آندد 1200 پست دارند اما 600 مطلب نوشتهاند!
کافه دومگو
Dariushآندد 1200 پست دارند اما 600 مطلب نوشتهاند!
حالا این پست های تکراری من رو هی بزنید توی سرم:))
حواسم نبود معمولا زود تکراری رو حذف میکنم این یکی از زیر دستم در رفت:)
undead_knightحالا این پست های تکراری من رو هی بزنید توی سرم:))
حواسم نبود معمولا زود تکراری رو حذف میکنم این یکی از زیر دستم در رفت:)
حالا این یکی را پاک نمیکردید تا کسانی که میآیند و پستِ من را میبینند گیج نشوند!
جالب آن است که بعضی از دوستان زیرِ هر دو پست تکراری سپاس میزنند!
😊
Dariushحالا این یکی را پاک نمیکردید تا کسانی که میآیند و پستِ من را میبینند گیج نشوند!
جالب آن است که بعضی از دوستان زیرِ هر دو پست تکراری سپاس میزنند! 😊
من معمولا پست رو زود پاک میکنم فرصت تنکس زدن به هر دو نیست:)
جو سازی نکنید:))نکنه شما هم میخواید راز این سوراخ شیطان! مخفی بمونه که نمیزارید پستش مشخص باشه:))))
می خواستم بحثهای اخیر جستار "اخلاق چیست؟" رو بخونم, همون اول یک سوال غیر مرتبط با اخلاق برام پیش اومد.
در مورد ابطال پذیری این نظر که "عشق جاویدان نداریم" گفته شده:
Nâxodâچرا پوچشذیری هم دارد, بسادگی کشوری را نشان میدهیم که زنان و مردان همسری میکنند و تا پایان زندگی با هم میمانند[4] و خودشان را نیز خوشبخت (از دید زناشویی) میشمارند!
چرا باید یه کشور رو نشون بدیم؟
چرا یک زوج رو نشون نمی دیم که تا پایان زندگی با هم میمونند و خودشون رو خوشبخت می دونند؟
Angelaمی خواستم بحثهای اخیر جستار "اخلاق چیست؟" رو بخونم, همون اول یک سوال غیر مرتبط با اخلاق برام پیش اومد.
در مورد ابطال پذیری این نظر که "عشق جاویدان نداریم" گفته شده:چرا باید یه کشور رو نشون بدیم؟
چرا یک زوج رو نشون نمی دیم که تا پایان زندگی با هم میمونند و خودشون رو خوشبخت می دونند؟
نکته:البته وجود عشق جاویدان ربطی به خوشبختی نداره:)
ایراد وارد هست،نیازی به کشور نیست،یک مورد هم کفایت میکنه و البته عده ای هم میگن که میشه سیستم احساسات رو طوری هک کرد که حذابیت متقابل باقی بمونه.
مثل این روش
undead_knightنکته:البته وجود عشق جاویدان ربطی به خوشبختی نداره:)
نامربوط است به سخنی که بانو آنجلا گفتند.
Dariushنامربوط است به سخنی که بانو آنجلا گفتند.
به خاطر همین هم در قالب"نکته" گذاشتمش چون به تاپیک مربوط بود:) (البته این حدس رو هم میزدم که بعدا شاید به عشق هم ربط پیدا کنه)
undead_knightبه خاطر همین هم در قالب"نکته" گذاشتمش چون به تاپیک مربوط بود:) (البته این حدس رو هم میزدم که بعدا شاید به عشق هم ربط پیدا کنه)
منهم قصدم این بود که پیشگیری کنم از اختلاطِ بحثِ عشقِ جاودان و خوشبختی!
Angelaمی خواستم بحثهای اخیر جستار "اخلاق چیست؟" رو بخونم, همون اول یک سوال غیر مرتبط با اخلاق برام پیش اومد.
در مورد ابطال پذیری این نظر که "عشق جاویدان نداریم" گفته شده:چرا باید یه کشور رو نشون بدیم؟
چرا یک زوج رو نشون نمی دیم که تا پایان زندگی با هم میمونند و خودشون رو خوشبخت می دونند؟
سخن دربارهیِ شدنی بودن آن نیست, شدنش اگر هم بشود خواسته ما نیست, خواسته ما این است که برای ما بشود.
همانجور که در یک بختآزمایی سرانجام یکی برنده میشود (بخش "شدنی" داستان), اینکه چه کسی و با چه گرایندی[1] برنده میشود است که مهندی[2] دارد.
در بختآزمایی عشق جاودان (اگر که از بیخ شدنی باشد) آن اندازه گرایند کامیابی پایینه که میتوانم در همان اندازهیِ بردن بخت آزمایی از میان یک میلیون تن به آن بنگریم,
برای همین گفتیم اگر یک کشور را نشان بدهیم که آماروار شانس کامیابی اشان بالا بوده, آنگاه میتواند در جایگاه یک راهبرد[3]
خردپذیر به آن نگریست, اگرنه ارزشی ندارد و قماری نابخردانه بیش نیست.
----
1. ^ Gerâyand (ger+ây+and) || گرایند: احتمال, اگرآیند Probability
2. ^ Mehandi (meh+and+i) || مهندی: اهمیت Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ Importance
3. ^ Râhbord (râh+bord) || راهبرد: استراتژی; شگرد Strategy
Mehrbodدر بختآزمایی عشق جاودان (اگر که از بیخ شدنی باشد) آن اندازه گرایند کامیابی پایینه که میتوانم در همان اندازهیِ بردن بخت آزمایی از میان یک میلیون تن به آن بنگریم,
برای همین گفتیم اگر یک کشور را نشان بدهیم که آماروار شانس کامیابی اشان بالا بوده, آنگاه میتواند در جایگاه یک راهبرد[3] خردپذیر به آن نگریست, اگرنه ارزشی ندارد و قماری نابخردانه بیش نیست.
مهربود از دید من دو نکته مطرح هست،اول اینکه عشق جاویدان و خوشبختی رو جدا کنیم. دوم اینکه منظورت از قمار نابخردانه ازدواج در شکل سنتی هست یا چیز دیگه؟
بعد هم اینکه یکجورایی از گیم تئوری هم استفاده کردی;)
در هر حال اگر این راهبرد نتایج خوبی نمیده،آیا اخلاقی هست که کسی رو به این رابطه بکشونیم یا نه؟
undead_knightمهربود از دید من دو نکته مطرح هست،اول اینکه عشق جاویدان و خوشبختی رو جدا کنیم. دوم اینکه منظورت از قمار نابخردانه ازدواج در شکل سنتی هست یا چیز دیگه؟
بعد هم اینکه یکجورایی از گیم تئوری هم استفاده کردی;)
من میگویم اگر مردم را میخواهید به قماربازی و شرکت در بختآزمایی تشویق کنید, به آنها بگویید که شانس کامیابی اشان نیز چند در چند است.
از دید من زمانیکه هر کس دسترسی آسان به دادهها داشت (نه اینکه برای یافتن اشان نیاز به پژوهش شخصی سخت مانند من داشته باشد) آنگاه در گزیرشها[1]
یش نیز خویشکار[2] خواهد بود, ولی اگر نداند و از کودکی در مغز دختر و پسر جوان بدروغ بخوانند که "عشق جاودان" داریم و اینجور و آنجور است و بسیار خوب
است و بهمان است آنگاه کمتر خویشکار خواهند بود و بخش بزرگی از ناکامی و سرخوردگی ایشان از آموزههایِ نادرستِ همبودی[3] میاید که در آن زیسته و بزرگ شدهاند.
همانگونه که امروز سیگار کشیدن دیگر کمابیش ١٠٠% با خودتان است چراکه دربارهیِ ریسکهایِ آن آگاهی فت و فراوان دارید, ولی همین فرایند را وارونه
کرده و بیانگارید که بجای اینکه به شما بگویند سیگار بده پیوسته بگویند که سیگار بسیار خوبه و مایهیِ خوشی بردن از زندگی شما میشود و it's cool و ... —> کار نااخلاقی
undead_knightدر هر حال اگر این راهبرد نتایج خوبی نمیده،آیا اخلاقی هست که کسی رو به این رابطه بکشونیم یا نه؟
آری, زن و مرد پیش از همسری باید (از نگاه اخلاقی) از پیش بدانند و بسخنند که اگر همسری اشان کار نکرد چه باید بکنند تا کمترین آسیب را به خودشان و بگرایند
بچههایِ خودشان بزنند, اگرنه مانندِ خانوادههایِ ایرانی امروز میشود که هرگز به این نمیاندیشند که شاید همسری کار نکند (مگر در جایی از آموزههایِ فرهنگ
ما آمده که نمیشود؟ {آنهم خندهدار جاییکه تا ٩٠% آمار جدایی[4] داریم! 😁}) پس بیوسش[5] نابجایی هم دارند و هرگز آمادهیِ رویارویی با ناکامی نیستند.
بجای آن, اگر از آغاز بدانند که شاید (بگرایند) جدا خواهند شد, آنگاه هم آمادگی بالاتری دارند, هم از ستیزهایِ
خونین آینده خواهد کاست و هم با دوراندیشی برای فرزندان آنها راهکاریابی میشود و میکنند تا آسیب کمتری ببینند.
----
1. ^ Gozireš || گزیرش: تصمیم گیری Decision making
2. ^ Xwiškâr || خویشکار: موظف; وظیفهشناس MacKenzie Dutiful
3. ^ Hambud || همبود: اجتماع Ϣiki-En Society
4. ^ Jodâyidan || جداییدن: جدا کردن To separate
5. ^ Bayuseš || بیوسش: چشمداشت Expectation
یه چای قند پهلو با کیک. لطفا
به نظرتان اشتباهِ این استدلالِ ریاضی چیست؟
Foxبه نظرتان اشتباهِ این استدلالِ ریاضی چیست؟
از مرحله چهارم به پنجم اشتباه داره چون باید 5-5 رو از طرفین فاکتور بگیر که میشه همون صفر و صفر تقسیم بر صفر هم بی معنی هست...
Anarchyاز مرحله چهارم به پنجم اشتباه داره چون باید 5-5 رو از طرفین فاکتور بگیر که میشه همون صفر و صفر تقسیم بر صفر هم بی معنی هست...
بله . درست است. تقسیم بر صفر نادرست است . 👍
من هیچ نمیدانم این دوستِ نزدیک و صمیمیام که مرا به اینجا معرفی کرده است چرا از من خواسته دوستیمان را اینجا لو ندهم و عمدا با هم همچون بیگانگان برخورد کنیم . کنجکاوم بدانم چرا؟! نکند از دوستی با من شرمگین است؟
😔
Foxمن هیچ نمیدانم این دوستِ نزدیک و صمیمیام که مرا به اینجا معرفی کرده است چرا از من خواسته دوستیمان را اینجا لو ندهم و عمدا با هم همچون بیگانگان برخورد کنیم . کنجکاوم بدانم چرا؟! نکند از دوستی با من شرمگین است؟ 😔
در راستای امنیت اندیشهیِ بسیار خوبی کرده, از آوردن دوستیهایِ بیرون به دفترچه خودداری کنید!
Nâxodâدر راستای امنیت اندیشهیِ بسیار خوبی کرده, از آوردن دوستیهایِ بیرون به دفترچه خودداری کنید!
موافقم، نباید این دوستیها آشکار بشه. ولی ای کاش میشد. من تا حالا از دوستام نخواستم اینجا عضو بشن چون اگه مشکلی پیش بیاد نمیتونم خودمو ببخشم. ای کاش این محدودیتها رفع بشه. وقتی دوستای بیرونت هم اینجا باشن لذت نوشتن چند برابر میشه...
Foxمن هیچ نمیدانم این دوستِ نزدیک و صمیمیام که مرا به اینجا معرفی کرده است چرا از من خواسته دوستیمان را اینجا لو ندهم و عمدا با هم همچون بیگانگان برخورد کنیم . کنجکاوم بدانم چرا؟! نکند از دوستی با من شرمگین است؟
ما هم که نفهمیدیم کیه😏
SAMKINGما هم که نفهمیدیم کیه
کیست؟ پیامِ شخصی بدهید البته انتظار نداشته باشید من بگویم حدستان درست یا خیر!
پ.ن:هر که هست مطمئنا از مهماننوازی شما نسبت به من دلخور خواهد شد 😓.
من نیستم 😜
امیر چقدر از مطالب این سایت TalkOrigins Archive: Exploring the Creation/Evolution Controversy رو ترجمه کردی،مخصوصا مربوط به پرسش ها در مورد فرگشت؟!
یادمه قبلا گفته بودی داری این کار رو میکنی.
چطور؟ میخواهی کمک بکنی؟ آنقدر که به چیزی بیارزد ترجمه نکردم، یک بیستم شاید. اما فقط همان بخش پاسخ به شبهات فرگشت را ترجمه میکنم:
http://talkorigins.org/indexcc
یک نفره احتمالا چند سالی طول بکشد!
Ouroborosچطور؟ میخواهی کمک بکنی؟ آنقدر که به چیزی بیارزد ترجمه نکردم، یک بیستم شاید. اما فقط همان بخش پاسخ به شبهات فرگشت را ترجمه میکنم:
http://talkorigins.org/indexcc
یک نفره احتمالا چند سالی طول بکشد!
البته بیشتر میخواستم ببینم مطالبت رو میشه منتشر کرد یا نه:))در واقع اخیرا به خاطر بحث در مورد فرگشت اگر فقط یک درصد به سیستم آموزشی ایران امیدی داشتم همون هم بر باد رفته!اینجا کسی مثل آمریکا دنبال آموزش آفرینش هوشمند نیست ولی وضعیت از مدارس مذهبی آمریکا هم افتضاح تره:))
در مورد کمک:پیشنهاد خوبیه حداکثر یک ماه دیگه مدت زیادی نت نیستم ولی عوضش وقت های خالی دارم که دوست دارم با چیزهای مفید پرش کنم:)
سیستم آموزشی ایران ول معطل است، علنا آنرا از Objective education تبدیل کردهاند به تدریس ایدئولوژیک، هیچ رودربایستی هم ندارند.
من تلاش میکنم در فاصلهی آگوست تا سپتامبر که وقت آزاد خیلی زیادی دارم(کاملا بیکارم)به اندازهای که ارزش انتشار داشته باشد از آنرا ترجمه بکنم(مثلا دو سرفصل کامل)، اگر آن زمان انرژی داشتید همکاری میکنیم. ☺️
Mehrbodنه اخوی, من تعریف هایم را موشکافانه میاورم:
هر کس آزاد است به انجام هر آنچه میخواهد مگر تا زمانیکهیِ خواستهیِ او زیان سرراست (یا ناسرراست بسیار) ِ فیزیکی به دیگران برساند.آسیبهایِ روانی شما و رعشه گرفتن اتان از دیدن دو همجنسگرا ارزشی برای ما ندارند (:
حالا از این مورد بگذریم به نظرت آسیب روانی احتمالی یک چیز به شمار زیادی از مردم میتونه محود کردن آزادی دیگران تلقی بشه؟
undead_knightحالا از این مورد بگذریم به نظرت آسیب روانی احتمالی یک چیز به شمار زیادی از مردم میتونه محود کردن آزادی دیگران تلقی بشه؟
مثلا چی؟
آسیب روانی و خدشه به روحیه جامعه از جمله چرندیاتیست که دولتها از آن بهرههای سیاسی زیادی میبرند.مثلا شما اگر ازدواجِ دو همجنسگرا در ایران در ماهواره اعلام کنید، آسیب روانی شدیدی به مردم وارد میشود.اما اینکه یک کارگرِ ِ بیگناه زیر شکنجههای شدیدِ پلیسهای هارِ جمهوری اسلامی کشته میشود به تخمش هم نیست.چرا باید به چنین روحیاتی احترام گذاشت؟
نظر دوستان درباره این مطلب چیه؟
فروش دختران زیبا در بازار عروسی بلغارستان
منبع اصلی خبر اینجاست ظاهرا:
Fun and flirtation at the 'bridal market' where young Roma women meet their future husbands... if the price is right | Mail Online
Dariushمثلا چی؟
آسیب روانی و خدشه به روحیه جامعه از جمله چرندیاتیست که دولتها از آن بهرههای سیاسی زیادی میبرند.مثلا شما اگر ازدواجِ دو همجنسگرا در ایران در ماهواره اعلام کنید، آسیب روانی شدیدی به مردم وارد میشود.اما اینکه یک کارگرِ ِ بیگناه زیر شکنجههای شدیدِ پلیسهای هارِ جمهوری اسلامی کشته میشود به تخمش هم نیست.چرا باید به چنین روحیاتی احترام گذاشت؟
نبابا منظورم اینها نبود، این ها که واقعا دستاویزی برای دیکتاتوری و خفه کردن صدای دیگران هستند.
هدف من بیشتر یکجور آزمون اندیشه بود که فرض کنیم چیزی هست که به انسان ها آسیب فیزیکی نمیزنه ولی به شمار زیادی از اونها آسیب روانی میرسونه.
حالا آیا این چیز رو میشه اخلاقا محدود کرد؟
undead_knightحالا آیا این چیز رو میشه اخلاقا محدود کرد؟
خب مثلا چی؟ به ذهنِ من اکنون چیزی نمیرسد. یک نمونه را شما بگوید تا تصورش در ذهنم شکل گیرد.
البته دوستان اون موردی که من در نگرم بود... همچین آسیب روانی نبودها...
مشکلاتی که با کم شدن جمعیت پیش میاد رو در نگر داشتم.
سیبیلارو !!!!
Dariushخب مثلا چی؟ به ذهنِ من اکنون چیزی نمیرسد. یک نمونه را شما بگوید تا تصورش در ذهنم شکل گیرد.
فرض کن برنامه ای تلویزونی هست که شمار زیادی از مردم با دیدنش دچار فوبیای شدید از مکان های بسته میشند.اینجا فرهنگ هیچ تاثیری نداشته و فرضا یک ویژگی بیولوژیک باعث میشه اون برنامه چنین اثری داشته باشه.
حالت دیگه فرض کن شمار زیادی از انسان ها با فهمیدن اینکه دینشون دروغینه،دچار افسردگی حاد درمان ناپذیر! میشند.اینجا انسان ها به خاطر فرهنگ آسیب پذیر شدند.
البته من از زاویه "توسل به نتایج" نمیگم،چون در مورد "درستی" و "نادرستی" منطقی نیست بلکه در مورد آزادی بیان هست.
البته من خودم ایراداتی دارم ولی به هر حال تلاش میکنم نقش وکیل مدافع شیطان رو حفظ کنم:))
SAMKINGالبته دوستان اون موردی که من در نگرم بود... همچین آسیب روانی نبودها...
مشکلاتی که با کم شدن جمعیت پیش میاد رو در نگر داشتم.
مشکلی از این جهت پیش نمیاد،در واقع اگر اینقدر تاثیر گذار باشه باید گفت برای مشکل نرخ سرسام آور فعلی همجنس گرایی راه خوبیه:))
به طور کلی برای زادولد زمان کمتری نیاز هست تا کاهش جمعیت،به همین خاطر خطر انقراض به دلیل کاهش زادولد هیچ وقت جدی نیست(البته در آینده احتمالا ما به کلونینگ روی بیاریم نه روش فعلی)
undead_knightحالا از این مورد بگذریم به نظرت آسیب روانی احتمالی یک چیز به شمار زیادی از مردم میتونه محود کردن آزادی دیگران تلقی بشه؟
مایهیِ مرزمند کردن آزادی دیگران شود؟ اگر اینکه هماکنون هم میشود, هنجارهای[1] همبودین[2] (عرف) آزادی را بر پایهیِ خرد همگانی در بند میکنند دیگر.
در اینجا از دید فرنودین[3] هرکس باید آزاد به شکستن هنجارهای همبودین (بی نگرانی از پادافرهیِ[4] فیزیکی) باشد.
از دید قانونگذاری ولی نه, هیچ قانونی نباید بر پایهیِ آسیبِ روانی باشد. یکجا به استثنا این را میفروپیچیم[5] آنهم برای کودکان است (زیرا هنوز توانایی کنترل کامل روی روان/مغز خودشان را ندارند).
----
1. ^ hanj+âr+idan::Hanjâridan || هنجاریدن: نرمالسازی کردن; نرمال کردن; به هنجار درآوردن Ϣiki-En to normalize
2. ^ ham+bud+in{pasvand}::Hambudin || همبودین: اجتماعی Ϣiki-En social
3. ^ far+nudin::Farnudin || فرنودین: منطقی logical
4. ^ pâd+afrah::Pâdafrah || پادافره: سزایی که دربرابر بدی (افره) داده شود Ϣiki-En punishment
5. ^ foru+picidan::Forupicidan || فروپیچیدن: سواره کردن; لغو کردن to override
Mehrbodمایهیِ مرزمند کردن آزادی دیگران شود؟ اگر اینکه هماکنون هم میشود, هنجارهای[1] همبودین[2] (عرف) آزادی را بر پایهیِ خرد همگانی در بند میکنند دیگر.
در اینجا از دید فرنودین[3] هرکس باید آزاد به شکستن هنجارهای همبودین (بی نگرانی از پادافرهیِ[4] فیزیکی) باشد.از دید قانونگذاری ولی نه, هیچ قانونی نباید بر پایهیِ آسیبِ روانی باشد. یکجا به استثنا این را میفروپیچیم[5] آنهم برای کودکان است (زیرا هنوز توانایی کنترل کامل روی روان/مغز خودشان را ندارند).
الان که قانون و عرف که افراد رو رسما به زنجیر میکشند!:))
خب پس میگی محدودیت عرفی میتونه اخلاقی باشه ولی محدودیت قانونی غیر اخلاقی؟
من دو بخشش کردم یکی بخشی که این آسیب نتیجه فرهنگ هست و در حالت دیگه نتیجه بیولوژی،از دید میتونه متفاوت باشه یا نه؟
نکته:پس فرض ما این هست که بزرگ سالان کنترل روی ذهنشون دارند و بنابراین آسیب روانی فرضی غیر اخلاقی نیست؟
undead_knightالان که قانون و عرف که افراد رو رسما به زنجیر میکشند!:))
خب پس میگی محدودیت عرفی میتونه اخلاقی باشه ولی محدودیت قانونی غیر اخلاقی؟
من دو بخشش کردم یکی بخشی که این آسیب نتیجه فرهنگ هست و در حالت دیگه نتیجه بیولوژی،از دید میتونه متفاوت باشه یا نه؟
آری, هنجار[1] محدودیت یا مرزبندیِ آنچنانی نیست, یکجور پیشنهاد[2] به گونهای ویژه از رفتار کردنه: در ایران تف کردن روی زمین ناهنجاریه, در چین نیست.
اینکه شما آزاد باشید روی زمین تف کنید هم گونهای آزادیه (آسیب فیزیکی بسیار اندک به دیگران), ولی خواستنی نیست.
undead_knightنکته:پس فرض ما این هست که بزرگ سالان کنترل روی ذهنشون دارند و بنابراین آسیب روانی فرضی غیر اخلاقی نیست؟
آری, کسانِ بالای ١٨ سال (یا ١٦ سال) را خویشکار[3] به کنترل مغز و روان اشان میدانیم.
----
1. ^ hanj+âr+idan::Hanjâridan || هنجاریدن: نرمالسازی کردن; نرمال کردن; به هنجار درآوردن Ϣiki-En to normalize
2. ^ piš{pišvand}+nehâdan::Pišnehâdan || پیشنهادن: پیشنهاد کردن Dehxodâ, Ϣiki-En to suggest
3. ^ Xwiškâr || خویشکار: موظف; وظیفهشناس MacKenzie dutiful
[COPY]من اگه تو اتوبوس یه پیرمرد بهم بگه پاشو من بشینم بهش میگم میخواستی انقلاب نکنی.👏 [/COPY]
این خبر رو نقل میکنم برای یادآوری اینکه این حکومت چقدر به حقوق مجرمان و انسانی بودن مجازات اهمیت میده. وقتی عنوان خبر رو دیدم فکر کردم مجلس به غیر انسانی بودن این نوع مجازات اعتراض کرده ولی داستان چیز دیگریست.👎 واقعا نباید این نمایندگان مجلس رو بذاریم روی سرمون حلوا حلوا کنیم؟
اعتراض مجلس به اقدام پلیس در چرخاندن مجرمان با لباس زنانه
نسیم - جمعی از نمایندگان مجلس با امضای نامهای، در صدد تذکر به وزرای کشور و دادگستری هستند.
دلیل این تذکر رفتار نامناسب چند نفر از مأموران منطقه انتظامی مریوان در جریان مجازات یکی از اراذل و اوباش این شهرستان و چرخاندن وی با لباس زنانه و توهین به شخصیت زن اعلام شده است.
مأموران منطقه انتظامی مریوان در روز 26 فروردین ماه امسال در جریان چرخاندن یکی از اوباش معروف این شهرستان در ملأ عام، به وی لباس زنانه پوشانده و با این شیوه او را در خیابانها چرخانده بودند.
نمایندگان امضا کننده این نامه از جمله نماینده مریوان در مجلس، این اقدام را خلاف شئونات اسلامی و تحقیر لباس و شخصیت زن مسلمان عنوان کردهاند و قصد تذکر کتبی به وزرای کشور و دادگستری را دارند.
Help Stop Iran's Nuclear Ambitions - The Fellowship
👎
🚽
DariushHelp Stop Iran's Nuclear Ambitions - The Fellowship
👎
🚽
مشکلش چیه داریوش گرامی؟ از ماست که بر ماست دوست عزیز...شکر هایی که برادر احمدی نژاد خورد امروز کار رو به اینجا رسونده البته نه اینکه دستگاه پروپاگاندای غرب و بهانه جویی های بچه گانشون رو تایید کنم ها
!!!
Anarchyمشکلش چیه داریوش گرامی؟ از ماست که بر ماست دوست عزیز...شکر هایی که برادر احمدی نژاد خورد امروز کار رو به اینجا رسونده البته نه اینکه دستگاه پروپاگاندای غرب و بهانه جویی های بچه گانشون رو تایید کنم ها !!!
آنارشی جان این کارها هیچ کارکردی ندارد جز هرچه بیشتر شرمنده کردنِ مردمِ ایران و آنها را بیشتر منفورِ جهانیان کردن. وگرنه کسی شکی ندارد که این مسخرهبازیها در تصمیمگیریهای دولتهایی چون آمریکا کمترین تاثیری ندارد. نوشتنِ ماجراجوییهای جمهوری اسلامی به پای مردمِ ایران در این وضعیتی که این مردمِ بدبخت به انواع مصیبتها از بیکاری و گرانی گرفته تا سرکوب و انفرادی و از زلزلههای پیدرپی گرفته تا بیدارویی برای بیمارانِ سعبالعلاج دچار هستند، اگرچه فعلیست بس آسان اما وقاحت و بیشرمیای میخواهد در حد همان احمدینژاد و جنتی! این مردم سزاوارِ این همه نیستند آنارشی جان!
Dariushآنارشی جان این کارها هیچ کارکردی ندارد جز هرچه بیشتر شرمنده کردنِ مردمِ ایران و آنها را بیشتر منفورِ جهانیان کردن. وگرنه کسی شکی ندارد که این مسخرهبازیها در تصمیمگیریهای دولتهایی چون آمریکا کمترین تاثیری ندارد. نوشتنِ ماجراجوییهای جمهوری اسلامی به پای مردمِ ایران در این وضعیتی که این مردمِ بدبخت به انواع مصیبتها از بیکاری و گرانی گرفته تا سرکوب و انفرادی و از زلزلههای پیدرپی گرفته تا بیدارویی برای بیمارانِ سعبالعلاج دچار هستند، اگرچه فعلیست بس آسان اما وقاحت و بیشرمیای میخواهد در حد همان احمدینژاد و جنتی! این مردم سزاوارِ این همه نیستند آنارشی جان!
نمیدونم داریوش جان...مثل شما این قدر هم خوشبین نیستم که ماجراجویی های این برادران ولایی رو بذارم فقط به پای خودشون و بگم مردم هیچ گناهی ندارن !! پس اینهایی که هر روز در یک تجمع و تظاهراتی جمع میشن کی هستن؟ از مریخ اومدن یا همگی مزدور هستن؟ نمیگن این همه فشاری که به ما وارد شده منصفانه هست اما زیاد هم بی گناه نیستیم ما مردم ایران که هر وقت حرف جدی خواستیم باهاشون بزنیم جوابشون این شد که برو بابا حال نداریم...
Dariushآنارشی جان این کارها هیچ کارکردی ندارد جز هرچه بیشتر شرمنده کردنِ مردمِ ایران و آنها را بیشتر منفورِ جهانیان کردن. وگرنه کسی شکی ندارد که این مسخرهبازیها در تصمیمگیریهای دولتهایی چون آمریکا کمترین تاثیری ندارد. نوشتنِ ماجراجوییهای جمهوری اسلامی به پای مردمِ ایران در این وضعیتی که این مردمِ بدبخت به انواع مصیبتها از بیکاری و گرانی گرفته تا سرکوب و انفرادی و از زلزلههای پیدرپی گرفته تا بیدارویی برای بیمارانِ سعبالعلاج دچار هستند، اگرچه فعلیست بس آسان اما وقاحت و بیشرمیای میخواهد در حد همان احمدینژاد و جنتی! این مردم سزاوارِ این همه نیستند آنارشی جان!
از دیدگاه بیرونی اینها دستآویز هستند, مسئولیت این رئیس جمهور و این دیوانه بازیها چه دوست داشته باشیم چه نه بخش بزرگی از آن زیر سر خود ما است.
چه بگویم برادر؟ هیچ جور نمیشود گفت حق با شما نیست.اما این را هم درنظر داشته باشید که آدمی که نمیتواند چیزی بگوید یا راهکاری برای بیانِ آنچه میخواهد بگوید ندارد، نمیشود از حرکاتِ چشم و ابرویش دانست که چه میخواهد. این همه فلاکت که بر سر این مردم آمده همهاش از همان علتِ نخست و نمیشود هرچه از این سرزمین خارج میشود به حسابِ این ملت گذاشت.موضوع این است که اکنون شرایطی بر ایران حاکم است که هیچ جور نمیشود از وضعیت تحلیلی دقیق داشت.این مردم روزی از پیشروترین مردمهای منطقه بودند و اولین مردم دموکراسیخواهِ منطقه بودند. اکنون به وضعی دچار شدهاند که با افغانیها درون قایقها مینشینند برای فرار از این سرزمین و در دریا غرق میشوند.
من نیز همچون شما گاه از کارهای این مردم چنان آشفته میشوم که به سکته کردن نزدیک میشوم، اما وقتی همه چیز مسموم و آلوده باشد، فضا به شدت ملتهب و هیجانی باشد و به طور سیستماتیک خردگرایی را سرزنش و مجازات میکنند و جهالت و عوامزدگی را تبلیغ و تشویق میکنند، نباید انتظارِ خیلی بالایی داشت. با همهی اینها من خوشبین هستم گرامی! جوانان و نوجوانانی که در 15 16 سالگی از یک مردِ چهل ساله بیشتر میفهمند و هیچ جور تحمل اجازه نمیدهند سرشان کلاه برود، مرا به آینده امیدوار میکند.اگرچه شاید برای من دیگر دیر شده باشد، اما همینکه روزی به زودی ایرانِ دوستداشتنیی ما نیز رها شود و آخوند به سیاهچالهها فرستاده شود، برایم کافی است.ایرانِ پس از رهایی به گمانِ من خیلی رشدِ سریعی خواهد داشت.
Nâxodâ Mehrbodاز دیدگاه بیرونی اینها دستآویز هستند, مسئولیت این رئیس جمهور و این دیوانه بازیها چه دوست داشته باشیم چه نه بخش بزرگی از آن زیر سر خود ما است.
اینرا میدانم. ما مسئولِ تمام کارهای اینها هستیم.ولی راهاندازی چنین کارناوالهایی ، آنهم زمانی که بارها مردمِ ایران و مردمِ اسرائیل و دیگر کشورها با همهی این دشواریها نشان دادهاند که مشکلی با هم ندارند چه کارکردی دارد؟جز اینکه میخواهد در آتشِ خشم و نفرتِ عمومی علیه مردمِ ایران بیشتر بدمد و در اولین گام مشکلاتِ ایرانیانی که در کشورهای دیگر زندگی میکنند یا در کمپهای پناهندگان اسیر هستند بیشتر کند؟ این کارها در تصمیمگیریهای دولتها هیچ نقشی ندارند و صرفا دارد برای آتشِ نفرتها هیزم میشکند!
راسل این پاسخ پینکر به کمبود ژن کجای کتاب لوح سفیده؟
undead_knightراسل این پاسخ پینکر به کمبود ژن کجای کتاب لوح سفیده؟
فصل 5ام ،The Slate's Last Stand
داشتم دنبال چند مقاله در مورد جذابیت فیزیکی میگشتم که به چیز جالبی برخوردم:
Psychology Uncovers Sex Appeal of Dark Personalities: Scientific American
خود شیفته ها و ضد اجتماع ها ظاهرا در دیدار اولیه و بدون هیچ آشنایی هم نسبت به افراد عادی جذاب ترند :))
البته به جز پوشش و آرایش که معمولا چیزهای منحصر به فردی دارند،زبان بدن و نحوه ارتباط برقرار کردنشون هم در این موضوع تاثیر میزاره(البته این دومی در مورد خودشیفته ها بیشتر صادقه)
دوستان، در مورد نوستالوژهای خود چه میکنید؟ داستانها
عوامپسندانه و خنک را که کنار بگذاریم، به هر رو ، هر یک از ما در دورههایی از زندگی خاطرههای خوشایندی داریم که هر از گاهی یادآوریشان باعث و خوشی و دلتنگیمان میشود. من اگرچه چندان در شرایط آرامی رشد نکردهام، اما خاطرات و نوستالوژیهای ریز و درشت بسیاری دارم که گاه دلم برایشان بسیار تنگ میشود. از کوچه پس کوچه های خاکی و زانوهای همیشه زخمی در اثرِ زمین خوردنهای پیدرپی در هنگام دویدن و بازی کردن گرفته تا نوارهای کاست بنان و خوانساری پدر، از چرخ و فلک تا تلوزیونِ سیاه سفیدِ همیشه خراب و دو کانالِ تلوزیونی «یک» و «دو» ، از آمپولبازی با دخترهای همسایه و دخترخاله تا ترس و
هیجان تماشای اولین فیلمِ پورنو در نوارهای ویاچاس،
از سرمستی کودکانه در باغهای کیوی و آلوچه تا اولین شراب و عرق دستسازِ خودم در شانزدهسالگی، از اولین تیغی که ریشهایم زدم تا
اولین پکها بر سیگار ، از جادههای رامسر و چالوس تا خانهی مادربزرگ و
نیمروی نیمروزی، از فوتبالدستی تا آتاری و سگا و... من بسی خاطرات دارم که گهگاهی دلم برایشان تنگ میشود. گویی عمری دراز داشته ام !
