کاربرآزاری!

Dariush

در این جستار با توجه به شناختی که از کاربران داریم، هر بار یکی از آنهایی که می‌دانیم تابِ شوخی‌های بی‌مرز را دارند، را در سناریویی که می‌دانیم تصورِ آن کاربرِ مربوطه را به حالِ انزجار، وحشت، رعشه، ارضا(!) یا هر حالتِ حسیِ شدیدی می‌برد سوژه کرده و به با هم کمی خوش می‌گذارنیم😊.
در لیستِ حاضر هم فعلا دوستانِ زیر کاندید هستند، اگر تمایل به این بازی ندارند می‌توانند انصراف دهند وگرنه هر کاربری از این لیست می‌تواند کاربرانِ دیگر لیست را سوژه کند:
خودم
مهربد
میلاد
آندد
راسل
امیر
شهریار

فعلا همین‌ها هستند. اگر هم کسی داوطلب است می‌تواند اعلام کند تا نام‌اش را به لیست اضافه کنیم.

Nevermore

من هم از همین تریبون موافقت خود را اعلام می دارم.😜

sonixax

منم که خسته ی کل کل 👍

Dariush

احسنت بر شما!
در موردِ امیر:
تصور کنید هر روز مجبور باشد که طبقِ این برنامه روزش را با این دلبرکان بگذراند: صبح‌ها، بعد از یک صبحانه با اینها و لقمه در دهانِ هم گذاشتن، سه نفری با هم در استخری روباز در ملاء عام شنا کنند. سپس نهارشان چنان غذای پرچربی باشد که روغن از دهانِ این بانوان بچکد. مطمئن هستم امیر خواب بعد از نهار را دوست دارد و احتمالا نغمه‌های خرُ خُرِ این دلبران، خواب‌اش را سنگین‌تر و لذتبخش‌تر هم خواهد کرد. قبل از آنکه در یک بارِ شلوغ با هم می زده و به رقص و پایکوبی بپردازند، گلف بازی کنند و برای هم اشعارِ مریم حیدرزاده بخوانند. و در نهایت روزِ پر از هیجان‌شان را با یک تری‌سامِ جانانه و رومانتیک به پایان برسانند! لیسیدنِ کُسِ پرموی ایشان هم امتیازِ ویژه خواهد داشت!

Nevermore

پیشنهاد من برای نفر نخست بانو @Fiona است،بلکه هم ایشان از روزه ی سکوت در آیند.👎

shirin

هم تمایلات سادیسمی و هم تمایلات مازوخیسمی در شماها دیده میشود.

😊

undead_knight #۱۰
shirin

هم تمایلات سادیسمی و هم تمایلات مازوخیسمی در شماها دیده میشود. 😊

با فرض وجودش در حد اینترنتی اونقدرا مشکل حادی نیست:))

shirin #۱۲
undead_knight

با فرض وجودش در حد اینترنتی اونقدرا مشکل حادی نیست:))

شاید اینقدر حاد هست که در دنیای مجازی هم خودشو نشون میده. :D

undead_knight #۱۳
shirin

شاید اینقدر حاد هست که در دنیای مجازی هم خودشو نشون میده. :D

نه اتفاقا کم آزارترین هاش همینا هستند.
اونهایی که جدی هستند میرن توی اینترنت اطلاعات واقعی ادم ها رو درمیارند واقعا میرند سراغشون! :))

shirin #۱۴

خوبه پس. به خودآزاری و دیگرآزاریتون بپردازبد ببینیم چی از آب در میاد. 😝

Dariush #۱۵

دوستان دست از تئوری‌پردازی بردارید، آزار بدهید! الان سوژه امیر است، ببینم دیگر دوستان چطور آزارش می‌دهند! سوژه‌ی بعدی، به یمنِ حضورِ فرخنده‌ی راسلِ گرامی، خودِ راسل است!

undead_knight #۱۶
Dariush

دوستان دست از تئوری‌پردازی بردارید، آزار بدهید! الان سوژه امیر است، ببینم دیگر دوستان چطور آزارش می‌دهند! سوژه‌ی بعدی، به یمنِ حضورِ فرخنده‌ی راسلِ گرامی، خودِ راسل است!

امیر نیست،فایده نداره:))

Dariush #۱۷
undead_knight

امیر نیست،فایده نداره:))

خب هرکس را که دوست داری بیازار!

Dariush #۱۸
Dariush

خب هرکس را که دوست داری بیازار!

البته غیر از خودت!:black_09:

Theodor Herzl #۱۹
shirin

هم تمایلات سادیسمی و هم تمایلات مازوخیسمی در شماها دیده میشود.

اینها تا اندازه‌ای در هر کسی‌ هست ، مثلا من دوست دارم خلال دندان را همیشه در میان دندان‌ها بفشارم تا جایی که از لثه من خون می‌‌آید و از درد این کار خوشم میاید!

Crusader #۲۰

هشدار : زنان انجمن نخوانند !

من Undead_Knight را می‌بینم که درب اتاق خویش را قفل نموده و در سیستم فیلم‌ سوپر پخش می‌کند. سپس با نگاه درشت و خیره به مناظر سکسی شلوار خویشتن را پایین کشیده و در حالیکه روی زانوان خود نشسته کف دستی می‌رود. پس از درنگی کوتاه در مرکز دست راست خود دوبار تف می‌کند و با دستانی خیس آلت خود را می‌مالد تا لحظه‌ی موعود فرارسد. در این اثنا که سکسی‌ترین سکانس فیلم پخش می‌شود ناگهان نفس‌هایش به شماره میفتند، تند تند نفس می‌کشد و محکم آلت خود را بالا و پایین می‌کنید، شدت عمل پس از چندین لحظه چند برابر می‌شود، بطوریکه اندکی از پوست کیر وی کشیده شده و زخم کوچکی برمی‌دارد، اما شوالیه همچنان مستعدانه جلق می‌زند.
بعد از این که قطره‌های عرق بر پیشانی او ظاهر شده و همچنان دست بردارد کیر خود نیست ناگهان آلت خویش را جلوی مانیتور می‌گیرد، چشمانش سیاهی می‌رود و بعد دو قطره آب رقیق و شل از شوالیه بیرون آمده و با شدت روی صفحه‌ی مانیتور پرتاب می‌شوند.
بعد از این انزال دلچسب و گوارا شوالیه دو قطره را با دستان خود از روی مانیتور پاک می‌کند و به نرمی می‌لیسد، سپس شورت خویشتن را بالا کشیده و روانه‌ی دستشویی می‌شود تا چندکیلویی هم بریند و خلاصه از تمام ابعاد جسمی و جنسی و روانی ارضا شود.

قسمت بعدی: شوالیه در دستشویی! 😌

undead_knight #۲۱

بی رگ بودن هم مسئله ای هست برای خودش،فان قضیه رو کم میکنه😬

Crusader #۲۲
undead_knight

بی رگ بودن هم مسئله ای هست برای خودش،فان قضیه رو کم میکنه

ای بی‌رگ، پس به سوالات من جواب بدهید:

1- مدفوعتان معمولا چه رنگی است؟

2- بوی مدفوعتان ملایم است یا تند؟

3- چند کیلو در روز می‌رینید؟

4- آیا تاکنون در کودکی یا بزرگسالی به خودتان ریده‌اید؟

undead_knight #۲۳
امید

ای بی‌رگ، پس به سوالات من جواب بدهید:

1- مدفوعتان معمولا چه رنگی است؟

2- بوی مدفوعتان ملایم است یا تند؟

3- چند کیلو در روز می‌رینید؟

4- آیا تاکنون در کودکی یا بزرگسالی به خودتان ریده‌اید؟

😂
هاها اینا منو آزار نمیده،توی تاپیک مربوطه بزارش تا پاسخ بدم:))

Crusader #۲۴

شما به معنای تحت‌الفظی کلمه بی‌رگ هستید! بهتر است زمان گرانبها را برای شما هدر ندهم، بروم یکی دیگر را قلقلک بدهم!

Dariush #۲۵

من یک روان‌آزاری لایت برای @Russell دارم:
ایشان را موظف می‌کنیم کلاسی در پیشاورِ پاکستان باز کنند و طی چهار ترم فشرده‌ی یکساله روزی ده ساعت به اعضای القاعده، طالبان و نمایندگانِ بوکوحرام منطق، بی‌خدایی، سکولاریسم، فرگشت ، فلسفه و بیگ‌بنگ تئوری تدریس کنند!

Russell #۲۶
Dariush

من یک روان‌آزاری لایت برای @Russell دارم:
ایشان را موظف می‌کنیم کلاسی در پیشاورِ پاکستان باز کنند و طی چهار ترم فشرده‌ی یکساله روزی ده ساعت به اعضای القاعده، طالبان و نمایندگانِ بوکوحرام منطق، بی‌خدایی، سکولاریسم، فرگشت ، فلسفه و بیگ‌بنگ تئوری تدریس کنند!

من بگمانم در این زمینه استعداد خوبی دارم، چنان برای فرگشت و سکولاریسم از قرآن برایشان آیه بکشم بیرون که سروش و کدیور در کف بمانند !!

Crusader #۲۷
یه نفر

منم حاضر :-)

بهتر است استعفا بدهید. چون بعید می‌دانم تحمل تشریح و آشکارسازی سکسی که با داریوش گرامی کردید را توسط من داشته باشید.

Alice #۲۸

به نظر من اینطوری دیگه واقعا کاربرا اذیت می شن.. اینجا میخوایم یه کمی بخندیم و سر به سر هم بذاریم. نه دیگه اینطوری، این مثل توهین می مونه! البته این نظر شخصی منه شاید مهسا ناراحت نشه.

Crusader #۲۹
Alice

به نظر من اینطوری دیگه واقعا کاربرا اذیت می شن.. اینجا میخوایم یه کمی بخندیم و سر به سر هم بذاریم. نه دیگه اینطوری، این مثل توهین می مونه! البته این نظر شخصی منه شاید مهسا ناراحت نشه.

من به کسی توهین نمی‌کنم و مسلما بعد شوخی و مزاح قضیه را در نظر دارم. برای همین هم که کاربر کذایی جنبه‌ی پایینی دارند پیشنهاد دادم استعفا بدهند، چون من به شخصه در شوخی و اذیت کردن محدودیتی قایل نمی‌شوم.

Alice #۳۰

به جز امید من اجازه می دم هرکی که خواست منو اذیت کنه! :)

Dariush #۳۱

در موردِ @Mehrbod:
ایشان را موظف می‌کنیم به مدتِ یکسال 90 درسدِ هرچه در می‌آورد را به پارتنرش که در خانه‌ی مهربد همچون انگل می‌زیید دو دستی تقدیم کند، تمام کارهای خانه‌ هم، از قبیل ظرف شستن و جارو کشیدن بر عهده‌ی خودش خواهد بود و هر شب هم صد پست در یک انجمنی که تنها نویسنده‌اش خودش است و هزاران خواننده دارد ارسال کند.

شغل‌اش هم طوری‌ست که باید تماما برای یک سرمایه‌دار بردگی کرده و نهایتا موجبِ پیشرفتِ تکنولوژی شود.

روزهای تعطیل هم باید به دخترهای همسایه سواری بدهد😰. یکی از کارهایی که باید بکند این است که هر بار که خودارضایی کرد فیلم بگیرد بگذارد در همان انجمن! ساعاتِ خوابش هم حداکثر 5 ساعت در روز باید باشد.

Nevermore #۳۲

@@Alice را می گذاریم معاون @@یه نفر در مدیریت تالار اروتیک به شرط اینکه عکس فرنچ کیس اش با یه نفر را در همین جا قرار دهد،هر دویشان هم اسپاگتی را شکر تمایلات همجنسگرایانه دارند.😄

Dariush #۳۳

من یک سناریوی خیلی خفن‌تر برای @یه نفر در نظر داشتم شهریار! ولی همین هم خوب است، آرام آرام پیش برویم بهتر است.

Nevermore #۳۴
Dariush

من یک سناریوی خیلی خفن‌تر برای @@یه نفر در نظر داشتم شهریار! ولی همین هم خوب است، آرام آرام پیش برویم بهتر است.

درست است داریوش جان،یواش یواش به جاهای خوبش هم می رسیم.😜

Dariush #۳۵
Nevermore

درست است داریوش جان،یواش یواش به جاهای خوبش هم می رسیم.

ای .... ! از اول هم هدف‌ات همان جاهای خوب خوب بود!

Alice #۳۶
Nevermore

@Alice را می گذاریم معاون @یه نفر در مدیریت تالار اروتیک به شرط اینکه عکس فرنچ کیس اش با یه نفر را در همین جا قرار دهد،هر دویشان هم اسپاگتی را شکر تمایلات همجنسگرایانه دارند.

آخه خنگول الان فکر کردی من اذیت شدم؟ من و مهسا انقدر با هم صمیمی هستیم که اصن این حرفارو نداریم.. لب دادن و یا بوسیدن که چیزی نیست.

Alice #۳۷

من می خوام چند نفرو اذیت کنم! یکیش @pulsar می باشد! :)

ناراحت نمی شید؟؟؟

Nevermore #۳۸
Alice;6659[DEL

3]آخه خنگول الان فکر کردی من اذیت شدم؟ من و مهسا انقدر با هم صمیمی هستیم که اصن این حرفارو نداریم.. لب دادن و یا بوسیدن که چیزی نیست.

نه بابا من که می دانستم از این حرفها ندارید،می خواستم بقیه هم بفهمند.😃

جالب شد،حال بگویید ببینم کدامتان strap on می پوشید؟😂

پ.ن:آلیس جان همین الان هم می توانی انصراف دهی، چاره اش سه تا سوت و یک رقص برای بچه ها است.چون شمایی یک قلیان دو سیب آلبالو هم مهمانتان می کنیم.

Theodor Herzl #۳۹

من خیلی‌ چیز‌ها که تا مغز استخوان طرف را میسوزاند به ذهنم می‌رسد بگم ، ولی‌ رویمان نمی‌شود😢

Alice #۴۰
Nevermore

نه بابا من که می دانستم از این حرفها ندارید،می خواستم بقیه هم بفهمند.
حال بگویید ببینم کدامتان strap on می پوشید؟
پ.ن:آلیس جان همین الان هم می توانی انصراف دهی، چاره اش سه تا سوت و یک رقص برای بچه ها است.چون شمایی یک قلیان دو سیب آلبالو هم مهمانتان می کنیم.

نخیر استعفا نمی دم منم به وقتش اذیتتون می کنم.
هیچکدوممون نمی پوشیم. رابطه ما احساسی و عاطفیه و فاقد هر نوع احساس جنسیه!

:)

Nevermore #۴۱
Alice

نخیر استعفا نمی دم منم به وقتش اذیتتون می کنم.
هیچکدوممون نمی پوشیم. رابطه ما احساسی و عاطفیه و فاقد هر نوع احساس جنسیه! :)

هه هه تا دو دقیقه پیش که لب گرفتن " چیزی نبود" برایتان.😌بچه ها خودمانی هستند،خجالت نکشید.به نظر من که زوج هنری ِ خوبی می شوید با هم.😭

Alice #۴۲
Nevermore

هه هه تا دو دقیقه پیش که لب گرفتن " چیزی نبود" برایتان.بچه ها خودمانی هستند،خجالت نکشید.به نظر من که زوج هنری ِ خوبی می شوید با هم.

نه دیگه در حد لب با هم دوستیم! اونم در حد یه لب کوچولو که بیشتر به جای روبوسی استفاده می کنیم...

Dariush #۴۳
Theodor Herzl

من خیلی‌ چیز‌ها که تا مغز استخوان طرف را میسوزاند به ذهنم می‌رسد بگم ، ولی‌ رویمان نمی‌شود

بگویید گرامی، برای آزمایش هم می‌توانید از خود من بیاغازید!

Theodor Herzl #۴۴
Dariush

بگویید گرامی، برای آزمایش هم می‌توانید از خود من بیاغازید!

شما را باید با چند دانشجوی دختر فمینیست توی یک اتاق انداخت دست و پای شما را ببندند و بهتان تجاوز کنند بعد شما را تهدید به قتل کنند اگر حرفی‌ بزنید ، یک دفعه ۲ روز بعد به اتهام اینکه در حالت مستی به آنها تجاوز کردید پلیس شما را می‌گیرد و ۵ سال زندان می‌‌افتید و کار و زندگی‌ خود را از دست می‌دهید ، در زندان نیز رو به هروئین آورده و برای تامین مواد خود کیر هر کس و نا‌کسی را در دهان خود فرو می‌کنید

!👍

Dariush #۴۵
Theodor Herzl

شما را باید با چند دانشجوی دختر فمینیست توی یک اتاق انداخت دست و پای شما را ببندند و بهتان تجاوز کنند بعد شما را تهدید به قتل کنند اگر حرفی‌ بزنید ، یک دفعه ۲ روز بعد به اتهام اینکه در حالت مستی به آنها تجاوز کردید پلیس شما را می‌گیرد و ۵ سال زندان می‌‌افتید و کار و زندگی‌ خود را از دست می‌دهید ، در زندان نیز رو به هروئین آورده و برای تامین مواد خود کیر هر کس و نا‌کسی را در دهان خود فرو می‌کنید !

👍
خوب بود کسرا.

Anarchy #۴۶

دوستان با این حرف ها دارید منو تحریک میکنید وارد کارزار شم ... حیف که اسپاگتی دست و پای ما رو بسته 😖 !!

iranbanoo #۴۷
Dariush

شغل‌اش هم طوری‌ست که باید تماما برای یک سرمایه‌دار بردگی کرده و نهایتا موجبِ پیشرفتِ تکنولوژی شود.

:)))
یکی از فانتزی های مهربد اینه که بشینه خونه و فقط گلدون آب بده:)

Mehrbod #۴۸

@iranbanoo
@Fiona
@Alice
@بانو گشسب

همگی دربه در دنبال شوهر و آغوش گرم برای روزهای سرد و بارانی. برای من دیدن این دلتنگی‌هایِ سوزناک اگر نه خنده‌آور دستکم بامزه است,
نه اینکه من هم مانند next guy آغوش گرم و نرم دلداده و هوای سرد و بارانی را دوست نداشته باشم, نه, ولی اینکه میبینم ٤ تریلیون
یاخته هیچ کار بهتری و آماج والاتری ندارند بجز پرداختن به این فانتزی‌هایِ دلزننده و تکراری برای من سرگرم‌کننده است و یاد آوری
همیشگی از خمش اهرمنیک گاووس (the fuckin bell curve) که ابرهوشمندی چون مرا با این نژاد سبکسر و زنان سبکسرتر نژاد در یک پراکندگی انداخت

..

@Anarchy
آدمی همیشه خسته و بی‌امید و افسرده که نزد خودش میاندیشد از همه هم بهتر و باهوشتر و وارسته‌تر است, جوریکه اگر کسی پیرامونش دلتنگی‌ای
چیزی میکرد میاید پای دردودل‌هایش "شکیبانه" مینشیند و گوش میدهمد, ولی در فرهود تنها به خُردی و اندکی گرفتاری‌هایِ آنان میخندد (٩٥% توی دلش)
و سپس هم نایکراست از بزرگی و مِهندی گرفتاری‌هایِ خودش, جوریکه به در بگوید, دیوار بشنود میگوید و بازمیگوید و در پایان
روز هم میاندیشد که چه آدم سودمند و سُهشمندی در زندگی بوده است!‌

ای کاش یکی بود او را کمی از این ابرمنشیِ بیزارنده درمیآورد ..

@Dariush
"جوانمرد" بزرگ, داریوش فَرَهمند! آری, اگرکه کمتر سخنان گنده مُنده میپّراند و آماج‌هایِ دستیافتنی‌تری در زندگی
داشت و جوریکه بجای دو خط ترجمه‌یِ بهمان مغلطه (که با این تُندای اش اگر به نامیرایی هم دست‌یافتیم, شاید
تا یک میلیارد و سیسد و پنجاه و سه میلیون و اندی هزار سال دیگر هم کار را به جایی نمیرساند) میرفت به زندگی اش
سر و سامان میداد, شاید میشد بجای افسوس خوردن به سوزناکی و pathetic بودن اش, کمی هم به او بالید.

تازگی‌ها هم که زبان پارسیک را جنده کرده و هر واژه‌ای که دستش میرسید را از اینور و آنور درون‌میکشد, که هر آینه چه میشود
کرد, زمانیکه فرهیخته‌یِ فرهنگساز این کشور داریوش آشوری یا نمیدانم حیدری ملایری باشند, داریوش دفترچه‌یِ آن بیگمان بهتر از این درنخواهدآمد.

@Fiona
جانور به درد نخور و بی خاصیت که همچون انگل به این سخنگاه چسبیده و هر از گاهی هم شهبانو‌وار افتخار میدهد و زبان میگشاید (بماند که چندین وچند
بار خود من آنجا ناز اش را کشیده ام و به به و چه چه ها کرده‌ام بساکه دو خط بیشتر بنویسد و به مرگ این سخنگاه نرسیم, ولی دریغ از کمی درک و شعور).

براستی یکی از همان انگل‌هایی که همیشه سخن اشان را میزنم, گسارنده‌یِ ناب, به درد نخور. میاندیشم در آن
مغز بیسخن تنها فانتزی‌هایِ دخترانه‌یِ سوزناک و یکی از یکی بیمزه‌تر یافت شود و داومیبندم نام فیونا را هم از نام کارتون
شِرک برداشته (که من ندیده‌ام, ولی شنیده‌ام درونمایه‌یِ رومانتیک سوزناک و pathetic دارد) و خود نمایانگر خوبی از کپی‌پیست بودن منش او ست (something went wrong in the process and she became dumb)

با این همه نیک بگویم, شاید باید این کمگویی را به فال نیک گرفته و هر چه باشد, دستکم از سبکسری‌ها این
یکی دیگر "یکراست" نمیخوانیم; نایکراست اش را براه سپاسهای معنادار اش اینجا و آنجا به اینکه نمونه‌وار کُسلیسی
چه هنر خوبیه (از کسرا) و اینور و آنور میخوانیم, که باز پذیرفتنیه و همینکه چیزی نمیگوید خود براستی جای سپاس دارد.

@iranbanoo
@Fiona
@Alice
@بانو گشسب

دختران مهر و زاینده‌یِ زندگی که بودنشان به این سخنگاه تازگی و سرزندگی میبخشد. چه که اگر نیک بنگریم, زندگی براستی چه
ارزشی دارد اگر مهر و و دلدادگی و آغوش گرم دلداه‌یِ ماهپیکر را از آن بگیریم؟ آیا براستی شگفت‌انگیز نیست ٤ تریلیون یاخته
اینچنین هماهنگ و زیبا با اندرکنش همدیگر به فرارویش خودآگاهی‌ای میانجامند که خود به پَستای, ازراه مهر و
دوستی با پیکری دیگر و خودآگاهی‌ای دیگر در‌میآمیزد و باز به چیزی فراتر از برآیند خویش و آن دیگری فرامیروید؟

@Fiona
دختر تودار و رازناکِ این سخنگاه. بیشتر از هرکس دیگری درباره‌یِ او کنجکاو هستم,
بویژه زمانیکه پاره‌سخن‌هایی که گهگاه با آرامش و نگارشی شیوا و خواستنی مینویسد و مرا سخت می‌کنجکاواند!

این ویژگی همزمان سُهشناک و اندیشناکی او و کم‌سخنی اش را نه زابی نکوهیده, بساکه فروزه‌ای درخشان باید برشمرد. نگرش و دیدگاه‌هایِ او گرچه یکراست
چندان به میان نیاورده شده‌اند, ولی نایکراست دورنمایی زیبا از آنچه نژاد هومنی باید باشد به ما میدهد: نرمخویی, اندیشیداری, مهربانی و سرانجام همدردی با دیگران; چه که بارها این دختر کمسخن و گزیده‌گو تنها زمانی لب‌گشوده که دیگران (گاه خود من) از راه به بیراهه رفته بوده‌اند.

نامی که بر خود گزیده هم به گوش من همیشه زیبا میاید, دوست داشتم بدانم الهام این نام زیبایِ «فیــونا» را هم این فرشته‌یِ دوست‌داشتنی از کجا گرفته است.

@Dariush
جوان خونگرم و زیبارو — آری, او را دیده‌ام (; — که گرچه همیشه از نیچه و فلسفه‌یِ ابرمنشی وی در
زندگی میگوید, ولی در فرهود تنها از خود فرامنشی و همدردی‌ای ژرف و ستودنی می‌نمایاند. فرهمندی (charisma) و گیراییِ او
نیز گرچه بسیار بالا نیستند, ولی گرمی و آرامشی ویژه به او میبخشند که او را همیشه در یاد من و دیگران زنده نگه میدارد.

در زاد و سرشت داریوش به گونه‌ای ست که در این جهان دیوانه‌ای که در آن گرفتار آمده‌ایم همواره فرامیکوشد راه درست و راستی را
بگزیند و اگرچه همیشه با دشواری‌ها و بدبیاری‌هایِ زندگی شخصی اش در ستیز است, ولی با خوشدلی و خوشرویی باز
میکوشد یکتنه در راه خردگرایی و گسترش آگاهی نیز گام بردارد و با همه‌یِ بی‌زمانی, باز زمان گذشته
و در کارهای ترجمه و فلسفه و اندیشه دیگران را در این راه یاری و همراهی میکند.

از نگارش شیوای او هم این روزها بس خوشی‌میبرم و اینکه میبینم روزبه‌روز واژه‌هایِ زبان اش را گلچین‌وار از
اینجا و آنجا (بویژه از نوشته‌هایِ فرهیختگانی چون داریوش آشوری) میگزیند مایه‌یِ شادیِ و بالیدن من به او میشوند.

@Anarchy
دوست کوشا و مهربان که نمونه‌یِ او را کمتر در این گیتی میتوان یافت (دستکم در این فرهنگ زمخت و نتراشیده‌‌یِ ایرانی که در آن زاده شده‌ایم). پیشه‌ای
که در زندگی‌ اش گزیده خود بهترین نمایانگر از نیکسرشتی وی است و آن اندازه گاه در همدردی و همدلی با دیگران فرامیرود که بیگاه از نادوسرگی آن
میرنجد و آنرا با کمی افسردگی به پای سنگدلی و بی‌دلی دیگران مینویسد. با این همه او همیشه کسی انرژتیک و اُمیدبخش است که هرگز از کوش
و تکاپو نمیایستد و در این راه, با شکیبایی و نیکدلی پای دردودل دیگرانی که نمیتوانند مانند او انگیزه‌مند باشند
مینشیند و آنان را به آینده‌یِ روشن (چه در زندگی شخصی, چه ایرانزمین برای همگان) نُوید و بسا امید میبخشد.

ای کاش کسان بیشتری بودند که او را درمیافتند ...

How to tell falsehood from the truth apart, I wonder ...

پارسیگر

undead_knight #۴۹

مهربد اصلا به خاطر اینکه از ملت تعریف کردی بهت دو تا پوئن منفی دادم،همه فان ماجرا رو خراب کردی:)))))

Nevermore #۵۰

@امید هم احتمالا از آن بتاچه های مفلوک کُس ندیده است که هر روز با دیدن چهره ی دخترکان زیبا و حتی زشت افسوس می خورد اما سعی می کند خود را با جلق شب تسکین دهد،احتمالا یکی از این دوست دختران سیبیلو هم دارد که چندین سال است با او تلفنی صحبت می کند و هر بار پای تلفن از شق درد می میرد اما تاکنون حتی صحبت ماچ و بوسه را هم به میان نکشیده.یکی دو باری هم رفقا جنده آورده بودند و او را دعوت کردند اما بنده خدا از ترس اینکه دوستانش به خاطر کیر کوچکش او را مسخره کنند جرئت نکرد لخت شود.😜