Theodor Herzlمیبینید امیر گرامی! در اینترنت هم همین است با این نسوان عین حیوان برخورد کنید تحسین برانگیز میشوید برای آنها!😝
viviyanخیلی ها در اینترنت با نسوان عین حیوان برخورد میکنند و در نهایت چیزی جز نفرت نصیبشان نمیشود. امیر به خاطر وجه دیگری از شخصیتشان تحسین برانگیز هستند نه زن ستیز بودنشان.
هر دوی شما حق دارید، کسری حق دارد چراکه عوضیبازی خیلی بهتر از بتابازیست، اما ویوین حق دارد زیرا عوضیبازی به دلایلی بجز آنچه کسری گمان میکند موثر است.
اول آنکه «عوضی بازی» تنها زمانی پاسخ میدهد که شما «عوضی بامزه» باشید، عوضی خشک و خالی سراپا «عقده» به نظر میرسد و زنان همچون سگ شکاری بوی عقده را از فرسنگها استشمام میکنند و باعث بیزاری بیشترشان میشود. دوم اینکه اتفاقا عوضی بامزه که من باشم، با زنان به مراتب درجات «انسانی»تر از مردانی که نمیتوانند حتی یک گفتگوی ساده با ایشان داشته باشند رفتار میکنم، این بتاچههایی که جرئت مخالفت با زنان را ندارند، با تمام درخواستهای ایشان موافقت میکنند، هرگز در زندگی به زنی «نه» نگفتهاند، نوک پا و آستهآسته در حضور زنان تردد میکنند مبادا که ایشان برنجند، فکر و ذکرشان اینست که بهترین تصویر ممکن را از خودشان ارائه بدهند، لحظهای آرام نمیگیرند و دست از چاپلوسی برنمیدارند. زنان نمیتوانند یک گفتگوی ساده با هیچ مردی داشته باشند چراکه مرد به جای گوش دادن به حرفهای او به دنبال یافتن راهی جهت تضمین هرچه بیشتر نزدیکی عاطفی/جنسی از میان حرفهای اوست. شاید کل مبحث «شیءانگاری» در فمینیسم مربوط به همین باشد؟
در چنین دینامیک بیآبرویی، وقتی مردی از راه میرسد که زن را به خاطر مسخرهبازیهایی که در میآورد و گهتستهایی که میکند و حرکاتی که در میآورد(و تمام زنان تمام مدت به آن مشغول هستند)نگ میزند و تمسخر میکند و با صدای بلند آنها را یادآور میشود، در دم خود را از ۹۹٪ باقی مردان جدا میکند. برای زن «عوضی بامزه» یادآور «برادر کوچکتر»، «دایی باحال» یا «پدر شوخ»طبعیست(و همهی زنان چنان فیگوری در زندگی داشتهاند یا غبطهی آنها که داشتهاند را میخوردهاند)که ابایی از گیسخند زنان بخاطر نظرات اغلب مضحکشان، افکار بیشتر سطحی و حرکات قابل پیشبینی ندارد. من وقتی به دختری میگویم «موهاتو ریختی رو گوشت معلوم نشه چقدر بزرگن؟» مردی که تمام عمر فکر و ذکرش نوک پا راه رفتن دور عواطف زنان بوده مرا «عوضی» و ... میبیند که دارم با او مثل حیوان رفتار میکنم و احترام جایگاه مقدس ایزدبانوی پاک را رعایت نکرده، دختر اما احساس خوبی پیدا میکند با خود میگوید «این چرا با بقیه فرق میکنه؟ چه بامزه.. چه پر رو.. فکر کرده کیه؟.. حالا واقعا کی هست.. اما نه... بذار آدمش میکنم.. چنان بهش سکس بدم به موسموس بیوفته..آره، گوشهای من بزرگن؟ فکر کرده». 😃
ولی بله، در پایان روز، ارزش عوضیبازی شوخ و شنگ ِ من هزار برابر بیشتر از احترام کاذب از روی چاپلوسی هزاران مرد فمینیست است، و همینطور پاداشی که به آن میدهند!
Ouroborosراز من برخورداری از ژنهای بسیار مرغوب است، شما برای دسترسی به آنها میتوانید در آیندهی نزدیک با بانک اسپرم شخصی که برای زنان بیوه و ترشیده و بیبچه و ... احداث میکنم تماس بگیرید.
آ!!پس حتما رزومه تان را برایم بفرستید تا در صورت لزوم نگاهی به آن بیندازم:)
امیر عزیز، گفتی دوستداری در ژاپن زندگی کنی و درجا باعث شدی شاخی بر سرم جوانه بزند !!
چرا؟ برای یک آنارشیست به قول خودت دوستدار هرج و مرج است، چه چیز زندگی ژاپنی برایت دوست داشتنیست؟ من میتوانم بفهمم چگونه میتواند آشنایی یا مطالعهیِ آن جذاب باشد (چون برای من هم هست)، ولی زندگی در آن و به سبک آن؟؟؟!!!!!!!
😷
Russellامیر عزیز، گفتی دوستداری در ژاپن زندگی کنی و درجا باعث شدی شاخی بر سرم جوانه بزند !!
چرا؟ برای یک آنارشیست به قول خودت دوستدار هرج و مرج است، چه چیز زندگی ژاپنی برایت دوست داشتنیست؟ من میتوانم بفهمم چگونه میتواند آشنایی یا مطالعهیِ آن جذاب باشد (چون برای من هم هست)، ولی زندگی در آن و به سبک آن؟؟؟!!!!!!!
من از این علایق متناقض زیاد دارم راسل جان. جامعهی ژاپن برایم مملو از چیزهای خارقالعاده است که ارزش تجربه کردن دست اول را دارند. ضمن اینکه هرج و مرج هم به نظر میرسد که تنها در کنار نظم مستبد جذابیت پیدا میکند و به خودی خود چندان جاذبهای ندارد. ژاپن کنونی ایندو را در کنار هم دارد، یعنی در عین برخورداری از یک ساختار اجتماعی، ولو بسیار متزلزل، به نظر میرسد که تقریبا هرکاری مجاز است.
درود 🌹
Ouroborosاما از زن توقع وفاداری کامل دارم، ولو آنکه یکی از چهار زن ِ حاضر در زندگیام باشد!
Ouroborosدر این دنیا هیچ چیزی بدتر از زن تکراری نیست،
با این دید ، چند سال میتوانید به زن ِ زندگی خود وفادار بمانید؟
mosaferدرود 🌹
با این دید ، چند سال میتوانید به زن ِ زندگی خود وفادار بمانید؟
چند «سال» 😂
وفاداری عاطفی = تا ابد
وفاداری جنسی = هیچ!
من دریافتهام که خیانت جنسی چندان برای زنان گران نیست، خیانت عاطفیست که مایهی هراس و بیزاری و اندوه آنها میشود. بر این مبنی، اگر روزی خریدار بودم، و زن خوبی مثل شما گیر من آمد(که پیداست به همسر و فرزندان خود علاقه دارید و در همین اینترنت هم دائم درپی یافتن راههایی برای بهتر کردن زندگی ایشان هستید و باید الگوی دختران بازیگوش و پسرباز انجمن باشید)، اگرهم به او خیانت جنسی، که بخشی از طبیعت من و برایم غیرقابل کنترل است بکنم هرگز به او خیانت عاطفی نخواهم کرد، دستکم تا آنجاکه یک انسان میتواند دربارهی آیندهی مختوم خود متعهد و پایبند بشود(من چه میدانم ده سال دیگر چه احساسی خواهم داشت و ...).
زنان اگر میفهمیدند که میان سکس و عشق برای مرد اقیانوس اطلس واقع شده نیمی از مشکلات جهان حل میشد..
امیر جان خودت سریال The Wire را (که معرفی کردی اینجا) دیدهای؟ اگر آری نمرهات به آن چند است؟ کارکتر مورد علاقهات در آن کدام است؟
در همان ابتدای تاسیس اینجا یکبار یک لیستی بعنوان کتبی که برای مطالعهیِ جدی فلسفه باید خوانده باشید داشتی مینوشتی، بعد گفتی خسته شده بقیهاش باشد بعدا !!
آنرا خیالداری تکمیل کنی؟
😊
Ouroborosچند «سال» 😂
وفاداری عاطفی = تا ابد
وفاداری جنسی = هیچ!
من دریافتهام که خیانت جنسی چندان برای زنان گران نیست، خیانت عاطفیست که مایهی هراس و بیزاری و اندوه آنها میشود. بر این مبنی، اگر روزی خریدار بودم، و زن خوبی مثل شما گیر من آمد(که پیداست به همسر و فرزندان خود علاقه دارید و در همین اینترنت هم دائم درپی یافتن راههایی برای بهتر کردن زندگی ایشان هستید و باید الگوی دختران بازیگوش و پسرباز انجمن باشید)، اگرهم به او خیانت جنسی، که بخشی از طبیعت من و برایم غیرقابل کنترل است بکنم هرگز به او خیانت عاطفی نخواهم کرد، دستکم تا آنجاکه یک انسان میتواند دربارهی آیندهی مختوم خود متعهد و پایبند بشود(من چه میدانم ده سال دیگر چه احساسی خواهم داشت و ...).
زنان اگر میفهمیدند که میان سکس و عشق برای مرد اقیانوس اطلس واقع شده نیمی از مشکلات جهان حل میشد..
وفاداری که از آن نام بردم شامل تمام موارد میشد
و اینکه از نظر شما وفاداری عاطفی و جنسی با هم فرق میکند کمی برای زن هضمش سخت، و در باورش نخواهد گنجید
مردی که پیمان زناشوئی بسته، آزادست راحت غیر از او شریک جنسی در نظر بگیرد و منت بر سر ش بگذارد که هنوز به تو وفادارم آن هم از بعد عاطفی
عموما زنها مرد زندگیشان را متعلق به خود میدانند(حتی بین روابط دوستانه) و نمیتوانند رقیب دگری را تحمل کنند چه جنسی چه عاطفی
وقتی زنی بداند همسرش راحت با بقیه تماس جنسی برقرار میکند به یکباره اعتمادش را از دست میدهد
و این خود، باعث اغاز روابط پنهان او نیز میشود و توجیه شما برای او، او را قانع میکند که برای خودش هم نباید مشکلی وجود داشته باشد
البته میتوانید تک تک جملاتم را مردود اعلام کنید ولی اینها نظر شخصی یک زن خوب،مثل من ست :)😉
+
من همیشه به همسرم میگویم:اگر واقعا نمیتوانی تحمل کنی حس درونت را هر کاری مایلی انجام بده ولی تمام تلاشت را بکن من متوجه نشوم چون از آن به بعد ست که دیگر هیچ اعتمادی به تو نخواهم داشت ،و امان از روزی که زن، به مرد اعتماد نکند
پ.ن
مردان اگر میفهمیدند که میان سکس و عشق برای زن هیچ چیز واقع نشده نیمی از مشکلات جهان حل میشد..
🌹
Russellامیر جان خودت سریال The Wire را (که معرفی کردی اینجا) دیدهای؟ اگر آری نمرهات به آن چند است؟ کارکتر مورد علاقهات در آن کدام است؟
در همان ابتدای تاسیس اینجا یکبار یک لیستی بعنوان کتبی که برای مطالعهیِ جدی فلسفه باید خوانده باشید داشتی مینوشتی، بعد گفتی خسته شده بقیهاش باشد بعدا !!
آنرا خیالداری تکمیل کنی؟ 😊
بله البته. شخصیت بابلز را دوست داشتم و مکنالتی.
راسل جان «بعدا» را که خودت میدانی در مرام یعنی هیچوقت. اکنون من دهها پروژهی نیمهتمام و ... دارم. آنهم یک جایی آن وسطها دفن است. اگر یک زمانی در ایران بازنشستگی مد شد و ما بازنشست شدیم همه را کامل میکنم. 😚
Ouroborosزن شوهردار آسانترین زن دنیاست.
چقدر ایمان دارید به این سخن خود،که چنین با اطمینان عنوان کردید؟
ظاهرا تنها زن شوهر دار این انجمن من هستم و سوالم ابدا بخاطر حساسیت زنانه نیست برایم جالب بود فقط...
امیر عزیز نظرت بطور کلی دربارهیِ آکادمیا و شیوهیِ مستقر آن، مخصوصا در زمینهیِ پژوهش چیست؟ و بنظرت سیستم مناسب و ایدهآل برای آن چگونه باید باشد؟ آیا راهی هست تا بدون افتادن در دام به جزمیت و مافیا و باند بازی و... به سیستمی که در آن روشمندی و دقت و دسیپلین برقرار است رسید؟
همینطور نظرت را دربارهیِ فلسفهیِ قارهای و فلسفهیِ تحلیلی در همین بافتار بگو.
قضاوتت دربارهیِ برتراند راسل چگونه است؟
Russellمیر عزیز نظرت بطور کلی دربارهیِ آکادمیا و شیوهیِ مستقر آن، مخصوصا در زمینهیِ پژوهش چیست؟ و بنظرت سیستم مناسب و ایدهآل برای آن چگونه باید باشد؟ آیا راهی هست تا بدون افتادن در دام به جزمیت و مافیا و باند بازی و... به سیستمی که در آن روشمندی و دقت و دسیپلین برقرار است رسید؟
خیلی بد است راسل جان. اولین مشکل اینست که کل محیط سلسلهمراتبی و سرکوبگر است. آن خاطرهی کذایی داوکینز دربارهی «رواداری علمی» را شنیدهاید؟ اصلا از این خبرها نیست. دستکم در فرانسه که اینگونه نبود. باندبازی در تمام رشتهها بیداد میکرد. جدای از آن کُد نانوشتهی «درستنمایی سیاسی» در غرب هست که هیچکس حق ندارد کوچکترین تقابلی با روایت مقبول از احوال اقلیتها، مهاجران، زنان و همجنسگرایان بکند. بعد هم سیستم چاپ مقالات بسیار بدویست و برای خیلی معیارها که باید نوشتهها را چک نمیکند، افزون بر آنکه باعث بوجود آمدن نوعی محوریت کاذب برای جعل توانایی شده. وضعیت اقتصادی سیستمهای آموزش دولتی هم چندان جالب نیست و دانشمند جوان نمیتواند کار علمی حرفهای بکند بدون آنکه پشتوانهی محکم مالی داشته باشد، که آن را هم فقط دانشجویان نخبهی محلی دریافت میکنند و بعد از تحصیل هم کار پیدا کردن غیرممکن است، در فرانسه و کشورهای لاتین مثل همین ایران از شما تجربه میخواهند، در آلمان و ... میخواهند از شما کار مجانی بکشند و به اسم انترنی و ... سوارتان بشوند.
این وضعیت قطعا میتواند بهتر بشود، اما من هیچ ایدهای ندارم که چگونه. در آمریکا کنترل مرکزی کم است و دانشگاهها عملا از همه چیز مستقل هستند، اما باز کیفیت آموزشی در حد مستراح است. در فرانسه دانشگاهها دولتی هستند و کنترل مرکزی دقیق و گسترده است، اما همانقدر استعدادسوزی اتفاق میافتد که در کشورهای دیگر. من فکر میکنم آموزش آلترناتیو آنلاین بتواند یک جایگزین خوبی برای سیستم کنونی باشد. خود شرکتها میتوانند شما را بلافاصله پس از دبیرستان استخدام بکنند و بفرستند «دوره»های آموزشی تا فوق تخصص ببینید، چون همین حالا هم نیروی کار متخصص واقعا کاربلد وجود ندارد و آمریکا و فرانسه و ... مهندس و دانشمند از هند و چین و روسیه میآورند. آن بیکارگان تحصیلکرده فقط مدرک آکادمیک دارند اگرنه توان علمی و از آنهم شاید مهمتر عملیشان بسیار اندک است. این هفته یک وضع جالبی پیش آمد، زنی در آمریکا تحقیقی منتشر کرد که ۱۰٪ دانشجویان دانشگاه کارولینای شمالی در خواندن روان یک متن عادی مشکل دارند و توان روخوانی آنها در حد بچههای سوم دبستان است! 😃
جواب سیستم؟ زیر پای او را کشیدند و تحقیقش را بیاعتبار لقب دادند و شغلش را تهدید کردند.
Russellهمینطور نظرت را دربارهیِ فلسفهیِ قارهای و فلسفهیِ تحلیلی در همین بافتار بگو.
بخش بزرگی از فلسفهی قارهای مقرمطبافی چندشآورست. آن زمانی که من وقت آزاد زیاد داشتم سعی میکردم آثار فلاسفهی فرانسه را بخوانم، راستش دو سوم آنچه میخواندم هیچ معنی نداشت. لکان و دریدا برای مثال. سردر آوردن از آثار اینها غیرممکن است و هرکس بگوید من لکان را مثلا فهمیدهام دروغ میگوید چون اینها فهمیدنی نیستند. فوکو در این میان استثنای بزرگیست که به یادم میآید، احتمالا بزرگترین فیلسوف معاصر فرانسه. فلسفهی تحلیلی بسیار جالب و هیجانانگیز است ولی. دستکم آن اندازه که من خواندهام مرا مشتاق به مطالعهی بیشتر کرده. از ارادت من به ویتگنشتاین مطلعید، خطی از آثار او نبوده که حاوی اندیشهای بدیع و بینظیر نباشد.
Russellقضاوتت دربارهیِ برتراند راسل چگونه است؟
به نظرم آثار او دربارهی منطق برایم جالب هستند، دربارهی سیاست و دین و ... چیز زیادی برای گفتن نداشته. کلا بدی یا خوبی فلسفهی تحلیلی همینست که اصحاب آن روشنفکر نبودهاند.
امیر گرامی، آیا فیلم اتوبوسی به نام هوس را دیده اید؟ اگر بله، کاراکتر استنلی را تا چه میزان آلفا ارزیابی می کنید؟ ممکن است چند نمونه از آلفا ترین کاراکترهای سینمایی را نام ببرید؟
Unknownامیر گرامی، آیا فیلم اتوبوسی به نام هوس را دیده اید؟ اگر بله، کاراکتر استنلی را تا چه میزان آلفا ارزیابی می کنید؟ ممکن است چند نمونه از آلفا ترین کاراکترهای سینمایی را نام ببرید؟
You are too late, he will be back when the leaves fall.