از تماشای آزار دیدن دیگران خیلی لذت میبرم، اما علاقهی زیادی به اعمال کردن آن شخصا و راسا ندارم.
قضاوت شما معتبر نیست چون خودتان از همه منحرفترید و آدرسهایی میگیرید که من پسر به عمرم نشنیدهام. 😂 اما یک چندتایی را میگویم: ۱. اعتیاد شدید به سکس مقعدی، چنانکه اگر ممکن بود اصلا طرف مهبل زن نمیرفتم! .. احتمالا در ارتباط با دخترها زیادی برای این کار اشتیاق نشان میدهم چراکه پدر مرا در میآورند تا بگذارند من به معبودم برسم.. دختر اگر باسن زیبا و خوشترکیبی داشته باشد و آنرا بنمایاند من از خود بیخود میشود و افسار آرامش و نگاه خیره به دوردستها و «با پا پیش کشیدن، با دست پس زدن» و ... همه از سرم میپرد و تنها فکر و خیالم میشود زودتر دریدن لباسهای او. پیش آمده که با دختری زیبا با کونی بهشتی رفتهام سر قرار اما آنقدر بیدست و پا بازی درآوردهام که انگار امگا، و یا آنقدر اشارات جنسی زودهنگام کردهام که دختر ترسیده و فرار کرده.. ضمنا به سینه کمابیش بیاعتنا هستم، اگر سینههای دختر صاف هم باشند چندان برایم مهم نیست. ۲. دوست دارم شریکم را غلغلک بدهم. خیلی لذت میبرم از اینکه زیر دستانم وول بخورد. ۳. من دوست دارم با زنان خواب سکس داشته باشم. اگر شب کنار دختری بخوابم قطعا صبح در حال تکان خوردن بیدار میشود! ...
دستگیر شدن وسط خیابان با تنبان پائین به اندازهی کافی شرمآور نیست؟ اسپاگتی، دختران این مملکت را دریاب! ایران نگو، سودوم..😣
شما منحرف نیستید، در واقع خیلی هم اندیشه معصومانه ای دارید :دی
اگر پارتنرتان را در حال سکس با دوستتان ببینید چه میکنید؟ حاضرید بهشان بپیوندید؟
۱-امیر گرامی آیا میتوانید آدم بکشید؟ اگر مثلا در ایران آزاد فردا خامنهای دست شما بیفتد میتوانید گلوی او را گوش تا گوش ببرید یا یک تیر در مغز او بزنید؟
۲-در مورد لنین با برداشت او از مارکسیسم چه فکر میکنید؟ مخصوصا نظریه vangurdism که یک حزب باید پیشروی انقلاب کارگری باشد ، یعنی سیستم تک حزبی در دورهٔ گذار!
۳- چگونه با یک مشت جانور بی فرهنگ در ایران سر میکنید؟ رانندگانی که قوانین را رعایت نمیکنند ، مردمی که عین گوسفند از خیابان رد میشوند ، حزبالهیها ، و بقیه!
۴- از کی اسلام را کنار گذاشتید؟
۵- آبجو مورد علاقه شما چه هست؟
۶-کدام ماده مخدر را مصرف کردید؟
۷- من شدیدا علاقمند به یادگیری زبان فرانسه هستم ، برای کسی که هیچ از فرانسه نمیداند چه کتابی را برای شروع پیشنهاد میکنید؟
من اون کسایی رو خودشون رو فقط "بازیگر حرفه ای" میدونند درک میکنم ولی کسی که واقعا بعضی چیزها رو "میفهمه" رو نمیتونم درک کنم که انرژی و انگیزه برای بازی،اون هم تقریبا به صورت تمام وقت! داشته باشه.
منتکشی هرگز، اما ناز به اندازه کشیدهام و میکشم. تفاوت آنها هم بار مثبت و منفیست که در خود دارند. مثلا اگر زنی تا خانهی من بیاید و «نه»ی واقعی به سکس با من بگوید، یعنی «نه» با زبان و «نه» با بدن، او را با تیپا از خانه/زندگیام بیرون میکنم. تحمل کردن چنین رفتاری، نادیده گرفتن آن، یا از اینها هم بدتر پذیرفتنش حقارتیست نابخشودنی و همردیف اختگی فیزیکی. اما اگر زنی بیاید و به عنوان مقاومت آخرین لحظه با زبان و عشوه بگوید «نــــه، نـــکن» و با بدن خودش را محکمتر به من بچسباند و بوسهها را عمیقتر بکند و ... قطعا نازش را آنقدر میکشم که هم فرصت توجیه همخوابگی با یک غریبه را به او داده باشم، هم خودم را «به دست آمدنی»تر کرده باشم و از افراط در بازی پرهیز بکنم، هم اینکه به او اطمینان بدهم هرچه با من بکند او را هرگز لاشی تلقی نخواهم کرد.
معمولا سر چه چیز هایی با دختران بهم میزنید؟(یعنی اینکه بهانه هایتان برای پیچاندنشان چیست؟)
بهانه آوردن بتاست. هر دختری یک تاریخ مصرفی دارد، از یکی با یکبار سکس خسته میشوم، با دیگری ممکن است ماهها رابطه داشته باشم ولی باز هم بخواهم. وقتی تاریخ مصرف سر آمد هیچ بهانهای لازم نیست، اگر بخواهم با دختری قطع رابطه بکنم دیگر زنگ نمیزنم و اگر زنگ زد با سردی و بیمیلی با او حرف میزنم، اگر سریش شد و پیغام را نگرفت دیگر جواب او را نمیدهم. مسئله اینست که من از روز اول به نحوی برخورد میکنم که هیچ دختری نمیتواند کوچکترین تصوری مبنی بر ماندن من پیدا بکند.
بعضی بازیکنان یکسری تکنیکهایی دارند که باعث پدید آمدن تصور «تعهد» در زن میشود، مثلا از آیندهی دور با هم صحبت می کنند(«امسال تابستون بریم شمال ویلای محسن، معنی مسافرت رفتن رو بفهمی» مثلا)، این باعث میشود احساس امنیت و امیدواری و آرامشی در دختر بوجود بیاید که بعد کار را آسانتر میکند. من ولی از این تکنیکها خوشم نمیآید، دختر میداند که دقیقا برای چه کاری آمده.
اگر پارتنرتان را در حال سکس با دوستتان ببینید چه میکنید؟ حاضرید بهشان بپیوندید؟
؟!
نه، تمام بدن و روان و جان زن مایملک شخصی و متعلق به منست، کوچکترین چالشی بر این مالکیت با قطع ارتباط کامل روبرو خواهد شد، حتی خودارضایی! آن «دوست» بدبخت و کذایی را هم برای همیشه طرد میکنم. بعضیها میگویند این رفتار بتاست و نباید اصلا اهمیتی بدهید که زن چه میکند و شما هم بروید بپیوندید به آنها و غیرت در ذات خود نوکری زنان است و ... من از آنها نیستم. زن یا با من و مال من است یا مال دیگران. حق انتخاب کامل هم دارد.
نه، تمام بدن و روان و جان زن مایملک شخصی و متعلق به منست،
پس اهل open relationship نیستید؟ من یک دختری بود حدود ۱ سال با هم زندگی کردیم ، دوست دختر حساب نمیشد ولی friend with benefit بود که ما با هم سکس داشتیم ولی جلوی همدیگر رو نیز نمیگرفتیم اگه جای دیگه بار میخورد!😄
سوالی که برام پیش اومده اینه که فکر میکنید ریشه فانتزی های جنسی افراد چی هست و چه مقدار صنعت پورن در فراگیر شدن اونها موثر بوده ؟
فانتزی را نمیدانم اما برای فتیش توضیحی دارم که آنرا با چند روانشناس تکاملی و آنتروپولوژیست درمیان گذاشتهام و آنها برایش اندکی اعتبار قائل شدهاند. بر مبنی آن علایق و سلایق جنسی مختلف پدیدهای هستند در ذات خود مردانه(همانطورکه ویویان گفت)، و برآمده از نیاز بشر به بهرهبرداری از تمام رحمهای موجود در یک جمعیت.
انحرافات جنسی منحصرا، یا دستکم به نحوی بسیار گسترده مردانه هستند چراکه مردان در تاریخ فرگشت خود هرگز توان نادیده گذاشتن یک رحم را نداشتهایم، ولو آنکه میخواهد در بدن زنی چاق، لاغر، کوتاه، بلند و ... قرار گرفته باشد. به سود مرد است که بتواند از همهی رحمهای موجود در یک جمعیت بهرهبرداری بکند، و مردی که نمیتواند (به هر دلیلی) بهترین گزینهی ممکن میان زنان را انتخاب بکند، ناچار است به همان که گیرش میآید رضا بدهد و اینجاست که «فتیشها» و «فانتزیها» وارد میدان می شوند و برای مثال عدهای انحراف زنان چاق را پیدا میکنند که برای مردان عادی یا سطح بالا چندش آور هستند و ...
برای هر مدل زنی که در این جهان وجود دارد یک انحرافی هم هست، زن دارای زخم جراحی، زن دارای انگشت اضافه، زن دارای زبان ترک خورده، زنی که دست یا پای او را بریده اند، زنی که میشلد، زنی که پاهای بزرگی دارد، زنی که پستانهای کوچکی دارد و ... بجز «زن بسیار زشت» برای هر مدل زنی یک فتیش و انحراف وجود دارد، اما دربارهی مردان این گونه نیست. یعنی هیچ زنی را پیدا نمیکنید که بطور فعال و خودانگیخته برود دنبال مردی که پایش را بریدهاند.. یا ممکن است پیدا بکنید اما شاید عدد خام یک زن در برابر یک هزار مرد باشد.
3 - تا حالا کتک کاری کرده اید ؟ اگر آری کتک خورده اید یا زده اید ؟
خیلی بیش از آنچه که تصور میکنید. در ایران ماهی یکی دوبار با دیگران دست به گریبان میشوم چراکه هیچکس حریم شما را رعایت نمیکند و پا که از در خانه بیرون میگذارید چنان است که گویی همه قصد نابود کردن شما را دارند. بیشتر دعواهایی که در آنها بودهام سرپایی و درحد یکی دو مشت و سیلی بودهاند، گاهی زدهام و گاهی هم خوردهام. یکی دو بار کار بیخ پیدا کرده و دعوا خیلی جدی شده، یک بار بینی مرا مردک نیمهخلی با ضربهی سر شکست!
5 - به نظرتان اگر 1400 سال پیش اعراب به ایران حمله نمیکردند وضعیت ایرانِ امروز چگونه بود ؟
نمیدانم. تاریخ رخ داده و بجز همان که شده هرگز نمیتوانسته جور دیگری باشد. خیال پردازی دربارهی آنهم کار رماننویسان تاریخ است که برای این کار پول میگیرند و به کار ما نمیآید. اما نوع برخورد نادرست و افراطی – تفریط در جایگاه مذهب پیش از اسلام هم در ایران بوده و دربار ساسانی را بیمار کرده بوده. زورمندی آخوند مشکل امروز و دیروز نیست.
6 - بالاتر نوشته بودید که دوج شارژر 68 دوست دارید ، نظرتون راجع به موستانگِ شلبی چیست ؟
خیلی زیباست و صدای موتور آن به موسیقی بهشتی میماند، اما از آنجاکه بیشتر مصرفکنندگانش جوانان سبکسر بودهاند تمیز آنرا پیدا کردن با بودجهی معقول عملا غیرممکن است. من شارژر تمیز یکی در اروپا سراغ داشتم که صاحب آن ۳۵ هزار یورو قیمت زده بود، پولم را هم برای خریدش جمع کرده بودم که تصمیم به بازگشت گرفتم. الان در ایران دو سه نفر هستند که بدنه سالم شارژر را به قیمت خیلی کمتر(۵۰ – ۶۰ میلیون تومان)میدهند ولی بدبختی اینست که در ایران لوازم این ماشینها را نمیتوان پیدا کرد و نوسازی فنی آنها میسر نیست. اینست که ما فعلا به یکی از همین زبالههای پلاستیکی شرق آسیا رضا دادهایم..
که ما روزانه بیش از سه برابر نیاز کل جمعیت کرهی زمین غذا تولید میکنیم.
و بسیاری از آن را دور میریزیم! تنها میزان خوراکی که در یک روز در تنها شعبه های McDonald در آلمان دور ریخته میشود میتواند کل گرسنگان آفریقا را سیر کند! میزان یک سالش باعث میشود گرسنگان آفریق از چربی خون و اوره و نقرس و ... بمیرند!!!! من هنوز این کار آلمانی ها را درک نمیکنم! مازاد نیاز تولید میکنند - سپس دستور میدهند که آن خوراکی تنها همان روز میتواند در فروشگاه بماند و پس از آن باید دور ریخته شود.
منظورت رفع نیاز جنسیه 😬 ؟ من به طور کلی گفتم ، اما امیرم رو که مطمئنم نیازهاش رفع میشه ، حتی ممکنه دچار مسمومیت هم بشه 😄 !!
آره 😒
امیر چرا زیر یوزرتان نوشتید متجاوز بالقوه؟ میدانید متجاوزین بالقوه بیشتر افراد محرومیت جنسی کشیده هستند؟ تمام مردانی که من در خیابان دیده ام و به نگرم متجاوز بالقوه رسیده اند مردانی فوق العاده نفرت انگیز و از نظر جاذبه های جنسی برای زنان خیلی منفی بوده اند.
۱-امیر گرامی آیا میتوانید آدم بکشید؟ اگر مثلا در ایران آزاد فردا خامنهای دست شما بیفتد میتوانید گلوی او را گوش تا گوش ببرید یا یک تیر در مغز او بزنید؟
درود بر شما کسرای ارجمند. بله بیشک میتوانم آدم بکشم اما نه از روی انتقامجویی و ... تنها برای نجات جان خودم.
۲-در مورد لنین با برداشت او از مارکسیسم چه فکر میکنید؟ مخصوصا نظریه vangurdism که یک حزب باید پیشروی انقلاب کارگری باشد ، یعنی سیستم تک حزبی در دورهٔ گذار!
مخالفم. حزب چیزی بجز دستگاهی برای پخش قدرت میان اعضای خود نیست، و در واقع خیلی زود به دولتی درون دولت تبدیل میشود و امکان کنترل آن از دست همه خارج میشود. خاصه آنکه لنین شخصا هیچ اعتقادی به «مکانیزمهای پشگیرنده» نداشت و آنها را بخشی از فریب بورژوازی تحت مناسبات سرمایه داری میدانست و حزبی که از پرولتاریاست نیازی به کنترل شدن ندارد. ما خیلی زود دیدیم که «شبان خلق» در برابر خیزش استالین به قدرت و ترور تمام عناصر انقلابی و تبدیل حزب به بازیچهای برای نمایش عمومی هیچ مقاومت معناداری نشان نداد. اینرا هم باید بدانیم که لنین گناهی نداشت و هنگامی که قدرت را بدست آورد هیچ تز معناداری برای ادارهی کشور به نحوی سوسیالیستی نداشت، و همچنانکه پوپر به درستی اشاره میکند مارکس دربارهی پس از انقلاب بسیار کم نوشت و آنچه هم که نوشت بیشتر کلیگوییهای بیمعنایی بود از قبیل «از هرکس به اندازهی توانش، به هرکس به اندازهی نیازش» که عملا کاربردی ندارد. «سیاست جدید اقتصادی» لنین هیچ ربطی به نوشتههای مارکس نداشت و نظریهی رهبری حزب در مقام عنصر پیشتاز برای پاسخ به این ایراد ِ به جای منشویکها طراحی شده بود که میگفتند روسیهی عقبماندهی دهقانی-فئودالی که هنوز سرمایهداری ندارد چگونه میخواهد به مرحلهی نهایی آن یعنی سوسیالیسم برسد. لنین در پاسخ این ایده را طرح کرد که حزبی دلسوز خلق را به سمت گذار از مراحل مختلف توسعهی اقتصادی و اجتماعی رهنمون خواهد شد. هم مفهوم «حزب پیشتاز»، و هم «سیاست اقتصادی جدید» را تاریخ نشان داد که کاریکاتوری مضحک از تجربهی سوسیالیستی بودند و سر از ناکجا آبادهای ناجوری در آوردند، نه خلق توان مهار قدرت سرکوبگر و ماشین کشتار حزب و شخصی که در راس آن قرار گرفته بود را داشت و نه «سرمایهداری دولتی» لنین هرگز به «مرحلهی بعدی» رسید. این درست است که اندیشهی آزموده شده و شکست خورده در قرن بیستم چیزی بجز همین «سرمایه داری دولتی» لنین به اشکال مختلف نبود، اما سوالی مهمتر اینجا مطرح میشود: چرا برخلاف پیشبینی مارکس که گمان میکرد انگلستان و فرانسه در شرف انقلاب هستند، هیچ خیزش سوسیالیستی موفقی در هیچ کشور سرمایهداری پیشرفتهای رخ نداد؟ تقریبا تمام کشورهای «سوسیالیستی» قرن بیستم(به استثنای آلمان؟)کشورهای عقبماندهی دهقانی-فئودالی بودند.
۳- چگونه با یک مشت جانور بی فرهنگ در ایران سر میکنید؟ رانندگانی که قوانین را رعایت نمیکنند ، مردمی که عین گوسفند از خیابان رد میشوند ، حزبالهیها ، و بقیه!
دوست گرامی اینهم کمی سیاهنمایی و بزرگنماییست. مردم ایران با در نظر گرفتن بلاهایی که طی صد سال اخیر بر سرشان آمده و همچنان میآید خیلی جلوتر از آن چیزی هستند که میباید باشند. جامعهی ایرانی هم انباشته از آدمهای بینظیر و حسابیست که مثل آنها را جای دیگری نمیتوان پیدا کرد. البته همین آدمها کنار هم که قرار میگیرند و در قالب «جمع» موجودات ناجوری میشوند ولی آن برای من چندان آزار دهنده نیست که به نظر میرسد برای دوستان است. ولی خب درگیری و مکافات هم گاهی پیش میآید و سعی میکنم در آن مواقع چیزهای خوب را دائم به خودم یادآوری بکنم!
پیشتر به این پرسش پاسخ دادهام. پدر و مادر من هر دو کمونیست، عضو رسمی حزب توده در آن مدت کوتاهی که امکان رسمی بودن داشت و تا به امروز «انقلابیون» مومنی هستند که بچههایشان را با آنچه خود تربیت درست سکولار میدانستند بار آوردند و همیشه حواسشان بود دینی دبستان و قرآن و ... روی ما اثری نگذارد. پدر من کتاب دینی را باز میکرد، از آن میخواند و سپس با صدای بلند برای ما دلیل اشتباه بودن آنرا توضیح میداد.. بساطی بود برای خودش.. هنوز هم هست.. فرض بکنید زندگی با مزدک، ضرب در دو .. من اگر میخواستم با دوستانم بروم تماشای دسته و هیئت باید از خانه فرار میکردم و بعد که میفهمیدند داستان داشتیم..!
ایرادی هم نمیشد به آنها گرفت، رفقایشان را در زندان کشته بودند.. صدای اذان برای ما اگر مزاحمت صوتیست برای آنها یادآور شکنجههای دوستانشان بود.. پدر من ماجرای اعتصابغذای گنجی را با شادمانی دنبال میکرد و از اسارت و عذاب او به نوعی شادمان بود که «این مزدور چپیها را با قمه می زد» و ... ضمنا این بحثها که به تازگی اینجا می شود ما با آنها بزرگ شدیم. گاهی برای «کفرگویی» و جلب توجه من بلند میگفتم «پرنس اولیانف»، به نشانهی یادآوری عقبهی اشرافی لنین و پدرم از کوره در میرفت و ماجرا درست میکرد..
هیچکدام بجز الاسدی به من نمیسازد. کلا من فقط از مصرف توهمزاها لذت میبرم و هیچ نمیدانم که «محرکها» را مردم چرا مصرف میکنند؟ آدم را مضطرب و دلنگران و لرزان و ... میکنند.. به خصوص کوک.
۷- من شدیدا علاقمند به یادگیری زبان فرانسه هستم ، برای کسی که هیچ از فرانسه نمیداند چه کتابی را برای شروع پیشنهاد میکنید؟
به نظر من باید زبان را از مکالمه آغاز کرد و تنها زمانی که توانایی گفتاری و شنیداری به سطح ایدهآل رسید، به سراغ خواندن و نوشتن رفت و هنگامی که خواندن و نوشتن کامل شد، تازه گرامر را آموخت. پس به جای کتاب، من دو متد پیمزلر و میشل توماس را به شما پیشنهاد میکنم و پس از آن سینمای فرانسه.
من اون کسایی رو خودشون رو فقط "بازیگر حرفه ای" میدونند درک میکنم ولی کسی که واقعا بعضی چیزها رو "میفهمه" رو نمیتونم درک کنم که انرژی و انگیزه برای بازی،اون هم تقریبا به صورت تمام وقت! داشته باشه.
شما از جلق زدن و انزوای مطلق جنسی خسته نمیشوید؟ 😄🌹
در پاسخ جدی به سوال شما اما باید بگویم که چرا بازی گاهی برایم خسته کننده میشود. اینها همان مواقعی هستند که زیباترین دختر در دسترس را سوا میکنم و رابطهای بلندمدت با او ترتیب میدهم. اما چیزی که خیلی برای من خسته کنندهتر است و هرگز نمیتوانم خود را در آن تصور بکنم رابطهای طولانی و مداوم با یک نفر است. در این دنیا هیچ چیزی بدتر از زن تکراری نیست، حتی زن زشت! اینست که چند ماه درون رابطه، جانم به لب میرسد و گریزان میشوم. یا در یک مورد تبدیل به آدم بدخلق و به شدت Passive-aggressive شدم که هی جنجال و دعوای بیمورد به راه میانداخت.
پس اهل open relationship نیستید؟ من یک دختری بود حدود ۱ سال با هم زندگی کردیم ، دوست دختر حساب نمیشد ولی friend with benefit بود که ما با هم سکس داشتیم ولی جلوی همدیگر رو نیز نمیگرفتیم اگه جای دیگه بار میخورد!
من همهی روابطم به نوعی «باز» هستند، اما فقط یک سرشان باز است! 😃 من حق خوابیدن با هرکس که خواستم را برای خودم قائل میشوم
اما از زن توقع وفاداری کامل دارم، ولو آنکه یکی از چهار زن ِ حاضر در زندگیام باشد!
اینطور هم نیست که به توافق برسیم و من به او چیزی بگویم، شما به هر زنی بگویید «بیا من بروم با دیگران بخوابم اما تو در خانه بمان» شما را با چوب میراند، بلکه جوری رفتار میکنم که او خودش همیشه شک دارد و من کارم را میکنم اما به روی هم نمیآوریم.
امیر چرا زیر یوزرتان نوشتید متجاوز بالقوه؟ میدانید متجاوزین بالقوه بیشتر افراد محرومیت جنسی کشیده هستند؟ تمام مردانی که من در خیابان دیده ام و به نگرم متجاوز بالقوه رسیده اند مردانی فوق العاده نفرت انگیز و از نظر جاذبه های جنسی برای زنان خیلی منفی بوده اند.
این کنایهای است به ایرانبانو که در بحثی میگفت «تمام مردان بخاطر مرد بودن متجاوز بالقوه هستند» مگر اینکه خلافش ثابت بشود. حالا آنرا دگرگون میکنم چون الان یکسالیست که آن زیر جا خوش کرده..
پیرامون روشنفکران قبل از انقلاب چه میاندیشی؟ بطور بخصوص جلال آلاحمد (البته اگر او را اصلا روشنفکر میدانی)؟
پس از انقلاب چه متفکران/روشنفکران فارسی زبانی بنظرت شاخص آمدهاند؟(تعداد را بسته به حال و حوصلهات خودت انتخاب کن)
دربارهیِ اگزیستانسیالیسم نظرت چیست؟ بطور خاص سارتر.
و بطور جداگانه نظرت را دربارهیِ نیچه بگو و در این میان بنظرت خوانش درست او چگونه است؟ شعرگونه و... یا تا حدی تحتاللفظی یا...؟
در آخر هم خاطرت باشد خیلی وقت پیش دربارهیِ هیچنز ازت پرسیدم و مختصر گفتی he is full of Crap !! اما برایم جالب است اکنون با فاصلهیِ بیشتری که از آن دوران گرفتهام آنچه نقطه مثبت یا منفی در او یا افرادی نظیر او میبینی (اگر کسی واقعا باشد) بگویی، بنظر من زندگی او از آغازش با انقلاب جنسیتی 68 تا درگیری دست آخر او با چپ/چپنماها یا هر چه نامش را بگذاریم جنبههای جالبی بنظرم دارد.
این هم برای اینکه سفارش کردی همه سوالات زیر کمی نباشد 😜
نه، تمام بدن و روان و جان زن مایملک شخصی و متعلق به منست، کوچکترین چالشی بر این مالکیت با قطع ارتباط کامل روبرو خواهد شد، حتی خودارضایی! آن «دوست» بدبخت و کذایی را هم برای همیشه طرد میکنم. بعضیها میگویند این رفتار بتاست و نباید اصلا اهمیتی بدهید که زن چه میکند و شما هم بروید بپیوندید به آنها و غیرت در ذات خود نوکری زنان است و ... من از آنها نیستم. زن یا با من و مال من است یا مال دیگران. حق انتخاب کامل هم دارد.
حالا این رفتار بالاخره آلفاست یا بتا که بدان نه میگویی؟
من کراک یکبار مصرف کردم آن هم یک ًپک که بسیار بد بود ، مزه پلاستیک میداد و اصلا هم high نکرد من رو! magic mushroom هم چندین بار مصرف کردم که یک ماده توهم زا هست ، یعنی یک چیزهایی میبینید که وجود ندارند ، آیا شما این ماده را مصرف کردید؟ من دوست دارم LSD را نیز امتحان کنم! فرق توهم magic mushroom با LSD میدانید چیست در نوع توهم دیدن! در magic mushrooms کار اصلی که میکند این هست که تمامی رنگها با یکدیگر مخلوط میشود
شما از جلق زدن و انزوای مطلق جنسی خسته نمیشوید؟ 😄🌹
در پاسخ جدی به سوال شما اما باید بگویم که چرا بازی گاهی برایم خسته کننده میشود. اینها همان مواقعی هستند که زیباترین دختر در دسترس را سوا میکنم و رابطهای بلندمدت با او ترتیب میدهم. اما چیزی که خیلی برای من خسته کنندهتر است و هرگز نمیتوانم خود را در آن تصور بکنم رابطهای طولانی و مداوم با یک نفر است. در این دنیا هیچ چیزی بدتر از زن تکراری نیست، حتی زن زشت! اینست که چند ماه درون رابطه، جانم به لب میرسد و گریزان میشوم. یا در یک مورد تبدیل به آدم بدخلق و به شدت Passive-aggressive شدم که هی جنجال و دعوای بیمورد به راه میانداخت.
متاسفانه آدما نمیزارند توی انزوای مطلق باشم:))
نه نه،اصلا منظور من از بازی، داشتن رابطه های کوتاه مدت نیست،اتفاقا من انحطاط روابط رو به خاطر بلند مدت بودنشون میدونم. منظورم این بود که آدم بدون بازی هم میتونه روابط کوتاه مدت داشته باشه، بله البته شمار پارتنرهای در دسترس کم میشه ولی همچنان اونقدری هست که نیاز به رابطه بلند مدت نباشه. من فکر میکنم حداقل الان اونقدرا هم ذوب شده در بازی نیستی و بیشتر به صورت محدود انجامش میدی.
هیچ تاثیری ندارد ، اگر پاتوق سواره میروید و میخواهید به جای هوش، منش، کردار، گفتار و «بازی» ماشین شما کارتان را برایتان انجام بدهد خب طبیعیست که ماشین مدل بالا نیاز دارید، بالای دویست میلیون. اما من پاتوق سواره هم رفتهام کالیبر زیبایی دخترها ۶ و کالیبر لاشی بودن آنها ۱۰ است. پاتوق پیاده، خیابان، مراکز خرید و ... ماشین نیاز ندارند و زیباترین دخترها را همینجاها میبینید. کلا موقعیت مالی شما هیچ اهمیتی فراتر از همان لژستیک(وسیلهی رفت و آمد، مکان، خرج یکی دو قرار اول و ...)ندارد.
پیرامون روشنفکران قبل از انقلاب چه میاندیشی؟ بطور بخصوص جلال آلاحمد (البته اگر او را اصلا روشنفکر میدانی)؟
ارزش چندانی برایشان قائل نیستم. رسالت روشنفکری در مرحلهی اول باید نقد عمیقترین دگمهای جامعه باشد نه حمله به بخشی از آنها برای تثبیت برخی دیگر. بر این مبنی کسی در حد کسروی شاید خیلی روشنفکرتر از آلاحمد بوده. بعد هم باید دید اندیشههای اینها چه راهگشای از ملت ایران کرد و مسیری را که با افکارشان روشن کردند به کجا رسید، که باز همین بیراهه است. بعضی از آنها رذل و دروغگو هستند مثل شریعتی، برخی دیگر درون تهی و حتی کمیک مثل فردید.
پس از انقلاب چه متفکران/روشنفکران فارسی زبانی بنظرت شاخص آمدهاند؟(تعداد را بسته به حال و حوصلهات خودت انتخاب کن)
ما اندیشهی بکری تولید نکردهایم اما در مسیر درستی برای این کار قرار گرفتهایم، که همانا آموختن اصولیتر و گستردهتر اندیشههای موجود است. بابک احمدی در این ماجرا نقش خوبی داشته. داریوش آشوری سنت حسنهی مطالعهی مستقیم ترجمههای حرفهای از آثار فلسفی را در ایران بنا نهاد... 😓
دربارهیِ اگزیستانسیالیسم نظرت چیست؟ بطور خاص سارتر.
نویسندهی خوبی بود ولی دربارهی موضوعاتی صحبت کرد که نمیباید و خودش هم احتمالا در پایان عمر پشیمان شده بود. در فرانسه هم مثل ایران(در واقع شاید این سنت نکوهیده از فرانسه به ایران آمده باشد)از آدم خوشنام و معتبر توقع دارند دربارهی هر چیز یک نظر بدیع و کارشناسی و دقیقی ارائه بدهد. اینست که سارتر یک روز به هوسرل آویزان میشد و آن حرفهای مضحک را دربارهی «بودن و هستن» میزد، یک روز از باند «بادرماینهف» حمایت میکرد و ... چیزی شبیه به شاملو در ایران، ضرب در ده!
و بطور جداگانه نظرت را دربارهیِ نیچه بگو و در این میان بنظرت خوانش درست او چگونه است؟ شعرگونه و... یا تا حدی تحتاللفظی یا...؟
به گمان من نظرات نیچه دربارهی قدرت مایهی شرمندگیست، ولی ما میبینیم که در ایران همین بخش از نظریات او از همه محبوبتر است. آنچه دربارهی آگاهی و شناخت نوشته اما هنوز معتبر و جالب به نظر میرسد. در ایران محبوبیت او احتمالا به اشارهای که به «زرتشت» داشته و زنده شدن دوبارهی تمایلات ناسیونالیستی در جوانان ایرانی مرتبط باشد، اگرنه مقرمط بافیهای یک فیلسوف قرن نوزدهمی چرا باید صدها هزار مجلد فروش بکند انگار کتاب خاطرات زن شاه است؟ خواندن آثار او هم باید شعرگونه باشد یعنی در پی معنای پنهان و ضمنی و استعاری و ... باشید.
در آخر هم خاطرت باشد خیلی وقت پیش دربارهیِ هیچنز ازت پرسیدم و مختصر گفتی he is full of Crap !! اما برایم جالب است اکنون با فاصلهیِ بیشتری که از آن دوران گرفتهام آنچه نقطه مثبت یا منفی در او یا افرادی نظیر او میبینی (اگر کسی واقعا باشد) بگویی، بنظر من زندگی او از آغازش با انقلاب جنسیتی 68 تا درگیری دست آخر او با چپ/چپنماها یا هر چه نامش را بگذاریم جنبههای جالبی بنظرم دارد.
بله قطعا جنبههای جالبی دارد، اما این «آلفابازیها» در دنیای اندیشه و سخن که خوشبختانه مردانه هستند جایی ندارد و نمیباید هم داشته باشد. کسی مثل هیچنز نه اندیشهی بکری داشت، نه سخن جدیدی آورد و نه به آنچه میگفت اعتقاد چندانی داشت. با اینهمه چنان نخوتی در رفتارش نشان میداد که گویی یک فیلسوف تمام عیار است چون به مادر ترزا حمله کرده و برضد دگماتیسم کلیسا نوشته. باز برمیگردد به همان رسالت روشنفکری و حمله به قویترین حلقهی زنجیر اسارت. بپذیرید یا نه اکنون در «جامعه» ، چه در ایران و چه در غرب مذهب بیآبرو و کماثر و ناتوان است. مهمترین و قدرتمندترین پنجهها به گلوی مردم از جای دیگری هستند. کسانی که شما اجازهی نقدشان را ندارید کسان دیگری هستند. آنهایی که تضاد منافعشان با دین به گسترش و همه گیری دینگریزی انجامیده جای بجز کلیسا و مسجد نشستهاند و ... ولتر به گمانم میگفت برای آنکه بدانید چه کسی بر شما حکومت میکند بگردید ببینید چه کسی را اجازه ندارید نقد بکنید. هیچنز به اسب مرده لگد میزد و طوری رفتار میکرد که انگار به هماوردی پرابهت و قدرت غلبه کرده. در ایران امروز هم اینرا میبینیم.
همینکه شما اهمییت میدهید زن به چه کسی داده یا چه کسی او را کرده و ... یعنی زیادتر از اندازه سرمایهگذاری عاطفی کردهاید، یعنی او برایتان زیادی مهم است. اما آنچه برای من بسیار جالب است درک و برخورد مردان بتای هنوز در بند ماتریکس با تفاوت میان کنش و باور است، چنانکه گویی از وجود آن اطلاعی ندارند. برای مثال هنگامی که ما میگوییم «مهرورزی خود را مشروط و اقساطی و کلکسیونی بکنید» مرد بتا میشنود که «زن را دوست نداشته باشید»! حال آنچه ما میگوییم اینست که «نمایش» مهر و علاقهی خود را کنترل بکنید و چنان نباشد که تا فیها خالدون دل و رودهی عواطف شما وسط خیابان ولو باشد، هر قدر میخواهید زن را دوست بدارید به ما چه!
اینهم موقعیت مشابهیست، بیشتر تئوریسینهای منتقد «اهمییت دادن» حرفشان اینست که هرگونه مهم شمردن سرنوشت جنسی زن برآمده از رویاپردازی پیرامون تقدس مهبل و کسپرستی و پایبندی به تصویر «الههی مقدس» از زن است که مرد بتا در ذهن خود برپا ساخته و میپرستد. اینها در نظر نمیگیرند که اهمییت دادن دو بعد درونی و بیرونی دارد، و شما میتوانید اهمیتی ندهید اما «وانمود بکنید» که اهمیت میدهید، یعنی همزمان در ذهن خود بدانید و این دانسته را درونی کرده باشید که «تمام زنان پتانسیل لاشی شدن دارند»، اما در زندگی روزمره طوری رفتار بکنید که انگار از او توقع وفاداری دارید.
در کل به نظر من تقسیم کردن زن با مرد(ان) دیگر حد نهایت متصور ِ امگابودگی و بازندگی مرد است، و اگر کسی از آن لذت میبرد و «فتیش» دارد بهتر است هرچه زودتر چند متر طناب مرغوب تهیه کرده خود را از ارتفاع متناسب حلقآویز بکند.
من کراک یکبار مصرف کردم آن هم یک ًپک که بسیار بد بود ، مزه پلاستیک میداد و اصلا هم high نکرد من رو! magic mushroom هم چندین بار مصرف کردم که یک ماده توهم زا هست ، یعنی یک چیزهایی میبینید که وجود ندارند ، آیا شما این ماده را مصرف کردید؟ من دوست دارم LSD را نیز امتحان کنم! فرق توهم magic mushroom با LSD میدانید چیست در نوع توهم دیدن! در magic mushrooms کار اصلی که میکند این هست که تمامی رنگها با یکدیگر مخلوط میشود
نه تجربه نکردهام، اما شنیدهام. من تجربهی الاسدی همیشه برایم توام با احساس بیوزنی و درخشنده شدن همه چیز است، انگار که از شیشه درست شده باشند. خیلی هم برایم لذتبخش و زیبا و آرامش آورست.
آیا باکرگی برای شما معیار همسرگزینی میباشد؟ توضیح بدهید.
بله قطعا، باکرگی یا دستکم شمار اندک شرکای جنسی زن و سن از دست دادن بکارت برایم بسیار مهم خواهد بود. ازدواج پیوندیست سنتی و باید تحت اصول و سنن درست خود انجام بگیرد. افزون بر این، مطالعات علمی نیز نشان دادهاند که ارتباط مستقیمی هست میان شمار شرکای جنسی زن و احتمال شکست ازدواج، و نیز سنی که بکارت از دست رفته و افزایش آمار طلاق:
همچنین مفهوم «بیوه آلفا» در بازی به ما میآموزاند که زن همهی مردان را با «بذار» آلفای خود مقایسه میکند و هرچه لاشیتر باشد، کالیبر مردی که شما را با او قیاس خواهد کرد بالاتر و در نتیجه وفادار نگاه داشتن او سختتر خواهد شد. پس «لاشی را بکن، باکره را بگیر» استراتژی درست و موفقیست.
در نگاه شما چه تیپی برای یک دختر آراسته و زیبا به نظر میرسد؟
زن هرچه زنانگی بیشتری داشته باشد و نشانگان باروری و بهرهمندی از استروژن بالا در او بیشتر باشند به نظر مردان ایدهآلتر میآید. اما شوربختانه زنان با فرافکنی معیارهای خود به روی مردان، هرچه بیشتر تلاش میکنند شبیه به آنها بشوند! زن ایرانی امروز نمیداند که یک دامن ساده پوشیدن زیر مانتو او را در نظر مردان به مراتب درجات سکسیتر و خواستنیتر و زیباتر میکند تا مدرک کارشناسی ارشد فیزیک هستهای. زن زیبا و آراسته : موی بلند، آرایش خفیف، لباسهای رنگارنگ ِ زنانه، مثل همان دامن و روسریهای گشاد و .. لبان همیشه آراسته به لبخندی فرمانبردار و چشمانی انباشته از شرم و حیا و خندههای نخودی و ساکت که احساس «مراقب» را در مرد تحریک میکند و ... زنان شلوغ، حاضرجواب، جلف و لاشی که شلوار لی میپوشد و موهایش را پسرانه کوتاه می کند یا باید رقت تحمل وجود و خدمات مردان امگای بیمعیاری را دارند که هیچ گزینهی بهتری ندارند و به نظرشان «همه زنان زیبا هستند» را بپذیرند، یا به آبریزگاه موقت جنسی مرد آلفا برای یک شب بودن رضا بدهند. اینها درسهاییست که مادرانتان باید به شما میدادند، اما به جای آن و بدلیل گیر شوهران بتای ملالآور افتادن و ناتوانی از طلاق گرفتن از ایشان بدلیل وابستگی اقتصادی و هراس از تکرار سرنوشتی مشابه برای دخترانشان نصایحی ناکارآمد و اشتباه از قبیل «دستت توی جیب خودت باشد» و «محتاج هیچ مردی نباش» تحویل شما دادهاند. خبر بد برای زنان: مردان همجنسگرا نیستند و نمیخواهند با یک مرد کُسدار بخوابند، زن مستقل، خودرای، مغرور، بیبند و بار، حاضرجواب، باهوش و «اجتماعی»، تنها مردان وابسته، بله قربان گو، بیاراده، بیتجربه، پخمه و درخودمانده را جلب میکند. مردانی که خود چنان ویژگیهایی دارند، به دنبال زنانی میگردند که نماد کمال مطلق زنانگی هستند.
این سوال رو از روی اکراه میپرسم،چون میخواستم سرش باهات بحث بکنم ولی نمیکنم:))
هنوز هم به همه چیزهایی که بازی : نقد گفتی باور داری؟! من فکر میکنم اخیرا یک چرخش ایدولوژیک داشتی، چون مثلا من فکر میکنم دیگه نتنها تقسیم بندی زن محور(یا درست تر بگم،سکس محور) "بازی" رو رد نمیکنی که حتی بهش شدیدا هم باور پیدا کردی.
بله قطعا، باکرگی یا دستکم شمار اندک شرکای جنسی زن و سن از دست دادن بکارت برایم بسیار مهم خواهد بود. ازدواج پیوندیست سنتی و باید تحت اصول و سنن درست خود انجام بگیرد. افزون بر این، مطالعات علمی نیز نشان دادهاند که ارتباط مستقیمی هست میان شمار شرکای جنسی زن و احتمال شکست ازدواج، و نیز سنی که بکارت از دست رفته و افزایش آمار طلاق:
همچنین مفهوم «بیوه آلفا» در بازی به ما میآموزاند که زن همهی مردان را با «بذار» آلفای خود مقایسه میکند و هرچه لاشیتر باشد، کالیبر مردی که شما را با او قیاس خواهد کرد بالاتر و در نتیجه وفادار نگاه داشتن او سختتر خواهد شد. پس «لاشی را بکن، باکره را بگیر» استراتژی درست و موفقیست.
زن هرچه زنانگی بیشتری داشته باشد و نشانگان باروری و بهرهمندی از استروژن بالا در او بیشتر باشند به نظر مردان ایدهآلتر میآید. اما شوربختانه زنان با فرافکنی معیارهای خود به روی مردان، هرچه بیشتر تلاش میکنند شبیه به آنها بشوند! زن ایرانی امروز نمیداند که یک دامن ساده پوشیدن زیر مانتو او را در نظر مردان به مراتب درجات سکسیتر و خواستنیتر و زیباتر میکند تا مدرک کارشناسی ارشد فیزیک هستهای. زن زیبا و آراسته : موی بلند، آرایش خفیف، لباسهای رنگارنگ ِ زنانه، مثل همان دامن و روسریهای گشاد و .. لبان همیشه آراسته به لبخندی فرمانبردار و چشمانی انباشته از شرم و حیا و خندههای نخودی و ساکت که احساس «مراقب» را در مرد تحریک میکند و ... زنان شلوغ، حاضرجواب، جلف و لاشی که شلوار لی میپوشد و موهایش را پسرانه کوتاه می کند یا باید رقت تحمل وجود و خدمات مردان امگای بیمعیاری را دارند که هیچ گزینهی بهتری ندارند و به نظرشان «همه زنان زیبا هستند» را بپذیرند، یا به آبریزگاه موقت جنسی مرد آلفا برای یک شب بودن رضا بدهند. اینها درسهاییست که مادرانتان باید به شما میدادند، اما به جای آن و بدلیل گیر شوهران بتای ملالآور افتادن و ناتوانی از طلاق گرفتن از ایشان بدلیل وابستگی اقتصادی و هراس از تکرار سرنوشتی مشابه برای دخترانشان نصایحی ناکارآمد و اشتباه از قبیل «دستت توی جیب خودت باشد» و «محتاج هیچ مردی نباش» تحویل شما دادهاند. خبر بد برای زنان: مردان همجنسگرا نیستند و نمیخواهند با یک مرد کُسدار بخوابند، زن مستقل، خودرای، مغرور، بیبند و بار، حاضرجواب، باهوش و «اجتماعی»، تنها مردان وابسته، بله قربان گو، بیاراده، بیتجربه، پخمه و درخودمانده را جلب میکند. مردانی که خود چنان ویژگیهایی دارند، به دنبال زنانی میگردند که نماد کمال مطلق زنانگی هستند.
در نظر ما، و باقی مردان دارای حق انتخاب همینست.
وای چقدر توهین آمیز
😨
نگرتان درباره مولاژهای سکسی/زنانه ای که چینی ها ساخته اند برای مردان چیست؟ احساس میشود اگر نرم افزاری برای حرف زدن هم رویشان نصب شود که هرچند وقت یکبار با عشوه بگویند "نکـــــــــن" برای شما زنهای ایده آلی باشند
😃
نمیترسید از ابتلا به بیماریهای مقاربتی؟ HPV، سفلیس، سوزاک، هپاتیت و ایدز...
حالا برای اینکه نگند این چرا همه ش سوالات جنسی میپرسه: تحملتان در مقابل شکنجه بالاست؟ در مقابل چه چیزی حاضرید جانتان را فدا کنید یا هزینه بالایی بدهید؟
امیر گرامی من بیش از هر چیز موفقیت شما در اینکه مخاطبانتان را جذب میکنید قلم و نثر فوق العاده تان میدانم. فکر میکنید این نثر شما بر آمده از چیست؟دایره لغات قویتان یا قدرت ذهن یک نویسنده که توانسته تمامی افکار خود را معطوف به مطلب کند و آن را به شیوه ای توانمند به مخاطبش برساند؟
به نظر شما تعهد مرد متاهل و زن متاهل به ازدواج باید چگونه باشد ؟
آیا این درسته که فقط زن متاهل پایبند تعهد ازدواج باشد و مرد هر کاری که خواست بکند و با هر کسی بخوابد و به خودش هم افتخار بکند ؟!
به نظر شما هر زن و دختری قابل جذب شدن از طرف مرد هست ؟
نظر شما در مورد سکس با زنان و اقوام نزدیک مثل عمه خاله زندایی زنعمو و ... چیست ؟
به نظر شما چه اتفاقی می افتد که زن شوهردار تن به سکس با غیر شوهر می دهد ؟
به نظر شما زن های متاهل سکسی تر هستند یا دختران مجرد ؟
به نظر شما جذب دختران مجرد ساده تر هست یا زنان شوهردار ؟
عذر می خوام قصد جسارت نیست اما این جمله صادق هدایت را چطور تفسیر می کنید: "فاحشه کسی است که در زندگیش از همخوابگی با بزغاله هم نگذشته است!اما قصد دارد با دختر باکره ازدواج کند!"
نظر شما درباره آزادی جنسی بدون قید و شرط چیست ؟
نظر شما در مورد جیمز باند چیست ؟
شما اگر قرار بود فقط یک مکتب برای زندگی کردن انتخاب کنید آن مکتب کدام بود ؟
از نظر احساسی خودتون را چطور می بینید ؟
آیا شما از نوشته های جلال آل احمد خوشتون میاد؟ به چه دلیل.
به نظر شما بهترین کتاب(ها) داریوش آشوری کدام است ؟
در بین برنامههای رادیویی/تلویزیونی و نشریات ایرانی کدام یک را به جد دنبال میکنید؟
هیچکدام را. گاهی نگاهی به سریالهای روز تلویزیونی یا خلاصهی داستان آنها میاندازم چراکه دوستی جایی به آن اشارهای کرده و من مثل آدم فضاییها به او نگاه کردهام. در میان نشریات غیرایرانی ولی خیلیها را میخوانم :
Le monde diplomatique Scientific American New Left Review Men's Fitness Flex ....
برای لذت بیوشیمیایی موسیقی و هر آهنگ طربانگیز دیگری چه توضیح تکاملی در روند فرگشت کپیها وجود دارد؟!
یکی از ایدهها که من بیشتر میپسندم مفید بودن توانایی تشخیص صداهای گوناگون ِ مجزا از هم برای بازشناسی اصوات محیط پیرامون است، که آموختن توانایی شناخت ریتمهای مختلف از هم را ابزار فرگشتیک مفیدی میکند، برای مثال فرض بکنید که شما غرش یک شیر درنده را با احساس ترس بازشناسی میکنید، این فایدهی تکاملی مشخص دارد، هر وقت غرش شیر را شنیدید پا به فرار میگذارید. این غرش اما دارای ویژگیهای صداشناختی مشخصیست: ارتفاع کم و ... حال تصور بکنید که صدای مثلا مادرتان را به عنوان صدایی آرامشبخش آموختهاید، که آنهم مشخصات خاص خودش را دارد(مثلا ارتفاع بالا)، موسیقی روشیست برای برانگیختن این عواطف از طریق تقلید آن صداها. شما هرگاه «غرش» ده ها ویلن را میشنوید که اپرایی هیجانانگیز مینوازند، یا نوای گیتار الکتریکی متالبازی را میشنوید که در شما ایجاد دلهره و ... میکند در واقع دارید همین رانه ها را فریب میدهید.
هنوز هم به همه چیزهایی که اینجا گفتی باور داری؟! من فکر میکنم اخیرا یک چرخش ایدولوژیک داشتی، چون مثلا من فکر میکنم دیگه نتنها تقسیم بندی زن محور(یا درست تر بگم،سکس محور) "بازی" رو رد نمیکنی که حتی بهش شدیدا هم باور پیدا کردی.
نه هیچ چرخش ایدئولوژیکی رخ نداده چرخش در زندگی شخصی من بوده، آن زمان که لاف «رفتن به راه خود» و «نه گفتن به زنمحوری» را میزدم در رابطهای خوشبخت و عاشقانه با احتمالا یکی از زیباترین زنانی که در زندگی مخ زدهام غوطه ور و نابینا بودم. وقتی خداحافظی کردم و آمدم ایران، همان ماه اول دوم مشخص شد که اگر قدری در «ارزشها» کوتاهی نکنم به دردسر خواهم افتاد.
امیر گرامی من بیش از هر چیز موفقیت شما در اینکه مخاطبانتان را جذب میکنید قلم و نثر فوق العاده تان میدانم. فکر میکنید این نثر شما بر آمده از چیست؟دایره لغات قویتان یا قدرت ذهن یک نویسنده که توانسته تمامی افکار خود را معطوف به مطلب کند و آن را به شیوه ای توانمند به مخاطبش برساند؟
راز من برخورداری از ژنهای بسیار مرغوب است، شما برای دسترسی به آنها میتوانید در آیندهی نزدیک با بانک اسپرم شخصی که برای زنان بیوه و ترشیده و بیبچه و ... احداث میکنم تماس بگیرید.
😄
پاسخ ملالآور سوال شما: وسواس روانی به روی آنچه مکتوب میکنید + توانایی تمرکز بالا. دایرهی لغات چندان مطرح نیست چراکه من از چند صد واژهی همیشگی به انحای مختلف، اما به موقع استفاده میکنم. احاطه و اشراف به موضوعی که از آن صحبت میکنید هم مهم است. یک نکتهی دیگر: نوشتن بسیار موثرتر از خواندن است، شما هرقدر هم آثار مقرمط و پیچیده با واژگان هزار تومان به بالا بخوانید باز موقع نوشتن به مشکل برمیخورید. پس همین فرومنویسی احتمالا بهترین تمرین باشد.
نگرتان درباره مولاژهای سکسی/زنانه ای که چینی ها ساخته اند برای مردان چیست؟ احساس میشود اگر نرم افزاری برای حرف زدن هم رویشان نصب شود که هرچند وقت یکبار با عشوه بگویند "نکـــــــــن" برای شما زنهای ایده آلی باشند 😃
اتفاقا یکی داشتم، نرمافزار صدا هم داشت اما جنس بنجل چینی زود خراب شد و به جای «نکن»های عشوهآلود، وسط کار شروع به سردادن جیغهای فمینیستی میکرد که «مردسالاری را ببین» و «مزیت مردی، کمک!»... مجبور شدم بگذارمش سر آشغال. 😃
حالا برای اینکه نگند این چرا همه ش سوالات جنسی میپرسه: تحملتان در مقابل شکنجه بالاست؟ در مقابل چه چیزی حاضرید جانتان را فدا کنید یا هزینه بالایی بدهید؟
به هیچ عنوان، کمترین میزانی از درد مرا عصبی و منزجر و دیوانه میکند. من گاهی برای یک سردرد ساده میروم بیمارستان: تحملم در برابر درد بسیار اندک است. پیشتر هم به پرسش دوم پاسخ دادهام، نه به خاطر هیچ چیز حاضر به فدا کردن جانم نیستم.
GTA III من از آغاز طرفدار این بازی بودم و اگر خاطرتان باشد یک و دوی آن بازیهای دو بعدی با گرافیک ضعیف و ... بودند. زمانی که نسخهی سوم بیرون آمد من انتظار چیز مشابهی داشتم، که به نحوی مثبت سورپرایز شدم.
4-ساکر هم بازی می کنی؟تا به حال شرطی هم فوتبال بازی کرده ای؟
منظورتان فوتبال واقعیست؟ کاردیو عضلهسوزی میکند و من برای نگه داشتن زحمات باشگاه تا مستراح هم که میخواهم برود با صندلی چرخدار میروم.. 😝 فیفا ولی مفصل میزنم، یک زمانی هم شرطی بازی میکردم و میبردم.
پوکر بازی میکنم، شرطهای کلان ولی فقط با بردهایم بازی میکنم و تا به حال یک ریال هم نباختهام. قمار زیاد خوب نیست من از آن فقط برای آشنایی با آدمهای ثروتمند گردنکلفت و «دوستی» با ایشان بهره میبرم. آدم هرگز نمیتواند دوست و آشنای عیاش ِ مایهدار ِ بیبته دبنگ کم داشته باشد.
به نظر شما تعهد مرد متاهل و زن متاهل به ازدواج باید چگونه باشد ؟
باید همه جانبه و کامل باشد، اما نیست. خوشگذرانی و عیش و خوشبختی متعلق به انسان مجرد است، کسی که تصمیم به ازدواج گرفته باید بداند که درحال قدم گذاشتن به میدان مین است و نه یک اشتباه، اما مجموعهای بسیار کمتر از آنکه گمان میکند از «یک اشتباه»ها باعث انهدام آن پیوند خواهد شد. اما مردم ترجیح میدهند به ازدواج در قالب چیزی بجز شر واجب بنگرند و این سرآغاز مشکلات بعدیست، دیگر اشتباهاتی که مردان مرتکب میشوند : بتابازی زیاد درآوردن، قطع دوستی، لاسزنی و چشمچرانی، نخواستن سکس با تمام توان تهاجمی ممکن به حداکثر میزان متصور، مطرح نکردن خواستههای عاطفی و جنسی بدلیل تلاش برای پرهیز از مرافعه و مشاجره، گوش دادن به حرف زن و فرمانبرداری به خیال رسیدن به آرامش و ... اشتباهاتی که زنان مرتکب میشوند: ول کردن خودشان، وزن آوردن، این تصور که طرف را فتح کردهاند و نبرد تمام شده، بچهدار نشدن، زیاد بچه دار نشدن، نرسیدن به خواستههای جنسی همسرشان، بچهها را به مرد تحمیل کردن(«اتفاقی» حامله شدن)، تصور اینکه میتوانند شاغل باشند و همزمان همسر و مادر خوبی هم بمانند و ...
آیا این درسته که فقط زن متاهل پایبند تعهد ازدواج باشد و مرد هر کاری که خواست بکند و با هر کسی بخوابد و به خودش هم افتخار بکند ؟!
اخلاقا «درست است» یا چه؟ اخلاقا احتمالا ایراد دارد، اما در عینیت شما با کانت زندگی نمیکنید و خیانت زن به معنی قائل نبودن ذرهای ارزش برای همسرش است، برای مردان اینگونه نیست و یک مرد میتواند عاشقانه همسر خود را بپرستد، اما تا از در اطاق رفت بیرون شلوار خود را پائین بکشد و بدهد منشی مربوطه یک ساکی به قضیب بزند! در عمل هم خیانت زن باعث از هم پاشیدن روان مرد میشود و بسیاری مواقع اگر سرمایهگذاری او به روی زن زیاد بوده باشد دست به خودویرانگری یا حتی آسیب رساندن به دیگران میزند، زیرا میداند که دور انداخته شده و تمام زحماتش بر باد رفته، اما زن پس از البته میزان قابل پیشبینی و درکی از کولی بازی علاقه و اشتیاقش به آن مرد افزون میشود بدلیل Pre-selection : «این مردیست چنان ارزشمند که زنان دیگر هنوز خود را به آغوش او میاندازند». ترک کردن مردان و طلاق زن بدلیل خیانت فقط در فیلمها و رمانها اتفاق میافتد، در واقعیت ماجرا مردان خائن خوشبختترین ازدواجها را دارند و زن و مرد و بچهها همه در محیط امن خانواده زندگی میکنند، چون مرد میل جنسی مازاد خود را که زن چروک ِ گشاد ِ یائسه قادر به ارضا کردنش نیست میبرد بیرون و زن هم میداند که هرچه بشود عشق و علاقه و یا دستکم تعهد این مرد محبوب دل زنان دیگر را خواهد داشت.
تبصره: خیانت با فاحشه یا زن زشتتر باعث ترک کردن شما از سوی همسرتان خواهد شد. خصوصا اگر در منش و رفتار بتا هستید.
به نظر شما هر زن و دختری قابل جذب شدن از طرف مرد هست ؟
اینکه چرت بود، فکر کنم منظورتان این باشد که آیا «هر مردی میتواند هر زنی را بدست بیاورد» که پاسخ منفیست. شما در ایدهآلترین شرایط و با برجستهترین بازی متصور تنها میتوانید یک نمره بالاتر از خودتان را مخ بزنید و به رختخواب بکشید، و دو نمره بالاتر را بگیرید(بله چون تعهد مرد ارزشمندترین داشتهی او برای زن است، و موقع ازدواج گزینههای شما بیشتر میشود). پس اگر در هرم قدرت مردان جایگاه شما ۵ از ۱۰ است، حداکثر زنی که میتوانید شیفتهی خودتان بکنید ۷ خواهد بود، آنهم پس از سالها تلاش و تمرین و شکست. اما با در نظر گرفتن این نکته که مرد همیشه زن پائینتر از خودش گیرش میآید و بتای معمولی هرقدر هم که جایگاه بالایی داشته باشد میرود دو پله پائینتر از خودش دوستدختر پیدا میکند و مرد ۸ زن ۶ گیرش میآید، همان دختر ۷ احتمالا مقصود شما از «هر زنی» و خیلی فراتر از خوشبینانهترین رویاپردازیهایتان خواهد بود.
به نظر شما چه اتفاقی می افتد که زن شوهردار تن به سکس با غیر شوهر می دهد ؟
۱. شوهر بتا میشود. من اینرا چند ده بار از نزدیک دیدهام، زنها میگویند «بعد از ازدواج عوض شد» و مردان میشنوند «بعد از ازدواج بد شد»، در حالی که منظور اینست : بعد از ازدواج قابل پیشبینی، ملال آور، فتح شده، فرمانبردار، تکراری و «بتا» شد. بازی یک تناقض درونی دارد که شاید بعدا دربارهی آن نوشتم، و برطبق آن مرد از نظر زمانی دائم بتا میشود و عشق زن را از دست می دهد. از بعد زمانی، زن دائم گسسته میشود و مرد دائم وابسته، اینست که میبینیم آلفاترین مرد پس از پانزده سال در یک زندگی زناشویی «چشم خانم، هرچی شما بگید» شده. ۹۹٪ مشکلات برآمده از اینست.
۲. شوهر آلفا میماند. این تناقض درونیست! اگر زیادی آلفا بمانید و آن اندازه که باید امنیت عاطفی برای زن فراهم نکنید او دچار یک خلاء عاطفی بسیار شدید میشود که تنها یک مرد بتا میتواند آنرا پر بکند. افراط در هر زمینهای بد است، استقلال و غرور و خست عاطفی و تله گذاشتن و بازیهای روانشناختی پیچیده هم اندازه دارند و اگر در استفاده از آنها افراط بشود زن میپرد. قانون طلایی همان ۳ به ۱ است، ۳ عمل آلفا، یک عمل بتا.
به نظر شما زن های متاهل سکسی تر هستند یا دختران مجرد ؟
😏 هههه، دختر تنگ ِ زیبای ۲۰ ساله با پوست لطیف و چشمان محجوب و لبهای نرم. زن شوهردار پر از عقده های جورواجور عاطفی و جنسیست و به روح شما ایدز میدهد، بیشترشان هم تنشان از این خطهای چندشآور دارد! ولی کردن زن شوهردار در حد همان زیبای ۲۰ ساله به اعتماد بنفس شما کمک میکند زیرا ناخودآگاه فکر میکنید «بنگر که شوهر بتای این زن همهی زندگی خود را به پای او ریخته، اما او اینطور جلوی من زانو زده و برای گرفتن شوشول التماس میکند».
به نظر شما جذب دختران مجرد ساده تر هست یا زنان شوهردار ؟
زن شوهردار آسانترین زن دنیاست.
به شما میگویم، حتی بازی چندانی برای دلبری از این زنان نیاز نیست، تنها جرئت نزدیک شدن به زنی که حلقه دارد را داشته باشید، به طور نامحدود و آسان هر جور سکس که بخواهید دریافت میکنید. تنها چیزی که برای او مهم است اینست که شما شوهر تکراری ِ ملالآور همیشگی او نیستید، نمیداند که سر چه ساعتی میروید خانه، نمیداند هر دقیقه از زمانی که پیش او نیستید چه میکنید و میتواند اندکی به تخیل سپوخته شدهی خود فضا برای بلندپروازی بدهد.. شما مردی هستید بجز شوهرش که دارد به او توجه نشان میدهد. حتی اگر بیبخارترین مرد دنیا هم باشید در زندگی کسالتبار او باز کالایی آنچنانی و سرگرمی خارقالعادهای هستید.
بتاچهها اغلب اینرا نمیدانند و در اوهام سخیف خود گمان میکنند زنان بیوه از همه اسانتر هستند، چه بامزه.. خبر شوکآور برای مردان نرمپستان: همهی بتاهای دیگر هم مثل شما فکر میکنند، و زنان بیوه به این دلیل «بیشترین» میزان متصور از توجه جنسی را میان زنان دریافت میکنند و خدمات جنسی خود را منحصرا برای آلفاترین مردانی که میتوانند با صورت و بدن روبه پیری خود جلب بکنند نگاه میدارند. از نظر آسانی زنان را از آسانترین به سختترین اینطور طبقهبندی بکنید : زن شوهر دار > دختر مجرد > زن بیوه.
عذر می خوام قصد جسارت نیست اما این جمله صادق هدایت را چطور تفسیر می کنید: "فاحشه کسی است که در زندگیش از همخوابگی با بزغاله هم نگذشته است!اما قصد دارد با دختر باکره ازدواج کند!"
صادق هدایت بدون کمترین تردیدی مردی بود به شدت بازنده با زنان که حتی احتمالا باکره از دنیا رفت، آثار او انباشته از خیالپردازیهای موهوم دربارهی زنان و بت سازی از ایشان است و نگاهی که به عشق داشت نگاه مضحک مرد امگا بود(داش اکل برای مثال).
من اگر میخواستم جواب هوشمندانهای بدهم: «باکره کسی است که حتی در فرانسه هم کس گیرش نیامد و تنها مهبلی که در زندگی دید همان ِ مادرش به وقت دنیا آمدن بود».
آنرا بسیار میپسندم و به نظرم در تاریخ رمان نظیر ندارد، چراکه نویسنده یک جاسوس ِمامور حکومت و نماد سرسپردگی به نهاد قدرت و نوکر سرکوب را تبدیل به کارکتری یاغی کرده. شما وقتی به جیمز باند میاندیشید یک مهرهی استراتژیک در دستان یک قدرت ارتجاعی و بوروکراتیک(چیزی که یک مامور واقعی سازمان جاسوسی انگلیس هست)در ذهنتان نمیآید بلکه مردی مستقل از قدرت و دارای یک کد اخلاقی مشخص برایتان تداعی می شود.
آیا شما از نوشته های جلال آل احمد خوشتون میاد؟ به چه دلیل.
نه، به نظر من نثری معمولی دارد و بنمایهی چندانی هم در آنها نیست که بتوان آثار او را مستقل از نثر بازخواند. با اینهمه بیچاره قربانی توجه بیجای نظام مقدس و تلاش رژیم برای «عقبه یابی» در این ملت و مملکت شد و بدنامی محبوب ج.ا بودن به پیشانی او خورد.
میبینید امیر گرامی! در اینترنت هم همین است با این نسوان عین حیوان برخورد کنید تحسین برانگیز میشوید برای آنها!😝
خیلی ها در اینترنت با نسوان عین حیوان برخورد میکنند و در نهایت چیزی جز نفرت نصیبشان نمیشود. امیر به خاطر وجه دیگری از شخصیتشان تحسین برانگیز هستند نه زن ستیز بودنشان.
من اگر میخواستم جواب هوشمندانهای بدهم: «باکره کسی است که حتی در فرانسه هم کس گیرش نیامد و تنها مهبلی که در زندگی دید همان ِ مادرش به وقت دنیا آمدن بود».
😂 باور بفرما بعد از خواندن این جمله تا 15 دقیقه فقط می خندیدم دمتان گرم.. امیر جان از صداقت کلام و اوپن بودنت خوشم میاد.. سپاس از روشنگریتون 🌹