کافه دومگو

برگ ۶ از ۳۶

Anarchy #۲۵۱

باید یه بخش جدا باشه برای نقل قول...این جوری اصلا معلوم نیست کی نقل قول گرفته ازت!!

Philo #۲۵۳

این "اسپرت" دقیقا یعنی چی؟ رینگ اسپرت و کت اسپرت و کفش اسپرت تو چه چیزی مشترکن که باعث میشه به همشون بگیم اسپرت؟

Mehrbod #۲۵۴
Russell

مهربد جان اونموقع که روشن بود هر چیزی میشد( نه فقط نقل قول گرفته شدن ار ما) پیغام میداد.

خاموش نیست هنوز روشن باید باشد.

Unknown #۲۵۵

چه چیزی شما را چنین متعجب کرده فیلوی گرامی؟

Russell #۲۵۶
Mehrbod

خاموش نیست هنوز روشن باید باشد.

از اون موقع که زرت و زرت پیغام میداد کسی ازم نقل قول نگرفته بود فکر کردم خاموشه ولی درسته

👻

Unknown #۲۵۸

صفی از n شخص را در نظر بگیرید. هر شخص می کوشد داستانی را که از نفر قبلی شنیده بطور دقیق برای نفر بعدی بازگو کند. به نظر شما وقتی n به بینهایت میل کند، داستانی که شخص آخری می گوید چه میزان با داستان اولیه تطابق دارد؟

Mehrbod #۲۵۹
Anarchy

باید یه بخش جدا باشه برای نقل قول...این جوری اصلا معلوم نیست کی نقل قول گرفته ازت!!

هست دیگه آنارشی جان، بروید به پروفایل خود، نخستین دکمه از چپ 😏

Russell #۲۶۰

اگر خطا صفر مطلق نباشد نه میشود داستان که دگرگون شود کامل که هیچ میشود دیوان حافظ بشود رباعیات خیام

😬

Ouroboros #۲۶۱

از دوستان کسی اینرا دیده:

http://www.youtube.com/watch?feature=player_detailpage&v=j72U074wi1I

یک دختربچه‌ی چاق در خانواده‌ای پر از آدمهای چاق و ردنک که خود را برای شرکت در مسابقه‌ی زیبایی‌ آماده می‌کند. نظرتان درباره‌ی آن چیست؟ چیزی تهوع‌برانگیزتر از آن دیده‌اید؟

Unknown #۲۶۲
Russell

اگر خطا صفر مطلق نباشد نه میشود داستان که دگرگون شود کامل که هیچ میشود دیوان حافظ بشود رباعیات خیام 😬

میتوان این را افزود که اینها انسانهایی سالم و معمولی هستند. بنابراین داستان که قطعا دگرگون می شود، اما اگر فرض کنیم داستان اولیه در مورد یک شاهزاده باشد، آیا امکان دارد که داستان آخری در مورد چیز دیگری باشد؟!

Russell #۲۶۳
Unknown

راستش هرچه تلاش کردم، جمله ات را نفهمیدم! اما خطا صفر نیست. میتوان این را افزود که اینها انسانهایی سالم و معمولی هستند. بنابراین داستان که قطعا دگرگون می شود، اما اگر فرض کنیم داستان اولیه در مورد یک شاهزاده باشد، آیا امکان دارد که داستان آخری در مورد چیز دیگری باشد؟!

ربطی به ثابت و معمولی بودن ندارد ناشناس جان،اگر خطا بتوان تجمع پیدا کند فقط مساله زمان مطرح است که این داستان دگرگون شود،بعبارت دیگر از دید تئوری این داستان در بلند مدت به تمام داستانهای ممکن دگرگون میشود،یکچیزی میشود شبیه به این:
Infinite monkey theorem - Wikipedia, the free encyclopedia

Unknown #۲۶۴

سپاس. این پرسش بعد از مرور دوباره تاپیک نرخ خطای بیت به ذهنم رسید. اما نمی دانم چرا با اینکه از قبل با مسئله میمون ابدی آشنا بودم، به ذهنم نرسید که این مسئله در واقع معادل با همان است، چرا که احتمال خطا دستکم در حامل اطلاعات (صدا یا گوش انسان سالم) صفر نیست. اما بهرحال مسئله جالبی است که برای سرگرمی، روی n های متناهی آزمایش شود. اینگونه می توان روند تغییر را هم دنبال کرد.

Alice #۲۶۵

چرا برای هر نقل قول برای من پی ام می آید ؟

Mehrbod #۲۶۶
Alice

چرا برای هر نقل قول برای من پی ام می آید ؟

این یک ویژگی نو است ما افزودیم به سایت، با این پیشوازی که شد انگار همین فردا باید ببندیمش 😆

Ouroboros #۲۶۷

دوستان نظرشان پیرامون براه انداختن جستاری برای شناختن و معرفی و روش ساخت و بازگویی ِ تجربیات شخصی درباره‌ی مواد افیونی چیست؟ اصلا کسی اینجا بجز من اهل این برنامه‌ها هست؟

Mehrbod #۲۶۸
Ouroboros

دوستان نظرشان پیرامون براه انداختن جستاری برای شناختن و معرفی و روش ساخت و بازگویی ِ تجربیات شخصی درباره‌ی مواد افیونی چیست؟ اصلا کسی اینجا بجز من اهل این برنامه‌ها هست؟

یک جستاری پیرامون الکل داشتیم به آنها هم رسیده بود: نوشیدنی های الکلی

Ouroboros #۲۶۹

در آن جستار شرکت داشتم، منظورم بطور تخصصی‌تر بود پیرامون فقط مواد مخدر. هرچه بیشتر اهل مشروب باشید احتمال علاقه و دلبستگی و وابستگی به مواد مخدر در شما کمتر است، نوشیدنی‌ها متعلق به اشخاص اهل دل و عیش هستند، کشیدنی‌ها مال آدمهای دلسوخته.

Philo #۲۷۰
Unknown

چه چیزی شما را چنین متعجب کرده فیلوی گرامی؟

بگویید چه چیزی تو را متعجب نکرده، این جهان همش عجیبه، من نمی فهمم چرا هر بار موبایلم را به بالا پرتاب مبکنم دوباره بر میگردد پایین!

Mehrbod #۲۷۱
Philo

بگویید چه چیزی تو را متعجب نکرده، این جهان همش عجیبه، من نمی فهمم چرا هر بار موبایلم را به بالا پرتاب مبکنم دوباره بر میگردد پایین!

اینکه شما هنوز به این عجیب بودن خو نگرفته‌اید خود عجیب است! 😏

براستی مغز اندام شگرفیه، به چیزهایی میتواند باورید و خو گرفت که از دیدگاه یک سوم‌کس به هذیان و بیماری بماند ..

Mehrbod #۲۷۲
Alice

چرا برای هر نقل قول برای من پی ام می آید ؟

Russell

از اون موقع که زرت و زرت پیغام میداد کسی ازم نقل قول نگرفته بود فکر کردم خاموشه ولی درسته 👻

Ouroboros

دوستان خواهشا راهی برای غیرفعال کردن این امکان تخماتیک جدید بگذارید. یعنی چه که هر وقت کسی کوت گرفت برایم پیام خصوصی بیاید؟! خیلی بد.

بسته شد تا دیرتر.

Mehrbod #۲۷۳
Ouroboros

در آن جستار شرکت داشتم، منظورم بطور تخصصی‌تر بود پیرامون فقط مواد مخدر. هرچه بیشتر اهل مشروب باشید احتمال علاقه و دلبستگی و وابستگی به مواد مخدر در شما کمتر است، نوشیدنی‌ها متعلق به اشخاص اهل دل و عیش هستند، کشیدنی‌ها مال آدمهای دلسوخته.

من درباره ماده‌های روانگردان و کارکردشان خوانده‌ام، ولی روی هم رفته گرایش به تندرستی و اینها نمیگذارد سراغشان برود 😏

ecstasy و amphetamine رو بیشتر نیازمودم، هیچکدام هم تاجاییکه میدانم توهمزایی ندارند و انگیزنده هستند تنها.

Ouroboros #۲۷۴
Mehrbod

من درباره ماده‌های روانگردان و کارکردشان خوانده‌ام، ولی روی هم رفته گرایش به تندرستی و اینها نمیگذارد سراغشان برود

ecstasy و amphetamine رو بیشتر نیازمودم، هیچکدام هم تاجاییکه میدانم توهمزایی ندارند و انگیزنده هستند تنها.

ایرانی‌ها گویا اصلا از مواد توهم‌زا خوششان نمی‌آید، آنجا هرگز نمی‌توانید اسید پیدا بکنید، ارجین می‌فروشند بجای آن و کسی هم فرقشان را نمی‌داند.. من در ایران به ناچاری شربت سینه می‌خوردم، که بسیار هم زیان‌آورست. اینجا ال‌اس‌دی یافت می‌شود و تا جایی که می‌دانم کم زیان‌ترین ماده‌ی مخدر دنیاست. من هرگز فلسفه‌ی این مواد انگیزنده را نفهمیدم.. اگر می‌خواهید مظطرب و متشنج و عصبی باشید چرا مواد مصرف می‌کنید؟ بروید مسجد! من نه اکستاسی مصرف کرده‌ام نه آمفتامین، از این گروه موادهای هیجان‌آور فقط کوکائین کشیده‌ام، و حالم را بسیار بد کرده.. بگویید بدانیم چطور بودند؟

Anarchy #۲۷۵

امیر جان من هیچ کدوم رو مصرف نکردم تا حالا...شما توصیه ات چیه😜؟

shirin #۲۷۶

منم از گروه مواد هیجان آور و انگیزاننده فقط قهوه مصرف کردم. برای وقتی استرس نداری خیلی خوبه. کلی پرهیجان و نشاط انگیز میشی ولی وقتی استرس داری شدیدا دچار دل آشوب و صعف اعصاب میشی. توصیه میکنم وقتی استرس دارید مصرف نکنید. :D

Ouroboros #۲۷۷
Anarchy

امیر جان من هیچ کدوم رو مصرف نکردم تا حالا...شما توصیه ات چیه؟

LSD

یک تریپ خوب روی ال‌اس‌دی بهترین تجربه‌ی مصنوعی نوع بشر در حال حاضر است. امیدوارم در آینده‌ی نزدیک بتوان با دستکاری کردن رسپتورهای مغزی تجربیات جالب‌تری داشت، ولی حالا از این بهتر گیرتان نمی‌آید.

Russell #۲۷۸
Ouroboros

یک تریپ خوب روی ال‌اس‌دی بهترین تجربه‌ی مصنوعی نوع بشر در حال حاضر است. امیدوارم در آینده‌ی نزدیک بتوان با دستکاری کردن رسپتورهای مغزی تجربیات جالب‌تری داشت، ولی حالا از این بهتر گیرتان نمی‌آید.

عوارض اینها تا چه حده هر کدوم؟

Ouroboros #۲۷۹
Russell

عوارض اینها تا چه حده هر کدوم؟

فکر می‌کنم بدترین ماده‌ی مخدر جهان کریستال مث(شیشه)باشد، که انواع و اقسام پیامدهای ناجور را دارد. نمی‌دانم چرا در ایران آنقدر محبوب شده، اینطرف آب ماده‌ی مخدر ِ دانشجوهای تنبل در شبهای امتحان است، برای بیدار ماندن و تمرکز کردن. ال‌اس‌دی هیچ عارضه‌ی جدی ندارد، شماری از مصرف‌کنندگان ممکن است دچار جنون موقت/دائمی بشوند(از هر هزار نفر یکی). تا بحال هیچکس هم از آن اوردوز نشده. تریپ‌های بد که بسیار نادر هستند می‌توانند یک هفته‌ای شما را افسرده بکنند.

shirin #۲۸۰

تبلیغ مواد مخدر میکنی امیر؟ دوست ناباب. :d

Mehrbod #۲۸۱
Ouroboros

ایرانی‌ها گویا اصلا از مواد توهم‌زا خوششان نمی‌آید، آنجا هرگز نمی‌توانید اسید پیدا بکنید، ارجین می‌فروشند بجای آن و کسی هم فرقشان را نمی‌داند.. من در ایران به ناچاری شربت سینه می‌خوردم، که بسیار هم زیان‌آورست. اینجا ال‌اس‌دی یافت می‌شود و تا جایی که می‌دانم کم زیان‌ترین ماده‌ی مخدر دنیاست. من هرگز فلسفه‌ی این مواد انگیزنده را نفهمیدم.. اگر می‌خواهید مظطرب و متشنج و عصبی باشید چرا مواد مصرف می‌کنید؟ بروید مسجد! من نه اکستاسی مصرف کرده‌ام نه آمفتامین، از این گروه موادهای هیجان‌آور فقط کوکائین کشیده‌ام، و حالم را بسیار بد کرده.. بگویید بدانیم چطور بودند؟

من مدتهاست دیگر کانادا نیستم امیر جان،

و اینکه راستش هر دو بیخود بودند. اکستاسی را درست نمیدانم چون همراه با هزار و یک کوکتل و چیز دیگر بود 🙂 ولی تا یکی دو هفته
پسین mood بی اندازه پایینی داشتم و تنها چیزی که یک خرده‌ای کمک میکرد قهوه (اسپرسو) بود، روی هم رفته به افسردگی آن نمیارزید!

amphetamine ولی کاری نکرد بجز اینکه 48 ساعتی بیدار بودم + تپش قلب بسیار تند + دلهره + احساس آشوب + ترس
همه اینها بی کوچکترین احساس خوبی!

ecstasy باز یک حس خوشایند + خوشنودی از زندگی و احساس نزدیکی به دیگران و پیرامون آنجا درست میکند، amphetamine را
دیگر نمیدانم چه سودی دارد! تنها به درد همان بیدار ماندن و درس خواندن انگار میخورد، بماند که اعتیادآوری بسیار بالایی هم شنیده‌ام دارد!

Anarchy #۲۸۲

بابا شما چه خلافکارین !!! من که هیچ علاقه ای حتی به امتحان کردنش ندارم...اثراتش تو بقیه رو دیدم برام کافیه😬

Mehrbod #۲۸۳
Anarchy

بابا شما چه خلافکارین !!! من که هیچ علاقه ای حتی به امتحان کردنش ندارم...اثراتش تو بقیه رو دیدم برام کافیه😬

من اعتراف میکنم نادانی کردم 😁

چند ماهی میشود آبجو را هم کنار گذاشته‌ام.

Ouroboros #۲۸۴

- آنارشی جان بر هر انسانی یک عادت ناپسند و مبتنی بر خودویرانگری رواست!
افزون بر این منهم مخالف هرنوع ماده‌ی اعتیادآوری هستم، جایگاه انسان بسی والاتر از آنست که بنده‌ی یک ماده‌ای بشود و از روی وابستگی نتواند چنان‌که می‌خواهد رفتار بکند. پیرامون مواد ِ بدون وابستگی و کم‌زیان اما، من شما را دعوت می‌کنم به بازنگری، که چه مایه آسیب‌های اندک آنها بیارزد به لذت‌های والایی که می‌آورند. دستکم نزد من که چنین است، و زندگی برایم چیزی بجز تلاش مداوم جهت حداکثری کردن لذت‌ها نیست.

- مهربد گرامی کسی از دوستانتان را به تازگی از دست نداده‌اید یا برخورد نزدیکی با مرگ نداشته‌اید؟
این درگیری تازه و اندکی افراط‌آمیخته با سلامتی و جاودانگی به رفتار فرهیختگانی می‌ماند که دوستی را از دست داده‌اند و ارزش راستین زندگی را دوباره یافته‌اند، اگرنه یقین دارم که فواید آبجو به زیان‌های آن می‌چربد، چربیدنی!

- بانو شیرین ارجمند من اندکی وابستگی ایدئولوژیک هم به موضوع دارم. برایم مرحله‌ی آغازین انقلاب آنارشیستی همینست: خیزش لمپنها برپاد ِ بورژوازی، پرولتاریا و دولت. فاحشه‌ها، معتادها، دزدها..چراکه پرولتاریا به سیستم موجود وابسته‌تر شده است از سرمایه‌داران، و هیچ امیدی برای واگشت ِ آنها وجود ندارد.

shirin #۲۸۵

امیرجان من فکر میکنم جامعه ای که بر مبنای آنارشیسم باشه بیشتر یه مدینه فاضله هست. هیچوقت نمیتونه شکل واقعیت به خودش بگیره. وقتی دولت و قانون وجود نداشته باشه همه افراد جامعه اگه برابر باشن همدیگه رو نابود میکنن و جامعه فرو می پاشه یا عده ای قویتر بقیه رو زیر سلطه میگیرن و یه نظام دیکتاتوری به وجود میاد. کلا این قانون طبیعت هست که همیشه موجودات میخوان منابع و امکانات بیشتری داشته باشند و کسی اگه برگ برنده ای داشته باشه تا بتونه منابعی بیشتری برای خودش فراهم کنه استفاده میکنه از اون. به نظرت انسانها کی میتونند این خصیصه غریزی رو به طور کامل بذارن کنار و رفتارهایی کاملا آرمانی و شعارگونه رو در پیش بگیرند؟ و یا حتی اگر هم بخوان درست رفتار کنن تعریف هر انسانی از درست بسیار متفاوت هست با هم چطور عده ای میتونن بدون وجود قانون تعریف شده ای که خودشون رو موظف به تابعیت از اون بدونن به خوبی زندگی کنن؟

Ouroboros #۲۸۶
shirin

امیرجان من فکر میکنم جامعه ای که بر مبنای آنارشیسم باشه بیشتر یه مدینه فاضله هست. هیچوقت نمیتونه شکل واقعیت به خودش بگیره. وقتی دولت و قانون وجود نداشته باشه همه افراد جامعه اگه برابر باشن همدیگه رو نابود میکنن و جامعه فرو می پاشه یا عده ای قویتر بقیه رو زیر سلطه میگیرن و یه نظام دیکتاتوری به وجود میاد. کلا این قانون طبیعت هست که همیشه موجودات میخوان منابع و امکانات بیشتری داشته باشند و کسی اگه برگ برنده ای داشته باشه تا بتونه منابعی بیشتری برای خودش فراهم کنه استفاده میکنه از اون. به نظرت انسانها کی میتونند این خصیصه غریزی رو به طور کامل بذارن کنار و رفتارهایی کاملا آرمانی و شعارگونه رو در پیش بگیرند؟ و یا حتی اگر هم بخوان درست رفتار کنن تعریف هر انسانی از درست بسیار متفاوت هست با هم چطور عده ای میتونن بدون وجود قانون تعریف شده ای که خودشون رو موظف به تابعیت از اون بدونن به خوبی زندگی کنن؟

پیرامون این مسئله پیشتر زیاد صحبت کرده‌ام. تا زمانی که اینهمه نابرابری هست، آرزوی رسیدن به آزادی راستین خیالی بنظر می‌رسد. من بسیار بعید می‌دانم که وحشی‌گری و نبرد برای رسیدن به منابع در انسان ذاتی باشد، بالعکس انسان‌ها تا همین اواخر(بیست هزار سال قبل)بدون همیاری بی‌چشمداشت و کمک به اعضای ضعیف‌تر و دستگیری از آنها نابود می‌شده‌اند. اگرهم غریزی باشد، ما بسیاری رفتارهای خوب و بد غریزی را به آسانی دور ریخته‌ایم و دلیلی نیست که نتوانیم این یکی را تعدیل بکنیم، به نحوی که بشود بدون زور دولت کنار هم زندگی آسان و بی‌دلنگرانی داشت. جامعه‌ی کنونی بشر به سمت پیشرفت درحال حرکت است، من رسیدن به شرایط دولت‌زدوده و طبقه‌زدوده را روندی مرحله‌مرحله، اما غیرقابل اجتناب می‌بینم.

sonixax #۲۸۷

میخواهید یك جستار هم به نام شیره كش خانه راه بیندازیم :دی

Mehrbod #۲۸۸

امروز واسه یکمین بار سایت فرهنگستان زبان پارسی را باز کرده‌ام: فرهنگستان زبان و ادب فارسی

میبینم سر تا پاش عربیه!

هتا «پارسی» را هم "فارسی" نوشته‌اند .. براستی مایه دریغ و ناامیدیه ..

Anarchy #۲۸۹

راسل جان چقدر ساکت شدی😬؟ یک سخنی از خودت در و کن😊

Russell #۲۹۰

حس پست دادن نمیدونم چرا نیست آنارشی جان،ولی بخاطر گل روی خودت چشم،پست در وکنم بزودی 😜

Anarchy #۲۹۱

حالا امشب که من وقت دارم بقیه غیبشون زده..البته شاید ارتباط داشته باشه با شب جمعه😜

mamad1 #۲۹۲

تو این جمع مگه متاهل هست؟
شک دارم؟

هممون تو یه چیز مشترکیم

الان جلو سیستمه نشستیم و نه کسی منتظرمونه و نه منتظر کسی هستیم😬

Anarchy #۲۹۳

متاهل که نه اما بچه ها اکثرا بازار آزاد استفاده میکنن و بالاخره امشب....😍😬😜

Alice #۲۹۴
Mehrbod

میبینم سر تا پاش عربیه!

زبان ما نیمی عربی ست و نیمی پارسی !
چه بخواهید بپذیرید چه نخواهید همین است و خواهد ماند

Mehrbod #۲۹۵
Alice

زبان ما نیمی عربی ست و نیمی پارسی !
چه بخواهید بپذیرید چه نخواهید همین است و خواهد ماند

یعنی نپذیریم و نخواهیم درست نمیشود؟

😏

Alice #۲۹۶
Mehrbod

یعنی نپذیریم و نخواهیم درست نمیشود؟

نه نمی شود ؛

sonixax #۲۹۷
Alice

نه نمی شود ؛

خوب تکلیف این همه واژه که از شکل عربیش به پارسی برگردان شده و روزمره هم استفاده میشود و شکل عربیش فراموش شده چه میشود ؟

عدلیه = دادگستری
عوض کردن = جایگزین کردن
قوس قزح = رنگین کمان
سلام علیکم = درود
عاقل = دانا
طول = دازا
عمق = ژرفا
ماضی = گذشته
جایزه = پاداش
جدید = نو ، تازه
رَب = خدا

و ده ها شاید هم صدها یا هزاران واژه ی دیگر که حضور ذهن ندارم !
حتا خود آخوندهایش هم در مقابل این داستان نتوانسته اند مقاومت کنند و در تلویزیون و کتابها و ... شان از واژه های پارسی ی جایگزین شده با عربیش استفاده میکنند .

روند تاریخ و جایگزینی واژه ها چیزی خلاف گفته ی شما را نشان میدهد آلیس جان

🌹

Alice #۲۹۸
sonixax

خوب تکلیف این همه واژه که از شکل عربیش به پارسی برگردان شده و روزمره هم استفاده میشود و شکل عربیش فراموش شده چه میشود ؟

شکل عربی شان کجا فراموش شده است ؟

بیشینه واژگانی که نهادید شکل عربی شان در محاوره رایج تر است ؛

sonixax

روند تاریخ و جایگزینی واژه ها چیزی خلاف گفته ی شما را نشان میدهد آلیس جان

تاریخ می گوید زبان در حال پیشرفت است و دگرگون می شود و هرگز زبانی که دگرگون شده به شکل گذشته خود بازنمی گردد (مگر چندین واژه محدود ؛ کلیت زبان به گذشته برنمی گردد)

Ouroboros #۲۹۹

پارسی‌نویسی کاریست درخور توجه و عنایت که به گستره‌ی لغات این زبان می‌افزاید، اینکه برای بسیاری چیزها چند واژه‌ که بیشینه‌ی مردم با آنها آشنا هستند وجود داشته باشد ویژگی ِ بدی نیست، اما تبدیل کردن آن به رسالتی ایدئولوژیک و تکفیر آنها که به پیروی از شما سره‌نویسی نمی‌کنند، یا هر نوعی از تلاش برای «عربی‌زدایی» و خالی کردن فارسی از چهارده قرن تجربه‌ی مکتوب، متشکل از برجسته‌ترین متون ادبی، فرهنگی و هنری ِ تاریخ بلاهتی‌ست درخور خنده. نه فقط زبان برجسته‌ترین بزرگان ادبیات این کشور فارسی(و نه پارسی)بوده، بلکه همه‌ی پویایی زبان ما برآمده از همین قابلیت جذب و هضم ِ لغات بیگانه درخود، بدون از دست دادن توانایی‌های پیشتر موجود در آنست. مدافعان جنبش تازه‌پای ِ عربی‌زدایی باید برای ما توضیح بدهند بازگشتن به زبانی مرده که چند ده قرن از هر پیشرفت و ایده‌ و چیز جدیدی که وارد زبان شده محروم بوده و به فراموشی سپردن زبان حافظ و سعدی و مولانا چگونه بناست به پیشرفت‌های مورد ادعای ایشان یاری برساند و یا به مهار زبان‌پریشی موجود در میان ایرانیان منتج بشود؟! و دیگر اینکه چه امتیاز ویژه‌ای برای سره‌نویسی هست که زبان فارسی ِ کنونی فاقد آنست، و مشتی واژگان من‌درآوردی یا منسوخ می‌توانند آن فقدان را بزدایند؟

Mehrbod #۳۰۰
Alice

شکل عربی شان کجا فراموش شده است ؟

بیشینه واژگانی که نهادید شکل عربی شان در محاوره رایج تر است ؛

تاریخ می گوید زبان در حال پیشرفت است و دگرگون می شود و هرگز زبانی که دگرگون شده به شکل گذشته خود بازنمی گردد (مگر چندین واژه محدود ؛ کلیت زبان به گذشته برنمی گردد)

واژگانی مانند هواپیما در برابر «طیاره» هم چندین سال پیش مانند «واکاوی» و «نگر» نوین بودند، در گذر زمان نه تنها جا افتاده‌اند که واژه‌های پیشین را دور هم ریختند.
روی هم رفته این نگرشی بدبینانه بیشتر نیست آلیس جان، چرا که نه داده‌ای از درستی آن میگوید و هم اینکه بر پاد آن، میبینیم که واژگان بسیاری جاافتاده‌اند و روز به روز بیشتر هم میشوند: ساختارشناسی زبان پارسیک - صفحه 4

چندتایی که امروز سددرسد جا افتاده‌اند:


اطفائیه = آتش نشانی
سانتاریوم = آسایشگاه
احصائیه = آمار
سویلیور = آلودگی
ویلیور = ارزش
محرک بالفعل = انگیزه
عضوالجسم = اندام
عودت الی المبدا = بازگشت
تادیه = پرداخت
پرونوستیک = پیش‌بینی
شرایط المعین = پیشنهاد
جهاز = دستگاه
تمام المتاع = سرمایه
عضوالاداره = کارمند

در کنار اینها جا نیافتاد هم جا نیافتاد. من که خوشی خودم از پارسی را گرفته‌‌ام، امروزیان و آیندگان
هم اگر خواستند در زندگی کامیار باشند باید در بهکرد و پیشرفت زبانشان بکوشند، نخواستند هم دیگر گناه ما نیست

😁