پاتوق شب نشینی

برگ ۱۵۱ از ۲۲۶

undead_knight #۷۵۰۱
Alice

آره احتمالا اینطوری بوده، چون الان که مهمون داشتیم و یه کمی خندیدم و مشغول شدم اثرش کمتر شد.
چند هفته؟؟؟ تعریف کن ببینیم چی بوده؟
منم چند بار خواب خیلی ترسناک دیدم، یه بار حتی توی خواب بلند جیغ کشیدم و مامانم منو صدا زد... تا یه ساعت از ترس میلرزیدم..

بعدا هم در مدت کمتر از یک سال یه بلای خیلی خفن سرم اومد که حس میکردن به اون کابوس ربط داره! واقعا خوبه من به دژاوو باور ندارم:))
شاید حس بد و وحشتش به خاطر همین بود که بعد خواب نمیتونستم تحلیلش کنم چون جز حسش هیچی رو یادم نمیومد!وحشت قدیمی ژنتیکی،ترس از ناشناخته ها! :))

الان که به ندرت خواب میبینم و چند سالی هم هست که "کابوس" نداشتم،حیف دیگه wet dream هم نمیبینم 😌

Dariush #۷۵۰۲
kourosh_bikhoda

اگه تره شبیه نوبوهه حتمن مره منه ده!

اَ دیوانه کوره اسا چی خایی بوکنی برا؟ ان ایتا پیلدانه دیوانیه!
مرا فانه، دَکَه کُن بیشه

...

kourosh_bikhoda #۷۵۰۳
Alice

به هر حال فعلا از شاهین نجفی کلن همین دوتا آهنگ رو بیشتر نشنیدم، پس نمی‌تونم در موردش نظری بدم! :)

یعنی قطعه «پریود» شاهینو نشنیدی؟ :))
همین الان داره منوتو نشون میده.

Alice #۷۵۰۵
Dariush

اَ دیوانه کوره اسا چی خایی بوکنی برا؟ ان ایتا پیلدانه دیوانیه!
مرا فانه، دَکَه کُن بیشه ...

اصن می عشق هیتانه شبیه نیه، تونم ده می دوست نی‌یی. مرا اذیت کنی، نخواهم...

Dariush #۷۵۰۶
Alice

اصن می عشق هیتانه شبیه نیه، تونم ده می دوست نی‌یی. مرا اذیت کنی، نخواهم...

قبلا بودم؟
آری؛ مشخص است که دختری چون تو عشق‌اش ازلی . ابدی‌ست! اینها هم اسم‌اش اذیت نیست، کرم است

:))

Alice #۷۵۰۷
Dariush

قبلا بودم؟
آری؛ مشخص است که دختری چون تو عشق‌اش ازلی . ابدی‌ست! اینها هم اسم‌اش اذیت نیست، کرم است :))

آره واسه اون پسره عشقم ازلی و ابدیه! 🙁
ولی کو؟ کجاست؟ فقط یه شب تونستم بغلش کنم، واسه همیشه رفت... دلتنگیش رو برام گذاشت... حالا مثه معتادی که برای مواد آروم و قرار نداره خمارشم..

کسی توی این انجمن کت مشکی چرم میپوشه؟؟؟

🙁

Dariush #۷۵۰۸
Alice

آره واسه اون پسره عشقم ازلی و ابدیه! 🙁
ولی کو؟ کجاست؟ فقط یه شب تونستم بغلش کنم، واسه همیشه رفت... دلتنگیش رو برام گذاشت... حالا مثه معتادی که برای مواد آروم و قرار نداره خمارشم..

دوستان نگران نباشید، این پرنس‌بانوی ما تا فردا حتما حالش خوب می‌شود، اگر نشد به او اجازه خواهم به مدت 15 ثانیه، به شکلی که رویش آنوری کند تا صورت‌اش را نبینم، مرا بغل کند تا اندکی جنونِ نوجوانی‌اش آرام بگیرد ... البته فکر کنم الان دیگر به این کار هم نیازی نیست، چون تصورش نیز حالش را خوب کرده الان :))

Alice

کسی توی این انجمن کت مشکی چرم میپوشه؟؟؟ 🙁

همین 10 ثانیه پیش انداختمش دور و دیگر هرگز کتِ سیاه هم نخواهم پوشید:))

Alice #۷۵۰۹

ای کاش امشب پیشم بود.. تا صبح پیشم بود، اینجا، توی اتاقم، درو قفل می‌کردیم، تا صبح با هم بودیم... حداقل امیدوارم فردا صبح فکرش از سرم بپره!

🙁

Dariush #۷۵۱۰
Alice

ای کاش امشب پیشم بود.. تا صبح پیشم بود، اینجا، توی اتاقم، درو قفل می‌کردیم، تا صبح با هم بودیم... حداقل امیدوارم فردا صبح فکرش از سرم بپره! 🙁

الان مثلا می‌خواستی نشان دهی که حالت خوب نشده ؟! خب حالا، ما باورمان شد...

Alice #۷۵۱۱
Dariush

الان مثلا می‌خواستی نشان دهی که حالت خوب نشده ؟! خب حالا، ما باورمان شد...

الان دارم با یکی حرف می زنم که بدجوری فتیش پا داره...! خیلی خنده داره، هر چی میگم وصلش می کنه به پا...! :)
عجب موجوداتی هستند این پسرها...

Theodor Herzl #۷۵۱۳
یه نفر

برای حوری جانم!

این قیافه از نظر شما حوری است؟ دماغ عمل کرده لب‌های پروتزی که آمپول معلوم نیست چند بار زدند بهش که باد کرده! اگر سال‌ها گرفتار دست راست و چپ خود نیز باشیم نیز سمت همچین موجودی نمیرویم!

Alice #۷۵۱۵
kourosh_bikhoda

حالا شما چرا جای ایشون پاسخ میدی؟

شما خیلی هیز به نظر می‌رسید،

اما جهت یادآوری بگویم که مهسا هم مثل من پسرکش است:

Anarchy #۷۵۱۶
Alice

الان دارم با یکی حرف می زنم که بدجوری فتیش پا داره...! خیلی خنده داره، هر چی میگم وصلش می کنه به پا...! :)
عجب موجوداتی هستند این پسرها...

حالا یعنی بدت اومده از حرفاش 😝 ؟!

Alice #۷۵۱۷
Anarchy

حالا یعنی بدت اومده از حرفاش ؟!

نمی دونم، من نظر خاصی ندارم! آخه من فکر می کردم به هرکسی بگم پامو ببوس یه نوع تحقیره، ولی این دوستمون می گفت نه این والاترین جلوه‌ی ابراز مهر و عشق و محبته!

البته الان که فکر می کنم می بینم بد نیست و خیلی هم تحریک آمیزه!

:)

Anarchy #۷۵۱۸
Alice

البته الان که فکر می کنم می بینم بد نیست و خیلی هم تحریک آمیزه! :)

خوبه باز حالا صادقانه اعتراف کردی 😉 !! اکثر دخترا که رل قربانی پسرای هیزو بازی میکنن...

Alice #۷۵۱۹
Anarchy

خوبه باز حالا صادقانه اعتراف کردی !! اکثر دخترا که رل قربانی پسرای هیزو بازی میکنن...

راستی دیشب خوابیدم صبح پا شدم دیگه فکر اون پسره از سرم پریده بودآ.. می دونی خواب چی دیدم؟ 😄 خواب دیدم توی قطب جنوب روی یه صخره یخی بزرگ نشستم و دارن روی سرم تاج پادشاهی می ذارن، یه عده بودن که من رو ملکه ی خودشون می دونستن... یکی از شخصیت‌های سریال اسپارتاکوس به اسم مارکوس، اونم باهام بود، انگار همسر اون بودم و ملکه شده بودم! :)
تو رو اسپاگتی ببین عجب ذهن ناخودآگاه خنده داری دارم! 😄 ای خدا...

undead_knight #۷۵۲۰

آلیس ذهن خود تو بسیار منحرف تر از اون پسره هست،بسکه خواب های اروتیک میبینی:))

Alice #۷۵۲۱

بابا خواب دیدم ملکه شدم و همسر یه پادشاه بزرگ! این کجاش اروتیکه؟
تازه اون شبی هم با پسره اروتیک نبود، فقط چند باری از فرط هیجان بغلش میکردم! آخ ولی چه حالی می‌داد بغلش می‌کردم، دوست داشتم هی بغلش کنم ولی خجالت می‌کشیدم! :)

Alice #۷۵۲۲

فیسبوکم برای همیشه دی‌اکتیو شد! :)
احساس کردم این اواخر خیلی شلوغ شده و به خیلی‌ها رو داده بودم. به هر حال دی‌اکتیو که باشه خیال آدم راحته و دیگه درگیری ذهنی وجود نداره.
آخیش.. احساس راحتی می‌کنم! :)

kourosh_bikhoda #۷۵۲۳
Alice

شما خیلی هیز به نظر می‌رسید

وظیفست جوجو جان وظیفه

😬

Alice

اما جهت یادآوری بگویم که مهسا هم مثل من پسرکش است

مهسا رو میدونم که نیست.

تو رو نمیدونم 👍

Alice #۷۵۲۴
kourosh_bikhoda

وظیفست جوجو جان وظیفه

چه وظیفه ای؟ خب من از دو دسته پسرها اصلا خوشم نمیاد. یکی کسی که هیز باشه و به "تمام" دخترها نظر داشته باشه. یکی هم کسایی که توی خیابون دخترها رو اذیت می کنن. مثلا تا پاچه ی پای یه دختر توی خیابون یه کمی بالا باشه واسش دندون تیز می کنن! البته امیدوارم شما جزو هیچ کدوم از این دو دسته نباشین.

kourosh_bikhoda #۷۵۲۵
Alice

یکی کسی که هیز باشه و به "تمام" دخترها نظر داشته باشه

هیز با نظر داشتن فرق میکنه. تا اونجا که من میدونم نگاه کردن به دخترها اسمش میشه هیزی. بنابر این بله من هیزم. هیزوم

😬

Alice #۷۵۲۶
kourosh_bikhoda

هیز با نظر داشتن فرق میکنه. تا اونجا که من میدونم نگاه کردن به دخترها اسمش میشه هیزی. بنابر این بله من هیزم. هیزوم

منظورم از هیز کسی بود که به دخترها نگاه بد کنه، نگاه شهوتی. البته این نگاه برای معشوقه یا همسر آدم خیلی هم خوبه، من از پسرهایی بدم میاد که "تمام" دخترها رو با این دید می بینن.

یه نفر #۷۵۲۷
Theodor Herzl

این قیافه از نظر شما حوری است؟ دماغ عمل کرده لب‌های پروتزی که آمپول معلوم نیست چند بار زدند بهش که باد کرده! اگر سال‌ها گرفتار دست راست و چپ خود نیز باشیم نیز سمت همچین موجودی نمیرویم!

به قول شیختان :

Ouroboros

او ممکن است دیپلم هم نداشته باشد، اسم خودش را هم شاید نتواند بنویسد، شاید هر آنچه از دهان او بیرون می‌آید دری وری باشد، شاید بویی از آدمیت نبرده باشد، شاید هر شب ده بچه گربه‌ی مظلوم را خفه می‌کند و شاید به راستی جانوری خبیث و رذل باشد. با اینهمه، من حاضرم تا چهل کیلومتر روی شیشه‌خرده‌های تیز سینه‌خیز بروم، سپس با تنی زخمی به دریاچه‌ای انباشته از نمک و ماهی‌های گوشت خوار وارد بشوم، و در آخر هزار ضربه تازیانه بخورم، مشروط بر آنکه در مقصد به عنوان جایزه، تنها سی ثانیه شورت او را به من بدهند تا آنرا اندکی بو بکشم!

همین دماغ عملی و آمپولی دستانت رو فلج میکنه بنده خدا.. ثانیه ای گرفتار دست چپ و راستت نخواهی شد!!

Aria Farbud #۷۵۲۹

دفترچه چه آروم شده مزدک هم سری نمی زنه کمی گرم شم

Aria Farbud #۷۵۳۱

به به "یه نفر" آشنا
Ye Nafar, really where is your mind?

Alice #۷۵۳۲
Aria Farbud

دفترچه چه آروم شده مزدک هم سری نمی زنه کمی گرم شم

آریا جان نبودی... دلمون برات تنگ شده بود! :)
مزدک که پیش من دیگه اون اعتبار قبلی رو نداره...

Anarchy #۷۵۳۳
Aria Farbud

دفترچه چه آروم شده مزدک هم سری نمی زنه کمی گرم شم

همه دوستان یه دفعه با هم تصمیم گرفتن برن مرخصی 😢 !! چه آرزوها که برای دفترچه نداشتیم تو این 4 سال

...

Alice #۷۵۳۴
Anarchy

همه دوستان یه دفعه با هم تصمیم گرفتن برن مرخصی !! چه آرزوها که برای دفترچه نداشتیم تو این 4 سال ...

بابا من که چند روزه بیکارم حوصله هیچی هم ندارم، اما انجمنمون رو گرم کردم دیگه! :)

Aria Farbud #۷۵۳۵

مهر داری آلیس جان، مزدک برای من دوست داشتنیه، همین جور هم شما با فرتورهای قشنگت

Aria Farbud #۷۵۳۶

@Anarchyآنارشی جان برخی جستارها رو دوست دارم دنبال کنم ولی زمان کمی دارم تازه یه ساعتی می شه رسیدم خونه هنوز سر و سدای مترو تو گوشمه

Alice #۷۵۳۷
Aria Farbud

مهر داری آلیس جان، مزدک برای من دوست داشتنیه، همین جور هم شما با فرتورهای قشنگت

اتفاقا آواتار شما هم حس خوبی رو به من میده، من عاشق بارونم...! :)
خب چند وقت پیش اینجا یه دعوای اساسی شد که متاسفانه ریشه‌ی اون من بودم... یه کمی کدورت جا گذاشت! من از مزدک معذرت خواهی کردم ولی اون اصلا توجه نکرد و بازم من رو متهم کرد و باهام لج شد.. منم دیگه اونطوری که سابق دوسش داشتم ازش خوشم نمیاد... همون دعوا چند نفر رو از مدیریت عزل کرد، متاسفانه یه کمی هم کدورت به جا گذاشت...

Alice #۷۵۳۸

من عاشق اون پسره شدم! :'(
واقعا یه دونه خواب چه تاثیری که نمیذاره...
ای کاش الان توی ماشین من دست اونو اینطوری گرفته بودم... جان جهان من! 🙁

Aria Farbud #۷۵۳۹

@Alice من آگاهی نداشتم ولی امیدوارم همه چی بیاد رو روال، چون کمتر کسی همچون مزدک پیدا می شه، منم بارونُ دوست دارم با بوی نمِش، ولی عاشق طراحی ام تو مترو سرم تو کاغذمه تا برسم خونه!

Alice #۷۵۴۰
Aria Farbud

@Alice من آگاهی نداشتم ولی امیدوارم همه چی بیاد رو روال، چون کمتر کسی همچون مزدک پیدا می شه، منم بارونُ دوست دارم با بوی نمِش، ولی عاشق طراحی ام تو مترو سرم تو کاغذمه تا برسم خونه!

آره، منم قبول دارم از نظر علمی کمتر کسی به گرد پای مزدک میرسه...
م م م م م! بوی نم بارون... من رو مست میکنه! :) اتفاقا توی اون خوابم همش بارون میبارید!
تو کت چرم مشکی نمیپوشی؟ 🙁

Persepolis #۷۵۴۱

میگم عجب آدمای منشوری میان عضو میشن اینجا ! بدبخت از دل Theodor Herzl.. حذف کنید این ارازل و اوباش اینترنت ندیده رو😵

Aria Farbud #۷۵۴۲

@Alice کت می پوشم ولی نه چرم مشکی، چطور مگه؟
بگمونم کتاب تعبیر خواب فروید بکارت بیاد

Aria Farbud #۷۵۴۳

@Alice راستش دیرگاهیه کمتر خواب می بینم یعنی بیداریمم برام یه جور خوابه تو سرکار تو انقلاب پیش کتاب ها تو مترو تو... انگار یکی همه چی رو جوری چیده تا باهام شوخی کنه...

kourosh_bikhoda #۷۵۴۴
Alice

تا حالا شده انقدر تحت تاثیر یه خوابی قرار بگیری؟

ای بابا ...
ماجراهای آلیس.

من یه درمون برات دارم ردخور نداره. یک عدد قرص جوشان ویتامین C رو حل کن در یک لیوان دوغِ عالیس و سربکش، درجا خوب میشی.

Aria Farbud #۷۵۴۵

@Alice دم نوروزِ دیگه! آره خوب شده دیگه تو راهبندون مردم گیر نمی کنی تا چراغ سبز شه!
چی کار ؟

kourosh_bikhoda #۷۵۴۶
Aria Farbud

دفترچه چه آروم شده مزدک هم سری نمی زنه کمی گرم شم

مزدک به فرنودِ ته کشیدن سخنان پامنبری پیرامون جستار کمونیسم، اندکی را به آسودن و بازیابی نیرو میپردازند.
بی گمان به زودی با چنته ای پر از یاوه های پدافند کننده از کمونیسم برخواهند گشت.

😝

Anarchy #۷۵۴۷
Alice

ای کاش حداقل می تونستم یه کاری کنم که دوباره برگرده به خوابم... اون موقع تا دلم می خواست بغلش می کردم...

منو یاد نوجوونی هام میندازی که عاشق دختر تو فیلم میشدم 😬 !!

Anarchy #۷۵۴۸
kourosh_bikhoda

مزدک به فرنودِ ته کشیدن سخنان پامنبری پیرامون جستار کمونیسم، اندکی را به آسودن و بازیابی نیرو میپردازند.
بی گمان به زودی با چنته ای پر از یاوه های پدافند کننده از کمونیسم برخواهند گشت.
😝

مزدک کارش درسته 😊 !!

kourosh_bikhoda #۷۵۴۹
Alice

من باید بالاخره پیداش کنم... ولی حیف که همش یه رویا بود و هیچوقت نیست...! :'(

فعلن نقدِ پالیس رو بچسب که نسیه ی رویاگونه آبست. به قول معروف: سیلی نقد، به از حلوای نسیه 😂

Theodor Herzl #۷۵۵۰

دوستان من دیروز نشه بودم با چند نفر از دوستان در یک مهمونی‌ تو ماشین نشسته بودیم علف می‌کشیدیم ، این رفیقم گفت بذار یک چیزی بذارم حال کنی‌ ، یک دفعه نوار نوحه گذاشت! توی حالت نئشگی انقدر حال داد😄 ، من هم فکر می‌کنم این نوحه خون‌ها نشعه میکنند میان با این حرارت نوحه می‌خونند و توی یک حالت trance میروند!