نه نه به هیچ وجه !! قبل از اون یک سومی قرص هست که میخورند اون برای کمک به جلوگیری از ضعف مفرط حافظه هست و یک دورهیِ آموزش مغالطات منطقی مثل تحریف و پهلوان پنبه ، بعد از میل کردن قرص قرمز هم بعنوان جایزه میتونید رفتار و ترولهایِ مردان کس لیس را نگاه کنید و بخندید/گریه کنید (بنا به روحیات). ... سطح تpمل و ترولینگت شدیدا امده پایین آندد جان، نگرانت دارم میشم برادر، اینرو هم به یاد قدیمها زدم بلکه کمی تمرین خوب کنی دوباره روی فرم بیای :D
والا من به شاخه نظامی ملحق شدم:)) امیدوارم در میدان جنگ گیر فمنیست ها نیافتید:))
آفرین, همینکه در اینجا چند تن فرهیخته و روشن میبینم به من دلداری میدهد! اینکه ایشان میگویند اگر از خانمهای پیشتیاری کنی پس اینکاره هستی ترفند ایشان برای فروداشت ناسازگاران است. ولی خب، با اینهمه من هم اگر به اینان دشنامگویی میکنم بیشتر از روی نغز و شوخی و به ترفند خودشان میباشد. (برای نمونه میگویند زنها انگل هستند، من هم میگویم شما کله خر هستید) وگرنه همه در این انجمن دوست من هستند و با کسی دشمنی ندارم. هرچند, با همه هم نباید شوخی کرد. کاربرانی که "جنبه" داشته باشند، برای نمونه unded knight را من میچزانم و گاه خیلی خودمانی به او بد و بیراه آبدار میگویم. ولی اگر به Nevermore یا Theodor Herzl و.. چیزی بگوییم خشتهای انجمن را بر سرمان ویران میکنند. سپاس از مهرمندی شما
ناسازگاران = مخالفان
شلوغ نکنید،جانم.ما هیچ گاه کاری به کار شما نداشته ایم.
هرکس که یکبار این بحث های حقوق مردان و آنتی فمینستی را در عالم واقعیت با بانوان کرده باشد به خوبی می داند که کارآمدترین تاکتیک شان همین ترولینگ و جیغ و داد تاکتیک حمله ی گروهی است.می
بینم که آلیس وایرانبانو هم به تاکتیک استاد اعظم ترول ها روی آورده اند.
هرکس که یکبار این بحث های حقوق مردان و آنتی فمینستی را در عالم واقعیت با بانوان کرده باشد به خوبی می داند که کارآمدترین تاکتیک شان همین ترولینگ و جیغ و داد تاکتیک حمله ی گروهی است.
البته شهریار جان از اونجایی که این تقریبا تنها تاکتیک هست، قضاوت دربارهیِ بهترین یا بدترینش یکم سخته !!
سخنانتان بیش از اندازه احساسی بود، چنانکه بالا برایتان منطقی آوردم، دختری که پیشتر با کسی نخوابیده باشد
در راستای تنفروشی باکرگی خود به بالاترین خریدار پیش میرود و کارش نه تنها برستودنی نیست، که سراسر نکوهیدنی نیز میباشد.
من هم تنها پسر اینجا یا ایرانی یا در جهان نیستم که چنین نگرشی دارم، پس همان در جایگاه زنانگی
خودتان مانده و بیخود از این حسهای ناجور "تملک" و نمیدانم "بردهدارانه" نگویید که ناسزا به ما مردان است!
Mehrbod
آفرین، عشق به همسر آیندهاش نشان از خود-کالابینی میدهد.
شما خودتان را یک کالا میبینید که برای همسر آیندهاتان آکبند نگه داشتهاید و بنام "عشق
فروزانتان" و در برابر یک چیزهایی (پول + خانه + ماشین + عشق ؟) میخواهید به او بفروشید.
من هم به شما میگویم، پیوندی همسریای که از همان آغاز ریشه در دادوستدهای بازرگانی داشته باشد شکستآمیز است.
اسپاگتی را شکر که ایران یکی از بالاترین آمارهای جدایی (طلاق) در سراسر جهان را هم دارد،
اگرنه چه ها که در ستایش خوبی های این "عفت" و "عصمت" و مزخرفات نمیشنیدیم!!
Mehrbod
اینها سفسته آدم پوشالین بود.
از دید نادرست خودتان چندتا گزاره در آوردهاید چسباندهاید گویی که من آنها را گفته باشم!
سخن را درست بگیرید:
هر مردی که بهردلیلی باکرگی را صرفاً "بهتر" بداند: نادان است.
این گزاره ما نیست، گزاره ما بود:
هر مردی که به باکرگی بهای بیش از اندازه یا سرنوشتساز (= اگر باکره نبود ازدواج نکند) بدهد نادان است.
چرا نادان است؟ چون یک فاکتور نه چندان مَهند (مهم) را بهای بسیار بسیار بیش از اندازه داده.
هر زمان که یک فاکتور بیخود و بیجا سرنوشتساز و بیش از اندازه مهند شد ما با پدیده نادانی روبرو میشویم.
نادرست:
هر زنی که نبود رابطه قبلی را برای ازدواج لازم بداند: برده است.
درست:
هر دختری که از ترس نپذیرفتگی از سوی شوهر آیندهاش از همخوابگی و خوشی بردن خویش خودداری کند "برده" است.
در دریافت "بردگی" آن دشواری دارید؟ اگر این دختر برده نیست، پس چرا
خوشی امروز وی وابسته به خواسته یک پسر انگاشتیک (= فرضی) در آینده است؟
چقدر بحث های مسخره و بی فایده ای اینجا در جریانه. من هیچوقت نمیفهمم زن ستیزی یا مرد ستیزی یعنی چی.
برای من هم جالب است که شما و برخی دیگر گمان میکنند موضعی خنثی در این طیف وجود دارد یا مثلا کسی با کنجکاوی دربارهیِ ساز و کار اجتماعی- سیاسی و... به موضوع جنسیت بعنوان موضوعی بیهوده و فاقد موضوعیت نگاه کند. البته در مورد شما (شمایِ نوعی را میگویم کوروش گرامی، بحث شخصی نیست) حضور فمینیسم بعنوان تنها گفتمان جنسیتی باعث شده گمان شود بحثی وجود ندارد و صدای دیگر ابلهانه بنظر برسد، این واکنش معمول به صدای متفاوت در سیستم تک حزبیست!
کاملا درست فهمیده اید. من برای توصیف چنین مباحثی تنها یک عبارت به ذهنم میرسد: «دایی مردکی»! که عبارتیست مرادف «خاله زنک». ولیکن با تکیه و صلابت محکم و مراتب بلیغتری از آنست.
بر این پایه من هم پیشهی ترولینگ را اتخاذ کرده و از همین تریبون خودم را یکی از ترولهای مخرب انجمن معرفی میکنم. از آقای "شوالیهگری" هم میخواهم مانیفست ترولیسم را برایمان قرائت کنند تا ترولیست مفید به فایدهای برای سخنگاه باشیم.
برای من هم جالب است که شما و برخی دیگر گمان میکنند موضعی خنثی در این طیف وجود دارد یا مثلا کسی با کنجکاوی دربارهیِ ساز و کار اجتماعی- سیاسی و... به موضوع جنسیت بعنوان موضوعی بیهوده و فاقد موضوعیت نگاه کند. البته در مورد شما (شمایِ نوعی را میگویم کوروش گرامی، بحث شخصی نیست) حضور فمینیسم بعنوان تنها گفتمان جنسیتی باعث شده گمان شود بحثی وجود ندارد و صدای دیگر ابلهانه بنظر برسد، این واکنش معمول به صدای متفاوت در سیستم تک حزبیست!
من واقعن نمیفهمم این بحث ها برای چیه. الان شما هدفتون در این بحث ها چیه؟ چه اتفاقی رو میخواید گوشزد و اطلاع رسانی کنید؟
من واقعن نمیفهمم این بحث ها برای چیه. الان شما هدفتون در این بحث ها چیه؟ چه اتفاقی رو میخواید گوشزد و اطلاع رسانی کنید؟
همان هدفی که در هر بحث دیگری دنبال میشود، رسیدن به دنیایی بهتر و عادلانهتر،اطلاعرسانی به مردان دربارهیِ ماهیت نقوش جنسیتی. البته دانستن در جای خودش ارزشمند است و بنظر من بحث نیاز نیست هدف سیاسی-اجتماعی داشته باشد. اینجا هم انجمن کوچکیست که بیشتر از آنکه نقش اطلاع رسانی داشته باشد به خود ما آگاهی و کسب دانش خود ما کمک میکند، حالا میخواهد موضوع اسلامستیزی باشد یا زنستیزی باشد یا هرچه. گمان من این است (بنا بر شناخت نسبی از موضع شما) که اساسا بحث اجتماعی را بیحاصل میدانی، مدل شما سیستمی لیبرال است که نظم هر چیز در آن مشخص است، این است که ما بخواهیم دربارهیِ عدالت اقتصادی بحث کنیم یا عدالت در موضوعات مربوط به جنسیت خود به خود بیمعنیست، شما بر این باورید که اینها مسائلی ست که با مرزمندی و حریم خصوصی در یک سیستم لیبرال (با نهادهایِ مربوطهیِ آن البته) خود به خود حل میشود.
این است که وقتی در همان سیستم لیبرال، فمینیسم براحتی همان حریم خصوصی را زیر پا میگذارد این از نظر شما باز هم بحث جنسیتی و مرتبط با مردستیزی/زنستیزی نیست، آیا درست متوجه شدهام؟
پیشترها میگفتند فرنود که ته کشید, سفستهیِ پرداختن به سخنگو و لودگی میآغازد, این روزها باید گفت ترول میآغازد!
به قول انگلیسی زبان ها ? so what's the point بنظرم قبول دارید که منطق و هوش دو چیز جدا از همن... و اینکه ترولینگ کاملا وابسته به هوش طرف است که بتواند یک قدم جلوتر از طعمه را ببیند و حرکت هایش را پیش بینی کندو به دامش بیندازد بنابراین همراه با ترول،هوش هم می اغازد 😬....نکته اینجاست که هوش را باارزش تر یا اقلا جذاب تر میبینید یا منطق را؟به شخصه هرکدوم رو درجایگاه خودش باکشش میبینم.. واز این نظر ایرادی بهش وارد نمیبینم
من نمیدانستم در تعریف ترولینگ "مهارت در مباحثه" و "هوشمندی" و دید استارتژیک هم بوده و چه میدانم، چه بسا بابی فیشر هم ترول بوده و بعد از بازی هم میرفته خفت گیری از مردم و چاقوکشی و ما خبر نداشتهایم احتمالا !! حداقل برای من با باور راسخ به لزوم آزادی بیان بسیار جالب بود متوجه شوم فرهنگ حاکم بر جامعهیِ ایرانی، حالا حقیقی یا مجازی، اسلامگرا یا غیراسلامگرا تفاوت چندانی با هم نمیکند. البته کار تمام نشده و حماسههایِ فیس بوکی دیگری از عزیزان فارسی زبان میتواند افقهایِ تازهای از هوشمندی را بروی جهانیان بگشاید.
همان هدفی که در هر بحث دیگری دنبال میشود، رسیدن به دنیایی بهتر و عادلانهتر،اطلاعرسانی به مردان دربارهیِ ماهیت نقوش جنسیتی. البته دانستن در جای خودش ارزشمند است و بنظر من بحث نیاز نیست هدف سیاسی-اجتماعی داشته باشد. اینجا هم انجمن کوچکیست که بیشتر از آنکه نقش اطلاع رسانی داشته باشد به خود ما آگاهی و کسب دانش خود ما کمک میکند، حالا میخواهد موضوع اسلامستیزی باشد یا زنستیزی باشد یا هرچه. گمان من این است (بنا بر شناخت نسبی از موضع شما) که اساسا بحث اجتماعی را بیحاصل میدانی، مدل شما سیستمی لیبرال است که نظم هر چیز در آن مشخص است، این است که ما بخواهیم دربارهیِ عدالت اقتصادی بحث کنیم یا عدالت در موضوعات مربوط به جنسیت خود به خود بیمعنیست، شما بر این باورید که اینها مسائلی ست که با مرزمندی و حریم خصوصی در یک سیستم لیبرال (با نهادهایِ مربوطهیِ آن البته) خود به خود حل میشود.
بله خب ممکنه همینطورم باشه. در چارچوب آزادی مشخص و تعریف شده ای که من بهش معتقدم هرکسی هر غلطی مجازه بکنه.
این است که وقتی در همان سیستم لیبرال، فمینیسم براحتی همان حریم خصوصی را زیر پا میگذارد این از نظر شما باز هم بحث جنسیتی و مرتبط با مردستیزی/زنستیزی نیست، آیا درست متوجه شدهام؟
اگر فمینیسم یا هر ایسم دیگری بخواد اون چارچوب رو در نظر نگیره و زیر پا بگذاره دیگه از نظر من باید باهاش مقابله کرد. هیچ ایسمی حق نداره وارد حریم خصوصی بشه. اگر منظورتون اینه که با تبلیغات و اعمالی که خلاف آزادی و مبانی لیبرالیسم هم نیست، فرهنگی رو ایجاد کنه که مثلن برپاد مرد یا برپاد زن افکار بسیج بشند، باید بگم که خب دمش گرم. طرف مقابل هم همین کار رو بکنه. ولی من با این عکس العمل طرف مقابل مشکلی ندارم. من با همون استارت اولیه مشکل دارم و اینها رو بیهوده میدونم.
به نظر من هر فردی به دلیل فردیت خودش و در چارچوب این شخصی گری، ممکنه خطاهایی بکنه یا ظلم هایی برپاد جنس مخالف بکنه یا هر کار دیگه ای. از نظر من این قبیل بحث ها اصلن در جایی بوجود میاد که هی دسته بندی و مرزبندی انجام بدیم. هی بگیم خانوم ها اینور و آقایان اونور. در این دسته بندی ها و مرزبندی ها دیگه بحث شخصی گری از بین میره و در چارچوب اجتماع همه چیز بحث میشه. مثلن همون اشتباه و ظلم فردی و شخصی یک جنس بر پاد جنس دیگه، تعمیم به کل داده میشه و این دو دسته هم خیلی مسخره وار و بیهوده به سر و کول هم میکوبند. پس میبینید که هیچکدوم حق ندارند. هیچکدوم هم لزومن واقعی بحث نمیکنند. من بحث های این جستارو چندماه قبل خونده بودم و چند روز قبلم برگه های نخستش رو خوندم. به نظرم به جز "کل کل" بچه گانه و دعواهای کودکانه که ما بعضی وقتها با هم سن و سالامون در خانواده میکردیم چیزی توش نیست. من از اصل با این بحث ها مخالفم. چه کنش باشه چه واکنش.
بر این پایه من هم پیشهی ترولینگ را اتخاذ کرده و از همین تریبون خودم را یکی از ترولهای مخرب انجمن معرفی میکنم. از آقای "شوالیهگری" هم میخواهم مانیفست ترولیسم را برایمان قرائت کنند تا ترولیست مفید به فایدهای برای سخنگاه باشیم.
خودتان اعتراف به جرم میکنید ، حالا
وقتی شما را برای ۲ هفته اخراج کنیم ، کولی بازی در میآورید که اینجا دیکتاتوری هست و غیره!
من نمیدانستم در تعریف ترولینگ "مهارت در مباحثه" و "هوشمندی" و دید استارتژیک هم بوده و چه میدانم، چه بسا بابی فیشر هم ترول بوده و بعد از بازی هم میرفته خفت گیری از مردم و چاقوکشی و ما خبر نداشتهایم احتمالا !! حداقل برای من با باور راسخ به لزوم آزادی بیان بسیار جالب بود متوجه شوم فرهنگ حاکم بر جامعهیِ ایرانی، حالا حقیقی یا مجازی، اسلامگرا یا غیراسلامگرا تفاوت چندانی با هم نمیکند. البته کار تمام نشده و حماسههایِ فیس بوکی دیگری از عزیزان فارسی زبان میتواند افقهایِ تازهای از هوشمندی را بروی جهانیان بگشاید.
البته که میخواد....ترولینگ میتونه تصادفی وغیرعمدی و تنها از روی جهل صورت بگیره و یا از روی قصد و غرض برای انحراف موضوع یا هدایت کردن اون به سمت تعریف شده ی دیگری که دراین صورت کاملا به هوش و به قول خودتون مهارت در مباحثه بستگی داره... البته احتمالا مثل بقیه چیزا در ابتدا خیلی ساده تر از اینها و صرفا به شکل نوعی ازار و پارازایت پرانی بوده که حالا پیشرفته تر شده و جلوه متشخصانه تری به خود گرفته که گاهی صرفا برای بازی ذهنها صورت میگیره... نمیفهمم مشکلتون با کمی تفریح و بازی چیه....به هرحال ترولینگ چیزی نیس که با حضور ی ترول بشه ازش جلوگیری کرد چه بسا بارها تحت حملاتش ی بحثو رها کردید یاگمان کردید که باختید... مشکل من با دوستمون سر واژه منطق بود که بنظرم هیچ ارتباطی با ترولینگ ندارد...ایشون ی ضرب المثل قدیمی درست اوردند و سعی در مدرن کردن اون دارن که متاسفانه اینجا درس جواب نمیده....
کلا خود آقایون هم نمیدانند دقیقا به دنبال چه در این بحث ها هستند. به قولی یک چیزی شنیده اند..... مسکولیسم هم مانیفست مشخصی ندارد جز اینکه زنان غلط میکنند میخواهند! البته خودشان مدعی هستند که هدفشان ایجاد برابری و عدالت و انسان دوستی و....هستند ولی هر کجا از تجاوز به زنان سخنی به میان آید بهترین دلیل مخالفتشان این است که چون به مردان هم ممکن است تجاوز شود (آنهم به دست زنان)پس زنان غلط میکنند میخواهند قانون علیه این مسئله ی مهم وضع کنند. یا چون مردان میروند و کار میکنند و خرج زن و بچه میدهند پس حق دارند که بیشتر مناسب اجتماعی را اشغال کنند. به درک... زنان خودشان هوش و ذکاوت لازم برای کار کردن را ندارند... .... خلاصه اینکه این دوستان در دریای تناقضات خودشان شناورند ...
بله خب ممکنه همینطورم باشه. در چارچوب آزادی مشخص و تعریف شده ای که من بهش معتقدم هرکسی هر غلطی مجازه بکنه.
اگر فمینیسم یا هر ایسم دیگری بخواد اون چارچوب رو در نظر نگیره و زیر پا بگذاره دیگه از نظر من باید باهاش مقابله کرد. هیچ ایسمی حق نداره وارد حریم خصوصی بشه. اگر منظورتون اینه که با تبلیغات و اعمالی که خلاف آزادی و مبانی لیبرالیسم هم نیست، فرهنگی رو ایجاد کنه که مثلن برپاد مرد یا برپاد زن افکار بسیج بشند، باید بگم که خب دمش گرم. طرف مقابل هم همین کار رو بکنه. ولی من با این عکس العمل طرف مقابل مشکلی ندارم. من با همون استارت اولیه مشکل دارم و اینها رو بیهوده میدونم.
به نظر من هر فردی به دلیل فردیت خودش و در چارچوب این شخصی گری، ممکنه خطاهایی بکنه یا ظلم هایی برپاد جنس مخالف بکنه یا هر کار دیگه ای. از نظر من این قبیل بحث ها اصلن در جایی بوجود میاد که هی دسته بندی و مرزبندی انجام بدیم. هی بگیم خانوم ها اینور و آقایان اونور. در این دسته بندی ها و مرزبندی ها دیگه بحث شخصی گری از بین میره و در چارچوب اجتماع همه چیز بحث میشه. مثلن همون اشتباه و ظلم فردی و شخصی یک جنس بر پاد جنس دیگه، تعمیم به کل داده میشه و این دو دسته هم خیلی مسخره وار و بیهوده به سر و کول هم میکوبند. پس میبینید که هیچکدوم حق ندارند. هیچکدوم هم لزومن واقعی بحث نمیکنند. من بحث های این جستارو چندماه قبل خونده بودم و چند روز قبلم برگه های نخستش رو خوندم. به نظرم به جز "کل کل" بچه گانه و دعواهای کودکانه که ما بعضی وقتها با هم سن و سالامون در خانواده میکردیم چیزی توش نیست. من از اصل با این بحث ها مخالفم. چه کنش باشه چه واکنش.
شما سخن منرا گویا کاملا اشتباه متوجه شدید، بحث من ربطی به دخالت دولتی نداشتیم بلکه خواستار پایان آن شدهایم، دخالت دولتی از سانسور مخالفان به بهانهیِ نفرت پراکنی گرفته تا دادگاه و مهریه و... که در اختیار فمینیست هاست، در این "هی بگیم خانوم ها اینور و آقایان اونور" گوینده چه کسی است؟ من خاطرم نیست در این جستار امر و نهی به کسی شده باشد. شما اگر این گفتگوها را هم مصداق امر نهی میدانید این حل این مسائل در اجتماع را چگونه بیان میکنید؟ این اجتماع گویی چیزی انتزاعی ست که این فروم را شامل نمیشود. پیرامون علت شلوغ شدن و به گفتهیِ شما "کل کل" هم کاملا علت را اشتباه گرفتهاید، اینکه در بحث پیرامون جنسیت و دین و سیاست و... که در دوتای آخری خودتان هم شرکت میکنید این مسائل بیداد میکند نه واکنش و سوءتفاهم و نه تعمیم جز به کل نابجاست، بلکه ماهیت باورها و مغزشویی شدید پیرامون آنها در عرصهیِ اجتماعی(و نه لزوما و تنها سیاسی و دولتی) است. البته این اتهام تعمیم جز بکل هم همواره برای من جالب بوده، گویا معجزهوار روشهایِ برسی پدیدههایِ اجتماعی دگرگون میشوند و ما ار آن بیخبر !!
بسیار برای من جالب است که شما فمینیسم را در حال دفاع میدانی و احتمالا ما را مهاجم از آن گذشته، پیرامون این آزادی و ناشی از حق انتخاب دانستن وضع فعلی هم بد نیست بگویم در جنبهیِ اقتصادی هم تنها علت مخالفت من با جناب مزدک دفاع عجیب ایشان از سیستمهای کمونیستی در قرن 20ام ست وگرنه نحوهیِ توجیه و دفاع از عملکرد این سیستم "آزادانه" که در آن لازم است دور کارگران و کارخانه را حصار بکشند و مردان را گله گله بخاطر مهریه به زندان و بیگاری بفرستند از نظر من شوخی وقیحانهای بیشتر نیست.
البته که میخواد....ترولینگ میتونه تصادفی وغیرعمدی و تنها از روی جهل صورت بگیره و یا از روی قصد و غرض برای انحراف موضوع یا هدایت کردن اون به سمت تعریف شده ی دیگری که دراین صورت کاملا به هوش و به قول خودتون مهارت در مباحثه بستگی داره... البته احتمالا مثل بقیه چیزا در ابتدا خیلی ساده تر از اینها و صرفا به شکل نوعی ازار و پارازایت پرانی بوده که حالا پیشرفته تر شده و جلوه متشخصانه تری به خود گرفته که گاهی صرفا برای بازی ذهنها صورت میگیره... نمیفهمم مشکلتون با کمی تفریح و بازی چیه....به هرحال ترولینگ چیزی نیس که با حضور ی ترول بشه ازش جلوگیری کرد چه بسا بارها تحت حملاتش ی بحثو رها کردید یاگمان کردید که باختید... مشکل من با دوستمون سر واژه منطق بود که بنظرم هیچ ارتباطی با ترولینگ ندارد...ایشون ی ضرب المثل قدیمی درست اوردند و سعی در مدرن کردن اون دارن که متاسفانه اینجا درس جواب نمیده....
دوست گرامی ترولینگ خوب و ترولینگ بد نداریم، ترولینگ خودش یک استراتژیست نه تاکتیک، آنچه شما دربارهیِ مزهیِ بحث میگویید ترول نیست و شاید نام دیگری لازم دارد،از نظر من میان بسیجی و چماقکش و سانسورچی و ترول فرقی نیست بلکه اولی بسیار شریفتر است. مهارت در بحث هم ارتباطی به ترول ندارد، مهارت در مناظره و سنخوری مهارت ارزشمندی است که اتفاقا در انسانهایِ فرهیخته باید بدنبال آن گشت من خودم از افرادی هستم که برای آن اجترام فراوان قائلم. من اینجا همواره هوادار آزادی بیان بودهام و بحث آزاد، ولی صحبت ما در اینجا دربارهیِ کمی تفریح نیست (برای خود من بحث بدون شور و حرارت اصلا بحث نیست)، مشکل من امکان "کمی" سخن جدیست که در این سیرک جامعهیِ مجازی ایران مرده است.این هم که من گفتم نه بخاطر تغییر در منش دیگران و مخالفت با آن بلکه سخن بدون پشتوانهای پیرامون رذالتها در فضای گفتوی جامعهیِ ایران است که خود من قبلا در عرصه مجازی بدرستی آنرا در نمیافتم؛ این سخنان هم مرثیهایست که من در این آخروقت برای اینجا میسرایم!
البته که میخواد....ترولینگ میتونه تصادفی وغیرعمدی و تنها از روی جهل صورت بگیره و یا از روی قصد و غرض برای انحراف موضوع یا هدایت کردن اون به سمت تعریف شده ی دیگری که دراین صورت کاملا به هوش و به قول خودتون مهارت در مباحثه بستگی داره... البته احتمالا مثل بقیه چیزا در ابتدا خیلی ساده تر از اینها و صرفا به شکل نوعی ازار و پارازایت پرانی بوده که حالا پیشرفته تر شده و جلوه متشخصانه تری به خود گرفته که گاهی صرفا برای بازی ذهنها صورت میگیره... نمیفهمم مشکلتون با کمی تفریح و بازی چیه....به هرحال ترولینگ چیزی نیس که با حضور ی ترول بشه ازش جلوگیری کرد چه بسا بارها تحت حملاتش ی بحثو رها کردید یاگمان کردید که باختید...
مشکل من با دوستمون سر واژه منطق بود که بنظرم هیچ ارتباطی با ترولینگ ندارد...ایشون ی ضرب المثل قدیمی درست اوردند و سعی در مدرن کردن اون دارن که متاسفانه اینجا درس جواب نمیده....
ترول چیزی بیشتر از برآشوباندن روانیِ دیگران نیست و از اینرو هیچ ارزشی ندارد, بویژه در یک گفتمان فرنودین.
اینکه اینجا هم آمدهاند بی هیچگونه آلایشی میگویند «ما ازین پس تنها به ترولِ شما میبسندیم (—> ما باخت در گفتگو را پذیرفتهایم)» چگونه نمایانگر هوش ایشان است؟
ب.ن. هماکنون که ما اینجا گفتگو میکنیم, من در جُستار دیگر چند تا پانترک را بی هیچگونه دردسری دیوانه کردهام:
نیک بنگرید ایشان در جنگ روانی که بر پادِ من راه انداخته بسختی شکست خورده, چون کنترل بسنده روی سُهشهایش نداشته.
یک ترول هم بشیوهیِ همانند در جایِ میکوشد با خونسرد ماندن شما را برآشوباند و این هنر چندانی نیست, جز کمی کنترل روی سُهشها.
پس باید همواره نگریست درونمایهیِ سخن چیست و آیا سخنگو در جایگاه بسزا و هودهمندی
ایستاده, یا اینکه نه و تنها میخواهد با آزردن دیگری خود اش را خوشنوده (خوشنود-ساخته) باشد.
من فکر میکنم برخی دچار سندروم خودمهمّپنداری شده اند و زیادی اصرار دارند که «من» آنان را تحویل میگیرم! :) ولی خب زهی خیال باطل...! :) --- ضمناً اینکه بدگوییهای من را با حملههای چاله میدانی دوست پانترکتان سنجش نمودید یعنی میخواهید بنده آستین بالا بزنم و از شما کوت بگیرم و سفستهیابی بکنم, اما زهی خیال باطل... ! :) به جای آن سوت بزنیم چطور است؟ :)
دوست گرامی ترولینگ خوب و ترولینگ بد نداریم، ترولینگ خودش یک استراتژیست نه تاکتیک، آنچه شما دربارهیِ مزهیِ بحث میگویید ترول نیست و شاید نام دیگری لازم دارد،از نظر من میان بسیجی و چماقکش و سانسورچی و ترول فرقی نیست بلکه اولی بسیار شریفتر است. مهارت در بحث هم ارتباطی به ترول ندارد، مهارت در مناظره و سنخوری مهارت ارزشمندی است که اتفاقا در انسانهایِ فرهیخته باید بدنبال آن گشت من خودم از افرادی هستم که برای آن اجترام فراوان قائلم. من اینجا همواره هوادار آزادی بیان بودهام و بحث آزاد، ولی صحبت ما در اینجا دربارهیِ کمی تفریح نیست (برای خود من بحث بدون شور و حرارت اصلا بحث نیست)، مشکل من امکان "کمی" سخن جدیست که در این سیرک جامعهیِ مجازی ایران مرده است.این هم که من گفتم نه بخاطر تغییر در منش دیگران و مخالفت با آن بلکه سخن بدون پشتوانهای پیرامون رذالتها در فضای گفتوی جامعهیِ ایران است که خود من قبلا در عرصه مجازی بدرستی آنرا در نمیافتم؛ این سخنان هم مرثیهایست که من در این آخروقت برای اینجا میسرایم!
من هیچ کجا از خوب و بد حرفی نزدم صرفا ی طیف بیان کردم بر اساس هوشمندی ترول!! اینکه دریک بحث خاص ترول خوب است یا بد کاملا به موقعیت و موضع شما دربحث برمیگردد.شما هم مثل مهربد از منطق حرف میزنید مهارت ترول و سخنوری هردو از مهارت های بحث هستن ولی به هم ارتباطی ندارن البته هدف "من" از ترولینگ تفریحه وگرنه ترولینگو میشه توی بحث هایی با موضوعات سیاسی واجتماعی خصوصا بکار برد برای وادار کردن طرف مقابل به اسلام...همون جدی ها که مورد توجه شماست...
من هیچ کجا از خوب و بد حرفی نزدم صرفا ی طیف بیان کردم بر اساس هوشمندی ترول!! اینکه دریک بحث خاص ترول خوب است یا بد کاملا به موقعیت و موضع شما دربحث برمیگردد.شما هم مثل مهربد از منطق حرف میزنید مهارت ترول و سخنوری هردو از مهارت های بحث هستن ولی به هم ارتباطی ندارن
البته هدف "من" از ترولینگ تفریحه وگرنه ترولینگو میشه توی بحث هایی با موضوعات سیاسی واجتماعی خصوصا بکار برد برای وادار کردن طرف مقابل به اسلام...همون جدی ها که مورد توجه شماست...
یک نمونه از کاربرد خوب و اخلاقی ترول نام میبرید؟ 🤫
نظر من اینست که یکی از فوائد «ترولینگ» بازی با ذهن و روان طرفین مباحثه است. فرد ترول از بیخ و بن گفتوگویی که جاری است را به «رسمیت» نمیشناسد و این بزرگترین ضربه به کاربرانیست که موضوع را جدّی گرفته و برای آن بنوعی وقت و هزینه صرف میکنند.
مناظره زمانی داغتر میشود که شخص ترولیست خط «استدلال» را همچنان حفظ کند و در کنار آن با تکنیکهای هوشمندانه و سیستماتیک به تخریب آتمسفر گفتوگو و انهدام بحث جاری بپردازد. در این حالت دیگر تشخیص و بازشناسی فرد ترول غیرممکن خواهد بود؛ چراکه در این روش ترولینگ موضع فرد و بنوعی سبک مناظرهی وی خواهد بود و فقط گروهی که در جبههی مقابل حضور دارند او را ترول میخوانند. از قضا اتفاقی که در این تالار هم به کرات رخ داد. بارها و بارها نامرده را به سبب پیامهای تحریکآمیز و تهییج کننده ترول خواندید و به او سگ محلی کردید. ایشان هم به تحریک و هیجان بیشتر شما پرداخته و بالاخره در انجمن ملقب به شخصیت «ترول» شد، اما تشخیص ترول حقیقی و کسانی که محیط گفتگوی سالم را برهم میزنند و کاربران تالار را عاصی میکنند همچنان ناممکن است. (به جز مواردی که ترول عامدانه و احمقانه عمل کند, یا صرفاً بدنبال جلب نظر دیگران و تخریب انجمن باشد) اینجا جای مناسبی برای بحث نیست، میتوانید پاسخ منرا در جُستار مربوطه بدهید. ---
دوست گرامی ترولینگ خوب و ترولینگ بد نداریم، ترولینگ خودش یک استراتژیست نه تاکتیک، آنچه شما دربارهیِ مزهیِ بحث میگویید ترول نیست و شاید نام دیگری لازم دارد،از نظر من میان بسیجی و چماقکش و سانسورچی و ترول فرقی نیست بلکه اولی بسیار شریفتر است. مهارت در بحث هم ارتباطی به ترول ندارد، مهارت در مناظره و سنخوری مهارت ارزشمندی است که اتفاقا در انسانهایِ فرهیخته باید بدنبال آن گشت من خودم از افرادی هستم که برای آن اجترام فراوان قائلم.
😂
روضه قشنگی بود:))
ما به این نتیجه رسیدیم کسی که نه ابزار اعمال زور داره و نه میتونه آزادی بیان و سایر آزادی ها رو محدود بکنه، بی شرف تر از سه تای دیگست:))))
ما به این نتیجه رسیدیم کسی که نه ابزار اعمال زور داره و نه میتونه آزادی بیان و سایر آزادی ها رو محدود بکنه، بی شرف تر از سه تای دیگست:))))
تو آزادیهایِ دیگری داری که خواستی من با کمال میل میگذارم آنها را برایم تمرین کنی !! من معتقدم نیستم دنیا و ساکنان آن وظیفه فراهم کردن توالت عمومی برای یک مشت انگل را بر عهده دارند و حداقل آنقدر صداقت و شهامت دارم که نظرم را دربارهیِ یک پدیده بگویم نه بسته به زورم رنگ عوض کنم؛ فارق از چرندیاتی که تو نام نتیجه رویش میگذاری من جدا به این باور رسیدهام که برخی از همان اوباش مثلا هم میهن انسانهایِ به نسبه شریفی هستند.
البته انتظار دیگری هم نیست وقتی بدون دو ثانیه فکر مثل یک ترول متعهد میپری رو کیبرد !!
تو آزادیهایِ دیگری داری که خواستی من با کمال میل میگذارم آنها را برایم تمرین کنی !!
من معتقدم نیستم دنیا و ساکنان آن وظیفه فراهم کردن توالت عمومی برای یک مشت انگل را بر عهده دارند و حداقل آنقدر صداقت و شهامت دارم که نظرم را دربارهیِ یک پدیده بگویم نه بسته به زورم رنگ عوض کنم؛ فارق از چرندیاتی که تو نام نتیجه رویش میگذاری من جدا به این باور رسیدهام که برخی از همان اوباش مثلا هم میهن انسانهایِ به نسبه شریفی هستند.
ترولینگ یک فایده داشته باشه این هست که باعث صادق شده آدم ها میشه:))
البته من شخصا امیدوارم صداقت در انگل زدایی به این حد نرسه:))
بابا چرندیات هم میتونند نتیجه باشند،"نتیجه" که جز مقدساتت نیست:))خب بازم که داری حرف منو تائید میکنی،دیگه اختلافی نداریم که:))
ترولینگ یک فایده داشته باشه این هست که باعث صادق شده آدم ها میشه:)) البته من شخصا امیدوارم صداقت در انگل زدایی به این حد نرسه:))
بابا چرندیات هم میتونند نتیجه باشند،"نتیجه" که جز مقدساتت نیست:))خب بازم که داری حرف منو تائید میکنی،دیگه اختلافی نداریم که:))
خب معلوم هست از نداشتن جواب برای دفاع از وظیفهیِ دیگران برای ایجاد محیطی برای فعالیت انگلی ترول (نامش چه شده بود، آه آزادی بیان lol) باید هم دروغ در میان سخن دیگران بچپانی، ولی گفتن اینها از پیرو ایدئولوژی که بصراحت و جدی مدعی ست بدنبال کاهش جمعیت مردان به 10 درصد است بیش از حد مضحک است. نتیجه هم باید حاصل پروسهای منطقی باشد. تولیدات دل و رودهیِ ترول فاقد این خصیصه هستند !!
من تاکنون این اندازه نخندیده بودم که کسانی در گفتمانی — از نگاه خوانندگاه — شکست بخورند سپس بگویند ما دیگر
این گفتگو را به رسمیت نمیشناسیم و رسما میخواهیم شما را آزار روانی (= ترول) بدهیم تا بیشتر از این تاثیرگذار نباشید.
جای خسته نباشید دارد, بیرون از سخنگاه بود چه, بجای آزار روانی زنجیر و
باتوم هم دست اتان میگرفتید و بسیجوار دیگران را میزدید که کمتر هُناینده باشند؟ (: