زن جوان، خود و فرزندانش را به خاطر خیانت شوهرش کشت
به خاطر خیانت شوهر ! اگر خانم آقا را نمیخواست و میخواست برود با یکی دیگر ازدواج کند اسمش میشد حق و حقوق زن در جدایی از همسر !!!
زن جوان، خود و فرزندانش را به خاطر خیانت شوهرش کشت
به خاطر خیانت شوهر ! اگر خانم آقا را نمیخواست و میخواست برود با یکی دیگر ازدواج کند اسمش میشد حق و حقوق زن در جدایی از همسر !!!
Theodor Herzlمرد میرفته کون خودش را هم پاره میکرده ، این زنها را تبدیل به property نمیکند ، خوب برده داری هم همین است ، صاحب زمینها میگفته من اگر نباشم شما محصول نمیتوانید بفروشید ، و غذا ندارید و جای خواب ، پس من حق دارم به عنوان پاداش به زنهای شما تجاوز کنم و از مردها در مزرعه و کارخانه بیگاری بکشم. انسانها چه زن و چه مرد لیوان و صندلی نیستند ، شما به هر دلیلی نمیتوانید صاحب شخص دیگری باشید.
در اینکه این نگرش نااخلاقی است سخنی نمیرود, ولی در اینکه در گذشته زیرساختارهای همبودین[1] نمیتوانستهاند بگونه دیگری باشند هم سخنی نمیرود.
در طبیعت مردان برای راهکاریابی و ستیز با دشواریهایِ طبعیت فرگشتهاند[2], زنان برای زادآوری[3]. با پیشرفت فندآوری[4] و توانامندتر شدن مردان به سازوکار
طبیعت, زنان نیز توانستهاند از خانه بیرون آمده و همتای مردان به کارهای بیرونی بپردازند (که هنوز بزرگترین بخش از سختترینِ کارها بر دوش خود مردان مانده).
پس ما یک دورهیِ پیشانوینگرایی (pre-modernism) داریم و یک دوریِ پسانوینگرایی (post-modernism), که امیر یکمی را "خانوادهیِ سُنّتی" مینامد: مردان
همهیِ کارهای سخت را میانجامند و در جنگها کشته میشوند و جانافشانیها میکنند, و سرانجام از میان مردان بجاماندهیِ خوش شانس زنان دست به گزینش زده و میزادآورند.
در این میان:
١. زنان همواره گزینشگر بودهاند (مردان چیزی را "تحمیل" نمیکردهاند), هنگامیکه مرد را میگزیدهاند نیز ولی بمانند امروز نبوده که در همسری به
زن "تجاوز" شدنی بوده باشد, زیرا زن بمانند روسپیای میمانده که دربرابر کارِ سخت و فداکاریِ مرد تـَن و دستگاه زادآوری خود را میفروخته: تراکنش[5] دوسویه
٢. زنان خود نمیخواستهاند بیرون کار کنند (کارهایِ پیشانوین را با کارهای امروزین که رایانه و دفتر و دستکی باشد یکی نگیرید), نه اینکه مردان آنها را دربندِ بردگی کرده باشند (کدام بردگی هنگامیکه زن خود مرد را میگزیند؟)
٣. امروز به کوشش سخت مردان و در هزارههایِ دراز زیستبوم ما جایی آسوده برای زیستن و کار کردن شده و زنان هم میبینیم که بیرون آمدهاند و در کارهای 'نرم' و پردرآمد با مردان شریک شدهاند.
----
1. ^ ham+bud+in{pasvand}::Hambudin || همبودین: اجتماعی Ϣiki-En social
2. ^ far+gaštan::Fargaštan || فرگشتن: بسیار گشتن; دگرستن; فراگشتن; تکامل یافتن www.thefreedictionary.com to evolve
3. ^ zâd+âvardan::Zâdâvardan || زاداوردن: بچه دار شدن; زادمان آوردن to bear offspring
4. ^ fand+âvar+i{pasvand}::Fandâvari || فنداوری: تکنولوژی Ϣiki-En technology
5. ^ tarâ+kon+eš{pasvand}::Tarâkoneš || تراکنش: معامله کردن; سوداگری Ϣiki-En transacation
همینکه مهربد گفت. اینجا کسی مشتاق دفاع و بازآوردن سنت نیست و در آنهم مرد به اندازهی شرایط کنونی جهان دور انداختنی بوده، تنها برای این دور انداخته شدن پاداشی دریافت میکرده(که اکنون نمیکند)،
پس ما نیازی به توجیه اخلاقی آن نداریم و صحبت از این فاقد موضوعیت است.
مسئلهی ما اینست که نشان بدهیم زن سوی سنگینتر ترازو و گوشهی بهتر این تبادل را در اختیار داشته: زن کالای جنسی کمارزشی بوده و جای او در پستو و روی طاقچه، مرد زبالهی بیارزشی که هر وقت لازم شد بیهیچ ملاحظهای دور انداخته میشده. تنها و بهترین گزینههای موجود همین دو بودهاند(موفقیت جوامع به اصطلاح «مردسالار» گواه این ادعاست)، و به محض آنکه گزینهی سومی در افق پدید آمد زنان آنرا برگزیدند.
Ouroborosپس ما نیازی به توجیه اخلاقی آن نداریم و صحبت از این فاقد موضوعیت است.
ولی ضد اخلاقی نشون دادن وضعیت به اصطلاح انگلی موضوعیت داره:))
undead_knightولی ضد اخلاقی نشون دادن وضعیت به اصطلاح انگلی موضوعیت داره:))
من گاهی شک میکنم پیش از نوشتن در این جستارهای مادینگرایی[1] هتا یک ثانیه هم بیاندیشی آرش جان.
مگر ما امروز زندگیِ سُنّتی هم هنوز داریم که مهم باشد؟ هتا در ایران اش هم دیگر نداریم. زندگی انگلیِ زنان ولی را چه؟ هتا از گذشته هم بیشتر شده و چنانکه
امیر بزیبایی همانندید[2], امروز و بویژه در غرب زنان دولت را به همسری خود گرفتهاند و همهیِ دسترنج و کوشش مردان را یکراست دولت گرفته و میان زنان میهنبازد[3].
----
1. ^ mâd+in{miyânvand}+gerây+i{pasvand}::Mâdingerâyi || مادینگرایی: فمینیسم feminism
2. ^ Hamânandidan || همانندیدن: همانندی کردن; تشبیه کردن to make similar
3. ^ han+bâxtan::Hanbâxtan || هنباختن: هنبازی شدن; اشتراک گذاشتن Dehxodâ, Ϣiki-En to share
Mehrbodمن گاهی شک میکنم پیش از نوشتن در این جستارهای مادینگرایی[1] هتا یک ثانیه هم بیاندیشی آرش جان.
له خاطر اختلاف دیدگاهه:))
Mehrbodمگر ما امروز زندگیِ سُنّتی هم هنوز داریم که مهم باشد؟ هتا در ایران اش هم دیگر نداریم. زندگی انگلیِ زنان ولی را چه؟ هتا از گذشته هم بیشتر شده و چنانکه
امیر بزیبایی همانندید[2], امروز و بویژه در غرب زنان دولت را به همسری خود گرفتهاند و همهیِ دسترنج و کوشش مردان را یکراست دولت گرفته و میان زنان میهنبازد[3].
1-هنوز داریم،هرچند کمتر ولی این سنت هنوز از روی کره زمین برچیده نشده;)
2-خب من حافظم موقع ایراد گیری قوی هست:))پست های زیادی بوده که در مورد گذشته و وضعیت سنتی زنان و تشریح وضعیت انگلی و تقبیحش بوده ولی به اینجا که میرسیم باید به حال توجه کنیم و مسئله فاقد موضوعیته؟!واقعا استاندارد دوگانه نیست؟:)
اگر اینقدر زمان حال مهمه اصلا کشته شدگان جنگ های جهانی رو هم بی خیال بشیم،کشتار اون مردان غیراخلاقی بوده؟ولی الان مهم نیست:))
undead_knight2-خب من حافظم موقع ایراد گیری قوی هست:))پست های زیادی بوده که در مورد گذشته و وضعیت سنتی زنان و تشریح وضعیت انگلی و تقبیحش بوده ولی به اینجا که میرسیم باید به حال توجه کنیم و مسئله فاقد موضوعیته؟!واقعا استاندارد دوگانه نیست؟:)
نخست اینکه این سخن امیر بود و نداشتن "موضوعیت" آنهم با اندکی اندیشه (بجای بالا پایین پریدن و پاسخ دادن به هر چیزی) درآوردنی بود: امروز فراگیری ندارد.
چیزیکه امروز فراگیری گستردهای دارد «انگلوارگی زنان» است, نه «سنتی بودن مردان».
سپس اینکه ما که گفتیم:
١. زنان همواره گزینشگر بودهاند (مردان چیزی را "تحمیل" نمیکردهاند), هنگامیکه مرد را میگزیدهاند نیز ولی بمانند امروز نبوده که در همسری به
زن "تجاوز" شدنی بوده باشد, زیرا زن بمانند روسپیای میمانده که دربرابر کارِ سخت و فداکاریِ مرد تـَن و دستگاه زادآوری خود را میفروخته: تراکنش[5] دوسویه
٢. زنان خود نمیخواستهاند بیرون کار کنند (کارهایِ پیشانوین را با کارهای امروزین که رایانه و دفتر و دستکی باشد یکی نگیرید), نه اینکه مردان آنها را دربندِ بردگی کرده باشند (کدام بردگی هنگامیکه زن خود مرد را میگزیند؟)
٣. امروز به کوشش سخت مردان و در هزارههایِ دراز زیستبوم ما جایی آسوده برای زیستن و کار کردن شده و زنان هم میبینیم که بیرون آمدهاند و در کارهای 'نرم' و پردرآمد با مردان شریک شدهاند.
اینها چه جای نکوهشی برای مردان دارد؟ شرایط سخت بوده و نیاکان نرینهیِ ما با هر چه آنچه در دست داشتهاند نژاد ما را پیشبرده و به اینجایی که امروز ایستادهایم رساندهاند.
امروز شرایط زندگی آسانه (به کوششِ مردان) و میبینم که زنان هم بیرون آمدهاند و همانجور که گفتیم, در کارهای
نرم و پردرآمد با خوششانسترین مردان شریک شدهاند (و بار سختترین و مرگآورترینِ کارها همچنان بر دوش خود مردانِ "مرد"سالار مانده).
بار نکوهشیک همهیِ اینها برای مردان چیست؟
همچنین برای اینکه برداشتِ نادرست نشود, زنانیکه در گذشتهیِ نامبرده میگوییم به هیچ روی انگل نبودهاند, زیرا هزینهیِ بسیار سنگینی دربرابر مردان میپرداختهاند: بارداری و بچهداری.
یک زن در گذشتههای دور در همهیِ زندگی اش بی هیچ وقفهای باردار بوده و یا سرگرم بچهداری بوده: نبود قرص پادبارداری, نبود کاندوم, نبود واسکتومی, etc.
که هزینهیِ همخوابگی برای زن و پس هزینهیِ همسری برای وی را بسیار سنگین مینموده —> زن همچون مرد در شرایط زندگی سختِ گذشته هزینههایِ خودش را میپرداخته.
امروز ولی هزینههایِ زنان 0≈ شدهاند, هزینههایی که مردان ولی میپردازند نه تنها کمتر نشده, که افزونتر نیز شدهاند —> پدیداریِ پدیدهیِ انگلوارگی
undead_knightاگر اینقدر زمان حال مهمه اصلا کشته شدگان جنگ های جهانی رو هم بی خیال بشیم،کشتار اون مردان غیراخلاقی بوده؟ولی الان مهم نیست:))
پیوند این سخن چه بود هم تک شاخ خودت داند!
Mehrbodنخست اینکه این سخن امیر بود و نداشتن "موضوعیت" آنهم با اندکی اندیشه (بجای بالا پایین پریدن و پاسخ دادن به هر چیزی) درآوردنی بود: امروز فراگیری ندارد.
چیزیکه امروز فراگیری گستردهای دارد «انگلوارگی زنان» است, نه «سنتی بودن مردان».
"پس ما نیازی به توجیه اخلاقی آن نداریم"چیزی که امروز فراگیری نداره نیازی نیست توجیه اخلاقی بکنیمش؟خب پس اون حالت به اصلاح انگلی هم همینطور هست:)
Mehrbod١. زنان همواره گزینشگر بودهاند (مردان چیزی را "تحمیل" نمیکردهاند), هنگامیکه مرد را میگزیدهاند نیز ولی بمانند امروز نبوده که در همسری به
زن "تجاوز" شدنی بوده باشد, زیرا زن بمانند روسپیای میمانده که دربرابر کارِ سخت و فداکاریِ مرد تـَن و دستگاه زادآوری خود را میفروخته: تراکنش[5] دوسویه
1-اگر افراد راهی برای قطع کردن رابطه نداشته باشند قطعا مشکل وجود داره.
2-جوامعی که در اونها زنان در ازدواج حق انتخاب نداشتند چطور گزینش گری دارند؟! (نکته گزینش مادینه فرگشتیک اصولا مفهومش با انتخاب آگاهانه یکی نیست)
3-به روسپی هم میشه تجاوز کرد!هرچند اگر پول بگیره ولی سرویس نده کلاه برداره:)) (هرچند عملا کسی که شغلش روسپی گری هست تقریبا همه رابطه هاش اختیاریه)حالا مسئله اینجاست که روسپی گری میتونه یک شغل باشه که اگر شخص انجامش نده حداکثر براش تبعات مالی داره(در بدترین موارد شاید از گرسنگی بمیره!) ولی کسی مجبورش نمیکنه که دست به روسپیگری بزنه و بدون رضایت خودش با کسی سکس داشته باشه، در دنیای مدرن نمونه خوب سکس اجباری میتونه قاچاق انسان باشه.
Mehrbod٢. زنان خود نمیخواستهاند بیرون کار کنند (کارهایِ پیشانوین را با کارهای امروزین که رایانه و دفتر و دستکی باشد یکی نگیرید), نه اینکه مردان آنها را دربندِ بردگی کرده باشند (کدام بردگی هنگامیکه زن خود مرد را میگزیند؟)
٣. امروز به کوشش سخت مردان و در هزارههایِ دراز زیستبوم ما جایی آسوده برای زیستن و کار کردن شده و زنان هم میبینیم که بیرون آمدهاند و در کارهای 'نرم' و پردرآمد با مردان شریک شدهاند.
pseudohistory ؟
اولا اینکه فقط مسئله کار کردن نیست،از مشکلات مالکیت گرفته تا محدودیت های دیگه ای لزوما به کار کردن مرتبط نیستند.
دوما در کدوم دوره تاریخی!؟و بعد کدوم کارها؟!(چون در دوره های مختلف مسئله متفاوت میشه)مثلا مشاغلی بوده که با وجود کم بودن نسبت به مشاغل سختتر مردان در اونها مونوپولی داشتند.آیا به صرف اینکه مردانی سخت تر کار میکردند مردان دیگه میتونند مشاغل راحت تر رو داشته باشند؟!:)
Medieval Women
زندگی یک زن در قرون وسطی برای نمونه به نظر بهتر از یک مرد نمیاد(تازه با در نظر گرفتن کشته شدن مردان در جنگ ها)
Mehrbodامروز شرایط زندگی آسانه (به کوششِ مردان) و میبینم که زنان هم بیرون آمدهاند و همانجور که گفتیم, در کارهای
نرم و پردرآمد با خوششانسترین مردان شریک شدهاند (و بار سختترین و مرگآورترینِ کارها همچنان بر دوش خود مردانِ "مرد"سالار مانده).
سرمایه داری رو به لجن نکش دیگه:))در یک کشور پیشرفته(یا حتی گاهی در حال توسعه) نسبت زیادی از مردم(چه مرد و چه زن)عملا کارهای فیزیکی و بدنی سخت رو انجام نمیدند.
مرد خوش شناسی در کار نیست،مردان بد شانش گروه قابل شناسایی تری هستند:)
سر این قضیه مرگ و میر و کارهای سخت توی تاپیک فمنیسم بحث کردیم،اگر اونجا ادامش بدی بهتره به نظرم.
Mehrbodبار نکوهشیک همهیِ اینها برای مردان چیست؟
does it justify slavery and rape !؟ :)فکر میکنم مشخص کرده باشم مشکل کجاست.
Mehrbodهمچنین برای اینکه برداشتِ نادرست نشود, زنانیکه در گذشتهیِ نامبرده میگوییم به هیچ روی انگل نبودهاند, زیرا هزینهیِ بسیار سنگینی دربرابر مردان میپرداختهاند: بارداری و بچهداری.
خب اون مسئله انگل بودن رو با تو بحثی ندارم;)
Mehrbodپیوند این سخن چه بود هم تک شاخ خودت داند!
پیوندشو خودت گفتی" نداشتن "موضوعیت" آنهم با اندکی اندیشه (بجای بالا پایین پریدن و پاسخ دادن به هر چیزی) درآوردنی بود: امروز فراگیری ندارد."مباحث رو دنبال نمیکنیا:)
۵۳٪ قربانیان تجاوز جنسی در ارتش ایالات متحدهی آمریکا مرد هستند.
Male rape survivors tackle military assault in tough-guy culture - U.S. News
برداشتن پستانهای آنجلینا جولی و سیرکی که محور آن اتفاق افتاد، باعث گردش خبری دوباره و جدیدی پیرامون سرطان پستان و مصائب آن برای زنان شده. توجه مضاعفی که یادآور دیگریست بر این حقیقت تلخ که هرچند برطبق آمار «انجمن سرطان آمریکا» شمار مردانی که سرطان پروستات میگیرند از شمار زنانی که سرطان پستان میگیرند بیشتر است، سرمایه برای تحقیق جهت درمان آن به سختی به یک سوم همان برای سرطان پستان میرسد، حتی اگر بودجهی تخصیص یافته برای تحقیق پیرامون سرطان خایه را هم به آن بیافزاییم بازهم نمیتواند به نصف همان سرطان سینه برسد:
سرطان پستان: ۲۲۹۰۶۰ نفر در سال ۲۰۱۲
سرطان پروستات: ۲۴۱۷۴۰ نفر در سال ۲۰۱۲
سرطان خایه: ۸۵۹۰ نفر در سال ۲۰۱۲
بودجه برای تحقیق دربارهی سرطان پستان: ۸۹۱ میلیون دلار آمریکا
بودجه برای تحقیق دربارهی سرطان پروستات و خایه: ۳۹۰ میلیون دلار آمریکا
(منبع)
مردی که به عشقِ خدمت در ارتش و برای وطنش، لباس نظام به تن کرد، اما در ارتش، مافوقاش به او تجاوز کرد، دچار افسردگی شدید شد و در حین مستی، قصد خودکشی گرفت، اما تیر به جای آنکه به قلبش بخورد به ستون فقراتش خورد و او را معلول کرد. کسی که او به او تجاوز کرده بود، تنها از ارتش اخراج شد و "به دلیلِ حفظِ حریمِ شخصی" نامش فاش نشد! اما در گوشهای از این خبر آماری هست که البته برای کسانی که چندان ذهنشان مسمومِ پروپاگاندای فمنیسم نشده و «فضای لبریز از مخاطرهی بیرون برای مردان» را به خوبی میشناسند، شاید چندان شگفتآور نباشد، برای سایرین اما میتواند تکان دهنده باشد:
در گزارش جدیدی که پنتاگون منتشر کرده، تعداد شکایات مرتبط با آزار جنسی و تجاوز در سال ۲۰۱۲ بیش از ۲۶ هزار پرونده اعلام شده که حدود ۱۴ هزار از موارد آن مربوط به مردان است؛ یعنی ۵۳ درصد.
به عبارت دیگر، بنابر این گزارش و برخلاف 'باور عمومی'، تعداد مردانی چون جرامایا که در اماکن نظامی مورد آزار جنسی و تجاوز قرار گرفته اند از زنان بیشتر است.
جهان - BBC فارسی - کهنه سرباز آمریکایی: افسر مافوقم به من تجاوز کرد
برای اولین بار یک پدافند از حقوق مردان در فضای مجازی دیدم که هر چند همچنان از نگاه سنتیست ولی بدون آویزان شدن از اسلام است، و البته اطمینانی هم نیست نویسنده آن واقعا دختر بوده چون بن مایهای هم ندارد:
یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد.
هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید.
هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند.
هیچ انجمنی با پسوند"... مردان" خاص نمی شود.
مردها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند.
این روزها همه یک بلندگو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند.
در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است.
یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند.
وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مردهایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...
یکی از همین مردهای همیشه خسته.
از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند.
مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند.
سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مردها همه توقعی دارند.
باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از این ها نباشند...ما هم برای خودمان خوشیم! مثلا از مردی که صبح تا شب دارد برای درآمد بیشتر و برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویولون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویولون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد.
توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دل داریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه ما را با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردی شان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلا نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!
مردها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است.
وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چک شان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمی دهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفش شان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین.و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مردها همه دنیای شان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.
بیایید بس کنیم. بیایید میکروفون ها و تابلوهای اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مردها، واقعا مردها، آنقدرها که داریم نشان می دهیم بد نیستند.
مردها احتمالا دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین.
کمی آرامش در ازای همه فشارها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند.
کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم ...
بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.
مردانِ قربانی آزارهای جنسی خود را در وضعیتی مشابه زنانِ قربانی آزار جنسی 30 سال پیش میبینند:
توجه به مشکلاتِ آنان بسیار اندک است، یا سرزنش میشوند. سه چهارم از قربانیانِ مردی که به مراکز مربوط به آزارهای جنسی مراجعه کردهاند گزارش دادهاند که آنها تنها به زنان سرویس میدهند و تقریبا با دو سوم از آنان همچون یک آزاردهندهی جنسی برخورد شده تا یک قربانی.
این یک «بیاعتنایی انتخابی»ست که در اثرِ تاکید بسیار بر توجه به قربانیانِ آزارهای جنسی زن پدید آمده.
بر اساسِ تحقیقاتِ دکتر استراوس، در خشونتهای جزئی، تعدادِ قربانیانِ زن و مرد برابر است، اما در خشونتهای جدی، تعداد قربانیان مرد از تعدادِ قربانیانِ زن بیشتر است : تعدادِ قربانیانِ زن 1.8 میلیون نفر در سال است در حالیکه تعدادِ قربانیانِ مرد 2 میلیون نفر در سال است. آنچه زنان از آزار تجربه میکنند از رفتارهای محبتآمیز شروع میشود در حالیکه خشونت علیه مردان معمولا شامل اسلحه و استفادهی ابزاری میشود.
Dariushاین یک «بیاعتنایی انتخابی»ست که در اثرِ تاکید بسیار بر توجه به قربانیانِ آزارهای جنسی زن پدید آمده. [/
البته کم توجهی به قربانیان جنسی مذکر درسته ولی مگر در گذشته اصولا به قربانیان جنسی مخصوصا زن ها توجهی میشده که حالا توجه به زن ها وضعیت رو به زیان مردان کرده باشه؟!
این جمله زمانی درست می بود که وضعیت مردان نسبت به گذشته بدتر شده باشه.
undead_knightالبته کم توجهی به قربانیان جنسی مذکر درسته ولی مگر در گذشته اصولا به قربانیان جنسی مخصوصا زن ها توجهی میشده که حالا توجه به زن ها وضعیت رو به زیان مردان کرده باشه؟!
این جمله زمانی درست می بود که وضعیت مردان نسبت به گذشته بدتر شده باشه.

توجه بیشتر به قربانیانِ زن، یعنی توجه کمتر به قربانیانِ مرد.
Dariush
![]()
توجه بیشتر به قربانیانِ زن، یعنی توجه کمتر به قربانیانِ مرد.
i do speak persian :))
حالا خوب بود من کم توجهی رو تائید کردما.
من دارم میگم وقتی مدعی پدید اومدن چیزی میشیم معناش این هست که قبلش وجود نداشته،خب مسئله من این هست که مگر قبلش به آزارهای جنسی در حق مردان توجه خاصی میشده که توجه به موارد زنانه "بی اعتنایی انتخابی" رو بوجود آورده باشه!؟
undead_knighti do speak persian :))
حالا خوب بود من کم توجهی رو تائید کردما.
من دارم میگم وقتی مدعی پدید اومدن چیزی میشیم معناش این هست که قبلش وجود نداشته،خب مسئله من این هست که مگر قبلش به آزارهای جنسی در حق مردان توجه خاصی میشده که توجه به موارد زنانه "بی اعتنایی انتخابی" رو بوجود آورده باشه!؟
😏
You're saying Kos poem.
یک زمانی به قربانیانِ زن و مرد، هر دو توجهی نمیشده، بعد به قربانیانِ زن توجه میشود اما به همانهای مرد، به اندازهی یکچهارم هم توجهی نمیشود و این بدان معنا نیست که یک بیاعتناییِ انتخابی به قربانیانِ مرد در اثرِ توجه ِ بیشتر به زنان پدید آمده؟! حالا بیایید با گفتنِ اینکه «خب در سی سالِ پیش به زنان و مردان توجهی نمیشده، پس وضعِ مردان بدتر نشده» ترول بکنید، بدون درنظر گرفتنِ اینکه وقتی سه چهارم از مردانِ قربانی که با مراکزِ مربوط تماس گرفتهاند با این سخن مواجه شدهاند که : ما تنها به زنان سرویس میدهیم! این هم البته یک بیاعتنایی انتخابی به مردان نیست! بله، چنین گفت شوالیه_نامرده که اگر ما فرضا دو انسان داشته باشیم که مشکلاتِ یکسانی دارند، اگر تنها سعی کنیم مشکلاتِ یکی را مرتفع کنیم بدونِ آنکه به مشکلاتِ آن یکی توجهی داشته باشیم، این یک بیاعتنایی نیست چرا که وضع او بدتر که نشده! Fuck Aristotle!
پردهی اول:
Stop Female Genital Mutilation. Help us to eradicate FGM now!
Female genital cutting can end. Be part of ending it this lifetime
Global Alliance Against Female Genital Mutilation
No Health Benefits - Only Harm Change Can Occur Rapidly
Campaigners protested in central London against the practice of female genital mutilation
United Nations Announces Global Ban on Female Genital Mutilation
UNICEF جمهوری اسلامی ایران - مرکز رسانه ها - بیانیه آژانسهای سازمان ملل علیه ختنه زنان
6 فوریه، روز جهانی مبارزه با ناقص سازی جنسی دختران (ختنه)
معادله - دبیر کل سازمان ملل از ختنه دختران گفت
.
.
.
پردهی دوم:
ختنهی مردان، باعث کاهشِ لذتِ جنسی مردان تا چهار برابر میشود، در روابطِ جنسیِ آنها موجبِ اختلال میشود، ارگاسم را در آنها به تاخیر میاندازد چنانکه مردانِ ختنه شده سه برابر بیشتر از مردانِ ختنه نشده دچار ناتوانی در ارگاسم میشوند، موجب میشود که حساسترین بخشِ الت جنسیشان زدوده شود (منبع). در سال حدود 117 کودک تنها در آمریکا به خاطرِ ختنه میمیرند، 3/4 از حساسیتِ آلتِ جنسیِ مردان در اثرِ ختنه از بین میرود، اکثرِ ختنهها بدونِ بیهوشی انجام میشود (55 درصد) (منبع).
تعددِ مردانی که ختنه شدهاند : بیش از یک میلیارد و سیصد میلیون. یعنی بیش از 34 درصد از مردان ختنه شدهاند.(منبع)
تعدادِ زنانی که ختنه شدهاند: 125 میلیون. یعنی چیزی در حدودِ 3.5 درصد.(منبع)
Dariushختنهی مردان، باعث کاهشِ لذتِ جنسی مردان تا چهار برابر میشود، در روابطِ جنسیِ آنها موجبِ اختلال میشود، ارگاسم را در آنها به تاخیر میاندازد چنانکه مردانِ ختنه شده سه برابر بیشتر از مردانِ ختنه نشده دچار ناتوانی در ارگاسم میشوند، موجب میشود که حساسترین بخشِ الت جنسیشان زدوده شود (منبع). در سال حدود 117 کودک تنها در آمریکا به خاطرِ ختنه میمیرند، 3/4 از حساسیتِ آلتِ جنسیِ مردان در اثرِ ختنه از بین میرود، اکثرِ ختنهها بدونِ بیهوشی انجام میشود (55 درصد) (منبع).
تعددِ مردانی که ختنه شدهاند : بیش از یک میلیارد و سیصد میلیون. یعنی بیش از 34 درصد از مردان ختنه شدهاند.(منبع)
تعدادِ زنانی که ختنه شدهاند: 125 میلیون. یعنی چیزی در حدودِ 3.5 درصد.(منبع)
دلیل اینکه زیاد روی ختنه مردها توجه نمیشود این هست که مسلمانها و یهودیها ختنه میکنند و دولت نمیخواهد با آنها درگیر بشود وگرنه ربطی به مرد ستیزی و اینها ندارد!
Theodor Herzlدلیل اینکه زیاد روی ختنه مردها توجه نمیشود این هست که مسلمانها و یهودیها ختنه میکنند و دولت نمیخواهد با آنها درگیر بشود وگرنه ربطی به مرد ستیزی و اینها ندارد!
تقریبا تمامِ زنانی که ختنه میشوند بر اساسِ Religion Views ختنه میشوند، در اسلام هم میانِ سنیها، دو شاخهی بزرگ از این مذهب(شافعی و حنبلی) به لحاظِ فقهی گفتهاند که هم مرد و هم زن باید ختنه شوند و آن دوی دیگر ( حنفی و مالکی ) هم آن را به عنوانِ سنت میشناسند و حدیث هم برایش دارند :
One hadith from the Sunan Abu Dawood collection of hadith states that "a woman used to perform circumcision in Medina. Muhammad said to her, 'Do not cut severely as that is better for a woman and more desirable for a husband
یا :
Sahih Muslim (349): Aisha narrated an authentic hadith that the Prophet said: "When a man sits between the four parts (arms and legs of his wife) and the two circumcised parts meet, then ghusl (full body washing) is obligatory
و احادیثِ دیگر(منبع).
این را هم بخوانید تا ببینید که اکثرِ کشورهایی که بیشترین (بیش از 90 درصد از ختنههای زنان در مجموع) در آنها رخ میدهد، قوانینی تصویب کردهاند در جهتِ ممنوعیتِ ختنهی زنان.
آنچه موجب شد سنتِ حسنهی ختنهی مردان پابرجا بماند و ختنهی زنان ممنوع بشود چیست؟ این را فکر کنم از بس ما اینجا گفتهایم، خواجه شیرازی هم دیگر بداند که اهمیتِ نداشتهی مردان و بیارزشیِ همیشگیِ آنان در برابر زنان، تنها یک علتاش است که اینبار از منظرِ تاریخی بدان پرداخته شد. تصور بکنید مسلمانی در آمریکا دخترش را بر حسبِ همان سنتِ محمدی که هر روز مردان را ختنه میکنند، ختنه بکند، چه خواهد شد؟ کسی آیا میگوید که این بیچاره تنها دارد به سنتِ دینِ خود عمل میکند؟
آن منبعِ نخستی که برای پستِ پیشین آوردهام گفته که نتیجهی تحقیقاتِ خود را به کشورهای مختلف و تمامِ ایالتها فرستادهایم و تنها ایالت کالیفرنیا از آن استقبال کرده، بقیه ایالتها و کشورها بطور محترمانهای گفتهاند "زر نزنید بابا، حوصله نداریم".
Theodor Herzlدلیل اینکه زیاد روی ختنه مردها توجه نمیشود این هست که مسلمانها و یهودیها ختنه میکنند و دولت نمیخواهد با آنها درگیر بشود وگرنه ربطی به مرد ستیزی و اینها ندارد!
خوب مسلمونها زنان رو هم ختنه میکنند !
دلم نیامد پیش از رفتنم، در موردِ خشونت در ایران قدری توضیح ندهم:
shirinداریوش ما داریم در بین مردم زندگی میکنیم. مثلا ممکنه بگی افسانه هست و الکی شایعه شده. ولی به یکی بگو که اصلا بین مردم نبوده باشه. نه مایی که بارها کتک وردن خواهر ها و مادر ها و دختر ها رو به دست پدر ها و برادرها و شوهرهای همسایه ها آشنایان و اقوام و.. دیدیم . کسانی که ادعای فرهنگ و مدرن شدن دارن. حالا تصور کن زنان و دخترانی که تو جوامع سنتی تر زندگی میکنن چه وضعیتی دارن.
viviyanمردا چقدر مظلومن 😢
داریوش اغراق نکن، البته شاید دوروبر شما اینطور باشه ولی چیزی که من دیدم این بوده که زن باید در هر شرایطی احترام شوهرش/دوست پسرش را حفظ کند مخصوصا جلوی دیگران چون مرد غرور دارد ولی مرد میتواند اگر خواست زنش را/دوست دخترش را بزند، چون مرد هست و اختیار زنشو داره. آزارهایی هم که شما از مردان به خاطر کمک به یک زن جوان خوردید به خاطر دیدگاه سنتی جامعه است و نه به خاطر فعالیت های فمنیست ها. همونطور که شاهدیم (در همین دفترچه، مشت نمونه خروار هست) با وجود فعالیت های کم فمنیست ها در جامعه ایرانی مردان بسیاری علیه شان شوریده اند. اصلا جامعه مسلمان و مردسالار ایرانی برابری حقوق زن و مرد را برنمیتابد، لطفا در پشت ظلم به مردها خودتان را پنهان نکنید. در جامعه ما انواع خشونت ها علیه زنان و دختران بسیار شدیدتر از پسران هست و البته به هیچ کدام رسیدگی نمیشود. چیزیست که ما میبینیم. چیزیست که ما در مراکز بهداشت و در بیمارستان ها میبینیم.
بدبختانه به نظر میرسه شما هیچ درکی از وضعیت زنان ایرانی ندارید.
شوربختانه به سببِ یکسویه(فمنیستی) دیدن و بررسیدنِ موضوعات و مشکلات باعث میشوند که چنین سخنانی را ببینیم و این دقیقا همان چیزیست که من سعی میکنم در مقابلاش بیاستم، یعنی همینکه بازتعریفِ موضوع و متنِ مسائلِ موجود در جامعه به گونهای تنها به یک جنبه از آنان پرداخته شود و اطلاع رسانیِ یکسویه از مشکلاتیست که ما را بدین جا میرساند که معنای خشونت میشود «خشونت علیه زنان» و خشونت علیه مردان شود جریانِ زندگی، چرا که همانطور که گفتم خشونتِ «مادر به پسر»،«پدر به پسر»،«برادر به برادر»،«خواهر به برادر» و... هرگز دیده نمیشود و تنها آنسویِ موضوع دیده میشود.
این در حالیست که خشونت علیه مردان بسیار رایجتر از خشونت علیه زنان است. من نمیدانم چه تعداد از دوستانِ فمنیستِ ما مدارسِ پسرانه را مشاهده کرده و به یاد دارند. در مدارسِ پسرانه خشونت، کتک زدن ، توهین و تحقیر دانشآموزان یک امر بسیار معمول است. ناظم و مدیرِ مدرسه یا یک چوبدستی در حیاطِ مدرسه میگردد و هر دانشآموزی را که قدری شیطنت کند، تنبیه بدنی یا زبانی میکند. کسی از مردانِ اینجا هست که کتکهای دورانِ مدرسه را به خاطر نیاورد؟ یا این مثل را : چوب معلم گله، هرکی نخوره خله؟! معلمها در کلاسها (به ویژه در مرحلهی ابتدایی و راهنمایی) خیلی راحت و ساده دانشآموزان را کتک میزند یا تحقیر میکند. من خودم از این دوران خاطرات پرشماری دارم که معلمِ بیشرف با لبهی تیزِ خطکش دستمان را میزد. کسی از بانوانِ این سایت آیا به خاطر میآورد که معلماش در یازده سالگی، پنجاه بار با خطکش دستاش را زده باشد، طوری که تا یک هفته نتواند مشق بنویسد؟ گمان نکنم!

من صحنههایی شبیه به این در دورانِ مدرسه زیاد دیدهام:
دانلود کلیپ کتک زدن وحشیانه دانش اموز توسط معلم
یا این یکی که متاسفانه یوتیوب آن را به سببِ خشونتِ عریاناش پاک کرده، چرا که ناظمِ مدرسه دانشآموزان نگه داشته و با شلنگ و سیلی کتک میزند. این لینکِ بالاتریناش است:
بالاترین: کتک زدن دانش آموزان در مدرسه
و این هم ویدیو در یوتیوب که پاک شده :
YouTube
چند نفر از شما دوستان کلیپِ زیر را دیده و خندیده است؟ فیلمبردار خود معلم است:
چرا در شمال بام خانه ها را شیب دار میسازند؟
در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۷ در اهواز معلمی دانش آموز خود را به دلیل دیر آمدن بر سر کلاس درس با کابل برق تنبیه کرد به شکلی که این دانش آموز از ناحیه نخاع دچار آسیب جدی شد و به حالت اغما رقت و بعد از چندی نیز فلج شد. معلم به مراجع قضایی معرفی شد تا حکم قانونی برای او صادر کنند. بعدها نیز عنوان شد که این معلم بدلیل فشارهای زندگی دچار عصبانیت شده و خشم خود را بر سر دانش آموز خالی کرده است.
تا اینکه در سال تحصیلی جاری خبر مرگ دانش آموزش زاهدانی بر اثر ضربهای که معلم با کتاب بر سر وی زد، بار دیگر نشان داد که نظام تربیتی و آموزشی کشورمان همچنان دچار نقصانهای جدی است و همچنان روشهای قدیمی و خطرناک تنبیه بدنی در بین معلمان مرسوم است به طوری که جان دانش آموزان در معرض تهدید جدی است. دانش آموز زاهدانی چند ساعت پس از ضربه معلم به کما رفته و پس از یک هفته بستری شدن در بیمارستان فوت میکند.
به فاصله زمانی کمی پس از مرگ دانش آموز زاهدانی و انتشار فیلمی ویدیوئی که در آن معلم بیماری دو دانش آموز خود را مانند گلادیاتورها به جان هم انداخته و مجبور به سیلی زدن به صورت همدیگر کرده بود، خبر تنبیه بدنی تعدادی از دانش آموزان مدرسه... منطقه ۱۸ تهران توسط معاون در زیر زمین مدرسه منتشر شد. این تنبیه به قدری وحشت آور بود که برخی از دانش آموزان این مدرسه ابتدایی بدلیل ترس از معاونشان دیگر حاضر نشدند به مدرسه بروند.
والدین دانش آموزان این مدرسه حاضر به شکایت از این معاون نشدند چرا که واهمه داشتند که سازمان آموزش و پرورش با احضار معاون خاطی و نام بردن از شاکیان موجب شود این معاون پس از بازگشت به مدرسه از نمره انضباط دانش آموزان کم کند یا موجب آزار و اذیت مجدد فرزندانشان شود.
اما این پایان ماجرا نیست، در مدرسه شهدای گمنام منطقه ۱۵ تهران نیز معلم درس هنر در جلسه دوم کلاس به صورت ۱۲ نفر از دانش آموزان بدلیل همراه نداشتن وسایل خوشنویسی سیلی میزند تا یادشان بماند که تا پایان سال وسایلشان را فراموش نکنند.
هنگامی که برخی از والدین دانش آموزان این مدرسه به سامانه پاسخگویی شکایات مردمی آموزش و پرورش شهر تهران تماس میگیرند، این معلم به اداره احضار میشود، اما در جلسه بعدی به دانش آموزان میگوید که «من از این جلسه درس نمیدهم و هرکس که میخواهد به آموزش و پرورش منطقه و استان خبر دهد اما بدانید که من از هیچ کس نمیترسم.»
چند روز گذشته نیز در منطقه پنج تهران، معلمی دهان دانش آموز کلاس پنجمی را به خاطر پر حرفی با چسب بست تا دیگر این دانش آموز هوس صحبت کردن در کلاس درس را نداشته باشد. این اقدام از جهت سمبلیک هم حائز اهمیت است چرا که یکی از اهداف آموزش و پرورش تربیت دانش آموزان پرسشگر است.
آقای وزیر؛ چند دانشآموز دیگر باید قربانی شوند؟ - پایگاه خبری تحلیلی فردا | Farda News
دورانِ سربازیِ مردان هم براستی یک فاجعهایست از تحقیر و توهین و خرد کردنِ شخصیتِ سرباز. تحقیرِ سرباز و بازی با شخصیت و روانِ او در سربازی یک امرِ «تربیتی» و بسیار معمول است. از مردانی که در همین انجمن به سربازی رفتهاند بپرسید که چه بلایی بر سرِ هویت، شخصیت، روان و اعصابِ سرباز میآید چنانکه شعار در همان روزِ نخست این است : گاو بیا، آدم برو!
این همان جامعهایست که مردانِ خود را اینطور تربیت میکند و بعد در مقامِ متهم نیز باز همان مردان را قرار میدهد و البته کاملا طبیعیست که فمنیستهای ما (چه آنان که خود را فمنیست مینامند و چه غیر آنها) این چیزها را اساسا نمیبینند، اما توصیه میکنم به دیگر دوستان که قدری بیشتر به این موضوع بیاندیشند.

Dariushبه فاصله زمانی کمی پس از مرگ دانش آموز زاهدانی و انتشار فیلمی ویدیوئی که در آن معلم بیماری دو دانش آموز خود را مانند گلادیاتورها به جان هم انداخته و مجبور به سیلی زدن به صورت همدیگر کرده بود، خبر تنبیه بدنی تعدادی از دانش آموزان مدرسه... منطقه ۱۸ تهران توسط معاون در زیر زمین مدرسه منتشر شد. این تنبیه به قدری وحشت آور بود که برخی از دانش آموزان این مدرسه ابتدایی بدلیل ترس از معاونشان دیگر حاضر نشدند به مدرسه بروند.
والدینشون هم البته چلفتی بودند ! یعنی چه حاضر به شکایت نشدند ؟
در مدرسه یکی از دوستان ما معلم یک سیلی به گوش پسرش زده بود . رفت شکایت کرد پاسخی عجیب گرفت : سیلی کتک زدن نیست !!!
رفت مدرسه تا جا داشت سیلی زد توی گوش معلمه :دی (گنده منده هم بود این دوستمان) و گفت این که کتک نیست . طرف از فرداش دیگه مدرسه نرفت و یک معلم آدم حسابی بردند سر کلاس.
یادمه یک زمانی میگفتند : "چوب معلم گُله هر کی نخوره خُله" . خوب معلومه در نتیجه چنان فرهنگی یک عده یابو برشان میدارد و دست روی دانش آموز بلند میکنند .
کلاس سوم ابتدائی که بودیم معلم ما خودکار رو می ذاشت لای انگشتامون بهش فشار می داد برای تنبیه بدنی ؛ یا اینکه یادمه چهارم ابتدائی یکی از هم کلاسی هام پاکن رو پرت کرد طرف من من هم پرتش کردم طرفش از بخت ِ بد من معلم ِ نقاشیم منو دید گفت چرا این کارو کردی منم تا خواستم توضیح بدم یکی محکم خوابوند زیر گوشم .. البته که می دونم خانم های فمنیست اینجا موارد بسیار بدتری از دوران تحصیلی خودشون به یاد دارند حق میدم بهشون.😐 اون ها دخترند نازک هستند لطیف هستند اصلاً این کارها ظلم هست ولی واسه پسرها نه؛ وقتی هم که به حقوق تساوی میرسد .. من ؟؟ من برم خدمت سربازی ؟ من ؟؟ بچه بزرگ کنم ؟؟ من ؟ خرج ِ خونه رو در بیارم ؟؟ به قول یکی از دوستان تو فروم هم میهن پول در می آوردند که النگ و دو لنگو و سه لنگو طلا و جواهر بخرند ... به ما که می رسد تو مردی باید کار کنی باید قوی باشی محکم باشی ،عرق ِ جبین ، کار جوهریه مرد است... اصلاً این واژه هایی که به مردها از روز ازل نسبت داده اید دقیقاً با همجنسگرایی مرد منافاد دارد .. یعنی شما فکر می کنید مردها مثل شما به آغوش نیاز ندارند ؟؟ به اینکه یکی درکش کند .. اینقدر شریک زندگی اش پای تلفن نشیند هی وِر بزند ... و خیلی موارد دیگر که اگر انصاف بخرج دهید نیاز به پایور کردن نیست.
در یک دهه آینده، سی میلیون دختر در معرض ختنه هستند
[h=1]در یک دهه آینده، سی میلیون دختر در معرض ختنه هستند[/h]
گزارش میگوید که تعداد دختران ختنه شده در سی سال گذشته کمتر شده
بیش از سی میلیون زن و دختر در دهه آینده در معرض ختنه شدن هستند. عملی که سازمان ملل آن را مثله کردن آلت جنسی زنان می خواند.
این نتیجه یک تحقیق است که در یونیسف، صندوق بینالمللی کودکان سازمان ملل، انجام داده است.
بنا به این تحقیق، هم اکنون در جهان بیش از ۱۲۵ میلیون زن و دختر زندگی می کنند که ختنه شده اند. آنها ساکن کشورهایی هستند که بیشترشان اکنون با این عمل مخالفند.
در برخی از کشورهای آفریقایی، خاورمیانه و شرق آسیا، دختران را به این هوا که بکارتشان حفظ شود ختنه می کنند.
یونیسف، از کشورهای جهان خواسته تا با این عمل مخالفت کنند.
آن طور که تحقیق این نهاد بین المللی نشان می دهد، تمایل برای ختنه کردن دختران در میان زنان و مردان در جهان کاهش یافته است.
گیتا رائو گوپتا، معاون مدیر اجرایی یونیسف، گفته که ختنه دختران "تعدی به حق صحت و سلامت" آنهاست.
او از گزارش سازمان متبوعش نتیجه گرفت که: "قانونگذاری تنها راه مناسب [برای مبارزه با این موضوع] نیست."
' فرصت اعتراض'گزارش یونیسف برگرفته از اطلاعاتی است که در ۲۰ سال گذشته و از ۲۹ کشور آفریقایی و خاورمیانهای به دست آمده که هنوز در آنها ختنه دختران اتفاق می افتد.
بنا به این گزارش تعداد دخترانی که دچار این عمل می شوند نسبت به ۳۰ سال گذشته کمتر شده است.
یافته های این گزارش نشان می دهد که احتمال ختنه شدن دختران در کشورهای تانزانیا و کنیا، یک سوم کمتر شده است و در کشورهای بنین، جمهوری آفریقای مرکزی، عراق، لیبریا و نیجریه حدودا نصف شده است.
اما همچنان ختنه دختران در سومالی، گینه، جیپوتی و مصر به همان میزان قبل ادامه دارد.
در کشورهای مالی، چاد، گامبیا، سنگال، سودان و یمن هم تا حدی کمتر شده است.
بنا به این تحقیق بیشتر زنان و دختران مخالف مثله کردن آلت جنسی دختران هستند و تعداد قابل توجهی از مردان و پسران هم با این عمل مخالف هستند. در چاد، گینه و سیرالئون تعداد مردانی که مخالف این عمل هستند از زنان بیشتر هستند.
خانم رائو گوپتا، گفت که الان "مهم این است که به مردان و پسران و زنان و دختران اجازه داد تا به راحتی مخالفتشان را با این عمل عنوان کنند."
این عمل ممکن است باعث خونریزیهای شدید، مشکل ادرار، عفونت، نازایی و بالا رفتن احتمال مرگ و میر نوزادان شود.
و چند صد میلیون مرد در معرض همین خطر هستند ؟!

حقوق مردان :-)
امروز داشتم کتاب the second sexism نوشته David Benatar را می خواندم که به مطلب جالب و در عین حال اسفناکی برخوردم. درمورد فشار های اجتماعی بر رروی مردان برای خدمت نظامی به کشور و رفتن به جنگ.ترجیح می دهم عینا آن صفحه را ترجمه کنم و به جد به تمام دوستان توصیه می کنم حتما این کتاب را بخوانند.من این کتاب را برای دانلود فقط یک جا پیدا کردم و اگر از دید مدیران محترم اشکالی ندارد می توانم لینک دانلود آنرا اینجا قرار دهم.
احتمالا آشکارترین مثال زیان مردی(male disadvantage)، تاریخچه ی دور و دراز فشار های اجتماعی و قانونی بر روی مردان و نه زنان برای ورود به ارتش و جنگیدن در نبرد و بواسطه ی آن به خاطر انداختن جانشان و سلامت بدنی و روانی شان بوده.مجازات تخطی از این وظیفه ی خطیر هم شامل تبعید،زندانی شدن،شکنجه و در بدترین حالت اعدام می شده.میلیون ها مرد در طول تاریخ و تا کنون مجبور به حضور در جنگ شده اند،در حالیکه خدمت اجباری نظام در بسیاری از کشور ها ممنوع شده اما اکنون(در زمان نوشتن این کتاب سال 2012) در بیش از 80 کشور جهان این قانون وجود دارد.این مثال ها شامل بسیاری از کشورهای لیبرال دموکرات می شود که در آنها اکثر موانع پیشرفت زنان برداشته شده.
در آن زمان ها که فشار بر روی مردان بیشتر اجتماعی بوده تا قانونی،هزینه عدم نام نویسی در ارتش شرمساری و مطرود شدن از سوی جامعه بوده.احتمالا درک این موضوع برای مردم قرن 21 امی کشور های غربی سخت است که چه مایه این فشار ها خرد کننده بوده و شدت آن دست کمی از مجازات های قانونی نداشته.مردان جوان و حتی پسر بچه ها احساس می کردند وآنها را مجبور می کردند که احساس کنند در صورت عدم حضور در ارتش مردانگی شان از بین می رود.به بیان دیگر آنها بزدل و ترسو خطاب می شدند اگر به ارتش نمی رفتند.زنها بی خبر از مزیت زنانگی شان که آنها را از این فشار و وظیفه معاف می کرد بسیاری اوقات نقشی اساسی در این شرم دادن مردانی ایفا می کردند که آنها(زنان) گمان می کردند که باید برای خدمت به ارتش داوطلب شوند.
یکی از مثال های بارز این موضوع کمپینی است که زنان در طول جنگ جهانی نخست در بریتانیا تشکیل داده بودند که در آن زنان بریتانیایی پرهای سفید(نشان بزدلی ) رابر روی سر مردانی می ریختند که یونیفورم نظامی نپوشیده بودند.این اتفاق حتی برای پسر بچه هایی که از نظر قانونی شرایط ورود به ارتش را نداشتند و سن شان کمتر از سن قانونی بود هم رخ می داد.به طور مثال پسر بچه ای به نام "فردریک بروم" که موفق شده بود غیر قانونی در ارتش ثبت نام کند و به جنگ رفته بود،زمانی که از نبرد بازگشته بود با فشار پدرش که شناسنامه ی او را تغییر داده بود تا مسئولین ارتش را مجاب کند که پسرش را بپذیرند مواجه شد.زمانی که برای پیاده روی به یکی از پل های شهر رفته بود با چندین دختر مواجه شده بود که به او تعدادی پر سفید داده بودند.او بعد ها چنین این واقعه را روایت می کند:"من به شدت تحقیر شدم به گونه ای که همان موقع رفتم و در آن دفتری که برای نام نویسی مردان برای ارتش بود ثبت نام کردم."
نویسنده در چند صفحه پس از این به تشریح شرایط جنگ و وضعیت سربازارن جنگی می پردازد که در جایی مثالی از یک سرباز بریتانیایی می آورد که در کتاب خاطراتش نوشته:"در دمای 30 درجه فارنهایت(تقریبا منفی 1 درجه سانتی گراد) بسیاری از سربازان از اسهال رنج می بردند و از آنجایی که مافوق ها اجازه نمی دادند جایگاه خودشان را ترک کنند مجبور بودند همانجایی که ایستاده اند کارشان را انجام دهند."نویسنده به تفصیل در مورد قربانی های جنگ و جانبازان جنگی توضیح می دهد و اینکه سربازان جنگ به انواع و اقسام مرض های روانی دچار می شوند.
به شدت توصیه می کنم این کتاب را بخوانید و من از این پس هرگاه به مطلب درخور توجهی در این کتاب برخوردم آنرا همینجا بازگو می کنم.
نگارهای از daftarche.com — در دسترس نمیباشد

امیر گرامی و داریوش عزیز پیشتر درباره ی "خشونت" و پروپاگاندای بی مورد زنان و فمینیستها در باب خشن بودن مردان نوشته اند.اما هدف از نوشتن این پیک این بود که اینگونه استدلال ها را به نحوی منظم یکجا گردآوریم.به گمانم امیر گرامی به بخشی از این پژوهش ها درباره ی خشونت مردان پیشتر اشاره کرده بودند اما به نگرم تکرار دوباره ی آنها با بسیاری از پژوهش های جدید زیانی نداشته باشد.این بخش عینا ترجمه ی کتاب the second sexim بخش violence صفحه 62-63 و 64 است.نویسنده پس از این قسمت به corporal punishment می پردازد که ترجمه ی این قسمت از حوصله من خارج بود و از سویی فکر می کنم همه ی ما به اجحافی که در موضوع تنبیهات بدنی در حق مردان می شود اشراف داریم.نکته ی دیگر اینکه نویسنده در این قسمت فقط به شرح این نابرابری می پردازد و ثابت کردن این موضوع که خشونت علیه مردان discriminaton است را به فصل بعدی موکول می کند که اگر نقی بخواهد بعدا آن قسمت را ترجمه می کنم.
خشونت
نبرد وجنگ تنها مواردی نیستند که مردان در آن قربانی خشونت می شوند.در واقع،به غیر از دوحالت استثنا،این مردان اند که بیش از زنان آماج خشونت قرار می گیرند.36
نخستین مورد استثنا،تجاوز جنسی است.اگر چه بعدا نشان خواهم داد که چگونه "تجاوز جنسی" علیه مردان به شدت دست کم گرفته و بی اهمیت پنداشته می شود.مورد استثنا دوم نوعی از خشونت خانگی(domestic violence) است اما این مورد در شرایط استثنا بودن با مورد نخست تفاوت دارد.عبارت خشونت خانگی عموما به صورت خشونت شوهر و دوست پسر علیه زن و دختر فهمیده می شود.درک عمومی از این فرهشت به صورتی است که spousal violence منحصرا مربوط به رفتار خشن مردان علیه پارتنرشان می شود،در صورتی که این برداشت کاملا نادرست است.
بسیاری از پژوهش ها نشان داده اند که زنان به همان اندازه مردان،علیه پارتنرشان خشونت به کار می برند.38با دانستن اینکه این یافته ها برای بسیاری از مردم غیر منتظره جلوه می کند یکی از نویسندگان مشهور این نتایج را برای تطابق آنها با واقعیت تست کرده است.39تقریبا در تمام موارد زنان به همان اندازه مردان خشن بوده اند.در این پژوهش ها نشان داده شد که نیمی از خشونت دوسویه است،و در نیمه دیگر میزان مردان و زنان متهاجم یکسان است.40زمانی که میان "خشونت نرمال"(مانند:هل دادن،توگوشی زدن و پرتاب اشیاء) و "خشونت سخت"(مانند لگد زدن،گاز گرفتن،مشت زدن، با شی کوبیدن و حمله با چاقو یا تفنگ) تمایز قائل شویم،در می یابیم که نرخ خشونت دوسویه به یک سوم کاسته می شود، اما خشونت از سوی شوهران همان مقدار باقی می ماند و خشونت از سوی زنان افزایش می یابد.41در این پژوهش نشان داده شد که زنان به همان میزان مردان آغاز کننده درگیری و خشونت بوده اند.42دست کم چندیدن پژوهش موجود است که در آنها نشان داده شده که میزان زنانی که به شوهرانشان حمله می کنند از همان مردان بیشتر است.43در بیشتر آمارها در مورد dating violence میزان خشونت مردان علیه زنان بیشتر بوده44 اما باید توجه داشت که در این پژوهش ها خشونت زنان علیه مردان دفاع شخصی(self defence) تعبیر شده و از اینروست که آمار زنان پایینتر از مردان است.
تحقیقات در مورد "اثرات" خشونت بر مردان و زنان متفاوت است.برخی نشان داده اند که زیان هایی که مردان به زنان وارد کرده اند بیشتر است45 در این تحقیقات گفته شده که چون مردان از نگر بدنی قوی تر هستند،زیانی که می رسانند بیشتر است.46 در حالیکه برخی پژوهش های دیگر عکس این موضوع را ثابت می کنند47در صورت به کار بردن اسلحه، میان توانایی وارد کردن جراحات از سوی زن و مرد هیچ تفاوتی وجود ندارد از اینرو برخی دیگر از پژوهش ها نشان داده اند که تفاوتی میان جراحات وارده از سوی زنان و مردان در درگیری وجود ندارد.48
از اینرو spousal violence در این روال که مردان بیش از زنان در خطر قربانی شدن قرار دارند یک استثنا است،نه به خاطر اینکه مردان احتمال کمتری می رود که مورد خشونت قرار بگیرند،بلکه از این رو که مردان در خطر قابل قیاس با زنان هستند.در حالیکه این برداشت نادرست که مردم گمان می کنند زنان بر علیه شوهرانشان خشونت اعمال نمی کندد باعث شده که مردان در موقعیت خطرناکتری قرار بگیرند و این نابرابری برای آنها تشدید شود.مردانی که مورد بدرفتاری قرار گرفته اند زمانی که در مورد این بدرفتاری شکایت می کنند و یا از دیگران درخواست کمک می کنند جدی گرفته نمی شوند و از سوی دیگر منابع کمتری نسبت به زنان برای کمک به آنها وجود دارد.
به غیر از این دو مورد استثنا(خشونت جنسی وintimate partner violence)،احتمال اینکه مردان قربانی خشونت باشند بسیار بیشتر از زنان است.در بسیاری از پژوهش ها بروشنی نشان داده شده که هم مردان و هم زنان در در رویارویی با مردان(در مقایسه با زنان) بسیار تهاجمی تر و خشن تر رفتار می کنند.49این یک حقیقت انکار نشدنی است که مردان بسیار بیشتر از زنان قربانی خشونت می شوند.این موضوع در بسیاری از موارد صدق می کند.به طور مثال جنایت های خشن را در نظر بگیرید.آمارها در ایالات متحده نشان می دهد که مردان دوبرابر زنان مورد تهاجم خشن قرار می گیرند و بیش از سه برابر زنان به قتل می رسند.50آمار ها در انگلیس و ولز هم همین را نشان می دهند.طی سالهای 2008 و 2009، تحقیقات گسترده نشان داد که"احتمال قربانی خشونت شدن برای مردان دو برابر زنان است."51بویژه در مورد پسران 16 تا 24 سال.30 درسد از این پسران قربانی جنایت خشن بوده اند،مقایسه کنید با آمار 3 درسدی بزرگسالان.
باید بدانیم که که به طور مثال اکثر قربانی های پاکسازی های استالین هم مردان بوده اند.با توجه به نتایج سرشماری شوروی در ژانویه 1959،Robert Conquest بیان می دارد که اگر چه آمار تلفات جنگ نابرابری میان زنان و مردان را نشان می دهد، اما نابرابری مهم تر در گروه جمعیتی بزرگسالان است که که در تلفات جنگ جهانی سهم کمتری داشته اند ولی در پاکسازی های استالین بیشترین سهم را دارا بودند.از اینرو،در گروه جمعیتی 55 تا 59 سال،فقط 33 درسد از جمعیت مردان بوده اند.درگروه های جمعیتی نزدیک هم همین روال برقرار است.نزدیک 38 درسد از جمعیت 40 تا 54 سال و فقط نزدیک 35 درسد از جمعیت 60 تا 69 سال مردان بوده اند.53
در آفریقای جنوبی، کمیته ی حقیقت و آشتی(the Truth and Reconciliation Commission) به این نتیجه رسید که اکثریت قریب به اتفاق قربانی های خشونت(قتل،شکنجه،آدم ربایی و رفتار های وحشیانه)در سالهای رژیم آپارتاید(به دست عاملان حکومت و مخالفان) مردان بوده اند.54مشاهدات نشان داد که آمار مردانی که در آن سالها کشته شدند بیش از 6 برابر(!) زنان بوده.55
برای اینکه بدانید که این کمیته، زنان و شهادتشان را نادیده نگرفته شایان یادآوری است که بیش از 55 درسد از شهاد دهندگان زنان بوده اند56
در سالهای درگیری و جنگ در کوزوو(1989-1998)90 درسد کشته شدگان و بیش از 96 درسد از افراد مفقود شده مردان بوده اند.58در حالیکه زنان و دختران اکثیرت قربانی های تجاوز را تشکیل می دادند،این مردان بودند که با اختلاف زیاد نسبت به زنان شکنجه و کشته می شدند.اینها فقط چند مثال هستند از تاریخچه خشونت های انسان که در آن مردان قربانی های اصلی کشتار و تجاوز به حقوقی انسانی بودند.برای دیدن باقی موارد خشونت علیه مردان و کشتار آنها رجوع کنید به سلسله مقالات Adam Jones که در آنها ایشان به تفصیل این موارد را ذکر کرده:
Gender Inclusive: Essays on Violence, Men, and Feminist International Relations by Adam Jones
منابع:



با اینکه ارزش چندانی[1] برای این گفتمانها نمیپندارم, ولی برای بجاآوردن خویشکاریِ[2] خود هم که شده, نوشتههایِ برگزیدهیِ[3] دوستان را اینجا آوردم: https://facebook.com/mardsetizi
بپسندید, بهمبازید[4], and usual stuff.
گفتگو در این دو رزمگاه هم خودبهخود دارد پیش میرود:
مردستیزی فراگیر در ایران و جهان - صفحه 8
گسترش فراگیرِ «مردستیزی» در ایران و جهان - صفحه 11
***
Mehrbod«به زنان احترام بگذارید: وظیفهیِ هر مرد ایرانیست که به بانوان میهن اش احترام گذارد.»
آری؟ ولی چرا؟
هرگز از خودتان پرسیدهاید که چرا این اندازه از مردان, چه در ایران چه در هر جایِ جهان پیوسته میخواهند که به زنان احترام بگذراند؟ آیا کسی به شما چون مرد هستید, از روی "مردی" احترام میگذارد!؟
این پدیده که آنرا ما «ارجِ بیجا» مینامیم یکی از ابزارهایِ همیشگی[5] فمینیستها برای باجگیری از مردان میباشد. این پدیده که در آغاز در چهرههایِ نرم و ناآزاردهندهای همچون «ladies first» خود را مینمایاند, کم کم به پدیدهای تبدیل میشود که از شمایِ مرد میخواهد به همهیِ زنان تنها و تنها از روی اینکه زن میباشند احترام بگذارید! هر آنکه در سوی وارونه, زنان برای اینکه شما مرد هستید هرگز تره هم خورد نکرده و نخواهد کرد.
احترام یا «ارج», چیزی است که هر کسی باید برای به دست آوردن آن بتنهایی و برای خود «بکوشد». چنانکه در انگلیسی میگویند ارج به دست آوردنی است, نه دادنی (Respect has to be earned, not given).
همانگونه که در میان مردان, تنها کسانی ارجمند هستند که برای آن در زندگی کوششها کردهاند, همین رویکرد را میباید در برابر زنان نیز در پیش گرفت.
— هیچ زنی ارجمند نیست, مگر آنکه ارج را به دست آورده باشد.
----
1. ^ candân+idan::Candânidan || چندانیدن: ضرب کردن Ϣiki-En, Ϣiki-De to multiply multiplizieren
2. ^ xwiš+kâr+i::Xwiškâri || خویشکاری: وظیفهشناسی; انجام کار درست MacKenzie proper function
3. ^ bar+gozidan::Bargozidan || برگزیدن: ترجیح دادن; برتر شمردن Ϣiki-En to prefer
4. ^ han+bâxtan::Hanbâxtan <— Hambâxtan || هنباختن: هنبازی شدن; اشتراک گذاشتن Dehxodâ, Ϣiki-En to share
5. ^ hamiš+eg+i::Hamišegi || همیشگی: یوند تنگاتنگی با پندارهیِ زمان دارد, آنچه در همهیِ زمانها باشد; میتواند «هستنده» باشد و بباید «باشنده» نیست. Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ eternal
Mehrbodبا اینکه ارزش چندانی[1] برای این گفتمانها نمیپندارم, ولی برای بجاآوردن خویشکاریِ[2] خود هم که شده, نوشتههایِ برگزیدهیِ[3] دوستان را اینجا آوردم: https://facebook.com/mardsetizi
بپسندید, بهمبازید[4], and usual stuff.
گفتگو در این دو رزمگاه هم خودبهخود دارد پیش میرود:
مردستیزی فراگیر در ایران و جهان - صفحه 8
گسترش فراگیرِ «مردستیزی» در ایران و جهان - صفحه 11***
----
1. ^ candân+idan::Candânidan || چندانیدن: ضرب کردن Ϣiki-En, Ϣiki-De to multiply multiplizieren
2. ^ xwiš+kâr+i::Xwiškâri || خویشکاری: وظیفهشناسی; انجام کار درست MacKenzie proper function
3. ^ bar+gozidan::Bargozidan || برگزیدن: ترجیح دادن; برتر شمردن Ϣiki-En to prefer
4. ^ han+bâxtan::Hanbâxtan <— Hambâxtan || هنباختن: هنبازی شدن; اشتراک گذاشتن Dehxodâ, Ϣiki-En to share
5. ^ hamiš+eg+i::Hamišegi || همیشگی: یوند تنگاتنگی با پندارهیِ زمان دارد, آنچه در همهیِ زمانها باشد; میتواند «هستنده» باشد و بباید «باشنده» نیست. Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ eternal
اختیار دارید مهربد جان.شما بیش از آنچه که باید وظیفه ی خود را به جای آورده اید.
ایده و کار بسیار پسندیده و ارزشمندی است و به گمانم تنها مهربد عزیز و دوست داشتنی با آن پشتکار و جدیت منحصر به فرد اش از پس آن بر می آید.مهربد جان، امیدوارم همواره در بروز رسانی این پیج همت بورزی و در محیط فیس بوک که سلطه ی اندیشه ی زنانه بیداد می کند،صدایی رسا برای پدافند از حقوق مردان باشی.باید تا می شود جبهه های این نبرد را گسترده کنیم و به یک یا چند جستار در دفترچه بسنده نکنیم.
پ.ن:امیدوارم بیش از این ما را از دانش خود بهره مند کنی.🌺اگر در توانت هست بیشتر از اینها به دفترچه سر بزن.
چند سالی است که کمپینی در استرالیا راه افتاده به نام One in Three.هدف این کمپین تلاش برای ایجاد سازو کارهایی قانونی-فرهنگی است برای اینکه به مقوله های خوشنت علیه مردان یا زنان به یک نگاه نگریسته شود و قوانینی یکسان برای جلوگیری از این پدیده پایه گذاری شود.در ادامه برخی از آمار و مستنداتی که این کمپین به آنها استناد می کند را می آورم:
بر پاد باورهای عامیانه، بیش از یک سوم قربانی های تجاوز جنسی و دست کم یک سوم قربانی های خشونت خانگی مردان هستند(حتی برخی مناطق به میزان یک دوم).زمانی که می خواهید به آمار و ارقامی که در ادامه می آید، نگاه بیفکنید باید در نگر داشته باشید که خشونت خانگی بسیار موضوع پیچیده و غامضی است و نمی توان آنرا به اینکه"چه کسی،چه کاری را بر علیه چه کسی و چه مایه شدید انجام می دهد" تقلیل داد.مفهوم های "خشونت" و abuse بسیار مهم هستند.abuse میتواند بدون تهدید و یا به کار بردن خشونت فیزیکی بر پاد کسی رخ دهد.
پژوهش "اداره ی آمار استرالیا" در مورد " امنیت شخصی" از بزرگترین پژوهش هایی است که درباره ی خشونت در استرالیا انجام گرفته.در این پژوهش مشخص شد🙁1)
-29.8%(تقریبا یک سوم) قربانی های خشونت توسط" پارتنر کنونی" پس از سن 15 سالگی، مردان بوده اند.
-24.4%(تقریبا یک چهارم) قربانی های خشونت توسط "پارتنر سابق" پس از سن 15 سالگی، مردان بوده اند.
-29.4%(تقریبا یک سوم) قربانی های تجاوز جنسی در طی 12 ماه گذشته مردان بوده اند.
-26.1%( بیش از یک چهارم) قربانی های "سوءاستفاده جنسی" پیش از سن 15 سالگی مردان بوده اند.
در پژوهشی درباب "خشونت و سوءاستفاده شخصی" در استرالیای جنوبی به سال 1999 مشخص شد🙁2)
1-بر طبق گزارش های رسیده، 32.3% (تقریبا یک سوم) قربانی های خشونت خانگی توسط پارتنر های کنونی یا سابق(که شامل خشونت و سوءاستفاده فیزیکی و احساسی می شود) مردان بوده اند.
2-بر اساس گزارش های رسیده،19.3%(تقریبا یک پنجم) قربانی هایی که بر علیه شان رفتار جنسی خشن و یا بر پاد رضایت ایشان صورت گرفته(که این شامل پارتنرها نمی شود) از میان مردان بوده اند.
هر دوی این پژوهش ها شامل قربانی های مذکری که در زندان مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند(بیش از یک چهارم زندانیان) نمی شوند.(3)
در پژوهش "جلوگیری از ارتکاب جرم" به سال 2001، جوان های 12 تا 20 سال مورد پرسش قرار گرفتند.در این پژوهش این نتایج به دست آمد🙁4)
1-در حالیکه 23 درسد جوان ها از خشونت پدران یا ناپدری شان بر علیه مادران یا نامادری شان آگاهی داشتند،تقریبا درسد یکسانی(22%) از جوان ها هم نسبت به خشونت مادران یا نامادری شان بر علیه پدران یا ناپدری شان آگاه بودند.
2-تقریبا درسد یکسانی از پسران(15) و دختران(16) به عبارت "من خشونت خانگی را تجربه کرده ام" پاسخ "آری" دادند.
3-تقریبا درسد یکسانی از دختران(6) و پسران(5) به عبارت "دوست دختر/دوست پسر من از راه فیزیکی مرا مجبور به سکس کرد." پاسخ "آری" داده اند.
در پژوهشی در ایالت(New South Wales) استرالیا به سال 2005 مشخص شد(5) که 28.9%( تقریبا یک سوم) قربانی های خشونت خانگی میان سال های 1997 تا 2004 مردان بوده اند.مردان و زنان قربانی تقریبا به یک تعداد و یک گونه دچار جراحات شده بودند.نگاه کنید به فرتور های 1 و 2.
در همین ایالت در سال 2010 گزارش های پلیس نشان داد(17) که30.8 درسد(تقریبا یک سوم) قربانی های خشونت خانگی که مربوط به تهاجم بوده، مردان بوده اند.
گزارش های پلیس نشان داد که در 34%(تقریبا یک سوم) خشونت های خانگی و فامیلی مردان قربانی بوده اند و در این گزارش ها زنان 30 درصد مرتکب خشونت شده بودند.(18)


در پژوهشی در ایالت کوئینزلند، 32.6%(تقریبا یک سوم) قربانی های خشونت گزارش شده به پلیس مردان بوده اند.(6)
در تحقیق موسسه ی جرم شناسی استرالیا در سال 2013 مشخص شد(7) که 39%(دو پنجم) قربانی های قتل خانگی و 27%(تقریبا یک سوم) قربانی های قتل در روابط دوست پسر-دوست دختری بین سالهای 2008 تا 2010 مردان بوده اند.
آژانس حمایت از قربانی ها به نام ویکتورین در سال 2012 نشان داد که در سال های 2009 تا 2010، 36%(بیش از یک سوم) قربانی هایی که به بیمارستان ویکتورین برای خشونت خانگی مراجعه کرده بودند از میان مردان بودند.(8)
در سال 2012 موسسه ی استرالیایی " سلامت و رفاه" دریافت که 45.4%(کمتر از نیمی از) قربانیان خشونت خانگی که در سل های 2002 تا 2005 در بیمارستان بستری شده بودند از میان مردان بودند.(19)
بنیاد استرالیایی مطالعات خانواده طی یک پژوهش به سال 1999 نشان داد که پس از جدایی تقریبا میزان یکسانی از مردان(55%)و زنان(62%) گزارش داده اند که خشونت فیزیکی و تهدید را از سوی پارتنر سابق شان تجربه کرده اند.در مورد emotionam abuse این میزان برای زنان 84% و برای مردان 75% گزارش شده.(9)
در سال 1999 دانشگاه ملبورن نتیاج یکسری پژوهش ها را منتشر کرد که در آن بیان شد که:مردان و زنان به یک میزان احتمال می رود که خشونت خانگی علیه خودشان را گزارش دهند.فراتر از این، مردان و زنان به یک میزان احتمال می رود که خشونت خودشان را گزارش دهند.زنان و مردان، همچنین میزان یکسانی از درد و نیاز به مراقبت پزشکی را که ناشی از خشونت خانوادگی بوده،گزارش داده اند.(10)
در یک تحقیق بسیار گسترده که توسط ماری استیتوس میان 32 ملت صورت گرفت، نشان داده شد که در استرالیا 14 درسد از خشونت فیزیکی میان دیتینگ پارتنر ها در 12 ماه قبل "تنها" از سوی مردان رخ داده و 21 دسد "تنها" از سوی زنان و 64.9 درسد، خشونت دو سویه(که در آن هردو علیه یکدیگر خشونت اعمال کرده اند) بوده است.(11)
دولت محلی ایالت کوئینز در سال 2009 کزارش داد که در 40 درسد موارد(بیش از یک سوم) خشونت خانگی و فامیلی،دستورات قضایی برای محافظت از مردان صادر شده است.(13)
موسسه ی مطالعات خانواده در استرالیا در سال 2009 گزارش داد که :39 درسد(بیش از یک سوم) قربانی های صدمه ی جسمی پیش از جدایی مردان بوده اند و 48 درسد(تقریبا یک دوم) از قربانیان emotional abuse پیش از جدایی یا در دوران جدایی مردان بوده اند.(15)
در طی یک پژوهش به سال 2009 در ایالت کوئینزلند مشخص شد که کمینه ی زوج ها گزارش تجربه ی خشونت داده اند و از این میان 82 زوج(تنها 22 درسد) دست کم یک بار در سال پیش از ازدواج یا در دوران ازدواج گزارش خشونت داده اند.خشونت زنان بیش از مردان بوده بطوری که 76 زن(20 درسد) و 34 مرد(9درسد) اعمال خشونت کرده بودند.در میان زوج های خشن،معمولترین الگو این بوده است که "تنها" زنان خشونت به کار برند(n=48/82 or 59 percent) رویه معمول دیگر اعمال خشونت از سوی هر دو پارتنر بوده(n=28 or 34 percent) و بالاخره آخرین نوع خشونت اعمال شده فقط از سوی مردان بوده(n=6 or 7 percent) (16)
بنمایه ها:
* While much sexual violence occurs within extended families, not all sexual violence is family violence. Sexual violence is included on this page because the Australian Government's current anti-violence strategy addresses sexual assault and family violence together. 1Australian Bureau of Statistics 2006, Personal Safety Survey, Australia, 2005, cat no 4906.0, ABS, Canberra.
http://www.abs.gov.au/AUSSTATS/abs@.nsf/DetailsPage/4906.02005%20(Reissue)?OpenDocument. Significant problems with this survey include, (a) only female interviewers were used, (b) a much smaller sample of male informants was used compared to female informants, and (c) no data was published on types of violence or injuries or threats received by male victims.
2 Dal Grande, E, Woollacott, T, Taylor, A, Starr, G, Anastassiadis, K, Ben-Tovim, D, Westhorp, G, Hetzel, D, Sawyer, M, Cripps, D, and Goulding, S. 1999, Interpersonal Violence and Abuse Survey, September 1999, Epidemiology Branch, South Australian Department of Human Services, Adelaide. http://www.health.sa.gov.au/pros/portals/0/interpersonal-violence-survey.pdf
3 Heilpern, D. (2005). Sexual assault of prisoners: Reflections. University of New South Wales Law Journal, 28(1), 286-292. Retrieved November 1, 2009, from http://austlii.law.uts.edu.au/au/journals/UNSWLawJl/2005/17.html
4 Crime Research Centre (University of Western Australia) and Donovan Research 2001, Young people and domestic violence – national research on young people’s attitudes to and experiences of domestic violence, National Crime Prevention, Canberra. http://www.oneinthree.com.au/ypdv
5 People, J. 2005, ‘Trends and Patterns in Domestic Violence Assaults’, Crime and Justice Bulletin, No 89, NSW Bureau of Crime Statistics and Research, October. http://www.lawlink.nsw.gov.au/lawlink/bocsar/ll_bocsar.nsf/vwFiles/cjb89.pdf/$file/cjb89.pdf
6 Crime and Misconduct Commission (2005, March). Policing Domestic Violence In Queensland: Meeting the Challenges. Brisbane: Crime and Misconduct Commission. http://www.cmc.qld.gov.au/data/portal/00000005/content/73653001131400781353.pdf
7 Chan, A., & Payne, J. (2013). Homicide in Australia: 2008-09 to 2009-10 National Homicide Monitoring Program annual report. Canberra: Australian Institute of Criminology. Retrieved March 3, 2013, from Homicide in Australia, 2008–10.
8 Victims Support Agency (2012). Victorian Family Violence Database Volume 5: Eleven-year Trend Report. Melbourne: Victorian Government Department of Justice. Retrieved September 17, 2012, from http://www.justice.vic.gov.au/home/crime/research+and+statistics/victorian+family+violence+database+volume+5+eleven-year+trend+analysis+1999-2010
9 Wolcott, I., & Hughes, J. (1999). Towards understanding the reasons for divorce. Australian Institute of Family Studies, Working Paper, 20. Retrieved November 1, 2009, from Reasons for Divorce - Publications - Australian Institute of Family Studies (AIFS)
10 Heady, B, Scott, D, & de Vaus, D, 1999. Domestic Violence in Australia: Are Women and Men Equally Violent?, Melbourne Institute of Applied Economic and Social Research, Melbourne. http://www.mensrights.com.au/page13y.htm
11 Straus, M, 2008, Dominance and symmetry in partner violence by male and female university students in 32 nations, Children and Youth Services Review 30, 252–275. http://pubpages.unh.edu/~mas2/ID41-PR41-Dominance-symmetry-In-Press-07.pdf
12 Fergusson, D. M., & Mullen, P. E. (1999). Childhood sexual abuse: An evidence based perspective. Thousand Oaks: Sage Publications, Inc.
13 Queensland Government Department of Communities (2009, October 9). Domestic and family violence orders: Number and type of order by gender, queensland, 2004-05 to 2008-09. [Letter]. Retrieved October 31, 2009, from http://www.menshealthaustralia.net/files/Magistrates_Court_data_on_QLD_DVOs.pdf
14 Stuart, P. (2004). Risk factors for recent domestic physical assault in patients presenting to the emergency department. Emergency Medicine Australasia, 16(3), 216-224.
15 Kaspiew, R., Gray, M., Weston, R., Moloney, L., Hand, K., & Qu, L. (2009, December). Evaluation of the 2006 family law reforms. Melbourne: Australian Institute of Family Studies. Retrieved July 5, 2010, from http://www.aifs.gov.au/institute/pubs/fle/evaluationreport.pdf
16 Halford, W.K., Farrugia, C., Lizzio, A. & Wilson, K. (2010) 'Relationship aggression, violence and self-regulation in Australian newlywed couples', Australian Journal of Psychology, 62: 2, 82 — 92, First published on: 19 May 2009. Retrieved March 18, 2011, from Relationship aggression, violence and self-regulation in Australian newlywed couples - Halford - 2010 - Australian Journal of Psychology - Wiley Online Library.
17 Bureau of Crime Statistics and Research (2010). NSW Recorded Crime Statistics 2010 (Excel spreadsheet). Retrieved April 20, 2011, from http://www.bocsar.nsw.gov.au/lawlink/bocsar/ll_bocsar.nsf/vwFiles/NewSouthWales.xls/$file/NewSouthWales.xls.
18 Audit Office of New South Wales (2011). New South Wales Auditor-General's Report: Responding to Domestic and Family Violence, Performance Audit. Retrieved May 17, 2013, from http://www.audit.nsw.gov.au/ArticleDocuments/143/Responding_to_Domestic_Family_Violence_Full_Report.pdf.aspx.
19 Pointer, S. & Kreisfeld, R. (2012). Hospitalised interpersonal violence and perpetrator coding, Australia, 2002–05. Injury research and statistics series no. 77. Cat. no. INJCAT 153. Canberra: Australian Institute of Health and Welfare. Retrieved May 17, 2013, from http://www.aihw.gov.au/WorkArea/DownloadAsset.aspx?id=60129542324



[h=5]نتایج بیش از 286 تحقیق دانشگاهی، که شامل 211 پژوهش تجربی-آماری و 65 پژوهش تحلیلی است، نشان می دهد که زنان از نگر فیزیکی به همان اندازه ی مردان و حتی بیشتر از ایشان در روابط با همسر و یا پارتنرشان خشن و متهاجم هستند.مجموع جامعه ی آماری ای که در این پژوهش ها مورد بررسی قرار گرفته بیش از 371600 نفر است.
بنمایه :
http://www.csulb.edu/~mfiebert/assault.htm[/h]
به گمانم امیر عزیز هم در جایی به این تحقیقات اشاره کرده بود.در واقع منبعی کامل و مستند درباره ی خشونت های مرد و زن علیه یکدیگر است.بی نظیر است این منبع.
یه نفرآها. پس زنان نیاز به گسترده کردن ژن ندارند؟! زنان به فرزند نیاز ندارند؟؟
زن و مرد هر دو نیاز به زادآوری دارند, ولی اینکه چگونه این
نیازشان را برآورده میسازند است که ما اینجا دربارهیِ آن سخن میگوییم.
برای اینکه آسانتر بگیرید, یک آدم, بگوییم یک مرد نیاز جنسی دارد, او میتواند این نیاز را:
١. با دوستی با یک دختر برآورده کند.
٢. با خوابیدن با یک روسپی برآورد.
٣. با تجاوز! به یک کودک آنرا برآورد.
٤. ...
پس اینجا سخن از نیاز نیست, سخن شیوهیِ برآوردن همان نیاز است.
یه نفرتمنای شما برای سکس به بهانه فرزند، 1 شب است نه هزار شب!!
نه, در مردان گرایشهایِ جنسی و پیمانداری هست, زیرا فرزند آدمی از روی ناتوانی شگفتانگیزش (در همسنجی با دیگر پستانداران) برای بزرگ شدن هم به مادر و هم به پدر نیاز دارد.
ابزار "عشق" نیز از همینرو پدید آمده, که زن و مرد با پیمانداری به یکدیگر, تا چند سال کنار همدیگر بمانند و فرزند اشان را بزرگ کنند (برای همین هم سوزانترین عشقها پس از ≈٤ سال سرد میشوند, زیرا دیگر کارکرد سودمندی ندارد).
ولی این برای زمانی بود که مرد «دلباخته» شده باشد, اگر نه مردان میتوانند راهبردهایِ دیگری را هم بدنبالند
و برای نمونه, با ١٠٠ زن بخوابند و بگذارند ١٠٠ زن خودشان بچه را بزرگ کنند (٨٠ تای آنها هم بزرگ نشود, ٢٠ تایش میشود).
زنان هم باز راهبردهای دیگری دارند, میتوانند با یک مردِ "خوب" بخوابند و از او امنیت
بگیرند, ولی با یک مرد سکسی دیگر هم بخوابند و از او ژن بگیرند: راهبرد دو-بستری زنان (dual-mating strategy in women)
یه نفریادم به مثال خنده دارت در فیسبوک افتاد که بحث تلوزیون CRT و LED کردی..
آخرش هم گفتی زنان دست توی جیبشان نمیکنند و مسلما تلوزیون گران قیمت LED می خواهند!
زن که از وضع اقتصادی جامعه بی خبر است!!
درست است, گفته بودیم کمتر زنی مانند مردان میداند که دگرسانی LCD و LED نمونهوار در چیست, شما هم گفته بودی که نه, زن همیشه
میخواهد LED گرانتره را بخرد که ناخواسته مهر تائیدی بر این و یک سخن دیگر ما بود: زنان پول این چیزها را از جیب خودشان نمیدهند, برای همین همیشه گرانتره را میخواهند.
اگرنه از بیخ سخن دربارهیِ این بود که چه شمار زنی نمونهوار, میدانند دگرسانی فندین LED با LCD چیست, که روشن شد نمیدانند
و همان بهتره را تنها میخواهند! وظیفهیِ مرد است بداند کدام چرا و چگونه کار میکند و ..., برای زن همان قیافه و class اش مهم است.
یه نفربا این مثالت من میتونم به این نتیجه برسم مردان نباید دنبال گسترده کردن ژن و بقای نسلشان باشند. هزینه پرورش کودک بسیار بالاست.. این زنان خانه دارند که دنبال بقای ژن هستند و دست توی جیب نمی کنند!
پس به طور کلی این قضیه ژن و نسل و ... بهانه ای خوبی برای تمنای سکس نیست!!
فرجامیابی نادرستی است.
دگرسانی میان خواستههایِ زن و مرد و راههای برآورده شدن آنها, مایهیِ پیدایش ستیزهایِ درونی میشود, که امروز میتوانیم بگونهای زنان را برندهیِ کامگار این ستیز بدانیم.
یه نفربرو بچه پر روووووووووو
نه, من اینجا هستم تا پاسخ درخور و فراخور بدهم! (:
یه نفرآری. نقاب از رخ برداشته ام. من اینگونه خشن و بی مهر هستم!
بجایش ما نقابی نزدهایم و از روز یکم خودمان بودهایم.
پارسیگر
Mehrbodدرست است, گفته بودیم کمتر زنی مانند مردان میداند که دگرسانی[8] LCD و LED نمونهوار در چیست, شما هم گفته بودی که نه, زن همیشه
میخواهد LED گرانتره را بخرد که ناخواسته مهر تائیدی بر این و یک سخن دیگر ما بود: زنان پول این چیزها را از جیب خودشان نمیدهند, برای همین همیشه گرانتره را میخواهند.اگرنه از بیخ سخن دربارهیِ این بود که چه شمار زنی نمونهوار, میدانند دگرسانی فندین LED با LCD چیست, که روشن شد نمیدانند
و همان بهتره را تنها میخواهند! وظیفهیِ مرد است بداند کدام چرا و چگونه کار میکند و ..., برای زن همان قیافه و class اش مهم است.
حداقل رشته تحصیلی من این است. میدانم تفاوتش چیست. تو تفاوتش را بگو!
خیلی خنده داری! زنان همیشه طلاها و دستبند ها و حلقه ها و گردنبندهایشان را برای زندگی بهتر فروخته اند!
زنان همیشه وسایل خانه را خریده اند. جهیزیه
زنان همیشه مدیریت مالی خانه و خانواده را بر عهده داشتند..
الان توی جامعه ایران نیستی! وگرنه میدی زنان همه جا کار میکنند. ولی با حقوق کمتر
اصلا این روزها مردی با زن خانه نشین ازدواج نمیکند..
خودت که میدونی. من برای کار به شهر دیگری میروم. الانم اونجام..!
پس زنان همواره دنبال بهترین و ارتقا و پیشرفت بوده اند.
Mehrbodنه, در مردان گرایشهایِ جنسی و پیمانداری[3] هست, زیرا فرزند آدمی از روی ناتوانی شگفتانگیزش (در همسنجی[4] با دیگر پستانداران) برای بزرگ شدن هم به مادر و هم به پدر نیاز دارد.
ابزار "عشق" نیز از همینرو پدید آمده, که زن و مرد با پیمانداری به یکدیگر, تا چند سال کنار همدیگر بمانند و فرزند اشان را بزرگ کنند (برای همین هم سوزانترین عشقها پس از ≈٤ سال سرد میشوند, زیرا دیگر کارکرد سودمندی ندارد).
ولی این برای زمانی بود که مرد «دلباخته[5]» شده باشد, اگر نه مردان میتوانند راهبردهایِ[6] دیگری را هم بدنبالند[7]
و برای نمونه, با ١٠٠ زن بخوابند و بگذارند ١٠٠ زن خودشان بچه را بزرگ کنند (٨٠ تای آنها هم بزرگ نشود, ٢٠ تایش میشود).
زنان هم باز راهبردهای دیگری دارند, میتوانند با یک مردِ "خوب" بخوابند و از او امنیت
بگیرند, ولی با یک مرد سکسی دیگر هم بخوابند و از او ژن بگیرند: راهبرد دو-بستری زنان (dual-mating strategy in women)
این جواب حرف من بود؟ چه ربطی داشت؟؟!
گفته منو نقض نکرد. مردان دنبال سکس هستند نه گسترش ژن !
مردان برای سکس و کامیابی ازدواج میکنند و زنان برای ازدواج، سکس میکنند !
تفاوت اصلی اینجاست
یه نفرحداقل رشته تحصیلی من این است. میدانم تفاوتش چیست. تو تفاوتش را بگو!
ولی رشتهیِ کاری من نیست و باز هم میدانم! (:
سخن ما هم آماریک بود, چه شمار زنی میدانند, چه شمار مردی؟
یه نفرخیلی خنده داری! زنان همیشه طلاها و دستبند ها و حلقه ها و گردنبندهایشان را برای زندگی بهتر فروخته اند!
نه, نمونهیِ آورده شده خندهدار بود. یک اینکه چجوری است که زن از بیخ طلا و دستبند دارد و مرد ندارد!؟ آهان, ببخشائید, از همان مرد (شوهر+پدر) گرفته.
دو اینکه اینها را برای همسرش میفروشد, یا برای خودش و فرزند پارهیِ تن خودش!؟
یه نفرزنان همیشه وسایل خانه را خریده اند. جهیزیه
بیشتر به شوخی میخورد. جهیزیه کدام است, کدام زنی میرود با مردی که از خودش خانه, خودرو, کار, درآمد و ... ندارد همسری کند!؟
مردیکه اینها را دارد, بیگمان نیاز به چند تا جهیزیهیِ خانم ندارد.
یه نفرزنان همیشه مدیریت مالی خانه و خانواده را بر عهده داشتند..
این هم شوخی بامزهای است.
خود من سالهاست تنها زندگی میکنم و مدیریت هزینه هایم این اندازه ساده است که در کمتر از چند دقیقه در ماه ذهنی انجام میدهم! مدیریت مالی!!! مدیریت مالی ندارد, شما یک شماری پول باید برای یک شماری خدمات در ماه بدهید و یک درآمدی هم دارید, اینها را از هم کم میکنید میشود مدیریت شده! کلاس دوم دبستان به گمانم هر کسی اینها را میآموزد.
اینها افسانههایی است که از کارِ نمیدانم سخت و دشوار و جانکاه خانهداری! برای مردان ساختهاند!
رخت شستن با رختشوی کجا و کار کردن زیر برف و باران و آفتاب و یک پا در هوا روی داربست
ساختمانسازی کجا!؟ پخت و پز (که بسیار هم خوشیآور است) کجا و نمیدانم حفاری در سنگ معدن کجا! ؟
یه نفرالان توی جامعه ایران نیستی! وگرنه میدی زنان همه جا کار میکنند. ولی با حقوق کمتر
اصلا این روزها مردی با زن خانه نشین ازدواج نمیکند..
دستمزد کمتر از افسانههایِ همیشگی زنان. کدام زنی حفاری, عملگی, چاهکنی, لایروبی,
پاسداری و هزار یک کار کثیف دیگر را در ایران میکند؟ هیچکدام.
اصلا کدام زنی اینها را در غرب آزاد میکند؟ باز هم هیچکدام.
روشن است زمانیکه زن اینها را نکند, در میانگین پول زنان کمتری از مردان درمیاورند, هیچ جادویی هم در کار نیست.
یه نفرخودت که میدونی. من برای کار به شهر دیگری میروم. الانم اونجام..!
پس زنان همواره دنبال بهترین و ارتقا و پیشرفت بوده اند.
شما هم از سر ناچاری این کارها را میکنید و همینکه یک ترازی از هوشمندی نشان میدهید برای این است که در زندگی وادار به آموختن یک چیزهایی هم شدهاید.
بجایش تک تکِ مردان همینجور هستند و باید یا کار کنند, یا بروند بمیرند.
یه نفرمردان برای سکس و کامیابی ازدواج میکنند و زنان برای ازدواج، سکس میکنند !
تفاوت اصلی اینجاست
آفرین, سخن ما هم همین بود.
ازدواج برای زن:
١. کار نکردن در بیرون
٢. خوردن و خوابیدن و خرامیدن
٣. ...
ازدواج برای مرد:
١. کار کردن برای دو تن
٢. خرحمالی کردن بیشتر (تا هزینهیِ زندگی خودش و یکی دیگر فراهم شود)
٣. ...
به سخن دیگر, ازدواج زن یک قرارداد خودفروشی است که زن در برابر باز کردن پاهای خود و
سکس, از مرد پول و امنیت و زندگی آسوده میگیرد, مرد بجاش تنها چیزیکه بدست میاورد سکس است و بس.
از همینرو نیز ما بیشینهیِ مردانیکه ازدواج میکنند را کودن و نادان میخوانیم!
Mehrbodولی رشتهیِ کاری من نیست و باز هم میدانم! (:
سخن ما هم آماریک بود, چه شمار زنی میدانند, چه شمار مردی؟
Mehrbodنه, نمونهیِ آورده شده خندهدار بود. یک اینکه چجوری است که زن از بیخ طلا و دستبند دارد و مرد ندارد!؟ آهان, ببخشائید, از همان مرد (شوهر+پدر) گرفته.
دو اینکه اینها را برای همسرش میفروشد, یا برای خودش و فرزند پارهیِ تن خودش!؟
Mehrbodبیشتر به شوخی میخورد. جهیزیه کدام است, کدام زنی میرود با مردی که از خودش خانه, خودرو, کار, درآمد و ... ندارد همسری کند!؟
مردیکه اینها را دارد, بیگمان نیاز به چند تا جهیزیهیِ خانم ندارد.
Mehrbodدستمزد کمتر از افسانههایِ همیشگی زنان. کدام زنی حفاری, عملگی, چاهکنی, لایروبی,
پاسداری و هزار یک کار کثیف دیگر را در ایران میکند؟ هیچکدام.
اصلا کدام زنی اینها را در غرب آزاد میکند؟ باز هم هیچکدام.
واسه همه اینها اینقدر جواب دارم یک کتاب برات نویسم..
ولی اینو که دیدم واقعا از ته دل بهت خندیدم. مرسی. تنهاییم رو با شادی پر کردی..
نشون دادی خیلی بی مغزی..
Mehrbodخود من سالهاست تنها زندگی میکنم و مدیریت هزینه هایم این اندازه ساده است که در کمتر از چند دقیقه در ماه ذهنی انجام میدهم! مدیریت مالی!!! مدیریت مالی ندارد, شما یک شماری پول باید برای یک شماری خدمات در ماه بدهید و یک درآمدی هم دارید, اینها را از هم کم میکنید میشود مدیریت شده! کلاس دوم دبستان به گمانم هر کسی اینها را میآموزد.
آخه پسرک جوان! زندگی مجردی خودتو با زندگی متاهلی مقایسه میکنی؟؟!
مدیریت هزینه ها در چند دقیقه در ماه؟؟!
تو اصلا میدونی صرفه جویی برای اجاره خانه یعنی چی؟!
میدونی چجوری زندگی کنی که بتونی یه سقف از خودت بالای سرت داشته باشی؟ این مدیریت نمیخواد؟
اینکه هزینه رفت و آمد رو چجوری کم کنی تا پس انداز داشته باشی. تا حالا بهش فکر کردی؟
اینکه وسایل غیر ضروری نخری.
اینکه چجوری میمهانی بدی و میهمانی بری تا کمتر خرج کنی..
اینکه چجوری بیشتر پول درباوری..
اینکه چجوری ساده اما آسوده زندگی کنی..
اینکه چجوری پول بیمه و دکتر و .. بدی
اینکه چکار کنیم تا وسایل خونه خراب نشه
اینکه اگر شیر ظرف شویی خراب شد چجوری خودمون تعمیرش کنیم
اینکه یه ذره پول رو چجوری سرمایه گذاری کنیم تا سود بیشتری به دست بیاریم..
....
هزارتای دیگه که تو خبر نداری.. زندگی که مستی نیست!
خوندن این مثالها خودش بیشتر از چند دقیقه وقت برد!
خیلی کوتاه فکری...
Mehrbodآفرین, سخن ما هم همین بود.
ازدواج برای زن:
١. کار نکردن در بیرون
٢. خوردن و خوابیدن و خرامیدن
٣. ...ازدواج برای مرد:
١. کار کردن برای دو تن
٢. خرحمالی کردن بیشتر (تا هزینهیِ زندگی خودش و یکی دیگر فراهم شود)
٣. ...به سخن دیگر, ازدواج زن یک قرارداد خودفروشی است که زن در برابر باز کردن پاهای خود و
سکس, از مرد پول و امنیت و زندگی آسوده میگیرد, مرد بجاش تنها چیزیکه بدست میاورد سکس است و بس.از همینرو نیز ما بیشینهیِ مردانیکه ازدواج میکنند را کودن و نادان میخوانیم!
ازدواج برای زن:
1- آغاز بدبختی ها
2- آغاز تحمل بدرفتاری های شوهری که ادعای خرحمالی در بیرون از محیط کار میکند!!
3- خانه نشین شدن اجباری برای غرور بی جای مرد ( که من کار میکنم. تو لنگتو بده هواااا ضیفه!
)
4- سرکوب تمام امیالش
5- صبح تا شب در خانه حمالی کردن و به چشم نیامدن
6- تحمل خیانت همسرش
ازدواج برای مرد:
1- خورد و خوراک آماده به محض ورود به خانه
2- کیسه بکسی برای تخلیه روحی
3- سکس در قبال هیچ محبتی
4- نازشو کشیدن
5- شست و شویی تمامی لباس هایش
6- * درمواقعی خوردن پول کار کردن زنش
7- خوردن پول پدر زنش
8- ادعای تملک به دارایی خانواده زنش
9- آرامشی که از زنش میگیرد و به زنش نمی دهد
یه نفرواسه همه اینها اینقدر جواب دارم یک کتاب برات نویسم..
ولی اینو که دیدم واقعا از ته دل بهت خندیدم. مرسی. تنهاییم رو با شادی پر کردی..
نشون دادی خیلی بی مغزی..
اگر کسی به مهربد بگوید بی مغز, بیشتر خود اش بی مغز به نگر میاید, believe me (:
یه نفرآخه پسرک جوان! زندگی مجردی خودتو با زندگی متاهلی مقایسه میکنی؟؟!
مدیریت هزینه ها در چند دقیقه در ماه؟؟!
تو اصلا میدونی صرفه جویی برای اجاره خانه یعنی چی؟!
میدونی چجوری زندگی کنی که بتونی یه سقف از خودت بالای سرت داشته باشی؟ این مدیریت نمیخواد؟
اینکه هزینه رفت و آمد رو چجوری کم کنی تا پس انداز داشته باشی. تا حالا بهش فکر کردی؟
اینکه وسایل غیر ضروری نخری.
اینکه چجوری میمهانی بدی و میهمانی بری تا کمتر خرج کنی..
اینکه چجوری بیشتر پول درباوری..
اینکه چجوری ساده اما آسوده زندگی کنی..
اینکه چجوری پول بیمه و دکتر و .. بدی
اینکه چکار کنیم تا وسایل خونه خراب نشه
اینکه اگر شیر ظرف شویی خراب شد چجوری خودمون تعمیرش کنیم
اینکه یه ذره پول رو چجوری سرمایه گذاری کنیم تا سود بیشتری به دست بیاریم..
....
هزارتای دیگه که تو خبر نداری.. زندگی که مستی نیست!
اگر مدیریت مالی!!! ((: برایتان این اندازه کار دشوار و جانکاه و پیچیدهای است, میتوانید از من بیاموزید:
چه اندازه پول در ماه دارید = X
چه اندازه هزینههایِ بایا در ماه دارید (کرایه + برق + آب + ...) = Y
چه اندازه پول برای هزینههایِ ناخواسته (تعمیر, ...) کنار باید بگذارید = Z
پس, L = X - Y - Z
اکنون شما اندازهیِ L میتوانید مهمانی, nightclub, شام بیرون, وسیلهیِ خانه و ... بخرید و هزینه کنید.
صرفه جویی برای اجاره خانه = Y
اینکه هزینه رفت و آمد رو چجوری کم کنی تا پس انداز داشته باشی = Z
اینکه وسایل غیر ضروری نخری = L
اینکه چجوری میمهانی بدی و میهمانی بری تا کمتر خرج کنی = L
اینکه چجوری بیشتر پول درباوری = (((:
اینکه چجوری ساده اما آسوده زندگی کنی (((:
اینکه چجوری پول بیمه و دکتر و .. بدی = Y + Z
اینکه چکار کنیم تا وسایل خونه خراب نشه (((:
اینکه اگر شیر ظرف شویی خراب شد چجوری خودمون تعمیرش کنیم (((:
اینکه یه ذره پول رو چجوری سرمایه گذاری کنیم تا سود بیشتری به دست بیاریم.. (((:
....
هزارتای دیگه که تو خبر نداری.. زندگی که مستی نیست!
خندهها برای اینه که اینکارها (تعمیر شیر آب, پول درآوردن بیشتر, ...) را هم مرد میکند, نه زن! (((:
یه نفرخوندن این مثالها خودش بیشتر از چند دقیقه وقت برد!
خیلی کوتاه فکری...
خواندن اشان آری, ولی افمارش اشان نه.
اگر براستی اینها برای کسی دشوار بود, باید یکبار دیگر از نو دبستان برود بانوی گرامی!
پارسیگر
یه نفرازدواج برای زن:
1- آغاز بدبختی ها
no joke؟ کدام بدبختیها؟ آهان همانهایی که از ٢ میآغازند
... (:
یه نفر2- آغاز تحمل بدرفتاری های شوهری که ادعای خرحمالی در بیرون از محیط کار میکند!!
اگر مرد بد رفتار کند که خبری از سکس و شام هم نیست
و باید روی کاناپه بخوابد!؟
یه نفر3- خانه نشین شدن اجباری برای غرور بی جای مرد ( که من کار میکنم. تو لنگتو بده هواااا ضیفه! )
من از خدامه بتوانم همهیِ روز خانه باشم و کار نکنم, این افسانهها از کار سخت خانه
را گفتم, بروید به دیگران بگویید که فریبتان را
میخورند, خود من سالهاست تنها زندگی میکنم و از آروزهامه که بتوانم بی نیاز از کار بیرون, خانه بمانم و کتاب بخوانم و به گلها و درختچههای زیبایم آب بدهم!
یه نفر4- سرکوب تمام امیالش
کدام امیال!؟ مرد بیچاره که از خداشه زن کمی امیال سکسی نشان دهد, یا هتا امیال دانشیک نشان
بدهد و بشود با او یک گفتگوی درخور داشت!؟
یه نفر5- صبح تا شب در خانه حمالی کردن و به چشم نیامدن
بزرگترین دروغ زنان: خانهداری آسانترین کار جهان است. تازه خود من در خانهام
رختشوی و خشکشوی و ... هم ندارم و لباسهایم
را هم بیرون میبرم,
اگر نه با بودن اینها رسما برای نگهداری و برآوردن نیازهای خانه کمتر از ٥ ساعت در ماه شاید زمان نیاز باشد.
پخت و پز هم یکی از خوشیآورترین کارهای جهان است, برای من کاری از اینکه در آسودگی و با یک آهنگ پسزمینه در آشپزخانه خوراک دلخواه و خواستنی ام را بپزم, خوشیآورتر نیست.
تمیز نگهداشتن خانه هم که دیگر به شوخی میماند, یک جاروبرقی و طی کشیدن ٥ دقیقهای هم این روزها میشود کار سخت!؟
((:
به گفت هیتلر! هر چه دروغ بزرگتر باشد آسانتر باوریده میشود ...
یه نفر6- تحمل خیانت همسرش
این دیگر از کجا آمد!؟ مرد بدبخت اگر با سه شیفت کار رمقی برایش مانده بود, باور کنید به همان یک زن اش خوشنود میماند, نیازی به 2x کردن کوشش هایش و ٦ شیفته شدن ندارد!!
یه نفرازدواج برای مرد:
1- خورد و خوراک آماده به محض ورود به خانه
کدام خوراک آخر؟ همه اش که این روزها ماشینی است؟ با ٥ دقیقه کار میشود یک شامتر و تمیز در آورد (microwave اختراع مرد, گاز اختراع مرد, ...)
یه نفر2- کیسه بکسی برای تخلیه روحی
مگر مرد بیمار است که نیاز به کیسه بکس برای تخلیه روانی داشته باشد!؟ اگر هم اینچنین است, خود
این سخن بخوبی نشان میدهد کار بیرون چه اندازه روانکاه و سخت است که مرد را به این ناهنجاریها میاندازد!
یه نفر3- سکس در قبال هیچ محبتی
شوخی خوبی بود. زن اگر سکس نخواهد که شوهر نمیتواند بکند
آخر!
یا بفرمایید خودفروشی زن که بالا گفتیم مایهیِ خوشی نبردن اش در سکس این قرارداد ازدواج میشود; آه که چه اندازه از ته اندرون ام برای این زن بیچاره سوخت!!
یه نفر4- نازشو کشیدن
ببخشائید!؟ این زنها بودهاند و هستند که ناز دارند و ناز اشان را باید کشید. مرد که آخر ناز ندارد!!
یه نفر5- شست و شویی تمامی لباس هایش
(((:
یه نفر6- * درمواقعی خوردن پول کار کردن زنش
now we're getting into science fiction (((:
یه نفر7- خوردن پول پدر زنش
اگر که زد و پدر زن پولدار بود, که آنگاه میشود ستم به یک مرد دیگر: پدر زن.
یه نفر8- ادعای تملک به دارایی خانواده زنش
😲
یه نفر9- آرامشی که از زنش میگیرد و به زنش نمی دهد
😲 😆
بله. تو با فرمول جلو برو.. زندگی هم همه اش یکنواخت است.
بیماری و حادثه و رخداد هم از قبل تلفن میزنه و وقت میگیره که من کی برسم خدمتتون که مناسب باشه!
امیدوارم با همان X , Y , Z بتونی زندگی موفقی داشته باشی..
اینجا با کل الفبای فارسی و انگلیسی و یونانی هم باز نمیشه زندگی خوبی داشت.. مگر اینکه مدیریت مالی رو از دبستان دوباره بخونیم..
یه نفربله. تو با فرمول جلو برو.. زندگی هم همه اش یکنواخت است.
بیماری و حادثه و رخداد هم از قبل تلفن میزنه و وقت میگیره که من کی برسم خدمتتون که مناسب باشه!امیدوارم با همان X , Y , Z بتونی زندگی موفقی داشته باشی..
اینجا با کل الفبای فارسی و انگلیسی و یونانی هم باز نمیشه زندگی خوبی داشت.. مگر اینکه مدیریت مالی رو از دبستان دوباره بخونیم..
هزینههای ناخواسته که گفتیم میشوند Z.
شما باید هر ماه یک مقداری از پولتان را پس انداز کنید برای «روز مبادا».
اگر چیزی برای شما سخت بود, به این معنی نیست که در واقعیت هم چیز سختی است.
مدیری مالی خانه هم چیزی بیشتر از یک شوخی زننده نیست, شما که نمیخواهید هزینهیِ دخل و خرج microsoft را
در بیاورید, میخواهید ببینید با پولی که در ماه در میاورید چه هزینههایِ ثابتی دارید و چه اندازهاش را پس انداز باید
کنید و بجا مانده را هم میتوانید هر آنجور که میپسندید, هزینه کنید: بیرون, مهمانی, لوازم خانه, ...
اگر هم زنان مدیریت مالی را به عهده میگیرند برای این است که میخواهند پول خود اشان را از آن بردارند. لباسهای خانم, کفشهای
خانم و .. را که اسپاگتی هر ماه از آسمان فرونمیفرستد, همان پول دسترنج مرد هستند که خانم دارد "مدیریت مالی" میکند! (:
پنبه ی تک تک ادعا های شما پیشتر زده شده،شما هم بیهوده خود را خسته می کنید،به جای اینکه دقیقه ای چند پست بدهید قدری میان انبوه پیک های جستار زنامرد بگردید تا دریابید که سخنان تان چه مایه بی پایه است:
یه نفر2- آغاز تحمل بدرفتاری های شوهری که ادعای خرحمالی در بیرون از محیط کار میکند!!
طی سه مطلب کامل در همان پیج ستیز با مرد ستیزی به شما نشان دادیم که زنان هم انواع و اقسام بدرفتاری ها و خشونت ها را بر پاد مردان شان اعمال می کنند.بفرمایید نگاهی بیاندازید:
خشونت بر علیه مردان
[h=2]خشونت بر پاد مردان [/h]خشونت بر علیه مردان
3
یه نفر- خانه نشین شدن اجباری برای غرور بی جای مرد ( که من کار میکنم. تو لنگتو بده هواااا ضیفه! )
خانه نشین شدن زنان برای مردان سود چندانی ندارد،جز حمالی و بد بختی بیشتر.
یه نفر4- سرکوب تمام امیالش
😃لابد امیال جنسی
5
یه نفر- صبح تا شب در خانه حمالی کردن و به چشم نیامدن
بله خوب،البته کار خانه ای که هیچ تخصصی نمی خواهد و در امن ترین محیط کاری جهان صورت می گیرد که حتی معلول های ذهنی هم قادر به انجام آن هستند.
یه نفر6- تحمل خیانت همسرش
خیانت موضوعی دوسویه است.که البته برخی پژوهش ها برتری زنان را در این زمینه هم نشان می دهند.خوب البته اگر قدری به موضوع از دید منطقی بنگرید، خواهید فهمید که جنسی که روزی چندین شماره تلفن از مرد های احمق دریافت می کند و همواره گزینش گر بوده احتمال بیشتری برای خیانت اش می رود یا جنسی که خود را باید به در و دیوار بکوبد و همه جور جنگولک بازی در بیاورد تا همان یک دانه هم به او برسد.
یه نفر1- خورد و خوراک آماده به محض ورود به خانه
در این مورد مرد اگر فقط بخش مختصری از در آمد اش را به خورد و خوراک اختصاص دهد،هیچ نیازی به ازدواج ندارد.
یه نفر2- کیسه بکسی برای تخلیه روحی
بالاتر توضیح داده شد که مردان کیسه بوکس اند یا زنان.
یه نفر3- سکس در قبال هیچ محبتی
بله خوب،البته ما نمی دانستیم برای سکسی که هر دو طرف از ان لذت می برند،مردان باید بهای اضافی هم بپردازند.
یه نفر5- شست و شویی تمامی لباس هایش
6- * درمواقعی خوردن پول کار کردن زنش
7- خوردن پول پدر زنش
8- ادعای تملک به دارایی خانواده زنش
9- آرامشی که از زنش میگیرد و به زنش نمی دهد
مورد 5 هم با اختراع ماشین لباسشویی به دست همان مردان خردمند دیگر هیچ باری بر روی دوش زنان نیست.مرد برای شستن لباس هایش هیچ نیازی به زن ندارد.
موارد 6 تا 8 هم که مزخرفی بیش نیست و آنقدر نادر است که نیازی به بررسی ندارد.حتی اگر آنطور که می گویید هم باشد باز اینجا به یک مرد اجحاف شده:پدر زن.
مورد 9 هم که باز خنده دار تر است.مرد آرامش می گیرد؟زنی که گوشه ی خانه لم داده دیگر چه آرامشی بیش از این می خواهد.اساسا چه استرسی به زن وارد می شود که بخواهد آرامش او را از میان ببرد؟😷
Mehrbodno joke؟ کدام بدبختیها؟ آهان همانهایی که از ٢ میآغازند ... (:
im not same you
Mehrbodاگر مرد بد رفتار کند که خبری از سکس و شام هم نیست؟
سکس در فاحشه خانه انتظارش را میکشد و شام هم در رستوران با همان فاحشه مانند خودش. ولی زن از ترس کتک های شوهرش حتما شام میپزد..
Mehrbodمن از خدامه بتوانم همهیِ روز خانه باشم و کار نکنم, این افسانهها از کار سخت را گفتم, بروید به دیگران بگویید که فریبتان را
میخورند, خود من سالهاست تنها زندگی میکنم و از آروزهامه که بتوانم بی نیاز از کار بیرون, خانه بمانم و کتاب بخوانم و به گلهایم آب بدهم!
زندگی در خانه یعنی گل آب دادن! :-)
تو را با همین خیال راحت تنها میگذارم.. فردا توی ذوقت میخوره
Mehrbodکدام امیال!؟ مرد بیچاره که از خداشه زن کمی امیال سکسی نشان دهد, یا هتا امیال دانشیک بدهد و بشود با او یک گفتگوی درست و درخور داشت!؟
ها ها هاااا. امیال سکس! دیدی. نهایت امیالت به زیر شکمت ختم میشود!
Mehrbodزرگترین دروغ زنان: خانهداری آسانترین کار جهان است. تازه خود من در خانه رختشوی و خشکشو و ... هم ندارم و لباسهایم
را هم بیرون میبرم, اگر نه با بودنن اینها رسما برای نگهداری و برآوردن نیازهای خانهام کمتر از ٥ ساعت در ماه شاید زمان نیاز باشد.
پخت و پز هم یکی از خوشیآورترین کارهای جهان است, برای من کاری از اینکه در آسودگی و با یک آهنگ در آشپزخانه خوراک دلخواه و خواستنی ام را بپزم نیست.
تمیز نگهداشتن خانه هم که دیگر به شوخی میماند, یک جاروبرقی و طی ٥ دقیقهای هم این روزها میشود کار!؟ ((:
به گفت هیتلر! هر چه دروغ بزرگتر باشد آسانتر باوریده میشود ...
:-) لباس بشور. ظرف بشور. میز و کمد و تلوزیون و وسایل منزل گرد گیری کن. آشپزخانه بشور. دستشویی بشور. آیینه تمیز بکن. پرده ها رو بشور. جارو به دست بگیر و زیر مبل و میز و گوشه اتاق ها هم تمیز کن. نهار بپز. خوروش. پلو . دقت کن هر روز متفاوت باشه. گلدان ها رو آب بده :-)) از صبح سرپا همه این کارها رو بکنی. علاوه بر این بچه داری کن. مواظب باش چیزی از روی زمین نخوره. لباسش کثیف نشه. بهش شیر بده. پوشکش رو عوش کن. گریه نکنه. مریض نشه. بهش آموزش بده..
توی درس و مشقش کمکش کن. لباس تنش کن. مواضب باش سرویسش دیر نشه. مواظب نمره هایش باش./ برای خرید باهاش بری. با دلش راه بیایی. مریض شد سریع ببریش دکتر. آخر شب ظرف های شام و نهار رو بشوری.. خشک کنی. کدیریت کابینت خودش یه درس 3 واحدیه.. خبر نداری بخدا.. آشغال بگذاری دم در...
سرجمع 5 دقیقه؟ :-)
Mehrbodکدام خوراک؟ همه اش که این روزها ماشینی است؟ با ٥ دقیقه کار میشود یک شامتر و تمیز در آورد
چلو کباب 5 دقیقه! ساندویچ و پیتزا 5 دقیقه! انواع خورشت 5 دقیقه ! سالاد الویه 5 دقیقه! آش رشته 5 دقیقه! کوکو و شامی و کتلت 5 دقیقه!
سالاد 5 دقیقه!
احمق تر از چیزی هستی که فکر میکردم..
Mehrbodمگر مرد بیمار است که نیاز به کیسه بک برای تخلیه روانی داشته باشد!؟ اگر هم اینچنین است, خود
بخوبی نشان میدهد کار بیرون چه اندازه روانکاه است که مرد را به این ناهنجاریها میاندازد.
بیمار! کم تحمل! سوسول! بچه مامانی! هرچی دوس داری اسمش رو بگذار. مرد است دیگر.. عذرش موجه!! :-)
Mehrbodشوخی خوبی بود. زن اگر سکس نخواهد که شوهر نمیتواند داشته باشد, بفرمایید خودفروشی زن که بالا گفتیم مایهیِ خوشی نبردن اش در سکس میشود; آه که چه اندازه اندرون ام برای این زن بیچاره سوخت!!
مرسی.. :-)
زن اگر هیچ هم نخواهد باید مطیع شوهرش شود. وگرنه کرامات الکاتبین جواب گوی او خواهند بود.. زن اگر سکس نخواهد، شوهرش سریع مانند فاحشه ها میرود فاحشه خانه!
پس چه کاری هست؟! با بی میلی و از روی اجبار تن میدهد. نه عشق و مهر و محبت!
Mehrbodبخشائید!؟ این زنها هستند که ناز دارند؟ و ناز اشان را باید کشید. مرد که ناز ندارد!
خبر نداری مردان به سمت زنانگی حرکت کرده اند؟! آقا ( به قول شیرازیا سر خر) از راه اومده خستشه. گرمشه. کوه کنده!! باید با متانت باهاش حرف زد. دور و برش چرخید و آب و شربت بهش داد. بادش زد.. ساکت بود تا استراحت کند. بوی گند جورابش را تحمل کند تا از روی مبل بلند شود و برود اتاقش لباسش را در بیاورد.. نهارش سریع وارد شکمش کند..
بوی میخواهد! حرفهای عاشقانه میخواهد.. سیگار میخواهد!!
Mehrbod(((:
سوادت ته کشید!
Mehrbodاگر که زد و پدر زن پولدار بود, که آنگاه میشود ستم به یک مرد دیگر: پدر زن.
این قتل هایی که برای 70 هزار تومان هم میکنید ستم به مرد است؟!
جنگ هایی که برای قدرت طلبی کرده اید ستم به مرد است؟!
پسر، پدر خود را میکشد تا به تخت پادشاهی برسد. ستم به مرد است!
وقتی خودت به خودت رحم نمیکنی، چرا به ما رحم کنید!!
Mehrbodاگر نه با بودن اینها رسما برای نگهداری و برآوردن نیازهای خانه کمتر از ٥ ساعت در ماه شاید زمان نیاز باشد.
Mehrbodتمیز نگهداشتن خانه هم که دیگر به شوخی میماند, یک جاروبرقی و طی کشیدن ٥ دقیقهای هم این روزها میشود کار سخت!؟ ((:
مهربد جان قسمت قرمز مال سال هزار و سیصد و درشکه است !
امروزه در هر خانه ای یکی دو تا از اینها پیدا میشود :

خودش راه میوفتند ، تا سوراخهایی که هیچ بنی بشری دستش به آن نمیرسد را جارو میکند دست آخر هم میرود سر جایش تا دوباره شارژ شود ! که البته همین هم اختراع مردان است .
در خانه های نوساز با تکنولوژی های امروزی هم (مانند منزل ما) هوای خانه هر 3 ساعت یک بار به طور کلی کشیده میشود و هوای پاک و تمیز همواره جایگزین میشود . به این ترتیب از گرد و خاک و رطوبت و .... هم خبری نیست .
باز ننه بزرگ های ما این نق ها را بزنند میگوییم در منزل یک کاری میکردند
!

انگار در هر خانواده ای از اینهاست!
زن به شوهرش میگه از اینا بخر، مرده میگه زن تو دستت توی خرج نیست! میدونی چقدر گرونه؟! نمیخرم برات!
چه وضعشه؟! LED میخواهی - ماشین ظرف شویی هم میخواهی - جاروبرقی اتوماتیک هم میخواهی؟؟!
اینجوری میشه که مرد چیزی نمیخره!!