حقوق حیوانات

برگ ۲ از ۲

Ouroboros #۵۱
sonixax

ما یک فامیلی داشتیم قصاب بود ! یحتمل الان قاتل سریالی شده باشد !!!!!!

نه فقط مسخره نیست، بلکه به گمان ِ من معتبرترین اعتراض ِ ممکن به گوشت‌خواری‌ محسوب می‌شود:

Ouroboros

ـ وحشیانه بودن ِ تحمیل وظیفه‌ی کشتار ِ حیوانات به سلاخ، و آسیبهای روانی و عاطفی احتمالی که او برای کسب درآمد و سپری کردن زندگی باید تحمل بکند

تمام قاتلان سریالی با کشتن و شکنجه‌ی حیوانات کوچک کارشان را شروع کرده‌اند.. و هرچه «حقوق حیوانات» باشد، اینکه جامعه کسی را وادار می‌کند برای گذران زندگی روزانه صدها موجود زنده را به قتل برساند بربریت محض است.

Ouroboros #۵۲
Anarchy

خب پس نباید سوالی میپرسیدی امیرجان...گیاهان هم سیستم عصبی در جای خودش دارن!!! پس به نظر میرسه دلسوزی ما برای حیوانات و تفاوت قائل شدنشون با از بین بردن یک گیاه بیشتر دل نگرانی خود ما هست تا ناراحتی از سرنوشت حیوان مورد نظر...یعنی اگر موجودی هم تراز ما یا کمی پایین تر باشد و از بین برود ایراد دارد اما اگر در تراز حیلی پایین تر باشد گرفتن حیاتش ایرادی ندارد؟

دوست گرامی، سیستم عصبی گیاهان دارند؟😵
سوالی پرسیدن هم درست بود دیگر، شما پرسیدید «به کدام دلیل»، منهم گفتم «به این دلیل؟».
بله. اگر موجودی نتواند درد را بفهمد وارد کردن یا نکردن درد به آن ایرادی ندارد... البته می‌فهمم که تناقض کجاست، این گزاره را می‌شود به جای هویج(؟!)به بیماران مبتلی به «سیپا» تعمیم داد، که نمی‌توانند درد را حس بکنند و ... اما توجه داشته باشید که این اعتراض را می‌توان از هر دو طرف دنبال کرد، چون اگر ما برای منع اخلاقی خشونت با حیوانات دچار کمبود استدلالی هستیم، صد برابر برای اعمال خشونت به آن فقر دچاریم

..

Russell #۵۳
Anarchy

خب تو بحث خودتون هم بود...آیا تنها ملاک شعور هست؟ یعنی گرفتن حیات از موجود با درجه شعور بالاتر ایراد داره و پایین تر نه؟ من حقیقتش متوجه نمیشم...این دلسوزی ما اصالتی از خودش داره یا اینکه صرفا ناشی از احساس ما انسان ها میتونه باشه؟

آری،تنها ملاک شاید نه چون در بین موجودات دارای شعور هم عوامل دیگری میتواند مطرح باشد ولی بله اولی ایراد دارد دومی نه،ما یک سنگ را دو تکه بکنیم ایراد اخلاقی ندارد ولی یک خرگوش را یا یک میمون را بخواهیم نصف کنیم از وسط ایراد دارد.

باید دید منظور از اصلالت یعنی چه و آیا مابقی کارهای ما مثلا همدردی با برده ها یا همجنسگرایان و... اصالت دارند یا نه؟

Mehrbod #۵۴
Russell

باید دید منظور از اصلالت یعنی چه و آیا مابقی کارهای ما مثلا همدردی با برده ها یا همجنسگرایان و... اصالت دارند یا نه؟

از این دید که اگر حقوق همجنسگرایان را رعایت نکنیم اصالت یا مهادینی

بیشتری دارد آری. همجنسگرایان آدم هستند و در تراز خود ما و اگر
آنها را زیاد زیر فشار ببریم دیر یا زود این زورگویی ما از راه دیگری به خودمان برمیگردد. جانوران ولی هرگز نمیتوانند در برابر ما کاری بکنند.

Russell #۵۵
Mehrbod

از این دید که اگر حقوق همجنسگرایان را رعایت نکنیم اصالت یا مهندینگی بیشتری دارد آری. همجنسگرایان آدم هستند و در تراز خود ما و اگر
آنها را زیاد زیر فشار ببریم دیر یا زود این زورگویی ما از راه دیگری به خودمان برمیگردد. جانوران ولی هرگز نمیتوانند در برابر ما کاری بکنند.

از این نظر که شکی نیست،از نگاه بقولی "خودخواهی دسته جمعی" این درست است،ما موشها را آزار دهیم اتفاق چندانی برای ما نمیافتد ولی انسانها را آزار دهیم چرا.
ولی در مورد آدمها هم یکسری رفتارهای ما از این دید و با دانستن اینکه ما ابدی و جاودانه نیستیم واقعا اینطور نیستند،مثلا یک پیرمرد در آخر عمر یک کودک را کنار خیابان پیدا کند و از آن مراقبت کند واقعا سودی بحالش ندارد و او دوباره کودک نخواهد شد که کسی از او مراقبت کند در طول عمر او هم برایش واقعا سودی ندارد در مقایسه با هزینه ای که او برای کودک میکند،ولیی در هر دو مورد ما میدانیم که کار او خوب است این عمل بیش از صرف یک اثر جانبی و خطا در شناخت موقعیت بکار بستن آن خودخواهی دسته جمعیست.بنظر من این حتی بیشتر از تنها یک empathy خالیست است و پشت آن میتواند یک نگاه بیرون از خود abstract باشد.

sonixax #۵۶
Ouroboros

تمام قاتلان سریالی با کشتن و شکنجه‌ی حیوانات کوچک کارشان را شروع کرده‌اند.. و هرچه «حقوق حیوانات» باشد، اینکه جامعه کسی را وادار می‌کند برای گذران زندگی روزانه صدها موجود زنده را به قتل برساند بربریت محض است.

این واژه تمام فکر نمیکنم درست باشد !
شکنجه کردن هم با کشتن جهت تهیه خوراک فرق داره . اگر تمام کسانی که حیوانات را میکشند یا به نوعی شکنجه میدهند سرانجام قاتل سریالی میشوند یا تمام قاتلین سریالی از شکنجه و کشتار حیوانات شروع کرده اند الان میبایستی تمام یا دست کم بخش بزرگی از شکارچیان ، پرورشدهندگان دام ، قصابها ، گاوبازها و ... قاتل سریالی شده باشند و هر لحظه بیایند و سر ما را ببرند بگذارند روی سینه مان

!!!

shirin #۵۷

قاتلان سریالی یا قاتلین بالفطره رو با قصابها مقایسه کردن کاملا بی ربط هست. قاتلین در دوران بچگی تمایل به حیوان آزاری دارند و از این کار لذت میبرن. ولی قصابها از آزاردادن حیوانات لذت نمیبرن یعنی با دیدگاه لذت بردن قصابی نمیکنن. شغلشون هست. اون نگاهی که شما به شغل قصابی دارید با نگاه خود قصابها متفاوت هست شما در مقابل حیوانات زنده احساس دارید و فکر میکنید فرق انچانی با انسان ندارن. ولی قصابها تنها با این نگاه که انگار دارند سبزی یا سیب زمینی پوست میکنن با حیوانات برخورد میکنن و صرفا براشون جنبه خوراکی داره. نه حس سادیسمی دارن و نه حس حیوان دوستی. حس همون شیر یا ببری دارن که یه شکار رو گرفته و سعی میکنه بخورتش.

Anarchy #۵۸
sonixax

این واژه تمام فکر نمیکنم درست باشد !
شکنجه کردن هم با کشتن جهت تهیه خوراک فرق داره . اگر تمام کسانی که حیوانات را میکشند یا به نوعی شکنجه میدهند سرانجام قاتل سریالی میشوند یا تمام قاتلین سریالی از شکنجه و کشتار حیوانات شروع کرده اند الان میبایستی تمام یا دست کم بخش بزرگی از شکارچیان ، پرورشدهندگان دام ، قصابها ، گاوبازها و ... قاتل سریالی شده باشند و هر لحظه بیایند و سر ما را ببرند بگذارند روی سینه مان !!!

از اون مهم تر میلاد جان اگه این طوری باشه خیلی راحت میشه رفت و اطلاعات کسب کرد در مورد قاتلین سریالی..تصور کن مثلا پلیس بره پرونده قصاب ها رو در بیاره برای پیدا کردن احتمالی قاتلین سریالی😬!! یا مثلا میشه یه تیم روانپزشکی فرستاد به قصابی ها و مثلا روشون کار کرد و جلوی خیلی از قاتل های سریالی آینده رو گرفت...پس انگار در واقع بودن این شغل خوب هم هست برای جامعه چون یه تله هست که میشه باهاش یه سری از آسیب های اجتماعی رو مفت و مجانی پیدا و اصلاح کرد😚

Anarchy #۵۹
Ouroboros

دوست گرامی، سیستم عصبی گیاهان دارند؟😵
سوالی پرسیدن هم درست بود دیگر، شما پرسیدید «به کدام دلیل»، منهم گفتم «به این دلیل؟».
بله. اگر موجودی نتواند درد را بفهمد وارد کردن یا نکردن درد به آن ایرادی ندارد... البته می‌فهمم که تناقض کجاست، این گزاره را می‌شود به جای هویج(؟!)به بیماران مبتلی به «سیپا» تعمیم داد، که نمی‌توانند درد را حس بکنند و ... اما توجه داشته باشید که این اعتراض را می‌توان از هر دو طرف دنبال کرد، چون اگر ما برای منع اخلاقی خشونت با حیوانات دچار کمبود استدلالی هستیم، صد برابر برای اعمال خشونت به آن فقر دچاریم ..

آره دارن دیگه امیر جان😃 البته نگفتم مثل انسان که😜 ولی یه درکی دارن در حد خودشون..
میخواستم بگم گرفتن حیات یک موجود در چه سطحی مجاز هست بالاخره؟ شباهت داشتن به ما فقط ملاک هست؟درد ملاک هست؟وقتی که زنده نباشد اهمیت اینکه چه مراحل و چه میزان آگاهی یا درد رو طی کرده مهم هست؟ و این اهمیتش از دید ما هست که مهمه این وسط؟

Ouroboros #۶۰

دوستان اینها را دیده‌اند؟ به راشتی شگفت‌انگیز است حماقت آدمیزاد.
فروش حیوانات زنده به عنوان زیورآلات و وسایل تزئین:



yasy #۶۱

دوستان نظرتان در مورد آزمایشات علمی روی حیوانات چیست؟
بیشتر این حیوانات چه اون تستی كه روشون انجام میشه موفقیت آمیز باشه یا نباشه محكوم به مرگ هستند

Russell #۶۲

من چند وقت پیش یک خبری دیدم یک حیوانی (بزرگتر از اینها) کرده بودند در بسته شفاف و نشانگر ضربان قلب و اینها هم داشت بعنوان اساب بازی بچه 😳
نمیدانم تا چه اندازه خبرش درست بود البته

Mehrbod #۶۳
yasy

دوستان نظرتان در مورد آزمایشات علمی روی حیوانات چیست؟
بیشتر این حیوانات چه اون تستی كه روشون انجام میشه موفقیت آمیز باشه یا نباشه محكوم به مرگ هستند

این یکی را کاری نمیشود کرد, میشود؟

برای پیشبرد دانش نیاز به این "قربانی کردن" جانوران میرود, مگر تا زمانیکه یک آستانه‌ای از فندآوری را بگذرانیم که دیگر نیاز نباشد.

Ouroboros #۶۴
yasy

دوستان نظرتان در مورد آزمایشات علمی روی حیوانات چیست؟
بیشتر این حیوانات چه اون تستی كه روشون انجام میشه موفقیت آمیز باشه یا نباشه محكوم به مرگ هستند

یکسره موجه و بجاست. حتی اگر هزار هزار حیوان مرده به نجات جان یک انسان بیانجامد سود به زیان چربیده.

☺️

Dariush #۶۵
Ouroboros

یکسره موجه و بجاست. حتی اگر هزار هزار حیوان مرده به نجات جان یک انسان بیانجامد سود به زیان چربیده.

میتوانم دلیل‌تان را جویا شوم؟

Ouroboros #۶۶
Dariush

میتوانم دلیل‌تان را جویا شوم؟

اینکه من انسان هستم و گونه‌ی خودم برایم مهمتر است. سرتاسر حیات وحش و طبیعت و هستی و کائنات را نیز تنها در صورتی دارای موضوعیت می‌دانم که در ارتباط با انسان معنا پیدا بکنند. جان یک انسان برای من برابر است با تمام باقی جهان زنده.

Russell #۶۷

این آزمایشات باید بهینه بشوند که حیوانات کمترین درد را متحمل شوند،ولی بنگر منهم اخلاقیست

yasy #۶۸

یا یك كاری درست است یا اشتباه اگه حمایت از حقوق حیوانات میگوید درد و رنج به یك حیوان كار پسندیده ای نیست و آن را محكوم میكند نمیشود تبصره آورد كه اگر این درد و رنج در جهت پیشرفت علمی است كه سودی به حال آن حیوان یا دیگر حیوانات ندارد خوب است و اگر این درد و رنج برای چیز دیگریست اشتباه.
بالاخره حق آزادی و زندگی از این حیوانات گرفته میشود در كنار آن كلی هم درد و رنج به آن ها تحمیل میشود
از بیماری های كوچك بگیرید تا سرطان های گوناگون
بسیاری از این حیوانات هم در دانشگاه ها ی علوم پزشكی و بیولوژی كشته و تشریح میشوند...برای این كار هم از حیوانات مرده استفاده نمیشود آن ها را بیهوش میكنند كه ضربان قلب یا حركات دیگر دستگاه های درونی دیده شود بارها دیدم كه حین تشریح به هوش آمدند!
فكر میكنم باید قوانین سخت گیرانه ای برای تحقیقات روی حیوانات در نظر گرفته شود كه این تفكر كلیشه ای در جهت پیشرفت علم، اجازه ی چنین سو استفاده هایی ندهد

Mehrbod #۶۹
yasy

یا یك كاری درست است یا اشتباه اگه حمایت از حقوق حیوانات میگوید درد و رنج به یك حیوان كار پسندیده ای نیست و آن را محكوم میكند نمیشود تبصره آورد كه اگر این درد و رنج در جهت پیشرفت علمی است كه سودی به حال آن حیوان یا دیگر حیوانات ندارد خوب است و اگر این درد و رنج برای چیز دیگریست اشتباه.
بالاخره حق آزادی و زندگی از این حیوانات گرفته میشود در كنار آن كلی هم درد و رنج به آن ها تحمیل میشود
از بیماری های كوچك بگیرید تا سرطان های گوناگون
بسیاری از این حیوانات هم در دانشگاه ها ی علوم پزشكی و بیولوژی كشته و تشریح میشوند...برای این كار هم از حیوانات مرده استفاده نمیشود آن ها را بیهوش میكنند كه ضربان قلب یا حركات دیگر دستگاه های درونی دیده شود بارها دیدم كه حین تشریح به هوش آمدند!
فكر میكنم باید قوانین سخت گیرانه ای برای تحقیقات روی حیوانات در نظر گرفته شود كه این تفكر كلیشه ای در جهت پیشرفت علم، اجازه ی چنین سو استفاده هایی ندهد

بجایش آدمها از درد و رنج همین چنگار (سرطان) بمیرند؟ 🤫

Dariush #۷۰
Ouroboros

اینکه من انسان هستم و گونه‌ی خودم برایم مهمتر است. سرتاسر حیات وحش و طبیعت و هستی و کائنات را نیز تنها در صورتی دارای موضوعیت می‌دانم که در ارتباط با انسان معنا پیدا بکنند. جان یک انسان برای من برابر است با تمام باقی جهان زنده.

نگاه کردن از چشم «گونه خود» که نمیتواند دلیلی برای سخن‌تان باشد. برایم شگفت‌آور است که برای گونه‌ی انسان صرفا به جهت بهره‌مندی از آگاهی و هوش ، سهمی بیشتر یا تام از جهان قائل میشوید.حتی اگر از همین نگاه شما هم بنگریم، اینکه انسانها شانس یافتند تا امروز بقا یابند، بخشی از آن به پشتوانه دیگر گونه‌ها است.
حال اجازه دهید قدری در نگاه شما پیشروی کنیم.اگر گونه‌ای هوشمندتر از گونه‌ی انسان به جهان مسلط شود میپذیرید با همین دید شما به انسان‌ها بنگرد؟ و باز هم اگر پیش برویم، باید قبول کنیم که گروهی از انسانهای آگاه‌تر حق دارند دیگر گروه‌ها را آنطور که میخواهند ببیند . اشکالی ندارد مثلا برای بقای یک ابرانسان(از نظر هوش و نبوغ یا هر ملاک دیگر) ، کالبد چند انسان را متلاشی کنیم؟

undead_knight #۷۱
Ouroboros

اینکه من انسان هستم و گونه‌ی خودم برایم مهمتر است. سرتاسر حیات وحش و طبیعت و هستی و کائنات را نیز تنها در صورتی دارای موضوعیت می‌دانم که در ارتباط با انسان معنا پیدا بکنند. جان یک انسان برای من برابر است با تمام باقی جهان زنده.

خب پایه این نگاه اخلاقی چیه،انسان بودن به صرف داشتن یک سری کدهای ژنتیکی یا حالت خاصی از هوش و آگاهی؟

yasy #۷۲
Mehrbod

بجایش آدمها از درد و رنج همین چنگار (سرطان) بمیرند؟ 🤫

من لزوم این گونه تحقیات رو روی حیوانات كاملا نفی نمیكنم گاها لازم است كه یك راه درمان را روی یك موجود زنده آزمایش شود ولی باید این گونه آزمایشات كاملا تحت قانون های سخت گیرانه انجام شود نه به صورتی كه هم اكنون این كار انجام میشود به صورتی كه برای هر روش كه هنوز كاملا روش كار نشده فقط به خاطر راحت طلبی به هزاران حیوان به صورت عمدی و مصنوعی درد و رنج سرطان تحمیل میشود

Ouroboros #۷۳
undead_knight

خب پایه این نگاه اخلاقی چیه،انسان بودن به صرف داشتن یک سری کدهای ژنتیکی یا حالت خاصی از هوش و آگاهی؟

پایه‌ی این نگاه اخلاقی «من» هستم!
دیگر وارد بازی «هوشمندی» و برخورداری از «وجدان» و اینها نمی‌شوم. دلیل اینکه من انسان را «اشرف مخلوقات» می‌دانم اینست که انسان هستم و همه چیز جهان را تنها در ارتباط با خودم معنادار می‌دانم. اگر بناست من بمیرم زنده ماندن شترها و بهزیستی آنها چه اهمییتی برای من می‌تواند داشته باشد؟

برعکس نگاه رمانتیک جانورپرست، به باور من طبیعت بیماری سخت و بی‌رحمی‌ست، و ما انسانها داروی تزریق شده به رگهای آن.

Mehrbod #۷۴
Dariush

نگاه کردن از چشم «گونه خود» که نمیتواند دلیلی برای سخن‌تان باشد. برایم شگفت‌آور است که برای گونه‌ی انسان صرفا به جهت بهره‌مندی از آگاهی و هوش ، سهمی بیشتر یا تام از جهان قائل میشوید.حتی اگر از همین نگاه شما هم بنگریم، اینکه انسانها شانس یافتند تا امروز بقا یابند، بخشی از آن به پشتوانه دیگر گونه‌ها است.
حال اجازه دهید قدری در نگاه شما پیشروی کنیم.اگر گونه‌ای هوشمندتر از گونه‌ی انسان به جهان مسلط شود میپذیرید با همین دید شما به انسان‌ها بنگرد؟ و باز هم اگر پیش برویم، باید قبول کنیم که گروهی از انسانهای آگاه‌تر حق دارند دیگر گروه‌ها را آنطور که میخواهند ببیند . اشکالی ندارد مثلا برای بقای یک ابرانسان(از نظر هوش و نبوغ یا هر ملاک دیگر) ، کالبد چند انسان را متلاشی کنیم؟

undead_knight

خب پایه این نگاه اخلاقی چیه،انسان بودن به صرف داشتن یک سری کدهای ژنتیکی یا حالت خاصی از هوش و آگاهی؟

به اینکه در همین جستار پیشتر پاسخ داده‌ایم, همه چیز در «تراز هوشمندی» کوتاه میشود,
زمانیکه جاندار یک آستانه‌ای را گذراند و "باشعور" شد دیگر نمیشود مانند جاندارهای تراز پایینتر با آن برخورد کرد:

Mehrbod

نه نیست. یک آستانه هوش که رد شد جاندار هوشمند/باشعور شمرده میشود، بگوییم خودآگاهی + توانایی سخنگویی و ارتباط با دیگر جانداران.

روی زمین به جز ما هیچ جانوری که این تراز هوشی را رد کرده باشد نیست به جز همان خودمان، ولی نزدیک
به آن داریم مانند دلفین‌ها که به مرز بسیار نزدیکند و میتوانیم آنها و چندتای دیگر را هم با کمی چشمپوشی همتراز خودمان ببینیم.

mehrbod

هوش تراز دارد، شعور هم میشود رد کردن یک آستانه هوشی ویژه [هنوز ناشناخته].

خودآگاهی هم بسیار مهم است و مهمتر از آن چیزی نداریم. خود خودآگاهی هم یک سنجه بسیار خوب برای درآوردن هوش است، تنها جانداران بسیار
باهوش هستند که میتوانند خودآگاه باشند و فراموش نشود که خود خودآگاهی هم دوباره تراز دارد، برای نمونه یک کودک 7 ساله
هم کمابیش خودآگاه است، ولی خودآگاهی وی با یک جوان 20 سال هرگز سنجش پذیر نیست. دومی را میتوان یک خودآگاهی
راستین دانست که نه تنها از خودآگاه است، که از اندرکنش خود با پیرامون و هستِش دیگران نیز آگاهی دارد.

در سوی دیگر احساس را داریم که به نگر من درست به وارونه ارزش چندانی ندارد. همه جانداران حس دارند، برخی حس‌های پیچیده‌تر دارند ولی
برای نمونه بیانگاریم یک ماهی‌‌ای که مغز کوچکی دارد ولی بجایش حس دردی همتراز آدمی دارد هست. اکنون برای چه باید بگذاریم این جاندار زنده بماند و
بُن‌مایه‌های زیستی ما را بگسارد و او را هم نخوریم و سودی هم ازش نبریم، چون همه اینها در گروی این است که 10 ثانیه مانند آدم هنگام مرگ درد میکشد و این باید ما را بازدارد!؟

تازه، میتوانیم جوری هم آنرا بکشیم که درد کمتر یا هیچ دردی هم نکشد. ولی آیا همینکار را میتوانیم
با جانوری که سخن میگوید و خودآگاه است و دارد درباره آبی بودن آسمان با ما گفتگو میکند بکنیم!؟

Mehrbod

راسل جان مگر بازیه که بخواند کلک بزنند!؟

گفتیم هوش رده‌‌بندی راستین دارد (مگر اینکه بگویی ندارد؟) و گفتیم یک آستانه (threshold) ویژه را رد کرد هم دیگر نمیشود جاندار را به بردگی گرفت و یا خورد (مگر اینکه بگویی چنین آستانه‌ای نداریم؟)

پس بر پایه این تعریف اکنون یک بیگانه هم زمین آمد و سد میلیون بار هم از ما باهوش‌تر
بود، همچنان بر پایه تعریف نمیتواند ما را به بردگی بگیرد و یا بخورد، چون آستانه را رد
کرده‌ایم. خود ما هم اگر از زمین رفتیم و به این جاندارهای بیگانه رسیدیم همین است.

Ouroboros #۷۵
Dariush

نگاه کردن از چشم «گونه خود» که نمیتواند دلیلی برای سخن‌تان باشد. برایم شگفت‌آور است که برای گونه‌ی انسان صرفا به جهت بهره‌مندی از آگاهی و هوش ، سهمی بیشتر یا تام از جهان قائل میشوید.حتی اگر از همین نگاه شما هم بنگریم، اینکه انسانها شانس یافتند تا امروز بقا یابند، بخشی از آن به پشتوانه دیگر گونه‌ها است.
حال اجازه دهید قدری در نگاه شما پیشروی کنیم.اگر گونه‌ای هوشمندتر از گونه‌ی انسان به جهان مسلط شود میپذیرید با همین دید شما به انسان‌ها بنگرد؟ و باز هم اگر پیش برویم، باید قبول کنیم که گروهی از انسانهای آگاه‌تر حق دارند دیگر گروه‌ها را آنطور که میخواهند ببیند . اشکالی ندارد مثلا برای بقای یک ابرانسان(از نظر هوش و نبوغ یا هر ملاک دیگر) ، کالبد چند انسان را متلاشی کنیم؟

من دلیل آنرا چنین معرفی نمی‌کنم، تنها دلیل من تعلق به گونه‌ی انسان است. در تناسب با اسب و پلنگ، من اگر تشویق(نه حتی وادار)به انتخاب بشوم قطعا انتخاب من انسان خواهد بود. اما اگر راهی برای همزیستی مسالمت آمیز هر دو باشد مخالف آن نیستم و از وارد کردن هر رنج بی‌موردی به موجودات زنده بیزارم.

اما بیایید فاکتور هوشمندی را در نظر نگیریم، آیا غیراخلاقی‌ست که میلیاردها میلیارد باکتری را برای مقابله با بیماری انسان به قتل برسانیم؟ بی‌هوشمندی ما و آنها در یک رده قرار داریم و هر دو موجود زنده هستیم. چطور به خودمان اجازه می‌دهیم هر روز هزاران کادریلیون جاندار زنده را برای بقای میلیونها انسان به کشتن بدهیم؟ آنگونه که انسان هستیم و بقای خودمان را مهمتر می‌دانیم.

فرض شما چندان به من مربوط نست زیرا دلیل من از انسانگرایی همانطورکه چند بار گفتم فقط تعلق به گونه‌ی انسانهاست، اگر شتر بودم(و قادر)بی‌شک بقای شترها را ارجح می‌دانستم و کشتار تمام انسانهای بی‌رحم و سلطه‌ورز که مرا در بیابان اینطرف آنطرف می‌برند را روا. اگر گونه‌ای هوشمندتر از انسان به ما حمله بکند بازهم من در جبهه‌ی انسانها خواهم جنگید. به هنگام بروز هرگونه انتخاب میان انسان/غیرانسان، تنها گزینه‌ی «منطقی» انسان خواهد بود، نه :

Dariush #۷۶

بنظرتان قیاس مع‌الفارق نکرده‌اید؟ میکروب‌هایی که میکشیم ، اگر نکشیم ما را «میکشند» . اینکار به اینکه میگویید هزاران هزار حیوان هم اگر برای یک انسان کشته شوند موجه و اخلاقی است ربطی ندارد.آزمایش و تحقیق چیزی است که برای بقای ما یعنی گونه‌‌ی انسان پذیرفتنی است و در آن بحثی نیست(البته آن هم باید تا جایی که میشود جوانمردانه (!) باشد). حتی اگر حیوانات را به عنوان یکی از منابع برای بقای گونه‌ی انسانی در نظر بگیریم (آنگونه که شما میبینید) آنگاه همه‌ی انسان‌ها در آن سهیم هستند. شما اما حاضرید حتی چند گونه خاص هم برای جان یک انسان فدا کنید.این محل اشکال است.

Ouroboros #۷۷
Dariush

بنظرتان قیاس مع‌الفارق نکرده‌اید؟ میکروب‌هایی که میکشیم ، اگر نکشیم ما را «میکشند» . اینکار به اینکه میگویید هزاران هزار حیوان هم اگر برای یک انسان کشته شوند موجه و اخلاقی است ربطی ندارد.آزمایش و تحقیق چیزی است که برای بقای ما یعنی گونه‌‌ی انسان پذیرفتنی است و در آن بحثی نیست(البته آن هم باید تا جایی که میشود جوانمردانه (!) باشد). حتی اگر حیوانات را به عنوان یکی از منابع برای بقای گونه‌ی انسانی در نظر بگیریم (آنگونه که شما میبینید) آنگاه همه‌ی انسان‌ها در آن سهیم هستند. شما اما حاضرید حتی چند گونه خاص هم برای جان یک انسان فدا کنید.این محل اشکال است.

ببینید، شما سرانجام می‌پذیرید که مرزی هست که در آن حاضرید هزاران میلیارد موجود زنده را برای نجات جان یک انسان، بی‌رحمانه کشتار بکنید. خودتان هم پیشتر گفته‌اید که هوشمندی و خودآگاهی دلیل قائل شدن تفاوت میان انسان و دیگر جانداران نیست(پس نمی‌توانید بگویید گاو برتر یا متفاوت از باکتری‌ست)، پس شما هم گونه‌ی خودتان را یکسر برتر و مهمتر از دیگر گونه‌ها می‌بینید(فقط آنرا با صدای بلند نمی‌پذیرید). حال بگویید قیاس مع‌الفارق این کجاست؟ 😉

تحقیقات دانشیک که هر ساله جان میلیونها انسان را نجات می‌دهند، تخریب جنگلها که برای کشت یا بهره‌برداری وسیع از منابع طبیعی و یا صنعتی کردن کشورهای عقب‌مانده الزامی هستند و ... همه موقعیتهایی هستند که ما در آنها وادار به انتخاب میان طبیعت‌ و انسان می‌شویم، و تنها گزینه‌ی منطقی برای ما دومی خواهد بود.

Russell #۷۸
Ouroboros

ببینید، شما سرانجام می‌پذیرید که مرزی هست که در آن حاضرید هزاران میلیارد موجود زنده را برای نجات جان یک انسان، بی‌رحمانه کشتار بکنید. خودتان هم پیشتر گفته‌اید که هوشمندی و خودآگاهی دلیل قائل شدن تفاوت میان انسان و دیگر جانداران نیست(پس نمی‌توانید بگویید گاو برتر یا متفاوت از باکتری‌ست)، پس شما هم گونه‌ی خودتان را یکسر برتر و مهمتر از دیگر گونه‌ها می‌بینید(فقط آنرا با صدای بلند نمی‌پذیرید). حال بگویید قیاس مع‌الفارق این کجاست؟

تحقیقات دانشیک که هر ساله جان میلیونها انسان را نجات می‌دهند، تخریب جنگلها که برای کشت یا بهره‌برداری وسیع از منابع طبیعی و یا صنعتی کردن کشورهای عقب‌مانده الزامی هستند و ... همه موقعیتهایی هستند که ما در آنها وادار به انتخاب میان طبیعت‌ و انسان می‌شویم، و تنها گزینه‌ی منطقی برای ما دومی خواهد بود.

جدا از همان هوشمندی بخواهیم بحث کنیم، این خودخواهی نوعی تناقض نیست از یک نگاه عینی؟
مثلا فرض کنیم یک موجوداتی همتراز هوش ما با ما بر سر یک منبع طبیعی جنگ میکنند که تمام آنرا مال خود کنند،اینجا هم گزاره "همه کیک برای من است" آنها درست است هم گزاره "همه کیک برای من است" ما؟
و از طرف دیگر چرا از آن به خودخواهی برای فرد خودمان بجای گونه خود نرویم با همین استدلال؟
البته من هم بگمانم همین است که میگویی ولی دشواری منطقی و اخلاقی برای آن بنظرم میرسد،علت درستی انسانگرایی به نظر من اینست که اخلاق در خودش مسئولیت دارد و تا حدی هم گروه گرایی و حلقه را نمیشود به همه مخوصا دشمن گسترانید و حالت بهینه آن انسانگرایی +دوست داشتن معلولان و سایر حیوانات و ... بطور کلی‌ست.اما همچنان این چالش تناقض منطقی بنظرم هست.

undead_knight #۷۹
Ouroboros

پایه‌ی این نگاه اخلاقی «من» هستم!
دیگر وارد بازی «هوشمندی» و برخورداری از «وجدان» و اینها نمی‌شوم. دلیل اینکه من انسان را «اشرف مخلوقات» می‌دانم اینست که انسان هستم و همه چیز جهان را تنها در ارتباط با خودم معنادار می‌دانم. اگر بناست من بمیرم زنده ماندن شترها و بهزیستی آنها چه اهمییتی برای من می‌تواند داشته باشد؟

برعکس نگاه رمانتیک جانورپرست، به باور من طبیعت بیماری سخت و بی‌رحمی‌ست، و ما انسانها داروی تزریق شده به رگهای آن.

رمانتیک؟!من به گونه انسان هم نگاه رمانتیک ندارما:))ولی پرسش های من از زاویه دیگست:
پایه این نگاه اخلاقی من به عنوان یک انسان هستم؟
سایر انسان های دیگه به خاطر بیشترین شباهت به من با ارزش تر از موجودات دیگه هستند؟
خب من پرسشم رو برای شفاف سازی مطرح کردم آیا شباهت ژنتیکی در اولویت هست یا شباهت در هوش و آگاهی؟
یعنی اگر فرضا موجودی به جز انسان(یا هوش مصنوعی،یا یک انسان که دستکاری زنتکی شده و یا یک بیگانه) از از لحاظ هوش اگاهی به "من"نزدیک تر باشه،به سایر انسان ها ترجیح دادنی نیست؟

Ouroboros #۸۰
Russell

جدا از همان هوشمندی بخواهیم بحث کنیم، این خودخواهی نوعی تناقض نیست از یک نگاه عینی؟
مثلا فرض کنیم یک موجوداتی همتراز هوش ما با ما بر سر یک منبع طبیعی جنگ میکنند که تمام آنرا مال خود کنند،اینجا هم گزاره "همه کیک برای من است" آنها درست است هم گزاره "همه کیک برای من است" ما؟
و از طرف دیگر چرا از آن به خودخواهی برای فرد خودمان بجای گونه خود نرویم با همین استدلال؟
البته من هم بگمانم همین است که میگویی ولی دشواری منطقی و اخلاقی برای آن بنظرم میرسد،علت درستی انسانگرایی به نظر من اینست که اخلاق در خودش مسئولیت دارد و تا حدی هم گروه گرایی و حلقه را نمیشود به همه مخوصا دشمن گسترانید و حالت بهینه آن انسانگرایی +دوست داشتن معلولان و سایر حیوانات و ... بطور کلی‌ست.اما همچنان این چالش تناقض منطقی بنظرم هست.

درست؟ از یک نگاه عینی؟؟
راسل طبیعت درست نیست، درست این می‌بود که ما هرگز برای سیر شدن، درمان شدن، امن بودن و گسترش وسایل رفاه و آرامش و تفریح خود نیازمند آسیب رساندن به هیچ بخشی از هیچ کجای طبیعت نمی‌بودیم. اینجا بحث بر سر انتخاب گزینه‌ای در جریان است که از باقی آنها کمتر بر خطاست. پس طبیعت را باید درست بکنیم، و خطاها و بی‌رحمی‌ها و مصائب بی‌شمار آنرا اصلاح بکنیم. پس بله، تناقض وجود دارد، اما در جهان عینی، نه در استدلال من.

Ouroboros #۸۱
undead_knight

رمانتیک؟!من به گونه انسان هم نگاه رمانتیک ندارما:))ولی پرسش های من از زاویه دیگست:
پایه این نگاه اخلاقی من به عنوان یک انسان هستم؟
سایر انسان های دیگه به خاطر بیشترین شباهت به من با ارزش تر از موجودات دیگه هستند؟
خب من پرسشم رو برای شفاف سازی مطرح کردم آیا شباهت ژنتیکی در اولویت هست یا شباهت در هوش و آگاهی؟
یعنی اگر فرضا موجودی به جز انسان(یا هوش مصنوعی،یا یک انسان که دستکاری زنتکی شده و یا یک بیگانه) از از لحاظ هوش اگاهی به "من"نزدیک تر باشه،به سایر انسان ها ترجیح دادنی نیست؟

مهم نیست، خیلی‌ از این هیپی‌های چندش آور را می‌شناسم که خر و گاو را به انسان ترجیح می‌دهند و به دانشمندان برای آزمایش به روی موش و خرگوش حمله می‌کنند. استدلالشان اینست که «حیوانات برخلاف انسانها معصوم هستند» و این چرندیات.

من اینجا هیچ سخنی از هوش و آگاهی نگفته‌ام(آنجا که گفته‌ام بحث بر سر چیز دیگری بود)، مهربد چنان دلیلی ارائه می‌کند، از او این سوال را بپرسید. دلیل من تنها تعلق به گونه‌ی هومو سپینز است و اشتراک دی‌ان‌ای با شما، و بله، هرچه دی‌ان‌ای شما به من نزدیکتر باشد برایم مهمتر می‌شوید و اگر وادار به انتخاب باشم آنکه به من نزدیکتر است را انتخاب می‌کنم: اول خویشاوندان، سپس غریبه‌ها. چرا؟ «غریزه‌ی حیوانی».

Russell #۸۲
Ouroboros

من اینجا هیچ سخنی از هوش و آگاهی نگفته‌ام(آنجا که گفته‌ام بحث بر سر چیز دیگری بود)، مهربد چنان دلیلی ارائه می‌کند، از او این سوال را بپرسید. دلیل من تنها تعلق به گونه‌ی هومو سپینز است و اشتراک دی‌ان‌ای با شما، و بله، هرچه دی‌ان‌ای شما به من نزدیکتر باشد برایم مهمتر می‌شوید و اگر وادار به انتخاب باشم آنکه به من نزدیکتر است را انتخاب می‌کنم: اول خویشاوندان، سپس غریبه‌ها. چرا؟ «غریزه‌ی حیوانی».

خوب امیر این «غریزه حیوانی» ناطبیعی و نافرگشتی‌ست؟
خود بیرحم بودن فرآیند فرگشت نتیجه نمیدهد که ما محصولات آن بیرحم باشیم (که بگمانم مورد توافق هر دوی ما باشد).

Ouroboros

درست؟ از یک نگاه عینی؟؟
راسل طبیعت درست نیست، درست این می‌بود که ما هرگز برای سیر شدن، درمان شدن، امن بودن و گسترش وسایل رفاه و آرامش و تفریح خود نیازمند آسیب رساندن به هیچ بخشی از هیچ کجای طبیعت نمی‌بودیم. اینجا بحث بر سر انتخاب گزینه‌ای در جریان است که از باقی آنها کمتر بر خطاست. پس طبیعت را باید درست بکنیم، و خطاها و بی‌رحمی‌ها و مصائب بی‌شمار آنرا اصلاح بکنیم. پس بله، تناقض وجود دارد، اما در جهان عینی، نه در استدلال من.

خوب شاید ما اشتباه میکنیم که خودآگاهی را اینجا کنار گذاشته‌ایم.میشود اخلاق و آنچه ما میدانیم ولی در فرآیند فرگشت نمیابیم چیزی باشد که سایر موجودات دارای خودآگاهی و شعور در آنسوی کهکشانها هم مانند ریاضی کشفش کنند و عینی باشد،آنوقت باز هم میشود سخن از انسانگرایی و شباهت DNA را در مقابل آنها مطرح کرد؟

undead_knight #۸۳
Ouroboros

مهم نیست، خیلی‌ از این هیپی‌های چندش آور را می‌شناسم که خر و گاو را به انسان ترجیح می‌دهند و به دانشمندان برای آزمایش به روی موش و خرگوش حمله می‌کنند. استدلالشان اینست که «حیوانات برخلاف انسانها معصوم هستند» و این چرندیات.

من اینجا هیچ سخنی از هوش و آگاهی نگفته‌ام(آنجا که گفته‌ام بحث بر سر چیز دیگری بود)، مهربد چنان دلیلی ارائه می‌کند، از او این سوال را بپرسید. دلیل من تنها تعلق به گونه‌ی هومو سپینز است و اشتراک دی‌ان‌ای با شما، و بله، هرچه دی‌ان‌ای شما به من نزدیکتر باشد برایم مهمتر می‌شوید و اگر وادار به انتخاب باشم آنکه به من نزدیکتر است را انتخاب می‌کنم: اول خویشاوندان، سپس غریبه‌ها. چرا؟ «غریزه‌ی حیوانی».

خب حالا استدلال های دوستان فری لاو گرا:)) لزوما ربطی به بحث ما نداره:)

فکر نمیکنم طبیعی بودن یا غریزه حیوانی ربط چندانی به درست بودن اخلاقی داشته باشند و مشکلی که اینجا به وجود میاد اینه که یک حیوان معمولا عامل اخلاقی در تصمیم گیریش نداره،انجام میده چون غریزش این رو میگه،حالا اگر پرسش ما این باشه:
"چرا رجوع به غریزه حیوانی درسته؟"نمیتونیم با اتکا به همین غریزه بهش ارزش اخلاقی بدیم چون اگر این غریزه رو کافی بدونیم،اخلاق در این استدلال بیمعناست یا نقشی نداره.

Ouroboros #۸۴
undead_knight

خب حالا استدلال های دوستان فری لاو گرا:)) لزوما ربطی به بحث ما نداره:)

فکر نمیکنم طبیعی بودن یا غریزه حیوانی ربط چندانی به درست بودن اخلاقی داشته باشند و مشکلی که اینجا به وجود میاد اینه که یک حیوان معمولا عامل اخلاقی در تصمیم گیریش نداره،انجام میده چون غریزش این رو میگه،حالا اگر پرسش ما این باشه:
"چرا رجوع به غریزه حیوانی درسته؟"نمیتونیم با اتکا به همین غریزه بهش ارزش اخلاقی بدیم چون اگر این غریزه رو کافی بدونیم،اخلاق در این استدلال بیمعناست یا نقشی نداره.

درست نیست از بقیه کمتر غلط است. چنانکه وقتی لحظه‌ی انتخاب فرا می‌رسد اساسا بحثی در آن نیست، اگر خانه‌ی شما آتش بگیرد میان برداشتن دختربجه‌ی نوزادتان یا سگتان لحظه‌ای فکر هم نمی‌کنید. چرا؟ چون خویشاوندان قبل از غریبگان.

undead_knight #۸۵
Ouroboros

درست نیست از بقیه کمتر غلط است. چناکه وقتی لحظه‌ی انتخاب فرا می‌رسد اساسا بحثی در آن نیست، اگر خانه‌ی شما آتش بگیرد میان برداشتن دختربجه‌ی نوزادتان یا سگتان لحظه‌ای فکر هم نمی‌کنید. چرا؟ چون خویشاوندان قبل از غریبگان.

دلیل غریزی=میل به انجام دادن ی کار،گاهی درست و گاهی نادرست
دلیل اخلاقی=میل به انجام دادن کار درست
بنابراین منطور من این نیست که دلیل غریزی نادرسته،بلکه یا باید از ارزیابی اخلاقیش صرف نطر کنیم یا اینه بناچار باید یک مرحله جلوتر بریم و به دنبال عامل اخلاقی باشیم:)
خیلی وقت ها هم خود غریزه یک دستور صریح و شفاف نمیده،مثلا بین نجات دو دوست که هیچکدوم پیوند خونی با ما ندارند انتخاب ها خیلی مشکل تر میشه.
حتی مبنا قرار دادن غریزه به عنوان اصل جایی که ما نیروش رو زیاد حس نمیکنیم(معمولا در شرایطی که اظطراری نیست) به نوعی عبور از غریزست،یعنی ما به غریزه از منبعی جداگانه اعتبار و ارزش دادیم.

Dariush #۸۶
Ouroboros

ببینید، شما سرانجام می‌پذیرید که مرزی هست که در آن حاضرید هزاران میلیارد موجود زنده را برای نجات جان یک انسان، بی‌رحمانه کشتار بکنید. خودتان هم پیشتر گفته‌اید که هوشمندی و خودآگاهی دلیل قائل شدن تفاوت میان انسان و دیگر جانداران نیست(پس نمی‌توانید بگویید گاو برتر یا متفاوت از باکتری‌ست)، پس شما هم گونه‌ی خودتان را یکسر برتر و مهمتر از دیگر گونه‌ها می‌بینید(فقط آنرا با صدای بلند نمی‌پذیرید). حال بگویید قیاس مع‌الفارق این کجاست؟ 😉

تحقیقات دانشیک که هر ساله جان میلیونها انسان را نجات می‌دهند، تخریب جنگلها که برای کشت یا بهره‌برداری وسیع از منابع طبیعی و یا صنعتی کردن کشورهای عقب‌مانده الزامی هستند و ... همه موقعیتهایی هستند که ما در آنها وادار به انتخاب میان طبیعت‌ و انسان می‌شویم، و تنها گزینه‌ی منطقی برای ما دومی خواهد بود.

در موقع انتخاب ، نگرش شما یکسره پذیرفته است.اما آنگاه که این وضعیت برقرار نیست، ما باید سود و زیان‌ها را سنجیده و قدری دست به عصاتر راه برویم . اینکه شما غریزه را علت میگیرد را هم من و هم شما میدانیم که حداقل منطقی نیست(اینجا میتوانید از ویتگنشتاین علیه من کمک گرفته و فاصله میان منطق و بدیهیات عینی را متذکر شوید😉 ) . به هرحال میدانیم که محیط زیست و حیات وحش بخشی از سرمایه‌های همگانی هستند و نابودی یک گونه(حتی همان ویروسها و میکروبها) میتواند زنجیره‌ایی از ناهنجاری‌های طبیعی پیش‌بینی نشده را به بار آورد که احتمالا زندگی افراد بسیار بیشتری را نسبت به نجات یافتگان تحت تاثیر قرار میدهد. یعنی اگر از رمانتیک‌پنداری و عشق و علاقه به حیوانات نیز بگذریم ، و اگر قرار باشد که صرفا مثل شما به نفع خود عمل کنیم بازهم نمیتوانیم حکمی مثل «کشتن میلیون‌ها حیوان برای زندگی یک انسان» را صادر کنیم .

به هر رو ، آگاهی مسئولیت هم دارد و اجازه نمیدهد که مثل شتر بیابان‌ها علیه انسان‌ها حکم صادر کنیم. علت فرض کردن غریزه و میل به جای راهکار منطقی و درست میتواند به ناکجاها ببرد مارا . آنگاه انتقادات شما به فمنیسم هم رنگ میبازند چرا که زنان هم حق دارند که بگویند زنان به ما نزدیک تر و شبیه‌تر هستند و ما آنها را به مردان ترجیح میدهیم.

👻

حال امیدوارم باهم در این یک بند موافق باشیم که تا آنجا که میشود باید سعی کنیم از تاثیر منفی در محیط زیست طبیعی گریزان بوده و راهکارهای توسعه و پیشرفتی را انتخاب کنیم کمتر به آنها آسیب بزند. و از لحاظ اخلاقی هم باید به دنبال راهکاری برای کمتر کردن درد و رنج حیوانات در آزمایشات و تحقیقات باشیم. عوضش من هم با شما موافق خواهم بود که در انتخاب میان انسان و دیگر گونه‌ها انسان باید انتخاب شود.

Mehrbod #۸۷

من که گمان نمیکنم با این سخنان بجایی برسید.

بها دادن به زندگی آدم در برابر جانور یک بُنداشت (axiom) است, در دنباله‌یِ آن ما میتوانیم براه خرد یک بنداشت دیگر بنام "آستانه‌یِ
هوشمندی" هم بپذیریم - که فرجامیابی فرنودینِ خواه ناخواه آن باشد - و بگوییم جانورانی که این تراز هوشمنی را رد کردند را نباید
بنمونه خورد! یا جانورانی که تراز سخنگویی و اندیشیدن را رد کردند را نمیشود برای آزمایش‌هایِ پژوهشیک کشت و کالبُدشکافی و .. کرد.

Dariush #۸۸
Mehrbod

من که گمان نمیکنم با این سخنان بجایی برسید.

بها دادن به زندگی آدم در برابر جانور یک بُنداشت (axiom) است, در دنباله‌یِ آن ما میتوانیم براه خرد یک بنداشت دیگر بنام "آستانه‌یِ
هوشمندی" هم بپذیریم - که فرجامیابی فرنودینِ خواه ناخواه آن باشد - و بگوییم جانورانی که این تراز هوشمنی را رد کردند را نباید
بنمونه خورد! یا جانورانی که تراز سخنگویی و اندیشیدن را رد کردند را نمیشود برای آزمایش‌هایِ پژوهشیک کشت و کالبُدشکافی و .. کرد.

این که میشود درست کردن یک دلیل به جای پیدا کردن علت. اینجا موضع امیر به نسبت قابل دفاع تر است از اینی که شما گفتید . و اینجا با پیشروی در این نگرش دچار دور‌ها و تناقضات لاینحل خواهید شد که ممکن است به اثبات سودمندی ریسیسم و غیره هم بیانجامد.

Ouroboros #۸۹
Dariush

در موقع انتخاب ، نگرش شما یکسره پذیرفته است.اما آنگاه که این وضعیت برقرار نیست، ما باید سود و زیان‌ها را سنجیده و قدری دست به عصاتر راه برویم . اینکه شما غریزه را علت میگیرد را هم من و هم شما میدانیم که حداقل منطقی نیست(اینجا میتوانید از ویتگنشتاین علیه من کمک گرفته و فاصله میان منطق و بدیهیات عینی را متذکر شوید ) . به هرحال میدانیم که محیط زیست و حیات وحش بخشی از سرمایه‌های همگانی هستند و نابودی یک گونه(حتی همان ویروسها و میکروبها) میتواند زنجیره‌ایی از ناهنجاری‌های طبیعی پیش‌بینی نشده را به بار آورد که احتمالا زندگی افراد بسیار بیشتری را نسبت به نجات یافتگان تحت تاثیر قرار میدهد. یعنی اگر از رمانتیک‌پنداری و عشق و علاقه به حیوانات نیز بگذریم ، و اگر قرار باشد که صرفا مثل شما به نفع خود عمل کنیم بازهم نمیتوانیم حکمی مثل «کشتن میلیون‌ها حیوان برای زندگی یک انسان» را صادر کنیم .
به هر رو ، آگاهی مسئولیت هم دارد و اجازه نمیدهد که مثل شتر بیابان‌ها علیه انسان‌ها حکم صادر کنیم. علت فرض کردن غریزه و میل به جای راهکار منطقی و درست میتواند به ناکجاها ببرد مارا . آنگاه انتقادات شما به فمنیسم هم رنگ میبازند چرا که زنان هم حق دارند که بگویند زنان به ما نزدیک تر و شبیه‌تر هستند و ما آنها را به مردان ترجیح میدهیم.

همین هم هست و ما وقتی یک مرد فمینیست می‌بینیم تعجب می‌کنیم و یا یک زن مدافع حقوق مردان، و می‌پنداریم حتما انگیزه‌ی پنهانی/ثانویه‌ای برای پدافند از این اندیشه‌ها دارد.
شما می‌توانید ایراد اخلاقی از این گزاره بگیرید که شباهت تنها دلیل کافی برای حمایت نیست، و یا اینکه دلیلی ندارد غریزه‌های طبیعی خود را پی بگیریم. وانگهی مشکل آنجاست که با امکانات کنونی گزینه‌ی دیگری وجود ندارد و برخلاف شما، من گمان می‌کنم که ما هر روزه با انتخابی مشابه همان فرضهای به ظاهر محال روبرو هستیم. تحقیق برای کشف اثر مثبت داروها/درمان‌های جدید به روی حیوانات در حال حاضر تنها گزینه‌ی موجود برای رسیدن به قطعیتی قابل استناد است، شاید در آینده‌ای نزدیک توانستیم به نحوی که بازدهی اقتصادی هم داشته باشد، از اندامهای مصنوعی یا مدلهای کامپیوتری بسیار دقیق برای شناخت کارکرد روشهای جدید بهره ببریم، شاید همگی بدل به سایبرگ شدیم و از بند بیولوژیک خود فراتر رفتیم و ... پس من به جای وارد شدن به کلاف هزارتوی ویتگنشتاین که احتمالا هرگز از آن بیرون نخواهیم آمد، عملی‌ترین گزینه‌ی موجود را فقط بدلیل عملی بودن موجه می‌دانم.

Dariush

حال امیدوارم باهم در این یک بند موافق باشیم که تا آنجا که میشود باید سعی کنیم از تاثیر منفی در محیط زیست طبیعی گریزان بوده و راهکارهای توسعه و پیشرفتی را انتخاب کنیم کمتر به آنها آسیب بزند. و از لحاظ اخلاقی هم باید به دنبال راهکاری برای کمتر کردن درد و رنج حیوانات در آزمایشات و تحقیقات باشیم. عوضش من هم با شما موافق خواهم بود که در انتخاب میان انسان و دیگر گونه‌ها انسان باید انتخاب شود.

بله بی‌شک باید بطور مداوم به سوی حداقلی کردن رنج و عذاب موجودات زنده(نه فقط حیوان‌ها، همه‌ی آنها، زیرا بخشی از گنجینه‌ی زیستی کره‌ی زمین محسوب می‌شوند)حرکت بکنیم، شاید حتی توانستیم جانوران منقرض شده را بازسازی بکنیم و اندکی از گناهان پیشین بکاهیم؟ همه‌ی اینها اما فقط از طریق پیشبرد بیشتر تکنولوژی، این عظیم‌ترین دستاورد طبیعت (از طریق انسان) میسرخواهد بود.

meaning #۹۰

عظمت و پیشرفت اخلاقی یک ملت را می توان بوسیله رفتار آنها با حیوانات متوجه شد.

- مهاتما گاندی -

undead_knight #۹۱

از دید من آزار جانوران و حیوانات و کشتارشون رو باید جداگانه بررسی کرد.آزار حیوانات تقریبا بدون استثنا به نطر من مردوده(شاید برای تعداد انگشت شماری تحقیق علمی لازم باشه).عناصری که به ترتیب میتونند در داوری اخلاقی اهمیت داشته باشند به نطرم اینهاست،اول هوش و آگاهی، دوم حس(مخصوصا حس درد) و سوم زنده بودن و حیات.
کشتار:
حیوانات و جانورانی که برای ما زیان آور هستند یا به ما آسیب میرسونند،اگر راهی جز کشتار وجود نداشته باشه(مثل ویروس و باکتری) غیر اخلاقی نیست،در حال حاضر هم بعید میدونم هیچ جاندار دیگه ای به طور بالقوه توانایی تهدید نسل بشر رو داشته باشه:)
اگر موجودی دارای هوش و آگاهی انسان و یا نزدیکش بود و برای ما خطرناک تشخیص داده شد به نطر من کشتنش به اندازه کشتنش انسان ها در جنگ غیر اخلاقی ولی اجتناب ناپذیره.یعنی تا جایی که راه برای نکشتن بود باید تلاش کرد و بعدش کشتن باز هم یک راه حل اخلاقی نیست ولی برای حفظ اخلاق ضروری هست(بدون انسان ها یا ادراکی مشابه یا بالاتر از انسان خبری از اخلاق هم نیست:) )

اونهایی که برای پیشرفت دانش کشته میشند به نطر من کشتنشون غیر اخلاقی ولی اجتناب ناپذیره(یعنی از اون دسته مواردی هستند که تا رسیدن به راه های بهتر چاره جز انجامشون نیست ولی اگر راه موثر و بهتری پیدا شد باید متوقف بشند)

حیواناتی که برای غذا و خوراک هم کشته میشند هم تا حدی به نطرم کشتنشون غیر اخلاقی ولی باز اجتناب ناپذیره.در این مورد باید از روش های کشتار بدون درد و سریع استفاده کرد . در درجه دوم هم با کمک تکنولوژِی میشه از کشتار این حیوانات رو برای همیشه بی نیاز بشیم و در این موارد دیگه کشتنشون کاملا غیر اخلاقی محسوب میشه.

کشتار برای چیزهای غیرضروری و لوکس و یا شکار برای لذت، یا مراسم مذهبی و... به نطرم غیر اخلاقی ترین کشتار حیواناته یعنی جایی که کشتار نه به پیشرفت ما کمک میکنه و نه به زنده موندن و نه یک دفاع هست.(البته اینجا برای استفاده از چرم کمی احساس شرم میکنم:) )

البته من قبلا در مورد نگاهم به اخلاق توضیح دادم،اخلاق از دید من "باید" و"نباید"هایی رو تعریف میکنه که در جهان ما هیچ وقت کاملا دست یافتنی نیستند ولی میشه بهشون نزدیک شد.بنابراین اگر جایی ما یک گزینه اخلاقی نداشتیم لزومی نداره برای توجیه اجبار اون گزینه ها رو اخلاقی ببینیم در عوض میتونیم با انجام و در عین حال نادرست دیدن اونها به خودمون یادآوری کنیم که باید راهی اخلاقی تر پیدا کنیم.