چرا به وجود خدا اعتقاد ندارید؟
چرا به وجود خدا اعتقاد ندارید؟
mosaferچرا به وجود خدا اعتقاد ندارید؟
چون دلیلی برای وجودش نیست جز توهم برخی انسانهای باستانی،همینطور است برای دراکولا و...
این کاملترین جوابیه که میشد داد
و جوابی که اگر نپذیری به همان اندازه کامله که این جواب بود
mosaferاین کاملترین جوابیه که میشد داد
و جوابی که اگر نپذیری به همان اندازه کامله که این جواب بود
من متوجه نشدم دقیقا شما چی گفتی اینجا.ولی سوال را از هر دو طرف میشود پرسید و از نظر مباحثه و منطق هم اگر مد نظر باشد بار اثبات بر دوش مدعیست.
نبود شواهد کافی دلیل ما برای نپذیرفتن ایده ای بنام خداست.کجایش نامفهوم است؟
mosaferچرا به وجود خدا اعتقاد ندارید؟
برای باور یا اعتقاد داشتن به چیزی نخست باید یا آن را یک جوری مشاهده کرده باشیم، یا اینکه از دید منطق آن را باشنده (موجود) بدانیم.
خدا نه نگرش و مشاهده شده، نه اثر ناسرراست از خدا دیده شده و نه در برهانهای
منطقی باشندگی آن ثابت شده، پس روی هم رفته نیست - یا در صف اثبات جای دارد.
به گفته دیگر:
چیزی که نه خود و نه اثر ناسرراست آن، از دید فیزیکی نه نگریسته (مشاهده) شود،
نه دیده شود، نه شنیده شود، نه آروینیده (تجربه) شود به حکم منطق هستِش و وجود ندارد.
من هم منظورم اون بود که شما راحت گفتید دلیل نداره اعتقاد داشته باشید من هم به همون راحتی گفتم نه حرفتون رو قبول ندارم
ادعا کننده ای در کار نیست
اینکه بخوای اون باوری که داری رو نشون بدی نباید حتما کسی مدعی بشه و اون برای شما دلیل بیاره
انکار خدائی که اکثرا به طریقی و بواسطه ای قبولش دارن ؟
Mehrbodبرای باور یا اعتقاد داشتن به چیزی نخست باید یا آن را یک جوری مشاهده کرده باشیم، یا اینکه از دید منطق آن را باشنده (موجود) بدانیم.
خدا نه نگرش و مشاهده شده، نه اثر ناسرراست از خدا دیده شده و نه در برهانهای
منطقی باشندگی آن ثابت شده، پس روی هم رفته نیست - یا در صف اثبات جای دارد.به گفته دیگر:
چیزی که نه خود و نه اثر ناسرراست آن، از دید فیزیکی نه نگریسته (مشاهده) شود،
نه دیده شود، نه شنیده شود، نه آروینیده (تجربه) شود به حکم منطق هستِش و وجود ندارد.
پس شما با این دیدگاه به روح هم اعتقاد ندارید و از نظرتون هر ادمی خودش هست و کالبدش؟
mosaferمن هم منظورم اون بود که شما راحت گفتید دلیل نداره اعتقاد داشته باشید من هم به همون راحتی گفتم نه حرفتون رو قبول ندارم
ادعا کننده ای در کار نیست
اینکه بخوای اون باوری که داری رو نشون بدی نباید حتما کسی مدعی بشه و اون برای شما دلیل بیاره
انکار خدائی که اکثرا به طریقی و بواسطه ای قبولش دارن ؟
خوب شما میتوانید به گردش زمین بدور خورشید هم باور نداشته باشید.چیزی که شما باید درک کنید اینست که بار اثبات مدعا (وجود خدا) در بحث بر دوش مدعیست.
شما با مغالطه سعی دارید وارون آنرا نشان دهید.
جمله آخرتان هم معالطه توسل به اکثریت هست.در ضمن خدا ایده جهانی نیست که در همه جا یافت شود.بسیاری از انسانها به تناسخ و نبود خدا یا فقط مثلا روح اجدادشان و یا چند خدایی و سایر موهومات باور دارند.این خود نشان میدهد که ممکن است انسانی در طول زندگی خود با ایده وجود "خدا" مواجه هم نشود.
مغالطه؟
وقتی سوالی پرسیده میشه دلیلی نداره که خود سوال کننده دلیل و برهان بیاره
شمائی که بر ادعای خود پافشاری میکنید دلیل قانع کننده بیاورید
من بگم چرا خدا هست؟
مطمئن باشید اگر هر دلیلی هم بیاورم راحت ردش میکنید و میگوئید نه چنین نیست
شما میگید قبول ندارید خدائی باشه چون به چشم نمیبینید
خب خیلی چیزها هست که به چشم دیده نمیشن پس منکر اونید؟
خدای ما رو نه ولی اکثرا هستند که برای خودشون خدائی دارن حتی بعضا شیطان رو خدای خودشون مینامند
اندکند کسانی که کلا به هیچ چیز معتقد نباشن
اگر هیچ چیز نباشه همه کائنات به خودیه خود پدیدار شده؟
با این حال شما کلا به نابودی زمین و اخر بودن این دنیا اعتقادی ندارید و میاندیشید که دوره بازدهی دارد این زمان و زمین و کائنات که میگذرد و تمام؟
mosaferمن بگم چرا خدا هست؟
آری چون شما مدعی وجود خدا هستید.
من الان از شما بپرسم "چرا شما به دراکولا اعتقاد ندارید" و برای دفع خطر از آن یک بوته سیر گردنتان نمیاندازید من باید دلیل برای ادعایم بیاورم،یا شما باید بروید دلیل بیاورید دراکولایی وجود ندارد؟
mosaferمغالطه؟
وقتی سوالی پرسیده میشه دلیلی نداره که خود سوال کننده دلیل و برهان بیاره
شمائی که بر ادعای خود پافشاری میکنید دلیل قانع کننده بیاورید
من بگم چرا خدا هست؟
مطمئن باشید اگر هر دلیلی هم بیاورم راحت ردش میکنید و میگوئید نه چنین نیست
شما میگید قبول ندارید خدائی باشه چون به چشم نمیبینید
خب خیلی چیزها هست که به چشم دیده نمیشن پس منکر اونید؟
خدای ما رو نه ولی اکثرا هستند که برای خودشون خدائی دارن حتی بعضا شیطان رو خدای خودشون مینامند
اندکند کسانی که کلا به هیچ چیز معتقد نباشن
اگر هیچ چیز نباشه همه کائنات به خودیه خود پدیدار شده؟
با این حال شما کلا به نابودی زمین و اخر بودن این دنیا اعتقادی ندارید و میاندیشید که دوره بازدهی دارد این زمان و زمین و کائنات که میگذرد و تمام؟
ورود شما را به دفترچه خوشامد می گویم!
🌹
واقعا فرق زیاد میان خدا باوران در میان خودشان است اگر فقط خدا را خالق عالم بدانیم.
و به اندازه آدمها می تواند خدای شخصی با تعریف و درکی شخصی وجود داشته باشد و
برخی حتی نام دیگری بر او بگذارند و یا فقط درک و تصوری در ذهن داشته باشند بدون اینکه به دنبال نامگذاری آن باشند...
از اینها که گذشته، چه اهمیتی دارد که خداناباوران چرا به خدا اعتقاد ندارند؟ آیا این چیزی را روشن میکند؟ گرهی از مشکلات بشر می گشاید؟
راهگشای مساله ای است؟ خیر. فقط بحثی است در میان افراد برای پدیده ای معنوی. توصیه می کنم اگر مومن هستید به دنبال اکتشاف روحانی
و گسترش نیکی و راستی باشید تا بررسی علت بی خدایی دیگران. در نهایت مگر نه اینست که اگر خدا باشد خود بندگانش را هدایت خواهد کرد
و به باور من خدای ایده آل هیچ نیازی به شناسایی خود از سوی مخلوقاتش ندارد. این بیشتر نیازی انسانی است. که دینداران برای خدا متصور
می شوند و البته در پی آن انگیزه گسترش و حفظ گروه هم فکر قویتر است تا ارتباط مخلوقات با خدا یا حق در مفهومی الهی!
به خصوص که بیشتر افراد از نبود دلایل کافی وجود خدا را نپذیرفته اند و نه داشتن دلایل کافی برای نبودنش.
پاینده در پناه حق باشید!🌹
نظر من این هست: جمله چرا به وجود خدا اعتقاد ندارید در درون خود دارای نوعی مغلطه مصادره به مطلوب هست.یعنی به طور پیش فرض وجود خدا رو اثبات شده در نظر گرفته و میپرسد چرا شما اعتقاد ندارید!! مادامی که وجود خدا اثبات نشده این سوال مغلطه آمیز است...
مشکل اینجاست که نه شواهد کافی برای وجود خدا هست و نه اصلا معلوم است که خدا چیست و به دنبال چه باید بگردیم!
Russellآری چون شما مدعی وجود خدا هستید.
من الان از شما بپرسم "چرا شما به دراکولا اعتقاد ندارید" و برای دفع خطر از آن یک بوته سیر گردنتان نمیاندازید من باید دلیل برای ادعایم بیاورم،یا شما باید بروید دلیل بیاورید دراکولایی وجود ندارد؟
حکایت شما حکایت بچه ای که تو پرورشگاه بزرگ شده و ادعا میکنه من پدر و مادری ندارم
اگه تمام عالمیان براش ادعا و دلیل بیارن باز هم قبول نمیکنه چون ازشون ضربه دیده
از نظر اون تنها دلیلی که اونو گذاشتن پرورشگاه بیمهری و تنفر بوده ولی شاید اینطور نباشه
اون حتی نمیخواد باور کنه که از پدر خودش بوجود اومده چون چشاشو بسته
وقتی شما چشم بستین بر اینهمه من چطور حقیقت رو نشون بدم
مثل اینکه ببرمتون و ابشار زیبا نشون بدم شنیدن نمیتونه اون منظره رو به تصویر بکشونه
کمی دیدتان را گسترش بدید
شاید کمی فکر کردید همین چشمی که میخونید این مطلب رو چطور بوجود اومده
تصادفی ؟
Kaveh
ورود شما را به دفترچه خوشامد می گویم!🌹
واقعا فرق زیاد میان خدا باوران در میان خودشان است اگر فقط خدا را خالق عالم بدانیم.
و به اندازه آدمها می تواند خدای شخصی با تعریف و درکی شخصی وجود داشته باشد و
برخی حتی نام دیگری بر او بگذارند و یا فقط درک و تصوری در ذهن داشته باشند بدون اینکه به دنبال نامگذاری آن باشند...از اینها که گذشته، چه اهمیتی دارد که خداناباوران چرا به خدا اعتقاد ندارند؟ آیا این چیزی را روشن میکند؟ گرهی از مشکلات بشر می گشاید؟
راهگشای مساله ای است؟ خیر. فقط بحثی است در میان افراد برای پدیده ای معنوی. توصیه می کنم اگر مومن هستید به دنبال اکتشاف روحانی
و گسترش نیکی و راستی باشید تا بررسی علت بی خدایی دیگران. در نهایت مگر نه اینست که اگر خدا باشد خود بندگانش را هدایت خواهد کرد
و به باور من خدای ایده آل هیچ نیازی به شناسایی خود از سوی مخلوقاتش ندارد. این بیشتر نیازی انسانی است. که دینداران برای خدا متصور
می شوند و البته در پی آن انگیزه گسترش و حفظ گروه هم فکر قویتر است تا ارتباط مخلوقات با خدا یا حق در مفهومی الهی!
به خصوص که بیشتر افراد از نبود دلایل کافی وجود خدا را نپذیرفته اند و نه داشتن دلایل کافی برای نبودنش.پاینده در پناه حق باشید!🌹
سپاس بخاطر خوش امد گوئیتان🌹
تنها دلیلی که من وارد این سایت شدم(به اصرار یکی از بزرگواران همین سایت)همین بود
پس تعجب نکنید جز این حرفی نزنم
Anarchyنظر من این هست: جمله چرا به وجود خدا اعتقاد ندارید در درون خود دارای نوعی مغلطه مصادره به مطلوب هست.یعنی به طور پیش فرض وجود خدا رو اثبات شده در نظر گرفته و میپرسد چرا شما اعتقاد ندارید!! مادامی که وجود خدا اثبات نشده این سوال مغلطه آمیز است...
مشکل اینجاست که نه شواهد کافی برای وجود خدا هست و نه اصلا معلوم است که خدا چیست و به دنبال چه باید بگردیم!
این نوع نگرش یعنی برای من مهم نیست این دنیا چگونه بوجود اومده من باید زندگی کنم و از اون لذت ببرم
جالبه که وجود افریننده رو باور ندارید بگذریم که نامش را "خدا " "الله"و...گذاشتند میتوانست هر نام دیگر هم باشد
میشه لطف کرده و بفرمائیدکائنات چگونه بوجود اومدن؟
اینو که دیگه من نباید ثابت کنم؟
اگر افریننده ای نیست اینهمه نظم و ترتیب از کجاست؟
mosaferاین نوع نگرش یعنی برای من مهم نیست این دنیا چگونه بوجود اومده من باید زندگی کنم و از اون لذت ببرم
جالبه که وجود افریننده رو باور ندارید بگذریم که نامش را "خدا " "الله"و...گذاشتند میتوانست هر نام دیگر هم باشد
میشه لطف کرده و بفرمائیدکائنات چگونه بوجود اومدن؟
اینو که دیگه من نباید ثابت کنم؟
اگر افریننده ای نیست اینهمه نظم و ترتیب از کجاست؟
mosaferحکایت شما حکایت بچه ای که تو پرورشگاه بزرگ شده و ادعا میکنه من پدر و مادری ندارم
اگه تمام عالمیان براش ادعا و دلیل بیارن باز هم قبول نمیکنه چون ازشون ضربه دیده
از نظر اون تنها دلیلی که اونو گذاشتن پرورشگاه بیمهری و تنفر بوده ولی شاید اینطور نباشه
اون حتی نمیخواد باور کنه که از پدر خودش بوجود اومده چون چشاشو بسته
وقتی شما چشم بستین بر اینهمه من چطور حقیقت رو نشون بدم
مثل اینکه ببرمتون و ابشار زیبا نشون بدم شنیدن نمیتونه اون منظره رو به تصویر بکشونه
کمی دیدتان را گسترش بدید
شاید کمی فکر کردید همین چشمی که میخونید این مطلب رو چطور بوجود اومده
تصادفی ؟
درود،
روی هم رفته جهان به دو ریخت بیشتر نمیتواند پدید آمده باشد:
1. آفریدگاری آن را آفریده (=خلق کرده) باشد.
2. جهان نه آفریده شده باشد نه از میان برود، جاودانه و همیشگی باشد.
دیدگاه کمابیش همه خدا ناباوران دومی است، جهان نه آفریده شده، نه نابود میشود.
هر آینه، اگر دیدگاه شما این است که چیزی نمیتواند خود به خود آنجا باشد و یک کسی باید آن را آفریده باشد، آنگاه خود این پرسش به خدا هم باز میگردد:
آفریدگار جهان را آفریده.
آفریدگار این جهان را چه کسی آفریده؟
و اگر توانستیم به پرسش «آفریدگار این جهان را چه کسی آفریده پاسخ دهیم»، آنگاه باید به اینکه «آفریدگار آفریدگار این جهان را که چسی آفریده پاسخ دهیم» و این دور هرگز نمیپایاند.
از سوی دیگر، اگر بپذیریم که چیزی نه به هستِش (وجود) میاید و نه از میان میرود - که همه دانش ما نیز همینگونه است و مهاد پایستگی ماده (اصل بقای ماده) میگوید که ماده نه به وجود میاید نه از میان میرود، تنها از ریختی به ریخت دیگر میرود - آنگاه میبینیم که نیازی به آفریدگار نیست.
پرسشی که اینجا در میان میاید این است که پس چرا ما این «حس» را داریم که باید یک کسی جهان را آفریده باشد؟
این برمیگردد به اینکه ما آدم هستیم و به شیوه نگرشمان که در هر چیزی بدنبال «علت غایی» یا «سرانجام کار» میگردیم؛ برای نمونه چون همه کارهای
خودمان انگیزه و آماجی را دنبال میکنند - بلند میشویم میرویم سر یخچال چون تشنهایم؛ زنگ میزنیم پیتزا سپارش میدهیم، چون گرسنهایم - از
همینرو درباره خود جهان هم دنبال انگیزه و فرنودی پشت آن میگردیم که برای چه باید جهانی باشد و چرا باید زندگی در آن رخ دهد و همه اینها برای چیست.
هر آینه، چنین نگرشی تنها وابسته به آدم است؛ ما درون «سیستم جهان» هستیم و چیزهایی که ما میاندیشیم
و حس میکنیم، تنها درباره همین درون سیستم معنی میدهند و درباره خود سیستم دیگر معنی نداده و کار نمیکنند.
برای دریافت بهتر: ما میتوانیم بیاری فرایافت و مفهومی به نام «زمان»، بگوییم که دیروز چکار کردیم، امروز کجاییم
و فردا چکار میکنیم. ولی نمیتوانیم با این مفهوم به اینکه «پیش از خود زمان» چه زمانی بوده سخنی بگوییم،
چرا که «پیش از زمان» دیگر مفهومی به نام «زمان» نیست، یا گزاره «زمانی که دیگر زمانی نباشد» باز هم کار نمیکند!
پ.ن.
چیزی بنام «تصادفی پدید آمدن» جهان نیز نداریم گرامی، این «تصادفی» که میشنوید هر از گاهی دانشمندان میپرانند واژه آنچنان پَرسونی (دقیق) نیست.
برای نمونه، اگر یک بختآزمایی با یک میلیون بلیط داشته باشیم، یکی از شرکت کنندگان "تصادفا" یا شانسی برنده خواهد شد.
ولی اینکه یکی از میان این یک میلیون آدم بیگمان برنده خواهد شود - مهم نیست چه کسی - دیگر تصادفی نیست، حتمی است!
درباره تصادفی بودن پدید آمدن زندگی در جهان نیز چنین است و ما میگوییم که پدید آمدن زندگی روی گویال زمین (کره زمین) تصادفی بوده، به همان ریختی
که از میان این همه کهکشان و ستاره و گویال و .. روی گیتی زمین ما زندگی پدید آمده؛ ولی اینکه زندگی خواه ناخواه یک جایی پدید میآمده دیگر تصادفی نیست!
همینجور در جای جای جهان بیکران و بزرگمان نیز زندگی پدید آمده و ما تنها نیستیم.
mosaferاگر افریننده ای نیست اینهمه نظم و ترتیب از کجاست؟
Mehrbodدرود،
که از میان این همه کهکشان و ستاره و گویال و .. روی گیتی زمین ما زندگی پدید آمده؛ ولی اینکه زندگی خواه ناخواه یک جایی پدید میآمده دیگر تصادفی نیست!
همینجور در جای جای جهان بیکران و بزرگمان نیز زندگی پدید آمده و ما تنها نیستیم.
جالب بود و غیر باور
پس باید خدایانی باشن که کراتی ومردمانی خلق کرده اند که از هم بیخبرند
وقتی شما همین خدائی که نامش را میریم معتقد نیستید بدنبال خدای خدا هم میگردید
کلا خدا هم به حتم خودبخود بوجود نیامده ولی اینکه ما را افریده را هم نمیپذیرید
اگر قرار به نابودی نبود چه لزومی دارد عده ای زاده شوند و عده ای بمیرند؟
تا کجا این زاد و ولد ادامه خواهد داشت؟
جسارتا حرفهایتان یک سطحی
من نه میتواتنم خدای خودم را نشانتان دهم نه میتوانم سخنان شما را باور کنم
و این میشود حکایت چرخشی بحث
و این دلیل اصلی نماندن مسلمانان در کنار شماست
ولی به نظر من شما با اسلام مخالف هستید نه خدا
چون بیشتر اعتراضاتتان با مسلمانهاست نه ادیان دیگه
David Hume
مطلب طولانی بود ولی کمابیشش رو خوندم و نام نویسنده را
میتوان بپرسم این اردشیر نام چه کسی هست؟
mosaferجالب بود و غیر باور
پس باید خدایانی باشن که کراتی ومردمانی خلق کرده اند که از هم بیخبرند
وقتی شما همین خدائی که نامش را میریم معتقد نیستید بدنبال خدای خدا هم میگردید
کلا خدا هم به حتم خودبخود بوجود نیامده ولی اینکه ما را افریده را هم نمیپذیرید
آری، اگر نیاز به آفریدگار باشد، پس آفریدگار این جهان هم دوباره خود آفریدگاری دارد و آفریدگار این آفریدگار هم خود آفریدگاری و همینجور تا بالا!
mosaferاگر قرار به نابودی نبود چه لزومی دارد عده ای زاده شوند و عده ای بمیرند؟
چیزی به نام «نابودی» نداریم. هماکنون در بدن شما اتمهایی هست که زمانی در بدن کوروش بودهاند برای نمونه!
مرگ برای آدم مرگ است، برای طبیعت تنها از هم باز شدن ماده و از ریختی (زنده) به ریخت دیگر (خوراک موش و باکتری) در آمدن است.
mosaferتا کجا این زاد و ولد ادامه خواهد داشت؟
زاد و مرگ آدمی از روی ناکارآمدی سیستم سوختوساز یا metabolism بدن ما است که
پس از چند سال فرسوده شده و کم کم آسیبها روی هم انباشته شده و مایه مرگ ما میشوند.
در این جُستار به اینکه با پیشرفت دانش و فندآوری میتوانیم در همین جهان به جاودانگی مادی دست یابیم اندکی پرداختهایم: مرگ
mosaferجسارتا حرفهایتان یک سطحی
من نه میتواتنم خدای خودم را نشانتان دهم نه میتوانم سخنان شما را باور کنم
و این میشود حکایت چرخشی بحث
چیزی چرخشیکی اینجا نیست! یا جهان آفریدگار دارد و آفریدگار جهان خود دوباره آفریدگار و همینجور تا بالا،
یا جهان آفریدگاری ندارد و همیشه بوده و هست: نه آفریده شده نه از میان میرود.
یکی از این دو بیشتر نمیتواند درست باشد و با اندیشه بیشتر میتوان دریافت کدام.
mosaferو این دلیل اصلی نماندن مسلمانان در کنار شماست
ولی به نظر من شما با اسلام مخالف هستید نه خدا
چون بیشتر اعتراضاتتان با مسلمانهاست نه ادیان دیگه
آری مخالفت با اسلام از دید سیاسی و عملی است، مخالفت با خدا از دید فلسفی و منطقی.
با اسلام هم کسی مخالف نیست اگر تنها در دامنه باورهای شخصی بماند و مسلمانان باورهایشان را برای خودشان
نگه دارند و به دیگران زور نکنند. اگرنه باور هر کس تا زمانیکه به دیگران فرو نکند و به کسی آسیبی هم نرساند خود محترم است.
mosaferحکایت شما حکایت بچه ای که تو پرورشگاه بزرگ شده و ادعا میکنه من پدر و مادری ندارم
اگه تمام عالمیان براش ادعا و دلیل بیارن باز هم قبول نمیکنه چون ازشون ضربه دیده
از نظر اون تنها دلیلی که اونو گذاشتن پرورشگاه بیمهری و تنفر بوده ولی شاید اینطور نباشه
اون حتی نمیخواد باور کنه که از پدر خودش بوجود اومده چون چشاشو بسته
وقتی شما چشم بستین بر اینهمه من چطور حقیقت رو نشون بدم
مثل اینکه ببرمتون و ابشار زیبا نشون بدم شنیدن نمیتونه اون منظره رو به تصویر بکشونه
کمی دیدتان را گسترش بدید
شاید کمی فکر کردید همین چشمی که میخونید این مطلب رو چطور بوجود اومده
تصادفی ؟
شما دلایلتان را بیاورید اگر قانع کننده باشد ما هم به خدا باورمند میشویم.پیشاپیش شما از کجا میدانید؟
چشم هم نتیجه فرگشت است دوست گرامی.اتفاقا یکی از بسیار مستندات فرگشت امروزه همین فرگشت یافتن چشم است.
mosaferپس باید خدایانی باشن که کراتی ومردمانی خلق کرده اند که از هم بیخبرند
وقتی شما همین خدائی که نامش را میریم معتقد نیستید بدنبال خدای خدا هم میگردید
کلا خدا هم به حتم خودبخود بوجود نیامده ولی اینکه ما را افریده را هم نمیپذیرید
به چناب مهربد نگفت خدایانی هستند که از هم بی خبرند...گفتند زندگی در جاهای دیگر گیتی هم وجود دارد.اما اینکه شما بفرماید به حتم خدا هم خود به خود وجود نیامده زیرآب مفهومی به نام خدا را زده اید و دچار تسلسلی تا بی نهایت خواهد شد و برهان علیت هم به همین دلیل بی اعتبار شده است...ضمنا با عقاید دینی شما هم باید در تناقض باشد این شخن خودتون!!
mosaferاگر قرار به نابودی نبود چه لزومی دارد عده ای زاده شوند و عده ای بمیرند؟
باز هم طبق صحبت جناب مهربد منظور شما اگر موجودات زنده هست بله نابود میشوند اما ذرات بنیادی نه !! ضمن اینکه شما از لزوم هدف صحبت میکنید در حالی که قراری بر وجود هدف نبوده و نیست در این سیستم...
mosaferو این دلیل اصلی نماندن مسلمانان در کنار شماست
ما از حضور مسلمانان یا هر انسانی با تفکری استقبال میکنیم...به هر حال تا جایی که بحث در حوزه منطق باشد چه دلیلی دارد که فردی اینجا رو ترک کنه؟
mosaferچون بیشتر اعتراضتان با مسلمانهاست نه ادیان دیگه
دلیل این فوکوس ما به روی اسلام ابتلا ایران به این دین هست و نه اینکه ما به فرض مثال مسیحیت رو به حق میدونیم.
mosaferمطلب طولانی بود ولی کمابیشش رو خوندم و نام نویسنده را
میتوان بپرسم این اردشیر نام چه کسی هست؟
اردشیر همان اردشیر پاینده نویسنده و در واقع گردآورنده مطلب است که شخص شناخته شده ای نیست...مطلب هم برگرفته از مطالب فلاسفه ای مثل دیوید هیوم است.میتونید به صفحه ویکی پدیا در خصوص هم مراجعه کنید.
[h=1]برهان نظم[/h]
مسافر گرامی مطالعه این لینک هم درباره خدای حفره ها مفید است:
خدای حفره ها چیست؟
برخی ها برای اعتقاد به خدایشان نوعی کشش درونی را مثال می زنند. مثلا می گویند همانطور که مرغان مهاجر خود بخود بدون اینکه درس خوانده باشند یا آموزش دیده باشند:
1) می دانند وقت کوچ است.
2) بدون آموزش جهت یابی می کنند
و هردو برایشان مفید است و ثمره نهایی اش مفید است.
خدا را هم از کشش درونی قبول دارند.
مسلمانان، مسیحیان، گاوپرستان، آلت پرستان و بت پرستان اینجوری خدایشان را قبول دارند و خدای همشون هم دارای معجزه و شفا بخشی و برآورنده حاجات است.
(فکر نکن خدای مسلمانان و بزرگ مرده های توی قبر شیعیان فقط شفا و معجزه گرند. به منابع ادیان مختلف مراجعه کن.
Agnosticبرخی ها برای اعتقاد به خدایشان نوعی کشش درونی را مثال می زنند. مثلا می گویند همانطور که مرغان مهاجر خود بخود بدون اینکه درس خوانده باشند یا آموزش دیده باشند:
1) می دانند وقت کوچ است.
2) بدون آموزش جهت یابی می کنند
و هردو برایشان مفید است و ثمره نهایی اش مفید است.
خدا را هم از کشش درونی قبول دارند.
مسلمانان، مسیحیان، گاوپرستان، آلت پرستان و بت پرستان اینجوری خدایشان را قبول دارند و خدای همشون هم دارای معجزه و شفا بخشی و برآورنده حاجات است.
(فکر نکن خدای مسلمانان و بزرگ مرده های توی قبر شیعیان فقط شفا و معجزه گرند. به منابع ادیان مختلف مراجعه کن.
همه این ادعاها بر برهان فطرت استوار است که با یک مثال نقض پوچ خواهد شد.
Anarchyهمه این ادعاها بر برهان فطرت استوار است که با یک مثال نقض پوچ خواهد شد.
فرض کنید مسلمانی مثال فوق(کشش درونی و پرندگان مهاجر) را مطرح کرد چگونه پاسخش را میدهید.
Agnosticفرض کنید مسلمانی مثال فوق(کشش درونی و پرندگان مهاجر) را مطرح کرد چگونه پاسخش را میدهید.
اینها بحثهای فلسفی منسوخ شده هستند که متاسفانه هنوز از چرخه خارج نشده اند.
کشش درونی همان رانه است در روانشناسی.
مثلا انسان رانه دارد برای گرسنگی و دنبال غذا رفتن،این نتیجه ای درباره حقیقتی نمیدهد جز اینکه چنین رانه ای در انسان فرگشت یافته برای بقا.
حالا وجود یک رانه برای حس عرفانی که لزوما ربطی حتی به ماورا میتواند نداشته باشد مثلا حس ملیگرایانه هم خیلی شبیه به همین حس عرفانیست،ربطی به حقیقت یک کشور یا یک دین یا یک باور خرافی ندارد.
Agnosticفرض کنید مسلمانی مثال فوق(کشش درونی و پرندگان مهاجر) را مطرح کرد چگونه پاسخش را میدهید.
[h=2]رد برهان فطرت[/h]نگارنده (گان):اردشیر پاینده
برخی چنین می گویند كه باور به خدا در میان تمام ملل و در تمام زمانها به نوعی وجود داشته، پس نمی تواند دروغی بی اساس باشد.
در این برهان از دو مقدمه استفاده شده است. یكی اینكه باور به خدا همواره وجود داشته، و دیگر اینكه همیشگی بودن یك باور به معنی درستی آن است.
در مورد مقدمه ی اول می توان با قطعیت گفت كه اشتباهی بزرگ است. ایده ی خدا به شكلی كه در ادیان متعارف وجود دارد، جز بسیار كوچكی را تشكیل می دهد، كه هم از نظر جغرافیایی پراكندگی كامل ندارد، و هم از نظر زمانی به گذشته های دور نمی رسد. سایر چیزهایی كه با عنوان مشابه، یعنی "خدا" نامیده می شوند، عملا تنها در اسم با آن اشتراك دارند. قبیله أی كه گاو می پرستد چقدر با اسلام یا مسیحیت تشابه دارد؟
از این برهان با عنوان برهان فطرت نیز یاد می شود، و اینگونه بیان می کنند که باور به خدا فطریست (یعنی همیشه و همه جا وجود داشته و خواهد داشت) و لزا خدا وجود دارد.
آنچه فطری بودن باورها می نامیمش، معمولا چیزی نیست جز بازتابی از هنجارهای اجتماعی. نمونه ای از آن می تواند شیوه ی لباس پوشیدن باشد. ما عادت داریم بیشتر بدن خود را بپوشانیم، و در صورتی که جز این باشد معذب خواهیم بود. آیا این مسئله به معنی فطری بودن "حیا"ست ؟ خیر، به این خاطر است که محیط اینگونه ما را عادت داده است، همانطور که بسیاری از قبایل بدوی عادت به لباس پوشیدن ندارند و از این خصلت فطری بی بهره هستند. حال فرض کنید جوامعی باشند که تبلیغاتی بسیار بسیار زیاد برای خدا می کنند (مثل ایران و اکثر کشورهای دیگر) و باور خدا نیز فطری نباشد. به نظر شما فردی که از لحظه ی تولد با این مسئله درگیر است می تواند آن را از ناخودآگاه خود خارج کند ؟ به نظر من نمی تواند، و این همان است که فطری بودن باور می خوانندش. مانند زبان مادری. زبان مادری نیز فطری نیست، ولی به خاطر ارتباط بسیار نزدیکی که با آن داشته ایم (به خصوص در زمان کودکی) هیچگاه از ناخودآگاه ما خارج نمی شود و تا پایان عمر نیز ما را همراهی می کند.
پس یادآوری یک چیز به معنای فطری بودن آن نیست.
و حال فرض کنیم باور خدا فطریست (در حالی که هیچ دلیلی برای آن نداریم)، آیا میتوانیم از آن وجود خدا را نتیجه بگیریم ؟ مسلما خیر. این مطلب در برهان احساس، برهان پاسخ و برهان معقولیت به طور کامل بررسی شده است.توسط اردشیر پاینده
Russellشما دلایلتان را بیاورید اگر قانع کننده باشد ما هم به خدا باورمند میشویم.پیشاپیش شما از کجا میدانید؟
چشم هم نتیجه فرگشت است دوست گرامی.اتفاقا یکی از بسیار مستندات فرگشت امروزه همین فرگشت یافتن چشم است.
گرامی وقتی شما خودتان نمیخواهید باور کنید من اگر خودِ خدا رو هم بیارم شما نقضش میکنید
Mehrbodآری، اگر نیاز به آفریدگار باشد، پس آفریدگار این جهان هم دوباره خود آفریدگاری دارد و آفریدگار این آفریدگار هم خود آفریدگاری و همینجور تا بالا!
چیزی به نام «نابودی» نداریم. هماکنون در بدن شما اتمهایی هست که زمانی در بدن کوروش بودهاند برای نمونه!
مرگ برای آدم مرگ است، برای طبیعت تنها از هم باز شدن ماده و از ریختی (زنده) به ریخت دیگر (خوراک موش و باکتری) در آمدن است.زاد و مرگ آدمی از روی ناکارآمدی سیستم سوختوساز یا metabolism بدن ما است که
پس از چند سال فرسوده شده و کم کم آسیبها روی هم انباشته شده و مایه مرگ ما میشوند.در این جُستار به اینکه با پیشرفت دانش و فندآوری میتوانیم در همین جهان به جاودانگی مادی دست یابیم اندکی پرداختهایم: مرگ
چیزی چرخشیکی اینجا نیست! یا جهان آفریدگار دارد و آفریدگار جهان خود دوباره آفریدگار و همینجور تا بالا،
یا جهان آفریدگاری ندارد و همیشه بوده و هست: نه آفریده شده نه از میان میرود.یکی از این دو بیشتر نمیتواند درست باشد و با اندیشه بیشتر میتوان دریافت کدام.
آری مخالفت با اسلام از دید سیاسی و عملی است، مخالفت با خدا از دید فلسفی و منطقی.
با اسلام هم کسی مخالف نیست اگر تنها در دامنه باورهای شخصی بماند و مسلمانان باورهایشان را برای خودشان
نگه دارند و به دیگران زور نکنند. اگرنه باور هر کس تا زمانیکه به دیگران فرو نکند و به کسی آسیبی هم نرساند خود محترم است.
متاسفم نه میتونم اونی که باور دارم به حقانیت برسونم نه سخنان شما حقانیت منو از دیدِ خودم کم میکنه
اثبات هر ادعا بر عهده ی مدعی هست نه انکار کننده ی اون ... شما دلیل علمی و قانع کننده ارائه کنید بنده همین الان به وجود خدا ایمان میارم .. ولی شوربختانه یا خوشبختانه تمامی برهان های خداباوران با دلایل منطقی مردود و نقض شدند
کافراثبات هر ادعا بر عهده ی مدعی هست نه انکار کننده ی اون ... شما دلیل علمی و قانع کننده ارائه کنید بنده همین الان به وجود خدا ایمان میارم .. ولی شوربختانه یا خوشبختانه تمامی برهان های خداباوران با دلایل منطقی مردود و نقض شدند
این پیش داوری شما یعنی هر حرفی از نظر شما مردود و نقض است
چه احتیاج به سخن گفتن؟
mosaferگرامی وقتی شما خودتان نمیخواهید باور کنید من اگر خودِ خدا رو هم بیارم شما نقضش میکنید
دوست گرامی بحث کردن یعنی دلیل و استدلال آوردن،من میگویم استدلال یا نشانی چیزی از خدا مشاهده کنم قبول میکنم.دیگر از این بیشتر که نمیشود.شما بفرمایید دلیل را حالا ما قبول هم نکنیم (دروغ گفته باشیم) کسی ممکن است پیدا شود بقدر ما شاید معاند نباشد دلیل شما را ببیند براه راست هدایت شود.
mosaferگرامی وقتی شما خودتان نمیخواهید باور کنید من اگر خودِ خدا رو هم بیارم شما نقضش میکنید
گرامی قطعا این گونه نیست... در راستای ادعای خود شما دلایل رو بیاورید ما هم یک به یک بررسی میکنیم.شما خودتون دارید به شکل عجیبی در مورد ما پیش داوری میکنید!!!
Russellدوست گرامی بحث کردن یعنی دلیل و استدلال آوردن،من میگویم استدلال یا نشانی چیزی از خدا مشاهده کنم قبول میکنم.دیگر از این بیشتر که نمیشود.شما بفرمایید دلیل را حالا ما قبول هم نکنیم (دروغ گفته باشیم) کسی ممکن است پیدا شود بقدر ما شاید معاند نباشد دلیل شما را ببیند براه راست هدایت شود.
Anarchyگرامی قطعا این گونه نیست... در راستای ادعای خود شما دلایل رو بیاورید ما هم یک به یک بررسی میکنیم.شما خودتون دارید به شکل عجیبی در مورد ما پیش داوری میکنید!!!
ببینید من عقیده دارم این جهان و انسانها افریده ای دارند
کار به دین هم ندارم
از نظر من از جنین شکم مادر گرفته تا ماه و خورشید تمامش رو خدائی خلق کرده که شما بهش اعتقادی ندارید
حالا این وسط چه دلیلی بیارم جز این؟
mosaferببینید من عقیده دارم این جهان و انسانها افریده ای دارند
کار به دین هم ندارم
از نظر من از جنین شکم مادر گرفته تا ماه و خورشید تمامش رو خدائی خلق کرده که شما بهش اعتقادی ندارید
حالا این وسط چه دلیلی بیارم جز این؟
گرامی خب شما میگید اعتقاد دارم...اعتقاد شما آیا پشتوانه علمی-منطقی هم داره؟ اینها رو بیان کنید و گرنه صرف اعتقاد میشه به خیلی مسائل اعتقاد داشت.
Anarchyگرامی خب شما میگید اعتقاد دارم...اعتقاد شما آیا پشتوانه علمی-منطقی هم داره؟ اینها رو بیان کنید و گرنه صرف اعتقاد میشه به خیلی مسائل اعتقاد داشت.
بیشترش حسمه
اونی که حسش میکنم
شاید حس از نظر شما منطق نباشه(خب طبیعتا هم نیست گاها)ولی از نظر من هست
حس رو نمیشه بیان کرد باید فهمید
mosaferبیشترش حسمه
اونی که حسش میکنم
شاید حس از نظر شما منطق نباشه(خب طبیعتا هم نیست گاها)ولی از نظر من هست
حس رو نمیشه بیان کرد باید فهمید
در این خصوص بنگرید به این لینک ها:
خدا را باید احساس کرد
رد برهان پاسخ به امیال درونی
رد برهان معقولیت
Anarchyدر این خصوص بنگرید به این لینک ها:
خدا را باید احساس کرد
رد برهان پاسخ به امیال درونی
رد برهان معقولیت
شما تمام لینکاهاتون رد کردنه
حتی این حس
ممنون بابت زحمتتون ولی حقیقتش علاقه ندارم بخونم
حتی باز نکردم لینک رو
ولی دوست ندارم حسمو تغییر بدم و جاشو خالی بزارم
mosaferشما تمام لینکاهاتون رد کردنه
حتی این حس
ممنون بابت زحمتتون ولی حقیقتش علاقه ندارم بخونم
حتی باز نکردم لینک رو
ولی دوست ندارم حسمو تغییر بدم و جاشو خالی بزارم
خب من در راستای نظرم مطالب رو میذارم و باید هم لینک برای رد کردنش بگذارم...شما هم بهتر است لینک ها رو ببینید و گرنه بحث ما بیهوده هست.البته کمی حق میدم گارد گرفتن شما در مقابل طرز فکری که مکانیسم دفاعی ذهنی شماست و حتی متزلزل شدنش ناراحت کننده است😚
Anarchyخب من در راستای نظرم مطالب رو میذارم و باید هم لینک برای رد کردنش بگذارم...شما هم بهتر است لینک ها رو ببینید و گرنه بحث ما بیهوده هست.البته کمی حق میدم گارد گرفتن شما در مقابل طرز فکری که مکانیسم دفاعی ذهنی شماست و حتی متزلزل شدنش ناراحت کننده است😚
کلا ترجیح میدم بحثی ادامه پید نکنه چون به قول شما بیهودست
خوشحال شدم کم ولی هم صحبتی با شما(هر چند عقایدمان متفاوت بود)🌹
mosaferکلا ترجیح میدم بحثی ادامه پید نکنه چون به قول شما بیهودست
خوشحال شدم کم ولی هم صحبتی با شما(هر چند عقایدمان متفاوت بود)🌹
من نگفتم بحث بیهود هست گرامی...گفتم اگر شما ادعای ما رو ندونید و نخونید و بعد خودتون هم استدلالی نداشته باشید بحث بیهوده هست.در نهایت هم این انجمن از حضور افراد با هر طرز فکری استقبال میکنه مادامی که قوانین انجمن رو زیر پا نداره...
با سپاس از شما🌹
mosaferاین پیش داوری شما یعنی هر حرفی از نظر شما مردود و نقض است
چه احتیاج به سخن گفتن؟
فرض کنید شما من رو متهم میکنید (ادعا میکنید - مدعی هستید) که ماشین شما رو دزدیدم، آیا این وظیفه ی شماست که ثابت کنید که من دزدیدمش یا وظیفه ی منه که ثابت کنم ندزدیدمش؟ دوستانی که میگن ثابت کردن وظیفه ی شماست روی این اصل منطقی صحبتشون رو مطرح میکنند، البته به نظر من شما با منطق آشنایی ندارید، به نظر میرسه شما فکر میکنید منطق یه بازی موش و گربه هست و نه ابزاری برای تعیین درستی یا نادرستی یک ادعا.
Anarchyمن نگفتم بحث بیهود هست گرامی...گفتم اگر شما ادعای ما رو ندونید و نخونید و بعد خودتون هم استدلالی نداشته باشید بحث بیهوده هست.در نهایت هم این انجمن از حضور افراد با هر طرز فکری استقبال میکنه مادامی که قوانین انجمن رو زیر پا نداره...
با سپاس از شما🌹
باید منو تا بحال شناخته باشید
از نظر من اجرای قوانین نشان دهنده ی شخصیت هر فردِ و من همیشه سعی میکنم شخصیتم رو خدشه دار نکنم
حق با شماست وقتی من نمیخوام بدونم و نمیتونم استدلالی بیارم که حسمو پیروز کنه ادامه دادن شبیه حول دایره چرخیدنه
🌹
mosaferباید منو تا بحال شناخته باشید
از نظر من اجرای قوانین نشان دهنده ی شخصیت هر فردِ و من همیشه سعی میکنم شخصیتم رو خدشه دار نکنم
حق با شماست وقتی من نمیخوام بدونم و نمیتونم استدلالی بیارم که حسمو پیروز کنه ادامه دادن شبیه حول دایره چرخیدنه
🌹
در خصوص قوانین صحبتم کلی بود و خواستم حدود تحمل پذیری انجمن دفترچه رو ذکر کنم.در مورد بحث هم میل خودتون هست..این انجمن بخش های متنوعی داره و بحث محدود به خدا و اسلام نیست.
mosaferولی دوست ندارم حسمو تغییر بدم و جاشو خالی بزارم
بدید من حس به خدا یا هتا روح چیز بدی نیست اگر مایه دلخوشی و لذت باشد، ولی باور به اسلام خطرناک است،
چرا که دینی است سیاسی و در همه زمینهها از توالت رفتن تا قانونهای کشورداری را میخواهد بنام خود بدگراند.
Nocturneفرض کنید شما من رو متهم میکنید (ادعا میکنید - مدعی هستید) که ماشین شما رو دزدیدم، آیا این وظیفه ی شماست که ثابت کنید که من دزدیدمش یا وظیفه ی منه که ثابت کنم ندزدیدمش؟ دوستانی که میگن ثابت کردن وظیفه ی شماست روی این اصل منطقی صحبتشون رو مطرح میکنند، البته به نظر من شما با منطق آشنایی ندارید، به نظر میرسه شما فکر میکنید منطق یه بازی موش و گربه هست و نه ابزاری برای تعیین درستی یا نادرستی یک ادعا.
در کنار وظیفه من برای ادعائی که مثالش رو اوردید شما هم باید حقیقت صحبتتون رو اثبات کنید
بله حق با شماست من منطقی رو نمیدونم
منطق اونه از نظر من که خودم قبولش دارم
Nocturneفرض کنید شما من رو متهم میکنید (ادعا میکنید - مدعی هستید) که ماشین شما رو دزدیدم، آیا این وظیفه ی شماست که ثابت کنید که من دزدیدمش یا وظیفه ی منه که ثابت کنم ندزدیدمش؟ دوستانی که میگن ثابت کردن وظیفه ی شماست روی این اصل منطقی صحبتشون رو مطرح میکنند، البته به نظر من شما با منطق آشنایی ندارید، به نظر میرسه شما فکر میکنید منطق یه بازی موش و گربه هست و نه ابزاری برای تعیین درستی یا نادرستی یک ادعا.
در کنار وظیفه من برای ادعائی که مثالش رو اوردید شما هم باید حقیقت صحبتتون رو اثبات کنید
شاید حق با شماست و من منطق رو نمیدونم
ولی منطق از نظر من اونه که خودم قبولش دارم
mosaferحقیقتش علاقه ندارم بخونم
حتی باز نکردم لینک رو .
دوست ندارم حسمو تغییر بدم و جاشو خالی بزارم
راستش فقط می تونم بگم شرمنده هستم .. از اینکه دوست ندارید با واقعیت روبرو بشید و کماکان مایل هستید در همون جهالت دست و پا بزنید . این شعر زیر براستی که زیبنده ی شما و همفکران شماست !
هر جا که قلم گفت: نمیدانم چیست
گفتیم بجز ذات خدا علت کیست؟
اینجاست که هرچه از خدا می دانیم
جز حاصلِ مجموعِ جهالت ها نیست
کافرراستش فقط می تونم بگم شرمنده هستم .. از اینکه دوست ندارید با واقعیت روبرو بشید و کماکان مایل هستید در همون جهالت دست و پا بزنید . این شعر زیر براستی که زیبنده ی شما و همفکران شماست !
هر جا که قلم گفت: نمیدانم چیست
گفتیم بجز ذات خدا علت کیست؟
اینجاست که هرچه از خدا می دانیم
جز حاصلِ مجموعِ جهالت ها نیست
راستش من هم فقط می تونم بگم شرمنده هستم .. از اینکه شما نیز دوست ندارید با واقعیت روبرو بشید و کماکان مایل هستید در همون جهالت دست و پا بزنید . این شعر زیر براستی که زیبنده ی شما و همفکران شماست !
هر جا که قلم گفت: نمیدانم چیست
گفتیم بجز ذات خدا علت کیست؟
اینجاست که هرچه از خدا می دانیم
جز حاصلِ مجموعِ جهالت ها نیست