مهربد جان قسمت قرمز مال سال هزار و سیصد و درشکه است !
امروزه در هر خانه ای یکی دو تا از اینها پیدا میشود :
خودش راه میوفتند ، تا سوراخهایی که هیچ بنی بشری دستش به آن نمیرسد را جارو میکند دست آخر هم میرود سر جایش تا دوباره شارژ شود ! که البته همین هم اختراع مردان است .
در خانه های نوساز با تکنولوژی های امروزی هم (مانند منزل ما) هوای خانه هر 3 ساعت یک بار به طور کلی کشیده میشود و هوای پاک و تمیز همواره جایگزین میشود . به این ترتیب از گرد و خاک و رطوبت و .... هم خبری نیست .
باز ننه بزرگ های ما این نق ها را بزنند میگوییم در منزل یک کاری میکردند !
👍
در کتابی که شهریار آورده بود یک فرگرد زیبا برای همین داستان خانهداری داشتیم که ترزبان اش بایسته شد!
من چون همه جوره زندگی کرده ام, تنها, با دوست دختر, آنهم در چندین کشور میدانم خانهداری چه اندازه
کار آسان و خوشیآوری است, و همچنین از نزدیک و با آروین دست یک دیدهام زنها چگونه با دروغگویی از کاه کوه میسازند.
یک نمونه میزنم تا به ژرفای برخی خباثتها پی ببرید.
یکی از خویشاوندان زن نزدیک من که کاناداست و پیشتر که آنجا بودم پیششان بسیار میرفتم, پسر بس باهوش و دوستداشتنیای دارد که من بیشتر برای دیدن او همیشه آنجا بودم.
این پسر با سن کم این اندازه باهوش و همزمان سخنشنو است که برای خود من همیشه باورنکردنی میاید. شوهر این
خانم (که به من بیگانه باشد) نیز مانند همه مردان بیرون کار میکند و خویشکاری خانم از "خانهداری" + "بچهداری" فراتر نمیرود.
پیش از هرچیز, کار خانهداری که به یک شوخی زشت میماند, رختشوی, خشکشوی, ظرفشوی, microwave, oven, ...
کار بچهداری هم برای من که گاه چندین شباروز آنجا میماندم به شوخی بدتری میماند, اگر به من باشد
از نگهداری چنین کودکی بی اندازه هم خوشی میبرم و بجای برنامهریزی رایانه با خوشنودی بچهداری میکردم.
ولی چیزیکه بازگویی میکنم, برای اینکه این زن به شوهرش نشان دهد چه اندازه سخت کار میکند, من نگریسته بودم
از بامداد تا عصر که مرد خانه نبود پیش از دادن خوراک بچه, به او یادآوری میکرد که آنرا پخش و پلا نکند و
پشت میز مینشاند اش و پسر هم سخنشنوی میکرد و شاید تنها یک خرده از غذا از بشقابش بیرون میریخت.
بجای آن ولی چندین باری هم دیدم که نزدیکهایِ عصر که میشد, یک چیزی که بسادگی پخش و پلا شود (مانند برنج) به
کودک میداد و بجای اینکه بگوید روی میز بنشین هم کودک را روی کاناپه مینشاند و برایش یه کارتون هم میگذاشت تا سرگرم باشد. در چنین
ریختی کودک که حواسش جای دیگری بود بیشتر برنجها را روی زمین و اینور آنور میریخت و مادر هم "هیچی نمیگفت" تا سر و کلهیِ پدر خانه کم کم پیدا شود.
سپس که مرد به خانه میاید با یک واریانس ١٥ دقیقهای برگشته و کودک را برای
پخش و پلا کردن و بد خوردن تنبیه میکرد و با هزار اخم و تخم برنجها را جمع میکرد!
در این میان چهرهیِ پدر خانه که با چه افتخاری به زن و فرزند اش نگاه میکرد و خود را خوشبخت میافت نیز دیدنی بود!!
این تنها یک نمونه از خباثتهایِ شریرانهای بود که من هتا نمیاندیشم خودآگاهانه میبودند, اینکه از سخنان تلفنی
همین یک خویشاوندمان با دیگر دوستان زن اش چه چیزهای ترسناک و گاه دیوانهکنندهای شنیدهام نیز بماند برای دیرتر!
زن به شوهرش میگه از اینا بخر، مرده میگه زن تو دستت توی خرج نیست! میدونی چقدر گرونه؟! نمیخرم برات! چه وضعشه؟! LED میخواهی - ماشین ظرف شویی هم میخواهی - جاروبرقی اتوماتیک هم میخواهی؟؟! اینجوری میشه که مرد چیزی نمیخره!!
سوای اینکه پرت و پلا میگویید و یک جا مدیریت منابع مالی منزل را کار زنان میدانید و جای دیگر این مرد است که پول خرج نمیکند و جاروبرقی نمیخرد !!!! از روی سخنانتان به خوبی میشود فهمید که سطح آگاهیتان چه میزان است !
قیمت پیشرفته ترین مدلهای اینها که میتوانید برنامه ریزی شان کنید از فلان جای خانه را جلوتر جارو نزند یا سر ساعاتی خاص خانه را جارو بزند و یا سنسور داشته باشد تا به محض دیدن آشغال به سمتش رود و آنجا را تمیز کند فراتر از 200-300 یورو نمیرود ! این در حالیست که قیمت یک جاروبرقی معمولی از برندهای خوب مانند میله ، سامسونگ ، ال جی ، درت بولت ، بوش ، آ اِ گ ، زیمنس و .... از 150 یورو شروع میشود و تا 1000 یورو هم میرود .
انواع برندهای کمتر شناخته شده هم هستند که میتوانید محصولاتشان را با 50 یورو بخرید !
پس باز هم اینجا خانم مقصر است که به جای یکی از اینها که هم ارزان تر است و هم همه فن حریف ، میرود یک میله 400 یورویی میخرد بعد هم نق و نوق میکند که آی من خونه جارو کشیدم ! تازه همانش هم به قول مهربد کار 5 دقیقه است و بس .
این طور باشد آقا هم سر کار باید محل کسب و کارش را جارو بکشد ، طی بکشد ، تمیز کند ، همه چیزهایی که مشتریان بر هم میریزند را مدام مرتب کند و تازه در کنار اینها کلی کار دیگر هم بکند که خرجی خانه را تامین کند . یعنی باز هم مرد دست کم صد پله جلوتر است .
اگر هم شخص کارمند باشد باز هم سنگینی تمیز کردن دفتر کار و ... بر دوشش است .
تازه اینها برای قشر سرمایه دار مرفح (به جای ه از ح استفاده کردم تا غلیظ تر بخوانید !!!) بی درد است !
کارگر ساختمانی ، کارگر معدن ، طی کش کف رستوران ، راننده تاکسی ، سوپور ، توالت شور فلان رستوران و ... کارشان بارها و بارها سخت تر و نفرت انگیز تر از بالایی هاست .
این بحثی بود که با شیرین هم داشتیم ، هیچ زنی حاضر به انجام این کارها نیست ! در مورد زن ایرانی دوزش شدید تر هم هست به کمتر از منش فلان دکتر رضایت نمیدهند . هر از گاهی یک بار هم ممکن است یک حال سکسی به جناب دکتر یا مدیر بدهند و این طوری پول بیشتری ازش بکشند بیرون و حتا باج بگیرند .
مردان دنبال سکس هستند نه گسترش ژن ! مردان برای سکس و کامیابی ازدواج میکنند و زنان برای ازدواج، سکس میکنند !
اینجورها هم نیست بانو، «سکس» یک روند غریزیست و زنان هم نیاز دارند. علاقهی مردان به سکس و تنکامی همان علاقه به زادآوریست که "پشت" نیازهای جنسی نهان است.
اینجورها هم نیست بانو، «سکس» یک روند غریزیست و زنان هم نیاز دارند.
علاقهی مردان به سکس و تنکامی همان علاقه به زادآوریست که "پشت" نیازهای
جنسی نهان است.
نه ایشان ناخواسته به واقعیت جهان امروز اشاره کرد: زنان نیروی جنسی خود را تا میتوانند سرکوب میکنند (= خود-اختگی) تا بتوانند بجایش بهترین مرد را تور کنند.
اگرنه, اگر زن هم مانند مرد احساسی بیاندیشد که دیگر نمیتواند هوشمندانه تور پهن کند; احساس و فریبندگی یکجا نشوند.
میدانیم که باکرگی هم همان بالا بردن نرخ خودفروشی است, جوریکه دختران کمتر کامیاب در امر خود-اختگی, از در
پشتی سکس میکنند ولی این پرده را میخواهند همچنان به شوهر (= خریدار) آینده اشان بفروشند (یا هتا بهتر, پردهدوزی کنند).
باباجان مُرغ و خُروس هم که خودآگاهی ندارند از روی غریزه جفتگیری میکنند. تنها گونهای که عامدانه به این غریزهها پُشت میکنند سوپرایگویِ «انسان احمق» است! 😄
فکر کنم تنها متأهل این جمع من باشم ، پس یک کمی توضیح در مورد زندگی مشترک و پول میدهم. توی خونهٔ ما هم من کار میکنم و هم خانومم ، ولی درامد من بیشتر از خانومم هست، اما یک حساب بانکی مشترک داریم که هر وقت لازم شد از اونجا پول بر میداریم . maintenance زنها کلا بالا هست و روی همین اگه خانومم پول من رو خرج خریدهای شخصی نکنه من راضی هستم ، چون درامد من برای تمامی خرج خونه از قسط خونه و ماشین ، پول hydro ، مالیات property و grocery اینها کافیه ، من همیشه میگم تو پول خودت رو خرج خودت بکن من راضی هستم ، چون کافیه یک زن حتی اگه فرشته هم باشه از نظر مالی شما رو حمایت کنه دیگه کارتون ساخته هست. البته خیلی از افراد رو هم دیدم که مثلا مرد دانشگاه بوده و زن کار میکرده تا درس مرد تموم بشه و اون هم بره سر کار. یک چیز دیگه هم هست اینکه مردها مثلا در سال شاید ۲ یا حداکثر ۳ جفت کفش بخرند و تا کفش پاره بشه اون رو میپوشند ولی به کمد زنها برید ۲۰ جفت کفش میبینید ، اینها همه بابتش پول رفته ، پس بهتر هست که زنها کار کنند و خرج خودشون رو بدند
نه ایشان ناخواسته به واقعیت جهان امروز اشاره کرد: زنان نیروی جنسی خود را تا میتوانند سرکوب میکنند (= خود-اختگی) تا بتوانند بجایش بهترین مرد را تور کنند.
اگرنه, اگر زن هم مانند مرد احساسی بیاندیشد که دیگر نمیتواند هوشمندانه تور پهن کند; احساس و فریبندگی یکجا نشوند.
میدانیم که باکرگی هم همان بالا بردن نرخ خودفروشی است, جوریکه دختران کمتر کامیاب در امر خود-اختگی, از در پشتی سکس میکنند ولی این پرده را میخواهند همچنان به شوهر (= خریدار) آینده اشان بفروشند (یا هتا بهتر, پردهدوزی کنند).
ببخشید مهربد الان داری یکی از ویژگی های در حال نابودی جامعه ایران و امثالش رو(اهمیت داشتن باکرگی) رو به "جهان امروز" تعمیم میدی!؟ این پدافند از حقوق مردان رو با این حرکت به کل وارد فاز جدیدی کردی:)) بسیار مشتاقانه منتظر اثباتت هستم،و البته چون جامعه ایران رو خودم میپذیرم فقط چند کشور معروف دیگه رو با آمار یا پژوهش مثال بزنی کفایت میکنه:))
ببخشید مهربد الان داری یکی از ویژگی های در حال نابودی جامعه ایران و امثالش رو(اهمیت داشتن باکرگی) رو به "جهان امروز" تعمیم میدی!؟
این پدافند از حقوق مردان رو با این حرکت به کل وارد فاز جدیدی کردی:))
بسیار مشتاقانه منتظر اثباتت هستم،و البته چون جامعه ایران رو خودم میپذیرم فقط چند کشور معروف دیگه رو با آمار یا پژوهش مثال بزنی کفایت میکنه:))
فاز نو و کهنه ندارد, گفتیم "باکرگی هم همان بالا بردن نرخ خودفروشی است".
در جهان امروز هم همینجور است, اگر دختری باکره باشد هنوز یک ارزش است, فرشتهای! ((: که خود اش را پاک نگهداشته —, ولی اگر نبود هم
ُشمار کسانی که با ایشان سکس داشته نرخ وی را پایین میبرند. دختری که تنها با ٢ تن در زندگی سکس داشته گرانتر از دختری که ٤ بار سکس داشته است و همینجور به پیش; بیخود که دخترها به شما نمیگویند تنها تک دوست پسر در زندگی داشتهاند (;
در کنارِ آن, گفتیم یک دختر نمیتواند مانند مرد در سکس دنبال خوشی باشد (تنها سادهترینِ پسرها میاندیشند که یک دختر با اوست تا از سکسی
خوشی ببرد). سکس برای یک دختر تنها یک کُنش پاداشدهی فرجامین است و آنرا هم تنها به کسی میدهد که بهای تن وی را بخوبی پرداخته باشد.
این خود-اختگی دخترها در همهیِ جهان از همان کودکی میآغازد. یک دختر میاموزد که نیروی جنسی خودش را چنانکه گفتیم,
تا میتواند سرکوب نماید, چرا که تنها زمانی میتوان با احساسات دیگری بازی نموده و دست به فریب زد, که فریبگر خودش احساساتی و
درگیر نباشد و سرنوشت زنی که نمیخواهد هرگز کارِ سخت کند و بجایش میخواهد به هزینهیِ یک مرد کارگر دیگر بآسودگی زندگی کند, سراسر وابسته به این فریبگری است.
فکر کنم تنها متأهل این جمع من باشم ، پس یک کمی توضیح در مورد زندگی مشترک و پول میدهم. توی خونهٔ ما هم من کار میکنم و هم خانومم ، ولی درامد من بیشتر از خانومم هست، اما یک حساب بانکی مشترک داریم که هر وقت لازم شد از اونجا پول بر میداریم . maintenance زنها کلا بالا هست و روی همین اگه خانومم پول من رو خرج خریدهای شخصی نکنه من راضی هستم ، چون درامد من برای تمامی خرج خونه از قسط خونه و ماشین ، پول hydro ، مالیات property و grocery اینها کافیه ، من همیشه میگم تو پول خودت رو خرج خودت بکن من راضی هستم ، چون کافیه یک زن حتی اگه فرشته هم باشه از نظر مالی شما رو حمایت کنه دیگه کارتون ساخته هست. البته خیلی از افراد رو هم دیدم که مثلا مرد دانشگاه بوده و زن کار میکرده تا درس مرد تموم بشه و اون هم بره سر کار. یک چیز دیگه هم هست اینکه مردها مثلا در سال شاید ۲ یا حداکثر ۳ جفت کفش بخرند و تا کفش پاره بشه اون رو میپوشند ولی به کمد زنها برید ۲۰ جفت کفش میبینید ، اینها همه بابتش پول رفته ، پس بهتر هست که زنها کار کنند و خرج خودشون رو بدند
👍
آفرین, هر چه ما به این ایرانیان میگوییم در غرب از این خبرهای زن
بیاید پابهپای شما کار کند و نمیدانم در هزینهها شریک باشد و ... نیست, نمیباورند.
نمونهیِ شما هم نمونهیِ خوبی از همان چیزی است که از آغاز این جستار گفتهایم: مرد برای زن چیزی بیشتر از فراهمآورنده نیست.
شما در این همسری خودتان:
کار بیشتری میکنید
هزینههایِ مشترک را مپردازید
از سکس خوشی میبرد
...
همسرتان ولی:
کار کمتری میکند (آنهم بیگمان دلبخواه)
همهیِ درآمدش را تنها هزینهیِ خودش میکند (جای دوری نمیرود)
از سکس به اندازهیِ شما خوشی میبرد
...
میبینیم که یکسنجیای[1] در کار نیست و شما, در فربود[2], دارید بهرهکشی میشوید.
چون کافیه یک زن حتی اگه فرشته هم باشه از نظر مالی شما رو حمایت کنه دیگه کارتون ساخته هست
باز هم آفرین, این همان ترفندهایِ نادیدنی, نابساویدنیِ[3] زنان هستند. شما احساس نمیکنید آنجا وادار به پرداخت
هزینههایِ مشترک شدهاید, ولی در عمل, اگر بکوشید زن را در هزینههایِ مشترک سهیم[4] کنید کارتان ساخته است.
به این میگویند ویناب[5] آزادی (the illusion of free choice), که زنان بهتر از هر کس میدانند چگونه به شما بدهند.
----
1. ^ yek+sanj+i::Yeksanji || یکسنجی: تقارن Ϣiki-En symmetry
2. ^ far+bud::Farbud || فربود: فرابود; آنچه فرای ما هست; واقعیت Ϣiki-En reality
3. ^ Basâvidan || بساویدن: لمس کردن Ϣiki-En to touch
4. ^ sah+istan::Sahistan <— Sehistan || سهیستن: به نظر رسیدن MacKenzie to seem erscheinen 5. ^ Vinâb || ویناب: توهم
ببینید،این خانم مست پاتیل رفته خانه هم خانه ای سابق اش برای جمع کردن وسایل اش،بعد یهو خر شده پریده به پسره زده خایه های هم خانه ای سابق بد بخت اش را به خون ریزی انداخته بعد نویسنده ی هافینگتون پست آمده در این مورد مطلب طنز می نویسد.😠
جالب است که این خانم یک روز در زندان بوده بعد به قید وثیقه آزاد شده.جای زن و مرد را در این داستان عوض کنید بعد تصور کنید چه خشتکی از مرده پاره می کردند.
While Dolquist's fate is unfortunate, he's lucky the suspect didn't squeeze harder -- one of those things could have popped right out.
SAN ANTONIO -- The Federal Bureau of Investigations arrested the mother of a 6-year-old boy Wednesday for assaulting her son by pulling his genitals so hard they ripped, according to court documents. The mother faces assault within a Maritime and Territorial Jurisdiction resulting in serious bodily injury, according to court documents.
On the night of Sept. 27, the mother admitted she was angry with the boy and grabbed his scrotum and pulled him to her as hard as she could, ripping him according to documents. The boy suffered a four centimeter long laceration and penile bruising. She cleaned the wound with alcohol and tried to fix the cut on the scrotum with super glue until it stopped bleeding. She then stuffed the boy's underwear with paper towels and told him to go to bed, according to documents. She did not seek medical attention for the boy.
When the boy's father returned home to their home at Fort Sam Houston Joint Military Base, he found his son crying, according to documents. He took his son to San Antonio Military Medical Center where the child was taken into surgery to repair the damage.
بنظر میرسد واکنشها به manosphere و جنبش حقوق مردان در فضای مجازی دارد آغار میشود. امیر عزیز نظرت در مورد اختلاف نظرها دربارهیِ پیامدهای وارد شدن به بازی اینها و سودمند یا زیانبار بودن آن برای جنبش در میان مدت چیست؟
پ.ن:بعد از نوشتن پست دیدم که نوشتهای تا مدتی نیستی، پس این باشد تا آن وقت !!
پژوهشی دیگر درباره ی خشونت خانگی صورت گرفته توسط Harvard Medical School:
Almost 25% of the people surveyed — 28% of women and 19% of men — said there was some violence in their relationship. Women admitted perpetrating more violence (25% versus 11%) as well as being victimized more by violence (19% versus 16%) than men did. According to both men and women, 50% of this violence was reciprocal, that is, involved both parties, and in those cases the woman was more likely to have been the first to strike. Violence was more frequent when both partners were involved, and so was injury — to either partner. In these relationships, men were more likely than women to inflict injury (29% versus 19%). When the violence was one-sided, both women and men said that women were the perpetrators about 70% of the time. Men were more likely to be injured in reciprocally violent relationships (25%) than were women when the violence was one-sided (20%).
نکته ی دیگر اینکه این فرضیه درست نیست که چون مرد ها از گفتن اینکه زنها را کتک می زنند شرم می کنند و در نتیجه دروغ می گویند،چرا که خود زنان هم مهر تایید بر این نتایج زده اند.
"excuse me Sir, could you trade seats with a woman?" MEN being told they can't sit next to children is a clear sign of a brainwashed feministic and biased culture!
"excuse me Sir, could you trade seats with a woman?" MEN being told they can't sit next to children is a clear sign of a brainwashed feministic and biased culture!
ولی خب، باید پذیرفت که مردان بچه باز بسیاربسیار بیشتر از زنان بچه باز هستند. من هم دوست دارم که اگر بچه ام در هواپیما یا اتوبوس در راه است، یک زن در کنارش نشسته باشد تا یک مرد. من خودم یادم است که در ایران، هتا زمان شاه، بیشتر سینما ها جای بچه باز ها و کونمرزان بود و خود من که تازه جوان هم بودم میترسیدم بروم این سینماها تا چه رسد به بچه. در اتوبوس و تاکسی هم هتا خود راننده ها، اگر بچه ای در سندلی جلو مینشست، به بهانه ی دنده عوض کردن، هی دستشان را به تن و پای آنها می مالیدند یا دیگر سرنشینان اتوبود و تاکسی و .. دستکمی نداشتند و بیشتر دست درازی های جنسی را همین تاکسی رانان و اینها میکردند که گاه هم هتّا میبردند و در بیابان پس از تبهکاری جنسی، آن پسر یا دختر را می کشتند. بدترین نمونه اش در آن زمان کسی بنام "اصغر قاتل" بود. هم اکنون هم اگر نیوه هارا بخوانیم، میبینیم که اگر یک دختری از خانه گریخته باشد یا گم شده باشد یا یک پسر جوانی، تا به خانه اش برسد یا نرسد، بارها از او کژبهره ی جنسی میبرند و هتّا در نهاد های دولتی ، مانند خانه ی دختران فراری کرج هم چند سال پیش شنیدیم که آخوند سرپرست آنجا، به همه یکی یکی تجاوز کرده و سپس دستیارانش این کار را دنبال میکردند! در اروپا هم هتّا بیشتر بچه بازها میکوشند که در کودکستان ها و دبستان های آغازین ، در کمپ های سرگرمی کودکان و نوجوانان، در آمزشگاه های کلیسایی برای پسران، در استخر های شنا و .. کار کنند تا بتوانند به آسانی " برخورد فرهنگی"!! با این بچه ها داشته باشند. بر این پایه بد نیست که گروهی از پیشه ها که کنترل کمتری میتوان کرد، بیشتر به زنان سپرده شود که از روی سرشت زادی خود گرایشی به بچه بازی ندارند.
ولی خب، باید پذیرفت که مردان بچه باز بسیاربسیار بیشتر از زنان بچه باز هستند. من هم دوست دارم که اگر بچه ام در هواپیما یا اتوبوس در راه است، یک زن در کنارش نشسته باشد تا یک مرد. من خودم یادم است که در ایران، هتا زمان شاه، بیشتر سینما ها جای بچه باز ها و کونمرزان بود و خود من که تازه جوان هم بودم میترسیدم بروم این سینماها تا چه رسد به بچه. در اتوبوس و تاکسی هم هتا خود راننده ها، اگر بچه ای در سندلی جلو مینشست، به بهانه ی دنده عوض کردن، هی دستشان را به تن و پای آنها می مالیدند یا دیگر سرنشینان اتوبود و تاکسی و .. دستکمی نداشتند و بیشتر دست درازی های جنسی را همین تاکسی رانان و اینها میکردند که گاه هم هتّا میبردند و در بیابان پس از تبهکاری جنسی، آن پسر یا دختر را می کشتند. بدترین نمونه اش در آن زمان کسی بنام "اصغر قاتل" بود. هم اکنون هم اگر نیوه هارا بخوانیم، میبینیم که اگر یک دختری از خانه گریخته باشد یا گم شده باشد یا یک پسر جوانی، تا به خانه اش برسد یا نرسد، بارها از او کژبهره ی جنسی میبرند و هتّا در نهاد های دولتی ، مانند خانه ی دختران فراری کرج هم چند سال پیش شنیدیم که آخوند سرپرست آنجا، به همه یکی یکی تجاوز کرده و سپس دستیارانش این کار را دنبال میکردند! در اروپا هم هتّا بیشتر بچه بازها میکوشند که در کودکستان ها و دبستان های آغازین ، در کمپ های سرگرمی کودکان و نوجوانان، در آمزشگاه های کلیسایی برای پسران، در استخر های شنا و .. کار کنند تا بتوانند به آسانی " برخورد فرهنگی"!! با این بچه ها داشته باشند. بر این پایه بد نیست که گروهی از پیشه ها که کنترل کمتری میتوان کرد، بیشتر به زنان سپرده شود که از روی سرشت زادی خود گرایشی به بچه بازی ندارند. •
این قانون بسیار مسخره است مزدک گرامی: نخست اینکه بچه باز ها اقلیت کوچکی از مردان را تشکیل می دهند و شما با این اطلاعات نمی توانید همه ی مردان را بالقوه بچه باز فرض کنید. دوم اینکه آمار زنان ِ بچه باز به شدت نادرست و مخدوش است چرا که اصولا نخستین بار توسط خانم Michele Elliott در کتابی به نام Female Sexual Abuse of Children The Last Taboo به آن پر داخته شد(سال 1992) و از آن سال تا کنون هم سخن گفتن در اینباره همواره با انکار و هجمه روبرو می شود،و همیشه هم یک پای ثابت این هرزه بازی ها فمینیست ها هستند.(قابل توجه @undead_knight که سانسور فمینیست ها را ماله کشی می کند)می توانید شرح حمله هایی که به ایشان شده را در همان صفحه ی ویکیپدیای ایشان بخوانید. این هم مطلبی که به خوبی موانعی که سر راه بررسی تجاوز زنان بچه باز وجود داشته را توضیح می دهد و البته آمار های بسیاری هم در مورد این موضوع ارائه می دهد که بواسطه ی همان دلایلی که گفتم به شدت متغیر هستند: Female Perpetration of Child Sexual Abuse
از همه ی اینها گذشته اگر با فرض شما هم پیش برویم که مردان بچه باز "بسیار بسیار" بیشتر از زنان بچه باز هستند باز هم دلیلی نمی شود که همه مردان را بالقوه متجاوز بدانیم و همه را با یک چوب برانیم.توهین و تحقیری را که مرد باید در هواپیما متحمل بشود را در نظر بگیرید.در همان لینکی که مهربد گذاشته می بینیم که حتی با شهردار لندن هم چنین رفتاری صورت گرفته و حتی مردی که با همسر حامله اش در هواپیما بوده است را هم جدا کرده اند. سخن شما درست است،در استخر و مهد کودک و اینها باید مواظب بود
اما چه میزان امکان دارد که یک بچه باز در هواپیما میان آن همه مسافر و خدمه دست به این کار بزند.می
دانیم که اصولا بیشینه ی بچه باز ها قربانی هایشان را از میان دوست و آشنا انتخاب می کنند چرا که با این کار می توانند احتمال فاش شدن قضیه را کاهش دهند مخصوصا با تهدید قربانی.در همان انگلیس هم میبینیم که یکی از همین مرد ها از شرکت هواپیمایی شکایت می کند و خشتک آن ها را به سرشان می کشد و دادگاه هم به نفع مرد حکم می دهد(دمش گرم)
پ.ن:نکته مهمی که باعث می شود بچه بازی زنان نادیده گرفته شود این است که اکثر متجاوزان "مادران" هستند.دست کم میان هر چند مرد یکی تجربه ی sexual abuse از سوی آشنایان زن را داشته ،اما چون از دید جامعه سکس عملی یک سویه است و این مرد هست که می گاید هیچ گاه قربانی های این موضوع خود را در جایگاه یک قربانی نمی بینند.بساکه افتخار هم می کنند که زودتر از همه ی هم سن های خود دست زنی به معامله شان خورده و سینه ی زنی را توانسته اند لمس کنند.این بیشتر مایه ی نازش ایشان است تا چیز دیگری. شوربختانه باید بگویم من هم یکی از همین قربانیان بوده ام اما تا یک ده سالی شده بود بزرگترین افتخار زندگی من که سبب برتری من در نزد دوستان ام می شد.😢
اما چه میزان امکان دارد که یک بچه باز در هواپیما میان آن همه مسافر و خدمه دست به این کار بزند.می
👍 درست است، اینجا سخن شما درست است که هیچ بچه بازی نمیداند که شماره ی سندلی اش از پیش چیست و چنین چیزی در هواپیما کمتر روی میدهد و اگر مردی از جایش برخاست و رفت پیش بچه نشست، آنگاه باید رفت سراغش. . ولی خب،
در اتوبوس و .. چرا، این قانون بد نیست ، این چیزها دیده شده
... صبحهای زود، در متروهای تهران که صغیر و کبیر بهم پیوند میخورند. 😄
که البته اینجا هم پوئن بی خود به زنان می دهند که یک واگن جدا به ایشان می دهند.پوئن بیخود دیگر اینست که "نخست بگذاریدزنها بنشینند."تا جایی که با کمال پررویی نیمی از صندلی های قسمت مردان در اتوبوس را هم اشغال می کنند.😡
ولی خب، باید پذیرفت که مردان بچه باز بسیاربسیار بیشتر از زنان بچه باز هستند.
من هم دوست دارم که اگر بچه ام در هواپیما یا اتوبوس در راه است، یک زن در کنارش نشسته باشد تا یک مرد.
...
•
شمار کسانیکه براستی بیمار هستند همواره اندک است و شاید (نمیدانیم؟) که در مردان بیشتر باشند,
ولی اگر کسی نابهنجاری نشان میدهد بیشتر زمانها از روی برآورده نشدن نیازهایِ طبیعی و بجای وی هستند.
برآوردگی نیاز مردان در سکس هم روز به روز با "جهانی شدن" استانداردهایِ "مرد خوب" میبینیم دارد سختتر و
سختتر میشود و از همینرو یا باید راهِ آسان و "شهرمندانه " برای برآوردن نیاز اینها فراهم باشد (همچون
روسپیخانههایِ* ارزان و قانونی), یا اینکه باید بهمین شیوههایِ نابهنجارِ روی آوردن به پدوفیلیا و ... آنرا در زندگی امان داشته باشیم,
چون همانگونه که کسیکه گرسنه است و دُزدی میکند را نمیتوان براستی نکوهید, نکوهش مَردی که
از سر نیازِ برآورده نشده و سرکوب شده اش به پدوفیلیا روی میاورد نیز گرچه بسیار آسان و بایسته
است, ولی هیچگونه راهکار درستی نیست و تنها مایهیِ پیدایش همین مردستیزیهایِ نابجا در جای دیگر میشود.
جُدایِ همهیِ اینها, من میاندیشم ما اینجا یک availability bias هم داریم: اگر پسر ٢٠ ساله با دختر ١٦ ساله بخوابد, در روزنامه از کثافتکاریِ مرد
! بچهباز!! میخوانیم, ولی اگر دختر ٢٠ ساله با پسر ١١ ساله بخوابد, از دیدگاه زنان (و روزنامهها و نگرشهایِ جا افتافده...) پسره باید سپاسگو هم باشد و هیچ تجاوزی رخ نداده:
رویهمرفته, نکوهش همهیِ مردان از روی بودن برخی مردان پدوفیل چیزی نیست جز:
١- سرزنش خود قربانی (در بیشتر زمانها): اینکه مردان نمیتوانند نیاز جنسی اشان را مانند زنان برآورده کنند یک واقعیت است و باید برای آن چاره اندیشید.
٢- سوگیری فمینیستوار: چشپوشی از واقعیت و آمار راستین و استاند به نگرشهایِ مردستیزانهیِ جاافتاده, هنگامیکه ب.ن. زنان پدوفیل کم نداریم, ولی از بیخ پدوفیل به شمار نمیروند و چنانکه دیدیم, باید سپاسگوی این دسته هم باشیم!
* بیشتر زنان/فمینیستها تا آنجاییکه دیدهایم نیز با بودن روسپیخانهها بسختی میستیزند,
پس ریشهیِ همین نابهنجاریها نایکراست و شاید بیشتر از همه, به خود ایشان بازمیگردد.
من هم دوست دارم که اگر بچه ام در هواپیما یا اتوبوس در راه است، یک زن
در کنارش نشسته باشد تا یک مرد.
گمان نمیکنم در اینباره هیچ جای سخنی برود گرامی. اینکه هر کس چگونه
میخواهد با دیگران برفتار تا اندازهیِ بالایی به خودش وابسته است و من
هم اگر روزگاری کودکی داشته باشم, نمونهوار پرستار دختر را به پسر برمیگزینم.
ولی این برداشتهایِ شخصی / فرهنگی را باید تنها و تنها در همان دامنهیِ فرهنگ نگه
داشت,اینها برمیدارند از روی کوچکترین چیزی که جاافتاده تندی قانون مردستیز درست میکنند و هیچ کاری
هم به ریشهیِ دشواری ندارند و از بیخ میاندازند گردن مردان, انگار که ژن مردان را دیو سرشته باشند!
1-Incidence and Nature of Domestic Violence 2-Causes of Domestic Violence 3-Consequences of Domestic Violence 4-Sexual Assault 5-Legal/Law Enforcement Response to Domestic Violence 6-The Workplace 7-Children and Custody 8-Twelve Strategies to Disguise the Truth 9-Nine of Ten Claims are False 10-Myths Don’t Help True Victims
همین یک منبع کامل برای پاسخ دادن به هر گونه دروغ و دغل زنان درباره ی خشونت خانگی کافی است.
پ.ن:نکته مهمی که باعث می شود بچه بازی زنان نادیده گرفته شود این است که اکثر متجاوزان "مادران" هستند.دست کم میان هر چند مرد یکی تجربه ی sexual abuse از سوی آشنایان زن را داشته ،اما چون از دید جامعه سکس عملی یک سویه است و این مرد هست که می گاید هیچ گاه قربانی های این موضوع خود را در جایگاه یک قربانی نمی بینند.بساکه افتخار هم می کنند که زودتر از همه ی هم سن های خود دست زنی به معامله شان خورده و سینه ی زنی را توانسته اند لمس کنند.این بیشتر مایه ی نازش ایشان است تا چیز دیگری. شوربختانه باید بگویم من هم یکی از همین قربانیان بوده ام اما تا یک ده سالی شده بود بزرگترین افتخار زندگی من که سبب برتری من در نزد دوستان ام می شد.
من نیز قربانی هستم:))
پیش نکته:آماری برای بیشینه بودن مادران متجاوز دارییا دلیل خاصی به ذهنت میرسه؟
ببین الان ما چند تا نکته داریم:
1-ما دو نوع آزار(یا بهتره بگیم تجاوز) جنسی داریم؛ با خشونت و بدون خشونت.مواردی که با خشونت هست در همه محدوده های سنی رخ میده ولی در مواردی که خشونتی در کار نیست فقط رابطه بین بزرگ سال و کودک هست.
2-اینکه شخص خودش رو در موضع قربانی نمیبینه برای من کمی ابهام داره،یعنی شاید از دید قانونی یا اخلاقی عمل شخص نکوهش شدنی باشه ولی آیا کودکی که باهاش رابطه جنسی برقرار شده(و خشونتی در کار نبوده) هم باید احساس قربانی بودن داشته باشه؟یعنی آیا جامعه(یا هر گروه دیگه ای) نمیخواد به زور دیدگاه خودش رو به شخص تحمیل بکنه؟
من نیز قربانی هستم:)) پیش نکته:آماری برای بیشینه بودن مادران متجاوز دارییا دلیل خاصی به ذهنت میرسه؟ ببین الان ما چند تا نکته داریم: 1-ما دو نوع آزار(یا بهتره بگیم تجاوز) جنسی داریم؛ با خشونت و بدون خشونت.مواردی که با خشونت هست در همه محدوده های سنی رخ میده ولی در مواردی که خشونتی در کار نیست فقط رابطه بین بزرگ سال و کودک هست. 2-اینکه شخص خودش رو در موضع قربانی نمیبینه برای من کمی ابهام داره،یعنی شاید از دید قانونی یا اخلاقی عمل شخص نکوهش شدنی باشه ولی آیا کودکی که باهاش رابطه جنسی برقرار شده(و خشونتی در کار نبوده) هم باید احساس قربانی بودن داشته باشه؟یعنی آیا جامعه(یا هر گروه دیگه ای) نمیخواد به زور دیدگاه خودش رو به شخص تحمیل بکنه؟
نکته ی 1 روشن است.
اما در مورد نکته ی 2 من گفتم قربانی از آن جهت که طبعات این رویداد برای بچه بسیار هزینه آور و استرس زا است.اینکه یک خانمی بیاید آلت تناسلی بچه را لمس کند بدون شک برای بچه لذت بخش است و چنانکه می دانیم لذت بردن بچه از لمس آلت اش به پیش از دوران بلوغ و حتی گاهی اوقات در سنین 2،3 سالگی می رسد.اما در همان لینکی هم که گذاشتم طبعات این موضوع را مورد بررسی قرار داده:
s. Rosencrans found among her study participants many of the reactions shared by survivors of male-perpetrated abuse: depression, anxiety, low self-esteem, and high rates of eating disorders and substance abuse. She also found, when she asked her participants what they would want the public to know about maternal incest, a nearly universal wish to tell society that "this really happens."
حتی گاهی اوقات کودک به خاطر شرایط خاص فرهنگی،احساس نفرت و انزجار نسبت به چنین موضوعی دارد و به گمانم اکثر ما این تجربه ی احساس نفرت و انزجار را زمانی که برای نخستین بار پی به سکس داشتن پدر و مادر مان بردیم،داشته ایم.از سوی دیگر ترس از فاش شدن این موضوع در عین لذت بخش بودن برای بچه بسیار سنگین است. شما اگر در اخلاقی بودن و یا نبودن ِ این عمل بحث دارید که خب آن جداست.اما اگر باور دارید که این کار نادرست است، باید بدانید که موضع دوگانه ی جامعه در قبال این موضوع باعث می شود که فرزند پسر(و یا دختر) نداند که چه بلایی بر سر اش می آید اما به دلایل فرهنگی تقریبا تمام خانواده ها از خطر تجاوز و اذیت و آزار جنسی ِ مردان علیه فرزندان شان آگاهند و بی شک مراقب اند و به خود فرزند هم آموزش می دهند که چگونه از قربانی شدن اجتناب کند.اما چون جامعه اصولا باور ندارد که متجاوز زن هم هست باعث می شود هم قربانی های پسر و هم دختر(!) که قربانی ِ متجاوزان زن شده اند ندانند که این موضوع اساسا چیست و آیا بد است،خوب است،اگر این اتفاق افتاد چه کار باید بکنند،به پدر و مادر خود بگویند و یا با توهم گاییدن ِ زن خوش باشند.این است که فرزندانی که قربانی ِ متجاوزان زن می شوند در خطر بسیار بزرگتری قرار دارند ولاپوشانی ِ آمار و ارقام راستین در این مورد تنها به ضرر قربانیان است و خانواده ها هم اساسا هیچ توجهی به آن ندارند.
یک نگاهی به این آمار بیاندازید:
Only 16% of men with documented histories of sexual abuse (by social service agencies, which means it was very serious) considered themselves to have been sexually abused, compared to 64% of women with documented histories in the same study.7
پ.ن:آنزمان یک مطلب بسیار جالب در مورد مادران متجاوز یافته بودم که اکنون هرچه میگردم پیدایش نمی کنم.تا زمانی که آن مطلب را بیابم سخنم را در مورد اینکه "اکثر متجاوزان مادران هستند"،پس می گیرم و پوزش می خواهم.آن مطلب شرح این مقاله بود:
[h=1]Mother-son sexual abuse: rare or underreported? A critique of the research.[/h]Lawson C. [h=3]Source[/h]Department of Child Development and Family Studies, Purdue University, West Lafayette, IN 47907.
اما در مورد نکته ی 2 من گفتم قربانی از آن جهت که طبعات این رویداد برای بچه بسیار هزینه آور و استرس زا است.اینکه یک خانمی بیاید آلت تناسلی بچه را لمس کند بدون شک برای بچه لذت بخش است و چنانکه می دانیم لذت بردن بچه از لمس آلت اش به پیش از دوران بلوغ و حتی گاهی اوقات در سنین 2،3 سالگی می رسد.اما در همان لینکی هم که گذاشتم طبعات این موضوع را مورد بررسی قرار داده:
در واقع من فقط در مورد پسرها حرف نمیزنم ببین من دارم میگم از دید خود شخص وقتی احساس قربانی بودن نداره آیا باید این حسش رو تغییر بده؟
خب ما میدونیم که آدم ها میتونند به اشتباه حس قربانی بودن داشته باشند ولی برعکس برای من یکم هضمش مشکله.البته چیزی که ما این وسط داریم و البته به حق هم میشه بهش استناد کرد نداشتن توانایی ادراک و استدلال یک شخص بالغه.
نکته دیگه این هست که همونطور که گفتم داوری اخلاقی یا قانونی ربطی به حس خود شخص نداره، یعنی از دید من اگر خود شخص احساس قربانی بودن نداره نباید وادارش کرد حس قربانی بودن داشته باشه.
تازه یک چیزی که برای من هنوز مشخص نیست اینه که در موارد کودک آزاری که منجر به اختلالات حاد برای کودک میشه،آیا خشونت تاثیر خاصی داشته یا نه و اینکه تاثیر محیط چقدر بوده؟
مثلا در یک محیط مذهبی رابطه داشتن دو انسان بالغ هم میتونه استرس زا و دارای تبعات باشه
در واقع من فقط در مورد پسرها حرف نمیزنم ببین من دارم میگم از دید خود شخص وقتی احساس قربانی بودن نداره آیا باید این حسش رو تغییر بده؟ خب ما میدونیم که آدم ها میتونند به اشتباه حس قربانی بودن داشته باشند ولی برعکس برای من یکم هضمش مشکله.البته چیزی که ما این وسط داریم و البته به حق هم میشه بهش استناد کرد نداشتن توانایی ادراک و استدلال یک شخص بالغه.
نکته دیگه این هست که همونطور که گفتم داوری اخلاقی یا قانونی ربطی به حس خود شخص نداره، یعنی از دید من اگر خود شخص احساس قربانی بودن نداره نباید وادارش کرد حس قربانی بودن داشته باشه.
تازه یک چیزی که برای من هنوز مشخص نیست اینه که در موارد کودک آزاری که منجر به اختلالات حاد برای کودک میشه،آیا خشونت تاثیر خاصی داشته یا نه و اینکه تاثیر محیط چقدر بوده؟ مثلا در یک محیط مذهبی رابطه داشتن دو انسان بالغ هم میتونه استرس زا و دارای تبعات باشه .
درست است که برخی از این طبعات بواسطه ی محیط اجتماعی و خانوادگی است اما قربانی بودن ِ این بچه ها محرز است و این طبعات بسیار بیش از آن است که گمان می کنیم.نگاهی کنید به این مقاله ی مفصل در این مورد:
Therapists working with men who were sexually abused in childhood have conducted clinical case studies and consistently reported findings on long-term problems including:
Guilt and self-blame Lew, 1988; Myers, 1989; Hunter, 1990.
Low self-esteem and negative self-image Lew, 1988; Myers, 1989.
Sexual problems, compulsions, or dysfunctions Bruckner & Johnson, 1987; Johnson & Shrier, 1987; Dimock, 1988; Lew, 1988; Myers, 1989; Hunter, 1990.
Substance abuse and depression Krug, 1989.
Symptoms of Post-Traumatic Stress Disorder Myers, 1989.
Some of the long-term effects of sexual abuse are related to the development of gender identity. A number of clinicians' case studies indicate that male survivors of childhood sexual abuse may experience:
Attempts to "prove" their masculinity by having multiple female sexual partners, sexually victimizing others, and/or engaging in dangerous or violent behaviors Bruckner & Johnson, 1987; Lew 1988.
Confusion over their gender and sexual identities Nasjleti, 1980; Bruckner & Johnson, 1987; Johnson & Shrier, 1987; Dimock, 1988; Lew, 1988; Myers, 1989; Gilgun & Reiser, 1990.
Sense of being inadequate as men Dimock, 1988; Lew, 1988; Myers, 1989; Pierce & Pierce, 1985.
Sense of lost power, control, and confidence in their manhood Myers, 1989.
Finally, some clinicians have noted that sexually abused males often experience confusion and distress about their sexuality:
Confusion about their own sexual orientation Nasjleti, 1980; Dimock, 1988; Lew, 1988; Myers, 1989; Gilgun & Reiser, 1990.
Fear that the sexual abuse has caused or will cause them to become homosexual Nasjleti, 1980; Finkelhor, 1984; Dimock, 1988; Gilgun & Reiser, 1990; Lew, 1988; Myers, 1989.
Homophobia, an irrational fear or intolerance of homosexuality Gilgun & Reiser, 1990; Lew, 1988; Myers, 1989.
در گوشهی تصویر لینک "پیشنهاد سکس استاد به دانشجوی دختر برای نمره" بود, اینها را هم من باید یک جُستار کنم تا بررسی شود. دختر بدبخت گریه میکند استاد هی میگوید باید با من روراست باشی. اینها اعصاب من را خورد کرده است. شما چه میگویید این وسط شهریارجان؟؟؟
این فایل صوتی را بشنوید و ببینید دختر بیچاره چقدر دم از ناچاری برای پاس شدن واحدهایش میگوید و استاد در لفافه میاندازد که باید با من آره و اینا کنی تا قبول شوی!. 😡 اینهم بلایی که سر دختران بیچارهی ما میاید..
این فایل صوتی را بشنوید و ببینید دختر بیچاره چقدر دم از ناچاری برای پاس شدن واحدهایش میگوید و استاد در لفافه میاندازد که باید با من آره و اینا کنی تا قبول شوی!. 😡 اینهم بلایی که سر دختران بیچارهی ما میاید..
اینهم فرجام تنبلی در آموختن ! خب، اینجا باز میتوان گفت که دختر دستکم این راه را برای گرفتن نمره دارد، ولی یک پسر چه؟
مگر اینکه استاد ، آخوند حجره ای باشد که بیشتر کون-مرز هستند! (شوخی) •
اینهم فرجام تنبلی در آموختن ! خب، اینجا باز میتوان گفت که دختر دستکم این راه را برای گرفتن نمره دارد، ولی یک پسر چه؟
دقیقا مزدک حان، من یکبار دیدم یک دختر به تنهایی و بسادگی استاد(؟!) را راضی کرد کل ضرایب نمرات را طوری تغییر دهد که او بمرادش برسد ولی بقیهیِ کلاس (که جملگی پسر بودند) بفنا بروند.این فقط یک چشمهاش بود !!
در گوشهی تصویر لینک "پیشنهاد سکس استاد به دانشجوی دختر برای نمره" بود, اینها را هم من باید یک جُستار کنم تا بررسی شود. دختر بدبخت گریه میکند استاد هی میگوید باید با من روراست باشی. اینها اعصاب من را خورد کرده است. شما چه میگویید این وسط شهریارجان؟؟؟ 😡
بحث آن مفصل است آلیس جان،
اما همانروزی که با سینه ی ستبر و افتخار از قوانین بازی ای (دختر بازی) که دختران به راه انداخته اند دفاع می کردید،به شما گفتم که این بازی تبعاتی هم دارد.بانوان نمی توانند از روز نخست از سکس استفاده ی ابزاری کنند سپس هرکجا که دوست داشتند قوانین بازی را بر هم زنند و از مردان توقع داشته باشند برای رضای اسپاگتی کمک شان کنند.مردان هم آن اندازه گاگول نیستند دیگر،وقتی یک بار،دوبار،10 بار این بلا که دخترکی با اشوه و ناز بی خود و بی جهت پوئن از ایشان گرفته و چند متری آنورتر به ریش بلند ایشان خندیده سرشان آمده،در می یابند که خیر.اینگونه نمی شود.باید از راه دگر وارد شد.
همانطور که مزدک عزیز هم اشاره کرد،دست کم دختران این حربه را برای رسیدن به هدف دارند،اما پسران چه؟خود شما همین چند صفحه قبل از دوستی با "سی پی یو" کلاس سخن می گفتید و اینکه چگونه یک شبه راه یک ترمه را طی کنید.من هم خاطره ای برای شما می گویم.در یکی از ترم های دانشگاه من به سبب اینکه همزمان کار می کردم مجبور بودم فقط یک ساعت های خاصی به دانشگاه بروم.اتفاقا ترم های آخر بود و دیگر دست ام هم برای انتخاب میان واحد ها تنگ.یک درسی داشتیم به نام مبانی برق.من با این استاد در کد دیگری کلاس داشتم،اما میخواستم سر کلاس آن کدی بروم که به ساعت کاریم نمی خورد.هر چه التماس استاد کردم نگذاشت اما جلوی روی خود ام با درخواست دو دختر که همین خواسته ی من را داشتند موافقت کرد. من آن ترم به دلیل اینکه نتونستم سر کلاس هایش بروم مجبور شدم حذف کنم ویک ترم دیرتر آن واحد را بردارم.مدافان حقوق مردان عبارتی جالب برای این پدیده دارند.معروف است به pussy pass.این است که ما پسران در همین مورد هم بدبخت تریم.
در همین پیوندی که داده بودید این یکی را هم دیدم حیفم آمد اینجا نگذارم, خیلی پرمحتوا است: اینجا هرچند بازی خوبی نمیکند, هیجانات تصنعی بسیار دارد. احساسات که از حدّی فراتر روند نمایش غیرطبیعی و مذبوحانه میشود. ولی در کل محتوای خوبی داشت..
اما همانروزی که با سینه ی ستبر و افتخار از قوانین بازی ای (دختر بازی) که دختران به راه انداخته اند دفاع می کردید،به شما گفتم که این بازی تبعاتی هم دارد
ببینید چه بلایی بر سر پسران این مملکت می آورند: YouTube - این هم یکی دیگه از مشکلات جنس مذکر !!!
ما چه خر بودیم! از همان پنج شش سالگی انگار کسی از غیب دهفرمانِ یهوهی مردسالاری را در لوحی محفوظ در سینهی ما قرار داده بود که در آن نخستین فرمان این بود : مرد هرگز دردش را آشکار نکرده و هرگز گریه نمیکند! این بود که همچون مجمسهها ایستادیم تا سرِ شونبولِ ما را بیخ تا بیخ ببرند.
اما همانروزی که با سینه ی ستبر و افتخار از قوانین بازی ای (دختر بازی) که دختران به راه انداخته اند دفاع می کردید،به شما گفتم که این بازی تبعاتی هم دارد.بانوان نمی توانند از روز نخست از سکس استفاده ی ابزاری کنند سپس هرکجا که دوست داشتند قوانین بازی را بر هم زنند و از مردان توقع داشته باشند برای رضای اسپاگتی کمک شان کنند.مردان هم آن اندازه گاگول نیستند دیگر،وقتی یک بار،دوبار،10 بار این بلا که دخترکی با اشوه و ناز بی خود و بی جهت پوئن از ایشان گرفته و چند متری آنورتر به ریش بلند ایشان خندیده سرشان آمده،در می یابند که خیر.اینگونه نمی شود.باید از راه دگر وارد شد.
این حرفها کدام است شهریار جان؟! به یقین میگویم که حداقل 90 درصد از آنهایی که به دختران سواری میدهند تنها برای همان توجه ِ دختر مربوطه است و گویی نوعی ارضای روانی میشوند! از 10 درصدِ مانده نیز 5 درصدشان، دستشان در پوست گردو میماند، از آن 5 درصد هم باز درصدی هستند که گیر افتاده و ناگهان خویش را سر سفرهی عقد مییابند که عاقد دختر را به مهریهی یک پا و یک دست به عقدِ ایشان درمیآورد یا همچون این بدبخت دمار از روزگارش درمیآورند(در همان ابتدای فیلم دقت کنید که چگونه دختر را آزادنه فرار میدهند):
از این میان گروهی شاید دو سه درصدی هستند که خود را به دنبالِ نخودسیاه در سحرای کالاهاری نمییابند!
شما بازیگرانی در یک بازی هستید که قوانین را در آن تماما زنان نوشتهاند و اگر اسپارتاکوس هم باشید باید درون ارنا بر دیگرانی همچون خود فائق آیید و یا اینکه پلهای شوید برای رسیدنِ آنها به مهبل. در این میان اما مردی که از سلاحِ نسوان علیه خودشان استفاده میکند بنظرم جایگاهی شامخ دارد! او با گائیدنِ زنانی که قصد سواری گرفتنِ مجانی را دارند درس خوبی به آنها میدهد.
مقام شامختر اما از آنِ کسانیست که این بازی را به کلی به رسمیت نشناخته و هرگز کمترین تلاشی برای کسب احترام و توجه موجودِ مونث نمیکنند. مشاهدات نشان داده که اینان بیشترین دلبرکان را نیز از آن خود خواهند کرد. نوشِ جان سالارشان و گوارای وجودِ مبارکشان😉
این فایل صوتی را بشنوید و ببینید دختر بیچاره چقدر دم از ناچاری برای پاس شدن واحدهایش میگوید و استاد در لفافه میاندازد که باید با من آره و اینا کنی تا قبول شوی!. 😡 اینهم بلایی که سر دختران بیچارهی ما میاید..
آلیس جان ، اتفاقا همین فایل صوتی نشون میده این دختر چقدر داره سو استفاده میکنه
!! آخه یکی دو تا درس هم که نیست... هی پشت هم میگه استاد این درسم هست اون درسم هست !! این دختر معلوم نیست کل ترم رو چه غلطی میکرده...
کسی اگر برای خودش ارزش قائل باشه ، چه زن چه مرد حاضر نمیشه بره انقدر التماس کنه اونم به آدمی که میدونه از دید شما میخواد ازش سو استفاده کنه...
من خودم تو دانشگاه بارها شاهد بودم دخترها با چه ترفندهایی از استاد نمره میگرفتن... با ناز و عشوه و آخرش اگر نمیشد گریه !!
من فقط اون بخشی که بخوام موضوع رو به همه تعمیم بدم قبول ندارم... اما خب این یه موضوع حداقل رایج هست بین دخترها !! تازه از دید اونها استادی که با ناز و عشوه اونها راضی بشه به نمره دادن ، استاد خوبی هست اما استادی که نمره نده و جدی برخورد کنه ، میشه استاد بد و بداخلاق و پاچه گیر و ...
اما ختنه رو تقریبا همه پسر ها تجربه کردن... پس قیاس شما حتی در صورتی که دختر رو هم قربانی بدونیم ، باز هم قیاس مع الفارق هست !!
البته مردهایی هم داریم که به طور کلی و رندوم ، هر دختری سراغشون بیاد تیری در تاریکی خواسته های جنسی رو مطرح میکنن... حالا علتش چی هست رو قطعی نمیتونم بگم !!
در همین پیوندی که داده بودید این یکی را هم دیدم حیفم آمد اینجا نگذارم, خیلی پرمحتوا است: اینجا هرچند بازی خوبی نمیکند, هیجانات تصنعی بسیار دارد. احساسات که از حدّی فراتر روند نمایش غیرطبیعی و مذبوحانه میشود. ولی در کل محتوای خوبی داشت..
باش تا صبح دولتت بدمد/کاین هنوز از نتایج سحر است
آن فیلمی که گذاشته اید چیزی جز همان شلوغ بازی فمینیستی نیست.آن خانم آمده برای کار کردنی که بخش لاینفک زندگی مردان است گریه و زاری راه می اندازد،خب که چه؟مگر مردان هم روز و شب سگ دو نمی زنند؟کی از این جنگولک بازی ها در می آورند؟سری بزنید به آمار بیخانمان ها تا در یابید چه خبر است؟چند درسد دست فروش ها زن هستند؟چرا به زنان که می رسد دل ما باید نازک شود؟
بخشی از آن هم به خشونت خانگی می پردازد که به تفصیل در این انجمن درباره ی آن سخن گفته ایم و تعداد رفرنس هایی که گذاشته ایم از انگشتان دو دست تجاوز می کند.این است که این بازی ها بخشی از همان پروپاگاند مشهور زنان است و تلاشی مذبوحانه برای متوسل شدن به احساسات مردان و ادامه ی بازی رقت انگیر "خود خوارداشت".
بخشی از آن هم به خشونت خانگی می پردازد که به تفصیل در این انجمن درباره ی آن سخن گفته ایم و تعداد رفرنس هایی که گذاشته ایم از انگشتان دو دست تجاوز می کند.این است که این بازی ها بخشی از همان پروپاگاند مشهور زنان است و تلاشی مذبوحانه برای متوسل شدن به احساسات مردان و ادامه ی بازی رقت انگیر "خود خوارداشت".
دیشب برنامه "سمت نو" کانال من و تو داشت در مورد خشونت خانگی علیه زنان میگفت... حالا از اینکه 3 بی سواد مجری برنامه بودن بگذریم ، اینها دایره خشونت خانگی رو انقدر تنگ کرده بودن که هر انتقاد و حتی طعنه ای که در گفتگوهای همه افراد رایج هست رو جز خشونت خانگی علیه زنان میدونستن !! مثلا اینکه به زنی بگی چرا مواظب بچه ات نبودی ، بگی هیکلت خوب نیست و حرف هایی از این دست...
دست آخر هم شادی صدر اومد و با اون سه نفر دور هم خوش بودن...
دیشب برنامه "سمت نو" کانال من و تو داشت در مورد خشونت خانگی علیه زنان میگفت... حالا از اینکه 3 بی سواد مجری برنامه بودن بگذریم ، اینها دایره خشونت خانگی رو انقدر تنگ کرده بودن که هر انتقاد و حتی طعنه ای که در گفتگوهای همه افراد رایج هست رو جز خشونت خانگی علیه زنان میدونستن !! مثلا اینکه به زنی بگی چرا مواظب بچه ات نبودی ، بگی هیکلت خوب نیست و حرف هایی از این دست...
دست آخر هم شادی صدر اومد و با اون سه نفر دور هم خوش بودن...
واقعا که برنامه حال به هم زنی بود 👎🚽 !!
کلا من سعی می کنم تی وی نبینم البته غیر کانال های موزیک ویدئو.باور کنید دیدن چنین برنامه هایی حال ام را به هم می زند و چند ساعتی اعصابم خرد می شود.من و تو هم به غیر از یکی دو مسند خوب تماما برنامه هایش کس و شعر است و تحت سلطه ی زنان.با آن مجری های حال به هم زن اش.بد بختی ملت ما این است که این کانال تازه کانال روشنفکران هم شده.
یادم نمی رود شب انتخابات بی بی سی چند نفری را برای تحلیل آورده که میان شان خانمی بود با کت و شلوار و مو های کوتاه.سوای اینکه از نگر سیاسی چه مزخرفاتی می گفت،هر سوالی که مجری در مورد سیاست می پرسید را پیوند می داد به حقوق زنان و شروع می کرد به روضه خوانی.
من توصیه ام این است که برای راحتی اعصاب خودتان هم که شده تا دیدید مشتی فمینیست در مورد حقوق زنان نوحه سرایی می کنند در دم تی وی را خاموش کنید.
آن فیلمی که گذاشته اید چیزی جز همان شلوغ بازی فمینیستی نیست.آن خانم آمده برای کار کردنی که بخش لاینفک زندگی مردان است گریه و زاری راه می اندازد،خب که چه؟مگر مردان هم روز و شب سگ دو نمی زنند؟کی از این جنگولک بازی ها در می آورند؟سری بزنید به آمار بیخانمان ها تا در یابید چه خبر است؟چند درسد دست فروش ها زن هستند؟چرا به زنان که می رسد دل ما باید نازک شود؟
این چه حرفهاییست؟ شما تاکنون زنان دستفروش ندیدهاید؟ در آن نمایش تصریح میشود که "من زنم و جامهی مردانه پوشیدهام", من مدتها پیش در انجمن گفتم که برخی کارها «مردانه» هستند و از زنان برنمیایند. (و کسی هم پاسخ من را نداد, پیرامون کارگری بود و اینکه زنان در ایران نمیتوانند به این مشاغل بپردازند) من سعی میکنم منطقی باشم ولی واقعا نمیفهمم شما چه میگویید؟ شاید ما در بنیادینترین نگرشها باهم نگرستیزی داشته باشیم.. مثلا من این سخن برایم هضم نمیشود و چه بسا مضحک است:
شما بازیگرانی در یک بازی هستید که قوانین را در آن تماما زنان نوشتهاند و اگر اسپارتاکوس هم باشید باید درون ارنا بر دیگرانی همچون خود فائق آیید و یا اینکه پلهای شوید برای رسیدنِ آنها به مهبل. در این میان اما مردی که از سلاحِ نسوان علیه خودشان استفاده میکند بنظرم جایگاهی شامخ دارد! او با گائیدنِ زنانی که قصد سواری گرفتنِ مجانی را دارند درس خوبی به آنها میدهد.
داریوش گرانقدر در عبارات نخست تمام اکثریت مردان را مبارزان آرنا (!!!) قلمداد میکند.. سپس غیرمستقیم عملکرد استاد مربوطه در فایل بالا را "شامخ" و صحیح میخواند.! من با شنیدن صدای کریه این استاد بزرگوار دود از سر و گوشم بلند شد.. آنوقت شما با خونسردی انگشت اتهام را به سمت دختر بیچاره میچرخانید.
این چه حرفهاییست؟ شما تاکنون زنان دستفروش ندیدهاید؟ در آن نمایش تصریح میشود که "من زنم و جامهی مردانه پوشیدهام", من مدتها پیش در انجمن گفتم که برخی کارها «مردانه» هستند و از زنان برنمیایند. (و کسی هم پاسخ من را نداد, پیرامون کارگری بود و اینکه زنان در ایران نمیتوانند به این مشاغل بپردازند) من سعی میکنم منطقی باشم ولی واقعا نمیفهمم شما چه میگویید؟ شاید ما در بنیادینترین نگرشها باهم نگرستیزی داشته باشیم.. مثلا من این سخن برایم هضم نمیشود و چه بسا مضحک است:
ما هم همان موقع به شما پاسخ دادیم که اینگونه نیست.زنان هر کجا که خواسته اند ورود کنند توانسته اند.همان موقع مثال اش را برایتان زدیم که رانندگی اتوبوس بود.از طرفی برایتان گفتیم که در همان خارج هم که زنان آزادند شغل خود را اختیار کنند، هیچ گاه به دنبال چنین شغل هایی نمی روند و نخواهند رفت.کماکان تمام شغل های کثیف در سیطره ی بی چون و چرای مردان است.
سخن من هم روشن بود.گفتیم این بازی ای است که خود زنان شروع کرده اند و آن دختری هم که ذکر آن رفت می توانست خیلی آسان چشم از آن نمره بپوشاند و ترمی دیگر آن واحد را پاس کند.این یک پوئن برای دختران است نه ظلم به ایشان.امیدوارم متوجه شده باشید.
ایراد من بیشتر به این قضیه بود که چرا وقتی کمیت دختران بلنگد مردان برای خرسواری جنسی دندان تیز میکنند؟ از بدبختیهای دختران...
البته آلیس جان شما هم بهتره کلی سازی نکنی... برای همه دختران که چنین اتفاقی میوفته !!
اما اینکه چرا چنین اتفاقی میوفته همیشه به یک دلیل نیست ... من خودم معترفم که مردانی هستن که بدون هیچ برآوردی از طرف مقابل و در هر شرایطی ممکنه چنین درخواستی رو مستقیم یا غیر مستقیم مطرح کنن... چون با چنین مواردی از نزدیک مواجه شدم میدونم همیشه هم این جوری نیست که زن به قول معروف نخ بده !! حالا شاید اینها در برآورده کردن نیاز جنسیشون مشکل دارن یا عقده های فروخفته ای در ناخودآگاهشون هست یا ...
اما مواردی هم هست که زن عملا از زن بودنش و زنانگیش در راستای رسیدن به منافعش سو استفاده میکنه... در چنین حالتی دیگه ژست قربانی گرفتن واقعا مشمئز کنندست !! اما حداقل من یکی ندیدم زنی معترف باشه که داشته سو استفاده میکرده...
این دختر به چه مناسبت با استاد تماس گرفته معلوم نیست... کمی عزت نفس هم گاهی بد نیست !!
داریوش گرانقدر در عبارات نخست تمام اکثریت مردان را مبارزان آرنا (!!!) قلمداد میکند.. سپس غیرمستقیم عملکرد استاد مربوطه در فایل بالا را "شامخ" و صحیح میخواند.! من با شنیدن صدای کریه این استاد بزرگوار دود از سر و گوشم بلند شد.. آنوقت شما با خونسردی انگشت اتهام را به سمت دختر بیچاره میچرخانید.
بیشک نادرستیِ عمل دختر از آنچه مرد میکند(رشوهخواهی) فزونتر است. آنچه مرد میکند تنها نوعی رشوهخواهی و پارتیبازیست. دختر اما علاوه بر رشوهدهی و پارتیبازی، مظلومنمائی مشمئزکنندهای را نیز به نمایش میگذارد برای آنچه خودش در موردش حق انتخاب دارد و میتواند همچون یک «مرد» گردن راست کرده و سینه ستبر کرده، زیر مرد نخوابد و ترم بعد آن را پاس کند، اگرنه که میخواهد به بهای زیرخوابیِ آن مرد درس نخوانده و نمره بگیرد دیگر این کولیبازیها چیست؟ من از این مظلومنمائیها (که از شیوههای اورجینال و دستِ اول دختران برای باجگیری است) واقعا بیزارم.
دختر بیچاره زنگ زده تا از شرایط خویش بگوید و استغاثه کند, استادی که یک ارزن انسانیت ندارد و پیشنهاد "معامله" میدهد تا عقدههای جنسیاش را روی این بیچاره تخلیه کند حال بهمزن است. شما اگر هم میخواهید گشادی دختر را توجیه کنید در وهلهی اول باید اعمال قبیح آن بزرگوار را ملامت کنید, بعد برسیم به تنپروری و گشادی.
دختر بیچاره زنگ زده تا از شرایط خویش بگوید و استغاثه کند, استادی که یک ارزن انسانیت ندارد و پیشنهاد "معامله" میدهد تا عقدههای جنسیاش را روی این بیچاره تخلیه کند حال بهمزن است. شما اگر هم میخواهید گشادی دختر را توجیه کنید در وهلهی اول باید اعمال قبیح آن بزرگوار را ملامت کنید, بعد برسیم به تنپروری و گشادی.
☺️ دختران که همهجا مظلوم و بیچاره هستند البته. اما اگر دقت کرده باشید در این نوار یکجایی مرد به دختر میگوید که تو میخواهی مثلِ آن دفعه سر مرا کلاه بگذاری بنابراین قبل از اینکه کارت را راه بیاندازم باید آنچه میگویم بکنی. پس: 1-این دختر قبلا به مرد وعدهی سر خرمن داده و از او خواسته به او کمک کند تا او هم در عوض به او بدهد، اما به وعدهاش عمل نکرده. 2- دختر از شرایطِ مرد برای کمک کردن خبر داشته و با این آگاهی و انتخاب به او زنگ زده. 3-دختر برای انتخابی که خودش با اختیار خودش برگزیده مظلومنمائی میکند. 4-رشوهدهی و پارتیبازی هم که میکند. در برابر اینها مرد تنها کاری که کرده رشوهگیری و پارتی بازی بوده که آنهم در همان ابتدا به نادرستیاش ما اشاره کرده بودیم. و میبینیم که بروشنی مظلومنمائی این دختر شما را هم تحت تاثیر قرار داده تا دقیقا برعکس آنچه از واقعبینی و منطقی دیدنِ قضایا از طرف خود تعریف میکنید، داستان را در اینجا وارونه ببینید و جای علت و معلول را عوض کنید.