مهربد من فکر نمیکنم رفتار دختراها در همه جوامع مثل هم باشه. ناز کردن و به زور زیربار سکس رفتن و ... فقط تو جوامع سنتی وجود داره. تو جوامع آزاد دخترا خیلی راحت پیشنهاد پسری که دوسش داشته باشن رو قبول میکنن و حتی ممکنه خودشون هم پیشنهاد بدن و شروع کننده یه رابطه باشن. سکس هم که براشون تابو که نیست جز ملزومات رابطه به حساب میاد. پس زاب فرگشتی و ... رد میشه. خودبرتربینی هم یه صفت مردانه هست عزیزم. :D
آنارشی جان من نمیدونم منظور شما از فرگشت چی هست ولی چیزی که من برداشت کردم از فرگشت تغییرات ژنتیکی گونه ها در طول زمان هست نه تغییرات رفتاری و اجتماعی . خیلی از زنها نه تنها از شنیدن پیشنهاد مستقیم سکس استقبال میکنن گاهی حتی خودشون هم پیشنهاد میدن. در هر صورت یه زن معمولی و نرمال که در رابطه با یه مرد هست ترجیح میده اون مرد واقعا دوستش داشته باشه و باهاش صادق باشه . اگر زن مرد رو واقعا دوس داشته باشه احتیاج چندانی به دروغگویی و مخ زنی برای سکس نیست. و در کل چرا مردا تو ایران به جای اینکه دنبال کسی که واقعا دوسش دارن باشن و با کسی که واقعا دوسش دارن سعی کنن رابطه برقرار کنن. دنبال یه مورد برای مخ زنی و رفع نیازشون میگردن؟
نه این خبرها نیست، دخترها در همه همبودها (جامعهها) کمابیش همین رفتار را دارند.
درباره فرگشت هم درست گفتید شیرین جان، درست همان دگرشهای ژنتیکی است که گفتید. در ژن دخترها گرایش به کنارهجویی از سکس و شناخت هر چه بیشتر پسر پیش از همخوابگی است.
دخترها بسیار کم یا کمابیش هرگز خودشان پیشنهاد سرراست سکس نمیدهند و بیشتر با زبان تن (body language) آن را نشان میدهند.
در جای دیگری که شاید دخترها به پسرها پیشنهاد سکس بدهند کلابهای شبانه و آنهم پس از گُسارش الکل و از خود بیخودی آن است که گرایش به سکس و آغوشیدن و در بر کشیدن و اینها را میافزاید.
درباره دروغ هم دوستمان آنارشی بخوبی گفت، یک پسر برای خوابیدن با یک دختر کمابیش همیشه باید دروغ بگوید، چون با اینکه هم دختر و هم پسر از سکس خوشی میگیرند، ولی دخترها فرگشتیک گرایش کمتری به آن دارند و از همینرو در رابطه دست بالا را دارند. در اینجا پسر است که برای برآوردن نیاز هنباز (مشترک) باید دست به ترفندهای گوناگون و دغلبازی! و اینها بزند.
اینکه بیشینه دختران نیز معصوم و بیگناهند و پسران فریبکار و ریاکار را قبول دارمـــ...
خیر چنین نمی باشد! اگر شما براستی بر حماقتِ بیشینه زنان معترف هستید، نمی باید آنان را معصوم و بیگناه؛ و در مقابلشان مردان را ریا کار بدانید. به باورِ من حماقت چیزی نیست که توجیه پذیر باشد(از دید خردگرایی) ولی معصومیت و بی گناهی(همچون کودکان) قابل توجیه است. ضمن اینکه در چند پستِ پیشین خود تبیین نمودم که دروغ گفتن به زنان از سوی ما مردان، نااخلاقی نیست.
این صحبتهای شما هیچ سندیت علمی نداره و بسیار غیرمنطقی به نظر میرسه. شما از دریچه دید خودتان به زنها نگاه میکنی. اگر زنها تمایلی به سکس ندارند و اگر کمتر بروز میدن صرفاً به خاطر جو و شرایط جامعه هست. و رفتارهای زنان تو جوامع مختلف در این مورد تفاوتهای زیادی داره. هرچند با توجه به پیشینه تاریخی زنان ممکنه شباهتهایی هم وجود داشته باشه. خیلی از زنان که تمایلی به سکس ندارن به خاطر این هست که تجربه خوبی از سکس نداشتن و درصد بسیاری هم اصلا ارضا نمیشند، وقتی درصد زیادی از زنان معنی ارگاسم زنانه رو نمیدونن چطور تمایل به سکس داشته باشند؟ ارضا نشدنشون هم ربطی به فرگشت نداره فقط چون یاد نگرفتن.متاسفانه شما همه چی رو به ژنتیک ربط میدید در حالیکه مخصوصا مساله سکس زنان و مردان کاملا یه مساله محیطی و تابع شرایط هست. وقتی یه روسپی پیشنهاد سکس میده حرف فرگشتی شما رد میشه. وقتی یه دختر گرم کزاج یه دوست پسر سرد مزاج داشته باشه و دایم از دوست پسرش سکس بخواد دلیل فرگشتی شما رد میشه. وقتی یه دختر تو یه خانواده به دنیا میاد که سکس بد بودن دختر براش تعریف نشه تو بزرگسالی مطمئناً پیشنهاد سکس دادن براش هیچ منعی نخواهد داشت. شما طوری صحبت میکنید انگار تمام دخترای دنیا سرد مزاج و سکس گریز هستند در حالیکه کاملا اشتباه هست. باید بگم که متاسفانه شناخت درستی از زنها ندارید.
شیرین بانو یعنی شما میفرمایید گرایش متفاوت مردان و زنان بسکس فقط ساخت جامعه و آنهم احتمالا از نوع توطئه مردلاسارانه اش است؟ آن چیزهای که درباره ارگاسم و اینها گفتید چیزهای دیگری هستند که بخشی از آن نتیجه این عدم تقارن هزینه زن و مرد در توید نسل است،یک نکته مهم دیگر اینست که فرگشتی بودن یک پدیده لزوما بمعنای اخلاقی بودنش نیست.آنچه ما میگوییم اینست که اگر زنان در گذشته (تا همین چند دهه پیش) مانند مردان دنبال سکس یلخی بودند بخاطر نبود ابزار پیشگیری از بارداری و شرایط سقط جنین و اینها بخاطر یک سکس کوتاه یک بچه بی پدر روی دستشان میماند با تمام زحمت بزرگ کردن آن در حالی که مرد احتمالا حتی از وجود آن هم در یک رابطه موقت باخبر نمیشد چه برسد به قبول مسئولیت،علت اصلی این وسواس و ناز کردنشان همین بوده،امروز ولی وسائل پیشگیری از بارداری آمده و استفاده میشود ولی زنان همچنان ناز میکنند که این هم خودشان را آزار میدهد هم مردان را.تا اینجا شما ایرادی یا سوالی یا مخالفتی دارید؟
با عرض درود خدمت دوستان. من فیلتر شکنم یه مدت طولانی کار نمیکرد. یکی دیگه جایگزینش کردم. الان اومدم اینجا و این تاپیک نظرمو جلب کردم. البته همشو نخوندم ولی چند تا پست که خوندم مردسالاری و زن ستیزی ازش میبارید. من متاسفم که زنان را به بیخردی و بیمنطقی و کم هوشی و دروغ پسندی متهم میکنید.البته اینکه میگید زنان دروغ رو ترجیح میدن یه دروغ بزرگ هست من خودم زن هستم و با جمعیت کثیری از زنان در ارتباط بوده ام و تا حالا به زنی برنخورده ام که دروغ شنیده باشد و عصبانی نشده باشد از اینکه احمق فرضش کردن. و خودم هم صد البته حقیقت بسیار تلخ رو فکر میکنم حق مسلم هست که بدونم و دروغ شیرین شنیدن رو نوعی توهین به خودم میدانم. مردانی که معتقدند زنان دروغ شنیدن رو دوست دارند و فکر میکنند دروغ گویی به زنان کار پسندیده ای هست صد البته میخواهند دروغگویی خودشان برای فریب زنان رو توجیه کنند. و در آخر لازم به ذکر هست که شماها تقصیری ندارید مردان ایرانی متاسفانه اکثرا دیدگاهشون به زنان مثل شما هست. نه فقط ایرانی که مردان مسلمان. و البته یه نکته هم برای خوشحالیتون بگم اینکه در دین مبین اسلام دروغگویی به زنان برای به دست آوردن دلشان امر پسندیده ای محسوب میشود.
به نظر می رسد یک جنبش فمینیستی باید اینجا به راه انداخته شود. واقعیت این است که تا زمانیکه زنان خودشان پرچم دار رفع تبعیض نشوند انتظار از میان رفتن این دیدگاههای مردسالارانه را نمی توان داشت. بنده با بسیاری سخنان دوستان در این تاپیک موافق نیستم ولی دفاع را با زنان می دانم. منتها در این میان شاید یکی از عللی که بحثها را بی نتیجه می کند روشهای بحث مردانه و زنانه است. درک زن و مرد از واژگان برابر نیست و ممکن است مفاهیم به کلی متفاوتی را در ذهن داشته باشند. این در نهایت منجر به سوء تفاهم و آن چیزهایی می شود که دوستان از آن به عنوان علاقه به دروغ شنوی یاد کردند.
یک مثال می زنم. زنی از مردش می پرسد به نظرت این لباس بهم میاد؟ - مرد با تجربه طبق بروسه از پیش آموخته شده دروغگویی بدون نگاه کردن می گوید عالی است! - مرد بی تجربه نگاه می کند و نظر می دهد. می گوید نه زشته! و تاوانش را پس خواهد داد...
در این داستان تفاوتی وجود دارد. وقتی زنی چنین سوالی می پرسد ممکن است به دلایل بسیار متفاوتی این سوال را پرسیده باشد که لزوما برای ذهن مردان که عادت به محاسبه خطی دارد قابل درک نیست. وقتی مردی از مرد دیگری سوالی می پرسد فقط جواب آن سوال را می خواهد در حالیکه در مورد زنان این فرآیند بسیار پیچیده و عمیقتر از یک سوال ساده است. (شاید ناشی از شیوه متفاوت تفکر زنان باشد - تفکر موازی)
در مثال فوق معمولا زنان خود بهتر در جریان مد و زیبایی و زشتی لباس هستند با این نوع سوالها چند هدف را ممکن است دنبال کنند. - نشان دهند که برای نظر مرد ارزش قایلند. -توجه او را به لباس خود جلب کنند. - نظر مرد خود را در باره فرضا میزان پوشیدگی و اشکال دار بودن یا نبودن آن پرسا باشند! - کلا توجه مرد سر به هوا را به خود به بهانه لباس جلب کنند. - نشان دهند که چقدر برایشان نظر مردشان با اهمیت است. و.... هزار و یک دلیل دیگری که به ذهن مردان شاید هیچگاه خطور نکند! و در آخر آن یک درصد شک در باب لباس را هم مورد بررسی از طریق یک ناوارد به هنر لباس پوشیدن پرسیده باشند.
باید اعتراف کنم که درک زنان برای مردان بسیار سخت است و همین می شود که در نهایت دوستان نتایجی تلخی چون موارد فوق را بیان کرده و به کل زنان به عنوان قانونی بسط می دهند.
در باب گرایش به سکس دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. تا سالها پیش تصور می شد زن و مرد بودن ناشی از آموزش است اما روز به روز نقش بیشتری برای ژنها در بروز خصوصیات مردانه و زنانه (و همچنین گرایشهای همجنس خواهانه و غیرهم جنس خواهانه) آشکار می شود. در باب این گرایش بنده مطالعه علمی تجربی سراغ ندارم که چنین تفاوتی را نشان دهد. ولی در روانشناسی نظریه هایی وجود دارد. به خصوص با توجیهاتی فرگشتی این نظریه ها مقبول به نظر می رسد. (به نظرم دیدگاههای رفتارگرایان هم در روانشناسی این را تایید کرده) که زنان به دنبال روابط طولانی و عمیق هستند و مردان به دنبال روابط کوتاه مدت و سطحی. منتها در نهایت زنان با همین شیوه های زنانه و به دام انداختن مردان در بند عشق راه را برای ادامه رابطه و بودن مرد و بزرگ کردن فرزندان فراهم می سازند. این بسیار از لحاظ فرگشتی موفقتر از الگوی بزن و در رو است. به این معنی که فرزندان به خوبی تغذیه و تحت حمایت قرارگرفته و شانس بقای نسل بالا میرود.
در این میان من کارکرد دروغ را بیشتر از علمی بودن تجربه ای فردی و محدود می دانم. گرچه چنین روشی می توان منجر به سکس شود ولی تاثیری در بقا ندارد و بنابراین رفتاری نامناسب از لحاظ فرگشت است. (احتمال باردار شدن با سکس مداوم بیشتر است) در برابر آن صداقت و در پی آن trust مقبول بوده و آغوشی باز برای محبت و سکس را در پی خواهد داشت. این پروسه عشق در انسان به پیچیده ترین شکل خود بروز کرده که البته به خوبی متناسب با رشد neocortex در انسان است.
در پاسخ به پست آخر راسل گرامی: در این میان روشهای کنترل بارداری این پروسه را بی اهمیت کرده است و امکان سکس برای لذت وجود دارد ولی آیا ژنهایمان را هم می توانیم تغییر دهیم؟ رفتارها برخواسته از ژنها هستند.. به این معنی که به همان ترتیب که مرد همجنس گرا از سکس با زن لذت نمی برد و این را نمی توان با آموزش و تنبیه و روان درمانی درست کرد. زن هم اکثرا در رابطه ناپایدار لذتی نمی برد. اخیری تحقیقی می خواندم که تایید کننده همین حرف بود. احتمال رسیدن به ارگاسم در زنانی که با مرد خود رابطه ای مستحکم و بلندمدت دارند بسیار بیشتر از روابط کوتاه و گذرا با آینده نامشخص است. باز در تحقیقی دیگر مشخص شده درصد زیادی از زنان ادای ارگاسم را در می آورد. به نظر می رسد این فقط برای همراهی آنها با فرهنگ و مد جامعه در رابطه جنسی باشد! به نظر می رسد ژنها برای رسیدن به ارگاسم پیش شرطهایی را خواستارند و به سادگی مردان نیست.
اولا که یه خصیصه ای در گونه ای فرگشتی هست که اون خصیصه در همه افراد اون گونه وجود داشته باشه. مثل پریود شدن. و اگر وجود نداشته باشه یه نوع ناهنجاری محسوب میشه. رفتارهای جنسی انسانها رو نمیتوانیم به عنوان رفتارهای فرگشتی دسته بندی کنیم. چون زنان مختلف در سکس با هم متفاوت هستن. درسته تجربه تاریخی انسانها زنان کمتر متمایل به سکس و متعهد به روابط طولانی مدت رو می پسنده و این در بین زنان جا افتاده. ولی امروز زنان بسیاری وجود دارند که در قید و بند رابطه طولانی مدت نیستند و دنبال سکس و رابطه هستند برای خوشگذرونی. و مردان بسیاری هم هستند که دنبال زنی قابل اطمینان برای رابطه طولانی مدت میگردند و تمایلی به روابط کوتاه مدت ندارند. یعنی چون تا الان مردان بیشتر خیانت میکردند و زنان کمتر دلیل بر این نیست که بگیم پس این یه خصیصه تکاملی و فرگشتی هست. میبینیم که به مرور زمان این نسبتها داره مساوی میشه. و همچنین این نسبتها در بعضی جوامع نسبت به بعضی دیگر با توجه به فرهنگ و سنتهاشون متغیر هست. دوماً اگر در گذشته وسایل جلوگیری از بارداری وجود نداشته کسی هم تمایلی به جلوگیری نداشته. یعنی مردم تا تاریخ نه چندان دور زنان پر بارور رو میپسندیدند و زنان هیچ نگرانی بابت حاملگی که نداشتند بلکه باعث غرورشون هم بوده. تعداد فرزندان زیاد مزیت بوده پس نمیتونیم نبود امکانات پیشگیری از بارداری رو عامل تمایل کم زنان به سکس بدونیم. وقتی جوامع متمدنتر شدند و رفاه مردم بیشتر شد تعداد فرزند کمتر رایج شد و همون موقع هم بشر راه پیشگیری از بارداری رو پیدا کرد. شما پانصدسال قبل اگه وسایل جلوگیری از بارداری رو به مردم معرفی میکردید مطمئن باشید هیچ استقبالی از آن نمیکردند. چون مرگ و میر زیادتر بوده به نسبت دنبال زاد و ولد بیشتر هم بودند و شعارشون این بوده: فرزندان بیشتر = کسب امکانات و منابع بیشتر و زندگی بهتر
پسر و دختری که در یک خانواده بی قید و بند بزرگ میشه و از بچگی با سکس و روابط جنسی آشنایی داره در بزرگسالی بسیار بیشتر به دنبال لذتجویی از سکس و روابط جنسی هستن تا پسر یا دختری که تا بزرگسالی نه تنها از سکس چیزی نمیدونن بلکه نوعی رفتار زشت و ناهنجار هم براشون محسوب میشه. یه نکته دیگه که در مورد پیشگیری از بارداری لازم هم بگم در بعضی حیوانات هم وقتی دیگه نمیخوان باردار بشن از نوعی گیاهان برای پیشگیری از بارداری استفاده میکنن. مثلا پلنگ گیاهی به نام نروک میخوره و دیگه باردار نمیشن. به نظرتون انسان تا همین چند سال قبل از حیوانات دارای شعور کمتری بودند که واهمه ای داشته باشند از بارداری و هیچ راه حلی نیافته باشن براش؟
خیر چنین نمی باشد! اگر شما براستی بر حماقتِ بیشینه زنان معترف هستید، نمی باید آنان را معصوم و بیگناه؛ و در مقابلشان مردان را ریا کار بدانید. به باورِ من حماقت چیزی نیست که توجیه پذیر باشد(از دید خردگرایی) ولی معصومیت و بی گناهی(همچون کودکان) قابل توجیه است. ضمن اینکه در چند پستِ پیشین خود تبیین نمودم که دروغ گفتن به زنان از سوی ما مردان، نااخلاقی نیست.
شاید حماقت لفظ درستی نباشه ؛ بهتره بگیم مردها خردمندترن ؛ همین که این خردمندی هم صد البته دلیل بر برتر بودنشون نیست ؛ چون ویژگی های دیگری که خانوما دارن رو ندارن
آنارشی جان من نمیدونم منظور شما از فرگشت چی هست ولی چیزی که من برداشت کردم از فرگشت تغییرات ژنتیکی گونه ها در طول زمان هست نه تغییرات رفتاری و اجتماعی . خیلی از زنها نه تنها از شنیدن پیشنهاد مستقیم سکس استقبال میکنن گاهی حتی خودشون هم پیشنهاد میدن. در هر صورت یه زن معمولی و نرمال که در رابطه با یه مرد هست ترجیح میده اون مرد واقعا دوستش داشته باشه و باهاش صادق باشه . اگر زن مرد رو واقعا دوس داشته باشه احتیاج چندانی به دروغگویی و مخ زنی برای سکس نیست. و در کل چرا مردا تو ایران به جای اینکه دنبال کسی که واقعا دوسش دارن باشن و با کسی که واقعا دوسش دارن سعی کنن رابطه برقرار کنن. دنبال یه مورد برای مخ زنی و رفع نیازشون میگردن؟
فرگشت یعنی اینکه بنا به نیاز و تغییرات محیطی، رفتار یا صفت سازگار تر باقی بمونه، این رفتار هم قطعا درون ژن انسان ذخیره شده...پس ژن و رفتار در کنار هم هستن!!! خیلی از زن ها که میفرمایید نه علمیست نه آماری و نه مصداق و شرایط رو معین میکنید...مثلا منظور زن روسپی هست؟ زن که قصد بارداری دارد؟ زنی که چند روز هست با اون آشنا شده ایم؟ چیزی که مد نظر من بود انگیزه اولیه زن و مرد در یک ارتباط یا شروع اون هست... مساله اینجاست که زن و مرد ابتدا به ساکن نوع کشش متفاوتی به هم دارن...اکثر مردها در سطح اول به دنبال سکس هستن و بعد رابطه دراز مدت و زن ها به عکس...پس نیاز هست گاهی بر روی انگیزه های اصلی خودشون پوششی با دروغ های ظریف بکشن چون رک گویی اونها مساوی هست با از دست دادن شانسشون...اینها تفاوت های فرگشتی در بیشینه زنان و مردان هست...
این جمله آخر شما هم نشان دهنده و اثبات کننده همین تفاوت هست...ایران و غیر ایران هم تا جایی که میدانم با کمی تفاوت درصد، به همین شکل هست!!
این صحبتهای شما هیچ سندیت علمی نداره و بسیار غیرمنطقی به نظر میرسه. شما از دریچه دید خودتان به زنها نگاه میکنی. اگر زنها تمایلی به سکس ندارند و اگر کمتر بروز میدن صرفاً به خاطر جو و شرایط جامعه هست. و رفتارهای زنان تو جوامع مختلف در این مورد تفاوتهای زیادی داره. هرچند با توجه به پیشینه تاریخی زنان ممکنه شباهتهایی هم وجود داشته باشه. خیلی از زنان که تمایلی به سکس ندارن به خاطر این هست که تجربه خوبی از سکس نداشتن و درصد بسیاری هم اصلا ارضا نمیشند، وقتی درصد زیادی از زنان معنی ارگاسم زنانه رو نمیدونن چطور تمایل به سکس داشته باشند؟ ارضا نشدنشون هم ربطی به فرگشت نداره فقط چون یاد نگرفتن.متاسفانه شما همه چی رو به ژنتیک ربط میدید در حالیکه مخصوصا مساله سکس زنان و مردان کاملا یه مساله محیطی و تابع شرایط هست. وقتی یه روسپی پیشنهاد سکس میده حرف فرگشتی شما رد میشه. وقتی یه دختر گرم کزاج یه دوست پسر سرد مزاج داشته باشه و دایم از دوست پسرش سکس بخواد دلیل فرگشتی شما رد میشه. وقتی یه دختر تو یه خانواده به دنیا میاد که سکس بد بودن دختر براش تعریف نشه تو بزرگسالی مطمئناً پیشنهاد سکس دادن براش هیچ منعی نخواهد داشت. شما طوری صحبت میکنید انگار تمام دخترای دنیا سرد مزاج و سکس گریز هستند در حالیکه کاملا اشتباه هست. باید بگم که متاسفانه شناخت درستی از زنها ندارید.
گرامی همین جو جامعه که میگید مربوط به دوره های طولانی زندگی زن و مرد در هزاره های گذشته هست و کاملا هم منطبق با فرگشت...اصولا فرگشت هم کم تحت تاثیر محیط نبوده!! پس هم حرف شما درست است هم حرف ما...رفتارهای زنان در جوامع مختلف هم ناشی از برداشته شدن این موانع محیطی هست...در خصوص ارضا نشدن زنان هم حرف شما در جای خودش درسته اما نافی ادعای ما هم نیست..
در مورد مثال هایی که به عنوان استثنا و رد کننده فرگشت مطرح کردید مثل روسپی،اینها رد کننده فرگشت نیست...در همون فرگشت هم به نظر من بحث بیشینه بودن بروز یک صفت سازگار تر هست و نه اینکه همگی صفت مشترک داشته باشند...افراد حتی میتوانند بر خلاف فرگشت هم عمل کنند ولی شانس بقای خود و ژن هاشون رو کمتر میکنند....مثال های دیگر مثل دختر گرم مزاج هم اصولا نامشخص و کلی هست،کسی هم نگفت دختر میل جنسی ندارد..بلکه در جای خودش بسیار هم دارد.داستان بر سر این بود که در یک شرایط مساوی برای شروع یک ارتباط آیا انگیزه سکس در میان مردان بیشتر هست یا زنان، ضمن اینکه کاهش میل جنسی در یک مرد یا زن هم دلایل روانشناختی دارد و فرگشت هم یک بستر کلی هست...مثال دختر در خانواده با افکار خاص هم باز منافاتی با فرگشت ندارد چون فاکتور پیشنهاد سکس ندادن از طرف دختر در دختران با خانواده های آزاد هم کمتر دیده میشه...مساله باز همون بیشینگی مطلق هست نه چند استثنا!!
سرد مزاجی هم معنای متفاوتی با تمایل کمتر به همخوابگی در زنان دارد...مثلا فردی که مبتلا به افسردگی ماژور هست، چه زن چه مرد تمایل کمتری به سکس خواهد داشت..
اولا که یه خصیصه ای در گونه ای فرگشتی هست که اون خصیصه در همه افراد اون گونه وجود داشته باشه. مثل پریود شدن. و اگر وجود نداشته باشه یه نوع ناهنجاری محسوب میشه. رفتارهای جنسی انسانها رو نمیتوانیم به عنوان رفتارهای فرگشتی دسته بندی کنیم. چون زنان مختلف در سکس با هم متفاوت هستن. درسته تجربه تاریخی انسانها زنان کمتر متمایل به سکس و متعهد به روابط طولانی مدت رو می پسنده و این در بین زنان جا افتاده. ولی امروز زنان بسیاری وجود دارند که در قید و بند رابطه طولانی مدت نیستند و دنبال سکس و رابطه هستند برای خوشگذرونی. و مردان بسیاری هم هستند که دنبال زنی قابل اطمینان برای رابطه طولانی مدت میگردند و تمایلی به روابط کوتاه مدت ندارند. یعنی چون تا الان مردان بیشتر خیانت میکردند و زنان کمتر دلیل بر این نیست که بگیم پس این یه خصیصه تکاملی و فرگشتی هست. میبینیم که به مرور زمان این نسبتها داره مساوی میشه. و همچنین این نسبتها در بعضی جوامع نسبت به بعضی دیگر با توجه به فرهنگ و سنتهاشون متغیر هست. دوماً اگر در گذشته وسایل جلوگیری از بارداری وجود نداشته کسی هم تمایلی به جلوگیری نداشته. یعنی مردم تا تاریخ نه چندان دور زنان پر بارور رو میپسندیدند و زنان هیچ نگرانی بابت حاملگی که نداشتند بلکه باعث غرورشون هم بوده. تعداد فرزندان زیاد مزیت بوده پس نمیتونیم نبود امکانات پیشگیری از بارداری رو عامل تمایل کم زنان به سکس بدونیم. وقتی جوامع متمدنتر شدند و رفاه مردم بیشتر شد تعداد فرزند کمتر رایج شد و همون موقع هم بشر راه پیشگیری از بارداری رو پیدا کرد. شما پانصدسال قبل اگه وسایل جلوگیری از بارداری رو به مردم معرفی میکردید مطمئن باشید هیچ استقبالی از آن نمیکردند. چون مرگ و میر زیادتر بوده به نسبت دنبال زاد و ولد بیشتر هم بودند و شعارشون این بوده: فرزندان بیشتر = کسب امکانات و منابع بیشتر و زندگی بهتر
اینکه رفتاری فرگشتی باید در فردی دیده شه اما اینگونه نباشه نافی فرگشتی بودن اون خصلت نیست...میتونه نقص ژنتیکی باشه برای نمونه یا اینکه هوشمندی انسان گاهی باعث میشه حتی بر خلاف فرگشت هم بتونه عمل کنه. همینکه میگید امروز زنانی هم هستند در قید و بند رابطه طولانی مدت نیستند نشون میده این باگ های فرگشتیک قابل رفع اند و تاییدی هست برای حرف های ما...
به قول راسل گرامی فرگشتیک بودن مساوی با اخلاقی بودن نیست که شما باهاش مخالفت میکنید...
نه نتیجه گیری شما اشتباه هست..علم بشر به مرور کامل شده و با آگاهی از کمبود منابع متوجه شده باید راهی برای کاهش زاد و ولد و افزایش کیفیت زندگی پیدا کنه...پیشرفت هماهنگ و همگام علوم مختلف اون رو به این نقطه رسونده...در همون گذشته هم که تعداد فرزندان بسیار زیاد بوده،باز زن طبق خصوصیات فرگشتیک همواره برای بقا و بزرگ کردن فرزندان خودشون نیاز داشتند مردی رو در کنار خودشون داشته باشند،پس در انتخاب برای سکس سخت گیر بودند و فردی رو انتخاب میکردند که در دراز مدت کنارشون بمونه...اینکه در قالب زندگی با یک مرد بچه زیاد داشته اند با اینکه ما میگوییم حاضر به همخوابگی با هر مردی نبوده و تن به سکس نمیداده اند چرا که احتمال بارداری و بعد ترک شدن توسط مرد رو میداده اند، خیلی متفاوت هست شیرین بانو...
پسر و دختری که در یک خانواده بی قید و بند بزرگ میشه و از بچگی با سکس و روابط جنسی آشنایی داره در بزرگسالی بسیار بیشتر به دنبال لذتجویی از سکس و روابط جنسی هستن تا پسر یا دختری که تا بزرگسالی نه تنها از سکس چیزی نمیدونن بلکه نوعی رفتار زشت و ناهنجار هم براشون محسوب میشه. یه نکته دیگه که در مورد پیشگیری از بارداری لازم هم بگم در بعضی حیوانات هم وقتی دیگه نمیخوان باردار بشن از نوعی گیاهان برای پیشگیری از بارداری استفاده میکنن. مثلا پلنگ گیاهی به نام نروک میخوره و دیگه باردار نمیشن. به نظرتون انسان تا همین چند سال قبل از حیوانات دارای شعور کمتری بودند که واهمه ای داشته باشند از بارداری و هیچ راه حلی نیافته باشن براش؟
اینها هم در واقع مرتبط هست با فرگشت...زمانی رفتاری در یک جامعه هنجار محسوب شده و احتمال بقا رو افزایش میداده..شما همون حرف های ما رو میزنید بدون اما فکر میکنید وقتی میگیم فرگشت منظورمون اخلاقی بودن یا ناگزیر بودن 100% هست!! در شکل گیری فرگشت قطعا یک عامل مطرح نبوده و نیست.
در مورد نروک هم من مطلب علمی نخوندم...هر چه بوده در علوم اسلامی و طب سنتی بوده!!
نروک
نَرُوْکْ
فارسی : نروک
*توضیحات : بیخی است شبیه به لعبت بربری و از آن بزرگتر و از کرمان آورند. امین الدوله گفته که مخبر
صادق به من خبر داد که در جبال کرمان خصوصاً جایی که پلنگ باشد در اول بهار نباتی میروید برگ آن
در ابتدا شبیه به برگ خربزه و چون بقدر شبری رسد شکل برگ آن منقلب گردد و بنابر آن در آن وقت آن
مکان را نشان میکنند و بعد از خشکی گیاه و رسیدن بیخ آن به همان نشان بیخ آن را اخذ مینمایند
و گفتهاند علامت خوب و خواص آن آنست که چون بر بالای دیگ جوشان بگذارند در ساعت از جوش باز
ایستد و چون در تنور اندازند نان از تنور بریزد و چون در شیر اندازند شیر بریده گردد و رنگ اصلی آن به
رنگ پلنگ ابلق میباشد و نیز از خواص آنست که چون پلنگ از زاییدن بسیار آزار مییابد و بر او دشوار
است زادن لهذا آن بیخ را پیدا کرده برآورده میخورند تا بار نگیرد و از خوردن آن باز نمیگیرد و در بدن آن
غدد به هم میرسد و از هر مکانی که پلنگ بیخ آن را برآورده خورده باشد باز سال دیگر از همان مکان
بیخ تازه میروید و با سبزی میباشد به خلاف آنچه را پلنگ برنیاورده که آن سفید است و در سرگین
آن گاهی بعضی مهرهها یافت میشود و بعضی گفتهاند در شیردان آن و بعضی گفتهاند در فرج و رحم
آن و بعضی گفتهاند در ذنب آن تکون مییابد و صاحب الاختیارات بدیعی نوشته تحقیق آنست که در
ذنب آن به هم میرسد و باقی خلاف است و آن را حجرالنمر و به فارسی نروک پلنگ نامند و دستور
اخذ آن چنان است که چون قبل آن را احساس نمایند و در فم رحم آن چیزی مانند آب دریا بند باید که
پوست رحم آن را ببرند و در جو اندازند و مدّتی نگاهدارند آن آب مانند انفحه منعقد گردد و نروک حقیقی
عبارت از این است و طرقیون مصنوع آن را به انواع میسازند بعضی مانند جو و بعضی مانند
گندم باریک طولانی و این صحیح نیست. صحیح همان است که ذکر یافت.
افعال و خواص آن: چون دو شعیره تا یک طسوج آن را زن بخورد و یا فرزجه سازد و یا ذرور و یا
تعلیق نماید هرگز آبستن نگردد و چون مرد تعلیق نماید مباشرت نکند و اگر نماید با هر زن که مقاربت
نماید حامله نگردد و ذرور و تعلیق آن جهت دفع خنازیر و ریح الشوکه مجرب دانستهاند و طلای آن جهت
رفع ناصور مجرب.
مقدار شربت آن: یک طسوج و زیاده از آن موجب لاغری با افراط است و در دست داشتن آن باعث
سرعت ولادت و گفتهاند چون بر ناصور بندند حجم آن زیاده گردد و ناصور کمتر و کوچکتر شود و تجدید آن
باعث رفع ناصور است.
در خصوص تعدد فرزندان در پست قبل گفتم...این که شما میگید در همون خانواده و اطمینان از بودن مرد هست!! ما بحثمون در خصوص سکس تنها هست که زنان به راحتی بهش تن نمیدادن چون احتمال داشته باردار شده و مردی به عنوان حامی یافت نشود...در گذشته هم دلایل داشتن فرزندان زیاد همونها بود که تا حدی اشاره کردید..
من کاری به اخلاقی یه غیر اخلاقی بودن موضوع ندارم. فقط دارم در مورد رفتار جنسی انسان به عنوان یه موجود زنده صحبت میکنم. و نمیدونم برچه اساسی شما فکر میکنید من برداشت اخلاقی کردم. فرگشت
به این راحتی که شما تصور میکنید اتفاق نمی افته. فرگشت یه پروسه بسیار طولانی مدت و زمانبر هست. و نمیشه یه فرد در یک محیطی قرار بگیره تحت تاثیر فرگشت قرار بگیره بالافاصله. مساله سکس در انسان کاملا محیطی هست.
تا همین صد سال قبل تو کل دنیا سکس تابو بوده مخصوصا برای زن. و زنان اجازه نداشتند به راحتی سکس برقرار کنن با هر کی میخوان. بعد بر اساس شرایط اجتماعی و خیزشهای فمنیستی زنان این حق رو به خودشون دادن که در سکس فرقی با مردان ندارن. و الان وضعیت سکس زنان نسبت به صد سال قبل بسیار بهبود پیدا کرده. و الان زنان خیلی بیشتر از سکس لذت میبرن تا صد سال قبل. مطمئناً نمیتونی بگی تو این صد سال فرگشت اتفاق افتاده. همچنین وقتی در گونه ای بر اساس تکامل یه صفتی به وجود اومده باشه این صفت در همه افراد اون گونه باید وجود داشته باشه. و اگر یکی از افراد اون گونه اون صفت فرگشتی رو نداشته باشه یه نقص ژنتیکی محسوب میشه و بدنش دچار مشکلی هست. ولی رفتارهای جنسی انسان اینگونه نیست که همه زنان کاملا شبیه هم باشه رفتارشون.
در نتیجه نمیتونیم بگیم اگه یه زن دنبال روابط کوتاه مدت و سکس های متعدد هست در نتیجه نقص ژنتیکی و تکاملی داره. ربطی به تکامل نداره چون کاملا تابع محیط هست.
یه دختر رو در نظر بگیرید در یک خانواده بسیار مذهبی و سنتی به دنیا می آید و حتی ممکنه در کودکی ختنه هم بشه. چنین شخصی با معیارهای فرگشتی شما که تمایلی به سکس و پیشنهاد سکس و رابطه نداره جور در میاد. حالا همون دختر رو در نظر بگیرید که تو یه قبیله بدوی به دنیا می آید که زن و مرد وقت و بیوقت جلو بچه ها سکس میکنن با هم. چنین دختری به محض به بلوغ رسیدن و یا حتی قبلش دنبال سکس هست و میخواد اینو تجربه کنه و برای سکس کردن هم نیاز به ناز کردن و ... نداره.
هر چند حتی نوع تغذیه و شرایط آب و هوایی هم در میزان تمایل افراد به سکس تاثیر گذار هست. یه زن روسپی یا دختر گرم مزاج رو مثال زدم چون این گونه زنان تو دنیا زیاد هستند . نقص ژنتیکی هم ندارن و کاملا هم از نظر بدنی سالم هستند ولی براشون سکس داشتن مساله نیست.
شما اومدید میگید تمام زنان دنیا نمیخوان سکس داشته باشن یا به زور باید وادارشون کنی چون فرگشت اینطور خواسته. من نمیدونم شما کجا زندگی میکنید و با چه نوع زنانی در ارتباط هستید. در ضمن در هیچ برهه ای از تاریخ من نخوندم که زنان تن به سکس نمیدادن و مرد گریزبوده اند. و از بارداری واهمه داشتن. نمیدونم بر چه اساسی این حرفا رو میزنید.
به این راحتی که شما تصور میکنید اتفاق نمی افته. فرگشت یه پروسه بسیار طولانی مدت و زمانبر هست. و نمیشه یه فرد در یک محیطی قرار بگیره تحت تاثیر فرگشت قرار بگیره بالافاصله. مساله سکس در انسان کاملا محیطی هست.
کسی نگفت بلافاصله...فاکتور های محیطی زیادی بودند که در مسیر فرگشت تاثیر گذار بودند...چون تکرار واقعا ملال آور شده مراجعه کنید به پست های قبلی!! محیط= مادر فرگشت
تا همین صد سال قبل تو کل دنیا سکس تابو بوده مخصوصا برای زن. و زنان اجازه نداشتند به راحتی سکس برقرار کنن با هر کی میخوان. بعد بر اساس شرایط اجتماعی و خیزشهای فمنیستی زنان این حق رو به خودشون دادن که در سکس فرقی با مردان ندارن. و الان وضعیت سکس زنان نسبت به صد سال قبل بسیار بهبود پیدا کرده. و الان زنان خیلی بیشتر از سکس لذت میبرن تا صد سال قبل. مطمئناً نمیتونی بگی تو این صد سال فرگشت اتفاق افتاده. همچنین وقتی در گونه ای بر اساس تکامل یه صفتی به وجود اومده باشه این صفت در همه افراد اون گونه باید وجود داشته باشه. و اگر یکی از افراد اون گونه اون صفت فرگشتی رو نداشته باشه یه نقص ژنتیکی محسوب میشه و بدنش دچار مشکلی هست. ولی رفتارهای جنسی انسان اینگونه نیست که همه زنان کاملا شبیه هم باشه رفتارشون.
اول اینکه باز صورت مساله در ذهن شما اشتباه شکل گرفته...بحث لذت نیست!! بحث تفاوت در میزان گرایش و اهمیت داشتن سکس در شکل گیری رابطه هست.شیرین
جان نمیخوای که باعث ریزش موهای من بشی بس که تکرار کردم😃
دوم اینکه بله مسائلی فرگشتیک بوده ولی مگر فکر کردی تغییرات فرگشتیک چطور رخ میده؟ همین پیشرفت علم و تکنولوژی و جنبش به قول شما فمینیستی و ...باعث شده داستان عوض شه و الان رفتار و صفات دیگری عامل بقا شه...بنابراین تعداد زنان بیشتری رو آوردن به سکس صرفا از روی لذت...اما باگ فرگشتیک همچنان خودش رو در بیشینه زنان نشون میده...
سوم گفتم در فرگشت قرار نیست میزان بروز صفات در همه به یک میزان باشه و حتی هوش انسان میتونه منجر به این شه که بر خلاف فرگشت هم عمل کنه...نقص ژنتیکی هم به معنای اینکه مقایسه کنید با کری و کوری خیر...در واقع کاستی ای هست ولی الان داستان اینجاست که شرایط محیطی تا حدودی تغییر کرده اما رفتار فرگشتیک همچنان پر برجاست و کم کم داره به سمتی میره که صفت چندان موثری در افزایش بقای زنان نیست...بیشتر یک صفت مزاحم هست!!
در نتیجه نمیتونیم بگیم اگه یه زن دنبال روابط کوتاه مدت و سکس های متعدد هست در نتیجه نقص ژنتیکی و تکاملی داره. ربطی به تکامل نداره چون کاملا تابع محیط هست.
کسی همچین ادعایی نکرد...اگر زنی به این شکل بود در واقع به واسطه هوشش تونسته بر این باگ فرگشتیک فائق بیاد...باز هم داستان محیط!! محیط=مادر فرگشت
یه دختر رو در نظر بگیرید در یک خانواده بسیار مذهبی و سنتی به دنیا می آید و حتی ممکنه در کودکی ختنه هم بشه. چنین شخصی با معیارهای فرگشتی شما که تمایلی به سکس و پیشنهاد سکس و رابطه نداره جور در میاد. حالا همون دختر رو در نظر بگیرید که تو یه قبیله بدوی به دنیا می آید که زن و مرد وقت و بیوقت جلو بچه ها سکس میکنن با هم. چنین دختری به محض به بلوغ رسیدن و یا حتی قبلش دنبال سکس هست و میخواد اینو تجربه کنه و برای سکس کردن هم نیاز به ناز کردن و ... نداره.
مثال های شما نافی ادعای فرگشتیک بودن عدم تمایل بیشینه زنان به همخوابگی صرف از روی لذت نیست!! بعد هم مثال های شما فقط در ذهن شماست نه نمونه عینی و واقعی...حتی اگر دختری هر روز هم سکس در جلوی چشمانش باشه درمقایسه با بیشینه پسرها تمایل کمتری به همخوابگی از روی صرف لذت داره....شیرین جان مو های من در حال ریزش شدند😃
هر چند حتی نوع تغذیه و شرایط آب و هوایی هم در میزان تمایل افراد به سکس تاثیر گذار هست. یه زن روسپی یا دختر گرم مزاج رو مثال زدم چون این گونه زنان تو دنیا زیاد هستند . نقص ژنتیکی هم ندارن و کاملا هم از نظر بدنی سالم هستند ولی براشون سکس داشتن مساله نیست.
تغذیه و اینها هم تاثیرگذار هست تا حدودی اما باز نافی ادعای ما نیست! برداشت شما از نقص یا کاستی هم نادرست است...کاستی به لحاظ تفاوت با بیشینه مد نظر هست!! بودن این مثال ها خود نشونه اینه که این باگ های فرگشتیک کم و بیش در حال رفع شدن هستند هر چند هنوز وجود دارند در بیشینه زنان...
شما اومدید میگید تمام زنان دنیا نمیخوان سکس داشته باشن یا به زور باید وادارشون کنی چون فرگشت اینطور خواسته. من نمیدونم شما کجا زندگی میکنید و با چه نوع زنانی در ارتباط هستید. در ضمن در هیچ برهه ای از تاریخ من نخوندم که زنان تن به سکس نمیدادن و مرد گریزبوده اند. و از بارداری واهمه داشتن. نمیدونم بر چه اساسی این حرفا رو میزنید.
شیرین بانو با عرض معذرت این سفسطه حرف در دهان گذاشتن است...هیچ کدام ادعای ما نبود.کسی نگفت زن ها نمیخواهند سکس داشته باشند!!کسی نگفت باید به زور وادارشون کرد،کسی نگفت به سکس تن نمیداده اند یا مرد گریز بوده اند یا از بارداری واهمه داشته اند...نیازی به تکرار مطالب هم نیست و باید پست های قبلی رو مرور کنید...
در پاسخ به پست آخر راسل گرامی: در این میان روشهای کنترل بارداری این پروسه را بی اهمیت کرده است و امکان سکس برای لذت وجود دارد ولی آیا ژنهایمان را هم می توانیم تغییر دهیم؟ رفتارها برخواسته از ژنها هستند.. به این معنی که به همان ترتیب که مرد همجنس گرا از سکس با زن لذت نمی برد و این را نمی توان با آموزش و تنبیه و روان درمانی درست کرد. زن هم اکثرا در رابطه ناپایدار لذتی نمی برد. اخیری تحقیقی می خواندم که تایید کننده همین حرف بود. احتمال رسیدن به ارگاسم در زنانی که با مرد خود رابطه ای مستحکم و بلندمدت دارند بسیار بیشتر از روابط کوتاه و گذرا با آینده نامشخص است. باز در تحقیقی دیگر مشخص شده درصد زیادی از زنان ادای ارگاسم را در می آورد. به نظر می رسد این فقط برای همراهی آنها با فرهنگ و مد جامعه در رابطه جنسی باشد! به نظر می رسد ژنها برای رسیدن به ارگاسم پیش شرطهایی را خواستارند و به سادگی مردان نیست.
خوب اینهم گویا با داده های تجربی نشان داده شده که نوع لذت جنسی زنان بیشتر عاطفی و حسیست در حالی که برای مردان فیزیکیست،حتی یکجا دیدم پورن مخصوص زنان با همین دید تولید میکنند. ولی من ارتباط اینها را به بحث نمیدانم چیست.خوب داده ها نشان میدهد مردان علاقه به سکس یلخی بیشتر دارند زنان به سکس عاطفی.حالا این عاملش را شما فرض کنید ژن هم نباشد،سحن ما برای فهم علت این ماجراست نه توجیه یک ایدئولوژی فمینیستی.مگر جز اینست که ایجا قرار است یکسری شعار مردسالارانه قاچاق شود و اینکه "اگر ما برابر برخورد کنیم تفاوتی نیست،و هر تفاوت آماری بین زنان و مردان حتما علتش تبعیض اجتماعیست".
باز هم میگویم دیدگاه افراطی دراینباره دیدگاه مخالف ماست که میگوید تفاوت مردان و زنان تنها القای جامعه است و همینطور بار اثبات این ادعاهای خارق العاده هم بدوش مدعیان آنست نه عکس آن،ما اگر میخواهیم تصمیم اخلاقی دراینباره بگیریم باید با دید واقع بینانه باشد و هوشیارانه وگرنه با پمپاژ ایده های یک بخش فمینیستها که جنبش فمینیست را بسرقت برده اند و دروغ گفتن درباره اختلاف زن و مرد کمکی به زنان نکرده ایم.تنها زندگی زنان و مردان را با نگفتن حقیقت خرابتر کرده ایم و بجای حل تضادهای احتمالی صورت مساله را انکار میکنیم. اینجا همه قبول داریم که گرایش متفاوت به سکس در زن و مرد داریم و این امروزه یک معضل است.مخصوصا که بچه دار شدن و خانواده هم گزینه ای اختیاری شده.خوب حالا ناز کردن دخترها اینجا برای چیزی که هر دو طرف از آن لذت میبرند از نظر پسرها نامنطقیست و باید تغییر کند.اصلا فرگشت را فراموش کنیم اینجا.دوستان مخالف بفرمایند ایراد و خواست پسرها با مستقل شدن هر دو طرف از نظر مالی و رنگباختن سنتهای بیهوده بجاست یا نه؟ من نمیدانم پیچیده بودن و نافهم بودن یک طرز فکر گویا جدیدا حسن شده،حداقلش این است که بگوییم هر کس نوع فکر خود را دارد،ولی اینکه بگوییم پسرها اینجا نامنطقی و مردسالار هستند و تنها آنها باید خود را تغییر دهند تا مناسب سلیقه زنان بشوند در قرن 21 سخن نااخلاقی و نامنطقیست نه آنچه ما میگوییم.
فرگشت یه پروسه بسیار طولانی مدت و زمانبر هست. و نمیشه یه فرد در یک محیطی قرار بگیره تحت تاثیر فرگشت قرار بگیره بالافاصله. مساله سکس در انسان کاملا محیطی هست.
آری،چیزی که باید متوجه باشید اینست که انسان امروزی نتیجه فرگشت در گذشته است،معلوم است که انسان در طی یک نسل که فرگشت چندانی نمیابد.وقتی ما میگوییم زنان اینگونه رفتار میکنند که مثلا به واکاوی زیاد مرد برای جفتگیری میپردازند یعنی اجداد آنها در همان روند طولانی با این کار شانس بقای بیشتر داشته اند و این بقا و تولید مثل بهتر باعث شده نوادگان دختر آنها امروزه این علاقه به واکاوی و ناز کردن را بارث برده اند. یک مثال ساده تر آن گرایش جنسی انسانهاست،شما با اینکه گرایش جنسی انسانها علتش فرگشت و تولید مثل موفق است مخالف هستید؟یا آنرا القای جامعه میدانید که مثلا بشما بگویند که چیزی بنام گرایش جنسی وجود ندارد در جامعه شما هم گرایش جنسی نخواهید داشت؟ اینرا متوجه شوید میبینید که باقی سخن ما هم در باقی موارد میتواند مانند این باشد اگر داده های تجربی آنرا تایید کند(که میکند).
یه دختر رو در نظر بگیرید در یک خانواده بسیار مذهبی و سنتی به دنیا می آید و حتی ممکنه در کودکی ختنه هم بشه
ما هم منکر تاثیرگذاری محیط در برخی موارد نیستیم،وقتی چند عامل جداگانه داریم ما سعی میکنیم بقیه عوامل را ثابت نگه داریم بعد اثر متغییر را مشاهده کنیم.آنچه ما میگوییم اینست که در همان قبیله که تحت عقاید مذهبی سکس را ناپسند میداند گرایش مردان به سکس بیشتر از زنان است.حالا نه این سرکوب جنسی چیز خوبیست نه ما میگوییم که سرکوب جنسی زنان بیشتر از مردان نیست،بسیاری از رسوم برای این هستند که گرایش جنسی زنان را قبل از ازدواج سرکوب کنند.چیزی که ما میگوییم اینست که با حذف این عوامل در سرایط یکسان در همان غرب جدا شده از این تابوها تفاوت چشمگیری بین گرایش سکس یلخی (آنهم نه حتی تفاوت گرایش به سکس در رابطه بلند مدت) بین زنان و مردان وجود دارد.
آنارشی مرسی از پیشنهادت ولی برنامه تور دارم سرعتش خیلی پایین هست.
شما میگی تمایل ربطی به لذتجویی نداره.
ولی لذتجویی عامل اصلی تمایل به انجام سکس هست. در واقع یه زن و مرد اگه فاکتور لذتجویی در سکس وجود نداشت هیچوقت هم تمایلی به ایجاد رابطه نداشتند. یعنی گرایشی پیدا نمیکردند و در همون ابتدا نسلشون منقرض میشد. منم دیگه حوصله ندارم بیشتر از این توضیح بدم.
ولی به طور خلاصه وقتی میگی فرگشت باید قبلش یه چیزی بوده باشه که فرگشت پیدا کرده باشه. شما که متخصص فرگشت هستید انسان قبل از اینکه سکس به شکل امروزی فرگشت پیدا کنه چجور سکسی داشتند؟ مثلا اولش زنان راحت تن به سکس میدادن بعد پی بردن به نفعشون نیست و تغییر دادن رفتارشون؟ یا مساله دیگری بوده؟
و در اخر اگر حتی تو کشورهای آزاد که سکس زن و مرد فرقی نداره باز زنان مثل مردان به دنبال سکس نیستند نه به خاطر وجود باگ فرگشتی هست بلکه چون حافظه تاریخیشون از فرق زن و مرد هنوز کاملا پاک نشده و هنوز خیلی از خانواده ها حتی تو غرب معتقد به تفاوت زن ومرد در این زمینه هستند. یا به قول خودشون اولد فشن یا سکسیت. این ربطی به فرگشت نداره.
مثالهای من تو ذهن من نیستن. نمونه های واقعی و خارجیش بسیار بیشتر از تصور شماست.
اصلا نمیتونی بگی در مقایسه با پسر تمایل کمتری داره. من کاملا به دیدگاه شما مخالفم.
در هر صورت من نه فمنیست افراطی هستم نه سعی میکنم جانبدارانه بحث کنم. طبق اطلاعات و مشاهده ها و تحجربیات من تمام فرق زن و مرد در سکس ناشی از محیط و سنتها هست. نه غریزی هست و نه ژنتیکی. و اتفاقا طرفداران مردسالاری و مخصوصا مسلمانها خیلی سعی میکنن که تفاوت زن و مرد در سکس رو ذاتی و ژنتیکی نشون بدن.
و اتفاقا طرفداران مردسالاری و مخصوصا مسلمانها خیلی سعی میکنن که تفاوت زن و مرد در سکس رو ذاتی و ژنتیکی نشون بدن.
خوب مسلمین میخواهند با این حرفها چند همسری و سرکوب جنسی زنان و صیغه و... را به جامعه زورچپان کنند.برای رد ادعای آنان کافیست نااخلاقی بودن خواستهایشان را را نشان داد که کاری ساده است.همانطور که گفتیم هر چیزی در طبیعت یافت شود لزوما اخلاقی نیست. ما نباید که بخاطر چند مسلمان شپشوی بیسواد که بنیان فکری و خرد خود را سو دهیم.همینطور که گفتیم قانون باید بدون تبعیض باشد و از حقوق تمام شهروندان جدا از عقیده و نژاد و جنسیت پاسداری کند،هر کس هم آزاد هست هر چقدر خواست و هر جور خواست رابطه و سکس و... داشته باشد.مساله ما در اینجا آزار دهنده و نامنطقی بودن یکسری رفتارهای دخترها و چرایی آن و احیانا ارائه راهکار برای آن است.
راسل این معضل تو جامعه ما خیلی به چشم میخوره. تو جوامع اروپایی گمون نکنم مردانش مشکل ناز کردن و عشوه اومدن دخترا برای سکس رو داشته باشن. تو جامعه ما هم فقط تقصیر دخترا نیست. یه طرف دیگه همون مردانی هستند که از ناز کردن دخترا برای سکس عاجزن. شما نمیتونید بگید تو ایران فقط مشکل از دخترا هست در رابطه ، وقتی پسراشون معتقد باشن برای اینکه یه دختر رو مخش بزنن برای سکس باید بهش دروغ بگن. پسرایی که در مورد زنا فکر میکنن اونا موجوداتی احمق حقیقت گریز نادان و فقط مناسب برای سکس هستن نباید انتظار داشته باشن هیچ دختر عاقلی حتی گوشه چشمی توجه داشته بهش.وقتی از ریشه و بنیاد همه چی خرابه نمیشه فقط یه طرف رو مقصر دونست. برید ببینید تو کشورهایی که دختراشون مثل دخترایی ایرانی نیستن آیا پسراشون مثل پسرای ایرانی هستن؟
ولی به طور خلاصه وقتی میگی فرگشت باید قبلش یه چیزی بوده باشه که فرگشت پیدا کرده باشه. شما که متخصص فرگشت هستید انسان قبل از اینکه سکس به شکل امروزی فرگشت پیدا کنه چجور سکسی داشتند؟ مثلا اولش زنان راحت تن به سکس میدادن بعد پی بردن به نفعشون نیست و تغییر دادن رفتارشون؟ یا مساله دیگری بوده؟
شیرین جان من البته متخصص فرگشت نیستم☺️!! اطلاعات خیلی گسترده ای هم ندارم در این مورد...ولی در خصوص قبلش، شما منظورتون قبل از کی هست دقیقا؟ اول اینکه خود موجودی به نام انسان در دنباله فرگشت موجودات نخستینی دیگه هست که رفتارهای مشابهی هم با انسان دارن و امروزه هم مطالعات روی اونها در حال انجام هست....شاید دوستان دیگه بهتر بتونن جواب بدن اما فرگشت یعنی اینکه صفت/رفتار سازگار تر باقی بمونه...تنوعی ژنتیکی/رفتاری هم قطعا بوده!! پس فکر نمیکنم بشه دوره های زمانی جدا از همی رو پیدا کرد که رفتارهای کاملا متضادی در این زمینه وجود داشته باشه...اما به مرور صفت سازگار تر که در این خصوص عدم همخوابگی یلخی زنان باشه بیشینگی پیدا کرده...
و در اخر اگر حتی تو کشورهای آزاد که سکس زن و مرد فرقی نداره باز زنان مثل مردان به دنبال سکس نیستند نه به خاطر وجود باگ فرگشتی هست بلکه چون حافظه تاریخیشون از فرق زن و مرد هنوز کاملا پاک نشده و هنوز خیلی از خانواده ها حتی تو غرب معتقد به تفاوت زن ومرد در این زمینه هستند. یا به قول خودشون اولد فشن یا سکسیت. این ربطی به فرگشت نداره.
حرف شما باید یه پشتوانه علمی/فلسفی/آماری/... داشته باشه و گرنه همین جوری میشه خیلی ادعاهای دیگه هم کرد...حافظه تاریخی هم غیر از یک واژه زیبا چیز دیگه ای نیست...من این واژه رو در راستای همون فرگشت معنی میکنم....مشکل شما این هست که نمیدونید دقیقا فرگشت چی هست و چه فاکتور هایی در اون تاثیرگذار هست...
مثالهای من تو ذهن من نیستن. نمونه های واقعی و خارجیش بسیار بیشتر از تصور شماست.
شما مثال از دختران ختنه شده و قبائل بدودی زدی شیرین جان...اگر واقعا بودی در چنین جاهایی که من معذرت میخوام!!! وانگهی باز هم بدون بررسی علمی/آماری نمیتونی از این مثال ها نتیجه گیری کنی...
اصلا نمیتونی بگی در مقایسه با پسر تمایل کمتری داره. من کاملا به دیدگاه شما مخالفم.
با عرض معذرت این هم سفسطه نقل قول ناقص هست شیرین جان...جمله من این هست که در مقایسه بیشینه زنان و مردان، قطعا بیشینه مردان در شروع رابطه انگیزه بیشتری برای همخوابگی دارند و میتونن بدون داشتن احساس عمیقی با زنان زیادی همخوابگی کنن اما برای بیشینه زنان این کار امکان پذیر نیست...
من حرفی از لذت نبردن زنان و نداشتن تمایل و اینها نزدم...تمایل رو هم مرد داره هم زن، اما کانال به کارگیری متفاوتی دارن!!!
در هر صورت من نه فمنیست افراطی هستم نه سعی میکنم جانبدارانه بحث کنم. طبق اطلاعات و مشاهده ها و تحجربیات من تمام فرق زن و مرد در سکس ناشی از محیط و سنتها هست. نه غریزی هست و نه ژنتیکی. و اتفاقا طرفداران مردسالاری و مخصوصا مسلمانها خیلی سعی میکنن که تفاوت زن و مرد در سکس رو ذاتی و ژنتیکی نشون بدن.
خب تجریبات شما میتونه آمیخته با خطاهای تحلیلی و فقدان پشتوانه علمی هم باشه با عرض معذرت...من هم اینجا فکر کنم لازم نباشه که بگم طرفدار حقوق زنان هستم اما در کش و قوس طولانی خودم هم به این نتیجه رسیدم که این تفاوت بین این دو جنس هست....
همین محیط و سنت هم از فاکتور هایی بودن که در گذر زمان نقششون رو در فرگشت اعمال کردن!!! فرق ما با این مردسالارها این هست که صورت مساله رو درست مطرح کنیم و به چرایی موضوع بپردازیم و بعد هم دستاویزی برای کاستن حقوق زن ها قرارش ندیم...حتی به دنبال راهکار هم باشیم....
راسل این معضل تو جامعه ما خیلی به چشم میخوره. تو جوامع اروپایی گمون نکنم مردانش مشکل ناز کردن و عشوه اومدن دخترا برای سکس رو داشته باشن. تو جامعه ما هم فقط تقصیر دخترا نیست. یه طرف دیگه همون مردانی هستند که از ناز کردن دخترا برای سکس عاجزن. شما نمیتونید بگید تو ایران فقط مشکل از دخترا هست در رابطه ، وقتی پسراشون معتقد باشن برای اینکه یه دختر رو مخش بزنن برای سکس باید بهش دروغ بگن. پسرایی که در مورد زنا فکر میکنن اونا موجوداتی احمق حقیقت گریز نادان و فقط مناسب برای سکس هستن نباید انتظار داشته باشن هیچ دختر عاقلی حتی گوشه چشمی توجه داشته بهش.وقتی از ریشه و بنیاد همه چی خرابه نمیشه فقط یه طرف رو مقصر دونست. برید ببینید تو کشورهایی که دختراشون مثل دخترایی ایرانی نیستن آیا پسراشون مثل پسرای ایرانی هستن؟
من هر چه میگردم آمار مربوط رو پیدا نمیکنم برای همین از اونی خاطرم هست میگم.یکی از نحقیقات اولیه رو در یکی از کمپهای دانشجویی یکی از محققین انجام داد.یک دختر و یک پسر خواستنی را در کمپ دانشجویی گذاشتند که بدون داشتن آشنایی قبلی سه نوع پیشنهاد متفاوت به جنس مخالف بدند: 1-امشب حاظرید برویم با هم بیرون قرار؟ 2- امشب حاظرید بیایید خونه من؟ 3- امشب حاظرید با هم سکس داشته باشیم؟ امارای دو مورد اول هم گراییشان مانند مورد 3 است که خاطرم نیست دقیقا ولی در میان دختران هیچکس گزینه 3 را قبول نکرد در حالی که 75% پسران با آن موافقت کردند و حتی آن پسرهایی که موافقت نکردند هم عذر خواهی کردند که مثلا امشب دوست دخترشان در شهر است نمیشود و...
راسل این تحقیق دلیل نمیشه که ربطی به فرگشت داشته باشه. اگه تمام اون دخترا در محیطی کاملا برابر با پسرها و بدون تاثیر جنسیت بزرگ شده باشن میتونی با قاطعیت بگی ژنتیکی هست.
راسل این تحقیق دلیل نمیشه که ربطی به فرگشت داشته باشه. اگه تمام اون دخترا در محیط کاملا برابر و بدون تاثیر جنسیت بزرگ شده باشن میتونی با قاطعیت بگی ژنتیکی هست.
اولا پست ها رو بخونید مطالب جالبی نوشته شده... دوما ملا لغتی نباشید.منظور از جنس، کالا نیست.شاید کلمه ماهیت بهتر بود.
گرامی ربطی به ملا لغتی بودن نداره خودتون بهتر از من میدونید که اولین موردی که باعث میشه فرد وارد یک بحثی بشه عنوان اونه اگر استارتر منظور دیگری داشته باشه و در حین بحث بهش اشاره بشه ولی عنوان تاپیکش فرق داشته باشه زیاد جالب نیست همونطور که به من ایراد گرفتید در مورد نام اولین تاپیکی که اینجا ارسال کردم(منظورم شخص شما نیست)
اولا آن بابایی که دوستان منظور دارند(اینجانب)ملا نقطی میباشد نه لغتی. دوما، دوما معنا ندارد ثانیا درست است. ثالثا این بحث اندکی بیش از حد تحمل در خود پیچیده، و به سوراخ تکرار مکررات افتاده.
گرامی ربطی به ملا لغتی بودن نداره خودتون بهتر از من میدونید که اولین موردی که باعث میشه فرد وارد یک بحثی بشه عنوان اونه اگر استارتر منظور دیگری داشته باشه و در حین بحث بهش اشاره بشه ولی عنوان تاپیکش فرق داشته باشه زیاد جالب نیست همونطور که به من ایراد گرفتید در مورد نام اولین تاپیکی که اینجا ارسال کردم(منظورم شخص شما نیست)
نه برای من عنوان تاپیک هر چی که باشه حتما به محتوا هم نگاه میکنم...شما تاپیک رو نخونده نمیتونید بگید منظور استارتر چی بوده پس قضاوت درستی هم نمیتونید بکنید...عنوان تاپیک هم به نظر من مشکلی نداره! به هر حال بحث جالب و قابل تاملی هست.
نه برای من عنوان تاپیک هر چی که باشه حتما به محتوا هم نگاه میکنم...شما تاپیک رو نخونده نمیتونید بگید منظور استارتر چی بوده پس قضاوت درستی هم نمیتونید بکنید...عنوان تاپیک هم به نظر من مشکلی نداره! به هر حال بحث جالب و قابل تاملی هست.
من قضاوت در مورد استارتر نکردم اولین برداشت رو گفتم من نگفتم مشکل داره لابد "جنس"یعنی ماهیت زن
راسل این تحقیق دلیل نمیشه که ربطی به فرگشت داشته باشه. اگه تمام اون دخترا در محیطی کاملا برابر با پسرها و بدون تاثیر جنسیت بزرگ شده باشن میتونی با قاطعیت بگی ژنتیکی هست.
ژنتیکی بودن چیز وحشتناکی نیست،ما درباره انسان و رانه ها و گرایشات صحبت میکنیم مثلا انسانها گرایش به سکس دارند یا غذا خوردن و... .این به معنی این نیست که انسانها رباتهایی هستند که تنها بدنبال سکس هستند یا نمیشود مثلا کسی گرایش سکس خود را کنترل کند. مسلما این داده های موجود نشان میدهد که ژنها در رفتارهای انسانها مخصوصا رفتارهای متفاوت دو جنس تاثیر میگذارند و لازم نیست چنین سوالات دور از ذهنی وارد کرد و همچین بار اثباتی هم بر دوش ما نیست،اساسا این امری بدیهیست که هر کس با دختر و پسر سر و کله زده باشد میداند،حالا مثلا فرض (محال) کنید این سخنان درست باشد و به جامعه آرمانی که زنان و مردان دقیقا مانند هم رفتار میکنند.حالا اینجا چه نفع یا زیبایی یا حسن اخلاقی هست که مجبور هستیم این ادعاهی عجیب درباره تماما اجتماعی بودن تفاوتهای مرد و زن را گوش کنیم؟ اتفاقا تماما محیطی بودن خصایص انسان و اینکه مانند خمیری یک پدر و مادر یا دولت در کودکی میتوانند انسانها را بمیل خود شکل دهند بسیار جبرگرایانه تر و وحشتناکتر است !
ولی هر چیزی باید از طریق درست و علمیش تعریف بشه نه فقط بر اساس فرضیات و حدسیات. ما نمیخوایم کسی رو فریب بدیم. ولی اینکه بگیم مردان ذاتاً (منظور ژنتیکاً هست) تنوع طلب، بدون تعهد تر هستند و زنان ذاتاً پایبندتر و سکس گریزتر یه موضوع کاملا غیر علمی و نادرست هست.
و دست آویزی کاملا مردسالارانه. در ضمن شرایط و اجتماع تاثیر بسیار زیادی روی رفتار انسان داره حتی بر ژنتیک هم میتونه غالب بشه. شما نمیتونی نقش محیط رو کمرنگ جلوه بدی. خیلی از رفتارها و خصوصیات ژنتیکی بر اثر عوامل محیطی میتونه کمرنگ بشه یا بسیار جلوه پیدا کنه. مثلاً هوش. بحث بر سر آرمانی بودن یا اخلاقی بودن نیست. در مورد درست بودن یا غلط بودن فرضیه شما هست. شما گفتید رفتارهای احمقانه دخترا در قبال سکس ناشی از ژنتیک هست و من گفتم اینطور نیست. اگه رفتار اون دخترها آزاردهنده هست برای شما، پس ایجاد شرایط برابر و تغییر محیط میتونه آزاردهندگی اون رفتار رو براتون کاهش بده. و شما اگه خواهان تغییر این رفتار هستید مجبورید اینها رو گوش بدید. من هیچ جا نگفتم تمامی رفتارهای انسان محیطی هست و ژنتیک نقشی نداره. من در مورد سکس حرف زدم فقط. چگونگی رفتارهای انسان آمیزه های از ژنتیک و محیط هست. هر چند که بازهم نقش محیط پررنگتر هست. ولی ژنتیک در تفاوت نوع رفتار جنسی زن و مرد نقشی نداره.
اگه میخواید میزان نقش محیط رو در زندگی انسان بدونید توجهتون رو به کودکانی که از بچگی در طبیعت رها شدند و توسط حیوانات بزرگ شدند جلب میکنم. شاید در این مورد چیزایی شنیده باشید. در واقع اون بچه ها هیچ نوع رفتار انسانی از خودشون نشون نمیدن چون یاد نگرفتن. فکر کنم اگه تو گوگل سرچ کنید چیزایی پیدا کنید.
ولی هر چیزی باید از طریق درست و علمیش تعریف بشه نه فقط بر اساس فرضیات و حدسیات. ما نمیخوایم کسی رو فریب بدیم. ولی اینکه بگیم مردان ذاتاً (منظور ژنتیکاً هست) تنوع طلب، بدون تعهد تر هستند و زنان ذاتاً پایبندتر و سکس گریزتر یه موضوع کاملا غیر علمی و نادرست هست.
باور بفرمایید بر اساس طریق درست علمی اتفاقا انجام شده،در بسیاری از جانداران دیگر هم که میزان هزینه دو جنس نر و ماده در تولید مثل نامتقارن است (از جمله خود انسان) اینگونه است. من نمیدونم این گمان افراطی و بیدلیل و پشتوانه که تفاوتهای دختران و پسران در گردن به پایین خلاصه میشود چرا به این راحتی گفته میشود.این مساله تفاوت علاقه به سکس چیز خیلی بدیهی هست اصلا،متوصل شدن به اینکه همه مردان در دنیا توطئه کرده اند که اینگونه باشد وگرنه زن و مرد یکمیزان علاقه به سکس گذرا و یلخی داشته اند هم سخنیست که به شوخی بیشتر شبیه است.
اگه میخواید میزان نقش محیط رو در زندگی انسان بدونید توجهتون رو به کودکانی که از بچگی در طبیعت رها شدند و توسط حیوانات بزرگ شدند جلب میکنم. شاید در این مورد چیزایی شنیده باشید. در واقع اون بچه ها هیچ نوع رفتار انسانی از خودشون نشون نمیدن چون یاد نگرفتن. فکر کنم اگه تو گوگل سرچ کنید چیزایی پیدا کنید.
برعکس است اتفاقا،این تفاوت جنسی در یک مورد جالب اتفاقا خودش رو نشون میده وقتی که که پسری بخاطر یک نوع بیماری هنگام تولد بدون آلت تناسلی متولد میشه و جنسیتش را هنگام تولد تغییر میدند و مثل یک دختر هم باهاشون رفتار میکنند ولی در اونها خصایص پسرونه دیده میشه،برای مثال در مورد لباسهای دخترونشون رو پاره میکرده در بچگی عروسک نمیخواستند و بجاش علاقه به اسلحه اسباب بازی داشتند و سرپا حتی ادرار میکرده،بعد اونقدر گندش در میاد که تصمیم میگیره یا خودکشی کنه یا تغییر جنسیت بده به مرد و والدین مجبور میشند واقعیت رو بهشون بگند اون موقع.
در ضمن اگه از نظر بیولوژی جفتگیری حیوانات بخوای بررسی کنی. انواع مختلف حیوانات دارای انواع سیستمهای جفتگیری هستند. چند زنی. چند شوهری. تک همسری. هرج و مرج جنسی. و جالبه که همه این انواع سیستمهای جفتگیری تو انسانها دیده میشه. هیچ کدوم از حیوانات هم جنس نرش تمایل بیشتری به سکس نداره. فرضا گونه X هم نر و هم مادش فقط تو فصل تابستان جفت گیری میکنه. سه فصل بقیه سال کاری بهم ندارن.
در ضمن اگه از نظر بیولوژی جفتگیری حیوانات بخوای بررسی کنی. انواع مختلف حیوانات دارای انواع سیستمهای جفتگیری هستند. چند زنی. چند شوهری. تک همسری. هرج و مرج جنسی. و جالبه که همه این انواع سیستمهای جفتگیری تو انسانها دیده میشه. هیچ کدوم از حیوانات هم جنس نرش تمایل بیشتری به سکس نداره. فرضا گونه X هم نر و هم مادش فقط تو فصل تابستان جفت گیری میکنه. سه فصل بقیه سال کاری بهم ندارن.
باز هم اینگونه نیست. در کمابیش همه جانداران دگرسانی بسیار میان مادینه و نرینه دیده میشود.
نمونه دم دست آن، تارتَن بیوه سیاه که مادینه چند برابر بزرگتر از نرینه است و پس از جفتگیری نرینه را میخورد!
مهربد جان من هیچ جا نگفتم عملکرد مغز زن و مرد شبیه هم هست. شما همه چی رو با هم قاطی کردید. بر اساس عملکرد مغز و تفاوتهای مغز نمیتوان نظریه فرگشتی ارائه داد. عملکرد مغز تابع نوع هورمون و آنزیمها هست که بدن ترشح میکنه و همچنین عملکرد مغز تابع ژنتیک یه فرد هم میتونه باشه و همچنین نوع عملکرد مغز در افراد مختلف با تربیتهای متفاوت در موقعیتهای گوناگون هم با هم تفاوت هست. کلا شما به بیراهه زدید. در هیچ جای مقاله شما هم گفته نشده فرضا چون مغز زن اینطور عملکردی داره در نتیجه تمایل به سکس کمتری داره. تفاوتهای رفتارهای جنسی زن و مرد و دلیلشون رو بررسی نکرده. و منم ادعا نکردم مرد و زن کاملا شبیه هم هستن. فرضا یه شخصی که معتاد هست هم عملکرد مغزش با یه شخص سالم متفاوت هست آیا این به معنی این هست که ژنتیک باعث این تفاوت شده؟ حتی افراد با گروههای خونی مختلف هم عملکردهای مغزی متفاوت دارن. و حتی افراد چپ دست و راست دست. شما عملکرد متفاوت مغزی رو با ژنتیکی و فرگشتی بودن یه خصوصیت اشتباه گرفتید. من اگه تو یه خانواده عصبی بزرگ شده باشم عملکرد مغزم در مقایسه با وقتی که اگه در یک خانواده آرام بزرگ میشدم متفاوت میشد.
مهربد جان من هیچ جا نگفتم عملکرد مغز زن و مرد شبیه هم هست. شما همه چی رو با هم قاطی کردید. بر اساس عملکرد مغز و تفاوتهای مغز نمیتوان نظریه فرگشتی ارائه داد. عملکرد مغز تابع نوع هورمون و آنزیمها هست که بدن ترشح میکنه و همچنین عملکرد مغز تابع ژنتیک یه فرد هم میتونه باشه و همچنین نوع عملکرد مغز در افراد مختلف با تربیتهای متفاوت در موقعیتهای گوناگون هم با هم تفاوت هست. کلا شما به بیراهه زدید. در هیچ جای مقاله شما هم گفته نشده فرضا چون مغز زن اینطور عملکردی داره در نتیجه تمایل به سکس کمتری داره. تفاوتهای رفتارهای جنسی زن و مرد و دلیلشون رو بررسی نکرده. و منم ادعا نکردم مرد و زن کاملا شبیه هم هستن. فرضا یه شخصی که معتاد هست هم عملکرد مغزش با یه شخص سالم متفاوت هست آیا این به معنی این هست که ژنتیک باعث این تفاوت شده؟ حتی افراد با گروههای خونی مختلف هم عملکردهای مغزی متفاوت دارن. و حتی افراد چپ دست و راست دست. شما عملکرد متفاوت مغزی رو با ژنتیکی و فرگشتی بودن یه خصوصیت اشتباه گرفتید. من اگه تو یه خانواده عصبی بزرگ شده باشم عملکرد مغزم در مقایسه با وقتی که اگه در یک خانواده آرام بزرگ میشدم متفاوت میشد.
یعنی میگویید تن زن و مرد مهم نیست که دگرسانه، مهم هم نیست که مغز زن و مرد آماروار دیده شده که دگرسانی دارد، مهم هم
نیست که در شیوه اندیشیدن و احساس کردن و اینها با هم دگرسانی دارند، ولی به سکس که میرسد درست مانند هم میشوند؟ 🤫
مهربد من در مورد خوب یا بد بودنش قضاوتی نکردم. اینکه جنس نر توسط بیوه سیاه ربطی به بحثمون نداره. تو پست قبلی هم گفتم در هر جانوری معمولا یه نوع سیستم جفتگیری وجود داره ولی در انسان همه انواع جفت گیری دیده میشه. ولی مثل اینکه شماها طرفدار سیستم چند زنی هستید و بیشتر به مذاقتون خوش میاد. حالا خودم که دختر دار شدم از بچگی بدون این فرو کردن این ذهنیت تو مغزش که دختر هست و پسر نیست باهاش رفتار میکنم ببینم در بزرگسالی چیکار میکنه آخرش میام نتیجه رو بهتون میگم.
به سکس هم که میرسند درست مثل هم نمیشند. مثل زن یه جوری ارضا میشه مرد یه جوری دیگه. چون بدنشون با هم متفاوت هست. ولی در میزان تمایلشون به سکس و سکس خواهی فرقی ندارن. چون این مورد بر اساس شرایط و محیط تعریف میشه نه ژنتیک. البته ژنتیک هم در گرم مزاجی و سر مزاجی موثر هست. ولی این تاثیر جنسیتی نیست، مثلا سیاهپوستا نسبت به سفید پوستها گرم مزاجتر هستند اعم از زن و مردشون.
بخشی از اونها هم که کمی باز تر فکر میکنن در نهایت میگن دلیل اجتناب اونها از سکس یا حداقل تلاش برای مخفی نگه داشتن گذشته، نگاه مردها در زمان انتخاب اونها برای یک رابطه دراز مدت هست..و البته به نظر من بیراه هم نمیگن!!!
خیر؛ این هم توجیه پذیر نیست! مردی که معیارش برای ایجادِ رابطه با یک زن "بکارت" او باشد، به باورِ من کوته فکر است! و این که زنی بر اساس کوته فکری برخی از مردان بخواهد لذتِ سکس را از خود دریغ نماید و یا به این خاطر در پذیرشِ سکس ناز و ادا بیاید، اشتباه است. چرا باید زنان در برابرِ چنین مردانی اینگونه منفعل عمل کنند و به کوته فکری آنان تن بدهند؟!
یک بخش از کتاب "لوح سفید" درباره تفاوت جنسیت: Sex differences are not an arbitrary feature of Western culture, like the decision to drive on the left or on the right. In all human cultures, men and women are seen as having different natures. All cultures divide their labor by sex, with more responsibility for childrearing by women and more control of the public and political realms by men. (The division of labor emerged even in a culture where everyone had been committed to stamping it out, the Israeli kibbutz.) In all cultures men are more aggressive, more prone to stealing, more prone to lethal violence (including war), and more likely to woo, seduce, and trade favors for sex. And in all cultures one finds rape, as well as proscriptions against rape.37 • Many of the psychological differences between the sexes are exactly what an evolutionary biologist who knew only their physical differences would predict.38 Throughout the animal kingdom, when the female has to invest more calories and risk in each offspring (in the case of mammals, through pregnancy and nursing), she also invests more in nurturing the offspring after birth, since it is more costly for a female to replace a child than for a male to replace one. The difference in investment is accompanied by a greater competition among males over opportunities to mate, since mating with many partners is more likely to multiply the number of offspring of a male than the number of offspring of a female. When the average male is larger than the average female (as is true of men and women), it bespeaks an evolutionary history of greater violent competition by males over mating opportunities. Other physical traits of men, such as later puberty, greater adult strength, and shorter lives, also indicate a history of selection for high-stakes competition. • Many of the sex differences are found widely in other primates, indeed, throughout the mammalian class.39 The males tend to compete more aggressively and to be more polygamous; the females tend to invest more in {347} parenting. In many mammals a greater territorial range is accompanied by an enhanced ability to navigate using the geometry of the spatial layout (as opposed to remembering individual landmarks). More often it is the male who has the greater range, and that is true of human hunter-gatherers. Men's advantage in using mental maps and performing 3-D mental rotation may not be a coincidence.40 • Geneticists have found that the diversity of the DNA in the mitochondria of different people (which men and women inherit from their mothers) is far greater than the diversity of the DNA in Y chromosomes (which men inherit from their fathers). This suggests that for tens of millennia men had greater variation in their reproductive success than women. Some men had many descendants and others had none (leaving us with a small number of distinct Y chromosomes), whereas a larger number of women had a more evenly distributed number of descendants (leaving us with a larger number of distinct mitochondrial genomes). These are precisely the conditions that cause sexual selection, in which males compete for opportunities to mate and females choose the best-quality males.41 • The human body contains a mechanism that causes the brains of boys and the brains of girls to diverge during development.42 The Y chromosome triggers the growth of testes in a male fetus, which secrete androgens, the characteristically male hormones (including testosterone). Androgens have lasting effects on the brain during fetal development, in the months after birth, and during puberty, and they have transient effects at other times. Estrogens, the characteristically female sex hormones, also affect the brain throughout life. Receptors for the sex hormones are found in the hypothalamus, the hippocampus, and the amygdala in the limbic system of the brain, as well as in the cerebral cortex. • The brains of men differ visibly from the brains of women in several ways.43 Men have larger brains with more neurons (even correcting for body size), though women have a higher percentage of gray matter. (Since men and women are equally intelligent overall, the significance of these differences is unknown.) The interstitial nuclei in the anterior hypothalamus, and a nucleus of the stria terminalis, also in the hypothalamus, are larger in men; they have been implicated in sexual behavior and aggression. Portions of the cerebral commissures, which link the left and right hemispheres, appear to be larger in women, and their brains may function in a less lopsided manner than men's. Learning and socialization can affect the microstructure and functioning of the human brain, of course, but probably not the size of its visible anatomical structures. • Variation in the level of testosterone among different men, and in the same man in different seasons or at different times of day, correlates with libido, self-confidence, and the drive for dominance.44 Violent criminals {348} have higher levels than nonviolent criminals; trial lawyers have higher levels than those who push paper. The relations are complicated for a number of reasons. Over a broad range of values, the concentration of testosterone in the bloodstream doesn't matter. Some traits, such as spatial abilities, peak at moderate rather than high levels. The effects of testosterone depend on the number and distribution of receptors for the molecule, not just on its concentration. And one's psychological state can affect testosterone levels as well as the other way around. But there is a causal relation, albeit a complicated one. When women preparing for a sex-change operation are given androgens, they improve on tests of mental rotation and get worse on tests of verbal fluency. The journalist Andrew Sullivan, whose medical condition had lowered his testosterone levels, describes the effects of injecting it: “The rush of a T shot is not unlike the rush of going on a first date or speaking before an audience. I feel braced. After one injection, I almost got in a public brawl for the first time in my life. There is always a lust peak — every time it takes me unaware.”45 Though testosterone levels in men and women do not overlap, variations in level have similar kinds of effects in the two sexes. Hightestosterone women smile less often and have more extramarital affairs, a stronger social presence, and even a stronger handshake. • Women's cognitive strengths and weaknesses vary with the phase of their menstrual cycle.46 When estrogen levels are high, women get even better at tasks on which they typically do better than men, such as verbal fluency. When the levels are low, women get better at tasks on which men typically do better, such as mental rotation. A variety of sexual motives, including their taste in men, vary with the menstrual cycle as well.47 • Androgens have permanent effects on the developing brain, not just transient effects on the adult brain.48 Girls with congenital adrenal hyperplasia overproduce androstenedione, the androgen hormone made famous by the baseball slugger Mark McGwire. Though their hormone levels are brought to normal soon after birth, the girls grow into tomboys, with more rough-and-tumble play, a greater interest in trucks than dolls, better spatial abilities, and, when they get older, more sexual fantasies and attractions involving other girls. Those who are treated with hormones only later in childhood show male patterns of sexuality when they become young adults, including quick arousal by pornographic images, an autonomous sex drive centered on genital stimulation, and the equivalent of wet dreams.49 • The ultimate fantasy experiment to separate biology from socialization would be to take a baby boy, give him a sex-change operation, and have his parents raise him as a girl and other people treat him as one. If gender is socially constructed, the child should have the mind of a normal girl; if it {349} depends on prenatal hormones, the child should feel like a boy trapped in a girl's body. Remarkably, the experiment has been done in real life — not out of scientific curiosity, of course, but as a result of disease and accidents. One study looked at twenty-five boys who were born without a penis (a birth defect known as cloacal exstrophy) and who were then castrated and raised as girls. All of them showed male patterns of rough-and-tumble play and had typically male attitudes and interests. More than half of them spontaneously declared they were boys, one when he was just five years old.50 In a famous case study, an eight-month-old boy lost his penis in a botched circumcision (not by a mohel, I was relieved to learn, but by a bungling doctor). His parents consulted the famous sex researcher John Money, who had maintained that “Nature is a political strategy of those committed to maintaining the status quo of sex differences.” He advised them to let the doctors castrate the baby and build him an artificial vagina, and they raised him as a girl without telling him what had happened.51 I learned about the case as an undergraduate in the 1970s, when it was offered as proof that babies are born neuter and acquire a gender from the way they are raised. A New York Times article from the era reported that Brenda (nee Bruce) “has been sailing contentedly through childhood as a genuine girl.”52 The facts were suppressed until 1997, when it was revealed that from a young age Brenda felt she was a boy trapped in a girl's body and gender role.53 She ripped off frilly dresses, rejected dolls in favor of guns, preferred to play with boys, and even insisted on urinating standing up. At fourteen she was so miserable that she decided either to live her life as a male or to end it, and her father finally told her the truth. She underwent a new set of operations, assumed a male identity, and today is happily married to a woman. Children with Turner's syndrome are genetically neuter. They have a single X chromosome, inherited from either their mother or their father, instead of the usual two X chromosomes of a girl (one from her mother, the other from her father) or the X and Y of a boy (the X from his mother, the Y from his father). Since a female body plan is the default among mammals, they look and act like girls. Geneticists have discovered that parents’ bodies can molecularly imprint genes on the X chromosome so they become more or less active in the developing bodies and brains of their children. A Turner's syndrome girl who gets her X chromosome from her father may have genes that are evolutionarily optimized for girls (since a paternal X always ends up in a daughter). A Turner's girl who gets her X from her mother may have genes that are evolutionarily optimized for boys (since a maternal X, though it can end up in either sex, will act unopposed only in a son, who has no counterpart to the X genes on his puny {350} Y chromosome). And in fact Turner's girls do differ psychologically depending on which parent gave them their X. The ones with an X from their father (which is destined for a girl) were better at interpreting body language, reading emotions, recognizing faces, handling words, and getting along with other people compared to the ones with an X from their mother (which is fully active only in a boy).54 • Contrary to popular belief, parents in contemporary America do not treat their sons and daughters very differently.55 A recent assessment of 172 studies involving 28,000 children found that boys and girls are given similar amounts of encouragement, warmth, nurturance, restrictiveness, discipline, and clarity of communication. The only substantial difference was that about two-thirds of the boys were discouraged from playing with dolls, especially by their fathers, out of a fear that they would become gay. (Boys who prefer girls’ toys often do turn out gay, but forbidding them the toys does not change the outcome.) Nor do differences between boys and girls depend on their observing masculine behavior in their fathers and feminine behavior in their mothers. When Hunter has two mommies, he acts just as much like a boy as if he had a mommy and a daddy
راسل عزیز کتاب لوح سفید اصلا منبع معتبر و قابل اطمینانی برای اثبات ژنتیکی بودن تمایل بیشتر مردان به سکس نیست. هر چند فکر نکنم حتی تو این کتاب هم چنین ادعایی کرده باشه. فقط گفته بعضی تفاوتهای زن و مرد ژنتیکی هست. و انسان یه لوح کاملا سفید نیست بلکه ژنتیک هم علاوه بر محیط در زندگیش تاثیر گذار هست.
به تحقیق جالبی برخوردم که طبق آن نابرابری جنسیتی، تفاوتهای میان نر و ماده را تشدید میکند!
Zentner and Mitura had 3,177 respondents complete an online mate preference survey from 10 countries ranking from a low (Finland) to a high (Turkey) gender gap in terms of the Global Gender Gap Index (GGI) – a measure that was recently introduced by World Economic Forum to iron out shortcomings of earlier gender parity measures. The participants were asked in their native language whether certain criteria – such as as financial prospects and being a good cook – were important considerations when choosing a mate.
They found that the gender difference in mate preferences predicted by evolutionary psychology models "is highest in gender-unequal societies, and smallest in the most gender-equal societies," according to Zentner.
These results were confirmed in a second study based on mate preferences reported by 8,953 volunteers from 31 nations. Again, Zentner and Mitura found that there were fewer differences between men and women's preferences in more gender-equal nations compared to less gender-equal nations.
Because increasing gender equality reduces gender differences in mate selection, these studies indicate that the strategies men and women use to choose mates may not be as hardwired as scientists originally thought.
"These findings challenge the idea proposed by some evolutionary psychologists that gender differences in mate-preferences are determined by evolved adaptations that became biologically embedded in the male and female brain," says Zentner. But he also adds evolutionary roots shouldn't be ruled out entirely.
"Indeed, the capacity to change behaviors and attitudes relatively quickly in response to societal changes may itself be driven by an evolutionary program that rewards flexibility over rigidity."
راسل عزیز کتاب لوح سفید اصلا منبع معتبر و قابل اطمینانی برای اثبات ژنتیکی بودن تمایل بیشتر مردان به سکس نیست.
مقالهای را در اینجا آپلود کردم که میتوانید در صورت تمایل مطالعه بکنید، کم و بیش با بالاترین استانداردهای علمی موجود نوشته شده. ژنتیکی بودن این را هنوز نمیدانیم، اما مردان میل جنسی بیشتری نسبت به زنان دارند، بیشتر پیرامون آن فانتزیپردازی میکنند و به آن بیشتر از زنان میاندیشند.
راسل عزیز کتاب لوح سفید اصلا منبع معتبر و قابل اطمینانی برای اثبات ژنتیکی بودن تمایل بیشتر مردان به سکس نیست. هر چند فکر نکنم حتی تو این کتاب هم چنین ادعایی کرده باشه. فقط گفته بعضی تفاوتهای زن و مرد ژنتیکی هست. و انسان یه لوح کاملا سفید نیست بلکه ژنتیک هم علاوه بر محیط در زندگیش تاثیر گذار هست.
شیرین بانو نویسنده این کتاب Steven Pinker است،ایشان استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد (از نظر حداقل اعتبار نظرات ایشان که بنده از جیبم در نیاورده ام این سخنان رو) و موضوع کل کتاب هم دروغ بودن این داستان "لوح سفید" است،عنوان کامل کتاب هست:لوح سفید:انکار مدرن طبیعت انسان،بخش نچندان کوچکی از کتاب هم پیرامون همین تفاوت است. البته کتاب ادعاهای مناقشه برانگیزی هم دارد،ولی در کل آنچه ما از هزینه نامتقارن در دو حنس و اثرات آن گفتیم چیزی قبول شده و عادی در بیولوژی و حتی روانشناسی فرگشتیست،حالا اینکه مکانیزم و اثرات و جزئیاتش چیست محل گفتگوست،همین امیر گرامی هم که مثلا مخالف است در بعضی مسائل در میزان و جزعیات بحث دارد وگرنه ادعاهایی که من در بحث مطرح کردم بسیار محافظه کارانه و مجکم هستند،همانطور که گفتیم این ادعا که همه تفاوتهای بین زن و مرد در اثر جامعه آن هم نوع مردسالار آن است از نظر داده های تجربی و علمی بی پایه است.
در دین مبین اسلام دروغگویی به زنان برای به دست آوردن دلشان امر پسندیده ای محسوب میشود
درسته که اسلام دینیه که دروغ در درازای تاریخش زیاد پیشینه داره و این برای یک دین که ادعای راست بودن و الهی بودن رو داره خیلی بده که به دروغ آلوده بشه. اما دروغ قبل از اسلام هم بوده. دروغ یک صفت انسانی منفی ست که تا جایی که من اطلاع دارم در تمام فرهنگ ها تقبیح شده ست. اما هممون حتی اگر خیلی هم راستگو باشیم کم و بیش ازش استفاده کردیم. چون اولا انسان هستیم و دوما واقعا بعضی کارها رو نمیشه بدون دروغ پیش برد😉
اون کیس معروفی که راسل گرامی گفتن البته با اندکی تفاوت داستان رو من میارم...آلت این فرد در هنگام ختنه کردن به طور ناخواسته از بین میره و بعد از اون تصمیم میگیرن با یک عمل جنسیتش رو هم تغییر بدن و بهش بگن از اول دختر بودی و حتی مدت ها تحت نظر روانپزشک هم بوده... در نهایت متوجه میشه و خودکشی میکنه!!
The majority of adult men under 60 think about sex at least once a day, reports Laumann. Only about one-quarter of women report this level of frequency. As men and women age, each fantasize less, but men still fantasize about twice as often.
In a comprehensive survey of studies comparing male and female sex drives, Roy Baumeister, a social psychologist at Florida State University, found that men reported more spontaneous sexual arousal and had more frequent and varied fantasies.
2. Men seek sex more avidly.
"Men want sex more often than women at the start of a relationship, in the middle of it, and after many years of it," Baumeister concludes after reviewing several surveys of men and women. This isn't just true of heterosexuals, he reports: gay men also have higher frequency of sex than lesbians at all stages of the relationship. Men also say they want more sex partners in their lifetime, and are more interested in casual sex.
Men are more likely to seek sex even when it is frowned upon or even outlawed:
About two-thirds say they masturbate, even though about half also say they feel guilty about it, Laumann says. By contrast, about 40% of women say they masturbate, and the frequency of masturbation is smaller among women.
Prostitution is still mostly a phenomenon of men seeking sex with women, rather than the other way around.
Nuns do a better job of fulfilling their vows of chastity than priests. Baumeister cites a survey of several hundred clergy by Sheila Murphy in which 62% of priests admitted to sexual activity, compared to 49% of nuns. The men reported more partners on average than the women
.
3. Women's sexual inclinations are more complicated than men's.
What turns women on? Not even women always seem to know. Northwestern University researcher Meredith Chivers and colleagues showed erotic films to gay and straight men and women. They asked them about their level of sexual arousal, and also measured their actual level of arousal through devices attached to their genitals.For men, the results were predictable: Straight men said they were more turned on by depictions of male-female sex and female-female sex, and the measuring devices backed up their claims. Gay men said they were turned on by male-male sex, and again the devices backed them up. For women, the results were more surprising. Straight women, for example, saidthey were more turned on by male-female sex. But genitally they showed about the same reaction to male-female, male-male, and female-female sex."Men are very rigid and specific about who they become aroused by, who they want to have sex with, who they fall in love with," says J. Michael Bailey, a Northwestern University sex researcher and co-author with Chivers on the study.By contrast, women may be more open to same-sex relationships thanks to their less-directed sex drives, Bailey says. "Women probably have the capacity to become sexually interested in and fall in love with their own sex more than men do," Bailey says. "They won't necessarily do it, but they have the capacity."Bailey's contention is backed up by studies showing that homosexuality is a more fluid state among women than men. In another broad review of studies, Baumeister found many more lesbians reported recent sex with men, when compared to gay men's reports of sex with women. Women were also more likely than men to call themselves bisexual, and to report their sexual orientation as a matter of choice.
Why are women's sex drives seemingly weaker and more vulnerable to influence? Some have theorized it is related to the greater power of men in society, or differing sexual expectations of men when compared to women. Laumann prefers an explanation more closely tied to the world of sociobiology.Men have every incentive to have sex to pass along their genetic material, Laumann says. By contrast, women may be hard-wired to choose their partners carefully, because they are the ones who can get pregnant and wind up taking care of thebaby. They are likely to be more attuned to relationship quality because they want a partner who will stay around to take care of the child. They're also more likely to choose a man with resources because of his greater ability to support a child.
این هم در مورد تفاوت شکل گیری جنسیت در زنان نسبت به مردان...از این جهت گذاشتم که بگم تفاوت دارن از نظرات مختلف و همه چیز هم تربیت و محیط نیست...
آره آنارشی جان البته اون یک موردش هست گویا 25 مورد بوده سر جمع که عوامل مختلفی هم باعث نداشتن آلتشون هم بوده.در متن بالا که گذاشتم اومده کامل اون بخشش رو من مجدد میزارم،برای من که بشخصه خیلی جالب بود دونستن این موضوع،در واقع آزمایش واقعی و تعیین کننده در اثر جنسیت همونطور که گفته شده همین هست: The ultimate fantasy experiment to separate biology from socialization would be to take a baby boy, give him a sex-change operation, and have his parents raise him as a girl and other people treat him as one. If gender is socially constructed, the child should have the mind of a normal girl; if it {349} depends on prenatal hormones, the child should feel like a boy trapped in a girl's body. Remarkably, the experiment has been done in real life — not out of scientific curiosity, of course, but as a result of disease and accidents. One study looked at twenty-five boys who were born without a penis (a birth defect known as cloacal exstrophy) and who were then castrated and raised as girls. All of them showed male patterns of rough-and-tumble play and had typically male attitudes and interests. More than half of them spontaneously declared they were boys, one when he was just five years old.50 In a famous case study, an eight-month-old boy lost his penis in a botched circumcision (not by a mohel, I was relieved to learn, but by a bungling doctor). His parents consulted the famous sex researcher John Money, who had maintained that “Nature is a political strategy of those committed to maintaining the status quo of sex differences.” He advised them to let the doctors castrate the baby and build him an artificial vagina, and they raised him as a girl without telling him what had happened.51 I learned about the case as an undergraduate in the 1970s, when it was offered as proof that babies are born neuter and acquire a gender from the way they are raised. A New York Times article from the era reported that Brenda (nee Bruce) “has been sailing contentedly through childhood as a genuine girl.”52 The facts were suppressed until 1997, when it was revealed that from a young age Brenda felt she was a boy trapped in a girl's body and gender role.53 She ripped off frilly dresses, rejected dolls in favor of guns, preferred to play with boys, and even insisted on urinating standing up. At fourteen she was so miserable that she decided either to live her life as a male or to end it, and her father finally told her the truth. She underwent a new set of operations, assumed a male identity, and today is happily married to a woman.
وقتی یه روسپی پیشنهاد سکس میده حرف فرگشتی شما رد میشه. وقتی یه دختر گرم کزاج یه دوست پسر سرد مزاج داشته باشه و دایم از دوست پسرش سکس بخواد دلیل فرگشتی شما رد میشه. وقتی یه دختر تو یه خانواده به دنیا میاد که سکس بد بودن دختر براش تعریف نشه تو بزرگسالی مطمئناً پیشنهاد سکس دادن براش هیچ منعی نخواهد داشت. شما طوری صحبت میکنید انگار تمام دخترای دنیا سرد مزاج و سکس گریز هستند در حالیکه کاملا اشتباه هست
داستان روسپی و این ها که پول میگیرند اصلا موضوع این بحث نیست و داستانش جداست. در مورد دخترها بگم دخترها زمانی پیشنهاد سکس میدن که در یک رابطه باشن که مدتی ازش گذشته و باعث دلبستگی دختر شده. وقتی این رابطه در خطر باشه و مثلاپسر داره ترکشون میکنه. تنها دلیلش هم نگه داشتن پسره. با این کار فقط سعی میکنن پسر رو به رابطه پایبند کنن و قسمت بدش (یا به عبارتی دروغش!) اینه که در صورت موندن پسر دوباره سرد مزاج میشن و دوباره همون آش و همون کاسه.(که به نظر من این خودش یک جور دروغه) پیشنهاد سکس دادن یک اخلاق و روال در دخترها نیست. دخترها ازش بعنوان ابزار استفاده میکنن. دخترها برای نگه داشتن یک رابطه ابزارهای زیاد و متنوعی دارند که این یک موردش بود. پسرها هم برای شروع رابطه ابزارهایی دارند که دروغ و چاخان پاخان از مهم ترین هاشه!😬