اثبات وجود خدا

برگ ۴ از ۴

Anarchy #۱۵۱
Russell

مشخص است که تعریف بر اساس خصوصیاتی از آن موجود است که ما قادر به درک آن هستیم. در هر صورت وقتی کسی می‌گوید خدا فلان است ما یک ایده‌ای از آن داریم و گمان می‌کنیم که سخن او غلط است یا بی‌اساس است نه اینکه سخنش معنایی ندارد.

ایده داشتن فرق داره با اینکه تعریف منجر به اثبات هم بشه . من فکر میکنم وقتی سخن از موجود غیر مادی هست ، هر تعریفی که ارائه بدیم خود به خود از درجه اعتبار ساقط هست

!!

Russell #۱۵۲
Anarchy

ایده داشتن فرق داره با اینکه تعریف منجر به اثبات هم بشه . من فکر میکنم وقتی سخن از موجود غیر مادی هست ، هر تعریفی که ارائه بدیم خود به خود از درجه اعتبار ساقط هست !!

چطور؟! مثلا استفاده از صفت خیرخواه یا شرور در تعریف خدا چطور میتونه باعث ساقط شدندش از اعتبار بشه؟

Anarchy #۱۵۳
Russell

چطور؟! مثلا استفاده از صفت خیرخواه یا شرور در تعریف خدا چطور میتونه باعث ساقط شدندش از اعتبار بشه؟

خب این صفات معمولا یک مطلق هم دنبالشون دارن و گرنه فرق خدا با من و تو چیه ؟

Russell #۱۵۴
Anarchy

خب این صفات معمولا یک مطلق هم دنبالشون دارن و گرنه فرق خدا با من و تو چیه ؟

در ادیان ابراهیمی آری، ولی در آنچه من می‌گویم یعنی تعریف خدا جدا از استناد به سنت ادیان ابراهیمی همین هم ضرورت ندارد. مثلا خود یهوه در تورات هم قادر مطلق نیست.

حالا چه گیری دادی !! تعریف و اثبات رو ولش کن اصلا،

خودت از خدا چه ایده‌ای داری؟

kourosh_bikhoda #۱۵۵
Anarchy

موجود غیر مادی رو با ابزار مادی چطور میشه تعریف کرد ؟

همین خودش یک تعریفه!

kourosh_bikhoda #۱۵۶

راسل جان بعید میدونم بشه تعریف جامع و مانعی از خدا ارائه داد خارج از دین.
در واقع خوبی خدای دین اینه که باید بهش معتقد باشند. وگرنه هتا در یک بحث کاملن شخصی هم اگه به خدای شخصی سازی شده ی طرف هر گیری هم بدی، بعد از بیرون زدن ایرادش یه اصلاحیه میده و میگه خب نه، خدای من اونجوری اینجوری.
بنابر این فکر میکنم هتا اگه عملی هم باشه بیهودست.

Anarchy #۱۵۷
Russell

خودت از خدا چه ایده‌ای داری؟

ایده ای ندارم جز همون تعاریفی که ادیان میدن و پر از تناقض هست !

kourosh_bikhoda

همین خودش یک تعریفه!

خب ممکنه بی شمار موجود غیر مادی داشته باشیم ، خدا کدوم یکی از اونهاست ؟ تازه خود غیر ماده اصلا چی هست ؟

undead_knight #۱۵۸

en.wikipedia.org/wiki/Mind_projection_fallacy

من فکر میکنم اصولا همه گفتگو ها در مورد "ماورا" ناشی از این سفسطه هست که شخص فکر میکنه چیزی که در ذهنش داره لزوما میتونه خارج از ذهنش هم وجود داشته باشه.
ما اصولا نمیتونم در مورد چیزی که مادی و حسی نباشه"تعریف قابل فهم" داشته باشیم مگر اینکه مادی تعریفش کنیم(که همه خدایان همینطور تعریف میشند)
Ad hoc hypothesis - WiKi
سایر خدایانی هم که تعریف"شخصی" دارند رو میشه هر بار با اضافه کردن فرضی از خطر رد شدن! نجات داد:))

kourosh_bikhoda #۱۵۹
Anarchy

خب ممکنه بی شمار موجود غیر مادی داشته باشیم ، خدا کدوم یکی از اونهاست ؟ تازه خود غیر ماده اصلا چی هست ؟

چرا از من میپرسی؟😬
من فقط تذکر دادم که خودتم در حال ارائه یک تعریف مختصر بودی 👍

Theodor Herzl #۱۶۰

خدای ما که از همه بهتره باهامون کشتی‌ میگیره شکستش هم میدیم فیتیله پیچ می‌شه☺️

Russell #۱۶۱
kourosh_bikhoda

راسل جان بعید میدونم بشه تعریف جامع و مانعی از خدا ارائه داد خارج از دین.
در واقع خوبی خدای دین اینه که باید بهش معتقد باشند. وگرنه هتا در یک بحث کاملن شخصی هم اگه به خدای شخصی سازی شده ی طرف هر گیری هم بدی، بعد از بیرون زدن ایرادش یه اصلاحیه میده و میگه خب نه، خدای من اونجوری اینجوری.
بنابر این فکر میکنم هتا اگه عملی هم باشه بیهودست.

من گمان میکنم خدا و ماورا و دین و... بیش از القائات فرهنگی هستند و ریشه‌هایی در عمق روان انسان دارند. این البته دلیل بر وجود عینی آن‌ها نمی‌شود ولی بنظر من بر همین اساس باید بتوان خدا را تعریف کرد، در مورد بیهودگی آن هم من مخالف هستم، در میان مباحث (بدردنخور) پیرامون ماوراء بنظر من این از همه‌یِ آن‌ها بدردبخورتر است.

undead_knight

en.wikipedia.org/wiki/Mind_projection_fallacy

من فکر میکنم اصولا همه گفتگو ها در مورد "ماورا" ناشی از این سفسطه هست که شخص فکر میکنه چیزی که در ذهنش داره لزوما میتونه خارج از ذهنش هم وجود داشته باشه.
ما اصولا نمیتونم در مورد چیزی که مادی و حسی نباشه"تعریف قابل فهم" داشته باشیم مگر اینکه مادی تعریفش کنیم(که همه خدایان همینطور تعریف میشند)
Ad hoc hypothesis - WiKi
سایر خدایانی هم که تعریف"شخصی" دارند رو میشه هر بار با اضافه کردن فرضی از خطر رد شدن! نجات داد:))

نه این چیزی که من می‌گویم اتفاقا اصلا Ad hoc نیست. تازه من گمان در مورد مفاهیم قوی علمی هم حتی این مساله وارد است و مفهوم اتم هم هزار چرخ خورده و ما امروز به چیزی خردناپذیر می‌گوییم که اجزای مشخص دارد و ظاهرا Ad hoc هم نیست ظاهرا !! (البته از جنبه‌هایِ دیگر مخصوصا تفاوت هست ولی منظور اینکه‌ مفاهیم و تئوری‌ها یکشبه از آسمان که نمی‌افتند.)

...

مثلا به تعریف با این نگرش نگاه کنید:

Neither existence nor nonexistence as we understand it in the physical realm, applies to God; i.e., the Divine is abstract to the individual, beyond existing or not existing, and beyond conceptualization regarding the whole (one cannot say that God exists in the usual sense of the term; nor can we say that God is nonexistent).

God is divinely simple (one should not claim that God is one, or three, or any type of being.)

God is not ignorant (one should not say that God is wise since that word arrogantly implies we know what "wisdom" means on a divine scale, whereas we only know what wisdom is believed to mean in a confined cultural context).

Likewise, God is not evil (to say that God can be described by the word 'good' limits God to what good behavior means to human beings individually and en masse).

God is not a creation (but beyond that we cannot define how God exists or operates in relation to the whole of humanity).

God is not conceptually defined in terms of space and location.

God is not conceptually confined to assumptions based on time.

Apophatic theology - WiKi