البته دوست عزیز من و بسیاری از زنان خیلی پیشتر متوجه شده بودیم که اکثر مردان ما نقش یک روشنفکر را بازی میکنند و در واقع اگر دقت شود در عمق ذهن خود مردان متعصب ،سنتی و ضد زن هستند.مردانی که هنوز فکر میکنند با توهین کردن به زنان ،مردانگی شان نه تنها زیر سوال نمی رود بلکه میتوانند بهتر و بالاتر سر خود را در جمع نگه دارند.همانهایی که هرجا بحثی پیش بیاید برای ثقیل تر کردن وزن گفته هایشان از فلان فیلسوف اروپایی نقل قول میکنند اما در عمل پایبند به گفته های حضرات و آیات عظام داخلی هستند.
در مورد روشنفکربازی، چه در مرد و چه در زن، آنرا غیرقابل تحمل میدانم.اما اگر این کار در زنان یک رفتار کودکانه و خنده آور است، در مردان تهوع آور و منزجر کننده است.اما تقریبا هر دوی اینها نه به سبب هدف مشترکی که دارند(جلب توجه جنس مقابل یا چیزهایی مثل این)،بلکه به سبب خرفتی های مشترکشان، در یک دسته قرار میگیرند که البته در همان دسته، روشنفکرنماییِ مردان قبیح تر و شرم آورتر از روشنفکرنمایی زنان است(به دلایلی که اگر خواستید خواهم گفت).البته اینکه مرا تلویحا ضد زن شناختید را نمیدانم چگونه باید ارزیابی کنم، اما خود به شخصه،توان به کار بردن واژه "مرد" برای مردِ ضدزن را ندارم.و ضدزن، آنهم از نوع اسلامی و "حضرات آیاتی" اش، اگر یک جنون نباشد، حتما یک بیماری حاد روانی و پس از آن اجتماعی است که باید در اولین فرصت قرنطینه اش کرد، چرا که احتمال درمانش اندک است! اما سخن این است که
اگر تا دیروز مردان سنگی جلوی پای زنان بودند، امروز اینطور نیست و باید خود زنان استین بالا زده و خود کاری برای خودشان بکنند.منظورم این است که جایگاهی که زن شایسته اش است را خود زنان باید کسب کنند، نه اینکه منتظر باشند مردان به آنها بدهند.
و تا زمانی که زنان از همان موضعی با مردان برخورد میکنند که مردان با زنان، این مشکل رفع نخواهد شد.همیشه دیده ام که زنان دوست دارند به همان شکلی با مردان برخورد کنند که مردان تا دیروز با آنها برخورد میکردند! حداقل در جامعه ایرانی، زنان تمایل به تقلید از مردان دارند، و خیلی اوقات تا آنجا پیش میروند که اساسا زن بودن خودشان را فراموش میکنند و کسی باید پیدا شود و لطف کند این حدیث معروف را برایشان بازگو کند:"زن باید زن باشد، زنی که زن نباشد زن نیست"! البته در جامعه ایران، نمودهایی از زنانی دیده ام که اگر اسطوره نیستند، یک ابرزن هستند و این حقیقتا امیدوار کننده است.اما تا آنجا که زنان بتوانند به جایگاه حقیقی خود برسند، هنوز فاصله زیادی داریم و زنان اینچنینیِ بیشتری نیاز است.
آن چیزهایی که از "فیلسوفان غربی" نقل کردم را زیاد جدی نگیرید!بیشتر شوخی بود! مخلص!
ولی جدی تعداد زنان روشنفکر یا زنانی که ارزش روشنفکر بودن رو درک میکنن خیلی بیشتر از مردان روشنفکر یا مردانی که ارزش روشنفکر بودن رو درک میکنن هست، البته شاید تعاریفشون از روشنفکری متفاوت باشه با اون چیزی که من یا داریوش یا ... فکر میکنیم. در هر صورت اینم از باهوش تر بودن زنان برای درک و دریافت بهتر موضوعات حکایت دارد.
اینکه شخصی ضددین باشد، یا کتابخوان باشد یا حتی فیمینست باشد، برای من الزاما نمودی از روشن فکری نمیتواند باشد.رابطه ای هست میان روشنفکر بودن و روشنفکرانه زیستن.به این رابطه بیشتر فکر کنیم!
اگر تا دیروز مردان سنگی جلوی پای زنان بودند، امروز اینطور نیست و باید خود زنان استین بالا زده و خود کاری برای خودشان بکنند.منظورم این است که جایگاهی که زن شایسته اش است را خود زنان باید کسب کنند، نه اینکه منتظر باشند مردان به آنها بدهند.
خیر این بخش مثل آن هست که بگوییم وقتی فردی را میزنند نباید دردش بگیرد! وقتی تمامی مفا هیم جامعه ی ما مردمحور است و خوبی و بدی هر مسئله ای را با تفکرات مرد محورانه سنجیده میشود چه طور ممکن است قبل از نقد این شرایط در پی اثبات فرمول دیگری بود؟
خیر این بخش مثل آن هست که بگوییم وقتی فردی را میزنند نباید دردش بگیرد! وقتی تمامی مفا هیم جامعه ی ما مردمحور است و خوبی و بدی هر مسئله ای را با تفکرات مرد محورانه سنجیده میشود چه طور ممکن است قبل از نقد این شرایط در پی اثبات فرمول دیگری بود؟
حرفتان درست است، اما همین بانوان،به جای آنکه هویت اجتماعی و فردی خود را در بازتعریفی مستقل به مردان و جامعه تحمیل کنند، سعی در بازی در نقش ها و مفاهیمی را دارند که مردان برایشان تدارک چیده اند یا اینکه مردان از آنها انتظار دارند. به پندار من ،بخش عظیمی از مشکلات زنان در جامعه همین است.تا وقتی که زنان برابری را، صرفا در چیزهایی تقسیم مشاغل دولتی ای که تا دیروز در انحصار مردان بود و امثالهم میبینند، وضعشان تغییری نخواهد کرد.ریشه ای تر برخورد کردن با این معضل، همانا یک بارنگری جامع است از آنچه زنان از خود انتظار دارند و یک خودشناسی مستقل است.زمانی که زنان به این شناخت و درک رسیدند، اکنون میتوانند بدون کمترین مماشات، خود را به جامعه تحمیل کنند و گرنه سردرگمیِ آنها مشکلی ست که آنها با خود دارند و در این مورد گناهی متوجه مردان نیست!
مسئله اینجاست که افکار بیش از انچه که مینماید مردانه است.این مردانه بودن ها گنجایش پذیرش فرمول های دیگری را ندارد.
به جرات میگویم که روشنفکر ترین افراد نیز در تربیت فرزندانشان بی آنکه متوجه باشند این مردانگی ها را به کودک تزریق میکنند و در نهایت شاهد این هستیم که کوتاهی ها را به گردن زنان می اندازند. اینجانیاز است مفاهیم باز سازی شوندو برابری آن به رسمیت شناخته شود
به جرات میگویم که روشنفکر ترین افراد نیز در تربیت فرزندانشان بی آنکه متوجه باشند این مردانگی ها را به کودک تزریق میکنند و در نهایت شاهد این هستیم که کوتاهی ها را به گردن زنان می اندازند. اینجانیاز است مفاهیم باز سازی شوندو برابری آن به رسمیت شناخته شود
نمونه و مثال زیاد هستند.اما انها را حتی در اموزش ,تربیت,در رفتار و گفتار فرزندان دختر نسبت به فرزندان پسر میتوان دید. دختران را معمولا در خانواده می اوزند تا.هر حرفی نزنند,زنانه تر لباس بپوشند,از اسباب بازی هایی استفاده کنند که فکر میکنند برای این جنس مناسب تر است,در بازیها از رفتار های زنانه تقلید کنند مثل همان خاله باز یهای خودمان و.... در دختران جوان تر می اموزند تا زنانه تر لباس بپوشند,جنب و جوش کمتر ی داشته باشند تا به انها جلف نگویند,بیشتر به انها مفهوم از خود گذشتگی را می اموزند و..... ادامه بدهم؟
نمونه و مثال زیاد هستند.اما انها را حتی در اموزش ,تربیت,در رفتار و گفتار فرزندان دختر نسبت به فرزندان پسر میتوان دید. دختران را معمولا در خانواده می اوزند تا.هر حرفی نزنند,زنانه تر لباس بپوشند,از اسباب بازی هایی استفاده کنند که فکر میکنند برای این جنس مناسب تر است,در بازیها از رفتار های زنانه تقلید کنند مثل همان خاله باز یهای خودمان و.... در دختران جوان تر می اموزند تا زنانه تر لباس بپوشند,جنب و جوش کمتر ی داشته باشند تا به انها جلف نگویند,بیشتر به انها مفهوم از خود گذشتگی را می اموزند و..... ادامه بدهم؟
کتابی فمنیستی بود به نام"زنان خوب به آسمان می رسند،زنان بد به همه جا!" از این مثال ها توش زیاد بود،حتی موقعی که مثلا یک پسر زمین میخوره(در اکثر موارد)یک مسئله طبیعیه و کسی با دویدنش مشکل نداره،ولی در تفکر سنتی همین زمین خوردن دختر باعث میشه که دویدن رو برای بد جلوه بدند و بگن مثلا خانومانه راه برو! :))
نمونه و مثال زیاد هستند.اما انها را حتی در اموزش ,تربیت,در رفتار و گفتار فرزندان دختر نسبت به فرزندان پسر میتوان دید. دختران را معمولا در خانواده می اوزند تا.هر حرفی نزنند,زنانه تر لباس بپوشند,از اسباب بازی هایی استفاده کنند که فکر میکنند برای این جنس مناسب تر است,در بازیها از رفتار های زنانه تقلید کنند مثل همان خاله باز یهای خودمان و.... در دختران جوان تر می اموزند تا زنانه تر لباس بپوشند,جنب و جوش کمتر ی داشته باشند تا به انها جلف نگویند,بیشتر به انها مفهوم از خود گذشتگی را می اموزند و..... ادامه بدهم؟
این چیزها بیشترشان ژنتیکی هستند. برای نمونه گرایش پسرها به اسباب بازیهای جنگی و دخترها به عروسک و .. بیشتر ژنتیکی است. گرایش دخترها به رنگ صورتی - که بسیار فراگیر است - باز ریشه ژنتیکی دارد.
اینها که پدر و مادر اینجور بار میاورند و .. تنها در پندار برخی فمینیستها ریخت گرفته، اگر نه همانگونه که تن زن و مرد یکسان نیست و یکجور کار نمیکند، مغز آنها هم یکسان نیست و برای کارهای ویژهای فرگشته. در این جستار اندکی در اینباره نوشته بودیم: تفاوتهای زن و مرد در ساختار مغزی، جسمی و ...
Results
Figure 1 shows the results Experiment 1. As is clear from the data shown, there was no evidence of any preference for pink in infancy. However, beginning around the age of 2, boys and girls diverged in their responses to this particular colour. Girls’ liking for pink increased between 2 and 3 years of age and remained high through 4 years. In contrast, boy’ response to pink showed a dramatic decline between 3 and 4 years of age.
این چیزها بیشترشان ژنتیکی هستند.
برای نمونه گرایش پسرها به اسباب بازیهای جنگی و دخترها به عروسک و .. بیشتر ژنتیکی است.
گرایش دخترها به رنگ صورتی - که بسیار فراگیر است - باز ریشه ژنتیکی دارد.
اینها که پدر و مادر اینجور بار میاورند و .. تنها در پندار برخی فمینیستها ریخت گرفته، اگر نه همانگونه که تن زن و مرد یکسان نیست و یکجور کار نمیکند، مغز
آنها هم یکسان نیست و برای کارهای ویژهای فرگشته.
در این جستار اندکی در اینباره نوشته بودیم: تفاوتهای زن و مرد در ساختار مغزی، جسمی و ...
Results
Figure 1 shows the results Experiment 1. As is clear from the data shown, there was no
evidence of any preference for pink in infancy. However, beginning around the age of
2, boys and girls diverged in their responses to this particular colour. Girls’ liking for
pink increased between 2 and 3 years of age and remained high through 4 years. In
contrast, boy’ response to pink showed a dramatic decline between 3 and 4 years of
age.
انکار کردن نقش ژنتیک در مورد تفاوت های جنسیتی نابخردانست ولی اثرات محیط هم بسیار زیاده تا حدی که گاهی حتی ویژگی های ژنتیکی رو سرکوب میکنه(مثلا همجنس گرایانی که به خاطر اجبار محیط با جنس مخالف سکس میکنند)
ویژگی های ژنتیکی روی عواطف،افکار،شکل بدن و... اثرات زیادی داره ولی این مرز این اثرات در خیلی از موارد نا مشخصه و استناد به وجود "تفاوت ژنتیکی"برای انکار نقش محیط هم خیلی یک طرفست.
در واقع باید طبق نظر سازمان جهانی بهداشت تصحیح کنم که بین جنسیت و نقش های جنسیتی(برگردان بهتری پیدا نکردم) تفاوت وجود داره.بنابراین بین ویژگی هایی که اجتماع بوجود میاره و چیزهایی که ناشی از ژنتیک هستند تفاوت های عمده هست و ترکیب این دو یا نادیده گرفتن یکی چندان علمی نیست.
کودکان را معمولا انسانهای وحشی و بدوی ای می دانند که خام خامند و میتوان به انها با اموزه ها و اثر گذاری ها شکل داد.در
اینکه تفاوت زیست شناختی بین زن و مرد وجود دارد شکی نیست اما دو مسئله: 1-همانطور که آندید نایت گرامی هم اشاره کردند محیط هم در ابراز این موارد ژنتیکی موثر است و تلقین و دفع در محیط میتواند مانع بیان حقیقی ژن شود. 2-همانطور که اشاره کردم دوران کودکی صرفا پدیده ای زیست شناختی نیست و مقوله ایست که در اجتماع ساخته و پرداخته میشود.دوران کودکی مرحله ی روانی ویژه ای در رشد انسان است و اموزه ها در این دوران بر هر چیزی رتری دارد. ضمن اینکه اشاره ی نظریه های فمنیستی به تفاوت در نگاه اجتماع به جنسیت هاست وبه این مسائل در قالب مسائل تربیتی اشاره میکند. مثلا طرز صحبت کردن یک دختر با یک پسر به نظر شما ربطی به ژنتیک دارد؟
کودکان را معمولا انسانهای وحشی و بدوی ای می دانند که خام خامند و میتوان به انها با اموزه ها و اثر گذاری ها شکل داد.
نکته ای که اینجا به ذهنم رسید و شاید زیاد ربطی به بحث اصلی نداشته باشه اینه که واقعا اینگونه نیست که کودکان خام خام باشند. هر انسانی در بدو تولد حامل یکسری ویژگیهای اخلاقیه که یونگ از اونها بنام سایه یاد میکنه. مثلا شما بچه ی 2ساله ای رو میبینید که خیلی حسوده یا مثلاخسیس هست . نقش خانواده در این زمان اینه که سایه ها رو کمرنگ کنند و نزارن این ویژگیهای منفی رشد پیدا کنه...
نکته ای که اینجا به ذهنم رسید و شاید زیاد ربطی به بحث اصلی نداشته باشه اینه که واقعا اینگونه نیست که کودکان خام خام باشند. هر انسانی در بدو تولد حامل یکسری ویژگیهای اخلاقیه که یونگ از اونها بنام سایه یاد میکنه. مثلا شما بچه ی 2ساله ای رو میبینید که خیلی حسوده یا مثلاخسیس هست . نقش خانواده در این زمان اینه که سایه ها رو کمرنگ کنند و نزارن این ویژگیهای منفی رشد پیدا کنه...
بله کودکان رو موجوداتی تصور میکنند که هنوز کاملا اجتماعی نشده اند مثلا در پژو هش ها با این فرض که کودکان نمیتوانند پاسخ های عاقلانه یی مانند بزرگسالان دهند معمولا کمتر مورد پرسش قرار میگیرند. این تعبیر که کودکان را وحشیان بدوی میناند در حقیقت نظر ژان ژاک روسو فیلسوف فرانسوی بوده که عقیده داشته باید کودکان را متمدن کرد.
خیر ؛ چنین نیست . شما پستهایی که در چند ماه اخیر ارسال شدهاند را ببینید ، صرفا جنبهی انتقادی دارند و انتقاد با تنفر تفاوت دارد. به طور خاص من از زنها هیچ بیزاری ندارم اما خرفتیهایی که زنان به نمایش میگذارند مرا عاصی میکند. موشوع این است که این خرفتیها در زنان آنچنان همهگیر و تکراری هستند که آدم گاه دچار تهوع میشود. در موقع رابطه هم بستگی به نوع رابطه ، طرفِ مقابل و نوعِ آشنایی دارد. در حین سکس اما برای اینکه لذتِ بیشتری نصیبمان شود باید فکر کنیم آنکس که زیرمان خفته است از لحاظ زیبایی نظیر ندارد و همچون هوریهاست، از لحاظ هوش ماری کوری است، از لحاظ هنر برونته است و خلاصه از هر لحاظ برجستهترین خصوصیات را در خود دارد تا هر چه بیشتر از حس پیروزمندانهای که نصیبمان میشود لذت ببریم.
خیر ؛ چنین نیست . شما پستهایی که در چند ماه اخیر ارسال شدهاند را ببینید ، صرفا جنبهی انتقادی دارند و انتقاد با تنفر تفاوت دارد. به طور خاص من از زنها هیچ بیزاری ندارم اما خرفتیهایی که زنان به نمایش میگذارند مرا عاصی میکند. موشوع این است که این خرفتیها در زنان آنچنان همهگیر و تکراری هستند که آدم گاه دچار تهوع میشود. در موقع رابطه هم بستگی به نوع رابطه ، طرفِ مقابل و نوعِ آشنایی دارد. در حین سکس اما برای اینکه لذتِ بیشتری نصیبمان شود باید فکر کنیم آنکس که زیرمان خفته است از لحاظ زیبایی نظیر ندارد و همچون هوریهاست، از لحاظ هوش ماری کوری است، از لحاظ هنر برونته است و خلاصه از هر لحاظ برجستهترین خصوصیات را در خود دارد تا هر چه بیشتر از حس پیروزمندانهای که نصیبمان میشود لذت ببریم.
انتقادی که حس تنفر لابلایش رخنه کرده و نمیتوان این بیزاری را گذاشت رو حساب انتقاد + وقتی زن ابزاری هست برای لذت بردن مرد، جای تعجب نیست که مرد بخاطر لذت بیشتر چنین بنگرد وای به روز زنی که زیر چنین مردی بخوابد
انتقادی که حس تنفر لابلایش رخنه کرده و نمیتوان این بیزاری را گذاشت رو حساب انتقاد + وقتی زن ابزاری هست برای لذت بردن مرد، جای تعجب نیست که مرد بخاطر لذت بیشتر چنین بنگرد وای به روز زنی که زیر چنین مردی بخوابد
نخست اینکه من نمیدانم شما با این توضیحاتِ یک جملهای و بسیار بسیار موجز و کلی چگونه میخواهید موضوعی را پیش کشیده و پیش ببرید.گویا انتقاداتی به این سایت هم داشتید و مثلا میگفتید : "در اینجا هم یکجوری آزادیها سلب میشوند" . همین؟! خب کجا؟ چطور؟ و بعد هم که واهی بودنِ ادعاهایتان وانموده میشود با گفتنِ جملاتی چون :"بله خب" ، "شاید هم اینطور باشد" ، "این هم حرفیست" جاخالی میدهید.
سپس اینکه خیر . بیزاری از زنان نه تنها دلیلی ندارد بلکه جاهلانه هم هست.اینجا صرفا به وضعی که زنان دچارش هستند و به آن خو کردهاند انتقاد میشود.شما باید برای چنین چیزهایی مصداق بیاورید وگرنه سخنانی مثل اینکه :"لابه لای سخنانتان بوی تنفر به مشام میرسد" با پوزش حرفِ صد من یه غاز است. و در انتها اینکه زن برای لذت نیست . سکس برای لذت است . عجبا!
نخست اینکه من نمیدانم شما با این توضیحاتِ یک جملهای و بسیار بسیار موجز و کلی چگونه میخواهید موضوعی را پیش کشیده و پیش ببرید.گویا انتقاداتی به این سایت هم داشتید و مثلا میگفتید : "در اینجا هم یکجوری آزادیها سلب میشوند" . همین؟! خب کجا؟ چطور؟ و بعد هم که واهی بودنِ ادعاهایتان وانموده میشود با گفتنِ جملاتی چون :"بله خب" ، "شاید هم اینطور باشد" ، "این هم حرفیست" جاخالی میدهید.
بهتر نیست در جستاری که چنین پیکهایی ارسال شده صحبت بشه نه اینجا که هیچ ربطی به هیچ کدوم از صحبتها نداره؟
+ ادعای واهی با "بله خب" ، "شاید هم اینطور باشد" ، "این هم حرفیست" ؟؟؟ ربطی به جا خالی دادن نداره
سپس اینکه خیر . بیزاری از زنان نه تنها دلیلی ندارد بلکه جاهلانه هم هست.اینجا صرفا به وضعی که زنان دچارش هستند و به آن خو کردهاند انتقاد میشود.شما باید برای چنین چیزهایی مصداق بیاورید وگرنه سخنانی مثل اینکه :"لابه لای سخنانتان بوی تنفر به مشام میرسد" با پوزش حرفِ صد من یه غاز است. و در انتها اینکه زن برای لذت نیست . سکس برای لذت است . عجبا!
مخاطب من شخص شما نبودید کلی گفتم از صحبت در جستارهای دیگر چنین برداشتی میشد کرد من از لابلای اون ارسالیات مصداق بیارم براتون؟جستار اخیر جناب امیر رو ملاحظه کنید نکنه فقط یک انتقاد دوستانست و من برداشت اشتباه کردم؟ جسارتا اگر فقط سکس لذت بخش هست پس میتونه این تعاریف برای حیوان (یا هم جنس )هم صدق کنه عجبا هم نداره
بهتر نیست در جستاری که چنین پیکهایی ارسال شده صحبت بشه نه اینجا که هیچ ربطی به هیچ کدوم از صحبتها نداره؟
+ ادعای واهی با "بله خب" ، "شاید هم اینطور باشد" ، "این هم حرفیست" ؟؟؟ ربطی به جا خالی دادن نداره
این راهکاریست که شما کم و بیش در همه جستارها برگزیدهاید و با پیکهای مینیاتوری مخاطب را سردرگم میکنید.البته چیز مهمی نیست و هر جور که دوست دارید باشید.
مخاطب من شخص شما نبودید کلی گفتم از صحبت در جستارهای دیگر چنین برداشتی میشد کرد من از لابلای اون ارسالیات مصداق بیارم براتون؟جستار اخیر جناب امیر رو ملاحظه کنید نکنه فقط یک انتقاد دوستانست و من برداشت اشتباه کردم؟ جسارتا اگر فقط سکس لذت بخش هست پس میتونه این تعاریف برای حیوان (یا هم جنس )هم صدق کنه عجبا هم نداره !
جستارِ زن ستزی عفونی را میگویید؟ البته اینرا باید امیر گرامی توضیح دهند (که در پستِ نخست هم توضیح دادهاند) اما آنچه من دانستهام به طور خلاصه همان چیزهاییست که شما در دیگر جستارها هم مییابید اما آنجا با فوکوسِ بیشتر روی معضلاتی که از سوی زنان دچارِ آنها شدهایم ، با زبانی تند تر بیان میشوند. خبری از زن ستیزی و نفرت از زنان اینجا نیست . و بله شما باید مصداق بیاورید و بگویید کدام حرف و کدام پیک دقیقا ضدزن است.وگرنه همینطوری کلی بگوییم فلان جستار همهاش ضدزن است که باعث ریشخند میشود. در مورد سکس هم فقط سکس لذت بخش نیست. اینکه با چه کسی هستیم و چگونه هستیم هم خیلی مهم است.اگر سکس پولی و اینها باشد که مسلما کمترین لذت را دارند و صرفا برای رفع عطش و از سر بیچارگی است.اما سکسی که از روی میل و علاقه دو طرف باشد خب بسیار لذت بخشتر است. در مورد حیوان و همجنس هم اگر رضایت دو طرف باشد و هر دو هم لذت ببرند ، ربطی به کسی ندارد . فقط مشکل این است که نمیشود از رضایتِ حیوانات باخبر شد و این کار به احتمال زیاد تجاوز محسوب میشود.
این راهکاریست که شما کم و بیش در همه جستارها برگزیدهاید و با پیکهای مینیاتوری مخاطب را سردرگم میکنید.البته چیز مهمی نیست و هر جور که دوست دارید باشید.
عنوان کنید سردرگم میشوید تا توجیه کنم اینکه بحث نداره😏
جستارِ زن ستزی عفونی را میگویید؟ البته اینرا باید امیر گرامی توضیح دهند (که در پستِ نخست هم توضیح دادهاند) اما آنچه من دانستهام به طور خلاصه همان چیزهاییست که شما در دیگر جستارها هم مییابید اما آنجا با فوکوسِ بیشتر روی معضلاتی که از سوی زنان دچارِ آنها شدهایم ، با زبانی تند تر بیان میشوند. خبری از زن ستیزی و نفرت از زنان اینجا نیست . و بله شما باید مصداق بیاورید و بگویید کدام حرف و کدام پیک دقیقا ضدزن است.وگرنه همینطوری کلی بگوییم فلان جستار همهاش ضدزن است که باعث ریشخند میشود. در مورد سکس هم فقط سکس لذت بخش نیست. اینکه با چه کسی هستیم و چگونه هستیم هم خیلی مهم است.اگر سکس پولی و اینها باشد که مسلما کمترین لذت را دارند و صرفا برای رفع عطش و از سر بیچارگی است.اما سکسی که از روی میل و علاقه دو طرف باشد خب بسیار لذت بخشتر است. در مورد حیوان و همجنس هم اگر رضایت دو طرف باشد و هر دو هم لذت ببرند ، ربطی به کسی ندارد . فقط مشکل این است که نمیشود از رضایتِ حیوانات باخبر شد و این کار به احتمال زیاد تجاوز محسوب میشود.
من گفتم تمام جستار؟ نگفتم لابلای پستها؟
اگر سرعت نت اجازه داد و دوباره جستجو کردم حتما لینک میزارم براتون فعلا اینو ببینید البته توجیه نکنید که انتقاد هست 2522
اگر سرعت نت اجازه داد و دوباره جستجو کردم حتما لینک میزارم براتون فعلا اینو ببینید البته توجیه نکنید که انتقاد هست 25 22
اگر از نظر شما زن ستیز هستند و هرچه من بگویم توجیح است، خب دیگر چه بگویم.به خصوص که هر دوی اینها صرفا نگر شخصی هستند و پستِ من هم نیستند که بخواهم در موردشان توضیح بدهم.شاید از نظرِ مهربد زنان کاملا موجوداتی به درد نخور و اضافی به نظر آیند اما از نگاه کسی دگر زنان بسیار هم تاثیرگذار و خوب و خواستنی باشند.زن ستیز کسی است که به طور مداوم در جهتِ پایمال کردنِ حقوق انسانیِ زنان پیش میرود و یا تبلیغ میکند و گرنه اینکه زنان موجوداتِ بدرد نخوری هستند صرفا نظر شخصی است همانطور که شما هم میتوانید بگویید مردان موجوداتِ چرتی هستند ، بدون اینکه برچسبِ مرد ستیزی بخورید.
مردسالارِ زنخوار عبارتیست منطبق بر کافرِ مسلمانخوار که منظورش این است که هرجا زنی یافت او را پوست کنده ، با روغن زیتون سرخ کرده، سالاد و شراب و پلو نوشِ جان میکند!👽
همین دیگر.گفتید لابلای پستها.باید بگویید کجا و کدام پست. اگر از نظر شما زن ستیز هستند و هرچه من بگویم توجیح است، خب دیگر چه بگویم.به خصوص که هر دوی اینها صرفا نگر شخصی هستند و پستِ من هم نیستند که بخواهم در موردشان توضیح بدهم.شاید از نظرِ مهربد زنان کاملا موجوداتی به درد نخور و اضافی به نظر آیند اما از نگاه کسی دگر زنان بسیار هم تاثیرگذار و خوب و خواستنی باشند.زن ستیز کسی است که به طور مداوم در جهتِ پایمال کردنِ حقوق انسانیِ زنان پیش میرود و یا تبلیغ میکند و گرنه اینکه زنان موجوداتِ بدرد نخوری هستند صرفا نظر شخصی است همانطور که شما هم میتوانید بگویید مردان موجوداتِ چرتی هستند ، بدون اینکه برچسبِ مرد ستیزی بخورید.
باید؟بایدی در کار نیست
من دو لینک دادم و شما خودتون رو کنار میکشید مگر روی سخن من با شما بود؟من گفتم مردهای این انجمن البته باید ذکر میکردم "برخی" شما در صدد دفاع از مردانی برآمدید که حس تنفر ندارن و انتقاد هست خب حتما اونقدر مطمئن هستید که از طرف دوستانتان میگویید من که شناختی ندارم جسته و گریخته برخی جستارها رو خوندم شاید شما درست میگید و فقط انتقاد باشه اونهم از نوع زهر آگینش
جسارتا چون شما گفتید لذت در سکس مهمتر از زن هست پای حیوان رو وسط کشیدم حتما شنیدید ازدواج با حیوان رو اکثرا من در هند شنیدم و چند مورد در امریکا (یا سگ،یا گربه حتی الاغ) اینها حتما از حیوان لذت بیشتری میبرند که علنا اعلام میکنند که ازدواج کرده اند اگر نه که لازم نیست علنی بشه و حتی مراسم گرفته بشه
مردسالارِ زنخوار عبارتیست منطبق بر کافرِ مسلمانخوار که منظورش این است که هرجا زنی یافت او را پوست کنده ، با روغن زیتون سرخ کرده، سالاد و شراب و پلو نوشِ جان میکند!👽
من دو لینک دادم و شما خودتون رو کنار میکشید مگر روی سخن من با شما بود؟من گفتم مردهای این انجمن البته باید ذکر میکردم "برخی" شما در صدد دفاع از مردانی برآمدید که حس تنفر ندارن و انتقاد هست خب حتما اونقدر مطمئن هستید که از طرف دوستانتان میگویید من که شناختی ندارم جسته و گریخته برخی جستارها رو خوندم شاید شما درست میگید و فقط انتقاد باشه اونهم از نوع زهر آگینش
من از مردانِ این سایت هستم و اتفاقا از فعالینِ ضدفنیسم و مدافع حقوق مردان. پس وقتی شما میگویید که مردانِ این سایت بیش از اندازه از زنان تنفر دارند شامل من هم میشود و من میتوانم حداقل در موردِ خودم این شبهه را برطرف کنم.دیگر دوستان اگر خواستند خودشان از خودشان دفاع خواهند کرد.
جسارتا چون شما گفتید لذت در سکس مهمتر از زن هست پای حیوان رو وسط کشیدم حتما شنیدید ازدواج با حیوان رو اکثرا من در هند شنیدم و چند مورد در امریکا (یا سگ،یا گربه حتی الاغ) اینها حتما از حیوان لذت بیشتری میبرند که علنا اعلام میکنند که ازدواج کرده اند اگر نه که لازم نیست علنی بشه و حتی مراسم گرفته بشه
what the fuck? من کی گفتم لذت در سکس از زن مهمتر است؟
در موردِ ازدواج با حیوانات هم اینقدر تحتِ تاثیر تبلیغاتِ حکومتی و اسلامی قرار نگیرید . اینها همه چرند است که زنی یا مردی بخواهد برای لذت بردن از حیوانات با انها ازدواج کند. اینجا را بخوانید ، دوستان قبلا در این مورد روشنگری کردهاند: فلسفه ازدواج با حیوانات
اگر میخواهید به سئوالات و انتقاداتتان توجه شود و به آنها پاسخ داده شود، باید مصداق بیاورید.
ولی من سوال نکردم انتقاد هم نبود بیشتر برداشت از برخی مردان اینجاست شما از پیکهای ارسالی من طبیعتا برداشتی از شخصیت من میکنید برداشتی که من شاید مستقیم بهش اشاره هم نکنم ولی احتمال داره همونی باشه که شما اندیشیدید این مصداق میخواد از بین پستها؟ خودتون هم میدونید اینجا حس انزجار و نفرت از زن به وضوح دیده میشه پس لطفا بهانه ی مصداق رو نکنید برای رد کردنش (مگر نه جناب مهربد؟)
من از مردانِ این سایت هستم و اتفاقا از فعالینِ ضدفنیسم و مدافع حقوق مردان. پس وقتی شما میگویید که مردانِ این سایت بیش از اندازه از زنان تنفر دارند شامل من هم میشود و من میتوانم حداقل در موردِ خودم این شبهه را برطرف کنم.دیگر دوستان اگر خواستند خودشان از خودشان دفاع خواهند کرد.
رسیدید به اونی که باید اول میرسیدید وقتی شما دفاع می کنید باید فقط از شخص خودتون دفاع کنید و این پیکها به معنای این است که شما جزو چنان مردانی نیستید؟
در موردِ ازدواج با حیوانات هم اینقدر تحتِ تاثیر تبلیغاتِ حکومتی و اسلامی قرار نگیرید . اینها همه چرند است که زنی یا مردی بخواهد برای لذت بردن از حیوانات با انها ازدواج کند. اینجا را بخوانید ، دوستان قبلا در این مورد روشنگری کردهاند: فلسفه ازدواج با حیوانات
هر کاری که او را بیشتر عذاب و رنج دهد و مرا بیشتر لذت دهد خواهم کرد. خواهش میکنم.
کلا ازدواج با حیوان رو کنار بگذاریم کلیت صحبت من لذت بردن از حیوان بود لابد اونها هم به قول شما چنین مینگرن به یک حیوان:
باید فکر کنیم آنکس که زیرمان خفته است از لحاظ زیبایی نظیر ندارد و همچون هوریهاست، از لحاظ هوش ماری کوری است، از لحاظ هنر برونته است و خلاصه از هر لحاظ برجستهترین خصوصیات را در خود دارد تا هر چه بیشتر از حس پیروزمندانهای که نصیبمان میشود لذت ببریم.
+
وقتی عذاب یک "زن" برای به لذت رسیدن شما باعث میشه که شما دست به هر کاری بزنید چه برداشتی میشه کرد جز نفرت؟شاید هم انتقاد هست، انتقاد ِ ؟ کلا بعضی ها عاشق سکس خشن هستند از نظر روانشناسی نمیدونم در زمره ی چه گروهی هستند ولی از نظر من بیمارهستند
+ لطفا اگر قرار هست از لذت بردنتون که ختم میشه به عذاب فرد مقابلتون ،صحبت کنید ادامه ندیم بحث رو ممنون
ولی من سوال نکردم انتقاد هم نبود بیشتر برداشت از برخی مردان اینجاست
شما از پیکهای ارسالی من طبیعتا برداشتی از شخصیت من میکنید
برداشتی که من شاید مستقیم بهش اشاره هم نکنم ولی احتمال داره همونی باشه که شما اندیشیدید
این مصداق میخواد از بین پستها؟
خودتون هم میدونید اینجا حس انزجار و نفرت از زن به وضوح دیده میشه
پس لطفا بهانه ی مصداق رو نکنید برای رد کردنش
(مگر نه جناب مهربد؟)
نه, روشنه که کسی اینجا با خودِ زنان دشواری ندارد و از آنها بیزار نیست.
نکته در «فرهنگ زنانه» یا زنپرستانه است, در بیزاری از چیزهایی است که [بیشتر] زنان بها میدهند, در رفتارهای سبکسرانه و بیمغزی است که [بیشتر] زنان نشان میدهند.
بخش شگرفی از این رفتارها برآمدهیِ فرهنگی است که در همبودهایِ[1] امروزین داریم: به زنان بهای بیش از اندازه و ناسزایی میدهند که در برآیند[2] آنها را نازپروده و ناسپاس[3] و طلبکار میکند.
فرنام[4] «زنستیزی عفونی» که امیر گزیده یک شیوهیِ هوشمندانه برای نمایاندن بی ترسیِ ما از زنستیز خوانده شدن است.
یکی از ابزارهایی که زنان میکوشند مردان را "شرمنده" و توسریخور کنند و احساس گناه بدهند همین انگ زنستیز دن است.
پس امیر با آغاز جستار بسادگی دارد میگوید: «اگر ستیز با فرهنگِ زنپرستانه همان زنستیزی است, پس ما هم زنستیز هستیم».
به سخن دیگر, این بازیهایِ شرمندهسازی شما دیگر کارگر نیستند.
نه, روشنه که کسی اینجا با خودِ زنان دشواری ندارد و از آنها بیزار نیست.
نکته در «فرهنگ زنانه» یا زنپرستانه است, در بیزاری از چیزهایی است که [بیشتر] زنان بها میدهند, در رفتارهای سبکسرانه و بیمغزی است که [بیشتر] زنان نشان میدهند.
بخش شگرفی از این رفتارها برآمدهیِ فرهنگی است که در همبودهایِ[1] امروزین داریم: به زنان بهای بیش از اندازه و ناسزایی میدهند که در برآیند[2] آنها را نازپروده و ناسپاس[3] و طلبکار میکند.
فرنام[4] «زنستیزی عفونی» که امیر گزیده یک شیوهیِ هوشمندانه برای نمایاندن بی ترسیِ ما از زنستیز خوانده شدن است. یکی از ابزارهایی که زنان میکوشند مردان را "شرمنده" و توسریخور کنند و احساس گناه بدهند همین انگ زنستیز دن است.
پس امیر با آغاز جستار بسادگی دارد میگوید: «اگر ستیز با فرهنگِ زنپرستانه همان زنستیزی است, پس ما هم زنستیز هستیم».
به سخن دیگر, این بازیهایِ شرمندهسازی شما دیگر کارگر نیستند.
نمیدونم چرا رفتار زنها رو جدا میکنید از زن بودنشون اگر رفتاری زن داره مرد هم متقابلا داره کاری میکنه که از نظر یک زن بی مورد هست ببینید شما ظاهرا فقط رفتار زن رو انتقاد میکنید در حالی که همین واژه ی زن خودش باعث شده بیپروا در موردش صحبت کنید و حس نفرت خودتون رو بیان کنید این در جایی قبول میشد که فقط در مورد رفتار صحبت کنید چون هستند مردانی که مثل آنها رفتار کنند شما آنها چون " زن " هستند مورد سرزنشتان هستند جز اینه؟ نه نیست توجیه نکنید لطفا که واقعا مضحک میاد
نمیدونم چرا رفتار زنها رو جدا میکنید از زن بودنشون اگر رفتاری زن داره مرد هم متقابلا داره کاری میکنه که از نظر یک زن بی مورد هست ببینید شما ظاهرا فقط رفتار زن رو انتقاد میکنید در حالی که همین واژه ی زن خودش باعث شده بیپروا در موردش صحبت کنید و حس نفرت خودتون رو بیان کنید این در جایی قبول میشد که فقط در مورد رفتار صحبت کنید چون هستند مردانی که مثل آنها رفتار کنند شما آنها چون " زن " هستند مورد سرزنشتان هستند جز اینه؟ نه نیست توجیه نکنید لطفا که واقعا مضحک میاد
توجیه ندارد. رفتار زنان از خود زنان جداست, ولی چون خودشان میکوشند با یکی دانستن اینها (مانند خود شما) مردان را سر جای خودشان بنشانند ما هم پیشرفته و میگوییم باشد, اصلا ما را زنستیز بخوانید, ولی نه خاموش میشویم و نه شرمنده! (:
همانجور که من یک مسلمان را از اسلام جدا میبینم, یک «زن» را هم از «فرهنگ زنانه» جدا میبینم, اینکه شما میخواهید این دو را بهم بچسبانید بمانند هم مسلمانانی است که میگویند "دشنام به اسلام, دشنام به مسلمانان است» که میدانیم سخن پوچی است; همچنین براستیکه چه اندازه این اسلام و مادینگرایی1] همسانی دارند!
توجیه ندارد. رفتار زنان از خود زنان جداست, ولی چون خودشان میکوشند با یکی دانستن اینها (مانند خود شما) مردان را سر جای خودشان بنشانند ما هم پیشرفته و میگوییم باشد, اصلا ما را زنستیز بخوانید, ولی نه خاموش میشویم و نه شرمنده! (:
همانجور که من یک مسلمان را از اسلام جدا میبینم, یک «زن» را هم از «فرهنگ زنانه» جدا میبینم, اینکه شما میخواهید این دو را بهم بچسبانید بمانند هم مسلمانانی است که میگویند "دشنام به اسلام, دشنام به مسلمانان است» که میدانیم سخن پوچی است; همچنین براستیکه چه اندازه این اسلام و مادینگرایی1] همسانی دارند!
نه, روی سخن با زنانی بود که میکوشند با زنستیز خواندن مردان آنها را از اعتراض به نابرابری و فزونخواهی خودشان بازدارند2].
---- 1. ^ mâd+in{miyânvand}+gerây+i{pasvand}::Mâdingerâyi || مادینگرایی: فمینیسم feminism 2. ^ bâz+dâštan::Bâzdâštan || بازداشتن: پیشگیری کردن; دستگیر کردن to deter
شما اصلا متوجه ی منظور من نشدید چون شرایط به گونه ای نیست که بتونم فعالیت کنم بهتره فعلا بحثی صورت نگیره تا احتمالا جواب شما بی پاسخ نمونه
ولی من سوال نکردم انتقاد هم نبود بیشتر برداشت از برخی مردان اینجاست شما از پیکهای ارسالی من طبیعتا برداشتی از شخصیت من میکنید برداشتی که من شاید مستقیم بهش اشاره هم نکنم ولی احتمال داره همونی باشه که شما اندیشیدید این مصداق میخواد از بین پستها؟
خودتون هم میدونید اینجا حس انزجار و نفرت از زن به وضوح دیده میشه پس لطفا بهانه ی مصداق رو نکنید برای رد کردنش (مگر نه جناب مهربد؟)
من هم میخواهم شما بدانید برداشتتان اشتباه است (حداقل در مورد من).
رسیدید به اونی که باید اول میرسیدید وقتی شما دفاع می کنید باید فقط از شخص خودتون دفاع کنید و این پیکها به معنای این است که شما جزو چنان مردانی نیستید؟
خب بگذارید از خودم دفاع کنم: من هیچ نفرتی از زنان ندارم و در تعامل و رابطهی دوستانه با آنها نیز تا کنون مشکلی نداشتهام.مادر و مادربزرگم را خیلی دوست میدارم . یکبار عاشق شدهام(االبته احتمالا هرگز دوباره عاشق نشوم) دوست دختر بیش از چندتایی داشتهام (چون وقتی در یک رابطه قرار میگیرم به کس دیگری فکر نمیکنم ) که مطمئنم همهی آنها از من راضی هستند و همچنان مرا دوست میدارند و من هم خاطراتِ خوشی از آنها دارم، بغیر از دوست دخترهایم با کسی سکس نکردهام و کم پیش آمده که صرفا به خاطر جذابیتهای جنسی به دختری نزدیک شوم یا به فکر رابطه با او شوم و... . هماکنون هرگز در ارتباط و دوستی با دختری با پیشداوری وارد نمیشوم. همهی اینها کافی نیستند برای اینکه نشان دهند که من از زنان بیزار نیستم یا ضدزن نیستم؟ شما نمیدانید معنای ضدزن و نفرت از آنها چیست و همینطوری میگویید شما از زنان بیزار هستید.حال من یک سوال از شما دارم : اگر من از دوستی و همنشینی با دوستانِ پسر خود بهرههای بسیار بیشتری بردهام و وقتی میبینم آنها در دوستیهای خود بسیار بیشتر از زنان به مسئولیتپذیر هستند و رفتارِ انگلوار ندارند تقصیر من است ؟ اینکه زنان (نتوانستهاند) چیزی بیش از سکس و چیزهایی مثل گردش و تفریح برایم فراهم کنند تقصیر من است و من وقتی اینها را بازگو میکنم میشوم زنستیز؟ من دوستانِ مردی داشتهام که در روشن کردنِ اندیشهام و در مطالعاتم بسیار به من یاری رساندهاند : مردانی که در فلسفه ، در ریاضیات ، در تاریخ و... هرکدام از آنها برای خود دانشمندی بودهاند به طوری که هرگاه به یادشان میافتم خود را بسی خوششانس میدانم از اینکه آنها در مسیر زندگیام بودهاند.حال تقصیرِ من است که اگر بهرههای دانشیک و ماندگار همهی زنانی که با آنها اشنا شدهام را جمع بزنم به اندازهی یک مرد هم نمیرسد ؟ مردان در دوستیهای خود به هم بسی بهرهها میرسانند و رفاقت برای آنها معانی و مسئولیتهایی در بر دارد . زنان اما فکر میکنند همینکه با منِ نوعی دوست شدهاند و مرا از لحاظِ جنسی تامین میکنند و با من به پارتی و مهمانی میآیند تا چشم دگر مردان را کور کنند از سرم هم زیاده است و نیازی نیست کارِ دیگری در رابطهی دوستیمان بکنند.من هم دوست دارم رابطههای دوستیِ من و دختران بیش از اینها باشد ولی هرگز خودشان از این فراتر نرفتهاند.از این گذشته رفتارِ انگلگونهی آنها بسیاری از اوقات موجب انزجار بوده است.بارها سعی کردهاند من برایشان پروژههای دانشگاهیشان را انجام دهم، بارها به خانهام آمدهاند بدونِ اینکه یکبار مرا به خانهی خودشان دعوت کنند، در بیرون رفتنها همیشه من هستم که باید خرج کنم و... .
بگذارید یک مثال از زاویهای دگر برایتان بزنم : مادر من دیپلمهی انسانی است ، خانه دار و از یک خانواده متوسط ، پدرم اما پنجمِ ابتدایی را تمام نکرده رفت دنبالِ کار(به دلیلِ مسائلِ مالی خانوادهاش) اما از آن زمان تا روزِ مرگش (که آن هم به سببِ شغلِ طاقتفرسایش بود) هرگز کتاب و مطالعه را فراموش نکرد.اطلاعاتِ تاریخی بسیار دقیق و جامعی داشت (چه تاریخِ جهان و چه تاریخ ایران)، داروین و فروید و تولستوی میخواند ، اهلِ موسیقی بود و همیشه سعی میکرد فرزندانش را اهلِ مطالعه و تعقل بار آورد.بخشی از درآمدش را همیشه صرفِ کتاب میکرد. مادرم اما با اینکه دیپلمه بود و وقت زیادی هم در خانه داشت هرگز به مطالعه و کتاب علاقهمند نبود و نیست و هرچه ما سعی کردیم حداقل عادت روزنامهخوانی را در او ایجاد کنیم نشد و همیشه خود را درگیرِ همین کارهای روزمره و خالهزنکی میکند و با انها خوش است . حال تقصیرِ من چیست که وقتی در همهی زنان تقریبا چنین چیزهایی را میبینیم و آنها را بازگو میکنیم بشویم ضدزن؟ شما باید قدری به درونِ جامعه ی زنان نیز بنگرید و ببینید این چیزهایی که ما میگوییم واقعیت دارند یا خیر و اگر واقعیت نداشتند بعد بیایید سخنانِ ما را زیرسوال ببرید.
از این جملتون من چنین برداشتی کردم که در سکس لذت براتون مهمتر از زن هست
یعنی من باید توضیح بدهم که منظورم این بودم که یکی از خوشیهایی که میتواند از زنان نصیبِ مردان شود همین سکس است(و از مردان به زنان). قرار است از سکس به عرفان و خدا برسیم مگر؟ برای لذت است دیگر.زنان اما ابزارِ لذت نیستند.
وقتی عذاب یک "زن" برای به لذت رسیدن شما باعث میشه که شما دست به هر کاری بزنید چه برداشتی میشه کرد جز نفرت؟شاید هم انتقاد هست، انتقاد ِ ؟ کلا بعضی ها عاشق سکس خشن هستند از نظر روانشناسی نمیدونم در زمره ی چه گروهی هستند ولی از نظر من بیمارهستند
حالم بد شد از این گفتگوی آخر،
لطفا
اگر قرار هست از لذت بردنتون که ختم میشه به عذاب فرد مقابلتون ،صحبت کنید ادامه ندید بحث رو ممنون
شما گویا تمامِ شوخیها و کنایهها را جدی انگاشته و میخواهید از آنها علیه ما استفاده کنید.جالب انکه من هرچه سعی کردم با اغراق نشان که شوخی است ، بازهم شما نگرفتید.
من هم میخواهم شما بدانید برداشتتان اشتباه است (حداقل در مورد من).
شما گویا تمامِ شوخیها و کنایهها را جدی انگاشته و میخواهید از آنها علیه ما استفاده کنید.جالب انکه من هرچه سعی کردم با اغراق نشان که شوخی است ، بازهم شما نگرفتید.
مگه اینجا تالار فان هست که بزارم رو حساب شوخی؟
+
فعلا حال و حوصله ی جواب دادن ندارم کمی کسل هستم بعدتر از عمری باقی موند حتما صحبت میکنیم در موردش
پ.ن شما تازه برگشتید و زمان ارسال اولین پست در این جستار هیچ شناختی نسبت به شما نداشتم
همهجا جای شوخی هست . در ثانی خودتان پرسیدید که این زنخوار چه معنایی دارد من هم پاسخ دادم و چون خودِ کلمهی زنخوار آمیخته به شوخی است بنابراین نمیشد در موردش بدون طنز سخن گفت.
فعلا حال و حوصله ی جواب دادن ندارم کمی کسل هستم بعدتر از عمری باقی موند حتما صحبت میکنیم در موردش
موردی ندارد بانو.هر زمان که حوصله و وقت داشتید بفرمائید . من خودم هم گاه میشود پستی را یک هفته بدونِ پاسخ میگذارم چون حوصله یا انرژیِ اندیشیدن به آن موضوع را در آن زمان ندارم.
پ.ن شما تازه برگشتید و زمان ارسال اولین پست در این جستار هیچ شناختی نسبت به شما نداشتم
خب من یکبار روی صندلی داغ نشستهام و آن مکتوب است.اگر میخواهید بیشتر در موردم بدانید میتوانید به آنجا نیز مراجعه کنید.اما حق با شماست ، شما تازه آمدهاید و هنگامهی آمدنتان من حضور نداشتم ، پس طبیعیست که از من شناختی نداشته باشید.
"میم"مردگرایی و زن ستیزی از نوع مطلوب!:)) البته آنتی فمنیسم از ابتدا قابل مشاهدست و فرق خاصی نکرده ولی دارم فکر میکنم نگرش به زنان و... چقدر تغییر کرده،کلا نمونه جالبیه:)
"میم"مردگرایی و زن ستیزی از نوع مطلوب!:))
البته آنتی فمنیسم از ابتدا قابل مشاهدست و فرق خاصی نکرده ولی دارم فکر میکنم نگرش به زنان و... چقدر تغییر کرده،کلا نمونه جالبیه:)
آری, بر پادِ آنچه بیشتر زمانها میگمانند memeها همه بد نیستند, خود حقیقت هم پرگاه[1] بریخت meme میتراوژد[2].
----
1. ^ por+gâh::Porgâh || پرگاه: اغلب Ϣiki-En often
2. ^ tarâ+važ+idan::Tarâvažidan || تراوژیدن: انتقال دادن ⚕Heydari, Ϣiki-En to transfer
منم نگفتم لزوما بده:))
فقط اینکه در بحث های اخیر اگر از پست های قبلی دوستان نقل قول میگرفتم انرژی خیلی کمتری رو برای پاسخ گویی میخواست;)
مگر کسی چیزی گفت تا پایان زندگی باید به آن پایبند باشد؟ (:
خوب من در همین انجمن دهها بار اندیشههایم دگرستهاند[1] و از بیخ, کسیکه روی سخن اش میپافشرد[2] است که خشکاندیش مینامیم, اگرنه اندیشهیِ پویا هرگز ایستا نیست و نباید باشد.
----
1. ^ Digarestan <— Degarestan || دیگرستن: تغییر کردن Ϣiki-En to change
2. ^ pâ+fešordan::Pâfešordan || پافشردن: پافشاری کردن; اصرار ورزیدن Ϣiki-En, ϢDict-Pâ, Dehxodâ to persist
مگر کسی چیزی گفت تا پایان زندگی باید به آن پایبند باشد؟ (:
خوب من در همین انجمن دهها بار اندیشههایم دگرستهاند[1] و از بیخ, کسیکه روی سخن اش میپافشرد[2] است که خشکاندیش مینامیم, اگرنه اندیشهیِ پویا هرگز ایستا نیست و نباید باشد.
نه اتفاقا هدف من در این مورد مچ گیری و... نبود چون مدت زمان زیادی ازش میگذره.
چیزی که از دید من درست بود منطق و نحوه استدلال بود که از دید من خیلی هاش درست بود:)