علمِ ضد خدا، به سمت اثبات خدا پیش می رود

کوشا

شفقنا- در مقاله پیش رو اثر اریک متاکزاس است که در وال استریت ژورنال منتشر شده نشان داده می شود که هرچه بر دانایی و علم انسان افزوده می شود به اثبات خدا نیز نزدیکتر می شود.
به گزارش شفقنا به نقل از مهر، متن پیش رو ترجمه مقاله ای است که توسط اریک متاکزاس در وال استریت ژورنال منتشر شده است. نویسنده در این مقاله ضمن پرداختن به سوالاتی در زمینه وجود خدا و نیاز بشر به خدا در نهایت نتیجه می گیرد که هرچه بر دانایی و علم انسان افزوده می شود به اثبات خدا نیز نزدیکتر می شود.
ترجمه این مقاله در ادامه آمده است؛سال ۱۹۶ بود که مجله‌ آمریکایی تایم بر روی جلدش پرسید: «آیا خدا مرده است؟» خیلی‌های در آن زمان طرفدار گزاره‌ رایجی بودند که می‌گفت نظریه وجود «خدا»یی برای جهان، جزو افکار پوسیده است و با پیشرفت‌ علم حالا می‌توانیم هر چیزی که در اطرافمان رخ می‌دهد را تفسیر کنیم؛ علم قادر است در عمق این جهان کاوش کند و در نتیجه نیازی به «خدا» نداریم تا به وسیله‌ آن، [چرایی و چگونگی] پدیده‌های جهان را تفسیر کرده یا از طریق آن جواب‌های کلی برای [درک] جهان بیابیم.

اما تمام چیزهایی که بعد از آن سال رخ داد، ثابت کرد برای تصدیق ادعای «مرگ خدا» خیلی زود بوده است، حتی بالاتر از این، آنچه معتقدین به این نظریه، نقطه‌ اصلی قوت خود پنداشته بودند، حالا تبدیل شده است به نقطه‌ ضعف اصلی‌شان و آن هم چیزی نیست جز همان بحث «علم».
نتایج تحقیقات جدید این را نشان می‌دهد.ابتدای داستان برمی‌گردد به همان سال که مجله‌ تایم بر روی جلدش از «مرگ» خدا پرسیده بود. در آن سال اخترشناس آمریکایی کارل ساگان [Carl Sagan]، آنچه در هر سیاره‌ای باید وجود داشته باشد تا در آن بتوان زندگی کرد (درست مثل زندگی‌ای که بر روی سیاره‌ زمین خودمان می‌شناسیم) را اعلام کرد. ساگان، در این موضوع فقط دو عامل را لازم شمرد:
اول، وجود یک ستاره مناسب (مثل خورشید در منظومه‌ شمسی ما)
و دوم، مسافت و فاصله‌ [مناسب] بین آن سیاره و آن ستاره.
در آن زمان، این اعتقاد به وجود آمد که اگر سیاره‌ای در فاصله‌ «درست» از یک ستاره‌‌ای «درست» قرار بگیرد، آن وقت زندگی بر روی آن سیاره ممکن خواهد بود.
بر پایه‌ همین تصور ساده‌‌سازی‌شده و با توجه به اینکه جهانی که ما می‌شناسیم در بردارنده‌ اوکتیلیون سیاره است (octillion، یک و در مقابل آن بیست و چهار صفر)
فلذا می‌توان سپتیلیون سیاره در نظر گرفت که زندگی بر روی آنها ممکن است. (septillion، یک و در مقابل آن بیست و یک صفر)با توجه به این احتمالات حیرت‌انگیز، تعداد زیادی از برنامه‌های علمی برای پیدا کردن موجودات هوشمند در خارج از کره‌ زمین، تأمین مالی شده و آغاز به کار کرد.
تمام طرف‌هایی که از اوایل دهه‌ شصت میلادی بودجه‌ این برنامه‌ها را تأمین کرده بودند (چه طرف‌های دولتی و موسسات خصوصی) امیدوار بودند که بتوانند طی مدت کوتاهی به ثمره‌ این تحقیقات دست پیدا کنند.دانشمندان، شبکه‌ای عظیم از تلسکوپ‌ها را به کار گرفتند تا بتوانند پالس‌هایی که از فضای خارجی می‌آید را دریافت کنند، آنان با این کار به دنبال اشاره‌ای بودند که این پالس‌ها را از مجموعه پالس‌های بی‌هدف خارج کند [و نشان دهد طرفی، عالمانه و عامدانه مشغول فرستادن پیام است].اما با گذشت سالیان، دانشمندان هیچ چیز جز سکوتی که در دنیای بی‌کران اطراف ما جاری بود به دست نیاوردند. همین باعث شد کنگره‌ آمریکا بودجه‌ مخصوص طرح جستجوی حیات در خارج از زمین (موسوم به طرح SETI) را در سال ۱۹۹۳ قطع کند.

البته تحقیقات، کماکان با بودجه‌هایی که از طرف نهادهای غیر دولتی تأمین می‌شد، ادامه پیدا کرد.با فرا رسیدن سال ۲۰۱۴، به توجه به نتایج تحقیقات صورت گرفته، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که عدد دقیق سیاراتی که ملزومات حیات بر روی آن وجود دارد «صفر» است،
یعنی آنکه علم حتی نمی‌تواند درباره‌ اینکه چرا بر روی کره‌ زمین خود ما هم زندگی وجود دارد تفسیری ارائه کند!

اما دانشمندان چطور به این نتیجه رسیدند؟
با افزایش شناختمان نسبت به جهان، کم کم روشن شد تعداد عواملی که باید در یک سیاره وجود داشته باشد تا بتوان بر روی آن زندگی کرد بسیار بیشتر از آن دو عامل ساده‌ای است که کارل ساگان در دهه‌ شصت میلادی فرض کرده بود، دو عاملی که ساگان به عنوان عوامل لازم و کافی برای حیات عنوان کرده بود، بعدها تبدیل شد به ده عامل، سپس بیست عامل، تا آنکه به پنجاه عامل رسید. و هر بار که تعداد این عوامل برای زندگی بر روی یک کره [با اعلام از سوی دانشمندان] بالا می‌رفت، طبیعتا در مقابل تعداد کرات محتمل برای زندگی کاهش می‌یافت تا جایی که تعداد این کرات قابل حیات احتمالی [از آن عدد حیرت انگیز] به چند هزار رسید، و به شکل سریعی باز هم این عدد رو به کاهش بود.
همین مساله موجب شد خود نیروهای موسسه SETI مجبور شوند به مشکلی که با آن مواجه شده بودند اعتراف کنند.
در همین راستا پیتر شینکل در مقاله‌ای که در سال ۲۰۰۶ در مجله‌ای علمی منتشر کرد، نوشت: «در سایه‌ جدیدترین نتایجی که از پژوهش‌ها به دست آمده، باید از خوش‌بینی مفرط دست برداریم.
خیلی ساده باید اعتراف کنیم هیچ چیزی نیست که پیش‌بینی‌های اولیه‌مان را تأیید کند.»

و با ادامه‌ کشف عوامل لازم بیشتر برای امکان حیات بر روی یک کره، تعداد کراتی که ممکن بود بتوان در آن زندگی کرد به صفر رسید. به عبارت دیگر، طبق [علمِ] احتمالات، هیچ احتمالی وجود نداشت که در این جهان بتوان سیاره‌ای پیدا کرد که حیات بر روی آن امکان‌پذیر باشد.
یعنی اگر بخواهیم طبق این احتمالات نظر دهیم باید بگوییم حتی ما هم الان نباید بر روی کره‌ زمین در حال زندگی باشیم!
امروزه بیش از دویست عامل ذکر می‌شود که وجود همه‌ آنها و به صورتی کاملا در هم‌تنیده لازم است تا حیات بر روی کره‌ای امکان‌پذیر باشد. به عنوان مثال، اگر در نزدکی همین زمین خودمان سیاره‌ مشتری با آن جرم عظیمش وجود نداشت و با جاذبه‌اش اجسام کوچک را از زمین دور نمی‌کرد، هزاران مورد از آنها با زمین برخورد می‌کردند.
با همین نگاه، می‌بینیم تعداد عوامل لازم برای آنکه حیات بر روی کره‌ای ممکن باشد حقیقتا حیرت‌آور است.اما ما نه تنها اینجا هستیم، بلکه داریم از امکان وجود حیات هم حرف می‌زنیم. این چطور ممکن شده؟
آیا واقعا عوامل فراوان لازم برای حیات، به این حد منظم به صورت خود به خود یا از سر تصادف به وجود آمده و در کنار هم قرار گرفته است؟
انصاف این است که اعتراف کنیم که خود «علم» بیشتر این را تصدیق می‌کند که ما در نتیجه‌ کار برخی نیروهای بی حساب و کتاب به وجود نیامده‌ایم.
آیا اینکه فرض کنیم اراده‌ای خاص این شرایط بی‌نظیر برای حیات را به وجود آورده، خیلی راحت‌تر نیست تا بپذیریم که کره‌ی زمین با این شرایط خاص [خود به خود] به وجود آمده تا فقط همه‌ این احتمالات باورنکردنی را یکباره محقق کند؟
مساله فقط این نیست. چرا که جریانات دقیقی که یک کره لازم دارد تا از حیات برخوردار شود اصلا چیز چشم‌گیری محسوب نمی‌شود، اگر آن را با جریانات دقیقی که لازم بود باشد تا این جهان اساسا وجود داشته باشد مقایسه کنیم. مثلا، اخترفیزیکدانان، امروز مقدار چهار نیروی اساسی طبیعت را می‌دانند (نیروی جاذبه، نیرو الکترومغناطیسی، نیروی هسته‌ای ضعیف، نیروی هسته‌ای قوی)
این دانشمندان این را هم می‌دانند که مقدار این نیروها با به وجود آمدن جهان (بیگ بنگ، انفجار بزرگ) در چند میلیونیم ثانیه به وجود آمده است.
اگر فقط مقدار یکی از این نیروها متفاوت با چیزی که الان هست می‌بود، این جهان از اساس وجود نمی‌داشت. به عنوان مثال اگر نسبت میان نیروی هسته‌ای قوی و نیروی الکترومغناطیسی، چند میلیاردم کوچکتر می‌بود، از اساس هیچ ستاره‌ای در هیچ صورتی در این جهان نمی‌توانست به وجود بیاید.
حالا درصد احتمال وجود یک عامل را برای اینکه چنین شرایط استثنایی‌ای وجود داشته باشد، در مابقی احتمالات برای دیگر نیروها ضرب کن تا با این حقیقت حیرت‌انگیز رو برو شوی که
[بر اساس این ضرب‌ها و بر اساس علم احتمالات]، اصل بر این بوده که از اساس چنین جهانی وجود نداشته باشد و گفتن اینکه تمام آنچه رخ داده فقط «تصادف» بوده، مسخره کردن منطق سلیم و بدیهیات تفکر منطقی است.

مثل اینکه بپذیری ممکن است یک سکه را کونتالیون بار ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ (یک، و در مقابل آن نوزده صفر) بالا بیندازی و بدون استثنا هر بار خط بیاید!
آیا واقعا چنین چیزی رخ می‌دهد؟

فرد هویلی، اخترشناسی که اصطلاح بیگ بنگ یا انفجار بزرگ را ایجاد کرد، می‌گوید «خداناباوری» او بعد از اطلاع از نتایج این پژوهش‌ها به شدت دچار تزلزل شده است.

او بعد از این جریانات نوشت: «تفسیر بدیهی و منطقی این حقایق علمی،
احتمال وجود یک نیروی عظیم که علوم فیزیک و شیمی و زیست‌شناسی را به بازی گرفته تقویت می‌کند
[چون طبق آن علوم، نباید جهانی وجود می‌داشت]. ارقامی که از این حقایق علمی به دست می‌‌آید باعث می‌شود نتوانم این برداشتم را مورد تردید قرار دهم.»
دانشمندان انگلیسی فیزیک نظری، پل دیویس، هم می‌گوید:
«شکل‌دهی آگاهانه و با برنامه در این جهان، مسئله‌ای است شدیدا واضح.»
دکتر جان لینوکس استاد دانشگاه آکسفور هم گفته است:
«هرچقدر چیزهایی که از این جهان می‌دانیم بیشتر می‌شود، برای تفسیر اسباب وجود داشتنمان فرضیه وجود خالقی برای این جهان صدق بیشتری پیدا می‌کند.»

مترجم: وحید خضاب

کوشا
کوشا

مثل اینکه بپذیری ممکن است یک سکه را کونتالیون بار ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ (یک، و در مقابل آن نوزده صفر) بالا بیندازی و بدون استثنا هر بار خط بیاید!
آیا واقعا چنین چیزی رخ می‌دهد؟

آیا معنای جمله فوق این است که:

اگر یک سکه را 10/000/000/000/000/000/000 بار بالا پرتاب کنیم و تمام موارد خط بیاید آنگاه خدا وجود ندارد؟؟؟

اگر چنین است آیا همچنان جایی برای شک در وجود خدا و عدم اعتقاد به او وجود دارد؟

Mehrbod
کوشا

آیا معنای جمله فوق این است که:

اگر یک سکه را 10/000/000/000/000/000/000 بار بالا پرتاب کنیم و تمام موارد خط بیاید آنگاه خدا وجود ندارد؟؟؟

اگر چنین است آیا همچنان جایی برای شک در وجود خدا و عدم اعتقاد به او وجود دارد؟

اگر 10/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000 سال زمان بدهیم و
یک سکّه را بالا پرتاب کنیم و اگر یکبار /000/000/000/000/000/000 تنها خط بیاید, پس خدا هست؟

سارا

درود
راستش این مقاله ی جناب Eric Metaxas در سال 2014 منتشر شد و همانموقع هم از طرف جامعه ی علمی چندان مورد توجه قرار نگرفت هر چند معدودی از اهل دانش نقدی به آن نوشتند ولی در کل چندان اهمیتی به آن از طرف جامعه ی علمی داده نشد! چرا؟! چون نویسنده ی آن از آن جامعه نیست! این را یکی از مخالفان این مقاله Krauss می گوید! وی در ابتدای مقاله اش می گوید که Metaxas دانشمند و از اهل دانش نیست و بیشتر یک نویسنده و مجری تلویزیون هست ! و خب راست هم می گوید ! و راست هم می گوید وقتی می گوید در علم بحث خدا نیست و راست هم می گوید! همانطور که سالها پیش اینیشتین ماهیت این علمِ مرده ریگ را افشا کرد! علمی که به دنبال حقیقت نیست بلکه به دنبال توجیه پدیده هاست! علمی که ضد علم است! علمی که تکلیف خودش با خودش مشخص نیست!
دیگر بزرگتر از Elsevier, Springer, ASME, Taylor & francis ناشر برای مقالات معتبر علمی نداریم و اصلا برای آنکه از علم روز و پیشرفت تکنولوژی در یک زمینه ی علمی آگاه شویم باید ژورنالهای چاپ شده توسط این ناشران را مطالعه کنیم! و نکته ی با مزه ای که همه ی پژوهشگران با آن مواجه شده اند اینست که هیچ استاندارد مشخص و ویژه ای هم برای اعتبار سنجی مقاله ها نیست ! اینکه یک مقاله ای برای نمونه توسط یکی از ژورنالهای معتبر اشپرینگر رد می شود آنهم به دلیل آنکه novelty ندارد و بعد همان مقاله در همان فرم و ریخت به یکی از معتبرترین ژورنالهای برای نمونه الزویر داده می شود و ادیتور برای داوری آن fast track در نظر می گیرد!!!! و بطور کامل و بدون هیچ ریوایزی اکسپت می کند!! و نکته ی جالب آنجاست که H index این ژورنال هم 4 برابر ژورنال ریجکت کننده بوده !! یعنی novelty در مقالات آن بسیار بسیار بالاتر از ژورنال ریجکت کننده بوده است!!
واقعا خود این علم تکلیفش با خودش مشخص نیست حال چگونه می شود با چنین علم بی ثباتی به اثبات ِ خدا رسید؟!

solo

:دیگر وقت آن نیست که بدانیم
چه کسی جهان را آفریده است.
باید دید چه کسانی به خراب کردن آن مشغولند!
نوآم چامسکی

کوشا
solo

:دیگر وقت آن نیست که بدانیم
چه کسی جهان را آفریده است.

چرا؟

کوشا
Mehrbod

اگر 10/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000 سال زمان بدهیم و
یک سکّه را بالا پرتاب کنیم و اگر یکبار /000/000/000/000/000/000 تنها خط بیاید, پس خدا هست؟

مطمئنید تنها یکبار خط آمده است؟

solo
کوشا

چرا؟

جمله روشن هست و ابهمای درش نیست

باید توجه کرد که مسئله وجود یا عدم وجود خدا یک بحث فلسفی است و هیچ ارتباطی با علم ندارد. خداوند به دلیل فرا طبیعی بودن خود نمیتواند یک فرضیه علمی باشد زیرا علم چیزی به نام فراطبیعی (Supernatural) را به رسمیت نمیشناسد.

خداباوران اصرار دارند بگویند حوزه علم محدود به واقعیت های طبیعت است و به واقعیت روحانی از حوزه علم خارج است، اما واقعیت این است که علم وجود چیزهای فراطبیعی را به این دلیل به رسمیت نمیشناسد که کوچکترین مدرک و شواهدی برای وجود چنین چیزی موجود نمیباشد. در واقع چیزهای فراطبیعی تماماً ساخته ذهن و تخیل انسانها است و حقیقتی ندارد. موسسه هایی مانند موسسه جیمز رندی سالها تمامی ادعاهای مربوط به وجود چیزهای فراطبیعی را بررسی کرده اند اما هرگز به شواهد معتبری دست نیافته اند. موسسه جیمز رندی مبلغ یک میلیون دلار جایزه را به کسی که بتواند وجود هر پدیده غیر طبیعی و فرا طبیعی را نشان بدهد و در شرایط آزمایشگاهی ثابت کند پاداش خواهد داد. برای اطلاعات بیشتر به نوشتاری با فرنام «جایزه یک میلیون دلاری موسسه جیمز رندی» مراجعه کنید. نتیجه آنکه مسئله وجود یا عدم وجود خدا در تخصص دانشمندان نیست.

مسئله وجود خدا مربوط به فلسفه و بطور مشخص مربوط به شاخه فلسفه دین از فلسفه است. البته ممکن است در علم مسائلی مطرح شود که فلاسفه دین (6) علاقه مند شوند ممکن بودن پدیده خدا را با آن بسنجند. مثلا در کیهان شناسی قضیه بیگ بنگ (7) و در بیولوژی قضیه تکامل و مسائل بسیار متعدد ریاضی که با فلسفه دین پیوند میخورند، مثلاً تئوری مجموعه ها و تعریف جورج کانتور از مجموعه بینهایت. اما این باعث نمیشود که دانشمندان مستقیماً به پدیده خدا بپردازند. همچنین ممکن است دانشمندانی از روی فقر فلسفیشان نظم و پیچیدگی موجود در کشفیات خود را به وجود خدا نسبت بدهند. مثلاً نیوتون از این دسته افراد بوده است (برای جزئیات بیشتر پیرامون خداباوری نیوتون به نوشتاری با فرنام نیوتون و خداباوری او مراجعه کنید). برخی وجود نظم در طبیعت را اثباتی برای وجود خدا دانسته اند که بی اساس و غلط بودن این استدلال را در نوشتاری با فرنام «برهان نظم» نشان داده ایم. برخی از دانشمندان دلایل شخصی و غلط ویژه خود را داشته اند مثلا پاسکال برای وجود خدا استدلالی آورده است که به «شرط پاسکال» معروف است(برای جزئیات بیشتر از خداباوری پاسکال و ایرادات وارد بر آن به نوشتاری با فرنام شرح سفسطه اگر آخرتی باشد شما ضرر کرده اید ما ضرر نکرده ایم اگر نباشد باز هم ما ضرر نکرده ایم مطالعه کنید). افرادی مانند انیشتن اساساً خداباور نبوده و خداباوران به خطا آنان را خداباور می انگارند (برای جزئیات به نوشتاری با فرنام انیشتن و خدای او مراجعه کنید).
اگر دانشمندی در یک کتاب علمی و دانشگاهی خداوند را وارد علوم خود کند، مثلاً در کتاب بیولوژی بنویسد که خداوند انسانها را خلق کرده است، و یا در کتاب مکانیک بنویسد که اگر نیرویی به جسم متحرک وارد شود انشاءالله از حرکت خواهد ایستاد، این نظر او ارزش و اعتبار علمی نخواهد داشت و باقی دانشمندان بعنوان دیوانه به او نگاه خواهند کرد. از همین رو است که در هیچ کتاب علمی (مثلاً کتابهایی که در دانشگاه ها تدریس میشوند) هیچ اثری از خدا نیست. خدا از دیدگاه علمی یک پدیده تخیلی همانند لولوخورخوره و سوپر من است. لذا اگر دانشمندی در مورد خدا اظهار نظر کند همانند این است که باقالی فروشی در مورد فیزیک کوانتومی نظر بدهد، یا یک فیزیکدان متخصص در زمینه فیزیک کوانتوم در مورد اینکه باقالی را چگونه باید پخت و در کجا باید ایستاد تا فروش بیشتری داشته باشد نظر بدهد. البته این به این معنی نیست که نظر یک باقالی فروش راجع به فیزیک کوانتوم و نظر یک دانشمند در مورد خدا بی اعتبار است و تنها فلاسفه دین حق دارند که در مورد پدیده خدا نظر بدهند. بلکه به این معنی است که از آنجا که پدیده خدا در حوزه دین علم مطرح نیست، باید احتمال آنرا داد که از آنجا که اکثر مردم خداباور هستند و به نوعی خدا اعتقاد دارند، و از آنجا که این دانشمندان نیز برخاسته از همان مردم هستند و تخصص ویژه ای در مورد قضیه خدا ندارند و اطلاعاتشان معمولاً در مورد دین و خداوند همانقدر است که اطلاعات مردم عادی است، باورهای دینی اکثر آنها همچون باورهای دینی اکثر مردم باشد. نتیجه آنکه باید انتظار داشت اکثر دانشمندان نیز مانند اکثر مردم به وجود خدا اعتقاد داشته باشند.

اگر خدا وجود داشته باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که این خدا الله باشد (چون فرض این استدلال مبنی بر نادانی کامل ما نسبت به قضیه خدا است)، اگر الله وجود نداشته باشد و بجای آن فرضاَ زئوس، خدای باستان وجود داشته باشد احتمالا تمام مسیحیان و یهودیان و مسلمانان و بهائیان را به جهنم خواهد فرستاد. در قرآن سوره شماره 21 آیه 98 اشاره میشود که هرکس غیر از الله کسی یا چیزی را بپرستد، آن شخص پرستشگر و شخص یا چیز پرستش شونده در دوزخ خواهند سوخت، بنابر این اگر فرض کنیم این الله است که وجود داشته باشد، تمامی غیر مسلمانان در جهنم خواهند سوخت، البته به دلیل ناسازمانیافته بودن و ادبیات ضعیف قرآن واقعا نمیتوان گفت نظر قرآن در مورد وضعیت غیر مسلمانان در آخرت چیست، چون حرفهای خود را در چندین جا نفی میکند و در این مورد دارای اختلافات و تناقضات بسیار است، این تناقضات در بخش تناقضات درونی تازینامه مورد بررسی قرار گرفته اند. اگر بجای الله، یهوه وجود داشته باشد و مسیحیت و اسلام آئینهای دروغین باشند، معلوم نیست یهوه خدای درنده و جانورخوی عهد عتیق چه بلایی سر مسلمانان و مسیحیان بیاورد، هندو ها و… که جای خود دارند. اینها همه نشان میدهد، اعتقاد داشتن به یک خدا، از لحاظ قوانین احتمال کمک چندانی به خداپرستان نمیکند، و فضای انتخاب در فرمول احتمال خدا، {خداهست، خدا نیست}، نیست! بلکه به اینگونه است {خدا نیست، الله هست، یهوه هست، مسیح هست، اهوره مزدا هست، زئوس (خدای یونان باستان) هست، ساترن (خدای رم باستان)، میترا هست، هرا هست، ویشکا هست و….} و در هر حالت، شانس برد خداباوران تنها یک واحد بیشتر از خداناباوران است، مسلمانان معمولا آنقدر آزاد اندیش نیستند که احتمال خطای خود را بدهند، بعنوان مثال فرض کنید الله و محمد دروغین باشند و در این آشفته بازار دین فروشی این مسیحیان باشند که حقیقت را بگویند، میدانید خدا در آنصورت چه بلایی سر مسلمانان خواهد آورد؟

رد براهین اثبات وجود خدا | زندیق
جایزه یک میلیون دلاری موسسه جیمز رندی | زندیق
رفتار حیرت انگیز اسلام با غیر مسلمانان | زندیق

Mehrbod
کوشا

مطمئنید تنها یکبار خط آمده است؟

پاسخ این است که چه یک گازیلیون بار خط بیاید, چه نیاید, بود و
نبود آفریدگار اثبات نمیشود, زیرا توضیح‌ ساده‌تر و دم‌دستتری برای آن خواهد بود = تیغ اوکّام.

برخی برای نمونه میگردند با لغزش و نداشتن دانش بسنده از آمایشیگان / combinatorics میگویند احتمال اینکه
DNA از بیجان پدید بیاید بهمان و بیسار خرد است, پس چون پدید آمده آفریدگار هوشمند آنرا درست کرده. خب اینجا
چندین توضیح ساده‌تر جا افتاده‌اند, مانند همینکه با دادن "زمان بسنده" هر چیزی میتواند بسادگی پیش بیاید, هر
اندازه که برای ما باورش ناشدنی باشد. عددی که آنجا از خط آمدن پشت سر هم آوردید بسیار
بزرگ است, ولی با تریلیون تریلیون بار زمان بیشتر به آن دادن چرا نتواند بسادگی روی بدهد؟

رویهم‌رفته دانشی که بسوی اثبات آفریدگار هوشمند برود مانند کارآگاهی‌ست که بجای پیدا
کردن قاتل در نزدیکان و کسانیکه از مرگ کشته سود میبرند, در فراطبیعت و جن و اجّنه باشد.

mbk #۱۰

به شناسه خداوند مهرگستر خیلی مهربان

Mehrbod

رویهم‌رفته دانشی که بسوی اثبات آفریدگار هوشمند برود مانند کارآگاهی‌ست که بجای پیدا
کردن قاتل در نزدیکان و کسانیکه از مرگ کشته سود میبرند, در فراطبیعت و جن و اجّنه باشد.

ببینید پس با این گفته تان کشنده یا قاتل آدم نبود،گلوله ای بود که مغزُ سوراخ کرد،یا نه کشته شده مغزش بیخود رفت سرِ راه گلوله که سوراخ شد، خداوندا مرا برپاساز پیوست نماز دار نه روگردان از خودت

کوشا #۱۲
Mehrbod

ولی با تریلیون تریلیون بار زمان بیشتر به آن دادن چرا نتواند بسادگی روی بدهد؟

زمان؟
خالق ؟ ! ؟

حاصل و خروجی خردگرایی شما همین است؟

solo #۱۳
کوشا

اگر اراجیفی که در زندیق آمده مستند شماست دیگر جای بحثی باقی نمی ماند !

بنظر میاد شما دنبال فرار از بحث هستی
مشکلی نیست از سایر منابع لینک میدم

علم - WiKi
نقد قرآن - WiKi
موارد غیراخلاقی
۱.۴ ناسخ و منسوخ
۱ متناقض بودن قرآن
۱.۱ مواردی از تناقضات قرآن
بنیاد آموزشی جیمز رندی - WiKi
رده:برهان‌های اثبات نبودن خدا - WiKi

تمامی لینک های که الان گذاشتم از ویکی پدیا هست

اگه تمایل داشتی بگو لیستی بلند مرتبه از منابعی که دارم در اختیارتون بزارم

کوشا #۱۴
solo

بنظر میاد شما دنبال فرار از بحث هستی
مشکلی نیست از سایر منابع لینک میدم

علم - WiKi
نقد قرآن - WiKi
موارد غیراخلاقی
۱.۴ ناسخ و منسوخ
۱ متناقض بودن قرآن
۱.۱ مواردی از تناقضات قرآن
بنیاد آموزشی جیمز رندی - WiKi
رده:برهان‌های اثبات نبودن خدا - WiKi

تمامی لینک های که الان گذاشتم از ویکی پدیا هست

اگه تمایل داشتی بگو لیستی بلند مرتبه از منابعی که دارم در اختیارتون بزارم

تمایلی ندارم

ویکی پدیا حداقل نزد بیخدایان این سایت هیچ وزن و ارزشی ندارد

مقاله ارائه شده از نظر علمی هزاران برابر با ارزش تر از مطالب ویکی پدیا است در مورد مطالب ذکر شده در مقاله اگر نقدی دارید بفرمایید و الا شما را به خیر و ما را به سلامت

sonixax #۱۵
کوشا

اگر اراجیفی که در زندیق آمده مستند شماست دیگر جای بحثی باقی نمی ماند !

این اراجیف را اگر میتوانید با دلیل و درست نقد کنید! در غیر این صورت اراجیف به هم نبافید!

کوشا

ویکی پدیا حداقل نزد بیخدایان این سایت هیچ وزن و ارزشی ندارد

از خود مسلمانتان مایه بگذارید :)))

پ.ن : آن دسته از مقالات ویکی پیدیا که منابع معتبر علمی لینک نشده اند فاقد ارزش هستند! نه کلهم اجمعین سایت! از آنجایی که پیداست شما به خاطر عدم توانایی در به پیش بردن منطقی بحث دارید خود را به در و دیوار میکوبید که همه چیز را به غیر از ادعاهای خودتان اراجیف جا بزنید اون زیر فهرست منابع را لیست میفرمایند در ویکی پدیا ! پس اگر مطلبی از منبعی علمی و معتبر باشد! قطعن معتبر است و به محل درجش ربطی ندارد! پس بیخودی مغلطه نفرمایید جانم.

Agnostic #۱۶

1) حتما با این مقاله ثابت شده همین خدایی که در قرآن مرتکب هزار اشتباه شده خالق این دنیا است؟

2) بیخدایی دوستان در این تالار نوع بیخدایی افراطی است. گویا نوع بی خدایی هست که می گوید در ماده شعور و اختیار وجود دارد.

Agnostic #۱۸

مسلمانان:
این مقاله گفته دنیا خالق دارد پس هاجستیم و واجستیم محمد رسول الله فرستاده اوست و قرآن را خدا نوشته و آقا امام خامنه ای اولی الامر است.

کوشا #۱۹
sonixax

این اراجیف را اگر میتوانید با دلیل و درست نقد کنید! در غیر این صورت اراجیف به هم نبافید!

.

قبلا دوستان در گفتگو دات کام این کار رو کردند و برای همیشه درب آن سایت را گِل گرفتند.

کوشا #۲۰
Agnostic

1) حتما با این مقاله ثابت شده همین خدایی که در قرآن مرتکب هزار اشتباه شده خالق این دنیا است؟

2) بیخدایی دوستان در این تالار نوع بیخدایی افراطی است. گویا نوع بی خدایی هست که می گوید در ماده شعور و اختیار وجود دارد.

با پذیرش اینکه خالقی هست 99% راه طی شده است

آنگاه اگر تنها یک جو عقل وجود داشته باشد پیدا کردن مصداق این خالق کار سختی نیست.

sonixax #۲۱
کوشا

قبلا دوستان در گفتگو دات کام این کار رو کردند و برای همیشه درب آن سایت را گِل گرفتند.

پس کما فی السابق حرفی برای گفتن ندارید و پاس میدهید به مدارکی که هرگز وجود نداشته اند :)))
عموجان یک دور در Address Bar مرورگر مبارک تایپ بفرمایید goftegu.com ببینید به کجا میرسید! همچنین بد نیست بدانید مدیران اینجا مدیران همانجا هستند! پس بیخود خالی نبندید که گندش در می آید

:))

کوشا #۲۲
sonixax

پس کما فی السابق حرفی برای گفتن ندارید و پاس میدهید به مدارکی که هرگز وجود نداشته اند :)))
عموجان یک دور در Address Bar مرورگر مبارک تایپ بفرمایید goftegu.com ببینید به کجا میرسید! همچنین بد نیست بدانید مدیران اینجا مدیران همانجا هستند! پس بیخود خالی نبندید که گندش در می آید :))

اینطوری قبول نیست !!!
اسم خالی چه فایده ای داره !!!

آرشیو رو هم برگردونید تا معلوم بشه گند کی درمیاد.

Nilftrondheim #۲۳
sonixax

پس کما فی السابق حرفی برای گفتن ندارید و پاس میدهید به مدارکی که هرگز وجود نداشته اند :)))
عموجان یک دور در Address Bar مرورگر مبارک تایپ بفرمایید goftegu.com ببینید به کجا میرسید! همچنین بد نیست بدانید مدیران اینجا مدیران همانجا هستند! پس بیخود خالی نبندید که گندش در می آید :))

به wayback machine ارجاع دهید ببینیم مثلا چی میخواد رو کنه😒

Waffen #۲۴
کوشا

انصاف این است که اعتراف کنیم که خود «علم» بیشتر این را تصدیق می‌کند که ما در نتیجه‌ کار برخی نیروهای بی حساب و کتاب به وجود نیامده‌ایم.

به هیچ عنوان همچین نتیجه گیری از چیزهایی که این مقاله تا اینجا گفته نمی توان کرد. از اینکه n تعداد عامل مختلف برای به وجود آمدن زندگی بر روی کره ی زمین لازم است نمی توان به این نتیجه رسید که ما "براساس کار برخی نیروهای بی حساب کتاب به وجود آمده ایم". از این گذشته علم کی گفته ما براساس کار برخی نیروهای "بی حساب کتاب به وجود آمده ایم"؟ در ادامه از کی تا حالا در مقالات علمی معتبر در نتیجه گیری ها از کلماتی مثل "انصاف این است" استفاده می شود؟ از کی علم خودش را محدود به چنین مسائلی کرده که ببیند انصاف چیست؟

کوشا

آیا اینکه فرض کنیم اراده‌ای خاص این شرایط بی‌نظیر برای حیات را به وجود آورده، خیلی راحت‌تر نیست تا بپذیریم که کره‌ی زمین با این شرایط خاص [خود به خود] به وجود آمده تا فقط همه‌ این احتمالات باورنکردنی را یکباره محقق کند؟

بله راحت تر است. همچنین بسیار راحت تر است که باور کنیم دلیل رعد و برق جنگیدن تور با شیاطین است. علم با اینکه چه چیزی برای باور ساده تر است کاری ندارد.
این احتمالات به یکباره محقق نشده اند.

بر اساس این ضرب‌ها و بر اساس علم احتمالات]، اصل بر این بوده که از اساس چنین جهانی وجود نداشته باشد و گفتن اینکه تمام آنچه رخ داده فقط «تصادف» بوده، مسخره کردن منطق سلیم و بدیهیات تفکر منطقی است.

چگونه از استناد به آمار و ارقام مربوط به احتمال به وجود آمدن جهان به شکل کنونی به این نتیجه رسیده اند که "بنا" براین بوده که "از اساس" چنین جهانی وجود نداشته باشد؟
این دقیقا برخلاف کاری است که علم آمار انجام می دهد. چیزی که شما می توانید از این آمار و ارقام نتیجه بگیرید اصلا نمی تواند چنین نتیجه گیری هایی باشد. اینکه احتمال به وجود آمدن جهان به شکل کنونی احتمالی بسیار پایین دارد (همانطور که خیلی چیزهای دیگر در این جهان هم پیروی چنین نتیجه های آماری هستند) برابر با این نیست که بگوییم اصلا بنا نبوده چنین جهانی به وجود بیاید.

کوشا

فرد هویلی، اخترشناسی که اصطلاح بیگ بنگ یا انفجار بزرگ را ایجاد کرد، می‌گوید «خداناباوری» او بعد از اطلاع از نتایج این پژوهش‌ها به شدت دچار تزلزل شده است.

ایشان همچنین معتقد بودند در جای دیگری از جهان intelligent life وجود داشته و بعد به شکلی به زمین منتقل شده و در آنجا رشد کرده!
این استدلال ایشان هم که به junkyard tornado fallacy معروف است از بنیان دچار مشکل است که می توانید در مورد آن بیشتر بخوانید همین نوع تفکر که ایشان در مورد فرگشت بیان کرده اند به شکل گسترده تری در مورد ساختار های شیمیایی اجرام اختری هم به کار رفته. این حرفها کمی رنگ رو رفته است و برای استناد مناسب نیست.

sonixax #۲۵
کوشا

اینطوری قبول نیست !!!
اسم خالی چه فایده ای داره !!!

آرشیو رو هم برگردونید تا معلوم بشه گند کی درمیاد.

آرشیو همان زمانش از دسترس عموم خارج شد! در دسترس هم قرار نخواهد گرفت مگر اینکه دوستان شما در ایران دست از سر کسانی که مثل آنها فکر نمیکنند بر دارند و وحشی بازی را بگذارند کنار

:))

کوشا #۲۶
sonixax

آرشیو همان زمانش از دسترس عموم خارج شد! در دسترس هم قرار نخواهد گرفت مگر اینکه دوستان شما در ایران دست از سر کسانی که مثل آنها فکر نمیکنند بر دارند و وحشی بازی را بگذارند کنار :))

لطفا یه نفر جملات فوق رو به زبان فارسی قابل فهم برای من ترجمه کنه!!!!!

sonixax #۲۷
کوشا

لطفا یه نفر جملات فوق رو به زبان فارسی قابل فهم برای من ترجمه کنه!!!!!

شما کلن فهم کردن برایتان سخت است! زور نزنید گیرپاژ میکنید :))
به جای این همه به در و دیوار کوبیدن و خود پاره کردن بفرمایید درست و حسابی مزخرفات زندیق را نقد بفرمایید! یا انقدر جرات داشته باشید که بگویید یک چرندی گفتید حال نادم و پشیمانید

:))

Dariush #۲۸
Mehrbod

پاسخ این است که چه یک گازیلیون بار خط بیاید, چه نیاید, بود و
نبود آفریدگار اثبات نمیشود, زیرا توضیح‌ ساده‌تر و دم‌دستتری برای آن خواهد بود = تیغ اوکّام.

برخی برای نمونه میگردند با لغزش و نداشتن دانش بسنده از آمایشیگان / combinatorics میگویند احتمال اینکه
DNA از بیجان پدید بیاید بهمان و بیسار خرد است, پس چون پدید آمده آفریدگار هوشمند آنرا درست کرده. خب اینجا
چندین توضیح ساده‌تر جا افتاده‌اند, مانند همینکه با دادن "زمان بسنده" هر چیزی میتواند بسادگی پیش بیاید, هر
اندازه که برای ما باورش ناشدنی باشد. عددی که آنجا از خط آمدن پشت سر هم آوردید بسیار
بزرگ است, ولی با تریلیون تریلیون بار زمان بیشتر به آن دادن چرا نتواند بسادگی روی بدهد؟

رویهم‌رفته دانشی که بسوی اثبات آفریدگار هوشمند برود مانند کارآگاهی‌ست که بجای پیدا
کردن قاتل در نزدیکان و کسانیکه از مرگ کشته سود میبرند, در فراطبیعت و جن و اجّنه باشد.

تئوری‌ای در احتمالات وجود دارد که می‌گوید که یک پیشامد اگر بینهایت بار تکرار شود، همه‌ی
اتفاقات درون آن فضای پیشامد حتما حداقل یکبار رخ خواهد، حتی اگر احتمال هر کدام از آنها
بسیار بسیار ناچیز و نزدیک صفر باشد.

مثلا شما فرض کنید یک تاس دارید که به جای آنکه 6 وجه داشته باشد، صدهزار میلیارد
وجه داشته باشد. در اینجا احتمال اینکه وجه شماره‌ی 10 در یک پرتاب رو بیاید، 1 بر روی
صدهزار میلیارد خواهد شد که بسیار نزدیک به صفر است، اما صفر نیست. با اینحال
اگر شما همین تاس را بینهایت بار بندازید، حتما همه وجه‌ها حداقل یکبار رو خواهند آمد.

کوشا #۲۹
Dariush

تئوری‌ای در احتمالات وجود دارد که می‌گوید که یک پیشامد اگر بینهایت بار تکرار شود، همه‌ی
اتفاقات درون آن فضای پیشامد حتما حداقل یکبار رخ خواهد، حتی اگر احتمال هر کدام از آنها
بسیار بسیار ناچیز و نزدیک صفر باشد.

مثلا شما فرض کنید یک تاس دارید که به جای آنکه 6 وجه داشته باشد، صدهزار میلیارد
وجه داشته باشد. در اینجا احتمال اینکه وجه شماره‌ی 10 در یک پرتاب رو بیاید، 1 بر روی
صدهزار میلیارد خواهد شد که بسیار نزدیک به صفر است، اما صفر نیست. با اینحال
اگر شما همین تاس را بینهایت بار بندازید، حتما همه وجه‌ها حداقل یکبار رو خواهند آمد.

در فرض این مقاله که اتفاقا با واقع نیز مطابق است تاس ما تنها دو وجه دارد:

1-شیر
2-خط

و اگر این تاس را

10/000/000/000/000/000/000 بار بیندازیم و تمام موارد فقط و فقط خط بیاید آنگاه خدا وجود ندارد.

البته این عدد با توجه به علم امروز بشر است و هر مقدار به علم او افزوده شود عدد بزرگتر خواهد شد و

صد البته اگر این عدد میلیاردها میلیارد برابر هم بشود آنکه بر قلب او مهر خورده ایمان نخواهد آورد

!!!

کوشا #۳۰
sonixax

شما کلن فهم کردن برایتان سخت است! زور نزنید گیرپاژ میکنید :))
به جای این همه به در و دیوار کوبیدن و خود پاره کردن بفرمایید درست و حسابی مزخرفات زندیق را نقد بفرمایید! یا انقدر جرات داشته باشید که بگویید یک چرندی گفتید حال نادم و پشیمانید :))

زندیق نقد شده و رد شده ذاتی است و اقبال

!!! انسانهای فهیم و خردمند به آن گویای این واقعیت است:

آن یکی پرسید اشتر را که : هی

از کجا می آیی ای فرخنده پی ؟

گفت : از حمام گرم کوی تو

گفت : خود پیداست در زانوی تو

شما که مدیر گفتگو بوده اید حتما دسترسی به آرشیو آن دارید، زحمت چندانی برایتان ندارد یکی از تاپیک های نقد زندیق را اینجا بارگذاری کنید

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

sonixax #۳۱
کوشا

زندیق نقد شده و رد شده ذاتی است و اقبال !

کجا ؟ کو ؟ نشان دهید!

Dariush #۳۲
کوشا

در فرض این مقاله که اتفاقا با واقع نیز مطابق است تاس ما تنها دو وجه دارد:

1-شیر
2-خط

و اگر این تاس را

10/000/000/000/000/000/000 بار بیندازیم و تمام موارد فقط و فقط خط بیاید آنگاه خدا وجود ندارد.

البته این عدد با توجه به علم امروز بشر است و هر مقدار به علم او افزوده شود عدد بزرگتر خواهد شد و

صد البته اگر این عدد میلیاردها میلیارد برابر هم بشود آنکه بر قلب او مهر خورده ایمان نخواهد آورد !!!

ها؟!

عزیزم، دارم می‌گویم، اگر یک سکه را بی‌نهایت بار پرتاب کنیم،
ممکن نیست همیشه فقط شیر یا خط بیاید. متوجهی؟ میدانی
فرق بین بینهایت و ده هزار هزار میلیارد چیست؟😒

mbk #۳۳

به شناسه خداوند مهرگستر خیلی مهربان
".. ﺇِﻥَّ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﻛَﻔَﺮُﻭﺍْ ﺳَﻮَﺍﺀٌ ﻋَﻠَﻴْﻬِﻢْ ﺃَﺃَﻧﺬَﺭْﺗَﻬُﻢْ ﺃَﻡْ ﻟَﻢْ ﺗُﻨﺬِﺭْﻫُﻢْ ﻻَ ﻳُﺆْﻣِﻨُﻮﻥَ ‏ 6 ‏ ﺧَﺘَﻢَ ﺍﻟﻠّﻪُ ﻋَﻠَﻰ ﻗُﻠُﻮﺑِﻬﻢْ ﻭَﻋَﻠَﻰ ﺳَﻤْﻌِﻬِﻢْ ﻭَﻋَﻠَﻰ ﺃَﺑْﺼَﺎﺭِﻫِﻢْ ﻏِﺸَﺎﻭَﺓٌ ﻭَﻟَﻬُﻢْ ﻋَﺬَﺍﺏٌ ﻋﻈِﻴﻢٌ ‏ 7 ‏ ﻭَﻣِﻦَ ﺍﻟﻨَّﺎﺱِ ﻣَﻦ ﻳَﻘُﻮﻝُ ﺁﻣَﻨَّﺎ ﺑِﺎﻟﻠّﻪِ ﻭَﺑِﺎﻟْﻴَﻮْﻡِ ﺍﻵﺧِﺮِ ﻭَﻣَﺎ ﻫُﻢ ﺑِﻤُﺆْﻣِﻨِﻴﻦَ ‏ 8 .."
"..اگرِ همانها روپوشاندند یکسره ایست بَرِشان آیا اندرزانیشان یا نبوده می اندرزانیشان نه میباورند 6 مهُرید خداوند بر دلهاشانُ بر گوششانُ بر چشمهاشان پرده کلفتیُ تا آنها را ناگواریِ بزرگی پیچیده ای 7 هم از مردمها کسی می گوید باوریده ایم به خداوندُ به زمانِ دیگرشدهُ چه آنها باورگرهایی 8 .."

Dariush

ها؟!
عزیزم، دارم می‌گویم، اگر یک سکه را بی‌نهایت بار پرتاب کنیم،
ممکن نیست همیشه فقط شیر یا خط بیاید. متوجهی؟ میدانی
فرق بین بینهایت و ده هزار هزار میلیارد چیست؟😒

ببینید کمینه اش یکی بایستی تاس اندازی کند که آنچه یابد از رخها رخ، جایی که پیشامد یکی از رخها بیشتر هست انجامش خواستنی نیست؟، چرا بایستی جایگشت پیشامد ها رخ دهد؟ نمونه تاسی آهنربایی با دو رخ ناهمگن روی تخته ء نا آهنربا هم روی تخته آهنی یکسان خواسته نیست.گزینش اختیار هم واداری جبر داریم، پس یک سکهء افتاده روی میز به خودی خود رخ دگرگون نمیکند،
خداوندا مرا از نزدیکخواه های زودخواهِ فریب خورده مسازُ برپادارنده پیوست نماز همیشه زمانها دار

Timsar #۳۴
mbk

به شناسه خداوند مهرگستر خیلی مهربان
".. ﺇِﻥَّ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﻛَﻔَﺮُﻭﺍْ ﺳَﻮَﺍﺀٌ ﻋَﻠَﻴْﻬِﻢْ ﺃَﺃَﻧﺬَﺭْﺗَﻬُﻢْ ﺃَﻡْ ﻟَﻢْ ﺗُﻨﺬِﺭْﻫُﻢْ ﻻَ ﻳُﺆْﻣِﻨُﻮﻥَ ‏ 6 ‏ ﺧَﺘَﻢَ ﺍﻟﻠّﻪُ ﻋَﻠَﻰ ﻗُﻠُﻮﺑِﻬﻢْ ﻭَﻋَﻠَﻰ ﺳَﻤْﻌِﻬِﻢْ ﻭَﻋَﻠَﻰ ﺃَﺑْﺼَﺎﺭِﻫِﻢْ ﻏِﺸَﺎﻭَﺓٌ ﻭَﻟَﻬُﻢْ ﻋَﺬَﺍﺏٌ ﻋﻈِﻴﻢٌ ‏ 7 ‏ ﻭَﻣِﻦَ ﺍﻟﻨَّﺎﺱِ ﻣَﻦ ﻳَﻘُﻮﻝُ ﺁﻣَﻨَّﺎ ﺑِﺎﻟﻠّﻪِ ﻭَﺑِﺎﻟْﻴَﻮْﻡِ ﺍﻵﺧِﺮِ ﻭَﻣَﺎ ﻫُﻢ ﺑِﻤُﺆْﻣِﻨِﻴﻦَ ‏ 8 .."
"..اگرِ همانها روپوشاندند یکسره ایست بَرِشان آیا اندرزانیشان یا نبوده می اندرزانیشان نه میباورند 6 مهُرید خداوند بر دلهاشانُ بر گوششانُ بر چشمهاشان پرده کلفتیُ تا آنها را ناگواریِ بزرگی پیچیده ای 7 هم از مردمها کسی می گوید باوریده ایم به خداوندُ به زمانِ دیگرشدهُ چه آنها باورگرهایی 8 .."

ببینید کمینه اش یکی بایستی تاس اندازی کند که آنچه یابد از رخها رخ، جایی که پیشامد یکی از رخها بیشتر هست انجامش خواستنی نیست؟، چرا بایستی جایگشت پیشامد ها رخ دهد؟ نمونه تاسی آهنربایی با دو رخ ناهمگن روی تخته ء نا آهنربا هم روی تخته آهنی یکسان خواسته نیست.گزینش اختیار هم واداری جبر داریم، پس یک سکهء افتاده روی میز به خودی خود رخ دگرگون نمیکند،
خداوندا مرا از نزدیکخواه های زودخواهِ فریب خورده مسازُ برپادارنده پیوست نماز همیشه زمانها دار

هر موقعه نوشته هات رو میخونم و به کلمه نماز برپا دار میرسم یاد این آیه قرآنی میفتم و خنده ام میگیره.

وقتی ماه های حرام پایان گرفت ، مشرکان را هر جا یافتید به قتل برسانید و آنها را اسیر سازید و محاصره کنید و در هر کمینگاه ، بر سر راه آنها بنشینید! هر گاه توبه کنند ، و نماز را برپا دارند ، و زکات را بپردازند ، آنها را رها سازید زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است!

mbk #۳۵

به شناسه خداوند مهرگستر خیلی مهربان
".. ﻭﻗﻞ ﺍﻟﺤﻖ ﻣﻦ ﺭﺑﻜﻢ ﻓﻤﻦ ﺷﺎﺀ ﻓﻠﻴﺆﻣﻦ ﻭﻣﻦ ﺷﺎﺀ ﻓﻠﻴﻜﻔﺮ ﺇﻧﺎ ﺃﻋﺘﺪﻧﺎ ﻟﻠﻈﺎﻟﻤﻴﻦ ﻧﺎﺭﺍ ﺃﺣﺎﻁ ﺑﻬﻢ ﺳﺮﺍﺩﻗﻬﺎ ﻭﺇﻥ ﻳﺴﺘﻐﻴﺜﻮﺍ ﻳﻐﺎﺛﻮﺍ ﺑﻤﺎﺀ ﻛﺎﻟﻤﻬﻞ ﻳﺸﻮﻱ ﺍﻟﻮﺟﻮﻩ ﺑﺌﺲ ﺍﻟﺸﺮﺍﺏ ﻭﺳﺎﺀﺕ ﻣﺮﺗﻔﻘﺎ 29 ‏.."
"..هم گو درست از پرورنده تان باز کسی خواست باز میباوردُ کسی خواست باز رومیپوشاند اگریم فراهم سازیم براستمکارها آتشی پوشانَد بِهِشان چادرهاشُ اگر میخواهند دادرسی دادرسی میشوند به آبی جورِ فلز گداخته کباب میسازد چهره ها بدی نوشابُ بد شده چند همنشین گشته ای 29.."

Timsar

هر موقعه نوشته هات رو میخونم و به کلمه نماز برپا دار میرسم یاد این آیه قرآنی میفتم و خنده ام میگیره.

وقتی ماه های حرام پایان گرفت ، مشرکان را هر جا یافتید به قتل برسانید و آنها را اسیر سازید و محاصره کنید و در هر کمینگاه ، بر سر راه آنها بنشینید! هر گاه توبه کنند ، و نماز را برپا دارند ، و زکات را بپردازند ، آنها را رها سازید زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است!

ببینید من همه اینها را باور دارم خواهید پوسخند زنید، خداوندا مرا برپاساز پیوست نماز دار

کوشا #۳۶
sonixax

کجا ؟ کو ؟ نشان دهید!

[h=2]آیا مایل به راه افتادن نسخه جدیدی از تارنمای زندیق هستید؟[/h]Posted

on دسامبر 20, 2011 by Arash_Bikhoda
امروز من تصمیم گرفتم روی زندیق یک مقدار بیشتر کار کنم ولی راستش رو بخواهید یک مقدار به تشویق نیاز دارم. به اینکه احساس کنم زندیق ارزش ادامه دادن دارد و به اندازه کافی آدمهایی در دنیا هستند که مایل به پیشرفت زندیق هستند و زندیق، بزرگترین مرکز نشر مطالب ضد اسلام به زبان فارسی در تاریخ بشر واقعاً ارزش ادامه دادن و بزرگتر شدن دارد.
برای اینکه من به این نتیجه برسم تصمیم گرفتم که یک شرط در این مورد را با دوست داران زندیق در میان بگذارم.
و آن این است که اگر تعداد هواداران زندیق در فیس بوک به ده هزار نفر برسد، نسخه جدیدی از سایت زندیق راه اندازی خواهد شد. بنابر این اگر شما مایل به راه اندازی نسخه جدیدی از زندیق هستید میتوانید این تمایل خود را با عضو شدن در برگه زندیق در فیس بوک نشان دهید.
https://www.facebook.com/Zandiq

کوشا #۳۷
Dariush

ها؟!

عزیزم، دارم می‌گویم، اگر یک سکه را بی‌نهایت بار پرتاب کنیم،
ممکن نیست همیشه فقط شیر یا خط بیاید. متوجهی؟ میدانی
فرق بین بینهایت و ده هزار هزار میلیارد چیست؟😒

یعنی چون طبق فرض شما در بی نهایت پرتاب سکه حتما یکبار خط خواهد آمد پس خدا وجود ندارد

عقل شما متقاعد خواهد شد که خدا وجود ندارد؟؟؟؟

sonixax #۳۸
کوشا

آیا مایل به راه افتادن نسخه جدیدی از تارنمای زندیق هستید؟

Posted on دسامبر 20, 2011 by Arash_Bikhoda
امروز من تصمیم گرفتم روی زندیق یک مقدار بیشتر کار کنم ولی راستش رو بخواهید یک مقدار به تشویق نیاز دارم. به اینکه احساس کنم زندیق ارزش ادامه دادن دارد و به اندازه کافی آدمهایی در دنیا هستند که مایل به پیشرفت زندیق هستند و زندیق، بزرگترین مرکز نشر مطالب ضد اسلام به زبان فارسی در تاریخ بشر واقعاً ارزش ادامه دادن و بزرگتر شدن دارد.
برای اینکه من به این نتیجه برسم تصمیم گرفتم که یک شرط در این مورد را با دوست داران زندیق در میان بگذارم.
و آن این است که اگر تعداد هواداران زندیق در فیس بوک به ده هزار نفر برسد، نسخه جدیدی از سایت زندیق راه اندازی خواهد شد. بنابر این اگر شما مایل به راه اندازی نسخه جدیدی از زندیق هستید میتوانید این تمایل خود را با عضو شدن در برگه زندیق در فیس بوک نشان دهید.
https://www.facebook.com/Zandiq

عجب!
پس اینکه آرش بیخدا زندیق را دقیقن با همان محتوا بدون کم و کاستی! از جوملا! انتقال داد روی ورد پرس و تمپلیتش را عوض کرد، شده نقد مطالب زندیق

:))))

کوشا #۳۹
sonixax

عجب!
پس اینکه آرش بیخدا زندیق را دقیقن با همان محتوا بدون کم و کاستی! از جوملا! انتقال داد روی ورد پرس و تمپلیتش را عوض کرد، شده نقد مطالب زندیق :))))

فکر می کردم باهوش تر این حرفها باشی !!!

آرش بیخدا می دونست نتیجه تلاش و کوششی که برای جمع آوری زندیق انجام داده با هیچ اقبالی مواجه نشده لذا برای اینکه کاملا از این موضوع مطمئن بشه

تقاضا کرد حداقل ده هزار نفر از زندیق حمایت کنند تا سر و سامان مجددی به این سایت بده که بعد از مدت های طولانی مثلا ده هزار نفر اعلام حمایت کردند اما

این حمایت ضعیف کاملا آرش رو دلسرد کرد به گونه ای که حتی از نوشتن در ورد پرس هم دست کشید و رفت پی کار و کاسبی

sonixax #۴۰
کوشا

فکر می کردم باهوش تر این حرفها باشی !!!

آرش بیخدا می دونست نتیجه تلاش و کوششی که برای جمع آوری زندیق انجام داده با هیچ اقبالی مواجه نشده لذا برای اینکه کاملا از این موضوع مطمئن بشه

تقاضا کرد حداقل ده هزار نفر از زندیق حمایت کنند تا سر و سامان مجددی به این سایت بده که بعد از مدت های طولانی مثلا ده هزار نفر اعلام حمایت کردند اما

این حمایت ضعیف کاملا آرش رو دلسرد کرد به گونه ای که حتی از نوشتن در ورد پرس هم دست کشید و رفت پی کار و کاسبی

من هم فکر میکردم باهوش تر از این حرفها باشید که فرق بین استقبال نشدن از یک سایت (بنا به ادعای مفت خودتان) را با نقد شدن مطالب بدانید!
حتا صندلی من هم این فرق ساده را متوجه میشود :))

پس حالا که درستان را گرفتید بروید از روی این متن صد بار بنویسید :

نقد شد ≠ استقبال نشد (یا) هَک شد (یا) سانسور شد (یا) فیلتر شد
ولی
حرف حساب نداریم جلویش بزنیم = فیلتر شد (یا) سانسور شد (یا) نمیتوانیم نقدش کنیم

کوشا #۴۱
sonixax

من هم فکر میکردم باهوش تر از این حرفها باشید که فرق بین استقبال نشدن از یک سایت (بنا به ادعای مفت خودتان) را با نقد شدن مطالب بدانید!
حتا صندلی من هم این فرق ساده را متوجه میشود :))

پس حالا که درستان را گرفتید بروید از روی این متن صد بار بنویسید :

نقد شد ≠ استقبال نشد (یا) هَک شد (یا) سانسور شد (یا) فیلتر شد
ولی
حرف حساب نداریم جلویش بزنیم = فیلتر شد (یا) سانسور شد (یا) نمیتوانیم نقدش کنیم

هیچ نقدی محکم تر از بی اقبالی نیست

در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

در نهایت
دزد حاضر بز حاضر !
آرشیو گفتگو نزد شماست تاپیک هایی تحت عنوان نقد زندیق را منتشر کنید تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

sonixax #۴۲
کوشا

هیچ نقدی محکم تر از بی اقبالی نیست

در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

در نهایت
دزد حاضر بز حاضر !
آرشیو گفتگو نزد شماست تاپیک هایی تحت عنوان نقد زندیق را منتشر کنید تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

پس همان طور که از پیش هم معلوم بود چنته خالی و ادعا مفت بود!

sonixax #۴۳
کوشا

آرشیو گفتگو نزد شماست تاپیک هایی تحت عنوان نقد زندیق را منتشر کنید تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

آرشیو گفتگو در نتیجه حمله برادرانِ و همرزمان شما پودر شده رفته پی کارش! که همین هم البته نشان از این دارد که توانایی نقد کردن نداشتید سعی کردید از بیخ نابود کنید.
آن کس که منطق کم میاورد دست به ترور و نابودی میزند! درست مثل داعش.

کوشا #۴۴
sonixax

آرشیو گفتگو در نتیجه حمله برادرانِ و همرزمان شما پودر شده رفته پی کارش! که همین هم البته نشان از این دارد که توانایی نقد کردن نداشتید سعی کردید از بیخ نابود کنید.
آن کس که منطق کم میاورد دست به ترور و نابودی میزند! درست مثل داعش.

صداقتت !!!!!!! منو کشته !!

البته درکت می کنم

!

sonixax #۴۵
کوشا

صداقتت !!!!!!! منو کشته !!

البته درکت می کنم !

در صداقت ما هیچ شکی نیست!
ولی به جایش در شرافت شما بسیار جای شک است که سعی دارید دروغهای خودتان (نقد شدن زندیق) را با آویزان شدن به دروغی دیگر به نام عدم استقابل از زندیق جا بیندازید :)))

kourosh_bikhoda #۴۶

اگر ذره ای از ماهیت و فلسفه علم آگاه باشید متوجه خواهید شد که علم اصلن نمیتونه خدا رو بررسی کنه

😄

solo #۴۷
kourosh_bikhoda

اگر ذره ای از ماهیت و فلسفه علم آگاه باشید متوجه خواهید شد که علم اصلن نمیتونه خدا رو بررسی کنه 😄

درود ایشون کج فهم تشریف دارن....😄
بنده هم توی اولین صفحه جستار بهشون گفتم

solo

باید توجه کرد که مسئله وجود یا عدم وجود خدا یک بحث فلسفی است و هیچ ارتباطی با علم ندارد. خداوند به دلیل فرا طبیعی بودن خود نمیتواند یک فرضیه علمی باشد زیرا علم چیزی به نام فراطبیعی (Supernatural) را به رسمیت نمیشناسد.

حالا باز این خوبه خوبشه
یه جا میخواست عدم استقبال رو جای نقد به ما بده !!
کلا فهم برایشان سخت و دشورا است.....

mbk #۴۸

به شناسه خداوند مهرگستر خیلی مهربان

kourosh_bikhoda

اگر ذره ای از ماهیت و فلسفه علم آگاه باشید متوجه خواهید شد که علم اصلن نمیتونه خدا رو بررسی کنه 😄

ببینید چون ناباورها خوشانشان نیست که انگیزانِ کنار زدنِ خداوند نیست، نمونه شما خوش ندارید یکی بازخواستتان کند از ریزُ بمتان آگاه باشد بتواند ناگوارا رساندتان یا کمکِ باورمندها آیدُ روزِ برپایی سروریشان دهدُ در خوشیُ بهشتشان درون کند،،،پس خداوند نیست!! کنون سد جور گریز ناباورها به بندی سخت برمیخورد ،
خداوندا ما باورمندها را که خودت یکیُ برآورنده هستیُ نبوده زاده میشویُ نبوده میزاییُ نبوده برایت طرازی یکی یاری رسان در گزینش راهی سمتتُ برپادارِ پیوست نماز دار

solo #۴۹

مهر تایید دیگری در فلسفی بودن اثبات یا رد وجود خدا

آیت الله سیدمصطفی محقق داماد، رئیس مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم و رئیس بخش کلام مؤسسه حکمت و فلسفه ایران،‌آمادگی خود را برای مناظره با منکران وجود خدا، به ویژه پروفسور استفان هاوکینگ اعلام کرد. نظریه جدید استفان هاوکینگ، دانشمند فیزیک فضایی بریتانیا مبنی بر خلق خودبخودی جهان، واکنش های شدیدی را در میان دانشمندان علوم دینی داشته است. در پی اظهار تردید استفان هاوکینگ، فیزیکدان معروف مبنی بر نقش خدا در خلق کهکشان‌ها، آیت‌الله محقق داماد در این زمینه می گوید "موضوع وجود خدا و مبدأ جهان یک مسأله صرفاً مادی و مرتبط با علوم تجربی محض نیست که یک فیزیکدان به راحتی آن را انکار کند. بلکه کاملاً کلامی و فلسفی است. یک فیزیکدان بدون داشتن تخصص فلسفی و عدم آگاهی از براهین مستحکم عقلی، بدون گفت‌وگو با حکیمان و الهیون جز اینکه اظهار عدم آگاهی و عجز کند، چاره‌ای ندارد." رئیس مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم افزود: "این اظهارنظر هرچند از سوی دانشمندی سرشناس باشد، یکی از نتایج جدایی و فاصله گرفتن علوم تجربی از الهیات است.این جدایی که در تاریخ علم سابقه چندان زیادی ندارد، موجب آفات عدیده‌ای است که در تاریخ علم و فلسفه رویارویی‌هایی به کرات دیده می شود. هنگامی که محمد زکریای رازی نسبت به برخی از مسائل دینی تردید و شبهه کرد، ابن‌سینا، به پاسخ شبهات او پرداخت و در آخر خطاب به وی گفت که این‌گونه سخن گفتن ناشی از آن است که از الهیات فاصله گرفته‌ای و غرق در علوم تجربی شده‌ای." محقق داماد تصریح کرد: "اینجانب اعلام آمادگی می‌کنم که به همراه استادان کلام و حکمت اسلامی، اعضای گروه مطالعات اسلامی از نظر کلامی و فلسفی و با مددگیری از عالمان بزرگ علوم تجربی در فرهنگستان علوم ایران از جهات علوم تجربی، چنانچه این فرصت فراهم شود، در یک رسانه جهانی، بدون هیچگونه تنشی با پروفسور هاوکینگ به مناظره بپردازم و داوری را به وجدان پاک انسان‌های صاحب اندیشه و فکور واگذار کنم."
مناظره با منکر خداوند

کوشا #۵۰
kourosh_bikhoda

اگر ذره ای از ماهیت و فلسفه علم آگاه باشید متوجه خواهید شد که علم اصلن نمیتونه خدا رو بررسی کنه 😄

solo

مهر تایید دیگری در فلسفی بودن اثبات یا رد وجود خدا

اولا این حرف شما بر شاخ نشستن و بن بریدن است

تمام بیخدایانی که تا به حال با آنها گفتگو کرده ام با تکیه بر علم خدا را انکار می کرده اند؛ چون خدا قابل اثبات علمی نیست پس وجود ندارد !

ثانیا حاصل مقاله این جستار اثبات مستقیم خدا نیست که اشکال شود بحث وجود و عدم وجود خدا یک بحث فلسفی است و علم صلاحیت ورود در این عرصه را ندارد
بلکه این بحث تنها تلنگری است بر کسانی که با اعتماد بر علم از خدا فراری شده ا ند؛ علم در حال حاضر توانایی توضیح و توجیه هستی موجود را ندارد و هر چه بیشتر جلو می رود این عجز و ناتوانی بیشتر نمایان می شود

امروز احتمال عدم وجود خدا یک در 10/000/000/000/000/000/000 است و این عدد با کشفیات علمی جدید هر روز بزرگتر و بزرگتر می شود

نتیجه این احتمال بعلاوه چاشنی کردن یک مقدار عقل چیزی جز قبول آنچه در دین و فلسفه به عنوان خدا اثبات می شود نیست.

افی الله شک فاطر السموات و الارض