شاید بگید ما که ادعای وجود خدارو داریم ما باید اثباتش هم کنیم!! اما تویه مملکت ما همه به خدا اعتقاد دارن و این اعتقاد امر بدیهی و عقلانیه.
شما که تویه همچین جامعه ای بلند میشید میگید خدا نیست پس شما باید عدم وجودش رو اثبات کنید!!! چون جامعه ما وجود خدارو به عنوان بدیهیات قبول کرده است!!!
پس شما ادعا میکنید نه ما!!! پس ادعاتون رو اثبات کنید
اینها نگارشهای فرگشتهی "بار اثبات بر دوش مدعی" هستند؟ (:
دلاستوارید داستان را درست گرفتهاید؟ سخن این نیست که چه کسی "نخست آمده" یا
"بیشتر مردم" چه باوری دارند، سخن بر سر این است که "ادعا چیست" و "مدعی کیست".
پس اگر 99.9999999% مردم جهان مسلمان باشند، ولی یکی بیدین باشد، هنوز چه
کسی ادعا میکند الله آفریدگار است؟ مسلمان؛ بار اثبات ادعا بر دوش چه کسی است؟ مسلمان!
اینها نگارشهای فرگشتهی "بار اثبات بر دوش مدعی" هستند؟ (:
دلاستوارید داستان را درست گرفتهاید؟ سخن این نیست که چه کسی "نخست آمده" یا "بیشتر مردم" چه باوری دارند، سخن بر سر این است که "ادعا چیست" و "مدعی کیست".
پس اگر 99.9999999% مردم جهان مسلمان باشند، ولی یکی بیدین باشد، هنوز چه کسی ادعا میکند الله آفریدگار است؟ مسلمان؛ بار اثبات ادعا بر دوش چه کسی است؟ مسلمان!
لطفن از مغالطه تحریف سخن استفاده نكنید!!! بنده عرض كردم اعتقاد به خدا بدیهی و عقلانیه و تویه جامعه ایران همه به خدا اعتقاد دارن!! چون امر طبیعیه پس ادعا نیست!!! مثلن دو نفر وقتی همدیگه رو ببینن و با هم دست بدن یكی بگه اقاجان من خدارو قبول ندارم!!! اون یكی میگه واسه چی قبول نداری؟؟؟ بعد هم ایشون رو به منابع وجود خدا ارجاع میده! حالا اگه یه نفر از این دوتا بیاد بگه اقا من مسلمونم! اون یكی هم میگه خوب منم مسلونم كه چی بشه؟؟؟ یعنی اعتقاد داشتن امر طبیعیه و ادعا حرفیه كه بر خلاف امری طبیعی و بدیهی و عقلانی باشه پس افرادی مثل شما تویه جامعه ما حرفشون ادعا میشه و حرف ما طبیعی!!! پس لطف بفرمایید ادعاتون رو اثبات كنید
لطفن از مغالطه تحریف سخن استفاده نكنید!!!
بنده عرض كردم اعتقاد به خدا بدیهی و عقلانیه و تویه جامعه ایران همه به خدا اعتقاد دارن!! چون امر طبیعیه پس ادعا نیست!!!
مثلن دو نفر وقتی همدیگه رو ببینن و با هم دست بدن یكی بگه اقاجان من خدارو قبول ندارم!!! اون یكی میگه واسه چی قبول نداری؟؟؟ بعد هم ایشون رو به منابع وجود خدا ارجاع میده! حالا اگه یه نفر از این دوتا بیاد بگه اقا من مسلمونم! اون یكی هم میگه خوب منم مسلونم كه چی بشه؟؟؟
یعنی اعتقاد داشتن امر طبیعیه و ادعا حرفیه كه بر خلاف امری طبیعی و بدیهی و عقلانی باشه
پس افرادی مثل شما تویه جامعه ما حرفشون ادعا میشه و حرف ما طبیعی!!!
پس لطف بفرمایید ادعاتون رو اثبات كنید
خوب شما که باز دارید میگویید "طبیعی بودن" و "سرشتین بودن" و اینها!
سخن را نگرفتید دیگر، گفتیم همه چیز در "ادعا چیست" و "مدعی کیست" کوتاه میشود.
اکنون بگوییم شما سرشتوار (فطرتا) خداباور هستید، بسیار خوب، این باورمندی
شما چه پیوندی اکنون به "ادعا" کردن دارد؟ آیا در باورمندی خودتان ادعایی شده؟ نه،
شما میتوانید به هر چیزی بباورید بی آنکه نیازی به اثبات یا هیچ همچو چیزی داشته باشید.
اکنون بیانگاریم که شما در جایگاه یک مسلمان خوش و خرم در خیابان راه افتاده و به من بیدین میرسید و میگویید "من خداباورم"، آیا اکنون
"ادعایی" داریم؟ آری:
خدا هست
آیا مدعی داریم؟ آری:
شما
بار اثبات ادعا بر دوش کیست؟ شما!
نکته را میگیرید؟ باورمندی شما برای خودتان ادعا نیست، ولی پذیرش باور شما برای ما در جایگاه یک ادعا از سوی شما است.
سرکاری خودتان هستید عزیز!!! شما هیچی حالیت نیست. تا الان هم یه کلمه براهینی که اینجا قرار دادم رو نقد نکردید!! فقط بین بحث ها پارازیت فرستادید!!!!
شما این بار ما رو عفو کن...یه اشتباهی کردیم حالا، جوونیم دیگه😬!!! برادر جان،من از شما خواستم برهان رو تبیین کنی به قول علمای اسلامی، فرض و حکم رو بگی که متاسفانه یا خوشبختانه نفهمیدی این فرض و حکم خوردنی هست یا پوشیدنی...جناب فیلو هم که مطالب شما رو نقد کرد رو هم که حواله دادید به مسائل بی ربط و از پاسخ فرار کردید...در نتیجه کلمه سر کاری برای شما خیلی کم هست👌 و حیف وقت هست که به شما اختصاص داده بشه...
شما میتونی عدم وجود خدارو اثبات کنید؟؟؟ شاید بگید ما که ادعای وجود خدارو داریم ما باید اثباتش هم کنیم!! اما تویه مملکت ما همه به خدا اعتقاد دارن و این اعتقاد امر بدیهی و عقلانیه. شما که تویه همچین جامعه ای بلند میشید میگید خدا نیست پس شما باید عدم وجودش رو اثبات کنید!!! چون جامعه ما وجود خدارو به عنوان بدیهیات قبول کرده است!!! پس شما ادعا میکنید نه ما!!! پس ادعاتون رو اثبات کنید
زرشک...شما رو باش با کی اومدیم سیزده به در !! چون تو ایران اکثرا خدا رو قبول دارن پس ما الان باید بیایم ثابت کنیم که خدا نیست؟ شما اصلا میدونی اثبات ادعا به دوش مدعی هست میدونی یعنی چی؟ میدونی مغلطه توسل به اکثریت یعنی چی؟ شما برو فعلا یه کم مطالعه کن بعد بیا اینجا برادر....
زرشک...شما رو باش با کی اومدیم سیزده به در !! چون تو ایران اکثرا خدا رو قبول دارن پس ما الان باید بیایم ثابت کنیم که خدا نیست؟ شما اصلا میدونی اثبات ادعا به دوش مدعی هست میدونی یعنی چی؟ میدونی مغلطه توسل به اکثریت یعنی چی؟ شما برو فعلا یه کم مطالعه کن بعد بیا اینجا برادر..
شما هیچی حالیت نیست عزیز. فقط یه چیز شنیدی كه بار اثبات بر دوش مدعی است و همین رو هم تكرار میكنید. اصلن شما پست من رو نخوندید چون مفهوم ادعا رو نفهمیدید!!! در مورد مغالطه توسل به اكثریت هم توضیح دادم خانم الیس توضیحات شما در مورد انرزی كمی نامشخص شده!!! خلاصه شما در یك جمله انرزی رو تعریف كنید تا من اشتباهتون رو توضیح بدم. در مورد فوتون ها و اندركنشی منظورتون رو نفهمیدم.
باشه من هم دیگه حرفی نمی زنم. اما هیچ شكی ندارم كه خدا وجود داره و روز قیامتی در راهه.شما فكر میكنید همه چیز مادست. اما عشق دو نفر عشق به خدا عشق مادر به فرزند عشق به كودك شیطنت های كودكانه و عشق های عارفانه و پاك شاعران ما هیچ كدام جنبه مادی نداره. شاید بگید تمام این ها ترشح هورمون های مغزیه. خیلی احمقانست!!!
هفت شهر عشق را عطار گشت شما اندر خم یك كوچه مانده اید
باشه من هم دیگه حرفی نمی زنم. اما هیچ شكی ندارم كه خدا وجود داره و روز قیامتی در راهه.شما فكر میكنید همه چیز مادست. اما عشق دو نفر عشق به خدا عشق مادر به فرزند عشق به كودك شیطنت های كودكانه و عشق های عارفانه و پاك شاعران ما هیچ كدام جنبه مادی نداره. شاید بگید تمام این ها ترشح هورمون های مغزیه. خیلی احمقانست!!!
هفت شهر عشق را عطار گشت شما اندر خم یك كوچه مانده اید
یک نفر ممکنه به آتنا(الهه یونانی) عشق داشته باشه و به وجودش ایمان داشته باشه و البته یانها جنبه مادی هم نداره.
احتمالا این رو باید در نظر بگیریم با آتنا محشور میشه:)))
یک نفر ممکنه به آتنا(الهه یونانی) عشق داشته باشه و به وجودش ایمان داشته باشه و البته یانها جنبه مادی هم نداره. احتمالا این رو باید در نظر بگیریم با آتنا محشور میشه:)))
آتنا میشه خواهر کریتوس و هرکول! هیچ کدوم هم اعصاب معصاب ندارند :))))
چی شد جوابی نداشتین درمورد امضاتون بدین؟؟؟ یه بحثی درمورد جنبش و زمان ازلی بودن ماده داشتیم كه گفته بودین زمان ذهنیه. اتفاقن اصلن اینطور نیست. شما حتمن میدونید كه اگه جسمی نزدیك به سرعت نور حركت كنه زمان خیلی براش كند میگذره و اون جسم میشه مسافر سفر به اینده!!! پس سفر در زمان ممكنه اما هنوز وسیله ی سفر یا تكنولوزیش اختراع نشده. اگه زمان ذهنی باشه پس نباید یه جاهایی تند و یه جاهایی كند بگذره. زمان دقیقن وجود خارجی داره عزیز. حالا شما نمیتونید بگید كه زمان و جنبش یكی هستن. پس میشه زمانی رو در نظر گرفت كه ماده نبوده. پس ماده ازلی نیستش. لطفن اگه جواب نمیدید اعلام كنید كه بحث رو با شما ادامه ندم
اینکه جهان یک زمانی آغاز شده ، زمان به چم راستای آنتروپیک زمان (macrotime) است ! آنتروپی هم یک مِهاد گرایندی و تنها در گاه گسترش اسپاش کارگر است و هتا نمی تواند درباره microtime سخن بگوید
بالاخره زمان رو شما موجود خارجی میدونید یانه؟؟؟؟؟ زمان انتروپیك منظورتون باید افزایش انتروپی باشه. افزایش انتروپی با گذر زمان اتفاق میفته!!! یه بار دیگه میگم زمان با سرعت نزدیك به نور كندتر میگذره. حتی به اینده هم میشه سفر كرد. این یعنی زمان موجوده!!! گذر زمان باعث افزایش انتروپی میشه!!! پس نمیتونید بگید قبل ااز بیگ بنگ زمان بوده یانه!!! شما زمان رو با جنبش قاتی كردید عزیز!!!! پس قبل از افرینش ماده هم میتونه زمان وجود داشته باشه!!!! اقایون زمان در جاهای منحنی میشه و با سرعت نور هم اصولن زمان با سرعت كمتری میگذره!!! این یكی از اثار وجودی زمانه.
چی شد جوابی نداشتین درمورد امضاتون بدین؟؟؟ یه بحثی درمورد جنبش و زمان ازلی بودن ماده داشتیم كه گفته بودین زمان ذهنیه. اتفاقن اصلن اینطور نیست. شما حتمن میدونید كه اگه جسمی نزدیك به سرعت نور حركت كنه زمان خیلی براش كند میگذره و اون جسم میشه مسافر سفر به اینده!!! پس سفر در زمان ممكنه اما هنوز وسیله ی سفر یا تكنولوزیش اختراع نشده. اگه زمان ذهنی باشه پس نباید یه جاهایی تند و یه جاهایی كند بگذره. زمان دقیقن وجود خارجی داره عزیز. حالا شما نمیتونید بگید كه زمان و جنبش یكی هستن. پس میشه زمانی رو در نظر گرفت كه ماده نبوده. پس ماده ازلی نیستش. لطفن اگه جواب نمیدید اعلام كنید كه بحث رو با شما ادامه ندم
گرامی نسبیت نامش رویش است یعنی بر خلاف تصور قبل از انیشتین زمان نسبت به ناظر (point of view) میتواند متفاوت باشد.حالا چطور شما از آن استدلال به فارغ بودن زمان از ناظر میکنید؟
گرامی نسبیت نامش رویش است یعنی بر خلاف تصور قبل از انیشتین زمان نسبت به ناظر (point of view) میتواند متفاوت باشد.حالا چطور شما از آن استدلال به فارغ بودن زمان از ناظر میکنید؟
مسئله همینجاست. شما میگید زمان موجود ذهنیه و اینگونه استدلال میكنید كه جنبش و زمان یك مفهوم دارن!!!
با همین استدلال غلط ازلی بودن ماده را نتیجه میگیرید!!!
اما اصولن زمان در سرعت های نزدیك به نور نسبت به ناظر با سرعت كمتر كند و كندتر میگذره!!! اگه زمان موجودی ذهنیه پس چطور تو شرایطی تند و تو شرایطی كند سپری میشه؟؟؟؟ بذار اینجوری بهتون بگم. اگه زمان موجود ذهنیه پس نباید وابسته به شرایط خارجی باشه. در حالیكه ما میتونیم تو شرایطی سرعت زمان رو كند و تند كنیم!!!
مسئله همینجاست. شما میگید زمان موجود ذهنیه و اینگونه استدلال میكنید كه جنبش و زمان یك مفهوم دارن!!!
من که کل سخنم در این تاپیک همان چیزیست که نقل قول گرفته ام و در آن هم سخنم درباره استدلال شما بوده نه طرح ادعایی. جدا از خواص فیزیک فضا و زمان ابرازهایی برای ذهن است در راستای بقا ابزارهایی که میتوانند تند و کند شود و ما امروزه از ابزاری بنام ساعت برای گریز از این خطا استفاده میکنیم.این معنیش این نیست که لزوما زمان در دنیای خارج ارتباط با چیزی ندارد ولی معنیش اینست که درک ما از زمان میتواند تند و کند شود.
با همین استدلال غلط ازلی بودن ماده را نتیجه میگیرید!!!
اساسا چیزی را که نمیدانیم و دشواری فلسفی برای درکش را داریم لازم نیست زورکی درباره اش چیزی بگوییم، چه رسد آن را بستر اثبات چیزی قرار دهیم. اساسا کل این داستان از مشکل ما با بینهایت و زمان میآید.اینکه همواره میشود پرسید: "قبلش چه بوده؟" چه بگوییم زمان ازلیست،چه بگوییم اینجا شروع زمان بوده قبلش زمان نداریم،هر دو برایمان مهمل بنظر میرسد.ربطی به خدا هم ندارد اینها را بعدا به این پارادوکس چسبانده اند.خدا اساسا ربطی ندارد اینجا و ما یک موجود بینهایت بیاوریم چیزی که حل نمیشود که هیچ (سوال پیش از خدا چه بوده هنوز باقیست) یک بینهایت دیگر هم انداخته ایم این وسط که از بینهایت هم میشود بینهایت در آورد و... اینست که ما در همین علیت داخل زمان هم چیزی چندانی نمیدانیم حالا شما "علیت خارج زمان" (که درک خودتان و ما از آن صفر مطلق است و معلوم نیست معنی دارد یا نه اصلا) را آورده اید این وسط میخواهید از آن یک چیز عجیب و غریبی بنام خدا بیرون بکشید. دوست دارید البته مساله ای نیست و ما هم آرزوی موفقیت داریم برای الاهیون ولی اینها ربطی به استدلال و فهم حقیقت ندارد اینها سر کار گذاشتن خود است.من پیشنهادم اینست بجایش الاهیدانان عزیز بروند درختی بکارند یا حتی تمبر جمع کنند (نوع مسلمانش میتواند برود مهر جمع کند)، تا کارشان مفیدتر باشد
به نام علم
دوستان تا کنون که بشر مدرن موفق نشده یک باکتری یا یک ویروس را در ازمایشگاه تولید کنه
پس یک خالقی هست ولی نه ان چیزی که ادیان مینامند
مثلا برای تولید موجود زنده اسید امینه اکسیژن اب هیدور کربن و خیلی چیزهای مثل دمای مناسب فشار هوا و غبره لازم است که هست
پس چرا این دانشمندان کافر موفق به کشف واختراع یک موجود تک سلولی نشدن
چون نمیشود ونمیتوان
پناه بر خدا از شر دانشمندان پر ادعا
به نام علم دوستان تا کنون که بشر مدرن موفق نشده یک باکتری یا یک ویروس را در ازمایشگاه تولید کنه پس یک خالقی هست ولی نه ان چیزی که ادیان مینامند مثلا برای تولید موجود زنده اسید امینه اکسیژن اب هیدور کربن و خیلی چیزهای مثل دمای مناسب فشار هوا و غبره لازم است که هست پس چرا این دانشمندان کافر موفق به کشف واختراع یک موجود تک سلولی نشدن چون نمیشود ونمیتوان پناه بر خدا از شر دانشمندان پر ادعا
شیلا جان کسی نتوانسته تاکنون زمین لرزه هم در آزمایش بسازه، پس زمین لرزه را هم آفریدگاری کسی درست میکند؟
به نام تورم لحضه ایی زمین لرزه که میشود ایجاد کرد کافیست یک بمب اتمی را زیر زمین در عمق پنچ کیلومتری بگزراند و البته این شهر تهران باشد بهتر است انگاه زمین میلرزد و امت خبیس وشیطان تهران یک جا به هلاگت میرسند با همه تورمش و امت ریکارش ولی چرا نمیشود موجود زنده تک سلولی درست کرد این را باید یک نفر خدا نشناس جواب بده منظور ملحد قطعی من خودم فعلا نیمه ملحدم یعنی عقلم میگه تا موقعی که تک سلولی درست نشده خالقی هست حالا این خالقه شاخ داره یا دم مهم نیست
به نام علم
دوستان تا کنون که بشر مدرن موفق نشده یک باکتری یا یک ویروس را در ازمایشگاه تولید کنه
پس یک خالقی هست ولی نه ان چیزی که ادیان مینامند
مثلا برای تولید موجود زنده اسید امینه اکسیژن اب هیدور کربن و خیلی چیزهای مثل دمای مناسب فشار هوا و غبره لازم است که هست
پس چرا این دانشمندان کافر موفق به کشف واختراع یک موجود تک سلولی نشدن
چون نمیشود ونمیتوان
پناه بر خدا از شر دانشمندان پر ادعا
اینکه سفسطه توسل به نادانی هست،چون نمیدانیم پس خالقی هست،چون نمیدانیم حتما موجودات فضایی این کار رو کردند،چون نمیدانیم پای نیروی غیر طبیعی در میونه:)
مثلا در گذشته هم چون عامل بیماری ها رو نمیدوسنتند پس نتیجه گیری میکردند ارواح خبیث باعث بیماری میشند:))
حالا نکته اینجاست که حیات به طور ساده ناشی از نسحه بردارهاست،نسخه بردارهای فعلی RNA و DNA هستند،یعنی مولکولهایی که میتونند از خودشون نسخه برداری کنند.(که نسبت به انواع فرضی اولیه بسیار پیچیده هستند)
دانشمندان در آزمایشگاه موفق شدند با شبیه سازی محیط اولیه زمین و دادن انرژی کافی مولکول های لازم برای ایجاد حیات رو ایجاد کنند(این انرژی از صاعقه،آتش فشان و اشعه های ماوا بنفش میتونه بدست بیاد که همگی در شروع حیات در کره زمین موجود بودند)
خب مدت زمانی که دانشمندانی صرف این کار کردند در مقابل تاریخچه حیات که حدود 4 میلیارد سال هست واقعا ناچیزه!(مطمئنا اگر به دانشمندا اینقدر زمان بدند میتونند موجودی خلق کنند که ادیان ابراهیمی هرگز فکرش رو هم نمیتونند بکنند)
برای اینکه حیات در طی 4 میلیارد سال به شکل فعلی برسه فقط کافیه از بین این آمینواسیدها در اثر رسیدن انرژی کافی فقط یک نسخه بردار ایجاد بشه که احتمالش اصلا کم نیست)،در اصل خطاهای نسخه برداری و زمان بی اندازه زیادی که وجود داره فرگشت میتونه کل تاریخچه موجودات زنده رو توضیح بده و دلیل اقبال دانشمندان به فرشگت هم همینه :)
Two years ago he reported having built a living organism. “This was a proof of concept,” Dr Venter said. “It wasn’t identical to any existing cell but we wanted it to live.” For that reason it was modelled on another cell.
Things had progressed significantly however. His team are currently designing three different organisms, adding blocks of DNA that have been seen to be essential for sustaining life, he said. They do not know what design will produce a living organism so they decided to produce several.
Once designed these would then be built using DNA sequencing machines and the genetic package would then be popped into a hollowed out cell.
The work was made particularly difficult because geneticists still do not know the function of many of the genes seen in living organisms. “We don’t know all the first principles,” he said.
He had no doubt however that they would achive their goal. “Iam hoping it will happen this year.”
به نام علم
دوستان تا زمانی که یک تک سلولی درست نشه فعلا خالقی هست
حالا این خالقه الله مدینه است یا یهو یا مشدی عیسی پسر خدا مهم نیست
من فکر میکنم کریتور تمام هستی است با ماده وقوانین فیزیکیش
احتمالا همان نقطه کوچک بوده که تو جای خودش به تنک امده و ترکیده است
در نهایت ما یک زره از ماده هستیم و حال فرض صدها جهان و دنیا وجود داره با صدها بعد مکانیک کوانتم در اخر یک ماده با روح اولیه وجود داره که منشع اینهاست که نامش خداست یا هر چیزی دیگر
به وجود امدن ماده از هیچ هم مزحک ترین ادعای علمی ملحد هاست
اگر این طور است یک کوراک یا فوتون از هیچ به وجود بیاورند
حال من ماندم مکان و کرانه دنیا کجاست
به نام علم
دوستان تا زمانی که یک تک سلولی درست نشه فعلا خالقی هست
حالا این خالقه الله مدینه است یا یهو یا مشدی عیسی پسر خدا مهم نیست
من فکر میکنم کریتور تمام هستی است با ماده وقوانین فیزیکیش
احتمالا همان نقطه کوچک بوده که تو جای خودش به تنک امده و ترکیده است
در نهایت ما یک زره از ماده هستیم و حال فرض صدها جهان و دنیا وجود داره با صدها بعد مکانیک کوانتم در اخر یک ماده با روح اولیه وجود داره که منشع اینهاست که نامش خداست یا هر چیزی دیگر
به وجود امدن ماده از هیچ هم مزحک ترین ادعای علمی ملحد هاست
اگر این طور است یک کوراک یا فوتون از هیچ به وجود بیاورند
حال من ماندم مکان و کرانه دنیا کجاست
دوست عزیز چرا مسئله رو میپیچونید:)
مسئله جالب اینجاست که ما در همین مدت کمی که دانشمون در این مورد زیاد شده تونستیم به مرحله بازسازی حیات برسیم(و به زودی هر موجودی رو میتونیم شبیه سازی کنیم)حتی داریم پا رو فراتر میزاریم و قواعد حیات رو تغییر میدیم با ساخت مولکول های نسخه برداری که کاملا آزمایشگاهی هستند!
مثل XNA
چرا حتما باید خالقی وجود داشته باشه؟!من فکر میکنم این عدم درک جهان بدون خالق مشابه مشکلاتی هست که مربوط به سری نامتنهایی اعداد هست،این که اعداد ته و شروع ندارند خیلی وقت ها گیج کنندست،این وجود نداشتن خالق هم تا حدی شبیه به سری اعداد نامتناهی هست:)
حتی خود خدا هم دچار این مشکل هست،اگر همه چیز علت میخواد،پس خدا هم باید علت داشته باشه،اگر یک چیز علت نمیخواد چرا چیزهای بیشتری بدون علت نباشند؟وچرا اصلا این علت العلل باید یک خدا باشه،چرا ماده نباشه؟:)
اونچه ما نمیدونیم خیلی بیش از اونی هست که میدونیم ولی باز هم تکرار میکنم نادانی دلیل وجود چیزهای عجیب و غریب نیست:)
زره نه ، ذره ؛ ما هم یک "ذره" از ماده نیستیم ؛ ما از جنس ماده و یک چینش مادی هستیم ! ( به گمانم 200 برگ دیگر هم روشنگری کنم که ماده و انرژی چیست باز روز از نو روزی از نو )
مزحک هم نه ، مضحک ! --
دیگر اینکه گفتارتان نیز مضحک است ! (((:
"در اخر یک ماده با روح اولیه وجود داره که منشع اینهاست که نامش خداست"
"به وجود امدن ماده از هیچ هم مزحک ترین ادعای علمی ملحد هاست"
(((:
اینقدر رنگوارنگ نکن موقع نقل قول نمیشه جدا کرد:)
یک نکته پارسی نویسی:مگر ما در پارسی برای حروفی مثل "ص، س، ث" و "ذ، ض، ظ، ز" یک تلفظ بیشتر داریم؟چیزی که دیدم بیشتر پارسی نویس ها نظرشون اینه که باید فقط از یک حرف به جای اینها استفاده کرد(معمولا "س" و "ز")
در واژگان تازی پروانه نداریم ؛ چون گهگاه چم واژه میدگرد ! مانند "مستور" و "مسطور" ، "اسرار" و "اصرار" و ... ! جدای این، برای نمونه در واژهی "صریح" ، واتهای /ص/ و /ح/ خود وابسته به واژهاند و نگارش آن به ریخت "سریه" هیچ چمی ندارد و بیسوادانه است ! -- میان واتهای «ص ، س ، ث» و «ذ ، ض ، ظ ، ز» نیز، واتهای «س ، ث ، ذ ، ز» نمایندهی واجهای پارسیاند !
به نام شنگول منگول وهبه انگور
بر سر نوشتار فارسی دعوایی نیست که با کدام حروف الفبا بنویسیم مهم فهمیدن نوشتار توسط مخاطبین است
-------------
اما بنای حیات بر وجود موجود زنده است وبدون وجود انسان یا موجود زنده حیات بی معناست وجهان وهستی مفهومی نخواهد داشت
در اخر مبحث اثبات خالق به دو راهی میرسیم
یا ماده از ازل بوده و دایم در یک چرخه انبساط و انقباض قرار دارد
یا یک روح ازلی جهان را به وجود اورده که البته بی معنی و با عقل ناقص من هم خوانی نداره که الهیون بر این مدعا هستند
ولی نکته و نظر من در ژرفای اندیشه هایم این است
که ایا من در مقابل کریتور وظیفه ایی دارم
ایاانسان کره ایی میمون زنده خوار گربه خوار با من گیاه خوار در اخر حیات مثل هم به درک(عدم)واصل میشویم وبه هلاکت میرسیم !
ملحدان گرامی تا وقتی یک تک سلولی نساختید
اندیشه و رای طرف داران عیسی پسر خدا به منطق نزدیک تر است
تغییر دادن ساختار ژنها و کلونینک و احیای دایی ناصر ها هم دلیل برساخت موجود زنده نیست
اگر یک موجود زنده با قابلیت تکثیر و زاد ولد و انتقال صفات ژنتیکی درست شد انگاه یقینا خالقی هوشمند در کار نیست و جهان باری به هر جهت است
البته درک هستی بدون خالق سخته و حتی ملحد ترین فرد بعید است در خلوت خود به وجود کریتور اندیشه نورزد
اساسا چیزی را که نمیدانیم و دشواری فلسفی برای درکش را داریم لازم نیست زورکی درباره اش چیزی بگوییم، چه رسد آن را بستر اثبات چیزی قرار دهیم. اساسا کل این داستان از مشکل ما با بینهایت و زمان میآید.اینکه همواره میشود پرسید: "قبلش چه بوده؟" چه بگوییم زمان ازلیست،چه بگوییم اینجا شروع زمان بوده قبلش زمان نداریم،هر دو برایمان مهمل بنظر میرسد.ربطی به خدا هم ندارد اینها را بعدا به این پارادوکس چسبانده اند.خدا اساسا ربطی ندارد اینجا و ما یک موجود بینهایت بیاوریم چیزی که حل نمیشود که هیچ (سوال پیش از خدا چه بوده هنوز باقیست) یک بینهایت دیگر هم انداخته ایم این وسط که از بینهایت هم میشود بینهایت در آورد و... اینست که ما در همین علیت داخل زمان هم چیزی چندانی نمیدانیم حالا شما "علیت خارج زمان" (که درک خودتان و ما از آن صفر مطلق است و معلوم نیست معنی دارد یا نه اصلا) را آورده اید این وسط میخواهید از آن یک چیز عجیب و غریبی بنام خدا بیرون بکشید. دوست دارید البته مساله ای نیست و ما هم آرزوی موفقیت داریم برای الاهیون ولی اینها ربطی به استدلال و فهم حقیقت ندارد اینها سر کار گذاشتن خود است.من پیشنهادم اینست بجایش الاهیدانان عزیز بروند درختی بکارند یا حتی تمبر جمع کنند (نوع مسلمانش میتواند برود مهر جمع کند)، تا کارشان مفیدتر باشد !!
من از شما یه سوالی میپرسم لطفن جواب بدید!!! اثبات خدا خیلی سادست عزیز. یه جا یه مطلب خیلی قشنگی خوندن در مورد رفتار ذاتی ماده كه طبق قاعده و قانون خاصی رفتار میكنه. بار مثبت همیشه از بار مثبت دیگری دفع میشود و همیشه دوبار مخالف همدیگر را جذب میكنند. در ذات ماده قاعده و قانون هست. به نظر شما این قانون و نظم ناظمی نداره؟؟؟
من از شما یه سوالی میپرسم لطفن جواب بدید!!! اثبات خدا خیلی سادست عزیز. یه جا یه مطلب خیلی قشنگی خوندن در مورد رفتار ذاتی ماده كه طبق قاعده و قانون خاصی رفتار میكنه. بار مثبت همیشه از بار مثبت دیگری دفع میشود و همیشه دوبار مخالف همدیگر را جذب میكنند. در ذات ماده قاعده و قانون هست. به نظر شما این قانون و نظم ناظمی نداره؟؟؟
پس خیلی ساده است؟ !! گرامی قانون وقتی گفته میشود قانون فیزیکیست در حوزه طبیعت.این با آنچیزی که انسان به آن قانون میگویند (Positive Law) فرق دارد،دومی چیز قرار دادیست بین انسانها و مبحث حقوقیست.خود انسانها که قانون میگذارند هم وجودشان نتیجه همان قوانین طبیعت است.یعنی به عکس آنچیزی که شما میگویی که دنبال ناظم و دبیر و مدیر برای توضیح رفتار میگردی خود انسانها هم نتیجه قانون طبیعت هستند و رفتارشان قابل مطالعه کرد. اساس این برهان نظم هم اینست که در دنیاهای بدون وجود خدا نظم و قانونمندی کمتری هست،در این دنیا نظم بیشتر است پس خدایی هست !! مشکل این استدلال اینست که عزیزان گویا دنیایی دیگر را رصد کرده اند که در آن نظم کمتر بوده و در آن خدایی هم نبوده الان میآیند مقایسه میکنند میگویند خدا هست،حالا این دنیا را کجا دیده اند و مقایسه کرده اند معلوم نیست !!
اساسا نظم یک چیز نسبیست،منشا نظم هم برخلاف تصور شما بجای روح و خدا و یک موجود خودآگاه دانای فوق هوشمند تا اینجا که مشاهده شده خود طبیعت است،بعبارت دیگر هوشمندی از پایین به بالا نه برعکس،یعنی یک خدای فوق پیچیده و هوشمند لازم نداریم تا انسان هوشمند بسازد انسان خودش از موجودات با هوش کمتر فرگشت یافته.
پس خیلی ساده است؟ !! گرامی قانون وقتی گفته میشود قانون فیزیکیست در حوزه طبیعت.این با آنچیزی که انسان به آن قانون میگویند (Positive Law) فرق دارد،دومی چیز قرار دادیست بین انسانها و مبحث حقوقیست.خود انسانها که قانون میگذارند هم وجودشان نتیجه همان قوانین طبیعت است.یعنی به عکس آنچیزی که شما میگویی که دنبال ناظم و دبیر و مدیر برای توضیح رفتار میگردی خود انسانها هم نتیجه قانون طبیعت هستند و رفتارشان قابل مطالعه کرد. اساس این برهان نظم هم اینست که در دنیاهای بدون وجود خدا نظم و قانونمندی کمتری هست،در این دنیا نظم بیشتر است پس خدایی هست !! مشکل این استدلال اینست که عزیزان گویا دنیایی دیگر را رصد کرده اند که در آن نظم کمتر بوده و در آن خدایی هم نبوده الان میآیند مقایسه میکنند میگویند خدا هست،حالا این دنیا را کجا دیده اند و مقایسه کرده اند معلوم نیست !!
اساسا نظم یک چیز نسبیست،منشا نظم هم برخلاف تصور شما بجای روح و خدا و یک موجود خودآگاه دانای فوق هوشمند تا اینجا که مشاهده شده خود طبیعت است،بعبارت دیگر هوشمندی از پایین به بالا نه برعکس،یعنی یک خدای فوق پیچیده و هوشمند لازم نداریم تا انسان هوشمند بسازد انسان خودش از موجودات با هوش کمتر فرگشت یافته.
بحث من درمورد برهان نظم نیست عزیز. اصولن فلاسفه اسلامی نظم یک سیستم رو هدفمندی اون در نظر میگیرن. رفتار ذات ماده میتونه در عین بی هدف بودن قاعده دار باشه. توجه کنید منظور من از قاعده ماده رفتارهای برابر اونهاست. ببینید خانم الیس جایی اینگونه فرموند.😊
شما هنوز هوش نکرده اید که پدیده های مادی قانونمند هستند ؛ زمانیکه در آمریکا یک الکترون الکترون دیگر را می راند می توانید دل استوار باشید که در ایران نیز همینگونه است ! گزینش طبیعی با نگرش کلی و فراگیر به همه جانداران پایور (اثبات) شده است و بر این پایه نیازی نیست برای فرگشت میلیون ها گونه ی جانداران فسیل یافت شود !
دقیقن منظور من همین حرف خانم الیسه!!! پدیده های مادی قانونمند رفتار میکنند!!! یعنی یه الکترون همیشه یه الکترون دیگه رو از خودش میرونه. یه الکترون همیشه از بار منفی رونده میشه و همیشه به بار مثبت جذب میشه!!! ذات ماده قانومنده!!! توجه بفرمایید که منظور من از قانونمندی نظم نیست! ظاهرن خانم الیس که دیگه مباحثه رو ادامه نمیدند. پس شما بفرمایید که این قانونمندی ذات ماده رو چگونه توجیه میکنید؟؟؟
دقیقن منظور من همین حرف خانم الیسه!!! پدیده های مادی قانونمند رفتار میکنند!!! یعنی یه الکترون همیشه یه الکترون دیگه رو از خودش میرونه. یه الکترون همیشه از بار منفی رونده میشه و همیشه به بار مثبت جذب میشه!!! ذات ماده قانومنده!!! توجه بفرمایید که منظور من از قانونمندی نظم نیست! ظاهرن خانم الیس که دیگه مباحثه رو ادامه نمیدند. پس شما بفرمایید که این قانونمندی ذات ماده رو چگونه توجیه میکنید؟؟؟
آره این قوانین و اینطور وجود دارن. ولی ما نمیدونیم چرا. اصلا نمیدونیم آیا چرا معنایی هم داره؟ آیا واقعا وجود اونها نیازمند کسی است که آنها را بوجود آورده باشد؟ بنظر بنده این مسئله روشن نیست. بدیهی نیست. ما بعلت اینکه در زندگی روزمره و در سطح خودمان پدیده ها را بصورت علت و معلولی مشاهده میکنیم، اینرا همینطور به بنیادین ترین چیزها هم تعمیم میدهیم. اما درواقع این تعمیم خود بی پایه و اثبات نشده است. اگر اثباتی دارد بفرمایید که چیست؟ کجا کدام قانون بدیهی منطق، کدام فرمول ریاضی، ثابت کرده است که این قانون علت و معلول به همه چیز تسری دارد و تا آخرین سطح هست؟ و اصلا آن آخرین سطح هم ما دست آخر متوسل به یک چیزی به اسم خدا میشویم که آنرا خاتمه دهیم. خب جای خدا میتواند یک موجودیت دیگر مثل ازلی بودن ماده و قوانین آن هم باشند. چه اثباتی برخلاف این هست؟
البته بنده خودم به خدا و خلقت کم و بیش باورمند هستم؛ حداقل احتمال زیادی برای آن قائل هستم. ولی خب از نظر علمی و منطقی اثبات آن ممکن نیست بنظرم. ضمنا آدم برای آزاداندیشی و رسیدن به تمام پتانسیل خودش، نباید همینطور کورکورانه به یک باوری بچسبد. یعنی حداقل برای منکه اینطور بوده است/اینطور فکر میکنم. باید این احتمال را هم بدهم که خدایی و خلقتی هم درکار نباشد.
پدیده های مادی قانونمند رفتار میکنند!!! یعنی یه الکترون همیشه یه الکترون دیگه رو از خودش میرونه. یه الکترون همیشه از بار منفی رونده میشه و همیشه به بار مثبت جذب میشه!!! ذات ماده قانومنده!!! توجه بفرمایید که منظور من از قانونمندی نظم نیست! ظاهرن خانم الیس که دیگه مباحثه رو ادامه نمیدند. پس شما بفرمایید که این قانونمندی ذات ماده رو چگونه توجیه میکنید؟؟؟
چرا باید توجیه کنیم؟ قانون فیزیکی مانند همان دفع دو الکترون با طراحی توسط یک موجود هوشمند دارای شعور و اختیار و قادر و... فرق میکند بکلی اصلا ربطی ندارد. آن جمله آلیس گرامی درباره یکسان ماندن قوانین اولیه فیزیک مانند بقای انرژی و تکانه حرکت از اصل عدم قطعیت هاینبرگ نتیجه میشود چیزی مبتنی بر ایمان و اینها لازم ندارد اینها فیزیک هستند ربطی به بود و نبود خدا ندارند اساسا.
قانونمندی ذات ماده رو باید توجیه کنید. چرا رفتار ذات ماده قانونمنده؟؟؟ اونم در دنیایی که رفتار کاتوره ای و بینظمی رفتار غالبه!!!
خب باید اینجا یک کژفهمی بزرگ رو در مورد جهان روشن کنم:)
کیهان و به هرچیزی که در اون هست جای چیزهای پایدار هست.چرا؟
به این دلیل ساده که اگر چیزی پایدار نباشه از بین میره و قابل مشاهده نیست که بخوایم در مورد وجودش اصلا نظر بدیم.
پس جهان ما به این دلیل وجود داره که پایداره،باز هم چرا؟چون هر جهان ناپایدار ممکنی خود به خود از بین میره و جهانی باقی میمونه که پایداره بنابراین تنها چیز قابل مشاهده برای ما این جهان پایداره.
بنابراین اگر نسبت های کوانتمی که در جهان ما وجود دارند طور دیگه ای بودند،جهان ممکن بود ناپایدار باشه و اگر ناپایدار بود،پس وجود نداشت! در واقع میشه گفت حتی جهان هایی ممکنه بوجود اومده باشند،که ناپایدار و در نتیجه در حال حاضر ناموجودند(این جهان ها احتمالا در کسرهایی از میلیونم ثانیه بوجود اومدند و در همین فاصله به دلیل ناپایدار بودن،نابود شدند،حتی به دلیل ناپایداری ممکنه بعضی جهان ها بوجود نیاند)
حالا اینجا یک چرای دیگه هم وجود داره،چرا یک نسبت خاص باید پایدار باشه؟جواب این یک سوال پاسخ دادنی نیست چون شانس و تصادف دلیلی ندارند،ما برای اینکه یک تاس همواره بین 6 عدد یکی رو میاره دلیلی لازم نداریم،چون هر رخدادی بر اساس تصادف و شانس امکان پذیره و وقتی اون رخداد قابل مشاهده هست،پس یک رخداد پایداره.
آشنایی با فرگشت درک این مفهوم رو خیلی ساده تر میکنه،مثلا وقتی یک ژن باعث مرگ جاندار میشه و زن دیگه عمرش رو طولانی میکنه،دلیل این رخداد اینه که به طور اتفاقی ژن جاندار با قوانین طبیعت و شرایط محیط پیرامون همخوانی داره و در نتیجه باعث طولانی تر شدن عمر جاندار میشه و باعث میشه که جاندار حداقل به صورت موقتی پایدار باشه و ژنی که ناپایدار هست از میون میره.(البته باید دقت کرد که چون سطح فرگشت بالاتر از سطح کوانتمی هست بنابراین ناپایدار فرگشتی ممکنه چند روز تا چند سال و... باشه ولی ناپایدار کوانتمی بسیار بسیار کوتاه تره)
اساس این برهان نظم هم اینست که در دنیاهای بدون وجود خدا نظم و قانونمندی کمتری هست،در این دنیا نظم بیشتر است پس خدایی هست !! مشکل این استدلال اینست که عزیزان گویا دنیایی دیگر را رصد کرده اند که در آن نظم کمتر بوده و در آن خدایی هم نبوده الان میآیند مقایسه میکنند میگویند خدا هست،حالا این دنیا را کجا دیده اند و مقایسه کرده اند معلوم نیست !!
اساسا نظم یک چیز نسبیست،منشا نظم هم برخلاف تصور شما بجای روح و خدا و یک موجود خودآگاه دانای فوق هوشمند تا اینجا که مشاهده شده خود طبیعت است،بعبارت دیگر هوشمندی از پایین به بالا نه برعکس،یعنی یک خدای فوق پیچیده و هوشمند لازم نداریم تا انسان هوشمند بسازد انسان خودش از موجودات با هوش کمتر فرگشت یافته.
با همین نسبی بودن مقوله نظم،به سادگی میتوان به نتایج جالب تری هم رسید و پرسید که چگونه خدایی ست که نتوانسته منظم تر از این بسازد؟بی شک این جهان میتوانست منظم تر از این نیز باشد. احتمالا آن ذهن مفلوکی که به دنبال اثبات واجب الوجود بوده به این فکر نکرده که حتی با اثبات این نظریه چه خسرانی به خدایش وارد می آید . چرا که وجودِ این واجب الوجود را به وجودِ ممکن الوجودی گره میزند و فکر نمیکند که این ممکن الوجود اگر نبود، آن واجب الوجود قهار و بی بدیل، به طور مستقیم تبدیل میشد به پشم الوجود . البته نتایج جالب این برهان زیاد هستند.همه این برهان ها مثل این هستند که تیری را رها کنیم و به هرجا که خورد دورش را خط بکشیم و بگوییم بفرمایید این است آن هدف نخستین و بخواهیم رویش تفسیر ارائه دهیم که چه شد که تیر اینجا نشست. پ.ن:براستی باید خوشحال بود که اکنون امکان این هست که تمام این لاطائلات را میتوان با چند دقیقه وقت صرف کردن در اینترنت به زباله دان افکند و گرنه ما اگر خیلی خوش شانس می بودیم تا 50 سالگی باید در این مزخرفات دست و پا میزدیم.(در پرانتز بگویم که شخص من با هزینه خیلی زیادی از این چیزها رها شدم؛اینترنتی که نبود،استاد یا راهنمایی هم که نبود،من بودم و کتاب های کهنه ، خاک گرفته و بید زده و... .)
کدام بی نظمی؟ میشه برای منم 2و3 تا مثال از بی نظمی بزنی؟
البته من در جواب به مسلمینی که مدام از نظم مجموعه هستی صحبت میکنن این رو گفتم و گرنه نظم یک پدیده برون سیستمی هست و ما با هر وضعیتی که درون مجموعه مواجه بشیم متیونیم اون رو منظم بدونیم...
اما برای نام بردن از بی نظمی در جواب به همون دوستان اسلام گرا میشه به افراد مبتلا به سندروم داون اشاره کرد یا هر نوع ناهنجاری جسمی دیگه ای...از بین رفتن گونه های جانوری و گیاهی به دلیل حوادث طبیعی در طول میلیون ها سال عمر زمین
البته من در جواب به مسلمینی که مدام از نظم مجموعه هستی صحبت میکنن این رو گفتم و گرنه نظم یک پدیده برون سیستمی هست و ما با هر وضعیتی که درون مجموعه مواجه بشیم متیونیم اون رو منظم بدونیم...
اما برای نام بردن از بی نظمی در جواب به همون دوستان اسلام گرا میشه به افراد مبتلا به سندروم داون اشاره کرد یا هر نوع ناهنجاری جسمی دیگه ای...از بین رفتن گونه های جانوری و گیاهی به دلیل حوادث طبیعی در طول میلیون ها سال عمر زمین !!
لطفا قوانین رو رعایت کنید و هر پستی رو در تاپیک خودش بنویسید! اینجا که صفحه جــــوک نیست! :-)
واقعا ارزشش رو نداشت بیشتر از این جواب این خزعبلات رو بدم.....
مشکل اساسی برهان نظم همینه که جهان با هر وضعیتی از دید ما منظم هست.
مشکل اساسی خداناباوران همینه..
یه سوال از آقای مزدک. برخی از نوشته ها و کامنت های بچه ها رو که میخوندم متوجه شدم که شما تاثیر زیادی روی چندتا از این بچه ها گذاشتید.. واقعا خودتون خداناباورید؟ بچه ها این تفکرشونو از شما یاد گرفته اند... ! چجور این همه سواد و تجربه میتونه به خداناباوری برسه؟؟!! یادمه زیست شناسی دبیرستان رو که میخوندم بیشتر به وجود خدا معتقد میشدم.. شما که این همه ادبیات بلدید، قطعا هم باید مطالب عرفانی و اشعار خافظ و مولوی رو هم خونده باشید. معنای اونها رو هم فهمیده اید... چجور باز هم خداناباورید؟؟! نمیگویم هرکی حافظ بخونه خدا باور میشه ها! منظورم اینه که این همه شعر در ستایش و اثبات خدا نوشته شده که همگی منطقی و اصولی هستند. شما با توجه به نوع علاقه تون، رشته اتون، بازهم خداناباورید؟!
لطفا قوانین رو رعایت کنید و هر پستی رو در تاپیک خودش بنویسید! اینجا که صفحه جــــوک نیست! :-)
نگرهی فرگشت ژنتیک و فراگشت کیهان و زمینشناسی و ... ما را به این برایند میرساند: جهان زمان بسنده برای سامانمندی را داشته است و یک تیل (نقطه) از کیهان سترگ سرانجام از روی «آزمون و خطا» کم و بیش به سامانی وست (نظمی نسبی) رسیده است. آن هم تنها و تنها در راستای فرازیست ژن!
نگرهی فرگشت ژنتیک و فراگشت کیهان و زمینشناسی و ... ما را به این برایند میرساند: جهان زمان بسنده برای سامانمندی را داشته است و یک تیل (نقطه) از کیهان سترگ سرانجام از روی «آزمون و خطا» کم و بیش به سامانی وست (نظمی نسبی) رسیده است. آن هم تنها و تنها در راستای فرازیست ژن!
نخیر. گذر زمان باعث این نظم نشده. اینکه شما هرچیزی رو به فرگشت مرتبط کنی، درست نیست.
چرا فرگشت به نامنظمی و زشتی و بدی نرسیده؟!!!
بال های زیبای پروانه که نمونه بارز تقارن و نظم و زیبایی هست چگونه میتونه بر اثر فرگشت بوجود بیاد؟ چگونه میتونه تصادفی باشه؟؟ این زیبایی توسط خالق درست شده.
چونکه در روند انتخاب طبیعی موجوداتی که توانایی های درست و حسابی ندارند و یا با محیطشون سازگار نیستند از بین میروند . در ضمن آن چیزی که از نظر شما زیبایی و نظم هست از نظر یک موجود دیگه و در یک محیط دیگه بی نظمی و زشتی و بدی هستش . همچنین کی گفته به زشتی نرسیده روند فرگشت ؟!