من متوجه شدم برخی کاربران هم مثل من از شیوه ی پارسی نویسی رایج کسانی مانند جنابان @mmj و @Mehrbod کلافه هستند.
خوبه در اینجا در این مورد بحث بشه و این هموندان از این شیوه ی نویسندگی پدافند کنند و مرتب در جستارهای دیگه این موضوع مطرح نشه.
گفتگو درباره پارسی نویسی
این شیوه پارسی نویسی یک کمی آزار دهنده است ، ولی خوب انتخاب شخصی افراد است و کار خلاف قوانین نیست
شگفت زده هستم! 1400 سال از تازش تازی گذشته در زمان کمی که در ایران بوده اند چه کرده اند
که هنوز مردم کشورمان از روی تنپروری زبان راستین و زیبای پارسی را کنار میاندازند و زبان خود را با زبان
کسانی که پدر و مادرهایشان را کشتند و تجاوز کردند و به بردگی گرفتند هنوز هم دشمن هستند میآمیزند!
آِیا چیزی به نام دگرش به گوشتان نخورده؟ اکنون که فرهنگستان کاری نمیکند و ما خودمان در پی بازسازی زبان خود هستیم
شما جلوی مارا میگیرید؟ خوب زبان را فراگیرید! مگر زبان پارسیک بهتر از زبان فارسی آمیخته با عربی نیست؟
زبان آلمانی هم بدست مردم دگرگون شده...اگرنه از هر 4 واج یکیش خ بود.
یا ترکی استانبولی!
ما مردمی داریم و به جای به کار انداختن مغز خود و آغاز به کار از روی ستم و تنپروری دیگری را نیز بازمیدارد!
پارسیگر
البته این را همایون راست میگوید ، یهودیان یک زبان مرده به نام عبری را بعد از ۲۰۰۰ سال زنده کردند و زبان رسمی یک کشور کردند ، حالا ما از روی کون گشادی زورمان میآید پارسی درست یاد بگیریم
Theodor Herzlالبته این را همایون راست میگوید ، یهودیان یک زبان مرده به نام عبری را بعد از ۲۰۰۰ سال زنده کردند و زبان رسمی یک کشور کردند ، حالا ما از روی کون گشادی زورمان میآید پارسی درست یاد بگیریم
یهودیان به پشتیبانی دولت و کشور این کارو کردند. کسی اینجا مخالف پارسی گویی نیست. ولی دلیل اینکه 4 تا کاربر توی یه انجمن همچین کاری میکنند چیه؟
نه مدیایی در دست دارند. نه کتابی. نه روزنامه ای.
بعدم این قضیه هی داره پیچیده تر میشه. توانایی پارسی خیلی بیشتر از این زبان فعلیست. ولی یک شبه که نمیشه! حتا با در دست داشتن مدیا و ابزار آموزش و پرورش هم نمیشه چنین کار بزرگی رو یه شبه کرد که اینها کردند! بهتر نرم نرم و پله پله این کار انجام بشه. دوستان اینجا انقدر پیچیده حرف میزنند که منی که 5،6 ساله دارم پست های مزدک رو میخونم هم حتا در خوندنش الان مشکل دارم. قدیم راحت تر میشد خوند.
homayounما مردمی داریم و به جای به کار انداختن مغز خود و آغاز به کار از روی ستم و تنپروری دیگری را نیز بازمیدارد[٤]!
شما خاطر کمونیستی خودتونو آزرده نکنید.
Theodor Herzlالبته این را همایون راست میگوید ، یهودیان یک زبان مرده به نام عبری را بعد از ۲۰۰۰ سال زنده کردند و زبان رسمی یک کشور کردند ، حالا ما از روی کون گشادی زورمان میآید پارسی درست یاد بگیریم
به نظر من اول باید از شر این دبیره تخمی خلاص شویم
.
Theodor Herzlالبته این را همایون راست میگوید ، یهودیان یک زبان مرده به نام عبری را بعد از ۲۰۰۰ سال زنده کردند و زبان رسمی یک کشور کردند ، حالا ما از روی کون گشادی زورمان میآید پارسی درست یاد بگیریم
حضرت موسی خیرتان دهد! 😵 به ما هم میگویند آزاردهنده است شیوه ی شما!
برای نمونه دوست دارید به جای فرگشت بگویند به تکامل رسیدن؟ که به تکامل رسیدن هم
درست نیست زیرا در فرگشت جانداران به تکامل نمیرسند دگرگون میشوند. این به تکامل رسیدن
در زمان قاجار ترزبانیده شده از evolution .
کمی روشن اندیشتر باشید. تنپروری را کنار گذارید. پستهای مزدک و دوستان را که میخوانید واژپان نو را
که نمیدانید فراگیرید فردا روز بدردتان میخورد . اگر روزی عربی گفت زبان شما چیزی ندارد و همش از زبان ما آمده
و ازین چرندیات دهانش را خورد کنید.
زبان تازی زبان خشن و آفریکایی است که ما در آن و ض ص ث ق ع ح ط ظ را نمیتوانیم بگوییم. تَلفُظ را میگوییم تَلَفُز
وقت را میگوییم وَخ که و آن در عربی مانند W است و ما V میگوییم. و هزاران فرنود و فرهود دیگر....
ازین رو گشادبازی را کار گذاشته و از ما فراگیرید و اگر نمیگیرد دست کم به روش ما گیر ندهید!
هیچ چیز آزار دهنده ای هم ندارد چم واژگان بدست پارسیگر(سپاس از مهربُد) نوشته میشود
استاد ادبسار رایگان هم دارید خیلی هم زیاد نیستند .
من خودم اکنون هنگامی که پست های مهربد یا مزدک را میخوانم تنها در پست های دراز
و پر واژه 3 یا 4 تا را نمیدانم که با نگاه به پارسیگر میاموزم.
با سپاس!
ویرایش:
kourosh_bikhodaشما خاطر کمونیستی خودتونو آزرده نکنید.
من هوادار کمنیسم نیستم . تنها برخی چیزهایش را میدوسم. هنوز 30 سالم نشده که پیرامون این چیزها اندیشم.
با سیاست کاری ندارم.
sonixaxبه نظر من اول باید از شر این دبیره تخمی خلاص شویم .
آن که من دیرهنگامیست میخواهم! ولی خوب نخست باید زبان را پالیده کنیم!
تازه در فروم که نمیتواینم با دبیره لاتین بنویسیم .. اگر هم بشود بازهم ساختن دبیره لاتین برای پارسیک کار ساده این نیست.
شما یکم پارسیتر نویس به آن هم میرسیم! سپاس
پارسیگر
kourosh_bikhodaبعدم این قضیه هی داره پیچیده تر میشه. توانایی پارسی خیلی بیشتر از این زبان فعلیست. ولی یک شبه که نمیشه! حتا با در دست داشتن مدیا و ابزار آموزش و پرورش هم نمیشه چنین کار بزرگی رو یه شبه کرد که اینها کردند! بهتر نرم نرم و پله پله این کار انجام بشه. دوستان اینجا انقدر پیچیده حرف میزنند که منی که 5،6 ساله دارم پست های مزدک رو میخونم هم حتا در خوندنش الان مشکل دارم. قدیم راحت تر میشد خوند.
اینجا را من گناهکار هستم,
زمانیکه یک آستانهای را گذراندید, اندیشیدن و گفتن به پارسیک نه تنها برای اتان آسان که کاری خوشایند و خوشیآور هم میشود, بویژه که در این انجمن نیازی به
کمانک (پرانتز) گُشایی و دوبارهکاری و آوردن چم هر واژه هم نمیرود, بجایش این را رنجه را با یک 'پارسیگر' تهِ نوشته به دوش خواننده میشود انداخت و از خود ِ نوشتن بیشترینهیِ خوشی را بُرد!
همچنین نرمافزار pn2/پارسیگر اینجا هست و نزدیک ٣٠٠٠ واژه و کارواژه هم بیشتر نمیداند: PN2
به زبان دیگر, برای من هم شگفتآور است ٣٠٠٠ تا واژه و بنواژه را چرا این اندازه مردم سخت
اشان میاید بیاموزند, آیا براستی هوشبهر بالا میخواهد یا همان سُستی و تنبلی گریبانگیر امان شده؟
پارسیگر
Mehrbodبه زبان دیگر, برای من هم شگفتآور است ٣٠٠٠ تا واژه و بنواژه[٧] را چرا این اندازه مردم سخت
اشان میاید بیاموزند, آیا براستی هوشبهر[٨] بالا میخواهد یا همان سُستی و تنبلی گریبانگیر امان شده؟
من نمیدونم شماها چرا انقدر شانتاژ میکنید. فکر کتید من همه اینها رو یاد گرفتم و از فردا هم مثل شما از پارسیگر استفاده کردم. تکلیف کاربران تازه وارد چی میشه؟ تکلیف سرچ گوگل چی میشه؟ خوانندگان مهمان که موضوعاتو میخونند چی؟ هرکی اومد اینجا میخواهید بهش بگید "تنبلی رو کنار بگذار"؟
حرف من اینه که شما 4 نفرید در مقابل میلیون ها نفر. ابزار مناسبم ندارید. البته کار شما در نرم افزار پارسیگر بسیار قابل ستایش هست. ولی تنها برای این انجمن. برای بقیه ی جامعه چه راه حلی دارید؟ آیا هدف شما فقط همینجاست؟ شما سال ها هم در اینجا تمام کاربران رو قانع کنید که پارسی بنویسند تنها میتونید 468 کاربر ثبت نام کرده در این لحظه رو وادار به این کار کنید. بقیه مردم ایران چی؟
Mehrbodبه زبان دیگر, برای من هم شگفتآور است ٣٠٠٠ تا واژه و بنواژه[٧] را چرا این اندازه مردم سخت
اشان میاید بیاموزند, آیا براستی هوشبهر[٨] بالا میخواهد یا همان سُستی و تنبلی گریبانگیر امان شده؟
من در پی فراخواندن دوستان به پارسیک نویسی بودم.
نون میگویند شیوه ی شما ما را میآزارد!
یه چیزی بگم دوستان یادبگیرند. من در ایران که دانشگاه میرفتم(همین چندماه پیش) هرچه استادان میگفتند
به پارسیک میترزبانیدم! درست با گفتن استاد! نون شما پروای(حوصله) خواندن نوشتارهای ما را ندارید!
پارسیگر
kourosh_bikhodaحرف من اینه که شما 4 نفرید در مقابل میلیون ها نفر. ابزار مناسبم ندارید. البته کار شما در نرم افزار پارسیگر بسیار قابل ستایش هست. ولی تنها برای این انجمن. برای بقیه ی جامعه چه راه حلی دارید؟ آیا هدف شما فقط همینجاست؟ شما سال ها هم در اینجا تمام کاربران رو قانع کنید که پارسی بنویسند تنها میتونید 468 کاربر ثبت نام کرده در این لحظه رو وادار به این کار کنید. بقیه مردم ایران چی؟
مزدک و دوستان(من و مهربد و آلیس و آریا وستوده) شد 6 تا...
من که از دل خود اینگونه سخنگفتن را میدوسم هیچ!
آماج تنها این فروم نیست و خیلی ها در خیلی جاهای دیگر نیز به دنبال پارسی گویی هستند.
دریا هم از از هزاران رود دریا میشود!
نون که ابزار هم نداریم و نمیتوانیم دیگران رو بیاموزیم درست.
ولی شما گفتید خوانندگان را میازارد! این چیز دیگریست.
ما اگر چند تن هم بیاموزیم گیرم 100 سال دیگر فرهنگستانمان درست شد زبان همه کشور پارسیک میشود.
پرسش مهادین من از شما این است که شما درست از ما چه میخواهید؟
میخواهید دست از پارسیک برداریم و زبان فارسی آمیخته با تازی را بکارگیریم؟
چون در نوشته ی نخست این میسهید و اکنون میسهد میخواهید کمکمان کنید آن را گسترش دهیم!
پارسیگر
پارسیگر
homayounپرسش مهادین[٦] من از شما این است که شما درست از ما چه میخواهید؟
میخواهید دست از پارسیک برداریم و زبان فارسی آمیخته[٧] با تازی را بکارگیریم؟
چون در نوشته ی نخست این میسهید[٨] و اکنون میسهد میخواهید کمکمان کنید آن را گسترش دهیم!
من از شما هیچی نمیخوام. فرنام این جستار هم گفتگو در این بارست. پس موضوع نمیتونه فقط "آزاردهندگی" یا فقط "امکان" این کار باشه. من برام جالبه این موضوع که چرا شماها دارید این کارو میکنید. دیدم که چند نفر دیگه هم چندان راحت نیستند.
شما چه 4 نفر باشید چه 6 نفر چه تمام 300 نفر کاربران این انجمن تفاوتی در این نمیکنه که کارتون با هدفش سازگار نیست. شما نمیتونید جامعه رو پارسیگو کنید. میتونید در نهایت یک، دو، سه انجمن رو پارسیگو کنید تازه اونهم در بهترین حالت اونهم در شرایط آرمانی.
من میگم این حرف های شما یک مقدار زیادی رویاگونست. به دلیل هدف رویایی که دارید. کمکی هم از دستم بر نمیاد و البته اگر میومد هم شاید نمیکردم مادامیکه هدفتون فقط خوانندگان اندک این انجمن باشه. من بعید میدونم کسی که از طریق سرچ گوگول به این تاپیک ها اومده باشه چیزی از حرفهاتون سر در بیاره.
kourosh_bikhodaشما چه 4 نفر باشید چه 6 نفر چه تمام 300 نفر کاربران این انجمن تفاوتی در این نمیکنه که کارتون با هدفش سازگار نیست. شما نمیتونید جامعه رو پارسیگو کنید. میتونید در نهایت یک، دو، سه انجمن رو پارسیگو کنید تازه اونهم در بهترین حالت اونهم در شرایط آرمانی
میشود همبود را پارسیگوی کرد ولی آری زمان زیادی میخواهد. هرچند اگر هم نشود درست نیست.
من پارسیک را میدوسم چون آن را بهتر درمیابم. در خانه و با دوستان که نمیتوانم پارسیک بگویم
ولی هرجا بشد میکوشم پارسیک گویم. پس گفتن آن از روی اِشک و دوسیدن است.
بی شک میدانید چه اندازه پارسیک از فارسی سرتر است.
دست کم کمی از این زبان در زندگیمان بهره جوییم.
پیشتر هم گفتم که من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه میخیزند!
پارسیگر
homayounپیشتر هم گفتم که من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه میخیزند!
خیر من با این تیکه مخالفم. هم از این جهت که واقعی نیست و "همه"ای که میگید از انگشتان دست و پا تجاوز نمیکنه. هم از این جهت که تا زمانیکه زبان معیار و رسمی ما اینیه که هست کار شما هم بیهودست.
kourosh_bikhodaمن نمیدونم شماها چرا انقدر شانتاژ میکنید. فکر کتید من همه اینها رو یاد گرفتم و از فردا هم مثل شما از پارسیگر استفاده کردم. تکلیف کاربران تازه وارد چی میشه؟ تکلیف سرچ گوگل چی میشه؟ خوانندگان مهمان که موضوعاتو میخونند چی؟ هرکی اومد اینجا میخواهید بهش بگید "تنبلی رو کنار بگذار"؟
حرف من اینه که شما 4 نفرید در مقابل میلیون ها نفر. ابزار مناسبم ندارید. البته کار شما در نرم افزار پارسیگر بسیار قابل ستایش هست. ولی تنها برای این انجمن. برای بقیه ی جامعه چه راه حلی دارید؟ آیا هدف شما فقط همینجاست؟ شما سال ها هم در اینجا تمام کاربران رو قانع کنید که پارسی بنویسند تنها میتونید 468 کاربر ثبت نام کرده در این لحظه رو وادار به این کار کنید. بقیه مردم ایران چی؟
خب یا کار ما درست است و باید پارسیک آموخت, یا نادرست است و نباید آموخت.
خواننده و کاربر هم آنجا پینویسِ رنگارنگ و لنگرپیوند خوردهیِ آراسته دارد دیگر, کم مانده همراه با هر نوشته یک کلوچهای چیزی هم بدهیم! 😁
دیگر سخنان اتان هم بیهوده بود,
همهیِ مردم ایران که نباید پارسیک به یک اندازه بیاموزند و بدانند, هر کس
فراخور به کار و رَسته و نیاز اش از زبان زیبا و کارآمدِ امان میبهرد, در انگلیسی هم نمونهوار جز این نیست, همه که
شکسپیر نمیتوانند بخوانند یا همه سخنوَر (≈eloquent) و ادبوَر (literate) که نیستند;
پس سنجه این است که خواننده
دریابد چه میگوییم که میبینیم درمیابد و هتّا از خود من بارها در اینجا و دیگر سخنگاهها از همین شیوهیِ نگارش و سخنوَریام سپاسگزاردهاند.
از مزدکْ سرور گرامی نیز من این گفتآورد را سالها پیش چه در پارسیگ و چه در زندگی, آویزهیِ گوش خویش نمودم:
ساختارشناسی زبان پارسیک - برگ 7
بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!
— مزدک بامداد
پارسیگر
Mehrbodبجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!
— مزدک بامداد
👍
kourosh_bikhodaخیر من با این تیکه مخالفم. هم از این جهت که واقعی نیست و "همه"ای که میگید از انگشتان دست و پا تجاوز نمیکنه. هم از این جهت که تا زمانیکه زبان معیار و رسمی ما اینیه که هست کار شما هم بیهودست.
هرکسی میاموزد و خود به دیگران میاموزد. پس از چندی خیلی ها پارسیگوی میشوند.
اینچنان نمیشود نمیشود نگویید. میشود. زمانی که دین ایسلام هم آمد با آنها جنگیدند
نون نگوید من پارسیک را با ایسلام همسنجیدم ...
میخواهم بگویم چون چیز خوبی است همه گیر میشود
چون هومن دانا این زبان برتر را میپذیرد! همه اش هم از روی تنپروری و (عادت) است!
زمانی که عدلیه را هم کردند دادگستری یا سوپسید را یارانه مردم میخندیدند چنانچه گذشت این واژگان همه گیر شد.
کمی بیشتر کوشش کنیم تازی از 30% به 5% میرسد و یکباره آن را به زیر 0 میرسانیم! باشد تا امیدوار باشیم!
ویرایش:چنانچه اسپاگتی را بر دست راستم و قوری چینی راسل را بر دست چپم بگذارید بازهم زبان پارسیک را نمی رهانم!
پارسیگر
homayounمن در پی فراخواندن دوستان به پارسیک نویسی بودم.
نون میگویند شیوه ی شما ما را میآزارد!
یه چیزی بگم دوستان یادبگیرند. من در ایران که دانشگاه میرفتم(همین چندماه پیش) هرچه استادان میگفتند
به پارسیک میترزبانیدم! درست با گفتن استاد! نون شما پروای(حوصله) خواندن نوشتارهای ما را ندارید!
پارسیگر
👍
من دوست دختری ایرانی داشتم و چندی از هم دور بودیم, چون هر دو ادبسار دوست داشتیم گاهی برای هم از چیزهاییکه داشتیم
این روزها میخواندیم میگفتیم و گاهی هم چند برگی را رومیخواندیم, که من اینجا پُرگاه ترفند زده و نسک را همزمان که رومیخواندم به پارسیگ هم میتَرزبانیدم (:
homayounمیخواهم بگویم چون چیز خوبی است همه گیر میشود
نه شوربختانه هیچ پیوند آنچنانی میان خوبی و فراگیری یک چیز نداریم, برای نمونه چینش کلیدتخته (keyboard layout) کنونی qwerty که با آن مینویسید
جوری ساخته شده که در فربود روند تایپ شما را کُند کند! زیرا کلیدتختهها در گذشته که رایانهای و الکترونیک نبودند اگر همزمان از دو دست چپ و راست
میبهریستید مایهیِ گیر کردن چرخ آن میشدند, از همینرو جوری واتها را بر آن گستردند که گرایندی این رویداد با کاهش تندای تایپ, به ٠ برسد!
امروز ولی هنوز بسیاری نتوانستهاند این را بدگرانند و یکی از پیشگامان دگرش این چینش August Dvorak - WiKi بود که با
آناکاویِ بسامد کاربرد کلیدها, چینشی نوین و کارآمد نوآورد که تندای تایپ و آسیب به ماهیچهها را همزمان بسیار افزود و کاست:

Dvorak Simplified Keyboard - WiKi
ولی تنها کسانی مانند من که شباروز میتایپند از آن میبهرند و این سُستی
مردم آن اندازه بر خود Dvorak گران آمد که سرانجام کار چنین درآمد:
I'm tired of trying to do something worthwhile for the human race, they simply don't want to change!
~August Dvorak
من از کوشش بر انجام کاری درخور برای نژاد هومنی خستهام، اینها بسادگی نمیخواهند بـدِگـرند!
— August Dvorak
گرچه کوششهایِ چنین کسی آنجور که باید و شاید هرگز در زمان خود اش سپاسگزاری نشدند, ولی من هربار این گفتآورد را میخوانم بیشتر انگیزه
میگیرم، زیرا با اینکه در زمان Dvorak مردم بکُندی و ُسستی از چینش کلیدختهیِ وی بهره گرفتند، ولی سالها دیرتر و به امروز, برای کسانی چون
من و آرام آرام بسیاری دیگر، او بمانند فرشتهای درآمده که با نیکخواهی اش زندگیامان را آسانیده و مایهی آن گشته که بگاه تایپ به یاد
اش باشیم و سپاس اش گزاریم, که نژاد هومنی اگر چنین نیکاندیشانی را نداشته باشد بخودی خود هرگز از بیراهه به راهِ درست نخواهد آمد.
پارسیگر
kourosh_bikhodaمن از شما هیچی نمیخوام. فرنام این جستار هم گفتگو در این بارست. پس موضوع نمیتونه فقط "آزاردهندگی" یا فقط "امکان" این کار باشه. من برام جالبه این موضوع که چرا شماها دارید این کارو میکنید. دیدم که چند نفر دیگه هم چندان راحت نیستند.
شما چه 4 نفر باشید چه 6 نفر چه تمام 300 نفر کاربران این انجمن تفاوتی در این نمیکنه که کارتون با هدفش سازگار نیست. شما نمیتونید جامعه رو پارسیگو کنید. میتونید در نهایت یک، دو، سه انجمن رو پارسیگو کنید تازه اونهم در بهترین حالت اونهم در شرایط آرمانی.
من میگم این حرف های شما یک مقدار زیادی رویاگونست. به دلیل هدف رویایی که دارید. کمکی هم از دستم بر نمیاد و البته اگر میومد هم شاید نمیکردم مادامیکه هدفتون فقط خوانندگان اندک این انجمن باشه. من بعید میدونم کسی که از طریق سرچ گوگول به این تاپیک ها اومده باشه چیزی از حرفهاتون سر در بیاره.
البته واژه ها رفته رفته و به مرور زمان غالب میشوند .
من یادمه دوران طفولیت ما اگر میگفتی آره بی تربیتی بود !!! باید میگفتی بله !
یا مثلن همه میگفتن سوبسید ولی امروز میگن یارانه .
و خیلی واژه های دیگه ، طبیعتن این جایگزینی به خاطر تکرار مداومشون توسط رسانه ها و ... بوده که صورت گرفته .
البته مثل دوستان هم یادگیری چند هزار واژه و بعد هم استفاده کردنشون توسط اکثریت یک مقداری از توهم هم اون ور تره . ولی اگر بشه هر 10 سال 200-300 تا واژه رو غالب و جایگزین کرد توی مدت 100 سال زبان به کل دگرگون میشه .
من فکر نمیکنم هیچ خردمندی به فکر این باشه که یک شبه زبان رو زیر و رو کنه !!!
به هر حال هر چه که هست و هر سرمایه گذاری هم هست هیچ مدله امکان نداره توی کوتاه مدت عملیش کرد و زمان زیاد و جایگزینی چند نسل رو میطلبه .
یک دفعه ای به ملت تزریق بشه جامعه اون رو پس میزنه ولی نم نم و یواش یواش باشه بدون اینکه کسی بفهمه چی شد به کل سیستم عوض میشه .
مثال قورباغه و آب جوش!
Mehrbodامروز ولی هنوز بسیاری نتوانستهاند این را بدگرانند[٦] و یکی از پیشگامان دگرش[٧] این چینش August Dvorak - WiKi بود که با
آناکاویِ[٨] بسامد[٩] کاربرد کلیدها, چینشی نوین و کارآمد[١٠] نوآورد[١١] که تندای تایپ و آسیب به ماهیچهها را همزمان بسیار افزود و کاست:
البته هر زبانی باید چینش خاص خودش رو داشته باشه !
QWERTY برای همه زبانها استفاده نمیشه و برای بسیاری از زبانها چینش فرق میکنه مثلن :
آلمانی
QWERTZ
فرانسه
AZERTY
ترکی
FGĞIOD
پرتغالی
HXWLTC
باید برای هر زبانی Layout بهینه همان زبان درست بشه .البته یک چیزی رو به صورت تجربه شخصی میگم ، من آلمانی رو با QWERTY سریع تر از QWERTZ تایپ میکنم چون همش جای Y و Z رو قاطی میکنم .
من از راه فیسبوک هم در گسترش زبان پارسی میکوشم
و میبینم که کسانی که به انیکار دلبسته اند، کم نیستند
و تنها از همین رنج میبرند که بی مایگی و واپس ماندگی
توده ی هامه ی مردم از یکسو و کژپروری کشوریان از
سوی دیگر، چون لنگری سنگین پرِ پرواز آنها را قیچی کرده است.
•
پارسیگر
sonixaxبه نظر من اول باید از شر این دبیره تخمی خلاص شویم .
تنها دگرسانی دبیره که نیست. مهمتر از آن شیوهی درست نوشتن واژگان است (وگرنه ما همین حالا هم چندین دبیرهی جایگزین داریم که بسیار هم خوب کار میکنند)
برای نمونه برای واژهی آریا کدامیک از از این دو تا درست است:
āriā؟ (آری+آ)
یا
āryā؟ (آر+یا)
می را باید جدا نوشت یا مانند خط کنونیمان به بنواژه بچسبد؟ کسرهی اضافه چطور؟ و…
Mehrbodمن از کوشش بر انجام کاری درخور برای نژاد هومنی[١٢] خستهام، اینها بسادگی نمیخواهند بـدِگـرند[١٣]!
— August Dvorak
گرچه کوششهایِ چنین کسی آنجور که باید و شاید هرگز در زمان خود اش سپاسگزاری نشدند, ولی من هربار این گفتآورد را میخوانم بیشتر انگیزه
میگیرم، زیرا با اینکه در زمان Dvorak مردم بکُندی و ُسستی از چینش کلیدختهیِ وی بهره گرفتند، ولی سالها دیرتر و به امروز, برای کسانی چون
من و آرام آرام بسیاری دیگر، او بمانند فرشتهای درآمده که با نیکخواهی اش زندگیامان را آسانیده و مایهی آن گشته که بگاه تایپ به یاد
اش باشیم و سپاس اش گزاریم, که نژاد هومنی اگر چنین نیکاندیشانی را نداشته باشد بخودی[١٤] خود هرگز از بیراهه به راهِ درست نخواهد آمد.
👍
آفرین!
امیدوارم یا این تاپیک دیگر دوستان هم به پارسی نویسی روی آورن!
یا دست کم از نوشتن واژگان بسیار تازی و واژگانی مانند قبل و بعد و مثلا و جدید دست بردارند.
سپاس
پارسیگر
Mehrbodخب یا کار ما درست است و باید پارسیک[١] آموخت, یا نادرست است و نباید آموخت.
حرف من دقیقن همینه دیگه که نادرست است فعلن.
Mehrbodهمهیِ مردم ایران که نباید پارسیک به یک اندازه بیاموزند و بدانند, هر کس
فراخور به کار و رَسته[٥] و نیاز اش از زبان زیبا و کارآمدِ[٦] امان میبهرد[٧], در انگلیسی هم نمونهوار جز این نیست, همه که
شکسپیر نمیتوانند بخوانند یا همه سخنوَر (≈eloquent) و ادبوَر (literate) که نیستند
آقاجان نمونه وار گودرز چه ربطی داره به شقایق؟ مگه اینکه معتقد باشید که انگلیسی معیار هم باید با انگلیسی شکسپیر جایگزین بشه.
homayounزمانی که عدلیه را هم کردند دادگستری یا سوپسید را یارانه مردم میخندیدند چنانچه گذشت این واژگان همه گیر شد.
بله. منم با این روند که مثال زدید موافقم. شما کاری کنید اگه خیلی اینکاره اید که در وب فارسی به جای عکس همه بگن فرتور. به جای اینکه شرط رو با سامه عوض کنید و به طور مسخره ای در زیر پیکتون برای ما (ما یعنی هرکسی جز خودتون) معنیش کنید و بنویسید سامه=شرط
!
مزدك بامدادمن از راه فیسبوک هم در گسترش زبان پارسی میکوشم
من با این خیلی بیشتر موافقم. زیاد معنی نداره در انجمن گفتگو شما به جای مشاهده بنویسید آروین و بعد زیرش معنیش کنید که آقا آروین یعنی مشاهده! به نظر من شما در ملی گرایی و دگرگون کردن زبان فارسی معیار دچار افراط هستید. منم موافق تغییر این زبان شترگاوپلنگم. ولی قدم به قدم. زیاد منطقی و عادی نیست که یکشبه تمام نوشتارهامون رو ببریم به زبانی نزدیک زبان پهلوی.
Mehrbodبجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!
جالبه شما برای دفاع از خودتون نقل قولی از مزدک رو میارید که من باهاش هیچ مشکلی ندارم. در همین نقل قول میبینید که زبان مزدک خیلی گیراتر و قابل فهمتر هست. من با افراطی که شماها دچارش شدید مشکل دارم. من شک ندارم اگه قرار بود شما این پاراگراف مزدک رو مینوشتید یک متن تاریخی میشد که باید میدادیم زبان شناسان بررسیش کنند.
kourosh_bikhodaبله. منم با این روند که مثال زدید موافقم. شما کاری کنید اگه خیلی اینکاره اید که در وب فارسی به جای عکس همه بگن فرتور. به جای اینکه شرط رو با سامه عوض کنید و به طور مسخره ای در زیر پیکتون برای ما (ما یعنی هرکسی جز خودتون) معنیش کنید و بنویسید سامه=شرط !
راستش من که آمدم اینجا برای اینبود که زبان پارسیک را بیاموزم. اندیشیدم که در اینجا همه پارسیک میگویند. اکنون میبینم که چنین نیست.
اگر هم خودم در اینجا پارسیک مینویسم چون خودم باید با برزش(تمرین) نخست این زبان را به خوبی یاد بگیرم تا به همگان یاد دهم.
برای نمونه اگر خود شما 10 واژه خود را دگرگون کنید خودش برای من بس است.
1.بعضی اوقات = گاهی
2.جدید=نو یا نوین
3.بعدو بعدا= پس و دیرتر
4.قبل و قبلا= پیش و پیشتر
5.فکرکردن=اندیشیدن
6.اعتقاد=باور
7.استفاده کردن=کارگفتن یا بهریدن
8.طریق=راه
9.تغییر کردن=دیگرستن
10.=اول=نخست
واژه های سخت که پارسیگر میگوید هیچی...
این واژگان کوتاه تر و آسان تر چه؟
پارسیگر
homayounراستش من که آمدم اینجا برای اینبود که زبان پارسیک را بیاموزم. اندیشیدم که در اینجا همه پارسیک میگویند. اکنون میبینم که چنین نیست.
اگر هم خودم در اینجا پارسیک مینویسم چون خودم باید با برزش(تمرین) نخست این زبان را به خوبی یاد بگیرم تا به همگان یاد دهم.
برای نمونه اگر خود شما 10 واژه خود را دگرگون کنید خودش برای من بس است.
1.بعضی اوقات = گاهی
2.جدید=نو یا نوین
3.بعدو بعدا= پس و دیرتر
4.قبل و قبلا= پیش و پیشتر
5.فکرکردن=اندیشیدن
6.اعتقاد=باور
7.استفاده کردن=کارگفتن یا بهریدن
8.طریق=راه
9.تغییر کردن=دیگرستن
10.=اول=نخست
واژه های سخت که پارسیگر میگوید هیچی...
این واژگان کوتاه تر و آسان تر چه؟
پارسیگر
شما دیر رسیدید. من زمانی در انجمن گفتگو کاملن به پارسی نویسی رو آورده بودم. ولی بعد از مدتی به این نتایج که تا اینجا گفتم رسیدم و متوجه شدم نخست باید منظور رو به خوبی رسوند. در کنار این کار، میتونیم برخی واژه ها رو کمابیش جایگزین کنیم و به خورد فاروم نویس ها بدیم.
الان هم برخی واژه ها که به نظرم سرراست تر هستند رو به فارسی مینویسم.
پارسی نویسی یکی از تاکتیک های اسلام ستیزاس برای جنگ با اسلام. 👏 دیگه به چه زبونی اینو بگیم؟؟؟؟💩
Gilgameshتنها دگرسانی دبیره که نیست. مهمتر از آن شیوهی درست نوشتن واژگان است (وگرنه ما همین حالا هم چندین دبیرهی جایگزین داریم که بسیار هم خوب کار میکنند)
برای نمونه برای واژهی آریا کدامیک از از این دو تا درست است:
āriā؟ (آری+آ)
یا
āryā؟ (آر+یا)
می را باید جدا نوشت یا مانند خط کنونیمان به بنواژه بچسبد؟ کسرهی اضافه چطور؟ و…
مملکت به این گستردگی با این همه مشکلات عدیده شما چسبیدید به اینکه aria رو باید arya بنویسید یا اریا که مملکت اصلاح بشه 😊😃
kourosh_bikhodaجالبه شما برای دفاع از خودتون نقل قولی از مزدک رو میارید که من باهاش هیچ مشکلی ندارم. در همین نقل قول میبینید که زبان مزدک خیلی گیراتر و قابل فهمتر هست. من با افراطی که شماها دچارش شدید مشکل دارم. من شک ندارم اگه قرار بود شما این پاراگراف مزدک رو مینوشتید یک متن تاریخی میشد که باید میدادیم زبان شناسان بررسیش کنند.
خود اتان را نرنجانید, چنانکه میبینید من هواداران و دوستداران فراوانی دارم که این شیوهیِ
گفتار و نوشتار هوشمند و اَبـَرگیرایِ مرا میپسندند, که این خود بهتر از هر چیزی از درستی کار و روش ام میگوید
(;
Gilgameshتنها دگرسانی دبیره که نیست. مهمتر از آن شیوهی درست نوشتن واژگان است (وگرنه ما همین حالا هم چندین دبیرهی جایگزین داریم که بسیار هم خوب کار میکنند)
برای نمونه برای واژهی آریا کدامیک از از این دو تا درست است:
āriā؟ (آری+آ)
یا
āryā؟ (آر+یا)
می را باید جدا نوشت یا مانند خط کنونیمان به بنواژه بچسبد؟ کسرهی اضافه چطور؟ و…
نماره به نکتهیِ خوبی است گیلگمش جان, به دیدهیِ من هر دو شیوهیِ نگارش درست میباشند و باید دید آن "آریا نام" ما خود
کدام را برای خویش گزیده, زیرا همانجور که میشود آریا را «آرْیا» یا «آریا» خواند, پس همانجور هم میشود Âryâ یا Âriâ نگاشت.
این ورتشها در هر زبانی پیشمیایند و نمونهوار ما هم آناهیتا و آناهیت و آناهید و ناهید و ... در زبان امان داریم که همگی خوانشهایِ ورتشیک
از نامی یکسان میباشند و نمیشود براستی گفت کدام درست است یا نادرست, ولی میشود گفت "ناهید" کمی بیراهه رفته و دیگریها درستتر هستند.
پارسیگر
Gilgameshتنها دگرسانی دبیره که نیست. مهمتر از آن شیوهی درست نوشتن واژگان است (وگرنه ما همین حالا هم چندین دبیرهی جایگزین داریم که بسیار هم خوب کار میکنند)
برای نمونه برای واژهی آریا کدامیک از از این دو تا درست است:
āriā؟ (آری+آ)
یا
āryā؟ (آر+یا)
می را باید جدا نوشت یا مانند خط کنونیمان به بنواژه بچسبد؟ کسرهی اضافه چطور؟ و…
من به کل به UTF مخالفم
!
یعنی به جای ā میپسندم که aa باشد . مثل آلمانیها که به جای ß گذاشته اند ss یا به جای ä گذاشته اند ae تا برای همه خواندنی باشد . البته مثل همین آلمانی ها هر دویش هم به شکل رسمی رایج باشد خوب است .
شیوه نوشتن را هم باید سپرد دست اهل فن ولی به نظر من aaria بهتر از aarya هستش چون خواندنش برای کسی که با زبان آشنایی ندارد راحت است و به نظر من زبان قدرتمند زبانیست که به قدری ساده باشد که همه بتوانند آن را به راحتی بیاموزند و خواند و نوشتنش را هم هر کسی حتا کسانی که با زبان آشنا نیستند بتوانند به درستی انجام دهند ! نه مثل فرانسوی ها که مینویسند oui و میخوانند وی !!! و با توجه به رعایت همین دو نکته ساده باید توانایی انتقال مفاهیم را هم به خوبی و درستی داشته باشد .
خوشبختانه زبان ما زبان سختی نیست و یاد گیری محاوره اش برای غیر پارسی زبانان کار دشواری نیست . آن چیزی که مانع گسترش و جهانی شدنش شده همین دبیره مزخرف کنونی هست .
زبان ما پیچیدگیهای زبانهای غربی را ندارد و یک مزیت دیگری که دارد در بسیاری از جملات مهم نیست فعل کجا باشد !
من به نانوایی رفتم .
من رفتم به نانوایی .
رفتم من به نانوایی .
به نانوایی رفتم من .
ولی در زبان آلمانی Verb immer ist nummer zwei 👎
sonixaxمن به کل به UTF مخالفم !
اینها UTF نیستند, در همان ASCII هستند.
نمیشود هم هربار خواستیم بگوییم â, دو تا a بزنیم و رنج کار امان را دوبرابر کنیم, بجایش ما یک s برای "س" بیشتر نمیخواهیم و c
را میشود جای ch برداشت و روی همین کلیدتختههای کنونی بخوبی جا برای ٣ کلید بایستهیِ دیگر â و ž و š گشود, q نیز همان 'غ/ق' خواهد بود.
آلمانها هم بدترین نمونهیِ روی زمین بود که میشد یافت, آنها آن اندازه بیراههرفتهاند که
سخن پیرامون اش بیهوده است, همین بس که Doyc را مینویسند Deutsch! چهار وات tsch برای یک "چ"؟
😉
Mehrbodاینها UTF نیستند, در همان ASCII هستند.
اینها ASCII های Extended هستند نه استاندارد .
استانداردها اینها هستند
:

Mehrbodنمیشود هم هربار خواستیم بگوییم â, دو تا a بزنیم و رنج کار امان را دوبرابر کنیم, بجایش ما یک s برای "س" بیشتر نمیخواهیم و c
را میشود جای ch برداشت و روی همین کلیدتختههای کنونی بخوبی جا برای ٣ کلید بایستهیِ دیگر â و ž و š گشود, q نیز همان 'غ/ق' خواهد بود.
آلمانی ها کردند شد ! من گفتم میشود هر دو را در کنار هم مانند آلمانیها داشت
.
ß = ss
ä = ae
ü = ue
ö = oe
اینطوری میشود که مثلن اگر کسی خواست به آدرسی در آلمان که ü درش دارد نامه بنویسد یا بسته پست کند سر و ته اش یکی نمیشود جهت تایپ کردن یا نوشتن آدرس .
Jägerstraße 56
10117 Berlin, Germany
میشود
Jaegerstrasse 56
10117 Berlin, Germany
Mehrbodآلمانها هم بدترین نمونهیِ روی زمین بود که میشد یافت, آنها آن اندازه بیراههرفتهاند که
سخن پیرامون اش بیهوده است, همین بس که Doyc را مینویسند Deutsch! چهار وات tsch برای یک "چ"؟
مگه قراره ادبیات یک کشور اون طوری که ما میپسندیم دگرگون بشود ؟
!!!!! 😉

sonixaxاینها ASCII های Extended هستند نه استاندارد .
استانداردها اینها هستند :
پس روشن شد UTF نیستند, ولی ASCII را هستند, گرچه extended.
sonixaxآلمانی ها کردند شد ! من گفتم میشود هر دو را در کنار هم مانند آلمانیها داشت .
بهینه بودن ≠ شدنی بودن
ما دربارهیِ روش استاندارد داریم گفتگو میکنم, اگر نه راههای بسیاری میشوند...
sonixaxمگه قراره ادبیات یک کشور اون طوری که ما میپسندیم دگرگون بشود ؟ !!!!! 😉
ادبسار ≠ دبیره ≠ زبان
اگر فَردید ات نیاز به از نو چاپ کردن نوشتارها باشد آری, دگرش دردناکی است, ولی گاه بایسته.
خوشبختانه ما چون تازه به دبیرهیِ لاتین روی خواهیم آورد, این دشواریها را دیگر نخواهیم داشت.
پارسیگر
Mehrbodخود اتان را نرنجانید, چنانکه میبینید من هواداران و دوستداران فراوانی دارم که این شیوهیِ
گفتار و نوشتار هوشمند و اَبـَرگیرایِ مرا میپسندند, که این خود بهتر از هر چیزی از درستی کار و روش ام میگوید (;
خب البته از شما بیش از این بر نمیاد. بحث بر درستی و نادرستی یا درجه ای اهمیت این کار هست. نه یارگیری و تیم جمع کردن.
شیعیان ایران هم تعداد زیادی هوادار و دوست دار دارند که میپسندند زنجیر زنی و سینه زنی رو. چه شباهت جذابی.
Mehrbodپس روشن شد UTF نیستند, ولی ASCII را هستند, گرچه extended.
چرا UTF هم هستند با کد U+00C3
.
Mehrbodبهینه[١] بودن ≠ شدنی بودن
ما دربارهیِ روش استاندارد داریم گفتگو میکنم, اگر نه راههای بسیاری میشوند...
گمان کنم ما داریم در باره پارسی سخن میگوییم نه آلمانی !!!
بهینه بودن هم همیشه به معنی بهتر بودن نیست . گاهی اوقات بهینه ای که بخواهد دشواری و سختی در کاربری ایجاد کند به درد نمیخورد
.
همچنین در چنین مواردی نباید تک بعدی به مساله نگاه کرد باید تمام جوانب را در نظر گرفت . وگرنه دبیره اوستایی یا خط میخی احتمالن برای پارسی دبیره های مناسب تری باشند
!
Mehrbodادبسار[٢] ≠ دبیره[٣] ≠ زبان
زبان مرتبط است با ادبیات مرتبط است با دبیره و همه ی اینها در هم گره خورده اند یک دگرگونی کوچکِ غیر اصولی میتواند به از هم پاشیدگی کل سامانه بینجامد .
و برای نمونه ما داریم گذاردن و گزاردن و این کجا و آن کجا
!!!
sonixaxچرا UTF هم هستند با کد U+00C3 .
شوخی بامزهای بود, روشنه آدم (ascii) هم جانور (utf) است هم آدم, ولی شما میگفتی "آدم آدم نیست, تنها جانور است", که روشن شد نه آدم هم هست!
((:
sonixaxگمان کنم ما داریم در باره پارسی سخن میگوییم نه آلمانی !!!
بهینه بودن هم همیشه به معنی بهتر بودن نیست . گاهی اوقات بهینه ای که بخواهد دشواری و سختی در کاربری ایجاد کند به درد نمیخورد .
بهینه: به+ین+ه
(((:
... گزیده ترین و بهترین چیز..
sonixaxهمچنین در چنین مواردی نباید تک بعدی به مساله نگاه کرد باید تمام جوانب را در نظر گرفت . وگرنه دبیره اوستایی یا خط میخی احتمالن برای پارسی دبیره های مناسب تری باشند !
نه, اینجا شما فرزامی را با بهینگی نادرست گرفتهای, درسته با یک دبیرهای شاید بشود آواهای پرشمار و گوناگونتری را نگاشت, ولی باید نگریست به رنجهیِ آن هم میارزد یا نه.
پس بهینگی در راستای کارآمدی و بازده پیشمیرود, اگر ما تنها سه وات â و š و ž را مینیازیم, آنهم زمانیکه میتوانیم w را برای نمونه روی shift برده و c را برای 'چ'
و q را برای 'غ/ق' به کار ببریم, تنها میبسندد دو جای دیگر روی کلیدتخته امان بگشاییم, پس اینجا بهینگی میشود کاربرد همین دبیرهیِ پارسی جهانی: UniPers: A New Alphabet for Persian
sonixaxزبان مرتبط است با ادبیات مرتبط است با دبیره و همه ی اینها در هم گره خورده اند یک دگرگونی کوچکِ غیر اصولی میتواند به از هم پاشیدگی کل سامانه بینجامد .
و برای نمونه ما داریم گذاردن و گزاردن و این کجا و آن کجا !!!
گره تا اندازهای خوردهاند ولی یکی نیستند. گزاردن و گذاردن هم تا زمانیکه یکجور خوانده شوند دیگر یکی
اشان رفتنی است, اگر توانستیم سدای 'ذ' را بازآوریم, یک وات هم میشود به آن داد, اگر نه هر دو با هم جایی ندارند.
پارسیگر
دوستان سخن درباره ی دبیره میگویند. میخواهید شما را با دو دبیره ی لاتین و سیریلیک تاجیکی آشنا کنم که زبان ما را با آنها مینویسند.
الفبای لاتین تاجیکی
B b
C c
Ç ç
D d
E e
F f
G g
Ƣ ƣ
H h
I i
Ī ī
/a/
/b/
/tʃ/
/dʒ/
/d/
/e/
/f/
/ɡ/
/ʁ/
/h/
/i/
/ˈi/
J j/Y y
K k
L l
M m
N n
O o
P p
Q q
R r
S s
Ş ş
T t
/j/
/k/
/l/
/m/
/n/
/o/
/p/
/q/
/ɾ/
/s/
/ʃ/
/t/
U u
Ū ū
V v
X x
Z z
Ƶ ƶ
'
/u/
/ɵ/
/v/
/χ/
/z/
/ʒ/
/ʔ/
الفبای سیریلیک تاجیکی
А а
Б б
В в
Г г
Д д
Е е
Ё ё
Ж ж
З з
И и
Й й
К к
/a/
/b/
/v/
/ɡ/
/d/
/e/
/jɒ/
/ʒ/
/z/
/i/
/j/
/k/
Л л
М м
Н н
О о
П п
Р р
С с
Т т
У у
Ф ф
Х х
Ч ч
/l/
/m/
/n/
/o/
/p/
/ɾ/
/s/
/t/
/u/
/f/
/χ/
/tʃ/
Ш ш
Ъ ъ
Э э
Ю ю
Я я
Ғ ғ
Ӣ ӣ
Қ қ
Ӯ ӯ
Ҳ ҳ
Ҷ ҷ
/ʃ/
/ʔ/
/e/
/ju/
/ja/
/ʁ/
/ˈi/
/q/
/ɵ/
/h/
/dʒ/
[TH]خط سیریلیک تاجیکی[/TH]
[TH]خط فارسی با زیر و زبر[/TH]
[TH]خط فارسی[/TH]
Баниодам аъзои як пайкаранд, ки дар офариниш зи як гавҳаранд. Чу узве ба дард оварад рӯзгор, дигар узвҳоро намонад қарор. Саъдӣ
بَنیآدَم اَعضایِ یَک پَیکَرَند، که دَر آفَرینِش زِ یَک گَوهَرَند. چو عُضوی به دَرد آوَرَد روزگار، دِگَر عُضوها را نَمانَد قَرار. سعدی
بنیآدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند. چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار. سعدی
Мурда будам, зинда шудам; гиря будам, xанда шудам. Давлати ишқ омаду ман давлати поянда шудам. Мавлавӣ
مُرده بُدَم، زِنده شُدَم؛ گِریه بُدَم، خَنده شُدَم. دَولَتِ عِشق آمَد و مَن دَولَتِ پایَنده شُدَم. مَولَوی
مرده بدم، زنده شدم؛ گریه بدم، خنده شدم. دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم. مولوی
[h=2]همسنجی لاتین و سیریلیک[/h]
- سریلیک
Тамоми одамон озод ба дунё меоянд ва аз лиҳози манзилату ҳуқуқ бо ҳам баробаранд. Ҳама соҳиби ақлу виҷдонанд, бояд нисбат ба якдигар бародарвор муносабат намоянд.
- لاتین
Tamomi odamon ozod ʙa dunjo meojand va az lihozi manzilatu huquq ʙo ham ʙaroʙarand. Hama sohiʙi aqlu viçdonand, ʙojad nisʙat ʙa jakdigar ʙarodarvor munosaʙat namojand.
یکی از چیزهای که میخوام بهش اشاره کنم اینه که را به واژه میچسبد!
به نگرم زبان ما مانند ترکی نیست که درست آنگونه که میگوییم با لاتین بنویسیم میتوانیم به زیبایی هم بیندیشیم . برای نمونه
من سامان ام.man saman am
تو سامان ای.to saman ai
او سامان است.ue saman ast
ما سامان ایم.ma saman aim
شما سامان این.shoma saman ain
ایشان سامان اند.ishan saman and
من میاندیشم که ش را sh بنویسیم بسیار بهتر از š است.
šباید به جای ž باشد که در پهلوی هم همین بود.
چ هم با ch بهتر است. اگرنه شانس را باید بنویسیم šâns !!
در آلمانی و انگلیسی میشود همین شانس و چانس که هردو chance مینویسند.
من میاندیشیم که ساختن دبیره برای زبان پارسیک نیاز به کوشش و پشتکار زیادی دارد.
سپاس
پارسیگر
kourosh_bikhodaمن نمیدونم شماها چرا انقدر شانتاژ میکنید. فکر کتید من همه اینها رو یاد گرفتم و از فردا هم مثل شما از پارسیگر استفاده کردم. تکلیف کاربران تازه وارد چی میشه؟ تکلیف سرچ گوگل چی میشه؟ خوانندگان مهمان که موضوعاتو میخونند چی؟ هرکی اومد اینجا میخواهید بهش بگید "تنبلی رو کنار بگذار"؟
پس از روی تنبلی خود اتان این اندازه از "افراط و تفریط' من مینالید, در راستای پرسش دوست ام میلاد (@sonixax), همچنان که گفته بودم ما ٣٠٠٠ واژه بیشتر در این
PN2 نداریم و هرگز به کار نمیبریم, که روشنه هر ٣٠٠٠ تای اینها نیز همگی به یک اندازه کاربرد ندارند و همزمان هم بکار نمیروند.
با آناکاوی دادههای کنونی از دفترچه, از این شمار تنها ٨١٨ واژه تاکنون در نوشتههای همهیِ کاربران پارسیگر به کار رفتهاند
که از این ٨١٨ واژه, ٣٧٣ تا تنها ٢ بار هرگز در نوشتهای به کار رفتهاند, به سخن دیگر میماند «٤٤٥» واژه و بنواژه برای شما که بیاموزید و بس:

فهرست:
Sâmâne 179
Humani 126
Human 115
Hambud 107
Tarâz 93
Andišidan 89
Bonmâye 83
Vâžgašt 79
Fargaštan 74
Sarâydâšt 74
Mehand 72
Farâvareš 72
Âmâj 68
Pârsikidan 67
Digarsâni 66
Behzisti 65
Padâfandidan 63
Farnud 59
Barâvardan 57
Hambudin 56
Farbud 53
Sâme 53
Âmuze 49
Sezâmandi 49
Cam 47
Farâvarde 46
Ârvin 42
Pâž 41
Nask 41
Farâmanešik 40
Sanješ 40
Pirâmun 39
Mehâdin 39
Mazdâik 39
Rade 39
Kârâmad 38
Farâyâft 38
Hamvand 38
Parvâna 38
Kažfarnud 37
Bâyeste 37
Farâzist 35
Dânešik 34
Âqâxtan 34
Sâxtâvari 32
Bišinegân 31
Yâxte 30
škâr 30
Farhud 30
Boxtan 30
Âgâhidan 29
Engâr 29
Nun 29
Bihudan 28
Dâdvand 28
Šâyestan 28
Bâhamâd 28
Kahrmân 27
Zistbum 26
Dâdgari 26
Sanjidan 26
Soheš 26
Raftâridan 25
Porsmân 25
Xwâst 25
Gerâyandi 25
Paxšidan 24
Xwiškâri 24
Istâr 24
B.N. 24
Kârâmadi 24
Rasâne 23
Hampiši 23
Kaž 23
Negare 23
Forumanešik 23
Behruzi 23
Hamsanjidan 22
Degargozin 22
Kine 22
Pendâr 22
Câme 21
Bišine 21
Abarkešvar 21
Zâb 21
Piše 21
Porgâh 20
Farnudin 20
Mehâd 20
Gozir 20
Yekrâst 20
Irang 20
Rahgozar 20
Šatrang 20
Mâdi 20
Gosâreš 19
Sanje 19
Âmixtan 19
Gozine 19
Vir 19
Arteštârik 19
Bâze 18
Setorg 18
Bexwiš 18
Karânnemâyi 18
Digarestan 18
Xodin 18
Zamâne 17
Kârvâže 17
Pišnehâdan 17
Zâdmân 17
Dâdgar 17
Barcidan 17
Fandâvari 17
Farzâne 17
Hanjâridan 17
žgâh 16
Xâstgâh 16
Jodâyidan 16
Foruband 16
Âludan 16
Barsâxtan 16
Digarsân 15
Kâryâri 15
Dirande 15
Ârâstan 15
Zenhâr 15
Pâyvaridan 15
Barânidan 15
Nâyekrâst 15
Farzâm 15
Peyrang 15
Hamâvardi 15
Pendâre 14
Bâšande 14
Kârgomâštan 14
Parâsanjidan 14
Âz 14
Dâvidan 14
Nehoftan 14
Gomâštan 14
Farnudsâr 13
Sohidan 13
Degareš 13
žgâhik 13
Bâzdâštan 13
Foruze 13
Ârtâik 13
Farjâm 13
Humansetiz 13
Adabsâr 13
Hâyestan 13
Âmâyeš 13
Tasu 12
Farsudan 12
Baxšudan 12
Gosâridan 12
Ul 12
Derâzâ 12
Šahrmandi 12
Niyâg 12
Mardomsâlâri 12
Fartur 12
Forugereftan 12
Angixtan 12
Dastyâft 12
Niyâzin 12
Dabire 12
Andartâr 11
Cârcubidan 11
Barx 11
Hušidan 11
Farâvardan 11
Jušidan 11
Noâvardan 11
Bartâftan 11
Xastu 11
Avast 11
Bazah 11
Negâre 11
Hanâyeš 11
Bizâri 11
Virâstan 11
Noxostini 11
Bazahkâr 11
Hanbâzgerâyi 11
Bâzxword 11
Jastan 11
Maneš 11
Âzmandi 10
Gozidmân 10
Hutâd 10
Tondâ 10
Kucgar 10
Fargaštig 10
Kân 10
Pišine 10
Behin 10
Hamišegi 10
Dâdmand 10
Šâyandegi 10
Kârâyi 10
Capire 10
Barzidan 10
Farbudin 10
Pâdafrah 10
Xâvand 9
Tuš 9
Hamânandidan 9
Konešgar 9
Hambâxtan 9
Yuq 9
Handâsgar 9
Bâzres 9
Sangini 9
Guyâl 9
Zistan 9
Hamâvard 9
Cangâr 9
Kaminegân 9
Mehandi 9
Farnâm 9
Fardid 9
Varteš 9
Gozarâ 8
Bâftâr 8
Âgâštan 8
Boland-Zamân 8
Durâ 8
Ârvinestan 8
Hušmandânidan 8
Nâmirâyi 8
Rowšanvir 8
Kuc 8
Râyzangâh 8
Til 8
Gitig 8
Sâmânik 8
Tarzabânidan 8
Šâyand 7
Câlešidan 7
Abarsâzvâre 7
Zâdâvardan 7
Farâxwânidan 7
Xân 7
Tarsâi 7
Tarâbordan 7
Ceng 7
Bištarine 7
Bahristan 7
Mar 7
Sij 7
Râne 7
Tarzabân 7
Yân 7
Pišbini 7
Raj 7
Bonvâže 7
Dâtik 7
Yâdmânidan 7
Pišdidan 6
Vâxtan 6
Tavânmâye 6
Fandâvar 6
Âzânidan 6
Dargâšt 6
Rišxanadidan 6
Basandidan 6
Pâyandân 6
Hamrâstâ 6
Râhbord 6
Biderang 6
Ânâkâftan 6
Kârmâye 6
Yâvar 6
Degarsânidan 6
Barâzande 6
Kušâ 6
Heštan 6
Peymândâri 6
Hamvandi 6
Espâš 6
Virig 6
Kahrobâyin 6
Jahešidan 6
Pišâvaridan 6
Barresidan 6
Bizâr 6
Gerâyand 6
Farnudâne 6
Fargardânidan 6
Rizegân 6
Farâzistan 6
Nâyi 5
Nimâi 5
Xodâmâj 5
Safrang 5
Sugereftan 5
Xodgardân 5
Pâfešordan 5
Barmând 5
Gâsidan 5
Âbxost 5
Yeksanj 5
Tâzik 5
Irâxtan 5
Begerâyand 5
Šenâxtšenâsi 5
Farjâmidan 5
Xâvandi 5
Zabânzad 5
Govâštan 5
Farhešt 5
Âgâhânidan 5
Nemâre 5
Ânâkâvi 5
Varjâvand 5
Barâyand 5
Takine 5
Joftidan 5
Âmudan 5
Niyudan 5
Barin 5
Pahne 5
Yâridan 5
Pengâštan 5
Humanik 5
Sahistan 4
Nešib 4
Bimdâd 4
Pišpey 4
Dožâmad 4
Goftâvardan 4
Basâvidan 4
Pendârin 4
Lâsidan 4
Žarfâ 4
Sarâygardân 4
Mok 4
Suzânidan 4
Sâzvâridan 4
Kahrobâ 4
Humangerâyi 4
Bahridan 4
Nemâridan 4
Nimâ 4
Pežmân 4
Tuxtan 4
Ostovânidan 4
Andarkardan 4
Donbâlidan 4
Abardaryâ 4
Hâme 4
Pâludan 4
Parhixtan 4
Doruqidan 4
Tarâdâd 4
Abarhušmand 4
Gostar Ânidan 4
Degarânidan 4
Farâmaneš 4
Âfandidan 4
Hude 4
Londidan 4
Arzyâftan 4
Farzân 4
Xodgardâni 4
Vât 4
Sohešhâ 4
Karân 4
Angizânidan 4
Bâzice 4
Bineš 4
Cekâd 4
Râhnemudan 4
Hamxwâni 4
Tavânrâne 4
Barbastan 3
Trollidan 3
Pâyvarânidan 3
Bargozidegi 3
Baxtâvari 3
Šâyandi 3
Rize 3
Tarâzmand 3
Dirzivi 3
Hâm 3
Rost 3
Keh 3
Hastumand 3
Câpnâme 3
Hamârestan 3
Karânnemudan 3
Šetâbande 3
Candine 3
Hampâye 3
Mâz 3
Sâzvâri 3
Bušidan 3
Goftmânidan 3
Sâxtâvarik 3
Zâdin 3
Hamcandi 3
Nâražgin 3
Anbâre 3
Šiftan 3
Dastâviz 3
Laxt 3
Sugirâne 3
Delzanande 3
Andarkoneš 3
Raxne 3
Peyyâxte 3
Abarhušmandi 3
Yekzabân 3
Rowšanviri 3
Farâxidan 3
Delbâxtan 3
Nâhidšid 3
Raxš 3
Marzešnegâri 3
Ražgin 3
Lak 3
Tarâkoneš 3
Bahrixtan 3
Timâridan 3
Âvand 3
Laštan 3
Pišengâšt 3
Pasâvand 3
Derâyistan 3
Ravâmand 3
Vâkâftan 3
Namidan 3
Xwârdâštan 3
Gozireš 3
Mardomsâlâr 3
žgâhidan 3
Xoškâd 3
Mušvâre 3
Bâyand 3
Takyâxte 3
žang 3
Pirâstan 3
Kâstumand 3
Gerâyandidan 2
Âzandidan 2
Sijnâk 2
Hamraft 2
Nâyestan 2
Nâvidan 2
Tavand 2
Fozunkâvi 2
Pâlidan 2
Bâzkâftan 2
Hambudšenâsi 2
Sarpicidan 2
Gostarâin 2
Šahrmand 2
Mazdâikdân 2
Sangvâre 2
Vizâstan 2
Nemâyângar 2
Gerâneš 2
Buxtan 2
Hušbahr 2
Patyâr 2
Âbsân 2
Vânemudan 2
Pargâhide 2
Gen 2
Mehbâng 2
Novid 2
Vomidan 2
Âtâvi 2
Nive 2
Humanvâre 2
Râkize 2
Farâbarnehâdegi 2
Amar 2
Hamâg 2
Mehrâz 2
Hanbâzgerâ 2
Nimruz 2
Disidan 2
Geziridan 2
Candinegi 2
Sahmnâk 2
Âvânegâr 2
Pâvand 2
Šekambe 2
Sâdidan 2
Bâyandegi 2
Jahântâr 2
Farzânegi 2
Âvize 2
Humangerây 2
Kinejuyi 2
Farâmâdi 2
Runevešt 2
Sâmânmandi 2
Žâže 2
Adabvar 2
Niyâzidan 2
Disâvari 2
Bâzbord 2
Varanidan 2
Hanud 2
Nâmvâže 2
Zandidan 2
Tarâgozaštan 2
Âtašin 2
Zehdân 2
Hambudgerâyi 2
Kamine 2
Kârig 2
Bixtan 2
Lâfidan 2
Xodviže 2
Târxwân 2
Baxšiš 2
Amordâd 2
Kârgir 2
Yâftig 2
Âk 2
Farengâr 2
Vartidan 2
Peyâpey 2
Âzâdegi 2
Nefridan 2
Âreš 2
Šenâxtšenâsik 2
Barzgar 2
Ârmânnâme 2
Šomârgâh 2
Ture 2
Kažtâbi 2
Xušnudan 2
Mehrâzi 2
Šakiftan 2
Nešâlidan 2
Kažfarnudgar 2
Bahrevari 2
Xeradpazir 2
Pišbordgerâyi 2
Barvâže 2
Azvir 2
Râyântan 2
Kutâh-Zamân 2
Goziridan 2
Kažkâr 2
Sargâh 2
Vazirâd 2
Delzade 2
Farâfazâyand 2
Âtâv 2
Raž 2
Derâzidan 2
Fesordan 2
Fargard 2
Forubâštan 2
Farâpendâr 2
Pišbordin 2
Osturgâh 2
Sâstârik 2
Bâzâvari 2
Andartârik 2
Jâvidânegi 2
Yuxtan 2
Alfanjidan 2
Pegâh 2
Šâyâ 2
Vartande 2
Âzâde 2
Gerâm 2
Peyvarzi 2
Gâmidan 2
Hoftan 1
Polk 1
Dâvgar 1
Mulidan 1
Langarpeyvand 1
Pangân 1
Gerdâr 1
Padâfandin 1
Zamânsanj 1
Duridan 1
Menidan 1
Âzidan 1
Farâman 1
Jâvar 1
Barhamkoneš 1
Tanxwânidan 1
Tanzidan 1
Hamarz 1
Delxwâst 1
Âkânidan 1
Xwândâr 1
Vâmnâm 1
Târpud 1
Azirâ 1
Kamtarine 1
Kurrang 1
Soxanruy 1
Pâdnemune 1
Xodkârixtan 1
Degarande 1
Xodâmuxtegi 1
Nimsepehr 1
Pârsandtâzik 1
Gerdâye 1
Xojastegi 1
Picâl 1
Arteštâr 1
Tarâdâdan 1
Pargâhidan 1
Vast 1
Barxanâm 1
Šakibande 1
Degardâštan 1
Pâžnâm 1
Apar 1
Espâšzamân 1
Xodpuy 1
Vâmvâže 1
Šalidan 1
Sâv 1
Âbband 1
Derangidan 1
Derafš 1
Âbsâni 1
Âsmâne 1
Bišin 1
Nâhamgâh 1
Kâlbod 1
Kârdpezeški 1
Lâbidan 1
Vâsotudan 1
Hambudgerâ 1
Xodâmuxte 1
Yâkand 1
Nowpendâr 1
Hâjidan 1
Mândmâye 1
Takinegi 1
Mehriste 1
Tarânehâdan 1
Konešvari 1
Guyešik 1
Bast 1
Patet 1
Bâzresidan 1
Kažbahristan 1
Hamgenidan 1
Behgozin 1
Zebarnegar 1
Bâvarpaziri 1
Laxte 1
Vaste 1
Jâynâm 1
Hušpazir 1
Tankâme 1
Zamânik 1
Kamidan 1
Ravâdâštan 1
Lândan 1
Ânidan 1
Kâršâyand 1
Ranje 1
Pâtram 1
Didâvardan 1
Peyvarz 1
Pišini 1
Kuži 1
Šomâregân 1
Pastâ 1
Hugovâr 1
Delpor 1
Kubeš 1
Ârmânšahr 1
Bârike 1
Arzbarg 1
Hošyâr 1
Farâtan 1
Andamidan 1
Dastnevešt 1
Sarâygardâni 1
Âpâridan 1
Xošnâyeš 1
Baxšudegi 1
Kâmgâr 1
Roxkard 1
Âkardan 1
Âzarm 1
Candinegerâyi 1
Xwiškâr 1
Ruzmozd 1
Yegânestan 1
Azânidan 1
Nivgozâri 1
Yekâ 1
Far-Engâri 1
Bahâmand 1
Mâdigerâyi 1
škâre 1
Tâzikidan 1
Derâzkâb 1
Negixtan 1
Gomâštegi 1
Farnudgar 1
Bâyâ 1
Xuj 1
Sude 1
Kânâ 1
Bâhamâdin 1
Hambâzgoruh 1
Nowbarsâxte 1
Mâyegân 1
Hambast 1
Zine 1
Yâxtan 1
Virik 1
Peyraftan 1
Padire 1
Hastumandi 1
Viridan 1
Pišei 1
Forupicidan 1
Hamâyeš 1
Sugidan 1
Dâlman 1
Vâtâftan 1
Šidâsâ 1
Tankâmegi 1
Zirgerdâye 1
Yâftik 1
Kuž 1
Kandokâftan 1
Kârdpezešk 1
Mâtikân 1
Pan 1
Belenj 1
Farhamand 1
Parsun 1
Xodostovâr 1
Pasini 1
Xoy 1
Nâyeksanj 1
Šâyande 1
Hastande 1
Ašu 1
Kâv 1
Vâdâštan 1
Arixt 1
Hanj 1
Birunidan 1
Vil 1
Zivar 1
Vâyâftan 1
Abartan 1
Divânsâlâri 1
Farzâmin 1
Xavisidan 1
Velgosâridan 1
Niyušidan 1
Bâzvât 1
Mazg 1
Nazdinidan 1
Bondâšt 1
Zistfandin 1
Barxašomâr 1
Šâxâb 1
Bâyi 1
Bâlmuš 1
Šastâr 1
Tanmâye 1
Gerânidan 1
Hamsangi 1
Yeksanji 1
Ârtâmân 1
Hutâdin 1
Abadžarf 1
Bašam 1
Ciregixwâh 1
Anbâštan 1
Sâlgah 1
Kânâvari 1
Zeh 1
Dadân 1
Azviridan 1
Gâhšomâr 1
Barânânidan 1
Segâlidan 1
Zâdafzâr 1
Xwârazmikidan 1
Eydun 1
Farjâmin 1
Gomixtan 1
Farâhâzeš 1
Cantâd 1
Bâvarpazir 1
Nufe 1
Nâštâyi 1
Farnâd 1
Basâmad 1
Vâzadan 1
Pârâdaxš 1
Hakidan 1
Hušvâre 1
Darâmixtan 1
Parvastan 1
Xodâmuxtegerâyi 1
Xeradâškâr 1
Fardâšt 1
Nazdikidan 1
Šahbâz 1
Tarânemâ 1
Darây 1
پ.ن.
این کارمایهای (=انرژی) که شما تاکنون برای بدنام کردن "من" به کار انداختهاید و این کارمایهای که میلاد برای کلکلهای بیجا
با من به کار برده را اگر تنها یک هزارم اش, یک هزارم اش را هزینهیِ یادگیری این ٤٤٥ واژه کرده بودید, چه ها که نمیشد! 😁
Mehrbodشوخی بامزهای بود, روشنه آدم (ascii) هم جانور (utf) است هم آدم, ولی شما میگفتی "آدم آدم نیست, تنها جانور است", که روشن شد نه آدم هم هست! ((:
من یادم نمیاد همچین حرفی زده باشم !!!
من این رو گفتم :
sonixaxمن به کل به UTF مخالفم !
و امروزه هم که بیشتر از UTF استفاده میشه برای این کاراکترها تا Iso-8859-1 و مانند اینها !
و من هنوز هم سر حرفم هستم به طورکلی با UTF مخالفم .
Mehrbodبهینه[١]: به+ین+ه (((:
من هم گفتم آنچه که بهترین است همیشه کاراترین نیست!
Mehrbodنه, اینجا شما فرزامی[٢] را با بهینگی نادرست گرفتهای, درسته با یک دبیرهای[٣] شاید بشود آواهای پرشمار و گوناگونتری را نگاشت, ولی باید نگریست به رنجهیِ[٤] آن هم میارزد یا نه.
پس بهینگی در راستای کارآمدی[٥] و بازده پیشمیرود, اگر ما تنها سه وات[٦] â و š و ž را مینیازیم[٧], آنهم زمانیکه میتوانیم w را برای نمونه روی shift برده و c را برای 'چ'
و q را برای 'غ/ق' به کار ببریم, تنها میبسندد[٨] دو جای دیگر روی کلیدتخته امان بگشاییم, پس اینجا بهینگی میشود کاربرد همین دبیرهیِ[٣] پارسی جهانی: UniPers: A New Alphabet for Persian
باز هم در این شرایط ما نیازی به â نداریم و میتوانیم برای " ا " از a و برای " آ " از A استفاده کنیم !!
و همان طور که پیشتر هم گفته ام ترکیب حروف و درست کردن صداهای جدید کارآمد تر و بهتر است چرا که توانایی خواندنش را برای همگان فراهم میکند و البته دایره حروف را هم کوچکتر که خود این مساله هم یک نکته مثبت است نه مثل ترکی که اگر بنویسند Canli یکی میخواند کانالی ، یکی میخواند سانلی ، یکی میخواند کَنلی ، یکی میخواند چنِلی در صورتی که نوشته شده جانلی به معنی زنده !!!
پس بهتر اس حروف را با صداهایی که همگان با آن آشنایی دارند بخوانیم و بنویسیم و برای درست کردن صداهایی که وجود ندارد از ترکیبشان استفاده کنیم . نمونه موفق هم همین پینگلیش فعلیست که هر کسی که الفبای لاتین میداند میتواند آن را بخواند
ولی در مورد این سه حرف برای اکثریت دشواری وجود دارد و کسانی که با این سه حرف برخورد میکنند با خواندن بقیه ی واژه میفهمند چه نوشته شده
. به عبارت ساده تر اگر شما یک واژه را که به گوش کسی نخورده با این سه حرف بنویسید احتمال بسیار بالا شخص توانایی خواندنش را نخواهد داشت و آن را اشتباه خواهد خواند .
البته باز هم شما به نسبت فسیلهایی که هنوز در نیافته اند دبیره لاتین از دبیره کنونی بهتر و برتر است بسیار بسیار جلوتر و پیشرفته تر هستید و در همین حدش هم برای ما مقبول و خوشبینانه است و اختلاف نظر بر سر â و aa را میشود در آینده زمانی که اصلن چنین چیزی شدنی شد برطرف کرد و به یک استداندارد و توافقی رسید .
فعلن که نه دبیره لاتین است و نه ادیبان و استادان و سخنورانی که کارشان استاندارد سازی زبان است دنبالش هستند یا دست کم موافقین این طرح اصلن به بازی گرفته نمیشوند فعلن چرا که جمهوری اسلامی سر کار است !!!
Mehrbodگره تا اندازهای خوردهاند ولی یکی نیستند. گزاردن و گذاردن هم تا زمانیکه یکجور خوانده شوند دیگر یکی
اشان رفتنی است, اگر توانستیم سدای 'ذ' را بازآوریم, یک وات هم میشود به آن داد, اگر نه هر دو با هم جایی ندارند.
مشکل هم همینجاست چون به یک شکل خوانده میشوند که نمیتوانیم تمام زیرساخت زبان را بزنیم بترکانیم . راه حل که نباید پاک کردن صورت مساله باشد .
میشود این مشکل را به شکلی مانند این حل کرد :
Gozardan
Goxardan
این خ خواندن X هم به نظر من کار مسخره ایست . kh گزینه منابتریست برای خ چراکه اگر نام شخصی خادم باشد و به یک کشور انگلیسی زبان برود آن را اگر به شکل Xadem بنویسیم اصلن یک چیز دیگری میخوانند آن را !
مانند آن بیچاره هایی که نامشان جواد است و مینویسند Javad و D اول را جا میندازند برای همین در بیشتر اروپا آنها را یواد صدا میکنند :))
پ.ن : تمام آنچه بالاتر نوشته شده نظر شخصی من است و اصراری بر درست بودنشان نیست .
homayounتو سامان ای.to saman ai
این را من میخوانم تو سامان اَی !
اینگونه بهتر نیست ؟!
to saman ei یا to saman ee
homayounمن میاندیشیم که ساختن دبیره[١] برای زبان پارسیک[٦] نیاز به کوشش و پشتکار زیادی دارد.
قطعن که کار ما نیست و با حفظ چند تا واژه پارسی هم کسی ادیب و زبان شناس نشده که ما دومیش باشیم . باید ساختار زبان در نظر گرفته شود ، باید تمایل جامعه در نظر گرفته شود ، باید تعامل زبان با سایر زبانها در نظر گرفته شود و نهایتن یک سیستم درست و حسابی تولید شود . پینگلیش امروزی یک چیز بی در و پیکر و من درآوردیست و نظم درست و حسابی هم ندارد . تنها در مورد â فرض کنید! یا باید یک کلید جداگانه در صفحه کلید بهش داده بشه!!! که در قیاس با صفحه کلید فعلی یک ضعف وحشتناکنه ! یا باید روی کلید a مپ بشه که در اون صورت احتمالن به این صورت خواهیم داشت :
ا = a و Shift+a
آ = Alt-gr+a و Shift+alt-gr+a
از آنجایی که نادیده گرفتن تکنولوژی های روز در تدوین چنین دبیره ای کار ابلهانه ایست خودتان حساب کنید که aa راحت تر است یا گرفتن N تا کلید با هم یا داشتن دو کلید برای یک حرف (الف) با دو آوای مختلف ؟!
در مورد ش و چ هم که سخن را تمام کرده اید و نیازی به زیاده گویی من نیست .
میماند حرف ژ که فکر کنم X جایگزین مناسبی باشد البته آن موقع باید یک فکری برای ذ و ز و ظ و ض کرد ! هر چند که حذف ذ و ظ و ض فکر بدی نیست ولی همین هم کار میبرد و نباید طوری باشد که پیچیدگی در مفهوم ایجاد کند طوری که یک جا گزاردن بشود به جای آوردن و جای دیگر بشود قرار دادن !!!! همین الانش مردم سر گذاردن و گزاردن کلی مشکل دارند :))
مردم از خواندن سه وات â و š و ž ناتواناند:
sonixaxولی در مورد این سه حرف برای اکثریت دشواری وجود دارد و کسانی که با این سه حرف برخورد میکنند با خواندن بقیه ی واژه میفهمند چه نوشته شده
مردم از پس یادگیری ٣٠٠٠ واژهیِ ساده, مانند "اندیشیدن" و "سزامندی" و "هومنی" ناتواناند:
kourosh_bikhodaتکلیف کاربران تازه وارد چی میشه؟ تکلیف سرچ گوگل چی میشه؟ خوانندگان مهمان که موضوعاتو میخونند چی؟ هرکی اومد اینجا میخواهید بهش بگید "تنبلی رو کنار بگذار"؟
بدید من کسانیکه مردم را تا این اندازه کودن! میانگارند, بیشتر زمانها همان ناتوانهایِ راستین هستند!
😁
Mehrbodبدید من کسانیکه مردم را تا این اندازه کودن! میانگارند, بیشتر زمانها همان ناتوانهایِ راستین هستند!
1- یک قورباغه را بگیرید بیندازید در آب جوش! فوری میپرد بیرون .
2- همان قورباغه را بگیرید بیندازید در آب معمولی و بگذارید روی آتش تا رفته رفته گرم شود قورباغه بیرون نمیپرد و پخته میشود .
ریختن 3 هزار واژه جلوی مردم! رو کردن دبیره ای که باهاش آشنایی ندارند به یک باره و ... درست حکم شماره 1 رو داره ، یعنی پسش میزنند .
در عین حال اگر هدف به راستی ساده سازی هست باید به راستی هم ساده سازی بشه ! نه اینکه سلیقه افراد بیاد و جلوی مساله رو بگیره .
مشخصن داشتن دو کلید برای یک حرف! یا چهار چنگولی فشار دادن صد تا کلید برای همان حرف از دوبار تایپ کردنش بسیار سخت تر و دشوار تر است و هر بنی بشری که دستش به صفحه کیبورد خورده باشد به این مساله آگاهی دارد
.
در نوشتن هم داستان مشابهی وجود دارد در صورتی که به شکل سرهم بنویسیم دو بار خط را تاب بدهیم تا دو حرف a بوجود بیاید بسیار ساده تر است تا اینکه خط را قطع کرده بالایش ~ بنویسیم !!! همچنین خواندن aa یا A هم از â راحت تر است . همچنین برای sh , kh , zh و ...
همچنین â در زبانهای فریولی ، فریسکی ، گالیسی ، ترکی ، رومانیایی ، فرانسوی ، ویتنامی ، پرتغالی ، ویلزی و والونی استفاده میشود که همگی در نوشتن از انگلیسی و حتا آلمانی پیچیدگی بیشتری دارند و سخت تر هستند .
یعنی میبینیم که این حروف در این زبانها سادگی در نوشتن را به همراه نداشته و خواندن آن را برای آنهایی که با آن زبان آشنایی کافی ندارند را سخت و غیر ممکن کرده که خود این هم یک نکته منفی بسیار پررنگ در عصر حاضر است .
sonixax1- یک قورباغه را بگیرید بیندازید در آب جوش! فوری میپرد بیرون .
2- همان قورباغه را بگیرید بیندازید در آب معمولی و بگذارید روی آتش تا رفته رفته گرم شود قورباغه بیرون نمیپرد و پخته میشود .ریختن 3 هزار واژه جلوی مردم! رو کردن دبیره ای که باهاش آشنایی ندارند به یک باره و ... درست حکم شماره 1 رو داره ، یعنی پسش میزنند .
...
وزغ دیگر چیست میلاد جان؟ بزرگ شو دوست من!
آن زمان ناصر الدین شاه! بود که یک دگراندن یک واژه نیاز به یک سده زمان داشت,
امروز مادربزرگ من هم fb دارد و ویکیپدیا و نمیدانم PN2
ریشهشناسی و تکواژشناسی و ... همگی با یک کلیک آنورتر, در دسترس همگان میباشند!
تازه ما کجا ٣٠٠٠ تا واژه را انداختهایم که برو بیاموز؟ برایت آناکاوی ساده کردم که ٨٠٠ واژه و بنواژه بیشترْ از میان اینها هرگز بکار نرفتهاند و هر کس با آموختن ٤٠٠≈
بالای این فهرست, میتواند سختترین نوشتههایِ مرا هم دریابد, زیرا در همان ٤٠٠ تا با ساختار و روند ساده و پیشدیدنیِ واژهسازی در زبان پارسیگ بسنده آشنا و آموخته خواهد شد.
چرا براستی؟ چون کسیکه آموخت "هومن" چیست, از روی توان شگرف زبان پارسیگ (Agglutinative language - WiKi), بی هیچ نیاز دیگری میداند هومنستیزی و هومندوستی چه هستند و «هومنی» کدام نام
است و «هومنیک» کدام زاب; کسیکه میداند پیشوند فر- چیست (فرسودن, فرگشتن, فرآوردن, فرآیند, ...) و 'هوده' و 'بیهوده' کدامند, از دریافت فر+هوده —> فرهود وانمیماند,
مگر آنکه تو و کوروش بیخدا وی را یک "کانا" انگاشته باشید, کسیکه هوشبهر ِ ٧٠-٥٠ دارد, کانایی که نمیتواند از پس دریافت 'â' همان 'آ' هست و 'š' همان 'ش' بربیاید!
😉
پس میبینید اینکه شما و کوروش بیخدا در دریافت نوشتههایِ من به دشواری و رنجه میافتید تنها نشانگر همین است که خود اتان توان و
انگیزهیِ فراگیری ندارید و بهتر است بجای کودن و کانا دیدن و خواندن مردم, اندکی به خود اتان رسیده و بیش از این دستمایهیِ ریشخند نباشید!
😁
پارسیگر
Mehrbodاین کارمایهای (=انرژی) که شما تاکنون برای بدنام کردن "من" به کار انداختهاید و این کارمایهای که میلاد برای کلکلهای بیجا
بد نام کردن شما؟
چی میگید؟
حالتون خوبه؟
kourosh_bikhodaتکلیف کاربران تازه وارد چی میشه؟ تکلیف سرچ گوگل چی میشه؟ خوانندگان مهمان که موضوعاتو میخونند چی؟ هرکی اومد اینجا میخواهید بهش بگید "تنبلی رو کنار بگذار"؟
اوایل که به عنوان مهمان موضوعات را میخواندم برام سخت بود خو.اندن مطلبی و رجوع به پی نوشت آن
ولی بعد از مدتی علاقه مند شدم ،حتی بارها تصمیم گرفتم من نیز پارسی را بیشتر بکار برم ولی به خاطر وقفه ای که افتاد صرف نظر کردم و هنوز حس و حالش نیست این کار را شروع کنم.ولی خواندن مطالب پارسی دوستان باعث شده از خواندن پارسی لذت ببرم.
هر چند سخنان جناب مزدک گاهی هضمش سخت می شود ولی بودنش بهتر از نبودنش هست
.همیشه که نباید به مانند سایر فرومها عمل کرد و در جهت آنان حرکت کرد.
برجسته ترین مشخصه ای که دفترچه را متمایز می کند از هم کیشانش همین ست .
Mehrbodپس میبینید اینکه شما و کوروش بیخدا در دریافت نوشتههایِ من به دشواری و رنجه[٢٠] میافتید تنها نشانگر همین است که خود اتان توان و
انگیزهیِ فراگیری ندارید و بهتر است بجای کودن و کانا دیدن و خواندن مردم, اندکی به خود اتان رسیده و بیش از این دستمایهیِ ریشخند[٢١] نباشید!
مهربد,دوستان بیشتر پیرامون مردم میگویند که آموزش پارسیگ برای مردم سخت است , نه برای خودشان.
که هرچند چیزی که شما گفتی برای آن هم درست است. چیزی که سونیخَخ هم گفت درست بود به گونه ای!
sonixax- یک قورباغه را بگیرید بیندازید در آب جوش! فوری میپرد بیرون .
2- همان قورباغه را بگیرید بیندازید در آب معمولی و بگذارید روی آتش تا رفته رفته گرم شود قورباغه بیرون نمیپرد و پخته میشود .ریختن 3 هزار واژه جلوی مردم! رو کردن دبیره ای که باهاش آشنایی ندارند به یک باره و ... درست حکم شماره 1 رو داره ، یعنی پسش میزنند .
در عین حال اگر هدف به راستی ساده سازی هست باید به راستی هم ساده سازی بشه ! نه اینکه سلیقه افراد بیاد و جلوی مساله رو بگیره .
مشخصن داشتن دو کلید برای یک حرف! یا چهار چنگولی فشار دادن صد تا کلید برای همان حرف از دوبار تایپ کردنش بسیار سخت تر و دشوار تر است و هر بنی بشری که دستش به صفحه کیبورد خورده باشد به این مساله آگاهی دارد
خوب اگر آموزش و پرورش همکاری و هماندیشی با ما داشت کار ما بسیار ساده بود
چون کودکان از واژگان تازی چیزی سردرنمیارند! اگر در دبستان به آنها پارسیگ بیاموزند دیگر هیچ کاری ندارد.
ولی از این رو ما باید کار خود را به نام جنبش پارسیگ گویی آغازیم! با آغاز یک سایت!
آروم آروم.... من که خیلی خوشبینم!
پارسیگر