خب چند روز با یکی از دوستان در مورد یک مسئله جنسی بحث میکردیم، جدای از نتیجه بحث دیدم بد نیست تاپیکی هم در این زمینه داشته باشیم.(اگر قبلا زده نشده باشه)
خب برای من این تاپیک دو کارکرد میتونه داشته باشه،یکی آشنا شدن با نظرات باقی کاربرها در مورد مسائل مختلف جنسی و دوم بازتاب دادن نظرات علمی در این مورد و بحث درموردشون :)
من خودم یک موضوع در ذهن دارم ولی خب اگر کسی پیشنهادی داره میل دارم که گزینه های دیگه هم مطرح بشه :)
خب چند روز با یکی از دوستان در مورد یک مسئله جنسی بحث میکردیم، جدای از نتیجه بحث دیدم بد نیست تاپیکی هم در این زمینه داشته باشیم.(اگر قبلا زده نشده باشه)
درباره سکس مقعدی! :) (خودت پارسی سازش کن :)) البته شاید معادل های دیگه یکم زیادی عامیانه باشند)
ظاهرا که کسی نظری نداد فکر کنم همین موضوع برای استارت بد نباشه :)
البته من مدت ها پیش در این زمینه کمی مطالعه داشتم ولی بعد از این مسئله دنبال چند مقاله علمی و نظرات سکسولوژیست های بیشتری رفتم.
خب من که حافظه درست و حسابی ندارم :) اگر که واقعا موضوعات شبیه بود شاید بد نباشه ادغام بشند ولی این اسم سکسی تره :))
عجب که خودتون اون تاپیک رو سنگین کرده بودید.:)) منتهی در اونجا بیشتر به این پرداختیم که فلسفه ی سکس چیست و اثر نیروهای بازدارنده بر اون رو به بحث نشستیم(گرچه ناتمام) گویا شما قصد دارید در اینجا نگاه علمی به اون داشته باشید... منتهی ازنوع ناخوشایندش شروع کردید که🙁
عجب که خودتون اون تاپیک رو سنگین کرده بودید.:))
منتهی در اونجا بیشتر به این پرداختیم که فلسفه ی سکس چیست و اثر نیروهای بازدارنده بر اون رو به بحث نشستیم(گرچه ناتمام)
گویا شما قصد دارید در اینجا نگاه علمی به اون داشته باشید...
منتهی ازنوع ناخوشایندش شروع کردید که🙁
راستش من حافظه کوتاه مدت ضعیفی دارم بلند مدت هم توش چیز زیادی نیست :))
شاید بعدا به اونجا هم گریزی زدیم :)
اره نگاه علمی رو اینجا بیشتر میپسندم
خب من برای بحث پدیده هایی رو دوست دارم که مخالفت با اونها زیاده و نامطلوب تلقی میشند.
اگر نگاهتان علمیست خوب بفرمایید چه دلایل عقل پسندی برای این نوع از سکس وجود دارد که معمولا با ان مخالفند اما شما موافق؟
البته من قبلا هم گفتم معمولا بحث کردن من در مورد چیزی به معنای قبول داشتنش نیست (و در ضمن حتی دوست داشتن یک چیز هم باز به معنای درست بودنش نیست :) )
خب اولین نکته اینه که میل به این نوع سکس در مردان بیشتر از زنان هست،چه زمانی که مثلا رابطه دو گی هست و چه بین مرد و زن.مورد اول به خاطر وجود G spot مردانه هست(که مرتبط به پروستاته) و مورد دوم به این خاطر که حساسیت و لذت برای زنان در روش متداول سکس خیلی بیشتره،به خاطر وجود کلیتوریس و G spot زنانه.
بنابراین پرطرفدار نبودنش خیلی چیز عجیبی نیست.در هر حال در یکی از مقالاتی که میخوندم و خودم هم بهش رسیدم پژوهش ها در این زمینه فوق العاده محدوده(شاید به خاطر تابوهایی سکسی که در این مورد بیشتره)
خب مورد اول مال دانشگاه زاگرب هست و توسط دکتر الکساندر استولهوفر در زمینه نزدیکی دردناک مقعدی(خدایی بازگردانی این واژه های حتی به همین فارسی فعلی هم کلی دردسر داره ) انجام گرفته و دومی توسط دکتر دبی هربنیک در دانشگاه ایندیانا هست.
در این پژوهش 2000 زن بین 18 تا 30 سال در زاگرب و 2400 زن در پژوهش دانشگاه ایندیانا در مورد تجربه سکس مقعدی مورد پرسش قرار گرفتند.
تیم پژوهشی زاگرب فهمیدند که 49 درصد از افراد شرکت کننده اولین سکس مقعدی رو به این دلیل که بیش از اندازه دردناک بوده متوقف کردند و البته تعجب آور نیست که 52 درصد از افراد از هیچگونه روان کننده ای استفاده نکرده بودند!( این سه درصد خدایی عجب تحملی داشتند! :)) )17 درصد هم درد یا ناراحتی رو هنگام سکس تجربه کرده بودند.
با این حال حدود دو سوم از شرکت کنندگان باز هم سکس داشتند(و البت هاین بار با روان کننده!)اون دسته از زنانی که بی درد(یا کم درد) و خوشایند تجربه کرده بودنش میل بیشتری به تکرارش داشتند.
حدود 9 درصد از کسانی که بیش از دو بار تجربه سکس مقعدی داشتند گفته بودند که هر بار تجربه دردناک بوده.این عدد به یک آمار دیگه نزدیکه،کسانی که هنگام سکس واژینال هم دچار درد مزمن میشند. بر طبق نظر دکتر هربنیک این عدد در مورد سکس مقعدی میتونه حتی به 15-10 درصد هم برسه.
خب این 9 درصد مهم هستند چون این افراد نتنها موقع سکس بلکه گاهی فعالیت های روزانه مثل رانندگی و نشستن! هم دچار درد میشند این عدد به 10-14 درصد از مردانی نزدیکه که موقع سکس مقعدی دچار درد میشند.
در پژوهش زاگرب از شرکت کنندگان پرسیده شد فکر میکنند دلیل درد چی بوده و بیشتر اونها استفاده نکردن از روان کننده ها،عدم پیش نوازی(foreplay) فشار بیش از و... رو دلیل دردشون میدوسنتند.
دلیل این درد میتونه این باشه که پوست نواحی جنسی این مردان و زنان بیش از اندازه حساسه و حتی به تماس عادی هم واکنش دردناک میده.(که البته دلایلش هنوز کاملا شناخته شده نیست و گاهی مربوط به اختلالات پوستیه)
در نهایت باید گفت که خطر ابتلا به بعضی بیماری ها در این روش بیشتره(مثل ایدز و سایر بیماری های مقاربی و باکتریایی)ولی استفاده از وسایل پیشگیری مثل کاندوم خطر ابتلا رو پایین میاره.تحقیقات هم در مورد ابتلا به سرطان مقعد در مردان انجام شده که هنوز نتایج قطعی نداشته.
در کل هنوز شناخت چندانی هم از اثرات بلند مدت سکس مقعدی وجود نداره ولی همینکه این نوع سکس تاریخچه طولانی داره ممکنه نشون بده که شاید عواقب جدی نداشته باشه(هرچند عامل تعیین کنده تحقیقاته)
Anal sex: Sciences last taboo - Salon.com
البته من قبلا هم گفتم معمولا بحث کردن من در مورد چیزی به معنای قبول داشتنش نیست (و در ضمن حتی دوست داشتن یک چیز هم باز به معنای درست بودنش نیست :) )
خب اولین نکته اینه که میل به این نوع سکس در مردان بیشتر از زنان هست،چه زمانی که مثلا رابطه دو گی هست و چه بین مرد و زن.مورد اول به خاطر وجود G spot مردانه هست(که مرتبط به پروستاته) و مورد دوم به این خاطر که حساسیت و لذت برای زنان در روش متداول سکس خیلی بیشتره،به خاطر وجود کلیتوریس و G spot زنانه.
بنابراین پرطرفدار نبودنش خیلی چیز عجیبی نیست.در هر حال در یکی از مقالاتی که میخوندم و خودم هم بهش رسیدم پژوهش ها در این زمینه فوق العاده محدوده(شاید به خاطر تابوهایی سکسی که در این مورد بیشتره) خب مورد اول مال دانشگاه زاگرب هست و توسط دکتر الکساندر استولهوفر در زمینه نزدیکی دردناک مقعدی(خدایی بازگردانی این واژه های حتی به همین فارسی فعلی هم کلی دردسر داره ) انجام گرفته و دومی توسط دکتر دبی هربنیک در دانشگاه ایندیانا هست. در این پژوهش 2000 زن بین 18 تا 30 سال در زاگرب و 2400 زن در پژوهش دانشگاه ایندیانا در مورد تجربه سکس مقعدی مورد پرسش قرار گرفتند. تیم پژوهشی زاگرب فهمیدند که 49 درصد از افراد شرکت کننده اولین سکس مقعدی رو به این دلیل که بیش از اندازه دردناک بوده متوقف کردند و البته تعجب آور نیست که 52 درصد از افراد از هیچگونه روان کننده ای استفاده نکرده بودند!( این سه درصد خدایی عجب تحملی داشتند! :)) )17 درصد هم درد یا ناراحتی رو هنگام سکس تجربه کرده بودند. با این حال حدود دو سوم از شرکت کنندگان باز هم سکس داشتند(و البت هاین بار با روان کننده!)اون دسته از زنانی که بی درد(یا کم درد) و خوشایند تجربه کرده بودنش میل بیشتری به تکرارش داشتند. حدود 9 درصد از کسانی که بیش از دو بار تجربه سکس مقعدی داشتند گفته بودند که هر بار تجربه دردناک بوده.این عدد به یک آمار دیگه نزدیکه،کسانی که هنگام سکس واژینال هم دچار درد مزمن میشند. بر طبق نظر دکتر هربنیک این عدد در مورد سکس مقعدی میتونه حتی به 15-10 درصد هم برسه. خب این 9 درصد مهم هستند چون این افراد نتنها موقع سکس بلکه گاهی فعالیت های روزانه مثل رانندگی و نشستن! هم دچار درد میشند این عدد به 10-14 درصد از مردانی نزدیکه که موقع سکس مقعدی دچار درد میشند. در پژوهش زاگرب از شرکت کنندگان پرسیده شد فکر میکنند دلیل درد چی بوده و بیشتر اونها استفاده نکردن از روان کننده ها،عدم پیش نوازی(foreplay) فشار بیش از و... رو دلیل دردشون میدوسنتند. دلیل این درد میتونه این باشه که پوست نواحی جنسی این مردان و زنان بیش از اندازه حساسه و حتی به تماس عادی هم واکنش دردناک میده.(که البته دلایلش هنوز کاملا شناخته شده نیست و گاهی مربوط به اختلالات پوستیه)
در نهایت باید گفت که خطر ابتلا به بعضی بیماری ها در این روش بیشتره(مثل ایدز و سایر بیماری های مقاربی و باکتریایی)ولی استفاده از وسایل پیشگیری مثل کاندوم خطر ابتلا رو پایین میاره.تحقیقات هم در مورد ابتلا به سرطان مقعد در مردان انجام شده که هنوز نتایج قطعی نداشته.
در کل هنوز شناخت چندانی هم از اثرات بلند مدت سکس مقعدی وجود نداره ولی همینکه این نوع سکس تاریخچه طولانی داره ممکنه نشون بده که شاید عواقب جدی نداشته باشه(هرچند عامل تعیین کنده تحقیقاته) Anal sex: Sciences last taboo - Salon.com
any question ? :)
چرا من كواسشن زیاد دارم:دی
من خودم كلا هیچ گونه محدودیتی رو تو سكس خوشایند نمیدونم ولی خوب هیچ گونه فداكاری هم خوشایند نمیدونم ولی خوب متاسفانه خانم ها زیادی تو سكس فداكاری میكنن كه آخرش این میشه كه میخوای اثبات كنی كه این روش لذت بخشه واسه زن:))
خوب این و قبول داری كه سكس طبیعی لذتش برای زن خیلی خیلی بیشتر از اون حداقل لذت تو آناله خوب همین باعث میشه كه بیشتر خانم ها رقبت آنچنانی به این نوع سكس ندارن بیشتر كسایی كه تن میدن به این كار تو ایران حالا كاری به جاهای دیگه ندارم یكی اصرار به باكره بودنه یكی لذت بردن از لذت پارتنره چون این نوع سكس برای مردها لذت بخش تره دسته ی سوم هم كه آنچنان زیاد نیستند كسایی هستند كه از درد لذت میبرن:دی
حالا از نظر علمی هیچی تا حالا از مردها پرسیدی كه چرا آنال سكس و دوست دارن؟:)) هشتاد درصد میگن چون درد داره و از درد طرف مقابل لذت میبرن
من شنیدم سکس از ماتحت خیلی احساس جنسی بیشتری برای مردها دارد ، لمس پروستات مثل لمس G Spot در زنها هست ، برای همین هم هست در سکس بین زن و مرد دگر جنس گرا, زنها انگشت در مقعد شریک جنسی خود میکنند!😚
من شنیدم سکس از ماتحت خیلی احساس جنسی بیشتری برای مردها دارد ، لمس پروستات مثل لمس G Spot در زنها هست ، برای همین هم هست در سکس بین زن و مرد دگر جنس گرا, زنها انگشت در مقعد شریک جنسی خود میکنند!😚
یكی دو سال پیش چند واحد اختیاری ماساژ پاس كردم چند جلسش مربوط به ماساژ جنسی بود برای متاهل ها:)) منم كنجكاو:دی
در مورد این میگفت كه انقدر كلیشه كار نكنید مناطق جنسی محدود نیستند به دو سه عضو یكی از نقاط خیلی حساس جنسی فاصله ی بین اندام جنسی و مقعده كه تحریك موضعیش حتی سبب ارضا میشه تو مرد اون لذتی كه به خاطر انگشت كردنه دلیلش تحریك نقاط اطراف مقعده نه لزوما داخل كردن
یعنی اگه به جای انگشت چیز دیگری باشد مطمئنا اون لذت و نداره دیگه:)
هر وقت بیخیال کون ملت شدید بیزحمت اعلام بفرمایید !
مقصد بعدی کجاست ؟!! من شنیدم از بانوان که ارگاسم از این نوع سکس بسیار متفاوت هست و بسیاری دوست دارند البته واکنشها متفاوت هست. یک نقل قول هم از هیچنز میکنم اینجا بی ربط نیست ( 😊 ) : Christopher Hitchens The four most over-rated things in life are champagne, lobster, anal sex and picnics.
مقصد بعدی کجاست ؟!! من شنیدم از بانوان که ارگاسم از این نوع سکس بسیار متفاوت هست و بسیاری دوست دارند البته واکنشها متفاوت هست. یک نقل قول هم از هیچنز میکنم اینجا بی ربط نیست ( 😊 ) : Christopher Hitchens The four most over-rated things in life are champagne, lobster, anal sex and picnics.
من به هیچ روی با آنال موافق نیستم، ولی درد کشیدن دیگری را چرا.
نکته اینه که چرا درد کشیدن دختر در سکس به کمابیش همه پسرها خوشی میدهد؟
چون احتمالا آقایون به جز كودك و خردسال و گاها نوزاد درون یه سادیست درون هم دارند!:دی
فكر میكنم چون آقایون قدرت طلب و سلطه طلب هستند و در حال حاضر به جز در سكس نمیتوانند این حس و ارضا كنند! لذتی كه از درد كشیدن طرف مقابل میبرند احتمالا به خاطر اینه كه شكنجه معمولا طرف مقابل و كوچك میكنه و این اون حس سلطه طلبی رو بیشتر ارضا میكنه
چون احتمالا آقایون به جز كودك و خردسال و گاها نوزاد درون یه سادیست درون هم دارند!:دی
فكر میكنم چون آقایون قدرت طلب و سلطه طلب هستند و در حال حاضر به جز در سكس نمیتوانند این حس و ارضا كنند! لذتی كه از درد كشیدن طرف مقابل میبرند احتمالا به خاطر اینه كه شكنجه معمولا طرف مقابل و كوچك میكنه و این اون حس سلطه طلبی رو بیشتر ارضا میكنه
در مورد تفاوت مغز زن و مرد که بحث میکنیم صدای بانوان در میاد که فرقی نیست و اینها غلط است و همه جور آدمی در همه جنسی هست،ولی اینجاها که میرسه آقایون سادیست میشوند از دم
Bind my ankles with your white cotton rope so I cannot walk. Bind my wrists so I cannot push you away. Place me on the bed and wrap your rope tighter around my skin so it grips my flesh. Now I know that struggle is useless, that I must lie here and submit to your mouth and tongue and teeth, your hands and words and whims. I exist only as your object. Exposed.
اولین مسئله اینه که وارد کردن درد با کنترل کردن متفاوته،یعنی اگر یک نفر از کنترل کردن یا شدن لذت میبره و اینکه در مقابل از وارد کردن یا درد کشیدن لذت ببره دو مسئله متفاوتند(و البته ممکنه هر دو با هم اتفاق بیافتند)
راستش بر اساس پژوهش های دکتر چارلز موسر(یا موزر) از هر ده نفر یک نفر تمایلات سادومازوخیستی داره و به نظر میاد بین افراد تحصیل کرده و قشر متوسط این شمار بیشتر باشه.
من اینجا لازم میدونم مدعای جناب مهربد رو تکذیب کنم، من اگر بخت یاری کند و سکسی داشته باشم، نه تنها از درد کشیدن شریکم لذتی نمیبرم، بلکه در طی سکس همواره با انواع حرکات (فی المثل بوسه های ملایم و نوازش) و الفاظ و پرسش ها تلاش میکنم به شریکم اطمینان دهم که راحتی او برایم مهم هست.
من اینجا لازم میدونم مدعای جناب مهربد رو تکذیب کنم، من اگر بخت یاری کند و سکسی داشته باشم، نه تنها از درد کشیدن شریکم لذتی نمیبرم، بلکه در طی سکس همواره با انواع حرکات (فی المثل بوسه های ملایم و نوازش) و الفاظ و پرسش ها تلاش میکنم به شریکم اطمینان دهم که راحتی او برایم مهم هست.
بستگی دارد شریک شما از سکس رمانتیک خوشش بیاید یا سکسی که تا ۶ ماه در بین دوستان دختر خود برای آنها تعریف کند 😏 مطمئن باشید سکس رمانتیک تا شخص از اتاق نرفته فراموش میشود
چون احتمالا آقایون به جز كودك و خردسال و گاها نوزاد درون یه سادیست درون هم دارند!:دی
فكر میكنم چون آقایون قدرت طلب و سلطه طلب هستند و در حال حاضر به جز در سكس نمیتوانند این حس و ارضا كنند!
لذتی كه از درد كشیدن طرف مقابل میبرند احتمالا به خاطر اینه كه شكنجه معمولا طرف مقابل و كوچك میكنه و این اون حس سلطه طلبی رو بیشتر ارضا میكنه
گمان نمیکنم، من خودم از قدرتخواهی بیزارم، هر چه قدرتان بیشتر باشد خویشکاری (مسئولیت)های بیشتری هم روی سرتان خراب میشود.
در سکس هم این یک بایستی نیست که اگر دختر درد نکشد برای من سکس خوشآور نیست، ولی در جایگاه یک خوشی افزوده چرا.
من اینجا لازم میدونم مدعای جناب مهربد رو تکذیب کنم، من اگر بخت یاری کند و سکسی داشته باشم، نه تنها از درد کشیدن شریکم لذتی نمیبرم، بلکه در طی سکس همواره با انواع حرکات (فی المثل بوسه های ملایم و نوازش) و الفاظ و پرسش ها تلاش میکنم به شریکم اطمینان دهم که راحتی او برایم مهم هست.
جدای اینها شما بیش از اندازه [به نگر من] مهربان هستید Philo جان، تا جاییکه جایی گفته بودید دوست ندارید همسرتان بچهدار شود، چون درد میکشد!
در مورد تفاوت مغز زن و مرد که بحث میکنیم صدای بانوان در میاد که فرقی نیست و اینها غلط است و همه جور آدمی در همه جنسی هست،ولی اینجاها که میرسه آقایون سادیست میشوند از دم 😜
من در جواب صحبت جناب مهربد كه فرمودن كمابیش همه ی پسر ها از درد كشیدن دختر لذت میبرن عرض كردم😃
البته تو این زمینه سایدست بودن آقایون چندان هم بد نیست من به عنوان یك خصیصه ی مثبت یاد كردم:)
گمان نمیکنم، من خودم از قدرتخواهی بیزارم، هر چه قدرتان بیشتر باشد خویشکاری (مسئولیت)های بیشتری هم روی سرتان خراب میشود.
در سکس هم این یک بایستی نیست که اگر دختر درد نکشد برای من سکس خوشآور نیست، ولی در جایگاه یک خوشی افزوده چرا.
نه تنها اینجوریه، که بیشتر دخترهایی که من با آنها بودهام از درد کشیدن هم خوشی میبردند.
یک پیوند فرگشتیکی اینجا باید باشد.
ای آقا!
نکن عزیز من مدرک علمی داری رو کن من اینقدر عذاب وجدان در مورد غیر علمی بودنش نداشته باشم :))
در هر حال تا قبل از اینکه چیزی در این مورد به صورت علمی تائید بشه به نظر من هیچ فرضی معتبر نیست.
نکته:یک بنده خدایی میگفت زن ها ذاتا مازوخیستند!:))(ولی به نظر میاد کسایی که تمایلات سادیستی دارند این جمله رو بیشتر جدی میگیرند ;) )
اگر ما قرار باشه بر اساس تجربه های شخصی و نمونه های شخصی نظر بدیم ممکنه دچار سفسطه رنجر تگزاس! بشیم
جناب مهربد تند نروید، توضیح فرگشتیک برای چه؟ برای پدیده ای که وجود ندارد؟ این گزاره که "همه مردان از سکس همراه با درد کشیدن شریکشان لذت میبرند" نادرست است، مگر اینکه بخواهیم بگوییم هر کی میگه نه داره دروغ میگه که چنین سخنی مدعا را غیر علمی میکند، حتی دلیلی ندارد که آن گزاره برای اکثریت مردان درست باشد. فکتی که قابل بررسی علمی هست اینه: "برخی از مردان از درد کشیدن شریکشان در حین سکس لذت میبرند." //من البته زیاد به توضیحات و تفسیرهای فرگشتیک علاقه ندارم، چون اکثرا ابطال ناپذیر هستند و بیشتر "بافته" می شوند، و بافتنشان کار سختی نیست. نمیگویم با فرگشت مخالفم که این اوج حماقت یا نادانی است، بلکه احساس میکنم در توضیح های فرگشتی نوعی کلک نهفته است، از آن کلک هایی که در روانکاوی هم نظیرشان کم نیست.
من البته زیاد به توضیحات و تفسیرهای فرگشتیک علاقه ندارم، چون اکثرا ابطال ناپذیر هستند و بیشتر "بافته" می شوند، و بافتنشان کار سختی نیست. نمیگویم با فرگشت مخالفم که این اوج حماقت یا نادانی است، بلکه احساس میکنم در توضیح های فرگشتی نوعی کلک نهفته است، از آن کلک هایی که در روانکاوی هم نظیرشان کم نیست.
توضیحات فرگشتیک هم میتونند درست باشند(همچنان که خیلی جاها هستند) ولی خب مسئله اینه که درست بودن یک فرضیه به نام فرگشت به معنای درست بودن هر فرضی که مرتبط با فرگشت هست نیست واونها جداگانه نیاز به اثبات علمی دارند.
گمان نمیکنم، من خودم از قدرتخواهی بیزارم، هر چه قدرتان بیشتر باشد خویشکاری (مسئولیت)های بیشتری هم روی سرتان خراب میشود. در سکس هم این یک بایستی نیست که اگر دختر درد نکشد برای من سکس خوشآور نیست، ولی در جایگاه یک خوشی افزوده چرا.
نه تنها اینجوریه، که بیشتر دخترهایی که من با آنها بودهام از درد کشیدن هم خوشی میبردند.
یک پیوند فرگشتیکی اینجا باید باشد.
فكر میكردم مسئولیت تو سكس و فاعل مطلق بودن برای مردها رضایت بخش باشد نیست؟ اینجا یه سوالی پیش اومد برای من اگر متوجه شوید كه دختر از درد كشیدن لذتی كه نمیبرد هیچ اذیت میشود باز هم این خوشی افزوده میشود؟
بستگی دارد شریک شما از سکس رمانتیک خوشش بیاید یا سکسی که تا 6 ماه در بین دوستان دختر خود برای آنها تعریف کند 😏 مطمئن باشید سکس رمانتیک تا شخص از اتاق نرفته فراموش میشود
مطمئن نیستم! لزومی ندارد که سکسی که 6 ماه فراموش نمیشود با درد همراه باشد، و اگر لزومی داشت هم نمی ارزید! یک سوال از دوستانی که با درد کشیدن شریک حال میکنن: مگر قرار نیست ما عاشق شریک جنسی مان باشیم؟
نه لزوماً! ، هر کسی که با او سکس دارید که نباید عشق او باشید ، در یک مهمانی هستید ، چشم شما به سینه بزرگ یک دختر میافتد ، چشم او به بازوهای شما میافتاد ، میروید خانه یکدیگر یک سفر سانفرانسیسکو میروید ، فردا هم انگار نه انگار به سمت زندگی خود میروید ، البته که سکس با عشق یک چیز دیگری هست ، ولی لازمه نیست.
مطمئن نیستم! لزومی ندارد که سکسی که 6 ماه فراموش نمیشود با درد همراه باشد، و اگر لزومی داشت هم نمی ارزید! یک سوال از دوستانی که با درد کشیدن شریک حال میکنن: مگر قرار نیست ما عاشق شریک جنسی مان باشیم؟
اول اینکه نه لزوما قرار نیست عاشق باشیم،دوست داشتن یا میل داشتن هم کفایت میکنه.
این درد کشیدن ربطی به عشق نداره،یا حداقل این مفهوم از عشق،یعنی اینکه ممکنه شما عاشق یک نفر هم باشید و با این حال باز هم به اون شخص آگاهانه یا ناآگاهانه درد منتقل کنید.
نتیجه گیری من:وجود درد به تنهایی چیز بدی نیست به این شرط که برآیند درد و لذت(خوشی و ناخوشی)به سمت خوشی سنگینی بکنه یعنی هر عملی که در یک رابطه(در اینجا رابطه جنسی)برآیند خوشی رو بالا ببره حتی اگر همراه درد باشه از نظر من میتونه بد نباشه ولی اگر فقط ناخوشی و درد رو زیاد کنه،به نظر من نه مفید هست و نه منطقی.
درسته من اشتباه کردم، دو نفر میتونن همینجوری هم سکس کنن، ولی تو این حالت هم من باز از درد کشیدن طرف لذتی نمیبرم و دوست دارم اون از هر لحظه از سکس رضایت داشته باشه، و بعید میدونم کسی که به من علاقه نداره و فقط برای لذت سکس رو قبول کرده "مرام بذاره" و اجازه بده من باعث درد کشیدنش (درد کشیدنی که لذت نمیاره) باشم.
درسته من اشتباه کردم، دو نفر میتونن همینجوری هم سکس کنن، ولی تو این حالت هم من باز از درد کشیدن طرف لذتی نمیبرم و دوست دارم اون از هر لحظه از سکس رضایت داشته باشه، و بعید میدونم کسی که به من علاقه نداره و فقط برای لذت سکس رو قبول کرده "مرام بذاره" و اجازه بده من باعث درد کشیدنش (درد کشیدنی که لذت نمیاره) باشم.
در مورد قسمت بولد شده شک داشته باشید حداقل 10 درصد شانسش هست :))
رابطه درد و لذت جنسی به دوگونه هست:
درد+لذت و درد===>لذت مورد دوم یا مرتبط به سادیسم هست یا مازوخیسم،مورد اول میتونه به این دو ربط داشته باشه و میتونه بی ربط باشه.
یعنی گاهی درد تبدیل به لذت میشه و گاهی درد و لذت همزمان وجود دارند و یکی علت اون یکی نیست.
درسته من اشتباه کردم، دو نفر میتونن همینجوری هم سکس کنن، ولی تو این حالت هم من باز از درد کشیدن طرف لذتی نمیبرم و دوست دارم اون از هر لحظه از سکس رضایت داشته باشه، و بعید میدونم کسی که به من علاقه نداره و فقط برای لذت سکس رو قبول کرده "مرام بذاره" و اجازه بده من باعث درد کشیدنش (درد کشیدنی که لذت نمیاره) باشم.
مرام بذاره چیه رفیق؟ یکمی احساس غرور داشته باشید ، مردم باید آرزو سکس با شما را داشته باشند😠
توضیحات فرگشتیک هم میتونند درست باشند(همچنان که خیلی جاها هستند) ولی خب مسئله اینه که درست بودن یک فرضیه به نام فرگشت به معنای درست بودن هر فرضی که مرتبط با فرگشت هست نیست واونها جداگانه نیاز به اثبات علمی دارند.
البته که می توانند درست باشند (و اینکه خیلی جاها هستند یا نیستند هم قابل "ناراستی آزمایی" نیست)، شما یک توضیح فرگشتی برای یک پدیده بیاورید و شرایط ابطال آن را نشان دهید، یعنی بفرمایید چه اتفاقی باید بیفتد که شما بپذیرید که توضیحتان نادرست است؟// شما خیلی کلی گویانه سخن میگویید و تلاش میکنید از سورهای "همه" یا "هیچ" استفاده نکنید: "میتوانند درست باشند"، "خیلی جاها هم هستند"، خوب این سخنان به احتمال زیاد درست هستند، چون جوری بیان شده اند که خیلی بعید است درست نباشند! البته شکاکیت شما قابل ستایش است، اما من فکر میکنم ادعاهای نادرستی که جسورانه بیان میشن (همه الف ها ب هستند، یا هیچ الفی ب نیست) خیلی بهتر به کشف حقیقت کمک میکنن تا ادعاهای درستی که مبهم و کلی گویانه بیان میشن.
البته که می توانند درست باشند (و اینکه خیلی جاها هستند یا نیستند هم قابل "ناراستی آزمایی" نیست)، شما یک توضیح فرگشتی برای یک پدیده بیاورید و شرایط ابطال آن را نشان دهید، یعنی بفرمایید چه اتفاقی باید بیفتد که شما بپذیرید که توضیحتان نادرست است؟// شما خیلی کلی گویانه سخن میگویید و تلاش میکنید از سورهای "همه" یا "هیچ" استفاده نکنید: "میتوانند درست باشند"، "خیلی جاها هم هستند"، خوب این سخنان به احتمال زیاد درست هستند، چون جوری بیان شده اند که خیلی بعید است درست نباشند! البته شکاکیت شما قابل ستایش است، اما من فکر میکنم ادعاهای نادرستی که جسورانه بیان میشن (همه الف ها ب هستند، یا هیچ الفی ب نیست) خیلی بهتر به کشف حقیقت کمک میکنن تا ادعاهای درستی که مبهم و کلی گویانه بیان میشن.
دلیلش اینه که دارم در مورد یک چیز کلی نظر میدم.
خب نیازی نیست که من بپذیرم توضیحم نادرسته،بلکه به عکس اول باید ثابت بکنم توضیحم درسته،این یه اصل منطقیه،نیست؟:)
البته هدف من از این احتمالی حرف زدن این نیست که برای فرض هام سپر درست کنم و و اون ها از نقض شدن مصون کنم! در واقع بیان امکان و احتمال از طرف من به این خاطره که کمتر باور دارم چیزی قطعی هست،گزینه های علمی که قطعی نبودنشون شفافه و و گزینه های دیگه هم از نظر من معمولا چیزهای قطعی نیستند استفاده از احتمالات به نقض نشدن ربطی نداره.
یعنی من به جای اینکه بگم همه قوها سپید هستند میگم قوها میتونند سپید باشند ولی اگر از بخواید مشخص کنم که یک قو سپید هست یا نه اون موقع میتونم احتمالات رو خیلی کم کنم.
خب نیازی نیست که من بپذیرم توضیحم نادرسته،بلکه به عکس اول باید ثابت بکنم توضیحم درسته،این یه اصل منطقیه،نیست؟:
سخن بر سر این نیست که شما بپذیرید توضیحتان نادرست است، منظور از این جمله که: "چه اتفاقی باید بیفتد که شما بپذیرید توضیحتان نادرست است" این است که: "در صورت رخ دادن چه حادثه ای حرف خود را پس می گیرید". شما یک پدیده دارید که می خواهید تفسیرش کنید، فرض می کنیم در تفسیر آن موفق بودید، اما تفسیر شما باید یک پیش بینی هم به همراه داشته باشد تا "علمی" شود، و آن پیش بینی برای همگان قابل آزمایش یا قابل "ناراستی آزمایی" باشد. به طور دقیق تر، از تفسیر شما منطقا باید گزاره هایی استخراج شود که قابل آزمایش و بنابراین راستی آزمایی (و معادلا ناراستی آزمایی) باشند. اما مشکل توضیحات فرگشتی این است هیچ پیش بینی ای نمی کنند. فقط بعد از اینکه حادثه رخ داد، یک نفر با تخیل قوی، مینشیند برایش توضیح فرگشتی می بافد، و معلوم است که بالاخره دیر یا زود موفق هم می شود. توضیحات فرگشتی را (به لحاظ قدرت پیش بینی) مقایسه کنید با تفسیر بیضی بودن مدار سیارات توسط "قانون جاذبه توسط نیوتون".
ای آقا!
نکن عزیز من مدرک علمی داری رو کن من اینقدر عذاب وجدان در مورد غیر علمی بودنش نداشته باشم :))
در هر حال تا قبل از اینکه چیزی در این مورد به صورت علمی تائید بشه به نظر من هیچ فرضی معتبر نیست.
نکته:یک بنده خدایی میگفت زن ها ذاتا مازوخیستند!:))(ولی به نظر میاد کسایی که تمایلات سادیستی دارند این جمله رو بیشتر جدی میگیرند ;) )
اگر ما قرار باشه بر اساس تجربه های شخصی و نمونه های شخصی نظر بدیم ممکنه دچار سفسطه رنجر تگزاس! بشیم .
در مورد قسمت بولد شده شک داشته باشید حداقل 10 درصد شانسش هست :))
رابطه درد و لذت جنسی به دوگونه هست:
درد+لذت و درد===>لذت مورد دوم یا مرتبط به سادیسم هست یا مازوخیسم،مورد اول میتونه به این دو ربط داشته باشه و میتونه بی ربط باشه.
یعنی گاهی درد تبدیل به لذت میشه و گاهی درد و لذت همزمان وجود دارند و یکی علت اون یکی نیست.
هیچ چیز دشواری در دریافت مازوخیسم نیست. دوستان به این بنگرند که هیچکس بدنبال "درد" نیست، زمانیکه ما میگوییم
درد در سکس به یک چیز دیگری مینِماریم (اشاره میکنیم) - که شورخبتانه واژه درخوری برای آن در گنجواژ نداریم - و در زیر به آن پرداختهایم.
دردی که مازوخیستها میجویند بر پایهی این نابرابریِ ساده کار میکند:
پس اگر یک دختر/پسر بگوییم spanking در سکس را دوست داشت برای این نیست که درد آن را میخواهد، برای این است
که از سیستم پاداش/افره مغزش کژسود میبرد (exploits)، بدین ریخت که همه ما ابزارهای دردکُش خودسری داریم که یکی از مهندترین
و توانمندترین آنها ایندروفینها باشند، با چم واژهای گویایشان: مورفینهای سرشتین (طبیعی)
زمانیکه تن آسیب دیده یا درد میکشد، مغز برای خاموشاندن سیگنالهای دردناک این دسته از دردکُشهای خوشایند را آزاد میکند،
ولی اگر کار را درست بیانجامیم، اندازه درد درون شده (خودخواسته)، بگوییم چند زنش (ضربه) به کپلها در سکس به آزاد شدن
ایندورفینهای خواستنی بیشتر در پیامد میرسد، که روی هم رفته میشود خوشی بی حساب و کتاب = هک کردن سیستم پاداش/پادافره
اکنون نگرهپردازیهای گوناگونی میتوان انجامید. برای نمونه میتوان گفت کسانی که بسیار به مازوخیسم میگرایند ژنتیکی هنگام درد
دردکُشهای خوشآیند را بهتر یا فراوانتر آزاد میکنند.
سخن بر سر این نیست که شما بپذیرید توضیحتان نادرست است، منظور از این جمله که: "چه اتفاقی باید بیفتد که شما بپذیرید توضیحتان نادرست است" این است که: "در صورت رخ دادن چه حادثه ای حرف خود را پس می گیرید".
شما یک پدیده دارید که می خواهید تفسیرش کنید، فرض می کنیم در تفسیر آن موفق بودید، اما تفسیر شما باید یک پیش بینی هم به همراه داشته باشد تا "علمی" شود، و آن پیش بینی برای همگان قابل آزمایش یا قابل "ناراستی آزمایی" باشد. به طور دقیق تر، از تفسیر شما منطقا باید گزاره هایی استخراج شود که قابل آزمایش و بنابراین راستی آزمایی (و معادلا ناراستی آزمایی) باشند.
اما مشکل توضیحات فرگشتی این است هیچ پیش بینی ای نمی کنند. فقط بعد از اینکه حادثه رخ داد، یک نفر با تخیل قوی، مینشیند برایش توضیح فرگشتی می بافد، و معلوم است که بالاخره دیر یا زود موفق هم می شود.
توضیحات فرگشتی را (به لحاظ قدرت پیش بینی) مقایسه کنید با تفسیر بیضی بودن مدار سیارات توسط "قانون جاذبه توسط نیوتون".
توضیح
فرگشتیک میتواند در جایگاه ماشین خردنمایی (rationalizing) و برای تفسیر پدیدهها بکار برود، ولی نمونه فرگشتیک بکار رفته که همان گرایش پسرها
به درداندن دخترها و گرایش دخترها به دردنمایی (جیغ کشیدن و ..) باشد که دیگر تفسیر نیست، چیزی است که هر کس میداند و در تخت میبیند!
ما هتا نگرههای خوبی داریم (+ پیشبینیپذیری، تکرارپذیری) که میگوید هتا دخترها با سروسدای
که هنگام سکس درمیاورند پسر را کنترل کرده و میتوانند آمدن (انزال) را شتابانده یا کند کنند.
در کنار آن، گرایش پسرها به کنترل و گرایش دخترها به کنترل شدن میتواند برماندهی
گذشتههای دور باشد که یک زمانی کارکرد داشته و امروز دیگر ندارد، مانند دیگر فرایندهای فرگشتیک.
هر آینه دانستههایی که براه نگرش در فرگشت بدست میایند کمابیش همیشه پیشبینیپذیری دارند، نمونه
بسیار ساده ما میگوییم که دخترها فرگشتیکوار به هوش و تندرستی (=زیبایی) همخوابه خود بترتیب آمده برگزیدگی میدهند.
آیا شما نمیتوانید اکنون با این پیشبینی کنید که یک دختر هنگام گزینش میان چند پسر، به کدامها برگزیدگی بالاتری میدهد؟