حالا با این اوصاف و اینکه شاید همین امر باعث شده باشد زبان پارسی با تمام آسانیش نتواند خود را به خوبی گسترش دهد ، نظر شما در مورد تغییر الفبای تازی به الفبای لاتین که در تمام دنیا توانایی خواند و نوشتن به آن وجود دارد چیست ؟
شاید بد نباشد چند رسمالخط نمونه را نشان دهید میلاد گرامی.
منظور من همان الفبای لاتین است ، (abcd) که هم جهانیست و هم خواند و نوشتنش را اکثریت بلد هستند و البته مشکلاتی که اکنون با الفای عربی و پارسی داریم را نخواهیم داشت - مانند چپ چین راست چین و یونیکد و ...
تا آنجایی که من میدانم, رسمالخطهای دیگری مانند سیرلیک نیز داریم که گویا تاجیکها نیز با آن مینویسند. همانندی این رسمالخطها با یکدیگر میتواند دیدگاه بهتری به خوانندگان بدهد.
حالا با این اوصاف و اینکه شاید همین امر باعث شده باشد زبان پارسی با تمام آسانیش نتواند خود را به خوبی گسترش دهد ، نظر شما در مورد تغییر الفبای تازی به الفبای لاتین که در تمام دنیا توانایی خواند و نوشتن به آن وجود دارد چیست ؟
من مخالفم! این الفبای فعلی صد درصدایرانی است خودعربها رسم الخط نداشته وبه خط کوفی مینوشتند.
من مخالفم! این الفبای فعلی صد درصدایرانی است خودعربها رسم الخط نداشته وبه خط کوفی مینوشتند.
بگذارید یک نگاهی به رسم الخط کوفی بیندازیم :
فرقش با این جیزی که ما الان داریم مینویسیم چیه ؟ هیچی . ما بر سر آن چیزی که در دنیای کامپیوتر به نام فونت میشناسیم صحبت نمیکنم ، الفبای لاتین هم میلیاردها شکل مختلف دارد ولی در اصلش هیچ فرقی نمیکند .
ما در فارسی بر خلاف اعراب نه از اِعراب استفاده میکنم و نه در هنگام سخن گفتن این حروف را استفاده میکنیم : ض ص ث غ ح ظ ط ذ ً ٍ ٌ و این باعث شده که زبان ما در شکل نوشتاری اش نه تنها برای دیگران بلکه برای خودمان هم گیج کننده و مشکل شده است .
در عین حال مشکلات بسیار زیادی بواسطه ی غیر استاندارد بودن این خط با تکنولوژی هایی که خود تولید کننده اش نیستیم پیدا کرده ام ، اگر شما اندک تجربه ای در برنامه نویسی داشته باشید که فکر نمیکنم این طور باشد به خوبی درک میکنید که زبان فارسی و عربی بزرگترین معضل برای طراحی رابط کاربری هستند ، در عین حال به دلیل اینکه به جای استفاده از کد های اسکی مجبوریم از کد های یونیدکد که خودشان ترکیبی از کد های اسکی هستند استفاده کنیم و این باعث میشه که حجم دیتای تولید شده چندین برابر شود ، از طرفی ما برای فرمول نویسی و معادلات ریاضی مجبوریم از حروف لاتین استفاده کنیم و وقتی که این لاتین (چپ به راست) با فارسی (راست به چپ) قاطی میشود ، یک چیز خر تو خر و مسخره و بی سر و ته از آب در میاد و روند مطالعه ی این علوم رو برای دانش آموز کند میکنه .
به عبارت ساده تر یک دانش آموز ابتدا باید حروف لاتین را بیاموزد و سپس میتواند فرمولها را درک کند در ایران نخستین بار زبان انگلیسی را در دوره ی راهنمایی آموزش میدهند ولی استفاده از فرمول ها به دبستان و درس علوم بر میگردد - این هم یک دشواری دیگر .
در عین حال زبان ما در عین سادگی به واسطه ی همین رسم الخط عربی برای سایر ساکنان کره زمین که خواندن و نوشتن با این الفبا را نمیدانند غیر قابل درک است و این جلوی گسترش زبان فارسی را گرفته و اگر شما در خارج زندگی کنید میبینید که غیر ایرانیان سخن گفتن به زبان فارسی را خیلی سریع و طی چند ماه یاد میگیرند ولی خواندن و نوشتن آن را بعد از سالها هم نمیتوانند یاد بگیرند .
اگر زبان فارسی از الفبای لاتین استفاده میکرد الان در کشوری مانند آلمان به جای اینکه بعد از انگلیسی و اسپانیایی زبان سوم و یا چهارم ترکی باشد ! فارسی بود چون خیلی راحت تر از ترکی است و گویش دلنشین تری هم دارد و در عین حال ایده آل ترین زبان در کنار زبان فرانسه برای شعر است و شاید هم بعد از انگلیسی یکی از پر کاربرد ترین زبانها میشد .
دلایل زیاد دیگری هم هست که میتوان شمارد ولی مهم ترینش نا سازگاری این زبان با پدیده ای به نام کامپیوتر است و میدانیم که دنیای امروز تمامن به دست کامپیوتر ها کنترل میشوند ، از آبی که شما میاشامید تا گاز و برق منزل و هر وسیله ای که به صورت کارخانه ای تولید شده باشد همه و همه بدون وجود کامپیوتر ها دیگر وجود ندارند و یا تهیه شان به شدت مشکل میشود .
حتا مایکروویو و ماشین لباسشویی و یخچال و تلویزیون و سایر وسایل الکترونیکی پیچیده ی منزل شما یک کامپیوتر کوچک برای کنترل عملکردهایش به صورت داخلی دارد و حتا لامپ منزل شما بدون وجود کامپیوتر ها روشن نمیشود و نمیتوانید برق را با این قیمت اندک و به صورت همگانی در دسترس داشته باشید .
گذشته از فوایدی که توی دنیای کامپیوتر داره خیلی چیزهای دیگه هم هست که من فکر میکنم تغییر الفبا به لاتین میتونه خیلی سودمند باشه،یه روز توی یه روم پاتالک بودم نمیدونم چی شد که چیزی به فارسی نوشتم،ادمین بهم گفت لطفا عربی ننویسید،این برای من از فحش بدتر بود،نکته اینه،خارجیهایی که زیاد دقت ندارند فکر میکنند این الفبا عربی هست و هیچ زبون دیگه ای به این الفبا نوشته نمیشه،دوم اینکه اگر الفبای لاتین استفاده بشه مردم به فرهنگ کشورهایی که لاتین استفاده میکنند نزدیکتر میشن که توی گفتگو هم همین بحث مطرح شد،سوم این مسخره بازی های ص س ث تموم میشه،وای چقدر متنفرم وقتی کسی یکی حرف مثل ت ط رو جای هم مینویسه و از بقیه تذکر راجع به غلط بودنش و یا بی سواد بودنش دریافت میکنه متنفرم،البته خود من به روانی الفبای فعلی نمیتونم الفبای فینگلیش رو بخونم،ولی خوب اگر اشتباه نکنم این فقط برای کسانی که از اول عمر با این الفبا زبان یاد گرفتن سخت باشه،و به نظرم این کار سودهاش از زیان هاش خیلی بیشتره.
نخست اینکه، آیا بکار بردن "مثل ترکها" در اینجا به معنی فحش است؟ اگر اینچنین که برای من و هر کسی که انگیزههای نژاد پرستی نداشته باشد، ترک و ایرانی یکسان هستند.
از سوی دیگر، من خودم دبیره سیریلیک را دوست دارم، زیبایی ویژهای دارد، ولی از دید کاربستی به دبیره لاتین (ولی اندکی ویرایش شده که حرفهای جداگانه برای "خ", "ژ" و .. داشته باشد) رای میدهم.
«تنها» بخاطر شکل و شمایل و سرعت در نوشتن ؛ خیر ولی بلی بخاطر شکل و شمایل و سرعت آن .
در حال حاضر توان ادامه گفتگو ندارم(؟ شبی است نخوابیده ام) ولی اگر مجالی باشد این موضوع جای گفتگو دارد.
در باره ی شکل و شمایل که سلیقه ی شماست و فکر نمیکنم جای بحثی درش باشد . ولی در مورد سرعت خواندن ، تمامن بر میگردند به سابقه ی طولانی مدت استفاده من و شما و مهربد و دیگران از این دبیره است که در خواندن آن سریع هستیم ! وگرنه کسی که از کودکی از هر دبیره ی دیگری استفاده کرده ، در رابطه با آن دبیره خوب سریع تر از سایر دبیره هاست و این یک چیز طبیعی است . اگر شما خواندن و نوشتن یک چینی را ببینید متوجه میشوید که در خواند و نوشتن به زبان خودش بسیار سریع تر از هر زبان دیگه ای حتی انگلیسیست ، چیزی که خواندن یک بخش یا یک جمله ی آن برای مشروط بر اینکه با آن زبان آشنایی داشته باشیم بسیار وقت گیر است .
عین همین مساله در مورد دبیره عربی که در پارسی استفاده میشود هم هست ، همسر یکی از دوستان ما در اینجا آلمانیست و فارسی را نیز به خوبی میتواند بخواند و بنویسد - ولی در عین حال سرعتش در خواندن و نوشتن فارسی با اینکه دوران پهلوی در ایران ادبیات فارسی خوانده است و مدتی نیز در سفارت آلمان در ایران فارسی را تدریس میکرده بسیار کند است
عین همین مساله در مورد دبیره عربی که در پارسی استفاده میشود هم هست ، همسر یکی از دوستان ما در اینجا آلمانیست و فارسی را نیز به خوبی میتواند بخواند و بنویسد - ولی در عین حال سرعتش در خواندن و نوشتن فارسی با اینکه دوران پهلوی در ایران ادبیات فارسی خوانده است و مدتی نیز در سفارت آلمان در ایران فارسی را تدریس میکرده بسیار کند است .
ولی درباره تندتر بودن نوشتن با دبیره عربی فکر نمیکنم کسی مخالفتی داشته باشد.
ولی درباره تندتر بودن نوشتن با دبیره عربی فکر نمیکنم کسی مخالفتی داشته باشد.
تند است برای اینکه عملاً هیچ چیز را نمینویسیم،اگر میخواستیم مثل اعراب صدا ها را هم بنویسیم کندتر از بقیه بود.البته سر هم بودنش کلمات به تنهایی حسنیست در سریع نوشتن.این ابتکار ایرانیان هم که صدا ها را نمینویسند روی هم رفته کار خوب و مفیدی بوده.برای من که عربی نوشتن با صدا گذاریش همیشه روی اعصاب بوده
تند است برای اینکه عملاً هیچ چیز را نمینویسیم،اگر میخواستیم مثل اعراب صدا ها را هم بنویسیم کندتر از بقیه بود.البته سر هم بودنش کلمات به تنهایی حسنیست در سریع نوشتن.این ابتکار ایرانیان هم که صدا ها را نمینویسند روی هم رفته کار خوب و مفیدی بوده.برای من که عربی نوشتن با صدا گذاریش همیشه روی اعصاب بوده
البته در اینکه این تندتر نوشتن و صرف نظر کردن از سداها در آسیب رساندن به زبان و نوشتار ما چه نقش مهمی دارد من هم با شما همرایام، ولی به هر روی، مایه تندتر بودن این دبیره شده است.
همچنین تاجایی که من میدانم، عربها هم سداها را مگر در نوشتارهای ویژهای بیشتر نمینویسند:
خوب اینکه تایید سخن من است! من هم گفتم در عربی مگر نوشتههای ویژهای مانند قرآن را با اِعراب نمینویسند و سداگذاری نمیکنند، چنانکه در وبلاگ هم میتوان دید.
عزيزي القمر.. بخصوص إنك بتلف حول الأرض، عم تحاول تطبقها مثلاً
عزيزي مروان خوري بخصوص أغنية خدني معك مخلفك ونسيانك مثلا؟
عزيزي الصرصور نطوب البيت بأسمك مثلا ؟؟
عزيزي حرامي صبابيط الجامع … أغير ديانتي مثلا
شمار کارکترهای فشرده شده بدون به شمار آوردن space: 835
شمار تشدیدهای بکاررفته: 0 (تنها یک تشدید در title بکار رفته بود)
اُ بکار رفته: 0
اَ بکار رفته: 0
اِ بکار رفته: 0 😆
پس یکبار دیگر، عربها نیز مانند ایرانیها، در نوشتارهای روزمره سداها را نمینویسند.
در تندتر بودن نوشتن با خودنویس و دستی، در پارسی اندکی تندتر از عربها خواهیم بود، چرا که تنوین و دو نقطه یـ را در پایان "ي" نمینویسیم، که روی هم رفته اصلا نیازی به حساب کردن تفاوت تندی آن هم نمیرود.
پانویس: "اون دو نقطههای اضافی" هم یک کارکتر برای خودشان هستند. در layout های قدیمی ویندوز برای پارسی هم "ی" همان "ي" بود، پس از چند سال تازه آمدند برای ما درستش کردند.
به این چم که واژگان بکار رفته سدا ندارند که خواسته باشند آنها را بنویسند؟
خوب اینکه تایید سخن من است! من هم گفتم در عربی مگر نوشتههای ویژهای مانند قرآن را با اِعراب نمینویسند و سداگذاری نمیکنند، چنانکه در وبلاگ هم میتوان دید.
این دیگر چگونه استدلالی بود؟ تنوین که واکه و سداگذاری نیست!
تشدید میشود تنها یک مورد، ما هم تا همین چند سال پیش تشدید را مینوشتیم و چیز چندانی هم نیست.
شمار کارکترهای فشرده شده بدون به شمار آوردن space: 835
شمار تشدیدهای بکاررفته: 0 (تنها یک تشدید در title بکار رفته بود)
اُ بکار رفته: 0
اَ بکار رفته: 0
اِ بکار رفته: 0 😆
پس یکبار دیگر، عربها نیز مانند ایرانیها، در نوشتارهای روزمره سداها را نمینویسند.
در تندتر بودن نوشتن با خودنویس و دستی، در پارسی اندکی تندتر از عربها خواهیم بود، چرا که تنوین و دو نقطه یـ را در پایان "ي" نمینویسیم، که روی هم رفته اصلا نیازی به حساب کردن تفاوت تندی آن هم نمیرود.
پانویس: "اون دو نقطههای اضافی" هم یک کارکتر برای خودشان هستند. در layout های قدیمی ویندوز برای پارسی هم "ی" همان "ي" بود، پس از چند سال تازه آمدند برای ما درستش کردند.
مهربد جان ما این سه تا رو داریم که عربها هم مثل ما نمینویسند : َ ُِ که بهشون میگند : فتحه ، کسره ، ضمه ولی این سه تا رو هم داریم که ما نمینویسیم ولی عربها مینویسند : ً ٌ ٍ اسم این سه تا رو نمیدونم ولی هستند و اعراب مینویسند .
مثالش رو هم بهتون نشون دادم ، تشدید رو هم به هر روی ما نمینویسیم و همین طور همزه رو .
برای نمونه هم همون کلمه مثلاً ، ما مینویسیم مثلا - یا تقریباً ، ما مینویسیم تقریبا . اگر برای یک عربی ً رو ننویسید نمیفهمه منظور شما masalaaa بوده یا masalan ، چون هر دو تاش مثل هم نوشته میشه و اینها هم خودشون سه تا صدای اضافی محسوب میشند .
در آلمانی هم سه حرف صدا دار اضافی داریم : ä و ö و ü که تلفظ جداگانه ای دارند .
من فکر میکنم شما منظور من رو درست متوجه نشدید : من از اَ اِ اُ حرف نمیزنم ، من از اً اٍ اٌ دارم حرف میزنم .
به شکل لاتین بنویسم میشه : An , en , on ولی اونهایی که شما نوشتید میشه a , e , o .
در مورد تشدید ها هم ، باید دید آیا کلمه ای در متن بوده که تشدید بخواهد و برایش نوشته نشده باشد .
ولی تشدید درش به کار رفته ، حالا پرسش اینه : آیا در متنی که شما نوشتید کلمه ای وجود داشته که تشدید بخواهد و برایش نوشته نشده باشد ؟
من متن رو خوندم و همچین کلمه ای پیدا نکردم .
اگر شما تشدید رو استفاده نکنید ، اصلا دیکته ی اون کلمه اشتباه میشه .
حالا همین دبیره سانسور شده رو شما بیاید با لاتین به صورت سرهم مقایسه کنید - من فکر میکنم که لاتین در شکل سرهم سریعتر باشد .
توی فاروم های عربی هم چرخی بزنید میبینید که تشدید و اً اٍ اٌ و همزه و اون دو نقطه ی مسخره ی اضافی رو میذارند تازه اینها تای تانیس هم دارند که مثل ه نوشته میشه ولی صدای ت میده .
همین صفحه ی اول ویکی پدیای عربی رو هم ببینید این مقاله هستش :
انقراض العصر الطباشيري-الثلاثي (بالإنكليزية: Cretaceous-Tertiary Extinction) ويُشتهر بين العامة باسم انقراض الديناصورات، هي موجة انقراض كبيرة حدثت بين العصرين الطباشيريوالثلاثي وكانت نهاية عصر الديناصورات (والذي استمر خلال العصور: الترياسيوالجوراسيوالطباشيري)، وتسببت أيضاً بانقراض عدد كبير من الزواحف البحريةوالبتروصورات وغيرها. وبالمجمل قضى هذا الانقراض على أكثر من نصف أشكال الحياة على الأرض (النسبة مُختلف بشأنها، لكن الأكثر قبولاً هو فوق النصف بقليل، بالرغم من أن البعض يُقدرونها بخمسة وثمانين بالمئة، وعموماً تتراوح تقديراتها بين 60 و 80%)، وبذلك فهو ثاني أعظم انقراض حدث على وجه الأرض بعد الانقراض الذي حدث في أواخر العصر البرمي. وقد تسبب هذا الانقراض باختفاء أشكال مختلفة من الحياة من على وجه الأرض وليس فقط الوحوش الضخمة، فمن ضمن ما انقرض خلاله العديد من أنواع النباتاتوالحيوانات المختلفة وغيرها. أما الحشرات فلم تتأثر كثيراً بهذا الانقراض، ولم تتغير أنواعها كثيرا حتى عصري الباليوسينوالإيوسين. وقد اختلف العلماء بشأن سبب هذا الانقراض، لكن أكثر النظريات قبولاً حالياً هي أن كويكبا ضخماً قد اصطدم بالأرض وتسبب بالإطلاق سحب من الغبار والحطام إلى الغلاف الجوي مما حجب ضوء الشمس وغير المناخ. ولكن هناك العديد من النظريات المطروحة، حتى أن بعض العلماء يقولون أن الديناصورات كانت قد انقرضت عندما اصطدم الكويكب وأنه لا علاقة له بالأمر. (تابع القراءة)
میبینید که اعراب مثل ما نیستند و همزه و ً ٌ ٍ رو استفاده میکنند - حتی یه جاهایی همون فتحه و ضمه و کسره رو هم استفاده میکنند همون طوری که توی این متن میبینید .
ربطی هم به قرآن نداره ، ولی همون طوری که میبینید ً ٌ ٍ و تشدید و همزه و اون دو نقطه اضافی رو نوشتند و یک جاهایی هم دیگه مجبور شدند که اَ اُ اِ رو بنویسند چون براشون خوانا نیست .
ولی ما ایرانیان حتی در نوشتار های علمیمون هم این کار رو نمیکنیم - همین لینک رو با فارسیش مقایسه کنید :
متوجه میشید که ما چه بلایی بر سر دبیره عربی آورده ایم 😁 که تند تر و خوانا تر بشود - تازه شده این !!! البته نویسنده مقاله ی دایناسور در ویکی پدیای فارسی ، هم اندکی از ً و همزه استفاده کرده که اگر در دانشگاه یا مدارس ایران این کار رو میکرد ازش غلط دیکته میگرفتند 🤭
مرده شور این دبیرهی عربی زباله را ببرند، حتی اندیشیدن ما را هم خراب کرده..
نابودی دبیره که به این سادگی ها نیست ! به جایش به سادگی می توان واج های عربی را نیست کرد ؛ البته آنجا هم برای واژگان عربی ؛ مانند مستور و مسطور یا اصرار و اسرار به مشکل برمیخوریم ؛ اما خب...
چظوری خراب شده اندیشیدن امیر؟ مثال میزنی؟ببخشیدا البته که من هی برام سوال پیش میاد .ولی همه چیزو با ذکر مثال بهتر میفهمم. :D
خواهش میکنم. 🌹 بسیاری مواقع پیش آمده که من واژهای یا نامی نا-آشنا را برای نخستین بار شنیدهام، آنرا در شاهراههای ذهنی به بهترین شکلی که میشده صداگذاری کردهام، تا بعدتر بفهمم آوای این واژه هرگز چنانکه تصور میکردم نیست. یا مثلا اشتباهات املایی و انشایی بسیار پیش پا افتاده که از بچه دبستانیها هم نمیباید سر بزند در نوشتهی اشخاصی که بالاترین مدارج علمی را طی کردهاند..
مگه نخستین بار که شنیدی همونجور که شنیدی صداگذاری نکردی که خودت مجبور به صدا گذاری شدی؟ این اتفاق برای منم خیلی زیاد افتاده البته وقتی که میخوندم واژه ای رو. البته بعضی واژه ها هم هستند که وقتی برای اولین بار صداگذاریشون میکنم همیشه همون تو ذهنم هست هر چند که بارها هم اشتباه صداگذاری رو بهم گوشزد کنن.
تا حالا دقت نکرده بودم این زبان آلمانی و انگلیسی چقدر شبیه همدیگه هستند . واژه هایی مثل اسکریپ، کلاسیک ، سیستم ، تئوری و .... تقریبن مشابه همدیگه نوشته میشن . من گمون می کردم آلمانی زبان پیچیده و کاملن متفاوتی باشه نسبت به انگلیسی
ای بابا!! این گفتگوهای بیهوده برای چیه؟!!! آخه من و شما چه کار داریم که توی عربی َ ِ َ ّ و ... رو می ذارند یا نمی ذارند؟!! ما داریم می گیم دبیره ی کنونی پارسی (که دبیره ی مادیفای شده ی عربیه)، به درد نوشتار پارسی (بویژه نوشتارهای دانشیک و پژوهشیک) نمی خوره! ما می گیم نره، شما می گید بدوش!!