من برای خودم میتوانم بگویم که در کُنش هیچ چیز از سامانهیِ[1] آموزش و پرورش ایران نیاموختهام, هتا خواندن و نوشتن را هم پیش از رفتن به دبستان از پدرم یادگرفته بودم, تازه تا جاییکه توانسته ام از زیر رفتن به آنها هم دررفتهام و گمان نمیکنم هیچ بچهای در سرتاسر تاریخ به اندازهیِ من "بیمار" شده باشد یا کلاس پیچانده باشد! ((:
پدر شما میتواند تا یک حدی به شما بیاموزاند (تا حد دانش خودش) نه بیشتر . من هم قبل از مدرسه هم میخواندم هم مینوشتم و در کلاس اول دبستان تنها شاگردی بودم که خطر تحریری میتوانست بخواند ! امروزه هم تقریبن تمام بچه سواد خواندن نوشتن نه تنها فارسی بلکه لاتین را قبل از مدرسه دارند و برای همینه که اگر به کتابهای اول دبستان نگاهی بیندازید دیگر بهشان از اینها نمیدهند که سه صفحه پُر کنند :
آموزش و پروزش بایسته و لازم است و هر کودکی باید به مدرسه برود تا نتها چیزی یاد بگیرد بلکه آن را به صورت آکادمیک و علمی یاد بگیرد . و گرنه همان انتقال دانش سینه به سینه نسل به نسل قدیم چش بود که برش داشتیم دانشگاه و مدرسته درست کردیم ؟ زندگی هیچ کودکی هم با تحصیل تلف نشده و نمیشود و نخواهد شد . بلکه با عکس به عدم تحصیل آن هم توسط اساتید و معلمین تعلیم دیده زندگیش به گا میرود ! البته شاید یکی از صد میلیون بشه رئیس جمهور که بعدش توی 8 سال برینه به کشور . ولی 99 میلیون و 999 هزار و 999 تای بقیه میشوند عَمله .
جستار صندلی داغ جناب مزدک را من بستم ، ایشان یک جستار دارند برای پرسش و پاسخ با ایشان! ، سوالها از جناب مزدک پایانی ندارد و من ترجیح دادم که پرسش و پاسخها در آن جستار ادامه پیدا کند.
درود آلیس جان من آنزمان که این تصمیم را دوستان گرفتند در جریان نبودم، نظر من هم این است که برای پرسشهایِ شخصی صندلی داغ همچنان باز باشد، خود من هم سوالاتم هنوز تمام نشده.
درود آلیس جان من آنزمان که این تصمیم را دوستان گرفتند در جریان نبودم، نظر من هم این است که برای پرسشهایِ شخصی صندلی داغ همچنان باز باشد، خود من هم سوالاتم هنوز تمام نشده.
با اجازه شما من جستار رو باز کردم... پست هایی هم نا مربوط بود به جستار ، میشه جا به جا کرد !!
دوستان کسی اینجا هست؟! من فردا صبح آزمون بسیار مهمی دارم و تمام خواندنیها را هم همین امشب انبار کردهام. وانگهی امروز جایی بودم که بسیار جنبوجوش داشتم و دیشب هم کم خوابیدهام... اکنون هر کوفت و زهرماری هم که میخورم و سر و صورتم را آب میزنم، تا نگاهم به کتاب لعنتی میفتد چشمانم سنگین و سنگینتر میشوند، گویی سالهاست که نخوابیدهام. اگر کسی هست یکی به من کمک کند چگونه تا صبح دوام بیاورم؟!
دوستان کسی اینجا هست؟! من فردا صبح آزمون بسیار مهمی دارم و تمام خواندنیها را هم همین امشب انبار کردهام. وانگهی امروز جایی بودم که بسیار جنبوجوش داشتم و دیشب هم کم خوابیدهام... اکنون هر کوفت و زهرماری هم که میخورم و سر و صورتم را آب میزنم، تا نگاهم به کتاب لعنتی میفتد چشمانم سنگین و سنگینتر میشوند، گویی سالهاست که نخوابیدهام. اگر کسی هست یکی به من کمک کند چگونه تا صبح دوام بیاورم؟!
تنها چاره کار که من میشناسم قهوه است، میتوانی هم یکی دو ساعت بخوابی و ساعت را زنگ بگذاری.و از همه مهمتر از اسپاگتی مدد بجویی
دوستان کسی اینجا هست؟! من فردا صبح آزمون بسیار مهمی دارم و تمام خواندنیها را هم همین امشب انبار کردهام. وانگهی امروز جایی بودم که بسیار جنبوجوش داشتم و دیشب هم کم خوابیدهام... اکنون هر کوفت و زهرماری هم که میخورم و سر و صورتم را آب میزنم، تا نگاهم به کتاب لعنتی میفتد چشمانم سنگین و سنگینتر میشوند، گویی سالهاست که نخوابیدهام. اگر کسی هست یکی به من کمک کند چگونه تا صبح دوام بیاورم؟! 😔
چه تجربه آشنایی! تریاک دم دستت نیست؟ 😳 از چند نفر شنیدم اینطوری شبای امتحان تا صبح بیدار می موندند. اگر نیست، همون قهوه خوبه. می توانی بگی چه آزمونی داری و چه کتابی هست؟
تنها چاره کار که من میشناسم قهوه است، میتوانی هم یکی دو ساعت بخوابی و ساعت را زنگ بگذاری.و از همه مهمتر از اسپاگتی مدد بجویی
منظورم از کوفت و زهرمار همین قهوه بود! شاید باید زیاد بنوشم... ها؟ اتفاقا میخواستم کمی بخوابم و زنگ بگذارم، ولی تجربههای پیشین نشان میدهد «اگر» چشمانم بسته شود تا صبح الالطلوع میخوابم و با زنگ و اینها بیدار شدنی نیستم... یعنی اگر یک لحظه چشمانم را به نیت خواب ببندم و باز کنم صبح شده!
چه تجربه آشنایی! تریاک دم دستت نیست؟ از چند نفر شنیدم اینطوری شبای امتحان تا صبح بیدار می موندند. اگر نیست، همون قهوه خوبه. می توانی بگی چه آزمونی داری و چه کتابی هست؟
درود. نه تریاکی نیستم! البته خیلی دوست دارم باشم، صادق هدایت خیلی از این افیون ماوراءطبیعی تعریف میکرد. قهوه هم کمی خوردم ولی گویا کارساز نیست... الان که اینجا مینویسم هیچ مشکلی ندارم، تا سرم به کتاب میرود از خودم بیخود میشوم! امتحان میانترم دانشگاه است،(با عرض معذرت😓) ولی چون با استاد مربوطه یک داستانی داشتم میخواهم امتحان آن را خوب بدهم.
منظورم از کوفت و زهرمار همین قهوه بود! شاید باید زیاد بنوشم... ها؟ اتفاقا میخواستم کمی بخوابم و زنگ بگذارم، ولی تجربههای پیشین نشان میدهد «اگر» چشمانم بسته شود تا صبح الالطلوع میخوابم و با زنگ و اینها بیدار شدنی نیستم... یعنی اگر یک لحظه چشمانم را به نیت خواب ببندم و باز کنم صبح شده!
درود. نه تریاکی نیستم! البته خیلی دوست دارم باشم، صادق هدایت خیلی از این افیون ماوراءطبیعی تعریف میکرد. قهوه هم کمی خوردم ولی گویا کارساز نیست... الان که اینجا مینویسم هیچ مشکلی ندارم، تا سرم به کتاب میرود از خودم بیخود میشوم! امتحان میانترم دانشگاه است،(با عرض معذرت😓) ولی چون با استاد مربوطه یک داستانی داشتم میخواهم امتحان آن را خوب بدهم.
من در این شرایط به خودم انگیزه میدم. برو جلوی آینه و چند تا جمله باحال به خودت بگو تا تحریک بشی و شروع کنی. بگو من یک روباتم! با اراده محکم تا صبح میشینم و این درس رو میخونم. صاف و چهارشونه پشت میز بشین.نفس عمیق بکش.یه ذره ورزش کن. یه موزیک تحریک کننده بذار مثل راک تا خواب از سرت بپره بعد شروع کن.فقط وقتی شروع می کنی دیگه نذار فکر متوقف شدن هم به ذهنت بیاد.فقط دیگه غرق درس شو. با اراده محکم مثل یک steamroller برو جلو. بهتر هم هست که دیگه تا صبح بیخیال اینترنت بشی و همه تمرکزت روی درس باشه.
درود. نه تریاکی نیستم! البته خیلی دوست دارم باشم، صادق هدایت خیلی از این افیون ماوراءطبیعی تعریف میکرد. قهوه هم کمی خوردم ولی گویا کارساز نیست... الان که اینجا مینویسم هیچ مشکلی ندارم، تا سرم به کتاب میرود از خودم بیخود میشوم! امتحان میانترم دانشگاه است،(با عرض معذرت) ولی چون با استاد مربوطه یک داستانی داشتم میخواهم امتحان آن را خوب بدهم.
نظر من رو میخوای بگیر بخواب ! فوقش میری خراب میکنی دیگه !!! من هیچ وقت وقتی حس کاری نباشه اون کار رو انجام نمیدم مگر اینکه مساله مرگ و زندگی باشه . ولی اگر خیلی مهمه براتون شاید یک دوش آب سرد + قهوه + آدامس تاثیر داشته باشه .
من در این شرایط به خودت انگیزه میدم. برو جلوی آینه و چند تا جمله باحال به خودت بگو تا تحریک بشی و شروع کنی. بگو من یک روباتم! با اراده محکم تا صبح میشینم و این درس رو میخونم. صاف و چهارشونه پشت میز بشین.نفس عمیق بکش.یه ذره ورزش کن. یه موزیک تحریک کننده بذار مثل راک تا خواب از سرت بپره بعد شروع کن. بهتر هم هست که دیگه تا صبح بیخیال اینترنت بشی و همه تمرکزت روی درس باشه.
فکر کنم این از صد فنجان قهوه هم بهتر پاسخ بدهد، انگیزه و امّـید! 😣 «من یک روبات هستم. با ارادهی آهنین و مستحکم!» سپاسگزارم. (اینترنت که نباشم احساس تنهایی و نومیدی میکنم، ولی تمرکزم روی درس خواهد بود)
فکر کنم این از صد فنجان قهوه هم بهتر پاسخ بدهد، انگیزه و امّـید! 😣 «من یک روبات هستم. با ارادهی آهنین و مستحکم!» سپاسگزارم. (اینترنت که نباشم احساس تنهایی و نومیدی میکنم، ولی تمرکزم روی درس خواهد بود) 🌺
آقا دانشجو ها برای این کار معمولا از شیشه استفاده می کنند.این طور که شنیده ام می زنند یک دوروزی بیدار می مانند.اما
شخصا بگویم هیچ گاه با خواندن شب امتحان حال نکرده ام و اکثرا یا پیش از آن خوانده ام و یا رفتم گند زدم.تجربه هم به من نشان داده که درس های درست و حسابی و سخت هیچ رقم با شب امتحان خواندن پاس نمی شوند.
دوستان بابت راهکارهایتان سپاسگزارم. ولی من شب امتحانی نیستم، همینطور این یکی را حوصله نداشتم و شب امتحان انبار کرده بودم! وانگهی عجب حس بدی بود دیشب...
دوستان بابت راهکارهایتان سپاسگزارم. ولی من شب امتحانی نیستم، همینطور این یکی را حوصله نداشتم و شب امتحان انبار کرده بودم! وانگهی عجب حس بدی بود دیشب... 😣
امتحان چطور بود؟ گفته بودی دوست داری شطرنج بازی کنی.اگر میتونی، زود بیا.
آقا دانشجو ها برای این کار معمولا از شیشه استفاده می کنند.این طور که شنیده ام می زنند یک دوروزی بیدار می مانند.
🐴🐍 یعنی باید رید تو این نظام آموزشی کشور؛ که همه چیز به شب امتحان بستگی دارد و شب امتحان هم کلید موفقیت در شیشه و ترامادول و ریتالین هستش!!! یادمه یکی از دوستانم که ملقب به "ممد ترامادول" بود؛ همه ی ترم را به کس کلک بازی می پرداخت و شب امتحانات هم به لطف این قرص، نمره هایش ۱۸ یا ۱۹ می شد و من تپ و تپ همه ی واحدها را می افتادم!😊
بدبختی ما هم همینجاست که این عملی ها مهندس میشن و بعد انتظار کار با درآمد مناسب دارند و از زمین و زمان ایراد می گیرند. هیچ کسی به بی عرضگی و بی سوادی خودش ایرادی نمی گیرد.
امتحان چطور بود؟ گفته بودی دوست داری شطرنج بازی کنی.اگر میتونی، زود بیا.
بدک نبود. یعنی آنطور که میخواستم هم نشد... تازه در پایان هم در حین تقلب استاد من را دید و برگه را تحویل دادم. برای شطرنج چند روز دیگر پیام میدهم، البته بشرط اینکه آنالیز بازی را در سایت نگذارید آبروی ما نرود...!
بدک نبود. یعنی آنطور که میخواستم هم نشد... تازه در پایان هم در حین تقلب استاد من را دید و برگه را تحویل دادم. برای شطرنج چند روز دیگر پیام میدهم، البته بشرط اینکه آنالیز بازی را در سایت نگذارید آبروی ما نرود...!
تو به MEHDI بزرگ میبازی. کسی از تو خرده ای نمی گیرد.
تو به MEHDI بزرگ میبازی. کسی از تو خرده ای نمی گیرد.
بقول یکی از دوستان (@Ouroboros ؟!) در شطرنج سپاهی که روبروی شما صفآرایی میکند نمایندهی کیستی و هویت شخص مقابل است. وقتیکه شما پیروز میشود بنوعی در یک مبارزهی مسالمت آمیز شخصیت، کیستی و وجههی او را درهم میشکنید و ویران میکنید.
بقول یکی از دوستان (@Ouroboros ؟!) در شطرنج سپاهی که روبروی شما صفآرایی میکند نمایندهی کیستی و هویت شخص مقابل است. وقتیکه شما پیروز میشود بنوعی در یک مبارزهی مسالمت آمیز شخصیت، کیستی و وجههی او را درهم میشکنید و ویران میکنید. 😬
همه این ها بستگی به نگرش شما دارد. فیشر قهرمان سابق جهان اینگونه بود ولی مثلا کرامنیک دیگر قهرمان سابق جهان اینگونه فکر نمی کرد. من اگر شما را شکست می دهم دلیلی ندارد به ego شما بر بخورد. البته من خودم فقط وقتی بد ببازم ego ام صدمه می بیند ولی این احساس موقتی است و کینه ای از طرف به دل نمی گیرم.
همه این ها بستگی به نگرش شما دارد. فیشر قهرمان سابق جهان اینگونه بود ولی مثلا کرامنیک دیگر قهرمان سابق جهان اینگونه فکر نمی کرد. من اگر شما را شکست می دهم دلیلی ندارد به ego شما بر بخورد. البته من خودم فقط وقتی بد ببازم ego ام صدمه می بیند ولی این احساس موقتی است و کینه ای از طرف به دل نمی گیرم.
والیبال و برخی بازیها دیگر هم هست که اگر میشد بازی کنیم ایگو و ابرایگوی شما را نابود و منهدم میکردم! :)) چیزی که من میدانم گویا اینجا کسی اهل ورزش نیست.
والیبال و برخی بازیها دیگر هم هست که اگر میشد بازی کنیم ایگو و ابرایگوی شما را نابود و منهدم میکردم! :)) چیزی که من میدانم گویا اینجا کسی اهل ورزش نیست.
دختر والیبال بازی نکن النگوهات میشکنه. من اهل ورزش هستم. پینگ پینگ و شنا رو دوست دارم.بدنسازی هم هفته ای سه جلسه میرم.
دختر والیبال بازی نکن النگوهات میشکنه. من اهل ورزش هستم. پینگ پینگ و شنا رو دوست دارم.بدنسازی هم هفته ای سه جلسه میرم.
پینگ پنگ نه ولی شنا را هم دوست دارم و عاشق شنای پروانه هستم. از بدنسازی هم بدم میاید هیکل مردان را گلدانی و اینها میکند... :)) ولی تا مرز نورمال موردی ندارد. فوتبال را هم دوست داشتم یک زمانی و چند سال باشگاه فوتبال میرفتم. ولی مدتهاست که بازی نکردهام... دیگر اینکه از بازیهای تفریحی وسطی و هفتسنگ و ... را هم دوست دارم!
آندد جان بابت تاخیرم برای قولی که در موردِ ترجمهی مغلطهی توسل به طبیعت داشتم پوزش میخواهم، براستی اصلا زمان برای این چیزها نمییابم. ضمنا جز یکی دو خط اول، بقیه را خودم نوشتم پس هرجا که دیدی نیاز به افزودن توضیحاتی بیشتر یا ایجاد تغییراتی در آن نوشته هست، به دوستانِ مدیر بگو انجامش دهند. از نظر من مشکلی ندارد.
قهوه هم کمی خوردم ولی گویا کارساز نیست... الان که اینجا مینویسم هیچ مشکلی ندارم، تا سرم به کتاب میرود از خودم بیخود میشوم! امتحان میانترم دانشگاه است،(با عرض معذرت) ولی چون با استاد مربوطه یک داستانی داشتم میخواهم امتحان آن را خوب بدهم.
من این مطالب را امروز خواندم. البته امروز که این ها را مینویسم شما امتحان میان ترمتان را داده اید و تمام شده رفته. ولی باز هم مطالعه شان بدرد امتحان پایان ترم و الی آخر میخورد.
این ها تجربیات شخصی من است و همگی امتحانشان را پس داده اند.
من هم مصرف زیاد قهوه یا نسکافه را پیشنهاد میکنم.
دانشگاه معمولا ساعت 8.30 صبح به بعد شروع میشود.
اگر صبح امتحان دارید:
تا 4 صبح درس بخوانید. 4 تا 6 بخوابید.
6 تا 7 صبحانه بخورید و حاضر شوید و به سمت دانشگاه حرکت کنید.
از دانشگاه که به خانه برگشتید, سیر بخوابید👌
من, اینگونه شب های به معنای واقعی کلمه ی "تنفر آمیز" امتحانات دانشگاه را پشت سر میگذاشتم👻
در مورد افیون, یکبار یکی از دوستان بعد از دیدن فیلم "Limitless" جوگیر شد و پیشنهاد کرد که زاناکس و ریتالین بخوریم که من تا مرز خریدشان از داروخانه هم پیش رفتم ولی نخوردم. با خودم گفتم فوق فوقش میوفتم و این واحد رو دوباره بر میدارم. ارزش نداره که ساختار مغز خودتان را برای کسشعری مثل امتحان خراب کنید. شما تا زنده هستید مغزتان را صحیح و سالم لازم دارید. ولی امتحان, خوب یا بد تموم میشه و میره.
اکیدا توصیه میکنم که هرگز سمت افیون نروید حتی اگر بشکل عوام فریب قرص و دارو باشد.
یک نکته ی فوت کوزه گری هم هست که طبق تجربه بدست آوردم. روز امتحان هرگز در ماشین آهنگ گوش ندهید. وگرنه ممکنه مثل من وقتی برگه ی امتحان رو جلوتون میگذارند, مغزتان بجای یادآوری مطالب خوانده شده, آهنگ هایی که در ماشین گوش دادید رو براتون ریپلای کنه! باور کنید عمل به این نکته, خیلی در تمرکز و بیاد آوری مطالب درسیتون هنگام امتحان کارسازه.
وقتی هم که به دانشگاه رسیدید تا قبل از برگزاری امتحان تا جا دارید جزوه تون رو مطالعه کنید. این هم خیلی مفیده.
نکته ی آخری که بسیار ازش سود بردم, استفاده از زیر دستی چوبی صندلی امتحان و همینطور دیوارهای اطراف سالن یا کلاس محل برگزاری امتحان هست که جون میدن برای تقلب نویسی.
تقلب رو روی صندلی یا دیوارها بنویسید و به محض گرفتن برگه ی امتحانی شروع کنید تقلب ها رو به برگه وارد کنید که اگر مراقب شما رو به صندلی دیگری جابجا کرد, تقلب ها به فنا نروند.
اگر مراقب باحالی نصیبتان شد, جزوه تان را زیر صندلی جلویی بگذارید تا در شرایط خاص بتوانید یک نگاهی بهش بیاندازید.
اگر اهل تقلب هستید هیچوقت مثل آماتورها روی برگه ی کاغذ تقلب ننویسید که مراقب ازتون تقلب و آتو بگیره و دردسر بشه!
هیچ وقت برگه جابجا نکنید چون احتمالش زیاده که لو برید.
روی دست و آستینتان و پشت کارت ورود به جلسه تان تقلب ننویسید ریسکش بالاست.
جوری تقلب کنید که کسی نتواند از شما آتو بگیرد و متهمتان کند.
در کل تقلب های کم ریسک و بی دردسری وجود دارند که میشود بدون اینکه گیر افتاد ازشان استفاده کرد و بازدهی معدل کل را بالا برد.
نه!! کاریست بس نا درست... امروز 6 ِ من شد 10 صبح... امتحان هم پَرررررر...😒 چقدر خوندیم و خوندیم...😔 اگه شب بیدار میمونی به نگر من نخوابی بهتره... ریسکش خیلی بالاست... بیدار شدما... گفتم 5 دقیقه دیگه هم چشمو رو هم بزارم...5 دقیقه همان و ... خیلی زد حال هست
اما همه این حرف ها یک عادت بد به نظر من 90% مردم رو نشون میده: عادت به تعویق انداختن کارهای مهم. عادت کردیم همیشه با بحران و کارهای فوریتی دست و پنجه نرم کنیم.
میگویند گشادی مادر همهی دردهاست. بشر هنوز دوایی برای آن پیدا نکرده است!
حدودا ۷ پاراگراف در جستار خردگرای گرامی؛ کدام فیلسوف با این کیبرد تخمی نوشتم ناگهان همه شان پرید 😪😓 تا زمانی که من دوباره حوصله کنم بنویسم اینجا تنها فهرست کسانی که در من تاثیری قابل توجه داشتند را میاورم: افلاطون(و سقراط) امپدکلس دکارت ولتر کانت شوپنهاور نیچه ویتگنشتاین این تنها یک ترتیب تاریخی است. اگر قرار باشد به ترتیب میزان تاثیرگذاری بنویسم: نیچه شوپنهاور کانت ویتگنشتاین افلاطون امپدکلس ولتر دکارت اما....اما این لیست نمیتواند همه ی آنچه که باید را بگوید! مثلا من آیا میتوانم تاثیراتی که اخیرا از هگل گرفته ام را نادیده بگیرم تنها به این سبب که مهملات او مرا بس دلزده کرده؟ تقریبا بدون تاخیر پس از او ویتگنشتاین خوانده ام و بسیار مجذوب و شیفته ی او شده ام؛ یعنی اگر ویتگنشتاین را نمیخواندم احتمالا جایش را در این لیست هگل گرفته بود! همچنین مثلا کسانی چون لاک- استوارت میل-وولف- راسل- لایب نیتز نیز جایگاهی شامخ در نزد من دارند اما به سبب آنکه در فلسفه شان آنچنان که شایسته باشد غور نکرده ام شایسته نمیدانم که بی آگاهی نامشان را در این لیست قرار دهم. (این راسل لامصب هرچه کتابهایش را میخوانی تمام نمیشود من تازه زندگینامه اش را به نصف رسانده ام و حدود ۱۰ کتاب دیگر از او باقیست)
پس از اینها کسانی هستند که نمیتوان براستی گفت که فیلسوفند یا نویسنده: سارتر- کامو- کوندرا- کافکا و دیگران... من از اینها در جوانی بسیار تاثیر گرفته ام چرا که زمانی یک نیهلیست به تمام معنا بودم و همنشینی با من براستی خطرناک بود:))
جای خالی فلسفه سیاسی را چگونه پر میکنید؟ من فلسفه سیاسی را به هیچ رو چیزی جدا از فلسفه نمیدانم و برایش ارزشی والا قایلم چرا که اینجا تقریبا یگانه جاییست که شما برای محتویات نمود بیرونی و قابل مشاهده میابید. اگرچه این شاخه بسیار جوان است اما میتواند اعتبار و اصالتی بیشتر از این روزها داشته باشد. در اینجا من بی هیچ شک و تردیدی بیش از همه کارل مارکس تاثیر گرفته ام و اگرچه شاید جاهایی با او اختلاف نظر داشتم اما هرگز نمیتوانم نبوغ عظیم او را نادیده بگیرم. پوپر و تعدادی از آنارشیستها در جایگاههای بعدی هستند. و اکنون پس از سالها لیبرالیست بودن خود را یک چپ سازش ناپذیر؛ رادیکال و انقلابی میدانم.
در مورد کسانی چون فروید و یونگ چه؟ اینان آیا فیلسوف نیستند؟ از این بزرگان نیز تاثیر گرفته ام. تا همین جا فعلا باشد تا دوباره انگیزه بیابم و تایپ کنم.
به به،داریوش عزیز و دوست داشتنی.مانند همیشه از نوشته هایت لذت بردم.آقا وقت کردی یک سری هم آنطرف بزن.پیج مان دارد خاک می خورد.😔بچه ها دلتنگ کامنت های آتشین ات هستند.👍
به به،داریوش عزیز و دوست داشتنی.مانند همیشه از نوشته هایت لذت بردم.آقا وقت کردی یک سری هم آنطرف بزن.پیج مان دارد خاک می خورد.بچه ها دلتنگ کامنت های آتشین ات هستند.
درود شهریار عزیز. اتفاقا من میخواستم از شما تشکر کنم که پرچم مردسالاری و زنخوارگی را در اهتزاز دارید و به خوبی جای خالی همه ی ما را پر کرده اید. در گفتگوی خصوصی به راسل هم این را گفته بودم. من راستش بسیار زیاد گرفتار هستم شهریار جان اما تا دو سه هفته ی دیگر اندکی وقت آزاد میابم و انشاالاسپاگتی چند پست شایسته برای آن پیج آماده خواهم کرد. اما تا آن موقع خیالم راحت است که شما هستی و ما را سرافراز نگه میداری. راستی این پست آخری که در جستار پورنوگرافی نوشتی براستی ما را جر داد از خنده . دمت گرم برادر...
میلاد شهریار راسل آنارشی و دیگران چه میکنید؟ راه بیاندازید این مسابقه آواتار را دیگر! من چند روز پیش داشتم یکی از جستارهایی مسابقه آواتار دوره های گذشته را میخواندم و حسابی خندیدم و حال کردم.
درود شهریار عزیز. اتفاقا من میخواستم از شما تشکر کنم که پرچم مردسالاری و زنخوارگی را در اهتزاز دارید و به خوبی جای خالی همه ی ما را پر کرده اید. در گفتگوی خصوصی به راسل هم این را گفته بودم. من راستش بسیار زیاد گرفتار هستم شهریار جان اما تا دو سه هفته ی دیگر اندکی وقت آزاد میابم و انشاالاسپاگتی چند پست شایسته برای آن پیج آماده خواهم کرد. اما تا آن موقع خیالم راحت است که شما هستی و ما را سرافراز نگه میداری. راستی این پست آخری که در جستار پورنوگرافی نوشتی براستی ما را جر داد از خنده . دمت گرم برادر...
سپاس داریوش جان،لطف دارید. آن سخن ام هم هم شوخی بود،وگرنه من به خوبی می دانم که هرکدام از دوستان مانند شما،راسل،امیر و مهربد چه مشغله هایی دارند و رهایی از این بند ها چه مایه سخت است.راه گریزی هم نیست. به هرروی غرض ،عرض ارادت بود و بس داریوش جان.همینکه سر حال و قبراق هستی خود مایه امیدواری است.🌹
میلاد شهریار راسل آنارشی و دیگران چه میکنید؟ راه بیاندازید این مسابقه آواتار را دیگر! من چند روز پیش داشتم یکی از جستارهایی مسابقه آواتار دوره های گذشته را میخواندم و حسابی خندیدم و حال کردم.
درود بر داریوش نازنین داریوش جان از نظر من بین آنارشی و شهریار و میلاد یک نفر باید مسئولیت آنرا قبول کند.منکه میگویم شهریار اگر دوست دارد همین الان این دوره را حداقل راه بیاندازد.
۲-حق هر کسی است که در هر سرزمینی که خواست زندگی کند و کسی این حق را ندارد که دور کارشناسان خود دیوار بکشید به این بهانه که برایش هزینه شده تا متخصص شود. شما اگر براستی به سرزمین خود اهمیت میدهید شرایطی را فراهم کنید تا کارشناسان کشورهای دیگر رغبت کنند و به کشور شما بیایند و اینگونه قدری تعادل برقرار شود.
میلاد شهریار راسل آنارشی و دیگران چه میکنید؟ راه بیاندازید این مسابقه آواتار را دیگر! من چند روز پیش داشتم یکی از جستارهایی مسابقه آواتار دوره های گذشته را میخواندم و حسابی خندیدم و حال کردم.
هستیم داریوش جان . نفسی می آید و میرود . یک نون و بوقلمونی هم هست که بریزیم به حندق بلا . در مورد مسابقه هم که همه کاره خودتان هستید ما چی کاره بیدیم ؟ :دی
دوستان به درود تا زمانی که بتوانم بازگردم و در خدمت تان باشم. دوستان گرامی مهربد و مزدک هم امیدوارم از من چیزی به دل نگرفته باشند. گفتگو کردن گاهی اینچنین تند و آتشین بودن هم میطلبد. 😚💐
آنهم به درد نمیخورد, اگر نیک بنگرید از آموزشگاهها پدر و مادرها تنها بیشتر برای از سر باز کردن فرزندانشان بهرهمیگیرند, نه اینکه براستی در اینجور جاها چیزی به کودک بیاموزانند.
امید دارم چندین سال بعد اعلام کنید فرزندتان را بدون فرستادن به مدرسه بزرگ کردید و از هفت دولت آزاد بودند و راضی هستید از این رویه...
من تو راهنمایی یه دوستی داشتم خونشون نزدیک ما بود این رو ما هرگز تو کوچه نمیدیدیم از این بچه خرخون ها بود همش کلاس زبان و نقاشی و از این چیزا میرفت... ولی در کمال ناباوری الان هتا دپلمشم نگرفته،داره میره سربازی هر کی هم بره سربازی یا سیگاری میشه یا ... 😝 @@mosafer زیاد به بچه سخت نگیر گرامی.. فردا معتاد میشه ها...🐤
سخت نمی گیرم بهشون ولی دوستان غیر این برداشت کردند 😓
امید دارم چندین سال بعد اعلام کنید فرزندتان را بدون فرستادن به مدرسه بزرگ کردید و از هفت دولت آزاد بودند و راضی هستید از این رویه...
من با آموزش تنها زمانیکه نیازین باشد همنگرم. مدرسهها و ... مانند مکتبخانهها کم کم باید برچیده شوند و همهیِ آموزش
به کودکان در این بکوتاهد که «بیاموزند چگونه بیاموزند» و دیگر آموزشها به همان آموزش فرهنگ و رفتار بسته شود.
من خودم هم در همهیِ زندگی هیچ آموزشگاهی چه زبان, چه رایانه و ... نرفته ام بجز همان مدرسهیِ (آنهم تا جاییکه توانستهام پیچاندهام) زوری — ولی خندهدار است کارآموزی کردهام — دانشگاه را هم بخشی برای دل
خوش مادرم و بخشی از روی وابستگی به پول رفتم, که آنهم دیرتر در نخستین دستیافتی که توانستم هزینههای زندگیم را جور کنم بیهوده یافته و ول کردم, زیرا زندگی کوتاه و زمان باارزش و گرانبهای مرا دورمیریخت.
این روشهایِ آموزشیک بسیار کهنه و ناکارآمد هستند, بویژه اینکه تنشزای (stressor) بیرونی ندارند. دانش تنها زمانی ارزش دارد که در کُنش به کار بیاید یا از روی نیازِ راستین (نه برساخته, مانند پاس کردن آزمون) باشد.
نمونهوار من یک مشت آت و آشغال در دانشگاه از مزدائیک ازویر بودم که چون هیچ سودی و بازنمودی در زندگی روزانه نداشتند, امروز هتّا ١٠% هم به یاد نمیاورم اشان, بجایش در راستای کار کنشیک و برنامهریزی رایانه نیاز به مزدائیک دیگری پیدا کرده بودم که اینها را براه خودآموختگی
دریافتم و بسیار ارزشمند بودند; که همینها را هم تنها تا زمانی در ویر و یادم نگه میدارم که کاربردی در اندیشه یا زندگی دارند, در نخستین
زمانیکه نداشتند به فراموشی خواهم سپرد, زیرا تنها چیزیکه باید بدانید این است که چگونه اگر نیازید دوباره در کوتاهترین زمان بازیادآورید اشان.
من با آموزش تنها زمانیکه نیازین باشد همنگرم. مدرسهها و ... مانند مکتبخانهها کم کم باید برچیده شوند و همهیِ آموزش به کودکان در این بکوتاهد که «بیاموزند چگونه بیاموزند» و دیگر آموزشها به همان آموزش فرهنگ و رفتار بسته شود.
من خودم هم در همهیِ زندگی هیچ آموزشگاهی چه زبان, چه رایانه و ... نرفته ام بجز همان مدرسهیِ (آنهم تا جاییکه توانستهام پیچاندهام) زوری — ولی خندهدار است کارآموزی کردهام — دانشگاه را هم بخشی برای دل خوش مادرم و بخشی از روی وابستگی به پول رفتم, که آنهم دیرتر در نخستین دستیافتی که توانستم هزینههای زندگیم را جور کنم بیهوده یافته و ول کردم, زیرا زندگی کوتاه و زمان باارزش و گرانبهای مرا دورمیریخت.
این روشهایِ آموزشیک بسیار کهنه و ناکارآمد هستند, بویژه اینکه تنشزای (stressor) بیرونی ندارند. دانش تنها زمانی ارزش دارد که در کُنش به کار بیاید یا از روی نیازِ راستین (نه برساخته, مانند پاس کردن آزمون) باشد. نمونهوار من یک مشت آت و آشغال در دانشگاه از مزدائیک ازویر بودم که چون هیچ سودی و بازنمودی در زندگی روزانه نداشتند, امروز هتّا ١٠% هم به یاد نمیاورم اشان, بجایش در راستای کار کنشیک و برنامهریزی رایانه نیاز به مزدائیک دیگری پیدا کرده بودم که اینها را براه خودآموختگی دریافتم و بسیار ارزشمند بودند; که همینها را هم تنها تا زمانی در ویر و یادم نگه میدارم که کاربردی در اندیشه یا زندگی دارند, در نخستین زمانیکه نداشتند به فراموشی خواهم سپرد, زیرا تنها چیزیکه باید بدانید این است که چگونه اگر نیازید دوباره در کوتاهترین زمان بازیادآورید اشان.
پارسیگر
براستی برخی مطالب ناکار آمد و گاه مضحک هست ولی روال جامعه بعضی کارها را مجبور می کند انجام دهی اگر قرار بر این باشد که همه چون شما فکر کنند براستی چند درصد از کودکان موفق می شوند؟به نظر من نیمی از کمتر آنها یکی از دوستانم میگفت با همسرم چندین سال زندگی کردم بدون عقد نامه و ثبت در شناسنامه ولی مجبور شدم زمانی که برای فرزندانم شناسنامه بگیرم عقدمان را ،قانونی ثبت کنم گاهی مجبوری کاری انجام دهی که عرف جامعه ست حال درست یا اشتباهش برای هر کس متفاوت ست.
یک سوال پزشکی: معمولا قد فرزندان به سمت اقوام پدری کشیده می شود مادر و خواهر و برادرزادههای همسرم(دختر) کمی قدشان کوتاه هست(حدود 150تا155) دوست ندارم دخترم مانند آنها قدش کوتاه باشد راهی هست که عوارضی هم نداشته باشد؟