پرسش نبود ....:))
یک جمله ی اعتراضی-استهزایی بود:)
منظورم از سطحی افرادیه که کل مغزشون رو تو ترازو بزارین یک اپسیلون سنگینی نداره.وگرنه که اتفاقا قریب به اکثریت افراد نسبت به خیلی از مسائل هوشیارن و قوه ی تجزیه و تحلیل لازم برای مسائل رودارن.
این دست از افراد رو نمیشه با شکم 6 تکه و صدای آلن دلونی جذب کرد.
پسر ها به نظرم خیلی رابطه ها رو پیچیده میکنن در حالی که دخترها با یک نگاه متوجه میشن که پسر مخاطبشون رو میخوان یا نه و اصلا لازم نیست نقشه های عجیب پیاده کرد.
مثل اینکه من بگم دخترها برای اینکه بخوان نظر پسر ها رو جلب کنن حتما رنگ لاک و رژشون رو ست کنن:))
:))
من تقریبا همه دوستان دختر جاست فرندم رو(که با توجه به دوست گزینی من از آدم های عادی بالاتر قراره باشند!)رو اسیر این روش ها میبینم چه برسه دختران زیادی که دوستی آنچنانی باهاشون ندارم ولی میشناسمشون:)
فرایندش هم اینطوریه که طرف اول با پسره دوست میشه،بعد کار به سکس میکشه،بعد از مدتی پسره سرد میشه(یا از اول تنها هدفش سکس بوده) و دختره میره توی فاز افسردگی.بعد از مدتی(_بین چند هفته تا چند ماه)دقیقا همین سیکل تکرار میشه!:))
البته اکثریت پسرها یا بی عرضه هستند و یا موجودات نسبتا شریفیند:))و خب این قضیه در موردشون صدق نمیکنه.
نکته جالب اینه که وقتی یک دختر با پسر کات میکنه اصولا این سیکل کوتاه تره یا اصلا وجود نداره!(به جز موارد استثنایی) :)
متاسفانه به همین دلیل هم هست که من دیگه هیچکس رو واقعا خاص حساب نمیکنم بعضی آدم ها اینقدر خاص هستند که اصلا پیدا نمیشند:))در باقی موارد هم فقط توهم خاص بودن وجود داره:)
خوب این دست از روشها فراتر از جذب کوتاه مدت نمیره. یعنی دختر به واسطه ی شگردهایی طرفش رو جذب میکنه ولی هر نوع از جذب در همون حد باقی میمونه. اتفاقا اکثر دخترهایی که از این روش استفاده میکنن خودشون میدونن که چی میخوان و چه طور خواسته میشن. این افسردگی هم اکثرا فیلمه و اونقدر که پسرها فکر میکنن واسه دختر جدی نیست. مگر اینکه دختره تو جذب طرفش دچار یک اشتباه بشه.واسه همنه که منمیگم اگر از پسری خوششون میاد نباید به کمک سکس بهش نزدیک بشن.مگر اینکه خیلی کارشون رو بلد باشن که دخترا ما معمولا انقدر زیرک نیستن:))
خوب این دست از روشها فراتر از جذب کوتاه مدت نمیره. یعنی دختر به واسطه ی شگردهایی طرفش رو جذب میکنه ولی هر نوع از جذب در همون حد باقی میمونه. اتفاقا اکثر دخترهایی که از این روش استفاده میکنن خودشون میدونن که چی میخوان و چه طور خواسته میشن. این افسردگی هم اکثرا فیلمه و اونقدر که پسرها فکر میکنن واسه دختر جدی نیست. مگر اینکه دختره تو جذب طرفش دچار یک اشتباه بشه.واسه همنه که منمیگم اگر از پسری خوششون میاد نباید به کمک سکس بهش نزدیک بشن.مگر اینکه خیلی کارشون رو بلد باشن که دخترا ما معمولا انقدر زیرک نیستن:))
منطور من این نیست که واقعا افسردگی وجود داره از زاویه یک ناظر بیرونی گفتم:)) راستش من کلا با این روش های مخ زنی حال نمیکنم و فقط جذابیتشون برام در حد پازل حل کردنه نه چیز دیگه:)
به نظرم دوستان منظور مهربد را متوجه نشدند، برای مردان، زن در یک رابطه چیزی بجز سکس جهت آوردن بر سر میز ندارد.
برای هماندیشی اجتماعی و گفتگوهای فلسفی و مباحث سیاسی و گپُگفت ِ دوستانه مرد رفیقهای خود را دارد.
خوب اشتباه می کنید زنان هر اونچه که مرد میخواد و به دنبالش هست رو در خودش تقویت میکنه. وگرنه مطمئن باشید برای زنان هم,همصحبتی در مورد مسائل مختلف و هم اندیشی های گوناگون را در بین خودشون بیشتر میپسندند....
خوب اشتباه می کنید زنان هر اونچه که مرد میخواد و به دنبالش هست رو در خودش تقویت میکنه. وگرنه مطمئن باشید برای زنان هم,همصحبتی در مورد مسائل مختلف و هم اندیشی های گوناگون را در بین خودشون بیشتر میپسندند....
ممم، نه، منظورم این نبود. ببینید، مردان دو دلیل برای ارتباط با زنان دارند:
1. سکس> چگونه میتوانم او را بگایم؟ دلیل ۹۰٪ برخوردهایی که با مردان در زندگی دارید از همینجاست. 2. عقدهی مادریابی> عشق خطاپوشی که به رغم تمام مصائب آنها را دوست میدارد و تا ابد با آنها میماند.
زنان نیز به دو دلیل مردان را میخواهند: 1. مراقبت> آماده بودن مرد برای آسیب زدن به دیگران برای دفاع از زن(مردان آلفا). 2. حمایت> دیدن مرد در قالب و به عنوان منافعی که میتواند برساند(مردان بتا).
حال شما یک نمونه جذابیت یا رابطه مثال بزنید که تحت این مجموعه جای نگیرد. مرد ِ خوشصحبت برای مثال، از آنجاکه میتواند از طریق کلام برتری خود بر دیگر مردان را اثبات و «آلفا» بودن خود را نمایان بکند جذاب است. مرد مهربان بدلیل اینکه میتواند حامی خوبی باشد و ....
زنان نیز به دو دلیل مردان را میخواهند: 1. مراقبت> آماده بودن مرد برای آسیب زدن به دیگران برای دفاع از زن(مردان آلفا). 2. حمایت> دیدن مرد در قالب و به عنوان منافعی که میتواند برساند(مردان بتا).
و3.سکس خیلی از دختران به خاطر روابط جنسی به مردان نزدیک میشن. البته اون دست از مواردی که میخوان به کمک سکس به نزدیکی بییشتر برسن که هیچ ولی مواقعی همخ هست که تنها به خاطر سکس با طرف هستند و بعد از اون هم چیزی نمیخوان شاید فکر کنید که ممکنه این دختر در روابطش و ظاهرش مشکلی داشته باشه که شریک جنسی کمی داره .اما اصلا اینطور نیست و اتفاقا این خواست رو در بین دختران که به لحاظ ظاهر و روابط اجتماعی بالا بودند بیشتر میبینم.
بنا براین وقتی که پسر به نیت سکس با طرفش نزدیک میشه و هر کاری انجام میده که به مقصودش برسه احتمال قوی دختر هم در چنین اندیشه ایه(اگر مورد 1 و2 در کار نباشه) مورد یک و دو شما برای رابطه های طولانی مدت صدق میکنه اما زنان هم در خیلی از موارد دنبال روابط منقطع هستند
و3.سکس خیلی از دختران به خاطر روابط جنسی به مردان نزدیک میشن. البته اون دست از مواردی که میخوان به کمک سکس به نزدیکی بییشتر برسن که هیچ ولی مواقعی همخ هست که تنها به خاطر سکس با طرف هستند و بعد از اون هم چیزی نمیخوان شاید فکر کنید که ممکنه این دختر در روابطش و ظاهرش مشکلی داشته باشه که شریک جنسی کمی داره .اما اصلا اینطور نیست و اتفاقا این خواست رو در بین دختران که به لحاظ ظاهر و روابط اجتماعی بالا بودند بیشتر میبینم.
بنا براین وقتی که پسر به نیت سکس با طرفش نزدیک میشه و هر کاری انجام میده که به مقصودش برسه احتمال قوی دختر هم در چنین اندیشه ایه(اگر مورد 1 و2 در کار نباشه) مورد یک و دو شما برای رابطه های طولانی مدت صدق میکنه اما زنان هم در خیلی از موارد دنبال روابط منقطع هستند
سکس صرف هم فقط با مردان گروه اول اتفاق میافتد و به نوعی روشیست برای جلب نظر آنها. کشف و روشنگری پیرامون این به گمانم مهمترین عرصهایست که جامعهی PUA به جنبش مردان خدمت رسانده. بطور کلی زنان فقط به دو نوع مرد علاقه/اشتیاق/گرایش دارند:
- مردان آلفا : قد بلند، تاریک، رازآمیز، مغرور، مرکز توجه، بیتفاوت(به احوال دیگران و ابراز علاقهی زنان)، مورد ستایش زنان و حسرت مردان: نمودهای رفتاری را نشان میدهند که بیانگر آمادگی آنها برای نشان دادن خشونت بر دیگران است. همان «پسر بدهای» معروفی که زنان شیفتهی آنها میشوند. اینها تنها گروهی از مردان هستند که زنان را تحریک جنسی میکنند.
- مردان بتا: ظاهر خوب تا معمولی. مهربان، دلسوز، دارای موقعیت اجتماعی ممتاز یا مناسب، درگیر(در تضاد با بیتفاوت)، مورد تحسین زنان و بیتفاوتی/تحقیر مردان: نمودهای رفتاری را نشان میدهند که بیانگر آمادگی آنها برای حمایت از زنان است. این مردها هرگز میل جنسی زنان را برنمیانگیزند(یعنی از این طریق به دل آنها راه نمییابند)، بلکه عواطف و ناخودآگاه غریزی حسابگر او را تحریک میکنند.
- باقی مردان: هیچ جذابیت/شانسی با زنان ندارند، و تنها از طریق درآوردن ادای یکی از دو گونهی بالا و فریب دادن زنان ردهپائینتر میتوانند شانسی داشته باشند.
در همه حال، فهمیدن این قانون:
برای درک روابط میان زن و مرد بینهایت ضروریست. همه چیز در آخر روز دربارهی تبادل سکس با «چیزها»ست، و اینکه «مرد» چه چیزی میتواند به زن برساند، چراکه اصلا دلیل فرگشتیکی وجود جاندار نر همینست: رساندن نفع به جاندار ماده!
مهربد به گونهای سخن میگویند که پنداری اگر فردا زنِ من در خیابان مردی بهتر از من دید باید با او برود و ما هم باید بهش سیمرغ بلورین اهدا کنیم.
من یک فتیش روانی داشتم زمان دبیرستان و دانشگاه که بدم هم نمیاومد دوست دخترم بهم خیانت کنه ، نه اینکه خوشحال میشدم ، شدیدا هم ناراحت و گاهی دپرس میشدم ، ولی اون حس ناراحتی و اینکه مثلا دختره بخواد معذرت خواهی کنه ، تو تحویلش نگیری و اون بزنه زیر گریه ، اینها خیلی حال میداد ، شاید این هم یک نوع مازوخیسم روحی باشه😬
نطر دوستان در مورد روش های مخ زنی افرادی که در رابطه هستند چیه؟:))
تا منظور از رابطه چی باشه؟ دوستی یا نامزدی یا ازدواج؟ اکثر قریب به اتفاق روابط دوستی به 1 ماه هم نمیکشه. اقلیت باقیمانده هم روابط گرمی هستند که با دروغ و چاخان و خالی بندی به زور همدیگر رو در دل هم جا میکنند و وقتی همه چیز رو بشه رابطه هم تموم میشه.این ها هم به 6 ماه نمیرسه. تعداد واقعا خیلی کمی هستند که رابطه کش میاد و به ازدواج میرسه. اگر میخواهید روی مخ دختری بروید باید وقتی رابطه اش با دوست پسرش سرد شد اقدام کنید. اوائل دوستی وقتی رابطه دخترها گرم هست جو زده هستند و فکر میکنند چه خبره و حتی به سینه ی براد پیت هم دست رد میزنند. ولی وقتی از دوست پسرشون نا امید میشن یکهو میبینید با سوپور محل هم به سادگی رابطه برقرار کردند!!! در کل وقتی باید سراغ دخترها برید که آمار میدن تا ضریب اشتباهتون بیاد پایین و دخترها وقتی دوست پسرشون ولشون کنه و آخر رابطه شون باشن و یا مدت زمان طولانی از دوستیشون با پسره گذشته باشه و ببینن که ازش بخاری بلند نمیشه شروع میکنند آمار دادن و اون موقع باید شروع کنید.
اگر روزی واردِ خانه شده و زنِ خود را در رختخواب با مردی غریبه دیدید چه میکنید؟
پیشگیری همیشه بهتر از درمان هست. بهترین کار اینه که سیاست رو پیشه کنید. دِین مالی به زن نداشته باشید. نقش پول رو در عشقتون بی ارزش بدونید. مهریه و سند خونه و مال و منال نبخشیده باشید. اینطوری وقتی خیانتی اتفاق بیوفته میتونید راحت روی طلاق فکر کنید. ترسی هم که طلاق برای مردان داره ترس از دست دادن مال و دسترنج یک عمر کار و تلاش آنهاست! و خوابیدن در گوشه ی زندان بخاطر پرداخت مهریه! وگرنه بار روانی چندانی لااقل بیشتر از زن بر روی دوش مرد نیست و مرد ها اینجور مواقع بیشتر نگران از دست رفتن اموال و ثروتشون هستند و با خود طلاق و بار روانیش مشکلی ندارند!!!😬
سلام به همه من یه تازه واردم و تازه با انجمنتون آشنا شدم
من همیشه چگونه مخ زدن برام سوال بوده.
عنوان این جستار منو ترغیب کرد ولی وقتی خوندمش چیزی به جز یکی دو تا پست اول راه و روش مخ زدنو یاد نمیداد. اونم برای آموزش مخ زنی در محیطهای باز مثل پارتی مختلط یا کلوب یا بار هستش و کاربرد داره. یکی مثل من که تو ایران زنگی می کنه نه بار میره نه کلوب نه لب ساحل و پارتی هم شاید سالی یه بار نتونه بره. کسی که اینجور جاها میره(مثل دوستانی که در خارج کشورهستن) مخ زدن براشون عین آب خوردنه چون محیط تعریف شده ای برای این کار هست. ولی برای یکی مثل من به مراتب سخت تر و پیچیده تر هست. اگه تجربه دارید لطفا به افرادی مثل من کمک کنید. - مثلا با ماشین چجوری مخ برنم؟ - وقتی تو پیاده رو قدم میزنمو از دختری که از روبرو میاد خوشم میاد چجوری مخش کنم؟ سر صحبتو چطور باز کنم؟ - تو مغازه از یه دختر خوشم اومد چطور مخش کنم؟ کلا تو محیطهای عمومی از یکی خوشمون میاد چجوری بریم جلو و چی بگیم تا سر صحبت باز شه لطفا ترفند ها و تجربیات، متلک ها و تیکه ها، جملاتی که خودتون ازش استفاده می کنید یا فکر میکنید جواب میده رو بگید فکر کنم این جور صحبتها بیشتر به عنوان جستارتون بخوره با تشکر
سلام
من زمان کمیه با جستار اشنا شدم
از طریق خواهرم با یکی از دوستاش آشنا شدم
دختر خوب و معمولی هست به قول شما از ۱۰ حداقل ۵ رو می گیره این بگم ک این جریان مال عید امسال هستش و ما چند باری باه رفتیم بیرو البته بدون خواهرم
خودمو خودش ک از قرار دوم کینو رو اجرا کردم و به بهانه ی غکس گرفتن بغلش کردم...
بعد از اون ازش دور شدم (من دانشجو ام اومدم یه شهر دیگه واسه ی تحصیل) ولی خوب هنوز باهام ارتباطش رو حفظ کرده یهنی هر روز بهم. پی ام میده و ابراز عشق می کنه .همو طور ک داخل جستار گفتید من سعی می کنم حرفمو باصدای خودم بهش بزنم منظورم اینه ک طرف چشمای قشنگی داره و بیشتر وقت ها پشت تلفن از چشماش تعریف
میکنم.اینم بگم ک اون بگفته ی خودش عاشقمه ولی منم هیچ موقع تاحالا بهش نگفتم عاشقم . فقط میگم می خوامت...
رابطه رو جوری پیش بردم ک بهش گفتم سعی کن منو عاشق خودت کنی واسه همین اون تقریبا همه کاری می کنه
حتی می دونه ک من فیلم پورن می بینم.چند وقت پیشم فانتزی زده بود و ب شوخی می گفت بیا ما باهم بری باغ دوتایی(البته فقط فانتزی) ولی منم گفتم دوس ندارم تو کمی من دوسدارم با حداقل سه تا زن هم زمان سکس کنم ?
ک بعد گفت بیا منو خودمو وخاله و عمه هامم میارم ...
بعدش کلی خندید و گفت عجب حرفی زدم بهت....
مشکل اینجاست ک خیلی احساساتی و ترسوعه خیلی
و هر موقع بحث سکس رو پیش می کشم میگه بدم میاد و اینا...
می خواستم بدونم چطوری میشه این دختر ۱۷ ساله رو ب رخت خواب بکشونم؟
اینم بگم ک من یه شهر دیگم و دوماه دیگه میرم شهر خودم..
اینم میشه یه کاریش کرد
بعدش...
لطفا کامل توضیح بدید
چه فیلمی بزارم....
چی کار کنم؟؟؟
یک فیلمی بگذارید دیگر, چه اهمیتی دارد؟ ترسناک, رومانتیک. نکته این است که میخواهید تنها کنار هم بنشینید
و فیلم ببینید. فضا را هم جوری درست کنید که بتوانید به هم نزدیک شوید و فیلم همراه با ناز و نوازش باشد.
درود امروز یک اتفاقی پیش اومد و یاد این تاپیک قدیمی افتادم و گفتم بد نیست این موضوع را با شما در میان بگذارم. میخواستم با جزئیاتی که با آن روبه رو شدم بنویسم اما گفتم لزومی ندارد و به اصل ماجرا بپردازم بسنده است. امروز در استخر یک خانم خوش اندام و خوش منظر دیدم که رفتارهای او به یک خانم جنده نمیخورد و برعکس کاملا محترمانه بود، احساس میکنم تمایل داشت من پیش قدم شوم و صحبت کردن را با او آغاز کنم اما من استرس گرفتم و این تجربه را نداشتم که در همچین فضایی باید چه اقدامی بکنم؟ با خودم یک لحظه گفتم شاید پیش خودش فکر کند که حالا چون من را اینجا لخت دیده این اجازه رو به خودش داده که پیشنهاد آشنایی بده و احتمالا کارش این است که به استخر می آید برای مخزدن! برای همین دچار تردید شدم نمیدونستم باید توی اون لحظه چه اقدامی بکنم و خلاصه بیخیال شدم ولی احساس کردم که اون از کار من خوشش نیامد و پَکر شد.
شاید بگید یعنی چی این همه خانم در این محیط هستند و قرار نیست به همه نظر داشت! اما نه این نیست حس درونی انسان با خبر میکنه که یک اشتراک علاقه بوجود اومده که با همهء روزها و لحظههای سپری شده در آن محیطی که من بارها رفتم فرق میکنه.
ممنون میشوم دوستانی که تحربه دارند به من بگویند کار من زشت بود یا نه؟!
اسپاگتی را چه معلوم شاید اتفاقی یک روز دیگر هم ایشان را ملاقات کردم یا اتفاق مشابهی پیش آمد.
درود امروز یک اتفاقی پیش اومد و یاد این تاپیک قدیمی افتادم و گفتم بد نیست این موضوع را با شما در میان بگذارم.
میخواستم با جزئیاتی که با آن روبه رو شدم بنویسم اما گفتم لزومی ندارد و به اصل ماجرا بپردازم بسنده است. امروز در استخر یک خانم خوش اندام و خوش منظر دیدم که رفتارهای او به یک خانم جنده نمیخورد و برعکس کاملا محترمانه بود، احساس میکنم تمایل داشت من پیش قدم شوم و صحبت کردن را با او آغاز کنم اما من استرس گرفتم و این تجربه را نداشتم که در همچین فضایی باید چه اقدامی بکنم؟
با خودم یک لحظه گفتم شاید پیش خودش فکر کند که حالا چون من را اینجا لخت دیده این اجازه رو به خودش داده که پیشنهاد آشنایی بده و احتمالا کارش این است که به استخر می آید برای مخزدن!
برای همین دچار تردید شدم نمیدونستم باید توی اون لحظه چه اقدامی بکنم و خلاصه بیخیال شدم ولی احساس کردم که اون از کار من خوشش نیامد و پَکر شد.
شاید بگید یعنی چی این همه خانم در این محیط هستند و قرار نیست به همه نظر داشت! اما نه این نیست حس درونی انسان با خبر میکنه که یک اشتراک علاقه بوجود اومده که با همهء روزها و لحظههای سپری شده در آن محیطی که من بارها رفتم فرق میکنه.
ممنون میشوم دوستانی که تحربه دارند به من بگویند کار من زشت بود یا نه؟!
اسپاگتی را چه معلوم شاید اتفاقی یک روز دیگر هم ایشان را ملاقات کردم یا اتفاق مشابهی پیش آمد.
درود بر شما....فکر میکنم بستگی به سیگنال های دریافتی از اون خانم داره..محیط چه فرقی داره..کسی که دوست نداره تو این همچین محیطی بهش پیشنهاد داده بشه دلبری هم نمیکنه دیگه:)
درود، ایشان دلبری نمیکرد و رفتار کاملا سنگینی داشت، اما یکبار در سونا در کنار من نشست و زمانی که از سونا خارج شدم به طرف آبخوری رفتم ایشان هم به دنبال من به طرف آبخوری آمد، و من در اینجا بود که گفتم این رفتار ممکنه از روی علاقه باشه! شاید هم من در اشتباه و سوء تفاهم بودم و ایشان ناخواسته و بدون هدف خاصی این کار را انجام داد، به هر حال همان سیکنالی که اشاره کردی از طرف او به من وارد شد، حالا چه یک حس پوچ و توهمی و یا واقعی! اما چقدر واقعا فاجعه است که در چنین لحظاتی انسان دچار تردید و استرس میشه واقعا این لحظه خیلی زجرآور و بزدلانه است. همه ریشه در کودکی و نوجوانی دارد! اصلا به هر دلیل و انگیزهای بهتر بود با یک خوش و بش و پرسش یک سوال اینکه دوست پسر داری؟ تمام این معادلات را حل و فصل میکردم. برای من شخصا لال بودن بدتر و زجرآورتر از جواب نه شنیدن است.
درود، ایشان دلبری نمیکرد و رفتار کاملا سنگینی داشت، اما یکبار در سونا در کنار من نشست و زمانی که از سونا خارج شدم به طرف آبخوری رفتم ایشان هم به دنبال من به طرف آبخوری آمد، و من در اینجا بود که گفتم این رفتار ممکنه از روی علاقه باشه! شاید هم من در اشتباه و سوء تفاهم بودم و ایشان ناخواسته و بدون هدف خاصی این کار را انجام داد، به هر حال همان سیکنالی که اشاره کردی از طرف او به من وارد شد، حالا چه یک حس پوچ و توهمی و یا واقعی!
اما چقدر واقعا فاجعه است که در چنین لحظاتی انسان دچار تردید و استرس میشه واقعا این لحظه خیلی زجرآور و بزدلانه است.
همه ریشه در کودکی و نوجوانی دارد!
اصلا به هر دلیل و انگیزهای بهتر بود با یک خوش و بش و پرسش یک سوال اینکه دوست پسر داری؟ تمام این معادلات را حل و فصل میکردم.
برای من شخصا لال بودن بدتر و زجرآورتر از جواب نه شنیدن است.
نه بهترین کار در اینجا همان است که در انگلیسی میگویند plausible deniability.
سر سخن رو باز کردن همیشه آزاد است و هیچ گیری نبایست ببینید, ولی اینکه "دوست پسر داری؟" را بپرسید بیش از اندازه آماجمند است.
به دیگر زبان, روی اینکه "پیش خودش چی میپنداره" از بیخ نباید بیاندیشید, بساکه روی «به چه بهانهای سر سخن را باز کنم؟» همیشه
زمان بگذارید. بهانه هر چیزی میتواند باشد هتّا میتواند لاسزنانه هم باشد ولی نایکراست مانند «شما مربی باشگاه نیستید پیشآمدانه؟»
- نه, چرا!؟
- اوه آره, از کجا میدانستید؟
از اونجاییکه اندام خوشتراشی و ورزیده اید دارید ...
چیزی در این مایه ها.
تازه سونا که آسان است, بهانه پیدا پُرگاه در خیابان سخت است که آن راه و چاه دیگری دارد.
نه بهترین کار در اینجا همان است که در انگلیسی میگویند plausible deniability.
سر سخن رو باز کردن همیشه آزاد است و هیچ گیری نبایست ببینید, ولی اینکه "دوست پسر داری؟" را بپرسید بیش از اندازه آماجمند است.
به دیگر زبان, روی اینکه "پیش خودش چی میپنداره" از بیخ نباید بیاندیشید, بساکه روی «به چه بهانهای سر سخن را باز کنم؟» همیشه زمان بگذارید. بهانه هر چیزی میتواند باشد هتّا میتواند لاسزنانه هم باشد ولی نایکراست مانند «شما مربی باشگاه نیستید پیشآمدانه؟»
- نه, چرا!؟ - اوه آره, از کجا میدانستید؟
از اونجاییکه اندام خوشتراشی و ورزیده اید دارید ...
چیزی در این مایه ها.
تازه سونا که آسان است, بهانه پیدا پُرگاه در خیابان سخت است که آن راه و چاه دیگری دارد.
بله به گمانم این مدل گفتگو کارآمدتر است، کلا مهربد جان انسان های اخمو و غمگین مثل من سخت دختران جذب شان میشود.
مثلا در یک مجموعه ای فعالیت میکنم یک پسر را در آنجا میشناسم با اینکه زبان او خیلی ضعیف است ولی دنیا و عالم به تخمش است و با همه شوخی و گفتگو میکند تمام دختران را جذب خودش میکند، اساسا فکر میکنم دخترها از مردهای پررو و با جرات خوششان میآید اصلا هم کاری ندارند که طرف که هست و چه! خصوصا شخصیتی مثل من و ایشان وقتی که در کنار هم قرار بگیریم کاملا از دور و از بازی خارج میشوم.
بله به گمانم این مدل گفتگو کارآمدتر است، کلا مهربد جان انسان های اخمو و غمگین مثل من سخت دختران جذب شان میشود.
مثلا در یک مجموعه ای فعالیت میکنم یک پسر را در آنجا میشناسم با اینکه زبان او خیلی ضعیف است ولی دنیا و عالم به تخمش است و با همه شوخی و گفتگو میکند تمام دختران را جذب خودش میکند، اساسا فکر میکنم دخترها از مردهای پررو و با جرات خوششان میآید اصلا هم کاری ندارند که طرف که هست و چه!
خصوصا شخصیتی مثل من و ایشان وقتی که در کنار هم قرار بگیریم کاملا از دور و از بازی خارج میشوم.
کسیکه اخمو و غمگین است برای خودش هم گیرایی ندارد چرا برای دیگری داشته باشد؟
رویهمرفته همهی کار در این کوتاه میشود که شما از خودتان و رفتاران لذت ببرید و هر کس که شما را میبینید این را حس کند, این خود به خود دیگران را نرم میکند و تا اندازهای جلو میکشد, بیشتر از آنهم با کمی شوخمنشی یا پُرگویی درست میشود.
جدای اینها چیزی به نام ۱۰۰% را هم از بیخ بفراموشید, هر بار که با کسی سر سخن را باز میکنید یک درسد ناچیزی مانند ۵ تا ۱۰% شاید بجایی برسد بدهید که آنهم بدید من بالاست.
کسیکه اخمو و غمگین است برای خودش هم گیرایی ندارد چرا برای دیگری داشته باشد؟
رویهمرفته همهی کار در این کوتاه میشود که شما از خودتان و رفتاران لذت ببرید و هر کس که شما را میبینید این را حس کند, این خود به خود دیگران را نرم میکند و تا اندازهای جلو میکشد, بیشتر از آنهم با کمی شوخمنشی یا پُرگویی درست میشود.
جدای اینها چیزی به نام ۱۰۰% را هم از بیخ بفراموشید, هر بار که با کسی سر سخن را باز میکنید یک درسد ناچیزی مانند ۵ تا ۱۰% شاید بجایی برسد بدهید که آنهم بدید من بالاست.
بسمه تعالی
طاعات و عباداتتان قبول حق تعالی.
دیروز در پایگاه بسیج نزدیک افطار یکی از خانمهای بسیجی به من گفت دهان شما چه بوی خوبی میدهد و من خیلی خوشحال شدم چون در روایات است که حوری های بهشتی عاشق بوی دهان روزه داران هستند و این را من به فال نیک گرفتم. چه بسا به خاطر طاعات و عباداتم خداوند متعال یک حوری برایم به پایگاه بسیج فرستاده باشد. من عادت به مسواک زدن ندارم ولی به پاس طاعات و عباداتم خداوند دهانم را خوش بو کرده است. کلا از معجزات حقانیت اسلام این است که بوی دهان مسلمین مثل بوی عطر و تن و حوریان بهشتی میشود.
حالا به نظر شما برم خواستگاری این خانم؟
برای ازدواج با زنان چطور؟
این درست است که زن انتخاب میکند و باید منتظر درخواست باشید و این زن است که تمام رفتار و معیارهای شما را در نظر میگیرد و پیشنهاد میدهد؟
برای ازدواج با زنان چطور؟
این درست است که زن انتخاب میکند و باید منتظر درخواست باشید و این زن است که تمام رفتار و معیارهای شما را در نظر میگیرد و پیشنهاد میدهد؟
گمانم آن بخش از گفتگوها را نادرست دریافتهاید, درسته زنان گزینشگر اند, ولی تنها گزیننده که نیستند..!
در فرایند درست شدن یک رابطه, زمانیکه میگوییم زن گزینشگر است به این چمه که همهچیز اگر برابر باشد, رای پایانی را زن است که میدهد نه مرد.
پیش از آن ولی این مرد است که بایستی "خواستگار" یا خواهان باشد. پُرگراه مرد نخست گرایش خود را مینمایاند و زن سپس روی این گرایش میگزیند.
بستگی داره شما در کجای دنیا و در چه فرهنگی باشی! پول؟ قطعا خیر
چون در هر جای دنیا اگر ملاک رابطه پول و یا شرط و شروط باشد قطعا نتیجه اون رابطه «شکست مفتضحانه» است.
بنده من خودم چندین پست این اواخر در رابطه با موضوع تاپیک فرستادم الان که رجوع کردم به این پی بردم که چقدر اون مقطع از لحاظ شخصیتی و اعتماد به نفس ضعیف و دچار بحران شدید و حتی مشکلات روحی و روانی داشتم.
شما برای داشتن یک رابطه با دوام و واقعی نیاز به خودسازی درونی داری.
برای روابط آزاد و بدون محدودیت قطعا اون هم یکسری تجارب خاص خودش رو داره که چطور بتوانید زنان مختلف رو جذب خود کنید که در این تاپیک راهکار زیادی گفته شده و ملاک شخص خود من با توجه به روحیات و شخصیتی که دارم نبوده! شما اگر در زندگی انرژی و تمرکز خودتون رو روی یکسری مسائل منجمله شهوت و طمعهای ذهنی و درونی بزارید قطعا در بهترین حالت طعم آرامش را نخواهد دید و در بدترین حالت حتا زندگی و سلامتی خود را به خطر و تباه خواهید کشید.
دوست دارم نظر شما را هم بدانم؟
نکته ریزی هم اینجاست که منش و کیستی ِدرست, پُرگاه هماوستی (correlationship) نزدیکی با پولدار شدن هم دارد.
ب.ن. کسیکه ورزش میکند, کتابهایی آوایی (آوانسک) گوش میدهد (مینیوشد), کسیکه به زبان تن خود ارج میدهد, به شیوه سخن گفتن و واژههایی که بکار میبرد ارزش میدهد بخت بسیار بالاتری هم برای پولدار شدن دارد تا کسیکه لش میکند و انگیزهی کار و تکاپو در خود نمیبیند.
در جایگاه یک مرد, هر اندازه که روی پوشش, ورزش, سخنوری, تنومندی و پایداری خود زمان بگسارید کم است, بوارونه, هر چه دنبال جک و جنده بازی بروید, الکل و روانگردان بگسارید, تنبلی بکنید و بجای سازنده بودن دنبال "زرنگبازی" و دودرهبازی و دروغگویی باشید زمان هرز دادهاید.