همجنسگرایی

برگ ۹ از ۹

Ouroboros #۴۰۱
Russell

بله این چیزها که شما میگویید درست و مربوط به جوامع بدوی‌ست، وانگهی
یونان باستان برای مثال به هیچ وجه بدوی بنظر نمیرسد. جالب است در یونان
باستان آلت مردانه‌یِ کوچک هم نشانی از زیبایی بوده.

خب دیگر یونان باستان بالاترین قله‌ی تمدن باستانی‌ست، و کیر کوچک هم بدلیل اولویت گرفتن زیبایی‌شناسی مردانه بوده(همینطور بدنهای بی‌مو). فراموش هم نکنید که در یونان باستان شدت بیزاری از مردان مفعول تفاوتی با اروپای قرون وسطی نداشته.
بعد اینرا بگویم که یونان یک تجربه‌ی منحصربفرد در تاریخ جهان است و موقعیتی در زمان و مکان است خارق العاده که بدویت و تمدن در اندازه‌هایی بسیار کارآمد با هم ترکیب شده‌اند. از این نظر هرگونه تلاش برای بازسازی آنچه یونانیان داشته‌اند درست مشابه تلاش سلفیون است برای بازگشت به ایام سلف صالح و زیستن همچون صحابه و تابعین و تابعین تابعین.

Ouroboros #۴۰۲
undead_knight

+ضمنا حواست باشه در این سیستم منحرف، ضداخلاق و نجاست هستی:))

همه‌ی ما چنان هستیم با درجات مختلف.

sonixax

فاسد تر رو موافقم! البته شاید تعریف فساد از نظر من و شما با هم فرق داشته باشه. ترقی خواه تر رو هم باز موافقم چرا که جامعه ایرانی به گروگان گرفته شده و اگر رها بشه مشخصن خیلی مترقی خواهد بود. ولی لیبرال رو هیچ مدله نیستم. جامعه ریبرال تحمل مخالف و غیر رو داره! در ایران چنین تحملی به هیچ عنوان وجود نداره. سوای اینکه ایران پارامترهای دیگر یک جامعه لیبرال رو هم نداره.

بله مثلاً جوامع لیبرال خیلی آساتانه‌ی تحمل بالایی برای آنچه توسط چپ برچسب هموفوبیا، نژادپرستی یا زن‌ستیزی خورده است را دارند.

یک جامعه‌ی لیبرال فقط تحمل عناصر «لیبرال‌تر» را دارد، نه عناصر ارتجاعی را، که ایران و شوروی و آلمان نازی و کره‌ی شمالی هم این مدل رواداری را رعایت می‌کنند. فرض بکنید در ایران یک نفر بگوید مشکل مملکت این است که خامنه‌ای وجود دارد، او سرکوب می‌شود. اکنون فرض بکنید که بگوید مشکل مملکت این است که فقط یک خامنه‌ای وجود دارد، اگر صد خامنه‌ای داشتیم چه خوب می‌شد؟ خامنه‌ای بهترین مردمان است حیف که یکی بیشتر نداریم. جنس مخالفتی که در جوامع لیبرال واقعاً تحمل می‌شود از همین جنس است، «اوه البته که آزادی خوب است، اما این چه آزادی‌ست؟ کم است، ناقص است، همه‌جانبه نیست، بیشتر باید آزاد باشیم. اصلاً همه‌ی مشکلات عالم، از جمله آن‌ها که بعد از دادن آزادی بوجود آمده‌اند همگی به خاطر کمبود آزادی هستند، ما اگر آزادی بیشتر داشتیم همه این‌ها حل می‌شدند...».

sonixax

خاصیت جنسی لزومن آن تعریفی نیست که در قرآن و انجیل و ... آمده!!! واژه انحراف هم بیشتر بار مذهبی دارد در اینجا نه علمی چرا که علم و دانش این ادعای شما را رد میکند :
Homosexuality Is Natural

انحراف هم می‌تواند طبیعی باشد در این معنی که در طبیعت رخ بدهد، حتی می‌تواند ژنتیکی باشد، یا توجیه فرگشتی داشته باشد(که البته همجنسگرایی ندارد یا دستکم هنوز نیافته است)، این چیزی از انحراف بودن آن کم نمی‌کند.
طبیعی بودن چیزی الزاما آنرا نرمال نمی‌کند، ریدن هم طبیعی‌ست اما اگر بیایید وسط اداره شلوارتان را پائین بکشید و یک تپه برینید شما را اخراج می‌کنند چون با نرم‌های مقبول اجتماعی(که دلایلی هم در خود بدیهی و هم بیرونی دارند)در تضاد است.
پس همجنسگرایی هم انحراف از طبیعت است(زیرا هدف طبیعی سکس تولید مثل است)، هم انحراف از اخلاقیات است، هم انحراف از نرمهای تثبیت شده در هزاران سال تطور فرهنگی‌ جوامع مختلف.

Reactor #۴۰۳

مشروعیت مردمی نظامی که به یک جامعه حاکم هست از پوشش نیازهای مردمش سرچشمه میگیره.
برای همین مردم ایران از حکومتشون ناراضی اند چون نیازهاشون رو به اندازه ی رضایتشون پوشش نمیده.

حتی اسلام هم کلیّت این موضوع رو درک کرده و به شدت سعی کرده تا نیازها رو پوشش بده اما بخاطر عدم درک خیلی از این نیازها -بجای حل مشکل- صورت مسئله رو پاک کرده.

مثلا یک درصد کمی از مردم هر کشوری تمایل به جنس موافق دارند.
اگر قرار باشه سیستم حاکم بر یک کشور, نیازهای مردمش رو پوشش بده, خوب باید یک فکری هم به حال این ها کنه چون به هر حال این ها هم جزو مردم هستند.

به این احساس مسئولیت حکومت در قبال مردم, آزادی گفته میشه.
اگر حکومت فکری به حال همجنس گراها نکنه, به تدریج این عدم مسئولیت پذیری حکومت, دامان بقیه رو هم که همجنس گرا نیستند میگیره.

مثلا من و شما و اکثر مردم که همجنس گرا نیستیم و تمایل به جنس مخالف داریم هم هنگام لاس زدن با جنس مخالف با دخالت ماموران سیستم روبرو میشیم.

نتیجه ای که از این بحث میگیریم اینه که آزادی یا برای همه هست یا برای هیچکس نیست.

با تمام کمی ها و کاستی ها نمیشه آزادی رو سلیقه ای کرد چون سلیقه ها متفاوته و به محض اینکه فرد یا گروهی با سلیقه ای متفاوت به قدرت برسه باید شاهد نوسان های شدید و چرخش های 180 درجه ای در اقتصاد و فرهنگ و سیاست کشور باشیم.

پس آزادی باید برای همه باشه👍

sonixax #۴۰۴
Ouroboros

بله مثلاً جوامع لیبرال خیلی آساتانه‌ی تحمل بالایی برای آنچه توسط چپ برچسب هموفوبیا، نژادپرستی یا زن‌ستیزی خورده است را دارند.

ندارند ؟!

Ouroboros

یک جامعه‌ی لیبرال فقط تحمل عناصر «لیبرال‌تر» را دارد، نه عناصر ارتجاعی را، که ایران و شوروی و آلمان نازی و کره‌ی شمالی هم این مدل رواداری را رعایت می‌کنند. فرض بکنید در ایران یک نفر بگوید مشکل مملکت این است که خامنه‌ای وجود دارد، او سرکوب می‌شود. اکنون فرض بکنید که بگوید مشکل مملکت این است که فقط یک خامنه‌ای وجود دارد، اگر صد خامنه‌ای داشتیم چه خوب می‌شد؟ خامنه‌ای بهترین مردمان است حیف که یکی بیشتر نداریم. جنس مخالفتی که در جوامع لیبرال واقعاً تحمل می‌شود از همین جنس است، «اوه البته که آزادی خوب است، اما این چه آزادی‌ست؟ کم است، ناقص است، همه‌جانبه نیست، بیشتر باید آزاد باشیم. اصلاً همه‌ی مشکلات عالم، از جمله آن‌ها که بعد از دادن آزادی بوجود آمده‌اند همگی به خاطر کمبود آزادی هستند، ما اگر آزادی بیشتر داشتیم همه این‌ها حل می‌شدند...».

امیر جان گویا این چند سالی که اروپا نبودی به کل فراموش کرده ای اینجا چه طوری بوده!
آن قدری که در آلمان برقع پوش و ریش تروریستی و ... میبینید در خود اسلام ناب محمدی اش نمیبینید!!!!
آن قدری که اسرائیل پذیرای مسلمانان است آیا هیچ کشور دیگری پذیرای یهودیان طرفدار اسرائیل هست ؟!
در همین جوامع لیبرال شما حق دارید اساسی ترین و اصولی ترین باورهایشان را نقد کنید و به چالش بکشید هیچ اتفاق بدی هم برایتان نخواهد افتاد! اگر قرار بود بیوفتد این همه احزاب چپکی چپولی در کشور چه میکردند و چگونه اجازه شرکت در انتخابات کشور را داشتند طوری که کرسی هم به دست بیاورند ؟!
یک مقداری به دور از واقعیت داوری میکنید.

Ouroboros

انحراف هم می‌تواند طبیعی باشد در این معنی که در طبیعت رخ بدهد، حتی می‌تواند ژنتیکی باشد، یا توجیه فرگشتی داشته باشد(که البته همجنسگرایی ندارد یا دستکم هنوز نیافته است)، این چیزی از انحراف بودن آن کم نمی‌کند.
طبیعی بودن چیزی الزاما آنرا نرمال نمی‌کند، ریدن هم طبیعی‌ست اما اگر بیایید وسط اداره شلوارتان را پائین بکشید و یک تپه برینید شما را اخراج می‌کنند چون با نرم‌های مقبول اجتماعی(که دلایلی هم در خود بدیهی و هم بیرونی دارند)در تضاد است.
پس همجنسگرایی هم انحراف از طبیعت است(زیرا هدف طبیعی سکس تولید مثل است)، هم انحراف از اخلاقیات است، هم انحراف از نرمهای تثبیت شده در هزاران سال تطور فرهنگی‌ جوامع مختلف.

نرمال = عادی، معمولی، طبیعی.

از دیکشنری آکسفورد : typical, usual or ordinary
normal: Learners Dictionary

از دیکشنری دات کام:

conforming to the standard or the common type; usual; not abnormal; regular; natural.

Normal | Define Normal at Dictionary.com

پس دست کم میدانیم طبیعی بودن با نرمال بودن یکیست!!!

نرمهای اجتماعی هم به هیچ عنوان مصادیق استدلالهای اینچنینی نیستند چون نسبی هستند! در برخی دهات افغانستان اگر شما وسط خیابان نکشید پایین و نرینید کارتان در تضاد با نرمهای اجتماعیشان است!!!

از نظر اهداف طبیعت هم بخواهیم بررسی کنیم باز همجنسگرایی انحراف از آن نیست! چون هدف طبیعت تنها تولید مثل نیست! هدف طبیعی سکس هم باز تنها تولید مثل نیست!! اینگونه اگر برداشت میکنید رفتار جنسی خود شما غیر طبیعی است! (بگذریم)
آنچه برعکس غیر طبیعی و آنرمال است دخالت در روند طبیعی پدیده همجنسگراییست - چرا که دخالت مستقیم است در روند انتخاب طبیعی. آنهایی که در این پدیده دخالت میکنند به شکل مصنوعی یک فیلتر طبیعی که منجر به ساقط شدن ژنهای نامطلوب برای طبیعت میشود را از کار میندازند!! با اجبارِ همجنسگرا به دگرجنسگرا بودن و بچه دار شدن (و در نتیجه اش انتقال ژنِ نامطلوب به نسل بعدی) - این اجبار میتواند از راه زور باشد، از راه آنچه کوته فکرانی همچون جمهوری اسلامی چی ها درمان مینامند! یا ایجاد ارعاب و ترس با کشتن و آزار و اذیت همجنسگرا.

اخلاقیاتی هم باز نسبیست! در یک جامعه کیر پرستی عین اخلاقیات است و در یک جامعه دیگر اوج بی اخلاقی! پس به میان آوردن بحث اخلاقیات هم بی مورد است.

Alice #۴۰۵

جاااان؟؟؟؟ امیر جان ضمن احترام یه لحظه تو سوادتون شک کردم....

یونان باستان که خیلی خیلی معروف به همجنسگرایی بوده این چه حرفیه شما می زنین؟؟؟ شما کتاب "ضیافت" افلاطون رو خوندین چقد از مردای مفعول تمجید می شه؟؟؟

Moshref #۴۰۶

همجنسگرایی در علم ثابت شده و یک امر طبیعی است و به غیر از انسان در بین 1500 گونه دیگر جانوری مشاهده شده. برخورد حال با مسئله همجنسگرایی مانند برخورد ده ها سال پیش با مسئله چپ دستی است، در گذشته بچه هایی که چپ دست بودن رو با تنبیهه بدنی مجبور می کردند که با دست راست بنویسن و این امر چپ دستی رو غیر طبیعی می دونستند. چون معتقد بودن که طبیعت انسان راست دستیه، اسلام برای مسئله همجنسگرایی، مرگ رو انتخاب کرده. و این در حالیه که در همه کشورهای پیشرفته جهان، این مسئله مورد تائیده.

Anarchy #۴۰۷
Ouroboros

یا توجیه فرگشتی داشته باشد(که البته همجنسگرایی ندارد یا دستکم هنوز نیافته است)

Ouroboros

پس همجنسگرایی هم انحراف از طبیعت است(زیرا هدف طبیعی سکس تولید مثل است)

امیر جان می ترسم در راند نهایی ، فرگشت رو هم به کل زیر سوال ببری

😱 ...

دست کم ما میدونم یک چیزایی به نفع توجیه فرگشتیک همجنسگرایی تا الان یافت شده 😬 !! این پست رو صفحه اول همین تاپیک گذاشته بودم :

همجنسگرایی

هدف طبیعی سکس تولید مثل هست اما این همه مطلب نیست و اهداف و مکانیسم های دیگه ای هم در فرگشت تعبیه شده برای مقاصد دیگه

!!

البته من هم با اون بخشی که میگی دیگه گند قضیه رو در آوردن در حمایت از همجنسگرایی و کارناوال راه انداختن ، موافقم

.

sonixax #۴۰۸
Anarchy

البته من هم با اون بخشی که میگی دیگه گند قضیه رو در آوردن در حمایت از همجنسگرایی و کارناوال راه انداختن ، موافقم .

اتفاقن آنارشی جان لازمه! شما این طرف که کارناوال راه میندازه رو میبینید اون طرف که هزاران ساله همجنسگرایان رو زنده زنده میسوزونه، سگسار میکنه، اعدام و شکنجه میکنه رو نمیبینید ؟!
این کارناوال راه انداختنها مبارزه در راه به دست آوردن طبیعی ترین حق هر انسانیه (زندگی)

.

Reactor #۴۰۹

البته حرف امیر بیراه نیست و قابل درک هست.
سوال های خوبی مطرح میکنه.
ابهاماتی هم برای من در حواشی همجنسگرایی وجود داره.

اینکه همجنس گرایی نقض نظام طبیعت هست رو من هم قبول دارم.

اینکه مردم حق دارند به چیزی که خارج از عُرف جامعه باشه با دید متفاوتی نگاه کنند درسته.
همجنسگرایی یا هر گرایش جنسی نیاز به مراسم مسخره ی گِی پراید نداره. اون هم وقتی موفق ترین و پولدارترین افراد روی کره ی زمین, خاضعانه اعتراف میکنند که چیزی برای افتخار کردن ندارند, این که یک عده به کون دادن افتخار میکنند عجیبه!
تا وقتی که همجنس گراها, کار مفیدی بجز "کون دادن" برای جامعه ای که درش ساکنند انجام ندادند نباید انتظار داشته باشند مردم اون ها رو اوبی صدا نزنند یا سربار جامعه ندونند.
برای دولت ها, همینکه فردی کار کنه و مالیات بده, شهروند حساب میشه و دیگر سربار به حساب نمیاد و حتی حکومت ایران هم داره با این موضوع کنار میاد.
این که رسانه ها, همجنس گرایی رو تا این اندازه بولد میکنند برای من هم مسخره ست! همجنس گراها درصد بسیار کمی از هر جامعه ای رو تشکیل میدن. سوال خوبیه که چرا باید اینقدر روی تمایلات جنسی این درصد کم, مانور داده بشه؟ اون هم وقتی که این همه بچه ی گرسنه و جنگ زده و بدبخت بی گناه در دنیا وجود داره که میشه با پرداختن به مشکلات این ها کمک های اساسی بهشون کرد؟

Reactor #۴۱۰
sonixax

اتفاقن آنارشی جان لازمه! شما این طرف که کارناوال راه میندازه رو میبینید اون طرف که هزاران ساله همجنسگرایان رو زنده زنده میسوزونه، سگسار میکنه، اعدام و شکنجه میکنه رو نمیبینید ؟!
این کارناوال راه انداختنها مبارزه در راه به دست آوردن طبیعی ترین حق هر انسانیه (زندگی) .

اصولا در زمان های قدیم همه چیز به بدترین شکل بوده.
دگراندیشان هم به شکل بدی کشته میشدند. مخالفان پادشاه هم به شکل بدی کشته میشدند. راهزنان هم به شکل بدی کشته میشدند ایضا کسانی که گرفتار راهزنان میشدند هم به شکل بدی کشته میشدند. سربازان و فرماندهان و پادشاهان هم در راه دفاع از میهن به شکل بدی کشته میشدند.

در قدیم ها کشته شدن به روش های وحشیانه امری باب بوده و فقط مختص به همجنسگراها نبوده.
در زمان های قدیم مُردن در سنین پیری و در رختخواب یک آرزوی شیرین بوده چون همه چیز وحشیانه بوده و به بدترین شکلش وجود داشته.

پس چرا بغیر از همجنس گراها, کسی مراسم پراید برگزار نمیکنه؟

sonixax #۴۱۲
Reactor

اصولا در زمان های قدیم همه چیز به بدترین شکل بوده.
دگراندیشان هم به شکل بدی کشته میشدند. مخالفان پادشاه هم به شکل بدی کشته میشدند. راهزنان هم به شکل بدی کشته میشدند ایضا کسانی که گرفتار راهزنان میشدند هم به شکل بدی کشته میشدند. سربازان و فرماندهان و پادشاهان هم در راه دفاع از میهن به شکل بدی کشته میشدند.

در قدیم ها کشته شدن به روش های وحشیانه امری باب بوده و فقط مختص به همجنسگراها نبوده.
در زمان های قدیم مُردن در سنین پیری و در رختخواب یک آرزوی شیرین بوده چون همه چیز وحشیانه بوده و به بدترین شکلش وجود داشته.

پس چرا بغیر از همجنس گراها, کسی مراسم پراید برگزار نمیکنه؟

برای اینکه همجنسگراها رو هنوز هم دارند در بسیاری از کشورهای دنیا زنده زنده سلاخی میکنند!!!! به همین سادگی!!!

sonixax #۴۱۳
Reactor

اینکه همجنس گرایی نقض نظام طبیعت هست رو من هم قبول دارم.

همجنسگرایی عین نظام طبیعت هست نه نقضش!! وگرنه در بیش از 1500 گونه از موجودات دیده نمیشد!!

لینکهای کسرا رو هم البته مطالعه کنید خوبه.

همجنسگرایی یکی از ابزارهای فرگشت و انتخاب طبیعی هست برای دستچین کردن بهترین ژنها و از رده خارج کردن ژنهای نا مطلوب برای بقا به شکل طبیعی!

نه دار زدن و آتش زدن و چوب توی ماتحت همجنسگرا فرو کردن برای اینکه بره با دختر بخوابه حامله اش کنه!!!

کافیه از ساز و کار فرگشت اطلاعات درست و کافی داشته باشید تا متوجه بشید همجنسگرایی اتفاقن کاملن طبیعی و به درد بخوره.

برای من سخنان امیر در اوایل عجیب بود چون فکر میکردم آگاهی و دانش مطلوب و خوبی در مورد این مسایل داشته باشه! بعدش فهمیدم که اصلن از چنین چیزی و از فایده مثلن همجنسگرایی خبر هم نداره!!!

امیر فکر میکنه سکس ابزاریست برای تولید مثل (به عنوان یک استدلال تا اینجا درست)! و اگر کسی از سکس استفاده کنه ولی تولید مثل نکنه چون هدفش رو برآورده نکرده پس عملش میشه انحراف از روند طبیعی رویدادها!! (غلط) چرا ؟!
چون رفتار جنسی خود امیر (بنا به گفته های خودش) بسته به استدلالی که داره انحراف محسوب میشه چون با اینکه با کلی زن خوابیده تولید مثل نکرده!!! پس منحرفه!!!!!!!!!

من فقط با استناد به استدلال خودش نتیجه گیری کردم نه بیشتر.

Alice #۴۱۴
sonixax

برای من سخنان امیر در اوایل عجیب بود چون فکر میکردم آگاهی و دانش مطلوب و خوبی در مورد این مسایل داشته باشه!
بعدش فهمیدم که اصلن از چنین چیزی و از فایده مثلن همجنسگرایی خبر هم نداره!!!

یا اسپاگتی

مگه می شه خبر نداشته باشه؟
اتفاقن من و شما امیر رو می شناسیم و این حرفاش واسمون عجیبه، هرکی دیگه بود می گفتیم طرف بی سواده. ولی امیر تو این مورد تخصص داره.

اما حرفایی که الان درباره یونان باستان و همجنسگرایی می گه خیلی خیلی بی سوادانه و ابتدایی و ابلهانس. طوری که انگار هیچ مطالعه ای در این مورد نداشته... انقدر مسخره که من واقعن تو سوادش شک کردم...

Reactor #۴۱۵
sonixax

همجنسگرایی عین نظام طبیعت هست نه نقضش!! وگرنه در بیش از 1500 گونه از موجودات دیده نمیشد!!

sonixax


نه دار زدن و آتش زدن و چوب توی ماتحت همجنسگرا فرو کردن برای اینکه بره با دختر بخوابه حامله اش کنه!!!

چرا شلوغ میکنید.
من کی گفتم چوب تو کون یک همجنسگرا فرو کنید چون کون میده؟
من گفتم فرایندی که به تولید مثل ختم نشه از نظر طبیعت کاری بیفایده هست.
در آن قسمتی از پست شما که بولد کردم, خود شما به قبول داشتن این واقعیت اعتراف کردید👍

Russell #۴۱۶

بین اینکه یک خصیصه یا رفتار توضیح فرگشتیک داشته باشد با اینکه یک رفتار فانکشنال
باشد تفاوت اساسی‌ست. وجود بسیاری از ژن‌هایِ بیماری‌زا در بین انسان‌هایِ امروزی
توضیح فرگشتیک دارد، حتی احتمال دارد بقای جنون‌پیشگی توضیح فرگشتیک داشته
باشد.

اینکه همجنسگرایایی در گذشته‌یِ دور inclusive-fitness را افزایش میداده یا نه؟ یا اینکه
وجود همجنسگرایان عارضه‌یِ جانبی خصیصه‌یِ خوب دیگری‌ست یا نه؟ ربطی به رفتار یک
جامعه‌یِ متمدن با آن‌ها ندارد. چنانچه نحوه‌یِ برخورد یک جامعه‌یِ متمدن با جنون‌پیشه
مشخص است، و دستور ساده است: پیدایش کنید و نابودش کنید، چرا که برای جامعه‌ مضر
هستند، نقطه و تمام.

در مورد همجنسگرایی و در کل هر نوع کنش جنسی هم مشخص است که نیاز به نظم
است، یکی از دلایل آن هم این‌ست که باید میزان تولیدمثل حداقل برابر با نرخ جایگزینی
باشد، باید توجه شما را به این نکته جلب کنم که این حساب ساده‌یِ ریاضی که نیاز به
فهم ژنتیک و فرگشت و «علم مدرن» ندارد، در‌ یک جامعه‌یِ سالم اص این‌ست که افراد باید
به جامعه خدمت کنند و تولیدمثل بخشی از آن خدمت است.
همچنین ما میدانیم که «جنبش همجنسگرایان» در واقع اردوکشی چپ است، در
راستای جمع کردن تمام کسانی که از جامعه‌یِ خود بشدت نفرت دارند و بسیح آن‌ها
برای نابودی جامعه. از نظر من تولیدمثل این‌ها ربطی به بایستگی سرکوبشان ندارد و
حتی اگر این‌ها تولیدمثل نکنند بهتر است.

این‌ها که گفتم همه تنها استوار بر یک فرض است، یک فرض گستاخانه، و آن هم وجود
چیزی بنام خیر جمعی یک ملت است. فهم این مساله که تولیدمثل لازمه‌یِ بقای یک
ملت است، نیازی به فهم ژنتیک و فرگشت هم ندارد. البته اگر از این بگذریم که گذشتگان
با کنترل انتخاب جنسی نشان داده‌اند که درکشان در زمینه‌یِ ژنتیک از خیلی انسان‌هایِ
معاصر بیشتر بوده.

پ.ن:
مراسم و کارناوال باید برای جشن گرفتن و ارتقای ارزش‌هایِ سالم اجتماعی باشد. مثلا:
بجای افتخار به ابتذال و کون دادن، جشن گرفتن وجود یک ملت، مرور تاریخ و بزرگی و ایثار
پدران و مادران آن، و بزرگداشت و پاسداشت خون شهدای آن چطور است؟

Ouroboros #۴۱۷
Anarchy

امیر جان می ترسم در راند نهایی ، فرگشت رو هم به کل زیر سوال ببری

فرگشت هم برای من در مراحل پائین‌تر اهمیت است، من طرفدار «حکمت جاودان» هستم و الان تنها از آن جهت به فرگشت و فایده‌باوری و ... متوسل می‌شوم که سوی مقابل به فرگشت مؤمن است.

همانطورکه راسل گفت توجیه فرگشتی با توجیه اخلاقی برابر نیست، همینطور چیزی می‌تواند از حذف طبیعی فرگشتی جان سالم به در برده باشد اما همچنان مفید نباشد، چه برای جامعه و چه برای فرد، بیماری‌های پرشمار ژنتیکی به ذهن می‌رسند. هانتینگتون یک بیماری مرگبار است که هم طبیعی‌ست، هم ژنتیکی‌ست، هم اینکه ناقلان آن تا امروز زنده مانده‌اند و به اینجا رسیده‌اند.

مسأله اول آنست که آزادسازی یک عمل چه عواقبی برای جامعه خواهد داشت،

مسأله دوم این است که چه عواقبی برای فرد و خانواده‌ی او خواهد داشت،

و

مسأله‌ی آخر این است که آیا یک ویژگی یا عمل در ذات خود به بقای اصلح جاندار کمک می‌کند یا نه.

در هر سه مورد همجنسگرایی باطل است.

Anarchy

دست کم ما میدونم یک چیزایی به نفع توجیه فرگشتیک همجنسگرایی تا الان یافت شده !! این پست رو صفحه اول همین تاپیک گذاشته بودم :

Not Acceptable!

انتخاب طبیعی به پروسه‌ای می‌گویند که طی آن خواص زیستی موروثی تدریجا فرکانس کمتر یا بیشتری در یک جمعیت از جانداران پیدا می‌کنند. معیار کاهش یا افزایش فرکانس این خواص موفقیت جاندر حامل آن خواص در تولید مثل و پراکنش آن‌ها به نسلهای بعدی‌ست. هیچ خواصی نمی‌توانند از طریق همجنسگرایی به نسل بعدی منتقل بشوند.

این گونه‌هایی هم که در طبیعت دیده می‌شوند در حال کون‌کونک بازی هیچکدام دگرجنسگرایی را به سود همجنسگرایی ترک نکرده‌اند اگرنه امروز وجود نمی‌داشتند که بخواهند دستمایه‌ی سفسطه‌های دوستان باشند.

😃

«کنترل جمعیت» فایده‌ی فرگشتیک ندارد

هرچه به پراکنش بیشتر ژنها بیانجامد چنان است، و هرچه این پراکنش را متوقف بکند در ضدیت با آنست، در جهان طبیعی هر زمان جمعیت از منابع بیشتر می‌شود تشدید رقابت درون‌گروهی بر سر آن منابع رخ می‌دهد نه کون‌کونک بازی.

در چنان شرایطی به سود هر موجود زنده است که به استراتژی خرگوش‌ها رو بیاورد و به حداکثر میزان ممکن تولیدمثل بکند زیرا در قحطی شما بچه‌هایی که می‌توانند در رقابت پیروز شده زنده بمانند کاهش می‌یابد، نه آنکه به کلی تولید مثل را متوقف بکنند تا اطلاع ثانوی. به همین خاطر است که «هرچه فقیرتر، بچه بیشتر».

وانگهی برای من در پایان روز شاید اهمیتی ندارد که فلان منحرف خودکشی ژنتیکی(یا حقیقی!)بکند یا نه، نگرانی اصلی من بابت شرایطی‌ست مثل غرب امروز که در آن از یک سو روابط میان زن و مرد را آسیب تلقی می‌کنند و از سوی دیگر روابط همجنسان را آسان‌سازی و ارزش‌دهی و … اگر پس از مرگ، بزرگترین هراس والدین آنست که فرزندشان همجنسگرا از آب در بیاید که هست،

از آنجاکه من قطعاً می‌دانم طرد دگرجنسگرایی به سود همجنسگرایی یک مرض واگیردار است

برای مراقبت از فرزندانی که برای آوردنشان در این جهان بسیار زحمت کشیده‌ام هر عملی را برای کنترل همجنسگرایی، ساقط کردن آن از ارزش و فضیلت اخلاقی، دشوار کردن همجنسگرا بودن و … انجام خواهم داد.

Anarchy

هدف طبیعی سکس تولید مثل هست اما این همه مطلب نیست و اهداف و مکانیسم های دیگه ای هم در فرگشت تعبیه شده برای مقاصد دیگه !!

هدف نهایی فرگشت(و هدف اصلی سکس)تولید مثل است.

همجنسگرایی به تولید مثل نمی‌انجامد. ماجرا واقعاً ساده است.

Anarchy

البته من هم با اون بخشی که میگی دیگه گند قضیه رو در آوردن در حمایت از همجنسگرایی و کارناوال راه انداختن ، موافقم .

یک دلیلی دارد این وضع، شما باید به دنبال دلیل بگردید.

Ouroboros #۴۱۸
sonixax

نرمهای اجتماعی هم به هیچ عنوان مصادیق استدلالهای اینچنینی نیستند چون نسبی هستند! در برخی دهات افغانستان اگر شما وسط خیابان نکشید پایین و نرینید کارتان در تضاد با نرمهای اجتماعیشان است!!!

تفاوت میان ارزشهای گوناگون در ابعاد مکانی و زمانی اتوماتیک به معنی نسبی بودن آن‌ها نیست، و نسبی بودن هم به معنی بی‌اعتبار بودن آن‌ها نیست. شما اگر این نکته را درک بکنید که سیستم اخلاقی و فرهنگی هر جامعه مبتنی بر نیازها و بایستگی‌های تاریخی آن جامعه‌ی به‌خصوص شکل گرفته این «تضادهای ارزشی» خیلی آسان درک‌پذیر می‌شوند و توضیح بسیاری دقیق‌تری برای درک موضوع به ما ارائه می‌کنند تا «اوه، چون افغانستان و سوئیس ارزشهای متفاوتی دارند پس هیچ ارزشی وجود ندارد». هر قوم و نژاد و ملتی در شرایط مختلفی شکل گرفته و تحت تأثیر عوامل محیطی گوناگونی بوده، آنچه یهودی برای نجات یافتن به عنوان ملتی همواره میهمان، بی‌خانمان و در تبعید نیاز داشته متفاوت است با آنچه عرب به عنوان قومی مستقر در صحراهای فراخ به آن نیاز داشته و هر دو متفاوت هستند با آنچه مرد قطبی ممکن است به آن نیاز داشته باشد و ….

قطعیت هنجارهای فرهنگی در نسبیت آنها متجلی‌ست.

Alice

یونان باستان که خیلی خیلی معروف به همجنسگرایی بوده این چه حرفیه شما می زنین؟؟؟ شما کتاب "ضیافت" افلاطون رو خوندین چقد از مردای مفعول تمجید می شه؟؟؟

در یونان باستان و هر مکان و زمان دیگری که تمدن به مرحله‌ی مردسالاری رسیده از مرد مفعول بیزار بوده‌اند، هستند، و خواهند بود.
آن دیالوگ در ضایفت از زبان فایدروس است نه سقراط یا افلاطون، او دارد نظر مخالفی را تشریح می‌کند.

افلاطون همجنسگرایی را همردیف فحشا و زنا و از نشانه‌های زوال دموکراتیک می‌دانست و معتقد بود یا باید پنهان داشته بشود یا مجازات شده، باعث سلب شهروندی از همجنسگرا بشود.

واقعیت این است که حرف من در این جستار همان سخن آتنی بزرگ در دوهزار و اندی سال پیش است. او، هم همجنسگرایی را به نحوی قاطع و بکر محکوم می‌کند، هم توجیه یا نقد بر مبنی «Appeal to nature» را، از کتاب قوانین:

. If we were to follow in nature's steps and enact that law which held good before the days of Laïus, declaring that it is right to refrain from indulging in the same kind of intercourse with men and boys as with women, and adducing as evidence thereof the nature of wild beasts, and pointing out how male does not touch male for this purpose, since it is unnatural, -- in all this we would probably be using an argument neither convincing nor in any way consonant with your States. Moreover, that object which, as we affirm, the lawgiver ought always to have in view does not agree with these practices. For the enquiry we always make is this -- which of the proposed laws tends toward virtue and which not. Come then, suppose we grant that this practice is now legalised, and that it is noble and in no way ignoble, how far would it promote virtue? Will it engender in the soul of him who is seduced a courageous character, or in the soul of the seducer the quality of temperance? Nobody would ever believe this; on the contrary, as all men will blame the cowardice of the man who always yields to pleasures and is never able to hold out against them, will they not likewise reproach that man who plays the woman's part with the resemblance he bears to his model?

نتیجه‌گیری در پایان همان کتاب:

The things I now mention are, perhaps, like the visionary ideals in a story; yet in very truth, if only they were realised, they would prove a great blessing in every State. Possibly, should God so grant, we might forcibly effect one of two things in this matter of sex-relations, -- either that no one should venture to touch any of the noble and freeborn save his own wedded wife, nor sow any unholy and bastard seed in fornication, nor any unnatural and barren seed in sodomy, -- or else we should entirely abolish love for males, and in regard to that for women, if we enact a law that any man who has intercourse with any women save those who have been brought to his house under the sanction of Heaven and holy marriage, whether purchased or otherwise acquired, if detected in such intercourse by any man or woman, shall be disqualified from any civic commendation, as being really an alien, -- probably such a law would be approved as right. So let this law -- whether we ought to call it one law or two -- be laid down concerning sexual commerce and love affairs in general, as regards right and wrong conduct in our mutual intercourse due to these desires

Ouroboros #۴۱۹
Theodor Herzl

The "Johnny Depp Effect" - An evolutionary explanation for homosexuality | Psychology Today

نه.

در تاریخ شاخص مردانی که موفق به تولید مثل نشده‌اند از ۶۰ تا ۴۰ درصد متفاوت تخمین زده می‌شود، ما نصف تعداد مادرانمان اجداد پدری داریم. این یعنی رقابت برای تولید مثل بسیار شدید و دیوانه‌وار بوده. اکنون تصور بکنید که ژنی هست که به کلی شما را از تلاش برای موفق شدن باز می‌دارد. سخت نیست تصور وضعیت این مردان. حتی اگر هم همجنسگرایی شانس شماری مردان را افزایش بدهد، باز به طور متوسط چنین ژنی فیتنس عمومی را آنقدر کاهش می‌دهد که جبران‌پذیر نیست. در جهان طبیعی حتی کوچکترین کاهش در فیتنس می‌تواند به محو شدن بلادرنگ آلل بیانجامد، و اساساً رفتارهای ژنتیکی چنین هستند: بسیار سخت به دست می‌آیند و بسیار آسان از دست می‌روند.

Theodor Herzl

Male Homosexuality Study: Gay Men Have Evolutionary Benefit For Their Families, New Research Suggests

نه.

اینرا اولین بار ویلسون مطرح کرد که از منهم کمتر ریاضی می‌دانست!
اولاً همچو چیزی در جهان واقعی اصلاً رخ نمی‌دهد و در همان لینکی هم که آوردید(و گویا اصلاً نخواندید)آمده :

Hypotheses demand empirical tests, and when the kin selection hypothesis of homosexuality was tested by David Bobrow and Michael Bailey of Northwestern University and later by Qazi Rahman and Matthew Hull of the University of East London, it was not supported. Homosexuals did not provide more care and resources to family members than heterosexuals. Whether assessing subjective measures (e.g., feeling of closeness to the family, generosity, etc.) or objective measures (e.g., distance residing from relatives, frequency of contact, etc.), few significant differences emerged between homosexuals and heterosexuals, and when there were slight differences, they were in the opposite direction (e.g., homosexuals reported giving fewer monetary resources to kin than heterosexuals reported).

ثانیاً خویشاوندان درجه یک شما، یعنی برادرزاده و خواهرزاده‌ی شما به طور متوسط ۲۵٪ اشتراک ژنتیکی با شما دارند، در حالی که این نسبت برای فرزندانتان به طور متوسط ۵۰٪ است. این یعنی شخص همجنسگرا برای جبران بچه‌دار نشدن باید چهار خواهرزاده/برادرزاده‌ای را که در صورت نبودن او زنده نمی‌ماندند نجات بدهد تا «تولید مثل» کرده باشد(در برابر ۲ بچه). ما داریم از غریزه‌ای صحبت می‌کنیم قوی‌تر از غریزه‌ی مادری! شما ادعا می‌کنید که دایی همجنسگرا نقشی حیاتی‌تر از مادر برای دو برابر نزدیک‌ترین خویشاوندان خود بعد از فرزندانش ایفا کرده(که اگر فرزندان غریبه یا دارای ارتباط خویشاوندی دورتر را نجات بدهد باز نسبت کمتر هم می‌شود!). چنین چیزی نه وجود خارجی دارد، و نه اساساً می‌توانید در هیچ جهانی مالتوسی وجود خارجی داشته باشد.

Theodor Herzl

Homosexuality May Have Evolved In Humans Because It Helps Us Bond, Scientists Say

نه.

نظریه‌ی «تحکیم پیوند اجتماعی» برای همجنسگرایی به جوک بیشتر شبیه است تا واقعیت، چنین روشی برای تحکیم پیوند اجتماعی که تا این اندازه حاوی ریسک انتقال بیماری و کاهش شانس تولید مثل (از طریق کاهش اشتیاق به رابطه‌ی جنسی با جنس مخالف) باشد تحت هیچ شرایطی به هزینه‌ای که دارد نمی‌ارزد. علاوه بر این ژنتیکی بودن هموفوبیا شاخص بالاتری دارد از درصد ژنتیکی بودن همجنسگرایی(۴.۰٪ در برابر ۳.۰٪). تحقیق علمی:

Genetic and Environmental Influences on Individual Differences in Attitudes Toward Homosexuality: An Australian Twin Study

In summary, this study concerning the aetiology of homophobic attitudes revealed that familial aggregation in attitudes toward homosexuality is accounted for by genes as well as by shared environmental factors. However, when the plausible effect of assortative mating on our estimates is taken into account, familial aggregation for homophobia scores might be almost totally accounted for by genetic effects.

این یعنی همجنسگرایی به چالش اجتماعی بیشتر می‌انجامد نه کمتر.

حالا می‌توانید بپرسید نظر من درباره‌ی دلیل فرگشتی همجنسگرایی چیست و من برایتان محتمل‌ترین تئوری، که در هیچ سایت خبری بزرگ و برگه‌ی عوام‌پسند مجله‌ی زردی یافت نمی‌شود را بازگو می‌کنم، اما همچنان تغییری در این واقعیت ایجاد نخواهد کرد که کم‌خونی داسی‌شکل هم که بیماری ژنتیکی مرگباری‌ست توجیه فرگشتیک دارد(مقاومت به مالاریا)، اما همچنان به این معنی نیست که ما باید از تلاش برای درمان آن دست برداریم.

Ouroboros #۴۲۰
sonixax

همجنسگرایی یکی از ابزارهای فرگشت و انتخاب طبیعی هست برای دستچین کردن بهترین ژنها و از رده خارج کردن ژنهای نا مطلوب برای بقا به شکل طبیعی!

یک نمونه‌ی عالی از نوع دوستی لیبرالی، بگذارید همجنسگرایان ژنهای معیوب خود را به آهستگی و «طبیعی» از خزانه‌ی ژنتیکی بشر بیرون بکشند. این مرا به یاد خاطره‌ای می‌انداز:

به دیوار مستراحی در پارک لاله نوشته: «شایان، ۲۲ ساله، فقط می‌کنم»،
یک نفر کمی آنطرف‌تر با رنگ دیگری آمده که «چرا؟ خب یه بارم بده»! 😄

جدایی میان سکس و حوزه‌ی عمومی، میان رخت‌خواب و زندگی اجتماعی، مجازات روابط جنسی غیرعادی و خارج از عرف و ... در جوامع سنتی برای رسیدن به هدفی مرد مدرن دنبال می‌کند، یعنی نابودی کامل عناصر همگن و رسیدن به کلونی زنبورها موثر نیست. با آنکه در یک جامعه‌ی سنتی همه‌ی جوانب دستگاه‌های حاکم بر ساختار روابط اجتماعی همچون مذهب و فرهنگ و دولت می‌کوشند سکس را از حوزه‌ی عمومی جامعه بزدایند در پایان روز تنها در حال محدود کردن هستند، نه نابود کردن.

جامعه‌ی مدرن ولی با بیرون کشیدن سکس از اتاق خواب، با وارد کردن گفتمان جنسی به فضای عمومی و از طریق علنی کردن آنچه روزی زیر حجاب پنهان بود و از همه مهمتر، با شرم‌ستیزی، مکانیزمهای کنترل بسیار پیچیده‌تر، پنهان‌تر، و به همان نسبت موثرتری را بکار می‌گیرد. تأکید بر اصالت برابر تفاوتهای ناکارآمد برای مثال، یکی از بهترین روشهای متصور برای تضمین بقای آنهاست. همانطورکه در مباحث نژادی-قومی به رسمیت شناختن متفاوت بودن دیگری بطور ضمنی راهی‌ست برای اطمینان از متفاوت باقی ماندن او، در گفتمان جنسیتی نیز «حقوق همجنسگرایان» در عمل راهی‌ست برای آنکه انسان غیرهمجنسگرا بیش از سالی یکی دو روز در کارنوال و پرید ناگزیر از تحمل برخورد با سبک زندگی چندش‌آور ایشان را نداشته باشد.

به قولی هدف از آزاد گذاشتن بازگشایی گی‌بار، ممانعت از روبرو شدن با همجنسگرایی بطور روزمره روی دیوار مستراح عمومی‌ست! جامعه‌ی سنتی می‌کوشد از طریق رنگ پاشیدن به در و دیوار آن توالتها بطور هفتگی از عفت عمومی مراقبت بکند، جامعه‌ی مدرن راه موثرتری پیدا کرده برای اطمینان از نابودی حاملان ژن معیوب. این مسأله برای شخص غیرهمجنسگرا بسیار مهمتر است چراکه هدف غایی فرهنگ، هر فرهنگی، تضمین بقای اصلح آدمهایی‌ست که در پروژه‌ی تولید مثل شرکت می‌کنند نه کسانی که داوطلبانه خزانه‌ی ژنی بشر را ترک کرده‌اند. اگر اثر نرمال‌سازی بر همجنسگرایی چنان بوده که مهمتر گفتمان حقوقی ایشان امروز «حق ازدواج» است(که می‌دانیم جز بدبختی برای دگرجنسگرایان چیزی نداشته!)و نه مثلاً آگاهی‌رسانی بیشتر و هدفمندتر پیرامون ایدز، اگر از «کمد» بیرون کشیدن چنان تابوی قدرتمندی آنرا چنین رقت‌انگیز و بی‌خطر و فرمان‌بردار کرده، بر سر سکسوالیته‌ی «نرمال» ما چه می‌آید وقتی از کمد بیرون کشیده شد؟!

بگذریم. این تزی که آورده‌اید به طور تلویحی پیشفرض می‌گیرد که همجنسگرایی واگیردار نیست، که چنین چیزی برخلاف تصور شما اثبات نشده. پس از این پیشفرض می‌گیرد که هرچه ژنتیکی‌ست به سرنوشت الهی می‌ماند و غلبه بر آن ممکن نیست، که ما می‌دانیم اشتباه است. افزون بر این شما باز پیشفرض می‌گیرید که همجنسگرایی عملی‌ست فاقد عواقب اجتماعی و زیان آن تنها خودکشی ژنتیکی شخص همجنسگراست، که باز هم اشتباه است.

افزون بر اینها، شما پیشفرض می‌گیرید که جامعه بضاعت پذیرفتن شخص همجنسگرا به عنوان انسانی که فاقد هیچگونه نفعی در سرمایه‌گذاری بلند مدت، آینده‌نگری و بازدهی مثبت به سیستم است(بدلیل محرومیت از وارث طبیعی)را دارد.

اما از همه مهمتر شما پیشفرض گرفته‌اید که من به نابودی همجنسگرایان علاقه دارم و تمنای باطنی خود را فرافکنی کرده‌اید، برای من گردن زدن ده همنجسگرا روشی برای نجات صدتای دیگر است. من ترجیح می‌دهم این‌ها هم بتوانند زندگی‌های ارزشمندی داشته باشند و خانواده‌های خود را مفتخر بکنند، برای مادرانشان نوه بیاورند، امنیت یک خانواده‌ی حقیقی را احساس بکنند و در جامعه‌ای سالم نقشی نیک را برعهده بگیرند و

...

Ouroboros #۴۲۱
sonixax

امیر فکر میکنه سکس ابزاریست برای تولید مثل (به عنوان یک استدلال تا اینجا درست)! و اگر کسی از سکس استفاده کنه ولی تولید مثل نکنه چون هدفش رو برآورده نکرده پس عملش میشه انحراف از روند طبیعی رویدادها!! (غلط) چرا ؟!
چون رفتار جنسی خود امیر (بنا به گفته های خودش) بسته به استدلالی که داره انحراف محسوب میشه چون با اینکه با کلی زن خوابیده تولید مثل نکرده!!! پس منحرفه!!!!!!!!!

چطور قرار گرفتن من تحت استدلالم آنرا «غلط» می‌کند!؟ 😬 من منحرف بودن خود را پیشاپیش پذیرفته‌ام، اتفاقا این صلاحیت مرا افزایش می‌دهد نه کاهش، که من دارم از عمق دوزخ سخن می‌گویم و برخلاف شما نه ذهنیتی تمیزکاری شده و کاذب از موضوع، که عینیت عریان انرا از نزدیک می‌شناسم و نیک می‌دانم که راجع به چه چیز صحبت می‌کنم(من تنها کاربر این انجمن هستم که علنا گفته قبلا با مردان هم سکس داشته، و حالا هم اگر پسر خوشگلی به تورم بیاید نه نمی‌گویم! کلا هیچ موجود زنده‌ی ضربان‌دار زیبایی از من در امان نیست!😝) ولی منحرف بودن من درستی گزاره‌ی مذکور را باطل نمی‌کند، این ممکن است که چیزی حقیقت داشته باشد، و منهم حتی به حقیقی بودن آن معتقد باشم، اما همچنان از پایبندی به آن و برآوردنش عاجز. دروغین بودن پیامبر برابر با دروغ بودن پیام نیست. من خودم را هم به همان چوب می‌زنم که دیگری را. جامعه‌ی سالم آنی‌ست که امثال مرا زنده‌سوزی می‌کند، نه آنی که به ما اجازه‌ی کثافت‌کاری می‌دهد.

انحراف هم درجات گوناگون دارد، بر اساس اینکه چقدر از هدف طبیعی سکس فاصله گرفته‌اید میزان انحراف شما شدیدتر یا ضعیف‌تر می‌شود. زن‌بارگی و لاشی‌بازی کمی انحراف از رابطه سالم و ایده‌آل است اما «همجنسگرایی» خارج شدن کامل از مسیر آن، سوژه عملاً میل به جنس مخالف را کنار می‌گذارد. اگرنه بله، هر چیز بجز سکس با همسر قانونی به قصد تولیدمثل دارای انحراف است، حتی سکس با هدف لذت. ولی انحراف سکس زن و شوهری که نمی‌توانند بچه‌دار بشوند کجا، انحراف کون‌کونک بازی کجا!

Anarchy #۴۲۲
Ouroboros

هدف نهایی فرگشت(و هدف اصلی سکس)تولید مثل است.

امیر جان ، شاه کلید کل بحث ما همین یک خط هست . فرگشت به خودی خود که هدف نهایی ( آگاهانه ) نداره !! اگر هم بخوایم جمله شما رو اصلاح کنیم ، باید بگیم پروسه فرگشت ( میتونه ) منجر به بقای گونه ها میشه ( بشه ) و نه اینکه مستقیما فرگشت منتج به سکسی بشه که فقط به منظور تولید مثل هست

!!!

به نظر من با این روند ، هر چه سریع تر فرگشت رو هم مثل سایر موارد بذارید کنار تا ابزار بهتری برای بحث داشته باشید 😔 !!

Ouroboros

همانطورکه راسل گفت توجیه فرگشتی با توجیه اخلاقی برابر نیست، همینطور چیزی می‌تواند از حذف طبیعی فرگشتی جان سالم به در برده باشد اما همچنان مفید نباشد، چه برای جامعه و چه برای فرد، بیماری‌های پرشمار ژنتیکی به ذهن می‌رسند. هانتینگتون یک بیماری مرگبار است که هم طبیعی‌ست، هم ژنتیکی‌ست، هم اینکه ناقلان آن تا امروز زنده مانده‌اند و به اینجا رسیده‌اند.

خب همه این حرف ها رو منم قبول دارم ولی چیزی به نفع استدلال شما در اون نیست .

Ouroboros

سأله اول آنست که آزادسازی یک عمل چه عواقبی برای جامعه خواهد داشت

خب راهکار شما چیه ؟ مثلا قبلا که اونا رو از بلندی مینداختن پایین ( مثل داعش ) خیلی خوب بوده ؟

Ouroboros

مسأله دوم این است که چه عواقبی برای فرد و خانواده‌ی او خواهد داشت

چه عواقبی داره ؟!

Ouroboros

مسأله‌ی آخر این است که آیا یک ویژگی یا عمل در ذات خود به بقای اصلح جاندار کمک می‌کند یا نه

این مورد هنوز در محافل علمی ، محل بحث هست اما یادمون باشه بقای یک گونه لزوما معادل بقای تک تک افراد نیست !!

Ouroboros

«کنترل جمعیت» فایده‌ی فرگشتیک ندارد

فایده فرگشتیک اصلا چی هست ؟ بقای گونه ؟ پس قطعا کنترل جمیعت میتونه فایده فرگشتیک داشته باشه

...

Ouroboros

در چنان شرایطی به سود هر موجود زنده است که به استراتژی خرگوش‌ها رو بیاورد و به حداکثر میزان ممکن تولیدمثل بکند زیرا در قحطی شما بچه‌هایی که می‌توانند در رقابت پیروز شده زنده بمانند کاهش می‌یابد، نه آنکه به کلی تولید مثل را متوقف بکنند تا اطلاع ثانوی. به همین خاطر است که «هرچه فقیرتر، بچه بیشتر».

مگه در جامعه انسانی ، برای کنترل جمعیت همگی همجنسگرا شدن که همچین استدلالی میکنین ؟ باز هم باید گفت بقای گونه مساوی بقای تک تک اعضای اون گونه نیست

.

Ouroboros

از آنجاکه من قطعاً می‌دانم طرد دگرجنسگرایی به سود همجنسگرایی یک مرض واگیردار است

من هم که گفتم غربش گندش رو در آورده ... در این حرفی نیست !! اما شما از کجا به این "قطعا" رسیدین ؟

Ouroboros #۴۲۳
Anarchy

امیر جان ، شاه کلید کل بحث ما همین یک خط هست . فرگشت به خودی خود که هدف نهایی ( آگاهانه ) نداره !! اگر هم بخوایم جمله شما رو اصلاح کنیم ، باید بگیم پروسه فرگشت ( میتونه ) منجر به بقای گونه ها میشه ( بشه ) و نه اینکه مستقیما فرگشت منتج به سکسی بشه که فقط به منظور تولید مثل هست !!!

بحث ادبی می‌کنید؟! 😵
این سفسطه‌ی وارد کردن زبان‌شناسی به بحث زیست‌شناسی‌ست.
هدف لازم نیست «آگاهانه» یا «طراحی‌شده» باشد تا هدف تلقی بشود، هدفمندی می‌تواند اشاره به مراحل خودانگیخته رشد داشته باشد. بر این مبنی «هدف» حیات تولید مثل است، هدف فرگشت تولید مثل است، هدف سکس تولید مثل است. ما داریم اشاره می‌کنیم به دلیل وجودی و دلیل تداوم وجودی آن، انگیزه‌ی محرک پدید آمدنش در طبیعت. برای درک بهتر موضوع، سوال را جواب بدهید: چرا سکس تکامل یافته؟

Anarchy

مگه در جامعه انسانی ، برای کنترل جمعیت همگی همجنسگرا شدن که همچین استدلالی میکنین ؟ باز هم باید گفت بقای گونه مساوی بقای تک تک اعضای اون گونه نیست .

اینجا بقا مطرح نیست تولید مثل مورد بحث است، در تولید مثل هر عضو گروه طوری رفتار می‌کند که گویی آخرین عضو آنست چون «ژن‌ها» هیچ روشی برای تشخیص موقعیتی که در آن کنترل بهتر از رهایی‌ست ندارند.

Anarchy

من هم که گفتم غربش گندش رو در آورده ... در این حرفی نیست !! اما شما از کجا به این "قطعا" رسیدین ؟

از اینجا:

Ouroboros

این گونه‌هایی هم که در طبیعت دیده می‌شوند در حال کون‌کونک بازی هیچکدام دگرجنسگرایی را به سود همجنسگرایی ترک نکرده‌اند اگرنه امروز وجود نمی‌داشتند که بخواهند دستمایه‌ی سفسطه‌های دوستان باشند.

Anarchy

فایده فرگشتیک اصلا چی هست ؟ بقای گونه ؟ پس قطعا کنترل جمیعت میتونه فایده فرگشتیک داشته باشه ...

۱. بله. ۲. نه ندارد، چون بهای ژنی که شما را از تولید مثل باز می‌دارد بسیار بالاست و از گرسنگی مردن فرد از نظر تکاملی بهتر است تا پرهیز از تولیدمثل.
ضمن آنکه گفتم با مشاهدات عینی هم در تضاد است و هیچ سند و مدرکی برای اثبات آن وجود ندارد، ما همین امروز هم مناطق قحطی‌زده داریم که آمار زاد و ولدشان بالاتر از سوئد است.
یک جورهایی احساس می‌شود که پشت این استدلال این تصور خوابیده که مرگ فله‌ای جمعیت اضافی در نبود منابع چیزی «ناخواستنی» یا دارای بار منفی تلقی شده(که طبیعت بخواهد از آن جلوگیری بکند). روش کنترل جمعیت بسیار موثری در طبیعت وجود دارد و «مشکلی» در کار نیست که همجنسگرایی بخواهد حل بکند: جمعیت اضافی سلاخی می‌شوند.

Anarchy #۴۲۴
Ouroboros

بحث ادبی می‌کنید؟! 😵
این سفسطه‌ی وارد کردن زبان‌شناسی به بحث زیست‌شناسی‌ست.
هدف لازم نیست «آگاهانه» یا «طراحی‌شده» باشد تا هدف تلقی بشود، هدفمندی می‌تواند اشاره به مراحل خودانگیخته رشد داشته باشد. بر این مبنی «هدف» حیات تولید مثل است، هدف فرگشت تولید مثل است، هدف سکس تولید مثل است. ما داریم اشاره می‌کنیم به دلیل وجودی و دلیل تداوم وجودی آن، انگیزه‌ی محرک پدید آمدنش در طبیعت. برای درک بهتر موضوع، سوال را جواب بدهید: چرا سکس تکامل یافته؟

بحث ادبی ؟! هدف نهایی باید آگاهانه و هدایت شده باشه در نتیجه اگر هدف نهایی برای فرگشت در نظر بگیرید ، در واقع دارید به سمت نظریه طراحی هوشمند حرکت میکنید . حرف من این بود که فرگشت اصولا هدف نهایی نداره که اگر جایی هم چیزی دیدیم که منطبق با سایر جزییاتش نبود ، بگیم پس این فرگشتیک نیست ...

امیر جان سوال شما رو من قبلا به نوعی جواب دادم دیگه :

Anarchy

پروسه فرگشت ( میتونه ) منجر به بقای گونه ها میشه ( بشه ) و نه اینکه مستقیما فرگشت منتج به سکسی بشه که فقط به منظور تولید مثل هست !!!

Ouroboros

اینجا بقا مطرح نیست تولید مثل مورد بحث است، در تولید مثل هر عضو گروه طوری رفتار می‌کند که گویی آخرین عضو آنست چون «ژن‌ها» هیچ روشی برای تشخیص موقعیتی که در آن کنترل بهتر از رهایی‌ست ندارند.

چرا بقا مطرح نیست ؟ مگه پروسه فرگشت به سمت بقای گونه حرکت نمیکنه ؟ خب حالا به منظور بقای گونه ، شاید لازم باشه تعدادی هم تمایلی/توانی برای تولید مثل نداشته باشن ... حالا غیر از همجنسگراها ، این همه دگرجنسگرایی که تمایل/توان تولید مثل ندارن قضیه اشون چیه پس ؟

Ouroboros

از اینجا:

خب همجنسگرایی هم در تاریخ بشر همین گونه بوده ... خیلی از همجنسگراها ، با جنس مخالف ازدواج میکردن و بچه دار میشدن !! البته ژن مشخصی هم برای همجنسگرایی هنوز پیدا نشده و فرزندان افراد همجنسگرایی هم بودن که خودشون دگرجنس گرا بودن !!

ولی اگه حرف شما درست بود ، با این همه تبلیغات و کارناوال غرب باید با افزایش بسیار شدید جمعیت همجنسگرا ها مواجه میشدیم .

Ouroboros

۱. بله. ۲. نه ندارد، چون بهای ژنی که شما را از تولید مثل باز می‌دارد بسیار بالاست و از گرسنگی مردن فرد از نظر تکاملی بهتر است تا پرهیز از تولیدمثل.
ضمن آنکه گفتم با مشاهدات عینی هم در تضاد است و هیچ سند و مدرکی برای اثبات آن وجود ندارد، ما همین امروز هم مناطق قحطی‌زده داریم که آمار زاد و ولدشان بالاتر از سوئد است.
یک جورهایی احساس می‌شود که پشت این استدلال این تصور خوابیده که مرگ فله‌ای جمعیت اضافی در نبود منابع چیزی «ناخواستنی» یا دارای بار منفی تلقی شده(که طبیعت بخواهد از آن جلوگیری بکند). روش کنترل جمعیت بسیار موثری در طبیعت وجود دارد و «مشکلی» در کار نیست که همجنسگرایی بخواهد حل بکند: جمعیت اضافی سلاخی می‌شوند.

خب فرد همجنسگرا هم میتونه تولید مثل کنه ... دوقلوهای برادر ریکی مارتین رو که دیدین 😬 ؟

اون مشاهداتی که میگید عینی هست رو من میگم مشاهدات کیلویی !! علت زاد و ولد بالا در مناطق قحطی زده میتونه عوامل دیگه ای داشته باشه مثل تلفیق کارکرد جانبی سکس ( لذت ) + نبود وجود کاندوم و قرص ضد بارداری 😄 ... حالا این میتونه یکی از دلایل باشه . همجنسگرایی هم شاید اونجا زور کافی نداره که بتونه نقش فرگشتیکشو بازی کنه !!

دقیقا مشکل من و شما همون بود که در پست قبلی گفتم . فرگشت به سمت بقای کل گونه حرکت میکنه نه بقای تک تک اعضا !!! شاید بهای ژنی برای چند عضو زیاد باشه ، اما بقای اون کل هست که مهمه ...

Alice #۴۲۵
Ouroboros

فلاطون همجنسگرایی را همردیف فحشا و زنا و از نشانه‌های زوال دموکراتیک می‌دانست و معتقد بود یا باید پنهان داشته بشود یا مجازات شده، باعث سلب شهروندی از همجنسگرا بشود.

امیر تو اصن ضیافت افلاطون خوندی یا همینجوری از خودت میگی؟ 😨
تو ضیافت خود "افلاطون" عشق به زن رو تقبیح می کنه (به زن توهین میکنه و اگر جنبه تولید مثلی زن نبود اصن عشقبازی رو منحصر به مرد می دونه) و عشق به مردی که بالغ باشه رو کامل ترین عشق. اونا حتی پسربچه هاشون رو به راحتی تو خیابون نمی فرستادن چون ترویج همجنسگرایی از فلاسفه به مردم (بالا به پایین) به قدری بود که برای بچه ها سرپرست قرار می دادن...

آبروی ما رو بردی امیر 😓

حالا چرا یهو پیچوندی رفتی وسط بحث؟؟؟

هروقت برگشتی این پستمو کوت کن درباره افلاطون ادامه می دیم...

iranbanoo #۴۲۶

برای من خیلی خیلی جالبه که دوستان مخالف همجنسگرایی دارن سعی میکنن که نشون بدن تریبون به دست همجنسگرایان دادن خطرناکه
همونطور که پشت تریبون قرار گرفتن مدافعان حقوق زن خطر ناکه
همونطور که گیاه خواران....
فقط نمیدونم چرا جنبش مردان وارد این دایره ی خطرناک نمیشه...!!
این منطق مساویه با:همه خفه شن فقط من حرف بزنم:))

sonixax #۴۲۷
Reactor

چرا شلوغ میکنید.
من کی گفتم چوب تو کون یک همجنسگرا فرو کنید چون کون میده؟
من گفتم فرایندی که به تولید مثل ختم نشه از نظر طبیعت کاری بیفایده هست.
در آن قسمتی از پست شما که بولد کردم, خود شما به قبول داشتن این واقعیت اعتراف کردید

من به چیزی اعتراف نکردم!
من اتفاقن برعکس ادعای شما رو مطرح کردم و گفتم تا خرخره با فایده هستش!!!

Ouroboros

تفاوت میان ارزشهای گوناگون در ابعاد مکانی و زمانی اتوماتیک به معنی نسبی بودن آن‌ها نیست، و نسبی بودن هم به معنی بی‌اعتبار بودن آن‌ها نیست. شما اگر این نکته را درک بکنید که سیستم اخلاقی و فرهنگی هر جامعه مبتنی بر نیازها و بایستگی‌های تاریخی آن جامعه‌ی به‌خصوص شکل گرفته این «تضادهای ارزشی» خیلی آسان درک‌پذیر می‌شوند و توضیح بسیاری دقیق‌تری برای درک موضوع به ما ارائه می‌کنند تا «اوه، چون افغانستان و سوئیس ارزشهای متفاوتی دارند پس هیچ ارزشی وجود ندارد». هر قوم و نژاد و ملتی در شرایط مختلفی شکل گرفته و تحت تأثیر عوامل محیطی گوناگونی بوده، آنچه یهودی برای نجات یافتن به عنوان ملتی همواره میهمان، بی‌خانمان و در تبعید نیاز داشته متفاوت است با آنچه عرب به عنوان قومی مستقر در صحراهای فراخ به آن نیاز داشته و هر دو متفاوت هستند با آنچه مرد قطبی ممکن است به آن نیاز داشته باشد و ….

قطعیت هنجارهای فرهنگی در نسبیت آنها متجلی‌ست.

دقیقن به معنی بی اعتبار بودن آنهاست! چیزی که در ایران به عنوان یک ارزش اعتبار دارد شاید در آمریکا اوج بی اخلاقی و بی اعتبار باشد!!!
پس ما باید کدام را بچسبیم ؟! ارزشهای ایرانی یا آمریکایی ؟! من در این شرایط به خرد خودم رجوع میکنم و میبینم کدام با ارزشهای من همخوانی بیشتری دارد! پس باز در اینجا یک نسبیت دیگر بین ارزشهای دو جامعه مختلف با ارزشهای یک شخص بوجود آمده.
تمام اینها بدون وجود جوامع انسانی اصولن معنی نمیدهند اصلن!!!! ولی آنچه در طبیعت رخ میدهد با بشر یا بی بشر دارد به راه خودش ادامه میدهد!!!
پس ما نمیتوانیم و نباید بر اساس نرمهای اجتماعی رای به طبیعی بودن یا نبودن چیزی بدهیم!

Ouroboros

یک نمونه‌ی عالی از نوع دوستی لیبرالی، بگذارید همجنسگرایان ژنهای معیوب خود را به آهستگی و «طبیعی» از خزانه‌ی ژنتیکی بشر بیرون بکشند. این مرا به یاد خاطره‌ای می‌انداز:

به دیوار مستراحی در پارک لاله نوشته: «شایان، ۲۲ ساله، فقط می‌کنم»،
یک نفر کمی آنطرف‌تر با رنگ دیگری آمده که «چرا؟ خب یه بارم بده»!

جدایی میان سکس و حوزه‌ی عمومی، میان رخت‌خواب و زندگی اجتماعی، مجازات روابط جنسی غیرعادی و خارج از عرف و ... در جوامع سنتی برای رسیدن به هدفی مرد مدرن دنبال می‌کند، یعنی نابودی کامل عناصر همگن و رسیدن به کلونی زنبورها موثر نیست. با آنکه در یک جامعه‌ی سنتی همه‌ی جوانب دستگاه‌های حاکم بر ساختار روابط اجتماعی همچون مذهب و فرهنگ و دولت می‌کوشند سکس را از حوزه‌ی عمومی جامعه بزدایند در پایان روز تنها در حال محدود کردن هستند، نه نابود کردن.

جامعه‌ی مدرن ولی با بیرون کشیدن سکس از اتاق خواب، با وارد کردن گفتمان جنسی به فضای عمومی و از طریق علنی کردن آنچه روزی زیر حجاب پنهان بود و از همه مهمتر، با شرم‌ستیزی، مکانیزمهای کنترل بسیار پیچیده‌تر، پنهان‌تر، و به همان نسبت موثرتری را بکار می‌گیرد. تأکید بر اصالت برابر تفاوتهای ناکارآمد برای مثال، یکی از بهترین روشهای متصور برای تضمین بقای آنهاست. همانطورکه در مباحث نژادی-قومی به رسمیت شناختن متفاوت بودن دیگری بطور ضمنی راهی‌ست برای اطمینان از متفاوت باقی ماندن او، در گفتمان جنسیتی نیز «حقوق همجنسگرایان» در عمل راهی‌ست برای آنکه انسان غیرهمجنسگرا بیش از سالی یکی دو روز در کارنوال و پرید ناگزیر از تحمل برخورد با سبک زندگی چندش‌آور ایشان را نداشته باشد.

به قولی هدف از آزاد گذاشتن بازگشایی گی‌بار، ممانعت از روبرو شدن با همجنسگرایی بطور روزمره روی دیوار مستراح عمومی‌ست! جامعه‌ی سنتی می‌کوشد از طریق رنگ پاشیدن به در و دیوار آن توالتها بطور هفتگی از عفت عمومی مراقبت بکند، جامعه‌ی مدرن راه موثرتری پیدا کرده برای اطمینان از نابودی حاملان ژن معیوب. این مسأله برای شخص غیرهمجنسگرا بسیار مهمتر است چراکه هدف غایی فرهنگ، هر فرهنگی، تضمین بقای اصلح آدمهایی‌ست که در پروژه‌ی تولید مثل شرکت می‌کنند نه کسانی که داوطلبانه خزانه‌ی ژنی بشر را ترک کرده‌اند. اگر اثر نرمال‌سازی بر همجنسگرایی چنان بوده که مهمتر گفتمان حقوقی ایشان امروز «حق ازدواج» است(که می‌دانیم جز بدبختی برای دگرجنسگرایان چیزی نداشته!)و نه مثلاً آگاهی‌رسانی بیشتر و هدفمندتر پیرامون ایدز، اگر از «کمد» بیرون کشیدن چنان تابوی قدرتمندی آنرا چنین رقت‌انگیز و بی‌خطر و فرمان‌بردار کرده، بر سر سکسوالیته‌ی «نرمال» ما چه می‌آید وقتی از کمد بیرون کشیده شد؟!

بگذریم. این تزی که آورده‌اید به طور تلویحی پیشفرض می‌گیرد که همجنسگرایی واگیردار نیست، که چنین چیزی برخلاف تصور شما اثبات نشده. پس از این پیشفرض می‌گیرد که هرچه ژنتیکی‌ست به سرنوشت الهی می‌ماند و غلبه بر آن ممکن نیست، که ما می‌دانیم اشتباه است. افزون بر این شما باز پیشفرض می‌گیرید که همجنسگرایی عملی‌ست فاقد عواقب اجتماعی و زیان آن تنها خودکشی ژنتیکی شخص همجنسگراست، که باز هم اشتباه است.

افزون بر اینها، شما پیشفرض می‌گیرید که جامعه بضاعت پذیرفتن شخص همجنسگرا به عنوان انسانی که فاقد هیچگونه نفعی در سرمایه‌گذاری بلند مدت، آینده‌نگری و بازدهی مثبت به سیستم است(بدلیل محرومیت از وارث طبیعی)را دارد.

اما از همه مهمتر شما پیشفرض گرفته‌اید که من به نابودی همجنسگرایان علاقه دارم و تمنای باطنی خود را فرافکنی کرده‌اید، برای من گردن زدن ده همنجسگرا روشی برای نجات صدتای دیگر است. من ترجیح می‌دهم این‌ها هم بتوانند زندگی‌های ارزشمندی داشته باشند و خانواده‌های خود را مفتخر بکنند، برای مادرانشان نوه بیاورند، امنیت یک خانواده‌ی حقیقی را احساس بکنند و در جامعه‌ای سالم نقشی نیک را برعهده بگیرند و ...

Ouroboros

چطور قرار گرفتن من تحت استدلالم آنرا «غلط» می‌کند!؟ من منحرف بودن خود را پیشاپیش پذیرفته‌ام، اتفاقا این صلاحیت مرا افزایش می‌دهد نه کاهش، که من دارم از عمق دوزخ سخن می‌گویم و برخلاف شما نه ذهنیتی تمیزکاری شده و کاذب از موضوع، که عینیت عریان انرا از نزدیک می‌شناسم و نیک می‌دانم که راجع به چه چیز صحبت می‌کنم(من تنها کاربر این انجمن هستم که علنا گفته قبلا با مردان هم سکس داشته، و حالا هم اگر پسر خوشگلی به تورم بیاید نه نمی‌گویم! کلا هیچ موجود زنده‌ی ضربان‌دار زیبایی از من در امان نیست!) ولی منحرف بودن من درستی گزاره‌ی مذکور را باطل نمی‌کند، این ممکن است که چیزی حقیقت داشته باشد، و منهم حتی به حقیقی بودن آن معتقد باشم، اما همچنان از پایبندی به آن و برآوردنش عاجز. دروغین بودن پیامبر برابر با دروغ بودن پیام نیست. من خودم را هم به همان چوب می‌زنم که دیگری را. جامعه‌ی سالم آنی‌ست که امثال مرا زنده‌سوزی می‌کند، نه آنی که به ما اجازه‌ی کثافت‌کاری می‌دهد.

انحراف هم درجات گوناگون دارد، بر اساس اینکه چقدر از هدف طبیعی سکس فاصله گرفته‌اید میزان انحراف شما شدیدتر یا ضعیف‌تر می‌شود. زن‌بارگی و لاشی‌بازی کمی انحراف از رابطه سالم و ایده‌آل است اما «همجنسگرایی» خارج شدن کامل از مسیر آن، سوژه عملاً میل به جنس مخالف را کنار می‌گذارد. اگرنه بله، هر چیز بجز سکس با همسر قانونی به قصد تولیدمثل دارای انحراف است، حتی سکس با هدف لذت. ولی انحراف سکس زن و شوهری که نمی‌توانند بچه‌دار بشوند کجا، انحراف کون‌کونک بازی کجا!

این همه زیاده گویی امیر جان فقط و فقط برای اینکه از زیر بار استدلالی که خودتان کرده اید فرار کنید ؟!
سادست! شما مدعی هستید که سکس تنها کارکردش تولید مثل است و اگر سکس منجر به تولید مثل نشود انحراف است!!!
پس چه شما با یک پسر بخوابید! چه با صد دختر ولی تولید مثل نکنید عمل جنسی شما انحراف است!!!
پس در اینجا عملن هیچ تفاوتی بین سکس شما با سکس خردادیان وجود ندارد!!!! هر دو انحراف و بی فایده هستند. پس هر دو را باید بر طبق همه اینهایی که نوشته اید حذف کرد! آن هم نه به شیوه لیبرالی نوع دوستانه! بلکه به شیوه ی خشن داعش منشانه!!!!
ولی به محض اینکه استدلال شما پای رفتار جنسی خودتان را هم وسط میکشید یک دفعه ای جا میزنید و ایـــــــــــــــــــــن همه مینویسید که بگویید رفتار جنسی شما چون فقط و فقط طرف مقابل دختر است ردیف و درست است و یک ذره منحرف است ولی رفتار جنسی خردادیان اوج انحراف!!!! عملن هر دو یک نتیجه میدهد! پس هر دو به یک اندازه بر طبق استدلال خودتان انحراف از طبیعت است. تازه شاید بشود رفتار شما را منحرف تر از نظام طبیعت هم دانست! چرا که خود خواسته منحرفید و دست کم از نظر تمایل ژنی برای ترتیب دختران چپ و راستی دادن مشکلی ندارید! ولی خردادیان به میل خودش با ژن نامطلوب به دنیا نیامده!!!

undead_knight #۴۲۸
Ouroboros

۱. بله. ۲. نه ندارد، چون بهای ژنی که شما را از تولید مثل باز می‌دارد بسیار بالاست و از گرسنگی مردن فرد از نظر تکاملی بهتر است تا پرهیز از تولیدمثل.
ضمن آنکه گفتم با مشاهدات عینی هم در تضاد است و هیچ سند و مدرکی برای اثبات آن وجود ندارد، ما همین امروز هم مناطق قحطی‌زده داریم که آمار زاد و ولدشان بالاتر از سوئد است.
یک جورهایی احساس می‌شود که پشت این استدلال این تصور خوابیده که مرگ فله‌ای جمعیت اضافی در نبود منابع چیزی «ناخواستنی» یا دارای بار منفی تلقی شده(که طبیعت بخواهد از آن جلوگیری بکند). روش کنترل جمعیت بسیار موثری در طبیعت وجود دارد و «مشکلی» در کار نیست که همجنسگرایی بخواهد حل بکند: جمعیت اضافی سلاخی می‌شوند.

باز هم کسشرجات روانشناسی فرگشتیک.
از کجا معلوم که الزاما" ژن" فرد رو از تولید مثل بازمیداره؟
کدوم ژن، یا کدوم سری از ژنها!؟

وقتی مورد تماما بیولوژیک هست مشکلی نداریم که استدلال ژنتیکی باشه(حتی اگر ندونیم چه ژنهایی در ویژگی مورد نظر نقش دارند) چون تنها راه انتقال خصوصیات وراثتی بیولوژیک در بلند مدت ژنتیک هست، ولی وقتی چیزی مربوط به روان انسان هست و مکانیسم فرهنگی هم وجود داره پیش فرض اینکه ژنی وجود داره غلط هست، اول باید ژن یا ژن های موردنظر وجودشون اثبات بشه تا اون وقت بشه تحلیل فرگشتیک کرد.

مثل این هست که پزشکی فقط با علم به اینکه شخصی تب داره تشخیص بده که اون شخص آنفلونزا داره بدون اینکه سایر شواهد لازم برای اثبات تئوریش رو ارائه بده.

پیوست در دسترس نمی‌باشد
+نمونه یکی از پیشرفت هایی که احتمالا از نظر سنت دوستان "بد" محسوب میشه " کلونینگ هست چون وقتی کلونینگ فراگیر بشه کل استدلال هایی که به نفع زاییدن بچه میشه میشه به زباله دانی باید بره:))
البته اگر طی حداکثر 100 سال آینده نتونند جلوی این پیشرفت بد رو بگیرند، دیگه امیدی به احیای خانواده سنتی و داشتن "توله" های متعدد و راه های "طبیعی" کنترل جمعیت نباید داشته باشند.

undead_knight #۴۲۹

آقا کلا زیاد به امیر سخت نگیرید، انشا نوشتنش خیلی بهتر از استدلال کردنش هست:))