بیماری دانستن بنابر ایجاد اختلال در عملکرد افراد تعیین میشه. تاثیر ژن؟ ژن همجنس گرایی گمان نکنم وجود داشته باشه، کروموزوم های جنسی که X و Y هستند و افراد همجنس گرا هم یا XX هستند یا XY. همجنس گرایی بیشتر عامل زیست شناسی داره که در پست قبلیم توضیح دادم، دوجنس گرایی عامل محیطی تا حد زیادی. برای افراد همجنس گرا گویا هنوز هم داروی دانازول تجویز میشه. ولی در روانشناسی همجنس گرایی ناشی از عوامل هورمونی رو بیماری نمیدانند.
اختلال یعنی همان خروج از محدوده تعریف شده از نرمال دیگر از زبان کسانی که آنرا میگویند.هر چند من جز روانپزشکانی که سعی در درمان آن داشته اند و دگرجنسگرایان اختلالی در زندگی همجنسگرایان نمیبینم.ژن هم منظور یک ژن خاص نیست بلکه منظور ارثی بودن و طبیعی بودن است مانند رنگ چشم ربطی بودن یا نبودن کل کروموزوم X یا Y ندارد.خود ژن هم میتواند در یک محیط یک رفتار را نشان بدهد و در آخر یک رفتار حاکم شود در محیطی دیگر رفتاری دیگر. کل سخن ما اینست که همجنسگرایی بیماری نیست از اساس و در آمریکایش انجمن روانپزشکان یک 30 سالی هست که دیگر در دسته بیماری ها نمیداند، بنابراین دارو دادن برای چیزی که بیماری نیست و علتش را هم کسی نمیداند اساسا معنا ندارد.
اتفاقا من با یکی از همین افراد که پسر هم بود صحبت داشتم. خودش هم از اینکه اینجور شخصیتی داشت خوشحال نبود دلش میخواست عادی و مثل بقیه باشه . اما حتی شب ها نمیتونست بدون تفکر راجع همجنس بازی بخوابه و دیگران بجای کمک کردن بهش بیشتر سرکوبش میزدن و باعث شده بود به انواع بیماری های روحی دچار بشه. به نظر من اختلاتات جنسی عامل بروز بیماری ها و انحرافات بعدیه
خب همجنس گراها در طیف های مختلفی قرار دارند. بعضیاشون با هویت جنیسشون مشکل دارند، مثلا ظاهرا زن هستند ولی خودشون رو مرد میدونن مثل الن دی جنرس. اینو من از کتاب "آسیب شناسی روانی" اثر هالجین و ویتبورن نقل قول میکنم: علتهای اختلال هویت جنسی کاملا روشن نیستند، اما به نظر میرسد عوامل زیستی، روانشناختی و اجتماعی - فرهنگی نقش مهمی داشته باشند. پژوهش های زیستی روی تاثیر هورمون هایی تمرکز کرده اند که رشد جنین را در طول دوره پیش از تولد تحت تاثیر قرار داده اند. بنابراین زنانی که در رحم در معرض سطح بالای آندروژنها قرار داشته اند، به احتمال بیشتری در کودکی رفتارهایی را نشان می دهند که به صورت کلیشه ای مردانه محسوب می شوند. در موارد نادری، نابهنجاریهای کروموزومی وجود دارد، از جمله یک کروموزوم Y اضافی در جفت بیست و سوم (47، XYY) در ناراضیان جنسی مرد _به_ زن و یک کروموزوم X اضافی (47، XXX) در ناراضیان جنسی زن _به_ مرد. براساس این فرض که الگوهای بازی کودکان تحت تاثیر عوامل هورمونی قرار دارند، شواهد بیشتری برای حمایت از رویکرد زیستی به اختلال هویت جنسی وجود دارد.
خب همجنس گراها در طیف های مختلفی قرار دارند. بعضیاشون با هویت جنیسشون مشکل دارند، مثلا ظاهرا زن هستند ولی خودشون رو مرد میدونن مثل الن دی جنرس.اینو من از کتاب "آسیب شناسی روانی" اثر هالجین و ویتبورن نقل قول میکنم:علتهای اختلال هویت جنسی کاملا روشن نیستند، اما به نظر میرسد عوامل زیستی، روانشناختی و اجتماعی - فرهنگی نقش مهمی داشته باشند.پژوهش های زیستی روی تاثیر هورمون هایی تمرکز کرده اند که رشد جنین را در طول دوره پیش از تولد تحت تاثیر قرار داده اند. بنابراین زنانی که در رحم در معرض سطح بالای آندروژنها قرار داشته اند، به احتمال بیشتری در کودکی رفتارهایی را نشان می دهند که به صورت کلیشه ای مردانه محسوب می شوند. در موارد نادری، نابهنجاریهای کروموزومی وجود دارد، از جمله یک کروموزوم Y اضافی در جفت بیست و سوم (47، XYY) در ناراضیان جنسی مرد _به_ زن و یک کروموزوم X اضافی (47، XXX) در ناراضیان جنسی زن _به_ مرد.براساس این فرض که الگوهای بازی کودکان تحت تاثیر عوامل هورمونی قرار دارند، شواهد بیشتری برای حمایت از رویکرد زیستی به اختلال هویت جنسی وجود دارد.
بله من پسری رو دیدم که دوست داشت لطافت دخترونه رو داشته باشه و از اینکه پسره شرمگین بود
خب همجنس گراها در طیف های مختلفی قرار دارند. بعضیاشون با هویت جنیسشون مشکل دارند، مثلا ظاهرا زن هستند ولی خودشون رو مرد میدونن مثل الن دی جنرس.
viviyan جان سخن راسل درست را نخواندید، چیزی که "آسیبی نمیرساند" بسختی بتواند اختلال (disorder) باشد، دست بالا میتوان آنرا یک "کاستی ژنتیکی" دانست، چرا که در راستای فرازیست پیش نمیرود: در گذر زمان از شمار همجنسگرایان میکاهد.
اینو من از کتاب "آسیب شناسی روانی" اثر هالجین و ویتبورن نقل قول میکنم:
علتهای اختلال هویت جنسی کاملا روشن نیستند، اما به نظر میرسد عوامل زیستی، روانشناختی و اجتماعی - فرهنگی نقش مهمی داشته باشند.
پژوهش های زیستی روی تاثیر هورمون هایی تمرکز کرده اند که رشد جنین را در طول دوره پیش از تولد تحت تاثیر قرار داده اند. بنابراین زنانی که در رحم در معرض سطح بالای آندروژنها قرار داشته اند، به احتمال بیشتری در کودکی رفتارهایی را نشان می دهند که به صورت کلیشه ای مردانه محسوب می شوند. در موارد نادری، نابهنجاریهای کروموزومی وجود دارد، از جمله یک کروموزوم Y اضافی در جفت بیست و سوم (47، XYY) در ناراضیان جنسی مرد _به_ زن و یک کروموزوم X اضافی (47، XXX) در ناراضیان جنسی زن _به_ مرد.
براساس این فرض که الگوهای بازی کودکان تحت تاثیر عوامل هورمونی قرار دارند، شواهد بیشتری برای حمایت از رویکرد زیستی به اختلال هویت جنسی وجود دارد.
اینها تنها بازنمود ژنتیک در رفتار ارگانیسم هستند، تعریف کژسامان (disorder) یا اختلال روشنه: آنچه که زندگی کَس را مختل کند.
همجنسگرایان هیچ دشواریای ندارند، بجز اینکه گرایش کمتری به بچهدار شدن دارند و این گرایش میتواند در درازنای زمان به سِتُرِش (زایل شدن) ژناشان بیانجامد.
خب همجنس گراها در طیف های مختلفی قرار دارند. بعضیاشون با هویت جنیسشون مشکل دارند، مثلا ظاهرا زن هستند ولی خودشون رو مرد میدونن مثل الن دی جنرس. اینو من از کتاب "آسیب شناسی روانی" اثر هالجین و ویتبورن نقل قول میکنم: علتهای اختلال هویت جنسی کاملا روشن نیستند، اما به نظر میرسد عوامل زیستی، روانشناختی و اجتماعی - فرهنگی نقش مهمی داشته باشند. پژوهش های زیستی روی تاثیر هورمون هایی تمرکز کرده اند که رشد جنین را در طول دوره پیش از تولد تحت تاثیر قرار داده اند. بنابراین زنانی که در رحم در معرض سطح بالای آندروژنها قرار داشته اند، به احتمال بیشتری در کودکی رفتارهایی را نشان می دهند که به صورت کلیشه ای مردانه محسوب می شوند. در موارد نادری، نابهنجاریهای کروموزومی وجود دارد، از جمله یک کروموزوم Y اضافی در جفت بیست و سوم (47، XYY) در ناراضیان جنسی مرد _به_ زن و یک کروموزوم X اضافی (47، XXX) در ناراضیان جنسی زن _به_ مرد. براساس این فرض که الگوهای بازی کودکان تحت تاثیر عوامل هورمونی قرار دارند، شواهد بیشتری برای حمایت از رویکرد زیستی به اختلال هویت جنسی وجود دارد.
ویوی جان اینجا جنسیت با گرایش جنسی یکی نیست لزوما.حتی دوقلوهای همسان که یک رحم و ژن و محیط خانوادشان یکی بوده یکیشان همجنسگرا در آمده یکی دگرجنسگرا.ژن هم (نه آن نابهنجاریهای کروموزوم اضافی) میدانیم همبستگی دارد ولی تنها عامل نیست عوامل هورمونی هم عامل موثر دیگری میتواند باشد ولی وقتی همه عوامل هست و اینها هم نمیتوانند گرایش جنسی کسی را تغییر دهند بهتر است بگویند نمیدانیم و از بیمار خواندن این افراد هم دست بردارند.
خب همجنس گراها در طیف های مختلفی قرار دارند. بعضیاشون با هویت جنیسشون مشکل دارند، مثلا ظاهرا زن هستند ولی خودشون رو مرد میدونن مثل الن دی جنرس.
ویوی جان، البته بخش پایانی حرفت درست نیست.همجنسگرا در هویت جنسی خودش شکی نداره اما گرایشش به جنس موافق هست!! اونی که شما میگی بهش میگن Transsexualism - WiKi
یعنی شما طرفدار کشتن مردی هستید که با ارادهی خود، با مرد دیگری سکس مقعدی داشته و در دادگاه شرع «اتهام» او اثبات شده. درست است؟
دوست عزیز. ربطی به مخالف بودن یا موافق بودن من نداره.من اسلام رو به عنوان حقیقت قبول كردم. اگر خدا بفرماید كه همجنسگرایی گناه كبیره است دیگه به مخالفت و موافقت مسلمان ها ارتباطی نداره!!! باید طبق دستور خداوند عمل كرد. مثل روزه گرفتن كه شاید شما فكر كنید مگه یه ادم مریضه كه خودش گرسنگی بكشد. اما چون دستور خداوند است ما انجام میدیم.ما فقط مطابق دستور خداوند عمل میكنیم. مسلمن او بیشتر از ما میداند.
دوست عزیز. ربطی به مخالف بودن یا موافق بودن من نداره.من اسلام رو به عنوان حقیقت قبول كردم. اگر خدا بفرماید كه همجنسگرایی گناه كبیره است دیگه به مخالفت و موافقت مسلمان ها ارتباطی نداره!!! باید طبق دستور خداوند عمل كرد. مثل روزه گرفتن كه شاید شما فكر كنید مگه یه ادم مریضه كه خودش گرسنگی بكشد. اما چون دستور خداوند است ما انجام میدیم.ما فقط مطابق دستور خداوند عمل میكنیم. مسلمن او بیشتر از ما میداند.
پس میپذیرید که دین یعنی تعلیق ِ اختیاری ِ تعقل، و همچنان دیندار ماندهاید؟ عجیب است.
پس میپذیرید که دین یعنی تعلیق ِ اختیاری ِ تعقل، و همچنان دیندار ماندهاید؟ عجیب است.
ما در فلسفه اسلامی به حکمت الهی معتقدیم.هر دستور خداوند بدون شک به منظور هدایت نوع بشر و رهنمود ایشان به سوی نور از ظلمات است. مجازات سنگین لواط حکمتی دارد. این رو به یاد داشته باشید که خداوند همیشه صلاح بشر را میخواهد.
ما در فلسفه اسلامی به حکمت الهی معتقدیم.هر دستور خداوند بدون شک به منظور هدایت نوع بشر و رهنمود ایشان به سوی نور از ظلمات است. مجازات سنگین لواط حکمتی دارد. این رو به یاد داشته باشید که خداوند همیشه صلاح بشر را میخواهد.
اینها خودابطالگریست دوست محترم، این گزاره که «حکم خدا حکمتی دارد» یک گزارهی عقلانیست، یعنی شما با تعقل به این شناخت رسیدهاید. پس اگر پیشفرض را از منطق گرفتهاید باید راه را کامل بروید و خود احکام را هم با همان سنجه بسنجید. یا موضع باید برمبنی خردورزی محض باشد، یا برمبنی ایمان مطلق، شما میتوانید بگویید «هرچه در دینی که از پدر و مادر به من ارث رسیده آمده درست است و آنرا کامل میپذیرم» که البته ایراد منطقی دارد، ولی چون به نحو خودخواسته منطق را مرخصی فرستادهاید مهم نیست. آنچه نمیتوانید بگویید اینست که «منطقا پیدا نکردن دلیل منطقی برای این گزاره یعنی دلیلی دیگر برای آن هست»، چون خاستگاه مقدمه با نتیجه در تضاد قرار میگیرد. شجاعت به خرج بدهید و بپذیرید که دینداری با عقلانیت همخوانی ندارد..
شاید این همجنسگرایی و ... اگه وجود نداشت خیلی بهتر بود. وقتی فکر میکنم زیر بار سنگین طرز فکرهای مختلف بودن ِ یک همجنسگرا، چه حس بدی داره، دلم میگیره.
پرسشی داشتم. آیا ممکنه کسی همجنسگرا،دوجنسگرا و یا ترنس باشه، ولی خودش متوجه نشه؟؟! چون فکر میکنم بیشتر مردم ایران ندانند که چیزی بنام همجنسگرایی وجود داره!! مثلا همجنسگرایانی که هیچ اطلاعی ندارند، ممکنه با جنس مخالف ازدواج کنند؟! سرنوشت این ازدواجها چی میشه؟! 🤫
شاید این همجنسگرایی و ... اگه وجود نداشت خیلی بهتر بود. وقتی فکر میکنم زیر بار سنگین طرز فکرهای مختلف بودن ِ یک همجنسگرا، چه حس بدی داره، دلم میگیره.
پرسشی داشتم. آیا ممکنه کسی همجنسگرا،دوجنسگرا و یا ترنس باشه، ولی خودش متوجه نشه؟؟! چون فکر میکنم بیشتر مردم ایران ندانند که چیزی بنام همجنسگرایی وجود داره!! مثلا همجنسگرایانی که هیچ اطلاعی ندارند، ممکنه با جنس مخالف ازدواج کنند؟! سرنوشت این ازدواجها چی میشه؟! 🤫
در سده بیست و یکم همجنسگرایی که نداند همجنسگراست به درد لای جرز میخورد بیباک جان!
شاید این همجنسگرایی و ... اگه وجود نداشت خیلی بهتر بود. وقتی فکر میکنم زیر بار سنگین طرز فکرهای مختلف بودن ِ یک همجنسگرا، چه حس بدی داره، دلم میگیره.
پرسشی داشتم. آیا ممکنه کسی همجنسگرا،دوجنسگرا و یا ترنس باشه، ولی خودش متوجه نشه؟؟! چون فکر میکنم بیشتر مردم ایران ندانند که چیزی بنام همجنسگرایی وجود داره!! مثلا همجنسگرایانی که هیچ اطلاعی ندارند، ممکنه با جنس مخالف ازدواج کنند؟! سرنوشت این ازدواجها چی میشه؟! 🤫
اگر واقعا همجنس گرا باشه که حتما میفهمه چون میلش قوی هست حتی اگر اسمی براش پیدا نکنه:)
اگر به هر دو جنس گرایش داشته باشه سخت تر ممکنه بفهمه چون سرکوب تمایل به جنس موافق راحت تره.
ترنس ها هم از میل شدیدشون به تغییر جنس مشخص هستند و شبیه همجنس گراها آگاهی دارند.
حتی همجنس گرایی هم که از همجنس گراییش مطلع هست گاهی ممکنه با جنس مخالف ازدواج کنه که دلایل متفاوتی میتونه داشته باشه،یکیش فشارهای مذهبی هست.(مثلا در امریکا چند دهه پیش جنبشی مذهبی برای درمان همجنس گرایان راه افتاده بود خیلی ها رو با ازدواج درمان کردند!)
به گمانم همجنسگرایی بیخود و نادرست است، زمانی که در باز هست چرا باید از پنجره وارد شیم؟😄
همجنس گرایی مثل خیلی چیزهای دیگه اگر دلیل ژنتیکی نداشته باشه جز سلیقه میتونه مطرح باشه:) هیچ شده بگیم دوست داشتن موز به جای پرتقال چیز نادرست و بیخودیه؟:))
همجنس گرایی مثل خیلی چیزهای دیگه اگر دلیل ژنتیکی نداشته باشه جز سلیقه میتونه مطرح باشه:) هیچ شده بگیم دوست داشتن موز به جای پرتقال چیز نادرست و بیخودیه؟:))
گمان نکنم ژنتیکی باشد، همجنسگرایی چگونه به زندهماندن ما کمک میکرده که با فرگشت در ژنهایمان گنجانده شده باشد؟ سلیقه ای اگر باشد که سلیقه را بهآسانی میشود دگرگون کرد! پس چرا باید روی آن پافشاری کرد؟
نمونه "دوست داشتن موز یا پرتقال" هم برای همجنسگرایی و دگرجنسگرایی "قیاس مع الفارق" است. :) اگر در همبودی برای دوستداشتن پرتقال ما را به دار بیاویزند و شلاقمان بزنند یا کم ِ کم مردم از ما بدشان بیاید، این دوستداشتن نادرست، بیخود و بیخردانه است.
سلیقه ای اگر باشد که سلیقه را بهآسانی میشود دگرگون کرد! پس چرا باید روی آن پافشاری کرد؟
نمونه "دوست داشتن موز یا پرتقال" هم برای همجنسگرایی و دگرجنسگرایی "قیاس مع الفارق" است. :) اگر در همبودی برای دوستداشتن پرتقال ما را به دار بیاویزند و شلاقمان بزنند یا کم ِ کم مردم از ما بدشان بیاید، این دوستداشتن نادرست، بیخود و بیخردانه است.
سلیقه را که نمیشود عوض کرد؟!!!
مثلا شما را در یک قفس بیاندازند با تعدادی بانو و کسری شامپانزه ماده و شما را بخاطر سلیقه تان در سکس با بانوان شلاق بزنند.بما
توضیح دهید اینجا چگونه سلیقه نادرست شما در سکس با بانوان تغییر پیدا
کرده.اینکه به زور شلاق و قطع دسترسی "رفتار" را تغییر دهیم که تغییر "سلیقه" نمیشود.
اگر اینطور میبود کهریزک هم بهترین کلینیک روانپزشکی در جهان میبود !!
گمان نکنم ژنتیکی باشد، همجنسگرایی چگونه به زندهماندن ما کمک میکرده که با فرگشت در ژنهایمان گنجانده شده باشد؟ سلیقه ای اگر باشد که سلیقه را بهآسانی میشود دگرگون کرد! پس چرا باید روی آن پافشاری کرد؟
نمونه "دوست داشتن موز یا پرتقال" هم برای همجنسگرایی و دگرجنسگرایی "قیاس مع الفارق" است. :) اگر در همبودی برای دوستداشتن پرتقال ما را به دار بیاویزند و شلاقمان بزنند یا کم ِ کم مردم از ما بدشان بیاید، این دوستداشتن نادرست، بیخود و بیخردانه است.
در فرگشت چیزی راهکار پایدار فرگشتیک میشه که به بقای یا جذابیت جنسی کمک بکنه ولی به این معنا نیست که اقلیت ها امکان باقی موندن ندارند. هرچند چون در گذشته احتمالا همجنس گرایان ازدواج میکردند و تولید مثل داشتند(احتمالا به اجبار)و دوجنس گرایی هم شانس تولید مثل و بقای بالایی داره بنابراین باقی موندنشون طبیعیه.
این که اصلا سفسطه توسل به زور هست و تقریبا برای هرچیزی که ضدآزادی باشه میشه به کار برد:)
و این دقیقا کاری هست که زیاد در جمهوری اسلامی انجام میشه:))در ضمن اگر برای لباس های خاص،غذاهای خاص و... مجازاتی تعیین کنند ما نباید اونها رو دوست داشته باشیم؟:)
مثلا شما را در یک قفس بیاندازند با تعدادی بانو و کسری شامپانزه ماده و شما را بخاطر سلیقه تان در سکس با بانوان شلاق بزنند.
قیاستان مع الفارق است!
آن کسی که شلاق دارد خودش با شامپانزه سکس میکند یا با بانوان؟ اینجا میگویند سکس با دگر جنس این سود ها را دارد و سکس با هم جنس این زیان ها در نمونه شما سودی که از سکس با بانوان بدست میاید بیشتر است تا سودی که از سکس با شامپانزه بدست میاید! در نمونه شما گزینش بانوان برپایه گزینش سود بیشتر است! ولی گزینش یک همجنسگرا از میان همجنس و دگرجنس در نهایت بر این پایه خواهد بود که "دلم میخواهد!!" که این "دلم میخواهد" (سلیقه) به سادگی دگرگون میشود.
اینکه به زور شلاق و قطع دسترسی "رفتار" را تغییر دهیم که تغییر "سلیقه" نمیشود.
چرا نمیشود؟ یک کودکی دوست دارد بجای نقاشی روی کاغذ روی دیوار نقاشی بکشد! سلیقه دارد! پدرش یک توگشی به وی مینوازد! سلیقه کودک دگرگون میشود و روی کاغذ نقاشی میکشد! و فردا که در درخانه نیست و هم دیوار و هم کاغذ در دسترس اوست باز هم روی کاغذ نقاشی میکشد، چون سلیقه او دگرگون شده.
آن کسی که شلاق دارد خودش با شامپانزه سکس میکند یا با بانوان؟
اینجا میگویند سکس با دگر جنس این سود ها را دارد و سکس با هم جنس این زیان ها در نمونه شما سودی که از سکس با بانوان بدست میاید بیشتر است تا سودی که از سکس با شامپانزه بدست میاید!
در نمونه شما گزینش بانوان برپایه گزینش سود بیشتر است!
ولی گزینش یک همجنسگرا از میان همجنس و دگرجنس در نهایت بر این پایه خواهد بود که "دلم میخواهد!!" که این "دلم میخواهد" (سلیقه) به سادگی دگرگون میشود.
سامکینگ عزیز اگر دقت کنید ما درباره درستی و نادرستی صحبتی نمیکردیم،مسئله سر زور بود و اینکه چرا کسانی هستند که این رفتار رو ادامه میدند:)بنابراین بحث در مورد اینکه زورگو چه ویژگی هایی داره و آیا این کارش درست هست و... بی مورده.
تحلیل این رفتار بود که چرا با وجود زور ما کاری رو ممکنه بکنیم که دلمون میخواد:)
چرا نمیشود؟
یک کودکی دوست دارد بجای نقاشی روی کاغذ روی دیوار نقاشی بکشد!
سلیقه دارد!
پدرش یک توگشی به وی مینوازد!
سلیقه کودک دگرگون میشود و روی کاغذ نقاشی میکشد!
و فردا که در درخانه نیست و هم دیوار و هم کاغذ در دسترس اوست باز هم روی کاغذ نقاشی میکشد، چون سلیقه او دگرگون شده.
کودک شخصیت کاملی نداره،به راحتی میشه نطرش رو تغییر داد:)
با این حال باز هم مثال مشکل داره،کودک به این دلیل روی دیوار نقاشی نمیکنه چون از کتک پدر در آینده میترسه!
در فرگشت چیزی راهکار پایدار فرگشتیک میشه که به بقای یا جذابیت جنسی کمک بکنه ولی به این معنا نیست که اقلیت ها امکان باقی موندن ندارند. هرچند چون در گذشته احتمالا همجنس گرایان ازدواج میکردند و تولید مثل داشتند(احتمالا به اجبار)و دوجنس گرایی هم شانس تولید مثل و بقای بالایی داره بنابراین باقی موندنشون طبیعیه.
از همون آغاز چه نیازی بوده که ژنی به نام ژن همجنسگرایی پدیدار بشه؟
همچین ژنی وجود نداره
به نگر من حیوات یا انسانها بین نر و مادشون یک شباهتهایی هست که گاهی این شباهتا جنس مخالفشون رو به اشتباه میاندازه
من از این اشتباه حمایت نمیکنم و تلاش دارم که دیگه اشتباهی پیش نیاد!
و این پافشاری همجنسگرایان روی تکرار این اشتباه منو به خنده میاندازه، آخه چرا؟
اون فرتور سکس دو سگ ماده هم دروغین است. آخه مگه سگ ماده "آلت تناسلی جنس نر" داره که بخواد همچین کاری کنه و در این وضعیت سکس داشته باشه؟ یک کسی این سگها رو روی هم گذاشته و ازشان عکس گرفته!! باور نکنید!
این که اصلا سفسطه توسل به زور هست و تقریبا برای هرچیزی که ضدآزادی باشه میشه به کار برد:)
(خوب اکنون که شما مدام سفسطه میکنین و همجنسگرایی رو به سیب و موز و لباسو غذا پیوند میدید منم از سفسطه توهم بدی بهره میبرم!)
ایرانی ها هم دوست دارن همه مواد اولیه برای ساخت بمب اتمی رو گرداوری کنن تا بتونن در عرض یک ساعت بمب اتمی بسازن! ولی آمریکایی ها به زور آزادیمونو گرفتن و نمیذارن! چرا از سفسطه توسل به زور در این مورد بدگویی نمیکنید؟
اگر در همبودی برای دوستداشتن پرتقال ما را به دار بیاویزند و شلاقمان بزنند یا کم ِ کم مردم از ما بدشان بیاید، این دوستداشتن نادرست، بیخود و بیخردانه است.
کودک شخصیت کاملی نداره،به راحتی میشه نطرش رو تغییر داد:)
نمونه بزرگتر :)) یک دختری تو فامیل ما بود که گوشت نمیخورد!! بدش میومد... تا اینکه بیمار شد و (گمونم کمخونی یا یه همچین چیزی گرفت) زندگیش داشت تهدید میشد! از اون زمان به بعد گوشت دوست دارد و به میزان کافی میخورد چون زندگیش را دوست دارد!
چرا نمیشود؟ یک کودکی دوست دارد بجای نقاشی روی کاغذ روی دیوار نقاشی بکشد! سلیقه دارد! پدرش یک توگشی به وی مینوازد! سلیقه کودک دگرگون میشود و روی کاغذ نقاشی میکشد! و فردا که در درخانه نیست و هم دیوار و هم کاغذ در دسترس اوست باز هم روی کاغذ نقاشی میکشد، چون سلیقه او دگرگون شده.
.......... دقت کن سمکینگ بعد در آخر میگی چرا بحث نمیکنی و بدت میاد ازم اینها.
رفتار فرق میکنه با خواست و همون دل خواستن.
با چماق و هویج میشه یکمقدار تغییر و مقدار زیادی اختلال بوجود آورد ولی سلیقه عوض نمیشود معمولا.انسان خمیربازی نیست که بشود با کتک به هر شکلی خواستیم دربیاوریم.
از همون آغاز چه نیازی بوده که ژنی به نام ژن همجنسگرایی پدیدار بشه؟
ما اینجا آفرینش هوشمند دفاع نمیکنیم که چنین پرسش هایی رو داری:))برای پدید اومدن چیزی جز شانس و تصادف دلیل دیگه ای پیدا نمیکنی،ولی برای ادامه پیدا کردنش فرگشت میتونه استدلال داشته باشه.
اوه چقدر مطمئن:))لزومی نیست که ژنی به نام همجنس گرایی وجود داشته باشه(هرچند داوکینز باور داره
ما حتی میتونیم بگیم برای نوع لانه هم ممکنه ژنی وجود داشته باشه!)همینکه ژنی رفتار همجنس گرایانه رو تقویت کنه(حتی به عنوان یک اثر جنبی) میتونه به عنوان عامل بیولوژیک در نطر گرفته بشه:)
به نگر من حیوات یا انسانها بین نر و مادشون یک شباهتهایی هست که گاهی این شباهتا جنس مخالفشون رو به اشتباه میاندازه
ایده جالبیه و شاید درست باشه ولی تا زمانی که شواهد علمی براش نداری نمیشه بهش تکیه کرد:)خیلی از حیوانات برای خوشی دست به همنجس گرایی میزنند(توی این لینک هایی که دادم هست منبعش)
من از این اشتباه حمایت نمیکنم و تلاش دارم که دیگه اشتباهی پیش نیاد!
و اما در انسان،اینجا جایی هست که معنای اشتباه به کل دگرگون میشه!خب اگر در نطر میگرفتیم که هدف ما از سکس فقط هم آوری بود حرفت میتونست درست باشه ولی هدف ما از سکس خوشی گرفتن هم
هست،خب خوشی گرفتن از سکس با هم جنس به همون اندازه خوشی گرفتن از غیر همجنس میتونه اشتباه باشه مگر اینکه بخوای یک عنصر اخلاقی رو هم اضافه کنی:))
خب آیا ازنطرت همجنس گرایی غیر اخلاقیه؟چرا؟:)
اون فرتور سکس دو سگ ماده هم دروغین است.
آخه مگه سگ ماده "آلت تناسلی جنس نر" داره که بخواد همچین کاری کنه و در این وضعیت سکس داشته باشه؟
یک کسی این سگها رو روی هم گذاشته و ازشان عکس گرفته!! باور نکنید! :))
الان موندم شوخی میکنی یا جدی میگی:))
همین دیگه گسترش پورن میتونه به مردم نشون بده که برای سکس لازم نیست جنس مخالف وجود داشته باشه:))) (تازه یک روش بسیار جالبی بین لزها هست که من خیلی ازش خوشم میاد:))
(خوب اکنون که شما مدام سفسطه میکنین و همجنسگرایی رو به سیب و موز و لباسو غذا پیوند میدید منم از سفسطه توهم بدی بهره میبرم!)
خب کدوم سفسطه؟!:)) من که برای همه مواردی که گفتم با لینک و مشخصات دارم میگم سفسطست:)
اینجا پیوند همه اینها سلیقه بودن بود که گفتی چرا با وجود نتایج ناخوشایند
ایرانی ها هم دوست دارن همه مواد اولیه برای ساخت بمب اتمی رو گرداوری کنن تا بتونن در عرض یک ساعت بمب اتمی بسازن! ولی آمریکایی ها به زور آزادیمونو گرفتن و نمیذارن!
چرا از سفسطه توسل به زور در این مورد بدگویی نمیکنید؟
توسل به زور لزوما سفسطه نیست.
مثلا اگر در قانون به خاطر آدم کشی ما رو به زندان بفرستند
و در قانون اومده باشه چنین کاری جرمه
آدم نکشتن ما نتیجه سفسطه نیست:)
زمانی سفسطه پیش میاد که نتیجه با استدلال ربطی نداشته باشند،ملا یک نفر بخواد با استدلال اینکه آدم کشی زندان رو در پی داره به ما بگه آدم کشی از لحاط اخلاقی نا درسته:)
اکنون شما به من بگو چطوری یک نفر یک چیزی را میخواهد؟ و چیز دیگر را نمیخواهد؟ آن چیز باید چگونه باشد تا بخواهیمش یا نخواهیمش؟ چی ویژگی هایی باید داشته باشد؟
زمانی که من بدانم برای نمونه با خوردن پرتقال یک دستم را قطع میکنند چگونه ممکن است پرتقال بخواهم؟ نمیخواهم و این نخواستن رفتار مرا کنترل میکند!
شما میگی ممکنه؟ من هم از همون اول بهتون گفتم که این میشود نادانی و بیخردی که همجنسگرایان اینگونه اند (البته هنوز به درست و غلط بودن همجنسگرایی کاری نداریم)
اگر در همبودی برای دوستداشتن پرتقال ما را به دار بیاویزند و شلاقمان بزنند یا کم ِ کم مردم از ما بدشان بیاید، این دوستداشتن نادرست، بیخود و بیخردانه است.
اگر همجنسگرایان در همبودی بودند که کسی کاری به کارشان نداشت آنوقت میپردازیم به اینکه چقدر سود دارد و چقدر زیان! :))
نمونه بزرگتر :))
یک دختری تو فامیل ما بود که گوشت نمیخورد!! بدش میومد...
تا اینکه بیمار شد و (گمونم کمخونی یا یه همچین چیزی گرفت) زندگیش داشت تهدید میشد!
از اون زمان به بعد گوشت دوست دارد و به میزان کافی میخورد چون زندگیش را دوست دارد!
اساسا معنای واژه ها رو داری دستکاری میکنی،
اگر کسی در فرایند اجبار سلیقش عوضش شد مسئله جدایی هست ولی اگر در این فرایند شخص فقط به خاطر مجبور بودن کاری رو انجام داد که اسمش سلیقه نیست!:))
کودک میاندیشد که اگر پدرش دوباره او رابزند شاید بمیرد و ناقص شود یا... (ما به این رفتار میگیم که کودک میترسه)
واااااااااات دی فاککککککککککک :))) حسابی زدی توی جاده خاکی.
ما به این رفتار نمیگیم؛واقعا
کودک میترسه!دوست داشتن و ترس دو احساس کاملا جدا هستند،به راحتی هم تفکیک پذیرند:)
دوست داشتن با خوشی گرفتن رابطه نزدیکی داره ولی ترس در بهترین حالت یک محاسبه منطقی هست و فرار از چیزهای ناخوشاینده.
مثلا کسی که دیالیز میکنه هرچند جونش بهش وابستست؛ولی دیالیز رو دوست نداره!فقط مجبور هست که دیالیز رو انجام بده!
پس چون کودک زنده بودنش را دوست دارد نقاشی روی کاغذ را هم از این پس دوست دارد!
کسانی که قوانین جمهوری اسلامی رو اجرا میکنند لزوما دوستش ندارند ولی از ترس عواقب ازش اطاعت میکنند و کسانی هم هستند و بودند که با وجود عواقب این قوانین رو شکستند:)
ما اینجا آفرینش هوشمند دفاع نمیکنیم که چنین پرسش هایی رو داری:))برای پدید اومدن چیزی جز شانس و تصادف دلیل دیگه ای پیدا نمیکنی،ولی برای ادامه پیدا کردنش فرگشت میتونه استدلال داشته باشه.
اوه چقدر مطمئن:))لزومی نیست که ژنی به نام همجنس گرایی وجود داشته باشه(هرچند داوکینز باور ما حتی میتونیم بگیم برای نوع لانه هم ممکنه ژنی وجود داشته باشه!)همینکه ژنی رفتار همجنس گرایانه رو تقویت کنه(حتی به عنوان یک اثر جنبی) میتونه به عنوان عامل بیولوژیک در نطر گرفته بشه:)
فرض میکنیم که شانسی و تصادفی در میان گروه هایی از موجودات ژن همجنسگرایی به وجود آمد پس چرا تا به امروز این ژن باقی مانده؟ دو میلیون سال پیش که کسی آنها را مجبور نمیکرد با جنس مخالف خود هم سکس کنند و ژنشان باقی بماند!! پس ژن همجنسگرایی درکار نیست!
،خب خوشی گرفتن از سکس با هم جنس به همون اندازه خوشی گرفتن از غیر همجنس میتونه اشتباه باشه مگر اینکه بخوای یک عنصر اخلاقی رو هم اضافه کنی:)) خب آیا ازنطرت همجنس گرایی غیر اخلاقیه؟چرا؟:)
اینجا به سود و زیان همجنسگرایی میپردازیم و به نگر من زیانش بیشتره انجام این کار خردمندانه نیست!
الان موندم شوخی میکنی یا جدی میگی:)) همین دیگه گسترش پورن میتونه به مردم نشون بده که برای سکس لازم نیست جنس مخالف وجود داشته باشه:))) (تازه یک روش بسیار جالبی بین لزها هست که من خیلی ازش خوشم میاد:)) )
ینی چی این؟ من الان دستمو بزنم به کتاب اینم سکس محسوب میشه عایا؟!!
حالا جنس مخالف نه جنس موافق بالاخره یه چیزی باید باشه یا نه؟
اون سگِ پشتیه چرا اومده همچین کرده؟ برای چه چیزی و چرا خوبخود اومده در اون موقعیت قرار گرفته؟ میگید واسه سکس دیگه درسته؟ چرا پس داره ادای سگ نر رو در میاره؟ مگه آدمه که این چیزا حالیش بشه؟! اذیتمون نکن!!
خب کدوم سفسطه؟!:)) من که برای همه مواردی که گفتم با لینک و مشخصات دارم میگم سفسطست:) اینجا پیوند همه اینها سلیقه بودن بود که گفتی چرا با وجود نتایج ناشخوشایند افراد دست از این کار بر نمیدارند:)
سفسطه این است که شما گزینش میان همجنس و دگر جنس در میان انسانها رو در کنار گزینش میان سیب یا پرتقال و موز و لباس های خاص و غذاهای خاص قرار میدید!!
توسل به زور لزوما سفسطه نیست. مثلا اگر در قانون به خاطر آدم کشی ما رو به زندان بفرستند و در قانون اومده باشه چنین کاری جرمه آدم نکشتن ما نتیجه سفسطه نیست:) زمانی سفسطه پیش میاد که نتیجه با استدلال ربطی نداشته باشند،ملا یک نفر بخواد با استدلال اینکه آدم کشی زندان رو در پی داره به ما بگه آدم کشی از لحاط اخلاقی نا درسته:)
نه دیگه در مورد ایران هم امام خامنه ای😏 گفته بمب نمیسازیم فقط میخوایم اونقدر دانش داشته باشیم که بتونیم تو یک ساعت بسازیم این بده؟ هیچ بمب اتمی هم در کار نیست! چرا آمریکا به زور از این کار ما و آزادی ما جلوگیری میکنه و شما هم بهش اعتراضی نداری؟ (سفسطه توسل به زور!)
اکنون شما به من بگو چطوری یک نفر یک چیزی را میخواهد؟ و چیز دیگر را نمیخواهد؟ آن چیز باید چگونه باشد تا بخواهیمش یا نخواهیمش؟ چی ویژگی هایی باید داشته باشد؟
زمانی که من بدانم برای نمونه با خوردن پرتقال یک دستم را قطع میکنند چگونه ممکن است پرتقال بخواهم؟ نمیخواهم و این نخواستن رفتار مرا کنترل میکند!
شما میگی ممکنه؟ من هم از همون اول بهتون گفتم که این میشود نادانی و بیخردی که همجنسگرایان اینگونه اند (البته هنوز به درست و غلط بودن همجنسگرایی کاری نداریم)
دو چیز متفاوت را باز قاطی کردی اینجا. دل خواستن با تصمیم خردمندانه و نابخردانه فرق داره. ایندو میتونند در مقابل هم باشند میتونند موافق. مثلا انسان میتواند خسته باشد (دلش بخواهد بخوابد) ولی پشت فرمان باشد و سعی کند خوابش نبرد.در اینجا از طرف بپرسید دلت خواب میخواهد میگوید دارم برای خواب میمیرم.
یک وقت هم این خواست میتواند مفید باشد مانند وقتی که تشنه اید و بدنتان آب نیاز دارد و دلتان آب میخواهد و مینوشید. حالا در مورد سکس هم کلا همین دل خواستن است.در بعد فردی نه کسی با نخوابیدن با جنس دیگر میمیرد نه با خوابیدن با همجنس خود. حتی اگر مساله را به بقای نسل هم بکشانیم با انفجار جمعیت زمین هیچ جای نگرانی ندارد و از آنطرف بوم نیافتیم مطمئنا از اینورش نمیافتیم.
درست متوجه نشدم چون هنردیوارنگاری وجود دارد و شهرداری ها هم از آن بهره میبرند پس کار کودک خیلی درست بوده؟!!
شهرداری ها این نقاشی های مردمی روی اعصابشان است جدیدا از ناچاری مجبور شده اند در اروپا مکانهایی را برای این ها اختصاص دهند.اینها را از کودکی زدند توی سرشان شهرداری هم زده در گوششان که روی دیوار نقاشی نکشند ولی هنوز میکشند.نتیجه اینکه کتک زدن برای تغییر رفتار هم ناکارا بوده و شکست خورده چه برسد به تغییر سلیقه.طبیعت آدمی را نمیشود با قفس اسکینر تغییر داد.
واااااااااات دی فاککککککککککک :))) حسابی زدی توی جاده خاکی. ما به این رفتار نمیگیم؛
بزارید کمی روشنتر براتون بگم: کودک توگوشی میخوره و پس از "
یک محاسبه منطقی هست و فرار از چیزهای ناخوشاینده." (
کودک میاندیشد که اگر پدرش دوباره او رابزند شاید بمیرد و ناقص شود
)
دیگه روی دیوار نقاشی نمیکشه و این رفتار نادرست رو تکرار نمیکنه! و روی کاغذ نقاشی میکشه (رفتار) اکنون شما میتونید به قسمت قرمز رنگ بگید ترس! کجاش نامفهوم بود؟! ساده بود که :)))
مثلا کسی که دیالیز میکنه هرچند جونش بهش وابستست؛ولی دیالیز رو دوست نداره!فقط مجبور هست که دیالیز رو انجام بده!
حرفی از مهم بودن دوست داشتن نزدیم! گفتیم خواستن و دلیل آن مهمه اینجا هم این فرد دیالیز کردن را میخواهد اگرچه شاید دوستش نداشته باشد و مثلن عروسک خرسی یا اسب تکشاخ یا شکلات را دوست داشته باشد!
کسانی که قوانین جمهوری اسلامی رو اجرا میکنند لزوما دوستش ندارند ولی از ترس عواقب ازش اطاعت میکنند و کسانی هم هستند و بودند که با وجود عواقب این قوانین رو شکستند:)
من هم دوست داشتم که در سیاره مریخ بدنیا میامدم ولی نشد!! کسانی هم این قوانین رو اجرا میکنن کسانی هستند که با برآیند گرفتن از سود و زیان این قوانین اونها رو به سود خودشون میدونن و اون قوانین رو میخوان!! کسانی هم هستند زیانشون از این قوانین و اجرای اونها بیشتر از سودشون هست؛ اینها تا زمانی که در اقلیتند با قانونشکنی نابود میشوند و زمانی که در اکثریت قرار گرفتند میتوانند قانونی را اجرا کنن که به سودشون هست! و پیش از این قانونشکنی این گروه اقلیت نادانی و بیخردیست:)))
فرض میکنیم که شانسی و تصادفی در میان گروه هایی از موجودات ژن همجنسگرایی به وجود آمد پس چرا تا به امروز این ژن باقی مانده؟
دو میلیون سال پیش که کسی آنها را مجبور نمیکرد با جنس مخالف خود هم سکس کنند و ژنشان باقی بماند!!
پس ژن همجنسگرایی درکار نیست!
باور کن فرصت ندارم برات توضیح بدم مگرنه باید فرگشت رو از اول تشریح میکردم:)
گفتم که به نطرمن بیشتر همجنس گرایی در حیوانات نمونه ای از دو جنس گرایی هست و دو جنس گرایی به راحتی میتونه در فرگشت وجود داشته باشه و حتی راهکار پایدار فرگشتیک بشه:)
اینجا به سود و زیان همجنسگرایی میپردازیم و به نگر من زیانش بیشتره انجام این کار خردمندانه نیست!
این سود و زیان نتیجه مستقیم خود همجنس گرایی نیست و استدلالت اشتباهه:)
یعنی مثلا اگر میگفتیم همجنس گرایی باعث میشه شخص نسلش ادامه پیدا نکنه،حداقل استدلال منطقی تری بود تا اینکه وجود زور بیرونی رو معادل زیان آور بودن همجنس گرایی بدونی:))
ینی چی این؟
من الان دستمو بزنم به کتاب اینم سکس محسوب میشه عایا؟!!
از بیخ و بن نگاهت مردونست:)) (البته مردونه هم نه فقط،مرد به زن!:)) )
اصلا شاخه ای داریم در سکس به نام فتیش،یعنی سکس با چیزهایی که معمولا به سکس ربطی ندارند،مثلا پا، لباس یا کفش افراد و...
اون سگِ پشتیه چرا اومده همچین کرده؟ برای چه چیزی و چرا خوبخود اومده در اون موقعیت قرار گرفته؟ میگید واسه سکس دیگه درسته؟
چرا پس داره ادای سگ نر رو در میاره؟ مگه آدمه که این چیزا حالیش بشه؟!
اذیتمون نکن!!
ادای سگ نر رو در نمیاره،تنها راهی که سگی میتونه با سگ دیگه ای سکس کنه همینه،در انسان ها پوزیشن ها خیلی متفاوته:)مجبورم کردی عکس آموزشی بزارم:))
سگای بدبخت نمیتونند این کار رو بکنند آناتومیشون مناسب شکل های خاصیه:))
نه دیگه
در مورد ایران هم امام خامنه ای😏 گفته بمب نمیسازیم
فقط میخوایم اونقدر دانش داشته باشیم که بتونیم تو یک ساعت بسازیم
این بده؟ هیچ بمب اتمی هم در کار نیست!
چرا آمریکا به زور از این کار ما و آزادی ما جلوگیری میکنه و شما هم بهش اعتراضی نداری؟
(سفسطه توسل به زور!)
خب من که اصلا مهم نیستم و در راستای اینکه استدلالت سفسطه نشه، توسل به زور رو از لینکی که احتمالا نخوندی میزارم:
If x accepts P as true, then Q.
Q is a punishment on x.
Therefore, P is not true.
If x does P, then Q.
Q is a punishment on x.
Therefore, x should not do P.
یعنی اینکه اصلا ما یک مجازات خیلی احمقانه و غیر اخلاقی رو برای یک چیز در نطر بگیریم تا زمانی که خود این زورگویی دلیلی بر اثبات درستی چیزی نشه،سفسطه ای درکار نیس،در هر حال انجام ندادن و درست بودن یک مسئله جدا هست.
دو چیز متفاوت را باز قاطی کردی اینجا. دل خواستن با تصمیم خردمندانه و نابخردانه فرق داره. ایندو میتونند در مقابل هم باشند میتونند موافق. مثلا انسان میتواند خسته باشد (دلش بخواهد بخوابد) ولی پشت فرمان باشد و سعی کند خوابش نبرد.در اینجا از طرف بپرسید دلت خواب میخواهد میگوید دارم برای خواب میمیرم.
فرد خسته است ==> دلش میخواهد بخوابد ==> خستگی او با خوابیدن برطرف میشود ==> خوابیدن او کار خردمندانه ای هست. 1 فرد در حال رانندگی هست ==> فرد دلش نمیخواهد بخوابد ==> اگر خوابید تصادف میکند و میمیرد ==> نخوابیدن کار خردمندانه ایست. 2 ==> 2 > 1 ==> فرد هم خسته است و هم درحال رانندگی ==> 1+2 ==> فرد دلش نمیخواهد بخوابد.
شهرداری ها این نقاشی های مردمی روی اعصابشان است جدیدا از ناچاری مجبور شده اند در اروپا مکانهایی را برای این ها اختصاص دهند.اینها را از کودکی زدند توی سرشان شهرداری هم زده در گوششان که روی دیوار نقاشی نکشند ولی هنوز میکشند.نتیجه اینکه کتک زدن برای تغییر رفتار هم ناکارا بوده و شکست خورده چه برسد به تغییر سلیقه.طبیعت آدمی را نمیشود با قفس اسکینر تغییر داد.
راسل شوخی نکن چرا صورت مساله را پاک میکنی و آن را مطابق میلت مینویسی؟ بعد میگویی که سفسطه نمیکنی! خوب این چه تفاوتی ایجاد میکند؟ نقاشی کشیدن روی دیوار همچنان بد است!! و اگر کسی چنین کرد باید رفتارش را به زور تغییر دهند. و این کار شهرداریها هم مانند این است که پدر برای کودکش یک وایتبرد به دیوار بچسباند و یک ماژیک بدهد دست او... این دیگر نمیشود نقاشی روی دیوار که بد است و مجازات در پی دارد میشود مانند همان نقاشی روی کاغذ که کار درستی است.
باور کن فرصت ندارم برات توضیح بدم مگرنه باید فرگشت رو از اول تشریح میکردم:) گفتم که به نطرمن بیشتر همجنس گرایی در حیوانات نمونه ای از دو جنس گرایی هست و دو جنس گرایی به راحتی میتونه در فرگشت وجود داشته باشه و حتی راهکار پایدار فرگشتیک بشه:)
اگر میدانید که در پایور کردنِ ژنتیکی بودنِ همجنسگرایی کمکتان میکند کمی وقت بسازید! و توضیح دهید.
این سود و زیان نتیجه مستقیم خود همجنس گرایی نیست و استدلالت اشتباهه:) یعنی مثلا اگر میگفتیم همجنس گرایی باعث میشه شخص نسلش ادامه پیدا نکنه،حداقل استدلال منطقی تری بود تا اینکه وجود زور بیرونی رو معادل زیان آور بودن همجنس گرایی بدونی:))
اشتباه نکنید! اینجا هم در گفتگو با راسل گفته بودم که:
شما میگی ممکنه؟ من هم از همون اول بهتون گفتم که این میشود نادانی و بیخردی که همجنسگرایان اینگونه اند (البته هنوز به درست و غلط بودن همجنسگرایی کاری نداریم)
نگرم این بود که با توجه به سلیقه ای بودن همجنسگرایی پافشاری بر آن در همبودی مانند همبود ایران احمقانه است و همانجا هم به روشنی تاکید کردم که تازه به درست و غلط یا سود و زیانش هنوز کاری نداریم. سپس شما گفتید:
،خب خوشی گرفتن از سکس با هم جنس به همون اندازه خوشی گرفتن از غیر همجنس میتونه اشتباه باشه مگر اینکه بخوای یک عنصر اخلاقی رو هم اضافه کنی:)) خب آیا ازنطرت همجنس گرایی غیر اخلاقیه؟چرا؟:)
اینجا به سود و زیان همجنسگرایی میپردازیم و به نگر من زیانش بیشتره انجام این کار خردمندانه نیست!
روشنه که اینجا نگرم از سود و زیان چی بوده! و در اینجا این سود و زیان رو بر پایه زور بیرونی نمیخوایم بسنجیم! ینی چیزایی که به ذهن شما میرسه اتفاقن به ذهن دیگران هم میرسه! :))
از بیخ و بن نگاهت مردونست:)) (البته مردونه هم نه فقط،مرد به زن!:)) ) اصلا شاخه ای داریم در سکس به نام فتیش،یعنی سکس با چیزهایی که معمولا به سکس ربطی ندارند،مثلا پا، لباس یا کفش افراد و...
پس از نگر شما لباس پوشیدن هم یه جورایی سکس حساب میشه!!😄 شنا کردن در آب چه؟ این هم سکس است؟! اصلن ما داریم زندگی میکنیم یا سکس؟!
ادای سگ نر رو در نمیاره،تنها راهی که سگی میتونه با سگ دیگه ای سکس کنه همینه،در انسان ها پوزیشن ها خیلی متفاوته:)مجبورم کردی عکس آموزشی بزارم:)) Click this bar to view the original image of 570x380px.
سگای بدبخت نمیتونند این کار رو بکنند آناتومیشون مناسب شکل های خاصیه:))
آقا سگ دم داره اون جریاناتشون هم تو ماده ها همون حوالی هست. توی عکسی که شما از دو سگ ماده گذاشتید امکان نداره اون دوتا سگ تونسته باشن در اون وضعیت جریاناتشونو بزنن به هم 😓 پس اون تا سگ با هم سکس نمیکردن! یکی گذاشتتشون رو هم عکس گرفته!
خب من که اصلا مهم نیستم و در راستای اینکه استدلالت سفسطه نشه، توسل به زور رو از لینکی که احتمالا نخوندی میزارم:
If x accepts P as true, then Q. Q is a punishment on x. Therefore, P is not true.
If x does P, then Q. Q is a punishment on x. Therefore, x should not do P.
یعنی اینکه اصلا ما یک مجازات خیلی احمقانه و غیر اخلاقی رو برای یک چیز در نطر بگیریم تا زمانی که خود این زورگویی دلیلی بر اثبات درستی چیزی نشه،سفسطه ای درکار نیس،در هر حال انجام ندادن و درست بودن یک مسئله جدا هست.
امام خامنه ای مد ذله العالی (تکبیر!) به عنوان رهبر ایران داره میگه بمب اتم حرام است و ما نساختیم و نمیسازیم ولی میخوایم اینقدر دانش هسته ای داشته باشیم تا بتونیم تو یک ساعت بمب رو بسازیمش ولی نمیسازیم چون حرام است.
آمریکا (منبع زور و قدرت!) میگوید (خیلی احمقانه و غیر اخلاقی!) غلط کردید نمیزاریم هتا با اینکه میگید نمیخواید بمب بسازید! امام خامنه ای میگوید بمب بد است و نمیخواهمش ولی آمریکا چون زور دارد میگوید دروغ میگی من ازت بدم میاد پس نمیذارم دانشش رو داشته باشی! اینجا زور آمریکا چون میچربد، برای دنیا ثابت میشود که ایران میخواهد بمب بسازد و ایران را تحریم میکنند.
ولی شما در این مورد حق را به آمریکا میدهید و از سفسطه آنها سخنی نمیگویید!! چون میگید مث روز روشنه که امام خامنه ای دروغ میگه و داره تقیه میکنه! (بدون مدرک البته) شما بسیار مهمید چون یک مثال نقض هستید.
مثال نقض بر اینکه توسل به زور برای اثبات درست بودن چیزی همواره بد نیست، گاهی سودمند است (برای نمونه در مورد تغییر سلیقه همجنسگرایان)
فرد خسته است ==> دلش میخواهد بخوابد ==> خستگی او با خوابیدن برطرف میشود ==> خوابیدن او کار خردمندانه ای هست. 1 فرد در حال رانندگی هست ==> فرد دلش نمیخواهد بخوابد ==> اگر خوابید تصادف میکند و میمیرد ==> نخوابیدن کار خردمندانه ایست. 2 ==> 2 > 1 ==> فرد هم خسته است و هم درحال رانندگی ==> 1+2 ==> فرد دلش نمیخواهد بخوابد. :)
پس آن عده ای که هر ساله در جاده ها بخاطر خستگی میمیرند عمدا و خودآگاهانه خودکشی کرده اند؟!!
پلیس علت مرگ را از حادثه باید به خودکشی تغییر دهد؟!!
همان کودک را قبل از اینکه دستگاه تادیب براه بیافتد را در نظر بگیر که روی دیوار نقاشی کشیده یا فرض کن کسی گشنه اش است (دلش غذا میخواهد) میرود نان میدزدد. با این حساب نه این بچه اساسا دلش خواسته روی دیوار نقاشی کند و نه آن طرف گشنه اش بوده؟!!
آقا جان شما از کجا میفهمی گشنه ات هست یا نه؟میشینی حجم معده و حجم کالری مصرفی 24 ساعت آخر را حساب میکنی و معادله حل میکنی یا میبینی گشنه ات هست (دلت غذا میخواهد)؟
موقعی که نباید غذا بخوری اساسا احساس گشتی هم نمیکنی؟(احساس گشنگی=دلت غذا میخواهد)
راسل شوخی نکن چرا صورت مساله را پاک میکنی و آن را مطابق میلت مینویسی؟ بعد میگویی که سفسطه نمیکنی! خوب این چه تفاوتی ایجاد میکند؟ نقاشی کشیدن روی دیوار همچنان بد است!! و اگر کسی چنین کرد باید رفتارش را به زور تغییر دهند. و این کار شهرداریها هم مانند این است که پدر برای کودکش یک وایتبرد به دیوار بچسباند و یک ماژیک بدهد دست او... این دیگر نمیشود نقاشی روی دیوار که بد است و مجازات در پی دارد میشود مانند همان نقاشی روی کاغذ که کار درستی است.
پس وقتی عمل مجاز شود دیوار به تخته وایتبرد تبدیل میشود و وقتی کسی بگوید دلش میخواهد روی دیوار نقاشی بکشد و میرود نقاشی میکشد در واقع کار دیگری دارد انجام میدهد
مثلا باغچه آب میدهد و دلش لواشک میخواهد !!
بد و خوب با دل خواستن ربطی ندارد.وقتی میزان آب یا انرژی بدن میرود پایین انسانها گشتنشان میشود (دلشان غذا میخواهد) و تشنشان میشود (دلشان آب میخواهد) حالا میشود بزور کتک آنها را از آب و غذا محروم کرد طوری که طرف آب و غذا نروند ولی آنها همچنان احساس گرسنگی و تشنگی خواهند کرد (دلشان آب و غذا میخواهد) ولو از ترس کتک نتوانند بروند آب و غذا بخورند.
نگاه کن به توضیح چه چیزهایی مجبور میکنی آدم رو ها !!! پس چه شد؟ خوب و بد ربطی ندارد به اینکه دل کس چه میخواهد.اینکه باید چه بکنیم و چه نکنیم هم باز ربطی ندارد.خردمندانه بودن و نبودن هم ربطی ندارد. اگر اوکی شده برویم سر اینکه چه چیز را در انسان میشود تغییر داد و چه چیز را نمیشود.
همان کودک را قبل از اینکه دستگاه تادیب براه بیافتد را در نظر بگیر که روی دیوار نقاشی کشیده یا فرض کن کسی گشنه اش است (دلش غذا میخواهد) میرود نان میدزدد. با این حساب نه این بچه اساسا دلش خواسته روی دیوار نقاشی کند و نه آن طرف گشنه اش بوده؟!!
از کجای سخن من این برداشتها رو کردید؟ بله هم اون گشنهه دلش خوراک میخواد. هم اون بچه دلش میخواد رو دیوار نقاشی بکشه.
آقا جان شما از کجا میفهمی گشنه ات هست یا نه؟میشینی حجم معده و حجم کالری مصرفی 24 ساعت آخر را حساب میکنی و معادله حل میکنی یا میبینی گشنه ات هست (دلت غذا میخواهد)؟
یک همچین محاسباتی رو بدنم خودکار انجام میده و به من احساس گرسنگی میدهد و من دلم غذا میخواهد !
موقعی که نباید غذا بخوری اساسا احساس گشتی هم نمیکنی؟(احساس گشنگی=دلت غذا میخواهد)
راسل این سادست! مگه نمیگی موقعی که نباید غذا بخوری؟ ینی مثلن یک کاری داری که نمیتونی غذا بخوری و اگه خوردی تو درد سر میافتی دیگه درسته؟ خوب این ینی نمیخوای غذا بخوری دیگه همینه دیگه (1) از اون طرف هم
میزان آب یا انرژی بدن میرود پایین و گشنت میشه و غذا میخوای (2) اگر 1>2 باشه تو دلت نمیخواد غذا بخوری بدنت هم برای فهمیدن این غذا نخواستن احتیاجی به حل کردن معادلات دیفرانسیل نداره!! بهم بگو دقیقن کجای این گنگ و نامفهوم هست؟!
پس وقتی عمل مجاز شود دیوار به تخته وایتبرد تبدیل میشود و وقتی کسی بگوید دلش میخواهد روی دیوار نقاشی بکشد و میرود نقاشی میکشد در واقع کار دیگری دارد
انجام میدهد
دوست من این آدم اگر بره سایر نقاط شهر رو خط خطی کنه شهرداری میگیره جریمش میکنه و اون جاهایی هم که شهرداری ساخته تا مثلن ملت برن نقاشی کنن دقیقن مانند همون دفتر نقاشی یا وایتبرد هست نسبت به اون کودک! در نمونه من هم پدر کودک را که دیوار را خطخطی میکند تنبیه میکنه ولی در ازای اون براش دفتر نقاشی خریده تا اون رو خطخطی کنه یا مثلن وایتبرد چسبونده به دیوار یه دور پیکهای پیشین رو بخون!
بد و خوب با دل خواستن ربطی ندارد.وقتی میزان آب یا انرژی بدن میرود پایین انسانها گشتنشان میشود (دلشان غذا میخواهد) و تشنشان میشود (دلشان آب میخواهد) حالا میشود بزور کتک آنها را از آب و غذا محروم کرد طوری که طرف آب و غذا نروند ولی آنها همچنان احساس گرسنگی و تشنگی خواهند کرد (دلشان آب و غذا میخواهد) ولو از ترس کتک نتوانند بروند آب و غذا بخورند.
دستت درد نکنه بعد از 3 صفحه حرف خودمو به خودم تحویل میدی؟ بابا دمت گرم! من که از همون اول گفتم همجنسگرایی اگه سلیقه ای هست و دلبخواهی هست دلیلی بر درست بودنش نیست... از کجای پیکهای من این نتیجه رو گرفتی که من چنین چیزی در نگرم بوده؟ مگر من نمونه کودک و نقاشی رو نیاوردم؟ اونجا هم کودک دلش میخواست رو دیوار نقاشی کنه ولی کارش درست نبود! اصلن پیکها رو میخونی؟
نگاه کن به توضیح چه چیزهایی مجبور میکنی آدم رو ها !!! پس چه شد؟ خوب و بد ربطی ندارد به اینکه دل کس چه میخواهد.اینکه باید چه بکنیم و چه نکنیم هم باز ربطی ندارد.خردمندانه بودن و نبودن هم ربطی ندارد. اگر اوکی شده برویم سر اینکه چه چیز را در انسان میشود تغییر داد و چه چیز را نمیشود.
دستت درد نکنه بعد از 3 صفحه حرف خودمو به خودم تحویل میدی؟ بابا دمت گرم! من که از همون اول گفتم همجنسگرایی اگه سلیقه ای هست و دلبخواهی هست دلیلی بر درست بودنش نیست... از کجای پیکهای من این نتیجه رو گرفتی که من چنین چیزی در نگرم بوده؟ مگر من نمونه کودک و نقاشی رو نیاوردم؟ اونجا هم کودک دلش میخواست رو دیوار نقاشی کنه ولی کارش درست نبود! اصلن پیکها رو میخونی؟
راسل این سادست! مگه نمیگی موقعی که نباید غذا بخوری؟ ینی مثلن یک کاری داری که نمیتونی غذا بخوری و اگه خوردی تو درد سر میافتی دیگه درسته؟ خوب این ینی نمیخوای غذا بخوری دیگه همینه دیگه (1) از اون طرف هم میزان آب یا انرژی بدن میرود پایین و گشنت میشه و غذا میخوای (2) اگر 1>2 باشه تو دلت نمیخواد غذا بخوری بدنت هم برای فهمیدن این غذا نخواستن احتیاجی به حل کردن معادلات دیفرانسیل نداره!! بهم بگو دقیقن کجای این گنگ و نامفهوم هست؟!
آقا جان یک چیزی داریم بنام دل خواستن = رانه =Drive که میشود همان رانه یک چیزی هم داریم که خود آگاه انسان تصمیم میگیرد.مثلا کسی که هم گشته اش است هم تشنه اش تصمیم میگیرد که اول آب بخورد.ولی گشنگی (رانه) سر جایش است. وقتی آدم گشنه است ولی نمیتواند غذا بخورد.تصمیم گرفته یا از روی اجبار که غذا نخورد ولی همچنان میل یا گرایش به خوردن دارد (مانع کار از میان برود میرود غذا میخورد). خوب این از این.
حالا در مورد همجنسگرا هم همین است.کتک فرد را ممکن است مجبور میکند/ از روی ترس تصمیم بگیرد با همجنس خود نخوابد.ولی او همچنان گرایش/رانه/درایو دارد برود با همجنسش بخوابد. مانند مثال شامپانزه و زم که زدم.با کتک میشود کسی را مجبور کرد/(از ترس کتک تصمیم بگیرد) بجای زن با شامپانزه سکس کند.ولی او همچنان دلش میخواهد/گرایش دارد با زن سکس کند.
اخلاقی بودن یا نبودن همجنسگرایی و کتک و زور هم بحث دیگریست.مثلا نوع اخلاقیش هم هست.مثلا یک قاتل زنجیره ای را اگر در زنجیر کنیم دیگر نمیتواند آدم بکشد.هر قدر هم که کتکش بزنیم او همچنان گرایش به کشتن دارد.از دست ما خلاص شود میرود دوباره آدم میکشد.
آقا جان یک چیزی داریم بنام دل خواستن = رانه =Drive که میشود همان رانه
یک چیزی هم داریم که خود آگاه انسان تصمیم میگیرد.مثلا کسی که هم گشته اش است هم تشنه اش تصمیم میگیرد که اول آب بخورد.ولی گشنگی (رانه) سر جایش است. وقتی آدم گشنه است ولی نمیتواند غذا بخورد.تصمیم گرفته یا از روی اجبار که غذا نخورد ولی همچنان میل یا گرایش به خوردن دارد (مانع کار از میان برود میرود غذا میخورد). خوب این از این.
آیا من خلافش را گفته بودم؟!
یک چیزی که گمانم در نمونه راننده خواب آلود برایتان گنگ ماند و تصمیم آگاهانه و دلخواستن را پیش کشیدید این است:
در مورد رانده خواب آلود ، راننده هم دلش میخواست بخوابه و هم دلش میخواست که بیدار بمونه و رانندگی کنه سپس با تجزیه و تحلیل توی مغزش و فهمیدن اینکه با بیدار موندن زنده میمونه (ینی خوب) و با خوابیدن میمیره (ینی بد!) پس تصمیم میگیره که کار خوب رو انجام بده ینی میخواد بیدار بمونه ==> تصمیم آگاهانه
نکته اینجاست که بد و خوب با دل خواستن ربطی ندارد. ولی اگر بدانیم کاری یا چیزیی خوب است دلمان میخواهد آن را انجام دهیم! مگر اینکه بیمار باشیم و بخواهیم به خودمان آسیب بزنیم
راننده ای هم که خواب دارد بر او چیره میشود دلش میخواهد بیدار بماند. چون میداند بیدار ماندن خوب است و خوابیدن بد!
حالا در مورد همجنسگرا هم همین است.کتک فرد را ممکن است مجبور میکند/ از روی ترس تصمیم بگیرد با همجنس خود نخوابد.ولی او همچنان گرایش/رانه/درایو دارد برود با همجنسش بخوابد. مانند مثال شامپانزه و زم که زدم.با کتک میشود کسی را مجبور کرد/(از ترس کتک تصمیم بگیرد) بجای زن با شامپانزه سکس کند.ولی او همچنان دلش میخواهد/گرایش دارد با زن سکس کند.
1. از گفتگو با آندد نایت نتیجه گرفتیم که سلیقه یا همین دل خواستن قابل تغییر هست.
2.بله گیریم که همجنسگرا را زدیم و او هنوز دلش میخواست همجنسگرا بماند.این دوحالت داره:الف: کتک زدن رو تکرار میکنیم، تا فرایند طی بشه و سلیقه تغییر کنه و دیگه دلش نخواد. ب: اگر به هیچ صراطی مستقیم نشد و همچنان مقاومت میکرد و سلقش تغییر نمیکرد میرسیم به سخن من و شما که: بد و خوب با دل خواستن ربطی ندارد. ینی اگر این آدم دلش میخواد با همجنسش بخوابه، این دل خواستن دلیل بر درستی کارش نمیشه باید ببینیم سودی که از این کار بدست میاره بیشتره یا ضررش؟ تا بگیم درسته یا نادرست. اگر به او ثابت کردیم که کارش نادرست است و او باز کارش را تکرار کرد نتیجه میگیریم که او بیمار است.
اخلاقی بودن یا نبودن همجنسگرایی و کتک و زور هم بحث دیگریست.مثلا نوع اخلاقیش هم هست.مثلا یک قاتل زنجیره ای را اگر در زنجیر کنیم دیگر نمیتواند آدم بکشد.هر قدر هم که کتکش بزنیم او همچنان گرایش به کشتن دارد.از دست ما خلاص شود میرود دوباره آدم میکشد.
این میشود 2ب که باید نتیجه گرفت این قاتل بیمار است و باید جایی او را نگه دارند.
نکته اینجاست که بد و خوب با دل خواستن ربطی ندارد. ولی اگر بدانیم کاری یا چیزیی خوب است دلمان میخواهد آن را انجام دهیم! مگر اینکه بیمار باشیم و بخواهیم به خودمان آسیب بزنیم
البته اینجا من اصلاح کنم که یه لزوما رو جا انداختم،یعنی خوب و بد لزوما به دلخواه ما ربطی ندارد.مثلا اگر ما دلمان خواست بکسی تجاوز کنیم صرف دلخواست ما باعث خوب بودن اینکار نمیشود. از اینکه بگذریدم مرسیم به اصل مطلب تازه.پس کسی که خودآگاهانه به خود آسیب میزند بیمار است این 1 یادمان باشد.
1. از گفتگو با آندد نایت نتیجه گرفتیم که سلیقه یا همین دل خواستن قابل تغییر هست.
من که آندد نیستم،البته مقصود آندد هم چیز دیگری بود !! اینکه سلیقه میشود گاهی عوض شود با اینکه ما میتوانیم هر سلیقه ای را عوض کنیم و اینکه چرا باید سلیقه دیگران را عوض کنیم و ایا اینکار (مهندسی سلیقه دیگران) اخلاقیست.
مثلا من یک زمانی یک گروه موسیقی را دوست داشتم امروز دیگر مثل قبل دوستشان ندارم،سلیقه من تغییر کرده ولی کسی آنرا مهندسی نکرده که عوض بشود. یک وقت هست که مثلا من دوست دارم تا دیر وقت بخوابم ولی مدتی تمرین میکنم و بدن من عادتش عوض میشود من صبحها گرایش به سحرخیزی پیدا میکنم.این میشود من خودم یک خواست خودم را عوض کردم.
یکوقت است این خواست را نمیشود عوض کرد،مثلا همین گرایش جنسی
یا مثلا علاقه مادر به فرزند.میشود رفتار را عوض کرد مثلا مادر را با چماق از بچه اش که دارد گریه میکند دور نگه داشت ولی علاقه مادر به بچه اش سرجایش است.
پس گرایشات انسان را هم میشود عوض کرد هم نمیشود.
حالا میرسیم به اینکه اخلاق چیست؟ شما کار درست و نادرست را که میگویی باید کتک بزنیم و اینها را تعریف کن.یک اشاره به بیماری هم قبلا کردی که گمان کنم به کارت بیاید.
نگرم این بود که با توجه به سلیقه ای بودن همجنسگرایی پافشاری بر آن در همبودی مانند همبود ایران احمقانه است
و همانجا هم به روشنی تاکید کردم که تازه به درست و غلط یا سود و زیانش هنوز کاری نداریم.
سپس شما گفتید:
تنها جایی که به نطرم واقعا به این تاپیک مربوطه همینه،حال و حوصله جواب دادن به بقیشم ندارم:))
ببین اینکه کسی بخواد بر خلاف فشار بیرونی چیزی رو بخواد و دوست داشته باشه،نه احمقانست و نه اشتباه.
اینکه بخواد این دوست داشتن و میل رو نشون بده باز هم نه اشتباهه و نه احمقانه.(در واقع با مسئولیت خودش داره عواقبش رو میپذیره)
حالا یک نفر ممکنه در نشون دادن این میل احتیاط کنه ولی داشتن میل به تنهایی زیان خاصی به فرد نمیرسونه.
امام خامنه ای مد ذله العالی (تکبیر!) به عنوان رهبر ایران داره میگه بمب اتم حرام است و ما نساختیم و نمیسازیم
ولی میخوایم اینقدر دانش هسته ای داشته باشیم تا بتونیم تو یک ساعت بمب رو بسازیمش ولی نمیسازیم چون حرام است.
آمریکا (منبع زور و قدرت!) میگوید (خیلی احمقانه و غیر اخلاقی!) غلط کردید نمیزاریم هتا با اینکه میگید نمیخواید بمب بسازید!
امام خامنه ای میگوید بمب بد است و نمیخواهمش ولی آمریکا چون زور دارد میگوید دروغ میگی من ازت بدم میاد پس نمیذارم دانشش رو داشته باشی!
اینجا زور آمریکا چون میچربد، برای دنیا ثابت میشود که ایران میخواهد بمب بسازد و ایران را تحریم میکنند.
همچنان نگرفتی!:))
اصلا از جای اشتباه داری داری استدلال میکنی.
ببین در این مورد هم فشار آمریکا به این معنا نیست که بمب اتمی ساختن نادرسته،بلکه فشار آمریکا به این معناست که ساختن بمب اتمی(یا رسیدن به توانایی ساختش) برای ایران مجازات داره.
حالا اینجا ایران میتونه هزینه های فشار آمریکا رو تحمل کنه و به رفتارش ادامه بده(هرچند هزینه ها رو بیشتر مردم میدند) یا اینکه با آمریکا همراهی کنه.
ولی شما در این مورد حق را به آمریکا میدهید و از سفسطه آنها سخنی نمیگویید!!
چون میگید مث روز روشنه که امام خامنه ای دروغ میگه و داره تقیه میکنه! (بدون مدرک البته)
شما بسیار مهمید چون یک مثال نقض هستید.
در واقع اصلا منطور این مدل سفسطه رو متوجه نشدی،حتی با مثالی که زدم:))
امیدوارم الان برات شفاف شده باشه دیگه.
مثال نقض بر اینکه توسل به زور برای اثبات درست بودن چیزی همواره بد نیست، گاهی سودمند است (برای نمونه در مورد تغییر سلیقه همجنسگرایان)
برای سفسطه که نمیشه مثال نقض آورد!داری مبنای منطق رو زیر و رو میکنیا:))
بنابراین اینکه ایران میخواد بمب بسازه یا نه اصلی ربطی به فشار آمریکا نداره باز هم اگر کسی فقط با استناد به فشار آمریکا بگه ایران مخواد بمب بسازه دچار این سفسطه شده.
البته اینجا من اصلاح کنم که یه لزوما رو جا انداختم،یعنی خوب و بد لزوما به دلخواه ما ربطی ندارد.مثلا اگر ما دلمان خواست بکسی تجاوز کنیم صرف دلخواست ما باعث خوب بودن اینکار نمیشود. از اینکه بگذریدم مرسیم به اصل مطلب تازه.پس کسی که خودآگاهانه به خود آسیب میزند بیمار است این 1 یادمان باشد.
من که آندد نیستم،البته مقصود آندد هم چیز دیگری بود !!
اینکه سلیقه میشود گاهی عوض شود با اینکه ما میتوانیم هر سلیقه ای را عوض کنیم و اینکه چرا باید سلیقه دیگران را عوض کنیم و ایا اینکار (مهندسی سلیقه دیگران) اخلاقیست.
به اخلاقی بودن یا نبودنش کار نداشتیم میخواستیم ببینیم میشود یا نه که دیدیم خوب هم میشود!
یا مثلا علاقه مادر به فرزند.میشود رفتار را عوض کرد مثلا مادر را با چماق از بچه اش که دارد گریه میکند دور نگه داشت ولی علاقه مادر به بچه اش سرجایش است.
البته این نگر شماست! ولی اگر بر آن اصرار دارید باید بگویم به گرایند بسیار این علاقه مادر به کودک ریشه ژنتیکی دارد و نتیجه ی فرگشت است تا از کودک و بقای نسل جاندار مراقبت کند! پس به گرایند بالا این علاقه مادری سلیقه ای نیست که بتوان دگرگونش کرد! بعد هم اومدید واژه "گرایشات" رو بجای "سلیقه" جایگزین کردید و چنین نتیجه گرفتید:
حالا میرسیم به اینکه اخلاق چیست؟ شما کار درست و نادرست را که میگویی باید کتک بزنیم و اینها را تعریف کن.یک اشاره به بیماری هم قبلا کردی که گمان کنم به کارت بیاید.
نه دیگه آ آ... اینجا چون نمیتونید نگرتون رو پایور کنید نباید مسیر گفتگو رو بکشونید به "جدل"! خوب نیست گرامی بپرهیزید. در ضمن اگه خوب و دقیق پیکهای پیشین رو میخوندید یکبار اشاره ای کرده بودم و نیازی به تعریف دوباره نیست.
بچه جان باز شلوغ بازی را شروع نکن !! تا همین الان هم من حوصله به خرج داده ام.من هیچ اصراری به بحث ندارم مگر اینکه بخواهی و گام بگام درست به مانند انسانهای بالای 4 سال رفتار کنی.
بر چه پایه ای؟ تازه میگویید لیلی زن بود یا مرد؟! اگر پیک ها را میخواندید در میافتید که نشان دادیم همجنسگرایی ژنتیکی نیست بلکه سلیقه است سپی نشان دادیم که سلیقه را هم میشود دگرگون ساخت! پس در مورد همجنسگرایی میشود این خواست را دگرگون کرد.
به اخلاقی بودن یا نبودنش کار نداشتیم میخواستیم ببینیم میشود یا نه که دیدیم خوب هم میشود!
چه چیزی را نشان دادیم؟ نشان دادن وراثتی بودن با آمار و تحقیق است.دانستن یا ندانستن ریشه فرگشتی هم ربطی لزوما به تغییر پذیر بودن یا نبودن یک خصیصه ندارد. یک خصیصه میتواند خودش خاصیت "تطابق فرگشتی" داشته باشد میتواند "محصول جانبی" یک تطابق دیگر باشد. مثلا رنگ قرمز خون علتش نوع دوم است و خودش خاصیت تطابقی ندارد ،و اساسا اینکه ریشه فرگشتی یک خصیصه مشخص باشد یا نباشد دلیل تغییر پذیری آن خصیصه نیست. برای مثال گرایش انسان به موسیقی هم توضیح فرگشتیش نامعلوم است مانند همین همجنسگرایی، روانشناسان فرگشتی هنوز تئوری درستی درباره چکونگی آنها ندارند.ولی شیوع آنها در همه جوامع در همه مکانها و زمانها به آنها نشان میدهد باید این خصیصه ها ریشه فرگشتی داشته باشند.
برای مشخص کردن میزان عوامل محیطی و وارثتی هم بررسی همبستگی نیاز است.و اساسا اینجور هم نیست که نقش یکی صفر باشد نقش یکی یک.وراثت و محیط بر هم اثر میگذارند و ژنها مختلف در مجاورت ژن دیگر رفتار متفاوتی میتوانند از خود نشان دهند. مثل یک ژن در ذرت میتواند در یک مزرعه یکجور اثر خود را بروز بدهد همان ژن در مزرعه ای دیگر جور دیگر رفتار کند.برای همین هم دوقولوهای همسان که ژنشان دقیقا یکیست علاوه بر شباهتهای فراوان تفاوتهای فراوان هم دارند.حتی اگر در یک خانه هم بزرگ شده باشند. در مورد همجنسگرایی هم هم همبستگی هم با محیط مشاهده شده هم با وراثت، ولی باز هم روانشناسان فرگشتی مطمئن نیستند چطور یکنفر همجنسگرا در میاید یکی دگرجنسگرا.
البته این نگر شماست! ولی اگر بر آن اصرار دارید باید بگویم به گرایند بسیار این علاقه مادر به کودک ریشه ژنتیکی دارد و نتیجه ی فرگشت است تا از کودک و بقای نسل جاندار مراقبت کند! پس به گرایند بالا این علاقه مادری سلیقه ای نیست که بتوان دگرگونش کرد! بعد هم اومدید واژه "گرایشات" رو بجای "سلیقه" جایگزین کردید و چنین نتیجه گرفتید: پس گرایشات انسان را هم میشود عوض کرد هم نمیشود. (حتمن دارید باهامون شوخی میکنید!)
بچه بازی در نیار جانم.وقتی میگویم هم عوض میشود هم نمیشود
یعنی برخی قابل تغییر میتواند باشد برخی نباشند.حتی محیطی بودن یک خصیصه هم دلیل نمیشود آن بازگشتپذیر باشد.مثلا میشود کسی برود جنگ موجی بشود (اثر محیطی) ولی نشود این اثر را به حالت اول برگزداند. میشود یک پدیده ای مانند علاقه به موسیقی در همه زمین یافت شود ولی مشخص نباشد چگونه فرگشته. منظور از گرایش و سلیقه یکیست.کسی چلوکباب دوست دارد و سلیقه اش میپسندند به خوردن آن هم اگر مانعی سر راهش نباشد هم گرایش دارد.
نه دیگه آ آ... اینجا چون نمیتونید نگرتون رو پایور کنید نباید مسیر گفتگو رو بکشونید به "جدل"! خوب نیست گرامی بپرهیزید. در ضمن اگه خوب و دقیق پیکهای پیشین رو میخوندید یکبار اشاره ای کرده بودم و نیازی به تعریف دوباره نیست.
اکنون بروید سراغ اخلاق ببینم حرف حسابتان چیست؟
ناز میکنی؟ خوب تعریف نکن ! من وقتی معیار تو را در بد دانستن و بد دانستن همجنسگرایی ندانم که نمیتوانم برایش استدلال کنم.
ببین اینکه کسی بخواد بر خلاف فشار بیرونی چیزی رو بخواد و دوست داشته باشه،نه احمقانست و نه اشتباه.
اشتباه میکنید! مثال نقض بر گفته شما: یک کاسه روغن داغ و یک کاسه شربت روی میز میگذاریم جلوی کودک هر زمان که بچه به سمت کاسه روغن میرود پدر به او توگوشی میزند (فشار بیرونی) کودک برخلاف فشار بیرونی بازهم میخواد کاسه روغن جوشان رو سربکشه!
اکنون بر پایه نگرش نادرست شما این کار کودک نه اشتباهه و نه احمقانه در حالی که کاملن برعکس هست اکنون میپرسیم چرا کودک چنین کرد و مدام کاسه روغن را برمیگزید؟ پاسخ: کودک نادان و احمق بود و سلیقه اش نادرست!
ببین در این مورد هم فشار آمریکا به این معنا نیست که بمب اتمی ساختن نادرسته،بلکه فشار آمریکا به این معناست که ساختن بمب اتمی(یا رسیدن به توانایی ساختش) برای ایران مجازات داره.
دوست گرامی این همه امام امام میکنم تا دوزاریتان بیافتد اون امام خامنهای رو چرا براتون نوشتم؟ بمب اتمی چه صیغه ایست؟ یک بار برای همیشه توجه کن: امام خامنه ای (x) میگوید ساختن بمب اتم حرام است(p) بد است اَخ است...اوکی؟ (
P as true
)
ولی آمریکا که زورش زیاد است میگوید: خامنه ای (x) باید مجازات شود (q) چون از نظر من (بدون دلیل و مدرک) دروغ میگه (
P is not true
)
If x accepts P as true, then Q. Q is a punishment on x. Therefore, P is not true.
این که اصلا سفسطه توسل به زور هست و تقریبا برای هرچیزی که ضدآزادی باشه میشه به کار برد:)
پس چون اینگونه است تو آن را نادرست تشخیص میدهی
سپس من با مثال نقضِ امام خامنه ای و بمب اتم نشان دادم که تو در این مورد سفسطه بودن و نادرستی را تشخیص نمیدهی!! پس برای نادرست بودن چیزی یا کاری توسط تو یا هر کسی پیدا کردن "توسل به زور" کافی نیست! :))
بچه جان باز شلوغ بازی را شروع نکن !! تا همین الان هم من حوصله به خرج داده ام.من هیچ اصراری به بحث ندارم مگر اینکه بخواهی و گام بگام درست به مانند انسانهای بالای 4 سال رفتار کنی.
خـــُب حـــالااا...😚 شما هم یه لیوان آب خنک میل برفرما و صلوات بفرست.
چه چیزی را نشان دادیم؟ نشان دادن وراثتی بودن با آمار و تحقیق است.دانستن یا ندانستن ریشه فرگشتی هم ربطی لزوما به تغییر پذیر بودن یا نبودن یک خصیصه ندارد. یک خصیصه میتواند خودش خاصیت "تطابق فرگشتی" داشته باشد میتواند "محصول جانبی" یک تطابق دیگر باشد. مثلا رنگ قرمز خون علتش نوع دوم است و خودش خاصیت تطابقی ندارد ،و اساسا اینکه ریشه فرگشتی یک خصیصه مشخص باشد یا نباشد دلیل تغییر پذیری آن خصیصه نیست. برای مثال گرایش انسان به موسیقی هم توضیح فرگشتیش نامعلوم است مانند همین همجنسگرایی، روانشناسان فرگشتی هنوز تئوری درستی درباره چکونگی آنها ندارند.ولی شیوع آنها در همه جوامع در همه مکانها و زمانها به آنها نشان میدهد باید این خصیصه ها ریشه فرگشتی داشته باشند.
برای مشخص کردن میزان عوامل محیطی و وارثتی هم بررسی همبستگی نیاز است.و اساسا اینجور هم نیست که نقش یکی صفر باشد نقش یکی یک.وراثت و محیط بر هم اثر میگذارند و ژنها مختلف در مجاورت ژن دیگر رفتار متفاوتی میتوانند از خود نشان دهند. مثل یک ژن در ذرت میتواند در یک مزرعه یکجور اثر خود را بروز بدهد همان ژن در مزرعه ای دیگر جور دیگر رفتار کند.برای همین هم دوقولوهای همسان که ژنشان دقیقا یکیست علاوه بر شباهتهای فراوان تفاوتهای فراوان هم دارند.حتی اگر در یک خانه هم بزرگ شده باشند. در مورد همجنسگرایی هم هم همبستگی هم با محیط مشاهده شده هم با وراثت، ولی باز هم روانشناسان فرگشتی مطمئن نیستند چطور یکنفر همجنسگرا در میاید یکی دگرجنسگرا.
تمام سخن شما درست ولی هنوز پایور نشده که همجنسگرایی ریشه ژنتیکی دارد و تغییر ناپذیر است!
بچه بازی در نیار جانم.وقتی میگویم هم عوض میشود هم نمیشودیعنی برخی قابل تغییر میتواند باشد برخی نباشند.حتی محیطی بودن یک خصیصه هم دلیل نمیشود آن بازگشتپذیر باشد.مثلا میشود کسی برود جنگ موجی بشود (اثر محیطی) ولی نشود این اثر را به حالت اول برگزداند. میشود یک پدیده ای مانند علاقه به موسیقی در همه زمین یافت شود ولی مشخص نباشد چگونه فرگشته. منظور از گرایش و سلیقه یکیست.کسی چلوکباب دوست دارد و سلیقه اش میپسندند به خوردن آن هم اگر مانعی سر راهش نباشد هم گرایش دارد.
نگر من هم از سلیقه همان تکه سرخ رنگ بود. برای نمونه اگر شما میگی کسی هست که از میان سیب و پرتقال سیب را دوست دارد و این دوست داشتنش ریشه ژنتیکی داره و ریشه فرگشتیش نامعلوم است اشکالی ندارد! :)) ولی من به این میگویم سلیقه که قابل تغییر است. اگر شما گرایش را هم در کنار سلیقه بیاورید امکان دارد این لغزش پیش بیاید که گرایش تغییر ناپذیر و گرایش تغییر پذیر را با هم یکی بگیرید!
ناز میکنی؟ خوب تعریف نکن ! من وقتی معیار تو را در بد دانستن و بد دانستن همجنسگرایی ندانم که نمیتوانم برایش استدلال کنم.
عیبش این است که اگر بخواهید بر پایه تعریف من (تعریفی درست یا نادرست) استدلال کنید و بخواهید با فرض نادرست بودن معیار من به درست بودن همجنسگرایی برسید؛ گفتگوی ما میشود جدل که بیشتر مواقع ارزشی ندارد. (هر چند که من پیشتر سنجه ام را نشانتان دادم که چرا میگویم همجنسگرایی بد است و گویا هنوز که هنوزه آن را نخوانده اید! من گفتم که پایور میشود ضرر این کار بیشتر است پس کار نادرستیست) هرچند که بهتره شما بر پایه نگرش خودتون استدلال کنید و نشون بدید که همجنسگرایی کار خوبی هست یا نیست! از منِ بچهِ نادان گفتن بود. 😊
تمام سخن شما درست ولی هنوز پایور نشده که همجنسگرایی ریشه ژنتیکی دارد و تغییر ناپذیر است!
در آن تمام سخن که میگویی درست است من گفتم که اینگونه نیست. یعنی یک خصیصه حتما نباید وراثتی باشد تا تغییر پذیر باشد.مثال هم زدم که موجی های جنگی ژنتیکی اینجور نشده اند که در میدان جنگ اینطور شده اند ولی نمیشود درمانشان کرد.
دوما تعیین تغییر پذیری یا ناپذیری را روانشناسان میدهند.هندسه که نیست علم تجربیست.در مورد همجنسگرایی هم سعی کردند نشد.امروزه
که اساسا آنرا از لیست بیماری خارج کرده اند.یعنی از دید روانپزشکان (که بزرگترین و معتبرترین آن مثلا انجمن روانپزشکان آمریکاست) همجنسگرایی بیماری نیست. در گذشته که بزور مذهبیون میخواستند آنها را بقول خودشان درمان کنند هم تمام تلاش خود را کردند نشد.امروزه هم که حای نمیدانند علت تعیین کننده نوع گرایش جنسی چیست که بخواهند تغییرش بدهند یا ندهند.
نگر من هم از سلیقه همان تکه سرخ رنگ بود. برای نمونه اگر شما میگی کسی هست که از میان سیب و پرتقال سیب را دوست دارد و این دوست داشتنش ریشه ژنتیکی داره و ریشه فرگشتیش نامعلوم است اشکالی ندارد! :)) ولی من به این میگویم سلیقه که قابل تغییر است. اگر شما گرایش را هم در کنار سلیقه بیاورید امکان دارد این لغزش پیش بیاید که گرایش تغییر ناپذیر و گرایش تغییر پذیر را با هم یکی بگیرید!
گرایش را بمعنی سلیقه یا دوست داشتن یا خصیصه همه را به یک معنی من بکار میبرم. مثال هم زدم هم میتواند این گرایش (سلیقه) قابل تغییر باشد یا نباشد.مانند علاقه مادری و نوع موسیقی مورد علاقه من یا دوست داشتن سیب و پرتقال. با نام گذاشتن که چیزها ماهیتشان عوض نمیشود که.قابل تغییر بودن گرایش یا سلیقه به سیب و پرتقال را داده های روانشناسی و آزمایش و داده تجربی نشان میدهد. حالا هر چه میخواهد به اینها بگو ولی دست آخر برای تغییر پذیر یا ناپذیر و بیماری یا بیماری نبودن باید از علم و داده تجربی مدرک آورد.
عیبش این است که اگر بخواهید بر پایه تعریف من (تعریفی درست یا نادرست) استدلال کنید و بخواهید با فرض نادرست بودن معیار من به درست بودن همجنسگرایی برسید؛ گفتگوی ما میشود جدل که بیشتر مواقع ارزشی ندارد. (هر چند که من پیشتر سنجه ام را نشانتان دادم که چرا میگویم همجنسگرایی بد است و گویا هنوز که هنوزه آن را نخوانده اید! من گفتم که پایور میشود ضرر این کار بیشتر است پس کار نادرستیست) هرچند که بهتره شما بر پایه نگرش خودتون استدلال کنید و نشون بدید که همجنسگرایی کار خوبی هست یا نیست! از منِ بچهِ نادان گفتن بود.
من گفتم که اصراری ندارم. اما تا دلایل بد دانستن و غیر اخلاقی دانستن همجنسگراییت را تشریح نکنی که من نمیتوانم ایراد آنرا بگویم که.مثل کسی میماند که خوردن سیب را غیر اخلاقی میداند بعد از من بخواهد ثابت کنم برایش که خوردن سیب اخلاقیست.
این را هم بهش میگویند اخلاق و بحث اخلاقی.دوست نداری هم من از اسپاگتیم است که وقتم را سر توضیح بدیهیات هدر ندهم و تا اینجا هم لطف کرده ام ادامه داده ام بحث را و این لطف هم نزدیک است که ته بکشد.
در آن تمام سخن که میگویی درست است من گفتم که اینگونه نیست. یعنی یک خصیصه حتما نباید وراثتی باشد تا تغییر پذیر باشد.مثال هم زدم که موجی های جنگی ژنتیکی اینجور نشده اند که در میدان جنگ اینطور شده اند ولی نمیشود درمانشان کرد.
خوب دیگه ینی میگی شاید همجنسگرایی ژنتیکی نباشه مانند موجوی شدن و تغییر ناپذیر هم باشد و سلیقه ای نباشد! خوب باید گفته تان را پایور کنید، البته با در نگر گرفتن اینکه بوده اند همجنسگرایانی که دگرجنسگرا شده اند و دیگه هم علاقه ای به همجنسگرایی ندارند. (که ینی سلیقشون دگرگون شده!)
من گفتم که اصراری ندارم. اما تا دلایل بد دانستن و غیر اخلاقی دانستن همجنسگراییت را تشریح نکنی که من نمیتوانم ایراد آنرا بگویم که.مثل کسی میماند که خوردن سیب را غیر اخلاقی میداند بعد از من بخواهد ثابت کنم برایش که خوردن سیب اخلاقیست.
چند بار باید بگویم سنجه من این است که ضرر این کار بیش از سودش است پس نادرست است الان شما بر پایه این سنجه بگو چرا از نگر شما سودش بیشتره در این کار چه سود ها و ضرر هایی میبینی؟ لیست کن ببینم چه را زیان و چه را سود میدانی!
این را هم بهش میگویند اخلاق و بحث اخلاقی.دوست نداری هم من از اسپاگتیم است که وقتم را سر توضیح بدیهیات هدر ندهم و تا اینجا هم لطف کرده ام ادامه داده ام بحث را و این لطف هم نزدیک است که ته بکشد.
وایییی چه خوب... ممنونم دوست من🌹 تورو خدا حواستان به "لطف"تان باشد یکوقت تَه نگیرد!😊
خوب دیگه ینی میگی شاید همجنسگرایی ژنتیکی نباشه مانند موجوی شدن و تغییر ناپذیر هم باشد و سلیقه ای نباشد! خوب باید گفته تان را پایور کنید، البته با در نگر گرفتن اینکه بوده اند همجنسگرایانی که دگرجنسگرا شده اند و دیگه هم علاقه ای به همجنسگرایی ندارند. (که ینی سلیقشون دگرگون شده!)
البته همانطور که گفتم این وظیفه مدعی که از شکم ادعا میکند است که ادعایش را ثابت کند ولی این ته مانده لطفمان را هم خرج میکنیم اینجا: در اینجا بطور واضح گفته شده که تمام سازمانهای اصلی ملی سلامت روان رسما نگرانی خود را درباره درمانهایی که برای اصلاح گرایش جنسی ترویج شده اند اعلام
کرده اند. و تا به امروز هیچ پژوهش علمی وجود ندارد که نشان دهد روش درمانی بیخطر یا موثری برای تغییر گرایش جنسی وجود دارد.
All major national mental health organizations have officially expressed concerns about therapies promoted to modify sexual orientation. To date, there has been no scientifically adequate research to show that therapy aimed at changing sexual orientation (sometimes called reparative or conversion therapy) is safe or effective
در اینجا هم به صراحت توضیح میدهد که دانشمندان علت دقیق گرایش جنسی را نمیدانند و با وجود تحقیقات روی احتمال ژنتیکی،هرمونی و اجتماعی و... بر گرایش جنسی هیچ یافته قطعی برای نتیجه گیری اینکه گرایش جنسی از یک فاکتور خاص حاصل میشود وجود ندارد.بسیاری فکر میکنند که طبیعت و تربیت (وارثت و محیط) هر دو نقشهای پیچیده ای ایفا میکنند و و بسیاری افراد داشتن کمی یا هیچ حس کنترلی بر گرایش جنسیشان را دارند.
[h=2]What causes a person to have a particular sexual orientation?[/h]There is no consensus among scientists about the exact reasons that an individual develops a heterosexual, bisexual, gay, or lesbian orientation. Although much research has examined the possible genetic, hormonal, developmental, social, and cultural influences on sexual orientation, no findings have emerged that permit scientists to conclude that sexual orientation is determined by any particular factor or factors. Many think that nature and nurture both play complex roles; most people experience little or no sense of choice about their sexual orientation.
این هم درباره نرمال دانسته شدن همجتسگرایی:
s homosexuality a mental disorder?
No, lesbian, gay, and bisexual orientations are not disorders. Research has found no inherent association between any of these sexual orientations and psychopathology. Both heterosexual behavior and homosexual behavior are normal aspects of human sexuality. Both have been documented in many different cultures and historical eras. Despite the persistence of stereotypes that portray lesbian, gay, and bisexual people as disturbed, several decades of research and clinical experience have led all mainstream medical and mental health organizations in this country to conclude that these orientations represent normal forms of human experience. Lesbian, gay, and bisexual relationships are normal forms of human bonding. Therefore, these mainstream organizations long ago abandoned classifications of homosexuality as a mental disorder.
لینک هم از apa (انجمن روانشناسان آمریکا) است: The American Psychological Association is the largest scientific and professional organization representing psychology in the United States. APA is the world's largest association of psychologists, with more than 137,000 researchers, educators, clinicians, consultants and students as its members.
چند بار باید بگویم سنجه من این است که ضرر این کار بیش از سودش است پس نادرست است الان شما بر پایه این سنجه بگو چرا از نگر شما سودش بیشتره در این کار چه سود ها و ضرر هایی میبینی؟ لیست کن ببینم چه را زیان و چه را سود میدانی!
من میخواهم بدانم چرایی نااخلاقی بودن همجنسگرایی از دید تو چیست.
شرط من و دوستان دیگر را گفتیم در سکس بالغ بودن و توافق طرفین است.
سود و ضرر که در حد همان گفتم خوب و بد است.سود و ضرر چی هستند؟ برای که؟ ضرر مالیست؟ سود خود فرد حساب است؟، برای جامعه است؟برای همسایه کناری؟
مثلا ما یک کیک داشته باشیم سود من میشود که همه کیک را من بخورم. سود کل میتواند جور دیگر باشد.دیگری میتواند بگوید همه کیک برای من است.اینجا سود که حساب است؟
بعد هرگاه این سود و ضرر از نظر شما وزنه اش رفت به طرف ضرر خود را مجاز به وارد شدن به حریم خصوصی اشخاص و در صورت نیاز کتک زدن انها میدانی؟
مثلا یک نفر تو را ببرد اردوگاهکار اجباری به زور کتک ازت کار بکشد و بگوید اینجوری سودت بیشتر از ضررت میشود کار اخلاقی کرده؟
البته همانطور که گفتم این وظیفه مدعی که از شکم ادعا میکند است که ادعایش را ثابت کند ولی این ته مانده لطفمان را هم خرج میکنیم اینجا: در اینجا بطور واضح گفته شده که تمام سازمانهای اصلی ملی سلامت روان رسما نگرانی خود را درباره درمانهایی که برای اصلاح گرایش جنسی ترویج شده اند را اعلام کرده اند.تا به امروز هیچ پژوهش علمی وجود ندارد که نشان دهد روش درمانی بیخطر یا موثری برای تغییر گرایش جنسی وجود دارد.
این هم درباره نرمال دانسته شدن همجتسگرایی:
لینک هم از apa (انجمن روانشناسان آمریکا) است: The American Psychological Association is the largest scientific and professional organization representing psychology in the United States. APA is the world's largest association of psychologists, with more than 137,000 researchers, educators, clinicians, consultants and students as its members.
چکار به نرمال بودن یا نبودن و نظر apa دارید؟
گرامی من دارم میگم همجنسگرایی چیزی نیست که مانند موجی شدن تغییرناپذیر باشه چون برخی همجنسگرایان بودن که تونستن سلیقشونو تغییر بدن! بعضی دگرجسگراها هم بودن که تونستن سلیقشونو تغییر بدن و همجنسگرا بشن! هیچ دانشمند و محقق و روانشناسی هم تو دنیا اثبات نکرده که کسی که همجنسگرا شد یا هست دیگه این گرایشش غیر قابل تغییر هست. حله؟
شرط من و دوستان دیگر را گفتیم در سکس بالغ بودن و توافق طرفین است.
برای نمونه من هم نگر شما را میپذیرم ولی به این شکل: در سکس کودک با بزرگسال بنا به این دلیل و اون دلیلو .. و مثلن اینکه کودک بالغ نیست نتیجه میشود که سودی که فرد بزرگسال از این رابطه میبرد در برابر زیانی که کودک میبیند بسیار ناچیز است و این کار را درست نمیدانم.
مثلا ما یک کیک داشته باشیم سود من میشود که همه کیک را من بخورم. سود کل میتواند جور دیگر باشد.دیگری میتواند بگوید همه کیک برای من است.اینجا سود که حساب است؟
برای نمونه اینجا حساب میکنیم که زیان کدامیک از کیک نخوردن بیشتر است؟ یا مثلن اینکه سود اینکه کسی تمام کیک را بخورد بیشتر است یا اینکه کیک را نصف کنیم و به هر دو بدهیم؟... خودتان هم کمی اندیشه کنید دیگر... تکبتک باید بگویم؟!
بعد هرگاه این سود و ضرر از نظر شما وزنه اش رفت به طرف ضرر خود را مجاز به وارد شدن به حریم خصوصی اشخاص و در صورت نیاز کتک زدن انها میدانی؟
خوب همیشه که در نمونه کودک و نقاشی بسر نمیبریم که... این کتک زدن میتونه درمانکردن، آموزش، گفتگو یا... هم باشه تا کسی رو که کاری پر زیان رو انجام میده و سلیقش اینجوریه رو با درست و نادرست آشنا کنیم... حالا اگر درست و نادرست رو بهش شناسوندیم و همچنان به کارش ادامه میداد یک آدم بیمار هست... مانند یه فرد معتاد که نمیتونه سلیقه یا میلش به مواد رو بسادگی تغییر بده... پس این بیمار رو باید برد درمانش کرد.
مثلا یک نفر تو را ببرد اردوگاهکار اجباری به زور کتک ازت کار بکشد و بگوید اینجوری سودت بیشتر از ضررت میشود کار اخلاقی کرده؟
من میشینم و محاسبه میکنم که چرا این فرد چنین کرده و نتیجه اینکارش در کل سود بیشتری داره یا زیان بیشتری..درسته یا نادرست. شاید من فردی باشم که مدام در خیابان راه میروم و به اموال شهرداری آسیب میزنم هر چه هم به من بگویند این کار نادرست است باز من گرایش و میل و سلیقه ام بر انجام آن کار باشد... پلیس هم می آید یا مرا زندانی میکند یا میفرستد تیمارستان تا درمان شوم... رفتن من به تیمارستان یا زندان شاید برای من که فردی بیمار هستم زیان داشته باشه ولی این زیان در برابر سودی که از نبودن من در اجتماع بدست ماید بسیار ناچیز است.