خب اینجا با تحریف حرف فینمن باید بگم:
i can safely say nobody understand feminism
یعنی اینهایی که همچین چیزی رو گفتند هرجا از یکی از چیزهای مربوط به زبان حرفی زده میشه حس فمنیستیشون گل میکنه و گند میزنند به کل فمنیسم:))
خب اینجا با تحریف حرف فینمن باید بگم: i can safely say nobody understand feminism یعنی اینهایی که همچین چیزی رو گفتند هرجا از یکی از چیزهای مربوط به زبان حرفی زده میشه حس فمنیستیشون گل میکنه و گند میزنند به کل فمنیسم:))
نه بابا دیگه اینقدرا هم جدی نگفتم:)
برای فهم فمنیسم نسبت به فیزیک کوانتم هوش خیلی کمتری لازمه:))
در واقع درسته که فمنیست واقعی زیاد داریم(و همینطور که قبلا گفتم در مورد اینکه چی فمنیستی هست یا نیست اختلاف دارند) ولی بعضی واقعا درکشون از فمنیسم خیلی پایینه و اسما فمنیست هستند و بهترین گزینه برای حمله به ماهیت فمنیسم.
مثل قضیه آنارشیست هایی شده که حملات خرابکارانه انجام میدادند و سرمایه داری از اینها رو مساوی آنارشیسم معرفی میکنه!:)
نه بابا دیگه اینقدرا هم جدی نگفتم:) برای فهم فمنیسم نسبت به فیزیک کوانتم هوش خیلی کمتری لازمه:)) در واقع درسته که فمنیست واقعی زیاد داریم(و همینطور که قبلا گفتم در مورد اینکه چی فمنیستی هست یا نیست اختلاف دارند) ولی بعضی واقعا درکشون از فمنیسم خیلی پایینه و اسما فمنیست هستند و بهترین گزینه برای حمله به ماهیت فمنیسم. مثل قضیه آنارشیست هایی شده که حملات خرابکارانه انجام میدادند و سرمایه داری از اینها رو مساوی آنارشیسم معرفی میکنه!:)
جالب است، چون در آن یکی جستار میگفتید هرکس به برابری میان زن و مرد معتقد نباشد فمینیست راستین نیست!
آنها هم بخشی از جنبش آنارشیستی هستند و تنها بدلیل تطابق با گوشهای از جنبش آنارشیستی و تضاد با قسمتی دیگر نمیتوان گفت «آنها آنارشیست واقعی نیستند». من به عنوان یک آنارشیست موظفم فاصلهی خود با آنها را اعلام بکنم و دلیل این فاصله را در جزئیات توضیح بدهم.
اگر شما فمینیستی هستید که معتقد است مردان نیز در بسیاری عرصههای اجتماعی دست پائینتر را دارند،
هرگز بدلیل فقط مرد بودن نقش ظالم را در جامعه ایفا نمیکنند
و خواستار برابری به معنای نابینایی جنسیتی در جامعه هستید
کسی با شما مشکلی نخواهد داشت.
«فمینیسمی» که ما نقد میکنیم چیز متفاوتیست که شما باید اشتیاق بیشتری در ابطال آن نشان بدهید... وانگهی اشتراکات میان تمام برداشتهای موجود از فمینیسم آنقدر زیاد است که «خواهرهای مقدس» معمولا «اندکی» مردستیزی ضمنی را تحمل میکنند و اگرهم آنرا تکفیر کردند، چنان ملایمتی به خرج میدهند که برای ما چارهای نمیماند بجز برداشت اینکه درجهی عینک «زن ستیزی یاب» آنها بسیار بالاتر است.
گذشته از اینها، فمینیستهای مردستیز هرگز(و متاسفانه)اقلیتی کوچک و مهجور در جنبش فمینیستی نیستند، شاید یک زمانی بودند، اما من اینجا یک بمب میاندازم به این مضموم که دستکم نیمی از این موج سومیها علنا منکر وجود هرگونه جنبهی مردستیزانه در فمینیسم میشوند.
آنها هم بخشی از جنبش آنارشیستی هستند و تنها بدلیل تطابق با گوشهای از جنبش آنارشیستی و تضاد با قسمتی دیگر نمیتوان گفت «آنها آنارشیست واقعی نیستند». من به عنوان یک آنارشیست موظفم فاصلهی خود با آنها را اعلام بکنم و دلیل این فاصله را در جزئیات توضیح بدهم.
دو نوع مواجه داریم،یک پذیرش یکی رجوع به اصول:)من بخش هایی از فمنیسم که با اصول هماهنگی ولی با نطر من مخالفت دارند رو فمنیستی حساب میکنم اونهایی که با اصول هماهنگ نیستند رو فمنیستی محسوب نمیکنم.
«فمینیسمی» که ما نقد میکنیم چیز متفاوتیست که شما باید اشتیاق بیشتری در ابطال آن نشان بدهید... وانگهی اشتراکات میان تمام برداشتهای موجود از فمینیسم آنقدر زیاد است که «خواهرهای مقدس» معمولا «اندکی» مردستیزی ضمنی را تحمل میکنند و اگرهم آنرا تکفیر کردند، چنان ملایمتی به خرج میدهند که برای ما چارهای نمیماند بجز برداشت اینکه درجهی عینک «زن ستیزی یاب» آنها بسیار بالاتر است.
همچنان جریان اصلی و خواهران مقدس:)) رو قابل دفاع میبینم این هم مورد دوم اختلاف:)
گذشته از اینها، فمینیستهای مردستیز هرگز(و متاسفانه)اقلیتی کوچک و مهجور در جنبش فمینیستی نیستند، شاید یک زمانی بودند، اما من اینجا یک بمب میاندازم به این مضموم که دستکم نیمی از این موج سومیها علنا منکر وجود هرگونه جنبهی مردستیزانه در فمینیسم میشوند.
بنا به تعریف چنین چیزی نباید باشه ولی خب همیشه تئوری با عمل فاصله داره... بله وجود داره انکارش کار سختیه:)
داشتم به حرف های برتراند راسل در مورد ایده آلیست ها و رفتارشون فکر میکردم به نکات خیلی جالبی اشاره میکنه:
این افراد کسانی هستند که معمولا سود شخصی براشون چندان اهمیت نداره و به دنبال منفعت جامعه هستند.بنابراین مخالفین مثل مردم عادی یا کسانی که دشمنشون هستند رو میتونند تا حدی ببخشند چون اونها رو دارای دید و بصیرت خودشون نمیدونند.
با این حال گروهی هستند که هرگز بخشوده نمیشند و اونها کسانی هستند که راه ایده آلیست رو به چالش میکشند و راه دیگه رو به جاش برای رفاع و سعادت جامعه مطرح میکنند.بخشیده نمیشند چون ایده آلیست اونقدر به باورهای خودش ایمان داره که فکر میکنه هر انسان آزاده و اندیشمندی در مواجه با اونها حتما همه رو میپذیره و با دیدن مخالفت این چنینی مخالفین رو بسیار پلید و دارای انگیزه های خائنانه میبینه:)
متن و شرح اصلی در این کتابه:
PROPOSED ROADS TO FREEDOM:
SOCIALISM, ANARCHISM AND SYNDICALISM
[h=5]بروجردی: علت مرگ ستار بهشتی ترس و نگرانی از شرایط زندان بود
به اشتراک بگذارید
رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس قرائت گزارش پرونده مرگ ستار بهشتی در کمیسیون را "آب بر آتش" دانست و از مرگ این کارگر وبلاگنویس بهدلیل "ترس از شرایط زندان" سخن گفت. وکیل خانواده بهشتی گفتههای بروجردی را فاقد ارزش خواند.
علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، روز شنبه (۱۲ اسفند / ۲ مارس) در مصاحبهای با "باشگاه خبرنگاران جوان" به پرسشهای گوناگون خبرنگار این وبسایت پاسخ گفت. بروجردی در رابطه با سرنوشت پرونده ستار بهشتی گفت که گزارش این پرونده ۲ بار در کمیسیون خوانده شد و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی تایید کرد که قرائت این گزارش در عرصه بینالمللی بسیار تاثیرگذار بوده، چون در پی آن رئیس پلیس فتای تهران تغییر کرد.
بروجردی همچنین درباره قرائت گزارش پرونده مرگ ستار بهشتی در کمیسیون گفت: «قرائت این گزارش مانند آب سرد به آتشی بود که دشمن طراحی کرده بود و میتوانست مثل قضیه زهرا کاظمی آن [را] زنده نگه دارد ولی به نظر بنده مسئله خاتمه پیدا کرد.»
ستار بهشتی کارگر وبلاگنویسی بود که ظهر روز ۹ آبان ۱۳۹۱ در منزل خود در تهران بازداشت شد و در ۱۳ آبان در مقر پلیس تولید و تبادل اطلاعات تهران "فتا" درگذشت. بازداشت او به اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام و اقدام علیه امنیت کشور" انجام شد.
انعکاس خبر مرگ ستار بهشتی در فضای مجازی و اعتراض گسترده داخلی و خارجی به نحوه رفتار ماموران با او، موجب برکناری رئیس پلیس فتا از سمت خود شد. سه نفر از ماموران دستاندرکار این پرونده نیز بازداشت شدند.
علاءالدین بروجردی در جواب این سؤال که "بالاخره دلیل اصلی مرگ ستار بهشتی چه بود" گفت: «شاید ترس و نگرانی از شرایط زندان علت مرگ او بود چون بر اساس گزارش رسمی پزشکی قانون ضرب و شتم منتهی به مرگ ایشان وجود نداشت و شاید مجموعه استرسها و فشارهای روانی علت مرگ او بود.»
بروجردی در پاسخ به این پرسش که چرا لفظ "شاید" را به کار میبرد، مگر علت اصلی مرگ ستار بهشتی مشخص نیست، گفت، چون تعبیر گزارش را دقیق به یاد ندارد و از خبرنگار خواست که موضوع را از مسئول پرونده بپرسد.
پس از مرگ ستار بهشتی، عدهای از زندانیان اوین با انتشار نامهای شهادت دادند که او شکنجه شده بوده. با ورود مجلس ایران به موضوع این پرونده و تشکیل کمیسیونی ویژه، اعلام شد که مرگ ستار بهشتی میتواند ناشی از پیامدهای ضربه یا فشار روانی بوده باشد. اما در گزارش مرگ ستار بهشتی که در ۱۷ دی (۶ ژانویه) در مجلس قرائت شد، در تنها پاراگرافی که به علت مرگ این وبلاگنویس جوان پرداخته بود، تعیین علت قطعی فوت را نامقدور و "محتملترین علت" را پدیده شوک ذکر کرده بودند.
در گزارشی که احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، در روز ۱۰ اسفند (۲۸ فوریه) منتشر کرد، به مرگ ستار بهشتی به عنوان نمونه بارزی از بهکارگیری شکنجه در بازداشتگاههای ایران اشاره شده است.
به گزارش روز یکشنبه (۱۳ اسفند / ۳ مارس) سایت کلمه، گیتی پورفاضل، وکیل مدافع خانواده ستار بهشتی، پس از آگاهی از اظهار نظر علاءالدین بروجردی درباره پرونده ستار بهشتی گفت: «این نماینده محترم بهتر است در حیطه وظایف خود اظهار نظر کند.» خانم پورفاضل هر گونه اظهار نظر درباره پروندهای که هنوز به دادگاه نرفته و در دادسرا نیز برای آن منع تعقیب صادر نشده را فاقد ارزش دانست.
وکیل مدافع خانواده ستار بهشتی به این گفته که "گزارش کمیسیون امنیت ملی مجلس در رابطه با پرونده ستار بهشتی مانند ریخته شدن آب بر آتش بوده است" انتقاد کرد و آن را نادرست خواند. وی گفت: «این آتش همچنان شعلهور است و این گونه پروندهها در جامعه حساسیتبرانگیز خواهند ماند تا اینکه عدالت به درستی اجرا شود.»
وکیل مدافع خانواده ستار بهشتی در پایان دی ماه به خبرگزاری ایسنا گفته بود که بازپرس وعده داده که پرونده تا آخر بهمن ماه به دادگاه ارجاع داده شود. او همچنین اعلام کرده بود که به وکالت از سوی پدر ستار بهشتی، تقاضای قصاص متهمان را کرده است.
به گفته پورفاضل، روند کند رسیدگیها در دستگاه قضایی ایران و عدم ارسال پرونده به دادگاه تا کنون مانع رسیدگی به پرونده مرگ ستار بهشتی بوده است.[/h]
دوستان میخواستم کتاب خوبی به زبان فارسی در مورد آنارشیسم بهم معرفی کنید. البته اگه موجود هست!
در مورد فرگشت هم میخوام بخونم. کتابی چیزی اگه معرفی کنید ممنون میشم. تا حالا چیز خاصی نخوندم و میخوام از اول توضیح داده باشه. یکی دو تا وبلاگ هم هست بگمانم، ولی نمیدونم واقعا بدردبخور باشند یا نه.
دوستان میخواستم کتاب خوبی به زبان فارسی در مورد آنارشیسم بهم معرفی کنید. البته اگه موجود هست!
به زبان فارسی بعید میدانم چیز چندانی باشد. کتاب «خدا و دولت» باکونین به اندازهی بقیهی جاها برای شروع کردن مفید است، چند سال پیش امید میلانی آنرا ترجمه کرد: خدا و دولت
در مورد فرگشت هم میخوام بخونم. کتابی چیزی اگه معرفی کنید ممنون میشم. تا حالا چیز خاصی نخوندم و میخوام از اول توضیح داده باشه. یکی دو تا وبلاگ هم هست بگمانم، ولی نمیدونم واقعا بدردبخور باشند یا نه.
وانگهی هرچه زودتر انگلیسی بیاموزید. خیلی واجب است و دسترسی به انبوهی از منابع غنی و به روز علمی را به شما میدهد.
انگلیسی بیاموزید و اگر توانستید یک چیزی هم به پارسی بترزبانید, اگر نه روی پارسی ما رسما از دید پژوهش در
قرون وسطی به سر میبریم, من میگمانم واپسین بار که چیزی روی پارسی در راستای پژوهش جستجو کردم چند سال پیش بود!
برای یادگیری انگلیسی هم پیشنهاد میکنم یکی از این ترزبانندههایِ کپی پیستی را بگیرید که با گزینش هر واژه به شما ترزبانش را درجا میدهد.
دوستان در مورد این دو مقوله کتاب انگلیسی چی پیشنهاد میکنید؟بویژه در مورد آنارشیسم.
Anarchism; from theory to practice Anarchism: A Theoretical Analysis Anarchism: Arguments for and Against New Perspectives on Anarchism To Remember Spain: The Anarchist and Syndicalist Revolution of 1936
اندکی دربارهی جنبش/تئوری ترابشریت هم مطالعه بکنید بد نیست. هرچه میگذرد، من بیشتر به این نتیجه میرسم که تنها راه رسیدن به آنارشی حقیقی، از ترنساومانیسم عبور میکند:
انگلیسی بیاموزید و اگر توانستید یک چیزی هم به پارسی بترزبانید, اگر نه روی پارسی ما رسما از دید پژوهش در قرون وسطی به سر میبریم, من میگمانم واپسین بار که چیزی روی پارسی در راستای پژوهش جستجو کردم چند سال پیش بود!
برای یادگیری انگلیسی هم پیشنهاد میکنم یکی از این ترزبانندههایِ کپی پیستی را بگیرید که با گزینش هر واژه به شما ترزبانش را درجا میدهد.
خب خودمم میدونم یکی از بزرگترین موانع سر راه پیشرفتِ یک آدم همین ندونستن انگلیسیه. خیلی هم زجر آوره واقعا که انسانها اینقدر ابلهند که هر چه زودتر این تنوع زبانی رو از بین نمیبرن(شاید البته من اشتباه میکنم).
اینهمه منبع علمی باشه ولی نتونی بخونیشون. مسخره به نظر میاد.
از وب نویس های ایرانی هم نمیشه انتظار چندانی داشت. بیشتر کارشون شده کپی پیست، اونهم بدون منبع اصلی. چه برسه به اینکه بخوان یک مطلبی ترجمه کنند.
در مورد ترزباننده هم خب من از Babylon استفاده میکنم.
این ایرانیهایی که تو کار بیزنس فیلم و اینها هستند رو نمیدونم کجای دلم بزارم. اسپاگتی نکنه ما بخوایم یک فیلم از سایتهای ایرانی یا فروشگاهها بخریم. بخصوص فیلمهای ایرانی. طرف اومده فیلم بزاره رو سایت، ابعادشو تغییر داده به 1024*768!!! اونهم با یک کیفیت افتضاح و از اونور حجم بالا!! یا جای دیگه اومدن اونقدر کیفیت صدای فیلم رو کاهش دادن که از بلندگوی مسجد محلمون بسی گوشخراشتره.🐤
همینطوری عشقی-فله ای Convert میکنن!! البته فقط ایرانیها این مشکلو ندارند ولی بقیه جاها در این حد دیگه نیست. کی میخوان این فروشنده های ایرانی بدونن 720p و فول اچ دی هم وجود داره، نمیدونم. کاشکی میدونستم!
خب خودمم میدونم یکی از بزرگترین موانع سر راه پیشرفتِ یک آدم همین ندونستن انگلیسیه. خیلی هم زجر آوره واقعا که انسانها اینقدر ابلهند که هر چه زودتر این تنوع زبانی رو از بین نمیبرن(شاید البته من اشتباه میکنم).
لغزش که بیگمان میکنی (: زبان که تنها برای رساندن سخن نیست, کارکرد نخستِ آن در اندیشیدنه: کارکرد زبان در اندیشه
اینهمه منبع علمی باشه ولی نتونی بخونیشون. مسخره به نظر میاد.
خواندن یک زبان دیگر که کاری ندارد بیباک جان, همین ترزباننده را به کار بگیر, یکی از زبانهایِ
هندواروپایی دیگر مانند آلمانی/فرانسوی را بیاموزی کمابیش همه را میتوانی با انکی کوشش بیشتر بخوانی و دریابی.
هرچه گشتم جستاری درخور برای معرفی تورنت های سودمند نیافتم. باز هم میخواستم جستاری نو باز کنم که پشیمان شدم.به ناچار همینجا معرفی میکنم.اگر چنین جستاری داریم بگویید تا پیک را حذف کنم.
فکر میکنم همه ی تورنت بازان با The Official UK Top 40 Singles Chart آشنا باشند اما اگر تاکنون نشنیده اید نصف عمرتان بر فنا است.موسیقی خوب می خواهید سراغ همین بروید. هر هفته هم بروز می شود اما من توصیه میکنم هر یک ماه یک بار دانلود کنید چرا که بیشتر آهنگ ها چندین هفته در صدر لیست می مانند. us اش هم هست اما من uk را بیشتر می پسندم و به نظرم آهنگ های بهتری دارد. برای سرچ هم از torrentz.com بهره ببرید . برای من تنها کالکشن(؟ )ی است که بیشینه ی آهنگ هایش را نگه می دارم.در ضمن من به دنبال کالکشنی درست و حسابی نه اینهایی که آدم همه ی آهنگ هایش را پاک میکند برای آهنگ های راک می گردم.اگر میشنا سید دریغ نکنید.
خب در راستای کاهش بحث های جنسیتی پیشنهادم رو دوباره مطرح میکنم:)) نطرتون در مورد ایجاد یک منبع جامع برای سفسطه ها(مخصوصا از نوع کمتر شناخته شده) چیه،در خیلی از موارد توضیحات یا مثال ها هم به اندازه کافی در زبان فارسی گویا نیستند:)
رونق که ای, روزهای شلوغی هم داریم ... اگر نه همه چیز همانگونه است که بود داریوش جان (: خودتان چند و چونید؟
بد نیستم . سپاس از شما. البته هنوز گرفتاری (خودخواستهام) تمام نشده، اما کمتر شده است و میتوانم بیشتر از محضرِ دوستان اینجا استفاده ببرم. چرا دیگر. بعد از چند روز آمدهام و میبینم کلی پیک نخوانده هست.فکر کنم دوساعت وقتم را حداقل میگیرد تا همهشان را بخوانم.
خب در راستای کاهش بحث های جنسیتی پیشنهادم رو دوباره مطرح میکنم:)) نطرتون در مورد ایجاد یک منبع جامع برای سفسطه ها(مخصوصا از نوع کمتر شناخته شده) چیه،در خیلی از موارد توضیحات یا مثال ها هم به اندازه کافی در زبان فارسی گویا نیستند:)
زیاد نیست:)قبلا هم دادم: logic and perception - topical index -The Skeptic's Dictionary - Skepdic.com
میخواهید با بهره از اینها بهتر از فمینیسم دفاع بکنید؟ 😬 من مدتیست درحال ترجمهی «پاسخ به شبهات فرگشت» سایت Talk.Origins هستم، اگر بتوانم آنرا تا سال میلادی آینده تمام بکنم هنر کردهام: An Index to Creationist Claims
میخواهید با بهره از اینها بهتر از فمینیسم دفاع بکنید؟ 😬 من مدتیست درحال ترجمهی «پاسخ به شبهات فرگشت» سایت Talk.Origins هستم، اگر بتوانم آنرا تا سال میلادی آینده تمام بکنم هنر کردهام: An Index to Creationist Claims
اگر به درد دفاع بخوره قبلا چیزهای مفیدشو بیرون کشیدم:)) دوستان هم اینجا یا مشغول هستند یا تنبل،اسپاگتی عاقبت ما رو به خیر کنه:))
اگر به درد دفاع بخوره قبلا چیزهای مفیدشو بیرون کشیدم:)) دوستان هم اینجا یا مشغول هستند یا تنبل،اسپاگتی عاقبت ما رو به خیر کنه:))
به دفترچه خوش آمدید، پروژههایی که زاییدهایم اما هرگز بزرگ نکردهایم عبارتند از: ترجمهی کتاب یک سایت رفرنس/خبرگزاری که هرگز سرپا نشد مکتوب کردن چند فصل از یک کتاب دربارهی تاریخ .... چیزی را فراموش نکردم؟
به دفترچه خوش آمدید، پروژههایی که زاییدهایم اما هرگز بزرگ نکردهایم عبارتند از: ترجمهی کتاب یک سایت رفرنس/خبرگزاری که هرگز سرپا نشد مکتوب کردن چند فصل از یک کتاب دربارهی تاریخ .... چیزی را فراموش نکردم؟
این سندرم فراگیره:))من خودم یک تاپیک زدم در مورد رابطه نهیلیسم و حکومت مدرن،فقط دو تا پس زدم توش:))
فعلا که بحث جدی در زمینه فمنیسم نمیکنیم ولی خب به نطر من شاید ناخواسته داری جریان مهم دیگه فمنیسم رو نادیده میگیریا:)
Sex-positive feminism - Wikipedia, the free encyclopedia این بدبختا اینقد که خودشون رو برای آزادی جنسی زن و و مرد جر دادند احتمالا با این فکر که همه فمنیست ها آنتی پورن و... هستند سکته میکنند:))
گاهی وقت ها که مقالات روانشناسی فرگشتیک رو میخونم نکته جالبی که توجه من رو جلب میکنه اینه که انگار گاهی پژوهشگران فرض هاشون رو اثبات شده میدونند!چطور؟به این شکل که برای توضیح یک رفتار فرض ها رو فقط در قالب فرگشتیک میریزند و موارد دیگه ای که میتونند لزوما دلیل فرگشتیک داشته باشند رو نادیده میگیرند.
مثثلا در موارد مربوط به سکس مثل این پژوهش تلاش میکنند که اثبات کنند که یک رفتار جنسی حتما دلیل فرگشتیک داره و نمیتونه بی کاربرد(منطور همون لذت محضه:)) ) باشه!
مثثلا در موارد مربوط به سکس مثل این پژوهش تلاش میکنند که اثبات کنند که یک رفتار جنسی حتما دلیل فرگشتیک داره و نمیتونه بی کاربرد(منطور همون لذت محضه:)) ) باشه!
کلا روانشناسی فرگشتیکی چوب دو سر طلاست، با تکیه به موازین و اصول دانشیکی، گمانههای نادانشیک مطرح میکند. ولی باز از تمام دیگر انواع روانشناسی علمیتر است(حتی از Neuropsychology) ببینم سی دلار پول بابت این پرداخت کردهاید؟ آنرا جایی آپلود بکنید ببینیم چه میگوید. خوب مایهدار هستید ها..
کلا روانشناسی فرگشتیکی چوب دو سر طلاست، با تکیه به موازین و اصول دانشیکی، گمانههای نادانشیک مطرح میکند. ولی باز از تمام دیگر انواع روانشناسی علمیتر است(حتی از Neuropsychology) ببینم سی دلار پول بابت این پرداخت کردهاید؟ آنرا جایی آپلود بکنید ببینیم چه میگوید. خوب مایهدار هستید ها.. 😳😱
ولی نگرهیِ خوبی میزند, اگرنه من که خوشیای از نوشیدن! اسپرم یا ترشحات واژن نمیبینم (از شاش و سکس کثیف هم نمیبنم هرچند).
کلا روانشناسی فرگشتیکی چوب دو سر طلاست، با تکیه به موازین و اصول دانشیکی، گمانههای نادانشیک مطرح میکند. ولی باز از تمام دیگر انواع روانشناسی علمیتر است(حتی از Neuropsychology)
ببینم سی دلار پول بابت این پرداخت کردهاید؟ آنرا جایی آپلود بکنید ببینیم چه میگوید. خوب مایهدار هستید ها.. 😳😱
من ترجیه مدیدم همچنان با معیار پوچش پذیری تستش کنم و همچنان هم در مورد خود روانشناسی باهات اختلاف دارم:))
نبابا در مورد مقاله در سایکولوژی تودی نطر داده بود من از همونجا لینکشو برداشتم:))
در مورد این هست که ساک زدن برای مردان روشی برای شناسایی خیانت هست!ولی اشکالاتش اینه که اصلا تست نکردند که ببینند آیا مردان توانایی تشخیص اسپرم مرد دیگه رو از این راه دارند یا نه!:))
نه منظور کل فرایند سکس دهانی!:)) بوده حالا نکتش اینجاست که اگر مردان برای شناسایی خیانت ازش استفاده میکنند زنان چه استفاده ای براش دارند:))
ولی میتواند کاربرد هم داشته باشد و میتواند این کاربرد نایکسنج[1] هم باشد (تنها برای مردان باشد, نه زنان) (:
در فرگشت[2] بیشتر زمانها چیزهایی که میتوانند کاربرد سودمندِ دیگری (از دیدگاه گزینش طبیعی) داشته باشند
میفرگردند[3], اگر دانایی از اسپرم رقیب جنسی و خیانتکاری زن میتواند در گزینش طبیعی نقش ایفا کند, پس روشنه که میفرگردد.
ولی میتواند کاربرد هم داشته باشد و میتواند این کاربرد نایکسنج[1] هم باشد (تنها برای مردان باشد, نه زنان) (:
در فرگشت[2] بیشتر زمانها چیزهایی که میتوانند کاربرد سودمندِ دیگری (از دیدگاه گزینش طبیعی) داشته باشند
میفرگردند[3], اگر دانایی از اسپرم رقیب جنسی و خیانتکاری زن میتواند در گزینش طبیعی نقش ایفا کند, پس روشنه که میفرگردد.
ما یک چیز رو در مورد گونه انسان به طور قطع میدونیم و اونم این هست که ما خیلی خیلی سکسی هستیم!:))بنابراین اصلا عجیب نیست که یک رفتار فقط و فقط به خاطر لذت بخش بودن فراگیر بشه.
نکته در این هست که نسبت سود و هزینه فرگشتیک باید منطقی باشه تا فرگشت به اون سمت بره(نه لزوما بقا گاهی هم مرتبط با گزینش جنسیه)ولی اینکه مردان توانایی این رو داشته باشند که اسپرم مردان دیگه رو اینطوری تشخیص بدند نیاز داره ابزارهای بیولوژیکی داشته باشند که هزینه های زیادی داره و لزوما از دیدگاه فرگشتیک عاقلانه نیست.
نکته در این هست که نسبت سود و هزینه فرگشتیک باید منطقی باشه تا فرگشت به اون سمت بره(نه لزوما بقا گاهی هم مرتبط با گزینش جنسیه)ولی اینکه مردان توانایی این رو داشته باشند که اسپرم مردان دیگه رو اینطوری تشخیص بدند نیاز داره ابزارهای بیولوژیکی داشته باشند هزینه های زیادی داره و لزوما از دیدگاه فرکشتیک عاقلانه نیست.
مسلما وقتی نتیجهی نداشتن آن بزرگ کردن بچهی دیگران بجای بچهی خودتان است سود آن به هزینهاش میارزیده. مردی که بچهی دیگری را بزرگ میکند از هر جهت بازنده است، اینست که خیانت زن به مراتب مهمتر است تا خیانت مرد.
نکته در این هست که نسبت سود و هزینه فرگشتیک باید منطقی باشه تا فرگشت به اون سمت بره(نه لزوما بقا گاهی هم مرتبط با گزینش جنسیه)ولی اینکه مردان توانایی این رو داشته باشند که اسپرم مردان دیگه رو اینطوری تشخیص بدند نیاز داره ابزارهای بیولوژیکی داشته باشند که هزینه های زیادی داره و لزوما از دیدگاه فرگشتیک عاقلانه نیست.
خوب این همان بخش پوچشپذیری[1] میشود که میتوان آزمود! به "نگر" من آن اندازه هزینه ندارد, من هتا دربارهیِ اسپرمهایِ جنگجو هم خوانده بودم, اگر مرد بسهد[2] که زن به او خیانت میکند گویا شماری از اسپرم هایش جنگجو میشوند که کارشان کشتن دیگر اسپرمهاست: Sperm competition - WiKi
---- 1. ^ Pucešpaziri (puc+eš+pazir+i)|| پوچشپذیری: ابطالپذیری ϢEn Refutability; falsifiability 2. ^ Sohidan|| سهیدن: حس کردن To sense
بنظر من این مشکل ابطالپذیری در اینجا بیش از اینکه جرزنی روانشناسی فرگشتی باشه مربوط به خود فرگشت میشه که ما تقریبا در تمام مواقع بعد از آشکار شدن حقایق به اونها نگاه میکنیم،اگر توضیحات این نگاه درست باشه راه دیگهای نیست.اگر اینها درست باشند یا بهترین توضیحات ما باشند مجبوریم فعلا با تکنولوژی موجود و درک ما از رشد مغز باهاشون بسازیم.
خوب این همان بخش پوچشپذیری[1] میشود که میتوان آزمود! به "نگر" من آن اندازه هزینه ندارد, من هتا دربارهیِ اسپرمهایِ جنگجو هم خوانده بودم, اگر
مرد بسهد[2] که زن به او خیانت میکند گویا شماری از اسپرم هایش جنگجو میشوند که کارشان کشتن دیگر اسپرمهاست: Sperm competition - WiKi ----
1. ^ Pucešpaziri (puc+eš+pazir+i)|| پوچشپذیری: ابطالپذیری ϢEn Refutability; falsifiability
2. ^ Sohidan|| سهیدن: حس کردن To sense
البته که باید آزموده بشه ولی در پژوهش مورد نطر فقط از روی آمار و یک سری سوالات خط دهنده! نتیجه گیری کرده بودند:)
مشکل من با روشی بود که اصلا قابل اطمینان نبود مگرنه وقتی روش علمی باشه مگر بیمارم که باهاش دشمنی کنم:))
میتواند اصلا کاربرد هم نداشته باشد، یکی از مشکلات با روانشاسی فرگشتیکی همینست، هرچه در حال حاضر وجود دارد الزاما کارکرد خاصی نداشته. مسلما وقتی نتیجهی نداشتن آن بزرگ کردن بچهی دیگران بجای بچهی خودتان است سود آن به هزینهاش میارزیده. مردی که بچهی دیگری را بزرگ میکند از هر جهت بازنده است، اینست که خیانت زن به مراتب مهمتر است تا خیانت مرد.
یک چیز که باید این وسط بهش توجه بشه اینه که ما راه های فرشگتیک متفاوتی برای مبارزه با خیانت داریم و اینکه مثلا داشته های فرگشتیک صرف ساختن اسپرم های موثرتر و قوی تر بشه یا اینکه از ماده مراقبت بهتری به عمل بیاد و... هم رقیبان این روش هستند بنابراین همچنان میتونه یک روش ناکارآمد باشه.
مثلا مقاله ای رو میخوندم که در مورد ماده ای شیمیایی بود که نوعی موش ترشح میکرد و میتونست باعث سقط شدن جنین موش ماده بشه!(اگر حس میکرد بهش خیانت شده)خب این روش در موش ها جواب میده ولی وقتی در انسان ها این همه سرمایه گذاری فرگشتیک روی هوش و ابزارهای تحلیلی شده ما لزوما به چنین روش های رادیکالی نیاز نداریم:))
یک چیز که باید این وسط بهش توجه بشه اینه که ما راه های فرشگتیک متفاوتی برای مبارزه با خیانت داریم و اینکه مثلا داشته های فرگشتیک صرف ساختن اسپرم های موثرتر و قوی تر بشه یا اینکه از ماده مراقبت بهتری به عمل بیاد و... هم رقیبان این روش هستند بنابراین همچنان میتونه یک روش ناکارآمد باشه.
نبرد تساعدیست، و هرچه راههای مبارزه با آن پیش رفته، شیوههای استفاده از آن نیز دگرگون شده. برای مثال ایا میدانستید که زن در همخوابگی گذری احتمال بالاتری برای حاملگی دارد تا سکس با کسی که بطور مداوم با او همخوابه است؟ همین حالا بین پنج تا سی درصد(بسته به مطالعات مختلف)بچهها متعلق به «پدر»شان نیستند.
جدی این نگاه های متفاوت به ازادی همیشه مایه دردسره:))والبته هر کدوم هم به جای خودشون ارزشمندند(هرچند تضادهایی هم دارند)
The free man is the man who is not in irons, nor imprisoned in a gaol, nor terrorized like a slave by the fear of punishment ... it is not lack of freedom, not to fly like an eagle or swim like a whale."
این دفاع از آزادی منفی رو خیلی دوست دارم:)) ولی در کل وقتی قرار هست از آزادی های منفی یا مثبت دفاع کنیم گاهی تضادهای این دو نوع آزادی هم نمایان میشند و ممکنه فکر کنیم چیزی که طرف مقابل ازش دفاع میکنه اسمش آزادی نیست!:) (البته من خودم گاهی همیشه تاکید یکسانی روی یکی از این دوتا ندارم)