پاتوق شب نشینی

برگ ۲۰۹ از ۲۲۶

Alice #۱۰۴۰۱

من وقتی فیلترشکن خودمو روشن میکنم تور هم باز میشه، ولی وقتی باز نمیکنم تورم باز نمیشه! یعنی فیلترشکنم با تور رابطه ای داره؟

Dariush #۱۰۴۰۲
Russell

آری حقیقتا.
من تازه داشتم نگاهی به عرفان میانداختم، عرفانی که تا آنجایی که
یادم هست در نظرم چرند میآمده، حداقل درباره‌یِ سخنان عرفانی که
به گوشم میخورده. ولی امیر درست میگوید و خودشیفتگی عجیب
غریبی در پس این سخن از بندگی و حقارت وجود دارد.
و البته این نکته را نباید فراموش کرد که قضاوت درباره‌یِ نظرات از طریق
گفته‌هایِ هواداران اینترنتی آن‌ها معمولا با ناامیدی همراه است.

این سرنوشت هر معرفتی‌ست که پایش توسط نردهای اینترنتی به صفحات
وب باز می‌شود...

اگر می‌خواهید در مورد عرفان مطالعه کنید، اولین و نه آخرین کار ِ اشتباه
این خواهد بود که با گوگل آغاز بکنید. من به شما کتاب عرفان و فلسفه
اثر والتر ت.استیس با ترجمه بسیار خوب خرمشاهی را پیشنهاد می‌کنم.
استیس کسی‌ست که کتاب فلسفه هگل را نوشته که در نوع خود بسیار
اثر درخشانی‌ست پیرامون هگل و شاید هنوز ارزنده‌ترین.

Russell #۱۰۴۰۳
Dariush

این سرنوشت هر معرفتی‌ست که پایش توسط نردهای اینترنتی به صفحات
وب باز می‌شود...

اگر می‌خواهید در مورد عرفان مطالعه کنید، اولین و نه آخرین کار ِ اشتباه
این خواهد بود که با گوگل آغاز بکنید. من به شما کتاب عرفان و فلسفه
اثر والتر ت.استیس با ترجمه بسیار خوب خرمشاهی را پیشنهاد می‌کنم.
استیس کسی‌ست که کتاب فلسفه هگل را نوشته که در نوع خود بسیار
اثر درخشانی‌ست پیرامون هگل و شاید هنوز ارزنده‌ترین.

سپاس از کتابی که معرفی کردی داریوش جان، سوال اصلی من
ولی همچنان ولی اساس عرفان است. تضادی‌ست که با Empiricism
دارد. اینکه نوع استدلال کردن آن متفاوت است. برای چنین سوالی آیا،
برای مثال آشنایی بیشتر با هگل و هایدگر نیاز است؟

Russell #۱۰۴۰۴
Alice

من وقتی فیلترشکن خودمو روشن میکنم تور هم باز میشه، ولی وقتی باز نمیکنم تورم باز نمیشه! یعنی فیلترشکنم با تور رابطه ای داره؟

درود
آری، نتیجه‌یِ آزمایشتان که چنین میگوید.
میتوانید به خود تور هم پروکسی بدهید یا تنظیمات مخفی سازی
ارتباط را دستکاری کنید ببینید چه میشود.

Dariush #۱۰۴۰۵
Russell

سپاس از کتابی که معرفی کردی داریوش جان، سوال اصلی من
ولی همچنان ولی اساس عرفان است. تضادی‌ست که با Empiricism
دارد. اینکه نوع استدلال کردن آن متفاوت است. برای چنین سوالی آیا،
برای مثال آشنایی بیشتر با هگل و هایدگر نیاز است؟

نه؛ به نظر من هگل (در مورد هایدگر نمی‌دانم) با نگرش تاریخی خویش
پیرامون عرفان که آن را دارای نوعی «منطق عالی» یا چیزی شبیه به آن
می‌دید، یکسره به خطا رفته است. من از همان روز نخست، بجای آنکه
بخواهم نوعی منطق از عرفان بیرون بکشم، سعی در درک نوعی شهود
درونی از آن داشتم. استیس هم بر این باور است که نباید تصور بکنیم که
عرفان منطقی خاص خود دارد، بلکه بهتر است آن را دریافت حسی و درونی
شناخت. برای نمونه یک گزارش تجربه عرفانی آفاقی را ببینید:

سیاه همچنان سیاه و سفید همچنان سفید باقی می‌ماند. ولی سیاه
سفید است و سفید سیاه است. اضداد با هم جمع می‌شوند ، بی‌آنکه
از آنچه بوده‌اند ساقط شوند.

اگر چه به نظر می‌رسد که نوعی هماوردی با منطق طلبیده می‌شود، اما
در واقع منظور به گمان من این است که این پیام داده شود که منطق
را در این مسلک جایی نیست.

بنابراین به شما پیشنهاد می‌کنم از تاریخی‌نگری هگلی خود را
تصفیه کنید و سپس سعی بکنید توجیه منطقی پیدا کردن را رها
بکنید و سپس شروع به مطالعه بکنید. در عمل بسیار دشوار است
که بدیهیات را کاملا وآژگون‌شده دیدن! اما به نظر من باید
صبور بود، و کمی همدلی به خرج داد؛ من این اندازه صبور نبودم که
خروارها صفحه شطحیات را زیر و رو کنم برای درک فضای ذهنی روانی
کسانی که چندان به سلامت‌شان اعتماد نداشتم!

Mehrbod #۱۰۴۰۶
Lord-Agnostic

دوستان عزیز کسی از جناب مزدک خبر ندارد؟ چندیست تنها درفیسبوک فعالیت می کنند.

در فیسبوک هم دسترسی ایشان چندی‌ست بسته شده و از او
خواسته‌اند که برگه نشان بدهد که براستی آریا سرخورد یا دیگری‌ست.

Alice #۱۰۴۰۷

چرا؟ مگه مزدک چکار کرده میگن سند بده؟

Mehrbod #۱۰۴۰۸
Ouroboros

سلام دوستان. امیدوارم حالتان خوب باشد. چه خبرها؟ چه بحث‌های جالبی شده و من از دست داده‌ام؟ چه کاربران تازه‌ای آمده‌اند و من نمی‌شناسم؟ .. برادر دینی من mbk را چرا اخراج کرده‌اید؟! حل معما از پست‌های او به راستی زیبا و دلچسب بود.
می‌بینم که مهربد همچنان به نحوی خستگی‌ناپذیر در حال اسپم کردن تاپیک‌های مختلف با نوشته‌های فناوری‌ستیزانه است؟ اگر ماشین‌های آدم‌خوار ترتیبمان را ندهند ملال این مباحث قطعا کارمان را خواهند ساخت. مهربد همچون نوحی‌ست که هشدار طوفان می‌دهدمان، بی‌آنکه کشتی‌ای برایمان بسازد، واجب‌الکفر است رسالت چنین پیغمبری.

خوش آمدید!

من هم از چیستانک‌هایِ mbk بدم نمیامد, ولی رویهمرفته noise و دست‌وپاگیر بود.

"ملال" که گفتید در پارسی همان "ستوه" است که گونه‌ای خستگی میباشد و دریافت
شما درست است, یکی از ویژگی‌هایِ خوب من همین است که نستوه¹ ام, ولی نمیتوان
این چشمداشت را از هر کسی داشت.

هر آینه در دست دیگر, بایستی بپذیرید که اگر نه کودنانه, بسیار کودکانه است
که پس از دریافت اینکه آینده‌‌یِ پیش روی تکنولوژی و شهرمندی (تمدن) راه
به ناکجاآباد میبرد ناگهان برگردیم و بگوییم: خب درسته آینده‌ای برای هیچکدام از ما در کار نیست ..
حالا ولی چطوره یه خُرده هم درباره‌یِ سیاست و اینکه دموکراسی بهتره یا آنارشیسم حرف بزنیم؟

¹
نستوه . [ ن َ ] (ص ) لغةً، خستگی ناپذیر. ناافتاده . ضد ستوه و بستوه . و اسم معنی (حاصل مصدر) آن نستوهی است . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). عاجزنشونده . (فرهنگ نظام ). آنکه به ستوه نیاید. که درمانده و عاجز نشود. مقاوم . (یادداشت مؤلف ). آنکه در کارها ستوه نگردد یعنی ملول و عاجز نشود :
که کشت آن سیه پیل نستوه را
که کند از زمین آهنین کوه را.

Alice #۱۰۴۰۹

درود به راسل؛ خوبی راسل جان؟ سرت شلوغه کم سر میزنی دیگه آره؟ یا اینکه مسببش کسای دیگه این؟

Mehrbod #۱۰۴۱۰
Alice

چرا؟ مگه مزدک چکار کرده میگن سند بده؟

دشمنان مجازی! گویا گزارش رد کرده‌اند که او با نام راستین فعّالیت نمیکند, ازینرو.

سارا #۱۰۴۱۱
یه نفر

بانو سارا سلام
بهتره شما و امثال شما (من) کمتر در فروم شرکت کنید و بیشتر نظاره گر باشید.
من که مدتیه سعی میکنم فقط پست ها رو بخونم و در بحث ها شرکت نکنم. معتقدم برخورد تیم مدیریت اینجا کاملا سلیقه ای ست.
آنارچی معتدل و مهربان با صبور
داریوش به شدت خشک و اسیر در گذشته فجیعش
میلاد همچون دلقکی که دارای کتابخانه ای از کتاب های فلسفه دارد..

هر کدام از این مدیران که هنوز اسم دو نفرشون رو نمیگم کاملا سلیقه ای با اعضای جدید برخورد میکنند.

راستی از این دو دستگی در انجمن متنفرم. قبلا همه شما در یک جناح و یک خط فکری بودید. الان بر علیه هم شده اید...
تا حالا ندیده بودم شیخ امیر به مهربد متلک بگه!

با تشکر از همتون. من تقریبا هر روز پست های اینجا رو دنبال میکنم

سلام بانو یه نفر عزیز
راستش من مانده ام که شما نظاره گر چه هستید در این فروم؟ نظاره گر هتاکی ها و لودگی ها و مسخره بازی ها و فرسایشی کردن بحث ها؟ براستی در این مدتی که اینجا عضو بوده اید چه آموخته اید از مباحث مطروحه در اینجا؟ من پست های شما را خوانده ام و دیده ام که چه رفتار ناشایستی با شما داشته اند آنهم بی هیچ دلیلی!! علت دلبستگی شما به اینجا برایم عجیب است. البته فکر می کنم شما به این فروم و خواندن مطالبش عادت کرده باشید و دلبستگی به آنصورت وجود ندارد.

🌹

سارا #۱۰۴۱۲

ای خدا یک نفر دیگرشان هم نیامده به ما گیر داد!!

Ouroboros

منظورتان داریوش است؟
وای خدایا دلم 😂😄

تهرانی های قدیم یک ضرب المثل معروفی داشتند و آن این بود که "فحش را که بیاندازی زمین خودش صاحبش را پیدا می کند" :))

Ouroboros

شما گمان می‌کنید به فلان نهاد معتبر یا شخص خوشنام آویزان شدن باعث معتبرتر شدن افکارتان می‌شود؟ اینجا خود خدا را قبول ندارند! 😬

پس قبول دارید که دکتر کدکنی ها و دینانی ها و اعوانی ها و حسین نصرها آدمهای معتبری هستند نه؟ افکار و اندیشه ی بنده متاثر از آرا و اندیشه های این عزیزان بوده است !!
خدایا دیگر باید چطور بدیهیات را توضیح دهم !!!

Ouroboros

جایی نروید

این دستور است ؟ یا درخواست است؟ شما ارباب جدید هستید؟ اینجا چه خبر است😨

Ouroboros

ولی حرفهایتان دست کم در ظاهر نغز است،

ممنون خودم هم می دانم که هرچه که راجع به دوستتان و این فروم گفته ام تمامی درست است و صحیح!

Ouroboros

و اگر به دنبال گفتگو با مخالفان خود هستید جایی را روادارتر و مهربان‌تر از اینجا نخواهید یافت، بی‌خدایان خارج از این انجمن چنان به این قبیل مفاهیم حساس هستند که به محض شنیدن لفظ عرفان یا هر آنچه که به نحوی گواه آن باشد رمیده، زبانی کنایی و تمسخرآلود اتخاذ می‌کنند،

حضرت آقا بنده کی و کجا اذعان داشته ام که بدنبال گفتگو با مخالفان (آنهم البته از نوع بی سوادش!) هستم؟ بنده دوست دارم جایی باشم که برایم challenge ایجاد کند نه جک بازار نه هتاکستان!! قربان بنده در دنیای حقیقی خوشبختانه یا متاسفانه دارای نزدیکان و دوستان و آشنایان اتیست هستم پس بی خدا ندیده نیستم! بخدا اگر اینطوری باشند. درست است به دینم گیر می دهند و بابت مسلمانی ام سرزنشم می کنند ولی خب دیگر سر هر چیز ربط و بی ربطی به مسلمانی ام کار ندارند مثلا شده است با دوستان اتیستم قرار گذاشته باشم و دیر سر قرار بروم و آنها را یک چند ساعتی ! معطل کنم خب آنها سرزنشم کرده اند بابت تاخیرم ولی آن را به دین و آیینم ربط ندادند و نگفتند چون تو مسلمانی بخاطر همین تاخیر داشته ای!!

Ouroboros

باز اینجا حرفهای شما را می‌خوانند که خودش خیلی زیاد است.

بخدا منم راضی هستم که فقط بخوانند و دیگر نظر ندهند که همه اش چرند است!!

Ouroboros

ولی من در نوشته‌های شما یک خودشیفتگی بسیار شگفت‌انگیزی و خارق‌العاده‌ای می‌بینم که خرقه‌ی خشوع پوشیده!

انگی جدید به انگهایم اضافه شد! منکه دیگه نمی خواهم در این فروم فعالیت کنم دیگه چرا آمده اید برای انگ زنی؟ می دانید تاکنون چقدر دراین فروم به بنده انگ زده اند؟
خودشیفتگی انواعی دارد و البته این نوعی که مد نظر شماست بیشتر در افرادی نظیر خودتان یافت می شود!! نه بنده و امثال بنده! مثلا در "جستار بی خدایی چه حسی دارد" با یک خودشیفته ی تمام عیار راجع به همین مفاهیم عارفانه صحبت می کردم بنده خدا اصلا یک کلمه از حرفایم را نمی فهمید و قاط زده بود و هذیان و چرت و پرت جواب می داد و آنطور هم که فهمیدم در کودکی دچار ضربه مغزی شده بوده بیچاره حال روانیش اصلا خوب نبود البته اشتباه از من بود چون بقول حضرت حافظ
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در رنج خودپرستی

من نباید با این فرد پر مدعا و متوهم و بی سواد راجع به مفاهیم بسیار دشوار عرفانی سخن می گفتم بنده خدا به من می گفت که از من بیشتر شبیه ابن سینا است!!!!! من ماندم که کجا گفته ام که شبیه ابن سینا هستم که او خودش را بیشتر شبیه می داند!!:))))))))))) بعد فهمیدم منظورش از لحاظ شراب خواریست!!!!!! ابن سینا را شراب خوار می دانست چون خودش دائم الخمر بود کلا در توهم بسر می برد می گفت عقل سرخ شیخ اشراق را خوانده ام از نثرش خوشم آمد و لی از معنایش نه !!!!!🍿🍿 یعنی مثل اینکه بگویی چنین گفت زرتشت نیچه را خوانده ام از نثرش خوشم آمد ولی از معنایش نه!! البته بلانسبت عقل سرخ جناب شیخ اشراق! بعد نکته ی جالبتر اینجا بود که وقتی من یک مثال از یک پرنده زدم گفت اگر پرنده ای را ندیده باشیم چطور پروازش را قبول کنیم!!! یعنی بدبخت اصلا نمی دانست شیخ اشراق را چگونه می نویسند و آنوقت ادعاهای احمقانه می کرد!!

باور کنید این اراجیف را وقتی به دکتر دینانی بگویید از خنده می میرد!! ایشان همیشه در برابر همچین چرندیاتی می گویند درست است که من صدرایی هستم ولی خب دلیل نمی وشد از ابن سینا دفاع نکنم در برابر این چرندیات. آخر کسی که یک خط که نه یک کلمه هم نه یک نقطه از آثار شیخ الرییس را نخوانده است چطور بخود اجازه می دهد اینطور متوهمانه در باره ی ابن سینا حرف بزند؟

بله چون خداشیفته هستم !من مغرورم چرا مغرور نباشم ؟ وقتی که بنده ی او هستم؟ شما بزرگترین عرفا را هم نگاه کنید کسانی که از مرحله ی فنا هم گذشته اند در آنها هم غرور خواهید دید آنهم چه غروری! مولانا خلق را دیو و دد می نامد !! دیوژن هم همینطور! اابن عربی می گوید این اوست که به عصر خویش ارزش داده است!
در حقیقت کسی که حتی ذره ای از پرتوی نور یار بر آینه ی دلش بیفتد چرا نباید به خود شیفته شود؟ که همانا ریشه در خداشیفتگی است و خیلی با آن خودشیفتگی ِ شما و امثال شما فرق دارد!

Ouroboros

داریوش درست می‌گوید و برخلاف مهربد که فریب این نمایش را خورده، خوب مچ‌تان را گرفته! فقط نمی‌دانم چرا اینرا تیپیک زنان تلقی می‌کند و از آن دوری می‌جوید؟ هرگونه تلاشی از سوی زنان برای پیچیده‌سازی خودشیفتگی طبیعی‌شان شایسته‌ی تحسین است. احتمالا ناراحت است که فلسفه و ریاضی را تا سرحد ماتیک سرخاب تقلیل درجه داده‌اید. جالب است نه؟ کسانی که از تقدس‌زدایی برای خود حرفه‌ای ساخته‌اند، اموری پیش‌پا افتاده را به مرتبه‌ی قدسی برکشیده‌اند.

ببین من چقدر بدبخت شده ام که یک روان پریش باید مچم را بگیرد😄

می دانید اینجا ما به هرکسی برخورد کردیم شخصیت ما را توصیف کرد !! نمی دانم فقط می توانم بگویم

هر کسی از ظن ِ خود شد یارِ من
کس نجست از درون اسرار ِ من

Ouroboros

به هر حال بیایید دست از این ننه-من-غریبم‌ و ننه-من-قربانیم بازی بردارید و یکی دو پُست بزنید تا ببینیم از آن همه تلمذ نزد اساتید بزرگ چه آموخته‌اید. 💐

بخدا من ننه من غریبم و قربانیم بازی در نیاورده ام! دارم قسم خدا را می خورم! راستش من در طول روز همش دارم به یک زبانی می حرفم که از چپ به راست نوشته می شود یعنی دقیقا در فاز مخالف زبان مادریم. خب وقتی می آیم فارسی بنویسم ناخودآگاه خیلی ادبی و احساسی می شود باورتان می شود من وسط پست هایم در اینجا شعر هم سروده ام!!
راستش من یک مدتی قبل از اینکه اینجا عضو بشوم می آمدم و مطالب اینجا را می خواندم البته بیشتر مطالب کاربر ابن سینا را! بعد دیم ایشان پست نمی گذارند عضو شدم که در جستارهای ایشان شرکت کنم. همین دوست داشتم با کسی از فلسفه و در مورد فلسفه آنهم از نوع مشایی اش صحبت کنم همین. من خودم عضو یک فروم فلسفی هستم الان ولی غیر فارسی هست دوست داشتم با زبان دلم در مورد فلسفه حرف بزنم خب آمدم اینجا. بخدااااااااا الان هم لوس بازی نمی کنم. راستش من قبلا عضو یک فروم موسیقی بودم بعدش دیگر آمدم بیرون بدلایلی و دیگر برنگشتم اما همین اخیرا برایم دعوتنامه ای آمد و دوستی که نقاط ضعفم را در موسیقی خوب می دانست با گذاشتن لینک آلبومی که بقول خودش تمامی در گوشه ی مهربانی (از گوشه های موسیقی سنتی) است دلم را لرزاند و با "بی من نرو" دلم را برد!!خب برگشتم به آن فروم و آنجا فعالیتم را شروع کرده ام. آنها حرفم را بخوبی می فهمند وقتی از گامها و هارمونی حرف می زنم و تناسبات زمانی در موسیقی را می گویم و به اعداد ربطش می دهم . خب آنجا آدم چیز یاد می گیرد دیگر ;)
من وقتی آمدم اینجا چه یادگرفتم؟ فقط دشنام و ناسزا!
این را هم باید بگویم که من دیگر دوست ندارم راجع به عرفان و اینجور مسائل چیزی بنویسم اینجور چیزها شهودی است و تجربی و هماره به سالکان توصیه می شود که در مقابل غیر خموش باشند چون دگران نمی فهمند احوالات آنها را و زبان به یاوه گویی و شماتت باز می کنند چنانچه در اینجا هم شاهدش بودم.
شما خودتان اگر در فرومی باشید وشما را بنده ی خود بدانند و به شما بگویند تو در برابر من یک بنده هستی و خیلی پایینتری و باید قبول کنی که ما از قله به تو نگاه کنیم؟ ایا باز هم در انجا فعالیت می کنید ؟ معلوم است که نه!
🌹

sonixax #۱۰۴۱۳
Russell

خدا یک عقلی به این‌ها بدهد و یک پولی هم به ما.

یعنی با این لینکت روزم رو ساختی 🌹💐👍🌺

Mehrbod #۱۰۴۱۴
سارا

در هر حال جناب مهربد خودتان هم باید قبول کنید که رفتاری که با من داشتید را با هیچ مسلمان دیگری نداشته اید تاکنون! و نمی دانم واقعا چرا اینقدر از مسلمانان بیزارید و از من بیزارتر ؟ منکه هیچوقت حداقل در فضای مجازی همچین تنفری را تجربه نکرده ام!

بیشتر چیزهایی که شما احساس میکنید من احساس میکنم, تنها در ذهن خودتان رخ میدهند.

در اینجا هم بوارونه‌, چنانکه گفتم در شما تراز خودآگاهی بالا میبینم
و این را من فروزه‌ای (virtue) بسیار کمیاب و نیک برمیشمارم.

Ouroboros #۱۰۴۱۵
Dariush

سیاه همچنان سیاه و سفید همچنان سفید باقی می‌ماند. ولی سیاه
سفید است و سفید سیاه است. اضداد با هم جمع می‌شوند ، بی‌آنکه
از آنچه بوده‌اند ساقط شوند.

اگر چه به نظر می‌رسد که نوعی هماوردی با منطق طلبیده می‌شود، اما
در واقع منظور به گمان من این است که این پیام داده شود که منطق
را در این مسلک جایی نیست.

مهمترین نقص عرفان عقلانیت‌ستیزی یا جمع اضداد یا گشودن راه به تناقض‌گویی و ... نیست، مهم همان تجلی اخلاق بردگان در آنست.

Mehrbod

خوش آمدید!

من هم از چیستانک‌هایِ mbk بدم نمیامد, ولی رویهمرفته noise و دست‌وپاگیر بود.

"ملال" که گفتید در پارسی همان "ستوه" است که گونه‌ای خستگی میباشد و دریافت
شما درست است, یکی از ویژگی‌هایِ خوب من همین است که نستوه¹ ام, ولی نمیتوان
این چشمداشت را از هر کسی داشت.

هر آینه در دست دیگر, بایستی بپذیرید که اگر نه کودنانه, بسیار کودکانه است
که پس از دریافت اینکه آینده‌‌یِ پیش روی تکنولوژی و شهرمندی (تمدن) راه
به ناکجاآباد میبرد ناگهان برگردیم و بگوییم: خب درسته آینده‌ای برای هیچکدام از ما در کار نیست ..
حالا ولی چطوره یه خُرده هم درباره‌یِ سیاست و اینکه دموکراسی بهتره یا آنارشیسم حرف بزنیم؟

درود و سپاس.

ملال‌انگیز بودن گفتمان شما بخشی از ایراد ذاتی آنست، همینطور کیفیت مشکلی مهم اما یکسان که باید از هر جهت و با وسواس آنرا برسی کرد نیست. ملال را من آموخته‌ام که بسیار احترام بگذارم، و با آن همچون ندای روح متعالی برخورد می‌کنم که به من می‌گوید اینجا چیزی برای دانستن، آموختن و برگرفتن وجود ندارد.

مشکل اینست که شما به حفره‌ای در دیوار «روایت بزرگ» پی برده‌اید و اکنون تنها از این حفره به جهان پُشت ِ آن نگاه می‌کنید. روایت بزرگ لیبرال‌دموکراسی متأخر، از علم‌گرایی آن تا داروینیسم مبتذل آن(این ایده که هرچه جلوتر می‌رویم چیزها پیشرفت می‌کنند)، از چپ‌گرایی آن تا ناهنجاری ذاتی آن، از اخلاقیات بردگانی که بر آن حاکم شده تا تمام وجوه ذهنی و عینی و اجتماعی دیگری که دارد چنان زورمند و پیشفرض و پنهان از خودآگاه است که هیچیک از باورمندان به آن نمی‌دانند در حال پیروی و ایمان به یک ایدئولوژی هستند، بلکه گمان می‌کنند اینها فکت‌های ابژکتیو از جهان پیرامون است، از جنس و به قطعیت نیروی جاذبه یا وجود مریخ. ما آدم‌های تحت آن، هنگامی که ایرادی بنیادین و آشتی‌ناپذیر در این روایت پیدا می‌کنیم، چنان اثری ژرف بر ما باقی می‌گذارد که نمی‌توانیم از دریچه‌ای دیگر به جهان نگاه بکنیم. «همه چیز» عوض می‌شود، چراکه همه چیز بخشی از آن دیوار دروغ‌هاست و ربطی به حفره‌ای که ما یافته‌ایم و جهان راستین که آن حفره به ما نشان می‌دهد ندارد.

من با وضع آشنا هستم زیرا خودم مدتی به آن دچار بوده‌ام، برای تقریبا دو سال من از نگریستن به هر چیز با رهیافتی غیرجنسیتی عاجز بودم، زیرا حفره‌ای که بر دیوار روایت مدرنیته از این روابط دیده بودم آنقدر گشاد و مهم بود که نمی‌توانستم دوباره به آنچه پُشت دیوار می‌گذرد بپردازم. واقعیت اما آنست که کل دیوار از دروغ و دغل ساخته شده و تنها حفره‌ای در آن یافتن بسنده نیست، همت و آگاهی و اراده‌ی شگرفی می‌طلبد این کندن نگاه نقاد از حفره و دوختن آن به باقی دیوار، به آنچه «جزئی از سیستم فریب» تلقی می‌شود، به آنچه پیشتر بی‌اهمیت و جزئی و کم‌ارزش داوری شده. کل این دیوار باید فرو بریزد تا چشم‌انداز پس آن به تمامی مرئی بشود.

جهان‌بینی شما که ریشه در کشف یک دروغ بزرگ دارد کسی را جذب نمی‌کند زیرا به جایی وصل نیست، در هوا معلق است و نمی‌تواند نقدی جامع و راه‌حلی مشخص برای همه‌ی مشکلاتی که ادعای تبارشناسی آنها را می‌کند بیابد.

شما باید از خودتان بپرسید «اگر در اینباره چنین دروغی عظیم به ما خورانده بودند، و من اگر چنان صادقانه آنها را باور داشتم، چه دروغ‌های دیگری می‌تواند وجود داشته باشد که از آنها بی‌خبرم؟».

اگر آرام آرام به این سوراخ ناخن بکشید و آن را بازتر بکنید، چیزهای جالب دیگری پشت دیوار می‌بینید که اکنون از آن حفره‌ی کوچک پیدا نیستند. آن وبلاگی که راسل به شما معرفی کرد جای خوبی برای آغاز کردن راه است. ولی شما خودتان باید این قدمها را بردارید، زیرا داد و فریاد و دعوت ما از سوی شما تعبیر به بازگشتن به پشت دیوار و خودفریبی و وانمود به وجود نداشتن سوراخ می‌شود، فقط شما هستید که می‌توانید باقی دروغ‌ها را بجویید و بیابید و دیوار را از بیخ و بن برکنید.

سارا

بخدا منم راضی هستم که فقط بخوانند و دیگر نظر ندهند که همه اش چرند است!!

فقظ بخوانند؟ چه افتاده‌گی‌ای، اینک خشوع! 😂
فقط بخوان دیگر داریوش، تو آیا خود را هم‌قد و قواره‌ی استاد کدکنی می‌دانی که در محضر طالبه‌ی آقا چنین هتاکی می‌کنی؟

پ.ن:

سارا

می دانید اینجا ما به هرکسی برخورد کردیم شخصیت ما را توصیف کرد !! نمی دانم فقط می توانم بگویم

من شخصیتتان را نمی‌دانم اما راستش اکنون کمی که دقت کردم مشکوک شدم که به راستی زن باشید!
هیچ زنی را تا به حال ندیده‌ام که از نادیده گرفتن شدن و هزل افکارش چنین به خروش بیاید و احساس بی‌عدالتی بکند، البته این احتمال هم هست که حواسم آنقدر به جای دیگرشان بوده که درنیافته‌ام. 😭
یکی شدن با افکار چنان که کوچکترین تلنگری به آنها چنین جان و روان را به خروش بیاندازد مرض مردان است، یا آنکه شما خودتان را خیلی زیادی جدی گرفته‌اید.
به هر حال، ما همچنان دست از اذیت و آزار شما بر نخواهیم داشت زیرا واکنشهای غیرمتعادل و بامزه‌ای نشان می‌دهید که ما را مشعوف می‌کند، هرچه باشد اصلا دلیل ما از ثبت‌نام در اینجا برآوردن تمایلات سادیسیتی روحمان بوده.

Dariush #۱۰۴۱۶

@سارا

توخجالت نمی کشی؟
رفته ای در آن سایت هم میهن هر چه فحش و توهین
بود به کاربران و مدیران این سایت و من داده ای و
همچنان می آیی اینجا فعالیت میکنی؟! اگر کاربران
اینجا و خود اینجا این اندازه برایت بی اهمیت است
چرا این اندازه میکوشی خودت را این جا توجیه بکنی؟

هر سایت دیگری بود حتما اخراجت کرده بود با این کاری
که کرده ای، اینجا ولی ما به این سادگی «نقش قربانی»
را به تو هدیه نخواهیم کرد.

Dariush #۱۰۴۱۷
Ouroboros

هرچه باشد اصلا دلیل ما از ثبت‌نام در اینجا برآوردن تمایلات سادیسیتی روحمان بوده.

@سارا
بیا این را هم فید جدید برای آن سایت، ببرید در آن سایت
و بگویید «دیدید گفتم کاربران آنجا همه دیوانه و روانی اند»
😂😂

یه نفر #۱۰۴۱۸
سارا

سلام بانو یه نفر عزیز
راستش من مانده ام که شما نظاره گر چه هستید در این فروم؟ نظاره گر هتاکی ها و لودگی ها و مسخره بازی ها و فرسایشی کردن بحث ها؟ براستی در این مدتی که اینجا عضو بوده اید چه آموخته اید از مباحث مطروحه در اینجا؟ من پست های شما را خوانده ام و دیده ام که چه رفتار ناشایستی با شما داشته اند آنهم بی هیچ دلیلی!! علت دلبستگی شما به اینجا برایم عجیب است. البته فکر می کنم شما به این فروم و خواندن مطالبش عادت کرده باشید و دلبستگی به آنصورت وجود ندارد.

من مشکلی با مطالب اینجا ندارم. با نحوه مدیریت اینجا مشکل دارم/ که به قول یکی از اونها به تخمم که مشکل داری :-))
من تحت تاثیر مطالب فروم پیشرفت فناوری قرار گرفتم و به طور جدی با نوشته های مهربد و امیر موافقم.
به نظرم این جمله ی امیر سالهای سال در ذهن و نوک زبانم بوده و من هیچگاه نتونستم به زبان بیارمش..

Ouroboros

علم و تکنولوژی را چیزهایی بسیار خطرناک می‌دانم و معتقدم بشریت هزار سال زود به آنها رسیده. در جهانی که آدمها به پلیس نیاز دارند و اکثریتی از ساکنان آن مرد نامرئی در آسمان را می‌پرستند سریع‌ترین وسیله‌ی نقلیه باید قاطر باشد و قوی‌ترین سلاح موجود تیرکمان.

وقتی میبینم یک مشت احمق روانی با انتشار عکس های خصوصی ادمها و دختران در تاپیک های سکسی و نامناسب به سواستفاده ها و بی آبرویی افراد منجر می شوند بهتر درک میکنم که انسانها هزاران سال زودتر به این پیشرفت رسیده اند... مخصوصا ایرانی ها.
من وقتی اکانت فیسبوکمو ساختم دوست داشتم هزاران دوست داشته باشم. ساده بودم.. تازه کلی رعایت میکردم و همه کس رو ادد نمی کردم و عکس بد نمیزاشتم. ولی امروز میبینم 4-5 تا اکانت با اسم خودم! یا اسم دیگر و عکسهای من وجود داره!!

وقتی میبینم نهایت شعور یک انسان از کاربردهای شبکه های اجتماعی تلفن همراه فقط شارژ و سکس و پول هست از ته دل ناراحت میشم..

وقتی میبینم ما ایرانی ها با اومدن این شبکه های اجتماعی که حاصل پیشرفت علم و تکنولوژی هست کون گشاد شده ایم، دلم میگیره..
امروز یکی رو بی گناه اعدام کردن. نهایتش زیر باد کولر مینشینیم و این خبر لایک میکنیم و کامنت میزاریم مرگ بر دولت!
هیچکس حتی از روی صندلیش بلند نمیشه...

ای کاش پیشرفت تکنولوژی با نیازهای من همگام بود. ولی متاسفانه تکنولوژی جلوتر از من حرکت میکنه و من (یک انسان) باید خودشو با اون هماهنگ کنه..
میترسم از آینده بشر که باید مطابق میل تکنولوژی و روبات و .. زندگی کنه.

در مورد بحث های دینی ، شما نبودی وقتی من برای خودم دین کافه تریایی درست کردم.. :-)
من نمیدونستم اصلا همچین چیزی وجود داره. من فوق لیسانس داشتم و نمیدونستم آنارشیست و پوپولیست و فاشیست و .. چیه. من فقط اسم دانشمند راسل رو شنیده بودم. من فقط میدونستم دکتر مموتی مخالف هلوکاست هست. هلوکاست چیه؟!
ولی الان به لطف همین نوشته های این سایت ذهنم باز شده و میفهمم دنیا و اعتقادات بشر در محیط به شعاع 10 کیلومتر اطراف من نیست. بلکه خیلی وسیع تره.
من تا میگفتم میخوام فلان کار کنم و به این معتقدم... یکی میگفت پس کمونیست هستی
تا میگفتم فلان... یکی میگفت پس سوسیالیست هستی!
میگفتم از این چیز خوشم میاد.... یکی میگفت مکتب هامبورگ!

اوایلش ناراحت میشد که اینها تفکرات و اندیشه ها را قالب بندی میکنند. اندیشه ای که به وسعت آسمان است چجور میتونه چهارچوب و قالب بندی بشه..
ولی الان فهمیدم قالبت بندی باعث میشه تفکر آدم شکل بگیره.. سفت و محکم بشه.
من خودشناسی از خودم نداشتم. الان به لطف بحث های این فروم ها به خودشناسی رسیدم.
بحث های دینی ضد اسلامی و ضد مسیحی و ضد یهودیت فقط و فقط منو مطمئن میکنه دین بازیچه دست بشر بوده. من مخالف اسلام و پیامبر نیستم. طرفدارش هم نیستم. اونجوری زندگی میکنم و خواهم کرد که خودم راضی باشم. وجدانم راضی باشه.. اطرافیانم راضی باشند..
بنظرم شما هم جوری زندگی کن که اول خودتو بشناسی و بعدش خودت از خودت راضی باشی..

مطالبت در فروم هم میهن واقعا از سر نفرت و حسودی بود..
هرچند من کلی خندیدم

:-)

Alice #۱۰۴۱۹
یه نفر

من مشکلی با مطالب اینجا ندارم. با نحوه مدیریت اینجا مشکل دارم/ که به قول یکی از اونها به تخمم که مشکل داری :-))

😄😄

خدا بگم چیکارت کنه مهسا :)

اینو با لحن آرش خوندم ترکیدم از خنده

😄

سارا #۱۰۴۲۰
یه نفر

من مشکلی با مطالب اینجا ندارم. با نحوه مدیریت اینجا مشکل دارم/ که به قول یکی از اونها به تخمم که مشکل داری :-))
من تحت تاثیر مطالب فروم پیشرفت فناوری قرار گرفتم و به طور جدی با نوشته های مهربد و امیر موافقم.
به نظرم این جمله ی امیر سالهای سال در ذهن و نوک زبانم بوده و من هیچگاه نتونستم به زبان بیارمش..

وقتی میبینم یک مشت احمق روانی با انتشار عکس های خصوصی ادمها و دختران در تاپیک های سکسی و نامناسب به سواستفاده ها و بی آبرویی افراد منجر می شوند بهتر درک میکنم که انسانها هزاران سال زودتر به این پیشرفت رسیده اند... مخصوصا ایرانی ها.
من وقتی اکانت فیسبوکمو ساختم دوست داشتم هزاران دوست داشته باشم. ساده بودم.. تازه کلی رعایت میکردم و همه کس رو ادد نمی کردم و عکس بد نمیزاشتم. ولی امروز میبینم 4-5 تا اکانت با اسم خودم! یا اسم دیگر و عکسهای من وجود داره!!

وقتی میبینم نهایت شعور یک انسان از کاربردهای شبکه های اجتماعی تلفن همراه فقط شارژ و سکس و پول هست از ته دل ناراحت میشم..

وقتی میبینم ما ایرانی ها با اومدن این شبکه های اجتماعی که حاصل پیشرفت علم و تکنولوژی هست کون گشاد شده ایم، دلم میگیره..
امروز یکی رو بی گناه اعدام کردن. نهایتش زیر باد کولر مینشینیم و این خبر لایک میکنیم و کامنت میزاریم مرگ بر دولت!
هیچکس حتی از روی صندلیش بلند نمیشه...

ای کاش پیشرفت تکنولوژی با نیازهای من همگام بود. ولی متاسفانه تکنولوژی جلوتر از من حرکت میکنه و من (یک انسان) باید خودشو با اون هماهنگ کنه..
میترسم از آینده بشر که باید مطابق میل تکنولوژی و روبات و .. زندگی کنه.

در مورد بحث های دینی ، شما نبودی وقتی من برای خودم دین کافه تریایی درست کردم.. :-)
من نمیدونستم اصلا همچین چیزی وجود داره. من فوق لیسانس داشتم و نمیدونستم آنارشیست و پوپولیست و فاشیست و .. چیه. من فقط اسم دانشمند راسل رو شنیده بودم. من فقط میدونستم دکتر مموتی مخالف هلوکاست هست. هلوکاست چیه؟!
ولی الان به لطف همین نوشته های این سایت ذهنم باز شده و میفهمم دنیا و اعتقادات بشر در محیط به شعاع 10 کیلومتر اطراف من نیست. بلکه خیلی وسیع تره.
من تا میگفتم میخوام فلان کار کنم و به این معتقدم... یکی میگفت پس کمونیست هستی
تا میگفتم فلان... یکی میگفت پس سوسیالیست هستی!
میگفتم از این چیز خوشم میاد.... یکی میگفت مکتب هامبورگ!

اوایلش ناراحت میشد که اینها تفکرات و اندیشه ها را قالب بندی میکنند. اندیشه ای که به وسعت آسمان است چجور میتونه چهارچوب و قالب بندی بشه..
ولی الان فهمیدم قالبت بندی باعث میشه تفکر آدم شکل بگیره.. سفت و محکم بشه.
من خودشناسی از خودم نداشتم. الان به لطف بحث های این فروم ها به خودشناسی رسیدم.
بحث های دینی ضد اسلامی و ضد مسیحی و ضد یهودیت فقط و فقط منو مطمئن میکنه دین بازیچه دست بشر بوده. من مخالف اسلام و پیامبر نیستم. طرفدارش هم نیستم. اونجوری زندگی میکنم و خواهم کرد که خودم راضی باشم. وجدانم راضی باشه.. اطرافیانم راضی باشند..
بنظرم شما هم جوری زندگی کن که اول خودتو بشناسی و بعدش خودت از خودت راضی باشی..

مطالبت در فروم هم میهن واقعا از سر نفرت و حسودی بود..
هرچند من کلی خندیدم :-)

خب با این اوصاف شما تنها به علم ورزی آنهم در یک فیلد خاص مشغول بودید و اهل مطالعه و کتاب نبودید البته این یک امر رایج در ایران زمین می باشد سرانه مطالعه در ایران زیر صفر است!

دوست عزیز برای درک یک مکتب فکری باید کلی کتاب و مقاله خواند و هیچ کس با آمدن در یک فرومی (آنهم همچین فرومی!) نمی تواند به درک درستی از آن مکتب برسد . در این فروم یا هر فرومی هرکسی بسته به سطح سواد و درکش در مورد یک مکتب خاص ، یک تعریف یک خطی از آن را قرار می دهد تازه اگر این تعریف درست باشد!!

یک سایت و یک وبلاگ تنها می تواند جرقه ای را برای یادگیری ایجاد کند ولی امر یادگیری در آن رخ نمی دهد. مثلا بگوییم اگزیستنسیالیسم چیست؟ چه مکتبی است ؟ جواب : مکتب فلسفی است که در باب وجود و اصالت آن حرف می زند. خب الان شما کامل با این مکتب فلسفی آشنا شدید؟ برای فهم هر کدام یک از کلمات باید کلی کتاب و مقاله خواند!

البته این مشکل بیشتر ایرانیان است که دوست دارند همه چیز را خیلی مختصر و مفید و در کوتاهترین زمان ممکن انجام می دهند و یکی از این چیزها کسب معلومات است!

نتیجه اش همین می شود که در شبکه های اجتماعی ایرانی فردی باد به غبغب انداخته و ژست روشنفکری بخود گرفته است

و بطرز تهوع آوری از "تهوع" سارتر حرف می زند و و قتی که باهاش وارد بحث می شوید می بینید که می گوید سارتر مبدع اگزیستسیالیستم است !!!! یعنی اوج بی سوادی!!
اگر هم بدنبال یادگیری مکاتب فکری هستید بهترین سایت ها سایتهای انگلیسی زبان هست . با شما بحث می کنند و در طی بحث کلی کتاب و لینک برایتان می گذارند و اینقدر از بحث ها شما لذت می برید که همه ی کتاب هایی که به شما معرفی شده است نه یکبار بلکه 100 بار می خوانید چرا چون بحث اینقدر برایتان جذاب است که می خواهید بحث را تا آنجا که می توانید ادامه دهید! (دقیقا برعکس اینجا که فرسایشی و هزل گونه است)
من بیشتر عضو فروم های انگلیسی زبان بودم تا ایرانی البته یک دو سه تا فروم ایرانی هم عضو بودم که یکیشان مربوط به موسیقی بود و الان دوباره در آنجا مشغول به فعالیت شدم و دیگری انجمن گفتگوی شیعی بود که قبل از اینکه عضو اینجا شوم آنجا فعال بودم و در اوج فعالیتم آنجا آمدم و اینجا هم عضو شدم . راستش محیطش خیلی ساده است در آن انجمن شما باید فقط اعیاد را تبریک بگویید و سالگردها و شهادتها را تسلیت! هیچ چالشی رخ نمی گیرد هیچ! من یک جستار در آنجا باز کردم تحت عنوان "چرا شیعه را قبول دارید؟" باورتان نمی شود که چقدر پیام خصوصی به من دادند و مرا سنی متعصب و منافق و وهابی اینا خواندند و البته در پایان هم جستارم را قفل کردند!!!! البته من کینه ای ازشان ندارم و اتفقا به سادگیشان غبطه می خورم بیشترشان اهل حوزه و طلبه هستند . البته من این فروم را به آنها نیز معرفی کرده بودم و بهشان گفته بودم بجای اینکه اینقدر دور همی گل بگویید و گل بشنوید بیایید در این فروم هم فعالیت کنید و از دینی که اینقدر بر روی آن تعصب دارید دفاع کنید که یکیشان (همان mastoor هم میهن) قبول کرد و آمد ولی عضو اینجا نشد تنها بعنوان میهمان می آمد وبیشتر پستهای مرا (چون مرا یک سنی می بینند ایشان) رصد می کردند . و خب هرچه دعوتشان کردم برای عضویت در اینجا نپذریفتند چون شرایط اینجا را برای بحث عادلانه نمی دیدند! البته در همان فروم خودشان هم در مورد فروم شما و اینکه ماهیت صهیونیستی دارند مطلب گذاشته اند ولی خب حال که دیدند من دیگر تمایلی به حضور در این فروم را ندارم و البته از آنجایی که در فروم خودشان هم بعلت محیط بسیار بسته ای که دارد و جبهه گیری های عجیبشان نسبت به عرفان و طریقت آنجا فعالیت نمی کردم به من پیام دادن که بیا عضو هم میهن شویم و با هم راجع به دین و عرفان بحث کنیم بعد دیدم که همچین مطالبی را گذاشته است البته اولش خیلی دلم خنک شد ولی بعدش نه!! چون آمدم خودم هم یک جستار در مورد موسیقی سماعی و سید خلیل باز کنم اما تاییدش نکردند و هرچه به مدیر آن تالار پیام دادم که چرا؟ دلایل بی ربطی را آورد و گفت شاید تاپیکتان تکراری است و....از هم میهن هم زده شدم 🙁
البته خیلی شرایط هم میهن هم جالب نیست مثلا من دیدم کسی را که به آقای مستور اعتراض کرده بود و از کاربران دفترچه بود پستش را پاک کرده اند!! خب من نمی دانم آنجا چه بحثی قرار است صورت بگیرد وقتی پستهای مخالفان را پاک می کنند؟!
نفرت و حسودی؟؟
من اهل نفرت نیستم مگر آنکه طرفم خیلی ارزشش را داشته باشد:))
حسودی به چه؟؟ به سواد نداشته ی به فهم نداشته به خودشیفتگی های حیرت آور ، به هتاکی کردن به لودگی کردن ..... دقیقا کدامیک از این صفات که در این فروم شاهدش بودم ارزش حسادت را دارند؟ هرچند حکایتم شده آش نخورده و دهن سوخته!!!!
من نمی دانم چرا همه در این فروم یکجور گمانهای عجیب راجع به چندگانه بودن کاربر دارند!! اینجا که آمده ام گفتند فلانی هستی!!!!!!!! و حالا هم در یک فروم دیگر می گویند مستور هستی!!!! من هم آنجا عضوم و از آنجا که در نام گذاری کمی تنبلم همیشه با نام اصلیم (سارا) عضو هر فرومی می شوم و از اسم مستعار حداقل برای نامم استفاده نمی کنم.

Alice #۱۰۴۲۱

سلام امیر جان. توی تاپیک "تاملاتی درباره هنر والا" نقاشی هایی که میذارین آخر پستتون مجددا به صورت فایل پیوست ظاهر میشه که به نظرم نمای تاپیکتون رو خراب کردن. به نظرم آخرش فایلای پیوست رو نذارین نقاشی و مطالبتون قشنتگ تر و دلچسب تر میشه.

Mehrbod #۱۰۴۲۲
Ouroboros

جهان‌بینی شما که ریشه در کشف یک دروغ بزرگ دارد کسی را جذب نمی‌کند

سه پاراگراف آنورتر:

یه نفر

من تحت تاثیر مطالب فروم پیشرفت فناوری قرار گرفتم ...

سارا #۱۰۴۲۳
Mehrbod

بیشتر چیزهایی که شما احساس میکنید من احساس میکنم, تنها در ذهن خودتان رخ میدهند.

در اینجا هم بوارونه‌, چنانکه گفتم در شما تراز خودآگاهی بالا میبینم
و این را من فروزه‌ای (virtue) بسیار کمیاب و نیک برمیشمارم.

می دانید چقدر تاکنون ضد و نقیض سخن گفته اید!!! یکجا فرمودید که خودآگاه بالای دارم هر چند ناخوداگاه هم بسیار بالاست!!

این حکایت لیوان و آب و هوا است!! در یک لیوان با یک حجم مشخص نمی توان هم حجم هوای بالایی را داشت و هم حجم آب بالایی (بیشتر از نصفه) داشت. به هرحال برای داشتن "بالایی" باید در یکی از این موارد "اندکی " را داشت. چطور یک شخثی هم خودآگاهش بالاست هم نا خودآگاهش!!! بنظرتا ن این شخص چجور موجودی خواهد بود؟؟ اصلا داریم همچین چیزی را:))

Mehrbod #۱۰۴۲۴
سارا

می دانید چقدر تاکنون ضد و نقیض سخن گفته اید!!! یکجا فرمودید که خودآگاه بالای دارم هر چند ناخوداگاه هم بسیار بالاست!!

شوربختانه حافظه‌یِ خوبی هم انگار ندارید, زیرا نوشته‌یِ من این بود که در
شما تراز بالایی از خودآگاهی دیده میشود, ولی ناخودآگاه نیرومندی هم دارید.

سارا #۱۰۴۲۵
Mehrbod

شوربختانه حافظه‌یِ خوبی هم انگار ندارید, زیرا نوشته‌یِ من این بود که در
شما تراز بالایی از خودآگاهی دیده میشود, ولی ناخودآگاه نیرومندی هم دارید.

ارباب خب نیرومند بودن مگر به معنای قوی تر بودن نیست؟؟ و آیا هرچه که تراز بالاتر باشد نیرومندی هم بیشتر نمی شود؟

در ضمن من اصلا خودآگاه بالایی ندارم بهیچوجه من الوجوهی!!

Alice #۱۰۴۲۶

مهربد جان برای یادگیری زبان آلمانی از نقطه صفر باید از کجا شرو کرد؟ مثلن میشه مثل زبان انگلیسی بدون کلاس و آموزش خودمون یاد بگیریم یا نه؟

Mehrbod #۱۰۴۲۷
سارا

ارباب خب نیرومند بودن مگر به معنای قوی تر بودن نیست؟؟ و آیا هرچه که تراز بالاتر باشد نیرومندی هم بیشتر نمی شود؟

نه, و نه.

جای دیگر پرسیدید چرا میاندیشم "دانش بسنده" ندارید, برای همین است که این باریک‌بینی‌های زبانشناسانه
را هنوز ندارید و نمونه‌وار واژه‌یِ "قوی" که یک چترواژه‌یِ گنگ است را برای "نیرومند" بکار میبیند.


نیرومند ≠ زورمند ≠ پُرزور ≠ ...

نیرومند در زبان امروز از همان "نیرو+مند" میاید (گرچه گویا نیر+ومند
بوده باشد) و در انگلیسی به powerful, forceful نزدیکتر است و همان
است که در فیزیک مینامند force; برای نمونه, نیروی گرانش = the force of gravity

ازینرو نیرومند اینجا در خود بُردار و راستا دارد و همان کنترل شدگی از سوی چیزی دیگر را میرساند.
این با "زورمند" که از "توانایی و پتنسیال" برمیاید دگرسانی دارد.

پس سخن شما مانند این است که بگوییم تفاوت velocity و speed در فیزیک چیست. برای
کسیکه در فیزیک سررشته ندارد این دو یکی‌اند, هنگامیکه در خود فیزیک یکی تُندای
بُردارین (vector-based) میباشد, آنچه راستا دارد و دیگری تُندای گامدار یا سنجشیک (scalar).

--
در دست دیگر, نوشته‌ها را درست نمیخوانید. چنانکه بار پیش هم در همین
جُستار نوشته شود, «خودآگاهی» به باید پیوندی به «کنترل خودآگاهی» ندارد:

Mehrbod

داشتن خودآگاهی بالا به معنی داشتن
کنترل بالا روی خودآگاهی هم نیست

پس کسی میتواند بسیار خودآگاه ولی همچنان کم‌نیرو
باشد و کنترل او در دست ناخودآگاه نیرومندتر اش (اندرباره‌یِ شما).

سارا

در ضمن من اصلا خودآگاه بالایی ندارم بهیچوجه من الوجوهی!!

خودخوارداشت (self-abasement) بیشتر, از سوی شما.

سارا #۱۰۴۲۸
Mehrbod

خودخوارداشت (self-abasement) بیشتر, از سوی شما.

بخداااااا ارباب راست می گویم دور از شوخی من خودآگاهیم کم است! مثلا وقتی با آقایان صحبت می کنم خواه استاد و همکلاسی و.. وقتی بحث گرم می شود یادم می رود که یک دخترم و او یک مرد جنسیتم را فراموش می کنم و بطور انسانی با طرف مقابلم حرف می زنم (یعنی حرکات عشوه گرانه و زنانه ندارم) هر چند گاهی از نگاه طرف مقابلم به خودم می آیم که من تنها یک زنم!

ببینید این نظر شخصی شما است و من نمی دانم چرا اینقدر قاطع هستیددر آن. مثلا در مورد مسائل ظاهری هم من دیده ام که اختلاف عقیده و آرا بسیاری وجود دارد مثلا رنگ چشم طبیعتا باید یک رنگ ثابت و مشخصی باشد مثلا چشمی که مشکی است باید برای همه مشکی بنظر بیاید اما در این مورد هم دیده ام که اختلاف عقیده وجود دارد. مثلا رنگ چشمانم از دید ِ خودم مشکی است ولی یک عده ای می گویند عسلی است و عده ی دیگری هم می گویند سبز است! حال بنظرتان کدام حرف را باید جدی گرفت؟ معلوم است نظر صاحب چشم را!

یه نفر #۱۰۴۲۹
سارا

خب با این اوصاف شما تنها به علم ورزی آنهم در یک فیلد خاص مشغول بودید و اهل مطالعه و کتاب نبودید البته این یک امر رایج در ایران زمین می باشد سرانه مطالعه در ایران زیر صفر است!

دقیقا همینطوره..

سارا

دوست عزیز برای درک یک مکتب فکری باید کلی کتاب و مقاله خواند و هیچ کس با آمدن در یک فرومی (آنهم همچین فرومی!) نمی تواند به درک درستی از آن مکتب برسد . در این فروم یا هر فرومی هرکسی بسته به سطح سواد و درکش در مورد یک مکتب خاص ، یک تعریف یک خطی از آن را قرار می دهد تازه اگر این تعریف درست باشد!!

قطعا وقتی کسی اینجا میگه اسپاگتی نگهدارت، خدای هیولای اسپاگتی مواظبت باشه و .. من توقعی ندارم از این جمله چیزی یاد بگیرم. فقط کنجکاو میشم و میرم دنبالش میگردم ببینم هیولای اسپاگتی چیه و از کجا اومده و چه نوع مکتب فکری و دینی ست..
اینجا وقتی بحث اگزیستانسیالیسم و .. میشه من کنجکاو میشم و میرم ببینم این چیه و بعدش حرفهای این دوستان رو میخونم..
اینجا جرقه ای برای یاد گیریست..

سارا

البته این مشکل بیشتر ایرانیان است که دوست دارند همه چیز را خیلی مختصر و مفید و در کوتاهترین زمان ممکن انجام می دهند و یکی از این چیزها کسب معلومات است!

بنظرم این یک امتیاز ویژه ست که خیلی از مردم کشورهای دیگه ندارند.

سارا

تیجه اش همین می شود که در شبکه های اجتماعی ایرانی فردی باد به غبغب انداخته و ژست روشنفکری بخود گرفته است

دقیقا مثل الان خودت :-)

یه نفر #۱۰۴۳۰
Alice

خدا بگم چیکارت کنه مهسا :)
اینو با لحن آرش خوندم ترکیدم از خنده

🌹☺️

کم پیدایی بانو ...
حالت خوبه؟

yasy #۱۰۴۳۱

درود بر همگی

دوستان با اضطراب های بیمارگونه چه باید کرد؟😏

Dariush #۱۰۴۳۲
yasy

درود بر همگی

دوستان با اضطراب های بیمارگونه چه باید کرد؟

درود یاسی جان🌹.

تجربه‌ی من که اغلب موفق بوده، این است که
به اضطراب اجازه می‌دهم هر اندازه میخواهد پیشزفت
کند، یعنی به بدترین اتفاق ممکن با بیشترین جزئیات
ممکن فکر میکنم. استرس یه قالب ذهنی از پیشامدها
میسازد، بنابراین فریب او ممکن است؛ راهکار دم دستی
به گمان من همین است که او را رها کرده تا هر اندازه
که می‌خواهد رشد کند، در عین حال به زندگی روزمره
خود بپردازید.

مهم است که فرق استرس و اضطراب با نگرانی‌های
طبیعی دانسته شود، اولی تقریبا همیشه در صورت
تداوم نوعی بیماری خوانده می‌شود و در صورت عدم
تداوم نیز نوعی مصمومیت ذهنی از افکار آلوده به
منفی‌‌نگری. در صورت تداوم من اکیدا پیشنهاد میکنم
به روانشناس یا مشاور مراجعه کنید.

Dariush #۱۰۴۳۳
Dariush

تجربه‌ی من که اغلب موفق بوده، این است که
به اضطراب اجازه می‌دهم هر اندازه میخواهد پیشزفت
کند، یعنی به بدترین اتفاق ممکن با بیشترین جزئیات
ممکن فکر میکنم. استرس یه قالب ذهنی از پیشامدها
میسازد، بنابراین فریب او ممکن است؛ راهکار دم دستی
به گمان من همین است که او را رها کرده تا هر اندازه
که می‌خواهد رشد کند، در عین حال به زندگی روزمره
خود بپردازید.

مهم است که فرق استرس و اضطراب با نگرانی‌های
طبیعی دانسته شود، اولی تقریبا همیشه در صورت
تداوم نوعی بیماری خوانده می‌شود و در صورت عدم
تداوم نیز نوعی مصمومیت ذهنی از افکار آلوده به
منفی‌‌نگری. در صورت تداوم من اکیدا پیشنهاد میکنم
به روانشناس یا مشاور مراجعه کنید.

یک چیز دیگر تا از خاطرم نرفته بگویم و آن اینکه یکی از
موثرترین اکتیویتی‌ها برای کمک به فرونشاندن اضطراب
بی‌وجه بر اساس تجربیات و مطالعاتم، ورزش است. ورزش
علاوه بر آنکه موجب ترشح هورمون‌های ضداضطراب در بدن
می‌شود، خود فعالیتی‌ست کاملا بیطرفانه و فاقد محتوا که
عواطف خاصی را برنمی‌انگیزاند. همچنین در اینجور مواقع
همیشه توصیه من این بوده که از خواب زیاد و موسیقی
بپرهیزید.

لازم به ذکر است که اضطراب خودش می‌تواند از نشانه‌های
افسردگی باشد. بنابراین همچنان توصیه‌ی من این است که
اگر مکررا دچار اضطراب‌های بیجا می‌شوید، به پزشک مراجعه
کنید.

sonixax #۱۰۴۳۴
yasy

درود بر همگی

دوستان با اضطراب های بیمارگونه چه باید کرد؟

بهش اجازه خودنمایی بدید!
من خودم وسواس دارم و شاید روزی 50 بار دستم رو بشورم! عمرن توی یک لیوان دو بار چیزی ننوشم و از این مدل چیزها!
ولی سعی نمیکنم باهاش مبارزه کنم چون بیشتر باعث اعصاب خراب کنی میشه.
+
همانهایی که داریوش گفت! جواب میدهد 👍

Alice #۱۰۴۳۵

واععیی دوباره دانشگاه لعنتی شرو شد 🙁((

الان میبینم تنها چیزی که منو راغب میکنه به دانشگاه که زودتر برم یدونه از استادای قبلیمه. خیلی خوشم میاد ازش واقعا استد باسواد و تمام عیاریه...

دو ترمه باهاش واحد ندارم ولی این ترمم میرم بازم میبینمش و همیشه باهاش حرف میزنم انقدره دوسش دارم.

فقط تنها چیزی که برای من خیییلی خییییلی عجیبه اینه که آخه چیجوری چنین انسان فرهیخته و باسواد و تمام عیاری به خدا اعتقاد داره اونم افراطی، چن بار درباره خدا ازش سوال کردم همیشه به من میگفت همین که نفس میکشی خدا رو شکر کن... واقعا این هنوز معمای لاینحل زندگیمه آخه چیجوری یه مردی در سطح دانش و آگاهی این انسان بزرگ همیشه شاکر خداست و انقدر از ائمه تعریف میکنه... نمیدونم... شایدم اینهمه دانشمند و پروفسور خداباور داریم اینم یکیش... شایدم "سواد" با "درک و شعور" فرق کنه ولی آخه این استادمون درک و شعورشم خییلیییی بالاست ... (همونی که توی تاپیک هنجارشکنی تحت تاثیر حرفاش بودم و بحثشو راه انداختم...)

Ouroboros #۱۰۴۳۶
Mehrbod

سه پاراگراف آنورتر:

که آنهم گویا از عواقب مطالعه‌ی یک خط نوشته‌ی من بوده! 😃😓
حرف منهم همینست، چرا من کاربران اینجا را وسوسه می‌کنم به مسجد و مراسم سینه‌زنی بروند، اما شما نمی‌توانید یک کیلو طلا را به قیمت ده گرم به ایشان بفروشید، آن از سره‌نویسی، این از تکنولوژی! 😃
شما نسبت به برخی رانه‌های انسانی بی‌اعتنا هستید و این فقط به کاریزمای شما آسیب نمی‌رساند، بلکه برخی وجوه مسائل مورد بررسی را هم از چشمتان پنهان می‌کند. من پیشتر در اینباره صحبت کرده‌ام، اینها عوارض میزان مشخصی از درخودماندگی فکری‌ست، مثلا درگیری ذهنی وسواس‌گونه‌ای که با «خودفریبی» دارید، در کنار بی‌اعتنایی کامل نسبت به «دگرفریبی». ذهن درخودمانده اشتیاق عجیبی به دریافتن قوانین حاکم بر سیستم‌های مختلف دارد زیرا گمان می‌کند که شناخت قوانین راه شناخت، تغییر یا کنترل نحوه‌ی کارکرد است.

درباره‌ی آن بحث تکنولوژی، من یک نظری درباره‌ی این موضوع دارم اما نمی‌توانم حواسم را به اندازه‌ای جمع بکنم که آنرا روی مانیتور بیاورم. به خصوص که افکارم هم منسجم درگیر موضوعات متفاوتی‌ست.
قبل از رفتن اما حتما تلاشی در این رابطه خواهم کرد.

Alice

سلام امیر جان. توی تاپیک "تاملاتی درباره هنر والا" نقاشی هایی که میذارین آخر پستتون مجددا به صورت فایل پیوست ظاهر میشه که به نظرم نمای تاپیکتون رو خراب کردن. به نظرم آخرش فایلای پیوست رو نذارین نقاشی و مطالبتون قشنتگ تر و دلچسب تر میشه.

سلام، کوچولوی سربه‌هوا!
من نمی‌دانم چرا اینطور می‌شود. یکبار آنها را دستی حذف کردم که عکسهای داخل پست هم حذف شد.

میلاد یک چاره‌ای بیاندیشد!

+ Nice avatar 😏

Alice #۱۰۴۳۷

منم احتمال دادم خودتون حواستون نیست اینجوری میشه برای همین گفتم. خب دستی حذفشون کنید جواب نمیده چون عکسا هم باهاش پاک میشه، باید برید از بخش "امکان های فایل های اضافی" توی قسمت "گردانندگی فایل های پیوست" کلیک کنید و اونجا تک تک فایل های پیوستی رو از قسمت "پرونده های پیوست" دستی پاک کنید. اینجوری خود عکسا میمونه ولی فایلای پیوست پاک میشه؛ (اگر دیدید عکسا هم پاک شد دوباره عکسا رو قرار بدید ولی اون عکسو نه حذف کنید نه دست بزنید چون اینجوری دوباره پیوست میشه)

--------------

دوستان کسی میتونه برای تقویت "اراده" راهکارهای مفید و علمی به من بده؟؟؟ من از بچگی چه تو درس خوندن و چه تو بیشتر کارایی که حتی علاقم بهشون داشتم اراده نسبتا ضعیفی داشتم و همیشه تو زندگیم از این مشکل رنج میبردم...

سارا #۱۰۴۳۸
Ouroboros

فقظ بخوانند؟ چه افتاده‌گی‌ای، اینک خشوع! 😂
فقط بخوان دیگر داریوش، تو آیا خود را هم‌قد و قواره‌ی استاد کدکنی می‌دانی که در محضر طالبه‌ی آقا چنین هتاکی می‌کنی؟

پ.ن:

من شخصیتتان را نمی‌دانم اما راستش اکنون کمی که دقت کردم مشکوک شدم که به راستی زن باشید!
هیچ زنی را تا به حال ندیده‌ام که از نادیده گرفتن شدن و هزل افکارش چنین به خروش بیاید و احساس بی‌عدالتی بکند، البته این احتمال هم هست که حواسم آنقدر به جای دیگرشان بوده که درنیافته‌ام. 😭
یکی شدن با افکار چنان که کوچکترین تلنگری به آنها چنین جان و روان را به خروش بیاندازد مرض مردان است، یا آنکه شما خودتان را خیلی زیادی جدی گرفته‌اید.
به هر حال، ما همچنان دست از اذیت و آزار شما بر نخواهیم داشت زیرا واکنشهای غیرمتعادل و بامزه‌ای نشان می‌دهید که ما را مشعوف می‌کند، هرچه باشد اصلا دلیل ما از ثبت‌نام در اینجا برآوردن تمایلات سادیسیتی روحمان بوده.

واقعا ترک سیرک(فروم)بدون دیدن هنرمایی دلقک اعظم اصلا کار عاقلانه ای نیست!!! خوب شد آمدید وصف هنرنمایی ها یتان را از دیگر تماشاگران این سیرک بسیار شنیده بودم:)))

هنوز نیامده کلی سبب نشاط و شادیم ام شده اید بسیار سپاسگزارم و نمی دانم چطور می توانم این محبتتان را جبران کنم

. @Shlomo Shumbulowitz
هم قبلا خوب مچتان را گرفته بودند و دریافته بودند اینجا سیرکی بر پاست ولی یک سیرک سوت و کور!

اینکه سادیستی هستید را خودم هم قبلا فهمیده بودم و به این دوست خردمند و عقل کلتان ارباب هم قبلا گفته بودم که طبق معمول انکار کرد.

فعلا که خودِ جنابعالی مشغول مونولوگ گویی هستید و هیچ کسی هم جرات ندارد در آن جستاری که باز کرده اید پستی بگذارد و نظری دهد آقای خودشیفته:))))) واقعا خنده ام می گیرد طرف نمی داند چطور باید قلمو را دست بگیرد بعد می آید از امپرسیونیسم می گوید :))) حضرت والا ( !) ازبزرگترین مشخصه های تکنیکی نقاشی های سبک امپرسیونیسمی چیست؟؟ برای خودتان یک جستار باز کرده اید و همینطور کلی و general دارید مطلب می گویید !!!!! بی آنکه وارد جزییاتی بشوید. حداقل وقتی کپی پیست می کنید جزییات مطلب را هم یادتان نرود که کپی اش کنید و بعد در این فرومتان پیستش کنید:)))

پ.ن اگر می خواهید واقعا بدانید که هستم حاضرم باشما چت کنم و آنهم در همین زمینه ی فلسفه هنر!! هرچند می دانم که این پیشنهاد را رد می کنید چرا ؟ چون کسی که کارش کپی پیست کردن مطالب باشد نمی تواند بطور زنده و آنلاین در مورد موضوعی صحبت کند.

ولی دوست داشتم قبول می کردید چون با یک تیر دو نشان را می زدید هم می فهمیدید من کی هستم (دختر یا پسر) و هم می فهمیدید من کی هستم (از لحاظ دانش

).

Soheil #۱۰۴۳۹
sonixax

خوب میشید 🌹

ایشالا با دعای خیر شما....

Soheil #۱۰۴۴۰
سارا

اینجا چه خبره ؟!!!!:cerealguyspitting:
"مرگ بر اسراییل " اونم تو این فروم!!!
نکنه واسه دلجویی از منه ؟!!:pftch:

ینی عجیبه چن نفر دیگه هم طرفدار فلسطین باشند و اسرائیل را محکوم کنند؟
میشه در برابر طیف طرفداران صهیونیست ها با هم دوست و متحد باشیم؟

Ouroboros #۱۰۴۴۱
Alice

منم احتمال دادم خودتون حواستون نیست اینجوری میشه برای همین گفتم. خب دستی حذفشون کنید جواب نمیده چون عکسا هم باهاش پاک میشه، باید برید از بخش "امکان های فایل های اضافی" توی قسمت "گردانندگی فایل های پیوست" کلیک کنید و اونجا تک تک فایل های پیوستی رو از قسمت "پرونده های پیوست" دستی پاک کنید. اینجوری خود عکسا میمونه ولی فایلای پیوست پاک میشه؛ (اگر دیدید عکسا هم پاک شد دوباره عکسا رو قرار بدید ولی اون عکسو نه حذف کنید نه دست بزنید چون اینجوری دوباره پیوست میشه)

همین کار را کردم و باز عکسهای خود پست هم پاک شد. کلا زیاد وسواس نشان ندهید که تلاش بیشتر به زحمتش نمی‌اززد.

سارا

هنوز نیامده کلی سبب نشاط و شادیم ام شده اید بسیار سپاسگزارم و نمی دانم چطور می توانم این محبتتان را جبران کنم .

این هم لابد نوع «عرفانی» شادی‌ و نشاط است، که به شکل دندان‌‌قروچه‌ی عصبی و مو از سر بر کندن متجلی می‌شود!

😄

سارا

اینکه سادیستی هستید را خودم هم قبلا فهمیده بودم و به این دوست خردمند و عقل کلتان ارباب هم قبلا گفته بودم که طبق معمول انکار کرد.

وقتی شما آرزومند تازیانه خوردن از دستان من هستید و اینطور ملتمسانه داوطلب می‌شوید، منهم دست رد به سینه‌ی شما نمی‌زنم. 😉
بعدش ولی اینطور جیغ و فریاد نکنید که مرا به تازیانه زدند.

سارا

فعلا که خودِ جنابعالی مشغول مونولوگ گویی هستید و هیچ کسی هم جرات ندارد در آن جستاری که باز کرده اید پستی بگذارد و نظری دهد آقای خودشیفته:))))) واقعا خنده ام می گیرد طرف نمی داند چطور باید قلمو را دست بگیرد بعد می آید از امپرسیونیسم می گوید :))) حضرت والا ( !) ازبزرگترین مشخصه های تکنیکی نقاشی های سبک امپرسیونیسمی چیست؟؟ برای خودتان یک جستار باز کرده اید و همینطور کلی و general دارید مطلب می گویید !!!!! بی آنکه وارد جزییاتی بشوید. حداقل وقتی کپی پیست می کنید جزییات مطلب را هم یادتان نرود که کپی اش کنید و بعد در این فرومتان پیستش کنید:)))

دوستان حق داشته‌اند شما را با فلانی اشتباه بگیرند، حداقل در این خشم ِ فروخورده‌ی برآمده از سرکوب بلندمدت میل جنسی که بسیار به هم شبیه هستید!

😬

سارا

پ.ن اگر می خواهید واقعا بدانید که هستم حاضرم باشما چت کنم و آنهم در همین زمینه ی فلسفه هنر!! هرچند می دانم که این پیشنهاد را رد می کنید چرا ؟ چون کسی که کارش کپی پیست کردن مطالب باشد نمی تواند بطور زنده و آنلاین در مورد موضوعی صحبت کند.

Nice try
به این بهانه می‌خواهید از من شماره‌ای بگیرید و بلاسید؟ اول چند عکس نیم‌عریان از زوایای خوب بفرستید، اگر پسندیدم می‌روید ته صف عشاق دل خسته‌ی دل شکسته‌ی من می‌نشینید تا ببینم چه می‌شود. 😏

سارا

ولی دوست داشتم قبول می کردید چون با یک تیر دو نشان را می زدید هم می فهمیدید من کی هستم (دختر یا پسر) و هم می فهمیدید من کی هستم (از لحاظ دانش ).

نه به آن یکی اهمیتی می‌دهم نه به این یکی!

😃

Ouroboros #۱۰۴۴۲

دوستان کسی از آنارشی خبر ندارد؟

Soheil

ایشالا با دعای خیر شما....

سلام، شما خوب هستید سهیل جان؟ چرا غمگین هستید؟
Where no man has gone before

> Do I even want to know where that is؟

☺️😝

Soheil #۱۰۴۴۳
Ouroboros

دوستان کسی از آنارشی خبر ندارد؟

سلام، شما خوب هستید سهیل جان؟ چرا غمگین هستید؟
Where no man has gone before

> Do I even want to know where that is؟ ☺️😝

سلام
ممنون که حالمو پرسیدی.
شرایط سخت ِ بعد از سربازی رو تجربه میکنم. ایجاد محدودیت از طرف اطرافیان و عدم استقلال اقتصادی و خیلی چیزای دیگه.
البته امیدوارم به زودی شرایط بهتر شه.

Ouroboros #۱۰۴۴۴
Soheil

سلام
ممنون که حالمو پرسیدی.
شرایط سخت ِ بعد از سربازی رو تجربه میکنم. ایجاد محدودیت از طرف اطرافیان و عدم استقلال اقتصادی و خیلی چیزای دیگه.
البته امیدوارم به زودی شرایط بهتر شه.

ببینم شما قصد مهاجرت مگر نداشتید؟ الان به گمان زمان خوبی برای غیرقانونی رفتن باشد، بین سوری‌ها و عراقی‌ها خودتان را گم بکنید.
اگر قانونی می‌خواهید بروید ولی کار سخت شده. به نظر من شما بتوانید به غرب برسید زندگی‌تان خیلی راحت‌تر می‌شود.

yasy #۱۰۴۴۵
Dariush

درود یاسی جان🌹.

تجربه‌ی من که اغلب موفق بوده، این است که
به اضطراب اجازه می‌دهم هر اندازه میخواهد پیشزفت
کند، یعنی به بدترین اتفاق ممکن با بیشترین جزئیات
ممکن فکر میکنم. استرس یه قالب ذهنی از پیشامدها
میسازد، بنابراین فریب او ممکن است؛ راهکار دم دستی
به گمان من همین است که او را رها کرده تا هر اندازه
که می‌خواهد رشد کند، در عین حال به زندگی روزمره
خود بپردازید.

مهم است که فرق استرس و اضطراب با نگرانی‌های
طبیعی دانسته شود، اولی تقریبا همیشه در صورت
تداوم نوعی بیماری خوانده می‌شود و در صورت عدم
تداوم نیز نوعی مصمومیت ذهنی از افکار آلوده به
منفی‌‌نگری. در صورت تداوم من اکیدا پیشنهاد میکنم
به روانشناس یا مشاور مراجعه کنید.

ممنون داریوش جان

مشکل اینجاست که طبق عادت همیشگی در مواجهه با ترس های کودکیم که برای از بین رفتنشون انقدر تو محیط ترس آور میموندم تا عادی شه برام سعی کردم در مواجهه با این اضطراب های افراطی همین کار و کنم که متاسفانه این بار واکنش فیزیکی (ضربان قلب و فشار خون و درد شدید قفسه سینه وسرگیجه و ...)همراهش مشه و متاسفانه نمیشه در عین حال به زندگی روزمره پرداخت..و تا سر منشا اون اضطراب حل نشه زندگی روزمره کاملا مختل میشه..
ورزش پیشنهاد خوبی بود امیدوارم درمانش تا همین حد جواب بده😏

Soheil #۱۰۴۴۶
Ouroboros

ببینم شما قصد مهاجرت مگر نداشتید؟ الان به گمان زمان خوبی برای غیرقانونی رفتن باشد، بین سوری‌ها و عراقی‌ها خودتان را گم بکنید.
اگر قانونی می‌خواهید بروید ولی کار سخت شده. به نظر من شما بتوانید به غرب برسید زندگی‌تان خیلی راحت‌تر می‌شود.

چرا. دارم بررسی میکنم. یکی از دوستام غیرقانونی رفته و به منم پیشنهاد کرده که برم. ولی این تصمیم بزرگیه و معنی بالقوه اش ترک خانواده برای همیشه اس.

Ouroboros #۱۰۴۴۸
Soheil

چرا. دارم بررسی میکنم. یکی از دوستام غیرقانونی رفته و به منم پیشنهاد کرده که برم. ولی این تصمیم بزرگیه و معنی بالقوه اش ترک خانواده برای همیشه اس.

امیدوارم موفق باشید دوست عزیز. 🌺

Dariush

@Ouroboros
مهرنامه مجله‌ای دست راستی محسوب می‌شود.

حقیقتا؟ به کدامیک از آقایان وصل است؟

😝
به نظر من هیچ چیز در سمت چپ پاپ پیوس هفتم «راست» نیست.

Soheil #۱۰۴۵۰
Dariush

@@Ouroboros
مهرنامه مجله‌ای دست راستی محسوب می‌شود.

سلام عزیز 🌺
یه مدته حال و وضعتو نپرسیدم. خوبی؟ خوش مِگذ ِر ِه؟