من همینجا هرگونه همزمانی از پیش برنامهریزی شده با بانو آلیس را کتمان میکنم 😁: شادباشها، دلداریها، درودها و بدرودها
امیدوارم که پس از برگشتم شما هم برگشته باشی گرامی 🌺
پ.ن. و اینکه نه من آنچیزی که در پیام نوشته بودی نیستم 😉
من همینجا هرگونه همزمانی از پیش برنامهریزی شده با بانو آلیس را کتمان میکنم 😁: شادباشها، دلداریها، درودها و بدرودها
امیدوارم که پس از برگشتم شما هم برگشته باشی گرامی 🌺
پ.ن. و اینکه نه من آنچیزی که در پیام نوشته بودی نیستم 😉
الان از 15 تاپیکی که بالا هستن فقط "یادگیری برنامه نویسی" یه تاپیک جدیه، حواستون هست؟ واقعا دلسرد کنندس.
Philoالان از 15 تاپیکی که بالا هستن فقط "یادگیری برنامه نویسی" یه تاپیک جدیه، حواستون هست؟ واقعا دلسرد کنندس.
Philo گرامی ما یکمقدار طولانی اینجا زیاد بوده ایم عادت کرده ایم و یکسری بحثها را کرده ایم و بقول امیر گرامی پیر شده ایم ولی شما تاپیک جدیدی بنظرت میرسد بزن ما همراهی میکنیم آتش زیر خاکستر است.شما بحث جنجالی مثل همان تاپیک های درباره جنس زن راه بندازی میبینی دوستان شرکت خواهند کرد
چه باید کرد؟ فروم فوق تخصصی در ایران خاک میخورد، و بحثهای عمومی و فان را باید براه انداخت و تحمل کرد.. من این فروم شلوغتر را بیشتر میپسندم تا آنچه دو ماه قبل داشتیم.
اگه صبر میکردید میتونستید فروم رو با جذب کاربران کنجکاو و جدی شلوغ هم بکنید، تو این مدت مگه کم از این کاربرا اینجا ثبت نام کرده بودن؟ لازم نبود یهویی ترافیک گفتگوی آزاد راه بندازید دوستان. قصد جسارت به کسی ندارم و نمیخوام بگم کاربرایی که بیشتر بحث آزاد و غیرجدی میکنن حتی ذره ای از من یا هر کس دیگه ای کم ارزش ترن، مشکلم اینه که فکر میکردم که اینجا بهترین جاییه که توش میتونم نظرات ارزشمندی رو درباره دغدغه های مهم خودم بخونم.
البته فعالیت کاربران دیگر هم در تالارهای جدی بیشتر شده،اما ما اینکار را برای رونق و بهتر کردن تارنما کردیم،بسیار باعث خوشحالیست نظر شما درباره اینجا Philo گرامی،اگر راهکار یا نظری داری برای رونق به بحثها داری بگو حتما،ما نظرمان این بود که نهایت اگر تالارهای فان باعث شد که تاپیکهای جدی در لیست پایین بروند لیست نمایش آنها را جدا کنیم تا موازی فعالیت کنند تا مانع دیده شدن بحثهای جدی نشود.
Philoاگه صبر میکردید میتونستید فروم رو با جذب کاربران کنجکاو و جدی شلوغ هم بکنید، تو این مدت مگه کم از این کاربرا اینجا ثبت نام کرده بودن؟ لازم نبود یهویی ترافیک گفتگوی آزاد راه بندازید دوستان. قصد جسارت به کسی ندارم و نمیخوام بگم کاربرایی که بیشتر بحث آزاد و غیرجدی میکنن حتی ذره ای از من یا هر کس دیگه ای کم ارزش ترن، مشکلم اینه که فکر میکردم که اینجا بهترین جاییه که توش میتونم نظرات ارزشمندی رو درباره دغدغه های مهم خودم بخونم.
درود بر شما دوست عزیز
به نظر من حساسیت شما بی مورده کاملا
تمامی دوستانی که به تازگی در اینجا عضو شدند همگی دگر اندیش هستند و البته افراد بسیار پری هستند
پس اگر نگران کاهش کیفیت سطح بحث ها هستید که اینطور نیست قطعا
با صبر چه جوری کاربران کنجکاو و جدی رو جلب میکردید شما؟
اگر راهکاری بلدید بفرمایید ما هم سکوت میکنیم
و نکته سوم
بنا نیست اینجا دیکتاتوری بحث های جدی راه بندازیم
mamad1درود بر شما دوست عزیز
به نظر من حساسیت شما بی مورده کاملاتمامی دوستانی که به تازگی در اینجا عضو شدند همگی دگر اندیش هستند و البته افراد بسیار پری هستند
پس اگر نگران کاهش کیفیت سطح بحث ها هستید که اینطور نیست قطعابا صبر چه جوری کاربران کنجکاو و جدی رو جلب میکردید شما؟
اگر راهکاری بلدید بفرمایید ما هم سکوت میکنیم
و نکته سوم
بنا نیست اینجا دیکتاتوری بحث های جدی راه بندازیم
ممد جان نگران نباش مشکلی بین این دو موضوع نیست،جای تاپیکهای فان هم سرجاشه،ولی ما میخوایم که تاپیکهای جدی هم جاشون محفوظ باشه و فراموش نشند
Russellالبته فعالیت کاربران دیگر هم در تالارهای جدی بیشتر شده،اما ما اینکار را برای رونق و بهتر کردن تارنما کردیم،بسیار باعث خوشحالیست نظر شما درباره اینجا Philo گرامی،اگر راهکار یا نظری داری برای رونق به بحثها داری بگو حتما،ما نظرمان این بود که نهایت اگر تالارهای فان باعث شد که تاپیکهای جدی در لیست پایین بروند لیست نمایش آنها را جدا کنیم تا موازی فعالیت کنند تا مانع دیده شدن بحثهای جدی نشود.
لطف داری عزیز، این جدا کردن لیست نمایش ایده خیلی خوبیه، اینجوری تاپیکای جدی به فنا نمیرن، جلوی چشم هستن و احتمال خونده شدن و یا چند بار خونده شدن و اندیشیدن کاربرا بهشون بیشتر میشه.
Russellممد جان نگران نباش مشکلی بین این دو موضوع نیست،جای تاپیکهای فان هم سرجاشه،ولی ما میخوایم که تاپیکهای جدی هم جاشون محفوظ باشه و فراموش نشند
راسل جان چه کسی دوس داره تاپیک های جدی سر جاشون محفوظ نباشن؟
mamad1درود بر شما دوست عزیزبه نظر من حساسیت شما بی مورده کاملاتمامی دوستانی که به تازگی در اینجا عضو شدند همگی دگر اندیش هستند و البته افراد بسیار پری هستندپس اگر نگران کاهش کیفیت سطح بحث ها هستید که اینطور نیست قطعابا صبر چه جوری کاربران کنجکاو و جدی رو جلب میکردید شما؟اگر راهکاری بلدید بفرمایید ما هم سکوت میکنیم و نکته سومبنا نیست اینجا دیکتاتوری بحث های جدی راه بندازیم
من در مورد پر یا خالی بودن محتوای کسی اظهار نظر نکردم دوست عزیز، منتها دقت کنید که آدما، پر یا خالی، علاقه زیادی به تنبلی و "نیندیشیدن و حرف زدن" و تفریح دارن ، و این همه موضوع فان برای شکوفایی این استعدادها بستر مناسبی فراهم میکنه! // راه جلب کاربرای جدی و کنجکاو بیشتر، صبر کردن بود، همونطور که ما به بحثای جالب اینجا علاقه مند شدیم و ثبت نام کردیم، دیگرانی هم پیدا میشدند. // بله درسته، با زور کسی بحث جدی نمیکنه.
قحطی مسلمون هست اینجا ، ۴ تا مسلمون اینجا بیارید همه ما بحث جدی هم میکنیم وگرنه باید هی همدیگرو تایید کنیم😄
Philoاگه صبر میکردید میتونستید فروم رو با جذب کاربران کنجکاو و جدی شلوغ هم بکنید، تو این مدت مگه کم از این کاربرا اینجا ثبت نام کرده بودن؟ لازم نبود یهویی ترافیک گفتگوی آزاد راه بندازید دوستان. قصد جسارت به کسی ندارم و نمیخوام بگم کاربرایی که بیشتر بحث آزاد و غیرجدی میکنن حتی ذره ای از من یا هر کس دیگه ای کم ارزش ترن، مشکلم اینه که فکر میکردم که اینجا بهترین جاییه که توش میتونم نظرات ارزشمندی رو درباره دغدغه های مهم خودم بخونم.
Philoلطف داری عزیز، این جدا کردن لیست نمایش ایده خیلی خوبیه، اینجوری تاپیکای جدی به فنا نمیرن، جلوی چشم هستن و احتمال خونده شدن و یا چند بار خونده شدن و اندیشیدن کاربرا بهشون بیشتر میشه.
Philoمن در مورد پر یا خالی بودن محتوای کسی اظهار نظر نکردم دوست عزیز، منتها دقت کنید که آدما، پر یا خالی، علاقه زیادی به تنبلی و "نیندیشیدن و حرف زدن" و تفریح دارن ، و این همه موضوع فان برای شکوفایی این استعدادها بستر مناسبی فراهم میکنه! // راه جلب کاربرای جدی و کنجکاو بیشتر، صبر کردن بود. // بله درسته، با زور کسی بحث جدی نمیکنه.
سپاس از شما @Philo گرامی بابت نگرانی درستی که دارید...
در این مدتی که انجمن دفترچه در حال فعالیت هست از روز اول دغدغه جذب کاربر برای گفتمان های جدی بوده...روش های مختلفی برای معرفی و تبلیغ اینجا هم در پیش گرفته شد که متاسفانه آنچنان که باید بازخوردی نداشت...یعنی شما اطمینان داشته باشید بحث صبر نکردن ما نبوده و حتی بیشتر از اون که باید صبر کردیم...
در نهایت هم تصمیم به این شد که کمی بحث های غیر جدی انجمن رو رونق بدیم تا علاقه دوستان به بحث های جدی هم در کنارش بیشتر
شه...مطمئن باشید هیچ فردی برای سرگرمی صرف اینجا نمیاد چون انجمن های این چنینی زیادی در نت هست...سرگرمی
فقط یه جور ایجاد انگیزه و علاقه بیشتر هست.
نگرانی شما هم تا حدودی به جا هست، اما برای مثال در همین تاپیک ما چندین بحث جدی داشتیم و سرگرمی صرف هم نبوده..فکر کنم وضع فعلی بهتر از روزهایی هست که هر 48 ساعت اینجا یه پست هم داده نمیشد.
در هر صورت اگر شما پیشنهادی دارید یا موضوع خاصی برای شروع بحث به ذهنتون میاد خوشحال میشیم پیش قدم بشید.
چه خبرا رفقا؟!
یک چیزی بگید،برای بار 2000 ام 😜
یه چیزی !
Philoمن در مورد پر یا خالی بودن محتوای کسی اظهار نظر نکردم دوست عزیز، منتها دقت کنید که آدما، پر یا خالی، علاقه زیادی به تنبلی و "نیندیشیدن و حرف زدن" و تفریح دارن ، و این همه موضوع فان برای شکوفایی این استعدادها بستر مناسبی فراهم میکنه! // راه جلب کاربرای جدی و کنجکاو بیشتر، صبر کردن بود، همونطور که ما به بحثای جالب اینجا علاقه مند شدیم و ثبت نام کردیم، دیگرانی هم پیدا میشدند. // بله درسته، با زور کسی بحث جدی نمیکنه.
دو سال صبر پاسخی نداد و از این بیهودگی چنین نتیجهگیری شد که افزایش کمی و کیفی ِ انجمن بطور همزمان یا دستکم همسطح میسر نیست، و پس از مدت نسبتا زیادی بحث و هماندیشی میان مدیران و برخی کاربران پرسابقه جهتمندی کنونی سایت اتخاذ شد که در آن، حداقل برای مدتی محدود و آزمایشی، گسترش کمی سایت بر توسعهی کیفی ارجحیت پیدا بکند. فرومهای تخصصی بازدید کنندهای ندارند بجز کسانی که در آن موضوعات متخصص، یا به شدت علاقمند هستند، این در نهایت با هدف اصلی بخش بزرگی از کاربران اینجا که گسترش خردگرایی در جامعه است هماهنگ نیست.
دوستان من گمان میکردم اختیار در علم جایی ندارد،ولی مکتبی در روانشناسی را دیدم به عنوان انسانگرایی که اختیار را برسمیت میشناسد،البته در کل چیز بدی بنظر نمیرسد مخصوصا در مقابل Behaviorism و نگرشش به انسان ولی مگر میشود اختیار و علم کنار هم؟
روانشناسی خود در علم جایی ندارد.
🐤
Ouroborosروانشناسی خود در علم جایی ندارد.
چطور؟
بیشتر توضیح میدی امیر جان؟
البته رویکرد طبیعتگرایانه هم در روانشناسی وجود دارد.ولی روانشانسی فلسفه که نیست(یک 100 سالیست جدا شده نسبتا) علم هم نباشد چه میشود؟
مگر زیر دسته علوم اجتماعی نمیتواند برود،خود علوم اجتماعی هم از افراد منفرد تشکیل میشود،چطور میشود یعنی؟
😘
Russellچطور؟
بیشتر توضیح میدی امیر جان؟
البته رویکرد طبیعتگرایانه هم در روانشناسی وجود دارد.ولی روانشانسی فلسفه که نیست(یک 100 سالیست جدا شده نسبتا) علم هم نباشد چه میشود؟
مگر زیر دسته علوم اجتماعی نمیتواند برود،خود علوم اجتماعی هم از افراد منفرد تشکیل میشود،چطور میشود یعنی؟ 😘
مشکل اینست که وقتی روانشاسی از متدولوژی دانشیک پیروی میکند، دیگر روانشناسی نیست، عصبشناسیست. 😓
وانگهی از شوخی گذشته، حجم تئوریهای متناقض و ناسازگار در روانشناسی بقدری زیاد است که نمیتوان «فکتها» را در آن یافت..
من نگرانی فیلوی گرامی را درک میکنم؛ ما تجربه فرومی به نام هوپا را داریم. مدیر آنجا تنها به دنبال کاربر بیشتر است، و انجمن را سراسر به حال خود رها کرده. آنجا شما میتوانید با خیال راحت به هر کاربری فحش بدهید، هر تاپیکی را هر جایی باز کنید، در هر تاپیکی هر پستی بدهید، بدون اینکه حتی اخطاری دریافت کنید. نتیجهاش این شده که آن فروم که نامش «انجمن فیزیکدانان جوان ایران» است، اکنون مجموعهای از داغونترین کاربران در کل فضای مجازی را در خود جای داده، و همان انگشتشمار کاربران فرهیختهای هم که داشته، آنجا را ترک کردهاند. ظاهرا نوعی قانون انتخاب طبیعی در محیطهای مجازی هم وجود دارد؛ کاربرانی در هوپا باقی ماندهاند که همان شرایط هرج و مرج را میپسندند.
بد نیست برای سرگرمی نگاهی به آن انجمن بیندازید. مثلا این و این در میان آخرین تاپیکها هستند.
مزدک بامداد هم که آنجا چند تا توسریخور خوب پیدا کرده، خوشحال است بالاخره جایی رفته که پستهایش را سانسور نمیکنند!
تنها میخواستم این فروم را خدمت دوستان معرفی کنم، و اینکه چگونه مدیریت میتواند کلیت کاربران انجمن را تعیین کند، وگرنه خوشبختانه مدیران دفترچه به کیفیت گفتگوها بسیار اهمیت میدهند، و چنین روندی را در اینجا نخواهیم داشت.
چیزی به نام روان وجود خارجی ندارد. هرچی هست یا به ژنتیک برمیگرده یا اعصاب... پس چیزی که ما بهش میگیم روانشناسی، علم فیزیولوژی هست.
تاثیر داروها بر بیماریهای روانی هم نشانه فکت بودن تئوریهای زیستی درباره نقش اعصاب بر بیماریهای روانی هست.
برایم جالب است که شخصیتِ "مزدک بامداد" در اینجا برای برخی کاربران، چوبی دو سر شده است! به نگرم مضحک می نماید؛ وقتی ایشان حضور ندارند، بخواهید در گفتگوهایتان با چنگ زدن به مخالفت و یا سپر قرار دادن ایشان، تلاش در جهت اعتبار دادن به نگرشتان داشته باشید! شاید باید به استقلالِ شخصیتِ برخی از دوستان شک برد!
Anarchy...مطمئن باشید هیچ فردی برای سرگرمی صرف اینجا نمیاد چون انجمن های این چنینی زیادی در نت هست...
برخی سرگرمیها هم مختص اینجاست، مانند نقی و اسپاگتی و جک ساختن درباره مذهب و ...
mamad1تمامی دوستانی که به تازگی در اینجا عضو شدند همگی دگر اندیش هستند و البته افراد بسیار پری هستند
البته دگراندیش بیسواد هم زیاد داریم. نمونهی حی و حاضرش خود من! اکثر بحثهای انجمن را با علاقه دنبال میکنم، اما تنها دلیل اینکه در آنها شرکت نمیکنم، اینست که نظر قابل توجهی برای ارائه کردن ندارم.
viviyanچیزی که ما بهش میگیم روانشناسی، علم فیزیولوژی هست.
ولی قبول دارید که برای بررسی و تحلیل بهتر فرایندهای فیزیولوژیکی مغز، درنگر گرفتن چنین دانشی و پژوهش به این شیوه(روانشناختی) هم بایسته است؟
viviyanچیزی به نام روان وجود خارجی ندارد. هرچی هست یا به ژنتیک برمیگرده یا اعصاب... پس چیزی که ما بهش میگیم روانشناسی، علم فیزیولوژی هست.
تاثیر داروها بر بیماریهای روانی هم نشانه فکت بودن تئوریهای زیستی درباره نقش اعصاب بر بیماریهای روانی هست.
درست است که روان از نظر متافیزیکی یک چیز شاید نباشد(احتمالا نیست)،ولی حتما نباید روان یک "چیز" باشد که ما آنرا علمی بشناسیم،مثلا زبان مگر یک چیز است که ما درباره زبانشناسی سخن میگوییم
Philoاگه صبر میکردید میتونستید فروم رو با جذب کاربران کنجکاو و جدی شلوغ هم بکنید، تو این مدت مگه کم از این کاربرا اینجا ثبت نام کرده بودن؟ لازم نبود یهویی ترافیک گفتگوی آزاد راه بندازید دوستان. قصد جسارت به کسی ندارم و نمیخوام بگم کاربرایی که بیشتر بحث آزاد و غیرجدی میکنن حتی ذره ای از من یا هر کس دیگه ای کم ارزش ترن، مشکلم اینه که فکر میکردم که اینجا بهترین جاییه که توش میتونم نظرات ارزشمندی رو درباره دغدغه های مهم خودم بخونم.
فیلو جان مطمئن باش تالارهای جدی دستخوش هیچ تغییری نمیشوند - این تالارهای فان هم فعلن پر رونق هستند و من بعید میدانم همیشه همین طور بماند . در گفتگو هم یک روند شبیه این داشتیم که یکباره تالارهای فان و آزاد میامدند بالا و بعدش میرفتند ته دره .
Unknownالبته دگراندیش بیسواد هم زیاد داریم. نمونهی حی و حاضرش خود من! اکثر بحثهای انجمن را با علاقه دنبال میکنم، اما تنها دلیل اینکه در آنها شرکت نمیکنم، اینست که نظر قابل توجهی برای ارائه کردن ندارم.
اشتباهه
وقتی یک نفر دگر اندیش باشه
دیگه بی سواد نیست
یک بی سواد هیچ وقت نمیتونه یه دگر اندیش باشه مگر یه دیوونه
گاهی واقعا لزومی نداره توی بحثی شرکت کرد
چون اینجا اکثرا دوستان هم رای هستند و بحث ها رو با فن بیان خوب و کامل پوشش میدن
اونهایی هم که فن بیان ضعیف تری دارند مثل من و شما نگاه میکنیم و تشکر میکنیم
و اگر نکته ای رو بلد نباشیم یاد میگیریم از دوستان
زبان شناسی هم یه چیز هست چون ما با گوشهامون میتونیم اونو ادراک کنیم. و میتونیم با دیگران به وسیله اون از طریق گوش و حنجره و زبان ارتباط برقرار کنیم. پس زبان شناسی هم یه چیز است. :D
روانشناسی هم در محدوده علم فیزیولوژی اعصاب قرار میگیره.
shirinروانشناسی هم در محدوده علم فیزیولوژی اعصاب قرار میگیره.
کی گفته؟!
فیزیولوژی اعصاب علم برسی ساختار و کارکرد سیستم عصبی انسان است، روانشناسی برسی ِ بحثبرانگیز برخی دادههای نه چندان دقیق پیرامون رفتارهای اسما عمومی. اینها چه پیوندی با هم دارند؟
روانشناسی رفتاری هم زیر مجموعه نوروفیزیولوژی هست. فیزیولوژی اعصاب بخش بزرگی رو تشکیل میده. مغز تمام رفتارهای انسان رو کنترل میکنه. رفتارهای ارادی، غیرارادی و ... هر گونه مطالعه ای درباره رفتارهای انسان هم ناچارا به مغز و نورونها ارتباط پیدا میکنه.
راستی رفتارهای اسما عمومی یعنی چی؟
بله روانشناسی «باید» چنان باشد، شاید عصبروانشناسی این تقسیم بندی را در آیندهای دور محقق بکند..
وانگهی آنچه که هست و «روانشناسی ِ واقعا موجود» بیشتر مشتاق برسی چیزهاییست که مرغ پختهی درون پلو را به خنده میاندازد..
shirinراستی رفتارهای اسما عمومی یعنی چی؟
این رفتارهایی که روانشناسی دست به برسی آنها میزند، که خیلی اوقات رفتار بخشی از جامعهی سفیدپوست ِ شهرنشین جهان غرب است. فرض بکنید با «علم روانشناسی» تولید لندن بخواهید به «درمان» مردم ژاپن بپردازید. 😷
مثلا رفتار مردم بخشی از جامعه غرب رو ملاک قرار میده و با استفاده از اون معیار نتیجه میگیره که مردم ژاپن غیرطبیعی هستن و میخواد مداواشون کنه؟ این هست منظور؟
یا مثلا بعضی بیماریهای روانی در ژاپن رو با روش درمانی غربیها میخوان مداوا کنن؟
shirinمثلا رفتار مردم بخشی از جامعه غرب رو ملاک قرار میده و با استفاده از اون معیار نتیجه میگیره که مردم ژاپن غیرطبیعی هستن و میخواد مداواشون کنه؟ این هست منظور؟
بله، روانشنی برای تعریف «نرمال» و «ابنرمال» به طرز ِ دیوانهواری دچار مشکل است.. البته خود شارحان آنهم میپذیرند که ارائهی تعریفی جهانشمول از مفاهیمی این چنین ممکن نیست و برسی روان آدمی تلاشیست بسیار جوان(در قیاس با دیگر انواع علم)و باید به آن فرصتی بیش از صد و پنجاه سال برای شکوفا شدن داد و ...
چرا از کوره در رفتی راسل؟ 🐤
کوره در رفتنی که نبود امیر،فقط واقعا احساس کردم وقت نچندان زیادی که برای نوشتن پستهایم در آن تاپیک کرده ام بیهوده بوده کاملا و داستان گفتگو نیست اصلا.بیشتر تصحیح هست تا از کوره در رفتن یا چیزی شبیه به اون 😏
دیشب رامنی بر سر سیاست خارجی در نظرسنجی بدجور باخته مثل اینکه،هر چند بگمانم اوباما سیاستش درباره ایران به جایی نرسد و دروغ میگوید ج.ا اتمی را پذیرفته از ابتدا دارد فیلم بازی میکند.
بنظر شما کدام کاندیدا در آمریکا برنده شود بهتر است برای سرنوشت ایران جدا از بقیه مسائل؟
بنظر من اوباما از اول هم میخواست ایران را سر هم بندی کند فقط برود،البته رامنی هم حماقتهای محافظه کاران آمریکا را احتمالا دارد و از همه مهمتر بنظر من پاکستان است که رامنی و جمهوری خواهان دنبال رابطه بیشتر با پاکستان (مرکز اسلامگرایی و دشمن تکثرگرایی) هستند.
به نظر من هیچ فرقی نمیکنه...به قول امام رحمت الله آمریکا هیچ غلطی نمیتواند/نمیخواهد بکند😬
Russellبنظر شما کدام کاندیدا در آمریکا برنده شود بهتر است برای سرنوشت ایران جدا از بقیه مسائل؟
اوباما توی سیاست خارجی ضعیف هست ، کلا دمکراتها همیشه به ضرر ایران کار کردند ، از کلینتون بگیرید تا کارتر یا همین اوباما
همین رامنی هم بیاد فرقی نمیکنه!!! کلا اینا هم برای رقابت با هم قضیه ایران رو میارن وسط...زیاد هم مشکلی با ایران فعلی ندارن اگه یه کوچولو باهاشون راه بیاد!!!
اوباما بهترین سیاست خارجی تاریخ آمریکا بعد از کندی را اتخاذ کرده، خیلی خوب هم جواب داده و ما شاهد رشد چشمگیر دموکراسی و انزوای هرچه بیشتر دیکتاتورها در جهان بودهایم.
رامنی جوجه فاشیست ِ جاهلی بیش نیست.
Ouroborosاوباما بهترین سیاست خارجی تاریخ آمریکا بعد از کندی را اتخاذ کرده، خیلی خوب هم جواب داده و ما شاهد رشد چشمگیر دموکراسی و انزوای هرچه بیشتر دیکتاتورها در جهان بودهایم.
جانورانی مثل اخوان المسلمین ظهور کردند ، الان دیگه هیچ کس در خاورمیانه به آمریکا اعتماد ندارد ، وقتی آمریکا پشت یک متحد ۳۰ ساله خود مثل مبارک را خالی کرد ، تمامی اعتبار خود را در خاورمیانه از دست داد
پشت یک مشت دیکتاتور فاسد را مدتها پیشتر باید خالی میکردند. مبارک نیز همچون شاه با یا بدون آمریکا رفتنی بود، دموکراتها آنقدر شعور دارند که بفهمند تداوم حمایت از یک لاشهی متعفن در تناقض با اهداف بلندمدت آنهاست. اسرائیل نیز ناگزیر درخواهد یافت که جهانیست جدید، و دولتهای عربی باید به مردم خود پاسخگو باشند.. دوران ِ معاملههای پنهانی پشت درهای بسته سپری شده و چارهای نیست بجز آنکه اجازه بدهیم اعراب و ترکان نیز همچون ایرانیان اسلام سیاسی را آزموده، به مستراح تاریخ بیافکنند. هیچجا را بدون تجربهی مذهبگرایی نمیتوان مذهبزدایی کرد.
اما من شک ندارم که تمامی این کشور ها به وضع بدتر از ایران دچار خواهن÷د شد.اگر با این جماعت به سخن بنشینید در می یابید که چه گوساله هایی هستند.با برخی از بحرینی ها صحبت میکردم،به آنها میگفتم چه مرگتان است دیگر؟تا به کثافتی که ایرانی ها در آن غوطه ور هستند نیوفتید ول کن نیستید؟
جوری که آنها تعریف میکردند گویی آمریکا به شدت در بحرین نفوذ دارد به گونه ای بیش از نیمی از آنها در کمپانی های آمریکایی کار میکردند.دولت شان هم که جدای از بحث آزادی سیاسی آزادی های اجتماعی را تضمین میکند.دقیقا مانند 30 سال پیش ایران.جالب تر اینکه همشان(از عراقی گرفته تا بحرینی و عربستانی دولت ایران را بهترین دولت میدانند و آرزو میکنند مانند ایران باشند.نمیدانید پس از این تجربه چقدر خوشحال بودم که بالاخره کم عقل تر از ایرانی جماعت هم پیدا شد.
یکی شان به من میگفت مگر شما رهبرتان امام!خامنه ای نیست؟پس این چه وضع حجاب است که در ایران رواج دارد!
"اهداف شما چندان پنهان نیست"، بنابراین "اهداف شما تا حدی آشکار است"، این یعنی لجن پراکنی. وقتی حقیقت ارزشمند نباشد، دوستداران حقیقت دلسرد میشوند و به حاشیه میروند و بی معنی نویسان و بیسوادان و جزم اندیشان و خاله زنک ها قدر دیده و تبدیل به صحنه پردازان اصلی میشوند.
Philo"اهداف شما چندان پنهان نیست"، بنابراین "اهداف شما تا حدی آشکار است"، این یعنی لجن پراکنی. وقتی حقیقت ارزشمند نباشد، دوستداران حقیقت دلسرد میشوند و به حاشیه میروند و بی معنی نویسان و بیسوادان و جزم اندیشان و خاله زنک ها قدر دیده و تبدیل به صحنه پردازان اصلی میشوند.
«پرداختن به اهداف پنهان» وقتی شروع شد که راسل در چند پست پیدرپی کوشید ناکارآمدی رویکردی که اصل اخلاقی مطروحه از جانب شما در عمل پدید میاورد را نشان بدهد، اما شما یکسر به آن بیاعتنا بودید، یا آنها را شامل این گزارهی بخصوص نمیدانستید. این شد که من گفتم «به نظر میرسد هدف از طرح این گزاره پیروزی در بحث بوده»، زیرا گزارهای در عمل و تئوری بیآبرو و شکستخورده را برداشتهاید و با حذف ایرادهای تئوریک(بیآنکه به دشواریهای آن در عمل بپردازید)آنرا از نو ارائه کردهاید و به ناممکنی عملی ِ اتخاذ چنان رویکرد اخلاقیای یکسره بیاعتنا هستید.. اینها همه به چم ِ آنست که هدف از طرح این گزاره پیروزی در بحث بوده، نه برپا ساختن دستگاه اخلاقی ِ جدیدی برای کنار آمدن با چالشهای زندگی ِ مدرن در سیستمهای اجتماعی-سیاسی باز.. این چیزیست کمی متفاوت با پرداختن به «مقاصد پنهان» جهت بیرون راندن حریف از میدان و ارعاب او، و تعبیر آن به لجنپراکنی ِ برآمده از بیسوادی و خالهزنکی و جزماندیشی اگر کملطفی نباشد دستکم اندکی بیش از حد شدید است!