😲😲😲نمردیم و یک ضد اسراییلی هم در این فروم دیدیم! اگر با من دوست و متحد شوید آنوقت همه ی دوستانتان را اینجا از دست خواهید داد ها!! خوب باشه دوست بشیم 🌹
البته که ضد اسرائیلی هستم ولی در این سایت مجبورم نقش بازی کنم و ادا در بیاورم که چندان "ضداسرائیلی" نیستم. اگر این کار را نکنم برام دردسر درست میشه. اینطور است که اینجا همه فکر میکنند من ضد اسرائیلی نیستم.
این هم لابد نوع «عرفانی» شادی و نشاط است، که به شکل دندانقروچهی عصبی و مو از سر بر کندن متجلی میشود! 😄
شادی و نشاط شما اینجوریه ؟! 😮پس وای بحال عصبیت و غمگین بودنتون:)))))))))) کلا در همه ی حالات خصلت سادیستی خود را حفظ می کنید پس شخصیت با ثباتی دارید آورین آورین :)))
وقتی شما آرزومند تازیانه خوردن از دستان من هستید و اینطور ملتمسانه داوطلب میشوید، منهم دست رد به سینهی شما نمیزنم. 😉 بعدش ولی اینطور جیغ و فریاد نکنید که مرا به تازیانه زدند.
آخه عجب فانتزی های قشنگی در ذهنتان دارید نازی 🍿 😭 حتما بعد از تازیانه هم باید در برابرتان سجده کرد و سپاسگزاری کرد نه؟؟ آخه سادیستی بودن هم برای خودش عوالمی دارد ها فانتزی هایی دارد ها:)))))))
دوستان حق داشتهاند شما را با فلانی اشتباه بگیرند، حداقل در این خشم ِ فروخوردهی برآمده از سرکوب بلندمدت میل جنسی که بسیار به هم شبیه هستید! 😬
نابغه جان دوستان نبود و یک دوست بود:))) چشمهای همگیتان کلن مشکل دارد مال شما بدتر از همه :)) یک نفر همچین توهمی داشت :))) و توهم با اشتباه فرق می کند:))))))))
ولی در کل خوشم می آید وقتی حالتان را می گیرم
و در برابرم کم می آورید در پاسخم شروع به تلاوت خزعبلات می کنید و انگ و برچسب می زنید و مرا کاربر دیگری می نامید :)))))))) الان می دانم که حسابی حالتان گرفته شده است اشکالی ندارد پسرجان ! بزرگ می شوید یادتان می رود هنوز برای شما زود است که راجع به امپرسیونیست ها مطلب کپی پیست کنید:))
خب جواب سوالم را ندادید که
ازبزرگترین مشخصه های تکنیکی نقاشی های سبک امپرسیونیسمی چیست؟؟
بجای تهمت و انگ و برچسب و تلاوت خزعبل جواب سوال را بدهید!!
این شما بودید که از من می خواستید اینجا بمانم
و برایتان از اشراق و عرفان و .. بگویم ؟! اگر جواب این سوالم را بدهید + معنای شعری که به جناب مهربد داده بودم آنگاه بی هیچ منتی ادامه ی مطلبم را در جستارهای موسیقی معماری زمان و معماری موسیقی مکان و فلسفه ی هنر خواهم گرفت و اصلا یک جستار باز می کنم بنام از هایدگر تا شیخ اشراق..... ولی اول جواب سوالاتم را بدهید که می دانم قادر نخواهید بود:))
Nice try به این بهانه میخواهید از من شمارهای بگیرید و بلاسید؟ اول چند عکس نیمعریان از زوایای خوب بفرستید، اگر پسندیدم میروید ته صف عشاق دل خستهی دل شکستهی من مینشینید تا ببینم چه میشود. 😏
نه به آن یکی اهمیتی میدهم نه به این یکی! 😃
می دانستم که می ترسید و کم می آورید :))))
کپی پیست کردن
یک چیز است و مطالعه و غور و فهمیدن چیز دیگر !
اینقدر ترسو نباشید بیایید یاهو آنهم چت ساده یعنی با تایپ نه حتی voice
! هر چند این ترسویی از بی سوادی ناشی می شود وگرنه در کل آدم ترسویی نیستید :)))
البته که ضد اسرائیلی هستم ولی در این سایت مجبورم نقش بازی کنم و ادا در بیاورم که چندان "ضداسرائیلی" نیستم. اگر این کار را نکنم برام دردسر درست میشه. اینطور است که اینجا همه فکر میکنند من ضد اسرائیلی نیستم. 👍
از کی بیشتر از همه اینجا می ترسید؟ من اولا از جناب آنارشی می ترسیدم ولی الان از ارباب!!
تو بیباک بودی؟ من در تردید بودم بیباک جان، فکر میکردم سهیل کس دیگریست، حافظهام رو به زوال رفته است😞.
خوبم دوست عزیز، خوب شد اکنون که هستم شما را هم زیارت کردم. شما خوبی؟
آره عزیزم. اصن حواسم نبود اینو بگم. خوشحالم که حالت خوبه. من که نه. سربازیمو که در بدترین شرایط و منطقه گذروندم. الانم که افسردگی گریبانمو گرفته. ولی خوب مطمئنا اوضاع بهتر میشه.
فقط تنها چیزی که برای من خیییلی خییییلی عجیبه اینه که آخه چیجوری چنین انسان فرهیخته و باسواد و تمام عیاری به خدا اعتقاد داره اونم افراطی، چن بار درباره خدا ازش سوال کردم همیشه به من میگفت همین که نفس میکشی خدا رو شکر کن... واقعا این هنوز معمای لاینحل زندگیمه آخه چیجوری یه مردی در سطح دانش و آگاهی این انسان بزرگ همیشه شاکر خداست و انقدر از ائمه تعریف میکنه... نمیدونم... شایدم اینهمه دانشمند و پروفسور خداباور داریم اینم یکیش... شایدم "سواد" با "درک و شعور" فرق کنه ولی آخه این استادمون درک و شعورشم خییلیییی بالاست ... (همونی که توی تاپیک هنجارشکنی تحت تاثیر حرفاش بودم و بحثشو راه انداختم...)
ما یک آشنایی داریم خر حزب اللهی و البته سپاهی اون هم از نوع کله گنده! به قول یکی از دوستان ما که دکترای ریاضی محض داره : امکان نداره کسی که توی 5 سالگی من رو مات میکرد الان نفهمه داره چی کار میکنه! نتیجه : در این اعتقاد افراطی حتمن سودی خوابیده!
امیر جان من به فکر تعمیر این سیستم نیستم چون قدیمی و به درد نخور هستش از نظر من، همان موقع هم ماژول VB3 را برداشتیم به زور دستکاری کد و ... تپاندیم به VB4 (به قول برنامه نویس جماعت پورت کردیم) :)) داریم با ادمین و کسانی که از CIA و KGB و موساد ساپورت مالی میکنند چک و چانه میزنیم شاید سر کیسه را شُل کنند کلن آپگرید کنیم به آخرین ورژن. ولی یک مقداری هزینه دارد که فعلن زیر بارش نمیروند 👎
دوستان کسی میتونه برای تقویت "اراده" راهکارهای مفید و علمی به من بده؟؟؟ من از بچگی چه تو درس خوندن و چه تو بیشتر کارایی که حتی علاقم بهشون داشتم اراده نسبتا ضعیفی داشتم و همیشه تو زندگیم از این مشکل رنج میبردم...
علاقه! اگر به چیزی علاقه داشته باشید اراده اش همی می آید! اگر نداشته باشید خودتان را بکشید هم اراده بی اراده.
ببینم شما قصد مهاجرت مگر نداشتید؟ الان به گمان زمان خوبی برای غیرقانونی رفتن باشد، بین سوریها و عراقیها خودتان را گم بکنید. اگر قانونی میخواهید بروید ولی کار سخت شده. به نظر من شما بتوانید به غرب برسید زندگیتان خیلی راحتتر میشود.
چرا. دارم بررسی میکنم. یکی از دوستام غیرقانونی رفته و به منم پیشنهاد کرده که برم. ولی این تصمیم بزرگیه و معنی بالقوه اش ترک خانواده برای همیشه اس.
متاسفانه آلمان موقتن از شنگن خارج شده! یعنی مرزها بسته شده!! توی شهر هم شده پر پلیس! آلمانی که خیلی روشن اعلام کرده درهاش به روی پناهجویان بازه! دلیلش حضور تعداد زیادی داعشی در بین پناهجویانه! اگر تصمیم دارید چنین کاری بکنید حسابی احتیاط کنید چرا که ریسک جانی بالایی داره. به نظر من اگر توان مالی دارید (خیلی با قاچاقی اومدن فرقی نداره البته این راهی که میگم) به صورت پذیرش دانشجویی بیاید! بعد اینجا اجازه کار دارید + کارهای دیگه از پس هزینه ها بر میاید و پس از اتمام تحصیل به شما 18 ماه فرصت داده میشه که کار پیدا کنید، بعد از پیدا کردن کار اقامت دایم میگیرید. بی دردسر بدون خراب کردن پلهای پشت سر. ولی اگر هیچ چاره ای به جز اقدام از طریق مهاجرت غیر قانونی ندارید خیلی حواستان جمع باشد که پولتان را نخورند، وسط دریا ولتون نکنند! توی یونان و بلوک شرق و ... گیر نیوفتید و از این داستانهای این طوری دیگه.
تا جایی که یادمه شما مقداری هم تمایلات همجسنگرایانه داشتید که اگر بتونید این مساله رو این طرف اثبات کنید خیلی سریع اقامت خواهید گرفت.
دوستان یه سوال اگه کسی بلد بود جوابمو بده، آیا انرژی امواج وایرلس اینترنت ممکنه حتی درصد خیلی کوچیکی رو سلامت جسمانی و فیزیولوژی بدن آدم اثر بد بذاره؟
بله میتونه داشته باشه. روی دستگاه های وایرلس صنعنی خیلی صریح و روشن نوشته تا شعاعی مشخص بسته به قدرت دستگاه کسی اقامت دایم نداشته باشه!! توی قرارداد یکی از شرکتهای من نوشته شده که این مدل تجهیزات رو دست کم با فاصه 30 متری از محل زندگی افراد نصب خواهیم کرد و در غیر این صورت قرارداد لغوه. این بند رو ARD/ZDF که مسئول رسیدگی به فرکانسهای رادیویی و شبکه های تلویزیونی و ... هست مجبورمون کرده توی قرارداد بذاریم - ما هم گذاشتیم. خلاصه اینکه بالای سرتون WIFI نصب نکنید میتونه مضر باشه.
درود فراوان خدمت دوستان عزیز تارنمای دفترچه 🌹 حال و احوال چطوره؟ من بعد از گذشت چند سال کانکت شدم دو روزه نگاه میاندازم میبینم خلوته، فکر میکردم اینجا جای سوزن انداختن نداشته باشد. 😢 چه شده که دفترچه بعد این همه سال درجا زده؟ خوشبختانه بچههای قدیم هنوز هم فعالیت میکنند.
هه، من ماندهام اینها چرا به اروپا میروند؟ بشر اروپایی هرگز نمیتواند مسلمان بشود و اصلا آن گونه غرق شدن در ایمان که از یک مسلمان معمولی انتظار میرود هیچگاه در تاریخ اروپا سابقه نداشته. این کسانی هم که به دلایل ایدئولوژیک مسلمان میشوند مثل رنه گنون بیشتر به ورژنهایی از اسلام میگروند که تأویلپذیر و نرمخوست.
من گمان کردم شما آدم جالبی هستید با حرفهایی برای گفتن که میتواند از دریچهای متفاوت در مباحث انجمن مشارکت بکند و به غنای گفتگوها یاری برساند. سوء تفاهمی بود که برطرف شد. 😬
آره عزیزم. اصن حواسم نبود اینو بگم. خوشحالم که حالت خوبه. من که نه. سربازیمو که در بدترین شرایط و منطقه گذروندم. الانم که افسردگی گریبانمو گرفته. ولی خوب مطمئنا اوضاع بهتر میشه.
سهیل جان، من از شرایط زندگی شما به کلی دورم و هیچ پند یا نصیحتی ندارم که بتوانم به آن اعتماد کنم و به شما عرضه کنم.
تنها، آرزوی من این است که هر جا که هستید موفق و خوش باشید، جرا که شما را لایق چیزهای خوب و زندگی خوش میدانم.
با درود به دوستان دفترچه. منم از خواننده های قدیمی این سایت و صفحه مردستیزی فیسبوک هستم و بلاخره تصمیم گرفتم عضو بشم.
درود گرامی، خوش آمدید. اگر برای زنستیزی و امثالهم آمدهاید اندکی دیر رسیدهاید، اما اگر چیزهایی دگر دوست دارید بگویید و بخوانید، دستِ خالی بازنخواهید گشت.
ما یک آشنایی داریم خر حزب اللهی و البته سپاهی اون هم از نوع کله گنده! به قول یکی از دوستان ما که دکترای ریاضی محض داره : امکان نداره کسی که توی 5 سالگی من رو مات میکرد الان نفهمه داره چی کار میکنه! نتیجه : در این اعتقاد افراطی حتمن سودی خوابیده!
نه آخه این استاده اصن اینجوری نیست، خیلی خییلییی بعیده بخاطر سود شخصی معتقد باشه ادم واقعن خوبیه... با توجه به سواد و آگاهیشم خیلی عجیبه چجوری معتقده!!! خیلی واسم عجیبه... این استادم باعث شد من در اعتقاداتم شک کنم و در عدم وجود خدا کمی بازنگری بکنم... ولی آخه من هرچقدرم بازنگری کردم من تو کتم نمیره خدا وجود داشته باشه... نمیدونم شایدم واقعن سودی باشه چون آخه ادمی به فهم و عظمت ایشون امکان نداره بگه همینکه نفس میکشی خدا رو شکر کن...
بله میتونه داشته باشه. روی دستگاه های وایرلس صنعنی خیلی صریح و روشن نوشته تا شعاعی مشخص بسته به قدرت دستگاه کسی اقامت دایم نداشته باشه!! توی قرارداد یکی از شرکتهای من نوشته شده که این مدل تجهیزات رو دست کم با فاصه 30 متری از محل زندگی افراد نصب خواهیم کرد و در غیر این صورت قرارداد لغوه. این بند رو ARD/ZDF که مسئول رسیدگی به فرکانسهای رادیویی و شبکه های تلویزیونی و ... هست مجبورمون کرده توی قرارداد بذاریم - ما هم گذاشتیم. خلاصه اینکه بالای سرتون WIFI نصب نکنید میتونه مضر باشه.
خیلی ممنونم 🌺 پس وایفایمو شبا خاموش کنم روزا روشن مشکلی نداره؟ باید ازش فاصله بگیرم؟
دوستان ضمن کار بر روی آن پستام در جستار موسیقی ایرانی فهمیدم ساندکلود فیلترش رفع شده است! بسیار مسرور شدم. این تنها شبکهی اجتماعیست که من با جان و دل دوستاش میدارم☺️.
که آنهم گویا از عواقب مطالعهی یک خط نوشتهی من بوده! 😃😓
حرف منهم همینست، چرا من کاربران اینجا را وسوسه میکنم به مسجد و مراسم سینهزنی بروند، اما شما نمیتوانید یک کیلو طلا را به قیمت ده گرم به ایشان بفروشید، آن از سرهنویسی، این از تکنولوژی! 😃
شما نسبت به برخی رانههای انسانی بیاعتنا هستید و این فقط به کاریزمای شما آسیب نمیرساند، بلکه برخی وجوه مسائل مورد بررسی را هم از چشمتان پنهان میکند. من پیشتر در اینباره صحبت کردهام، اینها عوارض میزان مشخصی از درخودماندگی فکریست، مثلا درگیری ذهنی وسواسگونهای که با «خودفریبی» دارید، در کنار بیاعتنایی کامل نسبت به «دگرفریبی». ذهن درخودمانده اشتیاق عجیبی به دریافتن قوانین حاکم بر سیستمهای مختلف دارد زیرا گمان میکند که شناخت قوانین راه شناخت، تغییر یا کنترل نحوهی کارکرد است.
شما نوشته های مرا خوانده و سپس با نگاه به اینکه "بی اعتنا به برخی رانه ها" میباشند بتندی
این نتیجه را گرفته اید که این گزینشی ناخودآگاهانه, از روی وسواس و تا اندازه ای بیمارگونه بوده است؟
در اینجا میتوانسته اید بسادگی از خودتان بپرسید: «چرا او, مهربد, از این شیوه ی نگارش بهره میگیرد» و با اندکی کندوکاو پاسخ را میافتید.
اگر این نتیجه گیری واپسین برداشت شما بوده باشد (گمان پایین) آنگاه بایستی یک بازنگری در نگاهتان بکنید.
اگر این نتیجه گیری واپسین شما نبوده باشد, باز هم تنبلی بسیار بالایی دیده میشود. من میتوانم ببینم که به گمان
بالا, شما با نگاه به شیوه برخورد و نگارش آمده نتوانسته اید از چند و چون و انگیزه های نویسنده بخوبی سردر
بیاورید و بیشتر از همه در راستای برآوردن کنجکاوی خود, بجای آنکه بسادگی بپرسید «مهربد, شما چرا
بی اعتنا به بهمان رانه های انسانی اینجور مینویسید؟» همانند «بازی», خواسته اید بی موضع هم نبوده باشید:
...
شما چون قصد طرح موضع میکنید همواره بدانید که جمله خبری>جمله سوالی. به جای اینکه از دختر بپرسید «چند سالته» بگویید «به نظر سی ساله میای»، به جای آنکه بپرسید «اهل کجایی» بگویید «به نظر رشتی میای» و ... خواهید دید که هیچ اهمیتی ندارد که حدستان درست بوده یا نه، اگر درست یا نزدیک به حقیقت باشد دختر میخواهد بداند «از کجا میدانستی»ِ، اگر دور از حقیقت و مضحک باشد، چه بهتر، خودش را میکشد تا بفهمد «چرا چنین فکری کردی»...
و ازینرو, در ذهن شما همچون گفتگویی پیش آمده که در بهترین حالت درست میگویم که
چه بهتر و در بدترین حالت و ته تهش هم مهربد خودش در لاک دفاعی فرورفته و توضیح خواهد داد.
بخداااااا ارباب راست می گویم دور از شوخی من خودآگاهیم کم است! مثلا وقتی با آقایان صحبت می کنم خواه استاد و همکلاسی و.. وقتی بحث گرم می شود یادم می رود که یک دخترم و او یک مرد جنسیتم را فراموش می کنم و بطور انسانی با طرف مقابلم حرف می زنم (یعنی حرکات عشوه گرانه و زنانه ندارم) هر چند گاهی از نگاه طرف مقابلم به خودم می آیم که من تنها یک زنم!
خوب نیست, در انگلیسی هم بایستی بیشتر کار کنید: self-consciousness ≠ self-conscious
این چیزیکه شما میگویید را میتوان خودهشیاری یا خودپروایی ترزبانید و پیوندی به "خودآگاهی"
که در تراز نخست آگاهی از خویشتن و در تراز دوم "دسترسی" به دانسته های روان است, ندارد.
پ.ن.
دل استْوار نیستم «روان» ریشه شناسانه خود همان رَو+ان از رفتن نباشد, ولی به هر
روی اینجا بخوبی کار میکند. آنچه در ذهن "روان" است, بگونه ای همان روان = soul میباشد.
کپیپیستر ِ اشعار فله و نیمفهم که بییاری گرفتن از دیگران قادر به دو خط اندیشیدن نیست، همه را به کیش خود پندارد! 😄
علاوه بر خودشیفتگی نابجا، سادیست هم که هستید؟ 😍
Because I won't dignify your existence with a serious reply.
من گمان کردم شما آدم جالبی هستید با حرفهایی برای گفتن که میتواند از دریچهای متفاوت در مباحث انجمن مشارکت بکند و به غنای گفتگوها یاری برساند. سوء تفاهمی بود که برطرف شد. 😬
سوال امتحان پایان ترم «استاد» بوده این؟ 😂
قوهی تخیل من حسابی تحریک شده که بدانم چگونه میخواهید در چت نوشتاری ثابت بکنید دختری زیبا و جوان هستید که ارزش وقت مرا دارد!؟
اگر بناست با هم دوست باشیم و بهمان خوش بگذرد، نمیتوانید همینطور دائم به مهربد بگویید «ارباب، ارباب». یک بنده و دو ارباب که نمیشود! 😉
خدایا اگر وقت کردی اینم شفا بده
پ.ن . منم فکر می کردم شما عاقله ی این فروم هستید بعد دیدم نه :)) پس ماندنم اینجا برای بحث جدی فایده ای ندارد اینجا همه ی جستارهایش مثل همین پاتوق می ماند مانده ام چرا تالارها را جدا کرده اید همه را در همین پاتوق بگویید دیگر چه فرقی می کند:)) من بیشتر در فروم های غیر فارسی فعالیت داشتم و در چند تا فروم فلسفه هم عضو بودم و چه بحث هایی که نمی شد و از این لودگی ها در آنجا نبود همین الان دوباره برگشته ام به همان فروم ها و تاپیک هایی که باز کردم چقدر آدم با سواد آمده اند و چه پست هایی نگذاشته اند آنهم در مورد شیخ اشراق . دوست داشتم در یک فروم فارسی زبان عضو فعال باشم ولی انگار فقط در موسیقی اش می توان فعالیت مفیدی داشت و در فروم های اجتماعی اش نه! باشد هر طور راحتید با هم خوش باشید که این فروم بدرد ِ بحث ِ جدی نمی خورد!
خوب نیست, در انگلیسی هم بایستی بیشتر کار کنید: self-consciousness ≠ self-conscious
این چیزیکه شما میگویید را میتوان خودهشیاری یا خودپروایی ترزبانید و پیوندی به "خودآگاهی" که در تراز نخست آگاهی از خویشتن و در تراز دوم "دسترسی" به دانسته های روان است, ندارد.
پ.ن. دل استْوار نیستم «روان» ریشه شناسانه خود همان رَو+ان از رفتن نباشد, ولی به هر روی اینجا بخوبی کار میکند. آنچه در ذهن "روان" است, بگونه ای همان روان = soul میباشد.
من نمی دانم کی و کجا انگلیسی حرفیدم که باید الان برای آن هم به شما جواب پس بدهم ولی باشد رویش کار می کنم ولی شما هم بهتر است روی زبان فارسی بیشتر کار کنید و حداقل لینکی را می گذارید بخوانید تا مثل قضیه ی عمله و کارگزاران تعبیر کردنیش به فارسی نشود!!! خوب است که در لینکی که خودتان از فرهنگ معین گذاشته بودید اشاره شده بود که عمله به فارسی معنای مفرد می دهد یعنی کارگزار. بگذریم.... خوش باشید🌹
درود فراوان خدمت دوستان عزیز تارنمای دفترچه حال و احوال چطوره؟ من بعد از گذشت چند سال کانکت شدم دو روزه نگاه میاندازم میبینم خلوته، فکر میکردم اینجا جای سوزن انداختن نداشته باشد. چه شده که دفترچه بعد این همه سال درجا زده؟ خوشبختانه بچههای قدیم هنوز هم فعالیت میکنند.
اتفاقن اینجا اصلن درجا نزده! کیفیت همیشه برتر از کمیت بوده. بهتر است که شمار بحثها کم ولی پربار باشد تا اینکه زیاد ولی به جایش در مورد تراشیدن موی زیر بغل در سایت جستار باز شود!!!
هه، من ماندهام اینها چرا به اروپا میروند؟ بشر اروپایی هرگز نمیتواند مسلمان بشود و اصلا آن گونه غرق شدن در ایمان که از یک مسلمان معمولی انتظار میرود هیچگاه در تاریخ اروپا سابقه نداشته. این کسانی هم که به دلایل ایدئولوژیک مسلمان میشوند مثل رنه گنون بیشتر به ورژنهایی از اسلام میگروند که تأویلپذیر و نرمخوست.
داعشی ها بیشتر برای نفوذ در اروپا و انجام عملیات تروریستی به اینجا می آیند! این روزها در گوشه و کنار شهر حضور پلیس شاید ده برابر شده! خیلی از آنها خوب از جنگ فراری هستند. ولی به راستی آنهایی که تروریست نیستند و اهداف عملیاتی در اروپا ندارند و به جایش افکار اسلامی دارند و میگویند سگ نجس است و اون کافره و خوک نمیخورم و اینها!!! بسی شگفتی آفرین هستند که به جای رفتن به بهشت های اسلامی روی زمینشان به جهنم کفار پناهنده میشوند:)))
نه آخه این استاده اصن اینجوری نیست، خیلی خییلییی بعیده بخاطر سود شخصی معتقد باشه ادم واقعن خوبیه... با توجه به سواد و آگاهیشم خیلی عجیبه چجوری معتقده!!! خیلی واسم عجیبه... این استادم باعث شد من در اعتقاداتم شک کنم و در عدم وجود خدا کمی بازنگری بکنم... ولی آخه من هرچقدرم بازنگری کردم من تو کتم نمیره خدا وجود داشته باشه... نمیدونم شایدم واقعن سودی باشه چون آخه ادمی به فهم و عظمت ایشون امکان نداره بگه همینکه نفس میکشی خدا رو شکر کن...
شما که از زندگی شخصی طرف خبر ندارید! اینجا توی آلمان یک آقای فوق حزب اللهی هست که طرز مصرف انواع مشروبات الکلی رو بلده ولی مشروب نمیخوره!!!!!! و تا خرخره مسلمونه :))) خوب معلومه طرف چه کاره بوده و الان برای چی تا خرخره مسلمونه!!! به خصوص که وضع مالی بدی هم نداره!
این خوان دونوسو کورتز سیاستمدار و فیلسوف اسپانیاییست که ابتدا لیبرال و طرفدار انقلاب فرانسه بود اما بعدتر به یکی از بزرگترین منتقدان آن در تاریخ بدل شد. من از طریق کارل اشمیت، فیلسوف بزرگ آلمانی با او آشنا شدم که مقالهای دارد به نام «دونسو کورتز ناشناخته» دربارهی اشتباهات او! ژولیوس اوولا هم اینسو و آنسو اشارههایی به او میکند و جایی میگوید که اندیشهی ضرورت اصول و نظم والا را نخستین بار کورتز در قالبی منسجم ارائه کرد. اینها مرا ترغیب کرد که به گمانم تنها اثر ترجمه شده از او به انگلیسی را مطالعه بکنم. این کتاب اثر جالبی بر من گذاشت و برخی حقایقی که مدتی بود بر من آشکار شده بود را برایم «معنیدار» کرد. او در این کتاب برای مثال توضیح میدهد که مسیح نه به خاطر برنامههای خوب اجتماعی و اقتصادی، فلسفهی قویتر یا حتی معجزات الهی و آموزههای دینی، که به رغم اینها موفق شده و به سروری جهان رسیده است! من در جستار «درخودماندگی» توضیح خواهم داد که چرا این تئوری به نحوی تعیینکننده و خارقالعاده برای من مهم است و چگونه به نگاه کنونی من به جهان شکل داده، اما کورتز جدا از این نیز مهم است زیرا آن بخش عامدانه نادیده گرفته شده از تاریخ فلسفهی سیاسیست که مخاطب ایرانی به او معرفی نمیشود، اینست که اگر فرصتی کردید به او نگاهی بیاندازید.
قطعا وقتی کسی اینجا میگه اسپاگتی نگهدارت، خدای هیولای اسپاگتی مواظبت باشه و .. من توقعی ندارم از این جمله چیزی یاد بگیرم. فقط کنجکاو میشم و میرم دنبالش میگردم ببینم هیولای اسپاگتی چیه و از کجا اومده و چه نوع مکتب فکری و دینی ست..
اینجا وقتی بحث اگزیستانسیالیسم و .. میشه من کنجکاو میشم و میرم ببینم این چیه و بعدش حرفهای این دوستان رو میخونم..
اینجا جرقه ای برای یاد گیریست..
این خوان دونوسو کورتز سیاستمدار و فیلسوف اسپانیاییست که ابتدا لیبرال و طرفدار انقلاب فرانسه بود اما بعدتر به یکی از بزرگترین منتقدان آن در تاریخ بدل شد. من از طریق کارل اشمیت، فیلسوف بزرگ آلمانی با او آشنا شدم که مقالهای دارد به نام «دونسو کورتز ناشناخته» دربارهی اشتباهات او! ژولیوس اوولا هم اینسو و آنسو اشارههایی به او میکند و جایی میگوید که اندیشهی ضرورت اصول و نظم والا را نخستین بار کورتز در قالبی منسجم ارائه کرد. اینها مرا ترغیب کرد که به گمانم تنها اثر ترجمه شده از او به انگلیسی را مطالعه بکنم. این کتاب اثر جالبی بر من گذاشت و برخی حقایقی که مدتی بود بر من آشکار شده بود را برایم «معنیدار» کرد. او در این کتاب برای مثال توضیح میدهد که مسیح نه به خاطر برنامههای خوب اجتماعی و اقتصادی، فلسفهی قویتر یا حتی معجزات الهی و آموزههای دینی، که به رغم اینها موفق شده و به سروری جهان رسیده است! من در جستار «درخودماندگی» توضیح خواهم داد که چرا این تئوری به نحوی تعیینکننده و خارقالعاده برای من مهم است و چگونه به نگاه کنونی من به جهان شکل داده، اما کورتز جدا از این نیز مهم است زیرا آن بخش عامدانه نادیده گرفته شده از تاریخ فلسفهی سیاسیست که مخاطب ایرانی به او معرفی نمیشود، اینست که اگر فرصتی کردید به او نگاهی بیاندازید.
جدی کم پیدا هستم؟
😜
بسیار جالب است، اگر شد پیرامون او و ارتباط نظم سنتی با آنچه در تاپیک «درخودماندگی» مطرح کردی هم قدری توضیح بده لطفا.
خیر. کل بحثها تاثیر گذار بود.فقط جمله ی شما دقیقا حرف دل من بود که نمیتونستم به این واضحی بیان کنم..
💐
من ولی آن زمان در اشتباه بودم، هیچ میزانی از «آگاهی عمومی» نمیتواند سیستمی به پیچیدگی و بزرگی تکنولوژی را «کنترل» بکند و از عوارض زیانبار آن بکاهد. هم «پیشرفت» و هم «کنترل» هر دو توهماتی هستند که مردم عادی را فریب میدهند و به سیستم پایبند نگاه میدارند، هیچکس در کنترل نیست، پیشرفت غیرممکن است. من آن زمان هم به رهیافت داروینیستی «پیشرفت» باور داشتم، این که بشر در گذر زمان پیشرفت میکند و هزار سال دیگر حتما ما به مرحلهای از آگاهی رسیدهایم که درک بکنیم چرا نباید کُدهای ژنتیکی انسان را دستکاری کرد یا بمب اتم ساخت و ... هم آنکه - به طور تناقضآمیزی - منکر طبع انسان بودم و گمان میکردم اگر میل و غریزهی به آدمکشی هست حتما باید کار ایمان مذهبی و ... باشد و آگاهی میتواند این رانههایی که انسان بودن ما را معنی میکنند از میان ببرد. آنچه در واقعیت رخ میدهد بالا و پائین رفتن سورسوره وار است نه پیشرفت، یکجا بالا میرویم اما جای دیگری ناچار به فرو رفتن میشویم. آنچه در واقعیت رخ میدهد با توهم خدشهدار کردن و توجیه کردن رانههای به اصطلاح مخرب آدمی در جهتهایی حتی مخربتر است، نه «کنار گذاشتن آنها از طریق آگاهی».
درست اینست که ما تلاش بکنیم سیستمهای منظم را نا-آرام و بینظم بکنیم و سیستمهای پرآشوب را به نظم و آرامش در بیاوریم. چراکه نظم زیادی به انفجار سیستم میانجامد و نظم اندک به سقوط آن منجر میشود. من امروز گمان میکنم که یک رانهی بالذات درون سیستمها کشف کردهام که به طور خودانگیخته بی نیاز از آگاهی این قاعده را به عینیت در میآورد. به هر حال ارادهی عمومی تا اندازهی بسیار زیادی (تقریبا تماما) بر سرنوشت سیستمها بیتاثیر هستند و سرنوشت آنها را شاخص نفوذ و جمعیت و قدرت ِ کسانی که به آن کمک میکنند، کسانی که از آن استفاده میکنند و کسانی که از آن سوء استفاده میکنند بستگی دارد.
خب دوستان من بروم به غیبت کبری. یکسری گفتگوها بود که من قصد زنده کردنشان را داشتم، همچون بحث پیرامون نژاد و همجنسگرایی، که فرصت نشد. یکسری گفتگوها بود که من آغاز کردم اما فرصتی برای به نتیجه رساندن آنها نماند، همچون بحث پیرامون هنر والا. یکسری دوستان را هم نشد که ببینم مثل آنارشی و شوالیه و کسری. بحث با داریوش هم الان نگاهی انداختم و دیدم بدجوری به بیراهه رفت و اساسا بهتر است هیچوقت آنرا پی نگیریم! با اینهمه از حضورم در اینجا راضی هستم و امیدوارم دوباره به زودی همهی شما را ببینم.
پ.ن: راسل به نظرم راهاندازی یک وبسایت یا وبلاگ جدا از اینجا برای شرح و توضیح و ترجمهی شماری باورها و ایدهها ضروریست.
سری بعد که از عیاشی و روزمرگی خلاص شدم شاید آنرا راهاندازی کردم، مگر آنکه تا آن زمان خودت همت کرده باشی و آستینها را بالا زده باشی.
متاسفانه آلمان موقتن از شنگن خارج شده! یعنی مرزها بسته شده!! توی شهر هم شده پر پلیس! آلمانی که خیلی روشن اعلام کرده درهاش به روی پناهجویان بازه! دلیلش حضور تعداد زیادی داعشی در بین پناهجویانه! اگر تصمیم دارید چنین کاری بکنید حسابی احتیاط کنید چرا که ریسک جانی بالایی داره. به نظر من اگر توان مالی دارید (خیلی با قاچاقی اومدن فرقی نداره البته این راهی که میگم) به صورت پذیرش دانشجویی بیاید! بعد اینجا اجازه کار دارید + کارهای دیگه از پس هزینه ها بر میاید و پس از اتمام تحصیل به شما 18 ماه فرصت داده میشه که کار پیدا کنید، بعد از پیدا کردن کار اقامت دایم میگیرید. بی دردسر بدون خراب کردن پلهای پشت سر. ولی اگر هیچ چاره ای به جز اقدام از طریق مهاجرت غیر قانونی ندارید خیلی حواستان جمع باشد که پولتان را نخورند، وسط دریا ولتون نکنند! توی یونان و بلوک شرق و ... گیر نیوفتید و از این داستانهای این طوری دیگه.
خخخخخخخخخخ نه بابا. برای پناهندگی لازم نیست غیرقانونی عمل کنی که. فک کنم بد گفتم و باعث سوءبرداشت شد. مثلا قانونی میری ترکیه و اونجا درخواست پناهندگی میدی. اینکه قاچاقی بخوای بری مثل اینائی که با قایق میرن یونان یا استرالیا نه.
نازنین من مشکلی با ذبح حیوان در کشتارگاه ندارم و معتقم فرگشت بدن انسان برای همه چیز خوار بودن است. من با توحش به شیوه اسلامی مخالفم که بنام الله در این عید قربانی میکنند و خون میریزند. انگار این وحشیت هم پایانی ندارد، عید قربان، عاشورا، عروسی، عزا وقتی بچهای بدنیا میآید وقتی کسی از سفر میآید وقتی کسی گناه میکند وقتی کسی میمیرد وقتی یکی در آزمون ورودی قبول میشود یا میخواهد قبول شود وقتی کسی فکر میکند طلسم و جادو شده! و ...
همیشه باید حیوانی با جان خود تاوان خوشی یا ناخوشی یا آرزوها یا کفاره گناهان انسانهای عقب مانده و خرافهگرا را بپردازد.
همیشه باید حیوانی با جان خود تاوان خوشی یا ناخوشی یا آرزوها یا کفاره گناهان انسانهای عقب مانده و خرافهگرا را بپردازد.
خب اینم که باز شد دلسوزی برای حیوانات. ولی در کل قبول دارم گوسفند کشتن در خیابون کثافت کاری داره . نمی دونم این قربانی کردن در خیابون از شرع اومده (واجب شرعی) یا جزو فولکلوره
خب اینم که باز شد دلسوزی برای حیوانات. ولی در کل قبول دارم گوسفند کشتن در خیابون کثافت کاری داره . نمی دونم این قربانی کردن در خیابون از شرع اومده (واجب شرعی) یا جزو فولکلوره
اصل مساله مخالفت با قربانی کردن بر نمیگرده به دلسوزی برای حیوانات بلکه برمیگرده به دلسوزی برای فرزندان خودمان که باید وسط خیابان سری که بریده میشود و