sonicمن مخالفم!
این الفبای فعلی صد درصدایرانی است خودعربها رسم الخط نداشته وبه خط کوفی مینوشتند.
بگذارید یک نگاهی به رسم الخط کوفی بیندازیم :

فرقش با این جیزی که ما الان داریم مینویسیم چیه ؟ هیچی .
ما بر سر آن چیزی که در دنیای کامپیوتر به نام فونت میشناسیم صحبت نمیکنم ، الفبای لاتین هم میلیاردها شکل مختلف دارد ولی در اصلش هیچ فرقی نمیکند .
ما در فارسی بر خلاف اعراب نه از اِعراب استفاده میکنم و نه در هنگام سخن گفتن این حروف را استفاده میکنیم : ض ص ث غ ح ظ ط ذ ً ٍ ٌ
و این باعث شده که زبان ما در شکل نوشتاری اش نه تنها برای دیگران بلکه برای خودمان هم گیج کننده و مشکل شده است .
در عین حال مشکلات بسیار زیادی بواسطه ی غیر استاندارد بودن این خط با تکنولوژی هایی که خود تولید کننده اش نیستیم پیدا کرده ام ، اگر شما اندک تجربه ای در برنامه نویسی داشته باشید که فکر نمیکنم این طور باشد به خوبی درک میکنید که زبان فارسی و عربی بزرگترین معضل برای طراحی رابط کاربری هستند ، در عین حال به دلیل اینکه به جای استفاده از کد های اسکی مجبوریم از کد های یونیدکد که خودشان ترکیبی از کد های اسکی هستند استفاده کنیم و این باعث میشه که حجم دیتای تولید شده چندین برابر شود ، از طرفی ما برای فرمول نویسی و معادلات ریاضی مجبوریم از حروف لاتین استفاده کنیم و وقتی که این لاتین (چپ به راست) با فارسی (راست به چپ) قاطی میشود ، یک چیز خر تو خر و مسخره و بی سر و ته از آب در میاد و روند مطالعه ی این علوم رو برای دانش آموز کند میکنه .
به عبارت ساده تر یک دانش آموز ابتدا باید حروف لاتین را بیاموزد و سپس میتواند فرمولها را درک کند در ایران نخستین بار زبان انگلیسی را در دوره ی راهنمایی آموزش میدهند ولی استفاده از فرمول ها به دبستان و درس علوم بر میگردد - این هم یک دشواری دیگر .
در عین حال زبان ما در عین سادگی به واسطه ی همین رسم الخط عربی برای سایر ساکنان کره زمین که خواندن و نوشتن با این الفبا را نمیدانند غیر قابل درک است و این جلوی گسترش زبان فارسی را گرفته و اگر شما در خارج زندگی کنید میبینید که غیر ایرانیان سخن گفتن به زبان فارسی را خیلی سریع و طی چند ماه یاد میگیرند ولی خواندن و نوشتن آن را بعد از سالها هم نمیتوانند یاد بگیرند .
اگر زبان فارسی از الفبای لاتین استفاده میکرد الان در کشوری مانند آلمان به جای اینکه بعد از انگلیسی و اسپانیایی زبان سوم و یا چهارم ترکی باشد ! فارسی بود چون خیلی راحت تر از ترکی است و گویش دلنشین تری هم دارد و در عین حال ایده آل ترین زبان در کنار زبان فرانسه برای شعر است و شاید هم بعد از انگلیسی یکی از پر کاربرد ترین زبانها میشد .
دلایل زیاد دیگری هم هست که میتوان شمارد ولی مهم ترینش نا سازگاری این زبان با پدیده ای به نام کامپیوتر است و میدانیم که دنیای امروز تمامن به دست کامپیوتر ها کنترل میشوند ، از آبی که شما میاشامید تا گاز و برق منزل و هر وسیله ای که به صورت کارخانه ای تولید شده باشد همه و همه بدون وجود کامپیوتر ها دیگر وجود ندارند و یا تهیه شان به شدت مشکل میشود .
حتا مایکروویو و ماشین لباسشویی و یخچال و تلویزیون و سایر وسایل الکترونیکی پیچیده ی منزل شما یک کامپیوتر کوچک برای کنترل عملکردهایش به صورت داخلی دارد و حتا لامپ منزل شما بدون وجود کامپیوتر ها روشن نمیشود و نمیتوانید برق را با این قیمت اندک و به صورت همگانی در دسترس داشته باشید .

sonixaxخوب شد لینک دادید ، همزه رو با این دو نقطه اضافی ها (الصفحة - أي) رو یادم رفته بود بگم 😁
توی مطلبی که فرستادید نه تشدید هست و نه اَن ، اِن و اُن ! یعنی کلمه ای نیست که بخواد از اینها استفاده کنه !
به این چم که واژگان بکار رفته سدا ندارند که خواسته باشند آنها را بنویسند؟
sonixaxبرای مثال این وبلاگ عربی :
http://nekteh.wordpress.com/2010/08/22/%D8%A3%D9%81%D8%B6%D9%84-%D9%86%D9%83%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D9%84%D8%A7%D9%8B/
خوب اینکه تایید سخن من است! من هم گفتم در عربی مگر نوشتههای ویژهای مانند
قرآن را با اِعراب نمینویسند و سداگذاری نمیکنند، چنانکه در وبلاگ هم میتوان دید.
sonixaxمثلن رو نوشته مثلاً - یعنی اَن ، اِن و اُن رو استفاده میکنند .
این دیگر چگونه استدلالی بود؟ تنوین که واکه و سداگذاری نیست!
sonixaxتشدید رو هم میذارند :
تشدید میشود تنها یک مورد، ما هم تا همین چند سال پیش تشدید را مینوشتیم و چیز چندانی هم نیست.
sonixaxما همه ی اینها رو حذف کردیم ، یعنی تشدید ، اون دو نقطه های اضافی ، اَن ، اِن و اُن ، همزه - که میشه 6 تا علامت !
http://nekteh.wordpress.com/2010/08/22/%D8%A3%D9%81%D8%B6%D9%84-%D9%86%D9%83%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D9%84%D8%A7%D9%8B/
در همین وبلاگ این نوشته را داریم:
عزيزي مدير دائرة المرور، شو بالنسة للكاميرات بكل مكان، ستار اكاديمي مثلاً
عزيزتي صباح، نموت عنك مثلاً
عزيزي الطقس، أمك متوحمة ع جهنم مثلاً
عزيزي الطقس.. نشرب البوظة مثلاً؟
عزيزي الطقس بخصوص حرارتك نعملك كمادات مثلا ..؟؟
عزيزي تامر حسني بالنسبه لشعر صدرك حدائق الحسين مثلاً
عزيزي تامر حسني بخصوص أغنية قرب كمان اجي اعد بحضنك مثلاً؟؟
عزيزي تامر حسني نرتب حواجبك عنك مثلاً؟
عزيزي تامر حسني … بالنسبة لدقنك … أعطيك 200 ليرة تحلق مثلاً ؟
عزيزي الناموس: تيجي تنام عالتخت ونام عالأرض مثلاً
عزيزي رئيس البلديه : في كل شارع حفره نلعب سوبر ماريو مثلا ؟ !!
عزيزي الفيس بوك ،،، أترك الدراسة وتعطيني شهادة مثلاً
عزيزي الجار ….بالنسبة لشبك النت من عنا … مخلفك و ناسيك مثلاً
عزيزي البنزين ……نركب حمار مثلاً
عزيزي الملل: نفتح مدينة ملاهي بالبيت مثلاً
عزيزي الفيس بوك… عندي 50 واحد ضايفيني … افتح قهوة مثلاً
عزيزي القمر.. بخصوص إنك بتلف حول الأرض، عم تحاول تطبقها مثلاً
عزيزي مروان خوري بخصوص أغنية خدني معك مخلفك ونسيانك مثلا؟
عزيزي الصرصور نطوب البيت بأسمك مثلا ؟؟
عزيزي حرامي صبابيط الجامع … أغير ديانتي مثلا
- شمار کارکترهای فشرده شده بدون به شمار آوردن space: 835
- شمار تشدیدهای بکاررفته: 0 (تنها یک تشدید در title بکار رفته بود)
- اُ بکار رفته: 0
- اَ بکار رفته: 0
- اِ بکار رفته: 0 😆
پس یکبار دیگر، عربها نیز مانند ایرانیها، در نوشتارهای روزمره سداها را نمینویسند.
در تندتر بودن نوشتن با خودنویس و دستی، در پارسی اندکی تندتر از عربها خواهیم بود، چرا که تنوین و دو
نقطه یـ را در پایان "ي" نمینویسیم، که روی هم رفته اصلا نیازی به حساب کردن تفاوت تندی آن هم نمیرود.
پانویس:
"اون دو نقطههای اضافی" هم یک کارکتر برای خودشان هستند.
در layout های قدیمی ویندوز برای پارسی هم "ی" همان "ي" بود، پس از چند سال تازه آمدند برای ما درستش کردند.
مهربدبه این چم که واژگان بکار رفته سدا ندارند که خواسته باشند آنها را بنویسند؟
خوب اینکه تایید سخن من است! من هم گفتم در عربی مگر نوشتههای ویژهای مانند
قرآن را با اِعراب نمینویسند و سداگذاری نمیکنند، چنانکه در وبلاگ هم میتوان دید.
این دیگر چگونه استدلالی بود؟ تنوین که واکه و سداگذاری نیست!
تشدید میشود تنها یک مورد، ما هم تا همین چند سال پیش تشدید را مینوشتیم و چیز چندانی هم نیست.
http://nekteh.wordpress.com/2010/08/22/%d8%a3%d9%81%d8%b6%d9%84-%d9%86%d9%83%d8%aa-%d9%85%d8%ab%d9%84%d8%a7%d9%8b/
در همین وبلاگ این نوشته را داریم:
- شمار کارکترهای فشرده شده بدون به شمار آوردن space: 835
- شمار تشدیدهای بکاررفته: 0 (تنها یک تشدید در title بکار رفته بود)
- اُ بکار رفته: 0
- اَ بکار رفته: 0
- اِ بکار رفته: 0 😆
پس یکبار دیگر، عربها نیز مانند ایرانیها، در نوشتارهای روزمره سداها را نمینویسند.
در تندتر بودن نوشتن با خودنویس و دستی، در پارسی اندکی تندتر از عربها خواهیم بود، چرا که تنوین و دو
نقطه یـ را در پایان "ي" نمینویسیم، که روی هم رفته اصلا نیازی به حساب کردن تفاوت تندی آن هم نمیرود.
پانویس:
"اون دو نقطههای اضافی" هم یک کارکتر برای خودشان هستند.
در layout های قدیمی ویندوز برای پارسی هم "ی" همان "ي" بود، پس از چند سال تازه آمدند برای ما درستش کردند.
مهربد جان ما این سه تا رو داریم که عربها هم مثل ما نمینویسند : َ ُِ که بهشون میگند : فتحه ، کسره ، ضمه
ولی این سه تا رو هم داریم که ما نمینویسیم ولی عربها مینویسند : ً ٌ ٍ اسم این سه تا رو نمیدونم ولی هستند و اعراب مینویسند .
مثالش رو هم بهتون نشون دادم ، تشدید رو هم به هر روی ما نمینویسیم و همین طور همزه رو .
برای نمونه هم همون کلمه مثلاً ، ما مینویسیم مثلا - یا تقریباً ، ما مینویسیم تقریبا . اگر برای یک عربی ً رو ننویسید نمیفهمه منظور شما masalaaa بوده یا masalan ، چون هر دو تاش مثل هم نوشته میشه و اینها هم خودشون سه تا صدای اضافی محسوب میشند .
در آلمانی هم سه حرف صدا دار اضافی داریم : ä و ö و ü که تلفظ جداگانه ای دارند .
من فکر میکنم شما منظور من رو درست متوجه نشدید : من از اَ اِ اُ حرف نمیزنم ، من از اً اٍ اٌ دارم حرف میزنم .
به شکل لاتین بنویسم میشه : An , en , on ولی اونهایی که شما نوشتید میشه a , e , o .
در مورد تشدید ها هم ، باید دید آیا کلمه ای در متن بوده که تشدید بخواهد و برایش نوشته نشده باشد .
این متن است و عنوان نیست :
مرة واحد سايق فيراري وجنبو صاحبته فقلها بدي قلك شي بس خايف تزعلي؟ قالتلو لأ قول حبيبي عادي .. قللها انا زلمة متجوز. ردّت البنت يا زلمة خوفتني فكرتك بدك تقلي الفيراري مو إلك
ولی تشدید درش به کار رفته ، حالا پرسش اینه : آیا در متنی که شما نوشتید کلمه ای وجود داشته که تشدید بخواهد و برایش نوشته نشده باشد ؟
من متن رو خوندم و همچین کلمه ای پیدا نکردم .
اگر شما تشدید رو استفاده نکنید ، اصلا دیکته ی اون کلمه اشتباه میشه .
حالا همین دبیره سانسور شده رو شما بیاید با لاتین به صورت سرهم مقایسه کنید - من فکر میکنم که لاتین در شکل سرهم سریعتر باشد .
توی فاروم های عربی هم چرخی بزنید میبینید که تشدید و اً اٍ اٌ و همزه و اون دو نقطه ی مسخره ی اضافی رو میذارند تازه اینها تای تانیس هم دارند که مثل ه نوشته میشه ولی صدای ت میده .
همین صفحه ی اول ویکی پدیای عربی رو هم ببینید این مقاله هستش :
http://ar.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%84%D8%B5%D9%81%D8%AD%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%A6%D9%8A%D8%B3%D9%8A%D8%A9
لینک دایمی مقاله :
http://ar.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B6_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B5%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A-%D8%A7%D9%84%D8%AB%D9%84%D8%A7%D8%AB%D9%8A
انقراض العصر الطباشيري-الثلاثي (بالإنكليزية: Cretaceous-Tertiary Extinction) ويُشتهر بين العامة باسم انقراض الديناصورات، هي موجة انقراض كبيرة حدثت بين العصرين الطباشيري والثلاثي وكانت نهاية عصر الديناصورات (والذي استمر خلال العصور: الترياسي والجوراسي والطباشيري)، وتسببت أيضاً بانقراض عدد كبير من الزواحف البحرية والبتروصورات وغيرها. وبالمجمل قضى هذا الانقراض على أكثر من نصف أشكال الحياة على الأرض (النسبة مُختلف بشأنها، لكن الأكثر قبولاً هو فوق النصف بقليل، بالرغم من أن البعض يُقدرونها بخمسة وثمانين بالمئة، وعموماً تتراوح تقديراتها بين 60 و 80%)، وبذلك فهو ثاني أعظم انقراض حدث على وجه الأرض بعد الانقراض الذي حدث في أواخر العصر البرمي. وقد تسبب هذا الانقراض باختفاء أشكال مختلفة من الحياة من على وجه الأرض وليس فقط الوحوش الضخمة، فمن ضمن ما انقرض خلاله العديد من أنواع النباتات والحيوانات المختلفة وغيرها. أما الحشرات فلم تتأثر كثيراً بهذا الانقراض، ولم تتغير أنواعها كثيرا حتى عصري الباليوسين والإيوسين.
وقد اختلف العلماء بشأن سبب هذا الانقراض، لكن أكثر النظريات قبولاً حالياً هي أن كويكبا ضخماً قد اصطدم بالأرض وتسبب بالإطلاق سحب من الغبار والحطام إلى الغلاف الجوي مما حجب ضوء الشمس وغير المناخ. ولكن هناك العديد من النظريات المطروحة، حتى أن بعض العلماء يقولون أن الديناصورات كانت قد انقرضت عندما اصطدم الكويكب وأنه لا علاقة له بالأمر. (تابع القراءة)
میبینید که اعراب مثل ما نیستند و همزه و ً ٌ ٍ رو استفاده میکنند - حتی یه جاهایی همون فتحه و ضمه و کسره رو هم استفاده میکنند همون طوری که توی این متن میبینید .
یا این متن رو ببینید :
http://ar.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%8A%D9%86%D8%A7%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%AA
ربطی هم به قرآن نداره ، ولی همون طوری که میبینید ً ٌ ٍ و تشدید و همزه و اون دو نقطه اضافی رو نوشتند و یک جاهایی هم دیگه مجبور شدند که اَ اُ اِ رو بنویسند چون براشون خوانا نیست .
ولی ما ایرانیان حتی در نوشتار های علمیمون هم این کار رو نمیکنیم - همین لینک رو با فارسیش مقایسه کنید :
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B1
متوجه میشید که ما چه بلایی بر سر دبیره عربی آورده ایم 😁 که تند تر و خوانا تر بشود - تازه شده این !!! البته نویسنده مقاله ی دایناسور در ویکی پدیای فارسی ، هم اندکی از ً و همزه استفاده کرده که اگر در دانشگاه یا مدارس ایران این کار رو میکرد ازش غلط دیکته میگرفتند 🤭
mamad1رسم الخط ایرانی چه مدلی هست؟
بابا مهربد به نظر شما بهترین رسم الخط یا دبیره برای زبان پارسی چی هست؟
اینهم POC (proof of concept):
English
Pârsi
Deutsch
Fârsi 😔
Script
Dabire
Skript
رسم الخط
Center of Mass
Gerânigâh
Zentrum der Masse
نقطه ثقل
Turning point
Carxešgâh
Extrempunkt
نقطه عطف
Image
Negâre
Bild
عکس
Theory
Negare
Theorie
نظریه
Probability
Gerâyand
Probabilität
احتمال
Mathematics
Mazdâhik
Mathematik
ریاضی
Computation
Râyâneš
Berechnung
محاسبه کردن
Ambulance
Bimârbar
Krankenwagen
آمبولانس
Abazhoor
Šidtâb
آباژور
Infinite
Bikarân; Sarmad?
Unendlich
بینهایت
Continuous
Donbâledar; Peyvaste?
Kontinuierliche
ادامهدار
Result
Barâye; Barâynd
Ergebnis
حاصل
Proposition
Pišneheš
Satz
قیاس منطقی
Assumption
Engâšt
Annahme
فرض
Presumption
Pišengâšt (M)
Vermutung
پیشفرض
Intersection
Hamgerâyi; Hampušâni
Kreuzung
اشتراک
Combination*
Âmayeš
Kombination
ترکیب
Fractal
Barxâl
Fraktal
فرکتال
Slope
Šib
Steigung
شیب
Calculus
Afmârik
Infinitesimalrechnung
حساب دیفرانسیل و انتگرال
Biconditional
Dosâmeik
Bikonditionaler
دوشرطی
Unary
Yegâni
Unären
?
Binary
Dogâni
Binären
?
Trinary
Segâni
Trinären
?
Prime
Naxost
Primzahl
متمم
Linear
Rajgin
Linien
خطی
Non-linear
Nâ-rajgin
Nichtlinearer
غیرخطی
Limit
Karâne (m)
Grenze
حد
Divisible
Baxš-Pazir; Bahre-Pazir (S); Baxšidani
Teilbar
قابل قسمت
Algebra
Fozud; Šekaste?;
Algebra
جبر
Derivative
Farâmade; Bargerefte; Gerefte
Differentialrechnung
مشتق
Function
Pardâze
Funktion
تابع
Programming
Barnâmerizi; Barnâmenevisi
Programmierung
-
Variable
Vartande
Variable
متغیر
Variability
Vartandegi
Variabilität
تغییر پذیری
Variation
Varteš
Variation
گوناگونی
Variance
Vartâyi
Varianz
واریانس
Covariance
Hamvartâyi
Covarianz
کوواریانس
Contravariance
Pâdvartâyi
Kontravarianz
کنتراواریانس
Identifier
Šenâse
Bezeichner
تعیین کننده
Algoithm
Xwârazmik
Algorithmus
الگوریتم
Attribute
Zâb
Attribut
صفت
Transfer
Tarâbord; Vâgozari
Übertragung
انتقال
Move
Jâbejâ kardan
Umzug; Bewegung
حرکت
Cut
Boridan
Schnitt
-
Class
Rade
Klasse
کلاس
Method
Revâl?; Ravand?;
Methode
متد
Transaction
Tarâkoneš
Transaktion
نقلوانتقالات
Base
Pâye
Basis
اساس
Website
Târnemâ
Internetseite
وبسایت
Template
Kâlbod
Vorlage
قالب
Input
Darâye?
Eingabe
ورودی
Output
Boruye (d)
Ausgabe
خروجی
Constructor
Sâzande
Konstruktor
سازنده
Destructor
Virângar; Nâbudgar
Destruktor
خراب کننده
Call (v)
Farâxwân (M); Sedâ (?)
Ruf
-
To compile
Hamgardândan
Kompilieren
تألیف
Link
Peyvand; Zanjir; Joft
Verbindung
اتصال
Bug
Gir
fehler
اشکال
Bugfree
Girâzâd?
fehlerfrei
بدون اشکال
Inertia
Laxti; Mând
Trägheit
اینرسی
Concept
Farâyâft; Pendâre
Konzept
مفهوم
Meaning
Cam; Âreš
Bedeutung
معنی
Merge
Âmixtan
Vereinigen
ادغام
Some
Barxi; Candi
Einige
بعضی
Static
Pâyâ
Statisch
ثابت
Dynamic
Puyâ
Dynamisch
-
Distance
Durâ
Distanz
فاصله
Category
Daste; Rade; Raste
Kategorie
طبقه
Semantic
Mânâk?; Mânik?
Semantischen
معنایی
Relation
Vâbastegi
Beziehung
رابطه
Dissolve; Disband
Barcidan
Auflösen
منحل کردن
Analogy
Sanješ; Barâvard; Varandâzi; Barâbari; Hamânandi
Analogie
قیاس
Frequency
Basâmad
Frequenz
فرکانس
Professional
Ciredast; Kârkošte
Profi
حرفهای
Vice versa
Bâžgun; Vârune
Umgekehrt
برعکس
System
Sâmâne; Râžmân
System
سیستم
Necessary
Bâyâ
Notwendig
لازم
Formula
Disul; Sâniz
Formel
فرمول
Fallacy
Došfarnud
?
سفسطه
Persian
Pârsi
Persisch
فارسی
Verb
Kârvâže
Verbum
فعل
Noun
Nâmvâže
Substantiv (pl. Substantivum)
اسم
Part of Speech
Baxšgoftâr
Wortart
پارههای گفتار
Conjunction
Bandvâže
Konjunktion
حرف ربط
Literature
Adabsâr; Dânešhâye adabik
Literatur
ادبیات
Interlocutor
Soxansu
Gesprächspartner
طرف صحبت
Geography
Gitâ
Geographie
جغرافیا
Altar
Mehrâbe
Altar
محراب
Article
Neveštâr
Artikel
مقاله
Research
Pežuheš
Forschung
تحقیق
Research center
Pežuhešgâh
Forschungszentrum
مرکز تحقیقات
Symbol
Namâd
Symbol
سمبل
Receipt
Resid
Recepit
قبض
Classic
Dirine
Klassiker
کلاسیک
Architect
Mehrâz
Architekt
آرشیتک
Categorization
Dastebandi
Kategorisierung
طبقهبندی
Lately
Betâzegi
Neuerlich
اخیرا
Scientific
Dânešik
Wissenschaftliche
علمی
Traitor
Kažpeymân
Verräter
خائن
Confident
Delpor
Zuversichtlich
مطمئن
Revolution
Vâgašt
Revolution
انقلاب
Evolution
Fargašt
Evolution
تکامل
Spy
Aniše
Spion
جاسوس
Honey
Angebin
Honig
عسل
Food
Xorâk
Lebensmittel
غذا
Television
Durnemâ
Fernsehen
تلویزیون
Film
Tuže (توژه)
Film
فیلم
Manager
Kârbod
Geschäftsführer
مدیر
Zwillinge (طالعبینی)
Dopeykar
جوزاء
Stier
Gâv
ثور
Widder
Barre; Miš
حمل
Fische
Mâhi
حوت
Wassermann
Sabu; Dul; Âbdân
دلو
Steinbock
Boz
جدی
Skorpion
Každom; Gazdom
عقرب
Waage
Tarâzu
میزان
Löwe
Šir
اسد
Krebs
Xarcang
سرطان
Number
Šomârak
Zahl
عدد
Set
Gerdâye
Menge
مجموعه
Subset
Zirgerdâye
Teilmenge
زیرمجموعه
Member
Hamvand
Mitglied
عضو
Group
Goruh
Gruppe
-
Discrete
Gosaste
Diskreten
متقطع
Coherent
Casbide
Kohärenten
مسنجم
Combinatorics
Âmâyešin
Kombinatorik
ترکیبیات
Arithmetics
Afmâreš
Arithmetik
حساب
Graph
Gere
Kurve?
گراف