خیر حس مشترک نیست؛ من رویهمرفته از غذا خوردن چندان خوشی نمیگیرم و
عمدهی خوراکیهای خوشمزه در نظر دیگران، برای من خواستنی نیستند! (به جز
چندتایی)
پیش از غذا خوردن همان حسی را نسبت به غذا دارم که بعد از آن؛ سایر نیازها هم
تا جاییکه فکر میکنم اغلب اینچنیناند؛ البته به جز بحث کردن با مسلمین که اگر اسپاگتی
نکرده یکی را پیدا و اسیر خود بکنم به هیچ قیمتی ولکناش نمیشوم :)
مثال زدم برای غذا خوردن،ادم کلی نیاز دیگه هم داره:)))
خب دیگه من گفتم اگر مشترک نیست تحلیل کنید هیچکی به تخم یا تخمدانشم نگرفت:)))))
خب از اونجایی که مانام تموم شد اومدم اینجا که باز یک مینی بحث راه بندازم که با حال و هوام جور باشه:))(هرچند در مورد دانش گرایی بحثی راه نیافتاد:)) ) تا حالا به رابطه نیاز ها و انسان دقت کردید!؟مثلا خودم وقتی خیلی گرسنم باشه از خوردن یک غذا لذت زیاید بهم دست میده و در عوضش بعد از سیر شدن گاهی از هر چی غذاست حالم به هم میخوره! این مثال در مورد سایر نیازها مثل نیاز جنسی و... هم مصداق داره. اگر حس مشترک دارید که بیاید با هم تحلیلش کنیم اگر هم مشترک نیست کیس من رو تحلیل کنید:))
والا حس کاملا مشترکه! و اینکه نه تنها بین من و شما بلکه تقریبا همه :D دوری از غذا بعد از خوردن غذا یا دوری از پارتنر؟! انقدر توی ذهنم طبیعی بود که نمیدونستم باید تحلیلش هم کرد :D
تا حالا به رابطه نیاز ها و انسان دقت کردید!؟مثلا خودم وقتی خیلی گرسنم باشه از خوردن یک غذا لذت زیاید بهم دست میده و در عوضش بعد از سیر شدن گاهی از هر چی غذاست حالم به هم میخوره! این مثال در مورد سایر نیازها مثل نیاز جنسی و... هم مصداق داره. اگر حس مشترک دارید که بیاید با هم تحلیلش کنیم اگر هم مشترک نیست کیس من رو تحلیل کنید:))
قدری توضیحاتات کم است آندد. من فکر میکنم اگرچه شاید شایع یا همهگیر نباشد، اما مشترک است. خودم هم چنین حسی داشتم، به همین دلیل معمولا در غذا خوردن و چیزهای دیگر حداقلی کار میکردم. تاثیرپذیریِ نیازهای اساسی ِ غریزی در حالتِ کلی را اگر کنار بگذاریم، در شکل و نمودها این نیازها به محیط و شرایط وابسته هستند. برای نمونه شما نمیتوانید از سکس صرفِ نظر کنید، اما حستان به آن و همچنین سوژههایش تاثیرپذیر از محیط است. حال این حسِ بد به همآغوشی یا غذا خوردن پس از آنها، به گمانم قدری با این موضوع پیوند دارد. مسیحیان و مسلمانان این حس را به شکل قویاش دارند. اما خبر خوب برایت این است که فقط مسلمانان و مسیحیان اینگونه نبودند، چند فیلسوف را میشناسم که همچین حسی داشتند، از جمله روسو و شوپنهاور... روسو پشیمانی و بدگمانیِ انسان پس از سکس را دلیلی برای بیزاری انسان از خودش و حیاتِ انسانی میدانست؛ شوپنهاور همین را علاوه بر آنچه روسو میگفت، ناشی از بازیچه گشتن در دستِ ارادهی کورِ حیات میدانست و توصیه میکرد تا آنجا که میشود باید از این چیزها پرهیز کرد ،البته خودش هرگز نتوانست این کار را بکند و همین است دلیلِ بقای گونهی انسانی...
این وضع مصر خیلی داره داغون میشه! به نظرتون کودتای علیه مرسی درست بود؟ یک چیز جالب هم این هست که به نظر میاد تلفات بعد از انقلاب از تلفات انقلاب داره بیشتر میشه!
نمیدونم بگیم در دراز مدت حتی همین کشتار وسیع مردم هم به نفع جامعه مصر هست یا نه !! این تجربه انقلاب کشور عزیزمون بعضی وقتا خودش میتونه یه مکتب اخلاقی تشکیل بده که هر چیز دیگه ای رو توجیه پذیر نشون بده تا به چنین چاهی نیوفتن بقیه کشورها😔
دارم فکر میکنم سرنوشت مصر خمینی دیگه نشه فقط :D البته من فکر کنم کلا کشورهای میدل ایستی یا عربی(؟) و ایران همشون میدونن چی نمیخوان اما نمیدونن چی میخوان :-؟ فکر نمیکنم سکولار های مصر هم پیروز شن ٬ بدونن چه حکومتی به وجود بیارن که با وجود ظلم هایی که شده نخوان دوباره همون ظلم رو سر مسلمونا در بیارن یا تلافی کنن یا هرچی :-؟
نمیدونم بگیم در دراز مدت حتی همین کشتار وسیع مردم هم به نفع جامعه مصر هست یا نه !! این تجربه انقلاب کشور عزیزمون بعضی وقتا خودش میتونه یه مکتب اخلاقی تشکیل بده که هر چیز دیگه ای رو توجیه پذیر نشون بده تا به چنین چاهی نیوفتن بقیه کشورها😔 !!
اخه هر کشور وضعیت مختص خودش رو داره.
خود کودتا شاید تا حدی پذیرفتنی بود ولی این کشتارهای بعدیش نشون میده که شاید براندازی غیر نظامی مرسی راه حل بهتری میشد باشه،حداقل اون وقت وجه مخالفانش خیلی بهتر بود.
اخه هر کشور وضعیت مختص خودش رو داره. خود کودتا شاید تا حدی پذیرفتنی بود ولی این کشتارهای بعدیش نشون میده که شاید براندازی غیر نظامی مرسی راه حل بهتری میشد باشه،حداقل اون وقت وجه مخالفانش خیلی بهتر بود.
براندازی غیر نظامی یعنی چطوری دقیقا 😒 ؟ دیدی که این چند ماهی که مرسی بر مسند ریاست بود همه اش درگیری و آشوب و تظاهرات مخالفین بر پا بود...فکر کری مرسی با زبون خوش میرفت کنار خودش ؟ تا 4 سال دیگه و انتخابات بعدی هم معلوم نبود چه اتفاقاتی میوفتاد...وقتی فقط 20% واجدین شرایط به قانون اساسی رای میدن ، شما انتظار داری کشور به کدوم سمت بره ؟
براندازی غیر نظامی یعنی چطوری دقیقا 😒 ؟ دیدی که این چند ماهی که مرسی بر مسند ریاست بود همه اش درگیری و آشوب و تظاهرات مخالفین بر پا بود...فکر کری مرسی با زبون خوش میرفت کنار خودش ؟ تا 4 سال دیگه و انتخابات بعدی هم معلوم نبود چه اتفاقاتی میوفتاد...وقتی فقط 20% واجدین شرایط به قانون اساسی رای میدن ، شما انتظار داری کشور به کدوم سمت بره ؟
مثل مبارک!:)) ببین ما در مورد چیزی که رخ نداده نمیتونیم اظهار نظری بکنیم،فعلا هم جانشینان مرسی خشونت بیشتری نسبت به مرسی به خرج دادند! خب اون 80 درصد قطعا توانایی براندازی غیرنظامی مرسی رو داشتند،ارتش هم که ظاهرا مخالف مرسی بود:)
مثل مبارک!:)) ببین ما در مورد چیزی که رخ نداده نمیتونیم اظهار نظری بکنیم،فعلا هم جانشینان مرسی خشونت بیشتری نسبت به مرسی به خرج دادند! خب اون 80 درصد قطعا توانایی براندازی غیرنظامی مرسی رو داشتند،ارتش هم که ظاهرا مخالف مرسی بود:)
مبارک بیچاره احتمالا در آینده مثل شاه ایران ازش یاد خواهند کرد 😖 !! خبری خوندم که قراره تا 48 ساعت آینده آزاد شه چون تنها موردی که داشته یک تخلف مالی بوده که تبرئه شده...در مورد کشتار مردم در جریان انقلاب 2011 مصر هم فعلا حکمی براش صادر نشده...
خب در همین چند وقتی که مرسی سر کار بود مگه کم درگیری و کشته داشتیم ؟
ارتش مصر مگه جانشین مرسی هست که میگی جانشینان مرسی بیشتر آدم کشتن ؟
بعد هم تعداد کشته ها که ملاک نیست ، فعلا اوضاع مصر خر تو خر تر از اون حرف هاست که بشه نتیجه گیری درستی در مورد عملکرد ارتش مصر داشت...
به نظر من که اگر میخواستن صبر کنن حالا حالا ها مرسی کنار نمیرفت و شاید در همین 4 سالی که بود مثل ملاهای ایران جای پای اخوان رو محکم میکرد و دیگه راه بازگشتی نمیموند...
وضعیت صحرای سینا و فعالیت تروریست ها در اونجا در دوران مرسی رو ببینید
مبارک بیچاره احتمالا در آینده مثل شاه ایران ازش یاد خواهند کرد 😖 !! خبری خوندم که قراره تا 48 ساعت آینده آزاد شه چون تنها موردی که داشته یک تخلف مالی بوده که تبرئه شده...در مورد کشتار مردم در جریان انقلاب 2011 مصر هم فعلا حکمی براش صادر نشده...
پس وای به حال مصر:))
خب اصولا من چون با اعدام مخالفم اصلا نفس دیکتاتوری مستحق شدیدترین مجازات میبینم! یعنی حبس ابد(یا جایگزین های انسانی ترش مثل 25 سال حبس) خوش شانس هست این مبارک:))
به نظر من که اگر میخواستن صبر کنن حالا حالا ها مرسی کنار نمیرفت و شاید در همین 4 سالی که بود مثل ملاهای ایران جای پای اخوان رو محکم میکرد و دیگه راه بازگشتی نمیموند...
ببین این چیزی هست که من در مورد ایران هم مشکل دارم و به نوعی روزبه هم گفتش.
اینکه بدونند چی نمیخواند ولی ندونند چی میخواند!
خیلی شاید ها هست ولی آیا آیا ما ماشین زمان داریم؟!حتی زمان انقلاب ایران هم امکان اینکه حکومت اینقدر مزخرف نشه بود ولی اون موقع هم کسی نمیتونست آینده رو پیش بینی بکنه.
نمیشه گفت آیا حکومت بعد از مرسی بهتر هست یا نه چون مرسی با وجود مشکل دار بودنش حکومتش کوتاه بود.
وضعیت صحرای سینا و فعالیت تروریست ها در اونجا در دوران مرسی رو ببینید !!
در مصر مزخرف ترین گروه ها در درجه اول سلفی ها هستند و بعد اخوان المسلمین ولی به هر حال ما سرکوب اعتراضات نسبتا مسالمت آمیز رو هم بعد از مرسی شاهد بودیم که نشونه خوبی نیست.
خیلی شاید ها هست ولی آیا آیا ما ماشین زمان داریم؟!حتی زمان انقلاب ایران هم امکان اینکه حکومت اینقدر مزخرف نشه بود ولی اون موقع هم کسی نمیتونست آینده رو پیش بینی بکنه.
چرا همون موقع اش هم خیلی ها آینده رو پیش بینی کرده بودند چون یک نیم نگاهی به تاریخ و گذشته داشتند . روشنفکران زیادی هشدار دادند ، فیلمهای زیادی ساخته شد که سعی داشتند این مساله رو نشون بدند و توقیف شدند . منتها مشکل مردم بر خلاف ادعای شورشیان 57 نه آزادی بود و نه وضعیت بد اقتصادی و نه دموکراسی . حقیقت امر هم اینه که ایران نه وضع بد اقتصادی داشت (به نسبت قبل و بعدش) ، نه از نظر آزادی وضعیت جامعه باز به نسبت قبل و بعدش بدتر بود و این چیزیه که خود جمهوری اسلامی چی ها هم تاییدش میکنند :
درد مردمِ بیسوادِ آن دوران یکی زیاده خواهی های اقتصادی بود که میشه بخشیش رو در وعده های خمینی پیدا کرد ، یکی بیضه اسلام بود (که شاه ایران خودش مسلمانِ دو آتشه بود و در راه سکولاریزه کردن کشور تلاش نکرد و عملن گند زد) و بخش کوچکی از جامعه هم بودند که دنبال رسیدن به آزادی های سیاسی و فردی بیشتر بودند که تعدادشون به قدری کم بود که هرگز نه صداشون شنیده شد و نه به بازی گرفته شدند . این طوری میشه که بعد از انقلاب توسط اراذل آخوند و ملا و طرفدار خمینی تمام طیفهای مختلف سرکوب میشند و کنار زده میشند و دلیل شکستشون هم این بود که عملن در اقلیت قرار داشتند و اکثریت اصلن شعور این رو نداشت که کشور رو در یک مسیر درست هدایت کنند .
ولی بعد از شورش 57 چه شد ؟!
وضعیت اقتصادی روز به روز بیشتر و بیشتر به گند کشیده شد با اینکه درآمد های کشور خیلی خیلی بیشتر شده بود .
روابط خوب سیاسی با جهان عملن از بین رفت .
نه تنها مردم به دموکراسی نرسیدند و آزادیشون بیشتر نشد بلکه همون چُس مثقال آزادی هم که داشتند به باد فنا رفت و محدودیت دیگه نه تنها در زمینه انتقاد از عملکرد حکومت و وارد شده به برخی زمینه های اقتصادی خاص بلکه به پوشش و ریخت و دین و خوراک و روابط انسانها با هم هم گسترش یافت .
به خاطر کشتار تقریبن تمام سران نظامی کشور و آهن پاره خواندن هواپیماهای اف 16 ای که آمریکا به ایران بدهکار بود و دعوا و کل کل با غرب و شعار های کیلویی صادرات انقلاب .... یک جنگ 8 ساله هم پاچه ایران شد که هنوز که هنوزه داره کشته میده .
همه اینها رو بذارید روی هم میبینید کسانی در سال 57 شورش کردند اصلن شعور نداشتند چه برسه به بینش سیاسی و درک درست از دموکراسی و آزادی . حقیقت اینه که شورشیان 57 تقریبن همه شان شعبان بی مخ های زمان خودشان بودند . کسانی که میریختند توی سربازخانه ها و سرباز بیچاره را میکشتند یا میرفتند شهر نو و پری بلنده رو زنده زنده میسوزوندند و بعدش توی شهر میگردوندند ! مابقی مردم هم که عملن اصلن نمیفهمیدند چی در جریانه یکیش مادر بزرگ خود من که در تظاهرات شرکت میکرد و بعدش این طوری شعار میداد :
ای شاه خائین آیم به سویت ، ای شهید حق آواره گردی - کشتی جوانان وطن آخ و وا ویلا !!!!
بقیه هم وضعیت بهتری نداشتند ، یعنی خیلی ها فکر میکردند دارند میرند پیک نیک ! تا قبل از عصر همه کارهاشونو میکردند غذاهاشونو بار میذاشتند میگفتند خوب حالا بریم تظاهرات ! اصلن توی باغ نبودند . نتیجه هم میشه اینکه همون وحشی ها با پشتیبانی کسانی که اصلن توی باغ نیستند قدرت رو در دست میگیرند و کشور به این روز میوفته .
خوب مشخصن سیستم به خاطر اینکه مردم رو فقر اطلاعاتی قرار داده بوده مقصره ولی خود بدنه جامعه بیشتر مقصره و تنها راه اینکه این جامعه بفهمه دیگه نباید نفهمیده کاری نکنه همین بلایی بود که سرش اومد و به نظر من هنوز هم زوده که این بلا رفع بشه چون هنوز هم خیلی ها که تعدادشون هم کم نیست نفهم هستند .
چهار پناهجوی سیاسی که با خروجشان از ایران نشان دادند فرار مغز ها هنوز ادامه دارد. دولت استرالیا باید به خود ببالد
جالبه فقط همین استرالیا رو حساب کنیم این همه خبر راجع به غرق شدن کشتی پناهنجویان ایرانی منتشر میشد، سایت تابناک تازه یادش اومده که داره چه بلایی سر جوانان میاد. اونم کِی؟ الان که دیگه قوانین عوض شده، عملا بدرد پناهندگی نمیخوره و احتمالا دیگه پناهجویی با قایق عزم استرالیا نخواهد کرد.🚽
خبر دردناک و حیرتآور است؛ در روزهای اخیر، سفیر استرالیا در ایران، پرده از واقعیت دردناکی درباره ایرانیان برداشت. برخی مقامات و برخی مسئولان! کمی به خود بیایید. آمار ایرانیان فراری از کشور خود، آماری نیست که بشود آن را پنهان کرد؛ نه مانند تورم است که بتوان آن را با نقطهای و... دستکاری نمود و نه دیگر رقابتهای انتخاباتی در میان است، بلکه پای جان ایرانیانی در میان است که به امیدی از کشور خود فرار میکنند تا شاید آیندهای برای خود بجویند.
حالا اون عکس چی بود؟ توضیحی میتونی بدی میلاد؟ چقدر قیافه ها آشنا بودند در نگاه اول.:))) اینکه ممکنه خودم و بعضی از دوستان، سرنوشتی شبیه این پناهجویان رو داشته باشند زیادی فکر آدمو مشغول می کنه.
حالا اون عکس چی بود؟ توضیحی میتونی بدی میلاد؟ چقدر قیافه ها آشنا بودند در نگاه اول.:))) اینکه ممکنه خودم و بعضی از دوستان، سرنوشتی شبیه این پناهجویان رو داشته باشند زیادی فکر آدمو مشغول می کنه.
داستان از این قراره که هر کسی که از مادر محترم قهر میکنه راه میوفته میره پناهنده سیاسی میشه . بعد از مدتی همین افراد از جمله اون عکسی که دیدید قبولی میگیرند و فوری برای مسافرت به ایران میرند . نتیجه این میشه که قوانین پناهندگی سخت تر و سخت تر میشه و این طوری حق کسانی که واقعن در کشورشون در خطر جانی هستند ضایع میشه و جانشون به خطر میوفته . این مدل افراد رو باید هر طوری که هست آبرویشان را ریخت . اگر هم خودت را به دروغ پناهنده سیاسی معرفی کرده ای دست کم میتوانی انقدر شرافت داشته باشی که طوری رفتار نکنی که راه رو برای بقیه مسدود کنی
اینا چرا اینجورین؟ البته این رفتارها بیشتر در دخترها دیده میشه.. نمیدونم چی بگم.
اقای کافر زندیق داری پاتو از حد خودت بیشتر دراز میکنی اراجیف شما فقط خود شما را قانع میکند و برای موحدین محترم این سایت پشیزی ارزش ندارد از موحدین محترم درخواست میکنم با جواب ندادن به این شخص کافر شیطان پرست اعتراض خودشان را نشان دهند و اراجیفش را به مدیریت گزارش کنند اگر اثر نکرد اون وقت من میدونم چیکار کنم با این کافر... لعنة الله علی القوم الکافرین...
لعنت خدا ، فرشتگان و همه مردم بر کسانی که وجود مبارک خداوند متعال را منکر میشوند
من یه حالی از تو بگیرم کافر زندیق تا پایه جونم وای میسم پیدا کردن ip تو برای من مثل اب خوردن میمونه بهت قول میدم اگه همین طور ادامه بدی میام سراغت... من پدرم تو وزارت اطلاعات کار میکنه فقط کافی بهش گزارش بدم شانس بیار فقط تو ایران نباشی...
استریوتایپ:))
البته من فکر میکنم از این برادران اینفورمیشنی خواهر نما باشه چون بر اسا یک استریوتایپ دیگه دخترای مذهبی رو فاقد این همه جرات و پرده دری میدونم!
داستان از این قراره که هر کسی که از مادر محترم قهر میکنه راه میوفته میره پناهنده سیاسی میشه . بعد از مدتی همین افراد از جمله اون عکسی که دیدید قبولی میگیرند و فوری برای مسافرت به ایران میرند . نتیجه این میشه که قوانین پناهندگی سخت تر و سخت تر میشه و این طوری حق کسانی که واقعن در کشورشون در خطر جانی هستند ضایع میشه و جانشون به خطر میوفته . این مدل افراد رو باید هر طوری که هست آبرویشان را ریخت . اگر هم خودت را به دروغ پناهنده سیاسی معرفی کرده ای دست کم میتوانی انقدر شرافت داشته باشی که طوری رفتار نکنی که راه رو برای بقیه مسدود کنی .
چه مسخره. آره خب واقعا نباید برگردن. حالا این پناهنده های ایرانی چند درصدشون از این کارها میکنند؟ مقامات این کشورها رسما اعلام کردن که این توی سخت تر کردن قوانین پناهندگی تاثیر داشته؟
استریوتایپ:)) البته من فکر میکنم از این برادران اینفورمیشنی خواهر نما باشه چون بر اسا یک استریوتایپ دیگه دخترای مذهبی رو فاقد این همه جرات و پرده دری میدونم! :)))
بابا خیلی عصبانی به نظر میومد. گفتم الان سکته قلبی بزنه.. فکر نمیکنم خواهر نما بوده باشه. اونایی که اینترنت نیومدن و یک عمر از نقد عقیدشون محروم بوده اند طبیعیه زیر سئوال بردن عقایدشون غیرقابل تحمل و به شدت ناراحت کننده باشه.
دوستانی که عینک علم گرایی به چشم دارند؛ مهرورزیده و با پاسخ دانشیک محض به این پرسش ها؛ مرا هم آگاه سازند، تا دریابم"فلسفه" چیست؟ "علم" چیست؟😐 اگر خواستند؛ می توانند از دوستانی چون استفان هاوکینگ هم کمک بگیرند!
اکنون که کافه خلوت شده؛ احساس خوب تنهایی را در فضای مجازی آن متصور می شوم... در نور زرد رنگ ضعیف...با دیوارهایی تیره گون... پرتوی سایه ای تاریکی در گوشه های آن... میز و صندلی های چوبی همراه با یادگاری های چسبانده شده بر میزها... موسیقی معنادار به وزن هنر نوازنده و بدون پارازیت خواننده... و البته منوی نوشیدنی هایی که برپا کننده این کافه به تنهایی نوش جان می کرد! سیگار؟ نه؛ دیگر علاقه ای به آن ندارم. ..... چه شد اینها را نوشتم؟! درست نمی دانم! شاید فضای مجازی این کافه و سکوت آن توجهم را جلب کرده و از سویی همچنان گوشه چشمی هم به اجتماع دارم! آخر این روزها؛ تنها بودن در کافه های خلوت را در دنیای واقعی نیز ترجیح میدهم.
شمایی که اکنون قدم به کافه گذاشتید و تنهایی لذت بخش مرا به گند کشیدی!!! ؛ اگر ابراز تصور من از این کافه برایت جالب هست؛ تصور خودت را هم از این کافه مجازی؛ در آزادی فکری کامل بیان کن؛ اگر هم تصور من برایت احمقانه است؛ باز هم تصور خودت را بیان کن!😏
تصورِ من از کافه، فضاییست آمیخته با سکوتی بینظیر که هر از گاهی تقریرِ اندیشهای، توجه حاضران در کافه را که هر یک تنها در گوشهای از آن لمیدهاند به خود جلب کرده و سبب میشود که مدتی با هم پیرامونِ آن گفتگو یا جدل کنند و سپس همه با هم دوباره به سکوت میروند اینبار اما در حالِ اندیشیدن و تعمق بر آنچه که گذشت تا اینکه باز دوباره کسی سکوت را بشکند...
محیطش اما جاییست که شدیدا حسِ متروکه بودن و خلوت بودن را میدهد، جایی که در آن بیشتر افراد تنها یک بار مشتریاش میشوند و میروند و هرگز باز نمیگردند، همهچیز از صندلیهای چوبیاش گرفته تا چراغهایش نشان از کهنگی دارند اما هر از گاهی بوی شرابِ ارغوانیِ دستساز از سوی صاحبِ کافه، همه را به وجد میآورد. کافه اگرچه قرار بوده برای همنشینی باشد و قهوه نوشیدن و سیگار کشیدن، اما اینجا برای مشتریانِ دائمی، صاحبِ کافه هر چیزی را تدارک دیده است... .
حدود دو ساعت پیش می خواستم به این پست دوستمان سامان، پاسخ دهم؛ که در عمق اندیشه های فلسفی غرق شدم و اکنون که متوجه گذر زمان شده ام؛ حس خواب آلودگی نیز برایم هویدا گشته؛ و به احترام خودم و دوستان در آن جستار؛ نمی توانم بدون دقت و خردورزی کافی، پاسخی بنگارم. پس؛ تا فردا! 😏
جالب اینکه در بخش جستجوی این سایت، کلمات غیر اخلاقی نیز با عناوین و توضیحات رقت انگیز نمایش داده می شود و با جستجوی کلمات سیاسی خاص نیز جملاتی علیه نظام اسلامی و مسئولان کشور به نمایش در می آید که تنها در چارچوب مطالبات گروه های برانداز می توان آنها را تجزیه و تحلیل کرد.
این کار اینگونه رقم می خورد که امکان وارد کردن و بروز کردن اطلاعات این سایت توسط افراد ثبت نام شده به وجود آمد و حامیان فتنه 88 با وارد کردن متون جهت دار و انحرافی، آن را تحت پوشش عنوان معتبر این لغتنامه، در اختیار کاربران قرار داده و هر از گاهی آن را تبدیل به سوژه تبلیغاتی خود علیه نظام می کردند.
...
واقعا عجب موجودات ماقبل تاریخی بر ما مسلط شده اند. شرم آوره.
شمایی که اکنون قدم به کافه گذاشتید و تنهایی لذت بخش مرا به گند کشیدی!!! ؛ اگر ابراز تصور من از این کافه برایت جالب هست؛ تصور خودت را هم از این کافه مجازی؛ در آزادی فکری کامل بیان کن؛ اگر هم تصور من برایت احمقانه است؛ باز هم تصور خودت را بیان کن!
من فکر میکنم این کافه دیگه ورشکست شده! چطوره تغییر کاربری بدیم و گیم نتش کنیم؟ نه؟👌
من فکر میکنم این کافه دیگه ورشکست شده! چطوره تغییر کاربری بدیم و گیم نتش کنیم؟ نه؟
نه! اینجا که خلوت شده؛ تازه کم کم به من خوش می گذرد. گیم نت شود پر از بچه و کودک و سر و صدا خواهد شد... همچنین؛ کافه به نام دوستمان امیر هستش! او هم سند و مدارک را با خودش برده.😏
برای نظم بهینه تر جستار ها؛ من تشخیص دادم پاسخ مهربد را در اینجا بنگارم.
Mehrbod
دوستان شوربختانه فربودگرایی را پُـرگاه[1] با خردگرایی جابهجا میگیرند.
چه طور شد که با خودت فکر کردی من رئالیسم را با خردگرایی جا به جا می گیرم؟!!!
Mehrbod
فربود[2] این است که زنان جایگاه برتری از مردان دارند, اینکه ما مردان ابزارهای هوش و دانش و نیرومندی را در دست داریم در برابر ابزار جنسی زنان به کار چندانی[3] نمیایند و خود زنان هم از ابزارهای هوش و دانش و نیرومندی بی بهره نیستند. در پایانِ روز هم این زن است که مرد را میگزیند و همهیِ اینها برای اوست, زیرا گذرگاه[4] فرازیست[5] (=زادآوری[6]) را زن دارد.
مردان(خردگرا) ؛ می توانند با پیشبرد خردگرایی(فلسفه، دانش، تکنولوژی) در برابر اساسی ترین سلاح زنان، (در چم نیاز جنسی) نیز بی نیاز گردند. چه بسا برخی از خردمندان(فلاسفه، ریاضی دانان و یا دانشمندان) در گرو لذت عمیق دانش و حکمت فرو رفته و نیروی جنسی برایشان به حاشیه و یا فراموشی گرویده است. اگر باور آن خیلی برایت مشکل است؛ نام هایشان و توصیف زندگانیشان را در گرو یک کار پژوهشی؛ برایت فهرست کنم!
Mehrbod
اگر مردان میخواهند چیزی هرگز بدگرد[7], باید از راهِ درست و با نگرش به فربودِ بیرونی پیش بروند, نه با این پندارههایِ[8] نادرست از ارزشمندیِ خودآماجِ[9] خرد و دانش و etc.
مقصودت از فربود بیرونی همان اصل فرازیست ژن؛ و توجیه رفتارهای احمقانه ی زنان در گرو آن می باشد؟ اگر پاسخت مثبت است؛ نیک تر است شکیبا باشی تا پیرامون آن جستار نیز، به نقد و تحلیل دقیق بپردازم. و اگر جز این است؛ به مهر، بیان فرما!
مردان(خردگرا) ؛ می توانند با پیشبرد خردگرایی(فلسفه، دانش، تکنولوژی) در برابر اساسی ترین سلاح زنان، (در چم نیاز جنسی) نیز بی نیاز گردند.
چه بسا برخی از خردمندان(فلاسفه، ریاضی دانان و یا دانشمندان) در گرو لذت عمیق دانش و حکمت فرو رفته و نیروی جنسی برایشان به حاشیه و یا فراموشی گرویده است.
اگر باور آن خیلی برایت مشکل است؛ نام هایشان و توصیف زندگانیشان را در گرو یک کار پژوهشی؛ برایت فهرست کنم!
خوشی هم ارزش راستین نیست, خوشی تنها یک رهنمود (directive) است که چه کاری ارزشمند است
و چه کاری نه, همانجور که درد تنها یک نشال[1]
است که چه کاری نادرست (پاد فرازیست[2]) است و چه کاری نه.
برای اینکه سادهتر گرفته شود, میتوان دستگاهی را انگاشت که کس با پیوستن
مغز خود به آن پیوسته خوشی میبرد تا زمانیکه بمیرد. اکنون سود یا ارزش این خوشی چیست؟
بجای این دستگاه بگذاریم: فلسفه
چیزی دگرسانید[3]؟
----
1. ^ neš+âl+idan::Nešâlidan || نشالیدن: سیگنال دادن ⚕Heydari, Ϣiki-En to signalize
2. ^ farâ+zist::Farâzist || فرازیست: بقاء; بجا ماندگی; Ϣiki-En survival überleben 3. ^ Degarsânidan || دگرسانیدن: فرق کردن to differ
خوشی هم ارزش راستین نیست, خوشی تنها یک رهنمود (directive) است که چه کاری ارزشمند است و چه کاری نه, همانجور که درد تنها یک نشال[1] است که چه کاری نادرست (پاد فرازیست[2]) است و چه کاری نه.
برای اینکه سادهتر گرفته شود, میتوان دستگاهی را انگاشت که کس با پیوستن مغز خود به آن پیوسته خوشی میبرد تا زمانیکه بمیرد. اکنون سود یا ارزش این خوشی چیست؟
بجای این دستگاه بگذاریم: فلسفه
چیزی دگرسانید[3]؟
اینکه از دید فرگشتیک رنج و لذت چه معنایی دارند؛ متفاوت است با معنای آنها در خردگرایی. در خردگرایی؛ "لذت بیشتر" خود ارزش است. و سودمندی آن در گرو چیزی فراتر نیست. بلکه چیزی سودمند می شود که در گرو لذت بیشتر باشد. پس همچنین لازم است، میان رنج ولذت؛ با رنج و لذت بیشینه در بلند مدت تمایز قایل شویم!
برای من هم ابزار هستند و هم ارزش!
چه مشکلی در این نگرش می بینی؟😉
ارزش یا ارزش راستین؟ من خوشی بردن را ارزش میدانم, ولی ارزش راستین نیست. ارزش
راستین همان فرازیسته (خودآماج), خوشی و درد تنها یک لایهیِ کشیده شده روی همان هستند.
اینکه از دید فرگشتیک رنج و لذت چه معنایی دارند؛ متفاوت است با معنای آنها در خردگرایی.
در خردگرایی؛ "لذت بیشتر" خود ارزش است. و سودمندی آن در گرو چیزی فراتر نیست. بلکه چیزی سودمند می شود که در گرو لذت بیشتر باشد.
پس همچنین لازم است، میان رنج ولذت؛ با رنج و لذت بیشینه در بلند مدت تمایز قایل شویم!
خردگرایی نباید خوشیِ بیشتر را ارزشِ راستین ببیند. خوشی و درد نِشال (signal) هستند, یکی
میگوید چه کاری در راستای فرازیست خوبه, بیشتر, یکی میگوید چه کاری در راستای فرازیست بده, کمتر.
اینکه ما درد و خوشیِِ زندگی امان را ارزشمند میبینید کاری است پذیرفتنی (اینها ابزارهای کاربردیای هستند), ولی ما برای این نمیزیویم که پیوسته خوشی بیشتر
ببریم و درد کمتر! نمونهیِ نه چندان خوب ولی گویا, گُمیزش هم خوشیآور است, ولی مایهیِ اینکه یک چیز ارزشمند و والایی باشد نیست—> خوشی و درد ارزشهای خودآماج نیستند (پس نه, هر چیز خوشیآوری ببایست سودمند نیست و وارونه).
بفرجام در نگاه درست (فربودگرایانه), خوشی و درد تنها همان ابزارهای راهیابی هستند, خودِ راه ولی چیزی بجز فرازیست نبوده و نیست.
من چندیست که توفیق اجباری تماشای صدا و سیمای ج.ا نصیبم شده، امشب بطور اتفاقی برنامهای در شبکهیِ 4 دیدم بنام زاویه؛ ناگهان متوجه شدم مناظرهیِ داغی در جریان است آن هم در رسانهیِ میلی.مهمانان هم یکی از برادران ذوب در ولایت از نوع آخوند کت شلواری (بعدا خواندم که مهمان یک آخوند واقعی بوده که نیامده بود و این جایگزین شده بود) و در طرف مقابل صادق زیباکلام، موضوع بحث هم مدرنیته و غرب بود و چه مناظرهای بود و چه متلکهایی که در جواب چرندیات این جناب آخوند (دکتر زرشناس) به برادران ولایی نیانداخت و مجری برنامه هم که یک بسیجی بیسواد ریشو بود چه میزان به زحمت افتاد. فایل صوتی مناظره باید احتمالا بعدا در سایت او قرار داده شود. ثبلا هم یکبار همین برنامهیِ زاویه را دیده بودم و بحثهایِ واقعی درش جریان میگیرد و حقیقتا عجیب است، ان بار موضوع بجث عرفان بود و یک آخوند دفاع میکرد و یک بسیجی میگفت اینها کافرند.در میان بحثهای جدی اینها با هم همیشه نکات بسیار جالبی بیرون میاید. البته اینرا هم بگویم که با همهیِ اینها همینکه صداق زیباکلام میتواند اینها را بگوید و راست راست راه برود (مانند باقی اصلاح طلبان) هم بسیار مهم است.
خردگرایی نباید خوشیِ بیشتر را ارزشِ راستین ببیند. خوشی و درد نِشال[3] (signal) هستند, یکی میگوید چه کاری در راستای فرازیست خوبه, بیشتر, یکی میگوید چه کاری در راستای فرازیست بده, کمتر.
اینکه ما درد و خوشیِِ زندگی امان را ارزشمند میبینید کاری است پذیرفتنی (اینها ابزارهای کاربردیای هستند), ولی ما برای این نمیزیویم[4] که پیوسته خوشی بیشتر ببریم و درد کمتر! نمونهیِ نه چندان خوب ولی گویا, گُمیزش[5] هم خوشیآور است, ولی مایهیِ اینکه یک چیز ارزشمند و والایی باشد نیست—> خوشی و درد ارزشهای خودآماج نیستند (پس نه, هر چیز خوشیآوری ببایست سودمند نیست و وارونه).
بفرجام[6] در نگاه درست (فربودگرایانه), خوشی و درد تنها همان ابزارهای راهیابی هستند, خودِ راه ولی چیزی بجز فرازیست[1] نبوده و نیست.
پس برایم تبیین فرما؛ هنگامی که فردی(برای نمونه یک زندانی) همواره زندگی بسیار طاقت فرسایی دارد؛ در رنج فراوان، فرازیست برایش چه ارزشی می تواند داشته باشد؟ در برخی از موارد؛ مرگ می تواند برای ما آخرین و بهترین راهکار باشد؛ در برابر شرایط کاملا غیر قابل بهبودی. با نگرش شما؛ امید به زندگی در اینجا، چگونه معنا می یابد؟ فرازیست به تنهایی، چگونه ارزشمند است؟
همچنان هم تاکید دارم؛ آنچه از دید فرگشتیک، رنج و لذت را برای ما به وجود آورده و معنا داده؛ می تواند در خردگرایی،خودش معنا و انگیزه ی زیستن شود.
پس برایم تبیین فرما؛ هنگامی که فردی(برای نمونه یک زندانی) همواره زندگی بسیار طاقت فرسایی دارد؛ در رنج فراوان، فرازیست برایش چه ارزشی می تواند داشته باشد؟
در برخی از موارد؛ مرگ می تواند برای ما آخرین و بهترین راهکار باشد؛ در برابر شرایط کاملا غیر قابل بهبودی.
با نگرش شما؛ امید به زندگی در اینجا، چگونه معنا می یابد؟ فرازیست به تنهایی، چگونه ارزشمند است؟
اینکه چیز دشواری ندارد, اگر نمونه فداکاری را میاوردی باز اندکی دشواری داشت.
برای یک زندانی, اینکه یک روز بیشتر زنده باشد هم یک شانس و گرایندی آزادی (از این ستون به آن ستون گشایش است) دارد,
چه بسیاری زندانیها که هرگز به نگر نمیامده شانسی برای رهایی داشته باشند و دیرتر رهایی یافتهای.
پس زندانیای که اینجا دست به گزینهیِ خودکشی میزند براه گزینش طبیعی خود به خود ناپدید میشود, کسیکه رنج و
درد را میبرتابد و رهایی میابد, ژن اش را به آیندگان میرساند و رفتار آدم فردا به او نزدیکتر میشود و خوشی و درد
او میشود آنچه این آدم پیشین گزیده یا نگزیده. ما هم آیندهیِ همین گذشتگان هستیم و خوشیِ دردِ (ارزشهای دُومینه) ما در
چیزها وابسته به کنشی است که نیاکان ما در برابر طبیعت گزیدهاند یا نگزیدهاند: ارزش فرازیست —> ارزشهایِ خوشی و درد
ارزشهای خوشی و درد خود از فرازیست میایند و برای همین دومینیی هستند.
مردان(خردگرا) ؛ می توانند با پیشبرد خردگرایی(فلسفه، دانش، تکنولوژی) در برابر اساسی ترین سلاح زنان، (در چم نیاز جنسی) نیز بی نیاز گردند.
خردگرایی خودآماج نیست, مرد یا زن اینجا نیست که در زندگی خردگرایی کند, مرد یا زن اینجاست که فرازیود و بس.
شما هنگامیکه وضعیت مردان را میواکاوی, بایستی نگرشی تا جایِ شدنی آیینهسان با فربود داشته باشی. فربود اینه که فرازیست سخن
یکم و پایانی را میزند, خرد و دانش و فلسفه و تکنولوژی و .. همگی از بیخ و بن در خدمت فرازیست هستند, اگر نباشند, خود به خود نابود میشوند.
به دیگر سخن, زمانیکه از همان آغاز واکاوی خشت را کژ نهی, دیوارت تا ثریا کژ میرود!
اگر اینجا واکاویِ نادرست بگوید خرد خوبه چون مایهیِ خوشی
بردن! و چشیدن برترین لذتحـ! از زندگی میشود, پس مردان باید هر چه بیشتر خردگرایی! کنند, در اینجا همین یکی میبسندد که همهیِ مردانیکه میخواهند از بهرهکشی زنان
بیرون بیایند این رویکرد را گزیده و از بیخ و بن نابود شوند! زادمان پسینی که میاید (و هیچکدام از این مردان خردگرا در آن نبودهاند) کسانی هستند که با شرایط بهتر سازواری یافتهاند و هتا
فرایند بهرهکشی را شاید کم کم خوشیآور بیابند. آنگاه چه میکنید؟ به بهرهکشیدههایی که از بهرهکشی اشان خوشی میبرند میگویید بیشتر خردگرایی کنند!؟
((:
این یک نمونهیِ سادیده بود از اینکه چه اندازه این شیوهیِ اندیشیدن گمراه کننده و کژروانه است.
ارزش یا ارزش راستین؟ من خوشی بردن را ارزش میدانم, ولی ارزش راستین نیست. ارزش راستین همان فرازیسته[1] (خودآماج[2]), خوشی و درد تنها یک لایهیِ کشیده شده روی همان هستند.
چه کسی یا چه چیزی تعیین می کند که چه چیزهایی ارزش راستین هستند؟ به گمان من هر شخصی یکسری ارزشهای پایه ای دارد، که مانند اصول موضوعه (Axiom) قابل استنتاج نیستند. البته چون مغز آدمها کم و بیش یکسان است، انتظار می رود این ارزشها هم تا حدود زیادی یکسان باشند، برای نمونه فرازیست تقریبا برای همه ارزش است، اما خب با پیشرفت پزشکی و بهداشت، الان فرازیست تا 70-80 سالگی تقریبا تضمین شده، پس می رسیم به اولویت های بعدی.
من دلم برای دخترهای با مانتو و روسری تنگ شده😄 ، یادم هست سال ۲۰۰۰ که از ایران اومدم بیرون چندین سال از اومدن خاتمی گذشته بود و این مانتوهای گشاد دراز تبدیل شده بود به مانتوهای کوتاه کمی تنگ ، این هم مدل سکسی خودش را دارد
اینکه چیز دشواری ندارد, اگر نمونه فداکاری را میاوردی باز اندکی دشواری داشت.
برای یک زندانی, اینکه یک روز بیشتر زنده باشد هم یک شانس و گرایندی[1] آزادی (از این ستون به آن ستون گشایش است) دارد, چه بسیاری زندانیها که هرگز به نگر نمیامده شانسی برای رهایی داشته باشند و دیرتر رهایی یافتهای. پس زندانیای که اینجا دست به گزینهیِ خودکشی میزند براه گزینش طبیعی خود به خود ناپدید میشود, کسیکه رنج و درد را میبرتابد[2] و رهایی میابد, ژن اش را به آیندگان میرساند و رفتار آدم فردا به او نزدیکتر میشود و خوشی و درد او میشود آنچه این آدم پیشین گزیده یا نگزیده. ما هم آیندهیِ همین گذشتگان هستیم و خوشیِ دردِ (ارزشهای دُومینه) ما در چیزها وابسته به کنشی است که نیاکان ما در برابر طبیعت گزیدهاند یا نگزیدهاند: ارزش فرازیست[3] —> ارزشهایِ خوشی و درد
ارزشهای خوشی و درد خود از فرازیست میایند و برای همین دومینیی هستند.
@Mehrbod مقصود من نمونه ای بود که امید کافی از لحاظ منطقی، برای رهایی آن زندانی وجود ندارد؛ در این حالت فرازیست آن زندانی، چگونه تبیین می گردد؟! و اگر گرایند اندکی به رهایی او وجود داشته باشد؛ در برابر شکنجه های شدید و رنج های بسیار؛ تنها آرزویش "مرگ" خواهد بود.
اینکه در فرگشت و انتخاب طبیعی نیز چگونه درد و خوشی شکل گرفته اند؛ پیوندی با مردود بودن اساس سیستم فکری من ندارد. شما باید به جای توصیف آن؛ برایم اثبات کنی که فرا رفتن و تخطی از "فرازیست ژن" امکان پذیر نیست! در حالی که نمونه هایی همچون خودکشی، کشتن فرزند و عدم زادمان آگاهانه؛ بی انگیزگی بسیاری از آدمیان را نسبت به فرازیست خود و یا فرازیست ژنشان را؛ نمایان می گرداند.
شما هنگامیکه وضعیت مردان را میواکاوی, بایستی نگرشی تا جایِ شدنی آیینهسان با فربود[3] داشته باشی. فربود اینه که فرازیست[4] سخن یکم و پایانی را میزند, خرد و دانش و فلسفه و تکنولوژی و .. همگی از بیخ و بن در خدمت فرازیست هستند, اگر نباشند, خود به خود نابود میشوند.
این اساس گفتمان میان من و شما است؛
پس از توجیه نمونه هایی که از فرازیست تخطی نموده اند؛ بدون باز پرداختن به مطالب بی ربط(همچون روند فرگشت) برایم اثبات کن که نگرشم مردود است؛ تا من هم از اساس جهانبینی خود را دگرگون نمایم.
اگر اینجا واکاویِ نادرست بگوید خرد خوبه چون مایهیِ خوشی بردن! و چشیدن برترین لذتحـ! از زندگی میشود, پس مردان باید هر چه بیشتر خردگرایی! کنند, در اینجا همین یکی میبسندد[6] که همهیِ مردانیکه میخواهند از بهرهکشی زنان بیرون بیایند این رویکرد را گزیده و از بیخ و بن نابود شوند! زادمان[7] پسینی[8] که میاید (و هیچکدام از این مردان خردگرا در آن نبودهاند) کسانی هستند که با شرایط بهتر سازواری[9] یافتهاند و هتا فرایند بهرهکشی را شاید کم کم خوشیآور بیابند. آنگاه چه میکنید؟ به بهرهکشیدههایی که از بهرهکشی اشان خوشی میبرند میگویید بیشتر خردگرایی کنند!؟
چه شد که رهایی از بهره کشی زنان را، موجب نابودی مردان پنداشتی؟! با مهندسی ژنتیک می توان عوامل خوشی آور و رنج آور مردان را هم دگرگون کرد؛ و در صورتیکه این کار هم به هر دلیلی انجام نگیرد؛ باز هم ایرادی به نگرش من وارد نیست؛ زیرا تاکید من در خردگرایی به چشیدن لذت بیشتر در بلند مدت است؛ هنگامی که بردگی جنسی مردان؛ لذتی ناچیز برایشان دارد؛ در برابر بی نیازی. پس در خردگرایی، بردگی و نیاز به زنان؛ مردود و خفت بار است.
@Mehrbod مقصود من نمونه ای بود که امید کافی از لحاظ منطقی، برای رهایی آن زندانی وجود ندارد؛ در این حالت فرازیست آن زندانی، چگونه تبیین می گردد؟!
و اگر گرایند اندکی به رهایی او وجود داشته باشد؛ در برابر شکنجه های شدید و رنج های بسیار؛ تنها آرزویش "مرگ" خواهد بود.
اینکه در فرگشت و انتخاب طبیعی نیز چگونه درد و خوشی شکل گرفته اند؛ پیوندی با مردود بودن اساس سیستم فکری من ندارد. شما باید به جای توصیف آن؛ برایم اثبات کنی
که فرا رفتن و تخطی از "فرازیست ژن" امکان پذیر نیست!
در حالی که نمونه هایی همچون خودکشی، کشتن فرزند و عدم زادمان آگاهانه؛ بی انگیزگی بسیاری از آدمیان را نسبت به فرازیست خود و یا فرازیست ژنشان را؛ نمایان می گرداند.
تخطی از فرازیست[1] شدنی است, ولی در کوتاه-زمان[2]. چون کسیکه تخطی میکند خود به خود ژن اش را به زادمان[3] پسین نمیرساند و نیست میشود.
پس شمار کسانیکه در برابر سختیها کم میاورند و خودمیکشند هم در گذر زمان به 0 مینَمد[4], ولی شاید هرگز 0 نشود (اگر از بیخ فرگشت[5] تا آنجاها پیش برود).
پس از توجیه نمونه هایی که از فرازیست تخطی نموده اند؛ بدون باز پرداختن به مطالب بی ربط(همچون روند فرگشت) برایم اثبات کن که نگرشم مردود است؛ تا من هم از اساس جهانبینی خود را
دگرگون نمایم. 💐
نمونهیِ آسان آن اینکه شما از خوردن و آشامیدن (هر دو در راستای فرازیست) خودمیدارید, خوب سرپیچیدید[6]
و در دنباله نیست هم میشوید.
فرازیست تنها پالایه (filter) آنجاست که میگوید چه چیزی و چه کنشی درست است (پس باید خوشیآور باشد) و چه کنشی نادرست (و پس دردآور).
چه شد که رهایی از بهره کشی زنان را، موجب نابودی مردان پنداشتی؟!
با مهندسی ژنتیک می توان عوامل خوشی آور و رنج آور مردان را هم دگرگون کرد؛ و در صورتیکه این کار هم به هر دلیلی انجام نگیرد؛ باز هم ایرادی به نگرش من وارد نیست؛
زیرا تاکید من در خردگرایی به چشیدن لذت بیشتر در بلند مدت است؛ هنگامی که بردگی جنسی مردان؛ لذتی ناچیز برایشان دارد؛ در برابر بی نیازی.
پس در خردگرایی، بردگی و نیاز به زنان؛ مردود و خفت بار است.
شایندی[7] ≠ توانمندی
آدم هم میشاید[8] جاودانه باشد, ولی توانمندی اینکه امروز جاودانه شود را ندارد.
----
1. ^ farâ+zist::Farâzist || فرازیست: بقاء; بجا ماندگی; Ϣiki-En survival überleben 2. ^ Kutâh-Zamân || کوتاه-زمان: مدت کوتاه Ϣiki-En short-term
3. ^ zâd+mân::Zâdmân || زادمان: نسل Ϣiki-En generation
4. ^ Namidan || نمیدن: میل کردن Dehxodâ, Ϣiki-En to limit
5. ^ far+gaštan::Fargaštan || فرگشتن: بسیار گشتن; دگرستن; فراگشتن; تکامل یافتن www.thefreedictionary.com to evolve
6. ^ sar+pic+idan::Sarpicidan || سرپیچیدن: تخلف کردن ϢDict-Pâ to infract
7. ^ šây+and+i::Šâyandi || شایندی: امکان Ϣiki-En, Ϣiki-De possibility Möglichkeit 8. ^ šây+estan::Šâyestan || شایستن: ممکن بودن Ϣiki-En, ϢDict-Pâ, Dehxodâ to may
چه کسی یا چه چیزی تعیین می کند که چه چیزهایی ارزش راستین هستند؟ به گمان من هر شخصی یکسری ارزشهای پایه ای دارد، که مانند اصول موضوعه (Axiom) قابل استنتاج نیستند. البته چون مغز آدمها کم و بیش یکسان است، انتظار می رود این ارزشها هم تا حدود زیادی یکسان باشند، برای نمونه فرازیست تقریبا برای همه ارزش است، اما خب با پیشرفت پزشکی و بهداشت، الان فرازیست تا 70-80 سالگی تقریبا تضمین شده، پس می رسیم به اولویت های بعدی.
از دید شناختشناسیک[1] به آن بنگرید. خوردن خوشیآور است و یک ارزش, ولی این ارزش از کجا ریشه گرفته؟
بهمین سان, زیبایی, دلاوری, تیزهوشی, ... همگی ریشهیِ خودشان را از یک سرچشمه گرفتهاند و بس: فرازیست[2]
از همینرو ما گفتیم فرگشت[3] (گزینش طبیعی) تنها ارزش راستین است, هر چیز دیگر فرآوردهیِ[4] این ارزش میباشد و به خودی خود ارزشی ندارد: ارزش هر چیز با نگرش به فرگشت (فرازیست, ...) سنجیده[5] میشود.