه فمنیست هاست البته:)))

آفرین, مگر سخن چیز دیگری بود؟ کوشش ما نیز ستیز با همین «فرهنگ مفتخوری» است که گفتی و اگر نسبت‌ها هم دگرسته‌اند[1] از روی همین رویکرد بوده است.

هرچند سخن امیر را نیز نباید بفراموشیم:

Ouroboros

«چگونه» بیشتر شده‌اند هم محل پرسش است، که آیا اگر نبود کمک‌های بی‌شمار دولتی برای شرکت دادن آنها، بی‌عدالتی‌ها و نابرابری‌های حقوقی و اجتماعی که مردان با آنها روبرو هستند، بورسیه‌های اختصاصی، Affirmative Action، «معضل» جلوه دادن شرایطی که در آن «به اندازه‌ی کافی» زن در یک حرفه، شاخه یا گروه علمی وجود ندارد(مثل بازی وقیح و دل‌بهم‌زن فمینیستها پیرامون شمار زنان شاغل در Stem Fields)، «زن‌پسند» کردن محل کار، تحصیل و کنشگری اجتماعی و ... بازهم زنان همین «دستاوردهای» استثنایی، که چیزی بجز همین نیستند(استثنایی)را بدست می‌آوردند یا چه.

این امتیاز‌هایِ ویژه هنوز دنباله روی همان «فرهنگ انگل‌واری» زنانه هستند و بی کم و کاست باید از میان بروند.

به سخن دیگر, روشنه که ما نه تنها آزرده نیستیم که مایه‌یِ شادکامی امان نیز هست که شمار زنان در این زمینه‌ها هر چه بیشتر هم
شود, but last time I checked زنان هنوز هتا به نسبت ١٠-٩٠ هم در برابر مردان نرسیده‌ بودند, پس هنوز تا ٥٠-٥٠ دورای[2] بسیاری مانده و ما هم میکوشیم
اینجا با روشنگری بیشتر به زنانی که هنوز در همینِ «فرهنگ مفت‌خوری» جازده‌اند بگوییم که دیگر زمان مفتخوری و بهره‌کشی سرآمده و اگر میخواهند ارج ما مردان را
داشته باشند باید که بمانند دیگر همجنسان کوشا و مایه‌یِ نازش اشان پیش‌رفته و بی امتیاز ویژه گرفتن, خودشان را در همه‌یِ زمینه‌هایِ دانش و فلسفه به مردان بنزدیکند[3].

undead_knight

اتفاقا وقتی گذشته رو مبنای قضاوت قرار میدی باید گفت که آفریقایی هم نسبت به دستاوردهای انسانی حالت انگلی داشتند و اگر در حال حاضر و مخصوصا در آمریکا پیشرفت هاشون بیشتر شده مهم نیست،باید دید که در گذشته چندان دستاورد قابل توجهی برای بشریت نداشتند(اتفاقا ایران رو مثلا مثال نزدم که مثلا زمانی سرآمد بوده)

روشنه که از دید واقعیت بیرونی میان نژاد‌ها نیز دگرسانی‌هایی هست (هیچ ژنتیک‌دانی این را نمی‌ورسورد[4]), ولی سیاهپوستان از دیگران
بهره‌کشی نکرده‌اند که آنها را انگل بنامیم (واپسین بار که مینگریستیم, سپیدپوستان آنها را برده کرده بودند), هنگامیه زنان از چند سده‌یِ پیش نه تنها بی بهره‌رسان بوده‌اند -
در ریختی که بگوییم سیاهپوستان هم کاری نکرده‌اند {که من آگاهی ندارم} - که مردان را به جای خودشان به کار واداشته‌اند و خود در کناری نشسته و دسترنج بهترینِ آنها را از آنِ خودشان کرده‌اند —> انگل‌وارگی

یکبار دیگر, فراموش نشود که زنان همیشه انگل نبوده‌اند, با پیشرفت دانش و فندآوری[5]

است که انگل شده‌اند —> در گذشته‌هایِ دور زنان هزینه‌هایِ سنگین بارداری و بچه‌داری را میداده‌اند.

سرانجام نیز این چیزهاییکه شما میگویید هنوز به ژنتیک دامن میزنند, هنگامیکه من دارم به شما میگویم از دید من زنان دربرابر مردان یک‌اندازه توانا
هستند و پس چمداشت یکسانی هم از آنها باید داشته باشیم. مگر اینکه یکبار دیگر بگویید یک اندازه توانا نیستند و نباید چشمداشت ما یکی باشد؟ (:

undead_knight

خب میبینی که از لحاظ تعریفی با نژاد پرست ها اختلاف نظر خاصی ندارید فقط به جای نژاد روی جنسیت تاکید میکنید:)
البته از سکسیت بودن ناراحت نباشید،به هر حال وقتی باهاش مشکلی ندارید میتونید بهش افتخار کنید!من هم برای لذت خودم میگم نه اینکه کسی رو شرمنده کنم:))

نگران نباشید, ما از اینکه شما ناراحت نمیشوید از اینکه ما ناراحت نمیشویم هم ناراحت نمیشویم (:

----
1. ^ Digarestan <— Degarestan || دیگرستن: تغییر کردن Ϣiki-En to change
2. ^ Durâ || دورا: فاصله Ϣiki-En distance
3. ^ Nazdikidan || نزدیکیدن: نزدیک کردن to bring close; to come close
4. ^ var+suridan::Varsuridan || ورسوریدن: انکار کردن to deny
5. ^ fand+âvar+i{pasvand}::Fandâvari || فنداوری: تکنولوژی Ϣiki-En technology

sonixax #۱۴۵
undead_knight

فرهنگ مفت خوری :)

جالبه عکسهایی که گذاشتید در کشورهاییست که فمنیستهای دوزاری معتقدند زن ستیز هستند :)))))

نتیجه => در کشورهای زن ستیز زنان کمتر مفت خورند

:)))

Mehrbod #۱۴۶
sonixax

جالبه عکسهایی که گذاشتید در کشورهاییست که فمنیستهای دوزاری معتقدند زن ستیز هستند :)))))

نتیجه => در کشورهای زن ستیز زنان کمتر مفت خورند :)))

ایشان استاد نسبت‌یابی هم بودند, ولی نمیدانم چرا جاهایی که به سودشان نیست نسبت همین مردانی که این کارها را میکنند را به زنان نمیگیرند.

شاید چون صرف نمیکند؟

🤫 😁

undead_knight #۱۴۷
Mehrbod

یکبار دیگر, فراموش نشود که زنان همیشه انگل نبوده‌اند, با پیشرفت دانش و فندآوری[5] است که انگل شده‌اند —> در گذشته‌هایِ دور زنان هزینه‌هایِ سنگین بارداری و بچه‌داری را میداده‌اند.

sure :))

Ouroboros

تنها تفاوت آنست که از دوران شکارچی-گردآورندگی انسان یک جنس تصمیم گرفت در خانه روی ماتحت خود بنشیند، و از مهبل خود برای فاحشگی منابع و امکانات بهره بگیرد، حال آنکه جنس دیگر با دست برهنه به شکار درندگان می‌رفت. هجمه‌ای شوم از تنبلی، خودخواهی، فریب و سوء استفاده که در خطایی استراتژیک، آنرا هزار سالی زود لو دادید.

Ouroboros

نها راه بقا برای موجودی غیرمولد و آسایش‌طلب همچون زن

خب پس با این دیدگاه امیر مخالفی!؟

Mehrbod

ایشان استاد نسبت‌یابی هم بودند, ولی نمیدانم چرا جاهایی که به سودشان نیست نسبت همین مردانی که این کارها را میکنند را به زنان نمیگیرند.

شاید چون صرف نمیکند؟

پست من چند بخش بود،در هر حال اگر به همین بخش هم توجه کنیم نسبت و درصد هم زدم،فقط چند دیقه وقت برای خوندن میخواست;)

sonixax

جالبه عکسهایی که گذاشتید در کشورهاییست که فمنیستهای دوزاری معتقدند زن ستیز هستند :)))))

نتیجه => در کشورهای زن ستیز زنان کمتر مفت خورند :)))

بعله قسمت های مورد علاقه رو دیدید:))خب اول اینکه زنان مطلقا مفت خور نیستند،حداقل اونهایی که اونجور مثل مردها جون میکنند:)
بعد هم بخش مهمترش در مورد اقتصاد روابط! بود که نشون میده نسبت خرج کردن،دلیل کار کردن و دیدگاه ها به کار چیه.

undead_knight #۱۴۸
Ouroboros

«چگونه» بیشتر شده‌اند هم محل پرسش است،

به این خاطر که حق تحصیل زنان در گذشته محدود یا ناموجود بود؟!

Ouroboros

که آیا اگر نبود کمک‌های بی‌شمار دولتی برای شرکت دادن آنها، بی‌عدالتی‌ها و نابرابری‌های حقوقی و اجتماعی که مردان با آنها روبرو هستند، بورسیه‌های اختصاصی، Affirmative Action،

آمار دقیق این کمک و دلایلش رو داری؟!مثلا به چند درصد زنان میرسه یا مثلا چه امتیازاتی بهشون داده میشه که مردان فاقدش هستند.

Ouroboros

«معضل» جلوه دادن شرایطی که در آن «به اندازه‌ی کافی» زن در یک حرفه، شاخه یا گروه علمی وجود ندارد(مثل بازی وقیح و دل‌بهم‌زن فمینیستها پیرامون شمار زنان شاغل در Stem Fields)،

خب به تنهایی شمار دلیل خوبی برای اثبات تبعیض نیست و گاهی هم واقعا مسخره میشه،مثلا اینکه بخواند شمار زنان در رانندگی فرمول 1 زیاد بشه:)))

Ouroboros

«زن‌پسند» کردن محل کار، تحصیل و کنشگری اجتماعی و ... بازهم زنان همین «دستاوردهای» استثنایی، که چیزی بجز همین نیستند(استثنایی)را بدست می‌آوردند یا چه.

زن پسند بودن در مقابل مرد پسند بودن؟!محیط خنثی چه ویژگی ها رو باید داشته باشه؟

Mehrbod #۱۴۹
undead_knight

sure :))
پست من چند بخش بود،در هر حال اگر به همین بخش هم توجه کنیم نسبت و درصد هم زدم،فقط چند دیقه وقت برای خوندن میخواست;)

خب همان درسد‌ها هم که میگفتند شمار مردان کمابیش بیشتره؟


Region Agriculture Industry Services
Africa 43% women / 42% men 11% women / 20% men 46% women / 39% men
Asia (excluding China) 32% women / 26% men 12% women / 25% men 56% women / 49% men
Latin America and the Caribbean 7% women / 22% men 13% women / 27% men 80% women / 51% men
Europe and other more developed regions 6% women / 8% men 15% women / 36% men 79% women / 55% men

تازه کجای این آمار دقیقا سختی کارها را دسته‌بندی کرده بود؟ تنها سه دسته‌یِ کشاورزی, صنعتی و خدماتی کرده. سخت و آسان اش را شما سرخود درآوردی؟ 🤫

در کنار آن, شما آیا انکار هم میکنید که شمار مردانی که هر ساله در سرتاسر جهان در راه
انجام کارهای سخت و دشوار آسیب فیزیکی دیده و هتا کشته میشوند هم بسیار بیشتر از زنانه؟

undead_knight

بعله قسمت های مورد علاقه رو دیدید:))خب اول اینکه زنان مطلقا مفت خور نیستند،حداقل اونهایی که اونجور مثل مردها جون میکنند:)
بعد هم بخش مهمترش در مورد اقتصاد روابط! بود که نشون میده نسبت خرج کردن،دلیل کار کردن و دیدگاه ها به کار چیه.

مگر ما گفتیم "مطلقا" مفتخور هستند؟ ما داریم میگوییم با استناد به هر آماری (هتا آمار آورده شده‌یِ خودت)
نسبت
مردان به زنان در این پیشه‌هایِ سخت و مرگ‌آور و ناخواستنی دستکمِ دستکم دو برابر است و گاه به ١٠٠ برابر هم میرسد!

روی آروین[1] شخصی و در UK ای که من زندگی میکنم شمار زنانی که از نزدیک در کارهای سخت میبینم به مردان چه اندازه است؟ کمی بالاتر از 0 ئه.

در فرهود[2] نکته‌ای که میلاد اشاره کرد بسیار گیرائه, در کشورهای "زن‌ستیز" خوانده شده شمار
زنانی که در این پیشه‌هایِ سخت هستند به مردان نزدیکتره, در کشورهای غربیِ آزاد کمتر! go figure...

----
1. ^ Ârvin || آروین: تجربه Ϣiki-En, fa.wiktionary.org, Ϣiki-Pâ, Dehxodâ experience
2. ^ far+hud::Farhud || فرهود: فرهوده; حقیقت Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ, Dehxodâ truth

Ouroboros #۱۵۰

نمونه‌ای از شست‌شوی مغزی و دروغ‌پردازی که مردان از کودکی با آن روبرو می‌شوند و به توهم مردانه‌ی ایشان دامن می‌زند:

Adele - Skyfall (Lyric Video) - YouTube

به نغمه‌ها گوش بدهید از دقیقه‌ی سوم به بعد:

Where you go I go
What you see I see
I know I'd never be me
Without the security
Of your loving arms
Keeping me from harm
Put your hand in my hand
And we'll stand

Let the sky fall, when it crumbles
We will stand tall
Face it all together

....